تصویر ذهنی در حقیقت معمار چاقی و وضعیت جسمی ما می باشد.
مغز ما یک آرشیوخانهی بینظیر است 🧠📚؛ هر چیزی که از دنیا دریافت میکنیم، چه یک جملهی محبتآمیز باشد، چه صحنه غروب دریا یا حتی یک تجربهی تلخ، به شکل «تصویر ذهنی» در این آرشیو ذخیره میشود.
آنچه امروز درباره خودمان باور داریم یا فردا از زندگی انتظار میکشیم، همه بر پایهی این تصاویر شکل گرفته است.
تصمیمها، امیدها و حتی ترسهای ما… همه و همه، زیر سایهی تصویر ذهنی ما رشد میکنند. بنابراین اگر میخواهیم آیندهای متفاوت بسازیم، باید با قلم تصویر ذهنیمان دوباره روی بوم زندگی رنگ بزنیم. 🎯🖌️
تاثیر تصویر ذهنی
مغز انسان عاشق تصویرسازی است! 🧠🎨
تمام اطلاعاتی که در طول زندگی دریافت میکنیم، نه به صورت کلمات یا اعداد خشک، بلکه به شکل «تصویر ذهنی» در مغزمان ثبت میشود.

تا به حال برایتان پیش آمده که چهرهی کسی برایتان آشنا باشد ولی اسمش یادتان نیاید؟ یا وارد مکانی شوید و با خودتان بگویید: «من قبلاً اینجا بودم!» ولی زمان و دلیل حضور قبلیتان را نتوانید به یاد بیاورید؟ 🕰️🏰
حتی وقتی از خاطرات سفر خود تعریف میکنید، معمولاً تصویری روشن از خیابانها، رنگ مغازهها و حالوهوای مکان در ذهن دارید، اما ممکن است اسم مکانها و روستاهایی که بازدید کردهاید را فراموش کرده باشید. 🚗🌄
یک مثال دیگر: شاید کتاب رمانی را ساعتها با شوق خوانده باشید، بدون آنکه گذر زمان را حس کنید… ✨📖
در اینجا هم، مهارت نویسنده در خلق تصویر ذهنی، شما را در دنیای داستان غرق کرده است.
تمام این تجربهها نشان میدهد که مغز ما عاشق ذخیرهسازی تصویری است. وقتی صحبت از خاطرات میشود، در واقع داریم از آرشیو «تصاویر ذهنی» خودمان استفاده میکنیم. 🧩❤️
و این مهارت طبیعی مغز در ذخیره تصویر ذهنی، کلید طلایی برای تغییر آیندهی ماست…
تصاویر ذهنی چگونه ایجاد میشوند
هر چیزی که ما از دنیای اطرافمان دریافت میکنیم، یک جور خوراک ذهنی است! 🍔🧠
مغز ما این دادهها را میگیرد، آنها را تحلیل میکند، و در نهایت، یک «تصویر ذهنی» از آنها میسازد.
فرض کنید سالها از این طرف و آن طرف شنیدهاید که پیدا کردن کار خوب خیلی سخت است، یا برای داشتن یک شغل بهدردبخور، حتماً باید پارتی داشته باشید. 📉🏢
این اطلاعات اگر زیاد تکرار شوند، آرامآرام در ذهن شما تبدیل به یک تصویر ذهنی قدرتمند میشوند: تصویری که در آن دنیای کار، جایی سخت و پر از درهای بسته است.
وقتی چنین تصویر ذهنیای شکل بگیرد، انتظار شما هم تغییر میکند.
دیگر ناخودآگاه آماده میشوید که در مسیر پیدا کردن کار به بنبست بخورید یا حس کنید بدون آشنا داشتن، هیچ راهی نیست. 🚪🚫
و اینجاست که جهان هم دست به کار میشود… 🌎✨
کار جهان این است که اتفاقات زندگی ما را طوری هماهنگ کند که با «تصاویر ذهنی» درونمان جور دربیاید.
پس دنیای بیرون شروع میکند به نمایش دادن همان چیزی که درون ذهن شما نقش بسته: سختی در کار پیدا کردن!
به همین سادگی، تصویری که درون ساختهایم، بیرون هم واقعی میشود. 🎬🔮

نقش تصویر ذهنی در چاق شدن
از بچگی تا امروز، هزاران داده درباره چاقی وارد مغزمان شده است؛ بعضیها مثبت، بعضیها منفی. این دادهها آرامآرام در ما «تصویر ذهنی چاقی» را شکل میدهند. 🧠📸
✅ مثلا شنیدهایم که:
- افراد چاق قویترند.
- چاقی نشانه سلامت است.
- چاقی در خانواده ما ارثی است.
- چاقی بخاطر کمتحرکی، خواب زیاد یا مزاج سرد است.
- چاق شدن با بالارفتن سن یا زایمان طبیعی است.
هر بار که چنین اطلاعاتی وارد ذهنمان میشود، مغز آنها را پردازش میکند و به عنوان تصویر ذهنی چاقی ذخیره میکند. 🎞️
بعدش چه اتفاقی میافتد؟ مغز ما بر پایه این تصویر، الگوهای رفتاری جدیدی میسازد. مثل تغییر در عادتهای خوردن یا سبک زندگی، که در نهایت جسم ما هم کمکم با تصویر ذهنی جدید هماهنگ میشود. 📈🍩
حالا اگر کسی وزنش نرمال باشد ولی دائماً با اطلاعات چاقکننده بمباران شود، به مرور تصویر ذهنیاش چاق میشود و این تصویر، باعث اضافه وزن واقعی در او خواهد شد. 😲
برعکس، فردی که قبلاً چاق بوده و باز هم مرتب اطلاعاتی درباره چاقتر شدن و خطراتش دریافت میکند، تصویر ذهنی چاقتری پیدا میکند و باز هم چاقتر میشود!
🧩 این خلاصهی فرایند عجیبی است که نشان میدهد چگونه تصویر ذهنی ما میتواند رفتار و حتی جسم ما را تغییر دهد.
مطالعهای در مجله روانشناسی سلامت (Journal of Health Psychology) نشان داد که «تصویر ذهنی بدن» — یعنی احساسی که فرد نسبت به ظاهر خودش دارد — به طور مستقیم بر رفتارهای مرتبط با سلامت مثل خوردن، ورزش کردن و حتی اضافه یا کاهش وزن تاثیر میگذارد.
نتایج تحقیق بیان میکند:
- افرادی که تصویر ذهنی مثبتی از بدن خود دارند، تمایل بیشتری به رفتارهای سالم مثل تغذیه متعادل و فعالیت بدنی منظم دارند. 🥗🏃♀️
- برعکس، کسانی که تصویر ذهنی منفی دارند، بیشتر به رفتارهای ناسالم مثل پرخوری احساسی یا دوری از ورزش دچار میشوند. 🍩😔
- حتی بدون تغییر ظاهری واقعی، فقط تغییر تصویر ذهنی میتواند منجر به تغییر رفتار شود.
✅ در نهایت، مقاله تأکید میکند که برای موفقیت در تغییر وزن یا بهبود سلامت، کار روی تصویر ذهنی مثبت از بدن نقش کلیدی دارد.

چگونه از طریق ذهن لاغر شویم؟ 💭
برای لاغر شدن از طریق ذهن، باید تصویر ذهنی خود را از حالت چاق به حالت متناسب تغییر دهیم. استمرار در تصویرسازی متناسب بودن باعث میشود که مغز ما فرمانهای متفاوتی صادر کند.
این تغییرات باعث میشود واکنشهای ما به مواد غذایی تغییر کند و در نهایت جسم ما نیز تحت تأثیر قرار گیرد و فرآیند متناسب شدن شروع شود.
تغییر تصویر ذهنی 🔄
توجه به توضیحات فایل این جلسه به شما کمک میکند تا آگاهی کاملی در رابطه با تصویر ذهنی و تأثیر آنها در چاقی به دست آورید.
همچنین یاد میگیرید که چگونه تصویر ذهنی خود را تغییر دهید و به راحتی با تکرار موارد مطرحشده، ذهن خود را در مسیر متناسب شدن هدایت کنید.
اطمینان دارم که آگاهیهایی که از این جلسه و جلسات قبلی کسب کردهاید، به شما کمک میکند تا اطلاعات جدیدی پیرامون متناسب شدن به ذهن خود بدهید.
با استمرار در این مسیر، آگاهی جدید شما به تصویر ذهنی لاغری تبدیل خواهد شد و بهدنبال آن رفتارها و عادتهای شما تغییر میکند. در نهایت، جسم شما نیز بر اساس عملکرد جدید شما تغییر خواهد کرد. 💪
✍️ تمرین آموزشی 📖
مرحله اول: تصویر ذهنی و افکار چاقی
تصاویر ذهنی بر اساس افکاری که در ذهن ما مرور میشوند ایجاد شده و انتظار چاقتر شدن را در ما به وجود میآورند.
زمانی که فردی درباره چاقی ما صحبت میکند، افکار در ذهن ما شروع به ایجاد شدن و مرور شدن میکند.
زمانی که ما در پاسخ به نصیحت یا توصیه یا صحبت دیگران واکنش داده و شروع به صحبت کردن درباره چاقی و گله و شکایت از لاغر نشدن میکنیم، در حال تشدید افکار چاقکننده در ذهن هستیم.
تصمیم بگیرید: از این لحظه هرگز درباره چاقی خود یا دیگران صحبت نکنید. مسلط شدن بر گفتار نیاز به تمرین و استمرار دارد، بنابراین هربار که شرایط صحبت کردن درباره چاقی فراهم بود و شما موفق به صحبت نکردن شدید، در بخش نظرات ثبت کنید که “من امروز در فلان موقعیت توانستم درباره چاقی صحبت نکنم”.
گامهای مؤثر:
- استفاده از ابزارهای تقویت افکار چاقکننده را متوقف کنید.
- هرگونه صحبت درباره چاقی، رژیم گرفتن، لاغر نشدن، حسرت لاغری، روشهای لاغری و … باید متوقف شود.
- هر زمان تحریک به صحبت درباره چاقی شدید، با یادآوری این تصویر از صحبت نکردن خودداری کنید.
- درباره تصمیمات خود در بخش نظرات شرح دهید.

