0

استفاده از قوانین در عمل (قسمت ششم)

قانون جذب عملی
اندازه متن

💫 آنچه باقی می‌ماند، خودِ ما هستیم و دنیای درون‌مون!

سال‌های زیادی فکر می‌کردم اگه فقط فلان چیز رو داشته باشم، خوشبخت‌ترین آدم روی زمین می‌شم…

🚗 یه ماشین مدل بالا

🏡 یه خونه رویایی

💰 یه حساب بانکی پُر و پیمون

هر بار چیزی به دست می‌آوردم، یه ذوق چندروزه داشتم، ولی بعدش؟ دوباره یه حس خالی… یه سوال درونی: “پس اون حس خوشبختی همیشگی کو؟”

✨ به لطف خدا مسیرم عوض شد و کم‌کم زندگی‌م شروع به تغییر کرد.

🧹 چیزهایی که نمی‌خواستم، خودشون از زندگیم رفتن

🎁 چیزهایی که می‌خواستم، بی‌دردسر وارد شدن

ظاهر زندگی‌م خیلی فرق کرد… ولی یه چیز هنوز همون بود: دنیای درونم.

هر چی بیشتر توی شرایط جدید زندگی کردم، بیشتر فهمیدم که شادی و آرامش درونی، با چیزای بیرونی نمی‌سازه. 🙃

💡 فهمیدم که:

دنیای درون، جنسش از جنس ماده نیست…

پس ماشین و خونه و پول، نمی‌تونن شادیِ ماندگار بسازن.

🌈 حس خوب پایدار، فقط وقتی میاد که “هنر زندگی در دنیای درون” رو یاد بگیریم.

دنیای درون هم قانون داره! درست مثل دنیای بیرون…

🗑 همون‌طور که رها کردن زباله‌ها توی خیابون باعث بیماری می‌شه، رها کردن افکار منفی توی ذهن هم باعث به‌هم‌ریختگی درونی و احساس بی‌حوصلگی می‌شه.

🎒 من قدیما حتی قبل از رفتن به مسافرت، نگران روز برگشت بودم!

هی فکر می‌کردم: “بعدش چی؟ دوباره همون روزمرگی؟”

این‌طوری اصل سفر رو نمی‌دیدم! 😞

اما این بار، با دوستانی همراه شدم که سال‌هاست می‌شناسمشون…

و وسط همین سفر، انگار یه آینه گذاشتم جلوی خودم.

👀 دیدم چقدر فرق کردم… چقدر نگاهم به زندگی تغییر کرده.

💭 فهمیدم که:

وقتی افکار و احساساتت رو مدیریت نکنی، حتی وسط یه منظره قشنگم حالت گرفته‌ست.

📘 حالا دارم با فرمول‌های ذهنی جدید زندگی می‌کنم و دنیام واقعاً تغییر کرده.

و می‌خوام این تجربه رو با شما شریک بشم 🌱

🎯 اگر این مطالب برات الهام‌بخش بود، این فقط شروع ماجراست…

ما هر روز می‌تونیم قدمی برداریم برای ساختن یک زندگی رؤیایی؛

اما اگه ندونیم چطور از قدرت ذهن‌مون استفاده کنیم، ممکنه همیشه دور خودمون بچرخیم… 😕

💎 به همین دلیل من دوره‌ای طراحی کردم به نام:

«رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن» ✨🧠

دوره‌ای عمیق و عملی که در ۵ بخش جامع ارائه شده

و هر بخش شامل ۸ جلسه آموزشیه که توی هر کدوم،

به شکل ساده و کاربردی درباره موضوعات مهمی مثل:

🌟 قانون جذب

🧲 فعال‌سازی فرکانس ذهن

🎯 تصویرسازی درست

💬 عبارت‌های تاکیدی

🔥 و نحوه رسیدن به خواسته‌ها با نیروی تمرکز و باور

صحبت می‌کنیم…

🛤 اگه واقعاً می‌خوای با ذهنی آرام‌تر، قدرتمندتر و هدفمند زندگی کنی،

این دوره می‌تونه یه نقطه‌ی شروع فوق‌العاده برای تو باشه. 🌱

📌 برای آشنایی بیشتر با جزئیات این دوره و ثبت‌نام، همین حالا به صفحه زیر سر بزن:

👉 ورود به دوره رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن

📣 منتظرت هستم تا با هم رؤیاتو بسازیم…

💡 پیشنهاد من برای همراهی بهتر با این مجموعه آموزشی:

  • ✅ بعد از دیدن هر قسمت، قوانین ذهنی گفته‌شده رو یادداشت کن
  • 📝 توی بخش نظرات، برداشت خودت رو بنویس
  • 🤝 با این کار هم خودت بهتر یاد می‌گیری، هم به بقیه کمک می‌کنی تا عمیق‌تر بفهمن

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم ❤️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.66 از 32 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=31028
13 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۷/۲۵ ۰۰:۰۱
      مدت عضویت: 469 روز
      امتیاز کاربر: 4620 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      «استخراج  40 قانون ذهنی از قسمت ششم «استفاده از قوانین در عمل»

      ۱. قانون تا وقتی در ذهنم بماند، هیچ اثری ندارد؛ باید آن را زندگی کنم.

      ۲. هر فکری که تکرار شود، تبدیل به باور می‌شود.

      ۳. باورها واقعیت بیرون را می‌سازند.

      ۴. هیچ اتفاقی تصادفی نیست؛ هر چیز پاسخی به ارتعاش منست.

      ۵. تمرکز من، سرنوشت من را تعیین می‌کند.

      ۶. هرچقدر بیشتر به چیزی توجه کنم، همان بیشتر رشد می‌کند.

      ۷. احساس من، زبان جهان است.

      ۸. حس بد یعنی ناهماهنگی با خواسته‌هایم.

      ۹. حس خوب یعنی در مسیر درستی.

      ۱۰. ذهن قدیمی همیشه من را به مسیر ترس برمی‌گرداند؛ هوشیار باش.

      ۱۱. آگاهی یعنی دیدن بدون قضاوت.

      ۱۲. مقاومت، یعنی جنگیدن با واقعیت فعلی و درجا زدن در همان وضعیت.

      ۱۳. پذیرش، اولین قدم برای تغییر است.

      ۱۴. تغییر درونی، همیشه پیش از تغییر بیرونی اتفاق می‌افتد.

      ۱۵. من خالق تجربه‌های خودم هستم، نه قربانی شرایط.

      ۱۶. هر لحظه می‌توانم مسیرم را عوض کنم.

      ۱۷. ارتعاش من از حرف‌هایم مهم‌تر است.

      ۱۸. قانون همیشه فعال است، حتی وقتی فراموشش می‌کنم.

      ۱۹. دانستن کافی نیست، باید عمل کنم.

      ۲۰. هر واکنش احساسی، نشانه‌ای از درون منست، نه بیرون.

      ۲۱. جهان، انعکاس باورهای منست.

      ۲۲. هرچیزی که در دیگران می‌بینم، بخشی از ارتعاش خودم است.

      ۲۳. ترس، فقط نتیجه‌ی تمرکز بر نبود است.

      ۲۴. ایمان، یعنی باور به دیده‌نشدنی‌ها.

      ۲۵. هر چه را بخواهی اما از روی کمبود، نمی‌آید.

      ۲۶. آرامش، نشانه‌ی هماهنگی با قانون است.

      ۲۷. عجله، ارتعاشِ نداشتن است.

      ۲۸. سپاسگزاری، سریع‌ترین راه تغییر فرکانس است.

      ۲۹. وقتی از چیزی می‌ترسم، آن را قوی‌تر می‌کنم.

      ۳۰. ذهن من ابزار است، نه ارباب.

      ۳۱. هر تصمیم آگاهانه، دروازه‌ای برای واقعیت تازه است.

      ۳۲. توجه به خواسته، انرژی ایجاد می‌کند؛ توجه به ترس، مانع می‌سازد.

      ۳۳. احساس، قطب‌نمای مسیر منست.

