0

اعتیاد به غذا؛ دشمن خاموش تناسب اندام (گام ۱۰)

اعتیاد به غذا
اندازه متن

تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خسته‌کننده بشه؟ 😑 با این حال، نمی‌تونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامه‌ش می‌کنه؟

اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده می‌تونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل می‌گیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟

اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫

اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره و هی می‌خوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن می‌کشونه… حتی وقتی دلش نمی‌خواد بخوره! 😣

و حالا جالب‌ترین قسمت ماجرا! 😳👇

تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعه‌ای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فست‌فود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون می‌ده!

یعنی چی؟

یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات می‌تونه همون قسمت‌هایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال می‌کنن! 😱🍩

این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.

اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادی‌ش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته می‌شن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع می‌کنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵

شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همین‌جوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔

ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر می‌کنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیق‌تر و ریشه‌دارتر می‌شه!

اعتیاد به غذا

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویق‌شده! 😳🍟

نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همه‌ی دنیا باهاش برخورد قانونی می‌شه، واسه این یکی نه‌تنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسین‌شده‌ست! 😅

یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…

رستورانا، شیرینی‌فروشی‌ها، فست‌فودها، بیلبوردها، حتی استوری‌های اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…

همه‌چی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه می‌کنه 🤤

🍩 اون‌ور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشی‌شو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!

و حالا چرا اعتیاد به غذا این‌قدر خطرناک‌تره؟

  • 🔹 چون هیچ‌کس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمی‌کنه
  • 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده می‌شه
  • 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق می‌شی به بیشتر خوردن

و وقتی چاق می‌شیم، تازه زنجیره عوارض شروع می‌شه:

  • ❗ فشار خون بالا
  • ❗ دیابت نوع دو
  • ❗ بیماری‌های قلبی
  • ❗ مشکلات مفصلی
  • ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبه‌نفس پایین 😔

همه‌ی اینا فقط به‌خاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطی‌شده رو پیدا کرده:

  • «ناراحتی؟ بخور!»
  • «استرس داری؟ بخور!»
  • «حوصله‌ت سر رفته؟ بخور!»
  • «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰

📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون می‌ده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، به‌طرز شگفت‌انگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.

یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش می‌ده که به کوکائین یا نیکوتین می‌ده! 😱

پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش می‌مونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕

وقتی به اعتیاد به غذا به‌عنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه می‌فهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرک‌ها و وسوسه‌هاییه که مثل مواد مخدر عمل می‌کنن.

فکر کن! 🤯

اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)

ولی تو دنیای غذا؟

  • هزاران مدل شیرینی
  • صدها نوع چیپس و پفک
  • بستنی‌هایی با طعم‌های عجیب و غریب
  • سس‌های چرب و ترکیب‌های فوق‌العاده اعتیادآور 😋

🔻 این یعنی چی؟

یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!

و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀

اما یه سوال مهم:

اگه ما تو دوره‌های تناسب فکری می‌گیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاق‌کننده» صحبت می‌کنیم؟ 🤔

جواب اینه:

🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”

و در عین حال احساس می‌کنه نمی‌تونه جلوی خوردنشو بگیره… اون‌وقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞

🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!

برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسه‌گر، همچنان متناسب و سالم زندگی می‌کنن.

✅ پس نکته کلیدی اینه:

اول باید اون “ذهنیت چاق‌کننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

گسترش چاقی

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩

یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی می‌خوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.

ولی یواش‌یواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.

🍕 از کجا شروع شد؟

از جایی که کارخونه‌های مواد غذایی، با طراحی بسته‌بندی‌های جذاب، اندازه‌های مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه‌ ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅

🎯 ما هم که هنوز ته‌مون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که می‌شیم، چشم‌مون شکار می‌کنه، دست‌مون می‌خره، ذهن‌مون مجوز می‌ده و معده‌مون همه‌چی رو جا می‌ده!

و اینطوری بود که کم‌کم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.

👪 از خونه شروع شد

وقتی مامان‌بابا برای اینکه بچه‌شون “قوی‌تر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزه‌ها شد خوراکی و نوشابه،

یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:

📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد

🎉 حالا بزرگ‌تر که شدیم، چی شد؟

تا یه ذره ناراحت می‌شیم، می‌ریم سراغ یخچال،‌ تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.

خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵‍💫

🎯 نکته اینجاست که:

هیچ‌کس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه

برعکس! همه جا داره بهمون می‌گه: “بخور! خوش بگذره!”

و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم می‌شه! 😶‍🌫️

🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن

صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینی‌ها، بافت خامه، طعم قهوه…

و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت می‌خواد بخوره! 🤯

قانون اساسی چاقی
لاغری با ذهن
اعتیاد آسان چاقی

راه نجات چیه؟ قانون‌های شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇

تحقیقات نشون داده با تمرین ذهن‌آگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا می‌تونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.

مغز انعطاف‌پذیره. یعنی همون‌طور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، می‌تونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱

پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:

از امروز، من مسئول رابطه‌م با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادت‌های غلط.

✨ اما اگه می‌خوای این تغییر رو سریع‌تر و اصولی‌تر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.

این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک می‌کنه فرمول‌های اشتباه ذهنی‌ت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.

این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈

✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩

حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دست‌به‌قلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذایی‌ات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇

  • فکر می‌کنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی می‌تونه یه نوع اعتیاد باشه؟
  • چه وقت‌هایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بی‌دلیل و بی‌نیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
  • نظرت درباره تأثیر مکان‌هایی مثل رستوران‌ها، اپلیکیشن‌های سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
  • تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠

🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡

👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم!  📝💬🧠

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 184 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10289
332 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 777 کلمه

      فایل چاقی اعتیاد آسان
      فایلی فوق العاده
      وقتی در مورد اعتیاد صحبت میکنیم تصویر افراد لاغر و ژنده پوش و خیابانهای تاریک رو تصور می‌کنیم و پارکهای دورافتاده که در اون افراد به خرید و فروش مواد مخدر مشغول هستند همه این تصاویر مذموم و نازیبا رو در ذهن ثبت کردیم
      ولی آیا ما هم واقعا معتادیم؟
      جواب بلی است ما نه تنها به مواد غذایی بلکه به تلویزیون فضای مجازی و ….نیز معتادیم تصور کنید فقط یک شب برق نداشته باشید و کلافگی رو در همه ادمهای دور و بر ببینید و یا سندروم ترس از گم کردن گوشی که جالبه به عنوان سندروم شناخته شده و نشون دهنده علاقه دیوانه وار ما به گوشی هست اینها اعتیاد هستند
      فرق ما با معتادین به مواد مخدر اینه که اونها باید مواد مصرفی شون رو با ترس ولرز تهیه کنن ولی ما آزادانه در فروشگاههای شییک قدم میزنیم و سبد هامون رو پر از مواد مصرفی میکنیم و بابت اون کار جایزه میگیریم تخفیف میگیرم در قرعه کشی ماشین و خونه و سکه شرکت میکنیم و در کل همه در حال تشویق ما برای گسترش این عادتهای زشت و مخرب هستند
      جامه مصرف گرای ما در گسترش و تشویق به معتاد شدن هم سهم بزرگی ایفا میکنه پیشرفت در صنايع بسته بندی و تبدیلی باعث شده نا چهار فصل سال به انواع مواد غذایی دسترسی داشته باشیم الان در بهمن ماه من کلیپی دیدم که در اون گیلاس گلخانه‌ای به قیمت کیلویی یک میلیون تومان به فروش می‌رسد این نشون دهنده همون اعتیاد و هوس بازار برای مصرفه وقتی با قدیم مقایسه میکنیم میبینیم که همه چی سر وقتش مصرف میشد و وقتی فصل جیزی تموم میشه دیگه اصراری برای تهیه اون نبود
      عامل دیگه گسترش کسب کارهایی برپایه تولید مواد غذایی و دسترسی آسونتر به اونهاست جالبه من کانالها و پیج هایی رو میبینم که در اون پیاز داغ سرخ شده کتلت🙄و انواع غذاها رو اماده کرده و به فروش میرسونن و دسترسی ما رو آسون و هوس ما رو راحتر فروکش میکنن
      مسئله دیگه بحث تهیه انواع دسر فینگر فود و غذاهای شیک و مجلسی هست وقتی در پیجی خانمی از سلیقه و هنرش در تهیه چندین نوع غذا عکس میزاره و اونهمه لایک و کامنت مثبت دریافت میکنه در ما این تصور رو به وجور میاره که نباید از قافله عقب موند و برای هنرنمایی و روکم کنی باید دست به کار شد😉😉
      من در اعتیاد به مواد غذایی موارد دیگه ای هم به ذهنم رسید که باعث توجه بیش از اندازه ما به غذا شده من مدتها از نظم خانواده ام مبنی بر صرف هر روزه ناهار و شام بدون استثنا صحبت میکردم و این رو یک مزیت میدنستم مادرم همیشه این رو به عنوان یک خصلت بزرگ و قابل تحسین قلمداد میگرد که ما همیشه شام و ناهارمون سر وقت حاضره ولی الان پی بردم این یعنی توجه بیش از اندازه به غذاها
      عامل دیگه هر وقت مهمون داشتیم باید چند مدل غذا درست میکردیم و برای بعد از شام بساط تنقلات اماده بود و اگه یه وقتی مهمون سر زده داشتیم و پذیرایی مون مختصر بود مایه شرمساری میشد همون موقع وقتی فیلم های خارجی میدیدم میگفتم اینا چرا برای مهمونا میوه و شیریتی۵نمیارن این یعنی توحه به غذا و معتاد شدن به اون
      وقتی بچه ها الگوی غذا خوردن والدین رو میببینن که در مهمونی بعد از خوردن یک شام مفصل به خودشون رحم نمیکنن و از هر انچه بهشون تعارف میشه میخورن انتظار به وجود اومدن چه الگوی درستی رو میشه داشت
      من یادمه یه فامیلی داشتیم که اتفاقا متناسب بودن هر وقت برای مهموتی میرفتیم تنها پذیرایی بعد از غذا چای بود یا اگر عصرانه نیرفتیم پدیرایی شون خیلی مختصر بود باور کنید تا قبل از گوش دادن به این فایل همیشه فکر میکردم اینا اصلا برای مهمون ارزش قایل نمیشن این چه وضعیه ولی الان میفهمم که رفتارشون کاملا درست و غریزی بود چه دلیلی داره بعد از صرف شام اونهمه پذيرايي باشه از شیرینی و میوه و..
      جالبه اونا هر وقت به دیدن من میان برای بچه هام چیپس و پفک نمیگیرن ولی خیلی ها وقتی میان به دیدن ما با یه بغل پر از خوراکی وارد میشن حتی حرف زدن ما درباره مواد غذایی مبتی بر اینکه بچه ها وقتی گرسنه شون میشه لج میکنن یا با هم دعوا میکنن خودش زمینه ساز شکل گیری اعتیاد مخربه
      درسته ما در زمانیزندگی میکنیم که تحت محاصره دنیای خوراکی ها قرار داریم ولی قرار نیست معتاد بشیم اینهمه ادم سالم تو جامعه که هیچوقت سمت مواد مخدر یا سیگار نرفتن پس اونها با الگوی فکری و رفتاری درست به زندگیشون ادامه دادن ما هم خیلی راحت با اموزش و تغییر باورهای غلط میتونیم ریشه اعتیاد به مواد غذایی رو در خودمون از بین ببریم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۴۰۰/۰۱/۰۹ ۰۱:۳۱
        مدت عضویت: 2033 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 195 کلمه

        بسیار عالییییییییی بود دوست عزیز 👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        منم در خانواده ای بزرگ شدم که همیشه صبحانه و ناهار و شام باید سر موقع خاص حاضر و آماده و با همدیگه دور یک سفره صرف میشد و اینکه غذایی که برای هر کدوم توسط مادر کشیده میشد باید تا آخر صرف میشد و با اصطلاح بشقاب مون باید تمییز میکردیم
        همیشه وقتی قرار بود مهمان بیاد از شب قبلش یا صبح زودش مادرم مشغول تهیه چند مدل غذا و دسر و پیش غذا و…میشد و کمتر از دو نمونه غذا هیچوقت نبود
        و همیشه اصرار به خوردن بیشتر، تازه مادرم میگفت اگه نخورید ناراحت میشم، یعنی دست پختم دوست نداشتید و….
        اما حالا میگم ما نباید برای بروز دادن احساساتمون به دیگران، برای اینکه ابراز علاقه مون به دیگران، برای نشان دادن احترام مون به دیگران، برای ارزش قائل شدن، برای لطف و محبت کردن نباید اونا رو توی فشار تعارف ها و اصرار های بی جا چاق کننده قرار بدیم
        این رفتارها و کارها ارزش نیست، لطف و محبت نیست،احترام نیست، بلکه بدترین ظلم را در حق اون طرف میکنم یعنی سوق دادن اون شخص به سمت اعتیاد به مواد غذایی
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهه
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۵ ۰۴:۱۴
      مدت عضویت: 2013 روز
      امتیاز کاربر: 13683 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 742 کلمه

      به نام خدای زیبایی‌ها.
      بعد از خواندن متن و شنیدن فایل صوتی این گام، احساس کردم از شنیدن خبری بسیار دردناک به من شوکی بزرگ وارد شده است. همیشه فکر می‌کردم یکی از دردناک‌ترین و وحشتناک‌ترین اتفاقاتی که ممکن است در زندگی کسی روی دهد اعتياد است، و حالا متوجه شدم که خودم مبتلا به اعتیاد هستم. هميشه معتقد بودم یک فرد معتاد صلاحیت نگهداری از فرزندانش را ندارد چون فرزندانش در امنیت نیستند. امروز متوجه خطری شدم که از جانب من فرزندم را تهدید میکند و این واقعیت عمیقا من را درهم شکست. اعتیاد همواره یکی از خط قرمزهای زندگی من بوده است و من مدتها بود که از خط قرمز خودم عبور کرده بودم و خبر نداشتم. بله، متأسفانه من معتاد هستم، معتاد به مواد غذایی. هر روز بخش عمده‌ای از انرژی فکری و ذهنی من صرف فکر کردن به غذا، خوردن و احساس گناه بعد از خوردن می‌شود. چی بپزم، چقدر بپزم، کی بپزم، چی بخورم، کی بخورم و …و بعد از آن چرا اینقدر خوردم، چرا پرخوری کردم، من بی‌عرضه‌ام، بی‌اراده‌ام، شکمو هستم و …یه ساعت بعد چی بخورم و …و این چرخه تا شب وقت خواب ادامه داشت. این ظرفیت فکری و ذهنی اگه از بند خوردن آزاد شود و از آن در جهت رشد و ارتقا خودم استفاده کنم چقدر می‌تواند به پیشرفت شخصی و بهبود زندگی و ارتباطات من کمک کند.
      خوب که فکر می‌کنم می‌بینم که این اعتیاد به افراد خانواده‌ام هم آسیب می‌زند به این دلیل که آنها را هم در معرض خطر ابتلا به این اعتیادقرار میدهم، مخصوصا فرزند کوچکم را. همچنين اگر در اثر چاقی و عوارض آن آسیب ببینم و بیمار شوم، چیزی جز زحمت و دردسر برای خانواده‌ام ندارم و حتی دیگر نمی‌توانم وظایف مادری‌ام را به خوبی انجام دهم. اگر در اثر بیماری نیاز به کمک برای جابجایی داشته باشم، واقعا جابجایی این وزن برای همسرم و نزدیکانم تا کی قابل تحمل است و این سنگینی چه آسیب جسمی به آنها وارد می‌کند.
      هیچکدام از آگاهی‌هایی که تا کنون کسب کرده بودم به این اندازه من را تحت تأثیر قرار نداده بود. با تمام وجودم از خدا خواستم کمکم کند تا خودم را از بند این اعتیاد برهانم. اما اعتیاد به مواد غذايي نسبت به مواد مخدر یک جنبه مثبت دارد و آن این است که ترکیبات شیمیایی مواد مخدر روی مغز اثر گذاشته و ایجاد وابستگی می‌کند اما مواد غذايي ترکیبات شیمیایی اعتیادآور ندارد و اعتیاد به مواد غذایی به علت رفتار و تفکر فرد نسبت به غذا است. بنابراین با اصلاح رفتار غذایی و تغییر فرمول‌های ذهنی می‌توان این اعتیاد را ترک کرد.
      اما این رفتار و تفکرات اعتیادآور چگونه شکل گرفته است؟ وقتی از غذا برای غلبه بر اضطراب، استرس، اندوه و موارد ناخوشایند احساسی استفاده و این رفتار تکرار شود، ذهن نسبت به خواستن این فرآیند (مصرف مواد غذایی) جهت تسکین خود شرطی می‌شود. وقتی در زمان کودکی از شکلات، تنقلات به عنوان پاداش و یا برای تشویق در برابر رفتار خوب، نمره خوب و کار خوب استفاده شده است ذهن خوردن را معادل شادی و پاداش قرار می‌دهد. گسترش فروشگاه‌ها و هایپر مارکتها (در مقایسه با بقالی‌های قدیم) و در معرض
      دید بودن مواد غذايي گوناگون با بسته‌بندی‌های متنوع و جذاب و رنگارنگ موجب تحریک ذهن و خرید غیر ضروری و خوردن آنها می‌شود. وقتی میز رنگی غذا و تنوع در پذیرایی معیار میزبان خوب بودن و نشانه احترام به مهمان باشد، پرخوری از یک رفتار ناهنجار به یک رفتار هنجار تغییر می‌کند. وقتی مواد غذایی جزء جداناپذیر هرگونه تفریح و شادی مثل تماشای فیلم، سینما رفتن، پارک، سفر باشد خوردن به دلیلی جز نیاز بدن در ذهن شکل خواهد گرفت و به این ترتیب اعتیاد به مواد غذايي ظاهر می‌شود.
      با توجه به اینکه این اعتیاد خطرناک بوده و می‌تواند به اطرافیانم هم آسیب بزند باید قوانین و محدودیت‌هایی برای آن قرار دهم:
      ۱. یکی از گرانبهاترین و ارزشمندترین دارایی‌های من جسم و سلامتی من است، پس ماده غذایی هرچه قدر هم که گران باشد، مازاد آن دور ریخته می‌شود.
      ۲. فرزندم به اندازه تمایل و نیاز خود غذا می‌خورد و غذا برای او فقط جهت رفع نیاز بدن است نه وسیله پاداش یا تشویق و یا سرگرمی.
      ۳. هرکسی حق دارد به اندازه تمایل و نیاز خود غذا بخورد و من حق ندارم با تعارف کردن و دعوت به بیشتر خوردن در رفتار غذایی دیگران دخالت کنم و به خاطر احترام به دیگران به تعارف غذایی آنها پاسخ مثبت نمی‌دهم.( مگر کسی به من سیگار یا مواد مخدر تعارف کند به احترامش مصرف میکنم؟!!!!)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۴۰۰/۰۱/۰۹ ۰۱:۵۱
        مدت عضویت: 2033 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 167 کلمه

        خیلی عالی نوشتید دوست عزیز👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        مگر کسی به من سیگار یا مواد مخدر تعارف کند به احترامش مصرف میکنم؟!!!
        واقعا؟!
        مگر کسی رو که دوست دارم و بهش احترام میگذارم برای ابراز علاقه و احترام بهش سیگار و مواد مخدر تعارف میکنم؟!!!!
        پس چرا در مقابل تعارف های غذایی دیگران در مواقعی که سیر هستم و بدنم نیازی نداره پاسخ مثبت میدم؟!!! چرا راحت رد نمیکنم و نمیگم میل ندارم؟!!!
        بعضی از رفتارهای هم ریشه عمیق در فرهنگ و سنت و رسم و رسوم و باورهای ما داره
        و لزوما تمامی آنها به دلیل اینکه به عنوان به عنوان یه فرهنگ یا سنت یا رسم و رسوم شناخته شده هستند درست نیستند
        و بالاخره باید از یه جایی،یه زمانی ریشه این فرهنگ و سنت و رسم و رسوم های اشتباه سوزانده بشه
        چند مدل غذا و دسر و پیش غذا= احترام بیشتر📛
        تعارف و اصرار بیشتر= لطف و محبت بیشتر📛
        سلف سرویس کردن= با کلاس و پولدار بودن📛
        میز رنگی و تنوع غذایی= میزبان خوب بودن📛
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۴ ۱۲:۵۲
      مدت عضویت: 2083 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 669 کلمه

      🌸بنام خدا 🌸 گام دهم:
      چاقی یک اعتیاد آسان است بیایم ازهمین ابتدا بایک مثال شروع کنیم مثال درباره ی رفتارخودم وفردمعتاد:همونطورکه فردمعتادتوی جامعه یک مجرم نیست وبیمارمحسوب میشه فردچاق هم مجرم نیست وبیمارمحسوب میشه به همین خاطر برای فردچاق ومعتاد هیچ وقت مجازات خاصی درنظرنمیگیرن برای فردچاق هم به همین شکل بوده هیچ قانونی نبوده که اونو از اعتیاد به مصرف موادغذایی منع کنه برای همین هم فردچاق به راحتی در مصرف موادغذایی خودش زیاده روی می‌کنه وبرای همین هم چاق میشه همونطورکه فردمعتادازمصرف مواد مخدر لذت برده فردچاق هم ازخوردن ومصرف بی رویه ی موادغذایی لذت برده همانطورکه یک فردمعتادازمصرف عادت ونزدیک به هم مواد مصرف می‌کنه برای سرکوب کردن خواسته های که بهش نرسیده یک فردچاق هم معمولا به این شکل باخوردن موادغذایی احساسات خود شوجبران می‌کنه چاقی یک بیماری ذهنیه مثل یک فرد معتاد در واقع اگر بخوام بهش فکر کنم تفاوت فکری وعملکردشون باهم یکسانه اما تفاوت ماده ای که مصرف می‌کنند وجودداره فردمعتادازموادمخدر مصرف می‌کنه امافردچاق موادغذایی چاقی یک اعتیاد اسانه به خاطر دردسترس بودن همیشگی موادغذایی حالارفتارفردمعتادوچاق روباهم بررسی می‌کنیم که چطورازیک نظرباهم یکسانه :
      فردمعتادازمصرف محض نرسیدن مواداحساسش بدمیشه واحساس نیازدرش شکل میگیره وتااستفاده نکردن و تجربه نکردن لذت هیچ کاری نمیکنه وهمه ی کارهاشوبه بعد از مصرف مواد منتقل میکنه فردچاق هم به همین شکل وقتی نیازش تامین نشه اونهم احساس بددرش شکل می‌گیره و تازمانی که غذانخوره واحساس لذت خوردن موادعذایی روتجربه نکنه دراون آرامش به وجودنمیادوتازمان مصرف مواد غذایی همه یکارهاشو روبه بعداز غذامنتقل می‌کنه یه فردمعتادازمصرف مواد مخدر خسته نمیشه وعادت کرده به این شکل زندگی کردن ویک فردچاق هم به همین شکل یک فردمعتادچیزی به غیرازمصرف موادبراش مهم نیست مهم نیست براش زندگیش توچه شرایطی باشه همنکه موادمخدر مصرفی اون تامین باشه اون هم حالش خوبه وبراش جنبه های زندگی مهم نیس یک فردچاق هم به دلیل اینکه مهم ترین واصلی ترین بخش زندگیش فقط غذاس به همین خاطر برای من هم مهم نبودهرچقدرکه پول به دست میاوردم خرج خوردن میکردم وبرام مهم نبود که جنبه های زندگی بایدازاصلاح بشه یانه برام مهم این بود که ماده غذایی من تامین باشه چاقی من اعتیاد بودهمونطورکه یک فردمعتاد بااعتیادخودش می‌تونه یک خانواده ویک نسلوبه نابودی بکشونه منم باچاقی میتونستم زندگی اطرافیان و خودمونابودکنم همانطورکه جسم یک فردمعتاد نشان دهنده ی اعتیاد سهست جسم من هم نشان دهنده‌ی اعتیاد من به مصرف موادغذایی همانطورکه به فردمعتاد همیشه دوست داره که بهش تعارف بشه برای مصرف کردن موادتوجمع هاودورهمی هامنم توزمان دورهمی هاوجمع دوست داشتم که منم بهم تعارف بشه برای خوردن موادغذایی بیشترهمونطورکه به فردمعتاد به احساس نعشه بودن و سنگینی عادت داره منم به احساس سنگینی وفشارشکم اعتیادداشتم اعتیاد یک بلای خانمان سوزه که زندگی آدم معتادونابودمیکنه وبایدبرای نجات جون خودش وزندگیش بایدترک کنه خونه ی اعتیادوحال بدواحساس بدرومنم باید زندگی بدواعتیادبه موادغذایی و ترک کنم تا بتونم خودم وزندگیموتغییربدم و خونه ی چاقی و بیماری روترک کنم وتاخردراین خونه باقی بمونم.

      اعتیاد به چاقی به خاطر اعتیاد به با افکارچاقه ورفتارچاق وبه خاطر اعتیاد به جنگیدن با چاقی وعادت کردن به ندونستن دلیل چاقی ومتهم کردن دیگران چاقی خیلی راحت شکل گرفته یک فرد معتاداولین زمان شروع اعتیاد شویادش میادمیتونه بیادبیاره امامن یادم نمیادچه زمانی چاق شدم ولی به همین خاطر برای اینکه زندگی جدیدموبسازم اولین شروعمو همیشه به یاد میارم ومثل یک فردی که اولین شروع پاکبودنشو تجربه می‌کنه منم اولین شروع پاک بودنم ازچاقی رودارم هروزوهرروزتجربه میکنم وادامه میدم ویک زندگی جدیدروتجربه میکنم
      قوانین برای رهایی از اعتیاد چاقی:
      ۱_بایداول ببینم اصلأ گرسنه هستم یانه یافقط برای تجربه کردن احساسات خودمه که می‌خوام توجیهشون کنم
      ۲_زمانی که گرسنم شدغذامیخورم وبدون فکرکردن به خاطرات و چیزهای دیگه فقط تمرکزمان روغذامیذارم وازش نهایت لذتومیبرم
      ۳_غذاروبه عنوان یک دشمن نبینم وازش استفاده کنم
      ۴_باچاقی خودم چیزی که الان وجوددارد ودوستش ندا رم صلح کنم وبپذیرم که خودم بایدتغییرش بدم ومسولیتش با منه
      ۵_ازبهانه تراشی دست بردارم دوست به کاربشم وبه زندگی امیدوار باشم ومنظردیگران وزندگی نباشم زندگی خواهی نخواهی میگذره من بایدتغییرش زندگیم کاری کنم که اینطوری که من می‌خوام بگذره وازش نهایت لذتومیبرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۲ ۲۰:۴۱
      مدت عضویت: 2426 روز
      امتیاز کاربر: 5360 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,134 کلمه

      چاقی اعتیاد آسان هست .
      چقدر این جمله آگاهی دهنده هست چقدر میتونه ما رو بیدار و آگاه کنه چقدر میتونه سرنوشت ما چاقها رو تغییر بده چقدر میتونه طرز نگاه و برخورد ما رو با مواد غذایی تغییر بده چقدر میتونه فرمولهای ذهنی چاقها رو تغییر بده و اصلا میتونه ما رو متحول کنه از سمت چاقی به لاغری ببره .
      من و دخترم دیشب جایی بودیم و یکی از آشناها اونجا بود که خودش تپل و اهل خوردن هست و انصافا همه چیز اون در خوردن تعریف میشه چون دیدیم که میگم اینها رو باهاش از نزدیک کلی بودم و رفتارهای چاق کننده اش رو به راحتی میتونم تشخیص بدم و دیشب هم بساط سالاد الویه رو گذاشته بود و درست کرده بود و میگفت بیایین بخورین که دختر من گفت نه من گرسنه نیستم و نمیخوام بخورم چون این فرد رو زیاد میبینم و کلا با هم رفت و آمد داریم گفت یعنی چی نمیخوام بیا دیگه بخور و هر چی این فرد اصرار کرد دختر من نخورد و نگاه به من میکرد که چرا دخترت اینطور هست چرا غذا نمیخوره و خیلی با نگرانی هم میگفت و من تعجبم گرفته بود چون من از این جنس اگاهی های لاغری با ذهن دارم دقیقا فرق بین رفتار متناسبها و چاقها رو میتونم متوجه میشم و گفتم نه بابا حتما سیر هست که نمیخوره و اگر گرسنه باشه حتما میاد میخوره چرا نخوره ؟ و حالا اون شروع کرد به نصحیت کردن و من غرق در افکار خودم بودم که ببین این دختر من تحریک به خوردن نمیشه و در ضمن خوردنش فقط پاسخ به نیاز جسمش که گرسنگی هست براش معنا داره و نه هیچ مفهوم دیگه که دور همی یعنی خوردن و یا خوش گدشتن یعنی خوردن و یا لدت بردن از زندگی یعنی خوردن و … و اصافه وارد بدنش نمیکنه و مثل ما اعتیاد به مواد غدایی نداره و انصافا دختر من داره یک روز کامل رو با چند قاشق غذا سپری میکنه که هر چقدر هرکس بگه بخور نمیخوره و داره یه روز دیگه رو هر چیزی دلش خواست در هر ساعتی از شبانه روز بدون ترس و دلهره میخوره و طوری که من چاق جرات نمیکنم اینطور بخورم و دختر متناسبم میخوره و بدون هیچ فعالیت خاصی و رژیم و هیچ عامل بیرونی این طور متناسب هست و اما تفاوت من و دخترم در این هست که ذهن دختر من در مسیر لاغری هست و ذهن من و آشنای من در مسیر چاقی هست (البته منم به لطف خدا و این دورهای عالی درمسیر لاغری هستم ).
      و دختر متناسب من اصلا هیچ اعتیادی به مصرف مواد غذایی نداره و به راحتی میتونه بگه میل ندارم یا نمیخوام و با کوچکترین فکر و کاری و کمبود وقتی که داشته باشه اولین چیزی رو که حذف میکنه غذا خوردن هست که وقت ندارم غذا نمیخوام برعکس ما که در هر شرایطی میگیم اول غدا بعد بریم سراغ بقیه کارها و ما اعتیاد به مصرف مواد غذایی دارییم خیلی دوست دارم منم وابسته به هیچ مواد غذایی نباشم و راحت بتونم بدون وابستگی زندگی کنم حتی قبلا که در این دورها نبودم به قول استاد حاضر بودم چند روزی مریض بشم شاید نتونم غدا بخورم و لاعر بشم و این حس رهایی و میل نداشتن رو تجربه کنم و لاغر بشم در این حد اعتیادی که از اون بی خبر بودم من رو اذیت میکرد و دوست داشتم ترکش کنم اما نه راهش رو بلد بودم و نه میدونستم این مشکل من چی هست که براش فکری کنم فقط میخواستم صورت مساله رو پاک‌کنم نخورم و لاعر بشم حالا به هر طریقی و قیمتی .
      پس من هم مثل هر چاق دیگه اعتیاد به مواد غدایی داشتم و چقدر در کودکی فرزندانم رو تشویق به خوردن میکردم و اما به لطف خدا از مسیر لاغری خارج نشدن و متناسب ماندن .
      چاقی هیچ قانونی نداره و خط قرمزی نداره و آسون ترین نوع اعتیاد هست .

      من هر چقدر بیشتر فکر میکنم به چاقی خودم میبینم قبلا خیلی رفتارهای خطر افرین داشتم و هیچ وقت هیچ کس نگفته این رفتارها خطرناکه و شما رو معتاد میکنه و ممکنه به فرزندانم و همسرم هم منتقل بشه .

      و ما این مواد اعتیاد اور رو به بهانه های مختلف مصرف میکنیم مصرف میکنیم بری قویتر شدن برای احترام گذاشتن و برای لذت بردن برای …
      و من تا حالا هر دلیلی داشتم برای چاقیم رد میکنم و فقط میگم خودم باعث چاقی خودم شدم و من با اومدن در این مسیر میخواهم از بند این اعتیاد چاقی رها بشم و هیچ راه دیگه ای نداره و من اصلا نمیپزیرم طبیعی که چاق بشم و تا ابد چاق بمونم و میخوام شرایط زندگیم رو تغییر بدم و به فکر ترک این اعتیاد هستم
      قوانین من برای رهایی از این اعتیاد :
      هر کس رو در حال خوردن این مواد خوراکی دیدیم سریع نرم بخورم و تحریک به خوردن نشم .
      و هر جا در اطرافم از این مواد خوراکی دیدیم سریع وارد بدنم نکنم اول از خودم بپرسم آیا گرسنه هستم یا نه .
      و هر بسته بندی که کارخانه ها و رستورانها تعیین میکنن که یه شخص از این مواد خوراکی
      چه مقدار استفاده کنه من قبول نکنم و خودم تشخیص بدم به چه میزانی باید بخورم .
      و هر وقت در جمعها از این مواد خوراکی اوردن و تعارف کردن و اصرار کردن من مجبور به خوردن نشم و بگم میل ندارم .
      و از هر بهانه ای مثلا سر درد و یا خستگی و یا حوصله سر رفتن و .. نرم سراع این مواد خوراکی .
      و من هر علتی که برای چاقی خودم دارم که باعث شده من از این مواد خوراکی بیشتر بخورم دست بردارم و تنها علت چاقی خودم رو خودم بدونم و زیاد خوردن خودم
      از برچسب زدن بر هر مواد خوراکی که باعث زیاد خوردن من میشه دست بردارم مثلا این کم کالری هست و یا اون پر کالری هست دست بردارم .
      و هر وقت خواستم از این مواد خوراکی استفاده کنم به اندازه ای بخورم که نیاز جسمم رو برطرف کنم و نه بیشتر که احساس بدی و سنگینی پیدا کنم .
      و هر وقت مواد خوراکی رو دیدیم در ظرفی مانده به بهانه ی اسراف شدن وارد جسمم نکنم .
      و هیچ وقت خودم رو لایق اندام چاق ندونم و با متناسب شدک رو حق طبیعی خودم بدونم و این متناسب شدن حق طبیعی من هست و من لایق اون هستم و همین لایق و شایسته بودن باعث میشه هر خوراکی رو نخورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۱ ۰۱:۰۹
      مدت عضویت: 2313 روز
      امتیاز کاربر: 18113 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,510 کلمه

      (شرح عالی بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر، توجه به تغییرات)
      .
      سلام سلام 😍 😍
      وقتی در جمع دوستان بودیم و صحبت از غذا بود من معمولا حرفی برای گفتن داشتم 😊 ولی یکی دو نفر که متناسب بودند معمولا چیزی نمیگفتند یا با گفتن آهان، چه جالب و… واکنشی نشون میدادند..
      البته دوستان متناسبی هم دارم که درباره ی غذا صحبت میکنند در مواقعی که داریم غذا میخوریم..
      اما حتی آنها هم می‌گفتند که من در حدی غذا میخورم که نَمیرَم.. ولی من به شوخی میگفتم منم آنقدر میخورم که بِمیرم.. 😅😅
      واقعا همینطور بود که تا جا برای نفس داشتم غذا میخوردم جوری که بعدش دکمه مانتو مو باز میکردم تا بتونم راحت نفس بکشم… 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
      یعنی بعد از عروسی ها، معده درد گرفتن خیلی طبیعی بود 😂 😂 جوری که تصمیم میگرفتیم به جای ماشین، پیاده به خونه مون برگردیم تا کمی سبک بشیم 🤪..
      خیلی زیاد به خوردن فکر میکردم شاید اگر افکار منو میخواستند تحلیل کنند و بخوانند اینجوری میشد:
      👈🏻خوب صبح شده برم صبحانه بخورم، چی بخورم؟ 🤔 آهان نون 🥖و پنیر🧀، نه نه شیرینی🍩 داریم، میتونم چای ☕و شیرینی🍩 بخورم… خوب حالا ناهار چی کار کنیم؟ 🤔 کاش پیتزا🍕 داشتیم، ااا گفتم پیتزا یاد چیپس افتادم 😐 برم حالا اونو بخورم… باید حواسم باشه ناهار کم بخورم… برم آجیل بخورم تا ناهار 🚶‍♀️🚶‍♀️… خوب ناهار خیلی خوشمزه بود دارم میترکم 😶 کاش کمتر میخوردم با این وضعی که تو غذا میخوری میخوای چاق هم نشی؟؟ 😱 (نیم ساعت بعد) برم یکم دیگه غذا بخورم سرگاز 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️و…….
      کل روز من اینجوری بود 😂 😂 حتی یک بار از استاد پرسیدم که من خیلی به غذا فکر میکنم چه کنم چون دیگه برای من واضح شده بود که این کار درست نیست و یک آدم عادی نباید انقدر افکارش درگیر غذا باشه و استاد گفتند که :فقط ادامه بده و صبر داشته باش..
      الان من خیلی تغییر کردم و اصلا به غذاها فکر نمی‌کنم 💃🏻💃🏻… با این تغییر فکر مقدار غذای من هم تغییر کرد و حتی نگرش من به غذاها..
      بذارید اتفاقی که امروز افتاد رو تعریف کنم…
      من سینه مرغ دوست دارم و حتی اگر هیچ چیز هم نباشه ران مرغ نمیخورم.. امروز مهمان داشتیم و وقتی من اومدم سر سفره فقط ران مرغ مونده بود و من برنج رو با مخلفات خورشت خوردم.. بعد یادم افتاد خودم در همین صحنه اما دو سه سال پیش، سینه ی مرغ تموم شده بود و.. من سر سفره بغض کردم 😂 🤦🏻‍♀️😶 باورتون میشه؟ 🤔 😂 خودم از این تغییرم که دیگه وابستگی به مواد غذایی ندارم ذوق میکنم😍😍😊 مثل یک خانوم با وقار و خوش هیکل برخورد میکنم 🌸 🌸 🌸. خدایا شکرت 💚 💚

      من خودمم میگفتم که معتاد غذام و انقدر پررو بودم که بهم برنمیخورد که بخوام اصلاحش کنم 😂😶
      ولی یه چیزی هم بگم من خیلی افرادی رو میدیدم که از من هم بیشتر غذا می‌خوردند و همیشه هم لاغر بودند منم همیشه در تعجب بودم و با خودم درگیر که چرا غذایی که من میخورم صاف میره تبدیل میشه به چربی در اقسا نقاط بدنم ولی آنها یک گرم بهشون اضافه نمیشه؟ 🤔 😶🤺
      تازه فکر کردن به رفتار آنها و نتیجه ی متفاوت شون نسبت به خودم باعث می‌شد برای تسکین این درد به غذا پناه ببرم. 😐
      حرف های دیگران هم خوب خیلی تأثیر گذار بود دیگه مثلا یکبار که در خانه مادربزرگم برای همه کادو خریده بودند به هرکس لقبی دادند مثلا قهرمان زیبایی، قهرمان مهربانی و… و پدرم به من لقب قهرمان پرخوری را دادند 😭😭 خیلی تلخ و سخت بود برای من که این نام خطاب بشم جلوی همه و این تلنگر نه تنها باعث کم تر خوردن من نشد بلکه من بیشتر برای رهایی از حرف ها به مواد مخدرِ چاقی پناه می‌بردم.. ⚠️ خیلی مهم هستش که بچه هامون رو چجوری خطاب میکنیم چون واقعا در ذهن شون میشینه و ممکنه سال ها آزار شون بده… ⚠️

      اعتیادِ چاقی ، پذیرفته ترین اعتیاد در جهان است چون نه منعی برای آن وجود دارد و نه مجازاتی برای حمل آن.. یعنی هیچ کس شما را به جرم حمل کیلو ها چربی، جریمه نمیکند..
      این شما هستید که باید قوانینی شخصی برای رهایی از این اعتیاد آسان اعمال کنید.

      🌹🌹🌹🌹🌹
      اعتیاد یک بیماری کُشنده است، اعتیاد چاقی یک بیماری کُشنده است.. 😱😱

      فایل صوتی اعتیاد آسان 🎧🎵🚬🛒💊💉:
      چاقی و راه های نفوذ آن به جسم:
      1. من امروز متوجه باوری مخفی در وجودم شدم،امروز وقتی ناهارم رو خوردم ساعت۴ بود و مادرم هی تکرار میکرد که این شام بودااا دیگه خبری از شام نیست و… . خلاصه که من از ساعت ۱۰ شب تا ۱۱:۳۰ مدام در رفت و آمد بین اتاق و آشپزخونه بودم و همون لحظات فهمیدم که من از نبودن شام ترسیدم 😂 شاید اگر این جمله رو نمیشنیدم اصلا شام نمیخوردم ولی خبر نبودِ شام باعث شد تحریک بشم برای اضافه خوردن.. البته دچار فشار شکم نشدم ولی فهمیدم زیاد خوردم و نباید توجیه کنم رفتار اشتباهم رو❎…
      2.از طرفی درست رفتار کردنم سر ناهار باعث شد که احساس کنم میتونم زیاده روی کنم. 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

      و متوجه شدم که هنوز راه هایی هست که منفی باف ازش بخواد استفاده کنه، مثل امشب… درسته که امشب من از عملکردم راضی نبودم ولی یاد گرفتم و این راه رو میبندم و مسئولیت این اشتباهم را کاملا می‌پذیرم و سعی میکنم فردا بهتر عمل کنم..
      قوانین هدایت کننده به لاغری:✔️✔️
      1. هر روز کاری برای لاغری ات انجام بده..
      2.سعی کن هرروز احساس خوبی داشته باشی..
      3.به مسیر تناسب فکری و تناسب جسمی متعهد باش..
      4.با انگیزه و شادی فایل ها را گوش کن و تمرینات را انجام بده..
      5.ایمان داشته باش به مسیرت، باور کن که لاغر میشی با همین کارها، تمرین انجام بده و شاد باش از الان به خاطر نتیجه ای که خواهی گرفت.. 💃🏻💃🏻
      قوانین منع کننده ی چاقی :🚫⛔
      1. به چاقی فکر نکن، درباره ی چاقی حرف نزن و به چاقی توجه نکن.
      2.هیچ چیزی را مانع متناسب شدنت ندان..
      3.از جستجو درباره ی روش های لاغری خودداری کن..
      4.پرخوری نکن و احساس بد را از خودت دور کن..
      5.عجله نداشته باش.
      6.شک نکن به مسیرت..
      7.تعارف نکن ⛔🚫
      8.به تعارف دیگران برای مصرف مواد اعتیاد آور چاقی اهمیتی نده..

      🌺🌺🌺🌺
      بار اولی که این فایل رو گوش دادم، تنم لرزید وقتی انقدر واضح شد برام که با خودم چه کردم😥 من بدنم رو معتاد کرده بودم، منی که همش اونایی که اعتیاد داشتند رو ضعیف النفس و بی اراده و بی خاصیت میدونستم خودم معتاد بودم و خبر نداشتم 🤯😞… من با خودم چه کرده بودم؟ 😥
      من 😐 من یک معتاد بودم… معتادی که خودش هم از اعتیادش خبر نداشت. 😶😶
      گریه ام گرفته بود که چرا با خودم اینکار رو کردم چرا من این ظلم رو به جسمم کردم؟؟…
      این تلنگر منو آگاه کرد که : نشین سرجات و ادامه بده تا لاغر بشی.. تو این جسم رو به وادی نابودی کشیده بودی 😐 😐 الان باید کمکش کنی 💪🏻 الان باید کنارش بایستی تا سلامت بشه تو بهش مدیونی، طبق قانون جسم من، باید اشتباهم رو جبران کنم و دیگه سرعت تخریبم رو اضافه نکنم و به جسمم عشق بدم تا خودش اعتیاد من رو از بین ببره وبه یک انسان سالم تبدیل بشم..
      چاقی، اعتیادِ بی قانون، باعث رنج و سختی من شده بود و من سال ها درگیر این اعتیاد هستم اما مسئولیت کاملش را می‌پذیرم و برای رهایی جسمم از این اعتیاد تمام تلاشم را میکنم 🌸.
      💐💐💐
      تلاش های من برای افزایش اعتیادِ چاقی:
      1. اصرار من در زیاده روی در مصرف مواد غذایی..
      2.هر اتفاقی را دلیلی میدانستم برای بیشتر مصرف کردن مواد اعتیاد آور چاقی.. فیلم میده پفک و چیپس بخورم، فوتبال داره تخمه بخورم، دورهمی داریم هرکی یه چیزی بیاره بخوریم یا یه چیزی درست کنیم، عصر شده املت یا نیمرو 🍳 بزنیم ،حوصله مون سر رفته از بیرون غذا سفارش بدیم یا بریم بیرون یه چیزی بخوریم، خیلی عصبانیم پس مجازم هر قدر میخوام مواد (اعتیاد آور) غذایی مصرف کنم،چند ساعته درس خواندم باید یه چیزی بخورم (در صورتی که سیرم و طبق عادت میرم به سمت مصرف مواد غذایی)، عروسیه باید بخوریم، مگه سالی چند بار عروسی میریم یا کباب میخوریم؟ پس مجازم که تا میتونم آشغال وارد بدنم کنم 😞😭🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️و…..
      3.لحظه شماری کردن برای وعده های غذایی
      4.بی مسئوليتي من در برابر جسم عزیزم.. تنها خانه ی من برای زنده ماندن در این جهان..
      5.جبران یک وعده کم خوردن در وعده های بعدی 🤦🏻‍♀️(اشتباه امروز من)

      🌻🌻🌻🌻

      تغییر امروز من 😍😍:
      من امروز موقع ناهار از عملکردم راضی بودم و پیغام سیری را دریافت کردم و به آن عمل کردم، و تحت تاثیر تعارف مادرم هم اقدام به پرخوری نکردم. 💃🏻💃🏻
      😍خیلی خیلی خوشحالم که اینجام 😍🌹💃🏻🏩💒

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        جز شگفتی ساز شدن از شما پذیرفته نیست

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار ☺️حبيبه😊
        ۱۳۹۹/۱۱/۱۱ ۱۷:۱۰
        مدت عضویت: 2443 روز
        امتیاز کاربر: 5016 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        خيلي خوب بود
        توضيحات مثال ها ، خيلي من رو ياد كارهاي خودم انداخت و اينكه فهميدم من فقط اينطوري نيستم و از اينكه تونستيد خيلي روند رو عالي پيش بريد تحسينتون ميكنم و بِه خودم گفتم ببين تونسته ، توام ميتوني
        خداروشكر
        موفق باشيد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️حبيبه😊
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۰ ۲۲:۰۸
      مدت عضویت: 2443 روز
      امتیاز کاربر: 5016 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 904 کلمه

      (شرح عالی بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
      .
      سلام سلام
      نميدونم چي بگم
      چه فايل جذابي
      چه واقعيت تلخي كه اين اعتياد آزاده و ممنوعيتي براش نيست ! در صورتي كه مرگباره
      تا حالا از اين بُعدش نگاه نكرده بودم
      اعتيادي كه ما رو ميبره تو دل بيماري ها و از كار افتادگي در سن بالا و مرگ زودرس
      مادربزرگ خودم الان ديگه واقعا توان راه رفتن نداره و فقط تا توالت با نفس نفس زدن با واكر ميره، بايد ازش نگهداري بشه و همه ترحم و دلسوزي ميكنن براش و گاهي هم كه بچه ها خسته ميشن ناديده گرفته ميشه
      همه ذهنش دنبال خوردنه ، يادمه سالهاي قبل پيش ما بود چند وقت تو مسير تا توالت شكلات ميخورد و آثار آشغال شكلات ها تو مسير ميافتاد گاهي ما ميفهميديم … اعتياد شديد بِه شيرينيجات داشت.
      خداي من وقتي نگاه ميكنم بِه زندگي هامون ميبينم همه ارزش و احترام بِه مهمون پول خرج كردن براي پذيرايي بهتر و مفصل تره ، هنوز غذا نخورده ، چاي و شيريني مياد ، ميوه مياد ، هرچي اون مهمون عزيزتر اصرار و پذيرايي بيشتر و بيشتر …
      ميريم خونه پدر و مادرا ارزشش قايل شدنشون براي بچه ها غذاهاس و هي گفتن بخور بخور ، بچه هاي فاميل رو دوس داريم هربار براشون خوراكي ميخريم و اين نشون دادن علاقمونه و در واقع دادن مواد مخدر چاقي بيشتر و بيشتر بِه اونا ، دوست داشتنمون رو هم با خوراكي دادن بِه بچه ميخايم نشون بديم
      مامان بابا هامون ميان خونمون همه توجه و محبتشون تو مواد خوراكي كه برامون آوردن
      مهموني ميريم شكلات و شيريني بيشترين درصد خريد براي ميزبان و باز هم بردن مواد مخدر براي عزيزانمون
      عزيزانمون رو مهمون ميكنيم بِه رستوران تا با ارزش بودنشون رو بهشون نشون بديم بازم دعوت بِه مصرف مواد مخدر براي احترام بهشون
      ميريم بيرون دور بزنيم حتما بايد خوراكي بخوريم
      ميريم طبيعت گردي و يكم تفريح كلي خوراكي همراهمونه و مهم و حياتيه
      لذتمون مصرف مواد مخدر چاقيه
      احتراممون اصرار و دعوت بِه مصرف مواد مخدر چاقيه
      دورهمي هامون خوشيش مصرف مواد مخدر چاقيه
      كادوهامون خريد مواد مخدر چاقيه
      بچه مون رو دوس داريم بهش زياد و زياد مواد مخدر چاقي ميديم
      ما خودمون خرج مواد غذايي ماهانه مون خيلي بالاس و من هميشه شعارم اين بود ما چون حس لياقت داريم خرج مواد غذاييمون بالاس و بايد هميشه خونمون پر اين مواد مخدر رنگ و وارنگ باشه ، در همه شرايط حتما بايد يخچال و فريزر پر باشه و كابينت پر تنقلات
      چرا بايد اينطوري باشه ؟ ما اگه اندازه نيازمون ياد بگيريم مصرف كنيم ، واقعا من فك ميكنم اين قسمت مخارجمون كلي كم ميشه ، اينطوري بِه خودم بِه خانوادم كمك ميكنم براي اينكه خوشي هامون با خوردن نباشه دورهمي هامون همش بِه خوردن ختم نشه ارزش دادن هامون احترام گذاشتن هامون … هربار ميرم فروشگاه مواد خوراكي رنگ و لعاب دار بيشتر ميشن و من فك ميكنم بايد همه رو امتحان كنم و از اوني كه خوشم بياد دفعه بعد بيشتر بخرم ، اون مخدر چاقي رو ، در صورتي كه اگر ياد بگيرم خوردن فقط بر طرف كردن يك نيازه انقد مواد خوراكي مخدر برام با ارزش و حياتي نيست و اتفاقا ميرم براي برطرف كردن نيازم اون ماده اي كه ارزش غذايي بالايي داره و مفيده رو ميخرم و بِه موقع نياز بِه اندازه ميخورم ، تمام ❤️

      من واقعا اين رو واقعيت ميدونم و درسته چاقي اعتياده ، اعتياد بِه مواد غذايي ، نه براي نياز
      براي خوشي و خلاص هر احساس ناخوشايندي براي احترام براي ارزش دادن براي هزاران راه حل هاي اشتباهي كه خوردن رو راهكارشون ميدونيم ، اعتياده چون من ديدم و تجربه اش كردم ، هر روز اگر صبحانه نخورم اگر نخورم اگر عصر چايي با كيك و تنقلات نخورم مثل ديووانه ها مثل كسي كه چيزي گم كرده و اگر پيداش نكنه روان و اعصابش بهم ميريزه و پرخاشگر ميشه رفتار ميكنه ، پس چه فرقي با اون مواد مخدر كه استفاده ميكنن تا خوشي بِه ظاهر خوشي با يه ماده مخدر داشته باشن ، فرق ميكنه ؟ شكلات شيريني بستني و اون همه خوراكي رنگ وارنگ كه جزء مواد اصلي تامين نياز بدنمون هم نيست و ميتونم نياز بدن رو با غذاهاي سالم برطرف كنيم همون مواد مخدره كه روزانه براش پول هزينه ميكنيم و جونمونم هزينه ميكنيم ، روانمون رو هزينه ميكنيم تا اون ماده مخدر هم نرسه نميتونيم آروم بگيريم ، من خوب ميفهمم حرفاتو استاد، خودمو تو ذهنم ديدم كه اگه اون ماده مخدر چاقي نرسه چه حاليم، الان دو روزه خيلي حال خوبي دارم بعد گام نهم ، اصلا فرق داره حالم با قبل ولي خوب كار دارم و دارم ترك ميكنم اين اعتياد رو .
      با فهميدن اينكه خوردن مثل نفس كشيدن فقط پاسخ بِه نياز بدن مونه ، موقع گرينگي بخوريم بِه محض بر طرف شدنش اعلام سيري از ذهنم و استوپ💪
      دوستي دارم كه دكترن و متناسب ، يادم مياد بهم ميگفتن بدن براي تامين انرژي فقط ٢٠٪؜به مواد غذايي نياز داره و بقيه رو از طبيعت و ارتعاشات طبيعت ميگيره …
      اينجاست كه يكم ببينيم داريم چه ميكنيم با خودمونو نسلي كه داريم پرورش ميديم . چه باورهايي داريم ميديم بِه فرزندانمون ، مگه عزيز نيستن ؟ مگه دوسشون نداريم ؟ داريم معتادشون ميكنيم كه …
      چقد همون متناسب بودن و باورهاي متناسب داشتن مهمه و حياتي براي همه ابعاد احساسي انسان، ذهن آرام ، عزت نفس ، خودباوري ، حس لياقت و دوست داشتن خود…
      خيلي فايل خوب و پر محتوايي بود مثل هميشه
      سپاسگزارم💛
      كامنت بخش توضيحات هم بي نهايت پر محتوا و عالي بود.💚
      در پناه الله شاد و متناسب و ثروتمند باشيد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۴۰۰/۰۱/۰۹ ۰۲:۰۸
        مدت عضویت: 2033 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 177 کلمه

        بسیار عالییییییییی بود دوست عزیز 👏👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹🌹
        متاسفانه در جامعه و فرهنگ ما یه سری عادت های غلط اشتباها به عنوان ارزش تلقی میشه
        همین امشب شام خونه خواهرشوهرم دعوت بودیم، بالافاصله بعد از شام هندوانه،بعدش یه ظرف انواع میوه، بعدش آجیل و چای و شیرینی…
        کلی تعارف،چرا نمیخورین، شما که هیچی نخوردین، سال و ماهی یکبار میاین و…
        منم همش مطالب این فایل توی گوشم زمزمه میشد و توی ذهنم می اومد
        و تونستم تا حدودی مثل یه فرد متناسب که ذهنش متناسب هست عمل کنم
        و به این فکر کردم که درسته امسال عید و تا همینجا کاملا مثل یه فرد متناسب نسبت به موادغذایی و خوردن عمل نکردم ولی همینکه تونستم تا حدودی کنترل روی خوردنم داشته باشم و از پرخوری زیاد و مکرر جلوگیری کنم و خیلی وقتها در مقابل اصرار و تعارف دیگران بگم نه،یا میل ندارم و کلا نسبت به عید پارسال و گذشته بهتر عمل کنم خداروشکر میکنم، ان شاءالله سال بعد و چند ماه آینده و روز به روز بهتر از قبل عمل میکنم.
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۰ ۱۷:۲۹
      مدت عضویت: 1983 روز
      امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,022 کلمه

      (شرح عالی بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
      .
      سلام سلام😍😍
      ی روزه دیگه پرانرژی تراز قبل بریم سراغ ی فایل وتمرین فوق العاده ای دیگه💪😍
      برنید بریم👣👣

      اعتیادب غذا🍔🌭🥪🍟🍕🍗🍖🌮🍝🍲🥗🍱🍛🍜☕🥂🍹🍿🥤🍴🥄🍽️🔪نوعی غذا خوردن غیر قابل کنترل و افراطی است ک:معمولا در وآکنش ب هیجانات منفی ومثبت شادی نذیر غم و غصه ..دلتنگی‌‌..قبولی امتحانات..مراسمات جشن و 💒 عروسی ایجاد میشود..
      این نوع اعتیاد درواقع ،رفتاری وسواسی است ک درآن فرد برای غذا خوردن احساس (اجبار)میکند…دقت کنید اجبآآآآآر😤😔و ب برخی از انواع مواد غذایی ک معمولا ناسالم هستند وابسته میشوند،،،مثل؛
      چیپس
      سیب زمینی سرخ شده🍟
      آبنبات🍭🍡🍢
      شکلات 🍫🍬
      بیسکویت هاو کیک ها🍰🍩🎂🥧
      نان سفید🍞
      ماکارونی🍝
      وانواع بستنی🍦🍧🍨
      🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
      علائمی ک در من بود مواردی ک باعث میشن من معتاد بودنم 😓😬🙁🤭😐
      رو بپذیرم 👇👇
      1-باوجود احساس سیری(اون حالت خفگی.حالت تهوع)بازم هوس غذاهای خاص میکردم مثل ی چیزه شیرین،،یا چآیی😐😂😂🤭🤭😬😟🙄
      ۲-موقع غذا خوردن وقتیکه دیگ بشقابم نصف بیشترش رو خورده بودم بازم ضعف بودم(جل الخالق)این مدلشی دیگ تو هیچ کس جز خودم ندیده بودم😂😂ک تو حالت پری ضعف باشی🤭
      ۳-وقتایی ک ظرف غذام لبریز بود یعنی اگ ی کوچولو تکونش میدادی میریخت اطراف ظرف انتظارم بیشترازون بود🙄ای خدآ ای فلک یکی نبود بگه تو اون بخور سیر نشدی بازم هست…سیر نشدی چیه اون ظرف من ۳ وعده ی ی فرد متناسب بود😐چیزی نگم دیگه بهتره😬🤫🤕
      ۴-و همیشه بعداز خوردن تازه احساس گناه میکردم☹️☹️موندم چ احساس گناهی.‌من جای احساس گناه اصلا گذاشته بودم😂😂مثلا گناه از نخوردن ،،یا گناه از کم خوردن،،بابا خودمو ترکونده بودم..خفگی برای نیم ساعت من بود وبعد از نیم ساعت دلم ضعف بود دنبال ی چیزی بودم ک بخورم..فرقی م نداشت چی تند .شور.شیرین.بدمزه ..بی مزه ..مونده.تازه،،🙄🤭.عجبب عجب فرد چاقالو حریصی بودم قبول دارم رفتارام زشت و زننده بوده🤕🙎
      ولی میدونم درکم میکنید☺️
      ۵-ی وقتایی هم هنوز اون غذاهه تموم نشده چشم دنبال دسر و بقیه خوراکی های تو سفره بود😐😐وشروع میکردم ب خوردن بقیه موادغذایی…
      ۶-یا ی موقع هایی ک سیرو پر بودم بازم ب غذا فکر میکردم ک گشنم شد فلان غذا رو هوس کردم اون و بخورم…
      در حالی ک فردی ک سیر هست اصلا ب چیزه دیگه ای فکر نمیکنه چ برسه ب غذا..😂😂😂من کی بودم دیگ
      و بارها و بارهاااگفتم دیگه این دفعه آخرشه‌‌دیگ از شنبه.‌این تموم یشه..اخرین عروسی.آخرین جشن.آخرین مهمونی.آخرین دورهمی.و وووووووخیلی از این آخرین ها ک هیچوقت محقق نشد ک نشد..و باین افکار و باور ک از فردا .پس فردا و اخر هفته و ویط هفته..و شنبه هایی ک برای ما هیچوقت نیومدروزهااا.هفته هااا و ماه هااا و سال هااا گذشت و کذشت و من همونیم ک بودم ن…..بدترازاونیم ک بودم😶😶😶😓😓🤕
      و همیشه مواد غذایی ک خودم دوسش داشتم از بقیه قائم میکردم و ب کسی نشون نمیدادم تا خودم یواشکی بخورمشون((این چ رفتارو زشت و زننده ای است خجالت بکش خودم))😡😡این رفتارها لایق ی خانم متناسب و با شخصییت نیست😤🤔😐

      اره من یک معتادم🙋
      ک در مسیر پاکی هستم..شاید اولش برام سخت بود ب خودم بگم معتاد..
      تحمل (چاقالو..تانکر..بشکه..تپلی..شکمو..و….)خیلی آسونتراز اینه ک یکی بهت بگه معتاد…مثلا تو جوابش میخام بگم خودتی معتاد…بعدش فکر کنم ک متعاد ب چی هست ب پرخوری..ب بی تحرکی .اون ی متناسبه..ک خبر از چیزهایی ک ب من گذشته رو نداره….مثل منی ک خبراز سختی و رنجهای ی فرد معتاد نداشتم..همیشه از بوی سیگار یا تریاک ی فرد معتاد بدم میومد حالت تهوع و خفگی واقعا بهم دست✋میداد.نفسم بالا نمیومد…بهشون میگفتم نکش ..چرا میکشی..چرا پول ت رو هدر میدی..حیف زیبایی ت نیست..حیف بدنت نیست..حیف خانواده ات نیست..حیف شخص خودت نیست..و در جواب میگفتم میخام ترک کنم ولی نمیتونم..نکشم بهم میریزم..بهشون میگفتم ۱ماه سختی بکش ی عمر آسوده باشه..واونا بهم میخندیدن ک تو چ میفهمی اعتیاد چیه🤔🤔
      اونموقع منظورشون رو متوجه نمیشدم
      ولی الان ک دارم تایپ میکنم و یاد حرفشون میفتم الان ک خودم معتادم دارم کمکم متوجه میشم ک چی میگفتن..
      معتادی من بو نداره ک بقیه ذو آزار بده ..باعث خفگی و حالت تهوع شون بشم ..باعث بشه نتونن نفس بکشن.ولیییی باعث ناراحتی خانواده و اطرافیانم میشه چرا ک دوست ندارن بر اثر چاقی مریض بشم..دیابت بگیرم..فشار خون بگیرم…براثر چاقی بهم تر حم نکنن..مسخره ام نکنن..تو مراسمات نقل دهنشون نباشم..الان میفهمم ک معتادی من اعتیاد من ب چاقی و مواد غذایی فقط باعث تهریب خودم نمیشه و بادش اطرافیانمو میگیره مثلا پسرمو میگم اگ بره 🏫 مدرسه با دوست همکلاسیش بحثش بشه ..پسرم بهش بگه ب مامانم میگم ک بهم توهین کردی یا حرف بد زدی..در جواب پسرم بگه برو بابا بااون مامان چاقالو تپلت…اینجاست ک پسرم غرورش میشکنه((البته این ی فکره))
      الان بهتر میفهمم حرفای یک معتاد رو..چون خودم معتادم..الان میفهمم ک وقتی میگفتن میخاییم ولی نمیشه ..مثل من بودن ک هزاران بار رژیم گرفتم و نشد..الان بیشتر ب حرفای استادم باورم قوی تر میشه ک فرمول های ذهنی چقدر قدرتمند و نمیشه باهاشون مقابله کرد..
      من سمیرا یک معتادم چون رفتارام همش رفتاره یک فرده معتاده
      میپرسید چرا؟؟؟؟🤔🤔
      میگم بهتون🤭😬
      من همیشه اگ برام مهمونی میومد(متناسب)غذاها و دسر هایی وک خودم دوست داشتم تهیه و درست میکردم ووقتی میچیدم ولی مهمان من خیلی کمترازون چیزی ک من تدارک میدیدم میخوردو از من هی اصرار..ازون بنده خدا هی انکار..ک من ب خودم شک میکردم ک شاید بد درست کردم و خوشش نیومده و من خودمو سرزنش میکردم😶😬
      یاپسرم ک خیلی کم غذا هست وقتی انتخاب نداره..هی با اصرار من و باباش با گریه غذاشو میخوره…
      هی برای اینک مهمونی میریم شلوغ نکنه و باادب باشه وعده ی خوراکی بهش میدیم..
      یااگ اسباب بازی میخاد بجای اون اسباب بازی وعده ی خوراکی میدیم بهش ک اونو نخر این خوراکی بخر
      وخیلی دیگ ازین رفتارهای واقعا تاثیر گذار بد و زشت
      و الان واقعا واقعا متاسفم برای این افکارو رفتارو باورهای اشتباهم ..ک ب زور ب مردم و خانواده خودم تحمیل میکردم ب پرخوری….
      👀👀🤦🤦🤦
      و یکی دیگ از رفتار های اشتباه کنار رفتارهای اشتباه دیگ ک ب خوردن همه چیز و ربط دادیم اینه ک حتی این خوردن هاا روی سوغاتی شهر عا هم تاثیر گذاشته ..وفقط سوغات رو توی خوردن میدونیم و میخریم ومیبریم..و میتونیم اینو جا بندازم ک بجای ««گز اصفهان،قطاب یزد،شیره انگور ملایر،انار ساوه»»از صنایع دستی و گلیم ها و تابلو های ومیناکاری ها استفادع کنیم برای تعارف بردن برا کسی یا هدیه…😍💝
      من معتاد چند روز هست ک تو مسیر پاکی از افکار ورفتارهای عجیب و غریبی هستم و در حال ترک عادت های اشتباه و غلط..ولی فرق من معتاد ب مواد غذایی با فردی ک معتاد ب مواد مخدرهست اینه ک راه من بدون سختی و درد هست و در اوج لذت و آرامش ب این پاکی دلچسب میرسم..
      ب امید موفقیت همه ی افراد معتادمسیر لاغری من 🤲💪👍🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۰ ۱۲:۴۴
      مدت عضویت: 2165 روز
      امتیاز کاربر: 887 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,189 کلمه

      (شرح عالی بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای درک بهتر)
      .
      سلام به استاد گرامی و دوستان گلم یه قدم دیگه در مسیر لاغری من.
      آنچه از فایل دهم اعتیاد آسان درک کردم
      هر موضوعی در جامعه تابع یکسری قوانین فردی و اجتماعی است ما خیلی از کارها در جامعه چون قانون معن کننده تعیین کردن انجام نمی‌دهیم قوانین راهنمایی رانندگی که اگه با سرعت زیاد رانندگی کنیم جریمه میشیم اگه کمربند نبندیم موجب به خطر انداختن جان خودمان میشیم و جریمه داره نبستن کمربند سرعت زیاد نداشتن گواهینامه نداشتن معاینه فنی خودرو و ما چون اینها می‌دونیم رعایت می کنیم و قوانینی هستند که اگه رعایت نکنیم اون جان خودمان به خطر میندازیم و بعد جریمه خواهیم شد ولی چرا در مورد چاقی چنین قوانینی وضع نکردن و ما عادت کردیم تا برای چیزی قانون تعیین نکنن ما رعایت نخواهیم کرد
      برای مصرف مواد مخدر قوانینی تعیین کردن که مانع انحراف مردم بشن و اگه چنین رفتاری کنن مجازات خواهند شد ولی برای سیگار کشیدن چنین قوانینی تعیین نکردن و مردم به راحتی آسانی قابل دسترس است سیگار و به همین دلیل افراد اعتیاد به سیگار خیلی بیشتر از اعتیاد به مواد مخدر در جامعه است چون به آسانی راحتی در دسترس است و هیچگونه مجازاتی هم نداره و به همین دلیل افراد چاقم خیلی بیشتر از افراد متناسب است چون مواد مصرفی غذایی هم در رنگها و طعم ها مختلف در همه جا به راحتی آسانی قابل دسترس است بدمون نیاد واقعا با گوش داد به این فایل فهمیدم من اعتیاد به چاقی داشتم و هرچه رفتار ها قبلا رو مرور میکنم برام واضح تر میشه که اعتیاد داشتم به چاقی و خیلی شبیه به یک آدم معتاد به مواد مخدر عمل میکردم فقط مواد مصرفی مون فرق میکرد همین اگه من یه روز برنج نمی‌خوردم میگفتم باید حتما فردا بخورم اصلا اون روز حس حال نداشتم مث آدم مریض کم جون بدون انرژی بودم اگه یه ظهری کم مصرف میکردم شب حتما جبران میکردم هم ظهرم هم شبم رو اگه یه شیرینی در پخچال بود تا تمومش نمی‌کردم ذهنم راحت نمیشد همش دانبال خوردن بودم میخواستم برم اتاقم تمیز کنم میگفتم اول غذا بخورم فلان چیز بخورم که انرژی داشته باشم بعد برم اتاق تمیز کنم میخواستم برم تفریح میگفتم چی ببرم با خودم که تو ماشین بخورم اگه تو راه سوپر مارکت نبود چی حالا میوه از خونه ببرم پول ببرم واسه بین راه وسیله بخرم اگه عروسی مهمانی میرفتم تمام ذهنم درگیر چی بخورم بود اگه با دوستام میرفتم تو شهر یا پیاده روی جایی تفریحی فکرم خوردن بود اگه نگاه تلویزیون میکردم میگفتم آلان فیلم مورد علاقمه چی بیارم که بخورم باش بهم خوش بگذره اگه افسرده ناراحت خوشحال بودم از خوردن استفاده میکردم اگه یکی بهم تعارف میکرد دست رد بهش نمیزدم غیر از جایی که واقعا خجالت بکشیدمی روم نشدی یعنی برمی داشتم اگه بیکار بودم می‌خوردم کم حوصله بودم می‌خوردم کلا واسه رهایی از اون وضعیت رو به خوردن میاوردم وهیچوقتم دلم نمی‌خواست غذام با کسی تقسیم کنم و همیشه ناراحت میشدم اگه یکی از غذا من میخورد میترسیدم سیر نشم کم بیارم …‌خلاصه رفتار ما در مصرف مواد غذایی با رفتار یک فرد معتاد به مواد مخدر هیچ فرقی نداره فقط نوع مصرفمون فرق داره من با این فایل فهمیدم من اعتیاد به چاقی دارم و مقصر اصلی هم خودمم و خودم باعث به وجود آمدن این وضعیت شدم مث این که یه فرد معتاد ازش میپرسن چطور معتاد شدی میگه اول واسه تفریح سرگرمی می کشیدم بعدش کم کم بهش عادت کردم و الانم اینی هستم که مبینی که فرش زیر پاش واسه موادش میفروشه ما هم اول از خوردن واسه لذت بردن استفاده کردیم کم کم مصرفمون بیشتر شد و برامون تبدیل شد به اعتیاد چاقی اعتیاد به چاقی از هر نوع اعتیادی خطرناک تر است چون چاقی در جامعه ما یه چیز پذیرفته شده است زشتت زننده نیست و کاملا عادی است واین خودش خطرناک ترین نوع اعتیاد است اعتیاد به چاقی اعتیادی است که هیچ قانونی نداره هیچ خط قرمزی نداره اعتیاد به چاقی کاملا آروم بی سروصدا با لذت بردن شروع میشه و کم کم رشد پیدا می‌کنه که همه توجهت می‌بره روی خوردن اگه حالت بده بخور اگه خوشحالی بخور اگه خسته ای بخور اگه تعارف کردن زشته بردار اگه چیزی اضاف کرد بخور گناه است حیف است و خلاصه از هر راهی واسه خوردن استفاده کردیم و این چاقی هم مث مواد مخدر کشنده است آره کشنده است چون چاقی باعث انواع مریضی در ماه میشه و اول روح ماروذهنمون تخریب می کنه بعد جسم تو بخاطر چاقیت افسردگی پیدا می‌کنی خودت بی ارزش میدونی اعتماد بنفست پایینه نمیتونی توجمع با اعتماد بنفس بالا شرکت کنی تو عکس گرفتن در جمع از خودت خجالت میکشی باعث مریضی قلبی میشه باعث پادرد کمردرد نازایی و کلی مریضی دیگه میشه اعتیاد به چاقی خیلی خیلی خطرناک تر از اعتیاد به مواد مخدر است پس بیاییم خوب فک کنیم خودمون گول نزنیم بدمون نیاد از این حرفها همونقدری یک فرد معتاد در نظرمون زشت زننده است باید چاقی هم در نظرمون همین جور باشه چاقی کلا زندگیمون به تباهی میکشونه اعتیاد به چاقی از امروز خودمون واسه خودمون قانون هایی وضع کنیم نسب به مصرف مواد غذایی. که تفریح کردن خوردن مواد غذایی نیست، واسه سرگرمی بیکاری بی حوصله بدون از خوردن استفاده نکنیم.
      واسه نگاه کردن به تلویزیون برنامه فیلم از خوردن واسه لذت بردن هنگام اون فیلم مصرف نکنیم مواد غذایی.
      واسه نشان دادن خوشحالی از خوردن استفاده نکنیم
      واسه پیاده روی رفتن تو طبیعت نشستن لذت بردن از خوردن استفاده نکنیم
      واسه دورهمی خانواده دوستان تعارف های زیاد نکنیم به مصرف خوردن
      به تعارف دیگران برای خوردن بیشتر نهه بگویم
      توماشین واسه لذت از خوردن استفاده نکنیم
      بچه هارو تشویق نکنیم اگه ساکت باشید براتون غذا یا خوارکی ها خوشمزه میاریم
      به فکر ترک اعتیاد خودمان باشیم این اعتیاد چاقی خیلی خطرناک است چون مصرف مواد مصرفیش به راحتی گیر میاد هر نوع هرمدل با هر طعمی. در جامعه چاقی عیب نیست زشت نیست و همین سبب میشه بیشتر چاقی گسترش پیدا کنه و برای انجام ویا خلاصی از هر واکنش بدنمون حسمون از خوردن استفاده می کنیم
      مقصر اصلی اعتیاد به چاقیمون خودمان بودیم و تصمیم بگیریم از این به بعد این قوانینی که وضع کردیم در مورد مصرف مواد غذایی رعایت کنیم و تنها راهی که میشه اعتیاد به چاقی برطرف کرد یادگیری لاغری با ذهن است با محدودیت جسمی نمیشه به لاغری رسید و این اعتیاد به چاقی برطرف کرد و فقط فقط موثر ترین راه روش لاغری با ذهن است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۹ ۰۹:۴۳
      مدت عضویت: 2377 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 651 کلمه

      (شرح بر اساس محتوا، شرح رفتار بر اساس محتوا)
      .
      سلام
      عنوان این فایل حس بدی رو در من ایجاد کرد ولی از اونجاییکه خودم رو متعهد به ادامه مسیر میدونم مطالب رو خوندم تعریف اعتیاد رو که خوندم دیدم چقدر به پرخوری و چاقی شبیه است و با توضیحات پایینتر متوجه شدم که بله کاملا درسته این واقعیت هست که من یک معتاد به مواد غذایی هستم (البته در حال ترک)به نظرم مهمترین قسمتش پذیرش این اعتیاد هست که وقتی بپذیریم دنبال راهکار هم میگردیم ،اعتیاد به چیزی که در همه جا در دسترس هست و همه با شادی و احترام بهت تعارف میکنن و از بچگی تشویشت کردن که به سمتش بری وموادش بسیار ارزانتر از سایر انواع اعتیاد هست و بدتر اینکه هیچ محدودیت و جرمی هم از طرف قانون براش تعیین نشده و به قول استاد به همین دلیله که اینقدر همه گیر و جهانی شده و روز به روز داره گسترش پیدا میکنه و حتی گریبان بچه ها رو هم گرفته🤨
      از اونجاییکه اعتیاد در واقع یه موضوع ذهنی هست و در واقع وابستگی ذهنی و روانی به یه موضوع خاص (در اینجا مواد خوراکی)و فرد معتاد به علت حس خوب و لذت بخشی که از مصرف ماده اعتیاد اور بهش دست میده بیشتر و بیشتر به عمق اعتیاد فرو میره در ذهن ما معتادان به چاقی هم فرمول لذت =خوردن که یه فرمول بسیار قوی هست شکل گرفته و ما همه کارهای لذت بخش رو با خوردن انجام میدیم و در واقع لذت اونکار رو با خوردن تکمیل میکنیم
      در مورد خود من به این صورت بود که همیشه موقع دیدن فیلم یا سریال مورد علاقه ام کلی هله هوله با خودم میاوردم پای تلویزیون ،موقع سفر کلی خوراکی از خونه برمیداشتم و کلی هم هله هوله از اولین سوپری مسیر میخریدم و به خودم افتخار میکردم که جدیدترین و تازه ترین خوراکیها رو انتخاب میکردم برای همین این مسئولیت همیشه به من واگذار میشد ومن در اینکار متخصص بودم😁 اسم مهمانی و عروسی و دور همی که میاومد که دیگه شیرینیها و پفک و چیپس و آجیل و بخور بخور رو توی ذهن من تداعی میکرد و اگه اون میزبان هم دفعه های قبل به خاطر احترام انواع و اقسام خوراکبهای خوشمزه رو هم برای شام یا ناهار و هم بعد از اونا اماده میکرد دیگه شوق و ذوق من چند برابر بود و لذت در ذهن من کامل،شیرینی خامه ای یکی مهمترین و اعتیاد اورترین خوراکی برای من بود که البته هنوزم هست کمتر شده ولی از بین نرفته و من همیشه دلم میخواست جعبه اش رو جلوی من بذارن و برن😅😅و من تا مرز خفگی بخورم بدون محدودیت حالا فکر کنین همسر من با وجودیکه خودش علاقه ای به خامه و شیرینی خامه ای نداره مرتب برای من جعبه جعبه میخرید و هنوزم میخره که عشقش رو نشون بده و همیشه میگه من برای شما میخرم شما بخورید و کیفش رو ببرید(خوردن=تشویق شدن)واقعا الان که فکر کردم و خودم رو کاویدم دیدم با وجودیکه یکساله دارم از اموزشها استفاده میکنم هنوز هم چقدر رفتار چاق کننده دارم 🤨🤨😶😶
      توی رواندرمانی یه مبحث هست به اسم لوگوتراپی یا معنا درمانی و میگه که اگه ادمها معنای زندگی و زنده بودن رو پیدا کنن امید به زندگیهاشون بر میگرده و افکار خودکشی ،افسردگی و مرگ کمرنگ میشه در ذهنشون
      به نظرم توی مسیر لاغری با ذهن همین روش داره کار میشه ووقتی استاد از مزایای زندگی در تناسب اندام ،احساس سبکی،حس خوب خلق کردن جسم متناسب،پوشیدن انواع لباسهای زیبا و شاد ،احساس خوب و رضایت از دیدن اندام خوومون در آینه،اعتماد به نفس بالا برای حضور در اجتماع ،ایجاد این خط فکری در خانواده و به تبع اون در نسل و ایجاد یک نسل متناسب همگی معنای ادامه زندگی برای ما است و استاد چقدر ماهرانه گاهی با اسون کردن راه ،گاهی با ایجاد انگیزه و گاهی هم با تلنگر این رو اموزش میدن ،ممنون و سپاسگزارم استاد از شما و همه همراهان این مسیر زیبا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۴۰۰/۰۱/۰۹ ۰۲:۲۴
        مدت عضویت: 2033 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 181 کلمه

        بسیار عالی بود دوست عزیز لذت بردم👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹
        نیازهای بدن ما دو نوع است
        ↖️ نیازهای جسمی
        ↙️ نیازهای روحی
        خوردن یکی از نیازهای جسمی بدن ما انسان هاست که ما باید به اندازه برطرف شدن این نیاز جسمی مون از مواد غذایی مصرف کنیم، متاسفانه ما افراد چاق و دچار اضافه وزن خیلی وقتها برای برطرف کردن نیازهای روحی مون هم مواد غذایی مصرف میکنیم اما
        ما مصرف میکنیم چون استرس داریم
        ما مصرف میکنیم چون عصبی هستیم
        ما مصرف میکنیم چون ناراحت و غمگین هستیم
        ما مصرف میکنیم چون خوشحال و شاد هستیم
        ما مصرف میکنیم چون خاطره خوبی ازش داریم
        ما مصرف میکنیم چون میزبان هستیم وگرنه مهمان موذب خواهد شد
        ما مصرف میکنیم چون مهمان هستیم و میزبان ناراحت میشود
        ما مصرف میکنیم چون میترسیم دیگران فکر کنند ما خسیس هستیم
        ما مصرف میکنیم چون اسراف و گناه میشود
        ما مصرف میکنیم چون یه نوع تفریح و خوشگذرانی هست
        به صدها دلیل احساسی ما مواد غذایی بیشتر از حد نیاز بدمون مصرف میکنیم بر اساس نیاز جسمی بدن مون
        و اینگونه هست که با تکرار آنها ما یک معتاد مواد غذایی خواهیم شد
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۵ ۲۰:۴۷
      مدت عضویت: 1983 روز
      امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      اگ بخواهیم ب تناسب اندام برسیم باید مشکل اعتیاد ب خوردن خودمون رو ترک کنیم😊
      اعتیاد همیشه مربوط ب مواد یا داروهای اعتیاد آور نمیشود…بنظرمن اعتیاد ب غذاواقعا درمورد غذا نیست..
      اعتیاد غذایی بیشتر ب این برمیگرده ک چ رفتاری در مورد غذا داریم
      در مورد غذا چ فکری میکنیم…
      علایم اعتیاد غذایی..میتونه جسمی یا روحی باشه..اشتیاق شدید ب غذا خوردن..صرف قسمت عمده ای وقت خودمون برای غذا..احساس خوشی حین خوردن غذا..تلاش برای کنار گذاشتن این عادت ک منجر ب شکست میشه..از دست دادن کنترل برای اینکه چ مدت چقدر بخوره و چ زمان
      نیاز خوردن غذا برای غلبه ب احساس..
      تنهایی و یواشکی غذا خوردن…
      بعداز خوردنم ک هی ناراحتی ..هی اعصاب خوردی..هی احساس گناه..هی خجالت و هی خجالت.‌از دست دادن اعتماد بنفس..
      واماااا……
      حالا ک کسی نیست برای این وضع پرخوری و چاقی ما فکری کنه و قانونی وضع کنه
      خودم چشه؟؟خودم قانون میزارم😊😎
      اول:تا وقتیکه گرسنه ام نشده و ب من واکنش نداده غذا نخوردم..
      دوم:قبل از خفکی و فشار ب شکم عقب بکشم..راضی باشم..
      قانون سوم:هروز ک کار مفیدی کردم در برابر غذاها خودمو تشویق کنم
      قانون چهارم:برای رفتار های خدای نکرده بدمم عناوینی طرح میکنم ک پوست پام بچسبه زمین…
      ولی بااشتیاق و عمل بیشتر انجامش میدم…
      قاونون پنجم:توجه کمتری ب مواد غذایی و تنوع روی بسته بندیآ داشته باشم…
      قانون ششم:ب اندازه نیاز بدنم موادغذایی استفاده کنم
      قانون هفتم:خودم تعیین کنم چی برام خوبه و سالم ومفید ک بخورم ن عوامل بیرونی .‌بسته بندی های خوش رنگ و لعاب…
      بخودم احترام بزارم…برای نظر خودم ارزش قایل باشم …
      ک هر چیزی رو وارد بدنم نکنم…و همیشه از خودم بپرسم .چی دوستداری بخوری ..آیا نیازت هست یا داری گول میخوری؟؟از منطقی بود بگم چشم…
      چون خودمو عجیب میخام دوست داشته باشم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا