🌿 تصور کن بدون رژیم و ورزش سخت، فقط با تغییر افکارت لاغر بشی!
💡 لاغری آسان با ذهن یعنی آموزش دوبارهی ذهن برای ساختن بدنی متناسب، بدون رنج و فشار.
آدمهای زیادی سالها با روشهای سخت تلاش کردن اما نتیجه نگرفتن… حالا وقتشه مسیر آسونتر، عمیقتر و موندگارتری رو انتخاب کنی 🧠✨
🌈 چرا لاغری اینقدر برامون سخت شده؟
بیشتر ما فکر میکنیم رسیدن به رویاهایی مثل لاغر شدن، کاری سخت و پررنجه.
ذهن هم که رفیقِ راحتطلب ماست، جلوی این سختی میایسته و نمیذاره حرکت کنیم.
نتیجه؟ بارها تلاش میکنیم و شکست میخوریم… بعدش هم قانع میشیم که لاغر شدن برای ما نیست 😞
ولی خبر خوب اینه که تنها فرق آدمهای موفق با ما توی ذهنشونه؛
✨ وقتی لاغر شدن رو «آسون و ممکن» ببینی، ذهنت هم باهات همراه میشه… نه اینکه باهات مقابله کنه!

📌 ذهن ما وقتی حس کنه رسیدن به هدفی (مثل لاغر شدن) سخته و پر از زجره، خودش جلوی ما رو میگیره.
نه از سرِ دشمنی! از سرِ محافظت… چون نمیخواد درد بکشی 🧠❤️ و جالبه که در ۱۰۰٪ موارد هم موفق میشه جلوی ما رو بگیره!
اما خبر خوب اینه که آدمایی که به خواستههاشون میرسن، فقط یه فرق با بقیه دارن:
اونا باور دارن رسیدن آسونه!
✨ لاغری آسان با ذهن یعنی تغییر نگرش! یعنی به جای جنگیدن با غذا و بدنمون، با ذهنمون آشتی کنیم و خودمون رو لایق و توانمند بدونیم.
در واقع، طبق تحقیقات علمی دانشگاه استنفورد، وقتی افراد باور داشته باشند که تلاششون مؤثره و رسیدن ممکنه، عملکرد مغزشون تغییر میکنه و نتایج واقعیتری خلق میکنند.
وقتی روشهای لاغری سنتی برامون پر از سختی، گرسنگی، محدودیت و اجباره، ذهن ما لاغر شدن رو مساوی با رنج میدونه.
نتیجهاش چی میشه؟
🔁 بارها تلاش میکنیم، نتیجه نمیگیریم و بعدش باور میکنیم که ما نمیتونیم لاغر بشیم…
💔 اونقدر این باور تکرار شده که دیگه چاق بودن برامون راحتتر از لاغر شدنه!
و اینجاست که لاغری آسان با ذهن به کمک ما میاد… چون قراره ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم.

⚠️ خطر پنهانِ پذیرش چاقی | مراقب باش ذهن جا نزنه!
خیلی از آدمایی که اضافه وزن دارن، توی دلشون هنوزم رویای لاغر شدن دارن… ولی خب چرا هیچوقت واقعاً لاغر نمیشن؟ 🤔
چون ذهنشون باور کرده که لاغر شدن یعنی رنج، سختی، جنگ با غذا، ارادهای که ندارن… و وقتی چندبار با رژیم یا ورزش نتیجه نگرفتن، با خودشون گفتن:
“من آدم بیارادهایم” 😞
اینجوری کمکم اون رویای قشنگ لاغری رو گذاشتن یه گوشه و رفتن دنبال پذیرش چاقی… 👎 اما این پذیرفتن از روی آگاهی نیست، از روی خستگیه… از روی ناامیدی…
🧠 وقتی لاغری در ذهن ما کاری سخت و دستنیافتنی به نظر برسه، دیگه انگیزهای برای حرکت نداریم.
شوقی نیست، هیجانی نیست، حتی شروع کردن هم ترسناکه…
🔍 اما چرا لاغری برامون سخت شده؟
چون هر بار با مسیرهای اشتباه رفتیم جلو: رژیم، دارو، ورزش اجباری… و چون اطرافمون گفتن:
“چاقی ارثیه” یا “سنت بالا رفته دیگه نمیتونی”…
✋ صبر کن! اینا واقعیت نیستن، اینا فقط باورهایی هستن که توی ذهنمون جا خوش کردن!
🌱 خبر خوب اینکه مسیر لاغری آسان با ذهن هیچ شباهتی به اون روشهای قبلی نداره. اینجا قرار نیست بجنگی، قراره بفهمی، تغییر کنی، لذت ببری، رها شی…
🎉 پس اگر هنوز ته دلت یه چراغ کوچیک برای لاغر شدن روشنه، خاموشش نکن… اینبار با ذهنت شروع کن، نه با بدنت!

✨ لاغری آسان با ذهن 🌟
مسیر لاغریای که قراره دلت رو شاد کنه، نه خسته!
تا حالا به این فکر کردی که میتونی بدون رژیمهای سخت، بدون ورزشهای طاقتفرسا، فقط با قدرت ذهنت لاغر شی؟ 🤯
خبر خوب اینه که لاغری آسان با قدرت ذهن دقیقاً همینه!
یه مسیر پر از اشتیاق، انگیزه و حال خوب 😍
هر روزی که از آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده میکنی، همون روز حس بهتری نسبت به خودت پیدا میکنی 💫
نگاهت به غذا، به بدن، به زندگی تغییر میکنه… و این تغییرات کوچیک، تو رو روز به روز به رویای لاغریت نزدیکتر میکنن 🎯
💡 این دقیقاً فرق اساسی روش لاغری آسان با ذهن با همه اون روشهای قبلیه! اینجا قراره با ذهنت دوست شی، نه بجنگی!
🎥 محتوای این دوره آموزشی قراره کمکت کنه افکارت رو طوری تنظیم کنی که لاغر شدن، برات آسون، لذتبخش و ممکن بشه ✅
من، و خیلیهای دیگه که با من در این مسیر بودن، امروز داریم رؤیایی رو زندگی میکنیم که یه روز فقط آرزوشو داشتیم…
✨ فقط با تغییر فرمولهای ذهنیای که ما رو چاق نگه داشته بودن!
📌 یادت باشه:
فاصله تو تا لاغری واقعی، فقط به اندازه یه تصمیم جدیه… تصمیمی برای اینکه مسیر لاغری آسون و ذهنی رو شروع کنی 💖



✨ تجربهای واقعی از مسیر لاغری با ذهن | حرف دل یکی از هنرجوها 🌱
یکی از زیباترین قسمتهای مسیر لاغری آسان با ذهن، شنیدن نتایج و تجربههای صادقانهی هنرجوهاییست که با تمام وجود در این راه قدم گذاشتند، مقاومتها را شناختند، با ذهنشان آشتی کردند و آرامآرام، تغییرات درونی و بیرونی را لمس کردند 🌟
در ادامه، بخشی از دلنوشتهی یکی از هنرجویان پرتلاش ما را میخوانید که با تمام صداقت، از چالشهای مسیر گفت و از اینکه چطور با قدرت ذهنش تونست مسیر لاغری آسان با ذهن را برای خودش سادهتر و لذتبخشتر کنه. 👇
💬 حرف دل هنرجو:
از وقتی با لاغری آسان با ذهن آشنا شدم، واقعاً مسیر لاغری برام آسون شد.
فقط یه فرمول هنوزم بعضی وقتا اذیتم میکنه و اونم نوشتنه.
من نوشتن رو خیلی دوست دارم ولی وقتی ذهنم جای دیگهست، حس میکنم باید مثل مدرسه مجبورش کنم بیاد سر کلاس!
اولش سخته، ولی یادم میارم که دارم مینویسم تا بهتر یاد بگیرم، تا آگاهیها بیشتر در ذهنم نفوذ کنن. همین باعث میشه مقاومتهامو بشکنم ✍️
گاهی میگم: «نوشتن وقت زیادی میگیره!» اما این فقط یه فرمول اشتباهه که منو از تمرین دور میکنه. سریع به خودم میگم: «تو کلی وقت به چاقی دادی، حالا برای لاغری آسان با ذهن وقت نمیذاری؟»
واقعیت اینه که وقتی شروع میکنم به نوشتن، کلی حس خوب میاد سراغم و اشتیاقم برای یادگیری بیشتر میشه.
