0

گام ۳۱: لاغر شوید، قبل از اینکه لاغر شوید!

تلاش کردن برای لاغر شدن
اندازه متن

35 سال از زندگی ام با چاقی گذشت. زندگی توام با تلاش کردن برای لاغر شدن از طریق روش های مختلف لاغری. اما در کمال تعجب و ناباوری هر سال چاق تر می شدم.

چرا تلاش کردن برای لاغر شدن نتیجه نداشت

چند سال قبل که بستر اینترنت به شکل کنونی گسترش پیدا نکرده بود اطلاع از روش های لاغری بیشتر از طریق صحبت های افرادی که استفاده کرده بودند یا افرادی که شاهد نتایج افرادی که از روش لاغری استفاده کرده بودند انجام میشد.

تلاش کردن برای لاغر شدن

در این شرایط هروقت صحبتی درباره نتیجه روش رژیمی یا ورزشی برای لاغری می شنیدم کنجکاو بودم که من هم از این برنامه رژیمی یا ورزشی استفاده کنم.

هربار که در تلاش کردن برای لاغر شدن از روش های لاغری شکست می خوردم علاوه بر احساس بد و ناامیدی از لاغر شدن به این موضوع فکر می کردم که:

  • چرا من نمی توانم لاغر شوم؟
  • چرا هرچه تلاش می کنم لاغر نمی شوم اما بدون هیچ تلاشی چاق می شوم؟

برای توجیه کردن چاقی ام هزاران بار این جمله ها را به دیگران می گفتم تا بلکه مقداری از رنج و عصبانیت چاق بودنم کاسته شود.

ارتباط نتیجه و انتظار

هر انسانی در زندگی خود تصمیمات مختلفی میگیرد و کارهای زیادی انجام می دهد، اما در انجام فعالیت هایی به موفقیت می رسد که انتظار داشته باشد می تواند در آن موضوع به نتیجه عالی دست پیدا کند.

فردی که عقیده دارد به ریاضی علاقمند است به راحتی در حل مسائل ریاضی پیشرفت می کند، فردی که عقیده دارد نقاشی خوبی دارد به راحتی در این رشته هنری پیشرفت می کند.

بارها شده است که در زندگی  و مخصوصا دوران تحصیل مجبور به انجام فعالیتی شدیم که به آن علاقه نداشته ایم یا عقیده داشتیم که نمی توانیم در انجام آن کار عالی عمل کنیم و هیچوقت در آن کار پیشرفت نکرده ایم.

انتظاری که در ما در رابطه با هر موضوعی در زندگی شکل می گیرد تحت تاثیر شنیده ها و صحبت هایی است که از اطرافیان خود درباره آن موضوع می شنویم.

من از کودکی تحت تاثیر شنیده ها و دیدها درباره چاقی بودم و هزاران بار شنیدم که: رضا استعداد چاقی داره، رضا سوخت و سازش پایینه، رضا اشتهاش زیاده و عبارت های مشابه که همه به طریقی در من انتظار چاق شدن را تقویت می کرد.

فردی که به همین شکل تحت تاثیر گفته های دیگران درباره توانایی در نقاشی کردن قرار بگیرد به شکل خودبخود انتظار عالی بودن در نقاشی کشیدن در او شکل میگیرد.

انتظاری که در درباره هر موضوعی در ذهن ما شکل می گیرد مهمترین عامل موثر در رسیدن یا نرسیدن ما به هدف می باشد.

در مسیر لاغری با ذهن درک کردم که این موضوع مهمترین عامل لاغر نشدن من بوده است در حالی که من همواره در حال تلاش کردن برای لاغر شدن  بوده ام.

من تلاش می کردم لاغر شوم اما هرگز باور نداشتم می توانم لاغر شوم.

در واقع همیشه اطمینان من از چاق بودن و چاق تر شدنم صدها برابر بیشتر از احتمال لاغر شدنم بود.

به همین دلیل همیشه به دنبال روش یا فردی بودم که دست به دامان او شوم تا مرا لاغر کند. چون من باور داشتم نمی توانم لاغر شوم و باید روش یا فردی را پیدا کنم بلکه او بتواند مرا لاغر کند.

چگونه انتظار در انسان شکل می گیرد

نحوه شکل گیری انتظار در افراد به این صورت است که فرد به هر دلیلی فعالیتی را انجام می دهد و آن فعالیت مورد تایید و تشویق اطرافیان قرار می گیرد و باور توانمند بودن در آن فعالیت در فرد ایجاد می شود.

این باور سبب انجام آن فعالیت با اشتیاق و احساس بهتر می شود و نتایج بعدی بهتر و بیشتر مورد تایید قرار میگرد و به همین طریق ادامه پیدا می کند و فرد باور می کند در آن موضوع توانمند است.

فرایندی که توضیح داده شد معمولا برای ما رخ نداده است و با اینکه از کودکی تا به امروز بارها در موضوعات مختلف استعداد خود را کشف کرده ایم اما به دلیل عدم حمایت اطرافیان، باور و توانایی برای ادامه و به شکوفایی رسیدن در آن فعالیت در ما شکل نگرفته است.

نکته جالب توجه اینکه برای من و افرادی شبیه من که از کودکی دچار اضافه وزن هستند تمرکز و توجه اطرافیان بر موضوع چاقی به حدی بوده است که هرگز توانایی های ما در جنبه های مختلف زندگی دیده نشده و مورد توجه قرار نگرفته است.

من در دوران راهنمایی علاقه زیادی به رنگ آمیزی با مداد رنگی داشتم و این علاقه به حدی بود که در مسابقات مدرسه و شهرستان نفر اول شدم و برای مسابقات استانی معرفی شدم.

اما این توانایی من هرگز مورد توجه والدین و اطرافیانم قرار نگرفت و حتی وقتی صحبت از این توانایی من می شد با این گفتگو مواجه می شدم که: چه فایده که می تونی خوب رنگ آمیزی کنی اگه میتونی خودت رو لاغر کن.

همیشه ناتوانی من در لاغر شدن را در مقابل سایر توانمندی های من قرار می دادند و چون من هرگز نتوانسته بودم در موضوع لاغر شدن موفقیت قابل توجهی کسب کنم سایر توانایی های من بی اهمیت شمرده می شد.

در روابط اجتماعی به افرادی که به هر طریقی در موضوعی توانمند می شوند لقب با استعداد می دهند، در صورتی که آنها قبل تر از اینکه با استعداد باشند به باور توانایی در رسیدن به موفقیت در آن موضوع رسیده اند. و تنها دلیل آن مورد توجه قرار گرفتن توانایی آن فرد بوده است.

استعداد در همه افراد به یک اندازه وجود دارد ولی تفاوت بین افراد در باور آنها نسبت به ارائه و شکوفایی استعداد های خودشان است.

درباره لاغری هم دقیقا به همین شکل است، افراد چاق معمولا باور ندارند که می توانند لاغر شوند و زندگی جدیدی را شروع کنند. به همین علت با اینکه همیشه در حال تلاش کردن برای لاغر شدن هستند اما هرگز لاغر نمی شوند.

همه افراد چاقی که بارها برای لاغری از هر روشی اقدام کرده اند و نتایج اولیه را کسب کرده اند اما چون باور نداشتند که می توانند لاغر شوند کار را نیمه کاره رها کرده و به وضعیت قبلی خود برگشته اند.

درست است که روشهای مختلف لاغری، طریق صحیحی برای رسیدن به تناسب اندام نبوده است اما باور نداشتن فرد به اینکه می تواند لاغر شود دلیل مهم تری برای موفق نشدن (لاغر نشدن) آنها بوده است.

چرا من لاغر نشدم

به خاطر دارم زمانی که برای لاغر شدن به همراه دوستان وزنه بردارم در گرمای وحشتناک دزفول به پارک جنگلی خارج شهر می رفتم و یک ساعت می دویدم.

گرمای هوا به حدی بود که بطری های یخ زده آب تا رسیدن به محل دویدن کاملا آب می شد و همان نیم ساعت اول همه بطری های آبی که همراهمان بود تمام می شد.

در آن شرایط هر روز یک ساعت می دویدم.

کار از عرق کردن گذشته بود. غرق عرق می شدم.

همه لباس هایم از شدت عرق کردن خیس می شد.

در آن شرایط بارها به دوستانم می گفتم: “من که می دونم لاغر نمیشم ولی بخاطر دلخوشی خودم و حرف مردم که شده تلاش می کنم”

این عبارت نتیجه باور من درباره لاغر نشدن بود.

باور نداشتن به لاغر شدن به تنهایی کافی بود تا تمام دویدن ها، عرق کردن ها، نخوردن ها و … را بی اثر کند.

لاغری با ذهن و انتظار لاغر شدن

در روش لاغر با ذهن یکی از مهمترین پارامترهایی که مورد توجه قرار گرفته است ایجاد باور لاغر شدن در افراد است چرا که اگر این باور در فرد شکل بگیرد لاغر شدن بسیار ساده تر خواهد شد.

تمام سعی من در دوره های رایگان و همچنین دوره ورود به سرزمین لاغرها این است که این باور را در افرادی که اضافه وزن دارند ایجاد کنم.

باوری که چند سال قبل در خود ایجاد کردم و نتیجه آن شگفتی ساز شدن در لاغری با ذهن برای من بود و به لطف خدای مهربان در چند سال اخیر که به امر آموزش لاغری با ذهن پرداخته ام با ایجاد و توانمند کردن این باور در افرادی که در دوره لاغری با ذهن ثبت نام کرده اند سبب شد که دوستان زیادی به رویای لاغری خود دست پیدا کنند و در شرایطی متفاوت از چندماه گذشته خود زندگی کنند و شگفتی ساز لاغری با ذهن شوند.

باید بتوانید در همین شرایط فعلی که اضافه وزن دارید به باور لاغر شدن برسید.

در تمام سال هایی که اضافه وزن داشته اید بارها با دیدن خود در آینه یا عکس های دسته جمعی به احساس بد رسیده اید، از شنیدن صحبت های دیگران درباره چاقی خود عصبانی شده اید و به طریق مختلف چاق بودن را تجربه کرده اید.

هرچه تجربه شما از چاقی بیشتر باشد باور اینکه نمی توانید لاغر شوید در شما قوی تر است.

بنابراین لازم است برای ایجاد انگیزه لاغر شدن در خود تلاش مستمر داشته باشید.

باید بتوانید هربار که خود را می بینید به جای تمرکز کردن بر چاقی و وضعیت فعلی به شرایطی که می خواهید داشته باشید فکر کنید.

شاید در ابتدا این کار ساده نباشد اما مانند هر کاری به مرور برای شما ساده خواهد شد.

نیاز نیست تلاش خاصی برای رویاپردازی و تجسم لاغری داشتته باشید.

برای قدم اول فقط کافی است توجه و فکر کردن و نگران چاقی بودن را متوقف کنید.

وقتی به چاقی فکر نکنید، اهمیت ندهید، توجه نکنید، نگران نباشید و … به صورت خودبخودی توجه به لاغری در ذهن شما شکل می گیرد.

به دلیل انبوه افکار و نگرانی های ما از چاقی هیچ وقت فضای خالی در ذهن ما برای توجه کردن به لاغری وجود نداشته است.

در مواقع استفاده از هر روشی برای لاغری به هر شکلی شده فضای کوچکی برای توجه به لاغری ایجاد کرده ایم اما تجمع افکار و نگرانی های چاقی به راحتی دوباره آن فضای کوچک را از توجه به لاغری پس گرفته و تمام فضای فکری ما مملو از چاقی شده است.

بنابراین ایجاد فضای خالی در ذهن برای توجه کردن به لاغری از توقف توجه کردن به چاقی شروع می شود.

اکنون به لاغر شدن فکر کنید

باید قبل از اینکه لاغر شوید به لاغر شدن فکر کنید. باید از فکر کردن به لاغر شدن با احساس خوب و اشتیاق تجربه لاغری برسید.

اگر نمی توانید به لاغر شدن فکر کنید اصلا اهمیتی ندارد، می توانید از فکر نکردن به چاقی شروع کنید.

برای افرادی که سالهاست اضافه وزن دارند فکر کردن به لاغری کار ساده ای نیست اما توجه نکردن به چاقی را بهتر می توانند انجام دهند.

دلیل این امر این است که در طی سال های چاقی به قدری به چاقی توجه کرده اند که فضای ذهنی آنها از افکار چاق کننده مملو و متراکم شده است بنابراین با اندکی توجه نکردن یا نگران نبودن به راحتی احساس سبکی و رهایی را تجربه خواهند کرد.

از فکر نکردن به چاقی شروع کنید و به فکر کردن به لاغری برسید.

این طریق ساده لاغر شدن در ذهن قبل از لاغر شدن در جسم است.

در فایل آموزشی لاغر شوید، قبل از اینکه لاغر شوید به طور مفصل درباره این موضوع مهم برای دوستانم توضیح داده ام و امیدوارم با استفاده ازاین فایل ارزشمند گام مهمی در جهت حرکت مستمر و با انگیره به سوی متناسب شدن بردارید.

✍️ تمرین آموزشی 📖

ایجاد انتظار لاغر شدن از اهمیت بسیار زیادی در کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن برخورد است بنابراین لازم است از طریق استمرار در این مسیر و انجام تمرینات،‌ انتظار لاغر شدن را در خود ایجاد کنید.

زمانی که شما صرف خواندن محتوای نوشتاری جلسات آموزشی می کنید در حال ایجاد انتظار لاغری در ذهنتان هستید. چون مطالبی را می خوانید که نگرش شما درباره لاغر شدن را تغییر می دهد و لاغر شدن را در ذهن شما آسان می کند.

زمانی که شما صرف تماشای ویدیوی آموزشی می کنید از طریق دیدن و شنیدن محتوای که در شما احساس خوب لاغر شدن ایجاد می کند در حال ایجاد انتظار لاغری در وجودتان هستید .

زمانی که شما در حال فکر کردن به آنچه گفته شده است هستید و پاسخ سوالات را به شکل انشایی می نویسید در حال ایجاد انتظار لاغر شدن از طریق گسترش و مرور آگاهی لاغر کننده در ذهنتان هستید.

بنابراین مراحل آموزشی لاغری با ذهن را با اشتیاق عالی دنبال کنید چرا که در حال انجام موثرترین اقدام ممکن برای لاغر شدن هستید.

اکنون که مراحل ذکر شده را طی کردید به سوالات مطرح شده با شرح انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.

  • در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن چقدر انتظار لاغری داشتید؟
  • آیا استفاده از روش های لاغری باعث افزایش انتظار لاغری در شما می شد؟
  • بعد از اتمام برنامه لاغری یا رها کردن آن چه تغییری در انتظار شما ایجاد می شد؟
  • در مدتی که اضافه وزن دارید انتظار چاق و چاق تر شدن در شما بیشتر بوده یا انتظار لاغر شدن؟
  • با توجه به انتظاری که در خودتان مشاهده می کنید آیا نتیجه جسمی فعلی شما درست و بر اساس انتظار شما می باشد؟
  • برای لاغر شدن چرا ایجاد انتظار لاغری اهمیت زیادی دارد؟
  • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می کند تا انتظار لاغر شدن در شما ایجاد شود.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 3.95 from 59 votes

https://tanasobefekri.net/?p=14304
برچسب ها:
133 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عطا
      1401/11/25 14:57
      مدت عضویت: 479 روز
      امتیاز کاربر: 11065 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,249 کلمه

      سلام و درود .

      باور کنید قبل از اینکه باور کنید .

      لاغر شوید قبل از اینکه لاغر شوید .

      شروع لاغری از ترک چاقیه . 

      ما با سه مسیر در ذهنمون آشنا شدیم .

      ۱- مسیر چاقی 

      ۲- مسیر لاغری دروغین

      ۳- مسیر لاغری واقعی 

      مسیر چاقی بارها و بارها تکرار شده و چون خوب آموختم و درکش کردم و سالها بهش عمل کردم  هنوزم برای من  راحتترین راهه .

      مسیر لاغری دروغین مسیر رژیمها و عملها و ورزشها و … است که من اصلا نمیتونم در  اون راه حرکت کنم . 

      مسیر لاغری واقعی که دقیقا مثل همون مسیر چاقی راحته تازه چه بسا راحتتر ولی چون من تازه باهاش آشنا شدم و کمتر تکرارش کردم هنوز مثل زبان چاقی یادش نگرفتم یکم نسبت به چاقی تمرکز کردن روش برام سختتره . 

      ولی اطمینان دارم هر روز که در این راه زیبا قدم بردارم راه برام راحت و راحتتر میشه . 

      اتفاقا با شناختی که نسبت به این راه پیدا کردم این راه از چاقی راحتتره .

      چون چاقی فقط زجر و عذاب بود . اما این راه لذت و تفریحه .

      تنها تفریح در چاقی با خیال راحت خوردن و خوردن و خوردن بود که من وقتی الان فکر می کنم خوردن زیاده از حد هیچ لذتی نداره و جز عذاب چیزی برام نداشت . دل درد و به هم خوردن حال و بالا آوردن و یا اگه تا این حد نبود در مرحله زجر روحی و عذاب وجدان و تحقیر .

      آخه زیاده خوری هم از نظر من درجاتی داره .

      چاقی بهمون فشار میاره و این فشار در سه سطحه .

      فکر . احساس . جسم . 

      وقتی غذا رو میخوریم و سیر میشیم و درجه اول سیری رو تجربه می کنیم اگه دیگه ادامه ندیم یعنی فشار چاقی رو در مرحله اول حذف کردیم و در آرامش روزمون رو سپری می کنیم . 

      اما اگه هنگام سیری خوردن رو متوقف نکنیم فشار چاقی شروع میشه . در مرحله اول فکر ما دچار حرف زدن میشه . چاقی در فکر آغاز میشه . یعنی من وقتی گرسنه ام و میخورم هیچ فکری ندارم . اما به محض اینکه فکری در من ایجاد میشه میفهمم مرحله اول سیری رسیده و البته برای تاییدش از جسمم کمک میگیرم میبینم غذا برام بی طعم شده . 

      مرحله اول چاقی در فکر در من با چنین کلماتی پدید میاد : 

      به به چه غذایی . 

      حالا اینو با یکم ماستم بخورم .

      حالا این لقمه رو هم بخورم . 

      اینم امتحان نکردم .

      دوست دارم بخورم . 

      بعد اگه ادامه ندم ادامه روند چاقی رو همینجا متوقف می کنم . 

      البته اگه بخوام قطعش کنم بازم افکار دیگه میاد  میگم تو دلم می مونه . دلم میخوادش . اگه نخورم وسوسه اش تو ذهنم هست هی میخوام برم بخورم .

      بعد با خودم میگم تو سیر شدی به زبان بدنت فکر کن . وقتی سیر شدی  دیگه سیر شدی ادامه نده چون طعمشو دیگه اصلا متوجه نمیشی بزار یه وقتی بخور که دوباره مزه خوبشو احساس کنی . الان بی مزه شده . 

      دیگه نمیخوامش .

      خوشم نمیاد . 

      لذتی توش نیست .

      میزارم برای بعد .

      ولی اگه به خوردن ادامه بدم درجه دوم سیری پدید میاد و درجه دوم پرخوری و زیاده روی شروع میشه . 

      احساس ترس می کنم . 

      نکنه چاق بشم . 

      اینا چاقم می کنند .

      بسه دیگه چه خبرته .

      الان بخورم یا نخورم . چرا خوردم 

      خلاصه احساس ترس و تردید و تحقیر و اندوه و نومیدی و عذاب وجدان و ملامت و سرزنش . 

      همین جا هم  میشه از راه چاقی برگشت . 

      حالا به مرحله دوم سیری رسیدی اشکالی نداره . نمیخورم که دیگه ترسی نداشته باشم .

      نمیخورم که دیگه خودم و تحقیر نکنم .

      نمیخورم که خودمو تحسین کنم که چاقی رو همینجا متوقف کردم .

      نمیخورم که  با نخوردنش حالم بهتره . 

      نمیخورم که خودمو سرزنش و تحقیر نکنم . 

      یعنی شروع مسیر لاغری با ذهن با ترک چاقیه . 

      وقتی بعد از سیر شدن نخوردن رو انتخاب کنم مسیر لاغری رو ادامه دادم 

       همونطور که خوردن در زمان گرسنگی مسیر لاغری با ذهنه  نخوردن در زمان سیری هم مسیر لاغری با ذهنه . 

      خب حالا میرسیم به زیاده روی و پرخوری درجه ۳ 

      اگه بعد از مرحله ۱ و ۲  باز هم ادامه بدم  فشار چاقی به جسم میرسه . یعنی مرحله ۳ 

      شکم درد و حالت تهوع و سنگین شدن و خواب و …

      اکثر انسانهای پرخور چاقیشون به این مرحله میرسه در حالیکه انسانهای لاغر در مرحله اول سیری معمولا دست از غذا می کشن .

      فرق غذایی  بین انسانهای چاق و لاغر  دقیقا همینجاست . انسانهای لاغر عادت کردن مرحله اول سیری دست از غذا می کشن و ادمهای چاق معمولا مرحله آخر سیری دست از غذا می کشن . 

      من یک شخصیت متناسبم پس لازمه عادت کنم مثل یک انسان متناسب مرحله اول سیری یعنی همون فکر دست از غذا بکشم . 

      و  گرسنگی هم چند مرحله داره .

      مرحله اول فکر 

      مرحله دوم احساس 

      مرحله سوم جسم . 

      انسانهای چاق معمولا در مرحله اول شروع به خوردن می کنند ولی انسانهای لاغر در مرحله ی آخر . 

      میشه کم کم این عادات رو تغییر داد و عادت رفتار یک انسان چاق رو تبدیل به عادت رفتار یک انسان لاغر کرد .

      یعنی با فکر غذا نخوریم . با احساس گرسنگی هم غذا نخوریم بلکه در مرحله سوم یعنی وقتی گرسنگی به جسم رسید غذا بخوریم . 

      این رو عادت خودمون قرار بدیم . 

      و عادت غذاییمون رو مثل یک انسان متناسب کنیم . 

      من وقتی مثل یک انسان متناسب رفتار غذاییم تنظیم بشه مابقی افکار و احساس چاقیم خودبه خود درست میشه . 

      یعنی دیگه فکر چاقی و لاغری نمی کنم . 

      ترس از غذا ندارم . 

      خودمو سرزنش نمی کنم . 

      لازم نیست دائم نگران باشم .

      حال و هوای لاغری در وجودم میاد . 

      فقط همین یه  عادت رو تغییر بدم اوکی میشم و  متناسب بودن در من جاری میشه . 

      در این ۴۰ روز بیشتر روزها خوب بودم . البته وقتی مریض شدم تا چند روز بعدش یکم  سبک رفتاریم رو شبیه زمان چاقی انجام دادم ولی راهم رو رها نکردم یعنی با اینکه رفتار چاق کننده داشتم ولی حواسم بود که الان دارم به شیوه چاقی عمل می کنم و باید تغییر مسیر بدم . همچنان فایلهام رو گوش می دادم . یعنی صد درصد مسیر چاقی نبودم . ۶۰ – ۴۰ بود .

      ولی الان دوباره اومدم در مسیر لاغری و رفتارهام مطابق شخصیت متناسبمه . هرچقدر بیشتر مطابق این شخصیت رفتار کنم شخصیت متناسبم فعالتر و عادات متناسبم راحتتر و همینطور شخصیت چاقیم کم کارتر و عادات چاقیم سختتر میشه . 

      من میدونم در این مسیر اونقدر ادامه میدم که دیگه عمل کردن به روش چاقی برام سخت میشه . 

      یعنی  ناخوداگاه دیگه مثل یک شخص متناسب رفتار می کنم و وقتایی هم که حواسم نیست اصلا چیزی نمیخورم . چشمم چیزی رو ببینه اگه گرسنگی درجه ۳ نداشتم اصلا نمیخورم . 

      من با فکر غذا نمیخورم .

      من با احساس گرسنگی غذا نمیخورم بلکه ب علائم جسمی غذا میخورم .  البته بازم علائم جسمی خودش چند مرحله است . 

      قار و قور شکم 

      سر درد 

      سر گیجه 

      غش و ضعف

      فعلا مرحله اولش خوبه . یعنی قار و قور شکم . 

      من خیلی تمرین می کنم که به این سبک زندگی عادت کنم چون راحته و هیچ فشاری بهم نمیاد . 

      حالم خوبه ملامت ندارم و خودمو سرزنش نمیکنم . خودمو دوست دارم و راحتتر زندگی می کنم .

      خدا میدونه زندگی به سبک لاغری چقدر راحته وقتی۳۰ کیلو اضافه بار اکسید بشن و برن چقدر من راحتتر حرکت می کنم چقدر فعالتر میشم . چقدر فرز میشم . چقدر حالم خوب میشه . چقدر مریضیهام شفا پیدا می کنه .

      هورمونام تنظیم میشه . 

      حالم عالی میشه . 

      خدایا میدونم همونطور که تو منو به این سایت هدایت کردی خودتم انگیزه ادامه دادن رو بهم میدی . چون سرزمین لاغری واقعی خیلی جذابتر از سرزمین چاقیه . 

      اما هدایت من به این سرزمین از طریق معرفی زنعموم صورت گرفت و من تونستم این مسیر جذاب رو یاد بگیرم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم