🌿 تصور کن سالهاست دنبال لاغر شدن هستی… رژیم گرفتی، ورزش کردی، بارها از غذاهایی که دوست داشتی گذشتی… حالا یه جمله به گوشت میرسه که میگه:
«لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمیشوی!»
شاید تو هم مثل من، اولش مات و مبهوت بمونی… بگی: مگه میشه؟ من همیشه آرزوی لاغر شدن داشتم، چطور ممکنه ازش بترسم؟! 🤔
اما واقعیت اینه که ترس از لاغری دقیقاً همینقدر پنهان و زیرپوستیه. یه باور خیلی مخفی توی ذهن ناخودآگاهمونه که باعث میشه همیشه یه قدم مونده به موفقیت، عقب بکشیم.
در این جلسه میآموزیم:
ترس از روبرو شدن با موفقیت
😅 شاید اولش خندهدار به نظر برسه، اما واقعاً بعضی وقتا از موفق شدن میترسیم!

🔍 اگه یه نگاهی عمیقتر به گذشتهمون بندازیم، میبینیم که خیلی جاها خواستهای داشتیم، اما یه چیزی توی وجودمون نمیذاشت سمتش بریم…
یه صدای کوچیک که میگفت: اگه بری جلو، چی میشه؟ واقعاً میتونی؟!
🎓 شاید همیشه عاشق ادامه تحصیل بودی، اما فقط تصور نشستن توی کلاس، یا رفتن به یه شهر دیگه، باعث میشد دلت بلرزه و از خیرش بگذری…
🏠 یا شاید همیشه رویای زندگی توی یه خونه بزرگتر رو داشتی… اما فکر تمیز کردنش، خرج تعمیرات، یا حتی نگاه قضاوتگر همسایهها، اونقدر ذهنتو مشغول کرده که ترجیح دادی همون خونه کوچیک رو نگهداری.
🧠 اینها همه نمونههایی از ترس از روبرو شدن با موفقیت هستن…
ترسایی که نمیذارن وارد دنیای جدیدت بشی، دنیایی که هم دوستش داری و هم ازش میترسی!
حالا بذار یه مثال خیلی آشنا بزنم:
🌟 ترس از لاغری هم از همین جنسه…
در ظاهر میخوای متناسب بشی، لباسهای قشنگ بپوشی، راحت حرکت کنی… اما درونت پر از نگرانیه:
- نکنه با لاغری صورتم زشت بشه؟
- نکنه همسرم منو دیگه نخواد؟
- لباسهای قبلیم چی میشن؟
🌀 این فکرها نشونه ترس از لاغریه همون ترس پنهانی که جلوی موفق شدن رو میگیره…
نقش ترس در پیشرفت نکردن
🔒 بعضی وقتها آدم حس میکنه یه نیروی نامرئی داره جلوشو میگیره… انگار هرچی تلاش میکنی، زور میزنی، برنامه میریزی، بازم یه چیزی نمیذاره بری جلو…
منم دقیقاً همین حس رو داشتم.
🚘 سالها بود دلم میخواست یه ماشین بهتر داشته باشم… یه ماشینی که هم شیکتر باشه، هم راحتتر. اما در عین حال، یه صدای کوچیک توی ذهنم همیشه میگفت:
– هزینههاش زیاده!
– همه نگاهت میکنن!
– نکنه کسی حسودی کنه یا چشم بزنه؟
– با این ماشین بری بازار، همه فروشندهها گرونتر حساب میکنن!
😬 این فکرها اونقدر قوی شده بودن که عملاً نمیذاشتن به خواستهم برسم.
حالا متوجه شدم که اون گفتگوهای ذهنی، همون ترس از موفقیت بود… همون چیزی که اجازه نمیداد حتی به آرزوهام نزدیک بشم!
🎯 دقیقاً مثل ترس از لاغری!
وقتی لاغر شدن رو به عنوان یه آرزو در ذهنت داری، ولی در ناخودآگاهت پر از ترس و شک و تردید نسبت به لاغری هستی، هیچوقت نمیتونی آزادانه جلو بری.
مثل اینه که با یه پا روی گاز و یه پا روی ترمز رانندگی کنی!
از خاطرات رژیمهای سخت، شکستهای قبلی، تجربههایی که بهت گفتن لاغری مساوی رنج کشیدنه… یا حتی ترسهای عمیقتر مثل:
– اگه لاغر شم، صورتم زشت میشه!
– اگه لاغر شم، همه لباسهام برام گشاد میشه!
🛑 همه این ترسها مثل دیوارهای نامرئی جلوی موفقیت رو میگیرن.
اما خبر خوب اینه که وقتی این دیوارها رو بشناسی، میتونی با ذهن آگاهت ازشون رد بشی… و اونوقته که ترس از لاغری از بین میره و مسیر واقعاً برات باز میشه ❤️

ترس از لاغری
توی ناخودآگاه ما ترس از لاغری یه مانع پنهانه… یه ترسی که شاید هیچوقت بهش فکر نکردی، اما مثل یه سد بزرگ جلو راهته.
🧩 بیشتر آدمهایی که اضافه وزن دارن، تجربههای زیادی از رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، عطاری و هزار روش دیگه رو داشتن.
اما هر بار بعد از کلی سختی، وزن که کم میشه، خیلی زود برمیگرده… و همین تکرارِ امید، زحمت، شکست باعث میشه ذهن ما به لاغر شدن، یه تصویر پر از درد و ناراحتی بچسبونه. 😣
یعنی لاغر شدن = سختی کشیدن، محرومیت، گرسنگی، زجر، شکست!
و نتیجهش چی میشه؟
✅ ذهن ناخودآگاه برای محافظت ازت، جلوی لاغر شدنت رو میگیره!
چون توی ناخودآگاهت لاغری مساویه با رنج، پس بدن با تمام قدرت میگه:
❌ “من نمیخوام لاغر شم، چون میترسم دوباره اذیت بشم!”
🌪️ اینجوریه که ترس از لاغری مثل یه سایه مخفی توی ذهن میمونه… نهتنها باعث میشه اضافه وزنت بمونه، بلکه هر بار که میخوای شروع کنی، یه احساس دلهره و مقاومت سراغت میاد.
- باز باید غذامو جدا کنم؟ 😔
- بازم قراره بهم سخت بگذره؟
- اگه لاغر شم، نکنه صورتم زشت بشه؟
- نکنه همسرم دیگه منو نخواد؟
🧠 همه این فکرها، مصداق کامل ترس از لاغری هستن… ترسی که ریشهش به تجربههای تلخ گذشتهت برمیگرده، اما الان داره آیندهت رو هم خراب میکنه.

🧠 تجربهای الهامبخش برای روبرو شدن با ترس از لاغری
یکی از تأثیرگذارترین بخشهای مسیر لاغری با ذهن، خوندن نوشتهها و تجربههای هنرجوهاییه که دقیقاً با همون ترسهایی دستوپنجه نرم میکنن که شاید تو هم همین حالا درگیرش باشی…
📖 نوشتههای صادقانهی اونها کمک میکنه تا ترسهای پنهان ذهنیمون رو بهتر بشناسیم، مخصوصاً ترس از لاغری که یکی از مخفیترین و در عین حال قویترین مانعهای لاغر شدنه.
در ادامه، نوشتهی یکی از دوستان خوبمون در دورهی «ورود به سرزمین لاغرها» رو میخونی که به زیبایی نشون میده چطور آگاهی، میتونه ترسها رو روشن کنه و امید رو جایگزینش کنه:
“لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمیشوید!”
این جمله عمیقاً من رو به فکر فرو برد… 🤔 مگه میشه منی که سالهاست دنبال لاغریام، ازش بترسم؟! اما وقتی فایل آموزشی اون روز رو گوش دادم 🎧✨، فهمیدم چقدر ذهنم زیر پوستی درگیر این ترسه.
حالا میدونم که خواستن کافی نیست؛ چون خواستهها توی ذهن خودآگاهم هستن 🧠، ولی موانع اصلی، مثل ترس از لاغری، توی ناخودآگاه من پنهان شده بودن… 🕵️♀️
مثلاً ترس داشتم که اگه لاغر شم، صورتم زشت میشه 😬… یا همسرم دیگه منو دوست نداشته باشه 💔… یا لباسهای قبلیم برام بیاستفاده بشن 👗❌!
اما وقتی این باورها رو بررسی کردم 🔍، دیدم هیچکدومشون واقعی نیستن ✅. من قبلاً هم لاغر بودم و زیبا 🌸✨… و عکسهای شگفتیسازها 📸 اینو ثابت میکنه که لاغری چهرهی آدم رو شادتر، زیباتر و جوونتر میکنه 🌟.
درباره همسرم 💑، به این نتیجه رسیدم که اگر من رو واقعاً دوست داشته باشه، در هر حالتی دوستم داره 💕؛ مهم احساسی هست که از خودم دارم 🌈.
و درباره لباسها؟ 👚👖 خب، همیشه میتونم لباسهای جدید و دلخواه برای اندام متناسبم تهیه کنم 🛍️ و از پوشیدنشون لذت ببرم 😍.
الان با تمام وجودم حس میکنم دارم سبک میشم 🕊️… حتی اگه هنوز روی ترازو تغییری نیومده باشه ⚖️. چون بار ترسها از ذهنم برداشته شده 🙌 و حالا با آگاهی 🌱، با آرامش 🧘♀️ و بدون ترس 🚀، مسیر لاغری رو ادامه میدم.
دیگه از خوردن نمیترسم 🍽️😊… غذا خوردن برام عادی و لذتبخشه 🎉. و مهمتر اینکه به این باور رسیدم که بدن من توانایی لاغر شدن رو داره 💪✨، فقط کافیه مانعهای ذهنی مثل ترس از لاغری رو کنار بزنم 🧩❤️.
🌟 نوشتهی این دوست عزیزمون بهخوبی نشون میده که آگاهی، شجاعت میآره… و اون آگاهی رو به بهترین شکل، میتونی در دورهی ورود به سرزمین لاغرها تجربه کنی.
🗺️ این دوره دقیقاً طراحی شده تا کمک کنه ترسهای پنهان ذهنی مثل ترس از زشت شدن، ترس از دیده نشدن، یا ترس از تغییر کردن رو شناسایی کنی، اصلاحشون کنی، و با ذهنی آزاد و آماده، وارد مسیر لاغری بشی — مسیری با لذت، نه با رنج!
اگر تو هم آمادهای که ترسهاتو رها کنی و با اعتماد و عشق، بدن متناسبت رو بسازی، این دوره یه قدم طلایی برای شروعه، یه راهکار اساسی برای رهایی از ترس از لاغری.
✍️ بخش تمرینی – عبور از ترس پنهان لاغری ذهنی
🧠 یکی از اصلیترین موانع کاهش وزن ذهنی، فرمولهای اشتباه ذهن درباره لاغریه. تا وقتی این فرمولها شناسایی و اصلاح نشن، ذهن ناخودآگاه اجازه تغییر رو نمیده.
تمرینهای خودآگاهی مثل همین بخش تمرینی، دقیقاً طراحی شدن تا کمک کنن ترس از لاغری رو بشناسی، افکار پنهان رو بالا بیاری و به جای مقاومت ذهنی، همکاری ذهنی بسازی.
هر بار که تمرین میکنی، قدمی برمیداری برای تغییر ریشهای و پایدار. تمرین کردن یعنی تغییر دادن برنامه ذهنی از اضافه وزن به متناسب شدن! 🌱
🔍 سؤالات خودشناسی:
- نظرت درباره ترس از لاغری چیه؟ تا حالا بهش فکر کرده بودی؟!
- تا حالا شده با اینکه میخواستی لاغر شی، یه چیزی درونت مانع بشه؟ اون چی بوده؟
- کدوم بخش از تغییر بدن، بیشتر تو رو میترسونه؟ (صورت؟ توجه دیگران؟ قضاوت اطرافیان؟)
- فکر میکنی چرا در ناخودآگاهت، لاغری با رنج و ترس گره خورده؟
- چه تجربههایی باعث شدن ذهن تو لاغر شدن رو مساوی سختی و شکست بدونه؟
- اگر همین فردا لاغر بشی، چه افکاری ممکنه تو رو نگران یا مضطرب کنه؟
- باورهایی که جلوی کاهش وزن ذهنی تو رو گرفتن، چی هستن و از کجا اومدن؟
💬 دعوت به عمل:
اگه میخوای واقعاً تغییر کنی، فقط خوندن مقالهها کافی نیست! ✨
👣 ازت دعوت میکنم همین الان قلم و کاغذ برداری، پاسخ سؤالات بالا رو بنویسی و اگه دوست داشتی، در بخش نظرات همین مقاله با ما و دیگر همراهان مسیر کاهش وزن ذهنی به اشتراک بذاری.
تو نمیدونی ممکنه نوشتههات برای چند نفر نوری بشه در تاریکی ترسهاشون… ❤️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.62 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
خدایا از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده
چشم بینا و قلب آگاه و دلی بیدار بده 🙏
عرفان یعنی شناخت 😉
سلام و درود بر دستان پر مهر خدا هر کجای عالم
دیشب که دآشتم تمرین این قسمت را می نوشتم خب فکر کردم من الآن دیگه ترسی از لاغری ندارم ولی همین که خوابیدم در خواب دونه دونه کدهای ترس من از رسیدن به خواسته هام و البته جواب پرسشهای چندماهه ام برام باز شد و خواستم این آگاهی هارا باشما دوستان خوبم به اشتراک بزارم🍃🌸
مدتی پیش پیجی برای نشر آگاهی در اینستا درست کردم و البته به نیت اینکه هم نشر آگاهی باشد و هم درآمدزایی و از اول هم گفتم با دیگران معامله نمی کنم و حمایت هم از کسی درخواست نمی کنم والبته فالواینگ هم باید صفر باشد که ایمان فعال خود را نشان دهم و انتظار داشتم خیلی سریع این پیج چندکا بشه ولی نمی شد هر چه تصور می کردم و البته تکنیکهایی به کار می گرفتم نمی شد و برام عجیب بود که افرادی در طی سه ماه پر بازدید شدند!؟….خیلی ترسها و نگرانیهایی داشتم که خودم به سمتشون حمله می کردم هرروز و هرروز و اما….نشُد که نشد ….و بعد از چندین ماه شاکی از خدا برگشتم به زندگی خودم و رها کردم و متوجه نمی شدم چرا نشد!؟…..
من از اینکه شناخته بشم می ترسیدم محتوای تولیدی من کاملا تجربه شخصی ام بود و البته مخالف بود با تمام شرطی شدگی های ذهن از حکومت و خانواده ولی ……من ادامه می دادم با مقاومتی شدید تولید محتوا می کردم و نشر آگاهی و فشار سهمگینی را متحمل می شدم با خودم میگفتم چرا گفتن حقیقت انقدر باید سخت باشه !؟….یعنی هرکی حق گفته عذاب کشیده ؟!…دیدم اینم یک آموزش رسانه ای بوده از کودکی حق گفتن یعنی شکنجه?!….
ومن سعی داشتم با تمام این سیاهی لشکر دست و پنجه نرم کنم !….اما……ترس از قوانین حکومت یا انتقاد یا….ترس از مشهور شدن و نوعی تو چشم بودن مانع من می شد تا جائیکه مدتها در عذاب این بودم تا حجم بالایی از این ترسها را حل کنم می دانستم که همه توهم هستند ….ولی نمی دونم انگار یک قانون تکاملی باید اجرایی می شد!…..من سعی داشتم بپرم مرحله آخر و اینو بیرونی نشون می دادم اما درونی سیاه لشکر بود اووووووو….
همیشه از خدا شاکی بودم و دیشب متوجه شدم که من ترس از موفقیت داشتم ولی جالبه که با اینکه الآن متوجه شدم اما انگار این مسیر برای من نیست و دوسش ندارم !…
ولی یک عالمه تجربه کسب کردم اعتماد به نفسم ،توانمندیهام و چگونگی ارتباط با فالور یا پیدا کردن چند دوست نوری یا سنجش ایمان خودم و یا شناخت ترسهام و اینکه به لطف خداوند حمایت و حفاظت شدم و بودنم کنار مردم و نشر آگاهی حتی اگر یک نفر حالش خوب شده باشه یا تکونی خورده باشه عاااالیه 😍
و اما امروز از خودم پرسیدم من از لاغری می ترسم !؟عمیییق 😇
گفت نه !،.،یک تصویر شاد جوان و زیبا پر اشتیاق در ذهنم به وجود آمد اما پرسیدم که چرا چاقم هنوز؟!گفت می خوری !…گفتم خب باید بخورم پس نخورم؟!…گفت اضافه می خوری !…گفتم خوردن چاق نمی کنه !….فکرمن چاق می کنه …..
دقت کنید ….
وقتی من اضافه تر می خورم با درد شکم یا سنگینی مواجه میشم وقتی در جسم واکنشی به وجود میاد ذهن به دنبال دلیل هست که چرا اینطور شده !؟اینجا من خرابش می کنم درد داره چون زیاد خوردم جدال میشه خودتخریبی چرا زیاد خوردی !؟چرا جلو خودتو نمیگیری و بگو مگوها میشه احساس عذاب وجدان احساس بد و بلافاصله تصویر ذهنی چاق به وجود میاد و البته خلق و توجه به چاقی!…اما من گفتم باید نقطه سیری در ذهن و جسم من قوی باشه و قطع کن اعلام بشه !….که دیگه دلم نخواد بخورم و شنیدم گفت حق با شماست و تقاضا کردم و حتما عرضه می شود👌
من چندروزی بود که حالتهای جسمی ام تعادل نداشت و من یک فرمول ذهنی مخرب دارم مریض میشی بخور بارها از والدین و پزشکان شنیدم آب و مایعات بخور میوه جات و سبزیجات بخور دمنوش بخور و ذهن من فقط بخور را پذیرفته است وشدیدا می خورم !…
با خودم فکر کردم که به وقت بیماری بدن هوشمند و شفاگر من داره سعی می کنه که بهبود رخ بده وداره ترمیم و بازسازی می کنه خب من چیکار دارم باهاش می کنم !؟…می خورم و می خورم به خاطر ایگوی ذهنی ام ….و کار بدنم را چندبرابر می کنم یعنی باید توان مضاعف بزاره برای اضافه خوردنهای من یعنی خودم دارم در روند بهبود بیماری خودم اختلال ایجاد می کنم از طرفی ذهنم به خاطر بیماری خودش کلی نجوا داره نجوای اختلال و نبود سلامتی و البته انتظار از دیگران و بروز حس مظلومیت منم میام با بگومگوهای زیادی که از فشار معده و پرخوری به وجود اومده نجواهای ذهن را چندبرابر می کنم و البته روح کاملا در عذاب است چون وجود ما سه بخش هست جسم و ذهن و روح و زمانیکه دوبخش در اختلال باشند روح هم آسایش نداره و نتیجه میشه طول درمان طولانی ……چرا خوب نمیشم !؟خدا کجاست !؟….شاید به همین دلیل کودک که بودیم وقت بیماری میل به خوردن نداشتیم اورجینالش همین بود ولی بزرگ شدیم و آموزش دیدیم که باید بیشتر بخوریم!؟…باید بنوشیم ….آب چون عنصر اولیه و هوشمند و حیاطی است برای بدن و سلامتی وجودش ضروریست و بیشتر افراد چاق تشخیص تشنگی از گرسنگی را ندارند!…و به جای آب غذا می خورند!…،
خدایا متأسفم
لطفا مرا ببخش
سپااااسگزارم
عاااااشقتم ❤️❤️❤️
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
و اما …..من چرا از لاغری می ترسم ؟!…
تغییر رفتارها …..
من پرخوری می کنم (می خورم )یک فرد متناسب به اندازه نیاز بدنش می خوره (می خوره)پس محدودیتی نیست می خوریم ..من ریزه خواری دارم (می خورم )اما لذت نمیبرم چون احساس گرسنگی واقعی را نچشیدم !…..اما یک متناسب به وقت نیازش می خوره (می خوره )و روحش پروا میشه چون گرسنگی را احساس کرده …..پس هیچ محدودیتی نیست ….من آزادم هر چیزی دوست دارم بخورم و (می خورم)متناسب هم هر چیزی که دوست داره (واقعا علاقه داره و البته انتخابش همیشه یکی هست را می خوره )پس می خوریم !…. .پس هیچ منع و محدودیتی نیست !…من با حرص و ولع می خورم (می خورم )رفتاری حیوانی زشت و ناپسند و البته متناسب با طمأنینه و آرامش می خوره !….می خوره( ولی رفتاری انسانی و در جایگاه شأن الهی خودش)پس ما می خوریم !…..هیچ منعی نیست ….
ترسهای من به لطف و اراده الله مهربانم و استاد پر مهر تبدیل با آزادی و ایمان شدند
خدایا سپاسگزارتم
خدایا عاااااااشقتم ❤️❤️❤️
هم مسیری هایم ما برای عشق و آزادی خلق شده ایم
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام من دیوانه زدند
عشق ❤️در وجود ما جاریست و هر حصاری را در هم می شکند ….
مانا و پایدار باشید 🌻🌻🌻
نشان های دریافت شده
شروع یک حس شگفت انگیز
سلام و درود بر استاد زنده دل و دوستان علاقه مند به خودسازی
لاغر شدن ترس دارد و با ترس لاغر نمی شوید !…
خیلی عجیبه ما از موفق شدن می ترسیم یعنی در سطح افکارمون دوست داریم متناسب باشیم یا ثروتمند یا مشهور و حتی روابطی عااشقانه را تجربه کنیم اما در ناخودآگاه ما اطلاعاتی ذخیره شده است که موفقیت ما مساوی میشه با سختی و درد و رنج شاید تردشدن و تنهایی و شاید دوری از خدا ..
و در نهایت تصمیم نهایی را ناخودآگاه ما رقم می زنه یعنی وظیفه خودش میدونه از ما محافظت کنه نسبت به اطلاعاتی که ما خودمون با توجه به تجربیاتمون یا آموزشهامون در طول زندگی به ذهنمون دادیم !…
خیلی از افراد علاقه مند هستند که به کشورهای دیگری مهاجرت کنند و این افراد دو دسته می شوند :دسته اول افرادی هستند که بسیار تلاش می کنند و کارهای مقدماتی را انجام می دهند و اتفاقا در مورد مهاجرت هم صحبت می کنند ولی در ناخودآگاهشون ترس از شرایط ناشناخته ای دارند دوری از کشورخودشون یا بستگان یا روبرو شدن با فرهنگ و زبان جدید یا احساس تنهایی در کشور جدید …وهر چقدر تلاش کنند بی نتیجه است .
و اما دسته دیگر افرادی هستند که شاید در کارهای مقدماتی هم تلاش کمتری کرده باشند ولی با ترسهای خود قبلا روبرو شدند و افکارسطحی فکرشون و علاقه مندیهاشون را با باورهاشون هماهنگ کردند و به راحتی مهاجرت می کنند و حتی ممکنه ازشون دعوت هم بشه …
افراد زیادی دوست دارند ثروتمند باشند ولی ترس دوری از خدا یا به هم خوردن روابطشون یا دردسرهای زیاد یا خستگی یا ورشکستگی و غیره مانع از ثروتمندیشون می شود…
و ما قراره در مسیره آموزش ذهنی افکار خود را شناسایی کنیم و بیایم تفکرات خود را به صورت نوشتاری روی کاغذ تخلیه کنیم و مرحله به مرحله بررسی کنیم که ما ناخواسته یا ناآگاهانه چه موانعی برای موفقیتهای خود در ذهنمون الگوسازی کردیم و بعد در فضای ذهنمون بین اون افکار مانع بذرهایی از فرمولهای صحیح و باورهای توحیدی را بکاریم 🌱و هرروز با یادگیری آموزه ها این فضای جدید را گسترش بدهیم و به طور خود به خودی توجه ما متمایل میشه به سمت لاغری و انتخاب آگاهانه ما شکل می گیره برای خلق رویامون …
خیلی از افراد چاق با توجه به تجربیایی که از روشهای قبلی لاغری دریافت کردند علاقه دارند لاغر شوند اما ترس از محدودیت غذایی دارند چون بارها در رژیمهای مختلف منع غذایی داشتند یعنی در ناخودآگاهشون ترس از دست دادن یا نوعی محدویت وجود داره !یعنی نباید بستنی بخورم ؟!یعنی نباید شکلات و یا فست فود استفاده کنم ؟!…،
برای افراد دیگر فشار و سختی ورزش و پیاده روی های طولانی نوعی یادآوری لاغری است و احساس رنجش می کنند …یا سختی بیداری در صبح زود نوعی مقاومت در ذهنشون به وجود میاره و افرادی هم از نظرات دیگران در مورد تغییرات جسمی خود ترس دارند ترس از زشت شدن و لاغرشدن صورت و دستانشون یا ترس از پیر شدن پوست یا پیدایش خطوطی روی صورت و بدنشان و این ترسها به نوعی یک باور قوی و خطرناک هستند که مانع لاغری می شوند !…
من پارسال که برای اولین بار در این دوره شرکت کردم ترس از زشت شدن صورت و دستهامو یا شل و آویزون شدن پوستم را داشتم که البته طی سالها از مادرم اینو شنیده بودم بارها تکرار می کرد و این اتفاق را برای خودش رقم می زد و اما من با تجزیه و تحلیل فکری طی مدتی به لطف خداوند اصلاحش کردم عکسهای لاغریمو آوردم دیدم من خیلی زیباتر بودم و طبق قانون سلولسازی جسم من تا آخر عمرم ترمیم و بازسازی و کلاژن سازی را داره و البته از نظر دیگری باور دارم هر چقدر به خود حقیقی ات نزدیکتر میشی یعنی فرمولهای ذهنیت هم سو با ذات الهی میشه هرروز زیباتر و جوانتر میشی و این موضوع را بارها در خودم تجربه کردم و در هر تولدآگاهانه حتی چشمانم شفاف تر می شود…و دیدن دوستان در آلبوم شگفتی سازان و خود استاد هم که سند معتبریست برای لاغری=زیبایی ترس دیگرم هم این بود که نکنه من لاغر بشم بخوام لباسهایی باز و تحریک کننده بپوشم و از خدا دور بشم یا بخوام خودنمایی کنم و فخرفروشی شاید هم مغرور!..
این هم یک آموزش ذهنی از خانواده خیلی مذهبی ام بود که طی سالها با من بود و خدا را شکر خیلی بهتر پذیرفتم که ارتباط ایمانی انسانها با خداوند با توجه با مخزن ذهنیشون و البته حس قلبیشون صورت میگیره نه طرز پوشش آنها …ترس دیگر من این بود که دیگه نباید برم مسافرت چون مسافرت منو چاق می کنه و البته فکر می کنم هنوز ته ذهنم هست باید اصلاح بشه و در کل چون در ذهن ما رفتارهای چاقی لذت بخش بوده مثلا خوردن یک پاستیل در لحظه آنی احساس خوبی به ما منتقل می کرده ذهن نمی خواد لذتش را از دست بده اما چون پروسه لاغری زمان بر هست ذهن ترجیح میده نقد رو بچسبه و تشویقمون کنه به سمت چاقی😨 !…
اما ما در طول مسیر با آموزشهای لاغری با ذهن متوجه لذتهای ماندگار و البته مسیر آسون لاغری با ذهن شدیم و فقط باید توجه به آموزه ها داشته باشیم
لاغری با ذهن هیچ محدودیت و سختی نداره!…
قراره ما به یک آزادی عمل برسیم لاغری با رنج و سختی که خودش عذابه !،.
در مسیر لاغری با ذهن ما یادمیگیریم چطور آزادی عمل در رفتارمون داشته باشیم هیچ مواد خوراکی قرار نیست از زندگیمون حذف بشه یا قرار نیست کاری برای لاغری مثل تردمیل و دمنوش و …اضافه بشه فقط قراره لذت باشه و یادگیری و شناخت خود و دوستی باخود …من سالهای بسیاری از روشهای قبلی تلاش کردم برای لاغری ولی نتیجه ماندگار نداشتم فکر می کنم که الآن هم می ترسم نتیجه ماندگار نداشته باشم …البته خیلی بهتر شدم و متوجه شدم که طبق قانون وقتی محتوای ذهنیم بشه لاغری خودبه خودی لاغر میشم یک باور خوب از قدیمها دارم از پزشکها شنیدم اگر فردی در یک وزن بتونه یکسال بمونه مثلا۵۸کیلو که وزن لاغری و تناسب ایده آلش باشه بدنش اون وزن را براش الگو میکنه و لاغریش ماندگار میشه ولی موضوع این بود که من نمیتونستم در روشهای سخت و دشوار قبلی استمرار داشته باشم و یک سال در وزن ایده آلم بمونم.
…
لاغری با ذهن یک مسیر لذت بخشه که آزادی همراهشه نوعی حس ارزشمندی و عزت نفس و دوست داشتن خود حق انتخاب برای مصرف خوراکی و لباسهایی که موردعلاقمون هستند در سایزها و رنگهای مختلف …اعتماد به نفس و حاضر شدن در جمع ها و ابراز خود به جهان رضایتمندی از خود و پیرامون زندگی همسفر شدن با انسانهایی که خودشون آگاهانه خالق زندگی فوق العاده ای برای خودشون هستند و شادی و آرامش پایدار البته همسو شدن با کائنات و قرار گرفتن در جایگاه اصلی خود که در شآن الهی ما و حالت اورجینال و طبیعی ماست ✨صلح و عشق …..
ترس از موفقیت یک باور قوی و مخفی است که در ذهن تمام افراد نسبت به خواستشون وجود داره که باید شناسایی بشه و مورد بررسی قرار بگیره و اصلاح بشه و این روند طی گام به گام آموزهای ذهنی به راحتی صورت می گیره !…افکار در سطح و در عمق ذهن همسوباشند نتیجه موفقیت آمیز میشه 😍
سپاس از استاد عزیز و هدیه آگاهی های مروارید گونه
🍃🌸🍃🌸🍃🌸
دوستان عزیز همواره در مسیر شجاعت و رویارویی با ترسهای مخفی خود پیش قدم و موفق باشید 🦋✨
نشان های دریافت شده
سلام
اونقدر ک از چاقی و چاق شدن ترسیدم الانم ک میشنوم ترس از لاغر برام خنده داره
من از بس ک شنیدم لاغر ک میشم پوستم شل میشه یا صورتم زشت و استخونی میشه یا لباس خوشگل نمیشه برام
نگو همه اینها ترس بودن
ترس از لاغر شدن
ولی من خواهرم لاغره صورتشم خیلی خوشگله انداشم خیلی زیباست وقتی لباس میپوسه ادم میگه فقط نگاکنم
یا دختر دایی هم همینطور
پس فریبا جان لاغری طبیعی و باذهن این مسائل رو ب دنبال نداره
چرا ک اگه بود پریسا و زهرام اینطوری بودن
اره لاغری با رژیم و قرص اینطوریه ک ادم زشت میشه
ولی لاغری با ذهن برمیگرده بدن ب طبیعت خودش
حالت طبیعی بدن مطمئنا زیباترین شکل ممکن از بدن هستش
اگه با ذهن لاغر بشی ب سمت سلامتی برمیگردی شاداب تر میشی با انرژی تر میشی مطمئنا زیباتر میشی
لاغری با ذهن جز زیبایی چیزی نداره لاغری بهترین سرمایه بدنمه ک دارمش و قدرشو ندونستم
و اما الان میخوام ک برش گردونم
لاغری خیلی خیلی زیباتر از چاقیه چاقی شکم و پهلو از هر طرف زدن بیرون یا قب قب داری صورت پف دستهای چاق
اما تو لاغری همه اینها نیس و چقدر زیباست
ی سوال داشتم استاد اونها ک خیلی خیلی لاغرن هم تو طبیعت بدن خودشون هستن چن من ی زندایی دارم ک واقعا خیلی لاغره انگار ی پوست کشیدی رو استخونها
نشان های دریافت شده
بهنام خداوند بخشنده مهربان ترس از لاغر شدن مانع لاغری می شود یعنی چه؟
یعنی این که ما دوست داریم لاغر شویم ولی یه سری باورهای مخفی و یه سری ترمز هایی در درون ما هست که مانع میشه از لاغری مثلاً چه باورهایی؟
مثلاً این باور که آدم لاغر مریضه یا هر کسی که وزن کم میکنه حتما مریض میشه حتماً موهاش میریزه یا شنیده ایم هر کس مقدار زیادی از وزن خودش رو از دست بده پوست بدنش شل میشه و این در ذهن ما یک فرمول و یک باور تبدیل شده ما باید اینجور باورها رو و اینجور فرمول ها رو پیدا کنیم و بعد بیایم مثال هایی برای زمان خودمون بیاریم من نمونه هایی به ذهن خودمون نشون بدی لاغر شدن ولی پوستشون افتادگی پیدا نکرده و این فرمول را جایگزین کنیم که مثلاً استاد عطار روشن با اینکه خیلی وزن کم کرده با این روش ولی پوستش شل و افتاده نشده با جایگزین کردن این فرمول جدید و ایمان آوردن به درست بودن این فرمول جدید باور جدید در ما شکل میگیرد و این ترس و این ترمز ما برداشته میشه و لاغری به وجود میاد
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان خوبم
چقدر در این فایل عالی ذهن خودآگاه و ناخودآگاه توضیح داده شد
اینکه باورهای ما که در ناخودآگاه است نتیجه اهداف ما را رقم میزند نه خواسته های ما که در خودآگاه است
شناسایی ترس های ما از لاغر شدن و برطرف کردن آنها مانع لاغر شدن را از سر راه ما بر میدارد و ما مسیر متناسب شدن را با آرامش و آسودگی خاطر طی میکنیم
من چیزی که بتونم بهش ترس از لاغر شدن بگم به نظرم نمی آید اما از اینکه از روشهای مختلف اشتباه اقدام به لاغر شدن کرده بودم و تا حدی کم و بیش به هدفم نزدیک هم میشدم ولی دوباره چاق میشدم دیگر دست از اقدام کردن بر داشته بودم که چه فایده من اینطور با سختی لاغر میشوم و بعد از مدت کوتاهی بدون اینکه متوجه بشم باز چاق میشم
نزدیک به ۴۰ سال تلاش کردن دیگر ناامید شدم و دست از تلاش کشیدم
اما خدای مهربانم نمی خواست که من آرزوی متناسب شدن را به گور ببرم و مرا به سمت سایت تناسب فکری هدایت کرد
یاد گرفتن در مورد ذهن و طرز عملکرد آن برای من واقعا هیجان انگیز بود و هر روز که آگاهی جدیدی به دست می آوردم و با به اجرا گذاشتن آن نتیجه را در احساس و جسمم مشاهده میکردم بیشتر هیجان زده میشدم
واقعا که این روش با تمام روشهایی که من قبلا انجام داده بودم از زمین تا آسمان فرق دارد
آسان بودن این روش به حدی است که ما که اینقدر سختی در روشهای دیگر کشیدیم نمی توانیم باور کنیم
تکنیک هایی که در این دوره یاد میگیریم فقط برای متناسب شدن نیست بلکه در تمام امورات زندگی مان میتوانیم از آنها استفاده کرده و از نتایجی که به دست می آوریم شگفت زده میشویم
خدا را بینهایت سپاسگزارم که مرا به این سایت شگفت انگیز رویایی هدایت کرد
از شما استاد عزیزم هم ممنونم که باعث و بانی این شدید که زندگی صدها انسان مایوس از تجربه طعم شیرین متناسب شدن به هدفشان برسند و تولد دوباره داشته باشند و بقیه عمرشان را با شادی و نشاط و خوشبختی زندگی کنند
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و پر تلاشم
ترس از لاغری مانع رسیدن ما به لاغری میشود .ما یاد گرفتیم طبق قانون که باورهای ما اتفاقها رو برای ما رقم میزنن یعنی اگر چیزی رو به زبون بیارییم یا فقط چیزی رو دوست داشته باشیم اینها در خلق اتفاقات کاره ای نیستن مهم اون باور من هست که نتیجه رو رقم میزنه ممکنه یعنی برای مثال اگر من در حرفهام بگم اره ثروت خوبه لذت داره و .. اما در ته ذهنم باورم این باشه که ثروت زیاد دردسر داره من رو از خدا دور میکنه و یا اینکه باعث میشه که زندگی من از هم به پاشه و … در نهایت این باورهای من یا همون افکار لایه های زیرین من هستن که نتیجه رو رقم میزنن و چون ثروت رو در ته ذهنم بد می دونم هیچ وقت به اون نمیرسم هر چند در کلماتی که به زبون میارم اینطور حرف نمیزنم ولی مهم نیست مهم اون باورهای من هست که اتفاقات رو برای من رقم میزنه پس باید افکارهای سطحی و حرفهای من با اون باورهای من هماهنگ بشن تا خیلی راحت و اسان نتایج و اتفاقات دلخواهم رو رقم بزنم بدون اینکه هیچ کار خاصی بکنم پس من اگر از چیزی بترسم و از شراایط جدید بترسم هرگز به اون نمیرسم و یا اگر برسم اون شرایط برام سخت میشه .شاید همین جا باید بگم که من این مانع رو (ترس از لاغری ) نداشتم یا کم داشتم چون همیشه به عشق لاغری حاضر بودم خیلی محدودیتها رو تحمل کنم اما لاغر بشم و لاعر بمونم اما چون لاغر نمیموندم خسته میشدم و من باید کل سال رو در رژیمهای سخت و ورزشهای سخت میبودم تا کمی وزن کم کنم و اگر یکم رژیم رو رها میکردم سریع برمیگشت و این رفت و آمد بین چاقی و لاغری و برگشت مجدد چاقی من رو خسته کرده بود و رمق رو از من گرفته بود با این وجود بازم تا جایی که میتونستم رعایت میکردم ولی نتیجه در حد تلاشم نبود و زمانی که با لاغری با ذهن آشنا شدم اصلا از استاد نپرسیدم که محدودیت داره یا نه سختی داره یا نه ؟؟فقط بارها به خودم میگفتم حرفهای استاد درسته و اصله و هر کاری و هر رژیمی بده من اون رو انجام میدم و مثل وحی منزل به اونها عمل میکردم کمای اینکه هر چه جلوتر میرفتم میدیدم اصلا خبری از سختی و نخوردن و محدودیت نیست و خیلی راحته و منم انگار جمع و جور تر دارم میشم و بارها میگفتم استاد راست میگن لاغری با ذهن یه متد جدید و آسان هست که خیلیها باهاش آشنایی ندارن و هنوز دارن با زجر و سختی و رژیم خودشون رو لاغر میکنن ولی من با این روش دارم به شکل خیلی ساده ای و آسانی متناسب میشم .
من در گذشته عاشق چیپس و پفک و کرانچی بودم و باید هر شب چند پاکت میخوردم و اما چون همیشه رژیم داشتم به عشق لاغری نمیخوردم و اگر جایی در دورهمی هم میدیدم از اونها میگذشتم و میگفتم نه نمیخورم تا این ماهم که پیش دکتر میخوام برم وزن خوبی کم کرده باشم و اگر در کم کردن وزنم موفق می بودم از سر راه برگشت از مطب دکتر یه پاکت کوچک پفک برای خودم میخرم و میخورم و انصافا درراون دوران رژیم هم لذت زود گذر خوردنی و هر مواد غدایی رو به لذت تناسب اندام ترجیح نمیدادم و به عشق لاغری نمیخوردم اما چه فایده اینقدر اراده داشتم و این کارها رو میکردم اما بلخره بعد از رسیدن به تناسب دلخواهم یواش یواش دوباره خوردن من بیشتر میشد و من به وزن قبلی برمیگشتم و من دوباره سراغ دکتر میرفتم و همون محدودیتها رو از سر میگرفتم و انصافا خسته میشدم و فکر میکردم یه جایی ایراد داره که بیشتر ربطش میدادم به بدنم که اشتهام زیاده معدم بزرگ شده و … همیشه حرص،و ولع خوردن داشتم و با مواد کم کالری خودم رو کنترل میکردم اما حالا که در این مسیر هستم میبینم که هیچ محدودیتی در کار نیست اما خودم دیگه خیلی مثل قبل میل به مصرف مواد خوراکی زیاد و یا چیپس و پفک ندارم حالا اگر بود میخورم اما اگر نبود اصلا برای خریدش حرصی ندارم و حتی بوده هم که در جمعی هم رفتم و پفک و چیپس هم بوده اما من چون سیر بودم نخوردم و واقعا اونجا حس برنده بودن حس تناسب واقعی حس تسلط بر مواد غدایی حس امیر بر مواد خوراکی بودن رو داشتم و واقعا لذت زیادی بردم و این بسیار برای من ارزشمند هست که چیپس و پفک باشن ولی من نخورم چون در گذشته محال ممکن بوده پس من خیلی وقته که لذت زود گذر هیچ مواد خوراکی رو به لذت دایمی تناسب اندام ترجیح نمیدم پس من بدون ترس درراین راه قدم برداشتم و برعکس به جاش با لذت زیادی قدم برمیداشتم و میخوردم و متتاسب تر میشدم و واقعا دارم کیف میکنم از این همه ازادی در خوردن و بارها در جواب منفی باف که میگه انگار لاعر تر نشدی میگم خوب نشم اصلا از همینی که الان هستم راضیم و لذت میبرم من یه عمر حسرت داشتم بدون سختی و زجر در این سایز و وزن باشم و وزنم باللتر نره و حالا کلی متناسب تر شدم و خیلی خوشتیپتر و جوانتر و شیک پوشتر شدم پس دیگه چی میخوام حالا در این مسیر هستم و با شوق و ذوق ادامه میدم اگر متناسب تر بشم چه بهتر اگر هم نشم (که مقاومت دارم در برابر این جمله و میگم من لاغر تر میشم ) اصلا مهم نیست مهم زنده بودن و سلامتی و لاغری و آزادی هست که من هر سه رو الان با هم دارم و خیلی هم خوشحالم .
اتفاقا من زمانی که وارد این مسیر شدم چون هیچ ذهنیتی از قبل در مورد این روش نداشتم و گفتم خوب من آماده ام که تمام اون رنج و سختیهای گذشته رو با هر رژیمی و ورزشی که استاد گفت اجرا کنم ولی دیگه چاقی برنگرده و لی وقتی وارد این مسیر شدم از این همه آزادی و لذت و حال خوب شگفت زده شده بودم که یعنی چی استاد میگه هر چی میخوای بخور و لذت ببر !!!!!!!!! و انصافا روی ابرها بودم و داشتم جواب تمام سوالات خودم رو یکی به یکی در حرفهای استاد پیدا میکردم و آزادی بیشتر در خوردن بدون ترس پیدا میکردم و من خیلی از غداها رو که سالها جرات خوردنشون رو نداشتم با ورود به این سایت داشتم میخوردم و بعد میدیم بقیه میگن لاغر تر شدی و خودم متعجب بودم و اما اگاه شده بودم این عذاها قدرتی ندارن این افکار من و باورهای من بودن به همراه یه سری عادتهای غلط که باعث چاقی من شدن و افسوس میخوردم که چرا بقیه ی اطرافیان من در این مسیر نیستن و دلم میخواست برم به همه بگم همچین روشی هست و میگفتم ها ولی قبول نمیکردن و مسخره میکردن و یا اصلا متوحه نمیشدن و ….دیگه به هیچ کس نگفتم .
من جز افراد با اراده ای بودم که حاضر بودم هر کاری بکنم و هر سختی رو تحمل کنم اما برای همیشه لاعر بشم و با این پشتکار وارد سایت شدم و دیدم اینجا خبری اصلا از سختی و محدودیت و … نیست فقط لذت و حال خوب و ازادی هست .حتی گاهی اوقات در مسیر تناسب منفی باف اذیتم میکرد تو که هیچ کاری نمیکنی نه ورزش نه رژیم حالا میخوای لاعر بشی امکان نداره باید مثل فلانی پدرت دربیاد سختی بکشی تا به تناسب برسی اما وجه مثبت ذهنم با صدای بلند جوابش رو میداد که بابا این راه ها علطن اگر به این همه زجر و سختی و تلاش بود که خودم تمام این کارها رو انجام میدادم پس چرا لاغر نمیشدم و لاغر نمیماندم پس دیگه گول نمیخورم و وارد رژیم و راه های نادرست نمیشم و فقط لاغری با قدرت ذهن درست است .
من در گذشته همیشه تنها راه لاغر شدن رو کم خوردن و داشتن فعالیت بدنی میدونستم و چون بارها خودم و اطرافیانم از این راه لاغر شده بودن پس باور کرده بودم تنها راه لاغری من همین هست و انصافا هم وقتی اقدام میکردم متناسب میشدم و هیچ وقت به هیچ راه دیگه فکر نمیکردم مگر این واخر که دوتا باور غلط داشتم که مانع لاعری من شده بودن و نتیجه ام به اندازه تلاشم نبود و گه گاهی میگفتم خوبه دمنوش و یا قرصی برای لاعری بخورم اما بازم به خاطر کلی اطلاعات داشتن که اینها عوارض دارمن هیچ وقت جرات نکردم و به سمت اونها نرفتم پس هیچ وقت کم خوابی و صبح زود بیدار شدن و زود خوابیدن رو دلیل لاغری نمیدونستم .و چون در این راه تناسب با ذهن کاری میکنه که من خود به خود و اصولی به سمت درست خوردن و همون به اندازه خوردن هدایت میشم پس خیلی قبولش دارم اما یه مانع که داشتم این بود که با لاعری صورتم لاغر و زشت میشه با لاغری پوستم خراب میشه والبته از بس که اطرافیان میگفتن منم باور کرده بودم ولی خودم خیلی با خودم مشکلی نداشتم اما چون اطرافیان بارها بهم گفته بودن چقدر صورتت زشت و بد شده بسه دیگه لاغر تر نشو و … من از لاغری میترسیدم اما حالا با این اگاهی ها که دارم برام نظر هیچ کس مهم نیست و بارها میگم این تناسب جسم من یکی از شخصی ترین موضوعات زندگیم هست که اصلا کاری به نظر هیچ کس ندارم و فقط نظر خودم مهم هست و تازه هر وقت نگاه به تناسب و چهره ای خودم در وزن دلخواهم میکنم لدت میبرم و هیچ زشتی نمیبینم و من عاشق اون چهره ای خودم در تناسب دلخواهم هستم و دوست دارم دوباره به اون وزن دلخواهم برگردم .
من اگر لاغر بشم فقط جوانی و زیبایی و اعتماد به نفس و خوش لباسی و خود باوری و ایمان بهتر و توکل بهتر و ازادی در خوردن و خریدن و فعالیت کردن و سبکی و رهایی در لباس و سلامتی و حال خوب روحی و …. به من داده میشه و از خودم بیشتر لذت میبرم و من عاشق لاغری هستم مخصوصا لاغری با قدرت ذهن که یک مسیر عالی و سراسر لذت و ازادی و حال خوب و ارامش هست که من حتی حاضر نیستم برای یک لحظه به اون اوضاع گذشته ی خودم برگردم و به حال بد اون دوران برگردم و اونها رو تجربه کنم .چقدر سختی و زجر و محدودیت بود و نتیجه هم هیچ وقت مانگار نبود .
من یاد گرفتم از راه دهان نمیشه لاغر شد فقط، از راه ذهن میشه لاغر شد اونم بدون محدودیت و زجر و سختی و اجبار و باید خاصی من به راحتی لاغر میشم و من همین یک مورد رو از همون اول راه باور کردم که واقعا لاغری از این روش بسیاررساده و آسان هست و من منتظرم طعم تناسب بیشتر و سلامتی بیشتر و طعم ازادی و ارامش،بیشتر و طعم حال خوب بیشتر و خود باوری بیشتر و ایمان بیشتر و طعم اعتماد به نفس بیشتر و سبکی بیشتر و حال روحی خوب بیشتر رو و ….. تجربه کنم .
نشان های دریافت شده
سلام خانم ریاحی عزیز دوست پرانرژی و متناسبم
همیشه از خواندن دیدگاههای فنی شما بسیار آگاهی کسب می کنم و لذت می برم سپاس از اینکه تجربه روزمرگی خودتون در مسیر لاغری را با دیگر دوستان به اشتراک می گزارید.
یه جایی بین نوشته های این دیدگاه نوشته بودین که در جواب نجوای منفی باف می گویم الآن هم خوب هستم و از خودم راضی هستم حتی اگر متناسب تر هم نشوم من سلامتی و لاغری و آزادی را همراه با هم دارم
کمی به فکر فرو رفتم اون فایل ارزشمند استاد شُد شد نشُد نشد !…
منم این چند روز کمی بیمار بودم و سیستم جسمی ام به هم ریخته شده است و ذهنم را درگیر کرده و البته نجوای منفی باف در ذهنم بیشتر شده و دائم می گوید لاغرم نشدی !…
الآن با خودم فکر کردم که درسته ؛من این مدت خیلی آزاد شدم با همین جسم حتی اگر لاغر نشده باشه دارم میرم استخر اون هم با اعتماد به نفس یا می رم جلوی آینه خودم را کامل میبینم و یک سری کارهای دیگه !..خب نتیجه نهایی من قرار بوده به آزادی عمل برسه به اعتماد به نفس بیشتر یا تفریحاتی که سالها به خاطر چاقی خودم را محروم کردم یا پوشیدن لباس رنگ روشن و این فوق العاده است من نتیجه نهایی را الآن کسب کردم😍 …و خدارا هزاران بار شکر 🙏✨
باز هم از اشتراک تجاربتون در مسیر لاغری سپاسگزارم
همواره در مسیر متناسب شدن دل آرام و بیدار دل باشید 🍃🌸
سلام دوست عزیزم
امیدوارم که حالتون خوب باشه
چقدر برای این نگاه جدید به خودتون و زندگی و اندامتون خوشحالم قطعا شما به نتیجه میرسین همینکه اعتماد به نفس لازم رو پیدا کردین که استخر برین یا جلوی ایینه برین و حالتون خوب باشه همین پذیریش موقعیت فعلی خودتون بسیار ارزشمند هست و این کم چیزی نیست و اینم جز نتایج بودن در این دوره هست که به زودی به نتایج بیشتری مثل تناسب اندام دلخواهتون هم میرسید .
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر شما هم مسیری عزیز
سپاس از همراهی دلگرم کنندتون و حسن توجهتون به نوشتار قلمم متشکرم
همواره در مسیر موفقیت و خودسازی دل آرام باشید🍃🌸
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
با سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم…..
هر بار که بحث لاغر شدن پیش می اومد دقیقا این ترس از لاغر شدن هم همه ی وجودم را فرا می گرفت.ترس از اینکه مجبور باشم خیلی چیزها را نخورم شیرینی نخورم برنج نخورم غذاهای چرب نخورم فست فود نخورم و …تازه اون چیزهایی را هم که اجازه داشتم بخورم باید خیلی کم می خوردم و بنابراین همیشه گرسنه بودم و احساس ضعف داشتم. اینکه نتونم غذاهایی را که دوست دارم بخورم برام عذاب آور بود در حالیکه همه غذاهای خوشمزه می خوردن و هر چقدر که دلشون می خواست می خوردن من باید با حسرت و اندوه کم بخورم اینو نخورم اونو بخورم و….برای همین لاغر شدن برای من همیشه معنای محرومیت و حسرت و سختی داشت یا باید با پیاده روی های طولانی و خسته کننده و کسالت آور مقدار کمی چربی آب کنم و قدری وزنم کم بشه ولی خیلی زود خسته بشم و دیگه ادامه ندم یا بخاطر اون همه محرومیت های رژیم غذایی و اون نخوردن ها ناراحتی اعصاب بگیرم و مجبور بشم رژیم را رها کنم و دوباره پرخوری ها و دوباره چاقی و دوباره استرس و فشار روحی و اضطراب که خودشم باعث چاقی بیشتر می شد و من دوباره چاقتر از قبل میشدم و اینچنین بود که لاغر شدن همیشه برام ی کار دوست نداشتی سخت و ملال آور بود.در تمام دفعاتی که با رژیم های مختلف و با تحت فشار گذاشتن جسمم می خواستم لاغر بشم چون همراه با نخوردن و سختی کشیدن و رنج و عذاب بود،این موضوع در ذهنم حک شده بود که لاغر شدن یعنی محرومیت و سختی و حسرت و به همین دلیل همیشه از لاغر شدن می ترسیدم که دوباره رنج و محرومیت و سختی شروع میشه و من با بی میلی و ناباوری و ناامیدی از لاغر شدن شروع میکردم و همین احساس بد و ترس و نگرانی خودش مانع لاغری می شد.در واقع چون از روش صحیح لاغری آگاهی و اطلاع نداشتم این باورهای غلط در ذهنم رخنه کرده و جا گرفته بود… وقتی به لطف خدای مهربان به سمت دوره ی عالی لاغری با ذهن هدایت شدم هنوز هم تا حدودی نگرانی محروم شدن از لذت های زندگی و لاغر نشدن ته ذهنم وجود داشت و به همین دلیل وزن کم کردنم خیلی دیر شروع شد با وجود اینکه دائما استاد تاکید می کردن که در لاغری با ذهن نخوردن و این بخور اونو نخور نداریم ولی چون هنوز ته مانده ی اون افکار و باورها در ذهنم باقیمانده بود کارم قدری سخت تر شد…با وجودیکه خیلی دوست داشتم لاغر بشم و به تناسب اندام ایده آلم برسم ولی باورهای غلط در ذهنم مانع لاغر شدنم بودن.به مرور که فایل ها و صحبت های دلگرم کننده و امیدوار کننده ی استاد را می شنیدم و همچنین آشپزخانه ی لاغری که استاد عزیز به دوره اضافه می کنن و غذاها و فست فودهایی که آموزش میدن ترس از نخوردن و سختی کشیدن در من کمرنگ و کمرنگتر شد.از طرفی خود استاد الگوی مجسم بودن که با این روش عالی بدون هیچ گونه سختی و فشار و محرومیت به این خوبی متناسب شدن،بنابراین باورهای غلط هم در ذهن من جای خودشون را به فرمول ها و باورهای صحیح دادن و من کم کم در سراشیبی متناسب شدن قرار گرفتم. هر چه بیشتر پیش رفتیم ایمان و باور من به لاغر شدن در کمال راحتی و آرامش با احساس خوب بیشتر شد و در باند لاغری قرار گرفتم و با یک دنیا شوق و اشتیاق و احساس خوب به سمت هدف عالی تناسب اندام در حرکتم و به لطف خدای مهربان و تلاش و پشتکار خودم و همراهی ها و راهنمای های استاد عزیز اندامی زیبا و متناسب را برای خودم خلق میکنم و لذت زندگی کردن با طعم شیرین لاغری را با همه ی وجودم می چشم و لذت شیرین آزادی و رهایی از بند غول زشت چاقی و همچنین آزادی در انتخاب لباس و غذا و احساس عالی و مسحور کننده ی خریدن لباس های زیبا و شیک و خوشرنگ و شاد و اندامی را با همه وجود می چشم….موفق باشید…
نشان های دریافت شده
با سلام :گام ۶۹
لاغر شدن ترس دارد و با ترس لاغر نمی شوید
ترس مانع لاغری می شود ترس مانع موفقیت می شود ترس ما را از خواسته هایمون دور می کند ترس چگونه مانع لاغر شدن می شود !؟ ترس از چاقی مانع لاغر شدن می شود چون کدهای چاقی در ذهن ما نوشته شده است و با رژیم و دمنوش و ورزش و حتی جراحی که همه این ها فشاری است بر جسم و روان ما و لاغر شدن را در ما سخت و طاقت فرسا می کند
از کودکی آموخته ایم که باید تلاش کنیم تا در زندگی موفق باشیم و به موفقیت برسیم حتی در پایان گفتگوهای روزمره بسیار پیش می اید به هم بگوییم موفق باشی یا برات آرزوی موفقبت دارم. به نظر می رسد که دستیابی به موفقییت بهترین چیزی آست که بسیاری از ما دلمان می خواهد در زندگی برایمان اتفاق بیفتد.
پس چرا برخی افراد از موفقییت می ترسند؟؟؟؟؟
ترس از موفقییت به چه معناست ؟؟چگونه می شه وجود این نرس را در خودمون تشخیص بدهیم ؟؟
چگونه می توانیم بر آن غلبه کنیم
ترس از موفقییت کاملا معمول و رایج است و می تواند موجب از دست دادن بسیاری از فرصت های زندگی ما شود هنگامی که آگاهانه یا ناخودآگاه از ریسک کردن یا تلاش کردن برای رسیدن به اهداف مون می ترسیم مانند فردی هستیم که در یک مکان گیر کرده و نه به سمت جلو حرکت می کند و نه به سمت عقب
بزرگترین مشکل بسیاری از ماها این است که عمدتا به صورت ناخودآگاه ترس از موفقییت داریم اما نمی دانیم که این ترس در واقع مانع انجام کارهای بزرگ می شود.
ترس از موفقییت چندین دلیل احتمالی دارد
۱–موفقین چه نتایجی ممکن است با خود به همراه بیاورد !!مثلا تنهایی دشمنان جدید. جدا شدن از خانواده. ساعات کار طولانی تر. احتیاج به کمک دیگران یا پول.
۲-از کار و مسئولیت های اضافی یا انتقاداتی که با آن روبرو خواهیم شد می ترسیم
۳-می ترسیم که اگر به موفقیتی دست یابیم آنگاه روابط ما دچار مشکل شود مثلا دوستان و خانواده یا حسادت و بدبینی واکنش نشان دهند و آنهایی که دوست داریم را از دست بدهیم
۴-می ترسیم که اگر به اهدافمان دست یابیم و متوجه شویم که توانایی رسیدن به موفقیت را داریم ،پیشمان شویم که چرا زودتر دست به کار نشدیم
دقیقا یادم هست که شوهر خواهرم در شهرستان کارمند بود و خواهرم خیلی دوست داشت به مشهد نقل و مکان کند اما شوهرش چند سالی طول کشید تا حاضر شد نقل و مکان کند !چرا!!؟؟؟ترس ترس از شهر بزرگتر ترس از شلوغی. ترس از راه دور. ترس از کلی تغییرات جدید. ترس از کار و مسئولیت اضافی یا انتقاداتی که با آنها روبرو خواهد شد ،اما بالاخره راضی شد و ۲۰سال آست که به مشهد نقل و مکان کرده و بسیار موفق در کارش و نکته جالبتر اینه که مرتبه افسوس می خورد چرا زودتر دست به این حرکت نزده—
بر گردیم سر اصل موضوع..راه حل چیست؟؟خبر خوب اینه که هر چه بیشتر با ترس های خود مواجه شویم آنها را بیرون بکشیم و به طور منطقی تجزیه و تحلیل کنیم ..درست مثل لاغری با ذهن. که با آموزش های استاد کاملا متوجه شده ایم که اشکال در ذهن ماست نه در جسم ما و استاد عزیز تمام مراحل آن را تا حالا برای ما تجزیه و تحلیل کرده اند و بی دریغ و صادقانه در اختیار همگان قرار داده اند و این ما هستیم که چگونه آن را به ثمر برسانیم
۲-واقع بینانه نگاه کنیم که اگر به هدف خود برسید و موفق شوید چه اتفاقاتی خواهد افتاد و مثلا با رسیدن به وزن دلخواه اعتماد به نفس ما و عزت به نفس ما بالا می رود به توانایی و قدرت ذهن خود آگاهی پیدا می کنیم برای رسیدن به اهداف خود عجله نکنیم فقط در راه رسیدن استمرار داشته باشیم
۳-اگر به هدف برسیم دوستان و حانواده چه واکنشی نشان خواهند داد؟مسلما الگویی می شویم برای دیگران. و افتخار برای خود
ویک نمونه در دست دارم:پسرم
پسرم برای رسیدن به هدفش خیلی تلاش کرد و از بچگی آرزو داشت به قول خودش دانشمند شود و اتفاقا یک ماه پیش بعد از ۱۵سال تلاش و تقلا در بهترین دانشگاه امریگاه در رشته جراحی مغز و اعصاب کودکان فارغ التحصیل شد تو امریکا بعد از دیپلم اگر بخواهی رشته پزشکی برید ۴ سال اول دانشگاه باید بیولوژی بخوانید بعد برای پزشکی اقدام کنید و بستگی به انتخاب رشته هم دارد و بیشترین دوره و طولانی ترین دوره همین جراحی مغز و اعصاب آست که بعد از دیپلم ۱۶ سال طول می کشد که تموم شود اگر همه چی خوب پیش برود که واقعا پسرم شاهکار کرد و در تمام این مدت ۱۶سال من شاهد تمام تلاش ها و موفقیتهایش بودم و اعتماد به نفسی که داست و هیچ نیرویی حتی عشق مانع از هدفش نشد (منظورم از عشق اینجا عشق به همسر آینده ) مشتاقانه بدون ترس با عشق و علاقه هدفش را دنبال کرد و موفق هم شد و الان هم جراحی می کند و هم تحقیقات و کاری را دارد انجام می دهد در تحقیقاتش که تا الان موفق بوده و به انجام برسد اولین کسی خواهد بود که همچین اختراعی را به انجام می رساند که مایه افتخار همه ایرانیان خواهد شد هدفم از گفتن این نمونه به این خاطر بود که خودم شاهد بودم چگونه می شه به اهداف برسیم عامل اصلی نترسیم و هدف را با عشق و علاقه دنبال کنیم استمرار داشته باشیم و در مسیر درست قرار بگیریم که موانع را بتوانیم رد کنیم
راه جل دیگه :می توانیم به طور مستیقیم ترس خود راشناسایی و از آن انتقاد کنیم و یک برنامه پشتیبانی تهیه کنیم که نگرانی ما را بر طرف کند
بسیاری از ما متوجه نیستیم که ترس از موفقییت داریم
فعالیتهای خود تخریبی مانند تعویق انداختن گگفتگوی منفی با خود ترس از آنچه موفقیت برای ما به همراه خواهد آورد
اگر ترس از موفقییت داریم ابتدا باید دلیل آن را شناسایی کنیم هر چه بیشتر با ترس خود مواجه شویم و علت آن را تجزیه تحلیل کنیم بهتر می توانیم ترس را از بین ببریم ودر زندگی رو به جلو حرکت کنیم
مثلا ترس از پولدار شدن :اگر پولدار شویم معلوم نیست چه اتفاقاتی خواهد افتد چه عادتهای پیدا خواهیم کرد که قبلا نداشتیم یا ممکن است در خرج کردن تجربه درستی نداشته باشیم و هزاران دلیل دیگر. ترس در همه موارد هست. ترس از جابجایی کوچک یا بزرگ از شهری به شهری. از کشوری به کشوری. و غیره. مهم ترین کاری که می توانیم انجام دهیم اینه که بدانیم چه می خواهیم و چگونه سبک زندگی را دوست داریم خودمون را دوست داشته باشیم و خود را لایق بهترین ها بدانیم. یکی از این بهترین ها اندامی متناسب هر چه بیشتر در این روش استمرار داشته باشیم و محتویات لاغر کننده را به ذهن خود بدهیم ذهن ما دیگر برای رسیدن به موفقییت نخواهد ترسید و ترس مانع نخواهد شد کافی است که آگاه باشیم و یاد بگیریم لاغر شدن را🙏
خداوند سپاسگزارم
استاد سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان همراه .گام ۶۹ لاغر شدن ترس دارد و با ترس لاغر نمی شوید ،عاملی تاثیر گذار اما در عین حال بسیار مخفی است ک هر چه تلاش میکنیم برای رسیدن ب خواستمون و ب راحتی مانع موفقیت ما می شود ،یعنی خواسته ما با علاقه و افکار ما همسو نیست ،اگر می خواهیم رویایی لاغری خود را به حقیقت تبدیل کنید باید آگاهانه و هوشیارانه را با ترس های لاغر شدن مقابله کنیم .من فکر میکنم در ذهن افراد چاق چاقی خیلی تعاریف زیباتری داره ک جسم ما روز ب روز چاق تر میشیم ،برای لاغر شدن یا تعریفی نداریم یا اگرم داریم ،افتادگی پوست شکم هست یا زشت شدن صورت و رنگ رو نداشتن و هزار دلیل دیگه ک اینها همه مانع از لاغری ما میشن.
به نظر من ترس انسان همیشه بدلیل محدودیت بوده و ما آدمها ترس از چاق تر شدن داریم چون محدودیتهای جسمی ما بیشتر میشه و ترس از اینکه به بیماریهای زیادی دچار بشیم و اگر از لاغری می ترسیم بدلیل این هست که تصور میکنیم از خوردن مواد غذایی که عاشق اونها هستیم محروم میشیم ما رو از بچگی از همه چیز ترسوندن از خدای به این مهربانی ،از مرگ ،از معلم، از ازدواج و در هر موردی که بگید یک نکته منفی در موردش بما یاد دادن و تا زمانی که با ترس های خودمون مواجه نشیم موفق نخواهیم شد در مورد چاقی همیشه بمن میگفتن چاق که باشی قوی میشی و یک مادر قوی بچه های قوی بدنیا میاره و من برای اینکه مادر قوی بشم زیاد غذا می خوردم من هم همیشه از خدا خونه بزرگ نمی خواستم و میگفتم که اگر خونه بزرگی داشته باشم تنهایی ترس داره و باید برای خونه سگ بگیرم که دزد نیاد خونه و هنوز هم خونه بزرگ رو دوست ندارم چون خواسته من با افکارم همسو نیست من همیشه از لاغری به این دلیل می ترسیدم که اگر یک فرد چاق ضربه ای بهش بخوره زیاد آسیبی نمی بینه ولی آدم لاغر خیلی صدمه می بینه پس اول باید ترس رو در وجود خودمون شناسایی کنیم و برطرفش کنیم چون ترس از هر چیزی مانع رسیدن به اون خواسته هست ترس از لاغری هم مانع بزرگی برای متناسب شدن هست وقتی روی افکارمون کار کنیم و به ذهن خودمون آگاهی بدیم و لاغری رو یاد بگیریم اونوقت خواسته و افکار ما همسو خواهند شد و ما از لاغری لذت خواهیم برد زندگی زیباست و با تناسب ما زیباتر هم خواهد شد سپاسگزارم از استاد دانای خودم که یک مانع بزرگ دیگه رو به ما نشون دادن تا اونو بشناسیم و راحت تر در این مسیر دوست داشتنی قدم برداریم، خدایا شکرت