      ۳۴. هیچ‌کس نمی‌تواند احساس من را کنترل کند، مگر با اجازه‌ی خودم.

      ۳۵. جهان دقیق و بی‌خطاست؛ همیشه طبق قانون پاسخ می‌دهد.

      ۳۶. عمل، یعنی هماهنگی بین فکر، احساس و رفتار.

      ۳۷. عشق، قوی‌ترین ارتعاش دنیاست.

      ۳۸. وقتی در عشق و آرامش باشم، خواسته‌هایم متجلی می‌شوند.

      ۳۹. اشتباه‌کردن بخشی از یادگیری است، نه نشانه‌ی شکست.

      ۴۰. هر بار که آگاهانه انتخاب می‌کنم، در حال خلق واقعیت تازه‌ای هستم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۷/۲۴ ۲۳:۵۴
      مدت عضویت: 469 روز
      امتیاز کاربر: 4620 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 898 کلمه

      قسمت ششم

      گاهی با خودم فکر می‌کنم چقدر ساده‌ست فراموش کردنِ چیزهایی که قبلاً با تمام وجود فهمیده بودم.مثل وقتی قانون‌ها رو یاد می‌گیرم، هیجان دارم، حس می‌کنم همه‌چی دست منه، اما یه‌هو وسط زندگی، انگار اون آگاهی از لای انگشتام سر می‌خوره و گم میشه.انگار دوباره ذهن قدیمی، با تمام عادت‌هاش، برمی‌گرده و من رو می‌کشه به همون مسیرهای تکراری.و حالا می‌فهمم که قسمت ششم دقیقاً همینه…یادآوریِ اینکه قوانین فقط موقع شنیدن قشنگ نیستن — باید در عمل، در لحظه‌به‌لحظه‌ی زندگی جاری بشن.

      همیشه فکر می‌کردم قانون یعنی یه جمله‌ی طلایی که بنویسمش رو کاغذ، هر روز بخونم، و بعد زندگیم خودبه‌خود تغییر کنه.ولی حالا دارم می‌فهمم قانون یعنی شیوه‌ی بودن.یعنی اینکه چطور در هر لحظه، وقتی موقعیت‌ها میان، خودمو در جای درست نگه دارم.وقتی اتفاقی می‌افته، قبل از اینکه ذهنم شروع کنه به قضاوت و ترس، یادم بیاد که من خالق احساسمم.این یعنی عمل‌کردن به قانون.یعنی انتخاب‌کردنِ آگاهانه، نه واکنش خودکارِ قدیمی.

      یه چیزی در درونم این روزها آروم‌تر شده.چون دارم یاد می‌گیرم که هر قانون، تا وقتی فقط تو ذهنم باشه، هیچ کاری نمی‌کنه.باید بیاد توی تجربه‌هام، بیاد وسط زندگی.اون‌جا که ناراحت می‌شم، اون‌جا که ترس می‌گیرتم، اون‌جا که یه چیز پیش‌بینی‌نشده اتفاق می‌افته.اون‌جا قانون زنده میشه.اون‌جا که می‌تونم ببینم: «آهان، این‌جا قراره خودِ جدیدم تصمیم بگیره، نه اون ذهن قدیمی که فقط بقا رو بلده.»

      قسمت ششم یه جور تمرین برای عمله.برای اینکه دیگه نگم «می‌دونم»، بلکه بگم «دارم زندگی می‌کنم باهاش».قانون جذب، قانون توجه، قانون ارتعاش… اینا تا وقتی فقط درک‌شون کنم، توی سطح می‌مونن.ولی وقتی باهاشون زندگی کنم، می‌شن بخشی از من.می‌شن طرز نگاهم، نحوه‌ی برخوردم با خودم، و در نهایت، سرنوشت جدیدم.

      وقتی می‌گن «در عمل از قانون استفاده کن»، یعنی همون لحظه‌ای که حس بد داری، بدونی چی داری پخش می‌کنی.و به جای اینکه با حسِ بدت بجنگی، فقط نگاهش کنی، بپذیریش، و آروم جهتش رو عوض کنی.یعنی درگیر نشی، فقط انتخاب کنی.انتخابِ فکر بهتر، حسِ بهتر، ارتعاشِ بالاتر.همین یعنی تسلط.همین یعنی عمل به قانون.

      گاهی فکر می‌کردم تسلیم شدن یعنی ضعیف بودن.ولی حالا دارم می‌فهمم که تسلیم یعنی اعتماد.اعتماد به اینکه جهان دقیق کار می‌کنه.به اینکه هرچیزی که الآن دارم می‌بینم، فقط بازتابِ باورهای منه.و اگه بخوام بیرون عوض بشه، باید درونم رو نرم کنم، نه بیرون رو کنترل.همین جاست که قانون، از یک جمله، تبدیل میشه به واقعیت زنده.

      من یاد گرفتم وقتی چیزی ناراحتم می‌کنه، به جای اینکه ازش فرار کنم یا باهاش بجنگم، فقط بپرسم:«من الآن چه ارتعاشی می‌فرستم؟»و همین سؤال، همه‌چیو تغییر میده.چون آگاه‌بودن یعنی نجات.یعنی دیگه قربانی شرایط نیستم.یعنی قانون رو آوردم وسط زندگی واقعی‌م.

      این قسمت بهم یاد داد که هیچ‌چیز در بیرون، به خودیِ خود، بد یا خوب نیست.هرچیزی، فقط پاسخی‌ه به ارتعاش من.و منم اون‌قدر قدرتمندم که هر لحظه بتونم مسیرم رو عوض کنم.اگه ذهنم سمت ترس بره، فقط با یه تصمیم، می‌تونم برش گردونم سمت عشق.با یه نفس عمیق، با یه جمله‌ی ساده:«من امنم. جهان من امنه. من هدایت می‌شم.»و همون لحظه، حس آرامش برمی‌گرده.اون آرامش یعنی عمل‌کردن به قانون.یعنی تنظیم‌کردن ارتعاش، نه از روی اجبار، بلکه از روی عشق.

      یه جایی از متن، حس کردم استاد داره می‌گه:«فقط اون دانشی برای تو فایده داره که بهش عمل کنی.»و چقدر این جمله برای من آشنا بود… چون بارها فهمیدم، خوندم، شنیدم — ولی وقتی نرفتم سمت تجربه، هیچ تغییری نکرد.الان دیگه برام روشنه: من باید قوانین رو زندگی کنم، نه حفظشون کنم.باید بشم خودِ قانون.

      وقتی مثلاً قانون توجه می‌گه: «هرچیزی رو که بیشتر بهش توجه کنی، رشد می‌کنه»، یعنی واقعاً هرچیز!حتی نگرانی، حتی شک، حتی فکر اینکه “چرا هنوز نشد؟”.پس باید با خودم صادق باشم؛ دارم به چی توجه می‌کنم؟آیا دارم روی نبود تمرکز می‌کنم، یا روی بودن؟روی خواستنِ با ترس، یا روی داشتنِ با آرامش؟این سؤال‌ها شدن چراغِ مسیرم.دیگه از خودم نمی‌پرسم «چرا نمی‌شه»، می‌پرسم «دارم از چه فرکانسی می‌فرستم؟»

      وقتی ذهنم می‌خواد عجله کنه، بهش یادآوری می‌کنم که زمان، جزئی از قانون جهانه، نه دشمنش.هیچ چیز دیر یا زود نمی‌رسه، همه‌چیز در زمان الهی خودش میاد.و وظیفه‌ی من فقط حفظ فرکانس خواسته‌مه، نه کنترلِ مسیر رسیدنش.این همون بخشیه که آرامش و الهام باهم جمع می‌شن — جایی که عمل و رهایی، باهم یکی می‌شن.

      گاهی وسط مسیر، یه لحظه حس می‌کنم برگشتم عقب، مثل اینکه همه‌ی تلاشم بی‌نتیجه بوده.اما یادم میاد قانون همیشه فعاله.هیچ‌وقت خاموش نمیشه.و این یعنی حتی اشتباه‌هامم بخشی از یادگیری‌ان، بخشی از مسیرِ آگاهی.پس به جای سرزنش، لبخند می‌زنم.می‌گم «باشه، اینم یه تجربه بود. حالا می‌دونم دفعه‌ی بعد چطور باشم.»و همون لحظه، انرژی برمی‌گرده، حس قدرت برمی‌گرده.

      این قسمت ششم برای من تبدیل شد به یه یادآوری بزرگ:که قانون، جادو نیست — نظم جهانه.و من هم جزئی از اون نظمم.وقتی هماهنگ باهاش حرکت کنم، زندگی ساده و روان میشه.اتفاق‌ها خودشون می‌افتن، آدم‌ها خودشون میان، مسیرها خودشون باز می‌شن.چون من دیگه دارم از درونم می‌فرستم، نه از کمبود.از عشق، نه از ترس.از ایمان، نه از شک.

      و شاید مهم‌ترین بخشش همین بود:عمل یعنی عشق.یعنی به‌جای ترس از نتیجه، به عشقِ بودن در مسیر اعتماد کنم.به خودم اعتماد کنم.به جهان اعتماد کنم.به صدایی که درونم می‌گه:«همه‌چیز دقیقاً همون‌طور که باید، داره پیش می‌ره.»

      الان که اینا رو می‌نویسم، حس می‌کنم قانون‌ها دیگه فقط حرف نیستن، شدن زبان زندگی‌م.وقتی می‌خندم، وقتی سپاسگزاری می‌کنم، وقتی حتی از یه چیز کوچیک لذت می‌برم، دارم در عمل از قانون استفاده می‌کنم.و شاید همین یعنی آفرینش آگاهانه:زندگی در هماهنگی، با عشق، با حضور، با انتخاب.

      من حالا دیگه می‌فهمم که استفاده از قوانین در عمل، یعنی بودن در حالِ خوب، بدون اجبار، بدون عجله.یعنی ساختنِ هر لحظه، از درون.و همون لحظه‌ست که معجزه‌ها یکی‌یکی ظاهر می‌شن…نه چون از بیرون میان، بلکه چون من از درون تغییر کرده‌م. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۲ ۱۱:۰۲
      مدت عضویت: 642 روز
      امتیاز کاربر: 2406 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 225 کلمه

      سلام ودرود بر استاد توانا عطا روشن 

      مثل همیشه عالی بود صحبتهای استاد 

      ومصداق همین جمله که زندگی را زندگی باید کرد زندکی همین لحظه اس همین الان وقتی احساس خوب داشته باشم خوردن یه چای برایم لذت بخش هست ولی اگر حال خوب واحساس درونی خوبی نداشته باشم هزاران امکانات ورفاهیات نمیتونه حالمو خوب کنه و بهم لذت بده 

      حال بد داشتن مثل همون سیب قرمزی میمونه که ظاهرش سرخ زیبا و هوس انگیز ولی وقتی قارچ می‌کنی داخلش کاملا سیاه و گندیده هست 

      دیدید یه وقتایی سیب سرخ داخلش خرابه وقتی حال بد داشته باشم ولی ظاهر زندگی پر زرق و برق فقط لایه بیرونی هست و هیچ فایده ای ندارع 

      لایه درونی که خوب باشه سالم باشه 

      حتما حال بیرون هم عالی رقم میخوره 

      من که از وقتی وارد سایت لاغری با ذهن شدم بهترین خال و احساس خوب رو درونم دارم و به وضوح میبینم که حال بیرونی من هم تغییر کرده و عالی شده از تمام روز لذت میبرم از ما های ساده ای که قبلا اصلا نمی‌دیدم والان میبینمشون و حسشون میکنم لذت میبرم زندگی گذشته تموم شده زندکی آینده ای هم در کار نیست فعلا 

      ولی همین الان از شرایطم از هر چی دارم لذت میبرم و زندگی میکنم تا رسیدن به اهداف بهتر وایده آل تر برای خودم  خدارو شکر درس بزرگی از این دوره گرفتم و بر آگاهی های من افزوده شد استاد سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم