🌿 تصور کن بدون رژیم و ورزش سخت، فقط با تغییر افکارت لاغر بشی!
💡 لاغری آسان با ذهن یعنی آموزش دوبارهی ذهن برای ساختن بدنی متناسب، بدون رنج و فشار.
آدمهای زیادی سالها با روشهای سخت تلاش کردن اما نتیجه نگرفتن… حالا وقتشه مسیر آسونتر، عمیقتر و موندگارتری رو انتخاب کنی 🧠✨
🌈 چرا لاغری اینقدر برامون سخت شده؟
بیشتر ما فکر میکنیم رسیدن به رویاهایی مثل لاغر شدن، کاری سخت و پررنجه.
ذهن هم که رفیقِ راحتطلب ماست، جلوی این سختی میایسته و نمیذاره حرکت کنیم.
نتیجه؟ بارها تلاش میکنیم و شکست میخوریم… بعدش هم قانع میشیم که لاغر شدن برای ما نیست 😞
ولی خبر خوب اینه که تنها فرق آدمهای موفق با ما توی ذهنشونه؛
✨ وقتی لاغر شدن رو «آسون و ممکن» ببینی، ذهنت هم باهات همراه میشه… نه اینکه باهات مقابله کنه!

📌 ذهن ما وقتی حس کنه رسیدن به هدفی (مثل لاغر شدن) سخته و پر از زجره، خودش جلوی ما رو میگیره.
نه از سرِ دشمنی! از سرِ محافظت… چون نمیخواد درد بکشی 🧠❤️ و جالبه که در ۱۰۰٪ موارد هم موفق میشه جلوی ما رو بگیره!
اما خبر خوب اینه که آدمایی که به خواستههاشون میرسن، فقط یه فرق با بقیه دارن:
اونا باور دارن رسیدن آسونه!
✨ لاغری آسان با ذهن یعنی تغییر نگرش! یعنی به جای جنگیدن با غذا و بدنمون، با ذهنمون آشتی کنیم و خودمون رو لایق و توانمند بدونیم.
در واقع، طبق تحقیقات علمی دانشگاه استنفورد، وقتی افراد باور داشته باشند که تلاششون مؤثره و رسیدن ممکنه، عملکرد مغزشون تغییر میکنه و نتایج واقعیتری خلق میکنند.
وقتی روشهای لاغری سنتی برامون پر از سختی، گرسنگی، محدودیت و اجباره، ذهن ما لاغر شدن رو مساوی با رنج میدونه.
نتیجهاش چی میشه؟
🔁 بارها تلاش میکنیم، نتیجه نمیگیریم و بعدش باور میکنیم که ما نمیتونیم لاغر بشیم…
💔 اونقدر این باور تکرار شده که دیگه چاق بودن برامون راحتتر از لاغر شدنه!
و اینجاست که لاغری آسان با ذهن به کمک ما میاد… چون قراره ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم.

⚠️ خطر پنهانِ پذیرش چاقی | مراقب باش ذهن جا نزنه!
خیلی از آدمایی که اضافه وزن دارن، توی دلشون هنوزم رویای لاغر شدن دارن… ولی خب چرا هیچوقت واقعاً لاغر نمیشن؟ 🤔
چون ذهنشون باور کرده که لاغر شدن یعنی رنج، سختی، جنگ با غذا، ارادهای که ندارن… و وقتی چندبار با رژیم یا ورزش نتیجه نگرفتن، با خودشون گفتن:
“من آدم بیارادهایم” 😞
اینجوری کمکم اون رویای قشنگ لاغری رو گذاشتن یه گوشه و رفتن دنبال پذیرش چاقی… 👎 اما این پذیرفتن از روی آگاهی نیست، از روی خستگیه… از روی ناامیدی…
🧠 وقتی لاغری در ذهن ما کاری سخت و دستنیافتنی به نظر برسه، دیگه انگیزهای برای حرکت نداریم.
شوقی نیست، هیجانی نیست، حتی شروع کردن هم ترسناکه…
🔍 اما چرا لاغری برامون سخت شده؟
چون هر بار با مسیرهای اشتباه رفتیم جلو: رژیم، دارو، ورزش اجباری… و چون اطرافمون گفتن:
“چاقی ارثیه” یا “سنت بالا رفته دیگه نمیتونی”…
✋ صبر کن! اینا واقعیت نیستن، اینا فقط باورهایی هستن که توی ذهنمون جا خوش کردن!
🌱 خبر خوب اینکه مسیر لاغری آسان با ذهن هیچ شباهتی به اون روشهای قبلی نداره. اینجا قرار نیست بجنگی، قراره بفهمی، تغییر کنی، لذت ببری، رها شی…
🎉 پس اگر هنوز ته دلت یه چراغ کوچیک برای لاغر شدن روشنه، خاموشش نکن… اینبار با ذهنت شروع کن، نه با بدنت!

✨ لاغری آسان با ذهن 🌟
مسیر لاغریای که قراره دلت رو شاد کنه، نه خسته!
تا حالا به این فکر کردی که میتونی بدون رژیمهای سخت، بدون ورزشهای طاقتفرسا، فقط با قدرت ذهنت لاغر شی؟ 🤯
خبر خوب اینه که لاغری آسان با قدرت ذهن دقیقاً همینه!
یه مسیر پر از اشتیاق، انگیزه و حال خوب 😍
هر روزی که از آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده میکنی، همون روز حس بهتری نسبت به خودت پیدا میکنی 💫
نگاهت به غذا، به بدن، به زندگی تغییر میکنه… و این تغییرات کوچیک، تو رو روز به روز به رویای لاغریت نزدیکتر میکنن 🎯
💡 این دقیقاً فرق اساسی روش لاغری آسان با ذهن با همه اون روشهای قبلیه! اینجا قراره با ذهنت دوست شی، نه بجنگی!
🎥 محتوای این دوره آموزشی قراره کمکت کنه افکارت رو طوری تنظیم کنی که لاغر شدن، برات آسون، لذتبخش و ممکن بشه ✅
من، و خیلیهای دیگه که با من در این مسیر بودن، امروز داریم رؤیایی رو زندگی میکنیم که یه روز فقط آرزوشو داشتیم…
✨ فقط با تغییر فرمولهای ذهنیای که ما رو چاق نگه داشته بودن!
📌 یادت باشه:
فاصله تو تا لاغری واقعی، فقط به اندازه یه تصمیم جدیه… تصمیمی برای اینکه مسیر لاغری آسون و ذهنی رو شروع کنی 💖



✨ تجربهای واقعی از مسیر لاغری با ذهن | حرف دل یکی از هنرجوها 🌱
یکی از زیباترین قسمتهای مسیر لاغری آسان با ذهن، شنیدن نتایج و تجربههای صادقانهی هنرجوهاییست که با تمام وجود در این راه قدم گذاشتند، مقاومتها را شناختند، با ذهنشان آشتی کردند و آرامآرام، تغییرات درونی و بیرونی را لمس کردند 🌟
در ادامه، بخشی از دلنوشتهی یکی از هنرجویان پرتلاش ما را میخوانید که با تمام صداقت، از چالشهای مسیر گفت و از اینکه چطور با قدرت ذهنش تونست مسیر لاغری آسان با ذهن را برای خودش سادهتر و لذتبخشتر کنه. 👇
💬 حرف دل هنرجو:
از وقتی با لاغری آسان با ذهن آشنا شدم، واقعاً مسیر لاغری برام آسون شد.
فقط یه فرمول هنوزم بعضی وقتا اذیتم میکنه و اونم نوشتنه.
من نوشتن رو خیلی دوست دارم ولی وقتی ذهنم جای دیگهست، حس میکنم باید مثل مدرسه مجبورش کنم بیاد سر کلاس!
اولش سخته، ولی یادم میارم که دارم مینویسم تا بهتر یاد بگیرم، تا آگاهیها بیشتر در ذهنم نفوذ کنن. همین باعث میشه مقاومتهامو بشکنم ✍️
گاهی میگم: «نوشتن وقت زیادی میگیره!» اما این فقط یه فرمول اشتباهه که منو از تمرین دور میکنه. سریع به خودم میگم: «تو کلی وقت به چاقی دادی، حالا برای لاغری آسان با ذهن وقت نمیذاری؟»
واقعیت اینه که وقتی شروع میکنم به نوشتن، کلی حس خوب میاد سراغم و اشتیاقم برای یادگیری بیشتر میشه.
🏅 حتی مدالهایی که برای نوشتههام میگیرم بهم یادآوری میکنه که دارم با نوشتن به خودم کمک میکنم، نه به استاد.
بهنظرم یکی از راههای آسونتر کردن لاغری، یادگیری بهتره. و با تمرین و تکرار، لاغری آسان با ذهن واقعاً ممکن و دستیافتنی میشه.
وقتی بهتر یاد بگیری، بهتر عمل میکنی، ذهنت کمتر مقاومت میکنه و همهچی راحتتر میشه.
بهجای توجه به حواشی، مثل «چربی در بدن ذخیره میشه» یا «سلولهای چربی کم نمیشن»، من باورمو عوض کردم.
❌ بدنم انبار چربی نیست
✅ بدنم یه کارخانهی سوخت چربیه که دائماً در حال بازسازی خودشه.
این تغییر نگاه، منو به آرامش با بدنم رسوند. دیگه باهاش نجنگیدم و همین صلح درونی، نتایج بیرونی رو برام آسونتر کرد.
حتی یاد گرفتم برچسبهایی مثل “من پرخورم” یا “ارثی چاقم” فقط باورهای محدودکنندهان که باید کنارشون بزنم و با ذهنی آزاد و مهربون به سمت لاغری آسان با ذهن حرکت کنم.
🎯 من الان با خودم در صلحام و حس خوبی از بدنم دارم… و این یعنی دارم در مسیر درست لاغری آسان با ذهن حرکت میکنم.
🎯 من الان با خودم در صلحام و حس خوبی از بدنم دارم… و این یعنی دارم در مسیر درست حرکت میکنم.
✨ یادآوری مهم:
در مسیر لاغری آسان با ذهن، گاهی فقط یک جمله یا یک تغییر نگاه، میتونه دنیای ما رو عوض کنه.
تجربه این هنرجو یادمون میاره که چالشها هم بخشی از مسیرن، اما اگه نگرشمون رو تغییر بدیم، همون چالشها تبدیل میشن به فرصتهایی برای رشد، آگاهی و رسیدن به تناسب دلخواهمون 💖
✍️ تمرین آموزشی – لاغری آسان با ذهن 💡
یکی از مهمترین قدمها برای لاغری آسان با ذهن اینه که باور کنیم لاغر شدن میتونه واقعاً ساده و لذتبخش باشه 😍
اگه موقع دیدن ویدیوها یا انجام تمرینها، ذهنتون غر میزنه که «تا کی تمرین؟ چطور ممکنه فقط با آموزش ذهنی لاغر شم؟» بدونید که دارید فرمولهای چاقکنندهی قبلی رو دوباره فعال میکنید 🧠🚫
🔑 یادمون باشه: لاغری ذهنی، فقط با تکرار جملههای قشنگ اتفاق نمیافته! لازمه با احساس خوب، اشتیاق و انگیزه بیایم سراغ آموزشها و تمرینها. هر روز فقط چند لحظه با خودت حرف بزن، به خودت یادآوری کن که داری یه تغییر واقعی میکنی ✨
پیشنهاد ما برای انجام تمرین این جلسه:
- اول محتوای نوشتاری این جلسه رو با دقت بخون.
- بعد ویدیوی آموزشی رو با تمرکز ببین.
- سپس به سؤالات زیر به صورت تشریحی و از دل خودت، توی بخش نظرات پاسخ بده 💬👇
📝 سؤالات تمرینی:
- قبل از ورود به مسیر لاغری با ذهن، چه نگرشی درباره لاغری داشتی؟
- به نظرت چرا لاغر شدن سخت و چاق شدن آسونه؟!
- تجربهات از روشهای قبلی لاغری چه تأثیری روی دیدگاهت نسبت به لاغری گذاشته؟
- چرا به نظرت لاغری آسان با ذهن بهترین و ماندگارترین روشه؟ با منطق خودت اثباتش کن 🤓
- نظرت درباره محتوای ویدیوی این جلسه چیه؟ چه چیزهایی برات روشن شد یا الهامبخش بود؟
- اگه تمرینی از دل آموزش امروز برات شکل گرفت، توی بخش نظرات بنویس که خودت هم متعهد به انجامش باشی ✨
💬 حالا نوبت توئه!
نوشتن پاسخ تمرینها در بخش نظرات فقط یه کار تکلیفی نیست! این یعنی داری با ذهن خودت صحبت میکنی، آگاهیها رو درونیتر میکنی و به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
پس وقتشه که تو هم بنویسی ✍️ همین الان برو پایین صفحه و دیدگاهت رو ثبت کن 💛
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 97 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



من تا حالا از ذهنم از یک روش و راه استفاده کردم که نتیجه رو هم در جسمم از همون روش میدیدم ولی حالا اگه راه استفاده از ذهنم رو تغییر بدم نتیجه در جسمم هم تعییر پیدا میکنه
پس باید راه استفاده از ذهنت رو تغییر بدی تا نتیجه رو تغییر بدی
من میخوام ذهنم رو تغییر بدم تا لاغر بشم ولی همین باور سختی هست و مانع لاغری ما بشه و من باید روی این باور خیلی کارکنم تا بیشتر بپذیرم که لاغری به همین راحتی هست با تغییر ذهن هست خیلی آسون و راحت هست لاغر شدن
منم با تمام وجودم وارد این مسیر شدم و تمام روشهای قبلی رو کنار گداشتم واصلا دیگه بقیه روشها رو دنبال نکردم و فقط با این روش دارم جلو میرم چون پذیرفتم تنها راه و مسیر درست برای لاِغر شدن همین لاغری با ذهن هست .
و من نباید کار داشته باشم با این روش ذهنی چطور چربیهای من آب میشه ؟منکه فعالیتی ندارم و رژیمی ندارم در واقع همین فکر روند من رو کند میکنه و نمیزاره کار من درست جلو بره پس به چطور به اون کار نداشته باشم هر طور که میخواد چربیهای من رو ببره ببره به من هیچ ارتباطی نداره پس کار رو سخت نکن لاغری با ذهن ساده هست
یه سری کارها در بدن ما اتوماتیک انجام میشه مثل سلولسازی پلک زدن و گردش خون و تنفس و … که همه رو مغز کنترل میکنه در واقع اگر مغز ما سالم نباشه با وجود داشتن تمام اندام ها مثل دست چشم و دهان ولی هیچ فعالیتی رو نمیتونیم انجام بدیم
پس یه سری فعالیتهای دیگه هستن که خودم با استمرار و تمرین به مغزم یاد دادم مثل شناگر خوبی بودن یا نقاش بودن یا راننده بودن یا فوتبالیست خوبی بودن و … اینجا هست که ما به مغزمون یاد دادیم و چاقی رو مثل خیلی از چیزای دیگه به مغزمون یاد دادیم که تفریح و شادی و عزا و عروسی و استرس و خستگی و سفر و یا ماه رمضون و…. با خوردن هست و وقتی ما لاغری رو یاد بگریم فرمانها متفاوت میشه و تصویرهای ذهنی از خودمون تغبییر میکنه
پس همانطور که ما چاق شدیم همانطور هم لاعر میشیم همین رو بپذریم کلی راه رو اسون کردیم اصلا باید انتظار رو از خودمون تغییر بدیم باید انتظارم از خودم لاغری باشه
اگه بگی من نمیتونم لاغر بشم به قدرت درونت ایمانت نداری و اون رو فبول نداری .
همه ی ادمهای چاق تصورشون در مورد معدشون اشتباه هست که در وعده ی غذایی با خودشون بد رفتاری میکنن و زیاد میخورن در واقع چاقها غذا رو در معده ذخیره میکنن و زیاد میخورن که اگر در وعده بعدی نباشه اونها غدا ذخیره کرده باشن ولی غلطه چون معده جای هضم غدا هست نه ذخیره ی غذا یعنی بعد از یه مدت که از خوردن غذا بگذره اون تبدیل به انرژی میشه که یا مصرف میشه یا تبدیل به چربی میشه
پس حرص و ولع نداشته باشیمو از ترس نبودن غذا در وعده ی بعدی و معده محل ذخیره ی عدا نیست بلکه هضم و آسیاب غذا هست .
زیاد خوردن دلیل بر گرسنه نشدن نیست نباید من از ترس نبودن غدا زیاد بخورم
در واقع ترس از غذا نبودن تو رو خیلی برانگیخته میکنه که بخور چون نیست چون غذا نیست در واقع باعث میشه تو حرص و ولع داشته باشی پس هر وقت گرسنه بودی حرف نزن در مورد گرسنگی چون اوضاع خیلی بدتر میشه و صدای شکمت در میاد و حالت بد میشه و … پس حرف نزن که رفتارهای اشتباهات بیشتر میشه
پس همیشه ذهن رو اروم کن و هیچ وقت حرف از گرسنگی برای ذهنت نزن و گرنه اونم میگه بخور
معده جای دخیره ی غدا نیست بلکه غذا رو هضم میکنه و تبدیل به انرژی میکنه و یا چربی
پس هر لحظه به اندازه نیازت بخور که ارامش داشته باشی
و هر وقت فکر میکنی غذا برای وعده ی غذاییم چی بخورم که چاق نشم هنوز ذهن تو راهش اشتباه هست و روی چاق شدن هست چون براش غداها فرق میکنن و یکی رو چاق کننده میدونه و یکی رو لاغر کننده میدونه واین مثل این هست که بگم چقدر امروز نفس بکشم که زنده بمونم یا چقدر امروز پلک بزنم و یا چقدر امروز سلولسازی کنم پس همانطور که این سوالها رو نمیکنیم برای خوردن هم نباید اینقدر فکر کنیم و باید تمام غداها رو برای خودمون یه وسیله برای رفع نیاز جسممون بدونیم و از هم دیگه اونها رو تفکیک نکنیم
میخوام به موضوع لاغری با ذهن به عنوان یه چیز عجیب و غریب و پیچیده نگاه نکنید لاغری خیلی ساده و راحت هست و از اون به عنوان یک کار نشاط آور و شاد یادکنید (من به شخصه الان با این روش لاغری با دهن دارم به عنوان یک کار ساده و نشاط اور نگاه میکنم خیلی از کارها که قبلا برام تفریح بود و علاقه داشتم و شادم میکرد الان دیگه اونطور شادم نمیکنن و لدت نمیبرم و احساس میکنم داره وقتم تلف میشه داره زمانم هدر میره و به خودم میگم کاش خونه بودم و الان در سایت فایلی گوش میدادم و اگر برام بشه و مقدور باشه که از اون جمع جدا بشم زود میام خونه یا اون تلفن رو نزنم نمیزنم و یا تو اون دورهمی شرکت نکنم نمیرم و یا به فضای مجازی نرم نمیرم و یا تلویزیون نگاه نکنم نمیکنم و یا خیلی از کارهای دیگه من رو شاد و خوشحال نمیکنه و فعالیت در سایت لاعری با ذهن بسیار به من انگیزه و انرژی میده برای زنده بودنم و همیشه میگم از این ساده تر که نه گرسنگی داره نه فعالیت خاصی داره پس چقدر این روش آسون هست ) .
در واقع به چاقی و لاغری به عنوان دو جنبه ی متفاوت نگاه کنید .وقتی ذهن رو بخواید تغییر بدید به حالت تناسب خیلی راحت اتفاق میفته در واقع وقتی ذهن روی چاقی تنظیم باشه ما جسم چاق داریم و اگر روی لاغری تنظیم باشه نتیجه ی جسم لاغری میشه (ما گفتیم همه چیز در جهان دو سوی هست هم چاقی هست هم لاِغری هست اگر این ذهن ما قدرت یادگرفتن چاقی رو داشته که وزن ما رو بالا ببره حالا هم قدرت یاد گرفتن لاغری رو داره که وزن ما رو میتونه پایین بیاره فقط باید ذهن یاد بگیره و اموزش ببینه مثلا من امروز غذای مورد علاقه ام رو پختم و زیاد نجوا میاد که برو بخور تو این رو دوست داری ولی صدایی محکمتر میگه نه وقتی سیری اصلا همچین کاری نکن هست هنوز کلی داخل قابلمه هست پس اروم باش هر وقت گرسنه شدی بخور و از اموزشها دارم استفاده میکنم و اگر قبلا بود که فقط میخوردم و بعد عداب وجدان و پشیمانی میگرفتم ولی حالا دارم به خودم بهتر مسلط میشم و لذت میبرم )
مثل کولر دوتیکه ها هستن که یه کلید دارن که دو حالت داره یه حالت داره بزنی باد گرم میده و یه حالت دیگه داره بزنی باد سرد میده بیرون به همین راحتی کولر دو نوع باد گرم و سرد به فضا میده فقط با تغییر حالت دکمه و یا مثل آدم ها که وقتی ذهنت رو تغییر بدی نه اینکه ذهن الانت رو دربیاری و بندازی دور نه خیر بهش آگاهی و اطلاعات جدید بدیم اون وقت نتیجه عوض میشه ( ذهن یه ویژگی داره که همیشه میتونه آموزش ببینه و به اون اطلاعات جدید بدیم و نتیجه ی جدید بگیریم پس هیچ وقت ناامید نشیم که دیر هست یا از ما گذشته و یا اینکه من یاد نمیگیریم و یا من توانایی یادگیریم کم هست و یا و حافظه ام ضعیف هست اینها همه برچسب بیخود هست که به خودمون میزنیم ما در هر جنبه ی زندگی مثل سلامتی و لاغری و یا روابط و یا ثروت و …تا بینهایت میتونیم پیشرفت و یا پسرفت کنیم و این قدرت اختیار و انتخاب دست ما هست که به کدوم سمت بریم فقط از طریق قدرت ذهن که خداوند به عنوان یه ویژگی خاص به ما انسانها داده و هر انسان به خاطر همین ذهنش زندگی کاملا متفاوت با انسان دیگه رو داره حتی اگر در یک خونه باشن .)
برای همین هر کس این مسیر رو شروع میکنه هدفش لاغر شدن هست ولی قبل از اینکه متناسب بشه خیلی از اتفاقها مثل روابط و سلامتی و اعتماد به نفس بالا به دست میاره چون مسیرشون تغییر کرده (چقدر مسیر لاعری قشنگ و راحتتر از مسیر چاقی هست من که در این مسیر لبریز از ارامش و آزادی و اعتماد به نفس و سلامتی و …. شدم و چقدر شاکرم که در این مسیرم و دقیقا بر عکس مسیر چاقی که همش چاقی و محدودیت و حال بد روحی و استرس و نگرانی و سنگین شدن و بیماری جسمی هست پس واقعا لاغری از چاقی به این روش سراسر لذت و آسانی هست و من عاشق این احساس آزادی در تمام جتبها و رها و سبک بودن خودم هستم و از خوش لباسی خودم و لباس رنگ شاد بر تن داشتنم لدت میبرم و چقدر شادی درونی دارم بدون هیچ عامل بیرونی من به خاطر در صلح بودن با خودم در بهترین حالت روحی و جسمی خودم هستم از درون و بیرون بازم سپاسگزارم از خدای خوبم و استاد عزیز ).
من خیلی عاشق لاغری هستم و به خودم و استاد و دورهاشون خیلی اعتماد دارم و من جز افرادی بودم که مطمعن بودم در دورهای رایگان و پولی استاد شرکت کردم و خودم هر روز دارم یک گام برمیدارم و تمرینها رو انجام میدم بدون اینکه کسی بخواد به من بگه فلانی انجام دادی ؟خودم مشتاق هستم و احساس مسولیت میکنم
من با تمام وجودم از دورها دارم استفاده میکنم و لذت میبرم حتی در کمترین زمان ممکنه من میشینم فایل گوش میدم اگر شده از خوابم میزنم و یا بیرون نمیریم ولی تمرین هر روزم رو دارم انحام میدم و اگر انجام ندم اذیت و ناراحت میشم و با انجام دادن تمرینها بسیار احساس لذت و شادی میکنم .
من روشهای قبلی رو اصلا فراموش کردم و دیگه هیچ جستجو و تحقیقی در مورد روشهای لاغری ندارم و تمام کانالها و پیجهای لاغری رو پاک کردم و فقط در این سایتم و با فایلها دارم زندگی میکنم و تغییراتی در من به وجود اومده که نشان میده این دوره بسیار صحیح هست و من اصلا کاری ندارم اطرافیانم چه رژیمی دارن و چیکار میکنن که دارن لاغر میشن و برام مهم نیست و تازه هر کس رژیم خاص و یا کار خاصی میکنه برای لاغری من در دلم تاسف میخورم و ناراحتم که چقدر در مسیر غلط هست و چقدر به خودش داره ضربه میزنه .(من همین چند روز پیش هوس کردم تخم مرغ بخورم که پسرم گفت مامان برای منم سرخ کن و اول برای پسرم دو دونه تخم مرغ درست کردم خورد و حدود یک سومش رو گذاشت و اگر قبلا بود که رژیم داشتم میگفتم نه من غدای پسرم نمیخورم باید جدا سرخ کنم که اندازه دستم باشه که چقدر خوردم و یا اینکه میگفتم نه با این سیر نمیشم این مقدار خیلی کمه ولی حالا با این آگاهی های جدید گفتم بابا میخورم سیر بودم که دیگه هیچ چه بهتر اگر هم سیر نشدم دوباره سرخ میکنم و به ذهنم گفتم نترس و باهاش حرف زدم و شروع به خوردن کردم و دقیقا به اون احساس خوب سیری رسیدم و سرخ نکردم و گفتم ببین ترس نداشت که این کمه من سیر نمیشم و در موقع خوردن به خودم گفتم آرام باش و لذت ببر مطمعن باش اگر هنوز سیر نبودم یکی دیگه سرخ میکنم و همین حرف زدنها و شکست دادن منفی باف برای من خیلی ارزش داشت )
بعضی وقتها(خیلی کم چون دیگه دست منفی باف برام رو شده و منم بهش توجه نمیکنم ) از طرف منفی باف برام فکر میاد من که هیچ کار خاصی نمیکنم و همه چیز میخورم پس چطور لاغر میشم ؟؟؟ولی به خودم میگم بابا به بدنت اعتماد کن و کاری نداشته باش که چطور بدنم میخواد این چربیها رو آب بکنه و از بین ببره و یا میخواد دفع بشه یا آب میشه یا گلوله میشه به من چه ربطی داره چطور آب میشه من فقط باید ذهنم رو متناسب کنم (آخه باید به خودم بگم دست من زخم میشه من شده تا حالا نگران بشم ؟؟ که چطور میخواد زخمم رو این بدن خوب کنه و یا جوش بخوره نه والا چنان با اطمینان میگم خودش خوب میشه که یا چسبی بزنم یا نزنم و به بدنم اعتماد میکنم و لاغری هم همین هست من غدام رو با لدت به اندازه نیازم میخورم خودش هر طور که صلاح میدونه من رو لاغر میکنه و به ذهنم میگم این مقدار خوردن برای زنده بودنم نیاز هست و جسم من به اون نیاز داره چرا نخورم اینقدر نترس پس فقط با لذت و بدون ترس بخور و هیچ کار دیگه ای نکن خدای لاغری من کارهام رو انجام میده و جسم من رو در بهترین حالت نگه میداره فقط ایمان داشته باش )
پس کاری به روند چربی سوزی نداشته باش همین فکر کافیه که در روند لاغری من اختلال ایحاد بشه( پس من کاری ندارم به این حرفها من فقط فایل گوش میدم تمرینها رو انجام میدم و بقیه اش رو به بدنم می سپار م حالا برای سلولسازی مگه من فکر میکنم)
پس به چطورش فکر نکن که چربیها چی میشه ؟؟؟به این فکر نکن فقط بزار این چربیها بره میخواد قطره قطره بره میخواد ماشین بگیره بره به ما چه ربطی داره بزار بره (خیلی این جمله عالیه که به ما چه ربطی چطور میخواد چربیها برن هر طور میخوان برن برن من فقط باید تمرکزم روی فایلها و تمرینات باشه اون وقت جسمم چه بخوام چه نخوام لاعر میشه )
لاغری با ذهن خیلی ساده هست مثل خیلی ار کارهای جسم ما مثل تنفس مثل پلک زدن و … همه رو کی داره مدیریت میکنه مغز ما و این حرف رو که همه قبول دارید
پس همه ی فعالیتهای این جسم ما تحت کنترل مغز ما هست که اگر فلج بشه این جسم هیچ کاری نمیتوته بکنه
و این مغز قابلیت یادگیری داره مثل خیلی از چیزها که یاد گرفتیم مثل رانندکی کار با موبایل و کامپیوتر و یا ارایشگری و آشپزی و ….
پس آموزشها ها با هم فرق میکنه من چاقی رو یاد گرفتم از خانواده و جامعه و دوستان و رسانه هاو … ولی لاغرها چاقی رو یاد نگرفتن و نتیجه چی میشه ما که چاقی رو یاد گرفتیم همه ی تفریحها و لدتها و عزاهای ما با خوردن همراه هست ولی لاغرها به هیچ عنوان (من خودم قبلا تفریح و سفر و خوش گدروندن و خوشحال بودن و رفع بیکاری و خستگی برام در خوردن خلاصه میشد و خیلی از چیزهای دیگه و اما الان شاید به نسبت قبل خیلی بهتر فکر کنم چون توجه می کنم به نیاز جسمم و هر چقدر نیاز داشتم میخورم فارغ از مکان و زمان و نوع غدا و …و خودم خیلی جاها متحیر میشم ولی میگم به این میگن آموزش و بلعکس هر جا دیدیم سیرم ولی ذهنم دستور خوردن داد چون اگاهم سر مچش رو میگیریم که تو الان داری از ترس تموم شدن و نبودن اون غدا میگی بخور و یا از ترس اسراف شدن میگی بخور و یا اینکه چون پولش رو دادی میگی بخور و یا چون دیگه گیرت نمیاد میگی بخور و … تا دیدیم میخوام راهم رو اشتباه برم سریع برمیگردم به راه درست و دست از خوردن میکشم و ادامه نمیدم تا دوباره گرسنه بشم )
پس فرمانهای مغز در چاقها همه با خوردن هست که خوشحالی میگه بخور خسته ای میگه بخور استرس داری میگه بخور و حالا بیا لاغری با ذهن رو یاد بگیریم که فرمانهای متفاوت از ذهن بگیریم و دیگه ذهنت همش نمیگه بخور (باید اموزشها رو یاد بگیریم و به عمل تبدیل کنیم و گرنه فقط فایل گوش کنیم هیچ فایده ای نداره این نیست که فایل گوش بدیم و دستمون فلج بشه و دهنمون قفل بشه نتونیم غذا برداریم و نخوریم نه اصلا اینطور نیست تا عمل نکنیم نتیجه نمیبینیم )
حالا اگر ذهنت رو روی لاغری تنطیم کنی فرمانهای متفاوت میده و اصلا چیز سختی نیست خیلی هم ساده هست
انسان تا بینهایت وصل هست و هر کاری میتونه بکنه و همینطور که ما میتونیم وزنمون رو تا ۵۰۰ کیلو بریم بالا پس تا ۵۰۰ کیلو هم میشه وزن کم کنیم و فقط یک طرفه نیست که بگی نه من فقط چاق میشم و هر کس این حرفها رو باور کرد حتما لاغر میشه .
اولین چیزی که در من تغییر کرد انتطارم از خودم تغییر کرد و شد لاغر شدن و اگر برای کسی رخ نداده چون تمرینهاش رو درست انجام نداده (من هر روز که یک قدم برمیدارم میخوام به ذهنم فرمولهای درست بدم و دستورهای درست بگیرم و نتیجه هم خود به خود درست میشه پس طبق این کاری که انجام میدم انتظارم لاغری هست و دقیقا من منتظرم به حق طبیعی خودم که لاغری ۵۹ کیلو هست برسم )
چند نکته برای ماه رمضان :
در ماه رمضان چطور بخوریم ؟؟؟خیلی از افراد چاق تصورشون درباره معدشون اشتباه هست و فکر میکنن که معدشون یخچال هست و مثلا چون قراره تا شب چیزی نخورن میگن پس سحری رو بیشتر بخورم و غذای سنگین بخورم که تا شب گرسنه نشم و فکر میکنن غدا در معده ذخیره میشه این اشتباه هست معده جای ذخیره غذا نیست جای هضم و آسیاب غذا هست و اگر بیشتر بخوری این غذا تبدیل به انرژی میشه و یا دفع میشه کاری دیگه که نمیتونه بکنه (من قبلا اینطور فکر میکردم و همیشه در ماه رمضان کلی چاق میشدم و کلی هم ناراحت میشدم ا ما متناسبهای اطراف من تکون نمیخوردن و میگفتم چرا ؟؟؟وحالا متوجه میشم چقدر افکار اشتباه داشتم چقدر ترس از گرسنگی داشتم چقدر زیاد میخوردم چون ذهنم مملو بود از افکار چاقی و ذهنم چاق بود و فقط دستورهای چاقی میداد ).
و همیشه فکر مواجه شدن با گرسنگی خیلی دردناکتر از خود گرسنگی هست در ما و به خاطر همین افراد در سحری خیلی با حرص و ولع میخورن چون به فکرن که چند ساعت نباید بخورن و لی چند ساعت بعد دوباره گرسنه میشی چون معده که ذخیره نمیکنه نه غدا رو هضم میکنه و تبدیل به چربی میکنه یا مصرفش میکنه
پس زیاد خوردن دلیل بر گرسنگی نیست پس تو نترس اگر نخوردی بابا مواجه شو با این موضوع بلایی سرت نمیاد ( من قبلا حتی از ترس اینکه رفتم ورزش و کلی کالری سوزندم و گرسنه هستم تا از باشگاه میومدم کلی شام سبک و سالاد و میوه میخوردم که نکنه خیلی گرسنه بشم و یا برم بیرون و یا خونه مادرم و یا جایی و غذا نباشه پس میخوردم یا حتی قبلا در سفرها هم میترسیدیم که نکنه تا جایگاه بعدی که میخواییم بمونیم من گرسنه بشم و غدا نباشه و همین افکار باعث میشد من خیلی بیشتر از نیازم بخورم بماند کلی افکار چاقی دیگه هم داشتم که سفر یعنی رهایی از رژیم و اومدم خوش باشم پس هر چیزی که میخوام باید بخورم و یکی از لدتهای سفرم رفتن به رستورانها و فست فودی ها اون شهر بود ولی با عداب وحدان و استرس اون خوردنها همراه بودن و هیچ وقت لذت کامل رو نبردم …)
ترس از درد و یا ترس از گرسنگی یا ترس از تنهایی یا ترس از تاریکی و … اینها ما رو برانگیخته میکنن که اوضاع رو از دست ما در میارن مثلا بگی من تشنم و آب نیست من مرد از بی آبی این غلطه و نباید بگی وگرنه درد بی آبی رو تشدید میکنه و پدرت رو در میاده و بهت غلبه میکنه .
هر وقت گرسنه ات بود همش نگو و حرفی نزن و گرنه پدرت در میاد و شکمت سرو صدا میکنه و حالت رو بد میکنه پس حرف نزن بعد از یه مدت این حس گرسنگی تو آروم میشه اینها همه ترس از درد هست ترس از گرسنگی هست و اینها کاز ذهن هست و دست خودت هم نیست( منم قبلا چه در ماه رمضان چه در سفر و یا تفریحی یا جایی که میرفتم اولین هدفم خوردن بود و منتطر بودم و کمی که دیر میشد میگفتم وای چقدر گرسنه شدم بریم اول چیزی بخوریم و همش از خوردن میگفتم ولی حالا تا گرسنه نباشم نمیگم و اگر واقعا گرسنه شدم حتما درخواست خوردن میدم و اگر گرسنه نبودم که تقریبا انجام نمیدم )
برا ساس زمان که بهت غذا نمیرسه تو نخوره اشتباه بخوری و زیاد بخوری و چاق بشی کاری به زمانها و مکانها و ایام ها نداشته باش و تو به اندازه نیازت بخور
یا مثلا در موقع افطار آدمها هی میگن من گرسنه هستم این اشتباه هست و واکنشها ی ما رو به خوردن خراب میکنه و ذهن نا آرام میشه
پس چه سحری جه افطاری به مدت گشنگی خودت فکر نکن مثلا ۱۴ ساعت غدا نیست اینطور فکر نکن چون با این افکار ذهن میترسه و معز فرمان میده بخور و توجه داشته باش که معده یخچال نبست که غدا رو به تو در ساعتهای مختلف بده (من به مدت زمان گشنگی فکر نمیکنم و من به خودم میگم معدم یخچال نیست که غدا داخل اون ذخیره کنم )
هر لحظه به اندازه نیازت بخور و به بعدش فکر نکن که آرامش داشته باشی و بخوری .
و اصلا غدا ها هیچ فرقی با هم ندارن و این ذهن چاق ما هست که براش فرق دارن اگر ذهن ما پر از فرمولهای درست باشه از هر چیزی به اندازه نیازت بخور و دیگه نمیگی من چی بخورم و غذا ها رو تفکیک نمیکنی ؟؟؟وقتی بگم چی بخورم هنوز خوردنت در ذهنت درست نیست و غذااها باهم متفاوت هستن که یه عده غذاها من رو چاق میکنن و یه عده لاغر میکنن(این همون کالری شماری و توجه به چاقی هست و برچسب زدن به عذاها هست و چون پشت این فکر که چی بخورم این هست که چی بخورم که چاق نشم و یا حدااقل چاقتر نشم و این افکار یعنی توجه به چاقی و چاقی بیشتر به همراه داره پس کار اشتباهی هست )
و رفتار درست این نیست که از غذاها هر چیزی روی سفره هست بخورن نه به اندازه نیازت از هر غدایی بخور این درسته .
اشتیاقمون کم شده چرا ؟؟چون هدفتون براتون مهم نیست (من هر وقت خو استم پر خوری کنم این فکر برام میاد که مگر هدفت برات مهم نیست ؟؟اگر مهم هست پس به اندازه نیازت بخور و پر خوری نکن )
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم .
لاغر شدن با ذهن رو باید خیلی آسان بدونید اصلا با قدرت ذهن خیلی راحت به تمام هدفهای زندگی میشه رسید و حالا داریم با این قدرت ذهن به لاغری میرسیم .
ذهن ما اینطور هست که وقتی اطلاعات جدید و متفاوت بهش بدیم نتیجه هم جدید و متفاوت میشه.
من هم الان دارم به ذهنم اطلاعات جدید لاعری میدم و نتیجه ی جدید لاغری رو دارم در جسمم میبینم .
به به بازم استاد تاکید میکنن که ما افراد این ساین هدایت شده ی خداوند هستیم پس قطعا اگر در این راه قدم بردارم نتیجه های عالی به ما داده میشه چون خدادر ما توانایی رسیدن به اون هدف رو دیده که ما را وارد این مسیر کرده
من مدتها هست در مورد هیچ روش لاغری تحقیق نمیکنم و دنبال هیچ پیج و کانال لاغری نیستم و فقط و فقط در این سایت هستم و با آموزشهای استاد دارم نتیجه ی عالی میگیریم و بقیه روشها رو تعطیل کردم واقعا تعطیل کردم ها دیگه هر دکتری هر کارشناس تغذیه ای بگه با این کار با این نوع خوردن چاق و یا لاغر میشید من اصلا باور نمیکنم همین چند روز پیش جایی بودم که پزشک عزیزی داشت میگفت که فلان چیز بخورین چون کالریش کمه و یا فلان چیز رو نخورین چون کالریش زیاده و توصیه های دیگه هم کرد که باعث لاغری ما یعنی میشد ولی من در دلم فقط میخندیدم که این حرفها چیه من قبول ندارم فقط لاغری با قدرت ذهن درست و اصولی هست و باید در این مسیر باشی تا به راحتی و یدون سختیو محدودیت لاغری بشی حتی حرف از تیرویید دراومد ایشون از عوارض کم کاری تیرویید کلی چیز گفتن و چاقی رو هم جز عارضه هاش گذاشتن ولی من بازم قبول نکردم چون خودم با وجود این این مشکل هیچ کدوم ار عارضه هاش رو نداشتم و تازه تونستم کلی وزن هم کنم پس هنوزم میتونم متناسب تر بشم و من واقعا این روش رو باور دارم و هر روز در این مسیر حرکت میکنم تا به وزن دلخواهم برسم .
من در گدشته اول چاقی رو یاد گرفتم و رفتارهام چاق کننده شد و بعد جسمم چاق شد مثلا چاقها در مهمانیها و عروسیها و و تولدها و شادیها و عزاها تفریحشون با خوردن هست و اگر چاقها ناراحت باشن میخورن و یا خوشحال باشن میخورن خسته باشن میخورن و …. اینها میشه فرمانهای مغز وقتی مغزمون چاقی رو یاد بگیره اینطوره در همه حالت فرمان خوردن میده اما اگر ذهن رو برای لاغری تربیت کنم دیگه مغز مفرمانهای متفاوت میده و رفتار متفاوت از قبل میشه و در نهایت جسم ما متفاوت از قبل میشه .
من خودم با مدتها بودن در سایت مغزم فرمانهای متفاوت تری صادر میکنه و من شدم اینی که الان هستم و کلی لاغر تر شدم مثلا : در موقع جمع کردن سفره دوست ندارم باقی مانده ی غدای بچه ها یا همسرم رو بخورم و یا موقع درست کردن غدا دوست ندارم کلی از غذا رو پای گاز بخورم و یا خونه مادرم که برم حرص وولع عدای اونجا رو ندارم و ….. .
من واقعا در قلبم امیدوارم که میتونم در وزن ۵۹ کیلو قرار بگیریم و انتظارم از خودم لاغر ترشدن هست که واقعا برای من رخ داده و میدونم این کم چیزی نیست برای فردی که درست تمرینهاش رو انجام بده و هر روز در مسیر باشه امکانش هشت که همچین چیزی رو به دست میاره .
و اما چندین نکته ی مفید :
*افراد چاق تصورشون در مورد معده اشتباه هست فکر میکنن معده یخچال هست و مثلا اگر قراره تا شب چیزی نخورن و یا روزه باشن پس سحری رو بیشتر می خورن این یک فکر اشتباه هست ما در معده نمیتونیم چیزی رو ذخیره کنیم بنا براین هر چقدر بیشتر بخوریم تمام اون طی پروسه هضم میشه و تبدیل به انرژی میشه که یا مصرف میشه یا ذخیره میشه یا دفع میشه ولی غذا در معده فریز که نمیشه پس پرخوری کار بسیار اشتباهی هست که هرگز نباید انجام بدیم .
*فکر مواجه شدن با یک درد و یا موضوع خیلی سخت تر از برخورد با اون موضوع و یا درد هست در واقع ترس از درد خیلی سخت تر از مواجه شدن با خود اون درد هست .پس ترس مواجه شدن با گرسنگی خیلی بیشتر از خود اون گرسنگی هست پس از ترس در یک وعده هایی مثل سحری زیادتر میخوریم که مبادا تا شب گرسنه بشیم اما به خودت بگو نترس از گرسنگی نمی میری و فقط مواجه شو با گرسنگی هیچ چیز خاصی نیست نمی میری .بعضیا حتی ترس از درد آمپول و یا واکسن و …. داشتن ولی دیدن که هیچ چیز خاصی نیست خودشون در ذهنشون اون درد رو بزرگ کردن. پس ترس از درد و یا گرسنگی نداشته باش و گرنه ذهن پدرت رو در میاره هر وقت گرسنه هستی در مورد گرسنگی خودت هی حرف نزن هی بازگو نکن و گرنه کارت سخت تر میشه .
این ذهن ما یه جورایی خنگه و نمیدونه این ترسها و نگرانیها از درد و گرسنگی چیه چون فقط تو ترس و نگرانی داری و جیغ میزنی و داد و بیداد میکنی اونم این حرفها رو پذیرفته .
پس هیچ وقت از ترس نبودن غدا زیادتر عدا نخور .
فکر نکن معده یخچال هست که در زمانهای مختلف به تو غدا بده پس پرخوری نکن و هر لحظه به اندازه نیازت غدا بخور .
*غذا ها هیچ فرقی با هم ندارن که بگی من چی بخورم که چاق نشم ؟همه چیز به اندازه نیاز بخور و اگر این سوال رو بکنی معلومه خوردن در ذهنت درست نیست و غذاها در ذهنت تعریف متفاوت دارن و چاقی خودت رو گردن غذاها میندازی و این غلطه
رفتار درست این هست که از هر غذایی که دوست دارم به اندازه نیازم بخورم .
به نام خدای مهربونم.
من در گذشته با چاقی خیلی اذیت شدم خیلی ناراحت شدم خیلی زجر کشیدم خیلی از جاها چاقی حال من رو گرفت ولی حالا وارد راهی شدم که با اون میتونم به آرامش و شادی برسم .
من باید متوجه بشم لاغری با ذهن بسیار آسان و ساده هست فقط باید لاغری رو یاد بگیریم و به خودمون بگیم من یه مدت در گذشته چاقی رو یاد گرفتم و اون رو در زندگیم اجرا میکردم و حالا به کمک استاد دارم لاغری رو یاد می گرم و اون رو زندگی میکنم.
من میتونم ذهنم رو تغییر بدم یعنی از حالت چاقی بیارم روی حالت تناسب و تغییر ذهن خیلی راحت هست با بودن در این سایت و گوش دادن به فایلها میشه حالت ذهنم رو بیارم روی لاغری و نتیجه رو در جسمم ببینم
من در این راه قبل از اینکه ذهنم رو از حالت چاقی به لاغری تغییر بدم اول حال من احساس من و آرامش من و.. .. خود به خود تغییر میکنه و من از درون یه فرد دیگه میشم و بعد از بیرون جسم من تغییر میکنم .من عاشق این راه هستم که در تمام جنبه ها ما رو متحول میکنه
وقتی من با اموزشها اطلاعات جدید به اون میدم و ذهنم رو تغییر میدم اول من از درون تعییر میکنم و بعد جسم من تغییر می کنه .و خود من دقیقا این قضیه رو با تمام وجودم لمس کردم .
من یادم میاد با هدف لاغری وارد سایت شدم ولی همون اول راه در آرامشم حال خوبم و آزادی ام و حس شادی و امیدواری و خود باوری و قدرنمندی و ایمان و توکل بهتر و … کلی تغییر پیدا کردم و اصلا دیگه لاغری برام مهم نبود چون کلی نتیجه گرفته بودم و هنوزم اون تغییرات با من هست و من خود به خود جسمم تعییر کرد و چقدر من جسم تراشیده تری پیدا کردم .و اینقدر هیجان زده بود م که هر کس می پرسبد چی کار کردی بهشون میگفتم بیا وارد این سایت بشو چون من با این راه لاغر شدم و اونها فقط گوش میدادن و یا مسخره میکردن و یا هیچ کاری نمیکردن و من کم کم به خودم گفتم من نمیتونم هیچ کس رو هدایت کنم پس من راه خودم رو میرم هر کس هم به این راه نیاز داشت خدا خودش هدایتش میکنه مثل خود من و دیگه در مورد این راه با کسی زیاد حرف نزدم .
من زمانی که وارد این راه شدم نیاز نداشتم کسی بهم بگه هر روز وارد سایت بشو و تمرینات رو انجام بده اینقدر خودم ذوق و شوق داشتم و دارم که هر روز خودم اومدم و به سایت سر زدم و هر انچه نیاز بود دریافت کردم و عملی کردم .
من عاشق این صحبتهای استاد هستم که این راه رو ربط میدن به خدا و میگن من هدایت شده ی خدا هستم و این راه الهی هست پس من وقتی این رو درک کردم دیگه دنبال راه های لاغری دیگه نباید باشم و دنبال مطالب لاغری دیگه نباید باشم و من باید برای همیشه در ابن راه باشم تا نتایج عالی بگیرم و اگر اینطور نباشم نه از اون راه نه از این راه نتیجه نمیگیرم .
من میخوام از این راه نتیجه بگیرم پس باید بقیه ی راه ها رو تعطیل کنم و چشمم به هیچ راه دیگه نباشه .
من از اطرافیان زیاد میشنوم باید رژیم بگیری و ورزش شدید کنی تا لاغر بشی چون بدن ما نیاز به تحرک داره کالری کمتر داره و خیلی حرفها میگن که باید چی بخوری و یا نخوری و گاهی نگران میشم دوباره میگم منحرف نشو این گوش در و اون گوش تو دروازه هست و دیگه بیشتر از این به این حرفها توجه نکن و خودم رو آروم میکنم .و میگم تمام این راه مقطعی و نادرست و خسته کننده هست تنها راه اصولی و درست و آرامش بخش همین راه لاغری با ذهن هست .
بعصیا میگن چون تو کم کاری تیروییدی و مشکلات هورمونی داری جربیهات به راحتی آب نمیشن ولی میبینم م خیلیها با این مشکلات چقدر قشنگ لاغر هستند
بعضیا میگن چرییها لایه لایه هستند و لایه های اخر اب شدنشون سخت هست ولی من باید به خودم بگم من کاری به این حرفها ندارم هر جا نیاز باشه بدنم خودش کار رو انجام میده پس باید درراین راه بمونم و فایل گوش بدم و اونها رو در زندگیم عملی کنم و دیگه به چطور لاغر شدن فکر نکنم ، و نگم اونها چی میشن آیا دفع میشن اب میشن دود میشن و … کاری نداشته باش و بگو هر طورری میخواد بره بره فقط از بدن من بره پس کار خودت رو با این افکار سخت نکنن
لاعری با ذهن ساده هست من فقط باید به حرفهای استاد گوش بدم و بنویسم این طور نتیجه ی عالی میگیرم .
خیلی از افراد که مهارتها و هنرهایی دارن به خاطر تکرار اموزشها یی بوده که دنبال کردن و اون باعث شده یه مهارتی رو به دست آوردند و هیچ تفاوتی در انسایت افرادبا مهارت یا بی مهارت نیست فقط مغز بعضی از افراد به خاطر علاقه ی اون افراد و یا محیط و ..اموزش دیده و در زمینه ای مهارت کسب کردن
من چاقی رو یاد گرفتم و نتیجه اش چی شده این شده که تفریحم و شادی ام و ناراحتی ام و همه چیزم با خوردن همراه شده اون مهز من همه چیز رو به خوردن ربط میده مثلا مریضم خسته ام و در سفرم میگه بخور تا سر حال بشی و کیف کنی و حالا در این راه باید معز رو به سمت لاغری اموزش بدیم تا دیگه فرمان خوردن نده پس ربطی به مقدار اضافه وزنت نداره باید یادبگیری انسان قدرت داره همانطور که وزنش بره بالا میتونه وزنش رو بیاره پایین و هیچ چیز یک طرفه نیست .
پس می شود لاغر شد و من انتظارم از خودم لاغر شدن هست .
من اگر در این راهم و یکم چاقم چون هنوز یکم کار دارم و باید روی ذهنم کار کنم من باید تمرینها رو خوب گوش بدم و خوب بهشون عمل کنم تا لاغر بشم و امکان نداره در این راه باشم و نتیجه نگیرم استاد میگن سنگ هم وارد دوره ها بشه میتونه لاغر بشه پس بگو من میتونم و به قدرت درون خودت ابمان داشته باش