🌿 تصور کن بدون رژیم و ورزش سخت، فقط با تغییر افکارت لاغر بشی!
📍 این جلسه ادامه گام ۴۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
💡 لاغری آسان با ذهن یعنی آموزش دوبارهی ذهن برای ساختن بدنی متناسب، بدون رنج و فشار.
آدمهای زیادی سالها با روشهای سخت تلاش کردن اما نتیجه نگرفتن… حالا وقتشه مسیر آسونتر، عمیقتر و موندگارتری رو انتخاب کنی 🧠✨
در این جلسه میآموزیم:
🌈 چرا لاغری اینقدر برامون سخت شده؟
بیشتر ما فکر میکنیم رسیدن به رویاهایی مثل لاغر شدن، کاری سخت و پررنجه.
ذهن هم که رفیقِ راحتطلب ماست، جلوی این سختی میایسته و نمیذاره حرکت کنیم.
نتیجه؟ بارها تلاش میکنیم و شکست میخوریم… بعدش هم قانع میشیم که لاغر شدن برای ما نیست 😞
ولی خبر خوب اینه که تنها فرق آدمهای موفق با ما توی ذهنشونه؛
✨ وقتی لاغر شدن رو «آسون و ممکن» ببینی، ذهنت هم باهات همراه میشه… نه اینکه باهات مقابله کنه!

📌 ذهن ما وقتی حس کنه رسیدن به هدفی (مثل لاغر شدن) سخته و پر از زجره، خودش جلوی ما رو میگیره.
نه از سرِ دشمنی! از سرِ محافظت… چون نمیخواد درد بکشی 🧠❤️ و جالبه که در ۱۰۰٪ موارد هم موفق میشه جلوی ما رو بگیره!
اما خبر خوب اینه که آدمایی که به خواستههاشون میرسن، فقط یه فرق با بقیه دارن:
اونا باور دارن رسیدن آسونه!
✨ لاغری آسان با ذهن یعنی تغییر نگرش! یعنی به جای جنگیدن با غذا و بدنمون، با ذهنمون آشتی کنیم و خودمون رو لایق و توانمند بدونیم.
در واقع، طبق تحقیقات علمی دانشگاه استنفورد، وقتی افراد باور داشته باشند که تلاششون مؤثره و رسیدن ممکنه، عملکرد مغزشون تغییر میکنه و نتایج واقعیتری خلق میکنند.
وقتی روشهای لاغری سنتی برامون پر از سختی، گرسنگی، محدودیت و اجباره، ذهن ما لاغر شدن رو مساوی با رنج میدونه.
نتیجهاش چی میشه؟
🔁 بارها تلاش میکنیم، نتیجه نمیگیریم و بعدش باور میکنیم که ما نمیتونیم لاغر بشیم…
💔 اونقدر این باور تکرار شده که دیگه چاق بودن برامون راحتتر از لاغر شدنه!
و اینجاست که لاغری آسان با ذهن به کمک ما میاد… چون قراره ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم.

⚠️ خطر پنهانِ پذیرش چاقی | مراقب باش ذهن جا نزنه!
خیلی از آدمایی که اضافه وزن دارن، توی دلشون هنوزم رویای لاغر شدن دارن… ولی خب چرا هیچوقت واقعاً لاغر نمیشن؟ 🤔
چون ذهنشون باور کرده که لاغر شدن یعنی رنج، سختی، جنگ با غذا، ارادهای که ندارن… و وقتی چندبار با رژیم یا ورزش نتیجه نگرفتن، با خودشون گفتن:
“من آدم بیارادهایم” 😞
اینجوری کمکم اون رویای قشنگ لاغری رو گذاشتن یه گوشه و رفتن دنبال پذیرش چاقی… 👎 اما این پذیرفتن از روی آگاهی نیست، از روی خستگیه… از روی ناامیدی…
🧠 وقتی لاغری در ذهن ما کاری سخت و دستنیافتنی به نظر برسه، دیگه انگیزهای برای حرکت نداریم.
شوقی نیست، هیجانی نیست، حتی شروع کردن هم ترسناکه…
🔍 اما چرا لاغری برامون سخت شده؟
چون هر بار با مسیرهای اشتباه رفتیم جلو: رژیم، دارو، ورزش اجباری… و چون اطرافمون گفتن:
“چاقی ارثیه” یا “سنت بالا رفته دیگه نمیتونی”…
✋ صبر کن! اینا واقعیت نیستن، اینا فقط باورهایی هستن که توی ذهنمون جا خوش کردن!
🌱 خبر خوب اینکه مسیر لاغری آسان با ذهن هیچ شباهتی به اون روشهای قبلی نداره. اینجا قرار نیست بجنگی، قراره بفهمی، تغییر کنی، لذت ببری، رها شی…
🎉 پس اگر هنوز ته دلت یه چراغ کوچیک برای لاغر شدن روشنه، خاموشش نکن… اینبار با ذهنت شروع کن، نه با بدنت!

✨ لاغری آسان با ذهن 🌟
مسیر لاغریای که قراره دلت رو شاد کنه، نه خسته!
تا حالا به این فکر کردی که میتونی بدون رژیمهای سخت، بدون ورزشهای طاقتفرسا، فقط با قدرت ذهنت لاغر شی؟ 🤯
خبر خوب اینه که لاغری آسان با قدرت ذهن دقیقاً همینه!
یه مسیر پر از اشتیاق، انگیزه و حال خوب 😍
هر روزی که از آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده میکنی، همون روز حس بهتری نسبت به خودت پیدا میکنی 💫
نگاهت به غذا، به بدن، به زندگی تغییر میکنه… و این تغییرات کوچیک، تو رو روز به روز به رویای لاغریت نزدیکتر میکنن 🎯
💡 این دقیقاً فرق اساسی روش لاغری آسان با ذهن با همه اون روشهای قبلیه! اینجا قراره با ذهنت دوست شی، نه بجنگی!
🎥 محتوای این دوره آموزشی قراره کمکت کنه افکارت رو طوری تنظیم کنی که لاغر شدن، برات آسون، لذتبخش و ممکن بشه ✅
من، و خیلیهای دیگه که با من در این مسیر بودن، امروز داریم رؤیایی رو زندگی میکنیم که یه روز فقط آرزوشو داشتیم…
✨ فقط با تغییر فرمولهای ذهنیای که ما رو چاق نگه داشته بودن!
📌 یادت باشه:
فاصله تو تا لاغری واقعی، فقط به اندازه یه تصمیم جدیه… تصمیمی برای اینکه مسیر لاغری آسون و ذهنی رو شروع کنی 💖



✨ تجربهای واقعی از مسیر لاغری با ذهن | حرف دل یکی از هنرجوها 🌱
💡 اگه میخوای همین مسیر آسون رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم تجربه کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ تجربه واقعی یکی از هنرجوها؛ در ادامه هم توی گام ۴۳ سراغ «مراحل لاغر شدن» میریم.
یکی از زیباترین قسمتهای مسیر لاغری آسان با ذهن، شنیدن نتایج و تجربههای صادقانهی هنرجوهاییست که با تمام وجود در این راه قدم گذاشتند، مقاومتها را شناختند، با ذهنشان آشتی کردند و آرامآرام، تغییرات درونی و بیرونی را لمس کردند 🌟
در ادامه، بخشی از دلنوشتهی یکی از هنرجویان پرتلاش ما را میخوانید که با تمام صداقت، از چالشهای مسیر گفت و از اینکه چطور با قدرت ذهنش تونست مسیر لاغری آسان با ذهن را برای خودش سادهتر و لذتبخشتر کنه. 👇
💬 حرف دل هنرجو:
از وقتی با لاغری آسان با ذهن آشنا شدم، واقعاً مسیر لاغری برام آسون شد.
فقط یه فرمول هنوزم بعضی وقتا اذیتم میکنه و اونم نوشتنه.
من نوشتن رو خیلی دوست دارم ولی وقتی ذهنم جای دیگهست، حس میکنم باید مثل مدرسه مجبورش کنم بیاد سر کلاس!
اولش سخته، ولی یادم میارم که دارم مینویسم تا بهتر یاد بگیرم، تا آگاهیها بیشتر در ذهنم نفوذ کنن. همین باعث میشه مقاومتهامو بشکنم ✍️
گاهی میگم: «نوشتن وقت زیادی میگیره!» اما این فقط یه فرمول اشتباهه که منو از تمرین دور میکنه. سریع به خودم میگم: «تو کلی وقت به چاقی دادی، حالا برای لاغری آسان با ذهن وقت نمیذاری؟»
واقعیت اینه که وقتی شروع میکنم به نوشتن، کلی حس خوب میاد سراغم و اشتیاقم برای یادگیری بیشتر میشه.
🏅 حتی مدالهایی که برای نوشتههام میگیرم بهم یادآوری میکنه که دارم با نوشتن به خودم کمک میکنم، نه به استاد.
بهنظرم یکی از راههای آسونتر کردن لاغری، یادگیری بهتره. و با تمرین و تکرار، لاغری آسان با ذهن واقعاً ممکن و دستیافتنی میشه.
وقتی بهتر یاد بگیری، بهتر عمل میکنی، ذهنت کمتر مقاومت میکنه و همهچی راحتتر میشه.
بهجای توجه به حواشی، مثل «چربی در بدن ذخیره میشه» یا «سلولهای چربی کم نمیشن»، من باورمو عوض کردم.
❌ بدنم انبار چربی نیست
✅ بدنم یه کارخانهی سوخت چربیه که دائماً در حال بازسازی خودشه.
این تغییر نگاه، منو به آرامش با بدنم رسوند. دیگه باهاش نجنگیدم و همین صلح درونی، نتایج بیرونی رو برام آسونتر کرد.
حتی یاد گرفتم برچسبهایی مثل “من پرخورم” یا “ارثی چاقم” فقط باورهای محدودکنندهان که باید کنارشون بزنم و با ذهنی آزاد و مهربون به سمت لاغری آسان با ذهن حرکت کنم.
🎯 من الان با خودم در صلحام و حس خوبی از بدنم دارم… و این یعنی دارم در مسیر درست لاغری آسان با ذهن حرکت میکنم.
🎯 من الان با خودم در صلحام و حس خوبی از بدنم دارم… و این یعنی دارم در مسیر درست حرکت میکنم.
✨ یادآوری مهم:
در مسیر لاغری آسان با ذهن، گاهی فقط یک جمله یا یک تغییر نگاه، میتونه دنیای ما رو عوض کنه.
تجربه این هنرجو یادمون میاره که چالشها هم بخشی از مسیرن، اما اگه نگرشمون رو تغییر بدیم، همون چالشها تبدیل میشن به فرصتهایی برای رشد، آگاهی و رسیدن به تناسب دلخواهمون 💖
✍️ تمرین آموزشی – لاغری آسان با ذهن 💡
یکی از مهمترین قدمها برای لاغری آسان با ذهن اینه که باور کنیم لاغر شدن میتونه واقعاً ساده و لذتبخش باشه 😍
اگه موقع دیدن ویدیوها یا انجام تمرینها، ذهنتون غر میزنه که «تا کی تمرین؟ چطور ممکنه فقط با آموزش ذهنی لاغر شم؟» بدونید که دارید فرمولهای چاقکنندهی قبلی رو دوباره فعال میکنید 🧠🚫
🔑 یادمون باشه: لاغری ذهنی، فقط با تکرار جملههای قشنگ اتفاق نمیافته! لازمه با احساس خوب، اشتیاق و انگیزه بیایم سراغ آموزشها و تمرینها. هر روز فقط چند لحظه با خودت حرف بزن، به خودت یادآوری کن که داری یه تغییر واقعی میکنی ✨
پیشنهاد ما برای انجام تمرین این جلسه:
- اول محتوای نوشتاری این جلسه رو با دقت بخون.
- بعد ویدیوی آموزشی رو با تمرکز ببین.
- سپس به سؤالات زیر به صورت تشریحی و از دل خودت، توی بخش نظرات پاسخ بده 💬👇
📝 سؤالات تمرینی:
- قبل از ورود به مسیر لاغری با ذهن، چه نگرشی درباره لاغری داشتی؟
- به نظرت چرا لاغر شدن سخت و چاق شدن آسونه؟!
- تجربهات از روشهای قبلی لاغری چه تأثیری روی دیدگاهت نسبت به لاغری گذاشته؟
- چرا به نظرت لاغری آسان با ذهن بهترین و ماندگارترین روشه؟ با منطق خودت اثباتش کن 🤓
- نظرت درباره محتوای ویدیوی این جلسه چیه؟ چه چیزهایی برات روشن شد یا الهامبخش بود؟
- اگه تمرینی از دل آموزش امروز برات شکل گرفت، توی بخش نظرات بنویس که خودت هم متعهد به انجامش باشی ✨
💬 حالا نوبت توئه!
نوشتن پاسخ تمرینها در بخش نظرات فقط یه کار تکلیفی نیست! این یعنی داری با ذهن خودت صحبت میکنی، آگاهیها رو درونیتر میکنی و به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
پس وقتشه که تو هم بنویسی ✍️ همین الان برو پایین صفحه و دیدگاهت رو ثبت کن 💛
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.03 از 101 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
با دیدن این فایل متوجه شدم ..که توجه من تو این مدت با استفاده از ذهنم .بر روی چاقی وچاقتر شدن..
اینکه من به راحتی آب خوردن چاق میشم ..با یکی دولقمه اضافه خوردن من پرخورم وچاق میشم دیگه وذهن براش منطقی شدهکه راحت چاق میشم .مسافرت برم..غدای سرخ کردنی..تحرک کم..سوخت وساز کم ..
اینا منو چاق میکنه پس تمرکزم رو چاق شدن بوده.. آنا برعکسش گفتم وای ِلاغری چقدر سخته ..تمرکزم روی سختی این مسیر بوده واصلا فکر نکردم چرا من دارم به ضرر خودم فکر میکنم ..به خیال خودم دارم از چاقی دور میشم ولی برعکس لاغر نمیشدم ودور تر ودورتر شدم
نمیدونم چرا این شکلی من لا ذهنم چاقی رو راحت یاد گرفتم ..وجسم نازنینم راحت واون اضافه وزن پیدا کرد..من از مسیر اصلی دور دورتر شدم ..با تصویر ذهنی چاقی خودم جسمم رو چاقتر کردم..با ترس ونگرانی ومرکز وحرف زدن وشاهد جمع کردن ومنطقی کردن اون برای خودم که دیگه که طبیعیه که چاق بشم ..الان میخام برعکس فکر کنم که
لاغری راحته
غذاها چاق کننده نیستن
من پرخور نیستم
ورزش وخوردن باعث ِلاغر ی نمیشه
رژیم فایده نداره
درون من یه من ِلاغر هست
من تو یه دوره ای تو بهترین وزن خودم بودم
من با اردهام
من با لیاقتم
بهترین روش همین روشه تا هر وقت که یاد بگیرم
نا امید نمیشم
تعهد دارم
ادامه میدم
جا نمیزنم
تا نتیجه بگیرم ..خدایا سپاس
ممنون از استاد عزیز
لاغر شدن برای من سخت بود اونو یه کار محال می دیدم ،کلا از لاغری ناامید شده بودم و داشتم با این کنار نیومده که تا آخر عمر یا همینجوری می مونم یا چاق تر میشم در دوران پیری،تا اینکه با سایت آشنا شدم و نور امید در من پدیدار شد .
با توجه به فرمولهای چاقی که داریم میگم.وقتی پرخوری برای ما لذت محسوب میشه معلومه دیگه یه کاری رو داریم با لذت انجام میدم و ازون طرف هم اعتقاد داریم این پرخوری ما رو چاق میکنه و مسلما چاق میشیم.
اما برای لاغری همیشه ورزش و نخوردن یا کم خوردن بوده یعنی عرق ریختن و عدم لذت و خب مسلمه که کاری که برای ما لذت ندارن و باعث خستگی ما میشه بنظرمپن سخته ،و این توی ذهن ما جا افتاده که لاغری سخته و فرقی نمیکنه از چه روشی بریم توی ذهن لاغری سخته!
این که لاغر شدن به این آسونیا هم نیست و
ما همیشه همه جا خوندیم و شنیدیم که برای رسیدن به هدف و موفقیت باید تلاش کرد،زحمت کشید،از خودگذشتگی کرد، این همه تلاش و زحمت کار رو سخت میکنه و چون لاغری هم یه هدف و موفقیت بحساب میاد ،پس توی ناخودآگاه مون باید برای رسیدن به اون زحمت کشید،تلاش کرد وگرنه محقق نمیشه. و این هم خودش یه باور ذهنی و فرمول میشه که بله لاغری سخت و طاقت فرساست.
چون در لاغری با ذهن ما عادت هامون رو دستکاری میکنیم به مقدار خوردن کاری نداریم،وقتی عادتها اصلاح بشه مقدار غذایی که وارد بدن میشه هم تغییر میکنه.
در لاغری با ذهن از باشگاه رفتن و عرق ریختن خبری نیست،برای باشگاه رفتن ما موظفیم سر ساعت مقرر لباس بپوشیم از خونه بریم بیرون و در باشگاه عرق بریزیم و دوباره همه اینا رو همیشه تکرار کنیم،
اما در لاغری با ذهن شما حتی نیازی نیست از خونه بری بیرون ،
فقط لازمه با تمرکزمون و تفکرمون رو بذاریم روی لاغری به به همین سادگی ،لاغری اتفاق میوفته،
به نام خداوند مهربان همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،
و درود و رحمت عزت برکت سلامت هدایت ثروت نعمت لذت سعادت ارامش آسایش آگاهی رشد نور خداوند هر لحظه جاری به زندگی شما استاد ارجمند و گرامی، چون شما هم از طرف خداوند برای ما نور هدایت آگاهی و رشد شدید ممنونم از خدا و شما ،
استاد اوایل سئوال داشتم اما گفتم بزار صبوری کن و الان با دیدن هر فایل جوابهام اومدن و گرفتم و دارم حتی باز بهتر و کاملتر از خیلی مالملتر و شگفت انگیز تر از قبل جوابمو میگیرم هر چقدر بیشتر پیش میرم پر اشتیاقتر عاشقتر اصلا از صبح تا شب من سایت تناسب فکری شوهر گلم دیگه میاد خودش گوشی دستش حالا ولی تا میاد میگه تو دیگه گوشی دست نباش چون این علاقه منو میبینه منو هر چقدر بعضی وقتها صدا میزنه میبینه حواسم اصلا نیست دیگه طفلی سوت و دست میزنه میگه بسته،
اما در کل میخواستم اینو بگم وقتی اینهمه دلیل حق و گواه در اثبات موضوعی و کاملا قلبی از اعماق وجودمون حس میکنیم و میبینم میشنویم لمس میکنیم ندای درونمون میگه راه درست و منطبق با آفرینش و قوانین خلق تو همینه بمون در این راه آرام باش صبوری کن پیشرفت کن برو جلو،
اخه چرا میایم با عجله هی شک به دل خودمون میندازیم؟؟؟هی ترمز درست میکنیم برای خودمون هی بهانه هی حرفهای عجیب غریب …
اولا استاد نگفتن کلا فقط فکر کن تا لاغر بشی،
این فکر کن تا لاغر بشی فقط تنها بخشی از آموزش ایشون
استاد درک من از آموزشها این شده :
اواول استاد فرمودن ترمزها و عادتهای چاقیتو بشناس
بپذیرشون با آنها در صلح برو ،
بعد بیا با ایجاد فرمول لاغری و تکرار آن از طریق در فضا بودن مداوم در سایت و نوشتن و خواندن و دیدن و ایجاد فایل جدید یادگیری زبان لاغری رو شروع کن
بعد اونموقع ذهن وقتی ببینه حال قلب تو خوبه و واقعا باور داری و مسیر رو آسان میبینی و خوشحالی و مدام داری بهش این انرژی خوب را میدی
میاد به مغز میگه حالا فکر کن حالا بیا در این مرحله فکر لاغری کن اونموقع با اجازه از ذهن مغز میاد تولید فکرت لاغر میکنه و
حالا بعد میل و اشتیاق شدید و عاشقی برات ایجاد میشه و بعد ناخودآگاه ذهن رفتارتم رو مثل لاغرها میکنه، میاد نگاه میکنه کدوم عادت و رفتار افراد متناسب رو باید بهتر و بیشتر یاد بگیره دیگه میفتی روی غلتک و بسم الله خودش میره و با تکرار اون رفتار پیروزی همان لاغری حاصل میشه ،
بقیه و بعضی مسائل هم حاشیه هست
هر موقع هم خواستی جواب سئوالتو بدونی هم درون خودت هست صبر کنی و کمی تفکر بهش میرسی
خودت اصلا دیگه مسائلتو حل میکنی رفع میکنی به خودت آرامش میدی
اگر نریم دنبال عجله کردن که بعدشم ذهن میبینم باور قلبی نداری حالت خوب نیست میبره تورو طرف سئوالتی که حاشیه هستن ،
خدایا شکرت
و استاد خیلی ممنونم .
به نام خداوند مهربان همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،
و درود و رحمت عزت برکت سلامت هدایت ثروت نعمت لذت سعادت ارامش آسایش آگاهی رشد نور خداوند هر لحظه جاری به زندگی شما استاد ارجمند و گرامی، چون شما هم از طرف خداوند برای ما نور هدایت آگاهی و رشد شدید ممنونم از خدا و شما ،
استاد اوایل سئوال داشتم اما گفتم بزار صبوری کن و الان با دیدن هر فایل جوابهام اومدن و گرفتم و دارم حتی باز بهتر و کاملتر از خیلی مالملتر و شگفت انگیز تر از قبل جوابمو میگیرم هر چقدر بیشتر پیش میرم پر اشتیاقتر عاشقتر اصلا از صبح تا شب من سایت تناسب فکری شوهر گلم دیگه میاد خودش گوشی دستش حالا ولی تا میاد میگه تو دیگه گوشی دست نباش چون این علاقه منو میبینه منو هر چقدر بعضی وقتها صدا میزنه میبینه حواسم اصلا نیست دیگه طفلی سوت و دست میزنه میگه بسته،
اما در کل میخواستم اینو بگم وقتی اینهمه دلیل حق و گواه در اثبات موضوعی و کاملا قلبی از اعماق وجودمون حس میکنیم و میبینم میشنویم لمس میکنیم ندای درونمون میگه راه درست و منطبق با آفرینش و قوانین خلق تو همینه بمون در این راه آرام باش صبوری کن پیشرفت کن برو جلو،
اخه چرا میایم با عجله هی شک به دل خودمون میندازیم؟؟؟هی ترمز درست میکنیم برای خودمون هی بهانه هی حرفهای عجیب غریب …
اولا استاد نگفتن کلا فقط فکر کن تا لاغر بشی،
این فکر کن تا لاغر بشی فقط تنها بخشی از آموزش ایشون
استاد درک من از آموزشها این شده :
اول استاد فرمودن ترمزها و عادتهای چاقیتو بشناس
بپذیرشون با آنها در صلح برو ،
بعد بیا با ایجاد فرمول لاغری و تکرار آن از طریق در فضا بودن مداوم در سایت و نوشتن و خواندن و دیدن و ایجاد فایل جدید یادگیری زبان لاغری رو شروع کن و پررنگ و قوی کن،
بعد اونموقع ذهن وقتی ببینه حال قلب تو خوبه و واقعا باور داری و مسیر رو آسان میبینی و خوشحالی و مدام داری بهش این انرژی خوب را میدی اشتیاق واقعا داری عاشقی ،
حالا ذهن میاد به مغز میگه اجاره داری فکر کنی حالا بیا در این مرحله فکر لاغری کن و تولید فکر لاغری میکنه و
حالا میل و اشتیاق و عشق بیشتر و بعد رفتار صحیح و د بگه مثل لاغرها رفتار میکنی متناسب و به اندازه انتخاب میکنی و دیگه میفتی روی غلتک و بسم الله با سرعت خودش میره و با تکرار اون رفتار پیروزی همان لاغری حاصل میشه فقط هول دادن غلتک برای همه سخته زور بیشتری میخواد اما تو اگر جا نزنی با کمک تکرار و حس واقعی خوبت ذهنت قویتر میشه میاد کمکت و راه میندازی غلتک خوشبختیتو،در ابتدای راه هم کل جهان هستی میان که مقاومت کنند در مقابلت چون داری جهتتو عوض میکنی اما اگر قویتر بشی حتما فرمان تورو اجرا میکنن و همون جهان هستی مطیع تو میشه،
تو کاری نداشته باش چطوری به قول استاد البته تذکر به خودم میدم :من فقط یک دکمه رو بزنم و صبوری کنم نرم برای زدن یک دکمه به آسانی که با یک انگشتت کار راه میفته ،برم سختش کنم بخاطره عجله ام و اگاهی کمم چکش و تبر بیارم ،
و کلا اصلمطلب ذ هن و همون لاغری با ذهن وقتی به قول استاد :ذهنت لاغر بشه خود ب خود بخوای نخواب لاغر میشی بقیه و بعضی مسائل همش حاشیه هست و ترمز و عجله کردن،
هر موقع هم خواستی جواب سئوالتو بدونی اون هم درون خودت هست صبر کنی و کمی تفکر بهش میرسی
خودت اصلا دیگه مسائلتو حل میکنی رفع میکنی به خودت آرامش میدی،
البته اگر نریم دنبال عجله کردن که بعدشم ذهن میبینه باور قلبی نداری حالت خوب نیست میبره تورو طرف سئوالتی که حاشیه هستن ،
انشالله همه ما توفیق لاغری داریم ،
خدایا شکرت
و استاد خیلی ممنونم .
به نام خداوند قوی ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات لاغری آسان با قدرت ذهن
استفاده از روشها مختلف برای لاغری باعث شد نگرشهای من نسبت به لاغر شدن تغییر کنه و اونو برام تبدیل کنه به یک آرزوی دور و دراز و دست نیافتنی
اما از یه نقطه نظراتی هم به دردم خورد فهمیدم چقدر توانمندم و چقدر انسان جسور و با پشت کاری هستم که تونستم اون روشها رو انجام بدم برای اینکه به خواسته ام و آرزوم برسم و به تواناییهای خودم ایمان آوردم
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
امروز ناهار کدو پلو با شامی داشتیم و من برای خودم برنج ریختم و دوتا شامی برداشتم تا یکی دوقاشق خوردم بلافاصله یه شامی رو گذاشتم کنار ومقداری برنج هم از ظرفم کم کردم .
وبا همون مقدار غذا کاملا سیر شدم . وبه مادرم گفتم کدو انگار مثل کره هست ودل آدم رو میزنه و من نمیتونم همه غذاهایی که ریختم و بخورم .
اونها تعجب کردن واصلا حرف منو تایید نکردن ومثل قبل غداشون رو خوردند .
خواهرزادم هم ناهار خونه ما بود اونم متناسب هست اونم نصف خورشت وغذاش رو نخورد و پدر ومادرم خیلی بهش اصرار کردن که بخور اونم گفت سیرشدم .
مادرم بهش گفت بخور تپولو بشی من بچه توپولو رو دوست دارم گفتش به من چه ؟ و روبه پدرم کرد وگفت تو مثل من فرز هستی نه . تو مثل من میتونی بدویی نه .
وبعد تعریف کرد که اون دفعه با دوستاش داشت بازی میکرد یک سگ داخل خیابون بود و خاست اون رو دنبال کنه و اون تونست سریع بره بالای تیر برق . و خودش رونجات بده .
بعد به پدرم گفت تو میتونی .؟
پدرم گفتش نه من نمیتونم ( پدرم چاقه).
ومن بهشون گفتم اینم مزایای لاغری .
وهمه سکوت کردن ودیگه هیچی بهش نگفتند .
بااینکه خواهرم کلی شربت های تقویتی بهش میده یه کم چاق بشه . اصلا تکون نمیخوره .
چون فرمولهای ذهنی اش رو تونسته خوب ازش مراقبت کنه
درمورد نحوه آب شدن چربی از بدن من همیشه اینو به خودم میگم که وقتی من با گوشی تلفن چندتاعدد رومیگیرم و طرف اون سر دنیا جواب میده من مگه میام بگم چطوری ؟ یا کنترل تلویزیون رو برمیدارم دکمه هاشو میزنم وکانال ها عوض میشه میگم چطوری؟ من فقط دارم از امکانات استفاده میکنم ولذتشو میبرم .پس چرا میخام در مورد آب شدن چربی ها اینقدر حساس باشم و به فرعیات بچسبم وتمرکزم رو از روی خواسته بردارم .
یا اتفاقی که یه مدت به واسطه لاغر شدن برام افتاد اینه که این مدت همش غدا درست میکنم برای خانواده اتوماتیک وار کمتر درست میکنم ومجبورم خودم شام یا ناهار یه چیز دیگه بخورم چون جریمه ام باشه کم درست نکنم .
چون ته ذهنم فکر میکنم همه اندازه من غدا میخورن ولی خونه ما یک عده چاق هستند و دوبرابر من غذا میخورند و برای من شده چالش .
مثلا بدای امشب ماکارونی درست کردم قابلمه پرنشد اما مادرم درست میکنه در قابلمه رو به زور میتونی بزاری و بازم کم درست کردم فکر کنم امشب بازم جریمه بشم .
اصلاخودبه خود دستم کم میره نه اینکه بخام کم درست کنم .
اما مادرم درست میکنه به اندازه دوسه نفر بیشتر درست میکنه .
ویه چالش دیگه که با تغییرافکارم به سمت لاغری اتفاق افتاد این که من موقع صرف میوه یک عدد نهایت دوتا بیشتر نمیتونم بخورم واون سری عمو خونه ما بود واون خیلی چاقه .
من داخل ظرف سه تا میوه گذاشتم بعد یهو یادم اومد که اون که افکار لاغری منو نداره اون چاقه . بعد چندتا میوه دیگه هم براش اضافه کردم و بردم پیشش .
بعد متوجه بودم ببینم ذهن چاق عموی نازنیم چطور عمل میکنه دیدم همشو خورد فقط یه خیار باقی گذاشت وخندم گرفت .
چون من باشم عمرا نمیتونم اینهمه میوه رو یکجا بخورم .
یا بعضی وقتها برای پدرم که چاقه برنج میکشم یه کفگیر میریزم بعد یکدفعه یادم میاد که اون چاقه و رفتارش چاق کنندست بعد بشقابش رو پر میکنم و میزارم پیشش .
وگرنه فکرمیکنه غذا کم درست کردم یاغذا نیست .
و گاها اونها به من اعتراض میکنن که شبیه بچه ها غذات کمه همین قدر درحد یک کفگیر . وواقعا نمیتونم بخورم .
یا قبلنا بعد خوردن میوه یه ربع بعدش کلی غذا میخوردم الان میوه برام حکم وعده غذایی رو داره . و ناهاریا شام رو اگه بخام بخورم یه دوساعت بعدش میخورم .یا سیرم.
واینجور رفتارها که قبل وبعد دوره آموزشی برام اتفاق افتاد والان چندتایی یادم اومد ونوشتم .
به امید کامنت بعدی درگام بعدی .
به نام خداوند آسان گیرم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
خداوند در تمام زندگی ام هیچ گاه برایم سختی نخواسته و اگر چیزی از نظر دیگران یا حتی خودم تا قبل از وارد شدن به آن مطلب از دور سخت و طاقت فرسا به نظر میرسید وقتی با آن مطلب روبرو میشدم و به قولی در دل کار قرار میگرفتم میدیدم به به خداوند همه چیز رو آسون کرده و فقط از دور سخت بود انگار وقتی تصمیمی میگیریم و شروع میکنیم به تلاش برای هدفی به محض استارت کار خداوند خودش همه چیز و ردیف میکنه
خداوند آسانگیره مثلا نماز مسافر شکسته است یا شخص معلول از جهاد معافیت داره و هزاران مثال دیگه که نشون میده خداوند آسانگیره و به هیچ کس بیشتر از توانی که به او داده تکلیفی نگذاشته
پس اگر الان خداوند من و به مسیر تناسب فکری هدایت کرده حتما توانایی ویژه ای در من دیده ،و میدونه که این آسونترین راه رسیدن من به آرزوی لاغریمه ،از دید دیگران شاید غیر ممکن باشه با ذهن بشه لاغر شد و از دور کار سختیه و غیر ممکنه ،اما وقتی توی دل کار قرار بگیری میبینی نه سخته نه غیر ممکنه و وقتی خداوند هدایتگر کسی باشه قطعا خداوند کار عبث و بیهوده انجام نمیده
من زمانی که سه قلوهایم متولد شدند کسانی که از بیرون شاهد تلاش من برای پرورش بچه هام بودند همگی شاخ در میاوردن از این حجم خستگی ناپذیری من ولی واقعا اونطور که اونا فکر میکردن و میدیدن برام نبود،
همش لذت بود اون زمان و اصلا عسرت و سختی حس نمیکردم سرشار از عشق مادری بودم اما الان که به گذشته فکر میکنم میبینم واقعا خداوند بود که من و همراهی میکرد و همه چیز و برام آسان و قابل پذیرش میکرد و اون موقع چون من پذیرفته بودم که باید خودم به تنهایی از پس بزرگ کردن بچه هام بر بیام و من میتونم و با عشق مادری میکنم واقعا برام راحت بود و پر لذت و مطمئن بودم خداوند بهترین همراه و کمک کار منه و واقعا هم معجزاتش و حضورش و حس میکردم و اصلا نمیترسیدم
الانم در مسیر تناسب فکری وقتی میدونم من چه پروردگاری دارم آیا باید از ناملایمات زندگی حراس داشته باشم ؟
آیا باید به مسیرم شک کنم ؟
خدایی که هر چیزی داده بر اساس توان من بوده و اگر چیزی نداده حتما صلاح من بوده وقتی ایمان دارم که زمانبندی خداوند کاملا درسته، پس ترس و عجله برای کسب آرزوهام و خواسته هام کاملا برام بی مورده
خداوند من و چاق نکرد بلکه خودم با رفتارهای اشتباه چاقی و برای خودم به ارمغان آوردم من در گذشته قبل ورود به سایت همیشه از چاقیم متنفر بودم و اونو دلیل انجام ندادن خیلی از کارهای مورد علاقه ام میدونستم و همیشه این چاقی رو ظلمی از آفرینش ناقصم حس میکردم و همه و همه در این چاقی من مقصر بودند جز خودم
در حالی که هیچ کس مقصر نبود جز خودم
وقتی تحت آموزش قرار گرفتم به شکرانه پروردگار بی همتای هدایتگرم متوجه شدم این چاقی حکمتهای زیادی در زندگی من و خانواده ام داشته و داره و واقعا برای اولین بار برای چاقیم از خداوند شکرگزاری کردم و خوشحال شدم
شاید کنجکاو شوید که چرا شکرگزاری و شادی ؟
آن هم بابت چاقی و رنج نفرت آورش؟
من همیشه بخاطر اینکه چاقتر نشوم هر روز ورزش میکردم و در دوران کرونا تصمیم گرفتم با دخترانم از روی اپلیکیشن ورزشی هر روز با هم مثل باشگاه ورزش گروهی کنیم و گوشی و وصل میکردم به تلویزیون و آهنگ میگذاشتم لباس ورزشی و کفش میپوشیدیم و با عشق ورزش میکردیم و همین ورزش کردنها باعث شد به کل مسیر زندگی و آینده دخترانم تغییر کنه.
تا قبل این دختران من هیچ علاقه ای به ورزش نداشتند اما به شکرانه خدای بی نظیرم اونها عاشق ورزش شدند و سر ذوق اومدن و آنقدر انعطاف جسمی و آمادگی جسمی بالایی خدا رو شکر بدست آوردند که الان جزو اسطوره های باشگاه و رشته ورزشی خودشون شدند ؛
و حتی دخترم میگفت مامان اگر تو چاق نبودی و با ما ورزش نمیکردی ما هیچ وقت شاید ورزش نمی رفتیم و به این موفقیتها نمیرسیدیم .
این فقط یکی از دلایل شکرگزاری من بابت چاقیمه.
من الان به لطف خدای بی همتایم در مسیر صحیح قرار دارم و دیگر از رنج رژیمها و ورزشها و سختی های لاغر شدن به لطف خداوند رها شده ام
قبلا چون همیشه مسیر چند کیلو کاهش وزن یعنی تحمل یک جهان سختی و مصیبت ،همیشه دیدگاه و نگرشم این بود که اگر رژیمی آسون باشه به درد نمیخوره و می رفتم سراغ رژیمهای سخت ،چون تصورم این بود لاغری مساوی سختی و همیشه ترجیحم رژیمهای تک خوری بود چون خیلی رژیمهای سختی بودند و انجام آنها کار هر کسی نبود ولی من با قدرت انجامشون میدادم اما نتیجه نمیگرفتم نهایت کمی لاغرتر میشدم و همش فکر میکردم بدن من از بس رژیم گرفتم خل شده و قاطی کرده کافی بود تنها چند روز مثل آدمهای عادی زندگی کنم به شدت و سرعت نور چاقتر میشدم
نگرشم این بود هر چقدر بیشتر عرق بریزم بیشتر لاغر میشم هر چقدر کمتر بخورم بیشتر لاغر میشم
خلاصه کلی زور زدم و نشد که نشد که نشد
اما بگم براتون از مسیر تناسب فکریم
من قبلا انواع قرصها و دمنوشها رو میخوردم تا اشتهام کم بشه ولی فقط مریضی به همراه داشت الان شکر خدای عزیزم و آموزشهای ناب استاد روشن ضمیرم چیزی به نام اشتها در من وجود نداره
ترس از خوردن خیلی از خوراکیها داشتم ولی الان ندارم و راحت از تمام نعمات خداوندم بهره میبرم
ولع و هوس و ویار بی حد و اندازه داشتم و مدام در حال خوردن بودم ولی الان خدا رو شکر خیلی کم پیش میاد هوس کنم اونم تا کمی بخورم رفع میشه دیگه اون ولع وحشتناک و ندارم
این تغییرات مهمه یا چند کیلو لاغری؟
معلومه این تغیرات الان آرامش دارم الان شادم سبکم
ولی در گذشته همش فکر میکردم جهان و خلقت اصلا برای چی بوده؟و زندگی برایم پوچ بود و میگفتم حالا که چی
و زندگی برام بی معنا بود و آرامش نداشتم
احساس سنگینی و کسالت زیادی داشتم که فهمیدم بدن بیچاره من برای اینکه اون همه خوراکی و بتونه هضم کنه لحظه ای استراحت نداشته خوب معلومه خسته میشده، بی حال میشده، اصلا برای همینه که چاقها تنبل و بی حال هستند چون این بدن همش در حال فعالیت برای هضم و جذب و ذخیره است و اصلا ریلکسیشن نداره
وقتی چیزی میخوریم تا وقتی دفع بشه تقریبا ۷۳ ساعت طول میکشه و در تمام این تایم بدن در حال فعالیته
مدت زمان عادی گوارش غذا به این صورته : تخلیه معده (۲ تا ۵ ساعت)، انتقال به روده کوچک (۲ تا ۶ ساعت)، انتقال به روده بزرگ (۱۰ تا ۵۹ ساعت) و کل زمان عبور از مسیر گوارشی (۱۰ تا ۷۳ ساعت).تازه این تایم بستگی به نوع ماده غذایی متفاوته
افراد چاق مدام در حال خوردنن، با یک حساب سرانگشتی میشه متوجه شد که چقدر ما داریم با پرخوری و قاطی خوری به بدنمون آسیب میزنیم و طفلک جسم ما عملا فرصت استراحت نداره پس سنگینی و کسالت و بی حالی طبیعی جسم چاقیه که هر لحظه در حال جون کندن برای هضم و جذب و ذخیره مواد غذاییه
من وقتی اومدم تو مسیر بقیه راهها رو کامل رها کردم حتی بازیهایی که داشتم همه بازی آشپزی بود همه رو پاک کردم اینستام و پاک کردم ،از هیچ جا بجز سایت تناسب فکری مطلب و اطلاعات وارد ذهنم نمیکنم دنبال روشهای عجیب و غریب نیستم و کاملا خودم و در مسیر یادگیری درست قرار دادم و خدا رو شکر در حال کسب نتایج بی نظیری هستم
امروز مریض بودم ولی چون تعهد داشتم برای برداشتن گامم با عشق اومدم و یاد گرفتم و از بی نهایت عشق سرشار شدم من توی کار ذهنم اختلال ایجاد نمیکنم ورودی منفی و حذف
کردم و اصلا به این فکر نمیکنم که چطور قراره لاغر بشم
به من چه ؟!!!!؟
لاغری با ذهن آسانترین کار دنیاست
استاد بزرگوارم سپاسگزارم برای آگاهی امروز ،خداوند بهترینهای هستی را در مدار شما سرشار کند
الهی به امید تو
سلام ودرود
آخ جون من تا مرحله ۴۶ پیش رفتم یعنی پنجاه تا فایل دیگه مونده
البته ک من گام هارو باید دوره کنم اون سرجای خودش
من خیلی خیلی به لاغری نزدیک شدم چون هر موقع ک از فایل ها استفاده میکنم دلیل جدیدی در مورد اینکه لاغری چقدر آسان است و بدن من چاره ای جز لاغر شدن ندارد اضافه میشهسوال اول تا قبل از اینکه وارد مسیر لاغری با ذهن بشم لاغری خیلی خیلی دور از دسترس بود و همیشه حسرت کسانی ک کمرهای لاغر و باریک دارن رو میخوردم لاغر شدن سخت بود یاد سوزش معدم وقتی ک غذاهای رژیمی بی مزه و بد مزه یاد اینکه باید از خوابم میزدم و میرفتم باشگاه مخصوصا صبح ها و اینکه اگه نرم حتما شوهرم میگه نگا پول میده نمیره این تنبل فلانه سوال دوم دلیلش خیلی واضح چون برای لاغر شدن موانع زیادی برای لاغری وجود داره ولی چاقی ک زحمت نمیخواد کافیه هیچ کاری نکنی اون خودش میاد سراغت در صورتی ک این روال باید برعکس اتفاق بیوفته و اینجوری ک در لاغری هم نیازی به تلاش آنچنانی نیست فقط عوض کردن موانع ذهنی با ذهنیت مثبت و البته درست و انجام تمرین ها خیلی راحت به لاغری دست پیدا میکنیم و البته که ما بغیر از تغییرات ظاهری ارتباط خیلی عالی عاشقانه و شگفت انگیزی با بدنی دوست داشتنی برقرار میکنیم این بدن هوشمند این بدن کار بلد که کارخانه چربی سوزیه این بدن ک تمام اعمالش هاش از رو حساب کتاب خدای مهربونه همون خدایی ک باربی ها رو آفرید تا زیبایی رو به تصویر بکشه البته که خدا چاق هارو نیافرید از اول که ما چاق نبودیم ما متناسب بودیم ولی متاسفانه گرفتار موانع ذهنی لاغری شدیمسوال سوم مشخص ک نگرش ما رو منفی کردم گاه امیدوار و بیشتر ناامید ولی هرچی هست دائمی نبود و همچنان سخت باشگاه های گرون یا باشگاهم میرفتی باید خداد تون میدادی رژیم بگیری و چون توانایی مالی پایین بود خب معلومه ک لاغری هم خیلی دور بود یا استفاده مکمل های پودری لاغری چون پول نبود لاغری هم نبود .خب لاغری با ذهن به این دلیل تنها روش لاغری دائمی ک پول نمیخواد تلاش آنچنانی نمیخواد احساستو بد نمیکنه برعکس بهترم میکنه احساس توانمندی میکنی احساس سبکی میکنی از خودت در برابر خودت خجالت زده نمیکنه بلکه عاشق این بدن میشی ک بدون نیاز به هیچ چیزی و فقط با رعایت اصول لاغری ذهنی خیلی راحت مارو به آرزومون ک لاغری میرسونه من خیلی جالب بود حرفای استاد عزیزم در این فایلکه میگف کار نداشته باش این چربی ها چجوری میخواد بره واقعا وقتی از لحاظ ذهنی موانع برن بدن چاره ای جز لاغری نداره نمیشه انتظار دیگه ای از بدن داشت جز لاغری مثلا من خودمو میگم هرچی بیشتر دقت میکنم به خوردو خوراکم میبینم ای بابا منکه همش دارم آب میخورم پس دلیلی نداره برای چاقی خب انتظار من فقط لاغریهواقعا ما نمیدونیم چاقی چیشد چجوری این راهو اومدیم پس به آب شدن چربی هام فکر نمیکنیم.هرچی فکر نکنیم مغزم نمیره برعکسشو انجام بده که حالا ب چجور لاغر شدن فک نکن همون اصطلاح سوخت و ساز بدنت مثل لاغرها به سرعت بسیار زیادی بالا میره کافیه ک ذهنمون رو درگیر چگونگی اب شدن چربی ها نکنیممورد بعدی نگو ک احساس گشنگی داری راجبش حرف نزن چون بدتر میشه واقعا همینجوریه نکته بعدی اینکه به زمان گرسنگی فک نکنیم و این نکته کاملا کلیدی مخصوصا برای منی ک خیلی حساب کتاب میکنم من خیلی مطالب مفیدی راجب روزه و افطار یاد گرفتم دقیقا همینجوریه ک استاد میگه ها ساعت هارو میشمردیم کیه که این همهههه ساعت ۱۵ساعت چیزی نخوره یا خدا 😂😂و اینکه همیشه مادرم مارو تشویق میکرد بخور زیاد بخور ک دیگه نمیتونی گشنه بمونیا و منی ک تا مرض ترکیدن و احساس سنگینی زیاد از دنیا سیر میشدم حالا از اون ور افطار از آب شروع میکردیم اینورم انقد حس ترکیدن حالا + افطاری ما اون زمان یادمه خوراکی هم میخوردیم وقت تنگ این ساعت فقط حق خوردن داریم درسته ک الان چند سالی روزه نمیگیرم بیشتر به خاطر معده دردم ک شکر خدا الان وضعم بهتره ولی معدمو خالی بزارم باز حالم بد میشه باز احساس سیری و گشنگی رو گم میکنم و این اصلا برای بدنم خوب نیست
سلام استاد صبح شما بخیر
خیلی خوشحالم که دراین مسیر هستم و توانستم گام ۴۲ را گوش بدهم . استاد واقعا درست می گید که ما نباید کاری به چگونگی لاغری خود داشته باشیم چون همین موضوع مانع لاغری ما خواهد شد من اصلا به این موضوع فکر نمی کنم که بدن من چگونه چربیهای من را کم می کند
تا قبل از وارد شدن به سرزمین لاغرها نگرش شما درباره لاغر شدن چه بوده است؟ من فکر می کردم فقط از طریق رعایت رژیم وورزش کردن لاغر می شویم و اگر این کارها را انجام ندهیم روز به روز چاق تر خواهیم شد
چرا در ذهن ما لاغر شدن سخت و رنج آور ولی چاق شدن راحت و آسان است؟ چون ما بدون برنامه چاق شدیم ولی برای لاغری باید رژیم بگیریم و سختی بکشیم تا به وزن ایده آل خود برسیم
استفاده از روش های مختلف برای لاغری چه تاثیری بر نگرش شما درباره لاغر شدن داشته است؟ ما را خسته میکنه چون نمی توانیم طبق برنامه رژیم عمل کنیم و شاید شرایط فراهم کردن بعضی از غذاها را نداریم مثلا در مسافرت
چرا لاغری با ذهن آسان ترین روش برای لاغر شدن همیشگی است؟ سعی کنید به شکل منطقی اثبات کنید.درباره آنچه در ویدیوی آموزشی مطرح شد تجربه و دیدگاه خود را شرح دهید.چون در این روش ترس از چاقی نداریم ، می توانیم از همه غذاها استفاده کنیم و منع غذایی نداریم ، ساعت و زمان و مقدار برای ما مشخص نشده است ، باشگاه رفتن و پیاده روی وورزش نیست ، فرمولهای اشتباه که چاقی من ارثی ، کم تحرکی ، تیرویید ، سوخت و ساز پایین بدن ، پرخوری ، خوردن برنج و نان ، و خیلی از اینها را رد می کنند و چقدر فشار از ذهن ما برداشته میشود و با احساس خوب و با شادی و به اندازه غذای مورد نیازمان را می خوریم
سلام .
گام ۴۲
لاغری رو برای خودمون آسان کنیم .
۱- بخش اول آسان کردن لاغری
۲- بخش دوم فرمولهای صحیح در زمان سحری و افطاری
من از وقتی با لاغری با ذهن آشنا شدم کلا مسیر لاغری برام آسون شد .
فقط یه فرمول یکم منو اذیت می کنه و اونم نوشتن هست .
من نوشتن رو خیلی دوست دارم ولی گاهی اذیتم می کنه . وقتی ذهنم جای دیگه است و بعد میخوام مثل زمان مدرسه بیارمش سمت آموزش دیدن . اولش یکم احساس سختی می کنم ولی چون هدف از نوشتنم رو میدونم و اونم اینکه مینویسم برای بهتر یاد گرفتن و مینویسم برای بهتر نفوذ کردن آگاهیها در ذهن خب مقاومتم رو با همین دو فرمول میشکنم و اتفاقا مطالبی به ذهنم میاد که هیچ برنامه ای از قبل برای نوشتنش نداشتم .
نوشتن وقت زیادی ازم میگیره اینم یه فرمول ناصحیحه که من و در مسیر انجام ندادن تمرینات قرار میده ولی خب من دیدگاهم رو بهش تغییر میدم و میگم چه بهتر که وقتتو میگیره . به همین میزانی که تو وقت میزاری برای آموختن لاغری خب همین یعنی حرکت نکردن در مسیر چاقی .
تو ساعتها به چاقی وقت دادی اون وقت حالا که میخوای به لاغری وقت بدی و یادش بگیری بهانه میاری . به خودم می گم اتفاقا دقیقا در همین زمانه که من ذهن فرّار خودمو دارم با تغییر کانون توجه در مسیر لاغری هدایت می کنم و فقط کافیه دل به آموزشها بدم . چون همین که شروع می کنم به نوشتن دوباره کلی حس خوب میاد و اشتیاق من به فراگیری رو زیاد می کنه .
از طرفی با خودم میگم اگه کم بنویسم مدال نمیگیرم و یکی از عواملی که باعث میشه نوشته هام مدال بگیره اینه که من براش وقت میزارم و این برای استاد ارزش داره . گرچه برای استاد فرقی نداره من کم بنویسم یا زیاد ولی استاد با مدال دادنش به من میگه با نوشتن داری به خودت کمک می کنی که مطالب بیشتر در ذهنت نفوذ کنند و هرچقدر بهتر یاد بگیری بهتر و راحتتر عمل می کنی .
همه ی اینا رو گفتم که بگم یکی از راههای آسون کردن لاغر شدن یادگیری بهتره .
من هر چقدر بیشتر تمرین و تکرار کنم بهتر یاد میگیرم عمیقتر یاد میگیرم و در نتیجه مهارتم بیشتر میشه . به قول معروف کار نیکو کردن از پر کردن است .
اگه میخوایم کاری رو بهتر و بهتر انجام بدیم باید بهتر و بهتر یادش بگیریم . اونجوری اونقدر برای ذهن راحت میشه که ذهن برای انجام دادنش هیچ مانعی نمیتراشه و خیلی راحت و ناخوداگاه ما اون عمل رو انجام میدیم .
به حواشی توجه نکنیم گرچه توجه به حواشی زمانی برای ما کار و سخت می کنه که ما با اصل واقعیت روبرو نشیم و اطلاعات غلط وارد ذهنمون کنیم .
مثلا همه دکترا میگن چربی در بدن ذخیره میشه در حالیکه این واقعیت نیست .
چربی در بدن ذخیره نمیشه و همش اکسید میشه و سلولهای چربی هم دقیقا مثل سایر سلولهای بدن همیشه در حال تعویض و بازسازی هستن . یا میگن تعداد سلولهای چربی همیشه رو به افزایشه یا ثابته و کم نمیشه و همین باور اشتباه روی عملکرد ما تاثیر میزاره و ترس رو در ما ایجاد می کنه .
خیلی از این حواشی های غلط وارد زندگی ما شدن که من خودم برای خودم تا حدودی اونها رو حل و فصل کردم .
مثلا بدنم رو انبار ذخیره چربی نمیدونم ، کارخانه ی سوخت چربی می دونم .
وقتی همین یه باور و تغییر دادم من با بدنم بیشتر به صلح رسیدم به آرامش بیشتری رسیدم و وقتی میخوام باهاش همسو حرکت کنم در آرامش باهاش حرکت کنم .
ولی وقتی باور اشتباه در مورد بدن رو بپذیرم وارد جنگ با بدن میشم و همین جنگ اون باور رو به ظهور میرسونه .
چون من اعمالی انجام میدم که در جنگ با بدنم هست و همین اعمال فشارها و زورها منو چاقتر می کنه .
استاد شما واقعا راه رو برام روشن کردید و من خیلی خوب مطالب رو در حد خودم درک می کنم .
ما نباید فکر کنیم پرخور هستیم وقتی باورمون این باشه من پرخورم از خودت ناراحت میشی و با خودت وارد جنگ میشی . در نتیجه برای به آرامش رسیدن باز بیشتر پرخوری می کنیم .
من باید باور کنم هر غذایی که میخورم نیاز بدنم بوده و وقتی به زبان بدنم در خوردن توجه کنم خب اون غذا دیگه پرخوری نیست . پس من پرخور نیستم . من اندازه ی نیازم غذا مصرف می کنم .
وقتی این باور رو انتخاب می کنم خب من با صلح با خودم قرار می گیرم و همیشه حالم خوبه و خیلی عالی در مسیر هستم .
پس باورهای غلط و به فرمایش شما در درس به خودتان برچسب نزنید به راحتی میتونیم باورهای صلح پذیری در مورد خودمون به کار ببریم و لاغری رو برای خودمون راحت کنیم .
پس اگه خواستیم به حواشی هم بپردازیم اینجوری باید بپردازیم که با واقعیت روبرو بشیم نه چیزی که دکترها گفتن . عمر یه سلول نهایتا یک ماهه و ماه بعد چربی های امروز چربیهای ماه قبل نیستن تازه این فرایند مرحله به مرحله است و چربیهای جدید آروم آروم جایگزین چربیهای قدیمی میشن و بازسازی و تعمیر سلولها خیلی آروم صورت میگیره .
مثلا یه باور دیگه اینه که ما با گذر زمان پیر میشیم . خب این یه باور غلطه در درس سلامتی با افزایش سن من آموختم گذر زمان و پیری فقط یه فرمول ذهنیه که سالها تکرارش کردیم و انتظارمون اینه که ما در حال پیر شدن هستیم .
برای همین با خودمون وارد جنگ میشیم و دائما میخوایم کاری کنیم که جوان بمانیم و همین جنگیدن با خود باعث میشه بدن ما فرسوده بشه و همون چیزی که باهاش میجنگیدیم به سرمون بیاییم و مثال این باور هم اینه که در درس قبل شما در مورد پدرتون فرمودید که چون باور داشتن بیماریهای قلبی در خانواده ارثیه همواره کارهایی انجام میدادن که خب در این مسیر حرکت نکنند و اتفاقا همون کارها باعث شد توجهشون بیشتر بره سمت مراقبت و دوری کردن از کارهای مرتبط با این موضوع ولی در نهایت همون عاملی که نگرانش بودن جذبشون شد .
خب این نشون میده هیچ گونه توجهی نباید حتی به برطرف کردن چاقی کنیم .
به قول شما در درسی اصلا به چاقی کار نداشته باشیم فقط عادات جدید دیگه ای انتخاب کنیم .
نخواهیم چاقی رو تغییر بدیم که حالت جنگ در ما ایجاد بشه .
احساس صلح و آرامش و همینطور برگزیدن فرمولهای ذهنی در جهت تناسب باعث میشه ما در حالت صلح و آرامش با خودمون قرار بگیریم و مسیر لاغریمون بدون گرد و خاک چاقی راحت و آسون برداشته بشه .