مرحله دوم: تحقیق درباره روشهای لاغری
یکی دیگر از اقدامات موثر در ایجاد تصاویر چاقی ذهن، تحقیق کردن درباره روشهای لاغری است.
هرچه بیشتر درباره روشهای لاغری تحقیق کنید، در همان زمان که در حال دریافت اطلاعات درباره لاغر شدن هستید، احساس خوبی ندارید.
احساس خوب نداشتن درباره لاغر شدن منجر به تقویت تصاویر ذهنی چاقی و تشدید انتظار چاقی خواهد شد.
تصمیم بگیرید: هرگز درباره روشهای لاغری تحقیق نکنید و از پرس و جو درباره نحوه لاغر شدن دیگران خودداری کنید. این کار نه تنها تمرکز شما را از مسیر لاغری با ذهن دور میکند بلکه حسرت لاغری را در ذهن شما تقویت میکند.
گامهای مؤثر:
- هرگونه تحقیق و پرسوجو در مورد روشهای لاغری باید متوقف شود.
- از کنجکاوی درباره چگونه لاغر شدن دیگران خودداری کنید.
- این کار به تقویت فرمولهای چاقی ذهن کمک کرده و موجب احساس ناامیدی و ضعف میشود.
- درباره تصمیمات خود در بخش نظرات شرح دهید.
مرحله سوم: کاهش تحریکهای احساسی
برای جلوگیری از تقویت فرمولهای چاقی ذهن، باید سعی کنیم در معرض تحریکهای احساسی قرار نگیریم.
عضویت در کانالهای آشپزی، تستری غذا، مشاهده تبلیغات فست فود، تبلیغات رسانهای درباره غذاها و هر اطلاعاتی که درباره غذاها، محل سرو غذا و تجربه افراد از خوردن غذاها باعث تقویت فرمولهای چاقی ذهن میشود.
تصمیم بگیرید: خود را از معرض اطلاعات اینچنینی دور کنید.
اگر در کانالهای آشپزی عضو هستید، حتما عضویت خود را لغو کنید. از صحبت کردن درباره غذایی که خوردهاید برای دیگران خودداری کنید. همچنین، از تبادل اطلاعات درباره غذاهای جدید و فست فودهای تازه تاسیس شده خودداری کنید.
گامهای مؤثر:
- عضویت در کانالهای آشپزی و اطلاعات غذایی را لغو کنید.
- از صحبت کردن و تبادل نظر درباره غذا خودداری کنید.
- با این اقدامات قدمهای مؤثری برای کمرنگ کردن تصاویر چاقی ذهن خود بردارید.
- درباره تصمیمات خود در بخش نظرات شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از شرکت کنندگان
خانم مریم مصطفی نژاد از تهران
خانم ندا معتمدنژاد از زنجان
امتیاز 4.13 از 198 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام به همه ی عزیزانم که هم مسیر و همراه من هستند .
چقدر من در گذشته به دنبال این بودم که چطور بخورم چی رو با چی بخورم و یا اصلا چی رو نخورم و یا اینکه چطور فعالیت کنم و … که کمی لاغر تر بشم و حتی برای کمک بیشتر به خودم به پیش کارشناس تغذیه میرفتم و از اون میخواستم راهنماییم کنه و به خاطر تعهد و استمرارم و علاقم به لاغری با وجود هر سختی بود من اون برنامه ها رو اجرا میکردم ولاغر هم میشدم و اما هیچوقت ماندگار نبودند و من زجر میکشیدم اخه تا کی محدودیت و نخوردن و سختی بلاخره من کی میتونم راحت بخورم واز رژیم راحت بشم ،؟؟ .
اما از وقتی وارد این راه شدم متوجه شدم و آگاه شدم اصلا با فشار آوردن به جسم من نمیتونم برای همیشه لاغر بشم و اصلا این راهش نیست و مدتها هست قبول دارم تنها راه لاغری دایمی و راحت لاغری با قدرت ذهن هست و اصلا نگاهم من به لاغری تغییر کرده و آرامشم اطمینان من بیشتر شده که من میتونم. به لاغری دلخواهم برسم .
تصاویر ذهنی من به عمر باعث چاقی من شدند و حالا با تصاویر ذهنی لاغری خودم رو لاغر میکنم .
و اما در مورد تلاشهای مادرها برای چاق کردن فرزندانشان در دوران خردسالی و نوزادی باید بگم من در گذشته جز این افراد بودم و اما حالا که مدتها هست در این راهم تغییرات زیادی کردم برای مثال :
من از وقتی پسرم وارد پیش دبستانی شد کرونا اومد و فقط در حد چند ماهی رفت و دیگه تعطیل بوده تا همین چند هفته پیش که مدارس اجباری شدند و من هم پسرم شیفت صبحی بود و برای همین روز اول مثل ایام گذشته ی خودم که با دخترم رفتار میکردم با اون رفتار کردم و به زور پسرم رو مجبور مردم یه ساندویچ کوچیک نون و پنیر بخوره که بتونه در س بخونه و اذیت نشه و بی حال نشه و خلاصه در حالی که اصلا پسرم میل نداشت بخوردن ساندویچ اما من با کلی دلیل که در بالا بهتون گفتم ، به پسرم گفتم باید بخوره و روز اول به اجبار من خورد اما روز دوم که میدیم پسرم چقدر ناراحت و اصلا میل نداره گفتم دارم خلاف آموزشهای عمل میکنم و تصمیم گرفتم داخل کیفش تغذیه بزارم تا هر وقت گرسنه شد داخل مدرسه اونها رو بخوره و به زور. داخل خونه اون رو مجبور به خوردن نکنم و برای یه لحظه به خودم گفتم من این غذا رو برای سلامتی پسرم میخوام اما اگر احساس نیاز به غذا نداره و من به زور به اون غذا میدم این کار من نه تنها اون رو سلامت نمیکنه بلکه باعث بیماری اون هم میشه چون معتقدم بدن ما انسانها بسیار هوشمند هست و هر وقت احتیاج به غذا داشته باشه خیلی راحت خودش آلارم میده و فرد نیازش رو برطرف میکنه و دیگه بجز روز اول مدرسه من این کار رو دیگه تکرار نکردم و نخواهم کرد و پسرم رو رها و آزاد گذاشتم که هم خودش خوشحال تر شد هم من خوشحالم که کسی رو مجبور به خوردن نکردم در صورتی که در گذشته برای صبحانه دادن قبل ازمدرسه به دخترم حتی با گریه به اون غذا میدادم و یا با دل درد و حال بد که میگفت جا ندارم اما من بهش میدادم تا به اندازه ای که من میگفتم بخوره و به این صورت من بهش غذا میدادم و حتی اینقدر گاهی اوقات به نیاز جسمیش توجه نمیکردم که دخترم بعد از غذا اون رو کاملا بالا میآورد و من و خودش کلی اذیت میشدیم وواقعا روزهای کودکی دخترم به خاطر ما اگاهی من سخت گذشت پس این تغییرات که در رفتارم برای پسرم دارم واقعا ارزشمند هست و برای من که در گذشته این قدر حساس در خوردن بچه هام بودم کم چیزی نیست چون نگرشم و افکارم و باورهام تغییر کرده و دیگه.
فرزند تپل داشتن رو ربطی به مادر لایق بودن نمیدم چون دیگه سن رشد بچه هام برای من مساوی با زیاد خوردن نیست
چون دیگه تپل بودن بچه برای من مساوی با بچه ای سالم برای من نیست .
اصلا تمام فرمولهای ذهنی من تغییر کردند
و اصلا دیگه من دوست ندارم برای بچه هام مقدار خوردنش رو تعیین کنم نا گفته نماند فرزندانم هنوز بارها شده هر چند که اصلا بچه های پر خوری نیستن و زیاد نمیخورن که از نخوردنشون گلایه کنم اما سریع به خودم میام که کارم اشتباه هست پس دیگه نمیگم و مجبورشون نمیکنم یا فقط شاید یه بار از زبونم بیرون بیاد که چرا نمیخوری ؟و اگر بگه سیرم دیگه کاری بهش ندارم و اصلا خود بچه هام خصوصا پسرم میگه مگر زور نمیتونم بخورم به قول خودت نباید زیاد بخوریم که شکممون درد بگیره پس منم سیرم دیگه نمیخورم و اصلا نه تنها این دوره برای خودم بلکه برای همسرم و فرزندانم هم مفیده. بوده حتی همین جا باید بگم چقدر در روابطم با همسرم تغییر کردم چون در گذشته من که کلی فرمول چاقی در ذهنم داشتم که به همسر بسیار بسیار لاغر خودم انتقال دادم و ایشون رو با مقداری ولی جزیی اضافه وزن رو به رو کردم و اما از وقتی در مسیرم دیگه از اون اجبارهای در خوردن خبری نیست و ایشون هم متناسب تر شده و یه مقدار خیلی کم. شکم داره که تمام. این نتایج رو مدیون آموزشهای سایت هستم .
پس من حتی الآنم میبینم که اطرافیانم مثل گذشته ی من به بچه هاشون در خوردن زور میگن و اونها رو تشویق میکنن که غذا بخورن تا جایزه بگیرن و یا بخورم که قوی بشن ویا غذا بخورن که بزرگ بشن و من خیلی ناراحت میشم اما خب نمیشه کاری کرد اما میدونم اونها خیلی راحت بچه ها رو به سمت چاقی دارند سوق میدهند .
حتی میبینم مثل گذشته ی خودم با ترفندهای مختلف به زور غذا به دهان بچه ها میزارن و کلی هم ذوق میکنن که تونستن به اون غذا بدن اما من میدونم اونها چه کار خطرناکی دارن انجام میدهند ولی بازم چیزی نمیگم چون در مسیر شنیدن این اگاهی ها نیستن
من قبلاً که چاق بودم فکر میکردم اشتهای زیادی دارم و دست خودم نیست که پرخوری میکنم ولی الان مید ونم مغز من داره فرمان پرخوری صادر میکنه بر اساس تصویرهای ذهنی من همچین دستورهایی صادر میکرد وحالا که مدتها هست در مسیرم و تصویرهای ذهنی من تغییر کرده اصلا دستورهای خوردن من تغییر کرده بدون اینکه من کاری کنم کم خور تر شدم اصلا حرص و ولع .برای خوردن ندارم همین دیشب آخر شب بچه هام درخواست پیتزا کردن و دو تا مینی براشون خریدم و هر کدوم سه تا خوردن و دیگه ادامه ندادن و تمام اونها موند و من در حالیکه سیر بودم اما هوس مردم ودوتا خوردم و اما هنوز کلی بود و هر چقدر همسرم میگفت بخور نمیتونستم اصلا نمیخواستم و منم گفتم یا تو بخور اگر گرسنه هستی و یا اگر نمیخوای بزارم داخل یخچال و دیگه به جز اون. دوتا تکه لب نزدم به ما بقی پیتزاهای در حالی که اگر گذشته ی من بود این چیزها رو متوجه نمیشدم دیدن پیتزا مساوی بود با خوردن اونها و خصوصا که روزه هم بودم سریع با فرمولهای چاقیم قاطی میشد و دستور پرخوری صادر میشد اما من خیلی عالی رفتار کردم بدون هیچ زجر و سختی و این به خاطر تغییر فرمولهای ذهنی و تصاویر ذهنی من هست .
