تصویر ذهنی در حقیقت معمار چاقی و وضعیت جسمی ما می باشد.
مغز ما یک آرشیوخانهی بینظیر است 🧠📚؛ هر چیزی که از دنیا دریافت میکنیم، چه یک جملهی محبتآمیز باشد، چه صحنه غروب دریا یا حتی یک تجربهی تلخ، به شکل «تصویر ذهنی» در این آرشیو ذخیره میشود.
آنچه امروز درباره خودمان باور داریم یا فردا از زندگی انتظار میکشیم، همه بر پایهی این تصاویر شکل گرفته است.
تصمیمها، امیدها و حتی ترسهای ما… همه و همه، زیر سایهی تصویر ذهنی ما رشد میکنند. بنابراین اگر میخواهیم آیندهای متفاوت بسازیم، باید با قلم تصویر ذهنیمان دوباره روی بوم زندگی رنگ بزنیم. 🎯🖌️
تاثیر تصویر ذهنی
مغز انسان عاشق تصویرسازی است! 🧠🎨
تمام اطلاعاتی که در طول زندگی دریافت میکنیم، نه به صورت کلمات یا اعداد خشک، بلکه به شکل «تصویر ذهنی» در مغزمان ثبت میشود.

تا به حال برایتان پیش آمده که چهرهی کسی برایتان آشنا باشد ولی اسمش یادتان نیاید؟ یا وارد مکانی شوید و با خودتان بگویید: «من قبلاً اینجا بودم!» ولی زمان و دلیل حضور قبلیتان را نتوانید به یاد بیاورید؟ 🕰️🏰
حتی وقتی از خاطرات سفر خود تعریف میکنید، معمولاً تصویری روشن از خیابانها، رنگ مغازهها و حالوهوای مکان در ذهن دارید، اما ممکن است اسم مکانها و روستاهایی که بازدید کردهاید را فراموش کرده باشید. 🚗🌄
یک مثال دیگر: شاید کتاب رمانی را ساعتها با شوق خوانده باشید، بدون آنکه گذر زمان را حس کنید… ✨📖
در اینجا هم، مهارت نویسنده در خلق تصویر ذهنی، شما را در دنیای داستان غرق کرده است.
تمام این تجربهها نشان میدهد که مغز ما عاشق ذخیرهسازی تصویری است. وقتی صحبت از خاطرات میشود، در واقع داریم از آرشیو «تصاویر ذهنی» خودمان استفاده میکنیم. 🧩❤️
و این مهارت طبیعی مغز در ذخیره تصویر ذهنی، کلید طلایی برای تغییر آیندهی ماست…
تصاویر ذهنی چگونه ایجاد میشوند
هر چیزی که ما از دنیای اطرافمان دریافت میکنیم، یک جور خوراک ذهنی است! 🍔🧠
مغز ما این دادهها را میگیرد، آنها را تحلیل میکند، و در نهایت، یک «تصویر ذهنی» از آنها میسازد.
فرض کنید سالها از این طرف و آن طرف شنیدهاید که پیدا کردن کار خوب خیلی سخت است، یا برای داشتن یک شغل بهدردبخور، حتماً باید پارتی داشته باشید. 📉🏢
این اطلاعات اگر زیاد تکرار شوند، آرامآرام در ذهن شما تبدیل به یک تصویر ذهنی قدرتمند میشوند: تصویری که در آن دنیای کار، جایی سخت و پر از درهای بسته است.
وقتی چنین تصویر ذهنیای شکل بگیرد، انتظار شما هم تغییر میکند.
دیگر ناخودآگاه آماده میشوید که در مسیر پیدا کردن کار به بنبست بخورید یا حس کنید بدون آشنا داشتن، هیچ راهی نیست. 🚪🚫
و اینجاست که جهان هم دست به کار میشود… 🌎✨
کار جهان این است که اتفاقات زندگی ما را طوری هماهنگ کند که با «تصاویر ذهنی» درونمان جور دربیاید.
پس دنیای بیرون شروع میکند به نمایش دادن همان چیزی که درون ذهن شما نقش بسته: سختی در کار پیدا کردن!
به همین سادگی، تصویری که درون ساختهایم، بیرون هم واقعی میشود. 🎬🔮

نقش تصویر ذهنی در چاق شدن
از بچگی تا امروز، هزاران داده درباره چاقی وارد مغزمان شده است؛ بعضیها مثبت، بعضیها منفی. این دادهها آرامآرام در ما «تصویر ذهنی چاقی» را شکل میدهند. 🧠📸
✅ مثلا شنیدهایم که:
- افراد چاق قویترند.
- چاقی نشانه سلامت است.
- چاقی در خانواده ما ارثی است.
- چاقی بخاطر کمتحرکی، خواب زیاد یا مزاج سرد است.
- چاق شدن با بالارفتن سن یا زایمان طبیعی است.
هر بار که چنین اطلاعاتی وارد ذهنمان میشود، مغز آنها را پردازش میکند و به عنوان تصویر ذهنی چاقی ذخیره میکند. 🎞️
بعدش چه اتفاقی میافتد؟ مغز ما بر پایه این تصویر، الگوهای رفتاری جدیدی میسازد. مثل تغییر در عادتهای خوردن یا سبک زندگی، که در نهایت جسم ما هم کمکم با تصویر ذهنی جدید هماهنگ میشود. 📈🍩
حالا اگر کسی وزنش نرمال باشد ولی دائماً با اطلاعات چاقکننده بمباران شود، به مرور تصویر ذهنیاش چاق میشود و این تصویر، باعث اضافه وزن واقعی در او خواهد شد. 😲
برعکس، فردی که قبلاً چاق بوده و باز هم مرتب اطلاعاتی درباره چاقتر شدن و خطراتش دریافت میکند، تصویر ذهنی چاقتری پیدا میکند و باز هم چاقتر میشود!
🧩 این خلاصهی فرایند عجیبی است که نشان میدهد چگونه تصویر ذهنی ما میتواند رفتار و حتی جسم ما را تغییر دهد.
مطالعهای در مجله روانشناسی سلامت (Journal of Health Psychology) نشان داد که «تصویر ذهنی بدن» — یعنی احساسی که فرد نسبت به ظاهر خودش دارد — به طور مستقیم بر رفتارهای مرتبط با سلامت مثل خوردن، ورزش کردن و حتی اضافه یا کاهش وزن تاثیر میگذارد.
نتایج تحقیق بیان میکند:
- افرادی که تصویر ذهنی مثبتی از بدن خود دارند، تمایل بیشتری به رفتارهای سالم مثل تغذیه متعادل و فعالیت بدنی منظم دارند. 🥗🏃♀️
- برعکس، کسانی که تصویر ذهنی منفی دارند، بیشتر به رفتارهای ناسالم مثل پرخوری احساسی یا دوری از ورزش دچار میشوند. 🍩😔
- حتی بدون تغییر ظاهری واقعی، فقط تغییر تصویر ذهنی میتواند منجر به تغییر رفتار شود.
✅ در نهایت، مقاله تأکید میکند که برای موفقیت در تغییر وزن یا بهبود سلامت، کار روی تصویر ذهنی مثبت از بدن نقش کلیدی دارد.

چگونه از طریق ذهن لاغر شویم؟ 💭
برای لاغر شدن از طریق ذهن، باید تصویر ذهنی خود را از حالت چاق به حالت متناسب تغییر دهیم. استمرار در تصویرسازی متناسب بودن باعث میشود که مغز ما فرمانهای متفاوتی صادر کند.
این تغییرات باعث میشود واکنشهای ما به مواد غذایی تغییر کند و در نهایت جسم ما نیز تحت تأثیر قرار گیرد و فرآیند متناسب شدن شروع شود.
تغییر تصویر ذهنی 🔄
توجه به توضیحات فایل این جلسه به شما کمک میکند تا آگاهی کاملی در رابطه با تصویر ذهنی و تأثیر آنها در چاقی به دست آورید.
همچنین یاد میگیرید که چگونه تصویر ذهنی خود را تغییر دهید و به راحتی با تکرار موارد مطرحشده، ذهن خود را در مسیر متناسب شدن هدایت کنید.
اطمینان دارم که آگاهیهایی که از این جلسه و جلسات قبلی کسب کردهاید، به شما کمک میکند تا اطلاعات جدیدی پیرامون متناسب شدن به ذهن خود بدهید.
با استمرار در این مسیر، آگاهی جدید شما به تصویر ذهنی لاغری تبدیل خواهد شد و بهدنبال آن رفتارها و عادتهای شما تغییر میکند. در نهایت، جسم شما نیز بر اساس عملکرد جدید شما تغییر خواهد کرد. 💪
✍️ تمرین آموزشی 📖
مرحله اول: تصویر ذهنی و افکار چاقی
تصاویر ذهنی بر اساس افکاری که در ذهن ما مرور میشوند ایجاد شده و انتظار چاقتر شدن را در ما به وجود میآورند.
زمانی که فردی درباره چاقی ما صحبت میکند، افکار در ذهن ما شروع به ایجاد شدن و مرور شدن میکند.
زمانی که ما در پاسخ به نصیحت یا توصیه یا صحبت دیگران واکنش داده و شروع به صحبت کردن درباره چاقی و گله و شکایت از لاغر نشدن میکنیم، در حال تشدید افکار چاقکننده در ذهن هستیم.
تصمیم بگیرید: از این لحظه هرگز درباره چاقی خود یا دیگران صحبت نکنید. مسلط شدن بر گفتار نیاز به تمرین و استمرار دارد، بنابراین هربار که شرایط صحبت کردن درباره چاقی فراهم بود و شما موفق به صحبت نکردن شدید، در بخش نظرات ثبت کنید که “من امروز در فلان موقعیت توانستم درباره چاقی صحبت نکنم”.
گامهای مؤثر:
- استفاده از ابزارهای تقویت افکار چاقکننده را متوقف کنید.
- هرگونه صحبت درباره چاقی، رژیم گرفتن، لاغر نشدن، حسرت لاغری، روشهای لاغری و … باید متوقف شود.
- هر زمان تحریک به صحبت درباره چاقی شدید، با یادآوری این تصویر از صحبت نکردن خودداری کنید.
- درباره تصمیمات خود در بخش نظرات شرح دهید.

مرحله دوم: تحقیق درباره روشهای لاغری
یکی دیگر از اقدامات موثر در ایجاد تصاویر چاقی ذهن، تحقیق کردن درباره روشهای لاغری است.
هرچه بیشتر درباره روشهای لاغری تحقیق کنید، در همان زمان که در حال دریافت اطلاعات درباره لاغر شدن هستید، احساس خوبی ندارید.
احساس خوب نداشتن درباره لاغر شدن منجر به تقویت تصاویر ذهنی چاقی و تشدید انتظار چاقی خواهد شد.
تصمیم بگیرید: هرگز درباره روشهای لاغری تحقیق نکنید و از پرس و جو درباره نحوه لاغر شدن دیگران خودداری کنید. این کار نه تنها تمرکز شما را از مسیر لاغری با ذهن دور میکند بلکه حسرت لاغری را در ذهن شما تقویت میکند.
گامهای مؤثر:
- هرگونه تحقیق و پرسوجو در مورد روشهای لاغری باید متوقف شود.
- از کنجکاوی درباره چگونه لاغر شدن دیگران خودداری کنید.
- این کار به تقویت فرمولهای چاقی ذهن کمک کرده و موجب احساس ناامیدی و ضعف میشود.
- درباره تصمیمات خود در بخش نظرات شرح دهید.
مرحله سوم: کاهش تحریکهای احساسی
برای جلوگیری از تقویت فرمولهای چاقی ذهن، باید سعی کنیم در معرض تحریکهای احساسی قرار نگیریم.
عضویت در کانالهای آشپزی، تستری غذا، مشاهده تبلیغات فست فود، تبلیغات رسانهای درباره غذاها و هر اطلاعاتی که درباره غذاها، محل سرو غذا و تجربه افراد از خوردن غذاها باعث تقویت فرمولهای چاقی ذهن میشود.
تصمیم بگیرید: خود را از معرض اطلاعات اینچنینی دور کنید.
اگر در کانالهای آشپزی عضو هستید، حتما عضویت خود را لغو کنید. از صحبت کردن درباره غذایی که خوردهاید برای دیگران خودداری کنید. همچنین، از تبادل اطلاعات درباره غذاهای جدید و فست فودهای تازه تاسیس شده خودداری کنید.
گامهای مؤثر:
- عضویت در کانالهای آشپزی و اطلاعات غذایی را لغو کنید.
- از صحبت کردن و تبادل نظر درباره غذا خودداری کنید.
- با این اقدامات قدمهای مؤثری برای کمرنگ کردن تصاویر چاقی ذهن خود بردارید.
- درباره تصمیمات خود در بخش نظرات شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از شرکت کنندگان
خانم مریم مصطفی نژاد از تهران
خانم ندا معتمدنژاد از زنجان
امتیاز 4.13 از 198 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام ودرود بر استاد گرامی .با گوش دادن به این قسمت فایل. نقش ذهن رادرکل زندگی میتوان دریافت .ما با به نگرش به عاملهای چاقی درمیابیم که ما از کودکی ویا در بقیه مراحل زندگی با باورها ،و اطلاعاتی که دیگران به ما داده اند تصاویر ذهنی زیادی در خود ایجاد کرده ایم و این تصاویر ،عادت های ما شده .وعادتهدی ما باعث چاقی ما شده من در درس امروز فهمیدم که من همیشه در شبکه های مجازی دنبال پیج آشپزی بودم و همیشه دوست داشتم غذاهای خوشمزه بپزم و این خود ش یعنی توجه به چاقی که الان تصمیم گرفتم تمام آنها را حذف کنم.چند روز یه که با خوندن وگوش دادن به فایل های استاد عزیزم دنبال را ه های لاغری نیستم.ارامش پیدا کردم بینش من تغییر پیدا کرده هروقت بخوام عادتهای چاقی را انجام بدم سریعا متوجه میشم و سعی من کنم که انجام ندم
و دوست دارم مثل آدم های لاغر رفتار کنم .اصلا هم برام سخت نیست قبلا اگه میخواستم رفتارهای آدم چاق را نکنم و رژیم بگیرم خیلی سختم بود ولی انجام میدادم ولاغر هم میشدم ولی با عذاب وشکنجه بود
الان باورهای ذهنی ام یکی یکی شناسایی
میکنم مثلا در قدیم میگفتند دختر باید یک پره گوشت داشته باشد مردها بیشتر خودشون میاد .البته این حرف مال زمان بچگی من بود حالا که همه دنبال لاغری هستند.من این باور پیدا کرده بودم که هروقت برم مسافرت چاق میشم وبعد از مسافرت هم که میومدم واقعا دو سه کیلویی یا بیشتر چاق میشدم.پس دیگه راجع به چاقی حرف نمی زنم دنبال راهکاری لاغری نیستم من فقط از طریق لاغری با ذهن روی خودم کار میکنم چون باورش دارم
سلام بر همگی
موضوع درس امروز تاثیرتصاویرذهنی برمتناسب شدن .
وقتی به هرچی توجهان توجه میکنیم درحقیقت داریم تصویر اون روتوذهنمون ایجادمیکنیم وبه نوعی داریم به جهان سفارش میدیم که چی میخایم منم با نوشتن این تمرین تصاویر متناسب شدن رو تو ذهنم ایجاد میکنم :
من بعد مدتی که دراین دوره بودم وآگاهیهای مربوط به متناسب شدن روتوذهنم وارد کردم کم کم متوجه شدم چقدر آدمهای متناسب زیادند برای منی که همش فکرمیکردم آدمهای چاق زیادند وجهان رو پر از فراوانی آدمهای چاق میدیدم .و هرجا حتی محل کارم آدمهای چاقی برمیخوردم که بالای چهل پنجاه کیلو اضافه وزن داشتند.
و الانا که هرجایی میرم اتوماتیک ذهنم آدمهای متناسب رومثل آهنربا به سمت خودش میکشه و یادم میاد وقتی کرونا گرفتم ومرتب دکتر وبیمارستان میرفتم تو اون وضعیت جسمی و روحی تا یه نفرازکنارم ردمیشد که متناسب بود یهو ذهنم میرفت سمت متناسب شدن که چقدر زندگی باطعم متناسب بودن لذت بخشه انگار اینها رو من نمیگفتم ووجودم خودش عوض من میگفت درسته اولویت من تو اون لحظه فقط سلامتی بود .
یا الانا همه جا خونه. دوستان. فیلمی که میبینم. خیابون .بیمارستان یا حتی جالبه بهتون بگم رفتم پیش دکتر واسه همین کرونا تا دکتررودیدم ذهنم شروع کرد اه چقدر دکترمتناسبه نگاه کن وضع مالیش خوبه اما چاق نیست اما کم مو نیست چون یکی از باورهای غلطم این بودپولدارها چاقند وکم مو . خودم هم تعجب میکردم که چقدر ذهنم حواسش هست ودقت بالایی داره .
یا توخونمون داداشم ازهمه متناسب تره مرتب به رفتارغذاییش توجه میکنم با آرامش غذاشو میخوره حتی اگه دیرش شده باشه روی تایم صبحانش نمیزنه وباعجله نمیخوره منتها سریع تر رانندگی میکنه یا ازتایم کارهای دیگش میزنه.
وهمش ذهنم میره سمت آدمهای متناسب جدید که فلانی زایمان سزارین کرد اما متناسب هست وشکمش مثل مجریش تخت .
نمیدونم از روزی که وارد دوره شدم به قول فریده عزیز انگار تناسب فکری درمن ایجاد شد ویکسری از عکس العمل های بدن که برام خوشایند نبود الان رخ نمیده یا خیلی کم شده .
و اینها همه برمیگرده به تصاویر ذهنی که درخودمان ایجاد کردیم .
وبه نظرم
اگه یه مدت روی ذهنمون کارکنیم وآگاهانه توجهش روببریم سمت موضوع دلخواهمون . کم کم خودش دست به کارمیشه وخودش برات نمونه ها روفراهم میکنه .
دوم اینکه من تواون مدتی که جهان رو پراز فراوانی آدم های چاق میدونستم وفکرمیکردم چون امکانات زیادشده مثل ماشین . ماشین لباسشویی . قالیشویی. و… آدمها رو به سمت چاق ترشدن میرن واین باورغلطی بود که بداهه به ذهنم رسید و این شامل من هم شد .و بایستی روی اون کارکنم چون الان یادم میاد خانواده ما علت زیادشدن باشگاها و اماکن ورزشی رو امکانات زیاد میدونستن که روز به روز داره بیشترمیشه .و خانم ها راحت طلب شدن وکاری تو خونه ندارند حتی شستن تنظیف بچه که از مای بی بی استفاده میکنن وشروع به بازگو کردن خاطرات خودشون میکنن واین همون تصویر ذهنی بود که درذهنم واردشد وتجربه زندگیم شد .و همش میگفتن همش .
چون اساتید موفقیت همش میگن برای پولدارشون دنیا رو پر ازفراوانی پول ببینید خب برای متناسب شدن هم حتما بایستی دنیا رو پر از فراوانی آدم متناسب درنظربگیریم تا سمت ما بیاد .اگه پر از آدمهای چاق بدونیم خب کم کم باورهای غلط هم براش پیدا میکنیم و خودمون میشیم مثل باورهامون.
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز ودوستان گرامی گام ۷۰ تصویر ذهنی چاق .اطلاعات از روش هایی مختلف وارد ذهن ما میشه و ذهن ما در مورد هر چه ک ما بهش اطلاعات بدیم تصویری عمل میکنه مثلا زمان هایی ک ما رژیم میگرفتیم ،دمنوش می خوردیم ،ورزش میکردم همه برای جلو گیری از چاق شدن بود تو جه کردن ب چاقی ،یعنی ما تصویرمون از خودمون در ذهنمون چاق بوده و جسم رو محدود کردایم برای این بوده ک مانتیجه ثابتی نمی گرفتیم ک تصویر ذهنیمون تغییر نکرده من خودم از وقتی مسیر لاغری من رو میرم خیلی رفتارای غذایم عوض شده ولی چند روز پیش ک مهمون داشتم و مجبور بودم یکی از لباسای ک چند وقته نپوشیدم دیدم ب نظرم چاق تر شدم و خیلی حسم بد شد و همش چند روزه رو مخمه و امروز ک توجه میکردم رفتارم دوباره برگشته انگار هنوز اینقدر تثبیت نشدن باورام ک بتونم خودمو مراقبت کنم و زود جمع کنم و من گوش بهشون ندادم این چند روزه وقتی لباس مو پوشیدم رفتم جلو آینه و جاهایی از بدنم ک برآمدگیشون بیشتر شده بود همش توی این چند روزه اون صحنه میومد توی ذهنم و دوباره تصویر چاق رو ارسال میکردم واسه ناخودآگاهم ک دوباره رفتارام برگشته بودو حسم بد بود ان شالله همه دوستانم ب آرزوی خودشون ک متناسب شدن هست برسن 🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹
وقتی یک نوزاد بدنیا میاد اسمش توسط پدرومادر انتخاب میشه ملیت او بخاطر مکانی که درآنجا متولد شده تعیین میشه و نگرش و عقاید او در محیط خانواده و مدرسه شکل میگیره و حتی خوردنش توسط خانواده او مشخص میشه و من در خانواده ای متولد شدم که بچه تپل رو دوست داشتن وچون ته تغاری خانواده بودم بالتبع توجه اطرافیان بمن بیشتر بود وعکس هایی که از کودکی دارم تصاویر چاقی بودولی کم کم که در حال رشد بودم لاغر شدم طوری که بمن قرص اشتها میدادن من تا قبل از ازدواجم بسیار متناسب بودم و کمکم نزدیک ازدواجم زمزمه ها شروع شد که فرشته بمحض ازدواج و بارداری چاق میشه وقتی این حرفها رو می شنیدم خودم رو مجسم میکردم که بسیار چاق شدم در اون زمان همه اطرافیان من چاق بودن و چاقی باصطلاح مد بود و خیلی طبیعی بود و من مشکلی با چاقی نداشتم و این در حالی بود که مادر همسرم و کلا خانواده همسرم چاق بودن وبسیار پرخور و من الگوهای زندهای در زندگیم داشتم چون خانواده همسرم با من فامیل بودن و همه اینها تصویر ذهنی من رو بسیار ماهرانه تشکیل داده بود طوری که من سر بارداری اولم ۱۳ کیلو اضافه وزن پیدا کردم و کم کم متوجه شدم اوضاع خرابه و من بسیار چاق شدم و بفکر لاغری افتادم از کمربند لاغری و باشگاه و شنا بگین تا قرص و رژیم چندروزه و با هیچ کدوم از این روشها لاغر نشدم و بعد دوباره بارداری دوم من پیش آمد و وزن من بیشتر شد خلاصه با ۴۰ کیلو اضافه وزن سالها دارم زندگی میکنم تا اینکه یک سال قبل به صورت تصادفی و درحالیکه بسیار ناامید بودم به این مسیر هدایت شدم و از هفته های اول تغییرات روحی من به حدی زیاد بود که همسرم فرزندانم منو میدیدن تعجب میکردن که اینقدر شاد شدم ترس به موادغذایی من از بین رفت حرص وولع من کم شد و کبدچرب گرید ۳ من به گرید۱ تبدیل شد و من فهمیدم تمام این سالها من با اطلاعات نادرستی که به ذهن خودم میدادم تصاویر چاقی رو در مغزم ذخیره میکنم وذهن من با الگوبرداری و تکرار هر روزه اون رو به رفتار وعادت من تبدیل کرده و من هرروز اون عادت رو تکرار میکردم و چاق تر شدم و تمام داستان همینه که باید ورودی های جدید به مغزم بدم آگاهی های جدید وبعد تصاویر جدید و بعد رفتار و تکرار و تکرار تکرار تا بشه عادت من و اونوقت جسم من تغییر خواهد کردو این پروسه به زمان وصبر احتیاج داره و اشتیاق و استمرار ،پس من باید از تغییر استقبال کنم و تصاویر ذهنی من عوض بشه در مسیر تغییر حسم خوب باشه تا بتونم ادامه بدم از مسیر لذت ببرم و تغییرات آهسته و آروم توی جسم من خودش رو نشون میده و من متناسب میشم یک شگفت انگیز سایت تناسب فکری و هزاران بار خداوند رو شکر میکنم به این سایت هدایت شدم و و از استاد عطارروشن سپاسگزارم که راه درست رو بمن نشون دادن،خدایا شکرت
سلام خدمت شما استاد بزرگوار اول از همه خدای مهربانم راسپاسگزارم که مرا در مسیر هدایت قرارداد وسپس از شما استاد بزرگوار به خاطر زحمات و تلاشهای شبانه روزی شما جهت اصلاح باور ها نهایت تشکر وقدر دانی رادارم وازشما ممنونم که اینگونه واضح و روشن ما را از مسیرهای انحرافی به سمت مسیر صحیح و درست هدایت کردید .در مورد نوشتن متن هم حتما نکاتی را که فرمودید رعایت میکنم.
نشان های دریافت شده
گام ۷۰ تصاویر ذهنی چاق
به نام خدا
روش لاغری با ذهن اول روی ذهن کار میشود برنامه ریزی میشه و تغییر جسم صورت میگیره
⛔هیچ برنامه رژیمی داده نمیشه
⛔هیچ برنامه غذایی داده نمیشه .
✳فقط تغییر تصویر ذهنییه .
مغز ما تمام اطلاعات دریافتی را به صورت تصویر ذهنی ذخیره میکنه.
تصویر ذهنی بر اساس اطلاعاتی که از پیرامون خود دریافت می کنیم در ذهن ما شکل می گیرد و آینده وزندگی ما را تعیین می کند.
انتظار از زندگی یا آینده بر اساس تصاویر ذهنی است .
⛔ذخیره اطلاعات در مغز به صورت تصویری است .
شاید این تجربه را داشته باشید که چهره فردی برای شما آشنا باشد اما نام او را به خاطر نیاورید
یا مکانی که قبلاً دیده اید ولی زمان و چگونه آن را به خاطر نمی آورید
یا سفری که رفته اید ولی اسامی شهرها یا مناطق که دیده اید را فراموش کرده اید
یا رمانی که بدون خستگی مشغول مطالعه آن بودیم و بدون تردید نویسنده آن رمان در تصویر سازی ذهنی مهارت زیادی داشته
اینها مثالهای هستند که اثبات میکند که مغز ما به صورت تصویری اطلاعات را ذخیره می کند .
صحبت کردن درباره خاطرات بر اساس تصویری ذهنی برای ما کار ساده و لذت بخش است.
تصاویر ذهنی چگونه ایجاد میشود داده هایی که از محیط پیرامون خود در جنبه های مختلف زندگی دریافت میکنیم تحلیل و پردازش می شوند و در نهایت به تصویر ذهنی ما تبدیل می شود .
اگر اطلاعات ما در مورد نبودن شغل مناسب یا سخت بودن پیدا کردن کار و یا نیاز به داشتن پارتی برای به دست آوردن شغل مناسب دریافت کرده باشیم.
این اطلاعات مدتها در ذهن تکرار می شود در نهایت در موضوع شغل مناسب تصویر ذهنی در ما شکل میگیرد که توصیف شرایط نامساعد کار باشد و انتظار ما تغییر می کند و منتظر روبرو شدن با شرایطی که کار مناسب پیدا نمی کنیم یا برای داشتن شغل مناسب پارتی لازم داریم .
⛔به این ترتیب زندگی به ما ثابت میکند که کار پیدا کردن سخت و غیر ممکن است.
چرا ؟ چون کار جهان همسو کردن اتفاقات زندگی هر انسانی با تصویر ذهنی آن فرد در جنبههای مختلف زندگی است .
نقش تصویر ذهنی در چاق شدن
۱. اطلاعاتی که درباره مزایای چاق شدن دریافت کرده اید
انسان های چاق قدرتمند سالم شاداب خوشبخت هستند وقتی چاقشویم مورد توجه قرار میگیریم .
۲.اطلاعاتی که درباره ارثی بودن چاقی دریافت کردهاید .
چون من به خانواده پدرم رفته ام چاقی ام طبیعییه
اطلاعاتی که درباره ارتباط چاقی با نحوه زندگی خود دریافت کرده اید .
چاقی من به خاطر کم خوابییه. چاقی من به خاطر مزاج سرد و بلغمه چاقی من به خاطر کم تحرکیه چاقی من به خاطر سریع غذا خوردن …
اطلاعاتی که درباره طبیعی بودن چاقی به هر دلیلی دریافت کرده ایم .
چاق شدن به خاطر افسردگی .چاق شدن به خاطر بارداری .چاق شدن به خاطر کم کاری تیروئید .چاق شدن به خاطر به هم ریختن هورمون ها و بیماری هورمونی .
همه این اطلاعات در ذهن ما پردازش شده و⏪ در نهایت به صورت تصویر ذهنی چاق در ذهن ما ذخیره می شود مغز بر اساس تصویر ذهنی ایجاد شده⏪ الگوهای رفتاری جدید را ایجاد میکند که نتیجه تکرار الگوهای جدید⏪ تغییر کردن جسم از وضعیت فعلی به وضعیت مطابق با تصویر ذهنی جدید است.
فردی اضافه وزن ندارد اطلاعات گوناگون درباره چاقی دریافت میکند پس از مدتی آن اطلاعات به تصویر ذهنی چاق تبدیل می شود.
مغز بر اساس تصویر ذهنی جدید ایجاد شده فرمول جدید ایجاد میشود بر اساس فرمول جدید فرد از حالت متناسب خارج می شود و به حالت چاق تبدیل می شود.
فردی که چاق است اطلاعاتی در مورد ترس از چاقی بیشتر و مشکلات چاقی دریافت می کنند پس از مدتی آن اطلاعات به تصویر ذهنی چاق تر از قبل در مغز خود تبدیل می شود مغز بر اساس تصویر ذهنی چاق تر ایجاد شده اقدام به ایجاد فرمول جدید رفتاری می کند و فرد در وضعیت چاقتر جسمی قرار می گیرد .
چرا با بسیاری از روش های لاغری نمی توان لاغر شد
چون چاقی نتیجه تغییر افکار و رفتار فرد است.
نقطه آغاز تغییر افکار و رفتار ما مغز می باشد و مغز اطلاعات خود را از طریق حواس پنجگانه دریافت می کند.
نحوه عملکرد مغز به این شکل است .اطلاعات دریافت⏪
اطلاعات پردازش شده و تصویر ذهنی⏪ بر اساس تصویر ذهنی فرمول رفتاری ایجاد می شود⏪ میل و رغبت در فرد برای عمل کردن به فرمول های جدید ⏪وضعیت زندگی فرد به مرور و عمل کردن بر اساس فرمول های جدید تغییر می کند.
هر وقت برای لاغر شدن از هر روشی اقدام کردهایم در حال طی مسیر بر خلاف جهت عملکرد مغز بوده در واقع ما بااستفاده از روشهای مختلف سعی کردهایم اطلاعات مورد نیاز برای لاغر شدن را به صورت معکوس به مغز خود منتقل کنیم.
و تلاش کرده ایم که با تحت فشار قرار دادن جسم باعث تغییر وضعیت از حالت چاق و لاغر شویم این در حالی است که جسم ما دستورات را از مغز دریافت میکند نه از سایر عوامل بیرونی.
وقتی ما فعالیت بیشتری داریم به دلیل بالا رفتن فعالیت عضلانی حرارت جسمی ما افزایش پیدا میکند و مغز برای جلوگیری از افزایش بیشتر دمای جسم دستور عرق کردن را صادر میکند وبا مرطوب کردن سطح بدن حرارت جسم را کاهش می دهد.
این فرآیند درونی اما تصور ما این که به خاطر افزایش فعالیت بدنی یا ورزش کردن سوخت و ساز بدن را افزایش می دهیم و تلاش برای عرق کردن بیشتر می کنیم که لاغر شویم این تلاشی بیهوده است.
طریقه صحیح تغییر کردن چگونه است
برای ایجاد تغییر در هر جنبه از زندگی باید از دادن آگاهی جدید به مغز شروع کنیم آگاهی منطبق با تغییری که می خواهیم ایجاد کنیم باشد استمرار در دادن آگاهی جدید باعث پردازش آن و ایجاد تصویر ذهنی جدید در مغز میشود.
مغز بر اساس تصاویر ایجاد شده فرمول های جدید ایجاد میکند و در نهایت میل و تمایل در ما برای عمل کردن بر اساس فرمول های جدید را ایجاد می کند.
مهمترین موضوع که سبب چاقی یا لاغری می شود تصویر ذهنی که در ذهن ذخیره کرده ایم .
✳ پس برای رسیدن به رویای لاغری تلاش فیزیکی برای لاغر شدن را متوقف کنید .
سپس آگاهی جدید همسو با لاغر شدن را به ذهن خود بدهید.
تغییر فرمول ذهنی سبب تغییر رفتار های غذایی روزمره ما می شود و در نهایت جسم ما تغییر می کند.
✳ تکرار فایل ها خیلی مهم است بارها بشنوید درموردش فکر کنید تا ملکه ذهن شود.
هر انتقال آگاهی جدید استمرارداشته باشیم تا تصمیم جدید ما برای تغییر کردن به عنوان دستور کار جدید ما تعیین گردد در این صورت آگاهی جدید به ذهن ناخودآگاه منتقل می شود و سبب ایجاد تصویر ذهنی لاغری در ما بر اساس تصویری جدید اقدام به ایجاد فرمول های رفتاری جدید میکند.
به راحتی می توانیم رفتار گذشته را تکرار نکنیم.
من عاشق آش رشته هستم اونم باسبزی تازه .باید حتما یک کاسه رو بخورم بعدشم دوساعت بعدش دوباره میخورم امروز باشور وشوق آش پختم وقتی میخواستم بخورم فقط دو ملاقه کوچک خوردم دیگه نتونستم مثل قبل بخورم حرصم گرفته بودم .😡🙄
هرچی تلاش برای بیشتر خوردن کردم نتیجه نداد😂بعدشم دیگه نخوردم .
این یعنی فرمول جدید که رفتار من روهدایت میکرد .
تکرار نکردن رفتارهای قبلی در واقع شکل گیری رفتار جدید ما هستند به اندازه ای که شما رفتار قبلی را تکرار نکنید در تثبیت رفتار جدید در خود موفق عمل کرده اید طولی نمی کشد که رفتار و واکنش های رفتاری ما در جهت متناسب شدن تغییر می کند و استمرار این روند باعث متناسب شدن ما می شود.
تاثیر تصاویر ذهنی بر چاق شدن
دلیل چاقی؟ قبل از اینکه چاق شویم تصویر ذهنی چاق از خود در ذهن ما ایجاد کردیم تکرار تصویرسازی باعث الگو شدن آن برای عملکرد مغز میشود.
فرمان های صادر شده از سوی مغز ما در راستای چاقشدن بود تکرار این فرمانها در نهایت سبب چاق شدن فرد میشود برای لاغر شدن از طریق ذهن باید تصویر ذهنی متناسب بدهیم .
و استمرار در تصویرسازی متناسب شدن مغز باعث فرمان های متفاوتی می شود واکنش های ما به مواد غذایی تغییر می کند در نهایت متناسب می شویم.
✳هر وقت احساس آرامش در ذهن ما ایجاد شد از همان زمان استارت لاغری زده می شود.
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان عزیزم .
هنوز یه عده در این آموزش ها به دنبال فوت کوزه گری هستن و به دنبال روشی هستن که استاد براشون مشخص کنه چی بخورین یا نخورین و … ولی همچین برنامه هایی داده نخواهد شد و روش کاملا ذهنی هست .
ما باید اول فرمولهای ذهنی رو تغییر بدیم و در نتیجه جسم ما تغییر خواهد کرد .و همین کار خیلی با رژیم فرق داره وقتی تغییر از ذهن شروع بشه ما هیچ وقت دجار استرس و نگرانی و محدودیت نخواهیم بود چون قبل از اینکه رفتار ما تغییر کنه منشا اون که ذهن هست تغییر کرده پس دیگه ما عصبانی و نگران و ناراحت نخواهیم بود . چون در این روش موضوع دیگه قرص،و رژیم ورزش نیست موضوع چیز دیگه هست .
هر وقت آرامش داشتی و اطمینان داشتی که لاغر میشی لاغری در شما شروع میشود و دیگه ترس و نگرانی در شما و جود نخواهد داشت و این فرد در واقع داره فرمولهای ذهنیشی رو تغییر میده .
همه ی ما در زمان نوزادی رفتار درستی داریم تا سن ۷ یا ۸ ماهگی در واقع هر وقت ما گرسنه بودیم غدا خوردیم و هر وقت سیر شدیم سرمون رو بر گردوندیم و نخوردیم و اما وقتی کودک از نوزادی خارج میشه چون ارتباطش با پیرامونش بیشتر میشه در مسیر چاقی بیشتر قرار میگیره مثلا بعضی از مادرها فکر میکنن که اگر بچه چاقتر باشه اون یک مادر لایق تر و توانمند تر هست و بعصیا این دید رو داشتن که اگر بچه ای چاق بود میگفتن آفرین این مادر کارش رو خوب بلده .
و حتی خود من بسیار همچین تلاشی میکردم که فرزندم رو چاق کنم و بارها به زور غدا وارد بدن فرزندم میکردم و با این کار دیگه بچه ی من طرز خوردنش فرق میکنه و دیگه این مقدار خوردن رو به عنوان مقدار سیری قرار میده .و همه ی افرادی که از کودکی اضافه وزن دارن همچین موضوعی هست که مادرها به عنوان مختلف شروع میکنن به مقدار زیاد غدا دادن به بچه ها و دیگه در اون بچه پرخوری به وجود میاد .
وقتی بچه ی تپل رو بارها در کودکی با عنوانین خوشگل و لپو و تپل و … صدا میکنیم به مرور تصویر ذهنی چاق در خودش ایجاد میشه چون ذهن کاملا تصویری هست .
وقتی ما از کودکی در معرض خوردن زیاد قرار گرفتیم و تشویق شدیم برای خوردن زیاد مثلا بخور که زود بزرگ بشی بخور که قوی بشی بخور که درست رو خوب یاد بگیری اینها همه تصویر چاقی از خودتون در ذهنتون به وجود اورده .نه فقط در خوردن بلکه در بقبه جنبه ها هم همین طور هست مثلا در دوران مدرسه هم همین طور هست اگر بارها به تو بگن که تو درست رو خوب یادمیگیری تو زرنگی دوست داری همیشه درس بخونی و نمره ی عالی بگیری و برعکس اگر نمره ی بد بگیری و سرزنش بشی باز هم همین طور هست .
در مواقع رژیم و ورزش اگر تصویر ذهنی ما هنوز چاق باشه با وجود تناسب کامل که کسب کردیم اما دوباره ما برمیکردیم به وزن قبلی چون تصویر دهنی ما عوص نشده .
من بارها شنیده بودم آدم در بارداری چاق میشه و از همون اول میرفتم یه مانتو بسیار گشاد کمینو میخریدم که کلی بزرگ و جادار بود که تا اخر بارداری هرچقدر چاق شدم جا داشته باشه درواقع تصویر ذهنی چاق از خودم داشتم و مغز من هم داشته در اون دوران فرمان خوردن صادر میکرده .
و هر چقدر بگی من از فردا پرخوری نمیکنم نمیشه چون معز ما فرمان صادر میکنه بر اساس تصویر ذهنی ما .خیلی از ما جدیدا واقعا پرخوری نمیکنیم و حرص،و ولع نداریم چون تصویرهای ذهنی ما داره تغییر میکنه و دستورهای خوردن تغییر میکنه .
معز ما بر اساس تصاویر ذهنی دستور میده .
من قبلا عادت داشتم هر روز چیپس و پفک و شیرینی بخورم و این اواخر ومشتاق شده بودم به خریدن مارکهای مختلف و طعمهای مختلف و عادت به هر روز خوردن تا اینکه من تصاویر ذهنی خودم رو نسبت به خوردن این چیزها تغییر دادم و دیگه من خیلی راحت تصمیم میگیرم دیگه نخورم و دیگه اشتیاق من تغییر کرده و اشتیاق بر اساس تصاویر ذهنی من هست .
من باید تصاویر ذهنی متناسبی داشته باشبم تا دستورهای مغزی متفاوتی رو داشته باشم .
من باید اول حرکت به سمت چاقتر شدن رو متوفف کنم و بعد به سمت تناسب حرکت کنم نمیشه همزمان در دو جهت حرکت کنم .
تصاویر چاقی رو پررنگ نکن با این کارها :
پس به هیچ وجه در مورد چاقی خودتون حرف نزنید هر کس به شما گفت انگار چاق شدید شما اصلا حرف نزنید که من لاعر نمیشم و هر چی بخورم چاق میشم به هیچ وجه خودت رو سرزنش نکن صحبت در مورد چاقی ممنوع و هر وقت خواستی خرف بزنی بگو نمیخوام تصویرهای ذهنی رو پررنگ کنم .
راه دوم :در مورد راه کارهای برای رفع چاقی نباش هر چقدر به دنبال راه کار برای رفع چاقی باشی داری به چاقی بیشتر بها میدی و هر چقدر بخواهی از چیزی فرار کنی در ذهنت اون پررنگ تر میشه .هر چقدرربیشتر تلاش کنی برای لاغری تصاویر ذهنی چاقی خودت رو پررنگ تر کردی . پس به هیچ وجه تحقیق نکن در مورد روشهای لاغری و اینکه چاقی چیه و ..
راه سوم :در معرض اطلاعات چاق کننده قرار نگیرید مثلا انواع پیجها ی آشپزی رو و شیرینی پزی رو دنبال نکنید که این کار تصاویر ذهنی چاقی رو پررنگ میکنه .
اگر این کارها رو بکنید دیگه تصاویر جاقی شما پررنگ نمیشه و نگرانی شما کم میشه و آرامش شما زیاد میشه و این نشانه ی خوبی هست .
و اما برداشت من از فایل :
من خدا رو شکر کلی تصویر از دوران تناسب خودم دارم و چون مربوط به خیلی پیش نیست در حد ۶ سال پیش تقریبا هست به راحتی میتونم خود متناسبم رو تصور کنم و همیشه به خودم میگم من سالها در دوران مجردی خودم در این وزن بودم که به خاطر باورهای غلط و افکار غلط از دستش دادم و اما دوباره با قرار گزفتن در این راه درست به وجودش میارم من از وقتی که در این مسیرم مثل قبل پرخوری ندارم حرص،و ولع ندارم ریزه خواری ندارم و اما شاید هنوز گاهی باشه ولی خیلی کمتر از قبل شده که این نشان از تغییر تصاویر دهنی من هست که بازم باید بهتر و عالیتر روی خودم کار کنم و به اندام های چاق الانم بی توجه باشم تا به اون چیزی که میخوام برسم من خوشحالم که این روش اصولی هست و داره از ریشه مشکل من رو حل میکنه و اگر من الان پرخوری ندارم و کمتر میخورم به زور و رژیم و قرص،و دارویی ووووو نیست نه داره از جایی که دستور خوردن صادر میشه یعنی از معز من تغییرات رو ایجاد میکنه و برای همین هیچ استرس و نگرانی و عصبانیتی در کار نیست برعکس به احساس خوب قدرت و خود باوری و اطمینان و باور به خودم که منم میتونم تغییر کنم رسیدم و اینکه بدن من و متناسب با هم هیچ فرقی نداره مگه در دهنشون تفاوت هست که برای رفع این مشکل هر روز باید در این مسیر یک گام برداری و حتما به اونها عمل کنی و چقدر این روش لاعری ارزشمند هست برای من که در اوج آزادی من دارم زندگی میکنم و هیچ محدودیتی ندارم و همین دیشب خانه مادرم گرسنه بودم و با خیال راحت شام هر چی بود خوردم و یا امشب مادرم شام درست کرده و گفته حتما باید بیایین و من ظهر هر چی خواستم خوررم و اصلا به دنبال حساب و کتاب کردن کالری و .. نیستم و فقط تمام تمرکزم بر این هست که در هر وعده ی غدایی به اندازه بخورم و این مورد رو باید بهتر رعایت کنم و بارها به خودم بگم پرخوری کاری هست عیر انسانی و کاری زشت و زننده و کاری هست که انسان رو اذیت و بیمار و چاق میکنه و ما رو از هدف دور میکنه و کاری هست که انسان رو از خدا دورتر و به شیطان نزدیکتر میکنه و کاری هست که بدن رو نافرم و زشت میکنه و محل تجمع بیماریها میکنه و من هر بار بخوام پرخوری کنم باید به خودم بگم لذت زود گذر این مواد عذایی رو میخوام و یا لدت همیشگی تناسب اندام رو میخوام و به اندازه بخورم و دقیقا من قبل از ازدواجم همه چیز میخوردم اما کم و بعد از ازدواجم که تصاویر ذهنی من تغییر کرد و باورهام تغییر کرد من واقعا پرخور شدم همه چیز زیاد میخوردم حتی بیشتر وقتها از همسرم بیشتر میخوردم و بعدش هر جا مینشستم میگفتم اره اشتهام زیاده خوش به حاله لاغرها که هوس نمیکنن و نمیخورن و بعدا که در بارداریهام چاقیم بیشتر شد کلی دلایل دیگه هم اصافه کردم و با خیال راحت تر میخوردم تا واقعا دیگه از خودم ناراضی بودم و با ورزش،و رژیم سخت خودم رو لاعر میکردم و اما هیچ وقت نتیجه ماندگار نبودچون تصویر ذهنی من تغییر نکرده بود
فایل “گام هفتادم “:
👤چطور احساس ارامش با تغییرفرمولها ی ذهنی در من تاثیر گذاشته است:
به طور کلی من به این نتيجه رسیده ام که ما فقط یکبار به این دنیا میاییم ، پس چه دلیلی دارد که من سرهر مسله کوچکی عصبانی بشوم. 🌼
درست است که در ان لحظه شاید ان مساله برای من خیلی مهم و حیاتی به نظر برسد ، ولی واقعاً بارها امتحان کرده ام که با عصبانیت خودم،نه تنها انرژي خودم تحليل رفته ، بلکه اطرافیان هم ازم دور شده اند و حتی به من برچسب ادمی که زود صداش بالا میرود و عصبانی میشود را چسبانده اند و از همه مهمتر اینکه از وجود صبر را که خداوند مهربان به من داده ، استفاده نکرده ام.🌻
پس من تمرین استادرا شروع کرده ام که اگر عصبانی شدم، فقط تا ۳ دقیقه در ان حال بمانم و بعد بی خیال ان موضوع شوم.🌺
ترک عادت سخت است ولی امکان پذیر است ، وقتی چند روز پیش از پسرم سوال کردم که چه تغییری در من میبیند گفت که “مادر تو خیلی صبورتر شده ای و کمتر عصبانی میشوی و من به داشتن مادری مثل تو افتخار میکنم.” 🌹
من اشک شوق در چشمانم حلقه زد و خدا را شکر کردم و به انجام بهتر و دقیقتر این تمرین پرداختم. استاد بسیار از شما سپاسگزارم مثل همیشه.🌸
استاد گرامی،ممنونم از این همه اگاهی که دارید و مهمتر اینکه، انها را به اشتراک میگذارید. مطمئن هستم که هزاران برابر این اگاهیها که به اشتراک میگذارید ، دعای خیر از اقصی نقاط عالم برای شما فرستاده میشود؛ چون زندگی افراد زیادی تحت این اگاهیها تغییر مییابد چه در وطن عزیزمان ایران ، چه المان ، چه استرالیا و چه در امریکا.🌷
👤چطور تصور ذهنی من با تصویر من در اینه متفاوت شده است:
چون ۸ ساعت سر کار دایم به دو صفحه رایانه روبرویم نگاه میکنم و هر دو screen مقابل من ،عکس قدی من را که در ان ۵۰ کیلو گرم هستم نشان میدهد که خودم تنظیمش کرده ام ،پس ضمیر ناخوداگاه من ، دایم ان تصویرمتناسب را در من تداعی میکند.🌟
در عین حال وقتی جلوی اینه قرار میگیرم، سعی میکنم که تصویر صورتم را بااندام ان عکس متناسبم در ذهنم، برای چند ثانیه تصور کنم. 🌠
یکم سخت است ولی برای چند ثانيه قابل اجرا است. گاهی اصلا به اندام خودم نگاه نمی میکنم، ولی گاهی هم که نگاهم میافتد دچار ناراحتی نمیشوم ،خودم را سرزنش نمیکنم، چون میدانم لاغری در راه است و به زودی در جسمم پدیدار میشود ، این را تغییرات هر روزه رفتارم وتغییر درونم، به من میگویند. 🌼
👤چطور تشویقهای معلمهای من باعث شد که من مدرس ریاضی شوم:
من این تجربه استاد را زندگی کرده ام. از دوران دبستان اینقدر معلمهای دلسوزریاضی من، مرا تشویق کردند که حتی من دوست داشتم در مدرسه بمانم و دیرترخانه بروم ،چون خیلی بهم خوش میگذشت.🌻
سوگلی کلاس بودم و همیشه معلم ازم ميخواست من بروم و تمرین ریاضی را به عنوان نفر اول پای تخته بنويسم و بقیه ازروی راه حل من بنویسند ؛با اینکه پدر و مادر من بيسواد بودند و خواهران من هیچ کدام در زمينه ریاضی مهارتی نداشتند.🌺
اینقدر این تشویقها زیاد بود که من از رشته ریاضی فارق التحصيل شدم و الان مدرس ریاضی در یکی از کالجهای امریکا هستم و شاگردان کالج همه دوست دارند با من کلاس بگيرند؛ چون هر کس با من کلاس گرفته حتماً درس ریاضی خودش را pass کرده و نمره خوبی از ان گرفته است. 🌹
میبینید که چقدر تشویق ما را به اوج ميرساند و باعث پیشرفت ما میشود. 🌸
👤کادویی که از همسر و پسرم گرفتم:
چند روز پیش پسر و همسر من برای من دو بلوز سایز small خریدند و ان را از قسمت نوجوان و جوان فروشگاه برداشته بودند که روی ان “مخصوص سن ۱۶ تا ۲۰ سال” درج شده بود.🌷
مدل و رنگ و جنس این دو بلوز بسیار لطیف ، شاد و ساده و شیک بود. من انها را پرو نکردم و فقط موقعی که دوست داشتم ،پوشیدمشان.🌠
بسیارلذت بخش بود که نه تنها انها اندازه ام بود؛ بلکه سایز انها برایم ازاد بود. از خوشحالی فقط شکر گزاری کردم و بابت تمرینهای بی نظیر استاد از ایشان ،قدردانی. من بسیار خرسندم که مابه این راحتی و بدون رژیم و سختی داریم به خواسته متناسب شدن خود میرسیم بدون ذره ای محدودیت در عین ازادی.🌟
همه ما انسانها عاشق ازادی هستیم و به محض اینکه ما را از چیزی منع کنند ،همه بیشتر تحریک به ان مورد منع شده میشویم.⭐
بنابراین ، چون من از خوردن هیچ نوع ماده غذایی منع نمیشوم ، برای خوردن هم ،هیچ حرص و ولعی ندارم، هیچ تحریکی به زیادتر خوردن و بیش از مقدار مورد نیاز بدنم خوردن ،ندارم چون محدودیتی در خوردن ندارم.🌼
فقط در زندگی خودم متمركز شده ام، پس پیشرفت من و افکار معجزه اور ،سریعتر به ذهنم میرسد. بیشتر شکرگزاری میکنم؛ پس خداوند هم قدرت و ارامش بیشتری را به من عطا میکند، چون من خواستار ان هستم و خودم ميخواهم و در مسیر روشن هدایت به سمت او گام برداشته ام.🌺
روز دوشنبه ۷ تیر ماه سال ۱۴۰۰
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه لاغری با ذهن
حالا که تا این گام پیش اومدم و فهمیدم که صحبت کردن و توجه چاقی خود باعث چاقی میشه و این رو تو ذهنم جستجو کردم که شروع صحبت و توجه من از چاقی کجا بود
که فهمیدم من هم از ۱۲.۱۳ سالگی استارت چاقی من شروع شد .
من یه عمویی دارم که سفید و چاق و خوش اخلاق هستش و در نانوایی کار میکنه و هر موقع که اون رو می دیدم چه موقع هوای سرد وبرفی زمستان و چه هوای گرم تابستان مرتب یه تی شرت زرد و رنگ روشن میپوشید و هرجا هم میرفت همینطور.
همش وقتی به خونواده میگفتم که عمو سردش نیست تو این برف و سرما تی شرت میپوشه واونها می گفتند که عمو چاق و تپل هست وسرما اذیتش نمیکنه. سالها اون رو می دیدم و همش همینطور صحبتها .
کم کم پسر همسایه ای داشتیم که اون هم مرتب از چاقی خودش پیش همه گله میکرد که من چاقم نمیتونم کار کنم و یه عده ای دلشون می سوخت و یه عده ای هم میزاشتند به حساب مریضی که اون حتما مریضه که نمیتونه خودشو لاغر کنه و عده ای هم میزاشتند به حساب تنبلی اش.
منم دلم براش می سوخت.
یه مدت هم همکارانی داشتم که خیلی چاق بودند و تحت نظر پزشک تغذیه بودند و موقع ناهار خوردنشان من توجه ام به سمتشون میرفت و مرتب از چاقیشون می گفتند
خواهرم که بعد بارداری اضافه وزن پیدا کرد و مرتب از چاقیش میگفت منم که بی خبر ازهمه جا پای درد ودل همشون میشستم.
یه مدت هم دفتر آشپزی گرفتم و تمام پخت غذاها رو از کانال تلویزیون و اینترنت و دوستام میگرفتم و توش می نوشتم. دیگه تصویرسازی ذهنم شکل گرفت و
کم کم پروسه چاقیم شروع شد و من بی خبر گذاشتم به حساب کم تحرکی . ارثی بودن از عمه ام . ورزش نکردن و …
وهمین باورهای غلطم روز به روز بیشتر و بیشتر شد تا اینکه به ۱۸ کیلو اضافه وزن رسیدم .
با پیاده روی سنگین و رژیم و قهوه و کلاسهای رقص و هیپاپ یه مدت ۵ کیلو کم کردم و و یه مدت بیخیال شدم ویهو ۷ کیلو بالاتر رفت .
و داشتم درمورد اثر قهوه بر لاغری مطالعه میکردم و تو سایت های مختلف سرک میکشیدم یهو یه آقایی که کلی متن درمورد لاغری نوشت لابه لای متنش گفت لاغری با ذهن آقای عطار روشن خوبه .
نمیدونم چی شد من سریع این اسم و سرچ کردم و وارد سایت شدم سال۹۹ بود .
مطالب سایت رو کمی مطالعه کردم چیزی دستگیرم نشد و اصلا نه دوره ای دیدم نه مطالب آموزشی اینجوری .
نمیدونم شاید بود و من ندیدم و کنارگذاشتمش.
ماه رمضان۱۴۰۰ بود گفتم که ماه رمضان تموم بشه تمرینانت مرگبار رو شروع میکنم و حسابی وزن کم میکنم چند روز مونده بود که ماه رمضان تموم بشه یهو داشتم تو اینترنت سرچ میکردم به یاد این سایت افتادم بازش کردم انگار پنجره خوشبختی به رویم باز شد و هرچی بیشتر مطالعه میکردم مشتاق تر .
اینهمه مطالب و فایل کجا بود . چرا من سال۹۹ ندیدمش.
اصلا نمیدونم .
خدا رو شکر میکنم که با این دوره آشنا شدم و استادی که همش کنارمونه و کمکمون میکنه .
تصمیم گرفتم تا لاغرنشدن این دوره رو کنار نزارم چون معتقدم که اگه نتیجه نگیرم خودم کوتاهی میکنم وگرنه مطالب استاد نظیر نداره وهم مطالبش و هم پشتیبانیش.
استاد جان از بابت مطالب چشم زخم هم بسیار سپاس گذارم
که ایمانمون رو قوی تر و محکم تر کردید به خدای یکتا . آرامشمون در زندگی بیشتر . ولذت بردن از داشته هامون رو بیشتر .
آنقدر اون فایل ها رو دوست دارم که عصرها همش گوش میدم و کلی بهم انرژی میده و خیالم رو از بابت کلی نگرانیهای بیهوده ای که داشتم راحت میکنه .
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد روشن وعزیزان همگروه
برحسب فرمان استادم تصمیم گرفتم که بعد دیدن هرفایل پیام بگذارم..
من در تکرار دوم صد روز با لاغری هستم.دیدن فایلهای استاد وخواندن نوشته های دوستان والبته نوشته خودم هم در دفتر وحتی نت برداری از جملات ونوشتهای بعضی از دوستان کار همیشگی من است…ولی نوشتن در گروه برام سخته زیرا که با موبایلم کار میکنم.اما چون استادم ازم خواستن که بنویسم دیگه به امید خدا شروع به نوشتن در قسمت نظرها میکنم.
از حدود ۹ ماه پیش که بقول استاد به این سایت هدایت شدم…هر روز وهر ساعتی که وقت داشته باشم.در گروه مشغول خوندان ونوشتن هستم ودفترهای زیادی رو از مطالب عالی پر کردم.
من در کل در سایز ۳۸ هستم و چند کیلو اضافه وزن اونم در ناحیه شکم دارم… تا سن چهل سالگی وبعد سه سزارین وبچه های مدرسه ایی وزن ۵۲ کیلو داشتم واصلا نمیدونستم اضافه وزن یعنی چی……
ولی طبق نظر دکترم مجبور به یه عمل زنان شدم که قبل از عمل دکتر علاوه بر رضایتنامه ..یه برگه هم ازمون گرفت که بعد عمل در صورت اضافه وزن ما هیچگونه شکایتی نداشته باشیم.
واین شد برای من یه آیه….وآغاز نگرانی اساسی وبی وقفه در زندگی…..
هر روز وزن کردن…ترس از هر خوردنی….ورزشهای پی در پی…پیاده رویهای طولانی…گاهی دو بار در روز
نگرانی….وبقول استاد تک به تک این کارهاروند چاقی رو در پی داشت.
در یه کلینک معتبر زیر نظر چند پزشک..با رژیم وشرایط خاص در حالی که واقعا لاغر شده بودم یعنی پوست واستخوان…صورت ریخته داغون..کلا پوست شل وافتاده…از زور لاغری نمیتونستم گاهی اوقات تعادلم رو حفظ کنم چشمام سیاهی میرفت.
با این اوصاف اون بدن تکیده … شکمم کوچیک شده بود….ولی نه بصورت صاف و. نرمال…..واین باعث تعجب دکترها…مربی ورزشم وخلاصه دوستام وهمه شده بود که مگه میشه …؟ ولی اینطور بود .
حالا که در این گروه هستم متوجه می شوم که دکترم وقتی گفت اضافه وزن در ناحیه شکم پیدا میکنی وبرای من مثل آیه شده بود…به هیچ طریقی نمیتونستم از شرش خلاص بشم.
الان با استمرار در انجام تمرینها..دیدن فایلها..خواندن نوشتها های دوستان همراه… ..تغییرات زیادی در احساسم بوجود اومده..
کلا دیدم به زندگی بهتر شده..دیگه سعی میکنم فکر منفی نکنم…تلویزیون کلا تعطیل…خبر های مجازی تعطیل…دائما سعی میکنم در افکار مثبت باشم.
در حال یاد گیری فرمولهای جدید ذهن هستم وخیلی هم برام عالی بود این تغییرات ..مثلا بخاطر کرونا دوسالی بود که دخترهام نمیتوانستن برای دیدن ما بیان…ولی امسال بصورت معجزه آسا .سال تحویل ومراسمهای نوروزی کل خانواده پیش هم بودیم..ویا در کارهای دیگر که براحتی وآسانی پیش میرود.به لطف خدا
تغییرات عالی رو داشتم..ولی در مورد لاغری روند لاغر شدن من شروع نشده.
با اینکه از اضافه وزنم دیگه اصلا صحبتی نمیکنم.(
واز این بابت دخترهام نهایت تشکر رو از استاد دارند.)..چونکه هر روز ساعتها تلفنی در این مورد با تک..تک اونها حرف میزدم…ومیگفتم رژیم دارم
ورزش پیلاتس…زومبا ..پیاده رویهای طولانی
پس چرا شکمم آب نمیشه؟
ترس از غذا خوردن…چی بخورم…چی نخورم…چقدر بخورم…؟
در کل آدم پرخوری نیستم واصلا شیرینی دوست ندارم.
براحتی در ماه رمضان فقط نیم ساعت افطار غذا میخورم ومابقی یعنی ۲۳/۵ روزه هستم.
خیلی راحت رژیم ۱۸….۶ ساعت رو روزهای طولانی میتونم داشته باشم..
الان میدونم که هیچ غذایی چاق کننده نیست..
ومن کل برنامه های آشپزی رو حذف کردم..سعی میکنم با تکرار اینکه غذا قدرت چاق کنندگی نداره…نون…پلو…هر ماده غذایی به اندازه لازم خورده بشه نگران کننده نیست..
ترازو را از دسترسم خارج کردم.
ولی به محض آغاز بخوردن در ذهنم چه حرفهایی بلند بلند زده میشه ..این یه تیکه نونه…
خوب کوچیکه…زیادنیست
اینم مثلا یه تخم مرغ پخته…از اون طرف خودم مدام تکرار میکنم غذا چاق کننده نیست..واون میگه امیدوارم
یه کم پلو غذام کم شده..وقتی سیر میشم دیگه نمیتونم چیزی بخورم..اما ذهنم …حالا در مجموع چی خوردی….یه ظرف کوچیک پلو…حالا یه تیکه مرغ
چند قاشق..ماست..حالا…حالا……ومن تکرار میکنم…هیچ ماده غذایی قدرت چاق کنندگی نداره…
وخلاصه هر روز در حال کشمکش هستم.
سخت مشغول تلاش هستم برای جا افتادن فرمولهای درست در ذهنم…اونم پذیرفته ولی چرا من همش تو فکرم.نمیتونم بیخیال بشم؟فکرم رو مشغول کرده…با اینکه الان میدونم لاغری آسانترین کار دنیاست…وهر روز منتظرم که نتایج خوبی در خودم ببینم….ولی متاسفانه با وجود اعتقاد واطمینان زیاد واستمرار….. به روند خوش لاغر شدن…… نرسیدم..البته فعلا
فکر کردم که شاید چون شکم همسرم بزرگه ودائم در فکر ودر حال خوردنه…اون مانع برای من است که استاد فرمودند اینطور نیست وبه اطرافیان توجه نکن.
در هرصورت بطور مستمر در این راه ادامه طریق میدهم وباور دارم که به نتیجه مطلوب میرسم.یعنی انتظارم این است چون پیش فرض خلقتم متنا سب بودن است وبیشتر عمرم در اندام ایده آل خودم بودم.وبرای تصویری سازی تمامی عکسهای آلبومم رو دوست دارم وبهشون باعلاقه نگاه میکنم .وامیدوارم که بزودی به اندام ایده آلم برسم.
با آرزوی اینکه همه به تناسب دلخواه دست پیدا کنیم..🙏🙏🙏🙏🙏🙏
وتشکر فراوان از استاد م که بی وقفه در حال تلاش برای آموزش این آگاهیهای درست وناب به ما هستند.