راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
📍 این جلسه ادامه گام ۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
در این جلسه میآموزیم:
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💡 اگه میخوای این «انتظار چاقی» رو با یه برنامه کامل و تمرینهای عملی از ذهنت پاک کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ جواب روشن این سؤال؛ در ادامه هم توی گام ۸ سراغ «چرا چاق میشویم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.89 از 179 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استا عطار روشن عزيز
منطق من براي چاقي اين بودش كه من تحركم كمه
اين بودش كه من غذاهاي پر كالري ميخورم و اون كالري ها رو نميسوزونم پس چاق ميشم
ميگفتم سوخت و ساز بدنم پايينه
هورمون هاي بدنم خوب كار نميكنن كه سوخت و سازم پاينه
ميگفتم بدنم از نظر طب سنتي سرد و بلغمي هست به همين دليل چاق ميشم
در ذهن من كالري ماكاروني و سالاد الويه و هر چي كه پنير پيتزا داره بي نهايت بالاست
با اينكه من راحت كيك ميخورم ولي وقتي ماكاروني كه عاشقش هستم رو ميخورم ميگم واي الان 3000 كالري وارد بدنم شد…و هي توي ذهنم ميشمارم كه از صب چقدر كالري وارد بدنم كردم و چقدرشو سوزوندم
از يكسال پيش از اونجايي كه در اينستاگرام يك بلاگر خارجي رو دنبال ميكردم كه هر روز سه وعده آشپزي ميكرد و خودش و خانمش و بچه اش علاوه بر سه وعده دسر هم درست ميكردن و ميخوردن هي برام سوال بود كه چطوري ميشه اينا سه وعده غذا به اضافه دسر ميخورن ولي متناسب هستن
البته اونا توي رژيمشون كرب و هيدرات ساده رو نميخورن ولي كالري مصرفيشون با چيزهاي جايگزين كرب و هيدرات ساده كه مثلا آرد بادام هست خيلي بالاست.
و در كل هي از خودم سوال ميكردم كه اين كه خانمش تحركي نداره
و سه وعده هم غذا ميخوره چطوري لاغره
حتي خانمش همش دنبال درست كردن دسر هست . كوكي هاي مختلف درست ميكنه هر روز كه حالا مواد تشكيل دهنده اش يكم سالم تر هست
ولي نكته اش اينه كه من هر چي حساب كتاب ميكردم اون حجم از كالري كه وارد بدنشون ميشه رو درك نميكردم چطور جور درمياد كه انقدر لاغر باشن
دوستم كه لاغر هست رو هي ميديدم و سوال بود برام خوب اگر برنج دليل چاقيه كه اين بلاخره بايد يكم شكم مي آورد از خوردن برنج درسته كه در كل كم ميخوره ولي مگه برنج دليل شكم آوردن نيس ، پس چرا اين شكمش تخته
خواهرم همش ميگه من يك جعبه شيريني توي خونمون باشه توي دو ساعت خودمو بچه هام تمومش ميكينم
ميگه ما انقدر تنقلات ميخوريم كه اصلا اونقدر غذا نمي خوريم
تازه غذا هم بخوان بخورن از بيرون سفارش ميدن
من بهش ميگفتم نه اين كارو نكن غذاهاي بيرون سالم نيستن گوشتاي بيرون سالم نيستن …روغني كه روي برنج ميريزن اصلا روغن خوبي نيست ..به فكر سلامتيت باش
سرتونو درد نيارم يكسال شايد بيشتره كه فهميدم دلايل چاقي و لاغري يه چيزاي ديگه ست و نه ربطي به ژنتيك داره نه ربطي به غذاي ارگانيك دراه نه ربطي به نوشابه داره
اينجا كه من زندگي ميكنم به طرز وحشتناكي اسپانيايي هاي ساكن آمريكا بي اندازه نوشابه ميخوردن اونم نه دايت نه رژيمي ..نوشابه با قند معمولي
بي نهايت آب جو ميخورن ..چيزي كه من شنيده بودم آبجو چقدر چاق كننده ست..
جالبه كه يكي از آشناهاي اسپانيايي از پلكان افتاد حدود يك ماه پيش
از اوناييه كه روزي چندتا نوشابه ميخوره
رفت بيمارستان و سه روزم نگهش داشتن و كلي عكس و سونوگرافي از همه جاش كه ببينن چيزيش شده يا نه
باورتون نميشه بدون هيچ شكستگي استخواني و بدون هيچ آسيبي خدار و شكر برگشت خونه
من به همسرم گفتم مگه نميگن نوشابه پوكي استخوام مياره پس چطور اين بنده خدا حتي يك مو برنداشت استخوانهاش
همسرم هم براش جالب بود و سرچي در گوگل كرد كه ديد اصلا نوشابه براي آقايون مفيد هم هست ..خودتون گوگل كنيد نتايجش جالب بود..
و دوباره اين چراغ توي ذهنم روش شد كه اصلا اينايي كه من شنيدم از بيس و پايه چرت بوده
خلاصه از اونجايي كه من هميشه درگير سالم خوري و چاقي و لاغري بودم …خيلي زياد كيس توي ذهنم دارم كه بخوام بگم ولي زمان اجازه نميده
نهايتا باز هم به اين نتيجه رسيدم كه چون من از يكسال پيش سوالاتي برام پيش آمده بود كه چاقي لاغري به هيچي ربط نداره پس به چي ربط داره و اون چيه كه تعيين كننده ست …هدايت شدم به اين سايت.
منطق هايي كه بايد تغيير بدم :
عدم تحرك=اضافه وزن
مزاج سرد و بلغ=اضافي وزن
قند زياد = اضافه وزن
كالري زياد = اضافه وزن
به جاش بايد ياد بگيرم به خواسته بدنم احترام بزارم..هر چي چشم ديد اول از بدنم سوال كنم ميخواد تستش كنه يا نه
بپذيرم كه در بدن من يك هوش جهاني وجود داره و اون ميخواد كه من هميشه سلامت و متناسب باشم
خدوند ذهن من رو بيمار نيافريده
خداوند هيچ خوراكي بدي نيافريده
خداوند نميخواد كه من چاق بدون انگيزه باشم
خداوند ميخواد كه من متناسب باشم انرژيم بالا باشه تا چرخ هاي جهان رو به حركت دربيارم
شعور كيهاني در همه چيز جاريست بايد بپذيرم كه من با علم و دانش خودم ايني شدم كه الان هستم ..بسپارم به خداي تناسب اندامم و اجازه بدم اون بگه چي بخورم چي نخورم چي رو چقدر بخورم …از جلوي دست و پاي خدا ميرم كنار
شاد و سلامت باشيد
سلام سلام به استاد عزیزم
امروز با گوش دادن این دوره متوجه شدم این استاد عزیز و دوس داشتنی ما چقدر تونسته در این کار (لاغری با ذهن ) خبره بشه کسی ک استاد این کاره پس باید هم به همین شکل عالی متناسب بشه
استاد عزیزم من رفته رفته دارم متوجه میشم که شما چقدر وارد سایه های تاریک ذهنتون شدین در واقع چقدر به خودتون نزدیک شدین
به این خویشتن و این کار کی میتونه باشه همون خداوندی ک مارو آفریده این روزها من هم حس میکنم دارم کم کم به صورت آگاهانه وارد ذهنم میشم و افکارمو شناسایی میکنم
به امید روزی ک از آموزش های استاد موفقیتم و همچنین شما ب خودشناسی برسم و خودمو اون طور ک لایقش هستم دوست داشته باشم
خب بریم سراغ سوالاتی ک پرسیدین
منطق من برای چاق بودن اینکه یه ذره بین بزارم رو غذاها و شمارش کالری در ذهنم کنم نه این ضرر داره این خوراکی کالری داره من احساس بدی داشتم در موقع خوردن بستنی و غذاهای سرخ شده با عذاب وجدان زیاد منطق بعدی اینه ک اگه تحرک نداشته باشی و باشگاه نری روز به روز چاق تر میشی
مخصوصا اگه نری بیرون یه آدمی هستی ک مفید نیس و کار مفیدی هم انجام نمیده
سوال بعدی افراد لاغر این منطق هایی ک نام بردم رو ندارن اونا تا لنگ ظهر میخوابن و بی تحرکن اونا هرچی دلشون بخواد رو میخورن و لذتشو میبرن
سوال بعدی میترسی چاق بشی؟
نه خیلی کم رنگ شده این حس در من چاقی دیگه برای من ترسناک نیست چون من اکثر فرمول ها چاقی رو در ذهنم شکستم شاید یه قدرتای ریزی طبق عادتم داشته باشم ولی من مطمانم ک شکستشون میدم
من آدم خیلی چاقی نیستم ولی من به این اندام قانع نیستم
من باید به دست بیارم اندامی ک حقمه شکمی تخت با دستو پای کشیه و ظریف
من باید به دست بیارم من باید این مهارت لاغری رو در خودم روز ب روز پرورش بدم من باید این استعداد ذاتی رو در خودم بالا بیارم
بعد میبینم ک چقدر بیشتر این بدنو دوست دارم ببینم ک زندگی چقدر میتونه لذت بخش و شیرین باشه
وقتی میرم لباسی ک میخوام تن میکنم و از دیدن خودم تو اتاق پرو شگفت زده میشم هرچقدر بگم ک چقدر لذت بخش این باریک بودن کم گفتم
و یکی از سوالای کلیدی ک استاد جونم گفته
چقد برات طبیعی ک چاق بشی
طبیعی نیست ک چاق بشم چون ساختار بدن من کاملا علاقمند به لاغریه
چقد برات طبیعی ک لاغر بشی
کاملا طبیعی ک اندامی متناسب داشته باشم کار خاصیم نمیخواد بکنم فقط کافیه ب احساس سیری توجه کنم و بعد از خوردن دس بکشم
و فرمولی های لاغری رو در خودم پرورش بدم همین به همین راحتی
وقتی ک در این سایت فعالیت میکنم روز ب روز به حالت طبیعی خودم ک متناسب تر شدنه نزدیک میشم
من به زودی یه فرد باریک میشم کاملا متناسب😍😊
الهی به امید خودت ک تنها امیدمی😍🥰
سلام خدا قوت به استاد عزیز و همه دوستان
تازمانی که کلمه لاغری به ذهنت بیاد کلی ایده میاد که با انجام اونها به تناسب اندام برسی و به جاش وقتی کلمه اضافه وزن بیاد لازم نیست فکر کنی تا ایده های اضافه شدن به وزنت بیاد منطقت عوض نشده
این حسی بود که بهم دست داده بود که چرا لاغر نمیشم یا اینکه چیکار کنم سرعت تناسب اندامم بیشتر شه؟
و جواب، این سوال بود تو چقدر باور داری که به طبع متناسب میشی؟
بهترین راه همینه که موانع رو نقض کنی و هر چقدر سرعت ما کمه به خاطر قدرت موانع هست
باورهای اشتباه من این بود که هرچقدر سنم بیشتر شه وزنم بیشتر میشه یکی این بود که ممکنه به مادر یا پدر برم و ناخودآگاه اضافه وزن پیدا میکنم یکی دیگه اینکه من بدنم سفته سخت متناسب میشم یکی دیگه اینکه من خیلی میخورم اولا اینطوری نبود ولی از یه جایی به بعد میزان استفاده از غذاها در من خیلی بیشتر شد که فکر میکردم طبیعیه منم مثل آدم بزرگها زیاد غذا بخورم یکی دیگه اینکه نمیدونم چجوری ولی انگار یه باور ناخودآگاه در من شکل گرفته بوده که بعد بلوغ وزنت اضافه میشه یا اینکه یکی دیگه ام این بود که همیشه گیر میدادن که سارا بیشتر از این نشو موندم چیکار به من داشتن در صورتیکه از بچگیم کاملا متناسب بودم یکی دیگه اینکه من تحرک ندارم اضافه وزن پیدا میکنمیکی اینکه خوابم درست نیست و اضافه وزن میگیرم یکی دیگه اینکه من باید یه غذایی که دوست دارم رو انقدر زیاد بخورم که بترکم چون دیگه بعدش تموم میشه باید اونقد بخورم که به جونم بشینه😂
دلم میخواد همینجا همش رو نقض کنم با الگوهای خیلی زیادی که پیدا کردم و همه ثابت میکنن اضافه وزن بدیهیه و مثل آفت برای یه درخت سالمه
سن بیشتر ربطی به اضافه وزن نداره و اینکه هر چقدر یه آدم بزرگتر بشه به همون تناسب بدنش اندامش رشد میکنه و به طبع همه با تناسب درست بزرگ میشن و اضافه اون از باورهای دستکاری شده میاد مثلا دختر عمه هام اکثرا متناسبن یکی از فامیلامون پنجاه و خورده ای سالشه ولی کاملا متناسبه یکی دیگه از فامیل هامون سی و خورده ای سالشه و کاملا متناسبه حتی یکی از فامیلامون باورهای داره تغییر میکنه و الآن که حدود چهل سالشه داره متناسب و زیبا میشه واقعا این مورد خیلی حسم رو خوب کرده 🙂
اضافه وزن ارثی نیست ژنی در بدن به نام اضافه وزن وجود نداره :/
چون یکی از دوستام همه اشون اضافه وزن دارن و پدرشون متناسبه یا یکی از اقوام پدر و مادر و برادرش اضافه وزن دارن خودش کاملا متناسبه حتی وقتی خواست اندامش رو توپر کنه نشد و هر بار برگشت ناخودآگاه به تناسبش و این هم یکی از نمونه های عالی برای منه یکی دیگه از اقوام همه خانواده اضافه وزن دارن و مادر خانواده کاملا متناسب و شیک پوشه یکی دیگه از اقوام فقط مادر اضافه وزن داشت و دخترهاش و همسر متناسب بودن که حالا مادر خانواده ام متناسب و شیک پوش شده بدون هیچ رژیمی یا ورزشی یا تلاش خاصی هیچی واقعا
چربی در بدن سفت نیست و مثل باد از بدن خارج میشه اگر واقعا باور داشته باشیم تناسب و لاغری طبیعت زندگیه! چون یکی از اقوام که ذکر کردم خیلی سعی کرد وزنش رو زیاد کنه و یه بار تپل شد اما بعد یه ماه وزنش کم شد با اینکه وقتی قرص اضافه وزن استفاده میکرد کلیییییییییییییی غذا میخورد ولی بعدش که ول کرد سریع برگشت به حالت قبل اضافه وزن مثل مهمون ناخونده است که اگه باور کنی جاش توی بدنت نیست زودی میره خونه خودش
من غذام اندازه کافی بود اما کم کم زیاد شد و اتفاقا تشویق شدم که بیشتر بخورم و دیگه به جایی رسید که طبیعتا کلی غذا بخورم و اصلا نفهمیدم چیشد که وزنم اضافه شد ولی خب این یه فرمول دستکاری شده بوده که تبدیل شده به عملکرد جدید به غذا ها و بعد از اون یه باور در من ایجاد شد که همون اضافه ها نیاز به انرژی دارن پس تو نمیتونی کمتر بخوری و یه جورایی قانع کردم خودم رو که بیشتر بخورم اما این غلطه
اندام ما به اندازه افراد متناسب انرژی میبره و همونقدر که اونا میخورن ما هم بخوریم اوکیه و ما اگه درست کنیم مقدار غذامون رو درست میشه ولی خب اول از همه بباید موانع نقض بشن که ناخودآگاه غذامون متناسب شه
بلوغ هیچ ربطی به اضافه وزن نداره دختر عمه هام پسر خاله هام چند تا از دختر خاله هام چندتا از پسر عمه هام اکار دوستام که توخوابگاه باهم بودیم و خیلیای دیگه هنوز بعد از سالها گذشت از سن بلوغ هنوزم متناسبن پس اینا کلا چرت و پرته چون یکی از مادربزرگهای دختر عمه هام با سن بالاش کاملا متناسبه
وقتی یکی بهت توصیه میکنه بیشتر از اون نشو اتفاقا آدم ترغیب میشه بیشتر بشه یا حتی میترسه که بیشتر نشه ولی اونقدر که توجهش به اضافه وزنه باعث بیشتر شدنش میشه و دیگه طبیعت ذهنش روی نامتناسب بودن تنظیم میشه
درمورد خواب نادرست کاملا اشتباهه خیلی از جوون ها الآن شبها نمیخوابن تا صبح تو گوشی آن ولی خب متناسبن مثلا پسر عمه ام مثلا دختر عمه ام مثلا نوه عمم مثلا خودم که تا یه سنی همینجوری رفتار میکردم ولی خب متناسب بودم
درمورد کم تحرکی بگم که همین قوممون که سعی کرده بود توپر بشه کلا میخوابید و تحرک نداشت ولی خب باورهاش کار خودشو کرده بود و وزن کم کرده بود حتی یکی دیگه از آشنایان قرص میخورد که تو پر بشه ولی تا ول کرد همه اون اضافه ها رفت و متناسب شد کم تحرکی ربطی به اضافه وزن نداره چون ما حتی خوابیم هم بدنمون انرژی مصرف میکنه !
اینکه چون غذایی رو دوست داریم دلیل نمیشه با زیاد خوردنش به خودمون آسیب وارد کنیم حتی اگه غذای بهشتی ام باشه زیاد بخوری به بدنت آسیب میرسه هر چیزی به اندازه اش خوبه همونطور که حضرت علی میگه بهترین کار میانه ترین اونه چه در غذا خوردن چه در کار و چه در هر شاخه زندگی
من دیگه نمیخوام وقتی لازم نیست نخورم حتی اگه عاشق اون غذا باشم چون دیر نمیشه یا میتونم بخرم بزارم خونه که هر وقت گرسنه ام شد بخورم یا هر وقت قسمت شد برم بیرون بخورم و جالبه جدیدا بدنمم به غذای بیش از حد واکنش نشون میده و این خیلی عالیه😁
استاد خیلی ازتون سپاسگزارم و همچنین خیلی از خدا ممنونم که الان اینجام تا به خواسته ام برسم😍😍😍
موفق وشاد باشین❤
نشان های دریافت شده
سلام ظهر بخیر
در طبعت هرچیزی قانون خودش داره شما به خورسید نمتونی بگی شب طلوع کن چون منطقی که خورشید روزطلوع کنه
منطقی در ذهن من چاقی چون قبول کردم بایدچاق باشم چون پدرم چاق بود چون عمه هام چاق بودن چه قانونی میتونست به من ثابت کنه که منطقی چاق نبودمنه نه چاق بودن
تا زمانی که به خودم ثابت نکردم قبول اینکه ا رث نفشی درچاقی من نداره وابنهای همه فرمولهای اشتباه که طی این همه سال توذهنم ذخیره کردم نتونستم خودم به باور اینه منطقی در ذهنم لاغریی باید باشه نه چاقی
من همه موانع چاقی شناختم ولی این یکی مثل کوه محکم بدون کمتر حرکت خوشو جا کرده در ذهنم وتکان هم نمیخورد خالصه چندین روز من درگیر حل این مانع عظیم بودم خلاصه اینقدر فکر کردم تا بلاخره توستم با دلیل مدرک به ذهنم ثابت کنم این ارث در چاقی من اصلا اصلا نقشی نداشته بیچاره من با فرمول اشتباه با دیدها وشنیدهای اشتباه خودم به اینجا به این وزن رسوند م حالا منطقی تو ذهنم لاغری
من برای چاقی نه رژیم گرفتم نه حرکت ورزشی انجام دادم نه کارخواستی انجام دادم پس جرا برای لاغریی این همه تلاش بی فایده انجام بدم .
تارمانی که من برای لاغر کردن خودم طرح وکارتویی مغزم و مسییرمشخص میکنم دارم درمسیرچاقی حرکت میکنم ومنطقی برای من چاقی .
برای لاغریی باید برگشت کرد نه راه حدید درست کرد راه جدید برا ی کارخراب شده مثل ساختن چیز ی دیگه هست من ساختمانی ساختم تویی این ساختمان وسایل خوبی به کار نبردم ساختمان ساخته من مشکل داره برم ساختمان بغلی رو درست کنم به خرابی این ساختمان کمکی نمیکنه.
من باید اموزش ببینم یاد گرفته خودمو عملی انجام بده وقت بزارم زمان بده ومنطقی توی ذهنم فقط فقط لاغر شدن باشه منطق چاقی جاشو بده به منطق لاغریی
لاغرشدن اسانترین کا ر دنیاست
لاغرشدن اسانترین کاردنیاست
بسم الله الرحمن الرحیم .
برداشت من از فایل امروز . لاغری رو برای خودمون طبیعی کنیم و هر عاملی غیر از اون رو بدیهی . یعنی طبیعی نیست که من چاقم بلکه چاقی من به خاطر رفتارهاییه که بر اساس فرمولهای چاقی ذهنم انجام دادم چاقی رو بر خلاف طبیعت بدنم برای خودم ایجاد کردم .
وقتی من بگم طبیعیه که چاق باشم هیچ اقدامی برای تغییر خودم انجام نمیدم . یه جورایی همیشه در حال بد زندگی میکنم و برای خودم طبیعی میدونم که مثلا به خاطر ژنتیکم مثلا به خاطر پرخوریهام که هیچ کنترلی روشون ندارم و یا مثلا به خاطر فلان قرص و دارو یا مثلا به خاطر فعالیت کمم یا مثلا به خاطر دوستام مامانم و … طبیعیه که من چاق بشم .
در حالیکه اینا همش فرمول ذهنی چاقه اگه من اینا رو تغییر بدم و تمام تلاشم و بکنم که دیگه چاقیم و گردن اینا نندازم میبینم دلیلی برای چاقی وجود نداره من باید لاغر بشم و لاغری خود به خود رخ میده .
یکی از عاداتی که من بعد از پرخوری نیاز دارم ترک کنم عادت تا ته بشقاب غذا خوردنه . که البته در طی دوره ی من اینو نخوردم و ترک پرخوری من این عادتمم از بین میبرم .
چون وقتی نقطه ی سیری رو پیدا کردم جسمم حتی یه لقمه اضافه تر رو هم رد می کنه . اصلا نمیشه سر جسم کلاه گذاشت . جسم میگه سیر شدم اگه ما حتی یک لقمه اضافه بخوریم اون بر اساس فرمولهای ذهنیه . پس باید عادت کنیم که خوردن ما فقط و فقط بر اساس گرسنگی و سیری جسمی باشه و این عادت خوب رو جایگزین عادات غلط دیگه بکنیم .
من دلم میخواد حتی یه لقمه هم اضافه تر از نیاز جسمم نخورم . پس اول باید بپذیرم این کار طبیعی نیست که تو لقمه های اضافه بر نیازت میخوری . این رفتار طبیعی نیست . این رفتار نتایج خوبی به بار نداره . پرخوری پرخوریه . چه یه لقمه چه صد لقمه . سگه تو گوشم میگه آخه یه لقمه چیزی نیست که ولی همینجور چیزی نیست چیزی نیستها باعث میشه ذهن من به رفتار ناشایست عادت کنه . پس وقتی به خودم قول بدم که حتی اگه یک لقمه ته بشقابم موند و من به نقطه ی سیری رسیدم اون لقمه رو نخورم . چون خوردن همون یک لقمه باعث میشه فکر چاقی توی سرم دوباره بیفته و احساس خوب منو خراب کنه . دوباره خودمو ملامت کنم دوباره خودمو تحقیر و سرزنش کنم و خودمو عذاب بدم . من که فهمیدم انجام این رفتار دست خودمه . چون در باور دیروز یاد گرفتم بپذیرم مسئول این رفتار خودمم . چون اون لقمه به من نگفت منو بخور بلکه این منم که به خودم میگم حالا این یه لقمه رو هم بخورم دیگه نمیخورم . این خوردن براساس نیازت نیست بر اساس فرمول ذهنیه پرخوریه که داری ترکش می کنی . پس حواست حتی به این نکات ریز هم باشه . چون اندک اندک جمع شود وانگهی دریا شود . به قول زنعمو ما گرم به گرم چاق شدیم . لقمه به لقمه . تکرار خوردن این لقمه های اضافه تو رو رنج میده . پس عادت کن که حتی نسبت به اولی حساس باشی که دیگه بعدی رو تکرار نکنی .
من امروزم تا اینجای روز ۹۹ درصد خوب عمل کردم . پیغام گرسنگی رو گرفتم . ساعت ۱۱ صبح احساس گرسنگی کردم و مقداری سمنو و مقداری بادام و کشمش و انجیر خشک انتخاب کردم . خوردم تا به نقطه سیری رسیدم . یک لقمه مونده بود که سمنو تموم بشه من سیر شدم و حس ذائقه ام رفت .
اما من یه لقمه رو هم خوردم نباید میخوردم برای همین از ۱۰۰ درصد رفتار صحیح به خودم ۹۹ دادم . البته تا اینجا . استاد من دوست دارم عملکرد روزانه ام رو نمره بدم تا ببینم چقدر بر اساس فرمولهای لاغری و چقدر بر اساس فرمولهای چاقی رفتار کردم . اینجوری برای ترک عادت بهتر عمل می کنم . به خودم یاداوری میکنم که دفعه ی بعد بهتر عمل کنم . پرخوری پرخوریه چه یه لقمه چه هزار لقمه . چون اولین قدم رو که برای پرخوری برداری ذهنت میگه قدم بعدی بازم بخور . پس یادت باشه حتی اگه یه لقمه هم موند اون لقمه رو نخور . خوردن حتی یک لقمه اضافه طبیعی نیست . این طبیعی نیست که تو عادت کردی تا ته بشقابت میخوری . این بدیهیه . خودت به وجودش آوردی . البته مامانم در کوچیکی به وجودش آورد و من سالها تکرار کردم ولی از امروز میخوام این رفتار غیر طبیعی رو هم ترک کنم . خب این برنامه ی جدیدم به خودم دادم ببینم تا شب چه کار میکنم ؟
چاقی دقیقا از همین فرمولهای کوچیک به وجود اومدن که تکرار شدن و ما سالها اونا رو انجام دادیم وحالا اومدیم اینجا که دیگه بر اساس فرمولهای ذهنی غذا نخوریم بلکه بر اساس گرسنگی و سیری جسممون غذا بخوریم که اونم دقیقا حس چشایی ما بهترین راهنمای ماست حتی معده ی ما . من صبح ساعت ۸ بیدار شدم میخواستم طبق عادت صبحانه بخورم دیدم معده ام سیر بود برای همین فهمیدم هنوز به نقطه ی گرسنگی نرسیدم و خیلی راحت اون لقمه رو کنار گذاشتم .
یه عادت دیگه هم که دارم که اتفاقا در طی همین تمرینها پیداش کردم اینه که عجله دارم برای خوردن . البته برای اینکه نقطه سیری رو پیدا کنم این عادتم هم داره برطرف میشه . چقدر جالبه وقتی یه عادت رو میخوایم درست کنیم بقیه ی عادتها هم خودشون رو نشون میدن . به هر حال تمام عادتهای چاقی من غیر طبیعی هستن و من قدم به قدم و آروم آروم اینها رو به حالت طبیعی خودشون بر میگردونم تا به طبیعت اصلی خودم که لاغریه دست پیدا کنم .
دلم میخواد لیست عادتهای چاق کننده رو پیدا کنم و اونا رو هم به مرور از فرمولهای ذهنیم پاک کنم . من مثل یه باغبونی هستم که میخوام علف هرزای ذهنمو پاک کنم تا بتونم به طبیعت اصلی باغچه ذهنم برگردم .
نشان های دریافت شده
با سلام و درود
دقیقا این مورد خیلی واضح در درون من هست که چاقی فوقالعاده طبیعی هست برای بدن به نحوی که اگر یکی از لباسهام رو دوماه نپوشم ماه سوم دیگه جرات نمیکنم بپوشم چون در ذهنم مطمین هستمکه دیگه این لباس برای من تنگ شده و اگر بپوشم با دیدنش ناراحت میشم .
یا اینکه وقتی لباسی میخرم ترجیح میدم لباسی بگیرم که کمی گشاد باشه که خیلی زود با مشکل تنگ شدن لباس روبرو نشم .و تصورم اینه که من اگر مثل یه آدم عادی غذا بخورم ماهی چهار پنج کیلو اضاف میکنم و همینم میشه .برادر من بدتر هم همیشه چاق بود و همیشه در تلاش برای لاغر شدن .تا اینکه یک روز نمیدونم کسی بهش گفته بود یا جایی خونده بود که اسپرسو اول صبح بخوری لاغر میشی .رفت یه دستگاه خرید و صبح یه فنجون اسپرسو و شکلات تلخ میخورد و با اینکه غذاش زیاد بود روز به روز لاغرتر میشد تا جایی که دیگه زیادی لاغر شد و ولش کرد!!
انقدر لاغر شده بود که من به شخصه حتی شک کردم که معتاد شده باشه ولی نبود .
خواهرم هم چاق میشد و مثل من همه ش در حال مبارزه با چاقی .پارسال بعد از آشنایی خودم بادوره به اون هم گفتم و باهم شروع کردیم دوره صد گام رو .و اون بعد از بیست روز به وضوح داشت لاغر میشد و بعد از گذشت سه ماه انقدر زیاد لاغر شده بود که در تلاش بود که دیگه استپ کنه وضعیت پایین اومدن وزنش .حتی یکی دوبار برای اینکه دیگه وزنش پایینتر نیاد عمدا روی ترازو رفت .
اون دوتا تونستن باور کنن که لاغر میشن و لاغر شدن ولی من نتونستم باور کنم و دوره رو خریدم و بازم نشد .ولی الان که دوباره شروع کردم میبینم که کلی باورهای مشکل ساز دارم .یکیشم همین که چاق شدن رو طبیعی میدونم .
دوباره سعیم رو میکنم و میدونم که بالخره میتونم .
نشان های دریافت شده
با سلام به همه هم گروهی های عزیزم.اول از همه میخوام یه مطلب مهم رو بگم که به نظر من خیلی مهمه به نظرم دوره۱۲گام فوق العاده مهم هست کسایی که حالا به هر دلیلی نمیتونن دوره های ثبت نامی رو خریداری کنند باید از دوره ۱۲گام استفادهکنن اون دوره همه منطق هایی که باعث طبیعی شدن چاقی در مغز ما شده رو شناسایی میکنیم و با پیدا کردن نمونه همه رو باطل میکنیم و وقتی این کارو کردیم یواش یواش لاغر میشیم من اول از همون جا شروع کردم وقتی واسه چاق شدن خودم کلی دلیل آوردم و تونستم برای رد کردن اونها نمونه بیارم ذهنم آروم شد و راحت تر برام باور پذیر شد که تو این سالها دلیلهای الکی و بی خودی برای چاقی خودم داشتم مثل کمتحرکی یا خوردن بعضی مواد غذایی مثل نون و چربی یا خوابیدن زیاد و غیره که حتی تو اون دوره حتی بیشتر از ماههای قبل میخوابیدم چون اول اینکه بیکار بودم و دوم اینکه برام منطقی شده بود که خواب زیاد باعث چاقی نمیشه حتی بقیه هم بهم میگفتن که نخواب چاق میشی ولی من دیگه باور نمیکردم و همه دلیلهام رو برای خودم منطقی کردم و یکی یکی کنار گذاشتم و خیلی راحت تونستم لاغر بشم و الان هم دارم دوباره ادامه میدم تا به دلخواه برسم که این اولین کاری بود که استاد الان گفتن که باید برای جابه جا کردن منطقمون انجام بدیم یعنی لاغری رو طبیعی بدونیم و چاقی رو غیر طبیعی.دومین کار به وجود آوردن منطق لاغری هست که خدارو شکر من هر روز دارم انجامش میدم چطور با خواندن متن اول هر گام با دیدن چند باره فایلهای تصویری با خواندن دیدگاه هم مسیرهای دیگه ام و نوشتن دیدگاه که به نظرم خیلی تاثیر گذاره چون انگار همه اون محتواهایی که تو ذهنت داری میاد رو کاغذ و وقتی هم دیدگاه بنویسم تاثیرش بیشتر میشه انگار اعتماد به نفست بیشتر میشه راحت تر میشی و خدا رو هزاران بار شکر میکنم که منو به این مسیر هدایت کرده که میتونم با مسیر به همه هدفهام برسم نه تنها لاغری بلکه شناخت بهتر و بیشتر خدا داشتن آرامش درونی و مخصوصا شادی درونی اعتماد به نفس و داشتن شغل دلخواهم و رسیدن به هدفهای دیگه ام خدا رو شکر و از استاد هم ممنون که آنقدر ساده و قابل درک مطالب رو بیان میکنن.
با نام رب العالمین سلام. خدارو صد هزار مرتبه شکر که به نوشتن و خواندن کامنت ها و ایمان به آنچه که هستم به هدایت خداوند آوردم و در مسیر تناسب فکری قدم برداشتم . به لطف الله امروز متوجه شدم که نباید کاری به ساعت داشته باشم برای خوردن و نخوردن نگاه نکنم که ا چند ساعت گذشته غذا نخوردم پس برم بخورم یا بالعکس تنها به بدنم و آلارمش دقت کنم درست مثل افراد متناسب که اصلا کاری به ساعت ندارند هر وقت گشنه بشند میخورند امروز توانستم از غذام لذت ببرم خدایا شکرت . خوش حالم که دارم بدنم بهتر و بیشتر میشناسم . به قول یکی از دوستان باید به یاد داشته باشم که لاغری باعث نمیشه من زشت بشم همون تر که نباید از چاق تر شدن واهمه داشته باشم و متناسب بودن و کاملا طبیعی بدونم چرا که طبیعی هست همان طور هم زیبایی و سلامتی من در تناسب اندام هست زیبایی چهره و نشاط پوست من هم به خاطر افکار و کانون توجه من هست و بس . لاغر ها رژیم نمیگیرند و یا ورزش و پیاده روی سنگین نمیکنند که لاغر بمونند اون ها همین طوری لاغر هستند پس وقتی لاغر میشیم نباید نگران چاق شدن باشیم نگرانی خودش یه نشانه برای این که ما طبیعت بدن که تناسب هست باور نکردیم و خدارو شکر که این نشانه رو شناختیم و میتوانم به نقط قوتم به آرامش تبدیلش کنم چون ذهنم بیشتر از اون چه که فکر کنم قدرتمند هست و اختیارش در دست من . راستی همون طور که یادگیری زبان یه شبه نیست بهریاداوردن زبان لاغری هم یه شبه نیست و نباید ناامید بشم از خودم بخواهم یه شبه افکارم تغییر کنه افکارم در مناسب ترین و بهترین زمان ممکن تغییر میکنه و متناسب میشه جوری که یه دفعه به خودم میام و میبینم ااا من تغییر کردم رفتارم تغییر کرده که نشان از تغییر افکارم میده چرا که غیر ممکن افکار تغییر کنه و رفتار نه . چون رفتار من نتیجه افکار من چون من از مواد غذایی واهمه دارم از چاقی از ورزش نکردن به خاطر همین بیشتر توجه میکنم بهشون پس بیشتر درگیرش میشم و به خودم جذبش میکنم برخلاف افراد لاغر که با لذت غذا میخورند و نگران چاق شدن نیستند حتی تحرک چندانی هم افراد متناسبی که میشناسم ندارند و بعد غذا حتی میخوابند بدن هیچ نگرانی یا شب دیروقت میخوابند اما بازم زیبا و متناسب هستند پس نه غذا نه کم تحرکی نه کم خوابی و … باعث چاقی نمیشه فقط افکار ما و انتظار ما از خودمون باعث ایجاد چاقی در ما شده و الان که در مسیر تناسب فکری هستیم این باور در ما هم تغییر میکنه . و ما ذهنم متناسب که نتیجه آن اندامی متناسب هست خواهیم داشت . خدایا شکرت هزاران بار شکر برای بودن در این مسیر زیبا . چقدر درست افراد در کامنت ها گفتن نباید از اندازه خوردن بترسم یعنی من در مسیر لاغری با ذهن رژیم نمیگیرم که نگران ریزش موهام و افت ویتامین های بدنم باشم بلکه تنها و تنها دارم به احساس سیری و گرسنگی بدنم توجه میکنم پس این مسیر درسته تازه نتنها بدنم افت پیدا نمیکنه بلکه محکم تر و قوی تر از قبل هم میشه نه تنها ماهیچه هام افت پیدا نمیکنه بلکه آزاد میشه رها میشه از این همه چربی که روش ذخیره شده و نفس میکشه ویتامین هام به حالت نرمال خودش برمیگرده پلاکت ام نرمال میشه پوستم بهبود پیدا میکنه کلا جسمم سالم تر از قبل میشه درسته این مسیر یه عالمه نتایج فوق العاده برای سلامتیم داره چرا که من دارن تسلیم میشم چون دیگه به نجوا ها توجه نمیکنم و تنها به صدای درونم یعنی احساساتم توجه میکنم یه چیز جالب امشب من گشنه ام بود ولی دوست نداشتم برم سمت شیرینی و یا خوردن نان پس صبر کردم تا شام درست کنم بخورم . خیلی این احساس لذت بخشه آرامشی که الان دارم فوق العاده هست . خدایا شکرت شکر .
یا حق .
“به نام خداوند مهربان”
با سلام به همگی؛
گام هفتم:چرا لاغر نمی شوم؟!
امروز شنبه ۳ دی ۱۴۰۱ به لطف خدا،گام هفتم را برداشتم.جهان پیرامون ما بهترین مشاور و راهنمای ما انسان ها ست.هر چیزی در جهان طبیعی باشد نمی توان آن را تغییر داد،می توان در آن خلل ایجاد کرد اما نمی توان آن را برای همیشه تغییر داد.
ارتباط قانون طبیعت با چاقی!!!
دلیل مقاومت چاقی در برابر تصمیم ما برای لاغری این است که:چاقی در ذهن ما طبیعی شده است و با آنچه برای ذهن ناخودآگاه ما طبیعی شده باشد،نمی توان مبارزه کرد.اگر می خواهیم لاغر شویم باید آگاه باشیم که ابتدا حالت طبیعی بودن چاقی (اضافه وزن) را در ذهن خود تغییر دهیم.باید هیچ وقت وضعیتی که داریم را به عنوان وضعیت طبیعی و تثبیت شده نپذیریم.با جستجو در ذهن و فکر خود باید مواردی را که باعث ایجاد منطق چاقی در ذهن ما می شود را پیدا کنیم و آن را برطرف کنیم به طور مثال خیلی از افراد چاق دلیل چاقی خود را ارثی بودن یا ژنتیکی می دانند در صورتی که اگر به اطراف خود دقت کنند افرادی را می بینند که همه ی اطرافیان آنها چاق هستند اما آنها لاغر و متناسب هستند پس این نشان میدهد که چاقی ارثی یا ژنتیکی نیست. در این صورت است که ما توانسته ایم گام مهمی برای حرکت به سمت لاغر شدن را برداریم.در جهان هستی هر چیزی به دو حالت وجود دارد:۱)حالت طبیعی ۲)حالت غیر طبیعی یا بدیهی.حالت طبیعی یعنی اینکه آن چیز کاملا همسو با جهان هستی و طبیعت است و حالت غیر طبیعی یا بدیهی یعنی آنچیز با دخالت انسان و به دست او به وجود آمده است.انسان ها به صورت طبیعی لاغر و متناسب هستند اما در طول زمان به تدریج با فکر،ذهن و تغییر رفتار،کم کم خود را از حالت طبیعی خارج کرده و دچار اضافه وزن و چاقی می شوند.پس چاقی و اضافه وزن طبیعی نیست و کاملا بدیهی و غیر طبیعی است.پس من باید تلاش کنم این ذهنیت را از ذهنم پاک کنم که چاقی من یک حالت طبیعی است چون هر چیز طبیعی را نمی توان تغییر داد،می توان در آن اخلال ایجاد کرد اما نمی توان برای همیشه آن را تغییر داد پس چاقی و اضافه وزن من کاملا بدیهی و غیر طبیعی است و من به راحتی و آسانی می توانم آن را تغییر داده به حالت طبیعی خود بر گردانم.من می توانم لاغر شوم چون من لایق لاغری و تناسب اندام هستم.آسان ترین و راحت ترین روش لاغری ، لاغری با ذهن است.
نشان های دریافت شده
استاد مهربون و عزیزم دوستون دارم و سپاسگزارم از اینکه وقت میزارین و پاسخ میدید به سوالام. ❤️💕❤️