🏅 حتی مدالهایی که برای نوشتههام میگیرم بهم یادآوری میکنه که دارم با نوشتن به خودم کمک میکنم، نه به استاد.
بهنظرم یکی از راههای آسونتر کردن لاغری، یادگیری بهتره. و با تمرین و تکرار، لاغری آسان با ذهن واقعاً ممکن و دستیافتنی میشه.
وقتی بهتر یاد بگیری، بهتر عمل میکنی، ذهنت کمتر مقاومت میکنه و همهچی راحتتر میشه.
بهجای توجه به حواشی، مثل «چربی در بدن ذخیره میشه» یا «سلولهای چربی کم نمیشن»، من باورمو عوض کردم.
❌ بدنم انبار چربی نیست
✅ بدنم یه کارخانهی سوخت چربیه که دائماً در حال بازسازی خودشه.
این تغییر نگاه، منو به آرامش با بدنم رسوند. دیگه باهاش نجنگیدم و همین صلح درونی، نتایج بیرونی رو برام آسونتر کرد.
حتی یاد گرفتم برچسبهایی مثل “من پرخورم” یا “ارثی چاقم” فقط باورهای محدودکنندهان که باید کنارشون بزنم و با ذهنی آزاد و مهربون به سمت لاغری آسان با ذهن حرکت کنم.
🎯 من الان با خودم در صلحام و حس خوبی از بدنم دارم… و این یعنی دارم در مسیر درست لاغری آسان با ذهن حرکت میکنم.
🎯 من الان با خودم در صلحام و حس خوبی از بدنم دارم… و این یعنی دارم در مسیر درست حرکت میکنم.
✨ یادآوری مهم:
در مسیر لاغری آسان با ذهن، گاهی فقط یک جمله یا یک تغییر نگاه، میتونه دنیای ما رو عوض کنه.
تجربه این هنرجو یادمون میاره که چالشها هم بخشی از مسیرن، اما اگه نگرشمون رو تغییر بدیم، همون چالشها تبدیل میشن به فرصتهایی برای رشد، آگاهی و رسیدن به تناسب دلخواهمون 💖
✍️ تمرین آموزشی – لاغری آسان با ذهن 💡
یکی از مهمترین قدمها برای لاغری آسان با ذهن اینه که باور کنیم لاغر شدن میتونه واقعاً ساده و لذتبخش باشه 😍
اگه موقع دیدن ویدیوها یا انجام تمرینها، ذهنتون غر میزنه که «تا کی تمرین؟ چطور ممکنه فقط با آموزش ذهنی لاغر شم؟» بدونید که دارید فرمولهای چاقکنندهی قبلی رو دوباره فعال میکنید 🧠🚫
🔑 یادمون باشه: لاغری ذهنی، فقط با تکرار جملههای قشنگ اتفاق نمیافته! لازمه با احساس خوب، اشتیاق و انگیزه بیایم سراغ آموزشها و تمرینها. هر روز فقط چند لحظه با خودت حرف بزن، به خودت یادآوری کن که داری یه تغییر واقعی میکنی ✨
پیشنهاد ما برای انجام تمرین این جلسه:
- اول محتوای نوشتاری این جلسه رو با دقت بخون.
- بعد ویدیوی آموزشی رو با تمرکز ببین.
- سپس به سؤالات زیر به صورت تشریحی و از دل خودت، توی بخش نظرات پاسخ بده 💬👇
📝 سؤالات تمرینی:
- قبل از ورود به مسیر لاغری با ذهن، چه نگرشی درباره لاغری داشتی؟
- به نظرت چرا لاغر شدن سخت و چاق شدن آسونه؟!
- تجربهات از روشهای قبلی لاغری چه تأثیری روی دیدگاهت نسبت به لاغری گذاشته؟
- چرا به نظرت لاغری آسان با ذهن بهترین و ماندگارترین روشه؟ با منطق خودت اثباتش کن 🤓
- نظرت درباره محتوای ویدیوی این جلسه چیه؟ چه چیزهایی برات روشن شد یا الهامبخش بود؟
- اگه تمرینی از دل آموزش امروز برات شکل گرفت، توی بخش نظرات بنویس که خودت هم متعهد به انجامش باشی ✨
💬 حالا نوبت توئه!
نوشتن پاسخ تمرینها در بخش نظرات فقط یه کار تکلیفی نیست! این یعنی داری با ذهن خودت صحبت میکنی، آگاهیها رو درونیتر میکنی و به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
پس وقتشه که تو هم بنویسی ✍️ همین الان برو پایین صفحه و دیدگاهت رو ثبت کن 💛
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 97 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام .
گام ۴۲
لاغری رو برای خودمون آسان کنیم .
۱- بخش اول آسان کردن لاغری
۲- بخش دوم فرمولهای صحیح در زمان سحری و افطاری
من از وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم کلا مسیر لاغری برام آسون شد .
فقط یه فرمول یکم منو اذیت می کنه و اونم نوشتن هست .
من نوشتن رو خیلی دوست دارم ولی گاهی اذیتم می کنه . وقتی ذهنم جای دیگه است و بعد میخوام مثل زمان مدرسه بیارمش سمت آموزش دیدن . اولش یکم احساس سختی می کنم ولی چون هدف از نوشتنم رو میدونم و اونم اینکه مینویسم برای بهتر یاد گرفتن و مینویسم برای بهتر نفوذ کردن آگاهیها در ذهن خب مقاومتم رو با همین دو فرمول میشکنم و اتفاقا مطالبی به ذهنم میاد که هیچ برنامه ای از قبل برای نوشتنش نداشتم .
نوشتن وقت زیادی ازم میگیره اینم یه فرمول ناصحیحه که من و در مسیر انجام ندادن تمرینات قرار میده ولی خب من دیدگاهم رو بهش تغییر میدم و میگم چه بهتر که وقتتو میگیره . به همین میزانی که تو وقت میزاری برای آموختن لاغری خب همین یعنی حرکت نکردن در مسیر چاقی .
تو ساعتها به چاقی وقت دادی اون وقت حالا که میخوای به لاغری وقت بدی و یادش بگیری بهانه میاری . به خودم می گم اتفاقا دقیقا در همین زمانه که من ذهن فرّار خودمو دارم با تغییر کانون توجه در مسیر لاغری هدایت می کنم و فقط کافیه دل به آموزشها بدم . چون همین که شروع می کنم به نوشتن دوباره کلی حس خوب میاد و اشتیاق من به فراگیری رو زیاد می کنه .
از طرفی با خودم میگم اگه کم بنویسم مدال نمیگیرم و یکی از عواملی که باعث میشه نوشته هام مدال بگیره اینه که من براش وقت میزارم و این برای استاد ارزش داره . گرچه برای استاد فرقی نداره من کم بنویسم یا زیاد ولی استاد با مدال دادنش به من میگه با نوشتن داری به خودت کمک می کنی که مطالب بیشتر در ذهنت نفوذ کنند و هرچقدر بهتر یاد بگیری بهتر و راحتتر عمل می کنی .
همه ی اینا رو گفتم که بگم یکی از راههای آسون کردن لاغر شدن یادگیری بهتره .
من هر چقدر بیشتر تمرین و تکرار کنم بهتر یاد میگیرم عمیقتر یاد میگیرم و در نتیجه مهارتم بیشتر میشه . به قول معروف کار نیکو کردن از پر کردن است .
اگه میخوایم کاری رو بهتر و بهتر انجام بدیم باید بهتر و بهتر یادش بگیریم . اونجوری اونقدر برای ذهن راحت میشه که ذهن برای انجام دادنش هیچ مانعی نمیتراشه و خیلی راحت و ناخوداگاه ما اون عمل رو انجام میدیم .
به حواشی توجه نکنیم گرچه توجه به حواشی زمانی برای ما کار و سخت می کنه که ما با اصل واقعیت روبرو نشیم و اطلاعات غلط وارد ذهنمون کنیم .
مثلا همه دکترا میگن چربی در بدن ذخیره میشه در حالیکه این واقعیت نیست .
چربی در بدن ذخیره نمیشه و همش اکسید میشه و سلولهای چربی هم دقیقا مثل سایر سلولهای بدن همیشه در حال تعویض و بازسازی هستن . یا میگن تعداد سلولهای چربی همیشه رو به افزایشه یا ثابته و کم نمیشه و همین باور اشتباه روی عملکرد ما تاثیر میزاره و ترس رو در ما ایجاد می کنه .
خیلی از این حواشی های غلط وارد زندگی ما شدن که من خودم برای خودم تا حدودی اونها رو حل و فصل کردم .
مثلا بدنم رو انبار ذخیره چربی نمیدونم ، کارخانه ی سوخت چربی می دونم .
وقتی همین یه باور و تغییر دادم من با بدنم بیشتر به صلح رسیدم به آرامش بیشتری رسیدم و وقتی میخوام باهاش همسو حرکت کنم در آرامش باهاش حرکت کنم .
ولی وقتی باور اشتباه در مورد بدن رو بپذیرم وارد جنگ با بدن میشم و همین جنگ اون باور رو به ظهور میرسونه .
چون من اعمالی انجام میدم که در جنگ با بدنم هست و همین اعمال فشارها و زورها منو چاقتر می کنه .
استاد شما واقعا راه رو برام روشن کردید و من خیلی خوب مطالب رو در حد خودم درک می کنم .
ما نباید فکر کنیم پرخور هستیم وقتی باورمون این باشه من پرخورم از خودت ناراحت میشی و با خودت وارد جنگ میشی . در نتیجه برای به آرامش رسیدن باز بیشتر پرخوری می کنیم .
من باید باور کنم هر غذایی که میخورم نیاز بدنم بوده و وقتی به زبان بدنم در خوردن توجه کنم خب اون غذا دیگه پرخوری نیست . پس من پرخور نیستم . من اندازه ی نیازم غذا مصرف می کنم .
وقتی این باور رو انتخاب می کنم خب من با صلح با خودم قرار می گیرم و همیشه حالم خوبه و خیلی عالی در مسیر هستم .
پس باورهای غلط و به فرمایش شما در درس به خودتان برچسب نزنید به راحتی میتونیم باورهای صلح پذیری در مورد خودمون به کار ببریم و لاغری رو برای خودمون راحت کنیم .
پس اگه خواستیم به حواشی هم بپردازیم اینجوری باید بپردازیم که با واقعیت روبرو بشیم نه چیزی که دکترها گفتن . عمر یه سلول نهایتا یک ماهه و ماه بعد چربی های امروز چربیهای ماه قبل نیستن تازه این فرایند مرحله به مرحله است و چربیهای جدید آروم آروم جایگزین چربیهای قدیمی میشن و بازسازی و تعمیر سلولها خیلی آروم صورت میگیره .
مثلا یه باور دیگه اینه که ما با گذر زمان پیر میشیم . خب این یه باور غلطه در درس سلامتی با افزایش سن من آموختم گذر زمان و پیری فقط یه فرمول ذهنیه که سالها تکرارش کردیم و انتظارمون اینه که ما در حال پیر شدن هستیم .
برای همین با خودمون وارد جنگ میشیم و دائما میخوایم کاری کنیم که جوان بمانیم و همین جنگیدن با خود باعث میشه بدن ما فرسوده بشه و همون چیزی که باهاش میجنگیدیم به سرمون بیاییم و مثال این باور هم اینه که در درس قبل شما در مورد پدرتون فرمودید که چون باور داشتن بیماریهای قلبی در خانواده ارثیه همواره کارهایی انجام میدادن که خب در این مسیر حرکت نکنند و اتفاقا همون کارها باعث شد توجهشون بیشتر بره سمت مراقبت و دوری کردن از کارهای مرتبط با این موضوع ولی در نهایت همون عاملی که نگرانش بودن جذبشون شد .
خب این نشون میده هیچ گونه توجهی نباید حتی به برطرف کردن چاقی کنیم .
به قول شما در درسی اصلا به چاقی کار نداشته باشیم فقط عادات جدید دیگه ای انتخاب کنیم .
نخواهیم چاقی رو تغییر بدیم که حالت جنگ در ما ایجاد بشه .
احساس صلح و آرامش و همینطور برگزیدن فرمولهای ذهنی در جهت تناسب باعث میشه ما در حالت صلح و آرامش با خودمون قرار بگیریم و مسیر لاغریمون بدون گرد و خاک چاقی راحت و آسون برداشته بشه .
نشان های دریافت شده
سلام صبح اسفندماهتون به خیر وشادی
بخش اول
مادر این دروه اولین چیزی که یاد میکیریم توجه نکردن به موضاتی که به کار مانمیان هستش وبعد یاد گیری موضاتی که مارو به نتیجه بهتر ازدروه می رسونن .
کسی که به حاشیه این دروه بیشتر اهمیت بده به نظر من داره از مسیر خارج میشه ولی خودش خبر نداره حاشیه ابن مسیر کاری به اموزش نداره فقط خارج شدنه از مسیره.
وفتی اموزش ما دراه درست پیش میره ما چکارداریم چربی چی میشه چطور اب میشه لایه اب میشه بخارمیشه دفع میشه اون زمانی که ما چاق شدیم تو فکرمون این بود چطورچربی درس کنم کجا چربی درست شده رو انبارکنم مباد چربی درست شده از دست بدم حالابه فکراب شدن چربی باشیم . اگه ما به حاشیه بها بدیم اختلاید اموزش به وجود اوردیم وکارسختر میشه ودرکا ذهن اختلال ایجاد کردیم .
وفتی ما دراین دروه اصولی اموزش ببینیم ودقت ووقت خودمون بزاریم برای عملی انجام دادن این اموزشهادرنهایت
به نتیجه لاغریی میوه سالم بدون مشکل واسان زیبا رو از درخت میچینیم میشه لاغریی جسممون.
مافکرمون این باید باشه این مهمان ناخونده چطور از بدن بیرون کنبم تا جسم ما درارامش باشه از مزاهمت این مهمان ناخونده.
قبل از ورد تویی این دوره شاد بودیم خسته بودی استرس داشتیم همه همه در خور دن خلاصه میشد.
حالا با یا گیری درست در ذهن وتصویر ساریازخودمون ادن به ارزوش یعنی لاغریی میرسونیم
بدن ما تا بی نهایت می تونه رشت چاقی داشته باشه .
تا۵۰۰ یا۶۰۰ کلیو هم برسه من خودم یی فبلمی ا زخانمی دیدم باچاقی زیادفضای اتاق پر شده بود از بدن این خانم چربها روی زمین مثل فرش ولو شده بود حس وحشناکی هستش ولی شده بود حتی نمتونست حمام کنه شخصی مسوال حمام او شده بود حمام چه عرض کنم فقط دستمال مرطوب کشی .
همین بدن هم میشه ۶۰ یا ۷۰ کیلو هم برسه اگه روی ذهنش کار بشه
فقط امید انتظار وباور که میشه به نظرمن حتماحتما میشه کار نشود نداره .
ذهن اگه روی جاقی تنظیم بشه چاقی اتفاق میفته اگه روی لاغریی نتظیم بشه لاغریی اتفاق میفته فقط تمرکز فرق داره.
بخش دوم
ماه رمضان وای خدایی من تافیل از مریضی من عاشق ماه رمضان بودم وحالا هم هستم ولی دیکه نمی تونم بخاطر درد پا روزه بگیرم تمام سالهی که من مهمان خداوند بودم حتما کم کردن وزن داشتم چون نمبتونستم سحری بخورم فقط یاچای یا اب افطار هم سنگین نمی خوردم بخاط همین من وزن گم میکردم بخاطر همین مریضی ونگرفتن روزه این کم کردونه وزن ازدست دادم و وزنم تویی ابن ۸ سال شدید تر شده وچاقی بیشتری رو به بدنم تحمیل کردم التماس دعا دارم از کسانی که روزه میگیرن امسال خوشابه حالشون نمی دونن مثل من مریض چه حسی در افطار وسحر داره درست مثل افراد لاغر که حس ماافراد چاق رو نمی فهمنن .
افرادفکر میکنن معده اونه در ماه رمضان باید تاحای میشه پرس کنن این افراد معده بایخجال اشتباه گرفتم کا ر معده انبار کردن نیست کارش هزم غذاست فکر ه وترس وگفتنه چیزی که باعث اذیت ما باشه بیشتر از اون موضوع هستش ترس از درد بیشتر از خوده درد هستش ترس از گرسنگی وگفتنش بیشتر از خود گرسنی هستش با مطرح کردن این موضوع من ازیی ترس بزگ که داشتم واون تا نگفته بودم بهتر کنترل میکردم اززمانی که چندی بارتکرارکردم مشکل ترسم شدتش بیشتر شده حالافهمیدم چرا شدیدترشده شمامیگفتید این اموزشهای درجای دیگر ی هم کاربرد داره حالا به خودمن ثابت شد علت ترس که بیشترشده رو متوجه شدم.تشکر
. نما خواندن اافراد به د گروه هستش بیعده عشق عبادت هستوبا عشق وعلاقه نمازمیخونن ولی گروه دوم از ترس غذاباون دنیاهستش که نمازمیخوننن
درست مثل روزه گرفتن ماگروهی عاشق عبادت وروز جزویی ازاین عبا ت هستش عمل گرده وبا اشتیاق روزه می گیرین اگه کرسنه شدن محل نمیدن وترساز گرسنگی ندارن ولی گروه دکم چون بخاطر غذاب اون دنیا شامل حالشون نشه روزه میگیرن ود افطار سخر بی اندازه میخورن تا مبادا در طی روزکرسنه بشن وترس از گرسنگی دارن این ترس اونهارو بهخوردن بیشترتشویق میکنه.
“به نام خداوند بخشنده ی مهربان”
درود به شما هم مسیران و استاد گرامی ؛
گام چهل و دوم : لاغری آسان با ذهن ؛
امروز ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ به لطف و یاری پروردگارم “الله” توانستم گام چهل و دوم را بردارم ، خدایا شکرت. این گام شامل دو بخش مجزا و در عین حال مرتبط به هم بود : بخش اول درباره ی باور ما نسبت به مسیر لاغری ذهن و لاغر شدن آسان می باشد و بخش دوم درباره ی ماه رمضان و چگونه رفتار کردن در زمان سحری و افطار می باشد.
بخش اول : زمانی که من با روش لاغری با ذهن آشنا شدم تقریبا نزدیک به یکسال می باشد و از همان ابتدا به شدت با این روش و مسیر ارتباط برقرار کردم و به آن ایمان و باور پیدا کردم چون من سالیان سال از خداوند مهربان می خواستم که راه و روشی را پیدا کنم که بتوانم به راحتی و کاملا اصولی و بدون زجر و رنج فراوان لاغر و متناسب شوم و به محض آشناییم با این روش به آن باور پیدا کردم و با دیدن چند فایل رایگان از استاد گرامی به خود استاد و همچنین توانایی خودم برای راحت لاغر شدن ایمان و باور عجیبی به دست آوردم و از ۲۵ آذر ۱۴۰۱ یعنی دقیقا دو ماه قبل که به طور جدی در دوره ی رایگان مسیر لاغری من (۱۰۰ گام)شرکت کردم با تمام وجودم و با شور و اشتیاق فراوان هر روز یک گام را بر می دارم و به راحتی و آسانی خود را هر چه بیشتر و بهتر در مسیر لاغری و تناسب اندام قرار میدهم و مطمئنم با همین جدیت و استمرار و لذت بردن از مسیر زیبا و شگفت انگیز لاغری با ذهن بالاخره خود لاغری و تناسب اندام را نیز در آغوش خواهم گرفت و از آن نیز لذت خواهم برد.نکته ی قابل توجه ای که باید همه ی افراد چاق به آن توجه و دقت داشته باشند این است که ، ذهن ما همیشه خواستار و طرفدار راحتی و سادگی است و هر کاری که راحت و ساده باشد به بهترین نحو انجام میدهد و مشکل اصلی همین جاست که ما افراد چاق البته قبل از آشنایی با لاغری با ذهن ،لاغر شدن را برای خود سخت می کردیم چون این باور را داشتیم که چاق شدن آسان است اما لاغر شدن سخت و همین باور به فرمول ذهنی قوی در ذهن ما تبدیل شده بود .و البته چون ما افراد چاق همیشه برای اینکه به لاغری برسیم از رژیم های سخت ،ورزش های سنگین و کارهای پیچیده و سخت استفاده می کردیم در واقع لاغر شدن را خیلی خیلی برای خود سخت و دست نیافتنی می کردیم و همین باعث لاغر نشدن ما و یک فرمول ذهنی چاق کننده تبدیل شده بود .من و شما دوستان هم مسیر عزیز به خوبی به این درک و باور رسیده ایم که روش لاغری با ذهن بهترین و مناسب ترین روش لاغری است چون بدون سختی و رنج فراوان و با شور و اشتیاق در حال دادن اطلاعات جدید به ذهن خود هستیم تا اطلاعات قبلی خود که همگی چاق کننده بودند را کناری گذاشته و از اطلاعات جدید و صحیح لاغر کننده استفاده کند ، به همین راحتی و آسانی.من از خدای مهربانم تشکر می کنم که مرا هدایت کرد به این مسیر و با آشنا شدن با آن از تمامی کارهای بیهوده و نامناسب برای لاغر شدن کاملا خلاص شده ام و از هیچ نوعی از آنها به هیچ طریقی استفاده نمی کنم در واقع دیگر به کارآمدی آنها باور ندارم و بابت آن خیلی خیلی خوشحال و آسوده هستم .پس با این توضیحات به این نتیجه میرسم که من کاملا به توانایی خودم و مناسب بودن روش و مسیری که انتخاب کرده ام و همچنین به استاد و راهنمای خود بسیار بسیار باور و ایمان دارم و قطعا موفق خواهم شد ،این موفقیت مانند روز برایم روشن و واضح است.
بخش دوم : در این بخش استاد به خوبی توضیح دادند که با رسیدن ماه رمضان ما باید چگونه ذهن خود را در زمان سحری خوردن و افطار کردن به راحتی کنترل کنیم.من هم مثل خیلی از شما دوستان در ماه رمضان این فکر را داشتم که باید تا جایی که می توانم از هر چیزی بخورم تا در طول روز احساس گرسنگی به من فشار وارد نکند و بتوانم خود را راحت به افطار برسانم اما این طرز فکر کاملا اشتباه و نادرست است چون مگر معده ی ما انبار یا یخچال است که هر چیزی وارد آن شود ذخیره شود و نگهداری کند و در وقت تعیین شده از آن ها استفاده کند؟!در اصل ما از عملکرد معده آگاه نبودیم یا فراموش کرده بودیم که معده ی ما عضوی از بدن است که وظیفه ی آن آسیاب و تجزیه کردن موادی است که به آن وارد می شوند و این مواد را باید به انرژی مورد نیاز بدن تبدیل کند و یا آنها را برای تامین انرژی می سوزاند و اضافه های آن را دفع می کند و یا به صورت چربی ذخیره می کند پس به جز این کارها کار دیگری انجام نمی دهد و ما هر چقدر هم خوراکی و مواد خوردنی با حجم زیاد هم وارد آن کنیم به هر حال طی یک فرآیند ثابت و همیشگی این مراحل را طی می کند و چیزی در خود ذخیره یا انبار نمی کند پس با آگاه شدن از این مسئله ما به راحتی می توانیم در زمان سحری یا افطار به اندازه ی نیاز بدنمان به انرژی از هر چیزی که وجود دارد استفاده کنیم بدون فشار آوردن به خود و در نتیجه چاق تر شدن خود.زمانی که در هر شرایطی و در هر مناسبتی شروع به پرخوری می کنیم و از حد خود بیشتر می خوریم مانند ماه رمضان نشان از آن دارد که در ذهن ما ترس از گرسنگی در حالی که روزه هستیم وجود دارد و به همین خاطر با یک رفتار اشتباه در واقع می خواهیم از ترس خود دوری کنیم ولی وقتی که با ترس خود رو به رو می شویم به این حقیقت دست پیدا می کنیم که این چیزی که باعث ترس من و احساس وحشت در درون ذهن من می شد آنچنان هم ترسناک نیست بلکه این خود ما هستیم که با تزریق احساس فوق العاده به هر چیزی به ذهن القا می کنیم که بسیار وحشتناک و ترسناک است مثلا بعضی از انسان ها به شدت از آمپول زدن می ترسند در صورتی که وقتی با آن مواجه می شوند به این درک می رسند که آنچنان که برای خود ترسناک جلوه داده بودند نیست بلکه در حد یک درد خیلی کمی در ناحیه ی مورد نظر می باشد نه بیشتر و این کار ذهن ماست که با دخالت احساسات ما به هر چیزی قدرتی باور نکردنی می دهد و در واقع ما را فریب می دهد.ما می توانیم از این توانایی ذهن برای لاغر شدن راحت و آسان استفاده کنیم یعنی با تزریق احساسات فوق العاده و خوب به مسیری که در آن هستیم و حس خوبی که به ما می دهد به ذهن هم بقبولانیم که لاغر شدن آسان و ساده و لذت بخش است و با همین کار به راحتی به لاغری و تناسب اندام خواهیم رسید.
“یا حق”
نشان های دریافت شده
بنام خدا:لاغری آسان از طریق ذهن
لاغری با ذهن روشی برای تغییر افکار و رفتار هست روشی که باعث میشه مسیر زندگی وشخصیت ماتغییر کنه . در واقع باتغییر ذهن همه چیز دستخوش تغییرات میشه وقتی تصمیم بگیریم از روش ذهنی برای لاغرشدن استفاده کنیم این یعنی یک تغییر بزرگ چون ماازروشی داریم استفاده می کنیم که روشهای دیگه را رد میکنه و اینکه خودش به شکلی تمرینات ومحتواش در اختیار ما قرار می گیره که وقتی کسیکه اطلاعی از این موضوع ندارن ودر مدار تجربه ی این افکار نیست اصلا نمیتونه بپذیرم که همچین چیزی امکان پذیر ه پس به همین خاطر لاغری با ذهن تنها روشی هست که با بقیه ی روشها فرق میکنه وتاثیر بسزایی در تغییر جنبه های زندگی ما داره اموزش های ما وقتی تغییر کنه ذهن ماتغییر میکنه و هرچقدر که بیشتر مداومت داشته باشه مغز فرمان هایی صادر میکنه که ما در سایر مسائل زندگی هم تغییر ایجاد بشه و رفتار درست تری انجام بدیم مثل درر وابط ودر کسب و کار .واز جمله ی اون در غذاخوردن وثتی میخوریم به اندازه ای میخوریم که حالمون خوب بشه نه اینکه دل درد وفشار شکم بلکه موقع گرسنگی برای رفع نیاز غذامیخوریم ودر زمان رفع نیاز دست می کشیم وبه این شکل هم وقتی مداومت در تکرارو پیگیری باشیم مغز هم دوباره فرمانهایی صادر میکنه در جهت ترمیم جسم و رسوندن اون از حالت چاق به لاغر وله این شکل همه چیز تغییر میکنه درمورد عملکرد معده در غذاخوردن .:یک سری از آدمها ی چاق عقیده دارن که معدشون گشادشده از جمله خودمن وفکر میکردم که تنها راه لاغرشدن بعداز روشهای دیگه این هست که عمل بای پس ویاکوتاه کردن معده شکل بگیره که اینطور میشه لاغرشد ومن همیشه فکر میکردم معدم گشاده. وقتی بچه بودم شاید تقریبا شش یا هفت سالگی بود وقتی تلویزیون رونگاه میکردم یک فرد کاملا چاقی روکه به سختی نفس میکشید وبه سختی افتاده بود به خاطر اضافه وزن دیدم که باتصویری کامپیوتری ومتحرک به شکلیکه هنوز یادمه چطور نشون میداد که معده چطور گشاد میشد از خوردن .وخیلی چیزای دیگه واینم نشون میداد که بعداز مدتی چقدر چاقترشده و معده گشادتر وتا به الان این در ذهنم بوده پس تصویری که از بچگی در ذهنم به وجود اومده رونمیتونم بایک شب ویادوروز ازبین ببریم وبنابراین باید بیشتر تمرین کنیم ومتضاداون رو پیداکنیم ودر این راه ما نیاز به توجه کردن دیدن وشنیدن وفکر کردن داریم اما نیاز به حامی نداریم ما به یک راهنمانیاز داریم راهنما به ما مسیر رونشون میده اما بقیه ی اون مسیررو ماباید بریم وعمل کنیم
در رابطه با ترس از درد . : ترس از درد در ذهن از خود مواجه شدن با درد هم ترسناک تر ودردناکتره . مثل ترس از درد آمپول ترس از ازدست دادن یک نتیجه یک فرد ویک سری چیزهای دیگه اکثر ترسهاییکه مرور میشه درواقع توهمات ذهنی هستندکه باعث میشن مااز انجام یک کاری دست بکشیم یا انجام بدیم اما وقتی انجام میدیم در ما یک حس بدایجادمیکنه ترس از خوردن در آدمهای چاق وترس از چاق شدن وچاقتر شدن به خاطر خوردن فلان ماده ب غذایی با این. اسم مشخص ترس از روبه روشدن با یک فرد با نظر دیگران در رابطه باخودمون .و… همه ی اینها در ذهن هست . ترس از زخوردن در ذهن شکل میگیره وزمانی خوردن و بعد از خوردن ووترس واحساس عذاب وجدان همگی به خاطر ترس از مواجه شدن با چاقیه وله همین خاطر هست که ما چاق میشیم یاچاق میمونیم . .وبرای ذهن ترس ولذت باهم فرقی ندارن شادی واحساب خوب . در واقع اون احساس رو تبدیل به یک فرمان مغزی میکنه وقتی بریک حس پایدار قرار بگیره براساس اون. احساسات مغز فرمان صادر میکنه مثل ناراحت بود ن از چاقی ویاترس از چاقی ونفرت از افراد متناسب تنفر از چاقی یالاغری در جسم واکنشهایی رومیده که باعث چاقی یالاغری میشه یاچاق موندن ترس ازدرد . در خیلی از بخشهای زندگی مثل شرایط اقتصادی و…هم تاثیر داره مثل وثلا ترس از کم شدن روغن یانبودن روغن ترس از گرون شدن مرغ و تخم مرغ وچیزای دیگه . مبشه این روکاملا باهاش روبه روشد ومثال کاملاواضحی هستش پس در جسم ما هم همینطور تاثیر میگذاره مثل زمانهایی که رژیم میگرفتیم یانمیخوردیم ویاورزش میکردیم در مسیر چاقتر شد ن بودیم چون این ترس در ذهن ما بود ترس از درد گرسنگی ترس از قحطی زده شدن بدن ونبود مواد غذایی برای تامین نیاز بدن وبه همین خاطر هم بعداز رژیم واچاقتر میشدیم .ومواد مصرف شده در بدن ما یابه انرژی تبدیل میشد یادفع میشد یا به چربی ودلیل چاقی مادر بعداز ماه رمضان ویاعید نوروز ویادر مراسمات مختلف و برای تجربه ی لذت با ترس از ایام نوروز هم به همین شکله چون ذهن تفاوت بین لذت و درد رو نمیدونه وهمه رو لذت میدونه چیزی که باعث تکرار شدن یک چیز در ذهن میشه تکراره واون براساس یک لذت قبلیه واین هم در خیلی چیزها زیاد دیده میشه.
باتشکر...
نشان های دریافت شده
به نام خدا
اینکه بارها وبارها برای لاغر شدن تلاش کردیم و لاغر نشدیم و چون رنج و زحمت زیادی رو در این مسیر رژیم و ورزش و… متقبل شدیم و هربار با باور من نمیتونم متناسب بشم اما برای دل خودم که منم برای هدفم کاری کرده باشم اون راههای سخت رو انجام میدادم و ته کار نامید شدم و کنار کشیدم و رها کردم و عطای لاغری رو به لقایش بخشیدم .
اما این بار با روشی کاملا متفاوت از روشهای قبل و با روش ذهنی جهت متناسب شدن اقدام کردم .
باید برای ذهنم توجیه کنم که این روش برعکس روشهای قبلی هست وبه راحتی و درکمال آرامش وبدون رنج و سختی متناسب میشیم و نمونه های شگفت انگیز رو به اون نشون بدیم که تناسب دایمی وماندگار رو به جسمشون هدیه دادن مثل استاد عزیز و دیگر دوستان .
حتمن باید برای ذهنمون این موضوع رو توجیه کنیم و بهش بفهمونیم که گام به گام که با این مسیر پیش میرم آرامش عالی دارم وانتظار متناسب شدن دارم . حالم خوبه رژیم ندارم .
اگر نتونم موافقت ذهن ناخودآگاه رو بگیرم و بداش باورپذیر کنم بعد مدتی رها میکنم و حتی ممکنه متناسب هم نشم .
واین موضوع خودش سنگ ومانع بزرگی درمسیر متناسب شدن هست .
من خودم به شخصه بااینکه تقریبا متناسب شدم اما آنچنان از بودن در این مسیر لذت میبرم و با اشتیاق فایل ها رو گوش میدم وتمرینات رو انجام میدم چون مطمننم علاوه بر متناسب شدنم سلامتی رو بهم هدیه میده . و گاها باورهای مخفی در گوشه های ذهنم پیدا میکنم که آرامش بیشتری رو بهم میده و خودم رو در موضوعات ذهنی توانمند تر میبینم .
دوم اینکه معده ما یخچال نیست که غذاها رو انبارکنه چون اگر اینجوری بود علیرغم اینهمه چربی و اضافه وزن باز چرا آنقدر گشنمون میشد وچرا از چربی های ذخیره بدنمان استفاده نمیشد و ما متناسب نمیشدیم . ما که بیشتر از متناسب ها به خودمان در خوردن سختی دادیم و متحمل رنج وسختی شدیم .
پس گام به گام تلاش میکنم با آموزشها پیش برم و بااین آموزشهای ذهنی برای ذهنم اثبات پذیرتر کنم که حل موضوعات زندگی با روش ذهنی بسیار راحت و عالی و بی دردسر هست .
وهدف خداوند این نبوده که ما برای رسیدن به هدفمون ولذتهای زندگی سختی بکشیم بلکه ما رو به نیروی خارق العاده ذهن مجهز کرده که ازش در زندگی بهره ببریم و با کمک اهرم احساس که قطب نمای ماست با لذت بیشتری زندگی کنیم وجهان رو هم جای بهتری ب ای زندگی کردن دیگران بکنیم .
نشان های دریافت شده
سلام
چقدر توضیحات اول فایل ایمانم رو به خدا بیشتر کرد اینکه موقعی که خودتان تصمیم گرفتید باعمل فیزیکی این آگاهیها رو منتشر کنید و درتالارها ترویج لاغری با ذهن دادید ونتایج اندکی داشت و زمانی که این کار رو به خدا سپردید وخداوند براتون دست به کارشد و ازسراسر دنیا افرادی که درمدار آگاهی بودن فرستاد .
منم درمورد موضوعی خیلی مشکل داشتم والان دو روزه به سبک شما عمل کردم و موضوعی که میخاستم با تلاش خودم به انجام برسونم سپردمش به خدا .
وچقدر باور محدود کننده خودم روشناختم باوری که سالها دنبالش بودم .
حالا موضوع لاغری با ذهن نیست که با ذهن هست استاد برای اینکه این روش رو از روشهای دیگه متمایز کنه این اسم رو گذاشته وگرنه من میتونم بگم رانندگی با ذهن . آموزش زبان انگلیسی باذهن . حسابداری با ذهن . آشپزی با ذهن . تربیت فرزند با ذهن و… .
چون اسمش اینطوری شناخته شده برام عجیب واوایل سخت بود که این دیگه چه روش عجیبی هست وچون تاحالا نشنیدن احتمالن چالشهای زیادی رو باید تجربه کنم .
ولی الان که موضوع رو گرفتم خندم میگیره از نگرشم به این روش .
من از کودکی تا الان دارم کارهامو با ذهن انجام میدم. ولی چون پسوند ذهن دنباله کارم نبود مثل خیاطی برام تو ذهنم یادگیریش راحت بود و مقاومتی نداشتم . ولی استادم اگه میگفت خیاطی با ذهن شاید همون جلسه اول لفت میدادم ورهاش میکردم .
من با ذهنم چاقی رو یادگرفتم با یک سری باورهای مخرب که ناشی از توجهات مخرب بود . حالا میام دلیل های که برای چاقی دارم رو یه دونه یه دونه شناساییش میکنم و با الهام از محیط پیرامونم ردش میکنم .
وقتی من اوایل دوره قدم اول رو برای شناسایی باورهام برداشتم در قدم های بعدی ذهنم زوم میشد به گذشته به ۳۰ سال پیش و یک سری باورها اونجا پیدا میکردم مثل این مورد که ۷ سالم بود ودختر تپل وسفیدی بودم وروزی نمره ۲۰ گرفتم وخانم معلم مهر صدآفرین رو به صورتم زد ومن وقتی اومدم خونه وقتی منو دیدن خیلی ذوق زده شدن وتا سالها تعریف میکردن و….
یا یادم اومد ماه رمضان افطاری مهمان داشتیم و موقع افطاری جعبه زولبیا وبامیا رو باز کردیم تا به مهمان تعارف کنیم دیدیم فقط چندتا دوته توش هست وخواهربزرگترم اون موقع شاید ۱۲ یا ۱۱ سالش بود .ازصبح تاغروب اونا رو خورد . وبعد اینکه مهمان رفتند مادرم تامدتها اون رو سرزنش میکرد .
من این خاطرات رو فراموش کرده بودم ولی بعد مدتی که درلاغری با ذهن بودم کلی خاطرات کودکی ونوجوانی برام زنده شد .
درست میگفت استاد که ما با لذت چاق شدیم و داشتیم با رنج وسختی خودمان رو لاغر میکردیم .
لاغری با ذهن همون مسیر چاقی هست منتها بالعکس و هرسری که اون فرمولهای چاقی رو شناساییش میکنیم و با ذهن ومنطق ردش میکنیم احساسمون بهتر میشه وترسهامون کمتر ومسیر لذت بخش تر میشع . وامید به متناسب شدن بیشتر و درنهایت متناسب میشیم .
دیگه برام این روش روش طبیعی لاغرشدن هست وروشهای قبلی که با رنج وسختی بود برام بی معنی هستش.
و من با اشتیاق تمام این آگاهیهای ناب رو دریافت میکنم تا هم متناسب شوم و هم آگاهانه درجنبه های دیگر زندگیم استفاده کنم
نشان های دریافت شده
لاغری با ذهن با رشهای قبل زمین تا اسمون فرق داشت
آزادی ک توش هس انتخاب راحتی وهزاران حسنی ک باعث شده من وامثال من تو این مسیر بمونن
من در لاغری با ذهن عشق یاد گرفتم عشق ب مواد غذایی خودم جسمم زندگی
لاغری با ذهن میگه بابا لاغری راحته چیزی نیس اگه سخت بود این همه ادم لاغر نبودن لاغری دیگه خریدنی نیس بگیم اون خریده من ن پول ندارم ن
این همه شگفتی سازهاتونستن لاغر شدن
پس میبینیم ک سخت نیس
اسونه خیلی
فقط چن تا فرمول باید تغییر بدی عجله نکنی استمرار تکرار
همین
یادم میاد سالهای قبل ماه رمضون هر چی دوس داشتم میپختم و وقتی افطار میشد حمله
یادمه همش در حال ترکیدن بودم تقریبا ی قوری چای میخوردم اصلا تو اون تایم نمیدونستم چیکار کنم
شکمم درد میکرد
یادمه یبار مهمون بودم کمتر خوردم و چقدر اون روز حس سبکی داشتم
بیشتر و بیشتر چایی ومیخوردم خیلی زیاد
یادمه سحری من اصلااشتها نداشتم اندازه سه قاشق برنج و یاهرچیزی اندازه چن قاشق میخوردم ک خورده باشم ضعف نکنم گشنم نشه
قبل ماه رمصون میگفتم باید بامیه نخوری زولبیا نخوری باورم نمیشه چقدر بامیه ولع دارم و همیشه ام زیاد میخوردم فقط و فقط ب دلیل اصرار خودم حریص کردم و یجاحمله میکردم دوره اگاهی من از این سایت بعد ماه رمضان پارسال بود یکسال داره میشه ک من تو سایتم و چقد خوشحالم ک امسال ماه رمضان متفاوتی رو تجربه خواهم کرد و هدفم فقط خوردنه نیس بلکه لذت بردن از اون ماهه
و اونم فقط و فقط باارامش و تغییر فرمول
خیلی خشحالم خدارو شکر میکنم هزاران مرتبه ک هدایت کرد ب اینجا
از استاد عزیز ممنون واقعافایل زیبا و پراز اگاهی بود
نشان های دریافت شده
با درود بر همراهان عزیز تناسب فکری و خدا قوت بر استاد بزرگوار
نمیتونم اون کیفیت حس خوب و نشاط رو در غالب نوشتار بیان کنم،روش لاغری با ذهن در بسیاری از ابعاد زندگیم تاثیر بسزایی گذاشته،اعتماد و عزت نفسم بیشتر شده،احترام گذاشتن به خودم بصورت خودکار فعال شده،همین افکار رو به رشد باعث میشه که هر کاری رو برای خودمون کار راحت و آسان تبدیل کنیم،ک لاغریکی از اون کارهاست،بشرطی ک افکار صحیح رو جایگزین فرمول های اشتباه کنیم چون وقتی فرمولهای ما اشتباه باشن تبدیل به رفتار میشن.وقتی در ذهن ما غذاها با هم فرق میکنه،از بعضی غذاها بیشتر لذت میبریم چون خوشمزه ترن و خاطره ی لذیذ و خوشمزه بودن در ذهن ما خیلی پررنگه پس بیشتر بخوریم، یا میگیم بیشتر بخوریم ک معلوم نیست دوباره کی این غذا رو بخوریم، ترس از دست دادن داریم، یا زمانیکه در جمع مهمونی و خانوادگی هستیم کنترل خوردن از دستمون خارجه،شادیم میخوریم،نارحتیم میخوریم،در تفریح میخوریم،نتیجه این فرمولهای اشتباه میشه رفتار چاقی و در نهایت اضافه وزن،فرمول صحیح میگه معده قابلیت تشخیص لذت رو نداره برای معده نیمرو با کباب فرقی نمیکنه،فرمول صحیح میگه معده انبار غذا نیست ک تو بخوای زیاد بخوری که دیر گشنت بشه،قراره غذا رو یا تبدلش کنه به انرژی و بسوزه یا دفعش کنه یا ذخیره کن،زیاد خوردن باعث فعال شدن هر سه حالت میشه پس چه خوبه ک به اندازه بخوریم تا بسوزه و دفع بشه و چیزی واسه ذخیره نمونه.وقتی در مسیر لذت بردن از لحظاتمون هستیم چرا توجهمون رو بسمت اینکه چجوری این چربیا آب میشن ببریم مگه ما تو روند چاق شدن بهش گفتم تو بیا تو ناحیه شکم حجیم تر شو یا مثلا در پهلوها این مقدار چربی تولید کن،بسپوریم به خود جسممون،خودش تصمیم بگیره چه بلایی سر چربیا بیاره،بزرگترین مزیت به اندازه خوردن اون آرامش بعد خوردن هستش که من غذایی رو ک دوست دارم رو به اندازه خوردم ،باید هدف لاغری برامون اهمیت بسزایی داشته باشه،بشه اولویت شماره یک زندگی تا بشیم شگفتی ساز،یکی مثل حضرت ابن سینا ک اسطوره ی علم هستش خواست در مسیر علم و دانایی قرار بگیره و یک نبوغ بی تکرار خلق شد،تمام چیزهایی ک ما میگیم زحمته قطعا برای حضرت ابن سینا لذت بوده اگر رنج بود ک نمیتونست ادامه بده،اون عشق بود ک فقط شبی ۲،۳ساعت میخوابید و بقیش یا در راه کسب علم اندوزی یا کتابت و آموزش دادن بودن،نهایت انسان مشخص نیست همینوطوری که من۸۷ کیلو شدم پس میتونم ۶۶ بشم،مهمترین فرمول اینکه لاغری رو آسونترین کار ممکن بدونیمباید ترس رو رو کنار بذاریم فلسفه ی ترس اینه ک هیجان و استرس رو در بدن به شدت بالا میبره و احساسات به طرز عجیبی بروز پیدا میکنه چون که بروز اون احساس خیلی قویه تر از حالت عادیه بخاطر همون ذهن با سرعت بیشتری میپذیره،ترس از درد از خود مواجه شدن با درد سخت تره، وقتی ترس از گرسنگی در ما ایجاد بشه و ما به این احساس گرسنگی شدت بدیم اون ما رو از پامیندازه،بهترین راه این هستش که باهاش مواجه بشیم و حس رو به سمت و سوی دیگه هدایت کرد
با آموزش صحیح و ایجاد فرمولهای سازنده میشه فرمان های مغز رو به سمت لاغری و تناسب اندام هدایت کرد امیدوارم همه ی دوستان در مسیر شادی و متناسب شدن باشن،خدا رو بی نهایت سپاسگذارم ک من رو به این مسیر پر برکت هدایت کرد
استاد بابت زحماتتون ازتون ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام
واقعا دیدگاهی ک نوشتید خیلی عالی پر از اگاهی بودمن خیلی ازش یاد گرفتم ممنون
موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلام به همه
استاد چقدر حرفاتون طلاست آخه، اصلا هرکی برای لاغری فقط گوششون میده سخخخخت در اشتباهه، لاغری آخرین هدف باید باشه از بس که آگاهی های زیبایی راجع به زندگی درست میده، همه قبول داریم که ترس از شیطانه؟؟ منبعش فقط و فقط شیطانه؟؟ وقتی چیزی که وجود نداره به شدت مارو از مواجه شدن باهاش میترسونه و اون اتفاق رو جوری جلوه میده که انگار اخر زندگیه و ترس عجیبی رو در دلمون میندازه، ولی خیلی وقت ها شده با اتفاقی مواجه شدیم و از پسش بر اومدیم و دیدیم انقدرم ترسناک نبود، حالا سوال، آیا باید حتما با اتفاقات مواجه بشیم؟؟ یا حتما میشیم؟؟؟ جوابش نه هست، اگه جلوی نجواهای شیطان رو از همون اول بگیریم دیگه اتفاق بدی خلق نمیشه که بخوایم باهاش مواجه بشیم
درس مهمی که من از این فایل گرفتم این بود
نشان های دریافت شده
سلام و درود همواره مسیرتون مستقیم و هموار و پرنعمت🌱
لاغر شدن با ذهن آسااااان است ولی اگر به طور کلی لاغر شدن برای شما سخت باشد این فرمول مانع از لاغری شما می شود ✨
همه افراد در زندگی خود رویا هایی دارند ولی فقط یک سری از افراد به رویاهای خود می رسند و اون افرادی هستند که مسیر رسیدن به رویاشون براشون کار ساده ای است و از طرفی با عشقی که به هدفشون دارند از مسیر رسیدن به خواستشون لذت می برند و البته ذهن برای کاری ساده که با عشق وعلاقه انجام می شود بسیار راهها می گشاید ولی اون دسته از افراد که مسیر رسیدن به رویاهاشون را پر از سختی و درد و رنج میبینند در واقع بیخیال خواسته خود می شوند .چون ذهن برای انجام کارهای سخت همکاری نمی کنه .
همانطور که امروزه در زندگی با وسایلی کار می کنیم که با یک سوئیچ تغییر حالت می دهند مثل اسپیلت که حالت سرمایشی داره و البته حالت گرمایشی در ذهن ماه هم سوئیچ های مختلفی وجود داره که تنظیمش دست خودمونه یعنی دو سویه هست اگر روی چاقی تنظیم باشه در مسیر چاق شدن قرار می گیریم و اگر روی لاغری(تناسب )تنظیم شده باشه در مسیر لاغری قرار می گیریم پس همانطور که سوئیچ چاقی داره لاغری هم داره و همینطور سلامتی و بیماری یا فقر و ثروتمندی .اما اگر ما قصد سفر به مشهد را داشته باشیم در مسیرمون با یک سری شهر ها و فرهنگ و رسومات و منظره ها و حتی شرایط آب و هوایی و لهجه ها روبرو میشیم و اگر بار دیگر مقصد سفر ما تبریز باشه همه چیز در مسیر تغییر پیدا می کنه و دقیقا ذهن ما هم همینطوره در مسیر آموزش ذهنی چه لاغری باشه یا عزت نفس و ..،کلا منظره دید ما از زندگی متفاوت میشه و تجربه جدیدی از زندگی دریافت می کنیم .
اما آیا با فکر کردن میشه لاغر شد ؟!یعنی تلقین ؟!🤔
نه هرگز ..روند آموزش ذهنی پروسه ای داره که باید یاد گرفته بشه که از اراده کردن برای تغییر کردن شروع میشه و شناسایی فرمولهای غیر صحیح و جایگزین کردن فرمولهای صحیح و تکرار و تمرین و استمرار و در نهایت خلق شرایط جدید .
همه افرادی که درکی از آموزشهای ذهنی پیدا می کنند مثل زندانیانی هستند که طعم آزادی را تجربه می کنند و از شوق خود می خواهند افراد دیگری را هم با این روش آشنا کنند اما در واقع هر فردی مسیر تکامل خودش را داره و برای بعضی افراد هنوز زمانش نرسیده یعنی هنوز به دنبال تجربه های ذهنی خود هستند هنوز به نقطه تسلیم نرسیدندو هیچ درکی از موضوع روش ذهنی ندارند و غالبا برای فردی که آگاهی هاشو به اشتراک گذاشته دست و پا گیر می شوند و اما حافظ نیز می گوید .عرض خود میبری و زحمت ما می داری 🍃🌸
بنابراین هر فردی که طالب باشه و عاشق موضوعی باشه و شوق خلق رویاهاشو داشته باشه از هر کجای دنیا هدایت میشه و خودش را به مسیر درست می رسونه.
منم بارها شنیدم که فلان دکتر تیم داره و پشتیبانی می کنه که خانم رژیم لاغری را استفاده می کنید و پیگیر هستند و افراد چاق این موضوع را خیلی دوست دارند و نوعی حمایت می خواهند و دلیلش احساس ضعف و ناتوانی هست چون بارها در مسیرهای گوناگون لاغر
ی شکست خوردند و فکر می کنند فردی دیگر باید این اضافه وزن را براشون حمل کنه و یه جایی رسیدند تحویل بده و تمام ..و من خودم دیدم مادرم در یک تیم پزشکی پشتیبانی می شد و در نهایت کلی هزینه و سختی و محدودیت مسیر را رها کرد و هم اکنون اضافه وزن زیادی دارد و اما اگر فرد مشتاق باشد خودش به تنهایی و با شوق و عشقی که به هدفش دارد مسیر لاغری را طی می کند.
روش لاغری با ذهن کاملا متفاوت است از تمام روشهای قبلی لاغری و به اندازه ای که تمام روشهای قبلی را فراموش کنی یعنی جستجو و تحقیق و مطالعه در مورد مقالات علمی و پزشکی را کاملا حذف کنی و باور کنی که تنها راه ایمن و آسون فقط روش لاغری با ذهن است نتیجه ماندگار لاغری می گیری ✨
ذهن افراد چاق انبوه از فرمولهای ذهنی چاق هست که مانع از لاغری می شوند یکی از فرمولها و موانع لاغر شدن فکر کردن به اینه که این چربیها چطوری قراره بسوزند یا آب بشوند و یا دفع بشوند ؟یعنی افرادی که زیاد علم پزشکی را دنبال می کردند الآن هم می خواهند طبق اعداد و ارقام یک فرمول بسازند و از منطقشون استفاده کنند و همچنان به دنبال دلایل هستند ولی باید به این فکر کرد که بدن ما کاملا هوشمند است یعنی سلولهای بدن ما شعور دارند و حافظه سلولی دارند حتی سلولی که در قلب کار می کنه با سلولی که مربوط به ناخنه فرق می کنه و خودشون کارشون را خوب بلدند و این چیزی نیست که بهشون بگیم چیکار کنند و باید فقط به هوشمندی اعتماد کنیم و رها باشیم و اصلا ما اطلاعی از روش تجمع چربیها در مدت چاقی نداشتیم که مثلا سلول تکثیر میشه و چه روندی داره که الآن نیاز به اطلاعاتی در مورد روند چربی سوزی در لاغری داشته باشیم .
ما هرروز بی نهایت بار داریم از ذهنمون استفاده می کنیم و یک سری کارها در بدن ما به صورت اتوماتیک انجام میشه مثل ضربان قلب یا پلک زدن یا تنفس و …و تمام فرمانها از مغز داره صادر میشه و بارها شنیدیم فردی در کما هست تمام اندامها سالمه ولی توانایی هیچ کاری را نداره !…و اما
قابلیت دیگر مغز ما این هست که میتونه یادبگیره مثل رانندگی خیاطی و آرایشگری و ..و هیچ تفاوتی بین انسانها در استعداد نیست بلکه یک انسان موفق فقط در مسیر خلق رویاهاش استمرار داشته بنابراین مسیر رسیدن را ساده در نظر گرفته و هرروز مشتاقانه و با عشق به سمت هدفش حرکت کرده است .
اما فرمان مغزی برای افراد متفاوته چون آموخته های آنها متفاوته مثلا افرادی چاقی را یادگرفتند و بارها تکرار کردند و رفتارشون شده چاق کننده مثلا شاد هستند می خورند در عزاداری یا به وقت گریه یا عصبانیت یا بیکاری یا دوست داشتن می خورند و تمام اینها فرمان مغز هست که از آموزشهای چاقی داره صادر میشه .(بارها شنیدیم که می گویند دست خودم نیست )!…
ماه رمضان افراد چاق!..،
افراد چاق در سحری بسیار پرخوری می کنند چون تفکرشون اینه که برای زمانی طولانی نمی توانند غذا بخورند و دچار درد و رنج می شوند و می خواهند از معده خود به عنوان انبار مواد غذایی استفاده کنند و فکر می کنند هر چه بیشتر بخورند یا بنوشند می توانند از ذخیره خود استفاده کنند و این در صورتی هست که معده به هیچ عنوان ذخیره سازی نداره و همین که خوراکی واردش میشه از طریق آنزیمها پروسه هضم و جذب و دفع انجام میشه و بعد از یک مدت کوتاه معده خالی شده و اما آنچه ما خورده ایم یا تبدیل به انرژی میشه یا دفع میشه و یا چربی میشه ..
فکر مواجه شدن با درد خیلی سخت تر از مواجه شدن با خود درد هست .
ترس از گرسنگی باعث پرخوری در افراد چاق میشه ولی اگر چندبار با این گرسنگی واقعی مواجه بشیم میبینیم که انقدر هم دردناک نبوده و بارها شده من خودم خیلی احساس گرسنگی داشتم ولی غذا نخوردم و احساس رفع شده به همین سادگی
اگر به ترس از درد ها توجه کنیم و یا در موردش صحبت کنیم بسیار تشدید می شوند ✨
وقتی گرسنه میشیم اگر دائم تکرار کنیم مردم از گرسنگی کی افطار میشه ؟یا مردم از گرما تو تابستون یا مردم از تشنگی و تکرار و توجه به اینطور موارد باعث تشدید شدن اون احساس میشه و باید دردو رنج عمیق تری تجربه کنیم !..و دقیقا افطار هم برای خیلی از افراد جامعه اینطور تعریف شده که بابا از صبح هیچی نخوردیم و کار هم کردیم و گرم هم بوده و سحری هم باب میلم نبوده و یا خواب موندیم و دیگه افراد دقیقه شماری می کنند که فقط صدای الله اکبر بیاد و حمله کنند به سفره چون انقدر شرایط درد را در خودشون تشدید کردند که می خواهند به لذت خوردن برسند .
بعضی از دوستان هنوز روش آموزش ذهنی را درک نکردند و به دنبال عوامل بیرونی هستند و می پرسند افطاری چی بخوریم؟!.. اما شعار ما در لاغری آسون و ماندگار با روش ذهنی اینه که شما هرچیزی که میل داری میتونی بخوری ولی به اندازه نیاز بدنت✨/یعنی در نهایت فشار و درد روی معده نباشه و یا به تهوع نرسه.
ما در این مسیر یاد میگیریم که همه غذا ها و مواد خوراکی در یک سطح هستند یعنی هیچ تفاوتی با هم ندارند و البته هیچ قدرتی برای چاق کردن ما ندارند و این افکار و بینش ما هست که قبل از مصرف از مغز ما دستور صادر میکنه که مثلا این شیرینی هست و از اطلاعات پیشین که ذخیره داره باید چاق کنه و باور این موضوع که شیرینی چاق کننده است حتی اگر نخوری و یا بخوری و حتی کم بخوری و یا حتی به دلخواه و در نهایت با عذاب وجدانی که میگیری چاقت می کنه و هیچ فرقی نمیکنه !…
🦋✨🦋✨🦋
لاغری با ذهن بسیار آسونه و فقط مراحل یادگیری ذهن هست و البته تنظیم فرمانهای مغزی و با تکرار و تمرین و استمرار در مسیر خودبه خودی لاغری ماندگار خلق می شود.
تندرست باشید و لحظه هاتون به کام💪💪😇