راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
📍 این جلسه ادامه گام ۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
در این جلسه میآموزیم:
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💡 اگه میخوای این «انتظار چاقی» رو با یه برنامه کامل و تمرینهای عملی از ذهنت پاک کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ جواب روشن این سؤال؛ در ادامه هم توی گام ۸ سراغ «چرا چاق میشویم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.89 از 179 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
بنام خدا
.تاحالا به این خاطر لاغرنشدم چون همیشه باور داشتم که من نمیتونم لاغربشم مگر اینکه رژیمی یاورزشی انجام بدم همیشه باور کرده بودم که ژنتیک من باعث چاقی من و خیلی از دلایل دیگه مثل ازدواج و بارداری وچاق بودن از بچگیه . اما وقتی به دوتا عکس قبل از چاقی وبعداز اینکه چاق شدم نگاه کردم باور کردم که چاقی غیر طبیعی و بدیهیه . بارها نشستم وفک. کردم تابه این نتیجه رسیدم واقعا غیر طبیعی بودن چاقی به خودم برمیگرده وخودم درستش کردم درصورتی که در طبیعت همه چیز طبیعی هست چون. خالق اون خداوند. هست و خداوند هیچ وقت اشتباه نمیکنه تصمیم گرفتم که تغیرش بدم وبه خودم کمک کنم . چون تنها کسی که برای من میمونه خودمم واز خدای درونم هم کمک طلبیدم تابه من در این مسیر کمک کنه . واز حالت غیر طبیعی به طبیعی بودن برگردم و لاغربشم
۰،۰تاحالا باستفاده از رژیم و ورزش خیلی بارها وبارهالاغرشدم ودوباره برگشتم چون برای مغز وذهنم طبیعی بوده چاق شدن وچاق موندن من به همین دلیل که عادت کرده برای طبیعی شده وچاقی به خاطر افکار رفتار وباورهایی هست که دربارهی چاقی و لاغری داریم وبه همین خاطر چاق موندیم پس چاقی ارثی نیست که طبیعی باشه ولی به خاطر این باورها بعداز دوباره لاغرشدن دوباره چاق شدم چون ذهنم پذیرفته بود ومغز من تحت تاثیر ذهنم جواب میداد و درنتیجه من چاق میشدم وحتی چاقتراز قبل چون از نظر اون رفتارهای رژیمی حرکت های اضافه برای لاغرشدن ورهایی از چاقی همه غیر طبیعی هست چون پیش فرضی دراین باره برای اون تعریف نشده تنها چیزی که براش تعریف شده سختی روشهای لاغرشدن ومحدودشدن .ومحروم شدن هست واین هم وقتی نمیخورم هم خودشونشون میده مثلاً تصمیم میگیرم شام نخورم ولی وقتی با غذامواجه میشم بی وقفه می شینم به خوردن وبعد دچار عذاب وجدان میشم چون تکرار این رفتار ها و بودن دراین احساس وباو هست که من نمیتونم لاغربشم براش تعریف شده و پیش فرضش شده نه رژیم نه رنج وفشار.
دفعه های زیادی لاغرشدم پنجاه کیلو سی کیلو کم کردم وبیست کیلو ده کیلو دوازده کیلو هشت کیلو پنج کیلو خیلی زیاد باروشهای مختلف و دوباره چاق شدم اما چیزی که پیداست جسم من میتونه منولاغر کنه من میتونم لاغربشم باروش اشتباه لاغرشدم پس باروش صحیح لاغرمیشم از چاقی به سمت لاغری برمیگردم چون طبیعت جسم تناسب اندام هست و بودن من در آرامش وحال خوب .
من زبان انگلیسی روحروفشواز بچگی کنار دست مادرم توی خونه یادگرفتم وبعد بادیدن بچه ها وقتی می اومدن از مادرم میخواستن بهشون یاد بده منم علاقه مند شدم به خوندن زبان انگلیسی و همیشه توی مدرسه بیست میگرفتم چون عاشق این درس بودم یک صفحه ی بزرگ مکالمه رو حفظ میکردم . من تونستم بادیدن فیلم های زبان اصلی به صورت کاملاً اتوماتیک بااینکه زبان اصلی هست و گاهی ترجمه نداره من اونو درک کنم .شاید نتونم به زبون بیارم یه جاهایی ولی می فهمم . و ازبچگی توخونواده ای زندگی کردم که همشون به زبان عربی که زبان مادریمون هست حرف زدن . یاد گرفتم که چطور هم عربی وهم فارسی حرف بزنم طوریکه حالا هم وقتی حرف میزنم بادیگران دوتاروبه کارمیگیرم درلحظه بادوستای فارسی زبانم فارسی حرف میزنم اما با خانواده و اطرافیانم خیلی زیاد شده که دریک آن هردوروبه کارگرفتم . من یادگرفتم که زبان کره ای روحرف بزنم شاید دست وپاشکسته اماهم میتونم حرف بزنم هم میتونم معنی و مفهوم حرفاشونودرک کنم . پس وقتی شوق یادگیری دارم میتونم این عشق و علاقه روبگاتمر ین کردن به عادت تبدیل کنم وبه زندگی واون موقع هست که برای ذهن طبیعی میشه.
اگرلاغربشم میتونم لاغربمونم چون این همه سال تونستم چاق بمونم چون چاقی روخیلی آسون یاد گرفتم پس میتونم لاغربشم و اونوبه خاطر بسپارم باشوق وعلاقه داشتن وتمرین وتکرارکردن اون رو تبدیل به زندگیم کنم چون در فضای چیزی که علاقه دارم و میخوام داشته باشم ویادش بگیرم قرار بدم مثل چاقی چون من به چاقی علاقه داشتم باتکراز رفتارهای که باعث میشد من چاق بشم عمل کردن شوق داشتن برای به حقیقت پیوستن افکاروتصاویر ذهنیم دربارهی. غذا و به همین خاطر هم اگراونهاروبه سمت لاغری برگردونم میتونم لاغربشم ولاغربمونم.
باعرض سلام خدمت استاد عزیز من چاقی خودم را ارثی نمیدونم چون من تا موقعه بلوغ خیلی لاغر بودم و خودم عمل چاقی خودم هستم چون دوست داشتم چاق شوم و من برای لاغر شدنم خیلی تلاش میکردم ووقتی به هدف خودم یعنی حامله شدن که میرسیدم آن را رها میکردم بعد دوباره به حالت قبل بر میگشتم حالا فهمیدم که من توانایی و لیاقت لاغر شدن را داشته ام ولی روی این کار تمرکز نداشتم وحالا خیلی ممنونم از استاد عزیز که با گوش دادن به این فامیل توانستم توانایی خودم و فرمول ذهنی خودم را درک کنم
• به نام خداوند عادلم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات انتظار چاقی مانع ذهن افراد است
• چرا تا حالا لاغر نشدی؟
• من تا به حال از روشهای مختلف اقدام کردم تا لاغر شوم .
• روشهایی که حتی تصور آن هم سخت است چه برسد به انجام آن
• ولی من به عشق لاغری تمام آنسختی ها را به جان میخریدم .
• اما و اما و اما لاغر نشدم
• چون در تمام آن روشها من داشتم فقط به جسمم برای مدت کوتاهی فشار وارد میکردم و ذهنم همچنان پر از باورها و موانع چاق کننده بود
• اگر با استفاده از برنامه های رژیمی یا ورزشی مقداری لاغر شدید چرا دوباره چاق شدید؟
• چون آن روشهای رژیمی و ورزشی میخواستند که با وارد کردن فشار به جسم و محدود کردن جسم من را لاغر کنند در حالی که من با ذهنم در کمال لذت و بدون سختی چاق شده بودم و ذهن من نمیتوانست سختی را تحمل کند و من آن روشها را رها میکردم و دوباره طبق عادات و تمایلات ذهنی گذشته ام زندگی میکردم،تمایلاتی که من را به راحتی چاق کرده بودند و مجدد وزنم برمیگشت و من چاقتر میشدم .
• نگرش شما درباره لاغر شدنتان چیست؟ راحت لاغر می شوید یا به سختی لاغر می شوید؟
• اوایل که تازه شروع کرده بودم به رژیم گرفتن و ورزش کردن باورم این بود که من سریع چاق میشوم و سریع هم لاغر میشوم .
• وقتی بارها و بارها از طریق روشهای مختلف لاغری دچار مقاومت ذهنی و جسمی شدم دیگر لاغری برایم آسان نبود بلکه باید ماهها تلاش میکردم تا چاقتر نشوم نه اینکه لاغر شوم .
• اما از بعد ورودم به سایت دوباره به این باور رسیدم که بدن من هر لحظه در حال تلاش برای رسیدن به لاغری و سلامتی ذاتی خودش است و من به راحتی میتوانم لاغر شوم .
• دلایلی که از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی را بنویسید؟
.اکثرا دلیل چاقی من را ژنتیک و شباهتم به عمه خدابیامرز میدانستند
بعضیها میگفتند تعادل نداری و یکبار زیاد میخوری و چاق میشوم و یکبار کم میخوری و لاغر میشوی و دلیل چاقی من را به نحوه خوردنم وابسته میدانستند
عده ای هم بر این باور بودند که تو حتما کم تحرکی که چاقی و باید بیشتر ورزش کنی
عده ای هم چاقی من را به سه قلو زاییدنم ربط میدادند
و عده ای دیگر چاقی من را دلیل غرق بودن در خوشی و نعمت وثروت و پرخوری کردن در این شرایط میدانستند و معتقد بودند کسی که دغ بخورد لاغر است کسی که نداشته باشد بخورد لاغر است و تو چون غرق در خوشی و نعمت و ثروتی باید هم چاق باشی از بس خوشگذرانی میکنی
• با توجه به دفعاتی که لاغر شدید اثبات کنید که بدن شما توانایی لاغر شدن را دارد.
• خوب من بارها با روشهای لاغری مختلف وزن کم کردم
• مثلا با خام گیاهخواری حدود ۲۰ یا ۲۵ کیلو وزن کم کردم
• دقیق یادم نیست شایدم بیشتر
• با رژیمهای دیگه هم تا ۱۰ یا ۱۵ یا ۵ یا ۹ کیلو وزن کم کردم .
• و خیلی هم راحت کم کردم تا اینکه به یه جایی رسیدم که دیگه هر کاری میکردم کم نمیشد وزنم و فقط مراقب بودم چاقتر نشم تا اینکه به سایت هدایت شدم
• وقتی روش زندگیم کم کم تغییر کرد ده کیلو وزن کم کردم توی ۴۰ روز برای منی که سالها وزن کم نکرده بودم عجیب بود و هیجان زده شده بودم نمیدونم انگار خداوند برای اینکه دل من به این هدایت قرص و محکم بشه کمکم کرد تا به شکل یک معجزه چنین کاهشی داشته باشم .الانم مدتهاست اصلا وزن نکردم تمایلی هم ندارم بدونم چند کیلو هستم این من فعلی و خیلی دوست دارم و برام حسابی خواستنیه خدا رو شکر
•
• مواردی که تا کنون در زندگی یاد گرفته اید و همچنان به یاد دارید را ذکر کنید.
• خیلی چیزها رو میشه مثال زد
• فارسی صحبت کردن
• صحبت کردن به زبان مادری
• خیاطی کردن
• آشپزی کردن
• آرایشگری کردن
• خیلی از مطالب درسی دوران مدرسه و دانشگاه
• کتابهای حقوقی و قوانین حقوقی
• دانستن نشانی ها و شماره تلفنها و اسم افراد و تاریخ تولد عزیزانم
• و خیلی چیزهای دیگه
• با توجه به توانایی خود در یادگیری و به خاطر سپاری به خودتان اثبات کنید اگر لاغر شوم می توانم برای همیشه لاغر بمانم
• من هر چیزی را که قبلا یاد گرفته ام و خوب تمرین و تکرار کرده ام را هرگز فراموش نکرده ام حتی اگر سالها به سراغ آن مهارت هم نرفته باشم
• مثل زبان مادری ام با اینکه سالی یکبار آن هم گاهی پیش خانواده ام میروم و در سایر اوقات سال من به زبان فارسی صحبت میکنم وقتی پیش خانواده ام میروم از زبان مادری آن استفاده میکنم بدون اینکه فراموشش کرده باشم
• یا وقتی هر چند سال یکبار بخواهم خیاطی کنم به راحتی میتوانم و آموخته هایم را به یاد دارم
• پس من اگر لاغری را هم خوب یاد بگیرم و تمرین و تکرار کنم و عجله برای تغییر جسمم نداشته باشم و ادامه دهم و دوره ها را تکرار کنم بالاخره لاغری هم مثل بقیه آموخته هایم در ذهنم ثبت میشود و من چه بخواهم چه نخواهم لاغر میشوم
• الهی از تو سپاسگزارم که به من قدرت یادگیری عنایت کردی و مرا مجنون خلق نکردی
• استاد سپاسگزارم برای آگاهی های شما برایتان سعادت و سلامت خواستارم
• الهی به امید تو
به نام خدای مهربان
با سلام خدمت استاد بینظیرم
چرا تا حالا لاغر نشدم من خیلی لاغر شدم ولی هر دفعه برگشت خورده چون طرز نگرشم اشتباه بود
من با ورزش و رژیم خیلی لاغر شدم ولی دوباره برگشتم به روز اولم آخه من فکرم سراسر انتظار چاقی هست و همونم برام اتفاق می افته
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست چون خودبخودی انجام میشه چون من در جریان سعادت هستم چون من از خدا هستم و خدا زیباست و زیبایی رو دوست داره و تناسب اندام هم از زیبایی های خداست
دلایلی که شنیدم در باره چاقی که ارثی هستش من به مامانم رفتم که ما آب بخوریم چاق میشیم که لاغر هم که بشیم هم ول کنیم رژیم و باز چاق میشیم تلاش بیخود نکن
من خیلی لاغر شدم شاید بیشتر از ۱۰مرتبه شاید هم خیلی بیشتر پس من توانایی لاغر شدنم را دارم بدن من سریع در مقابل ورزش جواب میده بدن من سریع در مقابل کن خوردن جواب میده پس من توانایی سریع لاغر شدن را دارم
من رانندگی کردن رو یاد گرفتم من خیاطی رو یاد گرفتم من شنا کردن رو یاد گرفتم من آشپزی رو یاد گرفتم پس چا آسون میتونم لاغری با ذهن رو یاد بگیرم و این فقط با تکرار آموزش و عمل کردن به اونها انجام میشه و می دونم اگر لاغری با ذهن و یاد بگیرم حتما برای همیشه لاغر میمونم
لاغرشدن و لاغر ماندن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
مسیر لاغری صدگام
گام ۷:تغییر انتظار چاقی
انتظار چاقی مانع اصلی لاغر شدن افراد است
تمام عدهای که چاق هستند هرچهقدر تلاش کردند که لاغر شوند هیچ موفقیتی بدست نیاوردند و این در صورتی بود که هیچ یک برای چاق شدنشان اصلآ تلاشی نکرده بودند و خیلی راحت واسون وبه صورت طبیعی و خود بخودی چاق شدند
چرا لاغر نمی شوم؟
این سوال خیلی از آدمها چاق هستش که با تمام تلاش وکوششی که برای لاغری انجام می دهند اما لاغر نمی شودند و حتی اگر لاغر می شوند برایشان ماندگاری ندارد
این جهان هستی خودش بهترین مشاور و راهنمای ما آدمها هستش
خیلی از پیشرفتهایی که داریم توجه کردنمان به قانونهای جهان هستی حاصل می شود
من سالهای زیادی از عمرم چاق بودم و خیلی تلاش کرده بودم که لاغر شوم اما اصلآ نتوانسته بودم لاغر شوم و همیشه همه تلاشهایم بیهوده بودند چون همیشه چاقیم را برای خودم طبیعی می دانستم
امروز اینجا هستم در سایت تناسب فکری و میان دوستان همراهم که لاغری را برای خودمان طبیعی کنیم وهر عواملی غیر از اون را بدیهی.
یعنی این که چاقی من اصلا طبیعی و نرمال نیست چون اگر این چاقی در من وجود دارد به خاطر یک سری رفتارهایی که بر پایه فرمولهای چاقی ذهنم هستند
من همیشه چاقی را طبیعت بدنم می دانستم
مثل ژنتیکی وارثی بودن مثل پرخوری کردن. مثل بی تحرکی و….و بخاطر همین فکر می کردم که چاقی من طبیعی هستش
حالا من باید تمام اون فرمولهای ذهنیم را با بودن دراین سایت و در کنار استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی که در این سایت هستند تغییر می دهیم که هیچگاه چاقیمان را به موارد بالا ربط ندهيم چون اصلآ دلیلی برای چاقی وجود ندارد و من با تغییر فرمولهای ذهنیم لاغر می شوم و این لاغری خود بخودی ایجاد می شود.
ما باید عادت کنیم که به ذهن و جسممان توجه کنیم که نقطه سیری و گرسنگی خودمان را متوجه شویم. ما باید هر موقع که گرسنه باشیم بخوریم و وقتی حس سیری کردیم زود از سر سفره بلند شویم و اگر بتوانیم خوردنمان را بر اساس گرسنگی و سیریمان انجام دهیم خودش یک عادت خوب است که جایگزین عادت اشتباهمان قرار دهیم
بعضی مواقع اون فرمولهای غلط بالا می آیند و ما را به انجام اون عادت غلط وادار می کنند
ولی ما با آگاهی هایی که پیدا کردیم باید بتوانیم اون عادتهای اشتباهمان را شناسایی کنیم و هرروز کم رنگ تر کنیم چون من خودم یاد گرفتم که مسئولیت چاقیم را بپذیریم چون جسم من که چاق است افکار و رفتار چاقی دارد و هر روز که لاغرتر می شوم افکار و رفتار لاغری دارم
من در این مدت دو سال و نیم که در این مسیرزیباقرارگرفتم دیگه اصلآ نه به چاقی فکر می کنم و نه حرفش را می زنم.
وقتی هم که کسی از چاقی حرف بزند سعی می کنم که گوش ندهم و اصلآ توجهی به حرفهایش ندهم
چون با آگاهیهایی که کسب کردم نباید قبلا هایی خودمان باشیم مانند اون زمانهایی که همیشه به همه توضیح می دادیم که چرا چاقیم؟
من خودم یادم است که همیشه به همه می گفتم که من کم می خورم و همیشه در حال رژيم گرفتن وورزش کردن هستم و چیزی نمی خورم و…..
حالا با آموزشهایی که در این سایت می بینم و با آگاهیهایی که پیدا کردم همیشه می گردم ببینم افکار و رفتار چاقها و لاغرها چیه؟چون اون موقع متوجه می شوم که من به چه دلیلی هنوز چاق هستم و به چه دلیلی لاغر می شوم.
جهان پیرامون ما قوانین ثابتی دارد
مانند قانون جاذبه زمین که همیشه ثابت است چون اگر چیزی را از دستمان رها کنیم همیشه به زمین برخورد خواهد کرد.
مانند به چوش آمدن آب چون آب همیشه در صد درجه بچوش می آید
و این جهان همیشه بر پایه قوانین ثابتش کار خودش راانجام می دهد
مغزمان اگر چیزی را طبیعی بداند سمت دیگرش را بدیهی می داند اگر ما قبول کنیم و برایمان طبیعی باشد که یک درخت میوه هایش سالم باشد ومیوه سالمی بدهد اگر همان درخت میوه خراب بدهد باید تعجب کنیم.
وحالا ذهنمان چاقی را طبیعی دانسته که ما چاق شدیم و نتوانستیم لاغر شویم و باور داشته باشیم که لاغر می شویم
من همیشه یادم هست که چاقی خودم را طبیعی می دانستم و فکر می کردم که من اصلا توانایی لاغر شدن را ندارم و اگر لاغر شوم سریع چاق خواهم شد و هر زمان هم رژيمم را رها می کردم باور داشتم که دوباره چاق می شوم چون چاقی را طبیعت بدنم می دانستم
ولی حالا بودن دراین سایت متوجه شدم که طبیعت بدنم لاغری و تناسب اندامم است
تمام عدهای که متناسب هستند خوردن موادغذای را طبیعی می دانند و هر چی می خورند اصلآ به این فکر نمی کنند که چاق شوند و لاغری را طبیعت بدنشان می دانند اما ما ها که چاق هستیم هر چیزی که استفاده می کنیم و می خوردیم حس چاقی می کنیم.
یعنی برای چاق ها خوردن مساوی است با چاق بدنشان .
ما برای لاغر شدنمان خیلی تلاشها کردیم ونتیجه ای نگرفتیم و حالا باید بفهمیم که این نتیجه نگرفتن ها ربطی به اراده نداشتن . شانس نداشتن . خدا . خانواده .و….ندارد.
چون ما چاقی خودمان را طبیعی دانستیم واین چاقی برایمان طبیعی شده است
بودن در این سایت باورمان قوی تر شده که لاغریمان طبیعی هستش وهر روز لاغرتر میشویم
من همیشه فکرمیکردم که اگر سنم بالا بره چاق میشوم ولی با تغییر دادن این فکر که خیلی هارا میشناسم که سنشان بالا رفته ولی لاغرومتناسب هستند و اصلآ چاق نشده اند پس من هم می توانم لاغرشوم
همیشه شنیده بودم که میگفتند که کم تحرکی باعث چاقی میشود ومن این منطق رو هم از بین بردم چون خیلیها هستندکه هیچ تحرکی ندارند اما لاغر هستند
خواب زیاد داشتن باعث چاقی میشود این منطق روهم از بین بردم چون خیلی ها هستد که خیلی میخوابنداما لاغر ومتناسب هستند
استفاده از موادغذای مانند فست فود . چربیها .شیرینیها .نشاسته هاو…. .چاق کننده هستند ولی خیلی از متناسبها ولاغرهاهم ازاین مواد غذایی استفاده میکنند وحالا با تغییر دادن این افکار هرروز لاغرتر میشویم
من همیشه خیلی پرخوری میکردم و گاهی وقتها اشتهای کاذب پیدامیکردم وهمیشه می گفتم که اشتهای من زیاد است و من زیاد میخورم واین باعث چاقیم شده است و به گفته استادگرامیمان اصلآ چیزی بنام اشتها در بدنمان وجود نداردو فقط اين اشتها در ذهنمان وجود دارد وخیلی به صورت طبیعی تمام پرخوریهایم کاملآ برطرف شده است.
ما همیشه فرمولهایی که در گذشته داشتیم واونها رو باعث چاقیمان میدانستیم را شناسایی کنیم وبا فرمولهایی که داریم با آگاهی کسب میکنیم جایشان را عوض کنیم واین لاغری خود بخود بوجود خواهد آمد
کسانی که لاغر هستند اصلآ منطقهای چاقی ندارند وماها که چاق هستیم وهر روز چاق تر شدیم کلی منطقهای چاقی برای خودمان داشتیم وحالا داریم با شناسایی کردن اونها یکی یکی اون ها را ازمیان میبریم شان .
ما دیگه نباید از چاقی بترسیم
مااگر برای لاغر شدنمان کاری انجام دهیم یعنی داریم به چاقی خودمان فکر میکنیم و ذهنمان چاق است چون ما برای چاق شدنمان هیچ کار خاصی انجام ندادیم که بخواهیم برای لاغرشدنمان کاری انجام دهیم
ما فقط کافیه هرروزیک فایل آموزشی گوش کنیم مطالب آموزنده رامطالعه کنیم وبه آنها عمل کنیم و انتظار از خودمان لاغری باشد و خیلی راحت رفتارهایمان عوض شده واون ترسهای نگرانیهایمان از خوردن موادغذایی از بین میرود و راحت واسون وخود بخودی لاغر ومتناسب خواهیم شد
چون خیلی از کارهای بدنمان خود بخودی انجام میشود
مانند بلند شدن ناخنهایمان .بلندشدن موی سرمان . نفس کشیدن . ضربان قلبمان . جریان داشتن خون در رگهایمان. و…..همه اینها دربدنمان خود بخودی انجام میشود وما اصلآ هیچ دخالتی درآنها نداریم پس لاغر شدنمان هم باید خود بخودی انجام شود
ما فقط با گوش دادن به فایلها. وخواندن مطالب آموزشی. وخواندن دیدگاههای دوستان. استمرار داشتن. تکرار کردن . وادامه دادن فرمولهای ذهنیمان راتغییر دهیم وذهنمان لاغری رادر بدنمان طبیعی دانسته ولاغرشدن دربدنمان خود بخودی انجام میشودو ما با طبیعی دانستن لاغری بدنمان چه بخواهیم چه نخواهیم لاغر ومتناسب خواهیم شد ان شاءالله
نشان های دریافت شده
به نام خداسلام به استاد عزیزم اگر الان از خودم بپرسم که برای لاعری چیکار باید کنم و کلی روش به ذهنم میاد اما برای چاقی میگم نیاز نیست کاری کنم یعنی هنوز ذهن من پذیرفته چاقی طبیعی وقتی قبلا از خودم میپرسیدم چیکار کنم برای لاعری این میاومد تو ذهنم کمتر بخور بیشتر ورزش کن همین واسلام و وقتی پرسیدم از خودم برای چاقی چیکار کنم میگفتم هیچ کاری نیاز نیست بکنم یکم غذام بیشتر بشه تحرکم کم بشه چنان راحت چاق میشماما همه روش ها رو رفتم و دیدم نتیجه ماندگار. نداره و وقتی با این روش به آسونی تونستم وزن کم کنم ایمانم بیشتر شد ولی چون هنوز چاقی برام طبیعی بود و استرس داشتم که بازم با این روش وزنم برنگرده دچار برگشت وزن شدم و چون خودمو هنوز لایق لاعری نمیدونستم و باور نکرده بودم این تنها راه ماندگار لاعر شدن نشد نتیجه خوب بگیرم ولی اینبار که با این سایت و آموزش های استاد خوبم شروع کردم با ایمانی قوی تر اومدم و ایندفعه نهال لاعری رو با قدرت بیشتری دارم میزارم و بهش ایمان دارم
سلام و درود به همگی
من رویای تغییر کردن دارم و مشتاق و با انگیزه در مسیر لاغر شدن دارم حرکت میکنم .