من در گذشته فردی بودم که چون به شدت علاقه به خوردن چیبس و پفک داشتم حاضر بودم بعضی از خریدهای خونه. رو ازسوپری حتی اگر مجبور نبودم ولی انجام بدم و به مغازه برم تا برای خودم کلی از این به هوله ها بخرم و بخورم جدای اینکه هر شب باید به همسرم میگفتم و میخوردم میخواستم خودم هم جدا بخرم و بخورم اما الان هر شب همسرم به سوپر مارکتی میره ولی من سفارش خرید نمیدم و اتفاقا دو شب پیش خونه مادرم بود خواهر زادم خریده بود اما من چون از مزه ی چیبس بدم اومد دو دونه خوردم و دیگه ادامه ندادم و از پفکم هم چند دونه خوردم ولی خیلی مزه اش خوب نبود و زیاد نخوردم و واین رفتار واقعا برای خودم که در گذشته تا این حد عاشق چیبس و پفک بودم جالب بود و بعداً فهمیدم و خودم رو تحسین کردم .
من اول تصاویر ذهنی چاق رو متوقف کردم چطور :
با صحبت نکردن در مورد چاقی خودم با هیچ کس به هیچ عنوان حرف نزدم و خودم رو سرزنش نکردم و به هیچ کس نگفتم اره من اینطور هستم هر چی بخورم چاق میشم و …. پس صحبت در مورد چاقی من ممنوع بود و هر وقت خواستم حرف بزنم به خودم گفتم نمیخوام تصاویر چاقی رو پر رنگ. کنم .
من دنبال راه های مختلف برای چاقی خودم نبودم و فقط با این روش جلو اومدم و دست از هر تلاش مثل رژیم و ورزش برای لاغری خودم برداشتم و گفتم تنها راه لاغری من همین روش ذهنی هست حتی با اینکه بودن اطرافیان من که با من شروع کردند وارد رژیم سنگین و خاص و شدند و کللی نتایج عالی گرفتن اما من به هیچ عنوان لیز نخوردم و از مسیر دور نشدم و به دنبال تحقیق اون روش وهیچ روشی نبودم .
من به دنبال تصاویر تحریک کننده برای خوردن نباید نباشم چون با دیدن هر فیلم و عکس خوردنی. ما تحت تاثیر قرار میگیریم و بیشتر از نیازمون میخوریم چون ما تحریک به خوردن میشیم. پس من تمام پیجهای اشپزی و فست فودی و …رو انفالو کردم و دیگه دنبال نکردم و هنوزم دنبال نمیکنم .
و من با آرامش سالها هست در این مسیر هستم و نتایج ارزنده وزیادی داشتم و هنوز دارم که شاید اگر وارد این مسیر نمیشدم سالها طول میکشید تا به اونها شاید برسم شایدم نمیرسیدم اما به لطف خدا و بعد استاد گرامی من در حال حاضر بسیار به اندام دلخواهم نزدیک هستم
نشان های دریافت شده
سلام و درود خانم فروغ ریاحی عزیز ، بخاطر تغییرات فوق العاده فکری و رفتاری به شما تبریک میگم …..
خوشبختانه من هم در خودم تغییرات فکری و رفتاری عالی مشاهده می کنم که به قول استاد اینا شکوفه های درخت لاغری ما هستن …ما با مراقبت می تونیم از سرما زدگی شکوفه ها جلوگیری کنیم تا با گذشت زمان لازم به میوه های دلچسب تناسب اندام تبدیل بشن .. دوست دارم یه چندتا از شکوفه های لاغریمو برات بگم :
طی چند ماه اخیر فرصتی دست داد که با برادر متناسبم همسفر بشم و به افکار و رفتار لاغر کننده بیشتر نزدیک بشم .
قبل سال نو با من تماس گرفت گفت می آی با هم بریم خونه مادر؟ ….پرسبدمچند ساعت تو راهیم گفت پنج ساعت ….گفتم باشه می آم ….من برخلاف گذشته که برای یه راه پنج ساعته علاوه بر میوه و تنقلات ،حتما ساندویچ درست می کردم و به همراه نوشابه در کیف دستی داخل ماشین میگذاشتم چیزی تهیه ندیدم …اما کمی نگران شدم نکنه گرسنه امون بشه غذای بین راهم که اعتمادی بهش نیست بهتره احتیاطا دو لقمه نون و پنیر با خودم بردارم اما مثل دفعات قبل دو بسته چیپس و پفک ،مقداری میوه و شکلات و آجیل و قند و چای برداشتم ….
توی این راه پنج ساعته کاملا حواسم به رفتار برادرم نسبت به خوردنی ها بود ….خلاصه بسته چیپس و پفکو دوتایی کم کم خوردیم ..مقداری آجیل و چای با شکلات خوردیم تا اینکه به مقصد رسیدیم ..و لقمه نان وپنیر دست نخورده موند ، خیلی خوشحال شدم به خودم گفتم دیدی برای این چند ساعت هیچ نیازی به ساندویچ و دنگ و فنگ درست کردنش قبل سفر نبود …دفعه دیگه اصلا بهش فکر نکن ….
به داداشمم با خنده گفتم ببین اصلا نیازی به خوردن ساندویچ بین راه نداشتیم …..اونم تایید کرد گفت آره هیچ نیازی نیست تازه میوه و شکلات هم که برداشتی نیاز نبود ..همون چیپس و پفک و دو تا دونه کاکائو و چای کافی بود ….
گفتم باشه داداش دفعه دیگه حتما کمترش می کنم …
امروز دو روزه بعد از تعطیلات نوروزی دوباره با هم آمدیم منزل مادر
باز قبل اینکه راهی بشیم بهم زنگزد گفت تا یکساعت دیگه آماده شو راه بیفتیم …
منم سریع چند تا تیکه لباس و وسایل ضروریمو برداشتم ریختم توی ساک بعد نوبت برداشتن خوراکی بین راه شد …یاد قولی که دفعه قبل به خودم و داداش داده بودمافتادم اینبار اصلا نخواستم چیپس و پفک و ساندویچ بردارم فقط دو تا سیب برداشتم و دوتا دونه گز اصفهان و کمی آجیل و چای و راه افتادیم بین راه دو جا توقف کردیم توقف اول داداشم یه فنجون چای خورد با یکحبه قند و کمی آجیل و دوتا دونه بامیه …منممثل خودش
توقف بعدی من یه نصفه سیب ،وکمی آجیل خوردم داداشم هیچکدومو نخورد گفت می خوام نوشیدنی خنک عنبه بخرم تو هم می خوری ؟ منم قبول کردم اما چای و یه دونه قند هم خوردم ….
به داداش تعارف زدم گفت نه نمی تونم دو نوع خوراکی مختلف با هم بخورم نوشیدنی خنک با چای جور در نمی ره نمی خورم ….
خلاصه باز من به این نتیجه رسیدم که یکی از دلایل اضافه وزنم اینه بیشتر از برادر یا خواهر متناسبم می خورم …که خوب این برمی گرده به دستورات مغزی که برا من صادر میشه ولی برای داداشم نه …..
معلوممیشه که آگاهی اون در مورد رفتار لاغر کننده خیلی بیش از منه …
اما از اینکه نسبت به سفر قبلی بهتر عمل کردم خیلی خوشحال و راضی ام ….
و به این مسیر زیبا ادامه می دم …
یکی دیگه از شکوفه ها اینه که وقتی سیر میشم دیگه نمی خورم حتی اگر اون غذا خیلی خوشمزه باشه .هیچ اصرار ندارم بشقاب غذامو تا ته بخورم وقتی که می بینم سیر شدم …امروز مامان آش ترخینه با سیرابی گذاشته بود که من دوست دارم قبلا از این غذا با نان تا به حد فشار شکم می خوردم ولی امروز با اینکه مامان دو برابر نیاز برام کشیده بود ولی نصفیش دستنخورده باقی موند دادم خودش خورد …..
یکی دیگه از شکوفه ها اینه که یه مدته نه تعارف می کنم نه زیر بارش میرم…..اگه میل داشته باشم تعارف کنن قبول می کنم وگرنه نه …
برای رعایت اختصار به همین چند نمونه اکتفا می کنم ….
این شکوفه ها نیاز به مراقبت داره یعنی باید تکرار و تکرار بشن تا ملکه ذهنم بشن
و من با کمال میل در حال تمرینات لذت بخش لاغری با ذهنم …..
به شما ،خودم و به تمام عاشقان این مسیر ، تبریک میگم ….موفق باشیم ……
دوستدارت ، شهربانو
سلام شهربانو جان
به به دوست هم مسیرم چقدر لذت بردم از اینکه تغییرات عالی رفتاری. و فکری خودت رو با من به اشتراک گذاشتی و چقدر خوشحالم که شما و چندین دوست عزیز دیگه هستین که تمام کامنتهای من رو یا جزییات میخونید و با این کار به من دلگرمی میدین
عزیزم بهترین اندام و بهترین سلامتی و بهترین حال و بهترین ثروت و بهترین آرامش و هر چه ازخودش بهتر هست برای شما آرزومندم
نشان های دریافت شده
فروغ جانم ممنون از این همه لطف ومحبت کلامی شما ،،،،،
من دیدگاههای مفصل تو رو دوست دارم و می خونم …و همچنین فرصتی به من داده میشه که گریزی از فایلهای دوره عالی گام اول به فایلهای ارزشمند دوره هدیه و عمومی سایت بزنم ….
برات آرزوی اندامی متناسب در حد ایده آل و تحسین برانگیز دارم …
ارادتمندت شهربانو
نشان های دریافت شده
بنام خدا
عرض سلام خدمت استاد روشن و دوستان عزیز
تصاویر دهنی
من وقتی که این فایل را گوش دادم متوجه شدم که تمام اون موضوعاتی که من آنها را مقصر میدونستم چطور عمل کردن در مغز و ذهن و در نهایت در جسم بیچاره من البته نا گفته نمونه من دوره را قبلا گوش کردم
از نوجوانی تا الان که تو سن میان سالی هستم خوردن تند خوردن ،بارداری ،ازدواج ،استعداد ،طبیعی بودن را باعث و بانی چاقی خودم میدونستم و همیشه میگفتم که اینها باعث شدن من چاق باشم کاملا باور کرده بودم اینکه که هم خودش یک فاجعه هست که باور کنی که باید چاق باشی از طرفی از زبان دیگران که همش حرف از چاقی رژیم و انواع راههای جلوگیری از چاقی ردو بدل میشد و از همدیگه هم راه و روش را سوال میکردیم و پرس و جو میکردیم اما هیچ روشی جواب نمیداد و تازه چاقتر میشدم و بقیه را هم می دیدم که چاقتر میشدند اینها همه تصاویر دهنی چاقتر از خودمون در مغز دخیره شده بود و از طریق ذهن در جسم ما پیاده میشد و ما فکر میکردیم که بااما این کار داریم راه چاره ای برای چاقی پیدا میکنیم اما غافل از اینکه داریم چاقتر میشویم تا اینکه خدا را شکر من به این مسیر هدایت شدم و دارم تصاویر لاغری را به ذهن آموزش میدم که با استمرار داشتن هر روز گامی به سوی متناسب شدن بر دارم انشاالله .
نشان های دریافت شده
عرض سلام دارم خدمت استاد ارجمند و دوستداران تناسب اندام
بنظرمن این جلسه خیلی خیلی مفید بود
جدا از اینکه بیشتر یاری شدم در مسیر لاغری،
در تربیت دخترم هم بهم کمک میکنه،
چون به این فکر میکنم هر چند دید دختر عاقل و حرف گوش کن و از هر نظری که دوست دارم باشه رو داشته باشم و در لحظات زیادی اون رو تشویق کنم اون هم همون تصویر عالی رو در مورد خودش در ذهنش خواهد داشت پس روز به روز عالی تر میشه،
خدایا شکرت
دوست دارم هرکسی که از چاقی اذیت میشه راهنماییش کنم به این مسیر با ارزش،
ممنونم ازتون استاد گرامی
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که از نو متولد می کند
سلام و درود استاد عزیز و هم مسیری های متعهد
تصویر ذهنی چاق …
مغز ما به صورت تصویری پردازش می کنه یعنی اطلاعات را از پیرامون ما به صورت تصویری در ذهن ذخیره می کنه خیلی وقتها اسم خیابون هایی را فراموش می کنیم ولی با نگاه کردن به محل می توانیم آدرس را پیدا کنیم یا برای دیگران شرح بدهیم و نام افراد را ممکنه پس از گذشت سالها فراموش کنیم ولی چهره آنها به صورت تصویر در ذهنمون ذخیره شده هست و میتوانیم آن ها را شناسایی کنیم …
و کار جهان این هست که زندگی ما را همسو کنه با تصاویر ذهنی خودمون و زندگی ما درواقع همون تصویرهای ذهنی از خودمون و زندگیمون هست که از قبلتر در ذهنمون ایجاد شده است ..
وقتی نوزادی متولد میشه هیچ تصویری در ذهنش نداره و از فرمولهای اورجینال و طبیعت همسو با ذات الهی اش تبعیت می کنه به وقت گرسنگی با گریه کردن علامت میده و به وقت سیری به خوردن شیر ادامه نمیده حتی ممکنه مادر اصرار کنه ولی نوزاد روی بر می گردونه و یا ممکنه مادربزرگها با قاشق چایخوری شیر اضافه به نوزاد بدهند (چون فکر می کنند باید نوزاد خوووب بخوره تا رشد کنه و سالمتر باشه )ا…اما نوزاد به یکباره شیر اضافه را استفراغ می کنه ..در ذهن بیشتر مادرها اینگونه الگوی غیرصحیحی وجود داره که معتقدند هرچقدر کودک تپل تر باشه سلامتر تره یا قویتره و البته نوعی لیاقت مادری محسوب میشه و مادر مورد توجهو تشویق و حمایت قرار میگیره )!..،…روزها میگذره و کودک آماده خوردن غذای جامد میشه و مادر که همچنان ذوق داره کودک رشد بهتری داشته باشه و یا زیباتر و قویتر باشه به ترفندهای مختلف سعی داره غذای اضافه تری به کودک خود بده مثلا از طریق بازی و سرگرمی یا دیدن انیمیشنهای جذاب و آهنگهای شاد کودکانه همراه تشویق حواس کودک را از نقطه سیری اش پرت می کنه و در فرمول ذهنی کودک اختلال ایجاد میشه و بعد از مدت کوتاهی از تکرار این روش خود کودک تقاضای بیشتری برای خوردن پیدا می کنه ومادر خوشحال میشه که اشتهای کودک بهتر شده 🙄و در این روند زندگی کودک بارها مورد توجه و تشویق و حمایت قرار می گیره و تشویق میشه به چاقی بیشتر چون ذهن عااشق تشویق هست و توجه به موضوعات لذت بخش داره
از طرفی کودک بارها از طریق دیده و شنیده هاش چاقی و طبیعی بودن آن را با دلایل مختلفی که از اطرافیان و رسانه و جامعه در ذهنش ذخیره می کنه و از کودکی هربار تصویر چاق تر و البته واضحتر و پررنگتری در ذهن ایجاد میشه و مغز با توجه به تصویر ذهنی راهکارها و دستوراتی صادر میکنه که شامل عملکرد و رفتارهای چاق کننده مثل ریزه خواری و پرخوری یا تمایل به مصرف بی رویه شیرینیجات و غیره در فرد ایجاد میشه و البته همچنان فرد در سن نوجوانی با آموزشهای چاقی زندگی می کند بارها والدین برای خرید لباس و یا پرخوری فرزندشون دلیل سن رشد را می آورند و لباسهایی با سایز بزرگتر برای فرزند خود تهیه می کنند و شاید پیشنهاد غذایی بیشتری هم به فرزند خود بدهند و دلیلشون این هست که فرزند در سن رشد هست و انتظار چاقی در ذهن بیشتر به وجود می آید و ذهن ما به دنبال گسترش موضوعات ذهنیمون هست و با توجه به انبوه فکر ما و تصاویر ذهنی موضوعات را در زندگیمون گسترش می دهد بنابراین فرد را برای انجام رفتار و عادات بیشتری به سمت چاقی ترغیب می کند …اما مدتی بعد فردوقتی دچار اضافه وزن قابل توجهی شد با انتقاد و سرزنش و البته ترحم و گاهی مسخره کردن دیگران روبرو می شود و اینبار می خواد از شر چاقی خلاص شود و با تلاشهای بیرونی مثل رژیم و ورزش و روزه گرفتن و استفاده از قرص و دمنوش می خواهد این چاقی را مهار کند و کنترل بیشتری روی رفتار خود دارد ..،،اما نااگاهانه توجه بیشتری به تصویر چاقی خود می کند و همچنان در مسیر چاقی حرکت میکند و اگر به صورت مقطعی هم نتیجه ای دریافت کند چون تصویر ذهنی چاق از خودش در ذهن دارد باز در مسیر چاقی بیشتر قرار می گیرد !…چون بر خلاف مراحل آفرینش و البته روش معکوس نمیتوان به نتیجه رسید
و البته با آموزشهای ذهنی می توان به آسونی و خودبه خودی تصویر ذهنی متناسب و ایده آلمون را در ذهنمون ایجاد کنیم …اول فرمولهای چاقی در ذهنمون شناسایی می شوند و بعد فرمولهای صحیح لاغری در ذهن جایگزین می شوند و با تکرار و استمرار در مسیر لاغری با ذهن تصویر ذهنی متناسب از خودمان در ذهنمون ایجاد میشه و البته کار جهان همسو کردن زندگی ما با تصاویر ذهنی ماست😍✨
هر کجای مسیر زندگی که متوجه شدیم مسیرمون بیراهه است اول استپ می کنیم و بعد دور می زنیم تا در مسیر صحیح قرار بگیریم
برای ایجاد تصویر ذهنی متناسب و ایده آلمون چکار باید بکنیم ؟!
۱)به هیچ عنوان در مورد چاقی صحبت نکنیم سعی و تلاش نکنیم که به دیگران ثابت کنیم ما به فکر خودمون هستیم یا به تذکرات دیگران توجهی نشون ندهیم و یا گفتن خاطرات چاقی خود تصاویر چاقی را در ذهنمون پررنگتر نکنیم و البته خودتخریبی و احساس ناتوانی در مقابل چاقی جلوی دیگران یا سرزنش خود در تنهایی همه باعث قویتر شدن تصویر ذهنی چاق می شوند
۲)به هیچ عنوان دنبال راهکارهای دیگری برای لاغر شدن نباشیم چون ریشه در این دارد که ما می خواهیم چاقی را مهار کنیم یا از شرچاقی خلاص شویم و به گونه ای عجله کردن همان محتاج بودن به لاغری است و البته توجه به تصویر ذهنی چاق و پررنگتر شدن آن
۳)از عضویت در پیج های سفره آرایی و آشپزی و تست و غیره انصراف بدهیم چون از طریق چشم تحریک می شویم و چون در ذهنمون انبوه فرمولهای ذهنی چاق وجود داره مغز راهکارهای جدیدی برای چاق تر شدن ما ارائه می دهد.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃
نتیجه گیری و پردازش ذهنم 😊
من متناسب و زیبا و شاد و ثروتمند خلق شدم و تا ده سالگی با فرمولهای اورجینال ذهنی خود زندگی کردم و البته از کودکی مادرم بسیار از اطرافیان به خاطر لاغری ام سرزنش می شد و والدین سعی داشتند تا غذای بیشتری به من بدهند که به اصطلاح رشدم خوب بشه و دائم می شنیدم این بچه جوون نداره مچ دستشو ببینید داره میشکنه !….و در طول آموزش چاقی بالاخره ناآگاهانه و ناخواسته چاقی را انتخاب کردم که تجربه کنم وکمی بزرگتر که شدم مادرم که خیاط بود و لباسهای زیبایی برایم می دوخت همیشه درزهای دوخت پهلو را جای بیشتری می گذاشت و می گفت اگر چاق شدی بتونی استفاده کنی !…تو سن رشدی !…🙄و من هم منتظر رشد عرضی خود بودم بعد لباسهای راه راه برام انتخاب می کردند که لاغر تر دیده شوم و کم کم مورد تمسخر دیگران قرار گرفتم …
من هم مادری بودم که ناآگاهانه فرزند اولم را در کودکی تشویق به خوردن بیشتر می کردم و همیشه اطرافیان راهکارهای جدید تر و بیشتری به من ارائه می دادند تا بچه را گول بزنم و بیشتر بخوره و نتیجه این شده که پسرم در سن ۱۲سالگی اضافه وزن داره و ذهنش انبوه فرمولهای چاق هست و اما دخترم سه ساله بود که به سایت تناسب فکری هدایت شدم و خداوند دخترم را نجات داد ….
دخترم لاغر اندام هست و بارها از طرف دیگران سرزنش شدم چرا بهش نمی رسی !؟ببر دکتر خوب ؟!چی بده و چی نده !؟..بچه ضعیفه!؟ بچه جون نداره !؟…و مقایسه با برادرزاده هام که تپل هستند اما من چندبار محکم پاسخ دادم دخترم متناسب هست و سلامت خداراهزار مرتبه شکر …
بعد اونها می گویند خب بزرگ میشه خوب میشه!…این هم به خودت رفته !..🙄(فرمول ذهنی چاق باااز)
ولی من سعی دارم لاغری را در ذهنش پررنگ کنم بارها به خاطر اندامش تشویقش می کنم و البته به محض اینکه بگه سیر شدم دیگه ادامه نمی دهم و می گم آفرین …یه جورایی راحتش گذاشتم .تصویر دوستان آلبوم شگفتی سازان را میبینه و شعر درست کرده این خانومه لاغر شده خوشگل شده …
دخترم شب قبل کنار برادرش خوابیده بود و صبح که بیدار شد گفت مامان دیشب خوابهای خوب دیدم بعد یهویی از دهنم پرید گفتم کنار داداش جای نرم و گرم 🤭انگار در ذهنم چاقی یک پوشش نرم و لطیف و گرم هست و خودِ خودِ لذته و تصویر چاقی ! …
یا اونوقتهایی که لپ بچه ها را می کشیم و دلمون براشون ضعف میره یعنی درخواست چاقی و حس لذت از چاقی…
برای منم خیلی پیش اومده یهو تو ذهنم میگم از فردا با دقت عمل می کنم به آگاهی ها ولی ریشه یه جورایی عجله کردن یا محتاج بودن به لاغری هست و اختلال ایجاد کردن در مسیر درست هست یعنی ریشه در ذهن میگه از فردا با بهونه های آموزش لاغری با خواسته خود مثل رژیم نخور!…خیلی ظریفه مثل مو…
و اما چندروزی بود عضو یک پیج لباس ترک شده بودم و البته مدلهایی تن مانکن های سایز های مختلف منتشر می کرد و توجهم رفته بود به مدل های بیگ سایز و منفی باف آروم آروم می گفت چه لباسهای خوشگلی برای چاقها اومده شانس تو اون موقع نبود اتفاقا چاقیشون زشت هم نیست ولی حالا پیجشو داری 🔥از طرفی هم توجهم رفته بود به فرم اندام خانمهای لاغر که اصلااااا موردپسندم نبود و طی این سه روز که گذشت در تصویر ذهنیم داشت اختلال ایجاد می شد و به لطف هدایتگرم حذفش کردم و رهاااا شدم و از هزار تا پیج تست غذا برای ذهن من مسموم تر بود
به هوووووش باشیم و در این مسیر پر ماجرا ماجراجویانی باشیم که با لذت و هشیاری در وادی امن الهی قرار می گیریم .
سپاس از استاد گرامی
و همراهی دوستان خردمند
همواره دریادل و اهل قلم باشید 🍃🌸
نشان های دریافت شده
سلام
از وقتی وارد سایت شدم تموم سعیم ب اینک در مورد چاقی حرف نزنم متاسفانه دغدغه تموم افراد چاقیه ن تنها دارن ب خودشون ظلم میکنن بلک ب اطرافیانم ظلم میکنن خواهر من ک تازه عروسی کرده بالغ ب چندین بار مادربزرگم بهش هشدار داده فلان کارو نکن چاق میشی نزار چاق بشیا و خواهر مندیکم شکم اورده چرا
ازش پرسیدمو غذات زیاد شده گف ن
اینجا درک من از موضوع اینک چن بقیه گفتن زیاد نخواب چاق میشی
کم بخور چاق میشی
تحرک داشته باش چاق میشی
اینها همه باعث تصویر ذهنی درخواهر من شده و هر موقع داره اون این کارها رو انجام میده ناخوداگاه این تصویرها میان جلو اون هربار احساس وانتظار چاقی داره
قطعا براش طبیعی میشه
من بهش گفتم تو ک غذات زیاد شده اضافه بر نیازش خوردن منظورم بود گف ن گفتم پس چرا میگی چاق میشم ناراحتی گف بقیه هی میگن بهم همه
گفتم اصلا ب حرف بقیه گوش نده ت تو همونی ک بودی همون رفتارم داریو واقعا من ک باهش غذا میخوردم میبینم ک رفتارش همونه
من ک فرمولها رو تعیین کردم برا خودم اونها یعنی تصویر ذهنی
مثلا من پختن غذا رو عامل چاقی خودم میدونستم ومن حداقل دوبار غذا میپزم خب این تصویر پررنگ تر میشد وقتی من هی میگفتم چن غذا میپزم یا نمیتونم نخورم با غذا میدم ب بچم چاق میشم چن خودمم دلم میکشه
همه اینها من مجبورم غذا بپزم مجبورم ب بچم غذا بدم هر وقت ک خواستم این کارها رو انجام بدم اون تصاویر امدن بر ذهن ک باادامه دادن پررنگ پررنگ شده وباعث شد مثلا من ریزه خواری داشته باشم یا گرسنه نباشم بخورم
اینها رفتار های من تغییر پیدا میکنه تا اینک انتظار چاقی طبیعی بودنش باعث چاقی من میشه
من هر موقع ک مثلا غذا میپختم یا بچمو غذا میدادم طبیعی میدونستم چاق شدن رو
دیروز رفتم مهمونی شام خورده بودم و رفتیم اونها داشتن شام میخوردن و هی اصرار کردن بیا بخورو تو گلومون گیر کرد وفلان ولی من نرفتم گفتم اصلا امکان نداره
هفته قبلش رفتم همونجا اونها شدیدا رفتار بدی دارن ک تا نخوری ول کنت نیستن سوپ کشیدن ب زور گفتن بخور میوه اینها
ک من چن معدم درد کرد و تصویر ذهنی من تشکیل شد ک اگه پرخوری کنی اضافه بخوری باز معدت درد میگیره حالت بد میشه واینا دیروز اصلا اون ترس نزاشت من برم نزدیک
گفتم ناراحت بشن بشن ب جهنم
وبعد شیرینی آوردن از اونهایی ک من دوس دارم ومن برداشتم همینک دستم رف بردارم از بشقاب بخورم دیدم ی ذره هم میل ندارم گذاشتم سر جاش وچایم رو خوردم اونم دوسوم بعد ازدو ساعت اینها من شیرینی خوردم
ک این ها تغییرات من هستم قبلا تصویر ذهنی من دیدن شیرینی همان خوردنش همان اما دیروز تغییر رو لمس کردم گرچه این ذهن منفی بافم هی میاد میگه چن تو قرص معده میخوری اون گشنت میکنه چاق میشی
چن من چند روزه ک ب اندازه سیری میخورم وچن غذامدکمه مثلا سه قاشق میخورم سیرم ومثلا دوساعت بعد ک گشنم میشه هی ذهنم میگه دیدی قرصه باعث گشنگی تو شد وتو چاق میشی
فریبای من عزیزم هیچ قرص معده ای چاق نمیکنه زهرا معدش درد داشت اون چاق شد ن پس هیچ قرصی چاق نمیکنه حتی در عوارضش هم اشاره نشده ک چاق میکنه اون قرص ها برای تنظیم معده وترمیمش هس والسلام
من هربار ب ذهنم میاد این تصیر اینو تکرار میکنم انشالله این تصویر در من تغییر کنه
سلام خدمت استاد ارجمند و گرامی و دوستان خوب و پر تلاشم .
توقع از استاد داشتن که فوت کوزه گری و برنامه رژیمی و ساعات ورزش و چطور خوردن رو بگه اول اینکه نشون میده که هیچی از این متد و روش متوجه نشدیم و دوم اینکه وای چقدر توقع خنده داری هست دقیقا زمانی که وارد سایت شده بودم منم همین تفکر رو داشتم و به دنبال همین چیزها بودم اما زمانی که شروع به آموزش ۱۲ جلسه ی رایگان کردم کم کم متوجه شدم که از این خبرها نیست و الان مدتها هست که دیگه به دنبال اونها نیستم و به سبک حدید دارم متناسب میشم و سراسر ارامش،و شادی و حال خوب و آزادی هستم .
من باید به دنبال کشف فرمولهای چاقی باشم و به جای اونها فرمولهای لاغری رو جایگزین کنم و دقیقا ذهن خودمون رو باید مثل ذهن متناسبها برنامه ریزی کنیم تا در نهایت جسم ما هم مثل متناسبها تغییر کنه و به تناسب برسیم .
من واقعا الان خیلی تغییر رفتار دارم ولی با رژیم خیلی فرق داره چون اصلا نگرانی و استرس و محدودیت ندارم و اصلا نمیگم چرا باید کمتر بخورم چون این رفتارهام از منشا اون که ذهن باشه تغییر کرده و من بدون سختی و ناراحتی و عصبی بودن تغییر کردم .و من آرامشم به لاغری از همون ورودم به سایت نسبت به گذشته ی خودم خیلی بیشتر شده و من مطعنم که میتونم به تناسب برسم برای همین هر روز در مسیرم و قدم برمیدارم و استمرار دارم چون باور کردم میتونم به تناسب برسم .
همه ی ما وقتی به دنیا میاییم رفتار غذایی بسیار صحیحی داریم یعنی هر وقت گرسنه بودیم گریه کردیم و هر وقت سیر بودیم به هیچ وجه نمیتونیم که بیشتر بخوریم .ولی خیلی از مادرها تپل کردن فرزندان رو یک امتیاز میدونن و یک نشانه میدونن که مادری لایق و کار بلد هستن که من خودمم دقیقا جز افرادی بودم که همیشه به فرزند اولم به زور غدا میدادم به هر طریقی که میتونستم مشغولش،میکردم تا بهش عذای بیشتر بدم با دیدن کارتون و یا دیدن یه فیلم با موبایلم و یا حتی به بیرون از خونه میبردمش و در پارکی و یا جایی مشغولش میکردم و بهش کلی عذا به زور میدادم و همیشه خودم سر ساعات مشخصی یه مقدار غذای مشخصی که میدونستم خوبه به دخترم غدا میدادم و خودش رو مسول خوردنش نمیکردم و اگر دخترم اون مقدار مورد نظر من رو نمیخورد چقدر خودم و دخترم رو زجر میدادم و ناراحتی میکردم که چرا نخوردی و به زور و گریه وادار به خوردنش،میکردم که همیشه وقتی یاد اون دوران میفتم واقعا از کارهام خجالت زده و ناراحت میشم که چقدر برای چاقی دخترم در گدشته تلاش،میکردم حتی در شیر خشک اون بستنی قاطی میکردم که بخوره و تپل بشه و کلی از این کارها ی دیگه که واقعا نگم بهتره بماند که چقدر خودم زجر میکشیدم و اعصابم خورد میشد تا یه لقمه غدا به دخترم بدم و اگر نمیخورد اعصابم بهم میریخت اما خدا رو بینهایت شاکرم که برای فرزند دوم در همون اوایل راه با این آگاهی ها آشنا شدم و دیگه این مسیر غلط رو نرفتم و واقعا همه چیز برام لذت بخش تر شده روابطم با فرزندانم بهتر شده و به هیچ وجه خودم رو درگیر خوردن اونها نمیکنم و اگر یه وقتایی دوباره اشتباه کنم که اوتها رو مجبور به خوردن کنم سریع متوجه اشتباهم میشم و به خودم نهیب میزنم و کارم رو ادامه نمیدم و الان مدتها هست که دیگه فرزندانم هر وقت بگن سیرن من با اونها کنار میام و دیگه مجبور به خوردشون نمیکنم و یا حتی با همسرم هم همینطور شدم دیگه من هیچ کس رو مجبور به خوردن نمیکنم من در اون دوران که اینطور رفتار میکردم یه جورایی تلافی خودم که نمیتونستم بخورم و در محدودیت بودم روی بقیه ی خانوادم درمیاوردم و اونها رو مجبور به خوردن میکردم و بارها میگفتم یعنی چی میگی گرسنم نیست و یا نمیتونم بخورم ؟؟ و بارها به همسرم (که بسیار لاغر بود ) میگفتم که بخور دیگه این دو قاشق چیه که گذاشتی داخل بشقاب یا بهش میگفتم چرا دوباره نمیکشی بخوری و یا همیشه بهش میگفتم بابا مزه های جدید رو امتحاان کن نگو دوست ندارم خوشمزه هست و همیشه تشویق به خوردنش میکردم و خلاصه در اوایل ازدواجم با این ذهن چاقم و رفتارهای چاق کننده ام به مقدار زیاد همسرم رو از اون حالت لاغری که بسیار لاغر بود خارج کردم و الان ایشون دیگه خیلی لاغر نیستن ولی بازم خدا رو شکر متناسبن ولی یکم شکم دارن ولی خدا رو شکر فرزندانم بسیار خوش اندام و متناسب هستن و خوب میدونم رفتارهای من با اونها واقعا تاثیر گذار بوده و اونها رو چاق کردم البته دخترم مقطعی تپل شد ولی خدا رو شکر دوباره لاغر شد و اما الان با من از وقتی که در مسیر تناسبم بسیار لاغر تر شده و حتی همسرم رو تشویق به اندازه خوردن میکنم و از بدیهای پرخوری میگم و ایشونم خیلی رفتارهای بهتری داره و همچنین پسرم رو همیشه تشویق به اندازه نیاز خوردن میکنم و واقعا این آگاهی ها علاوه بر خودم دارن بقیه خانوادم رو هم از شر پرخوری و رفتارهای نا صحیح که در نهایت منجر به چاقی میشن نجات میدن و واقعا خوشحالم از داشتن چنین اگاهی های ارزشمند ی .
چقدر جالبه که ذهنم تصویری هست پس الان داره ذهن من تلاشش رو میکنه که من رو به تصویرهای ذهنیم برسونه هم در زمینه ی تناسب اندام هم در زمینه ی بقیه ی جنبه های زندگی و من الان با کلی کار کردن روی خودم ،خودم رو فردی موفق و با اعتماد به نفس و با روابط زیبا و محبوبیت و فردی تاثیر گذار و با جسم لاغر و زیبا میبینم .
من هر چقدر از پرخوری بدم بیاد فایده نداره که خودم رو کنترل کنم تا پرخوری نکنم چون پرخوری رو مغز صادر میکنه باید در مسیر آموزش قرار بگیری تا مغز دیگه فرمان پرخوری رو صادر نکنه و من الان خودم دیگه فرمانهای مغزم برای خوردن تغییر کرده دیگه خیلی از جاها نمیتونم مثل قبل باشم و دیگه به اون سبک قدیم خوردن برام سخت شده دیگه پرخوری کردن سخت شده و من همیشه به اندازه نیازم میخورم حالا شاید دو لقمه بیشتر در این حد پرخوری من شده و چه جاهایی که من مواجه با غدا میشم اما نمیتونم بخورم چون سیرم و خداییش میلم نمیکشه و یا اصلا نمیتونم بخورم در حد یه میزانی میتونم بخورم مثلا چند شب پیش به فست فودی رفتم و با همسرم اشتراکی یه پیتزا خوردم و تازه همونم برام زیاد بود و یه تیکه مرغ سوخاری برداشتم و اون رو خوردم دیگه فشار شکمی داشتم چیزی که قبلا من اصلا اینطور نبودم با دو تا پیتزا خوردن هم مشکلی نداشتم و راحت میخوردم و هرگز حاضر نبودم اشتراکی با کسی فست فود بخورم چون عاشق پیتزا و ساندویچ بودم اما حالا خودم درخواست میدم که یکی بیاد با من اشتراکی بخوره چون برای من یک عدد پیتزا زیاده و واقعا فیلم نیست نمیتونم بخورم و قشنگ دستورهای مغزی من تغییر کرده من متوجه میشم و من نمیتونم مثل قبل بخورم و این به خاطر تغییر تصویرهای ذهنی من هست که دستورات خوردن من تغییر کرده .
واقعا ذهن من روی لاغر تر شدن تنطیم شده چون میلم به خوردن شیرینی واقعا کم شده میلم به خوردن غدا کمتر شده چون قبلا عاشق خوردن غدا و شیرینی بودم و با هر رژیمی که میگرفتم نمیتونستم این میلم و علاقم رو کم کنم و همیشه در زجر بودم اما به عشق لاغری تحمل میکردم اما الان خیلی راحت تصمیم میگیریم چایی نخورم چه برسه چایی با شیرینی بخورم حتی از قندم بدم میاد با کشمش چند دونه کشمش میخورم و قبلا من بعد از ناهار و صبحانه شیرینی میخوردم اما الان اصلا همچین میلی ندارم و به راحتی این کارها رو نمیکنم و اصلا این کارها یادم رفتن و کلی فاصله گرفتم .
پس برای جلوگیری از تصویر چاقی ببشتر باید چند کارربکنیم :
نشان های دریافت شده
بنام خدا
عرض سلام
تصویر سازی ذهنی
تصویر سازی ذهنی بر اساس دنیای پیرامون ما صورت گرفته که از بچه گی هر چی خانواده ها گفتن که مثلا چاقی ما ارثی هست و،یا به سن بلوغ برسی چاق میشی ،بچه توپل قوی یه
این از دوران کودکی که همه ی این شنیده ها تبدیل شده به تصاویر ذهنی چاقی و در دنیای پیرامون خودمان من همیشه خودم میگفتم پرخوری چاقم کرده ،تند،تند خوردن چاقم کرده ،آب بخورم چاق میشم ،روزی ۳ بار وزن میکردم ،از خوردن ترس داشتم اینها همه تبدیل به تصاویر چاقی شدند و ذهن بر اساس این تصاویر عمل میکند و در جسم به صورت چاقی نمایان میشود و تلاش ما برای رفع این مشکل چاقی از طریق ورزش کردن ،رژیم ،دارو ،دمنوش شروع میشود و هیچ نتیجه ای هم ندارد چون ما داریم به جسم فشار میاریم اما ذهن ما چاقه برا همین نتیجه ای ندارد .باید برای لاغری اموزش ذهنی را یاد بگیریم و به جای آن تصاویر،چاقی تصاویر لاغری را به ذهن یاد بدهیم مثلا من لاغر بشم خوش تیپ میشم ،سلامتی کامل دارم ،پا درد دیگه ندارم ،احساسم خوبه ،اعتماد به نفسم بالا میره وبه این صورت تصاویر لاغری را به ذهن یاد میدهیم و در جسم ما نمایان میشود.
دیکه اینکه نباید دنبال راه کارهای لاغری بریم و یا از چاقی دیگه هیچ حرفی نزنیم با کسی صحبت نکنیم تا تصاویر چاقی ذهن ما کم رنگ بشن و جسم ما یواش یواش حرکتش را رو به لاغری شروع کنه .
نشان های دریافت شده
گام ۷۰
با سلام:تصویر ذهنی چاقی
اصلا تصویر ذهنی یعنی؟تمام پیش بینی که برای آینده خود و انتظاری که از زندگی کردن داریم هست و این تصویر ذهنی شامل همه موارد می شود
تصویر ذهنی ثروت
تصویر ذهنی مهاجرت از کشوری به کشور دیگر
تصویر ذهنی لاغری
تصویر ذهنی چاقی
تصویر ذهنی موفقییت
تصویر ذهنی در تحصیل و کسب و کار
تصویر ذهنی در روابط و غیره……….تمام اطلاعاتی که در مغز ذخیره هستند به صورت تصویری است که همه این داده ها را از محیط پیرامون خود در زمینه های مختلف دریافت کرده ایم و می کنیم و چقدر اهمیت دارد که این داده ها در موردی منفی باشند یا مثبت چون هر موضوعی دو جنبه دارد منفی و مثبت و همیشه منفی ها بیشتر از مثبت ها مورد توجه قرار می گیرد ؟چرا؟چون با ترس همراه است .مثلا اگر برای مهاجرت به یک کشور دیگر از نکات منفی آن را پیش ببریم مطمعنا به اونون خواسته خود نمی رسیم ،مثلا مهاجرت خواسته ماست!!!دوست داریم مهاجرت کنیم برای همین شروع به تحقیق و بعد برنامه ریزی می کنیم ،حالا در اینجا خیلی مسایل درگیر هستند دوری از خانواده. محیط جدید. آدمهای جدید. آداب و رسوم جدید. فرهنگ جدید. و کلی مسایل دیگر. به همون نسبت مثبت هم هست این بستگی به داده ها و تفکیک کردن انها از همدیگر است
پس تصویر ذهنی یک روش بسیار قدرتمند برای استفاده از تخیل و تصورات ما در جهت ساخت زندگی بهتر در رسیدن خواسته ها و ارزوهاست هر چقدر تمرکز به خواسته بمون بیشتر باشد ارتعاش قوی نر فرستاده می شود و چون ما هر روز بصورت نا خودآگاه از تصویر ذهنی استفاده می کنیم و ممکن است که در جهت ناخواسته ها و آن چیزهایی که نمی خواهیم از این قدرت بی نظیر استفاده کنیم چون ذهن خوب و بد را تشخیص نمی دهدفقط آنچه را که به او می دهیم پس می گیریم پس خیلی مهم است که به ناخواسته ها توجه نکنیم یعنی منفی فکر نکنیم
خیلی مهم است که همیشه هدف خود را مشخص کنیم افکار واضح در ذهن بنا به هدفمون ایجاد کنیم و به خواسته هایمون تمرکز کنیم و به آن انرژی مثبت بدهیم لاغری با ذهن یک هدف مشخص این. چرا می خواهیم لاغر شویم. دوست داریم یا خود را لایق لاغری می دانیم. چه مزایایی دارد. تک تک آنها را در ذهن خود واضح می کنیم که با آموزش های استاد مرتب آگاهی های صیحیح را در ذهن خود واضح می کنیم و به آن انرژی مثبت می دهیم. برای هر تغیژ. باید خودمون را تشویق کنیم. و باور کنیم که شایسته و برآزند ی تناسب اندام هستیم که به این سایت هدایت شده آبم
ما در وجود خود درختی داریم که ریشه در فهم مادارد و با آگاهی مان آبیاری و با استعداد مان شکوفا می شود ما باغبان میوه ذهنمان هستیم
نفش تصویر دهنی در چاق شدن:همیشه می شنیدم که ادم های چاق سفید و خوش پوست هستند و چربی ها ایرادهای بدن را پر می کند
ادم های چاق کمتر مریض می شوند و اگر مریض شدند زودتر خوب می شوند (چه اطلاعات اشتباهی)
آدمهای چاق بیشتر مورد پسند مردها هستند این ها را در کودکی می شنیدم
اطلاعاتی که در باره چاقی با نحوه زندگی دریافت می کردیم. چاقی ارثی است. چاقی بخاطر کم تحرکی خوابیدن زیاد. کار پشت میزی. ازدواج. زایمان. سن و سال باعث تغییر سوخت و سوز می شود و در نهایت همه به سوی چاقی و تمام این اطلاعات در طول سالها در ذهن ما پردازش شده و در نهایت به صورت تصویر ذهنی چاق در مغز ما ذخیره شده و حتی فردی که اضافه وزن ندارد به طریق های گوناگون اطلاعات در باره چاقی دریافت می کند پس از مدتی ابن اطلاعات به تصویر ذهنی چاق از مغز فرد تبدیل می شود و ایجاد فرمول های جدید می کند و بر اساس فرمول های جدید وضیعت جسمی فرد از حالت متناسب خارج سده و به حالت چاق تبدیل می شود وقتی تغییر در جسم نمایان می شود فرد متوجه می شود که باید فکری برای بر طرف کردن چاقی جسم خود انجام بدهد استفاده از روش های مختلف. رژیم. ورزش کردن. مصرف دارو. حتی جراحی. سعی کرده ایم لاغر شویم با رژیم جلوی پر خواریهای خود را مهار کنیم
با ورزش سعی کرده ایم چربیهای اضافی را کاهش دهیم. همه اینها جز فشار به جسم و روح حاصل دیگری نصیب ما نمی شد !؟چرا ؟ چون مسیر اشتباه بود و هیچوقت به ذهن ما نرسید جسم ما دستورات را از مغز دریافت می کند نه از عوامل بیرونی خدا راشکر که به این مسیر هدایت شدیم. و دیگر جسم نازنین خود را تحت فشار قرار نمی دهیم و اکنون با داشتن آگاهی های جدید از مغز شروع می کنیم آگاهی که همسو با تغییری که می خواهیم ایجاد کنیم باشد باید استمرار در آگاهی جدید داشته باشیم تا باعث پردازش آن و ایجاد تصویر ذهنی جدید در مغز بشه و مغز هم بر اساس تصاویر ایجاد شده فرمول های جدید ایجاد می کند و در نهایت میل و تمایل در ما برای عمل کردن بر اساس فرمول های جدید را ایجاد می کند و تکرار اینها باعث پر رنگ تر شدن در ذهن ما می شود تا جایی که بصورت نا خود آگاه فرمول های ذهن کار خود را انجام می دهند با تغییر فرمول های جدید کاملا دیده ما نسبت به خوردن و چه زمانی و چند نوبت خوردن تغییر اساسی می کند بستگی به نیاز بدن ما دارد گاهی وقت ها با خوردن چند میوه سیر می شویم
تصویر ذهنی ماست که باعث چاقی و یا لاغری ما می شود بستگی دارد که چه اطلاعاتی در ذهن ذخیره بشه در روش لاغری با ذهن فرمول های اشتباه که سبب چاقی ما شده اند شناسایی و فرمول های متناسب جایگزین آن می شود و این تغییر فرمول ها ی ذهنی سبب تغییر رفتارهای غذایی روزمره ما شده ودر نهایت جسم ما نیز تغییر می کند برای همین مهم این که مرتب فایل ها را تکرار کنیم تا اطلاعات صیحیح در باره لاغری را بارها و بارها بشنویم و به آن فکر کنیم و عمل کنیم استمرار داشته باشیم تا فرمول های جدید در ذهن ما نهادینه شده و سبب ایجاد تصویر ذهنی در ما بشه و آن موقع مغز ما بر اساس تصویر ذهنی جدید اقدام به ایجاد فرمول های جدید در رفتار ما می شود و طور ناخودآگاه خیلی راحت و آسان قادر خواهیم شد رفتارهای قبلی که بر اساس فرمول های چاق کننده و تصویر ذهنی چاق بودند را تکرار نکنیم .سپاسگزارم استاد
عاقل آن است
که
اندیشه کن
پایان را 🥰
تصویر سازی ذهنی بزرگترین و پُر کار آمدترین قدرتی است که انسان میتواند به آن دست پیدا کنند.
چند روزی هست که عضو این کانال شدم و توی این چند روز خیلی چیزها یاد گرفتم و خیلی طرز فکرم نسبت به اضافه وزن و باورهایی که داشتم تغییر کرده و من در این چند روز نمیگم وزن کم کردم ، شاید وزن هم اضافه کرده باشم ولی این رو قاطعیت میتونم بگم دیگه مثل گذشته نمیگم من چاقم ،یا نمیگم فلانی بیشتر میخوره ولی از من لاغرتره ،دیگه به هیچ عنوان حتی توی ذهنم هم نمیگم از بارداری ، بیتحرکی ،ارثی و غیره انسان رو چاق میکنه.
و با خیال راحت غذام رو میخورم ، وقتی سیر میشم دست از غذا خوردن میکشم و پیش خودم میگم بیشتر بخورم که چی بشه، وقتی معده ام نیاز بیشتری نداره .
به خودم بیشتر مطمئن شدم و امیدوار. بیشتر از همه این که احساس آرامش میکنم و این یعنی من تونستم فرمولهای ذهنم رو تغییر بدم.🥳💃
تاثیر تصاویر در چاق شدن و لاغر شدن ما
ما همه از بچگی مداد دیدیم و یا خرگوش ،گاو رو حداقل اگه از نزدیک ندیده باشیم توی تلویزیون یا کتابهامون اونقدر دیدیم که دیگه توی ذهنمون تصویر خیلی پر رنگی ازشون داریم ،و وقتی میگن مداد،گاو،خرگوش خیلی سریع باتصویری که از اونها در ذهنمون داریم آنها رو به یاد میآوریم .حالا اگه کسی از ناخن زیر میکروسکوپ برای ما توضیح بده من خودم به شخصه چون هیچ تصویری از اون ندیدم و ندارم پس تصویر سازیش برام خیلی سخته ولی اگه چند بار ببینم که چه شکلی است دفعه بعد که کسی بخواد برام تعریف کنه سریع یاد اون تصویری که ازش قبلاً دیدم می افتند و میگم آره میدونم چی میگی .
پس این یعنی تصویر سازی از موضوعی در ذهن.
در مورد چاقی و اضافه وزن هم به همین گونه است ما هر وقت در مورد چاقی خودمون چه در فکر و چه در آن واحد حرف بزنیم سریع تصویری از چاقیون در ذهن مون ایجاد میشه. و هر چی بیشتر در معرض سخن گفتن از چاقی و فکر چاقی و درگیر چاقی باشیم تصاویری که در ذهن مون هست رو پررنگ تر از قبل میکنیم و هی رنگ و لعاب بیشتری بهش میدیم و این باور رو در ذهن خودمون مثل فرمولی حکاکی میکنیم که ما چاق هستیم و همین باعث میشه خودمون رو به طرف چاقی سوق بدیم.
باید چکار کنیم؟؟؟🤔🤔🤔
۱. به هیچ عنوان در مورد چاقی حرف نزنیم.
۲.دنبال راهکارهای رفع چاقی نباشیم.
۳.پیگیر تصاویر و اطلاعات تحریک کننده برای خوردن نباشیم.
عوضش باید
فکر کنم در مورد لاغری و متناسب شدن فکر کنیم. من میخوام توی ذهنم خودم را لاغر تصور کنم. حس خوبی که لاغر شدن بهم میده تصور کنم.وقتی میرم جلوی آینه و دیگه شکم ندارم. وقتی پیر میشم و خیلی سرحالم چون سبک هستم. با خیال راحت غذا میخورم.آخ وقتی میرم لباس بخرم و با خیال راحت هر لباسی که دوست دارم رو انتخاب میکنم چه لذتی داره. کفش های اسپرتی که میپوشم و دیگه همسرم نمیگه نمیخواد اسپرت بخری کوتوله نشونت میده رو تصور کنم.کفش پاشنه بلند بپوشم و با غرور راه برم و کیف کنم. وقتی لاغر بشم جوانتر به نظر میام.میخوام فکر کنم لاغر شدم و همسرم میتونه بلندم کنه🤭🤣🤣🤣
و دیگه مجبور نیستم لباسهای گل گشاد بپوشم.
با تصویرهایی سازی چیزهایی که دوست دارم در ذهنم ،تصاویر غلط گذشته رو کم رنگ و کم رنگ تر میکنم تا دیگه هیچ اثری ازشون نباشه . و خواه ناخواه خودم رو در معرض لاغری میکشونم.
نشان های دریافت شده
سلام🙂
تمام داده هایی که ما از طریق دیدن و شنیدن به مغز میدیم به صورت تصویر ذهنی در میاد و همین تصویرها خاطرات ما رو میسازن و به راحتی ما میتونیم اون خاطرات رو به یاد بیاریم
درباره چاقی ما از کودکی یه تصاویری رو دیدیم یا یه حرفهایی رو شنیدیم که به صورت یه تصویر کمرنگ در مغز ذخیره شده هرباری که دوباره اون کلمات رو شنیدیم یا در اطرافمون افرادی رو دیدیم که با اون کلمات همخوانی داشتن به عنوان شاهد مثال اون تصاویر قبلی بودن و تصویر رو پر رنگتر و واضحتر کردن
مثلا شنیدیم چاقی ارثی هست در اطرافیانمون دیدیم که تقریبا بالای ۹۰ درصد فامیلهای ما چاق هستن و یه فامیل دیگه اکثرا لاغر هستن پس تصویر چاقی ارثی هست در ما شکل گرفته بزرگتر که شدیم دیدیم بسیاری از اونهایی که در بچگی در فامیل ما لاغر بودن بزرگ که شدن چاق شدن پس بیشتر ثابت شده برامون که چاقی ارثی هست پرخوری افراد چاق فامیلمون رو دیدیم و باز هم ربطش دادیم به ارثی بودن چاقی و برامون طبیعی بوده کسی که ارثیش چاقیه پس بیشتر هم میخوره چون ژنتیکش اینه…همه اینها وقتی اتفاق افتاده که نا کاملا متناسب بودیم و فقط دیده ها و شنیده ها رو ناخودآکاه وارد مغزمون میکردیم غافل از اینکه همینها باعث ایجاد تصاویر چاق در ذهن ما میشده و ما در خطر چاق شدن بودیم
از اونجاییکه کار جهان و کائنات فقط اینه که ما رو با تصاویر ذهنیمون همسو کنه کم کم شرایطی رو برای ما بوجود آورده که ما علاقمند شدیم که رفتارهایی رو نشون بدیم که مت رو به اون تصاویر برسونه مثلا علاقمند شدیم به شیرینی خوردن .یا خوردن برنج با نون به ما کیف بیشتری داده یا پرخوری برامون جذاب شده یا علاقمند به خوردن فست فودها شدیم یا تصمیم گرفتیم آشپزی رو با پیجها و کتابها و سایتهای مختلف حرفه ای تر دنبال کنیم تا ترکیبهای مختلف رو امتحان کنیم یا همون خوشمزه ها رو خودمون بتونیم درست کنیم و دردسترسمون باشه و از این دست کارها…
هم خودمون علاقمند شدیم به تکرار این رفتارها و هم کائنات شور و اشتیاق ما رو دیده و از این شرایط بیشتر برای ما فراهم کرده و تکرار و استمرار در این کارها باعث شده ما چاق و چاقتر بشیم…
این روندی هست که ما طی کردیم برای چاقی…
حالا به جایی رسیدیم که از حرف و حدیث و نگاه بقیه از چاقیمون بدمون اومده و یا دچار محدودیتها و بیماریها و رنجهای چاقی شدیم و بعد خواستیم با روشهایی که فقط بر جسم ما فشار وارد کرده یا طبق برنامه مشخص غذا خوردن چاقی رو رفع کنیم و هییچچچ توجهی به مدلی که ما رو چاق کرده نداشتیم فقط میخواستیم نتیجه رو تغییر بدیم یعنی جسم رو …اونم چرا؟؟؟ چون میخواستیم حرف و حدیثها و تحقیر ها کم بشه میخواستیم رنج ها و مخدودیتها کم بشه میخواستیم تایید دیگران رو داشته باشیم ….یعنی باز هم به خاطر خودمون و برای لذت خودمون نبوده خوب چی شده؟؟؟؟ اتفاقا چون برای فرار از رنج چاقی بوده چاقی رو برامون پر رنگتر کرده قویتر کرده ….چون توجه ما رو به ناخواستمون بیشتر کرده و طبق قانون توجه ….ناخواسته بیشتری وارد زندگی ما شده یعنی ما چاقتر شدیم یا حداقل لاغر نشدیم…..
دلیل اینکه لاغری با ذهن مسیر صخیحی هست ک موندگاره اینه که در اینجا دقیقا مثل اول چا شدن ما از آگاهی شروع میکنیم و یه عالمه آموزش صحیح و متناسب کننده رو از سایت تناسب فکری وارد ذهنمون میکنیم لابه لای فرمولهای چاقی …..و با تکرار اونا و با استمرار در این مسیر اون فرمولهای جدید لاغر کننده رو قدرت میدیم کم کم تصاویر ذهنی متناسب در ذهن رو پر رنگتر میکنیم و جهان هم ما رو در شرایطی قرار میده که به سمت تناسب بریم یعنی همسو با تصویر ذهنی تناسبمون….
به مرور علایق ما تغییر میکنه رفتارهای غذایی ما تغییر میکنه و اشتیاق ما برای دادن اکاهی های لاغر کننده بیشتر میشه و این یعنی دور زدن به سمت تناسب و ادامه این راه یعنی تناسب جسم😍
۳ تا راهکار عالی وجود داره در ابتدای این راه…که در واقع کنترل ورودی هست .دادن آگاهی درسته ..و جلوگیری از آگاهی چاق کننده
۱-حرف نزدن در باره چاقی خودت….نه با خودت به صورت سرزنش و تحقیر و عذاب وجدان ….نه با دیگران به صورت ناله و گلایه ….یه تمرین برای قرار نگرفتن در فرکانس چاق سکوته ….
اوایل مشکله چون عادته و تغییر عادت مشکله ولی ممکنه…
۲_از پیجها و کانالهای اموزش آشپزی بیا بیرون….
چون تحریک کنتده است برای خوردن بیشتر
۳_دنبال سایر روشهای لاغری نباشین
چون هم با اطمینان و اعتماد بیشتری لاغری با ذهن رو ادامه میدین و هم اطلاعاتی غیر از لاغری با ذهن رو به مغزتون نمیدین و تمرکز فقط میره روی لاغری با ذهن و نتیجه تمرکز میشه کسب موفقیت 👌👌👌
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
مغز ما تمام اطلاعات دریافتی را به صورت تصویر ذهنی ذخیره می کند و این تصویرها بر اساس اطلاعاتی که از پیرامون خود دریافت می کنیم در ذهن ما شکل می گیرد و کار جهان همسو کردن اتفاقات زندگی هر انسانی با تصویر ذهنی آن فرد در جنبه های مختلف زندگی است.
این باورها هستن که بیشتر ما داشتیم قبل از دوره مثل بی تحرکی و کار پشت میزی و خوابیدن زیاد ، سریع غذا خوردن،،،،،
خدا رو شکر خیلی این باورها کم رنگ تر شدن
مغز هم بر اساس همین تصاویر دستور صادر می کرد و ما هم ناخوداگاه پرخوری می کردیم .
اتفاقا امروز داشتم با خالم فیس تایم می کردم که نوه اش پلوش بود و می گفت غذا نمی خوره تقریبا دو سالشه من گفتم نزارین فرمولاش بهم بخوره بعد به من گفتن خودتو یادت رفته من هم مثل خانم شما همیشه فیلم می زذاشتم بیشتر اوقات که دخترم حواسش پرت بشه و غذاشو بخوره . بعد گفتم خوب من نمی دونستم اون موقع در هر صورت این فرمولها توی ذهن منم بوده بچه باید غذا بخوره موقع رشدشه نمی دونم خیلی چیزه که نشانه با لیاقتی مادر بود در من هم به همون صورت وجود داشت .
نحوه عملکرد مغز به این صورته که اطلاعات و دریافت می کنه و بعد اینها به صورت تصویر ذهنی در میان و بر اساس اونها فرمولهای رفتاری ایجاد می شه و بعد میل و رغبت در فرد برای عمل کردن به فرمولهای جدید شکل می گیره و وضعیت زندگی مشخص می شه.
هر زمانی ما برای لاغر شدن اقدام کردیم همیشه روی جسم کار کردیم ولی ذهنمون همون قبلی بود و فرمانها بر اساس همون فرمولهای قبلی صادر می شد و در نتیجه نتیجه نمی گرفتیم.
و در این روش آدم اصلا نمی تونه برای کسی توضیح بده که چه جوریه فقط می بینه که نتیجه ها بدست میان اروم اروم .
برای جلوگیری از تصاویر چاقی
به هیج وجه راجب به چاقی حرف نزنیم خودمون و سرزنش نکنیم.به دنبال راههای رفع چاقی نباشیم که چی بخوریم چیکار کنیم لاغر شیم.در معرض اطلاعات تحریک کننده قرار نگیریم کانالهای آشپزی ،….