0

من به برنامه الهی ام ایمان دارم (قدم۳)

برنامه الهی
اندازه متن

برنامه الهی تقدیر یا سرنوشت نیست که خداوند از قبل برای من مشخص کرده باشد و مرا مجبور به حرکت در مسیر رسیدن به آن کند.

بلکه نقشه ای است که خداوند برای تحقق خواسته های من ترسیم کرده است و من فقط کافی است به برنامه الهی خود برای تحقق رویاهایم ایمان داشته باشم.

بی هدف زندگی نکنید

سال های زیادی از عمرم را باری به هر جهت سپری می کردم. هر مساله ای در زندگی ام رخ می داد برای برطرف کردن آن تلاش می کردم و باز مساله دیگر فرا می رسید و من همواره در حال حل و فصل مسائل و مشکلاتم بودم.

بسیاری از انسانها در حال حاظر به همین شیوه زندگی می کنند. هیچ طرح و برنامه ای برای زندگی خود ندارند و هر روز روند زندگی تکراری را در پیش می گیرند و هر مساله ای در این مسیر رخ دهد از آن به عنوان یک مشکل، مصیبت، بدبختی یا هر عنوان دیگری یاد می کنند.

نسبت به آن مساله و کل زندگی گله و شکایت دارند و هیچ امیدی به بهبود شرایط یا انگیزه ای برای تغییر شرایط خود ندارند.

اگر بدون داشتن هدف و برنامه مشخص زندگی کنید جهان هستی بهم ریختگی های زیادی وارد زندگی تان خواهد کرد تا مشغول مرتب کردن آنها شوید.

در واقع جهان هستی و خداوند اجازه نمی دهد هیچ موجودی در جهان بی اثر و بی فایده باشد. بنابراین حتی اگر به نظر خودتان کار مفیدی انجام نمی دهید یا زندگی شما باری به هر جهت سپری می شود اما از نظر قوانین جهان هستی شما در پروسه زندگی نقش دارید.

نقش شما ممکن است باعث بهبود شرایط یا کمک به دیگران شود ولی برای خودتان تاثیر مثبت و روحیه بخشی نداشته باشد چون شما با برنامه زندگی نمی کنید.

از خداوند برنامه الهی خود را طلب کنید

برای لذت بردن از زندگی و تجربه لذت ها و نعمت های بیشمار خداوند باید بر اساس برنامه الهی خود زندگی کنید.

بدین شکل که برای خود هدف یا آرزو تعیین کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید.

مهم نیست که برنامه ریزی شما برای رسیدن به هدف چقدر صحیح یا غلط باشد بلکه فقط مهم است که برای زندگی کردن هدف داشته باشید و در جهت تحقق خواسته خود قدم بردارید.

وقتی شروع به اقدام کردن برای تحقق خواسته خود می کنید خداوند برنامه الهی یا نقشه راهی که شما را به هدف خود می رساند طرح ریزی کرده و قدم به قدم آن را به شما الهام می کند.

این امر نه تنها موضوع عجیب و باورنکردنی نیست بلکه همه شما در زندگی بارها به شکل ناخودآگاه این مساله را تجربه کرده اید که وقتی برای تحقق خواسته ای تلاش کرده اید ایده ها و اتفاقاتی در مسیر زندگی شما رخ داده است که باعث آسان شدن برآورده شدن خواسته شما شده است.

این همان طرح و برنامه الهی است که وقتی فردی رویا یا خواسته ای داشته باشد و برای تحقق آن حرکت کند به مرور خداوند حرکت فرد را در مسیر و نقشه راهی که خود برای او ترسیم کرده است متمایل می کند و فرد اتفاقات عالی را در مسیر رسیدن به خواسته خود تجربه می کند که عقیده دارد فقط کار خدا بوده است و در زندگی او معجزه رخ داده است.

برای شرح عملی چگونگی طلب کردن برنامه الهی از خداوند و نحوه اجرای آن درباره عرضه یکی از خواسته های خودم به خداوند و چگونگی شکل گیری و اجرای برنامه الهی برای تحقق آرزویم را شرح می دهم.

برنامه الهی

آرزوی کسب و کار اینترنتی

زمانی که درک کردم می توانم هر خواسته ای از خداوند داشته باشم این علاقه در من شکل گرفت که کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا بتوانم در هر زمان و مکانی که دوست داشتم زندگی کنم و همزمان کسب و کار خودم را مدیریت کنم.

در آن زمان من صاحب مغازه ابزار و یراق بودم و هیچ ایده ای برای داشتن کسب و کار اینترنتی نداشتم و اصلا هیچ اطلاع و آگاهی از موضوع اینترنت و سایت و … نداشتم.

در قدم اول: من خواسته خود را به خداوند عرضه کردم:

من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم.

برای قدم دوم: دلایل و منطق خواسته خود را به صورت انشایی شرح دادم.

لازم به ذکر است انجام این مرحله به منظور تفهیم دلیل درخواست به خداوند نیست چون هر خواسته ای برای خداوند مقدس و لازم الاجرا است بلکه برای واضح تر شدن دلیل علاقه به کسب و کار اینترنتی درباره دلیل علاقمندی ام به کسب و کار اینترنتی تمرین نوشتاری انجام دادم.

برنامه الهی

درخواست برنامه الهی تحقق آرزو

من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا آزادی زمانی و مکانی را تجربه کنم و بتوانم بدون وابسته بودن به مکان خاص زندگی کنم و آزادی الهی را تجربه کنم.

من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا درآمد و ثروت بیشتری وارد زندگی ام شود چون گسترش کسب و کار اینترنتی بسیار بیشتر از داشتن یک مغازه در یک خیابان از یک شهر می باشد.

من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم چون هم به کار کردن با کامپیوتر علاقه دارم و هم از اینکه در کسب و کار ابزار و یراق مجبور بودم برای هر فروش با مشتری به صورت رو در رو صحبت و ارتباط داشته باشم خسته شده بودم و دوست داشتم شرایطی را تجربه کنم که به صورت مستقیم با مشتری برخورد نداشته باشم.

لازم به یادآوری است که در آن روزها هیچ ایده ای برای اینکه چگونه باید کسب و کار اینترنتی داشته باشم را نداشتم.

چند روز به صورت پراکنده زمان می گذاشتم و نوشته های خودم درباره دلایل علاقمندی ام به داشتن کسب و کار اینترتی را می خواندم و آن را تکمیل و تکمیل تر می کردم.

بعد از آن نوبت به اقدام کردن بود و باید یک حرکت یا اقدامی برای تحقق خواسته خود انجام می دادم.

توجه داشته باشید این مراحل برای ثابت کردن به خودم و خداوند بود که من آرزو دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم و حاظرم برای تحقق آزوی خود حرکت کرده و قدم بردارم.

با خودم فکر کردم که برای قدم برداشتن به سمت تحقق آرزوی خودم چه اقدامی می توانم انجام دهم؟!

هیچ ایده یا راهکاری به نظرم نمی رسید.!

اینجاست که خداوند برنامه الهی خود را به شکل ایده و الهام به انسان عرضه می کند و در واقع او را در مسیر رسیدن به خواسته اش هدایت می کند.

برنامه الهی

شروع برنامه الهی برای تحقق آرزو

در ذهنم این ایده شکل گرفت که کالاهایی که در مغازه دارم را به شکل اینترنتی بفروشم و کسب و کار خودم را علاوه بر حضوری به شکل غیرحضوری گسترش دهم.

لازم به ذکر است که این ایده من در سال ۱۳۹۳ بود که هنوز جهان درگیر بیماری فراگیر و غیرحضوری شدن بسیاری از کسب و کارها نشده بود.

به نظرم ایده خوبی بود و من تصمیم گرفتم تا کالاهایی که در مغازه دارم را در یک سایت به شکل اینترنتی بفروشم.

ایده به نظر خوبی بود اما هیچ اطلاع یا آگاهی درباره چگونه انجام دادن این کار نداشتم.

اولین اقدام خداوند

در آن زمان مغازه کناری من خدمات کامپیوتری بود که ملزومات مصرفی کامپیوتر مثل موس و کیبورد و … می فروخت و صاحب اون فروشگاه کارمند دانشگاه بود و فقط بعد از ظهرها خیلی دست و پا شکسته مغازه را باز می کرد.

یک روز عصر که برای باز کردن مغازه اومده بود، از جلوی مغازه من رد شد. ناخودآگاه و بدون برنامه قبلی بعد از سلام کردن او را صدا زدم و درباره اینکه می خوام سایت فروش ابزار و یراق تاسیس کنم به او گفتم.

گفت ایده خیلی خوبیه و اتفاقا تا حالا برای چند نفر سایت راه اندازی کرده است.

من از شنیدن این حرف تعجب کردم چون اصلا فکرش را نمی کردم این فرد قادر به انجام این کار باشه و با اینکه چند سال بود این فرد را می شناختم ولی هیچ وقت درباره این موضوع حرفی از این فرد نشنیده بودم.

اینجا بود که باور کردم خداوند به محض اینکه من برای تحقق آرزوی خودم اقدام کنم برنامه الهی خودش را اجرا کرده و کارها را برای من آسان می کند.

فردای آن روز این فرد تمام کارهای لازم برای داشتن سایت را برای من انجام داد و یک آدرس اینترنتی به من داد و گفت آقای عطار سایت شما آماده شده و می تونید محصولات را بهش اضافه کنی.

من شوکه شده بودم که چطور به این سرعت ایده داشتن سایت اینترنتی برای من به واقعیت تبدیل شد.

آدرس سایت را در مروگر گوگل وارد کردم و دیدم یک سایت باز شد به اسم ابزار و یراق عطار.

از دیدن این صحنه لذت بردم و خدا را شکر کردم که چقدر زود همه کارها را برای من انجام داد و من صاحب سایت اینترنتی شدم.

برنامه الهی

استمرار برای بهبود تحقق آرزو

چالش بعدی این بود که سایت باز می شد ولی اطلاعاتی که من دوست داشتم یا نیاز داشتم در سایت نبود و همه تصاویر و نوشته ها به صورت پیش فرض قرار داده شده بود که باید با مطالب مورد نظر من جایگزین می شد.

شروع کردم به تحقیق در اینترنت که چطور باید اطلاعات را وارد سایت کنم.

ساعت ها وقت صرف کردم و جلسات آموزشی را انجام دادم و در حد خیلی جزئی تونستم مطالب در سایت وارد کنم.

با اینکه از انجام همان چند حرکت ساده بسیار خوشحال بودم اما کافی نبود و چیزهای خیلی زیادی بود که باید هنوز یاد می گرفتم و چون به صورت اصولی و گام به گام مطالب آموزشی وجود نداشت و من هم پراکنده در هر سایت یه چیزهایی می خوندم نمی تونستم بیشتر از این با تحقیق و پیگیری کار کردن با سایت را یاد بگیرم.

چند روز به همین شکل گذشت و من در تلاش برای یادگیری بودم. و به این فکر می کردم که کاش یه جایی بود که می تونستم برم کلاس حضوری اما کار مغازه این فرصت را بهم نمی داد و از طرفی می دونستم که در کلاسهای آموزشی خیلی مسائل حاشیه ای گفته می شه که مورد نیاز من نیست.

من دوست داشتم که شرایطی فراهم می شد تا فقط چیزی که نیاز من برای کار کردن با سایت هست را یکی بهم یاد می داد.

برنامه الهی

دومین اقدام خداوند

در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: یک روز بعد از ظهر برادر من برای دیدم به مغازه آمد.

در لابلای صحبت های روزمره درباره تاسیس کردن سایت اینترنتی با برادرم صحبت کردم و سایت را بهش نشون دادم و گفتم که خیلی کار داره و تازه شروع کردن به یادگیری ولی خیلی سردرگم هستم که باید چطور مراحل یادگیری را دنبال کنم.

برادر من کارمند آب و فاضلاب روستایی بود و فردای اون روز در محل کار کامپیوتری که باهاش کار می کرده با مشکل مواجه می شه و فردی که مسئول پشتیبانی فنی کامپیوترهای اداره بوده برای تعمییر به اتاق کار برادرم می ره و مشغول رفع مشکل میشه.

در حین انجام کار و صحبت کردن، برادرم درباره اقدام من جهت تاسیس سایت و علاقه ام به یادگیری کسب و کار اینترنتی به برای این فرد صحبت می کنه و اون فرد خیلی تعجب می کنه که یه نفر در شهر دزفول داره سایت فروش ابزار و یراق تاسیس می کنه.

به برادرم میگه که من چند سال در یک شرکت بزرگ در شهر قم پشتیبانی سایت اینترنتی را انجام دادم و به انجام این کار کاملا مسلط هستم و اگه برادرت دوست داره می تونم بهش کمک کنم که بتونه با سایتش کار کنه.

برادرم با من تماس گرفت و موضوع را مطرح کرد و من خیلی خوشحال شدم و بلافاصله گفتم حتما می خوام یاد بگیرم و اتفاقا خیلی هم مشتاق هستم و شماره اون فرد را به من داد.

با اون فرد تماس گرفتم و داستان را براش تعریف کردم و اون فرد گفت که چند جلسه به شکل حضوری میاد مغازه من و کار کردن به سایت را به من آموزش می ده.

برنامه الهی

یعنی من با شنیدن این خبر تو ابرها بودم و خدا را شکر می کردم که چقدر ساده و بدون اینکه من کاری انجام بدم چیزی که نیاز من برای تحقق آرزوم هست را به سمت من می فرسته.

در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: در اولین جلسه آموزشی متوجه شدم که این فرد پشتیبان یکی از معتبرترین سایت های نرم افزایی بوده که خودم همیشه از این سایت برنامه ها را دانلود می کردم یعنی کاملا حرفه ای و مسلط به این کار بود.

ظهرها که باید می رفتم خونه، نمی رفتم و درب مغازه را می بستم و این فرد هر روز حدود ۲ ساعت درباره چگونه کار کردن با سایت به من آموزش می داد.

و من با اشتیاق تمرینات را انجام می دادم و چند روز به همین شکل گذشت و من یواش یواش کار کردن با سایت و اینکه چطور عکس و مطالب و منوها و قیمت ها و هرچی لازم بود را در سایت ایجاد کنم را یاد گرفتم.

بعد از چند روز برگزاری کلاس خصوصی آموزشی هرچقدر از این فرد درخواست کردم که هزینه برگزاری این کلاس ها را اعلام کنه تا پرداخت کنم قبول نکرد و گفت کار من چیزه دیگه است ولی چون برادرت گفت که علاقه به سایت داری و دیدم سایت را هم تاسیس کردی دوست داشتم به همشهری خودم کمک کنم.

این کار خداست که وقتی برنامه های الهی برای تحقق آرزوها را اجرا می کنه نتیجه اون بسیار فراتر از انتظار فرد خواهد بود.

دقت کنید من چند روز بعد از اینکه خواسته داشتن کسب و کار اینترنتی را به خداوند عرضه کردم و بعد از اینکه اشتیاق خودم را نشون دادم و اولین قدم که فکر کردن به این بود که چه کاری می تونم برای تحقق خواستم انجام بدم درهای رحکت خداوند باز شد.

توسط دستان خداوند که هر کدام به شکل خاص وارد زندگی من شدند من هم صاحب یک سایت شدم و هم نحوه کار کردن با سایت را یاد گرفتم به شکل کاملا رایگان و به راحت ترین شکل ممکن که حتی لازم نبود به کلاس آموزشی برم و در مغازه خودم توسط یک فرد کاملا حرفه ای آموزش دیدم.

بیش از شش ماه تمام وقت آزادم در طول روز را صرف وارد کردن اطلاعات و تهیه عکس ها و کامل‌ کردن سایت ابزار و یراق عطار کردم و تقریبا سایت آمده شده بود و ظاهر و عملکرد قابل قبولی داشت.

برنامه الهی

سومین اقدام خداوند

در این مرحله از مسیر تغییر کردن بود که ایده لاغر شدن با قدرت ذهن در من شکل گرفت و مصمم شدم که این موضوع را اجرا کنم و با قدرت ذهنم لاغر بشم.

باز هم در اون لحظه هیچ ایده و اطلاعی درباره چگونگی انجام این کار نداشتم اما دیگه طریقه هدایت شدن و باز شدن درهای رحمت خداوند برای تحقق آرزوها را تجربه کرده بودم و به همان شکل که برای تحقق آرزوی سایت اینترنتی اقدام کرده بودم برای تحقق رویای لاغری با ذهن نیز عمل کردم.

روزها درباره خواسته خودم می نوشتم.

اینکه چرا می خواهم لاغر شوم.

چرا می خواهم با استفاده از قدرت ذهنم لاغر بشم.

حتی درباره این موضوع می نوشتم که از خدا انتظار دارم که همانطور که خیلی ساده و راحت همه کارها برای تحقق رویای سایت را انجام داد برای تحقق رویای لاغری هم من را کمک کند و البته ایمان داشتم که اینگونه خواهد بود.

بعد از تعیین خواسته لاغری با ذهن به این فکر کردم که خوب، برای اولین قدم من چه کاری می توانم انجام دهم؟

اولین ایده این بود که از این به بعد هر کتابی در زمینه قانون جذب می خوانم یا هر فیلم و مطلب آموزشی که تماشا می کنم تمرینات آن را به تمرینات مربوط به لاغری تغییر داده و آنها را انجام دهم.

به عنوان مثال وقتی در کتاب یا فیلم آموزشی درباره اینکه اگر می خواهید ثروتمند شوید باید احساس ثروتمند شدن داشته باشید یا سعی کنید درباره اینکه اگر ثروتمند شوید چگونه خواهید بود فکر کنید و درباره آن بنویسید تا باور ثروتمند شدن در ذهن ناخودآگاه شما ایجاد شود، من این تمرین را برای لاغری انجام می دادم.

درباره مزایای لاغر شدن می نوشتم و اینکه چه احساسی خواهم داشت و چه تغییر و دگرگونی در زندگی من ایجاد خواهد شد می نوشتم.

اینکه اگر لاغر بشم از خریدن و پوشیدن لباس های رنگ شاد چه احساسی خواهم داشت می نوشتم.

اگر لاغر بشم چه تغییری در اعتماد به نفس و احساس شادی و رضایت من از زندگی ایجاد خواهد شد.

به شکل های مختلفی درباره مزایای لاغری می نوشتم و هرچه بیشتر می نوشتم اشتیاق و انگیزه من برای لاغر شدن بیشتر میشد.

برنامه الهی

ماه ها به همین شکل گذشت و در کنار کار کردن روی سایت ابزار و یراق تمرینات لاغری با ذهن را انجام می دادم و ایده های مختلف برای انجام تمرینات ذهنی برای لاغر شدن را اجرا می کردم.

در این مدت هم به شکل های معجزه وار که البته می دانستم همه آنها برنامه های الهی است که در جهت برآورده کردن آرزوی لاغری من می باشند به کتابها و مطالبی هدایت می شدم که ایده های کارآمدتری برای لاغری با ذهن بود و به شکل قدم به قدم تمرینات موثرتری برای تنظیم ذهن ناخودآگاه برای لاغر شدن انجام می دادم که شرح کامل‌ این تمرینات در دوره ورود به سرزمین لاغرها به طور مفصل توضیح داده شده است.

بعد از حدود ۱۵ ماه نشانه های لاغری در جسم من از طریق دیگران مشاهده شد. کم کم افرادی که بعد از مدتی من را می دیدند می گفتند که رضا چیکار کردی لاغر شدی؟! بعضی ها می گفتند احساس می کنم نسبت به قبل لاغر شدی! و این شروع نشانه های تحقق آرزوی لاغری من بود.

با اشتیاق و انگیزه بیشتری به مسیر خودم ادامه دادم و در مدت کوتاهی نتایج جسمی من واضح و واضح تر شد به طوری که هرکس مرا می دید از لاغر شدن من تعجب می کرد و بلافاصله درباره روشی که برای لاغری استفاده کرده بودم از من سوال می کردند.

به همه می گفتم که با روش لاغری با ذهن لاغر شده ام اما هیچکس باور نمی کرد چون اصلا نمی دانستند این چه روشی است و چطور می شود با ذهن لاغر شدن. جالب اینکه خودم هم نمی دانستم که چطور باید این موضوع را شرح بدم چون برای بار اول بود که بدون رژیم و ورزش لاغر شده بودم و خودم هم نمی دانستم روند لاغری من چگونه بوده است که آن را برای دیگران توضیح بدم.

بعد از چند وقت یکی دو نفر از اطرفیان من که اضافه وزن داشتند علاقمند به اطلاع از روش لاغری با ذهن شدند و از من درباه چگونه لاغر شدن با ذهن سوال می کردند.

برنامه الهی

چهارمین اقدام خداوند

خیلی برای آنها توضیح می دادم ولی متوجه نمی شدند تا اینکه این ایده در ذهن من شکل گرفت که به جای توضیح دادن نوشته ها و تمریناتی که انجام داده ای را به آنها هم بگویم تا انجام دهند و به این شکل خودبخود لاغری با ذهن را یاد خواهند گرفت.

در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: گروهی در تلگرام تشکیل دادم و من به همراه دو نفر از علاقمندان به لاغری با ذهن عضو این گروه شدیم.

هر روز درباره تمریناتی که انجام داده بودم و کلا لاغری با ذهن مطالبی را به شکل نوشتاری در گروه منتشر می کردم.

یکی از دوستان من که اتفاقا کاملا متناسب بود جهت کنجکاری از من خواست که او را عضو گروه کنم تا ببیند من دارم چه کاری انجام می دم.

این فرد را عضو گروه کردم.

اتفاقا برادر این فرد هم مرا می شناخت و در یک مکالمه تلفنی وقتی دوست من درباره لاغر شدنم و اینکه ادعا می کنم با ذهنم لاغر شده ام صحبت کرده بود او نیز کنجکاو شده بود و توسط برادرش عضو گروه لاغری با ذهن شد و گروه ما پنج نفره شد.

چند روز به همین شکل گذشت تا اینکه برادر دوستم که تهران زندگی می کرد و اصلا با من در ارتباط نبود درباره موضوع لاغری با ذهن با همسرش که اتفاقا اضافه وزن دارد و سالهاست برای لاغر شدن تلاش می کند صحبت می کند و به او پیشنهاد می دهد که عضو گروه بشه و نوشته های من را مطالعه کند، شاید بتونه سر در بیاره که من چی می گم.

البته به همسرش گفته بود که این فرد را می شناسم و خودش چاق بوده و الان لاغر شده و همین تایید برادر دوستم باعث میشه تا همسرش کنجکاو بشه که لاغری با ذهن چیه و عضو گروه شد.

آن خانم چندتا از نوشته های من در گروه چند نفره را می خواند و احساس خوبی پیدا می کنه و براش جالب و جدید می یاد.

در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: از سر شوق که انگار راه جدیدی برای لاغری پیدا کرده لینک گروه چند نفره ما را در یک گروه خانوادگی که تعداد اعضای زیادی داره قرار میده و میگه که این گروه درباره لاغری هست و صاحب این گروه را می شناسه که خودش چاق بوده و از این روش لاغر شده و حالا داره به بقیه آموزش میده.

در طی چند ساعت گروه چند نفره ای که برای توضیح لاغری با ذهن تاسیس کرده بودم به بالای صد نفر عضو رسید. صد نفری که همه مشتاق یادگیری لاغری با ذهن بودند و این سرآغاز تحول در زندگی من و برآورده شدن آرزوی داشتن کسب و کار اینترنتی من بود.

برنامه الهی

واضح تر شدن برنامه الهی من

بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم که سایت ابزار و یراق اون چیزی نیست که من دوست دارم داشته باشم بلکه دوست دارم کسب و کار اینترنتی من در جهت علاقه اصلی من که لاغری است باشه و به همین دلیل سایتی که چندین ماه شبانه روز براش زحمت کشیده بودم را پاک کردم و مشغول آموزش لاغری با ذهن در تلگرام شدم.

در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: چند سال به همین شکل سپری شد و به لطف خدا اعضای اون گروه چند نفره به حدود دو هزار نفر رسید و در طی این چند سال افراد زیادی نتایج شگفت انگیزی کسب کردند و روز به روز اشتیاق و انگیزه من برای ادامه دادن و گسترش لاغری با ذهن بیشتر شد تا روزی که این ایده در ذهن من شکل گرفت که سایت آموزشی لاغری با ذهن را تاسیس کنم.

اما این بار دیگر شرایط تاسیس سایت تناسب فکری با سایت ابزار و یراق کاملا متفاوت بود چون من از سالها قبل کار کردن با سایت را یاد گرفته بودم و همه تمرینات و آزمون و خطاها را قبلا روی سایت ابزار و یراق انجام داده بودم.

همین امر سبب شد که سایت تناسب فکری در مدت خیلی کمتر و به شکل خیلی بهتری شروع به کار کرد و در همان سالی که تلگرام در ایران فیلتر شد من از چند ماه قبل سایت تناسب فکری را تاسیس و آماده کرده بودم و فیلتر شدن تلگرام هیچ خللی در روند رشد لاغری با ذهن ایجاد نکرد.

من بر اساس برنامه الهی خودم حرکت کرده بودم و هرآنچه برای تحقق آرزوی داشتن کسب و کار اینترنتی نیاز داشتم در زمان مناسب به بهترین شکل در مسیر زندگی من قرار می گرفت و من فقط از این فرصت ها استفاده می کردم.

قدم به قدم حرکت کردم. ابتدا ایده تاسیس سایت ابزار و یراق را اجرا کردم. حدود یک سال بعد ایده لاغری با ذهن به من الهام شد و حدود ۲ سال بعد سایت مشغول آموزش لاغری با ذهن در تلگرام شدم و تقریبا دو سال بعد از آن سایت تناسب فکری که رویای اصلی من بود ولی در ابتدا به شکل سایت ابزار و یراق شکل گرفته بود به واقعیت همیشگی من تبدیل شد.

برنامه الهی

لزوم داشتن آرزو در زندگی

برای لذت بردن از زندگی باید هدف یا آرزو داشته باشید. آرزویی که مشتاق برآورده شدن آن باشید.

آرزویی که واقعا با برآورده شدنش تحول و دگرگونی در زندگی شما ایجاد شود.

اگر آرزوی شما دارای این شرایط و ویژگی ها باشد از فکر کردن به آن لذت می برید و هرگز خسته نمی شوید.

از اینکه برای تحقق آرزوی خود قدم بردارید احساس شادی و رضایت خاطر دارید.

قدم برداشتن می تواند مطالعه کردن درباره آن آرزو باشد. قدم برداشتن می تواند صحبت کردن درباره آرزوی خود با فرد مناسب و یا حتی نوشتن درباره آن برای خداوند باشد.

باید از طریق نوشتن و صحبت کردن بر آرزوی خود متمرکز شوید تا ارزش این آرزو و خواسته بیشتر و بیشتر شود و پیام شما مورد تایید خداوند قرار گرفته و برنامه الهی برای تحقق آرزوی شما طرح و به شما عرضه شود.

در اجرای مراحل بعدی دیگر شما تنها نیستید. بلکه خداوند را به عنوان مدیر برنامه الهی خود همراهتان دارید و در بهترین زمان بهترین تصمیم و ایده ها را به سمت شما جاری می کند.

شما فقط کافی است به ایده های الهامی خود عمل کنید. این ایده ها بسیار ساده هستند و با شرایط فعلی تان می توانید آنها را انجام دهید.

فقط لازم است به برنامه الهی خود ایمان داشته باشید و تصور نکنید چرا چند روز گذشت ولی اتفاق خاصی رخ نداد.

اینگونه فکر نکنید که آرزوی من خیلی بزرگ است و این حرکت ها یا اقدامات کوچک چه فایده ای دارد؟

خواسته یا آرزوی من نیاز به چقدر پول و سرمایه دارد و من هیچ پولی ندارم و چگونه قرار است این پول به من داده شود؟!

هرگونه فکر کردن به چطور و چگونه اجرا شدن برنامه الهی برآورده شدن خواسته و آرزویتان باعث ایجاد اختلال در روند اجرای برنامه الهی تان می شود.

بنابراین بدون مقاومت هر اقدامی که فکر می کند در مسیر تحقق آرزویتان است را با اطمینان و اشتیاق انجام دهید هرچند که به نظر خیلی کوچک و بی تاثیر باشد.

برنامه الهی با برنامه های دنیایی بسیار متفاوت هستند و نتایج آنها نیز فراتر از انتظار زمینیان است.

به برنامه الهی خود ایمان داشته باشید و حرکت خود را آغاز کنید.

تمرین:

۱- با توجه به آگاهی های این جلسه درک و برداشت خود برای ادامه زندگی را شرح دهید.

۲- تاکنون در زندگی چه اهدافی را تعیین و به آن رسیده اید؟ بزرگ یا کوچک بودن ندارد،‌ هر هدفی که تعیین کرده و به آن رسیده اید را شرح دهید.

۳- روزهایی که مشغول رسیدگی به اهداف خود بوده اید با چه حال و احساسی زندگی می کردید، درباره ذوق و شوق و انگیزه زندگی کردن در اون دوران شرح دهید.

۴- لیست آرزوهای خود در فایل مقدمه را مرور کنید و سعی کنید از نظر خداوند مسیر رسیدن به خواسته های خود را به شکل ساده ترسیم کنید. به این معنی که اگر شما خدا بودید چگونه به ساده ترین شکل ممکن این خواسته ها را برای بنده خود برآورده می کردید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.44 از 91 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42301
99 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۲/۱۳ ۱۶:۱۴
      مدت عضویت: 2298 روز
      امتیاز کاربر: 8043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,441 کلمه

      💖 **خداوندا، ای گشاینده‌ی راه‌ها و بخشنده‌ی هدایت** 💖

      با درود فراوان و قلبی سرشار از احترام، خدمت **استاد عزیز و راه‌گشایم، استاد عطاروشن** 🙏💫

      🌟 **سفرِ پر فراز و نشیبِ آرزوها** 🌟

      در طول سالیان زندگی، لحظاتی بوده که دلِ مشتاقِ من، در تب و تابِ رسیدن به خواسته‌هایش می‌سوخته 😔🔥

      نگرانی‌ها، چون ابری سیاه، آسمانِ آرزوهایم را می‌پوشانده و سایه‌شان بر دلم سنگینی می‌کرده. 😟☁️

      همیشه در پیِ «چگونگی» و «چراییِ» اتفاقاتی بودم که یا رخ نمی‌دادند، یا آن‌طور که می‌خواستم، مسیر درست را طی نمی‌کردند. 🤔❓

      چرا این خواسته، با تمامِ وجودم که می‌خواهد اتفاق بیفتد، هنوز دور از دسترس است؟

      چرا تلاش‌هایم، گاهی بیشتر از رسیدن، مرا دورتر می‌کند؟ 💔🚶‍♀️

      سال‌ها در این گردابِ تلاش‌های بی‌ثمر چرخیدم 🌪️😔

      خود را به در و دیوارِ آرزوهایم کوبیدم، شاید راهی به دلم باز شود،

      اما هرچه بیشتر تقلا می‌کردم، گویی بیشتر در آن‌ها غرق می‌شدم. 🌊😥

      نه نقشه‌ای داشتم، نه چراغی در دست…

      فقط منتظرِ «لحظه‌ی موعود» بودم، یا «اتفاقی خاص» که شروعِ مسیری را برایم رقم بزند. ⏳😞

      و این انتظار، زندگیِ مرا در ناامیدیِ پذیرفته‌شده‌ای حبس کرده بود؛

      تلاش برای رسیدن به رویاها، تعطیل شده بود و فقط روزها را یکی پس از دیگری سپری می‌کردم. 😶‍🌫️

      ✨ **اکنون، طلوعِ آگاهی در دلِ من** ✨

      اما امروز، دریچه‌ای نو در ذهنم گشوده شده ☀️🌿

      فهمیده‌ام که نه نیاز به برنامه‌ریزی‌های پیچیده هست، و نه غصه‌های بی‌پایان.

      تنها چیزی که لازم است، **یک خواستنِ عمیق و از تهِ دل** است. ❤️‍🔥

      **خواستنی که با هدفی روشن همراه باشد** 🎯

      خواستنی که جرقه‌ای باشد برای تبدیلِ «فکر» به «عمل». 🔥➡️🏃‍♀️

      اکنون می‌دانم که باید قدم در جاده‌ی زندگی بگذارم؛

      حتی اگر تاریک به نظر آید. 🚶‍♂️🌌

      و در این مسیر، مطمئن هستم که **نورِ هدایتِ خداوند**، راهِ پیشِ رویِ مرا روشن خواهد کرد. 🌟💡

      فرقی نمی‌کند چه زمانی، چه طور، یا با چه وسیله‌ای به هدفم برسم…

      **مهم، شروعِ حرکت و اعتماد به مسیری است که خداوند پیشِ رویم آشکار می‌کند.** 🏞️🤲

      او خود، مرحله به مرحله، راه رسیدن به خواسته‌ها و افکارِ نابم را نشان خواهد داد. 🗺️🕊️

      🍳 **رازِ فسنجانِ بهشتی و هدایتِ الهی** 🍳

      یادم می‌آید، همیشه دلم می‌خواست یک «فسنجان» بی‌نظیر بپزم؛ 🥣😋

      اما هر بار، چیزی کم یا زیاد می‌شد و طعمِ دلخواه از آن بیرون نمی‌آمد. 😔😟

      آنقدر در اینترنت دنبال دستور پخت گشتم، اما نتیجه‌ای مطلوب حاصل نشد.

      تا آن شبِ مهمانی… 🥂

      با ناامیدیِ کامل، در اینستاگرام می‌چرخیدم که ناگهان، چشمانم به ویدیویی افتاد؛ 🤩🎬

      یک بانوی هنرمند، با بیانی شیوا، رازِ پختِ فسنجانِ عالی را شرح می‌داد.

      با همان دستورالعمل، شروع به پخت کردم و… باور کردنی نبود! 😲

      نتیجه، بهترین فسنجانی بود که تا آن روز چشیده بودم؛ پر از طعم، عطر، و عشق. 🎉🎊

      **این دیگر اتفاقی نبود!** این **هدایتِ خداوند** بود که در قالبِ یک ویدیو، راهِ رسیدن به خواسته‌ام را به من نشان داد. 🙏💫

      حالا دیگر با اعتماد به نفس، تمامِ غذاهایی را که قبلاً در پختشان مانده بودم، با لذت و مهارت می‌پزم. 👨‍🍳🌟

      🦋 **رهایی از رژیم‌هایِ ناسالم و پرواز به سویِ سلامتی** 🦋

      اما در کنارِ این موفقیت‌های آشپزی، نگرانیِ عمیق‌تری قلبم را می‌فشرد: **سلامتی‌ام** 😟❤️‍🩹

      سال‌ها بود که رژیم‌های سخت، بدنم را به ستوه آورده بود و سلامتی‌ام را به خطر انداخته بود. 😥💊

      فکرِ عملِ «اسلیو معده» سال‌ها ذهنم را مشغول کرده بود، اما زمانش جور نمی‌شد. ⏳😞

      وقتی بالاخره فرصت مهیا شد و آماده‌ی اقدام بودم، ناگهان «کرونا» همه چیز را متوقف کرد! 🦠🚫

      این اتفاق، خشم و ناراحتیِ عمیقی در من برانگیخت. 😠😭

      اما در همان دورانِ قرنطینه، با دوستانی آشنا شدم که دریچه‌ی جدیدی را به رویم گشودند: **تغذیه شهودی** 🌿✨

      با آشنایی با این روش، تصمیمِ عمل را رها کردم و مسیرِ تازه‌ای را آغاز نمودم. 🌱

      پس از مدتی، یکی از دوستان، سایتِ ارزشمندِ شما را به من معرفی کرد. 🌐📖

      شروع به مطالعه کردم و اکنون… با **کمکِ خداوند و هدایتِ شما،** قدم در مسیرِ لاغریِ پایدار گذاشته‌ام. 🚶‍♀️💖

      می‌دانم که باقیِ راه نیز هموار خواهد شد و من به هدفم خواهم رسید. 🎉

      **لاغری بدونِ دردسرِ رژیم، بدونِ جراحی‌هایِ پرخطر، و بدونِ روش‌هایِ طاقت‌فرسا…**

      این همان رویایی است که اکنون در حالِ تحقق است. 🌸✨

      😊 **آزادیِ ذهن، سبکیِ تن، و تپشِ زندگی** 😊

      از زمانی که خود را به «روشِ لاغری با ذهن» سپردم،

      افکارِ محدودکننده‌ی «رژیم» را رها کردم،

      و اجازه دادم زندگی، با تمامِ زیبایی‌هایش، جریان یابد…

      حالم دگرگون شده است! 🤩💫

      **پر از انرژی، پر از شوقِ زندگی، و پر از آرامش.** ⚡️😌

      دیگر کارها را به فردا موکول نمی‌کنم، بلکه با اشتیاق در همان لحظه انجامشان می‌دهم. 🚀

      با هر لقمه‌ی آگاهانه، با هر حرکتِ دلنشین، و با هر نفسِ عمیق،

      به سمتِ بدنی سالم، روانی آرام، و قلبی امیدوار گام برمی‌دارم. 🧘‍♀️💖

      **نورِ امید** در قلبم تابیده و می‌دانم که **خداوند**، مرحله به مرحله، نورِ هدایت را بر مسیرِ لاغری‌ام می‌تاباند و الهام‌بخشِ رسیدن به این هدفِ والا خواهد بود. 🌟🤲

      💖 **آغازِ فصلی نو با عشقِ بیکران** 💖

      و حال، این کلامِ عشق، این وعده‌هایِ الهی، این نویدِ آینده‌ای روشن…

      چگونه می‌تواند در قلبِ من جای نگیرد؟ 🥺❤️

      این‌ها تنها حرف نیستند، این‌ها **حقایقِ وجودِ من** هستند که پروردگارم با من بازگو می‌کند. 🌟

      اینکه من **یگانه و بی‌همتا** هستم،

      اینکه **تمامِ آرزوهایم** برآورده خواهند شد،

      اینکه **شک و تردید** مانعِ رسیدنِ من است،

      و اینکه **توکل و تسلیم**، کلیدِ تمامِ گنج‌هایِ نهان است. 🗝️✨

      اینکه **صدایِ من** شنیده می‌شود،

      و اینکه **شادی و عشق**، مهمانِ همیشگیِ زندگیِ من خواهد بود. 🥰💞

      و ازدواج، نه فقط یک اتفاق، بلکه **تجلیِ عشقِ الهی** در اوجِ زیبایی‌اش. 💍🌟

      هنرِ نقاشی، موسیقیِ ویولن، تصویرسازیِ کتابِ کودک، رسیدن به آرزوهایِ مالی، و حتی داشتنِ خودرویِ رویایی…

      همه و همه، **وعده‌هایی از جانبِ خالقِ عشق** است که به زودی، به بهترین شکل، محقق خواهند شد. 🌈🚗

      💘 🦄 **آواهای عشق از جانبِ معبود**🦄💘

      اینکه من **از عشقِ او سرشارم**،

      و او **پناهِ همیشگیِ من** است. 🛡️💖

      این بارانِ عشق و امید، قلبِ مرا شستشو می‌دهد و بار دیگر، با ایمانی راسخ‌تر، به سویِ رویاهایم پرواز می‌کنم. 🦋✨

      و اما تو، **فرانکم، فرزندِ دلبندم** 💖 ، بشنو که چگونه **پروردگارِ تو**، با تو سخن می‌گوید:

      «من آفریدگارِ توام، تو را با عشق آفریدم و از روحِ پاکِ خود در وجودت دمیدم. 🌬️✨ تو در آفرینش، یگانه‌ای و هیچ‌کس مانندِ تو نیست. 💎 من تو را با تمامِ وجودم ساختم و سال‌هاست که در قرآن، وعده‌ی تحققِ هر آنچه را که دلت می‌خواهد، به تو داده‌ام؛ اما تو به من شک کردی…😔💔

      فرزندم، من تو را نیافریدم که حسرتِ آرزوهایت بر دلت بماند. به من توکل کن و خود را به دستانِ من بسپار. بدان که من از رگِ گردن نیز به تو نزدیک‌ترم و هر زمان که بخواهی، سخنت را می‌شنوم. 👂💖

      **فرانکم، به زودی، به زودی…** با بهترین مرد در روی خاکی برای تو شده خواهی شد  🎉🤩 می‌دانم آن زمان، زندگی برایت معنایی نو خواهد یافت. اما بدان، هر نفس که می‌کشی، از عشقِ من در روحِ توست و من، معنایِ حقیقیِ زندگیِ تو هستم. 🌟❤️

      دخترم، به پروردگارت ایمان بیاور و مطمئن باش، آنچه را که می‌خواهی، یا حتی بهتر از آن را، به تو خواهم بخشید. 🎁✨ چنان سرشار از شوق و عشق خواهید شد که در بهترین زمانِ ممکن، به ازدواجِ شما برکت خواهم داد. 💍💖

      **به زودی، به زودی…** تمامِ لوازمِ نقاشیِ موردِ نیازت را برایت فراهم می‌کنم تا بتوانی در کلاس‌هایِ دلخواهت شرکت کنی. 🎨🖌️ با توکل به من و تلاشِ خودت، به رویایِ دیرینه‌ات، یعنی تصویرسازیِ کتابِ کودک، خواهی رسید و دنیایِ کودکان را پر از رنگ و شادی خواهی کرد. 🌈🌟

      **به زودی، به زودی…** بهترین معلمِ سلفژ و تئوری را برایت استخدام خواهم کرد. 🎶🎵 بهترین سازِ ویولن را برایت خواهم خرید و با معلمی مهربان و دوست‌داشتنی، نواختنِ آن را خواهی آموخت. 🎻💕 مطمئن باش که با کمکِ من، تلاشِ خودت، و علاقه‌ای که من در دلت نهاده‌ام، به جمعِ نوازندگانِ ارکسترِ سمفونیک خواهی پیوست. 🎼💫

      **به زودی، به زودی…** زندگی‌ات را سرشار از برکت خواهم کرد و به تمامِ خواسته‌هایِ مالی‌ات خواهی رسید. 💰✨ حتی ماشینِ رویاییِ BMW شاسی‌بلند را برایت مهیا خواهم ساخت. 🚗💨

      فرزندِ عزیزم، تو از عشقِ من در قلبت سرشار هستی و من، فرمانروایِ بی همتایِ عالمم. خواسته‌هایِ تو برایِ من آسان است، تو در نزدِ من بسیار عزیز هستی و من همیشه، در گذشته، حال و آینده، یاورت بوده‌ام و خواهم بود. من پناهِ تو و تمامِ کسانی هستم که به من ایمان دارند. 🛡️💖

      من به برنامه‌هایِ الهی‌ام ایمان دارم 💘 

      من به برنامه‌هایِ الهی‌ام ایمان دارم 💘 

      من با برنامه‌هایِ الهی‌ام ایمان دارم 💘 

      من به برنامه‌هایِ الهی‌ام ایمان دارم 💘 

      من به برنامه‌هایِ الهی‌ام ایمان دارم 💘 

      خدایا، شکرت 🪐

      خدایا، شکرت 🌠

      خدایا، شکرت 🌞

      💌 **سپاس از معلمِ جان و خالقِ عشق** 💌

      استادِ عزیزم، از شما برای تمامِ عشق، دانش، و هدایتی که به من بخشیده‌اید، سپاسگزارم. 🙏💖

      سخنانِ شما، چراغِ راهِ من در تاریکیِ تردیدها بوده و مرا از مسیرهایِ پرفراز و نشیبِ رژیم‌هایِ ناسالم، به سویِ ساحلِ آرامِ «ذهنِ سالم» هدایت کرده است. 🕊️✨

      اکنون می‌دانم که لاغری، نه نبردی سخت، بلکه **آغوشی از عشق و هماهنگی میانِ ذهن و جسم است.** 💖🤗

      وقتی ذهن، با آگاهی و عشق، جسم را در بر می‌گیرد،

      لاغری، همچون گُلی زیبا، در باغِ وجودمان شکوفا می‌شود. 🌸🌼

      **خداوندِ بزرگ، این هماهنگیِ شگفت‌انگیز را در وجودِ ما نهاده است؛**

      کافی‌ست آن را بشنویم، بیدار کنیم، و با تمامِ وجود، عاشقانه زندگی کنیم. ✨

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatima
      ۱۴۰۵/۰۱/۰۶ ۰۵:۰۰
      مدت عضویت: 1122 روز
      امتیاز کاربر: 5630 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 819 کلمه

      سلام و نور، باید ذهنم رو مرتب کنم و جمع بندی ای داشته باشم. 

      خب گفتیم که خدا با نگاه خودش مارو میبینه، نگاهی که مارو لایق همه ی خوشبختی ها و نعمت ها میدونه،اجازه داده به من که چه عرض کنم، دستور داده ک بنده ی من، من گذاشتم اونجا زندگی کنی،هرچی بخوای بهت میدم، هیچ فرقی نداره با بهشت! نگران نباش. هرچی بخوای بهت میدم. این هرچی بخوای یعنی همون نگاه فرای خدا! نگاهی ک بهت میگه لایقی برای هر درخواستی! و بهم گفت بهت میدم! و منی که میگم: یعنی واقعا میده؟ و خدایی که میگه: و من اوفی به عهده من الله؟  و کیه ک وفادار از من باشه در وفای به عهد؟! حتما بهت میدم! خونه میخوای؟ چشم تو وسایلتو آماده کن، میخوای بری خارج؟ چشم پس زبان خودندت رو شروع کن، میخوای این نوروز بری سفر؟ خیلی خب برو سرچ کن ببین جه شهری رو دوست داری! اینا یعنی همون حالتی که من مطمئنم میشه و آماده دریافتم! اما اونی که آماده نیست، و شک داره، میگه حالا بزار بشه، بعد فلان کارو میکنم، حالا بزار بشه؟! بنده ی خدا، “شده”  بدونش! وقتی یه درخواستی به خدا عرضه میکنم،باید برم تو نخش! یعنی چی؟ یه جورایی نشون بدم اماده ام برای خواستنش، برای دریافتش، این اقدام کردنی ک استاد میگه، همون چیزیه ک گفت،انتظار خالی که کافی نیست! نشون بده باور داری بهش میرسی، اصلا تو مسیرش باش، برو سمتش. هرجوری ک میتونی، حتی اگر در حد خیلی کم و کوچولو و اط نظر تو مسخره باشه! درگیرش شو. این یعنی یک اقدام در سمت خواسته ام،حتی اگر از دید بقیه احمقانه و عجولانه و جاهلانه باشد. خلاصه، بعدش خدا وارد عمل میشه برای دادنش بهت. قول داده بود که میده، تو هم خواستی و امیدوارنه و فعالانه منتظر  اجابتی،الان دیگه خدا کارد عمل میشه و نقشه راه رو برات میسازه، گل و بلبل! مسیر خوب، مسیرای خدا همیشه خوبن، باور کنیم، چون خدا سختی برای ما نمیخواد. و کم کم ایده ها و هدایت هاش میاد، و چقدر قشنگ گفت استاد، برنامه های خدا متفاوت از برنامه های مان، نتایجشم فراتره. و چقدر این مهمه که اگر خدا قراره ب من مسیر بده، اگر از خدا خواستی و منتظر اجابت و برنامه ای، باید برنامه رو بسپری به خودش! دیگه به چی و چطور و کی فکر نکن. فقط عمل کن، زیپ دهنتو بکش و فقط عمل کن. هرچی که بهت گفت، شاید تو الان ربطش رو نفهمی، ولی این پازل وقتی تکمیل بشه شکلش دیده میشه. 

      پس شد، درخواست، اجابت حتمی،اقدام میکنم چون اجابت شده و میدانم که برنامه میرسد. 

      استاد، این اقدام کردنه، همون مکمل من به وفاداری خدا ایمان دارمه. من اگر ایمان ب وفاداریش دارم میرم سراغ اقدام… مثلا خود من! خیلی جاها هر کاری در جهت خواسته ام دوست داشتم انجام بدم، میگفتم حالا بزار بشه بعد! چرا؟ میترسم نشه و تو ذوقم بخوره!!! خیلی وقتام به چطورش فکر میکردم و میکنم، ولی با خوندن  تکرار این آگاهی ها، باید کم کم تغییر کنم. باید نترسم از اقدام. باید عمل کنم. تا برنامه ام ب دستم برسه آرام آرام. 

      تمرین دوم، هدف خرید طلا! من همیشه عاشق خرید طلا  بودم، ذووووق میکردم براش و لذت میبردم از فکر اون چیزی ک میاد تو دستم و تنم.هدف داشتم گوشواره بخرم اونم وقتی کمتر ۲۰ سالم بود، خریدم، خیلی رویای پولش جمع شد، پلاک و ان یکاد، و خیلی چیزای دیگه از طلا جات. این اخریم ۶تا النگو بود ک ۵تاشو پولم رسید و اخریش موند ک کمتر از ۲ ماه پول ۶ امی هم اوکی شد. هدف هاس خریداری کوچیک و بزرگ زیادی داشتم ک انجامشون دادم. 

      تمرین ۳:خب هوفمند تر میشد درآمدم، اگر لباس نمیخریدم و کافه و رستوران نمیرفتم بخاطر جمع کردن پول اون طلاهه، اصلا رنج نبود برام، همین ک یه قدم جلو میرفتم برام لذت داشت.پولم هدف دار تر شده بود. خودم ذوق داشتم ک نزدیک تر شدم، هی میرفتم تو نت مدلای مختلف میدیدم، میرفتم جلوی ویترین طلافروشی هایی ک تو مسیرم بودن و النگو هارو نگاه میکردم، پول نداشتم ولی قیمت میپرسیدم با جرئت و بدون خجالت. خلاصه خوب بود،میدونی چیش خوب بود؟ از نقطه مقابلش میفهمم خوب بودنش رو! یعنی چی؟ یعنی موقعایی ک خودم رو بی هدف میبینم، یا منفعل میبینم در رسیدن ب آرزوم ب حاطر فکر کردن ب چطوری و حساب کردنروی امکانات خودم،فکر و ذهن خودم، من روز و شب ندارم، پرخاشگر میشم، به همه اونایی ک یه کار مفیدی میکنن حسودیم میشه، حس تحلیل رفتن میکنم، افسرده میشم، مریضی های مختلف میاد سراغم و….. در حدی ک میخوام سرمو بزارم و فقط خواب باشم ک فکرای بیخود نکنم. 

      این تمرین آخر خیلی قشنگه استاد، میخوام تو دفترم بنویسم چون یکم شخصیه. ولی یه چیز جالب بگم! برای یکی از خواسته هام، ساده ترین مسیری ک فکر میکنم اومد تو ذهنم بعد گفتم نههههه این درست نیست حیلی تن پروری و….  ولی بعدش گفتم نه! هرچی دوست داری بنویس. خدا قضاوت نمیکنه که مسیری ک نوشتی رو. 

      خدایا شکرت. 

      مرسی از استاد و همه دوستانم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۴/۱۲/۲۱ ۲۰:۵۹
      مدت عضویت: 2201 روز
      امتیاز کاربر: 19600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان

      سلام استاد جان 

      برنامه الهی که استاد گفتن همون راه و روشی هستش که بقولی گفتن رو دوش خدا بشینی و خدا بزاحتی به اون هدفی که میخوای هدایتت کنه اگر دست فهمیده باشم تا الان.

      دقیقا من سالهای عمرم رو باری به هر جهت زندگی میکردم من کارمند هستم، کارمند بودن اونم دولتی، اصلا آزادی زمانی و مکانی نداری، هیچ ،یه حقوق ماهیانه نهایت با یه اضافه کار تعیین میشه همین،

       صبح تا ظهر سرکارم اگر کار دوم داشته باشم که میرم وگرنه یه روتین تکراریه ، 

      ولی تو همین کار دولتی من، دقیقا برنامه الهی فعال هستش برای کاری بی هدف ، بی هدف که میگم فقط برای کار میری وگرنه پیشرفتی نداره بازنشست هم بشی دیگه ادامه دار نیست مثلا من تو کارم بی ثمر و بی اثر و بی فایده ام برای خودم ولی نقش من برای کمک به دیگرانه کار مردم رو راه انداختنه و برای خودم مثبت نیست و کاری برای خودم راه نمیندازه تازه با این قسمت فهمیدم واقعا کاری که دارم برای خودم بی هدفه و برای مردم هدفدار هستش .

      و خداوند حسابی هم برنامه الهی رو برام تو اینکار فعال کرده تو کارم ، حسابی مسلط هستم و حسابی با تمرکزم که تو محل کارم خیلی از همکارام واقف به اینکارم هستن ولی من هیچ وقت این تسلط رو از سمت خودم ندونستم هر اتفاقی که می افته و یه واکنش تعجب اوری در مورد اون کار از همکارام و یا مراجعه کنندهام پیش میاد به خودم یاداور میشم کا از طرف خداونده وبصورت اتومات این رو تکرار میکنم ولی چند وقت پیش به یه فکری فرو رفتم که چرا من اینهمه توانایی که خدا داده بدون هدفم و فقط تو اینکار تمرکز گذاشتم حسابی فکر فرو رفتم که به احتمال هم بعدش به این قسمت سایت هدایت شدم که بتونم از بی هدفی خارج بشم و بتونم یه هدفی انتخاب کنم و طرح و برنامه الهی رو تو اون مسیر ادامه بدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۴/۱۲/۲۰ ۰۰:۳۴
      مدت عضویت: 2201 روز
      امتیاز کاربر: 19600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 480 کلمه

      بنام خداوند بخشند و مهربان

      سلام به استاد گرامی

      سلام به دوستان در سایت تناسب فکری

      خیلی با این قسمت نوشته حال کردم کیف کردم دقیقا نقشه راه بدست اوردن خواسته ها بود به راحترین روش ممکن

      من با این روشی که نوشتید برای کسب و کار دقیقا برای لاغری انجام دادم و به نتیجه قابل توجهی تا الان رسیدم و اونقدر لاغری سرعت گرفته از ۱۹ دی ماه تا الان تقریبا ۵ سانت از دور شکمم کم شده گمون نکنم تو هیچ رژیم یا باشگاهی تو دو ماه به این نتیجه کسی برسه اونم کسی که تو ۳۵ سال چاق بوده و به راحترین روش ممکن که همه چی و هر وقت دلم بخواد بخورم و لاغر بشم والان همین روش رو باید برای خواسته هام انجام بدم.

      استاد که گفتن بصورت انشا توضیحات خواسته رو بنویسم واقعا موقع نوشتن شیش دنگ حواس جمع میشه به خواسته ذوق و شوق کامل متوجه خواسته میشه حواس لامسه همه و همه میره برای ذوق کردن خیلی حس قشنگیه حتما باید انجام دادنش رو برای مابقی خواسته ها انجام بدم.

      هدف بخوام بگم من چند سال پیش خونه میساختم و جوشکاری فقط بلد بودم ولی تا حالا درب خونه نساخته بودم و شروع کردم به درست کردن برای اولین بار چنان دری شد که هر کی میدید کیف میکرد و کلی تعجب میکرد که برای اولین بار همچین درب ی ساخته شده اونم من که تا حالا تجربه درب ساختن نداشتم و از زمانی که استارت زدم برای خرید وسایل مورد نیاز کلی ذوق داشتم یه متر همیشه تو جیبم یا ماشین بود هر جا میرفتم درب ها رو نگاه میکردم متر میکردم و هر کی میگفت تو نمیتونی نمیشه فقط ذوقم برای کار خیلی میشدو روحیم و احساسم بیشتر و بهتر میشد و من یه اخلاقی دارم یکی بگه نمیشه خیلی توانم بیشتر میشه و به خودم میگم باید بشه حتی تو لاغری سری قبل که با قانون سلامتی استاد عباس منش بود تو خونم هر سری سر غذا گذاشتن و تغییر مدل غذایی با همسرم بحث بود منم بهش گفتم اینسری یجوری لاغر میشم همه چی میخورم با شما هم سر یه سفره غذا میخورم و لاغر میشم که دیگه بهونه ای برای لاغری نداشته باشی و الان داره میبینه و میگه بسه لاغر شدی دیگه بیشتر از این نشو بعدش بهش میگم سری قبلی دست خودم بود ولی اینسری دست من نیست خودش داره لاغر میشه،

        یا یبار میخواستم کمک ماشین رو عوض کنم نشستم دل و جیگر ماشین رو ریختم پایین و در اخر تونستم عوض کنم .

      لیست ارزوهام همین الان همن خدا براورده کرده بنظرم فقط باید من خودمو نشون بدم این نوشته های شما اونقدر فوق العاده هستش که فهمیدم همینکه درخواست در من بوجود اومده خدا گفته حسن اوکی من دادم فقط مونده به خودت که بدستش بیاری دیگه از سمت خدا خیالم راحت شده که اون بیشتر از من شوق و اشتیاق داره که بدستشون بیارم فقط مونده سمت خودم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما منصوری
      ۱۴۰۴/۱۲/۱۷ ۰۶:۵۱
      مدت عضویت: 126 روز
      امتیاز کاربر: 2135 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 924 کلمه

      بنام خداوند وهاب و هدایتگرم 

      سلام به دوستان عزیزم 

      دقیقا این سوال من بود 

      خیلی پیش اهدافی رو برای خودم نوشته بودم که به جهت اولویت بندی زندگی دستیابی بشون مهمترین بود

      ولی من انجامشون ندادم 

      و همش پشت گوش مینداختم

      و یادم هست خداوند مرا هدایت کرد که باید در فکرش باشم فقط هدایت کرد و گفتم باشه 

      بعدش شاید به چند ساعت نگذشته بود که به بهترین شکل و آسانترین شکل اولین اقدامی که باید برای خواسته بردارم برام انجام شد 

      و به لطف الله و فضلش دارم انجامش میدم که امیدوارم بتونم انجامش بدم 

      از خدا میخوام که به بهترین شکل اون فضا و شرایطی که میخوام ازش رو برام محیا کنه، فعلا این ایده به ذهنم میرسه تا بتونم اولین قدمش رو بردارم. مطمئنم به برنامه الهیم و مطمئنم خداوند به بهترین شکل جواب درخواستم رو میده. 

      چند مثال از خواسته هایی که از خداوند داشتم 

      و خداوند به بهترین شکل من رو بشون هدایت کرد 

      ۱. تو دوران لیسانس دانشگاه که مهندسی مکانیک ماشین آلات میخوندم ترم سه بود که فهمیدم این علاقه من نیست واقعا و دوست دارم که رواشناسی بخونم، یادم هست در اون زمان به کتابی هدایت شدم به نام رویای سرنوشت، در اون کتاب تمرینی بود که البته فقط این تمرین رو یادم هست، در یک کاغذ برای خودتون هدف هایی رو انتخاب کنید و بنوسید میخواید به چه چیزهایی برسید، من اولین هدف رو نوشتم میخوام روانشناسی بخونم دوباره لیسانس روانشناسی بخونم چون روانشناسی رو دوست دارم. 

      ترم آخر لیسانس بودم که همه برای ارشد ثبتنام میکردن و منم که میدونستم ارشد باید چیزی باشه که من دوست دارم گفتم باید ارشد رواشناسی بخونم، خلاصه برای امتحان کردم ارشد بالینی رو شرکت کردم و خداوند بم نشون داد اگر واقعا بخونم برنامه ریزی کنم براش قبول میشم و همینطور فهمیدم بالینی چیزی نیست که دوست داشته باشم، قدم بعدی این بود که بیام در مورد گرایش های روانشاسی مطالعه کنم و ببینم دقیقا کدوم رو دوس دارم، فهمیدم روانشناسی صنعتی و سازمانی شدیدا به روحیه من سازگار هست عاشقش شدم، به هدایت خداوند ازش خواستم هدایتم کنه برنامه بریزه برام چجوری بخونم، و دقیقا در عرض فقط چند ماه یادمه خیلی کم بود چون دیر شروع کردم و دقیقا گفت چه کتابی بخونم و چجوری بخونم، چون خوندن مطالب رشته های انسانی واقعا برام سنگین بود و من بلد نبودم حفظ کنم، از خداوند خواستم راهی پیش روم بزاره و روشی رو بم بگه که بتونم برای کنکور ارشد آماده بشم، به لطف خودش دوران آماده شدن برای کنکور به بهترین شکل رخ داد با برنامه و هربار برای آسان تر کردن مسیرم ایده ای میداد و من با عشق و لذت و اشتیاق منتظر روز کنکور بودم با هدایت خدا یک هفته قبل از کنکور میدونستم و اطمینان بم داد که تو رتبت تک رقمی میشه، و کنکور رو که دادم از بهترین خاطرات زندگیم شد و بعدش رتبم ۶ شد خیلی خوشحال شدم و خود دوران ارشد رو هم دقیقا قدم به قدم با هدایت های خودش گام برداشتم بهترین دوران زو سپری کردم و روز دفاعم یکی از بهترین روزهای زندگیم بود. دفاع با نمره عالی‌ قدم به قدم هدایت خودش بود قدم به قدم برای آسان کردن مسیر زندگیم آدم ها شرایط و ایده هایی رو وارد میکرد. 