من یاد گرفتم مسولیت چاقی خودم رو قبول کنم اگر در جسمم چاقم چون هنوز در افکارم و رفتارم چاقم اگر تا حدودی لاغرم چون در همون حد در افکار و رفتارم لاغرم پس این چند سال که در این مسیر هستم هیچ وقت این حرف رو نگفتم که چرا من چاقم ؟؟؟ چرا قبلا که این اگاهی ها رو نداشتم به خودم و بقیه زیاد میگفتم چرا من چاقم من که چیزی نمیخورم من که … اما حالا آگاهم و همیشه در حال جستجوی افکار و رفتار لاغرها و چاق ها هستم و هرجا دیدم رفتار و افکار لاغرها با من متفاوت هست میگم ببین این تفاوت ها دلیل یکم چاقی من هست …
من بارها میگم این دنیا پر از قانون های ثابت هست مثل قانون جاذبه یا قانون جوش اب یا قانون نیوتون و ….که دنیا بر اساس اونها کارش رو انجام میده پس همه ی ما این قانونها رو قبول داریم و درمورد اونها شک و تردید نداریم یعنی مغز ما به صورت طبیعی اینها رو پذیرفته و اصلا براش عیررطبیعی نیست و هر وقت مغز یه جیز رو طبیعی بدونه دیگه سمت مخالفش رو بدیهی میدونه برای مثال ما پذیرفتیم و طبیعی هست که یک درخت میوه ی سالم بده و اگر میوه خراب بده ما تعجب میکنیم و… اما در ذهن ما چاقی طبیعی شده و ما نمیتونیم لاغری رو باور کنیم .
خود من در گذشته چاقی اینقدر در ذهن من طبیعی شده بود که فکر میکردم اگر اب بخورم چاق میشم .من دقیقا یادم میاد به هر ماه چاقتر شدنم اعتماد داشتم و میگفتم بدن من نمیتونه لاغر بشه اما بعدها که اومدم در مسیر متوجه شدم طبیعی جسم من هست که لاغر بشم
یک فرد لاغر هر چه بخواد میخوره و براش طبیعی هیت که لاغر باشه اما یه فرد چاق اینطور نیست هر غدایی که میخوره احساس چاقی داره یعنی خوردن در ذهن اونها مساوی هست با خوردن .برای مثال همسر من پدیرفته من هر چی بخوام میخورم و چاق نمیشم و هر چی بخواد با خیال راحت میخوره حتی گاهی اوقات بیشتر از نیاز میخوره اما واقعا چاق نمیشه در حالی که خواهر و برادرهای دیگه ی ایشون چاق هستن و این نشون میده در ذهن همسر من منطق برای چاقی وجود نداره .
اگر تلاش میکنی برای لاعری و نتیجه نمیده هیچ ربطی به اراده و شانس و خدا و … نداره فقط به خاطر این هست که چاقی برای ما طبیعی شده اما من از وقتی در مسیر هستم باور کردم لاغری برای من طبیعی هست و من تونستم لاغر شدم
مثلا منطق من این بود چاقی بعد از ازدواج در خانواده ما ارثی هست چون نزدیکانم رو دیده بودم اما من با باورهای جدید خودم منطقم رو تغییر دادم مثلا گفتم فلان فرد ازدواج کرده و بسیار هم لاغر هست پس ابن قانون کلی نیست .و میشه من هم بعد از ازدواج لاغر باشم
یا منطق من این بود یه دسته از مواد عدایی قدرت چاقی در جسم من دارن مثل برنج و نون و شیرینی و روغن و ماکارانی و … اما با دلیل گفتم اخه لاعرها هم از همین مواد میخورن اما لاعرن پس این باور درست نیست
یا منطق من این بود در جسم من اشتها زیاد هست و باعث چاقی من شده اما کلی دلیل اوردم چیزی به نام اشتها در جسم ما وجود نداره و این اشتها وجود خارجی نداره بلکه اون فقط لونه در ذهن ما دارد و دیگه پرخوری نکردم .
یا منطق دیگر من این بود چون فعالیت ندارم چاقم اما میبینم خیلی از افراد لاعر هستن مثل دخترم که فقط دراز کش هستن و هیچ کار خاصی نمیکنن و بسیار لاغر هم هستن
یا منطق دیگر من این بود چون قرص میخورم حق من هست که هر ماه چاقتر بشم اما کلی دلیل اوردم که فلانی هم از همین قرصها میخوره اما لاغره یا خودم همین چند ماه پیش که از این قرصها میخوردم اما به خاطر یه موردی که درگیر بودم به شدت کاهش وزن داشتم .
من باید منطقهای چاقی در گدشته رو بشناسم و اونها رو با مثال غبر منطقی کنم و بگم منطقی این هست که من لاغر بشم و خود به خود لاغر میشم .
افراد لاغر اصلا منطقهای چاقی ندارن و اما افراد چلق منطق چاقی دارن و ذهن ار اونها استفاده میکنه و چاق میشه پس اونها رو شناسایی کن و از بین ببر .
من دیگه ترس از چاقی ندارم .
تا زمانی که که کارها یی رو برای لاغر شدن انجام میدم یعنی یه سری کارهای خاص انجام میدم که لاعر بشم یعنی ذهن من هنوز چاق هست در حالی که نمیدونم چطورو خیلی راحت و خود به خود چاق میشم پس هنوز منطق ذهن من چاق شدن هست .
من در حال حاضر فقط فایل گوش، میدم و سعی میکنم به اونها عمل کنم و هیچ کار دیگه ای انجام نمیدم و انتظارم از خودم لاغری هست چون خود به خود رفتارهام تعییر کرده خود به خود اون ترس و نگرانی ها رو از خوردن ندارم خود به خود لاعر تر شدم و از این هم لاغر تر خواهم شد
من همین الان باید به این سوال جواب بدم که چرا الان یکم چاق هستم ؟؟
من اگر بخوام جواب این سوال رو بدم نمیدونم چی باید بگم باید با خودم بیشتر حرف بزنم تا باورهای نادرست رو شناسایی کنم .ص
نشان های دریافت شده
به نام خدا
فرض کنیم دوتا اهنربا قطب های موافقش رو نزدیک به هم کنیم. اهمیتی نداره چند بار تلاش کنیم، در هر صورت قانون لجبازه و بازم دفعش می کنه.
برای چاقی هم همینه: اهمیتی نداره چقدر تلاش کنیم، در هر صورت هر بار فکرهای چاقی تو سرمون باشه، نتیجه چاق شدنه. برعکسش هم هست.
لاغری هم یه قانونه. طبیعیه بدنم دوباره به حالتش بر نگرده.
اینا مثالای ساده ایه که وقتی بهشون توجه نمی کنم به چشمم نمیاد.
اینا مثالای خیلی کمیه مطمیئنم ازین به بعد بیشتر حواسم باشه، موردای جذاب تر، جدیدتر و پیچیده تری کشف میکنم. اما بازم بهم ثابت کرد هیچی شانسی و الکی اتفاق نمی افته. پس چاقی هم طبق قانون بوجود اومده. پس قطعا تلاشی که می کنم زمانی که میذارم مطالب درست می خونم تاثیر خواهد گذاشت.
سلام خدمت استاد عزیز.
چرا تا حالا لاغر نشدی؟ چون من طبیعت بدن خودمو چاقی میدونستم یعنی تلاش میکردم لاغر بشم میگفتم نسبت به سنم یا قدم یا فلان دوستم خیلی چاق ترم اما منطق من این بود که من ژن چاقی دارم من سوخت و ساز پایینی دارم و خودم به همه میگفتم من خیلی دیر لاغر میشم اصلا چربی های من خیلی سفت هست و زمان میبره لاغر بشم چون چربی های من قدیمی هست من این منطق رو داشتم که اونایی که قدشون بلند هست خیلی سریع لاغر میشن ولی من که قدم کوتاه هست همه چربی هام جمع شدن تو شکم و پهلوهام و زمان بر هست لاغر شدنم و من منطق لاغری نداشتم چون باور نداشتم که طبیعت بدن من لاغر بودن هست من باورم این بود که من هوا هم زیاد بخورم چاق میشم اما باید زجر بکشم تا کم کنم و تا وقتی که این روند در ذهنم در مغزم ادامه داشته باشه و نتونم منطقم رو با طبیعت بدنم تطابق بدم هیچوقت لاغر نمیشم.
من هر زمانی هرررررررر زمانی که ورزش کردم یا رژیم های خیلی سخت و الکی گرفتم بعد از رها کردنش خیلی سریع چاق میشدم چون من طبیعت بدنم رو چاق میدونستم باور اینکه داداشم که خیلی بدن لاغر استخوانی داشت برام قابل هضم نبود که یه زمانی چاق بشه و به اضافه وزن برسه به همون اون اندازه هم باور داشتم که من خودمو هم بکشم هیچوقت استخوانی نمیشم چون من ژن دارم من از مادرم ارث دارم با ارث و چیزی که خدا خلق کرده که نمیتونم بجنگم به همین دلیل تلاش میکردم و مقداری کاهش داشتم و دوباره به سمت همون اندامی برمیگشتم که منطقم و نجوای ذهنم میگفت و تازه الان دارم اون نجواها رو خیلی راحت میشنوم.
تا قبل از اینکه با این سایت و صحبت های استاد عطار روشن آشنا بشم هرکسی ازم میپرسید چرا لاغر نمیکنی میگفتم تلاش میکنم ولی من خیلی دیر لاغر میشم ولی فلان شخص هم مثل من چاق هست اما زودتر از من لاغر میشه من بدترین نوع ژن چاقی رو دارم این همه تلاش میکنم گرسنگی میکشم ولی نهایت یک کیلو در ماه میکنم واقعا این موضوع برام زجرآور بود اما بعد از آشنایی با این سایت و استاد متوجه تمام اشتباهات ذهنم شدم و فهمیدم چقدر لاغر شدن راحت هست اصلا انگار این صحبت ها معجزه میکنه من بعد از اینکه مجدد رفتم و ۶ ماه فاصله داشتم و برگشتم الان که ۷ روزه خیلی جدی تر و با دقت بیشتری به این فایلها توجه کردم ۲ سانت از شکم و پهلوهام کاهش داشتم و تازه دارم میفهمم که طبیعت بدن من لاغری هست و چاق بودنم غیر طبیعی هست همون غذایی که من دارم میخورم همسرم هم داره مصرف میکنه شایدم دو برابر من از همون چیز میخوره چرا اون متناسب هست ولی من نه وقتی به همسرم میگم اینقدر نخور چاق میشی این لباس های مانکنی تنگ میشه ها بهم میخنده میگه من والا با این خوراک به جای چاق شدن دارم لاغر تر میشم و همسر من باور داره که طبیعت بدنش لاغر بودن هست و از این بابت خیلی راحت هست و هر چیزی رو هر مقداری بخوره تغییری نمیکنه اما هیچوقت ندیدم زیاده روی کنه تا حدی میخوره که سیر بشه وقتی سیر بشه مثل یه بچه ای که شیر میخوره وقتی سیر شد دیگه هرکاری هم کنی چیزی نمیخوره همسر من هم وقتی سیر بشه خوشمزه ترین غذا رو هم تعارفش کنند دیگه نمیخوره و کاملا از یک زندگی نرمال داره لذت میبره چون باورش شده منطقش و طبیعی بودن لاغری و این منطقش شده اندامی که داره و به گفته خودش محاله چاق بشه و من همیشه منطقم چاقی بودن و و خیلی دیر لاغر میشم و زود چاق اما الان که افرادی در نزدیک خودم میبینم که منطق چاقی منو نقض میکنه باورم شده که طبیعت بدنم لاغری هست خانواده همسر من ۴ تا برادر هستن یه خواهر پدر و مادر همسرم چاق هستن و همچنین برادر های همسرم اما همسر من متناسب هست و میگن این رو دایی هاش رفته که چاق نمیشه ژن نداره و همسر هم باور داره که طبیعت بدنش لاغری هست و ژن نداره و من برعکس اون فکر میکردم.
چاقی تو ارثی هست.
چاقی تو بخاطر کم تحرکی هست.
چاقی تو بخاطر خوابیدن زیاد و بعد از غذا خوردن سریع خوابیدن هست
چاقی تو بخاطر نشستن زیاد هست.
چاقی تو بخاطر استرس زیادی که داری هست.
چاقی تو از بچگی هست تو ژن داری و رو مامانت رفتی.
چاقی تو بخاطر قد کوتاهی هست که داری چربیهات سنگین تر از قد بلندها هست.
و من همه این دلایل رو باور کردم و شدن منطق من و تاثیرش در جسم شده همین چاقی که طبیعت بدنم نیست و حق من نیست من طبیعی هست لاغر باشم.
