علت اصلی چاقی موضوعی بسیار مهم است که شناخت آن میتواند بسیاری از ابهامات ذهنی دربارهی چرایی چاق شدن و لاغر نشدن را روشن کند.
برای بسیاری از افرادی که دچار اضافه وزن هستند، علت اصلی چاقی برایشان کاملاً مشخص نیست.
آنها نمیدانند چرا چاق شدهاند. حتی اگر دلایل مختلفی برای افزایش وزن خود داشته باشند، اما واقعاً نمیدانند علت اصلی چاقی آنها چیست!
علت اصلی چاقی من چی میتونه باشه؟! 🤔🍔
همهمون کلی دلیل برای چاقیمون داریم، اما اغلب این دلایل از حرفای دیگرونه یا دیدن آدمای اطرافمون شکل گرفته. ولی واقعیت چیز دیگهست! 🙄
من وقتی چاق بودم، همیشه فکر میکردم علت اصلی چاقیم ژنتیکه، چون همه میگفتن تو خونوادهمون چاقی هست و من شبیه عموهامم. حتی از بچگی میگفتن طاسی هم به خاطر شباهته! 😂
هر کی اضافه وزن داره دلایل خودش رو داره، ولی این دلایل باعث میشه تو ذهنمون فکر کنیم قراره همیشه چاق بمونیم و بیشتر چاق بشیم.
وقتی میخواستم لاغر شم، قبلش تو دلم میدونستم که لاغر نمیشم یا اگرم لاغر شم دوباره چاق میشم. با این حال، درد و رنج چاقی باعث میشد بارها و بارها با ناامیدی تلاش کنم. 😞
جالبه بدونی هر بار که تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم، مادرم هفته اول میپرسید: «تو که لاغر نمیشی، چرا داری رژیم میگیری؟!» 😑 این حرفا باعث شده بود فکر کنم لاغر شدن خیلی سخته و شاید اصلا دست نیافتنی باشه.
اما وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهنم برای لاغر شدن استفاده کنم، فهمیدم علت اصلی چاقی اینه که ذهن من یاد گرفته چاق باشه! 🤯 یعنی من خودم کاری نکرده بودم که ذهنم چاقی رو یاد بگیره و اصلا خبر نداشتم.
ولی همونطور که همیشه خودم تصمیم میگرفتم لاغر شم، این تصمیم همیشه با درد و ناراحتی همراه بود. 😓
همه ما تو زندگی چیزهای مختلفی یاد میگیریم و این کاملا طبیعیه که وقتی آموزش میبینیم انتظار یاد گرفتن داشته باشیم.
حالا تصور کن که تو یاد گرفتی چاق باشی! این طبیعیست که ذهنت انتظار چاق بودن داشته باشه. پس علت اصلی چاقی آموزش دیدن چاق شدنه، نه ژنتیک یا سوخت و ساز بدن و این حرفا. 😌
تو تحقیقهام فهمیدم ما میتونیم به ذهنمون چیزای جدید یاد بدیم و با تکرار و تمرین، اون آموختهها رو به مهارتهامون تبدیل کنیم. اما هر چقدر هم تلاش کنیم، نمیتونیم مهارتی که یاد گرفتیم رو کامل فراموش کنیم! 🧠✨

علت تدام چاقی چیست؟
واقعیتش اینه که ما نمیتونیم چیزی رو که یاد گرفتیم، فراموش کنیم! این دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه چاقی ادامه داشته باشه و در واقع علت اصلی چاقی همینه. 🧠⛔
ذهن ما مثل یه جادهی یکطرفهست؛ فقط میتونه یاد بگیره، ولی نمیتونه فراموش کنه. یعنی هر چی یاد بگیری، همیشه همراهته!
مغز ما کلی ظرفیت داره واسه یاد گرفتن، اما نکته مهم اینه که ما خودمون انتخاب میکنیم چجوری از این اطلاعات استفاده کنیم. 🤔
میتونی کلی اطلاعات تو ذهنت ذخیره کنی، ولی فقط همون چیزایی رو به کار میگیری که بهش علاقه داری یا برات مهمه.
وقتی یه موضوعی رو مدام تکرار کنی، مثل چاقی که بارها و بارها تو ذهنت بوده، ذهن خیلی راحت یادش میمونه. به همین خاطر، موضوعاتی که زیاد باهاشون سروکار داری، راحتتر یادته و همیشه تو ذهنت هستن. 🔄💡
اما موضوعایی که کمتر بهشون فکر میکنی یا کمتر استفاده میکنی، باید کلی دنبالشون بگردی تا یادت بیاد. این یعنی ذهن باید بین انبوه اطلاعات، جستجو کنه و این کار انرژی میخواد.
پس دلیل اینکه چاقی ادامه داره اینه که ذهن ما یاد گرفته چاق باشه و این یادگیری، توی ذهن ما ریشه داره و فراموشش سختِ سخت!
به همین دلیل میگیم علت اصلی چاقی اینه که ذهن آموزش دیده چاقی رو یاد بگیره و اگر بخوایم واقعاً لاغر بشیم، باید اول ذهنمون رو دوباره آموزش بدیم. 💪🧘♂️
چند مثال ساده برای درک بهتر علت اصلی چاقی 🍕🧠
۱. مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری 🚲
وقتی بچه بودی، دوچرخه سواری رو یاد گرفتی، دیگه نمیتونی اون مهارت رو فراموش کنی. هر وقت بخوای سوار شی، بدن و ذهنت سریع واکنش نشون میدن.
حالا فرض کن ذهن ما چاق شدن رو هم همینجوری یاد گرفته، یه مهارت ریشهای شده که نمیتونه فراموشش کنه! این دقیقاً علت اصلی چاقی هست.
۲. مثل عادت به خوردن شیرینی بعد غذا 🍰
شاید چندین بار به خودت قول دادی بعد غذا شیرینی نخوری، ولی ذهنت یادش داده که بعد غذا شیرینی خوردن عادیه و حتی دوست داشتنی!
پس وقتی میخوای لاغر بشی، باید اول این عادت ذهنی رو تغییر بدی، وگرنه دوباره سراغ شیرینی میری.
۳. مثل رانندگی با ماشین اتوماتیک 🚗
وقتی رانندگی با ماشین اتوماتیک یاد میگیری، دیگه نیازی نیست به تک تک کارها فکر کنی. این یعنی ذهنت یه سری کارها رو به صورت اتوماتیک انجام میده.
ذهن ما هم چاق شدن رو مثل رانندگی اتوماتیک یاد گرفته؛ یعنی بدون اینکه خودمون بخوایم، دست به رفتارهایی میزنیم که باعث چاقی میشه.
حالا که فهمیدی علت اصلی چاقی آموزش ذهن ما برای چاق شدن بوده، وقتشه با آموزشهای جدید، ذهن رو آماده کنی که لاغری رو یاد بگیره و همینطور جسمت رو همراه کنی تا نتیجه واقعی بگیری.
ذهنمون چه نقشی تو زندگیمون داره؟ 🧠✨
راستش رو بخوای، هدایت ما تو مسیر زندگی به عهده ذهنمونه. ذهن مثل یه راهنما یا حتی بهتر بگم، مثل یه GPS عمل میکنه که مسیرمون رو بر اساس چیزهایی که یاد گرفتیم مشخص میکنه. 📍🚗
ما چاق شدن رو یه زمانی یاد گرفتیم، شاید خیلی قبلتر از اینکه اصلاً حواسمون باشه چی داریم یاد میگیریم. کمکم با تکرار اون رفتارها، عادتها و دیدگاهها، تو این مسیر ماهر شدیم! 🎯
الانم اگه نگاهی به بدنمون بندازیم، نتیجهی همون آموزشهاست. پس واقعاً علت اصلی چاقی خودمون هستیم، حتی اگه ندونیم که چطور به این نقطه رسیدیم! 😅
فرق چاق شدن با خیلی چیزهای دیگه اینه که لازم نیست هی بریم بروزرسانیش کنیم یا چیزی جدید یاد بگیریم. ذهنمون با همون اطلاعات قدیمی هم کارشو عالی بلده! 🤖📦
و اینجاست که دلیل چاق شدنهای مرحلهبهمرحله و تکراری مشخص میشه:
برای اینکه چاقتر بشیم، کافیه همون رفتارها و باورهای قبلی رو تکرار کنیم. نیازی به یادگیری چیزی تازه نیست. چون ذهنمون یه بار برای همیشه اون دستورالعمل چاق شدن رو گرفته و داره خوب اجراش میکنه! 🔁🍩



تنها راه ممکن برای لاغر شدن چیه؟! 🤔💡
خیلی از ما وقتی دنبال لاغری میریم، فقط جسممون رو زیر فشار میذاریم؛ یا غذامونو کم میکنیم، یا ورزش سنگین میکنیم. چون فکر میکنیم «علت اصلی چاقی» فقط همینه، یعنی جسم چاق شده و با این کار میخوایم وزن کم کنیم. 🏋️♀️🥗
اما واقعیت چیه؟! مثل این میمونه که بخوای رانندگی یا خیاطی رو با زور فراموش کنی! 🚗✂️ بدن ما که نمیتونه خودش چاقی رو فراموش کنه؛ چون چاق شدن یه مهارت ذهنیه که ما یاد گرفتیم.
ذهن یاد گرفته چطور چاق بشیم و جسم فقط داره اون رو اجرا میکنه. 😕
وقتی رژیم تموم میشه یا ورزش رو کنار میذاری، دوباره برمیگردی به همون عادتهای قبلی و چاق میشی. سوالی که همیشه میمونه اینه: «چرا با این همه تلاش، لاغر نمیشم؟!» 🤷♀️
یادگیری واقعی از ذهن شروع میشه، نه فقط از جسم! ذهن یاد میگیره و جسم تمرین میکنه. مثل درس خوندن، اول باید بفهمی، بعد تمرین کنی تا توی کار مهارت پیدا کنی. 📚💪
تو مسیر چاقی هم همین اتفاق افتاده؛ ذهن چاق شدن رو یاد گرفته و جسم هر روز بیشتر تمرینش کرده.
پس اگر میخوای لاغر بشی و تا همیشه لاغر بمونی، اول باید ذهنت رو آموزش بدی که لاغری رو یاد بگیره، بعد جسمت رو همراهی کنی تا اون تغییرات تو بدنت ظاهر بشن. 🧠➡️🏃♂️
هیچ راه دیگهای نیست! 👈
همه ما چاق شدن رو یاد گرفتیم از خانواده، اطرافیان، رسانهها و … این دقیقاً «علت اصلی چاقی» ماست. حالا نوبت ماست که لاغر شدن رو یاد بگیریم. 😊✨
یادت باشه، کسانی که ما رو چاق کردن، نمیتونن لاغر کردن رو به ما یاد بدن.
اما افراد زیادی با قدرت ذهن، لاغری رو یاد گرفتن و تونستن زندگیشون رو عوض کنن. این یعنی همه چیز از ذهن شروع میشه! 🌟🧘♀️
به همین خاطر این فایل آموزشی رو آماده کردم تا باهات درباره علت اصلی چاقی صحبت کنم و بهت یاد بدم چطور لاغر شدن رو از ذهن شروع کنی. دوست دارم با هم این راه رو بریم! 💖🚀
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای اینکه بهتر بفهمی علت اصلی چاقی چیه، یه نگاه دقیق بنداز به مهارتهایی که تو زندگیت یاد گرفتی. چاقی هم مثل خیلی چیزهای دیگه، مهارتیه که با تکرار و تمرین بهش رسیدیم؛ ولی چون آگاهانه نبوده، معمولاً فکر میکنیم دلیلش چیزای دیگهست.
- ✅ چه مهارتهایی رو تا حالا تو زندگیت یاد گرفتی؟ (مثل رانندگی، آشپزی، زبان و…)
- ✅ بعد از یادگیری، چطوری با تمرین کردن مهارتت بهتر شد؟
- ✅ چاق شدن چه شباهتی با اون مهارتها داره؟
- ✅ چطور مهارتت در چاق شدن بیشتر و بیشتر شده؟
- ✅ نظرت درباره یادگیری مهارت لاغری چیه؟
- ✅ آیا با روشهای قبلی، واقعاً لاغر شدن رو یاد گرفته بودی؟
- ✅ بنویس چطوری با تمرینکردن میتونی مهارت لاغر شدنت رو قویتر کنی تا به نتیجه برسی.
- ✅ از ویدئوی آموزشی تمرین مخصوص خودت رو بنویس و تو بخش نظرات با ما به اشتراک بذار 💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.06 از 209 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خداوند مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه خوبم منم قبلا چندین عامل رو عامل چاقی خودم میدونستم مثل غذای چرب و سرخ شده و کم تحرکی و یا اشتهای زیاد و این اواخر کم کاری تیرویید و مشکل هورمونی رو هم به عوامل چاقی خودم اضافه تر کرده بودم و واقعا لاعر شدن رو که در ذهنم سخت بود سخت تر کردم و دیگه غیر ممکن کرده بودم و همیشه میگفتم ایناا باعث شده من چاق بشم و دیگه من نمیتونم لاغر بشم .تا با این روش آشنا شدم و همه ی اونها رو از نقض کردم و دیگه خودم وفقط خودم رو عامل چاقی خودم میدونم و قول دادم و تعهد دادم همانطور که خودم خودم رو چاق کردم حالا هم لاعر کنم و اصلا لاغری کار سختی نیست فقط باید یادش بگیریم و من این لاعری ۵۹ کیلو رو که سالها در اون بودم ولی از دستش دادم به خودم بدهکارم و دوباره باید به خودم پسش بدم .
همه ی ما یه روزی در یه جایی در این دنیا متولد شدیم و همه ی ما در کودکی کلی چیز یاد گرفتیم که تصمیم به یاد گرفتن اونها نداشتم مثل فارسی صحبت کردن و یا ربان مادری صحبت کردن ما اینها رو بر اساس بودن در خانواده یاد گرفتیم و اما خیلی راحت و بدون سختی اونها رو یاد گرفتیم و اما اگر بخواییم الان یه زبان دیگه رو مثل انگلیسی یاد بگیریم برای ما سخته و به راحتی یاد نمیگیریم چون ما در کودکی زبا فارسی رو بدون زحمت و فشار و سختی با بارها تکرار کردن و آموزش دیدن یاد گرفتیم و من هر چقدر تلاش کنم نمیتونم هیچ چیز رو در ذهنم فراموش کنم ولی میتونیم اون رو کمرنگ کنم .
همه افراد ی که اضافه وزن دارن چاق شدن رو یاد گرفتن اول از پدر و مادر و بعد از جامعه .
افرادی هستن که از اول چاق نبودن و به مرور چاق شدن حالا بعضیا در سن بلوع و بعضیا از یه سنی به بعد مثلا بعد از ازدواج کم کم چاق شدن و این یک باور فراگیر و قدرتمند در جامعه هست و این باور چطور در افراد تاثیره میزاره ؟؟بارها اطرافیان دیدی و شنیدی که بعد از ازدواج آدم چاق میشه و به صورت یه تصویر ذهنی در شما ذخیره میشه و وقتی ما ازدواج میکنیم این برنامه در ما فعال میشه . دقیقا من خودم جز این دسته افراد بودم که خواهر بزرگتر از خودم رو و همسر ایشون رو که هر دو خیلی لاغر بودن رو از نزدیک دیده بودم که چقدر بعد از ازدواج چاق شدن و بارها همین خواهرم میگفت ادمها بعد از ازدواج چاق میشن و اطرافیان من هم میگفتن و کاملا پدیرفته بودم ادم بعد از ازدواج چاق میشه و بعد از ازدواجم من خیلی راحت بدون زجر و سختی چاق شدم .
بعضی افراد دیگه میگن ما در سن ۴۰ سالگی چاق شدیم چون باور غلط دارن در این سن سوخت و ساز بدن کم میشه و ما چاق میشیم و براشون طبیعی هست بعد از سن ۴۰ سالگی چاق بشن و بازم دقیقا یکی از اشناهای من که مدتها لاعر بود حتی با وجود دو زایمانی که داشته بود اما بسیار خوش اندام و زیبا بود ولی دقیقا بعد از سن ۴۰ چون باور داره آدم سوخت و سازش کم میشه بسیار بسیار چاق شده و چند روز پیش داشت داخل جمع در مورد این باورش حرف میزد و میگفت کاملا علمی و درست هست ولی چون من اگاهم اصلا نپدیرفتم و گفتم امکان نداره همچین چیزی رو تو باورش کردی و برات اتفاق افتاده ومن باور نمیکنم پس برام اتفاق هم نمیفته چون کلی خانم در این سن هستن که بسیار متناسبن پس نقضش میکنم وخوشحالم که این اگاهی رو دارم و یکی دیگه در اون جمع بود که بازم بسیار چاق شده بود به نسبت قبلش ودلیل خودش رو یه مشکل خاص زنانه میدانست و من فقط در دلم به این افراد میخندیدم و ناردحت بودم که اونها دارن راه رو برای چاقی هموارتر میکنن و اصلا تنها دلیل چاقی هر فرد رفتار ،و افکار و باورهاش هست نه هیچ چیز دیگه بیرون از اون فرد .
پس ما هر چیز رو باور کنیم میشه یه الگو برای ذهن ما و برای ذهن چاق شدن طبیعی میشه دقت کنید برای ذهن شما نه خود شما ،ممکنه بگید من نه دوست نداشتم چاق بشم ولی خواسته ی شما مهم نیست اون فکر و باور شما مهم هست و شرایط رو رقم میرنه دقیقا این افراد که در بالا گفتم از چاقی بسیار ناراحت و خسته بودن اما در افکار و حرفهاشون میگفتن جاقی ما طبیعی هست و کلی دلیل داشتن و بنابراین کلی رفتار غلط هم همسو با اون باورشون دارن که خودم بارها دیدم و شاهد بودم پس یادمون باشه باید برای نا خواسته ها هیچ وقت به دنبال دلیل نباشیم برای عکس برای خولسته ها کلی دلیل داشته باشیم و اون رو طبیعی کنید تا موفق بشید و به خواسته ها برسید .
این ذهن همون نیرویی هست که خیلیا ازش ناراضی هستن و خیلیا بهش میگن ریزه خوری پرخوری و اشتها و همش اینها کار ذهن هست که ما توانایی مقابله با اون رو نداریم مگر اول ذهن راضی کنیم و یاد بدیم که لاعری چی هست تا ما هم لاعر بشیم
پس تا حالا علت چاق شدن خودمون رو درک کردیم حالا علت لاعر نشدن رو بررسی کنیم .
پس اگر قبول کردی چاقی رو مثل حرف زدن فارسی یاد گرفتی پس دیگه نمیشه با بستن ذهنمون ما فارسی حرف نزنیم پس نمیشه با نخوردن و یا باز نکردن دهنمون هم لاعر بشیم شما با تکرارکردن جملات خاصی سر ساعت نمیتونین فارسی حرف زدن رو فراموش کنید پس نمیشه با سر ساعت عدای خاصی خوردن چاقی رو فراموش کنید شما هر چقدر مواد مختلف مصرف کنی نمیتونی فارسی حرف زدن رو فراموش کنی پس شما با خوردن هر ماده ی غدایی نمیتونی چاق شدن رو فراموش کنی شما با عمل جراحی فک نمیتونی فارسی حرف زدن رو فراموش کنی پس شما با عمل جراحی هر قسمت نمیتونی چاق شدن رو فراموش کنی .پس شما میتونی با آموزش دیدن هر زبان دیگه کنار زبان فارسی این رو هم یاد بگیرید پس من میتونم کنار چاقی لاغری رو هم آموزش ببینم و کنار آموخته هام از اون استفاده کنم و متناسب بشم .
هر وقت در گذشته سعی داشتم از تمام راه های دیگه لاعر بشم سعی بیخودی میکردم چون ذهنم که تغییر نمیکرد و مرتب من رو وادار به خوردن میکرد و من با اون همه تلاش ولی بعد از مدتی دوباره چاق میشدم و دیگه از این همه فشار اوردن به جسم خسته شدم و تنها راه لاغر شدن این هست که لاغر شدن رو یاد بگیرید و آموزش ببینید و با تکرار اونها لاعر شدن رو یاد میگرین و اما یواش یواش لاعر میشید و نگرانی برای چاق شدن ندارید چون دارید اون رو یاد میگیرید مثل هر هنر دیگه که ما وقتی اون رو یاد بگیریم مییتونیم اون رو انحام بدیم پس لاعر شدن مثل هر موضوعی دیگه باید باشه باید آموزش،و تکرار داشته باشه تا یادش بگیری .مثل رانندگی که یاد گرفتم مثا آرایشکری که یاد گرفتم مثل نقاشی که یاد گرفتم وووو
یکی از دلایل شگفت انگیز بودن این روش این هست که استاد چاق بوده و درد اون رو کشیده و لدت تناسب رو همچشیده و میدونه تناسب چیه .
تنها مزیت چاقی این هست با متناسب شدن یک بار دیگه ما متولد میشیم و لذت تناسب اندام و زندگی آکاهانه رو می چشیم ومن که یه مدت چاق بودم و در زجر برای لاغری بودم میدونم لذت لباس رنگ شاد و متناسب پوشیدن چیه من لدت عدای بدون استرس خوردن رو میدونم چی هست من لذت عدا به اندازه خوردن رو بدون فشار شکمی رو میدونم چی هست من لدت سبک بودن رو میدونم چی هست من لدت آزادی در هر جنبه مثل خوردن مثل فعالیت کردن مثل خرید کردن رو میدونم چی هست و هیچ وقت یک شخص که از اول تناسب داشته اینها رو درک نمیکنه .
من عاشق لاغری هستم و آهسته و پوسته در این راه حرکت میکنم
چرا چاق شدیم ؟چرا لاغر نمیشیم
ابتدا باور کردیم که چاقیم
وقتی بچه بودم مادرم گفت نخور چاق میشی
تو استعداد داری
هیکلت به من رفته
ادم بچه دار شه چاق میشه
ازدواج کنی چاق میشی
ما هیچ وقت سیر نمیشیم
ما اشتهامون زیاد
چرا لاغر نمیشیم
چون با ترس غذا میخوریم
چون فکر میکنیم برای لاغری باید ورزش کنیم
نشان های دریافت شده
بنام خداوندجان وخرد
سلام به استادخوشروی من
سلام به هم مسیرهایدخوبم
گام هشتم
چراچاق شدم؟چرالاعرنمیشم؟
واقعا برای ماهاکه چاق هستیم واضافه وزن داریم این سئوال پیش میاید
که چراباتمام تلاشهای که انجام میدهم لاغرنمیشم
پنچاه وچندسال چاق بودم وبرای لاغری ومتناسب شدن ازخیلی روشهای مختلفی اقدام کردم اما هیچوقت اون نتیچه ای که دلم میخواست کسب نکردم و همیشه
چاق بود
همیشه فکرمیکردم که چرااینقدرمن
تلاش میکنم برای لاغری ومتناسب شدن اما هیچوقت لاغر نمیشم؟
ومن چون همیشه درحال رژیم گرفتن بودم هرجاکه میرفتم و قتی منومیدیدندخیلیها که منومیشناختن همه میگفتن که توهم همیشه درحال رژیم هستی
بسه دیگه چقدررژیم میگیری توهرکاری کنی مدلت اینطوری است
هرکاری بکنی نمی تونی وزنت روکم کنی این حرفهامنوحرصم میداد
وقتی هم لاغرمیشدم همونهادوباره میگفتندکه مواظب باش که دوباره چاق نشی همانها که هم من روازگرفتن رژیم منع میکردند وهم بهم استرس میدادندوگوشزدمیکردندکه دوباره چاق میشوی یعنی چاقی را درمن زنده میکردند ومن دوباره چاق میشدم و لاغرشدن برایم سخت ودشواربود
وبقول استاد.من هم همیشه درخودم سئوال ایجادمیشدکه چرابااین همه
تلاش که میکنم تا لاغربشم اما هیچوقت لاغر نمیشم؟
من یک جاری دارم که از اول جسه اش بزرگ بودوحالاخیلی چاق شده و من یادم نمایید که یکبار هم رژیم گرفته باشه وورزش کنه وهمیشه میگفت که منفجرنمیشیم که بالأخره یه جای استپ میکنیم اماحالاچاقترازسالهای قبل شده
واون بقول استادچاقی خودش روقبول کرده وبرایش طبیعی شده هیچوقت تلاشی برای لاغر انجام نداده
امامن به لطف خداوند مهربان اززمانی که این سایت تناسب فکری راسرراهم قرارداده ومن تصمیم گرفتم
که ازقدرت ذهنم برای لاغرشدن وگاهش وزن استفاده کنم.
اولین جیزی که فهمیدم ودرکش کردم
این بودکه ذهن من چاق شدن رویادگرفته ومن برای یادگیری در ذهنم هیچ کارخاصی وتلاشی انجام ندادم و اصلا اینرونمیدونستم
اماهمیشه این من بودم که برای لاغرشدن وبرای کاهش وزنم تصمیم میگرفتم ومیخواستم که لاغربشم وهمیشه اینگونه تصمیمات برا من زجرآور وناراحت کننده بود
همه مادرزندگیمان برای یادگیری هرموضوعی که بخواهیم یادبگیریم بایدتحت آآموزش قرار بگیریم
مثلامابرای یادگیری خیاطی.آشپزی.آرایشگری و چیزهای دیگربایدکلاس آموزشی رفته تایادبگیریم
ماهمه کم وبیش آشپزی بلد هستیم اما تفاوت مابااون کسی که دوره آموزشی دیده وپخت غذاهارایادگرفته معلوم است که اون با آموزشها یک سراشپزماهرخواهدبوداما ماهافقطآشپزی بلد هستیم واین تفاوت دارداززمین تااسمان
ومابایدبرای یادگیری ازطریق آموزشهای عالی درکناراشتیاق وانگیزه شور وشوق که برای اموختن
داریم میتوانیم نتیجه خوب وعالی ایجادکنیم
ومن به این درک و فهم رسیدم که اگربتوانیم به ذهنمان هرموضوع جدیدی رااموزش دهیم وباتکراروتمرینات آموخته شده،به مهارت درزندگیمان تبدیل کنیم
اما هیچوقت نمیتوانیم وهرچی تلاش کنیم تاچیزی را که یادگرفتیم وآموخته ایم رروکاملافراموش کنیم
ماچیزهای راکه تاحالایادگرفتیم نمیتوانیم فراموش کنیم
بقول اسناد آموزش جیزی راکه یادگرفته ایم نمیتوانیم فراموش کنیم
ویادگیری مانندیک جاده یک طرفه است که هیچ بازگشت نداردونمیتواندفراموش شود
مغزمانندکامپیوتراست شایدهم ازاون
عظیم ترومیتوان بینهایت آموخته بهش داد
اماماهستیم که انتخاب میکنیم که چگونه از اطلاعات آموزشها که در مغزمان ذخیره کرده ایم استفاده کنی
ماباتمام اطلاعات که به مغزمان میدهیم اون چیزی راکه دوست داریم
ومیخواهیم استفاده ممیکنیم
واین استفاده هاواطلاعات باعث میشن که آموخته هادردسترس بودن
مغزمان میشود
ماتمام اون وموصوعاتی راکه همیشه درزندگیمان تکرار کردیم به خوبی یاداوراون میشویم اما به چیزی که کمتر ازش استفاده کردیم اگربخواهیم به یادش هم بیاوریم باید به مغزمان کلی فشار بیاریم وفکرکنیم .
واین فکرکردن همان جستجوکردن در تمام اطلاعاتی است که درمغزمان ذخیره کرده ایم
وهدایت کردنمان توسط ذهن ما صورت میگیرد واین وظیفه ذهن مااست
وذهن مااست که آموزشها یادگیری
موضوعات مسیرحرکت مارادرزندگیمان رو مشخص میکند
چاق شدن یکی ازاین موضوعات بود
که ماازاول یاد گرفته بودیم وبایادگیری اصولی آن به درجه استادی رسیده ایم
ونتیجه اش این جسم مان است که حالامامالک ان هستیم
چاق شدن ازاون دسته از آموخته وآموزشها است که نه نیاز به روز رسانی دارد ونه به بازنگری
چون ذهن ماهمون آموخته هاوآموزشهای قبلی خودعمل میکند
وبخاطراین است که چاق شدن نیازبه آموزش جدیدوتنهاباتکرارکردن آموخته هایمان میتوانیم بارهاچاقتربشیم
من درتمام روشهای که برای لاغری استفاده کردم فقط و فقط جسم خودم راکه آخرین نتیجه است تحت
فشارقراردادم وبااین روشهاوکارهاتلاش کردم که بامحروم کردن جسمم ازموادغذای ویا با طریق انجام تمرینات وورزشهای سنگین وسخت که انجام دادم تابتوانم وزن خودرو پایین بیاورم
همانطور که نمیتوانیم باتحت فشارقراردادن خودمان درموردرانندگی. آشپزی.خیاطی.وآرایشگری وهردانش دیگری رافراموش وازیاد ببریم ونمیتوانی باتحت فشار گذاشتن جسم خودمون چاقیمان روفراموش کنیم
مابرای اینکه لاغربشیم وکاهش وزن داشته باشیم وسایز کم کنیم لاغرشدن را یاد نگرفته ایم وهمیشه بعداز تمام شدن رژیم ویاورزش به وزن قبلی خودبرگشتیم
چون چاق شدن را براساس آموخته هاوآموزشهای قبلی انجام دادیم
وهمیشه درذهنمان این سوال ایجادشده که چراباتمام تلاشهای وکوشش وباهمه این سختی که برای لاغرشدن وکاهش وزن کشیدیم پس چرالاغرنمیشویم
تمام چیزهایی که یادگرفتیم وآموخته ایم ازطریق تعامل بین مغزوذهن انجام میگیرد
واین جسممان است که میزان این مهارترابه نمایش میگذارد تابفهمیم که چقدر کارمادرست بوده
وما هیچوقت ازطریق جسممان نمیتونیم مهارتی راآموش ببینیم
و بایدباذهن اینآموخته صورت برگیرد
وبعد هم با جسم آنچه که آموزش دیده ایم و تکراروتمرین کردیم ویادگرفته ایم وتمام مهارت مادراجرای اموزشهاواندوخته هابیشتروبهترمیشود
مادر چاق شدنمان اینگونه عمل کردیم
اولش چاق شدن روازطریق ذهن توسط تمام کسانی که در دوراطرافمان بودن یادگرفتیم
وجسممان تمام این آموخته هاوآموزشهای و تغییر وضعیتمان که چاق شدن بودبه نمایش قراردادوهرروزبیشتروبیشترشد
پس اگربخواهیم لاغربشیم مهمترازاون لاغرماندن است
بایدلاغرشدن راازطریق ذهنمان بیاموزیم وبعدباجسممان لاغرشدن وکاهش وزن را تمرین کنیم
وبایددراین کار استمرار داشته باشیم
وانچه درباره لاغری آموخته ایم درجسممان به نمایش داده بشه
ولی متأسفانه تاحالااین اتفاق درجسم من رخ نیفتاده ولی مطمعا هستم که این اتفاق درجسم من هم خواهد اوفتاد چون باهرروشی که انجام دادم
جسمم خیلی خوب جواب داده پس دراین روش هم جواب میدهدبه امید خدا
ومیدانم به جزاین روش هیچ روش دیگروجودنداردکه مارو لاغربکنه
وماهمه چاق شدن روازوالدین ورسانه هاو……..آموخته ایم حالامیخواهیم لاغرشدن ومتناسب شدن را یادبگیرم وتفاوتی که دارداین هست که خودمان بایدلاغرشدن راازطریق ذهنمان بیاموزیم چون اون کسانی که
دریادگیری چاقی مارویاری کردن نمیتونن لاغرشدن روبرایمان آموزش بدهند
وباتصاویرشگفت سازان لاغری باذهن
به این موضوع مهم اهمیت بیشتری میدهیم دریادگیری لاغرشدن به خودمون کمک میکنیم
من همیشه عامل چاق بودنم روپرخوری.کم تحرکی.استرس واضطراب .ژنتیک وارثی بودن میدانستم خلاصه هرچه که به چاقیم کمک کرده بوددرخودم میدیدم وهمه انهارومقصراصلی خودم میدیدم میگفتم من تلاش میکنم لاغربشم ووزنم کم بشه امااین عوامل باعث میشوندکه من لاغرنشم بخصوص مادرزادی بودن چون همه میگفتن حتی دکترهاهم میگویندکسی که مادرزادی بایه چیزی مریضی یا چیزدیگری بدنیابیایددرمانی ندارد
چون من ازبدوتولدچاق بودم فکرمیکردم که لاغربرای من محال است اضافه ووزنم راپدیرفته بودم وچاق وچاقترمیشدم
ازوقتی دراین سایت هستم ومتوجه شدم واطلاع پیداکردم و فهمیدم که هیچیک ازاین عامل باعث چاقی من نیستن ومن انرژی زیادی پیداکردم که خودم راتعییربدهم
ماهمه مان در خانواده های متفاوتی بدنیاآمدیم که براحتی تونستم زبان مادری وزبان فارسی را براحتی یادبگیرم وصحبت کنیم
من خودم ترک هستم وزبان ترکی رابه خوبی ازخانواده واطرافیانم یاد گرفتم وخیلی راحت میتونم حرف بزنم وفارسی روازمدرسه دوستان معلمهایادگرفتم ومیتوانم براحتی صحبت کنم
وحالااگربخواهم زبان دیگری رایادبگیریم باید آموزش ببینیم وزحمت بکشیم تایک زبان دیگری رو
یاد بگیریم
مادرکودکی ازخانواده واطرافیانمان چیزهای زیادی یاد گرفتیم
واگه نمیتونیم فارسی رو روان حرف بزنیم به این خاطر است که زبان مادری رابخوبی وبالحجه خودمان رایاد گرفتیم
چون این فرمولهای که درذهنمان از کودکی ذخیره شده است
چاقی ولاغری هم به این صورت است
اما من یادم نمیایدکه جاقی رو چگونه یاد گرفتم چون من ازوقتی متولد شدم چاق بودم وشاید درموقع جنینی فرمول چاقی درذهنم و افکارم
شکل گرفتن
ولی حالابایدبتونم لاغری رویادبگیریم
وفرمولهای لاغری درذهن ناخودآگاه
به شکل تصویر ذهنی دربیاورم ما باید باورمان راتقویت کنیم وبتوانیم باورلاغری رادرذهنمان شکل بدهیم
اگر قبول کنیم چاق شدن رومانندحرف زدن یادگرفتیم وعلت اینکه لاغرنمیشیم برایمان واضح میشه
مااگردهانمان روببندیم نمیتونیم حرف زدن به زبان مادریمان روفراموش کنیم.پس چاقی هم همینطور است
وبانخوردن و نیاشامیدن نمیتونیم چاقی روفراموش کنیم
ماباتکرارجملات تاکیدی سر ساعت خاص نمیتونیم زبان فارسی روفراموش کنیم.وباتکرارخوردن بعضی ازغذاهاسرساعت خاص نمیتونیم چاقی روفراموش کنیم
وحتی باعمل جراحی فکمان نمیتوانیم زبان مادریمان رافراموش وازیاد ببریم .وباعمل جراحی بعضی ازقسمتهای بدنمان نمیتوانیم چاقی روفراموش کنیم
امامیتوانیم بااموزش دیدن واموختن واستمراروتکراروتمرین هرزبان دیگری رویادبگیریم
ومامیتوانیم با آموزش دیدن لاغرشدن .وتکراراموخته هامتناسب وخوش اندام شویم
وقتی لاغرشدن رایادگرفتیم دیگرهیجوقت نگران چاق شدن رانداریم واین لاغری زمان براست ومانندچاق شدن گرم گرم مابایدلاغربشیم واین لاغری پایداراست
خدایااستادوخانواده اش راودوستان گرامی رابه خدای مهربان میسپارم
خداپشت پناهتان باشد
به نام خدای مهربان
خداوند رو سپاسگزارم که من رو با سایت تناسب فکری آشنا کرد تا رویای متناسب شدن رو برای همیشه برای خودم محقق کنم.
سلام به همه ی عزیزان
چرا چاق شدیم؟
من یادمه از سن بلوغ به بعد روند اضافه وزنم شروع شد ولی هیچوقت اونقدر چاق نبودم که اعتماد به نفسم گرفته بشه
اما واقعیت این بود که خودم همیشه دلم میخواست متناسب باشم تا هر لباسی رو که دوست دارم بپوشم و لذت ببرم چون با وجود اضافه وزن هر لباسی رو نمیشه پوشید.
به خاطر همین همیشه ناراحت بودم و دلم میخواست متناسب باشم اما راستش تلاشی برای این کار انجام نمیدادم نمیدونم چرا…
با اینکه خیلی آدم پر تلاشی هستم…
انگار چاق بودن خودم رو طبیعی میدونستم
انگار احساس میکردم اینکه من متناسب نیستم بخشی از وجود منه و جدایی ناپذیره
اما بعد از اینکه ازدواج کردم چون خانواده ی همسرم خیلی انسان های پر خوری هستن و اکثرا اضافه وزن دارن
منم پر خوری اونا روم تاثیر گذاشت و یواش یواش پر خور شدم
با اینکه قبلا هم غذام خوب بود ولی بعد ازدواج خیلی بیشتر شد و همین باعث شد اضافه وزنم بیشتر بشه
یادمه هر وقت تصمیم میگرفتم یه اقدامی کنم برای اینکه کمی لاغر بشم به همسرم که می گفتم میگفت تو خیلی خوبی چون منو با خانواده ی خودش مقایسه میکرد و ب نظرش من خیلی هم متناسب بودم
به مادرم که می گفتم بهم میگفت آخه نمیشه که زن خیلی هم لاغر باشه زن باید یه کم گوشت به بدنش باشه آخه خواهر بزرگ من خیلی لاغره و یه جورایی از اونور بوم افتاده شاید مامانم نگران بود که یه وقت من مثل اون نشم
اما خودم بیشتر دلم میخواست متناسب بشم مثل خواهر دومی که همیشه تناسب داره اما راهش رو بلد نبودم و چندان انگیزه ای هم نداشتم…
یادمه اولین باری که یه نفر بهم گفت که اضافه وزن داری دوست دوران دانشجوییم محدثه بود
وقتی رفتیم باهم لباس بخریم
وقتی متوجه شد که سایز من ۴۲ هست خیلی دعوام کرد
گفت لیلا خیلی بده یه دختر ۲۰ ساله سایزش ۴۲ باشه…
منم اونجا یه کم ناراحت شدم از خودم ولی بعدش انگار حرفش رو فراموش کردم…
اما این روزا که بیشتر دارم به تناسب اندام فکر میکنم و رفتار محدثه رو بررسی میکنم یادمه همیشه برای اینکه متناسب بمونه تلاش میکرد
همیشه موقع ناهار تو دانشگاه نصف غذاش رو میداد به یکی دیگ مثل من فاطمه یا معصومه هرکس که میل داشت…
خوب یادمه که همون نصف غذا رو اونقدر آروم آروم میخورد که واقعا الان که به رفتارش فکر میکنم لذت میبرم
همیشه میگفت وقتی آروم آروم غذا بخوری احساس سیری زودتر در آدم به وجود میاد…
خلاصه همیشه متناسب بود
همین الانم که گاهی باهاش در ارتباطم میبینم که با اینکه ازدواج کرده همچنان متناسب مونده
اما من از سایز ۴۲ به سایز ۴۴ و ۴۶ تغییر سایز دادم و چاق تر شدم
حالا میفهمم که فرمول های چاقی توی ذهنم رخنه کرده بود و مدام داشتم با فرمون چاقی جلو میفرستم
اما الان که با سایت تناسب فکری آشنا شدم دارم سعی میکنم فرمول های لاغری رو جایگزین کنم و به تناسب اندام ابدی برسم ان شاءالله
فقط کافیه وقتی گرسنه شدم بخورم
و وقتی سیر شدم هر چقدر هم که غذا خوشمزه باشه دیگه نخورم
چون لذت خوردن غذا همون یک لحظه ست اما لذت متناسب شدن برای یک عمر همراه آدم میمونه
چرا لاغر نمیشویم؟
من ب راستی چون فرمول های چاق کننده رو نمی شناختم و فرمول های لاغر کننده رو هم بلد نبودم لاغر نمیشدم اما الان که در تلاشم برای یادگیری و عمل به فرمول های لاغری متناسب شدن در انتظارمه…
.خدایا به خاطر آشنایی با فرمول های لاغری ازت سپاسگزارم
استاد عزیز برای اینکه این بینش ارزشمند رو به ما دادید از شما سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلااام
روز ۱۷ تکرار
خیلی خیلی دونستن این آگاهی ها برای متناسب شدن ما مهمه . چه قدر خوشحالم که دارم دوره رو تکرار میکنم و همچین فایل های خاصی رو گوش میدم و به گفته های درونش عمل میکنم.
شما دوتا سوال مهم رو توی این فایل مطرح کردین یکی اینکه چرا چاق شدیم و دوم اینکه چرا لاغر نمیشیم. فکر میکنم مستندی هم که اول دوره دیدیم و درباره ی لاغری بود به همین نام ها ساخته شده بود اما توی اون مستند خیلی کلی درباره ی این موضوع صحبت شده بود مثلا درباره ی اینکه چرا ما چاق شدیم، میگفت که از یه سالی به بعد همه ی مواد غذایی توی بسته بندی های متفاوت و بزرگ تری به بازار عرضه شد که همین باعث افزایش وزن افراد شده و یا مثلا میگفت چون فست فود ها جزئی از زندگی روزمره ی ما شدن و مواد افزودنی زیادی دارن ، این باعث شده که ما اضافه وزن پیدا کنیم . درمورد سوال دوم هم که چرا لاغر نمیشیم ژاک سراغ شرکت های مواد غذایی و صاحبان نام رفت و ما فهمیدیم حقه هایی نظیر این وجود داره که میان اسم کم چرب رو روی مواد میزنن اما در حقیقت اونا افراد رو چاق تر میکنن و یا هیچ کدوم از رژیم ها جواب نمیده ولی اونا با عرضه ی روش های مختلف و بعضا مسخره ی لاغری سعی در کسب درآمد دارن و از بدن انسان ها به عنوان قلکی استفاده کنن که میتونن از شکل بدن اونا ثروتمند بشن.
اما توی این فایل استاد به صورت خیلی متفاوت به این سوال ها جواب دادن مثل همیشه . ما فهمیدیم چیزی رو که یاد گرفتیم نمیتونیم فراموش کنیم ، خب ازون جایی که ما میدونیم ؛ ذهن ناخودآگاه ما مثله یه انباره که همه چیز رو توی خودش داره هر چیزی که ما از بچگی و حتی قبل از اون شنیدیم یا دیدم و بهش توجه کردیم رو از ابتدای ازل توی خودش نگه داشته و ذخیره کرده حالا وقتی ما اومدیم و چاقی رو بین این همه آموزه ، یاد گرفتیم یعنی اومدیم در اون انبار رو باز کردیم و از توی اون انبار چاقی رو انتخاب کردیم ، ازونجایی که این چاقی توی اون انبار ذهن ناخودآگااه ما داشت خاک میخورد به شکل تصویر بیرونی در نیومده بود اما ما با کلید انداختن توی این در باعث شدیم چاقی بیرون بیاد و شکل بیرونی پیدا کنه . ذهن ناخودآگاه ما هم این طوریه که میگه “جنس فروخته شده پس گرفته نمیشه” ، پس ما به هیچ عنوان نمیتونیم چاقی رو برگردونیم به اون زمانی که اصلا از وجودش خبر نداشتیم چون به هر حال ما توانایی های بی شماری داریم و نمیتونیم وقتی از یه تواناییمون به مدت خیلی زیاد استفاده میکنیم یهو بگیم که نه من دیگه نمخوام چاق باشم و از توانایی چاق شدنم استفاده کنم چون ما خودمون این چاقی رو انتخاب کردیم و هر روز به دانسته هامون اضافه کردیم.
یادم میاد کلاس چهارم دبستان توی کلاس ورزشمون بهمون طناب زدن رو یاد دادن و من خیلی از طناب زدن خوشم اومد ، به نظرم ورزش خیلی باحالی بود و با جون و دل روش های مختلف طناب زدن رو یاد گرفتم و ازون جایی که من همیشه توی یاد گرفتن خوبم ، خیلی عالی توی این ورزش پیشرفت کردم و معلممون وقتی میخواست به بقیه ی کلاسا طناب زدن یاد بده میومد دم کلاس ما و منو صدا میزد تا برم برای بقیه ی بچه ها طناب بزنم تا از من یاد بگیرن. ولی توی همون یه سال بود که من خیلی تمرین کردم و توش حرفه ای شدم ، سال های بعد دیگه تمرین نکردم ولی حتی همین الانم که ۷-۸ سال از اون زمان میگذره من اگه یکم تمرین کنم میتونم به روونی همون زمان طناب بزنم و حرکات نمایشی انجام بدم و برای خودمم خیلی عجیب بود وقتی دیدم بعد این همه سال هنوز ذره هایی از این توانایی توی من وجود داره با اینکه من اصلا این تواناییم رو پیگیری نکرده بودم . همه ی اینا نشون میده ما نمیتونیم چیزی رو که زمانی با جون و دل یاد گرفتیم ، فراموش کنیم . ما چاقی و چاق شدن رو یاد گرفتیم با اصرار بقیه ، با باور های اشتباه ، با تکرار یه رفتار چاق کننده یا هر چیز دیگه ای! و تازه ما هممون اینطور بودیم که توی این مسیر همیشه استمرار داشتیم حتی زمانی هم که رژیم میگرفتیم یا ورزش میکردیم هم بازم در مسیر چاقی استمرار داشتیم چون در تلاش برای بر طرف کردن چاقیمون بودیم نه اینکه برای عشق به لاغری و این خیلی انتظار عجیب غریب و دور از ذهنیه که بخوایم با یه سری اقدام سطحی، سعی در دور انداختن چاقی کنیم ما هیچوقت نمیتونیم چاقی رو از ذهنمون بیرون کنیم حتی آدم های کاملا متناسب هم فرمول های بالفعل چاقی رو در ذهنشون دارن و اینکه مایی که چاقیم بخوایم این فرمول هایی که تازه بالقوه هم هستن رو از توی رفتار ها باور ها یا عادت هامون حذف کنیم خیلی مسخره ست و غیر ممکنه، این از این ، اما جذابیت انسان بودن به اینه که میتونیم همزمان چیز های مختلفی رو آموزش ببینیم و قطعا وقتی روی یکی از آموزه ها بیشتر تمرکز داشته باشیم اون رو بهتر انجام میدیم و بیشتر توی ذهن تثبیت میشه . لاغر شدن هم به همین آسونیه نیاز به هیچ اقدام بیرونی ای نیست فقط کافیه توجهمون رو از روی اون یکی زبانمون که چاقیه بر داریم و شروع به یاد گیری یه زبان جدید کنیم. مثله خیلی از کسایی که برای زندگی میرن به یه کشور دیگه و شروع میکنن به اون زبان صحبت کردن و این بار وقتی میخوان فارسی حرف بزنن یکم سختشون میشه چون همش داشتن به اون زبان جدید صحبت میکردن و توی اون مسیر استمرار داشتن . لاغر شدن خیلی سادست . فقط یه انتخابه هوشمندانست ، اینکه توی کدوم مسیر استمرار داشته باشیم مهمه.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹توی دوران مدرسه خیلی دوست داشتم کامپیوتر بلد باشم و باهاش کار کنم وقتی هم مراسم مذهبی میرفتم و کلیپ های خوشکل میدیم انگیزه یادگیریم بیشتر می شد تا اینکه به خاطر آزمون استخدامی رفتم و کامپیوتر یادگرفتم چون خیلی علاقه داشتم روند یادگیری ام خیلی سریع پیش رفت تا اونجایی که به عنوان کمک مربی بهم پیشنهاد شغلی دادن و بعدشم به عنوان مربی کامپیوتر توی آموزشگاه تدریس کردم وقتی به حال خودم توجه میکنم میبینم روند چاق شدن من هم مثل کامپیوتر یاد گرفتنم بوده که رفته رفته بهم گفتن که تو خیلی تحرک داری و بی تحرکیم باعث چاق شدن من میشه و اینقدردر ذهن من این حرف جا خوش کرد و با دیدن افرادبی تحرک وچاق بر باور این تفکر کمک بسیار کرد طوری که مطمئن شدم بی تحرکی همان و چاق شدن همان.همون طوری که به خاطر علاقه زیاد به کامپیوتر روند یادگیریم خیلی سریع بود اینقدر هم باور چاق شدن در من قوی شده بود که فقط منتظر یه کوچولو استارت بود و خیلی سریع جز افراد تپل شدم .من همیشه دوست داشتم از خیاطی هم سر در بیارم و بتونم واسه خودم خیاطی کنم علاقه داشتم ولی به صورت تفریحی دوست داشتم کار کنم و همیشه به عنوان یه هنر که هر کسی باید بلد باشه بهش نگاه میکردم تا اینکه توی همون آموزشگاه کلاس های خیاطی هم راه افتاده و منم رفتم کلاس روزهای اول خیلی با عشق و علاقه کار میکردم و یاد میگرفتم طوری که چند تا لباسم واسه خودم دوختم ولی به خاطر درگیری شغلی که داشتم خیلی از لباسهای مجلسی وقت دوختنش پیدا نکردم و ندوختم و امتحان پایانی هم با بچه ها دادیم و همگی با نمره خوب قبول شدیم و مدرک خیاط شدنمون گرفتیم 😊 ولی خب متاسفانه استمراری در عمل نداشتم و رفته رفته باعث شد خیاطی رو بذارم کنار و دور چرخم نروم .وقتی هم به روند لاغر شدن خودم فکر میکنم میبینم چقدر شبیه کار خیاطیم بوده من چون لاغر شدن رو فقط توی تحرک میدیم فقط تلاشم این بود تحرک داشته باشم با کار کردن کارهای کشاورزی تو باغ و خونمون رو اغلب من داوطلبانه انجام میدادم طوری که اکثر هنرهای کشاورزی یاد گرفتم و انجام دادم .(به خاطر داشتن این هنر از زمانی که با لاغری با ذهن آشنا شدم و به قدرت و توانایی های خودم پی بردم الان خودم رو لایق داشتن یه باغ شهری جذاب میدونم و مطمئنم که بهشمیرسم😊) توی این همه مدت دلم خوش بوده که تحرک دارم ولی چون باورم اشتباه بود که تحرک باعث لاغری میشه و تحرک هام هم مثل هنر خیاطیم موقت بودن و گذرایی نتیجه دلخواه نصیبم نشد تاثیر آنچنانی برروی جسم من نذاشت اگه همون عشق و اراده و استمراری که ذهنم برای کامپیوتر برای من ساخته بود برای خیاطی و لاغر شدن هم ساخته بود لاغر میشدم و جز افراد متناسب بودم واین همه غصه نمیخوردم وخودم رو از خیلی نعمت ها محروم نمیکردم و رفتن به مهمونی ها برخودم قدغن نمیکردماما از وقتی با سایت لاغری با ذهن آشنا شدم و فهمیدم مشکل اضافه وزنم به خاطر تحرک نیست و به خاطر باورهای اشتباهی هست که افراد و محیط برای ما ساخته اند و ما باورکردیم و مسئولیت چاقیم رو بر عهده گرفتم و باورهای صحیح لاغری رو جایگزین باورهای اشتباه چاقی کردم و به خودم قول دادم باعمل کردن به آموزه های استاد’ مهمان ناخونده ام که همون اضافه های وزنم هست رو با استمرار بفرستمش سفر قندهار که دیگه بر نگرده روند لاغر شدنم مثل دوره یادگیری کامپیوترم خیلی سریع در حال انجام شدنه طوری که با یک مدت استمرار قشنگ یکی دو سایز کم میکنم و لاغر میشم 😊خیلی ممنون استاد که من را از خواب غفلت بیدار کردید🙏🙏🌹🌹آموزه هاتون روی تموم جنبه های زندگی من اثر گذاشته من همیشه اعتماد به نفس داشتم ولی از وقتی با سایت شما آشنا شدم اعتماد به نفسم فوق العاده بالا رفته مثبت نگریم در حد اعلا تقویت شده کلی به توانایی های خودم که پنهان بودن پی بردم خودم رو لایق بهترین ها میدونم و این لیاقت داشتن بهترین ها خیلی برام لذت بخشه حتی از عسل هم برام شیرین تره😊 چون با همین لایق دونستن به خیلی از خواسته هام رسیدم و الان دارمشون 😊چیزهایی که حتی توی تصوراتم هم جا نمیگرفت که داشته باشم. وقتی خودم رو لایق بهترین ها میدونم دیگه هیچ نیرویی جلو خواسته من نمیتونه بگیره و باعث شکستم بشه نه فقط توی لاغری بلکه توی همه خواسته هام .و این لذت داشتن حس خوب لایق بودن رو مدیون شما هستم ممنونم که هستید و خالصانه برای ما وقت میگذارید 🙏🙏🙏🌹🌹🌹 ایام به کامتون خوش😊
به نام خداوند زیباااا
قدم هشتم: چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمیشم
سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان
این قسمت در مورد این بود که ما چاقی رو اموزش دیدیم ولی هیچ اموزشی در مورد لاغری ندیدیم، برای همینم حتی اگه وزن هم کم کردیم با رژیم و ورزش یا هر روشی بعد از اینکه خیالمون راحت شد چون ذهن روشی رو جز چاقی بلد نبود ارام ارام دوباره ما رو چاق کرد، ما هرگز لاغری رو یاد نگرفتیم. من باید لاغری رو یاد بگیرم حالا چطوری لاغری رو یاد بگیرم؟ اول از همه با اموزش به ذهنم برای شکستن تمام باورهای اشتباه قبلی.
سوال: من چه باورهای اشتباهی در ذهنم در مورد چاقی دارم؟
جواب: من راستش هیچ وقت باور به اینکه ما ژنتیکی چاقیم، یا ما بخاطره تیروئید چاقیم، یا زنها بعد از ازدواج چاق میشن و اینجور چیزها نداشتم، باور داشتم که اینها همش چرت و پرته، من میگفتم ما چاقیم چون زیاد میخوریم، و هر وقت بتونیم کم و به اندازه بخوریم ما هم لاغر میشیم.
سوال: خوب پس چرا به اندازه غذا نمیخوردی؟
جواب: خوب که فکر میکنم من اصلا نمیدونستم به اندازه چقدر است، من به اندازه رو با کالری مصرفی برای کاهش وزن که مقدارش مثلا ۱۲۰۰ کالری در روز بود میدانستم، و چون این مقدار برای من خیلی کم بود و من رو از نظر روحی و جسمی ارضا نمیکرد یا با شکست پناه میبردم به پرخوری مخصوصا در مورد خوراکی های به شدت ممنوعه مثل کیک، شکلات، شیرینی خامه ای، یا چون میدانستم حق ندارم خوراکی های لذتبخش رو بخورم از روی حرص، ترس، ناامیدی انها رو بیشتر میخوردم، اصلا انقدر توی سرچ هایی که کرده بودم متوجه شده بودم که این هله هوله ها ممنوعه و نباید بخورم بهشون بدجوری حریص شدم و خوردنشون برام حکم یک لذت ممنوعه رو داشت. خلاصه یکی از دلایل چاقی من قدرت دادن و تحت کنترل بودن غذاها و مخصوصا هله هوله بدلیل بد دونستن انها و ممنوع بودن انها بود و همچنین ترس از خوردن و شمردن کالری ها بود که مثلا یک کیک دوقلو معمولی حدودا سیصد کاری داشت که فقط با خوردن ان من ۹۰۰ کالری دیگه میتونستم در روز مصرف کنم و این ترس که وای یه صبحانه و ناهار و این کیک دوقلو کالری های من رو تموم کرد و حالا دیگه نباید چیزی بخورم و این نوشخوارها در ذهنم و بعد سرزنش خودم که ای بابا حالا کیک چی بود خوردی؟ حداقل نصفش رو میخوردی و این حرفها، من و ذهنم رو انقدر خسته میکرد و انرژیم رو میگرفت که از لج خودم میرفتم یه کیک دیگه ایندفعه با نسکافه میخوردم که از اینهمه فشار که دیگه حق نداری بخوری تا فردا یا باید بری روی تردمیل به اندازه ی سیصد کالری و این حرفها و سرزنش ها که چرا خوردی فرار کنم بعد که میخوردم تاسیر میشدم دوباره ذهنم میگفت چرا اینکارو کردی چرا خوردی؟ حداقل اونموقع مثل بچه ی ادم یک کیک خورده بودی حالا دوتا خوردی تازه مثلا نسکافه هم خوردی حالا که خطا کرده بودی بجای جبران بدترش کردی که😡😡😡 حالا باز دوباره سرزنش میکردم خودم رو تو که دیدی نباید همون کیک اول رو میخوردی چرا دوباره رفتی خوردی؟ ( در حالی که خوردن دوم همش به خاطره سرزنش های زیاد از خوردن اول و فرار از فشار سرزنش ها و توهین های در ذهنم بود) و این چرخه ادامه داشت…….. الان که نوشتمش بیشتر متوجه این بازی کثیف ذهنم شدم واقعا چقدر گناه داشتم😭😭😭😭 آآآه از کالری آه از ورودی های اشتباه آه از اطلاعات ویران کننده و اشتباه، کاش هیچ وقت در مورد کالری ورودی و خروجی و این مزخرفات اینهمه سرچ و تحقیق نمیکردم، اینهمه به توانا بودن بدن خودم برای دانستن میزان سیری و گرسنگی شک نمیکردم، اینهمه از خوردن نمیترسیدم، اینها دلایل چاقی من بودن، ترس از خوردن و کالری شماری و سرزنش خودم و حس بد از خوردن،و اینکه فکر میکردم خوردن= چاقی، نخوردن= لاغری. پس هر خوردنی حس بد و چاقی رو در من بوجود می اورد و هر نادیده گرفتن گرسنگی و میلم حس خوب و لاغری!!! که این اتفاق خیلی کم میوفتاد پس من همیشه در احساس بد بودم و احساس چاقی😐😐 یکی دیگه از دلایل چاقی من نادیده گرفتن هوسم بود مثل همون خودرن کیک دوقلو🤪 چرا؟ چون گاهی خیلی دلم میخواست مثلا اون کیک یا هر چیز دیگه ای رو بخورم ولی با مقاومت فراوان سعی میکردم اون رو نخورم یا حداقل یه چیز کم کالری تر یا سالمتر بخورم نمیگم سالم خوری بده ولی گاهی فقط دلت اون خوراکی رو میخواد نه ورژن سالمتر و نه فقط یه چیز دیگه شیرین، مثلا من میومدم به جای همون کیک دوقلو سیصد کالری دوتا خرما میخوردم که مجموع کالریش مثلا ۴۰ بود یا میرفتم کره ی بادام زمینی و عسل میخوردم که حداقل سالم بود ولی به طور خیلی ساده ای دل من فقط همون کیک رو میخواست، و این باعث میشد من از نظر روانی ارضا نشم و دوباره پرخوری و …… و همه ی این شکست ها دلیل چاقی من بود و بس.
در یادگیری لاغری من میخوام به ذهنم یاد بدهم که اولا هیچ خوراکی بد نیست و هیچ خوراکی نمیتونه و قدرت این رو نداره که من رو چاق کنه و هر انچه که دوست داری و میخوای میتونی بخوری و قطعا کالری شماری یک روش کاملا نادرست و اشتباه است و هیچکس جز بدن تو نمیدونه به چه غذا و خوراکی احتیاج داره و بدن تو انقدر هوشمندانه از طرف خدا افریده شده که خودش بهتر از هر متخصص و دکتر و رژیمی میدونه تو به چه غذا و چه مقداری نیاز داری، و اینکه بدونی تمام غذاها و خوراکی ها نعمتهایی عالی از طرف خدا برای رفع نیاز جسمت و لذت روحت هستند و تو با لذت بردن از خوردن و درست خوردن میتونی از خدا تشکر و سپاسگزاری کنی، و هیچ دلیلی هیچ دلیلی برای عذاب وجدان و ترس از خوردن وجود نداره، هرچی خوردی نوش جونت گوارای وجودت. سپاسگزار پروردگارم برای اینهمه تنوع در رنگ و مزه در خوراکی ها هستم،
ممنونم استاد برای این فایل فوق العاده
نشان های دریافت شده
سلام گام ۸ در مسیر لاغری من
چرا چاق شدم سوال مهم وهمیشگی ذهنم بود؟باور کرده بودم👇
۱_چون من پدرم چاق است خانواده پدریم چاق هستن پس عادی است که من چاق باشم .😤
۲_چون من ورزش نمیکنم چاق شدم پس طبیعی است چاق بمونم😖
۳_چون شبها برنج میخورم و یا روزها وچاق کننده است برنج پس طبیعی چاق بشم و لاغر نشم
۴_چون شیرینی بستنی خامه میخورم واینها چاق کننده هستند پس حقم چاقی و چاق تر شدن بیشتر
۵_ شنیده بودم دختر که مریص ماهانه میشه شکمش بزرگ میشه چاق میشه وهروقت مریض میشدم منتظرچاق شدن بیشتر بودم
۶_چون تندتند میخورم چاق میشم پس حقم چاقی بیشتر
۷_چون فست فود نوشابه میخورم حقم چاق بشم وطبیعی است چاق ترشدن بیشتر و هرزمان میخوردم منتظر بودم چندکیلو اضاف کنم 😫
۸_من باشگاه نمیرم پیاده روی نمیکنم حقم چاق بشم طبیعی است
۹_اب کم میخورم خیلی کم پس حقم چاق بشم
۱۰_من تحرک ندارم نمیرقصم همش میخوابم میخورم بایدم چاق بشم
برای اینکه لاغر نمیشم چون من این موارد رعایت نمیکنم پس طبیعی است چاق بمونم و چاق تر بشم و برای ذهنم طبیعی شده بود چاقی من در ذهنم خودم نمیخواستم چاق بشم و تلاش میکردم لاغر بشم و کارهایی انجام میدادم که لاغر بشم و تا زمانی که اجرا میکردم نتیجه میگرفتم ولی به محضی که خسته میشدم رها میکردم چون ذهنم من تشویق میکرد به خوردن و من خودم مجبور میکردم به نخوردن واسه همین یه مدت کوتاه دوام میاوردم و به محضی که رها میکردم برام طبیعی بود که چاق بشم و فورا وزنم برمیگشت و بیشترم میشد و برام طبیعی بود که چاق بشم 😖
الان فهمیدم چرا هرچه تلاش میکنم لاغر نمیشدم؟ چون من به ذهنم فقط چاقی اموزش داده بودم ذهنمم من چاق میکرد و طبیعی شده بود براش چاقی واسه همینم چاق میشدم بدون هیچ گونه تلاشی 😤
الانم واسه اینکه لاغر بشم باید لاغر شدن به ذهنم اموزش بدم گام به گام و در ذهنم طبیعی کنم لاغرشدن رو و راحت لاغربشم و تا ابد لاغربمونم😍😊
ذهن فرمان هدایت گر انسان است و هرچیزی که الان قادر هستی انجام بدی و هر شرایطی که الان داری بخاطر آموزش هایی است که دیدی حرفهایی که باور کردی و شرایطی که در ذهنت طبیعی شده پس در هر شرایطی که هستیم حق ماست چون خودمان اون شرایط به وجود اوردیم واسه همین حق ماست گله شکایت تعطیل کنیم گریه التماس این اون که شرایط ما رو تغییر بده ممنوع دعانویس دعا کن ممنوع ما خودمان تنها فردی هستیم که میتوانیم شرایط خودمان رو تغییر بدیم با قدرت ذهنمان ما توانایی قدرت تغییر کردن داریم
ذهن ما همان جور که چاقی یاد گرفت با فرمول ها و باورها چاق کننده و طبیعی شدن چاقی در ذهنمان الانم باید به ذهنمان اموزش بدیم لاغری رو و به راحتی لاغر بشیم 😊☺
ذهن ما قابلیت پاک کردن و فراموش کردن نداره ولی قابلیت یاد گیری مجدد دارد پس لاغری به ذهنمان اموزش میدیم تکرار میکنیم عمل میکنیم به اموزش ها و طبیعی میکنیم چاقی رو در ذهنمان و ارام ارام ذهنمان متناسب میشه و رفتار ما تغییر میکنه و بعد جسم ما این فراینده لاغرشدن از طریق ذهن است
پس اگه قبلا نتیجه نمیگرفتم و چاق میشدم چون من فقط چاقی به ذهنم اموزش داده بودم واسه همین با انجام دادن کارها فیزیکی موفق نمیشدم لاغربشم
مثال: مثلا وقتی من زبان انگلیسی یاد گرفتم نمیتونم با حرف نزدن زبان انگلیسی فراموش کنم زبان فارسی یاد بگیرم منم با کارها فیزیکی فشار محدودیت نمیتونم چاقی متوقف کنم لاغربشم بلکه باید لاغری به ذهنم اموزش بدم تا متناسب بشم
خواندن ،نوشتن،حرف زدن ،راه رفتن ،نشستن ،اشپزی ،ورزش ،رقص، وچاقی رو اموزش دیدم یاد گرفتم تکرار کردم وباورهام تصویرها ذهنی من شد و الانم برای لاغرشدن باید لاغری به ذهنم یاد بدم تکرار کنم عمل کنم تا لاغر شدن طبیعی بشه در ذهنم و لاغربشم 😊☺
برای ٺغییر دادن هر شرایطی که الان دارم باید اولا کاری به شرایط الانم نداشته باشم اصلا هیچ توجه ای نکنم به نخواسته ها و بعد کنار این شرایط به ذهنم شرایطی که دوستدارم اموزش بدم مث ،ثروت ،خوشبختی،شادی نشاط احساس عالی،ماشین،خونهه، و سلامتی هرچیزی که نداریم الان میتوانیم داشته باشیم با یاد دادن به ذهنمان با تکرار کردن عمل کردن طبیعی کردن در ذهنمان لیاقتش دارندگی ❤❤
پس من همان جور که بدون اینکه بخوام یا تصمیم بگیرم چاق شدم با باورها فرمول ها اشتباه و توجه به چاقی و طبیعی کردن چاقی در ذهنم الانم بدون اینکه توجه کنم به چاقی خودم در مسیر متناسب شدن قدم برمیدارم ذهنم اموزش لاغری میدم خیلی راحت اسان لاغر میشم ❤❤
سلام ب همه ی دوستان عزیز و همسیرم 😊
همه ی ما انسانها از بدو تولد دارای یک ذهن و روح پاک عاری و فارق از هر گونه آلودگی ، گناه ، آموزش و یادگیری بوده ایم ،،ذهنی سفید و تهی
پس کاملا طبیعی بامواجهه با دنیای مادی این ذهن تحت تاثیره عوامل و آموزش و یادگیری های میشه ک شخصیت مارو شکل میده ،شخصیتی ک واقعی ما نیست ،
شخصیت واقعی ما آموزش های غلط و اشتباه نیست ،شخصیت واقعی ما گناه کردن نیست ، شخصیت واقعی ما غم و غصه نیست ،شخصیت واقعی ما کشیدن درد و رنج و سختی نیست ، شخصیت ما آرامش نداشتن و دلهره و دلواپسی نیست ،شخصیت ما چاق بودن و چاق موندن نیست ، چقدر دوست دارم از شخصیتی ک برای من درست کردن دور بشم وو چقدر دلتنگ شخصیتی هستم ک عاری از هر گونه عوامل بیرونیه ک برای من ساختن ، با ورودی های ک برگرفته از آموزش و یادگیری های غلط و اشتباه حتی خودشون بوده
فعلا بگذریم 😞
مااز کودکی چیزهایی زیادی رو آموزش دیدیم ک خودمون نقشی در تصمیم گرفتنش نداشتیم مثل (صحبت کردن ، راه رفتن ، ) شرایطی محیطی ک داشتیم ک کجایی هستیم و با چ گویش محلی صحبت میکنیم (لری ،ترکی ، کردی، جنوبی ، شمالی،) باعث شده ک ما کاملا خودبخودی زبان محلی خودمون رو آموزش ببینیم بدون هیچ تلاش و سختی ،اما من 🙋 ک بروجردی هستم باافتخاراگر ک بخام زبان ترکی و یا زبان کردی رو یاد بگیریم ب آسونی و راحتی زبان محلی خودم نیست ک بدون سختی بدست آوردم،و قطعا باید تلاش کنم برای یادگرفتن و بدست آوردنش ،،و این یادگرفتن تنها در زبان های خارجی انگلیسی و فرانسه و غیره خلاصه نمیشه ،، 😑😑 یاد گرفتن گویشهای محلی ایرانی هم بخودی خود نیاز ب تلاش و یادگیری دارن 🤗😉
پس ما چاق شدن رو هم مثل سایر آموزشگاههای دیگ از طریق والدین ،مدرسه و جامعه یاد گرفتیم از طریق دیده ها و شنیدهامون ک در مقابلشون هیچ نظر وفکرودیدگاهی نداشتیم وخنثی بودیم ،اما یک یا چندتا از همون دیده ها یا شنیدها فرمولی رو در ذهن ماایجاد کرده خواسته یا ناخواسته ک موقع مقعر مارو باهاش روب رو کرده و ماهمچنان از دیدنش متعجب و بهت زده بودهایم 😥😒🙄😳🥺😲😱😰☹️
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
موضوع بعدی عوامل چاقیم : راستش عوامل چاقی من دیگ ب دو بخش تقسیم شده «قبل از آشنایی با روش لاغری با قدرت ذهن : پرخوری ، خواب زیاد ، بی تحرکی ، ارث ،ژنتیک ، کم خونی ، تیرویید کم کار-پرکار، سرنوشت ،اقبال ، خدا خواسته ،ازدواج ، زایمان ، بچه اول -دوم ، ۴۰سالگی خانمها » …
بعداز آشنایی با قدرت ذهن :« هیچ نوع ماده و مقدار غذایی در چاق کردن و چاقتر کردن ما نقش و قدرتی ندارن ، همه ی عواملی ک دربالا نام بردم نمیتونه عوامل چاق شدن و چاقتر شدن افراد باشه ،چرا که افراد متناسب زیادی در جامعه و دردنیا هستند ک باهمون عوامل دست و پنجنه نرم میکنن و هموناهم متناسب هستن و هیچ افکار و باوری ب اون عوامل چاق شدن ما و سایر دوستان ندارن و موفق ترن ( از لحاظ افکارو باورهای تناسب اندام) 😊👍
👌 تنها تفاوت این افراد درباورشونه ک چقدر بها میدن ب دیده ها و شنیدهاشون ک باور پذیری بیشتری داشته باشه برای ذهنشون 👌
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
موضوع بعدی :کلمه ی اشتها نیرویی ذهنی بسیار قوی است ک مارو ترقیب میکنه ب بیشتر خوردن (پرخوری) و ماتوانایی مقابله با دستورات ذهن رو نداریم ما نباید چاق بودنمون رو برای ذهن طبیعی بدونیم اگر بااستفاده ازون یادگیری و آموزش های غلط و اشتباه الگوی رفتاری داشته باشیم و هروز آونهارو تکرار و تمرین کنیم خیلی راحت برای ذهن ما عادی میشه و تصویر ذهنیش از ما فردی میشه چاق و پرخور ،،پس هرچه سریع تر ما باید مثل خیلی دیگ از هنر و مهارتهای مثله : خیاطی ،گلدوزی و یادگرفتن زبانهای زنده دنیا ،نقاشی کردن و خیلی دیگ ازین هنرها ،،هنرو مهارت لاغر شدن و متناسب موندن رو هم یادبگیریم و این آموزش ها و یادگیری هارو برای خودمون و ذهن و روح و روانمون تمرین و تکرار کنیم ک ذهن از این طبیعی بودن و چاق بودنمون بیاد ببرون ،بیرون اومدن ب معنی فراموش کردن.. نه بلکه یادگیری و آموزشهایی ک چاق بودن ۵سال ،۱۰سال ،۱۵ و حتی سالهای بیشتر چاقی مارو کمرنگ و کمرنگتر کنه چون ما هیچ وقت نمیتونیم آموزشهای خوب و بدی رو ک چند ساله داریم باهاشون زندگی میکنیم تکرارش کردیم و تصویر ذهنی براش ایجاد کردیم و نمیدونیم ک ریشه این فرمول ها از کی در ورودوی ذهن ما ایجاد شده رو فراموش کنیم ، مسیری اموزش و یادگیری ذهنی (لاغری با قدرت ذهن): جاده ای یک طرفه ای است ک نمیشه تو دلش چیزی رو فراموش کرد فقط میشه یاد گرفت و آموزش درست و صحیح دید چ بسا این یادگیری هارو آنقدر تمرین و تکرار کنیم و استمراو اشتیاق داشته باشیم برای یادگیری و آگاهی های جدید ک فرمولهای چاق بودن و چاق موندنمون انقدری کمرنگ بشه برای ذهن ک ب سختی قابل تشخیص باشه براش اگر ک واقعا و قلبن تشنه ی دریافت این آگاهی ها باشیم انشاءالله 😑🤗😉🙏واینکه خواسته ی مااهمیتی نداره برای ذهن ک ما نمیخاستیم چاق بشیم ،اهمیت ومهم برای ذهن باوری ک درخودش ایجاد کرده .حتی اگ ب اشتباه بوده ،،دیگ تاحالا اینو متوجه شدیم ک قابل تشخیص نیست برای ذهن عزیزمون خوب یابدبودن .خواسته یا ناخواسته های ما😊😥
ولی چ میشه کرد خودمون آموزشش میدیم درست و صحیح ووصلش میکنیم ب سرچشمه ی خوبیها جای ک حق و طبیعی بودنش هست وصل الهی 🤍
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
موضوع بعدی :چرا لاغر نمیشویم‼️؟؟ خب ما در همه ی اون تلاش ها و راه و روش های گرفتن رژیم و انجام دادن حرکات ورزشی سبک و سنگینی ک داشتیم سعی و تلاشی بی سود فایده میکردیم برای رسیدن به خواسته و هدفی ک صورت مسله اشو نمیدونستیم ،ماانسانهایی بودیم ک دلیل های مختلف و گاهی مشابهی داشتیم برای چاق بودنمون و براساس اون دلیل و بهانه تلاش میکردیم غافل ازینک ما چاق بودن رو یاد گرفته بودی اونم ذهنی ،مثل دودوتا چهارتا کردنهای ریاضی پس دیگ الان واضحه ک مابااون حرکات و راه و روشها نمیتونستیم ک چاق بودنمون روفراموش کنیم ک بخایم با درد و رنج محوش کنیم یا از شرش خلاص بشیم بدتر میچسبودیمش ب خودمون و میگفتیم ک باش ..چرا ک ما با درد و سختی و رژیم و ورزش دنبال چاق بودن نبودیم ..این روزا ک دارم آگاهی بیشتری ب ذهنم میدم خیلی دارم درک بیشتری میکنم ک واقعا همینطوره ک بدون سختی و تلاش چاق شدیم ولی با سختی و تلاش میخاستیم لاغر بشیم واین دوکاملا در تضاد بودن باهم …
خلاصه ک ما نمیتونیم آموزش های رو ک دیدیم رو فراموش کنیم مثل رانندگی و اشپزی کردن ک ما هر چی بیشتر تکرارو تمرینش میکنیم بهترتر برامون راحترو دلچسب تر میشه ، حتی ی روزای با حال بد رانندگی میکنیم آشپزی میکنیم ولی بهتر و بیشتر توی اون یادگیری ها ماهرو استاد تر میشیم و پیشرفت میکنیم .پس ما با راه و روش اشتباه نمیتونستیم چاق بودنمون رو فراموش کنیم
اما جای خوشحالیه ک میشه لاغر شدن رو هم یاد گرفت انقدر روی باور سازیش کار کرد .. خوبه چاقی اصلا فراموش نشه ولی کمرنگ و قابل استفاده نکردن ک میتونه بشه تنها درمسیر لاغری با قدرت ذهن,🤗 با موندن و ادامه دادن انشاءالله 😊😉
ب امید موفقیت همه ی دوستان عزیز وهمسیرم🙏🌹.
وقتیک از gmail م پیام دریافت میکنم از دوستانی ک فالوشون کردم ،وقتیک با خوشحالی میخام دیدگاهشون رو بخونم و نمیشه چون در سرزمین لاغرها هستند ،دوستان و استاد عزیزم نمیدونید چطوری دلم قَنج میره ک بتونم بخونم اون دیدگاه اتون رو و چ آگاهی های نابی هستند ک من فعلا ….😑☺️
موفق باشید انشاءالله همیشه 🌹🌹
سلام استاد جان وقتتون بخیر😊
استاد جان درک وتحلیلم درست نبوده ازاین قسمت ازفایل ..؟!
چون فاقد مدال هست نیاز ب تکرار هست ک ب درک و تحلیلی درستر برسم ؟
ممنون میشم از پاسختون🙏🌺
همه چی درسته
ادامه بدید
نشان های دریافت شده
بنام خدا
چرا لاغر نمی شوم
ذهن ما با استفاده از اموزشهایی که یاد گرفته ایم مسیر ما در،زندگی را مشخص میکند چاق شدن هم یه موضوعی،بوده که ما از گذشته یاد گرفته ایم و در بکار گیری آن به درجه استادی رسیدیم. چاق،شدن نیاز،به،باز نگری،ندارد ذهن طبق همان آموزشهای قبلی عمل میکند ما با تکرار همان آموزشها میتوانیم چاق تر شویم در تمام،روشهایی که ما جسم را تحت فشار قرار داده و نتیجه کسب نکرده مثل این بود که با،فشار،آوردن به خود خیاطی یاد بگیریم یا نقاشی کشیدن را،..
پس به این نتیجه می،رسیم که با تحت فشار گذاشتن جسم نمی توان چاقی را فراموش کرد یاد گرفتن یا آموختن از طریق تعامل بین مغز و ذهن انجام میشود و جسم نمایش دهنده میزان مهارت شما در یاد گیری است و از،طریق جسم با تکرار تمرین آنچه آموخته ایم مهارت خود را در اجرای آموخته ها لیشتر کنیم .پس اگر تمایل به لاغری دارید لاغر شدن را اول از طریق ذهن بیاموزید و سپس،با جسم،خود لاغر شدن را تمرین کنید .
علتهای چاقی که،از کودکی یاد گرفتیم
خیلی،ها غذا ها را مثل خودم و یا ژنتیک ویا کم تحرکی
یا ازدواج و تنها راه حلش را طبیعی بودن چاقی خود می،دانستند .
همه ی ما روزی متولد شدیم در فرهنگ و اداب مختلفی و از کودکی خیلی چیزها را یاد گرفتیم مقلا فارسی صحبت کردن را بدون زحمت و خود یهودی یاد گرفتیم ول اگر بخواهیم زبان آلمانی صحبت کنیم باید خیلی زحمت و تلاش کنیم .
حتی ما زبان محلی خودمان را هم به خوبی یاد گرفتیم و هر کاری کنیم نمیتوانیم ان را قراموش کنیم چون ان را یاد گرفتیم
همه ی آدم های چاق ،چاقی را یاد گرفتند و نمیتوان آنرا فراموش کرد .
من خودم چاقی را در دوران،بلوغ یاد گرفتم و یا فکر کردم مواد غذایی بوده از نوجوانی شنیده بودم که هر،کس ازدواج کنه چاق میشه یا باردار باشه چاق میشه و این فرمول ها ور ذهنم بوجود اومد و وقتی به سن بلوغ رسیدم بعد ازدواج کردم و،باردار شدم یواش یواش تبدیل به تصاویر ذهنی شد ک،من چاق شدم .
بعضی هم باور گردن که خانها به چهل برسن چاق،میشن و همین پروسه در،انها هم اتفاق افتاده.
شما باعمل جراحی فک و دهان نمیشه نمیشه فارسی صحبت کردن را فراموش کرد
پس با عمل جراحی مهره نمیتوان چاقی را فراموش کرد اما با آموزش دادن،به،ذهن میتوان چاقی،را فراموش کرد و پدیده ای بسیار زیبا و قشنگ به نام،لاغری بوجود آورد و لاغر شدن را یاد گرفتی دیگه نیازی نیست نگران چاقی باشی .
لاغر شدن هم یاد گرفتنی است اما یهویی نیست باید اول لاغر ی را از طریق ذهن یاد گرفته و یواش یواش و خودبخودی در جسم ما بوجود میاد .
از شما هم ممنونم استاد.