      خواسته بعدیم زمانی بود که ازش خواستم کسب و کاری رو برام راه اندازی کنه که دستم تو جیب خودم باشه و بتونم ملزومات اولیه زندگیم مثل لباس خوراک بیرون رفتن رو برام محیا کنه بدون اینگه نیاز باشه برم بیرون و با آدم ها و محیط بیرون سر و کاز داشته باشم چون زمان کورنتین بود، و خداوند ایده کسب و کار کافینت مجازی رو بم داد با شرایطی که داشتم لپتاپ و اینترنت به راحتی انجام گرفت، کلی مشتری و به مدت دو سال ادامه داشت

      خواسته بعدیم این بود که علاقم رو فهمیده بودم زبان انگلیسی میخواستم کاری باشه خودم همه امورش رو انجام بدم و از طرفی همش مربوط به زبان انگلیسی و انگلیسی باشه، و خداوند بم ایده داد که زبان انگلیسی رو به روشی که خودش بم گفت تدریس کنم، اونم بصورت آنلاین، هم علاقم بود هم عاشقش بودم بطوریکه واقعا از حرف زدن در موردش و تدریسش خسته نمیشم و هربار خداوند ایده هایی جدید رو تدریس بم میگه، خلاصه با ایده خودش شروع کردم و خودش شاگردهام رو برام میفرسته بدون اینکه من دنبال شاگرد باشم و به بهترین شکل انجامش میده و هربار هر شاگرد از شاگرد قبلی بهتر و همشون هم اشتیاق یادگیری دارن به لطف خودش دقیقا هر بار هنوز که هنوزه هدایتم میکنه که چطوری اینکارو انجام بدم، سر کلاسام چی بگم، فلان چیزو رو چطور توضیح بدم چطوری آسون انگلیسی رو درس بدم، همش به فضل خودش هست

      خداوند هر بار ازش خواسته ای داشتم

      اینکه شرایطم اوضاعم رو بهبود بده به بهترین شکل اینکارو کزده 

      مطمئنم الانم بازم اینکارو میکنه 

      من به خوش قولیش ایمان دارم 

      من به خوش قولی خدا خوشبینم

      اون هر لحظه داره این وعده رو که آینده تو بهتر از گذشتت هست رو به همه میده، که آینده تو بهتر از گذشته تو و الان تو هست، آینده یعنی دو دقیقه دیگه، یک روز دیگه دو روز دیگه یک هفته دیگه یک ماه دیگه تو بهتر از الان تو هست

      اگر میگم اوضاعت رو بهبود میدم 

      اگر میگم شرایطت تغییر میکنه 

      اگر میگم از جایی که فکرش رو نمیکنی بت روزی میدم 

      اگر میگم من اگر وعده ای میدم برام آسونه

      برای این هست: ان الله بالغ امره

      امر خداوند حکم خداوند بر همه چیز جاری است

      امر خداوند بر همه چیز سوار است

      خب چون ربه، توانا بر انجام هر کاری هست

      براش آسونه، چون تودش خلق کرده و خودشم میتونه هدایت و راهبریش کنه. 

      من به برنامه الهیم ایمان دارم 

      الهی به امید تو❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صدیقه قادرنیا
      ۱۴۰۴/۱۰/۱۵ ۰۸:۰۴
      مدت عضویت: 552 روز
      امتیاز کاربر: 8031 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 175 کلمه

      به نام خداوند هستی بخش مهربان 

      داشتن هدف در زندگی باعث ایجاد شوق و علاقه می شود من از همان کودکی برای هر روز زندگیم هدفی داشته ام و کلا بخاطر همین صبح ها با اشتیاق زود بیدار می شوم چون کاری برای انجام دارم حتی در کودکان برای بازیهایم برنامه ریزی می کردم بزرگتر که شدم برای دردهایم و فعالیتهای روزانه و حالا به هنر هوایی که انجام می دهم خودم را چنان مشغول کرده ام که به قول معروف جایی برای سر خاراندن ندارم،این کارها را با ذوق وصف ناپذیری انجام می دهم و از انجام آنها به وجد می آیم بافتنی را بسیار دوست دارم و با اشتیاق کارهای منزل را انجام می دهم تا بعد بتوانم بافتنی کنم هر بار که چیز تازه ای می بافند از زیباییش مرا به کهکشانها می برد نگاه تحسین کننده دیگران نهایت لذت را برای من دارد ،

      مگر می شود صبح را بدون برنامه برای زندگی بیدار شد زندگی زیباییش به همین است که برنامه داشته باشی و با ذوق انجام کار از بستر بیدار شوی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۴/۱۰/۰۱ ۱۴:۱۵
      مدت عضویت: 2108 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 671 کلمه

      بنام خدا 

      من توی زندگیم هدفهایی داشتم که به چشم کسی نمیاد اما خیلی به چشمم بزرگن و همین که به چشم من بزرگن پس بزرگن حالا شایددرظاهر کوچیک باشن .من  دلم میخواست که بتونم خودم  کارهامو انجام  بدم مثل کارهای بیرون که منتظر بودم کسی برام انجام بده مثل نوبت گرفتن برای خودم یابرای کس دیگه تنها بیرون رفتن  اینارو تونستم انجام بدم چون در شرایطی قرارگرفتم که باید خودم به خودم تکیه میکردم یه اتفاقی افتاد وازاون موقع بود که من تونستم کارهامون انجام بدم . وحالا به شکلی شده که کارهای اداری رو میتونم برای کس دیگه ای برم بیرون و انجام بدم یا دوست داشتم  به جای حضوری نوبت گرفتن از مطب وتو صف ایستادن کارم رو راحت تر کنم .پس شروع کردم به دنبال سایت های مطب و درمانگاه ها و آزمایشگاه هاشون گشتن وتک تک پیداکردن اونها والان به جای اینکه حضوری نوبت بگیرم اینترنتی نوبت میگیرم مثلاً وقتی آزمایش میدم . به جای اینکه چندروز منتظر بمونم  از روی شماره ی قبض  وارد سایت میشم جواب آزمایش مو می بینم و هیجان دارم و اعتمادبه‌نفس.  وقتی اینکار رو میکنم دوست داشتم به تنهایی بدون حضور کسی با پزشک خودم حرف بزنم و ارتباط داشته باشم و اسرار پزشکی رو فقط من بدونم و خودش والان همیشه اینطوریه تنها به مطب دکتر یا هرجای دیگه که لازم باشه میرم منی که تاسر خیابون که میوه فروشی میرفتم باید  میگرفتم الآن رتنهایی به بازارمیوه فروشی میرم کسی باهام نمیاد  که برم اماالان سوار اتوبوس میشم ویه مسافتی رو طی میکنم . و یادگرفتم که به تنهایی سوارماشین بشم و برم .   و اینکه میترسیدم باادمها حرف بزنم اماالان نمی‌ترسم چون فهمیدم دنیای بیرون اینطوری که میگن وحشتناک نیست.  خواستم این بود که دوره‌ی اصلاح پرخوری و اشتها درمغز رو خریداری کنم و خریداری کردم و طی این ماهی که گذشت من سه تا دوره خریداری کردم وقبل از اون هم دوره ی روانشناس لاغری یعنی چهارتا دوره خریداری کردم منی که میترسیدم اینترنتی خریداری کنم اماالان تونستم  والان هدفم اینه که در تلگرام کسب‌وکار اینترنتی داشته باشم و همین دیشب بود که من کانال لوازم خانگی رو راه اندازی کردم هیجان دارم و ذوق و شوق درسته هنوز کسی عضو نشده و فقط دونفرشدیم من ویکی دیگه اما من حداقل این جرات روبه خرج دادم و خواستم اینه که به  نتیجه برسه  باخودم گفتم اشکال نداره  اگه دیدم جواب نداد میتونم از چیزاییکه  بلدم ویاد گرفتم   در تلگرام استفاده کنم  . واین خودش به نظرم یه معجزه س . .

      روزهایی که مشغول رسیدگی به خواسته هام بودم هم اعتماد به نفس وهم شوق و اشتیاق داشتم برای ادامه دادن وانقدر خوشحال بودم وقتی به نتیجه میرسیدم وشادبودم اینکه خودم دارم برای خودم کاری انجام میدم. 

      لیست آرزوهای مقدمم . رسیدن به آرامش بود  ورسیدن به دوره ی اصلاح پرخوری و اشتها درمغز دوره ی ورود به سرزمین لاغرها و لاغری و تناسب اندام..من اگه خدا بودم برای رسیدن به آرزوی بندم که خودم باشم مسیرهایی رو به وجود می‌آورد م که بتونم به راحتی به خواسته هام برسم و بتونم تک تک اونها رو به واقعیت تبدیل کنم برای خرید دوره ی ورود به سرزمین لاغرها یک مقداری به پس انداز های بندم اضافه میکردم طوری که بتونم  استفاده کنم از اونها برای خرید دوره و اینکه

      مثلا کانال تلگرام روجوری در معرض دید دیگران میذاشتمش که بلافاصله وارد کانال بشن وشروع کنن خریداری کردن. ومن الان تاصبح این نجوای ذهنی این کسی نمیاد وارد کانال توبشه وبراتونیست و ازاولمذکسی دوستت نداشت و اهمیت نمیدادو بی اهمیت بودی و اصلا انگار وجود نداشتی این چیزا رویهم میگفت چون به چندنفراز اعضای خانوادم لینک رو فرستادم  وکسی وارد تلگرام نشد باخودم گفتم اشکال نداره من دیگه به خدا سپردم همه چیو پس  سعی میکنم از فکرای منفی بیام بیرون وحتی اگرم  کسی واردش نشد اشکال نداره کلی چیز بلدم میتونم ازاون چیزایی که بلدم استفاده کنم .  .ومیخوام به خودم کمک کنم در این دوره به آرامش برسم و کنترل خشم و ازاحساس حقارت بیام بیرون وهمه ی خواسته هام رو به خدا سپردم میدونم  که کمکم می‌کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 7 8 9
گردونه هدایا گردونه هدایا