من از این بابت خیلی خیلی مطمئنم که دختر توامندی هستم درسته در موضوع چاقی میگفتم نسبت به بقیه موضوع ها کمتر توانایی دارم اما بازم نسبت به همه این زمان هوایی که تلاش کردم و وزنم کم شده اثبات شده که میتونستم لاغر بشم.
در 11 سالگی که عمل لوزه داشتم و بخاطر نخوردن 10 روز از مواد غذایی همیشگی خیلی لاغر شدم بدون اینکه خودم بخوام.
در 13 سالگی رژیم دکتر کرمانی که توی دو هفته 5 کیلو کم کردم.
در 16 سالگی رژیم من درآوردی که 10 کیلو کم کردم.
در 18 سالگی رژیم سرخود که 16 کیلو کم کردم.
در 24 سالگی رژیم متخصص ورزش که 5 کیلو در دو ماه کم کردم.
و از 95 تا 1401 سو سو هی چاق لاغر میشدم اما نسبت به سن های پایین تر کاهش وزن کمتری داشتم و باور کرده بودم که من طبیعت بدنم چاقه و چربی هام زیادی سفت هستن.
در گذشته حتی از سن پایین نرم افزار و سخت افزار کامپیوتر رو بلد بودم و همچنان در خاطرم هست و بیاد دارم در گذشته نه به طور حرفه ای اما به مدت محدودی بستکبال بازی میکردم و هنوز هم روش هاش در ذهنم هست در گذشته همانند پدرم از سن بلوغ تنظیمات تلویزیون و ماهواره رو خیلی خوب یاد گرفتم که خیلی از پسرها اون زمان بلد نبودن و همچنان بلدم حتی بهتر از همسرم😂😂.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان💖
گام هفتم،
نکاتی از این فایل،جهان هستی مجموعهای از قوانین ثابته،و بر اساس این قوانین داره کارش رو انجام میده،مثل چرخش زمین به دور خورشید که سرعتش ثابته، جهتش ثابته،جاذبه زمین یک قانونه که ثابته،دمای جوش آب،اینها ثابتن و جهان داره بر اساس این قوانین کارش رو انجام میده،و ما در مورد قوانین ثابت جهان هستی شک و تردیدی نداریم،و اگه به ما بگن مثلاً اگه این کاسه رو رها کنم چی میشه؟؟برای مغز ما طبیعیه که این برخورد میکنه با زمین،و اگه کسی به ما بگه که این کاسه روی هوا میمونه، نمیتونیم اینو باور کنیم،چون طبیعی برای مغز ما اینه که این کاسه روی میز باشه، یا روی زمین باشه، و روی هوا نمیتونه معلق باشه،این یک قانونه و ما این قانون رو مغزمون درک کرده و به صورت طبیعی اونو پذیرفته،هر چیزی رو که مغز به صورت طبیعی بپذیره، سمت مقابلش رو نمیتونه بپذیره.
ما دو تا موضوع داریم،طبیعی و بدیهی،چیزی که طبیعیه قانونه،و چیزی که بدیهیه، اون چیزیه که ما انتظار داریم، یا نداریم،یعنی هیچ وقت ما انتظار نداریم که یه درخت، سیبهای کرم خورده و خراب بده،پس طبیعیش اینه که سیبها سالم باشن،اینو میگن طبیعی،ما خیلی از جریانات زندگیمون رو بر اساس همین موضوع داریم مدیریت میکنیم،خیلی از موضوعات توی ذهنمون طبیعیه،
بدیهی اون چیزیه که ما میسازیمش و طبیعیش این نیست،بدیهی قابل تغییره،ولی طبیعی قابل تغییر نیست،قانون قابل تغییر نیست،پس اگه دارم تلاش میکنم برای لاغر شدن و لاغر نمیشم، فقط و فقط به این دلیله که در مغز من جای لاغری و چاقی عوض شده،در مغز من چاقی طبیعی شده و لاغری بدیهی.
یه فرد چاق اطمینان داره به چاقیش،به اندازهای که در مغزم چاق شدن طبیعی باشه،تلاشم برای لاغر شدن بیاهمیته،
نتیجهای نداره،مثل زمانهایی که بارها تلاش کردم، حالا از روشهای مختلف، خیلی هم خوب وزن و سایز کم کردم، ولی دوباره چاق شدم،چون در مغزم طبیعی بوده که دوباره چاق میشم،ولی در مغز یک فرد متناسب، متناسب بودن طبیعیه،و اگه به یک فرد متناسب بگم که پیتزا نخور چاق میشی،خندهاش میگیره،میگه چه جور، من اصلاً چاق نمیشم، چون لاغری توی ذهنش، توی مغزش، طبیعیه.ولی افراد چاق اینقدر چاقی توی مغزشون طبیعی شده که فکر میکنن حتی آب هم بخورن چاق میشن،پس اگه تلاش میکنم برای لاغری و لاغر نمیشم،به خاطر این نیست که تلاشم کمه، یا آدم بیارادهای هستم،یا مثلاً بدن من نمیتونه لاغر بشه،طبیعت بدن من اینه که متناسب باشه، طبیعت یه درخت اینه که میوههاش سالم باشه،اون چیزی که طبیعی باشه در تمام دنیا به یه شکله،جاذبه همه جا هست، همه جا به یه شکله،مسیر حرکت ماه، یا طلوع و غروب خورشید همه جا به یه شکله، تغییر نمیکنه،من فقط میتونم جام رو عوض کنم، ولی قانون که تغییر نمیکنه،یک فرد متناسب توی مغزش اینه که طبیعیه لاغر شدن، برای همینه که از هر چیزی به هر اندازهای که دوست داشته باشه میخوره و متناسبه.
ولی یه فرد چاق، چون توی مغزش طبیعیه چاق شدن،هر چقدر هم که غذا خوردنش رو کم کنه،هر چقدر که فعالیتش رو بیشتر کنه، نمیتونه لاغر بشه.نمونه مشابهش افراد متناسبیان که توی مغزشون طبیعیه لاغر بودن،و تلاششون برای چاق شدن نتیجهنمیده.پس اگه دارم تلاش میکنم برای لاغری و نتیجه نمیگیرم،فقط به این دلیله که چاقی طبیعیه،پس نه به اراده من ربط داره،نه به جسمم ربط داره،نه به شرایطم ربط داره،نه به شانسم ربط داره،نه خدا باهام دشمنی داره،فقط و فقط به این دلیله که در مغزم منطق جابجا شده،به جای اینکه لاغری طبیعی باشه، چاقی طبیعیه،و لاغری غیر طبیعیه، حالا هر چقدر هم که تلاش کنم فایده نداره.
چطور میتونم برای مغزم منطقی کنم که لاغری طبیعیه،اول باید اون منطق هایی که برای چاقی دارم رو یکی یکی تغییر بدم،اگه منطقم برای چاقی اینه که چاقی ارثیه،باید بتونم اینو تغییرش بدم،هیچکس هم نمیتونه برام کاری انجام بده،خودم باید راهش رو پیدا کنم وبرای خودم منطقی کنم که چاقی ارثی نیست،اصلاً هم به این ربط نداره که اطرافیانم عقیدهشون چیه،مغز هر انسانی برای خودش کار میکنه، تموم آدمهای دنیا اگه باورشون این باشه، منطقشون این باشه که چاقی ارثیه،اما اگه من تغییرش بدم، برای مغز من تغییر میکنه،اگه منطقم اینه که خوردن فلان ماده غذایی این بلا رو سر بدنم میاره،باید یه عده دیگه رو ببینیم که بدون اینکه این منطق رو داشته باشن از اون ماده غذایی مصرف میکنن و هیچ اتفاقی هم براشون نمیفته،این قدرت مغز منه که هر چیزی براش طبیعی باشه، همون اتفاق رو رقم میزنه.
چطور باید منطق رو تغییر بدم؟؟اول اون منطقی که باعث شده باور کنم و بپذیرم که چاق بودنم طبیعیه رو پیدا کنم و تغییرش بدم،مثلاً اگه میگم چاقی ارثیه،باید نمونههایی رو پیدا کنم که توی خانوادههای چاقی متولد شدن اما متناسبن،یا نمونههایی رو پیدا کنم که پدر و مادرشون متناسبن ولی فرزندشون چاقه، اینا رو پیدا کنم، با خودم صحبت کنم، به این تفاهم با خودم برسم نه با دیگران،چون من اصلاً کاری به بقیه ندارم که بخوام برم به بقیه اثبات کنم که بهشون بگم استاد گفته چاقی ژنتیکی نیست،شما همه تون اشتباه میکنید، اونا فقط بهم میخندن،چون منطق مغز اونا اینه که چاقی ارثیه، پس کاری به بقیه نداشته باشم و خودم مواردی رو پیدا کنم که در خانوادههای چاق هستن ولی متناسبن،و افرادی رو پیدا کنم که در خانوادههای متناسبن ولی چاقن،
یا اگه منطقم اینه که کار من پشت میزیه، برای همینه که چاقم،افرادی رو پیدا کنم که با اینکه کار پشت میزی دارن و تحرک خاصی ندارن،اونا کاملاً متناسبن.
پس قدم اول پیدا کردن منطق برای چاقی و اصلاح و تغییر اونه،قدم دوم هم به وجود آوردن منطق لاغریه،وقتی که دارم از این آموزشها استفاده میکنم لاغری رو در ذهنم قویتر میکنم که منم میتونم لاغر بشم،و اگه تا الان لاغر نمیشدم به خاطر این بود که توی مغزم منطقی این بود که من چاق باشم،ولی اینو میخوام تغییرش بدم به منطقی اینه که من لاغر باشم،وقتی منطق تغییر کنه، جسم هم تغییر میکنه،خود به خود تغییر میکنه.
هیچ فرد چاقی نمیدونه که چطور چاق شده، چون منطقش اول عوض شده، باور کرده، منطقی شده براش که چاق شدن درسته، انتظارش رو کشیده و بعد چاق شده،لاغر شدن هم به همین شکله،باید منطقش رو به وجود بیارم،اول منطق چاقی رو کمرنگ کنم،.بعد منطق لاغری رو به وجود بیارم،اون وقت متناسب میشم.
همیشه این سوالها رو از خودم بپرسم که منطق من درباره چاقی چیه؟؟چرا من چاقم؟؟خودم رو تحلیل کنم ببینم منطقم درباره چاقی چیه؟؟چقدر باور کردم؟؟چقدر برام منطقیه چاق بودن؟؟ یا چاقتر شدن؟؟چرا از چاقتر شدن میترسم؟؟چون برام منطقیه که چاقتر بشم،اگه برام منطقی نباشه که اصلاً بهش فکر نمیکنم،همه افراد چاق نگران چاقتر شدن هستن و ترس از چاقتر شدن دارن،چون توی مغزشون منطقیه چاقتر شدن.
چرا یه فرد لاغر به چاقی نمیتونه فکر کنه؟؟چون اصلاً در مغزش همچین منطقی نیست،وقتی که در مغزم منطق چاقی وجود داره بدنم ازش استفاده میکنه و چاق میشم، اون فرد لاغر منطق چاقی رو نداره و چاق نمیشه.
اگه میخوام ببینم چقدر منطقی شده برام چاقی؟باید ببینم چقدر از چاقتر شدن میترسم،اگه میترسم،پس منطق ذهنم چاقیه،به این فکر کنم که اگه میخوام لاغر بشم چه کارایی باید انجام بدم؟و اگه میخوام چاق بشم چه کاری باید انجام بدم؟ تا وقتی به لاغر شدن فکر میکنم و توی فکرم اینه که باید کارهای زیادی انجام بدم که لاغر بشم،در حالی که اگه به چاقی فکر میکنم نمیدونم چه کاری باید انجام بدم و فکر میکنم که خود به خود چاق میشم، پس منطق مغز من چاقیه،پس وقتی که دارم به لاغر شدن فکر میکنم و همش فکرم اینه که من چطور لاغر بشم؟یا به این فکر میکنم که چه کارایی باید انجام بدم،رژیم باید بگیرم،ورزش باید بکنم،فلان کارو باید انجام بدم،شبها زودتر بخوابم،بعد از ناهار نباید بخوابم،کربوهیدرات و فلان غذاها رو نباید بخورم،تا وقتی که توی مغزم، وقتی به لاغری فکر میکنم مجموعهای از کارها ردیف میشه،در حالی که وقتی به چاقی فکر میکنم کار خاصی رو نباید انجام بدم،من همواره چاق میشم،چون مغز من به سمتیه که کاری نمیخواد انجام بده،چون مغز اتوماتیکه،من برای آشپزی کردن و رانندگی کردن که فکر نمیکنم،هر چیزی رو که یاد گرفته باشم مغزم اتوماتیک انجام میده،پس وقتی برای انجام یه کاری نیاز به فکر ندارم،یعنی در مغزم انجام اون کار منطقیه،
پس تا وقتی که برای لاغر شدن فکر میکنم که سخته،یا چه کارهایی باید انجام بدم،چه جوری انجام بدم،منطق مغزم چاقیه،چون برای چاق شدن فکر نمیکنم،
سپاسگزارم از شما استاد عزیز🦋🌾🪴💖