0

رهایی از تله‌ای به نام وابستگی و چاقی

اندازه متن

تا به حال شده در میانه یک تصمیم بزرگ، ناگهان احساس کنید که مثل یک کودک خردسال دست‌وپایتان را گم کرده‌اید؟ یا با وجود اینکه سال‌هاست مستقل زندگی می‌کنید، هنوز برای هر کار کوچکی نیاز به تایید والدین یا همسرتان داشته باشید؟

اگر این حس برایتان آشناست، شما با یکی از چالش‌برانگیزترین مفاهیم روانشناسی یعنی طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی روبرو هستید.

در این مقاله می‌خواهیم درباره شاهکاری به نام انیمیشن کوتاه طناب (The Cord) صحبت کنیم.
این اثر چند دقیقه‌ای، به قدری دقیق لایه‌های پنهان رابطه والد و فرزندی را به تصویر می‌کشد که می‌تواند از چندین ساعت کلاس آموزشی تاثیرگذارتر باشد. با من همراه باشید تا این کلاف سردرگم را با هم باز کنیم.

طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی چیست؟

اگر بخواهیم خیلی صمیمی و خودمانی این مفهوم را باز کنیم، باید بگوییم طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی مثل یک عینک کدر و سنگین است که از دوران کودکی روی چشمان فرد قرار می‌گیرد.

وابستگی و بی‌کفایتی

کسی که با این عینک به دنیا نگاه می‌کند، خودش را به شکل عجیبی ناتوان، کوچک و آسیب‌پذیر می‌بیند و در مقابل، چالش‌های ساده زندگی را مثل غول‌هایی بی‌شاخ‌ودم تصور می‌کند.

در واقع، این طرحواره یک “ناتوانیِ آموخته شده” است؛ یعنی فرد یاد گرفته که بلد نباشد، یاد گرفته که نتواند و یاد گرفته که همیشه محتاج دیگران بماند.

فردی که درگیر طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی است، در لایه‌های عمیق ذهن خود به یک سری باورهای سمی چسبیده است و قلباً تصور می‌کند که:

  • «من مثل یک کودک در دنیای آدم‌بزرگ‌ها هستم و تنهایی از پس مسئولیت‌هایم برنمی‌آیم.»
  • «دنیا جای به شدت خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی‌ای است و من حتماً باید یک حامی یا تکیه‌گاه دائمی داشته باشم تا نابود نشوم.»
  • «قضاوت‌ها و تصمیم‌های من همیشه لنگ می‌زنند و اگر کسی تاییدم نکند، قطعاً به اشتباه می‌روم.»
  • «من مهارت کافی برای مدیریت بحران‌های زندگی (حتی موارد ساده مثل خرابی یک وسیله یا یک تماس تلفنی مهم) را ندارم.»

در انیمیشن کوتاه طناب، ما این مفاهیم را به صورت بصری و بسیار دردناک لمس می‌کنیم.

یک نکته بسیار ظریف و کلیدی در این مستند وجود دارد که شاید در نگاه اول از چشم خیلی‌ها دور بماند: تضاد اندام مادر و فرزند.
با اینکه مادر در تمام طول فیلم اندامی متناسب و ترکه دارد، اما فرزند او با گذشت زمان، نه تنها قد می‌کشد، بلکه دچار اضافه وزن و چاقی مفرط می‌شود.

می‌بینیم که فرزند حتی وقتی بزرگ می‌شود و به ظاهر یک مرد بالغ تبدیل می‌گردد، باز هم موقع راه رفتن لرزش شدیدی در پاهایش دارد و مدام تعادلش را از دست می‌دهد.
این لرزش، زمین خوردن‌ها و حتی آن حجم از توده‌ی بدنی اضافه، اصلاً ناشی از ضعف جسمانی یا بیماری فیزیولوژیک نیست؛ بلکه انعکاسِ دقیق همان طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی است که در روان او ریشه دوانده است.

قدرت ذهن: چاقی به مثابه یک لایه محافظتی

اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که قدرت ذهن در ترغیب جسم برای چاق شدن خودش را نشان می‌دهد. ذهنِ فردی که درگیر طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی است، دنیا را بیش از حد ناامن و خودش را بیش از حد کوچک می‌بیند.
در چنین شرایطی، ناخودآگاهِ فرزند برای جبران این حسِ ضعف و “بی‌پناهی”، شروع به ساختن یک “سپر چربی” می‌کند.

چاق شدن در اینجا دو پیام ناخودآگاه دارد:

  1. ایجاد امنیت کاذب: ذهن تصور می‌کند با حجیم‌تر شدن بدن، فرد “سنگین‌تر” و “ماندگارتر” می‌شود تا در برابر تلاطم‌های زندگی که مادر مدام از آن‌ها می‌ترساند، آسیب کمتری ببیند.
  2. اعلامِ نیازِ مداوم: این چاقی و سنگینی، راه رفتن و حرکت مستقل را برای فرزند دشوارتر می‌کند و این یعنی او دلیلی همیشگی برای “وابسته ماندن” به طناب مادر دارد.
وابستگی و بی‌کفایتی

ریشه‌های شکل‌گیری تله وابستگی و بی‌کفایتی در خانواده

شاید بپرسید: «اصلاً چطور می‌شود که ما این‌قدر وابسته بار می‌آییم و چرا جراتِ بریدن طناب‌ها را نداریم؟»

علم روانشناسی معتقد است ریشه‌های طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی معمولاً در بستر خانواده‌هایی رشد می‌کند که اجازه “آزمون و خطا” را از کودک می‌گیرند. به طور کلی، این تله در دو سناریوی اصلی شکل می‌گیرد:

۱. والدین هلیکوپتری و حمایت‌های افراطی

والدین هلیکوپتری کسانی هستند که مثل یک سایه، مدام بالای سر فرزندشان پرواز می‌کنند تا مبادا کوچک‌ترین سنگی جلوی پای او باشد. آن‌ها به جای فرزندشان فکر می‌کنند، به جای او انتخاب می‌کنند و حتی پیش از آنکه کودک احساس نیاز کند، خواسته او را برآورده می‌کنند.
در این سبک تربیتی، والد تمام مسئولیت‌های شخصی کودک را به عهده می‌گیرد.

نتیجه این رفتار، چیزی جز تزریقِ مستقیم طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی به رگ‌های روانی کودک نیست.
وقتی شما اجازه نمی‌دهید کودکتان با چالش‌های کوچک روبرو شود، در واقع فرصتِ “ساختنِ عضلات روانی” را از او گرفته‌اید.
پیام پنهان و مخرب این رفتار به کودک این است: «تو به تنهایی ضعیف و ناتوان هستی و بدون حضور من، در برابر ناملایمات دنیا نابود می‌شوی!» اینجاست که کودک باور می‌کند برای بقا، حتماً باید به کسی یا چیزی متصل باشد.

۲. والدین مضطرب، کنترل‌گر و سرزنش‌گر

در سکانس‌های مختلف انیمیشن می‌بینیم که مادر با هر حرکتِ مستقلانه‌ی فرزند، دچار اضطراب شده و بلافاصله طناب را می‌کشد.
این تصویرسازی دقیقاً نشان می‌دهد که چطور یک والد، اضطراب‌های درونی و ترس‌های شخصی خودش را به دنیای پاکِ فرزندش منتقل می‌کند. در این محیط، هر تلاشی برای استقلال، با ترس یا واکنش منفی والد روبرو می‌شود.

در چنین فضایی، فرزند به این نتیجه‌ی فاجعه‌بار می‌رسد که: «استقلال یعنی خطر و تنهایی، و وابستگی یعنی امنیت و عشق.» فردی که در این اتمسفر بزرگ می‌شود، در بزرگسالی هم دچار طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی می‌ماند؛ چون یاد گرفته است که “خودمختاری” مساوی است با اضطرابِ جدایی و از دست دادن حمایتِ تنها پناهگاهش.

وابستگی و بی‌کفایتی

نشانه‌های وابستگی و بی‌کفایتی در زندگی روزمره

بیایید کمی صادقانه به رفتارهایمان نگاه کنیم. آیا شما هم این نشانه‌ها را در خودتان یا اطرافیانتان می‌بینید؟

  • ناتوانی در تصمیم‌گیری‌های ساده: از انتخاب مدل مو گرفته تا تغییر شغل، حتماً باید نظر دیگران را بپرسید.
  • اجتناب از مسئولیت‌های جدید: وقتی فرصتی برای رشد پیش می‌آید، چون فکر می‌کنید “از پسش برنمی‌آیید”، آن را رد می‌کنید.
  • چسبندگی روانی در روابط: در روابط عاطفی، به شدت به طرف مقابل می‌چسبید و از ترسِ رها شدن، تمام خواسته‌های او را بی چون و چرا می‌پذیرید.
  • احساس درماندگی: در مواجهه با مشکلات کوچک زندگی (مثل یک خرابی ساده در منزل)، حس می‌کنید دنیا به آخر رسیده است.

تمام این‌ها نشان‌دهنده فعالیت طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی در لایه‌های عمیق ذهن شماست.

تحلیل سکانس طلایی انیمیشن: لحظه انتخاب

یکی از تاثیرگذارترین بخش‌های انیمیشن طناب، لحظه‌ای است که فرزند با دنیای بیرون روبرو می‌شود. او از یک طرف میل به کشف و شهود دارد و از طرف دیگر، سنگینی طناب و نگاه نگران مادر او را به عقب می‌کشد.

این دقیقاً همان کشمکش درونی است که افراد دارای طرحواره وابستگی هر روز با آن دست‌وپنج نرم می‌کنند: جنگ میان “عشق به آزادی” و “ترس از تنهایی”.

چگونه طناب‌های وابستگی را قطع کنیم؟ (راهکارهای عملی)

دیدن این مستند کوتاه، اولین قدم برای بیداری است. اما برای درمان طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی، باید آستین‌ها را بالا بزنید:

  1. پذیرش “اضطرابِ استقلال”: قبول کنید که وقتی می‌خواهید مستقل شوید، در ابتدا ترس و اضطراب خواهید داشت. این ترس نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه رشد است.
  2. انجام کارهای “یک‌نفره”: تمرین کنید کارهای کوچک را بدون مشورت انجام دهید. حتی اگر اشتباه کنید، آن اشتباه ارزشمند است چون “مالِ شماست”.
  3. تقویت خودکارآمدی: مهارت‌های جدید یاد بگیرید. هر مهارتی که یاد می‌گیرید (از آشپزی گرفته تا لاغری با ذهن)، یک ضربه به پیکره طرحواره بی‌کفایتی می‌زند.
  4. بازنگری در رابطه با والدین: اگر والدینی دارید که هنوز می‌خواهند طناب را نگه دارند، با احترام اما قاطعیت، مرزهای خود را مشخص کنید. شما برای دوست داشته شدن، نیازی به “وابسته بودن” ندارید.

سخن پایانی: شما قوی‌تر از آن چیزی هستید که فکر می‌کنید!

ما به این دنیا نیامده‌ایم که زائده‌ای از دیگران باشیم. رسالت هر انسانی، کشف توانمندی‌های منحصر به فرد خودش است.

فراموش نکنید که قطع کردن طناب وابستگی به معنای بی‌احترامی به والدین یا عزیزان نیست؛ بلکه به معنای سالم‌سازی رابطه است. تا زمانی که شما وابسته باشید، رابطه‌تان از روی ترس است، نه از روی عشقِ آگاهانه.

امیدوارم تماشای این انیمیشن و خواندن این تحلیل، جرقه‌ای باشد برای اینکه با شجاعت بیشتری به سمت استقلال قدم بردارید و طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی را برای همیشه پشت سر بگذارید.

۱. نگاهی به ریشه‌ها: آیا شما قربانی “عشقِ خفه‌کننده” بوده‌اید؟

لحظه‌ای به دوران کودکی خود برگردید. آیا والدینی داشتید که به جای شما نفس می‌کشیدند؟

  • آیا هر بار که خواستید راه جدیدی را امتحان کنید، با “طنابِ نگران” آن‌ها به عقب کشیده شدید؟
  • هنوز هم وقتی می‌خواهید تصمیمی بگیرید، آن صدای درونی که می‌گوید «تو تنهایی از پسش برنمی‌آیی» در گوشتان می‌پیچد؟

اگر حس می‌کنید هنوز با این طناب نامرئی به انتظارات یا ترس‌های والدینتان گره خورده‌اید، بدانید که ریشه‌های طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی در شما نیاز به بازنگری و درمان دارد.

۲. نگاهی به آینه: آیا شما در حال بافتنِ طناب برای فرزندانتان هستید؟

این سخت‌ترین سوالی است که یک والد می‌تواند از خودش بپرسد:

  • آیا از ترس اینکه فرزندتان زمین بخورد، فرصتِ “قهرمانِ خود بودن” را از او گرفته‌اید؟
  • چقدر از کارهایی که فرزندتان “می‌تواند” انجام دهد را شما به جایش انجام می‌دهید تا فقط خیالتان راحت باشد؟

یادمان باشد که ما با محافظت بیش از حد، در واقع بذر طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی را در وجود آن‌ها می‌کاریم و آن‌ها را برای یک عمر ناتوانی آماده می‌کنیم.

نوشتن، اولین قدم برای بریدنِ طناب‌هاست.

تجربه‌ی شما می‌تواند به شخصی که همین حالا در بن‌بستِ طرحواره وابستگی و بی‌کفایتی گیر کرده، شجاعتِ تغییر بدهد. منتظر نظرات گرم و تحلیل‌های شما هستم!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.79 از 14 رای

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=51640
4 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۴/۱۱/۱۸ ۱۶:۴۷
      مدت عضویت: 2037 روز
      امتیاز کاربر: 35241 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 524 کلمه

      استاد  سلام  

      به موضوع مهم و  چالش برانگیزی پرداختید …  به یک موضوع روان شناختی  بسیار با اهمیت …

      درباره  رابطه  طرحواره ها با چاقی و اضافه وزن  تحقیق کردم  نتیجه این تحقیق  رو  طی  یک  مقاله  به عنوان دیدگاه   ارسال می کنم 

      ‌طرحواره‌های ذهنی (Schemas) و رابطه‌شان با چاقی،  موضوع بسیار عمیق و قدرتمندی است‌. طرحواره‌ها در واقع «عینک‌هایی» هستند که ما از کودکی به چشم می‌زنیم و بر اساس آن‌ها خودمان، دیگران و دنیا را تفسیر می‌کنیم. وقتی این عینک‌ها آلوده یا بدفرم باشند (طرحواره‌های ناسازگار)، رفتارهای ما از جمله عادات غذایی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.‌مهم‌ترین طرحواره‌هایی که معمولاً با چاقی و اضافه‌وزن گره خورده‌اند را بررسی می‌کنیم

      :‌### ۱. طرحواره محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation)این طرحواره زمانی شکل می‌گیرد که فرد در کودکی حس کرده کسی نیست که واقعاً او را درک کند یا به او محبت کند. در بزرگسالی، فرد برای پر کردن این «خلاء عاطفی» و تنهایی، به غذا پناه می‌برد. غذا به جای آغوش یا همدم، نقش تسکین‌دهنده را بازی می‌کند

      .‌### ۲. طرحواره نقص و شرم (Defectiveness / Shame)فردی که این طرحواره را دارد، در درون احساس می‌کند ارزشمند نیست یا عیبی دارد. اضافه‌وزن در اینجا گاهی به عنوان یک «سپر» عمل می‌کند؛ فرد ناخودآگاه با چاق شدن می‌خواهد خودش را از قضاوت‌ها یا روابط نزدیک (که می‌ترسد در آن‌ها طرد شود) محافظت کند. همچنین، چاقی می‌تواند دلیلی خودساخته برای موجه کردنِ حسِ بی‌ارزشیِ درونی باشد.‌

      ### ۳. طرحواره رهاشدگی (Abandonment)ترس از دست دادنِ عزیزان باعث اضطراب شدیدی می‌شود. خوردن، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای سرکوب این اضطراب است. فرد با خوردنِ زیاد، سعی می‌کند استرسی که از فکرِ تنها ماندن دارد را مدیریت کند.‌

      ### ۴. طرحواره اطاعت (Subjugation)این افراد یاد گرفته‌اند همیشه طبق خواسته دیگران عمل کنند و نیازهای خودشان را نادیده بگیرند. انباشتِ خشم و نارضایتی ناشی از این «بله» گفتن‌های اجباری، معمولاً در تنهایی با «پرخوری عصبی» تخلیه می‌شود. در واقع خوردن، تنها جایی است که فرد حس می‌کند روی آن کنترل دارد یا با آن علیه فشارها اعتراض می‌کند.‌

      ### ۵. طرحواره خویشتن‌داری و خودانضباطی ناکافی (Insufficient Self-Control)این یکی از مستقیم‌ترین طرحواره‌ها در بحث وزن است. فرد در برابر تکانه‌ها و لذت‌های آنی (مثل مزه غذا) نمی‌تواند مقاومت کند و تحملِ سختیِ رژیم یا ورزش را ندارد. این افراد معمولاً می‌خواهند خیلی سریع به لذت برسند و از هرگونه ناراحتی فرار می‌کنند.‌

      ### ۶. طرحواره شکست (Failure)‌اگر فرد باور داشته باشد که در نهایت شکست می‌خورد، هر تلاشی برای کاهش وزن را با این فکر که «من که آخرش نمی‌توانم» نیمه‌کاره رها می‌کند. در واقع، چاقی به نوعی تداومِ همان هویتِ «شکست‌خورده» در ذهن اوست

      .‌### رابطه طرحواره با چاقی چگونه عمل می‌کند؟طرحواره‌ها باعث می‌شوند ما در موقعیت‌های استرس‌زا، به صورتِ خودکار از مکانیسم‌های مقابله‌ای استفاده کنیم. «خوردن هیجانی» (Emotional Eating) بزرگترین پل میان طرحواره و چاقی است. فرد برای فرار از دردِ بیدار شدنِ یک طرحواره (مثلاً حسِ تنهایی یا بی‌ارزشی)، به غذا به عنوان یک مُسکنِ فوری نگاه می‌کند.‌بنابراین  چاقی در بسیاری از موارد صرفاً یک موضوع فیزیولوژیک (مربوط به معده و سوخت‌وساز) نیست، بلکه فریادِ بلندِ زخم‌های روانی است که در قالب ولع مصرفِ قند و چربی ظاهر می‌شود.

       برای درمان پایدار، در کنار رفتارهای صحیح  غذایی،  «طرحواره‌درمانی» برای شناسایی و مدیریت این الگوهای ذهنی بسیار راهگشاست …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۴/۱۱/۱۹ ۰۱:۱۶
      مدت عضویت: 2037 روز
      امتیاز کاربر: 35241 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 478 کلمه

      سلام  دوست عزیزم  لیلا خانم 

      دیدگاهت عالی بود …منم جزء  والدین  دهه ۴۰ هستم  سال ۴۶  متولد شدم‌  به عنوان فرزند ارشد..از نوزادی  تا  ۵ سالگیمو که یادم نمی آد  ولی هر چه بزرگتر شدم  بیشتر مورد  بی توجهی قرار گرفتم  چون  با فاصله های کوتاه  دو تا خواهر  و یک برادر  خدا به ما هدیه داده بود  و مادر و پدرم‌غرق در  تامین خوراک و پوشاک  ما مادربزرگم  یعنی مادره  بابام  با ما زندگی  میکرد  و با مادرم  به شدت  زاویه داشت  و  دعوا  می کردن  پدرم  برای فرار از  میانجی شدن بین  همسر و مادرش خیلی دیر به خونه  می اومد  و من چیزی از محبت پدر  احساس نکردم   من در کودکی طرحواره  رها شدگی  داشتم   اما با شروع  درس و مدرسه از دبستان تا دیپلم‌‌خوب درس می خوندم  اما به قول شما   چیزی  یادمون  ندادن  که به درد پرورش کودک  و یا  همسر داری مون  بخوره   و  من در ارتباط با نحوه رفتار  صحیح با بچه ها و همسر هیچی نمی دونستم  و  به همین دلیل  بارها دچار خطای  راهبردی  شدم  که  گریبان منو  برای سالهای بعد گرفت  …  بچه های طفل معصوم من هم  با همین طرحواره  تا  آخر دوره تحصیل کلاسیک   بزرگ  شدن  و  مهمترین توجهی که به بچه ها کردم   اجازه ندادم‌ بعد از متارکه  بچه ها زیر دست پدری نالایق و نامادری  بیفتن   و  با پذیرش این مسئولیت  فکر می کردم   که   تنها  وظیفه من  فراهم کردن  خورد و خوراکشونه  و به جنبه های روحی  و روانی و نیازهای عاطفیشون   توجه نکردم البته نه عامدانه   بلکه   جاهلانه    و بچه هام که یک‌دختر و یک پسر هستن  هر کدوم به نوعی  آسیب  روحی دیدن  خوشبختانه   پسرم  که خودجوش درس می خوند  کنکور  رشته مهندسی قبول شد بعد از لیسانس  به عنوان مهندس مخابرات  مرکزی  تهران  مشغول به کار شد  ازدواجش دادم   و الان یک‌پسر ۹ ساله  مثل خودش باهوش و استثنایی داره  که  بر عکس دوران کودکی خودش که طرحواره  رها شدگی  داشت  جزء  والدین  هلیکوپتری  محسوب میشه  و برای تربیت  تنها فرزندش  به کمک  خانومش خیلی  از خودشون   انرژی  توجه  و  صرف پول و هزینه  کردن   …  من موافق این همه از توجه  به بچه نیستم   دارم تاثیر توجه بیش از حدشونو  می بینم   .. اما دخترم به دلیل لطافت روحی خاص دخترها  آسیب  بیشتری  دید  اما  هر جوری بود تونستیم  زندگیشو  با کمک خودش و همسرش جمع و جور کنیم  و کمک کنیم  تنها فرزندش که حالا یک دختر ۱۸ ساله اس  زیر سایه و بال و پر خودشون بگیرن …  

      اینکه ما با انواع طرحواره ها بزرگ شدیم  که بحثی نیست  منتها  حالا که به آگاهی زیادی رسیدیم  باید در شناسایی  طرحواره ها یا همون  ویروسهای ذهنی  و سپس پاکسازیشون  کوشا  باشیم لا اقل از حالا به بعد بهتر و مطلوبتر  زندگی کنیم 

      از،استاد عزیز  بابت این مقاله  ارزشمند  بسیار سپاسگزارم  

      دیدگاه شما ثبت شد و پس از تایید توسط مدیر سایت ، نمایش داده خواهد شد.
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم