تا به حال شده در میانه یک تصمیم بزرگ، ناگهان احساس کنید که مثل یک کودک خردسال دستوپایتان را گم کردهاید؟ یا با وجود اینکه سالهاست مستقل زندگی میکنید، هنوز برای هر کار کوچکی نیاز به تایید والدین یا همسرتان داشته باشید؟
اگر این حس برایتان آشناست، شما با یکی از چالشبرانگیزترین مفاهیم روانشناسی یعنی طرحواره وابستگی و بیکفایتی روبرو هستید.
در این مقاله میخواهیم درباره شاهکاری به نام انیمیشن کوتاه طناب (The Cord) صحبت کنیم.
این اثر چند دقیقهای، به قدری دقیق لایههای پنهان رابطه والد و فرزندی را به تصویر میکشد که میتواند از چندین ساعت کلاس آموزشی تاثیرگذارتر باشد. با من همراه باشید تا این کلاف سردرگم را با هم باز کنیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.38 از 47 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
استاد سلام
به موضوع مهم و چالش برانگیزی پرداختید … به یک موضوع روان شناختی بسیار با اهمیت …
درباره رابطه طرحواره ها با چاقی و اضافه وزن تحقیق کردم نتیجه این تحقیق رو طی یک مقاله به عنوان دیدگاه ارسال می کنم
طرحوارههای ذهنی (Schemas) و رابطهشان با چاقی، موضوع بسیار عمیق و قدرتمندی است. طرحوارهها در واقع «عینکهایی» هستند که ما از کودکی به چشم میزنیم و بر اساس آنها خودمان، دیگران و دنیا را تفسیر میکنیم. وقتی این عینکها آلوده یا بدفرم باشند (طرحوارههای ناسازگار)، رفتارهای ما از جمله عادات غذایی را تحت تأثیر قرار میدهند.مهمترین طرحوارههایی که معمولاً با چاقی و اضافهوزن گره خوردهاند را بررسی میکنیم
:### ۱. طرحواره محرومیت هیجانی (Emotional Deprivation)این طرحواره زمانی شکل میگیرد که فرد در کودکی حس کرده کسی نیست که واقعاً او را درک کند یا به او محبت کند. در بزرگسالی، فرد برای پر کردن این «خلاء عاطفی» و تنهایی، به غذا پناه میبرد. غذا به جای آغوش یا همدم، نقش تسکیندهنده را بازی میکند
.### ۲. طرحواره نقص و شرم (Defectiveness / Shame)فردی که این طرحواره را دارد، در درون احساس میکند ارزشمند نیست یا عیبی دارد. اضافهوزن در اینجا گاهی به عنوان یک «سپر» عمل میکند؛ فرد ناخودآگاه با چاق شدن میخواهد خودش را از قضاوتها یا روابط نزدیک (که میترسد در آنها طرد شود) محافظت کند. همچنین، چاقی میتواند دلیلی خودساخته برای موجه کردنِ حسِ بیارزشیِ درونی باشد.
### ۳. طرحواره رهاشدگی (Abandonment)ترس از دست دادنِ عزیزان باعث اضطراب شدیدی میشود. خوردن، یکی از سریعترین راهها برای سرکوب این اضطراب است. فرد با خوردنِ زیاد، سعی میکند استرسی که از فکرِ تنها ماندن دارد را مدیریت کند.
### ۴. طرحواره اطاعت (Subjugation)این افراد یاد گرفتهاند همیشه طبق خواسته دیگران عمل کنند و نیازهای خودشان را نادیده بگیرند. انباشتِ خشم و نارضایتی ناشی از این «بله» گفتنهای اجباری، معمولاً در تنهایی با «پرخوری عصبی» تخلیه میشود. در واقع خوردن، تنها جایی است که فرد حس میکند روی آن کنترل دارد یا با آن علیه فشارها اعتراض میکند.
### ۵. طرحواره خویشتنداری و خودانضباطی ناکافی (Insufficient Self-Control)این یکی از مستقیمترین طرحوارهها در بحث وزن است. فرد در برابر تکانهها و لذتهای آنی (مثل مزه غذا) نمیتواند مقاومت کند و تحملِ سختیِ رژیم یا ورزش را ندارد. این افراد معمولاً میخواهند خیلی سریع به لذت برسند و از هرگونه ناراحتی فرار میکنند.
### ۶. طرحواره شکست (Failure)اگر فرد باور داشته باشد که در نهایت شکست میخورد، هر تلاشی برای کاهش وزن را با این فکر که «من که آخرش نمیتوانم» نیمهکاره رها میکند. در واقع، چاقی به نوعی تداومِ همان هویتِ «شکستخورده» در ذهن اوست
.### رابطه طرحواره با چاقی چگونه عمل میکند؟طرحوارهها باعث میشوند ما در موقعیتهای استرسزا، به صورتِ خودکار از مکانیسمهای مقابلهای استفاده کنیم. «خوردن هیجانی» (Emotional Eating) بزرگترین پل میان طرحواره و چاقی است. فرد برای فرار از دردِ بیدار شدنِ یک طرحواره (مثلاً حسِ تنهایی یا بیارزشی)، به غذا به عنوان یک مُسکنِ فوری نگاه میکند.بنابراین چاقی در بسیاری از موارد صرفاً یک موضوع فیزیولوژیک (مربوط به معده و سوختوساز) نیست، بلکه فریادِ بلندِ زخمهای روانی است که در قالب ولع مصرفِ قند و چربی ظاهر میشود.
برای درمان پایدار، در کنار رفتارهای صحیح غذایی، «طرحوارهدرمانی» برای شناسایی و مدیریت این الگوهای ذهنی بسیار راهگشاست …