0

عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم)

عادت‌ های چاق کننده
اندازه متن

سال‌ها هر بار که کسی بهم شیرینی تعارف می‌کرد، برمی‌داشتم. حتی وقتی سیر بودم. گفتن دو کلمه‌ی «میل ندارم» برای من از فتح قله‌ی اورست سخت‌تر بود. امروز می‌دونم این رفتار نه از گرسنگی بود و نه از بی‌ارادگی؛ یکی از همون عادت‌های چاق کننده بود که از یه باور ساده در ذهنم شروع شده بود.

این نوشته جلسه چهارم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در سه جلسه‌ی قبل دلیل‌های بیرونی چاقی رو رد کردیم و در جلسه سوم (روش‌های لاغر شدن) دیدیم چرا هیچ روشی ماندگار نبوده. از این جلسه، آموزش لاغری با ذهن جدی‌تر می‌شه. بنابراین این جلسه رو با حوصله دنبال کن و تمرین‌هاش رو کامل انجام بده.

🧠 قدرت ذهن؛ همون نیرویی که ما رو چاق کرد

در این چند سال خیلی‌ها با من تماس گرفتن یا پیام دادن تا درباره‌ی لاغری با ذهن بپرسن. معمولاً از همون اول صحبت مشخص بود که از قدرت ذهنشون در لاغری خبر ندارن. چون مدام دلیل‌های بیرونی برای چاقیشون میاوردن: «از بچگی چاق بودم»، «پدر و مادرم چاقن»، «قرص اعصاب می‌خورم»، «بعد از ازدواج چاق شدم».

برای خیلی‌ها سخته باور کنن که با قدرت ذهن می‌شه لاغر شد. من برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر نشون بدم، راه ساده‌ای پیدا کردم: ثابت کنم که با همین قدرت ذهن چاق شدیم.

یه نیرو در وجود همه‌ی ما هست. همین نیرو در یه نفر به شکل بدن چاق خودش رو نشون داده و در یه نفر دیگه به شکل بدن متناسب. خیلی ساده‌ترش اینه که اگه همین نیرو تونسته ما رو چاق کنه، می‌تونه لاغرمون هم بکنه. فقط باید بفهمیم فرق ذهن ما با ذهن یه آدم متناسب کجاست.

🔁 عادت‌های چاق کننده؛ چاقی محصول مجموعه‌ای از عادت‌هاست

ما از هوا چاق نشدیم. اگه مسئولیت چاقیمون رو پذیرفتیم، یعنی قبول کردیم که یه طرز فکر و یه طرز رفتار داشتیم که ما رو به اینجا رسونده. چاقی محصول عادت‌های ماست. یعنی رفتارهایی که هر روز و هر روز تکرار شدن.

یه نکته‌ی مهم اینجاست: یکی دو تا عادت اشتباه هیچ‌کس رو چاق نمی‌کنه. چاقی نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عادت‌های اشتباهه که با تکرار بارها و بارها، ما رو به وضعیت امروز رسونده.

سیگار رو در نظر بگیر. یه نخ یا دو نخ سیگار اتفاق بدی برای آدم رقم نمی‌زنه. ولی کسی که از یه نخ شروع کرده، کم‌کم شده دو تا، بعد چهار تا و بعد یه پاکت در روز. وقتی این رفتار سال‌ها تکرار بشه، عواقب جدی داره. چاقی هم همین‌طور آروم‌آروم و بی‌صدا ساخته می‌شه.

عادت‌ها فقط آدم رو خراب نمی‌کنن؛ آدم رو موفق هم می‌کنن. قهرمان المپیک عادت کرده هر روز تمرین کنه و غذا خوردن و خواب و بیداریش با یه آدم معمولی فرق داره. یه آدم متناسب هم یه سری عادت‌ها رو تکرار می‌کنه و یه آدم چاق یه سری عادت‌های دیگه رو. بنابراین فرق اصلی بین چاق‌ها و لاغرها، فرق در عادت‌هاشونه.

فرق ما و لاغرها در مقدار غذا نیست

خیلی‌ها فکر می‌کنن فرق در نوع غذاست. ولی ما و آدم‌های متناسب تقریباً همون غذاها رو می‌خوریم. بعضی‌ها هم فکر می‌کنن فرق در مقدار غذاست. ولی وقتی چاق بودم، حواسم خیلی به این موضوع بود و آدم‌های زیادی رو می‌دیدم که از من بیشتر می‌خوردن ولی متناسب‌تر از من بودن.

حتماً تو هم آدم‌هایی رو می‌شناسی که با حسرت بهشون نگاه می‌کنی و می‌گی «ببین چقدر می‌خوره، ولی هیکلش رو ببین!». یعنی نه نوع غذا تعیین‌کننده است و نه مقدارش. فقط عادت‌ها با هم فرق دارن.

منطق ذهن چاق

🌱 عادت‌های چاق کننده چطور شکل می‌گیرن؟

عادت یه فکر ساده است که تکرار می‌شه، تکرار می‌شه و تبدیل می‌شه به عادت. خیلی از عادت‌هامون رو هم خودمون انتخاب نکردیم. کسانی مثل من که از بچگی اضافه وزن داشتن، عادت‌هاشون رو خودشون انتخاب نکردن. این عادت‌ها بر اساس فکرها و باورهایی که در ذهنشون شکل گرفته بود، خودبه‌خود ساخته شدن.

وقتی بزرگ‌تر شدم، یه سری عادت‌ها رو خودم هم اضافه کردم. چون آدم‌های چاق خیلی راحت رفتارهای اشتباه رو از همدیگه یاد می‌گیرن. اگه دوستم یه عادتی داشت که من نداشتم، کافی بود چند روز باهاش رفت‌وآمد داشته باشم تا اون عادت رو هم به عادت‌های خودم اضافه کنم.

حالا سؤال اینه که خود عادت‌ها از کجا میان؟ عادت‌ها از باورها شکل می‌گیرن. اگه چیزی رو باور کنی، خودبه‌خود عادت‌هایی در تو شکل می‌گیره که وضعیتت رو شبیه باورت می‌کنه.

انسان رو می‌شه سه قسمت دید: باور، عادت و بدن. باور از فکرهایی ساخته می‌شه که بارها مرورشون کردیم؛ از حرف‌هایی که از پدر و مادر، جامعه و رسانه‌ها شنیدیم. وقتی باور ساخته شد، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. یعنی عادت‌ها پل بین باور و بدن ما هستن.

مثلاً کسی که از بچگی بارها شنیده «چاقی شما خانوادگیه»، اول فقط یه باور داره و هنوز اضافه وزن چندانی نداره. ولی کم‌کم عادت‌هایی در اون شکل می‌گیره که بدنش رو شبیه باورش کنه. بنابراین به اندازه‌ی پدر و مادرش، یا حتی بیشتر، اضافه وزن پیدا می‌کنه.

در خانواده‌ای که پدر و مادر و سه تا از بچه‌ها چاقن ولی بچه‌ی چهارم متناسبه، برو از همون بچه‌ی چهارم بپرس درباره‌ی چاقی چه باوری داره. امکان نداره باور کرده باشه که چاقی ارثیه. اگه باور کرده بود، اون هم مثل بقیه چاق می‌شد.

یکی از همراه‌های سایت در بخش نظرات یه جمله‌ی خیلی خوب نوشته بود:

«من همیشه فکر می‌کردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه‌ی عمه‌ها و عموهام چاق بودن. اما الان می‌فهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»

یعنی چیزی که در خانواده‌ها نسل‌به‌نسل منتقل می‌شه، بیشتر از ژن، باورها و عادت‌هاست.

🏋️ چرا فشار آوردن به بدن جواب نداد؟

روندی که ما رو چاق کرده اینه: اول باور، بعد عادت، و آخر بدن. ولی ما برای لاغر شدن چه کار می‌کردیم؟ می‌رفتیم سراغ قسمت آخر، یعنی بدن، که هیچ نقشی در انتخاب نداشته و فقط نتیجه‌ی باورها و عادت‌هامون بوده. در تمام مدتی که با رژیم و ورزش و دارو به بدنمون فشار میاوردیم، باورها و عادت‌ها سر جاشون بودن.

من برای لاغر شدن کم تلاش نکردم. شاید هزاران کیلومتر دویدم. ولی وقتی به بدنم فشار میاوردم، فقط بعضی از عادت‌هام رو کمتر تکرار می‌کردم، اون هم تا وقتی که می‌تونستم رژیم رو ادامه بدم. چون باور سر جاش بود و مدام سوخت چاقی رو می‌رسوند، ذهنم هم مدام سعی می‌کرد عادت‌ها رو تکرار کنه. همین درگیری بود که ما رو عصبی و خسته می‌کرد.

داستان باشگاه رفتن من

یه زمانی باشگاه بدنسازی ثبت‌نام کرده بودم و هزینه‌اش رو هم داده بودم. ولی همیشه دنبال بهانه بودم که نرم. می‌گفتم «بذار نیم ساعت دیگه»، «امروز مهمون داریم»، «امروز درس دارم»، «امروز حس و حالش نیست، از فردا می‌رم». در حالی که بقیه‌ی بچه‌های باشگاه با اشتیاق هر روز میومدن و برنامه‌شون رو اجرا می‌کردن.

فرق ما چی بود؟ اون‌ها برای خوش اندام شدن و ورزشکار شدن میرفتن باشگاه، ولی من برای لاغر شدن ورزش می‌کردم، چون باور داشتم «ما خانوادگی چاقیم و من همیشه چاق می‌مونم». همین یه باور کافی بود تا همه‌ی تلاشم رو خنثی کنه. چند وقت می‌رفتم و کمی تغییر می‌کردم، ولی تا یه هفته نمی‌رفتم، دوباره همون آدم قبلی می‌شدم.

عادت‌های چاق کننده

🗓️ چرا تصمیم‌های «از فردا» جواب نمی‌ده؟

چند بار به خودت گفتی «از امروز دیگه شیرینی نمی‌خورم» یا «از فردا دیگه ریزه‌خواری نمی‌کنم»؟ من خودم بارها گفته بودم «این جعبه‌ی شیرینی رو که آوردم بخورم، دیگه بعد از این لب نمی‌زنم». ولی ۳۰ سال همین رو گفتم و باز هم خوردم.

دلیلش ساده‌ست. من این عادت رو با تصمیم نساخته بودم که بخوام با تصمیم عوضش کنم. یادت میاد کی تصمیم گرفتی پرخوری کنی؟ کی تصمیم گرفتی چاق بشی؟ هیچ‌وقت. بنابراین با تصمیم هم نمی‌شه لاغر شد. راهش تغییر باوره.

«میل ندارم»؛ سخت‌تر از فتح اورست

یکی از بهترین معیارها برای سنجیدن فرق لاغری با ذهن با بقیه‌ی روش‌ها همین دو کلمه‌ست: «میل ندارم». برای یه آدم چاق، گفتن این دو کلمه جلوی یه شیرینی یا تعارف و اصرار دیگران، از فتح اورست سخت‌تره.

من تا وقتی در مسیر چاقی بودم، یادم نمیاد یک بار گفته باشم «میل ندارم». حتی وقتی به کسی تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «میل ندارم»، برام خنده‌دار بود. می‌گفتم «یعنی چی میل ندارم؟ مگه میلیه؟ خوردنیه، بردار بخور!». ولی امروز خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن برام می‌نویسن که خیلی راحت می‌تونن بگن «میل ندارم». چون باورشون عوض شده و عادت‌هاشون خودبه‌خود تغییر کرده.

از امروز امتحان کن. هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد، بگو «میل ندارم» و ببین چند روز می‌تونی ادامه بدی. اگه فقط همین کار رو بتونی همیشه انجام بدی، متناسب می‌شی. ولی بدون تغییر باور، این کار تقریباً نشدنیه. همین تجربه بهت نشون می‌ده که عادت با تصمیم عوض نمی‌شه.

🧩 چند باور رایج که عادت چاق‌کننده می‌سازن

«بعد از ۴۰ سالگی سوخت‌وساز پایین میاد»

خانم‌های زیادی بین ۳۷ تا ۴۲ سال برام پیام می‌دن که در چند ماه اخیر خیلی سریع چاق شدن؛ مثلاً ۱۰ کیلو در سه چهار ماه. اولین سؤالی که ازشون می‌پرسم اینه: «این جمله رو شنیدی که خانم‌ها به ۴۰ سالگی که می‌رسن، سوخت‌وسازشون پایین میاد و چاق می‌شن؟». تقریباً همه می‌گن «آره، احتمالاً درسته، چون خودمون هم همین‌طور شدیم».

یعنی این جمله رو سال‌ها قبل شنیدن و باورش کردن. حالا که به اون سن نزدیک شدن، عادت‌هایی در اون‌ها شکل گرفته که بدنشون رو با همون باور هماهنگ کنه.

«این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه»

کافیه پزشک موقع نوشتن یه دارو بگه «این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه». از همون روز باور شکل می‌گیره و بعد آدم می‌گه «از وقتی این قرص رو می‌خورم، تند تند گرسنه‌ام می‌شه». ولی تا دیروز همین آدم یه جور دیگه غذا می‌خورد.

خیلی‌ها پرخوری رو با اشتها اشتباه می‌گیرن. خیلی‌ها هم می‌گن هر یکی دو ساعت گرسنه می‌شن. همه‌ی این‌ها عادته؛ ترفندیه که ذهن ناخودآگاه به کار می‌بره تا بدن رو به باور «چاق شدن برای من طبیعیه» برسونه.

«اگه معده‌ام خالی باشه سردرد می‌گیرم»

خیلی‌ها باور دارن اگه غذا نخورن یا معده‌شون خالی بمونه، سردرد می‌گیرن. ولی همین آدم‌ها در ماه رمضان، شاید یکی دو روز اول کمی سردرد بگیرن، ولی بعد دیگه سردرد ندارن. چون ذهنشون می‌دونه دستوری بالاتر از دستور خودش هست و نمی‌تونه با سردرد اون‌ها رو به خوردن وادار کنه. جالبه که بعد از ماه رمضان، خیلی‌ها دوباره به همون عادت‌های قبلی برمی‌گردن.

«بدنم شیرینی می‌کشه»

یکی از عادت‌های قبلی من این بود که حتماً با چایی کلوچه بخورم، یا به‌جای قند، شکلات بخورم. این‌ها قانون نیستن؛ فقط عادتن. خیلی‌ها می‌گن «بدن من شیرینی می‌کشه». ولی بدن آهن‌ربا نیست که شیرینی رو بکشه. این یه باور اشتباهه که با تکرار، عادت شده. اگه بدن ما شیرینی می‌کشید، چرا بدن خیلی از آدم‌ها اصلاً نمی‌کشه؟

خطاهای مغز چاق

♾️ چرا لاغری با ذهن همیشگیه؟

در لاغری با ذهن رژیم غذایی، ورزش اجباری و دارو نداریم. چون همه‌ی این‌ها فقط نتیجه رو هدف می‌گیرن. ما باید سرچشمه رو تغییر بدیم، یعنی باورها رو. وقتی باورها با فکرهای جدید عوض بشن، عادت‌ها خودبه‌خود عوض می‌شن و در نهایت بدن هم تغییر می‌کنه.

این هم دلیل اینه که هنرجوها نتیجه‌های متفاوتی می‌گیرن. هر کسی به اندازه‌ای که باورهاش عوض می‌شه، عادت‌هاش و بعد بدنش تغییر می‌کنه. زوری در کار نیست.

چاقی ما تا امروز همیشگی بوده، چون عادت‌هامون همیشگی بودن. هر بار لاغر شدیم، با تکرار همون عادت‌ها دوباره به بدن قبلی برگشتیم. بنابراین وقتی باورها و عادت‌ها عوض بشن، متناسب بودن هم به همون اندازه همیشگی می‌شه.

👔 لذتی که لاغرها هیچ‌وقت تجربه نمی‌کنن

ما آدم‌هایی که اضافه وزن داشتیم، یه برتری نسبت به لاغرها داریم که خودمون ازش خبر نداریم: می‌تونیم یه زندگی جدید رو تجربه کنیم. از خرید کردن گرفته تا تغییر در رفتار و احساس و شادی درونی. آدم‌هایی که از اول لاغر بودن، این تجربه رو ندارن، چون نمی‌دونن چاقی چیه که بخوان از لاغریشون لذت ببرن.

من که روزی ۱۳۵ کیلو بودم، می‌دونم این حس چقدر لذت‌بخشه. چند سال پیش کتی که امروز می‌پوشم اصلاً به تنم نمی‌رفت. ولی حالا سایز لارج می‌پوشم و هر بار که لباس مورد علاقه‌ام رو تنم می‌کنم، از اندامی که برای خودم ساختم لذت می‌برم. این لذتی نیست که به این راحتی تموم بشه و برای هر کسی هم ممکنه.

✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت‌های چاق کننده

شناختن فرق عادت‌های خودت با عادت‌های آدم‌های متناسب کمک می‌کنه دلیل چاقیت رو بهتر بفهمی. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس.

مرحله اول: عادت‌های غذاییت رو پیدا کن

  • عادت چیه و به چه رفتاری عادت می‌گیم؟
  • عادت‌های چاق کننده چه نوع عادت‌هایی هستن؟
  • فهرستی از عادت‌های غذایی خودت بنویس و برای هر کدوم توضیح بده چرا فکر می‌کردی باعث چاقیت شده.

سخت‌گیری نکن. هر رفتاری که بیشتر از یک بار تکرار شده، عادته. مثلاً یکی از عادت‌های من این بود که حتماً با چایی کلوچه یا شکلات می‌خوردم.

یادت باشه هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست. یه عادت وقتی چاق‌کننده می‌شه که باورت درباره‌اش این باشه: «من این عادت رو دارم، برای همین چاقم یا نمی‌تونم لاغر بشم.» مثلاً من عادت داشتم با غذا نون بخورم و فکر می‌کردم همین نون خوردن من رو چاق کرده.

مرحله دوم: تمرین «میـــل نـــدارم»

نگاهت به جمله‌ی «میـــل نـــدارم» چیه؟ در طول روز، جلوی تعارف بقیه چقدر می‌تونی این جمله رو بگی؟ چرا بعضی‌ها خیلی راحت می‌گن «میل ندارم» ولی تو نمی‌تونی؟

از همین امروز، هر وقت سیر بودی و کسی چیزی تعارف کرد یا ذهنت تو رو به خوردن دعوت کرد، بگو «میل ندارم». بعد بنویس چند بار تونستی این کار رو بکنی و بعدش چه حسی داشتی.

اگه همین الان هم راحت از این جمله استفاده می‌کنی، این مرحله برای تو ضروری نیست.

در جلسه بعد (قسمت پنجم: دلیل چاق شدن من) با هم دقیق‌تر دلیل شخصی چاق شدنمون رو پیدا می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. عادت‌های چاق کننده چه عادت‌هایی هستن؟

رفتارهایی که بارها تکرار شدن و ما رو به خوردن بیشتر از نیاز بدن کشوندن؛ مثل خوردن شیرینی کنار چایی، ریزه‌خواری، یا نتونستن «میل ندارم» گفتن. هیچ عادتی به‌خودی‌خود چاق‌کننده نیست؛ باور ما درباره‌ی اون عادته که اون رو چاق‌کننده می‌کنه.

۲. عادت‌ها از کجا میان؟

از باورها. وقتی یه جمله رو بارها می‌شنویم و باورش می‌کنیم، ذهن ناخودآگاه عادت‌هایی می‌سازه که بدن ما رو با اون باور هماهنگ کنه. بنابراین زنجیره‌ی چاقی این‌طوریه: باور، بعد عادت، و آخر بدن.

۳. چرا با تصمیم گرفتن نمی‌تونم عادت‌هام رو ترک کنم؟

چون این عادت‌ها رو با تصمیم نساختی. هیچ‌وقت تصمیم نگرفتی پرخوری کنی یا چاق بشی. برای همین با تصمیم هم عوض نمی‌شن. وقتی باور پشت عادت عوض بشه، عادت هم خودبه‌خود تغییر می‌کنه.

۴. چرا لاغری با ذهن ماندگاره؟

چون به‌جای بدن، سراغ باورها و عادت‌ها می‌ره. همون‌طور که چاقی به خاطر عادت‌ها همیشگی بود، وقتی عادت‌ها عوض بشن، تناسب هم همیشگی می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 298 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11424
425 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار fereshtehgeranpayeh
      ۱۳۹۹/۱۰/۰۱ ۲۳:۱۹
      مدت عضویت: 2484 روز
      امتیاز کاربر: 19697 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 481 کلمه

      با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان و استاد عزیز
      عادت های چاق کننده من:
      وقتی کوچیک بودم مرتب به من می گفتن که از بقیه هم سن های خودم درشت ترم البته خیلی لاغر و متناسب بودم و این فکربه ذهن من تلقین شد که درشت بودن استخون بندی میتونه باعث چاقی بشه و من موقع غذا خوردن خیلی اروم غذا می خوردم و این رو به عنوان یک عیب به من میگفتند و چون بقیه تند غذا می خوردن منم فکر کردم که حتما این کار من اشکال داره و در زمانی که ازدواج کردم منو با خواهر کوچکترم که بسیلر لاغر و نحیف بود مقایسه می کردند و این فکر در من ایجاد شد که از خواهرم چاقترم و زمانی که حامله شدم معده ام اذیت میشد و برای این که معده ام نسوزه و شب راهت بخوابم بدون این که گرسنه باشم غذا می خوردم و کسی به من نگفت که باید برای مهده ام دارو مصرف کنم و منم فکر کردم که این مشگل طبیعیه و پیگیرش نشدم و چند سال بعد فیلمی دیدم درباره پرخوری عصبی و بعد مدتی هر موقع عصبانی میشدم احساس می کردم باید غذا بخورم در حالی که قبل از اون اگر ناراحت بودم غذا از گلوم یایین نمی رفت و مرتب به من می گفتم فرشته روز به روز داری چاقتر میشه و این نگرانی همیشه با من بود که دارم چاقتر میشه و ضربه آخر وقتی بود که کرتن مصرف کردم و دکتر به من گفت مواظب باشه این دارو به شدت چاق کننده اس و با سرعت زیادی شروع به چاقتر شدن کردم و هر روز باید شماتت دکتر و خانواده رو تحمل می کردم و روزی نبود که فکر چاقتر شدن دسا از سر من برداره و تنها زمانی که به فکر چاقی نبودم و فراموشش می کردم با سرعت لاغرتر میشدم ولی خیلی دوام نداشت . یکی دیگه از عادت های چاقی من به دلیل خوردن غذا در زمان سیری بود چون در خانواده ما همه با هم غذا می خورن و هیچ بهانه ای پذیرفته نیست و این شد عادت من که هنوز کاملا نتونستم ترکش کنمولی روی این موضوع تمر کز کردم و به امید خدا به زودی این عادت غلط رو ترک می کنم و مدتی هست کلمه میل ندارم رو استفاده می کنم و خیلی احساس خوبی میده و باید بیشتر ازش استفاده کنم. البته یهمدت بود به اندازه نیاز بدنم غذا می خوردم ولی بعد از خوردم شک می کردم که شاید بیشتر از نیاز بدنم خورده باشم و مرتب منفی باف می گفت فکر می کنی به اندازه خوردی ولی زیاده روی کردی در حالی که نه احساس سنگینی می کردم و نه احساس فشار در شکم ویا خواب الودگی و یه مدته دارم سعی می کنم این فکر رو از ذهنم بیرون کنم و تقریبا موفق شدم .به امید رسیدن به تناسب همیشگی و ترک کامل عادت های غلط

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arshamsmayly@gemil.com
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۷ ۰۵:۲۶
      مدت عضویت: 2161 روز
      امتیاز کاربر: 415 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      با سلام و درود خدمت استاد عزیز من قبل از ورود به این دوره لاغری با ذهن از بس که راههای زیادی رو امتحان کرده بودم برای لاغری و بعد چاق میشدم دیگه به این باور رسیدم چاقی سرنوشت منه و باید قبولش کنم اما از همون دورهای اول فایلها که گوش دادم دیدم من سرنوشتم چاقی نیست طبق یه سری خرفهای دیگران و عادتهای اشتباهی که پیدا کردم طی این سالها منو به این باور رسونده ولی الان که جلسه چهارم هستیم به لطف شما و فایلهاتون کلی به زندگی امیدوار شدم ورفتارهای اشتباهمو شناسایی کردم و جمله میل ندارمو تونستم بکار ببرم با اینکه تا چند هفته پیش تا سرحد مرگ میخوردم و چیزی نبود بگم میل ندارم اما الان تا حدودی از عادتهای بدمو کم رنگ تر کردم و امید دارم که یروزی به آرزوی لاغریم و لاغر موندم به کمک شما برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۴ ۲۰:۲۱
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 750 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزيزم و استاد كرامي و بزركوار
      روز جهارم دوره ي رايگان :
      هميشه بهترين جيزها از درون اتفاق مي افتد و اكه به عوامل بيروني توجه كنيم و براي ان ها ارزش قايل باشيم نه تنها موفق نميشيم بلكه شكست هم ميخوريم
      زندكي اكه از درون اغاز شود زندكي اغاز ميگرد و اكه از بيرون باشه زندگي پايان مي يابد
      اين فايل هم مانند بقيه فايل عالي و تاثير گذار بود در اين فايل ياد گرفتم كه با تكرار مداوم يك فكر باور در ما به وجود مياد و اون باور در ناخوداگاهمون ثبت ميشه و باعث عادتهاي در ما مبشه و ما اون عادت رو بارها و بارها تكرار كنيم بخاطر همين هر جه تلاش ميكنيم نتيجه اي در برندارد و همش مقطعي هستند ما بايد اول اون باورهاي اشتباه رو اصلاح كنيم و به حاش باورهاي صحيح رو جايگزين كنيم و باورهاي صحيح در ناخوداكاهمون ثبت ميشه و باعث عادتهاي در ما ميشوذ كه ما رو به سمت متناسب شدن
      و هر خواسته و هدفي كه داشته باشيم ميرسيم——-
      من از شروع اين دوره عالي تونستم تعارفات ديكران رو رد كنم و بارها و بارها با خوشحالي تجربه كردم و لذتش و ميبردم
      هر جا كه ميرم خانواده ،دوستان ،اقوام ميكن تو جرا جيزي نميخوري اصلا خيلي كم غذا ميخوري و هر حي مياريم هم كم ميخوري و حتي خيلياش هم رد ميكني
      عمه ي همسرم اومده بود خونمون و هنكام صبحانه و ناهار و شام متوحه شده بود كه من خيلي كم غذا ميخورم جند بار بهم كفت تو جرا هيجي نميخوري خيلي كم غذا ميخوري ميكفتم اخه بيشتر نميتونم بخورم حالم بد ميشه و من اكه بيش از اندازه ي بدنم بخورم به حال بد دست پيدا ميكنم ميكفت يعني جه ادم بايد بخوره تو هيجي نميخوري خندم گرفته بود از حرفاش كه ادم بايد بخوره من الان به اين باور رسيدم خوردن بيش از اندازه باعث مريضي ميشه غذا براي بدن حكم دارو رو داره و اكه هميشه به اندازه و كافي باشه هميشه سالم و سلامت هستيم و هيج وقت مريض نميشيم و من هيج وقت نميتونم —–
      من از زماني كه به اين دوره وارد شدم عادت غذايم تغيير كرده و تغييراتي در درونم و جسم به وجود اومده خيلي لذت بخش هس اين سبك زندكي كردن هميشه خالم خوبه با لذت غذا ميخورم و بدون ترس باقي مانده ي غذا ها رو بيرون ميزيزم و تا خفكي غذا نميخورم و حس ارامش دارم به هنكام غذا خوردن ،
      اندازه ي غذا درست كردنم ،خيلي كم شده، طوري كه وقتي كسي بياد خونمون باورش نميشه مقدار غذايي كه روي اجاق گاز هستش سهم سه نفر باشه و ريزه خواريم به كلي از بين رفته و حرص و وله ام نسبت به مواد غذايي از بين رفته خيلي لذت ميبرم و ارامش دارم نسبت به اين رفتارهاي عاليم 🙏🏻———
      عادت هاي قبل از دوره:ريزه خواري از اول صبح تا وقتي كه چشمام باز بود 😀تا پاسي از شب ——
      و خوردن به هنكام تفريح و سرگرمي وقتي بيكار بودم بابد يك جيزي مي اوردم بخورم تا بهم خوش بگذره حالا فرق نداشت جه باشه فقط خوردني باشه مهم نبود 😀——تا حد خفگي و تهوع، غذا ميخوردم و هنكامي به خودم مي اومدم كه ميدونستم دلم درد ميكنه ——-هر زمان به همراه هر كسي غذا خوردن اكه كسي غذا ميخورد ميكفت بيا بخور تعارفش رو رد نميكردم و نميدونستم جه دارم ميخورم ——-حرص و وله نسبت به همه ي خوراكي ها از هيج خوراكي دوري نميكردم اكه سير بودم هم ميخوردم —-همه ي خوراكي ها خوشمزه بودندبعضي ها ميگفتن ما اين نميخوريم سنگين ميشم اون نميخوريم اين طعم رو داره من نميفهميدم جي ميكن ——-احساس بد داشتن بعد از غذا حالم از خودم بهم ميخورد و ميكفتم جرا خوردم ديكه از فردا —–عذاب وحدان داشتن و تصميم گرفتن از شنبه😀—-متنفر بودم از خودم و هيج وقت دوست نداشتم به خودم نكاه كنم و قبل از دوره متوجه شده بودم كه ديكه داره همه ي لباس ها برام تنك ميشه و احساس بدي داشتم ——
      خدا روشكر اين باورهاي اشتباه رو شناسايي كردم و باورهاي صحيح در من به وجود اومده كه باعث عادت هاي درست و صحيح در من شده و من با عشق و علاقه و استمرار كافي مشتاق ادامه ي مسير هستم و در مسير برگشت جاقي هستم و از همون راه كه جاق شدم از همون راه برميگردم اين بهترين روش و بهترين دوره اي هست كه من رفتم و خواهم رفت و ادامه خواهم داد تا جايي كه اين فايل با گوشت و خونم يكي بشه 👏🏻🙏🏻🙏🏻🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fthesami85
      ۱۳۹۹/۰۹/۲۲ ۱۰:۵۴
      مدت عضویت: 2457 روز
      امتیاز کاربر: 559 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      با درود باورهای ما رفتارهای را درست میکند وتکرار رفتار عادت را بوجود میآورد وعادت در ضمیر ناخوداگاه قرار دارد وفکری که در ضمیر ناخودآگاه قرار گرفت به طور خودکار عمل میکند بدون اینکه ما متوجه بشویم ویا بتوانیم آن را کنترل کنیم چاقها بر اساس باورهایشان رفتارهای غذایی انجام داده اند که با تکرار آن رفتار جسم خود را به آن باور که در ذهن شکل گرفته هماهنگ کردهاند وحالا برای تغیییر جسم هم باید همان راه را بر عکس رفت یعنی باور را تغییر داد وبعد رفتار تعییر میکند وبا تکررار خود به خود جسم هم ناگذیر تغییر میکند یکی از رفتارهای چاق کننده من که از باور من شکل گرفته که حتما تا ته غذا را باید خورد وترک همین عادت باعث تغییر جسمم خواهد شد حتما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Abbasiiman15@gmail.com
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۴ ۱۶:۴۹
      مدت عضویت: 2166 روز
      امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 96 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز این قسمت چهارم واااااقعا عالی بود موضوع باور عادت خیلی بهم چسبید و لذت بردم و دقیقا من از اون افرادی هستم ک نمیتونم بگم میل ندارم😂اما واقعا حرفاتون تاثیرگذار و حقیقت هست و ما باید متوجه این بشیم چاقی محصول یک سری رفتارها و عادات اشتباه خود شخص هست من مثلا عادت دارم وقتی یه چیزیو میخورم تا آخش تموم کنم حتی اگه سیر باشه جا نداشته باشم یا حتی میل نداشته باشم تا آخر بخورم ک فقط تموم بشه و بعد از اون تازه یادم میاد عذاب وجدان بگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۱ ۲۱:۱۷
      مدت عضویت: 2298 روز
      امتیاز کاربر: 927 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 539 کلمه

      سلام استاد ودوستان تناسب فکری تمرین فایل چهارم من در این فایل یاد گرفتم تفاوت عادتها باعث به وجود آمدن چاقی و لاغری است ما براساس یه فکر وتکرار توجه به اون فکر حرف واین اینقدر تکرار میکنیم که به باورمون تبدیل میشه وذهن ناخوادگاه اینجا شرایطی رو برات به وجود میاره عادت‌هایی برات به وجود میاره که تورو تو اون موقعیتی که باور کردی قرار بده واسه همین که ما همیشه جای اینکه باورمون تغییر می‌دادیم واسه تغییر شرایطمون میومدیم جسمون زیر فشار قرار میدادیم وخلاف باورمون میخاستیم به هدفمون برسیم که موجب شکستمون میشد نه فقط رسیدن به لاغری باید برای رسیدن به هرچیزی اول از درونمون شروع کنیم تا بهش برسیم باورمون هرچیزی باشه ذهنمون مارو تو همون شرایط قرار میده عادت ها غذایی من : همیشه همراه تماشا تلویزیون فیلم حتما باید غذا میخوردم چه ناهار بود چه شام اگه حتی ده دقیقه جلوترم خرده بودم میومدم میوه شیرینی …میاوردم باش میخوردم کلا عادتم شده بود😤 کم آب میخوردم کلا یادم می‌رفت آب بخورم روزی یک لیوان آب میخوردم شایدم اصلا نمی‌خوردم جز روزهایی که خودم مجبور میکردم به آب خوردن که لاغر بشم الان از کار خودم خندم میگیره که چکارهایی میکردم 😂همراه غذا نان خوردن😢تو ناراحتی چیزی نمی‌خوردم غیر از اینکه مجبورمیشدم اونم تند تند میخوردم فقط میخاستم تموم بشه😤تومسافرت رفتن جایی رفتن اگه دوساعتم راه بود تا برسم حتما اولین کارم این بود چی بگیرم تو ماشین بخورم که بهم خوش بگذره😇واسه رفع بیکاری واسه نشون بدم شادم مواقعی حوصله نداشتم فقط همش دانبال خوردن بودم وفکرم دانبال خوردن بود 😣نوشابه نمی‌خوردم یا خیلی کم میخوردم میگفتم شکم میاره 🥺هرموقع غذای چربی میخوردم یا چیزی که از قبلا باورم شده بود چاقم می‌کنه از اولین لقمه که میخوردم میگفتم ای وای که چاق شدم بعد میگفتم واسه آخرین بارم میخورم دیگه اصلا نمی‌خورم از فردا 😊 تو عروسی رفتن تو پارک با دوستام رفتن مهمونی رفتن تمام فکرم خوردن بود وهمش میگفتم چی بگیرم یا چی میخان بدن خداکنم برنج…وبعد اتمام میگفتم چاق شدم رفت وخودم لعنت میکردم چرا جلو خودم نگرفتم 😭همیشه عادت داشتم راه به راه سر کنم تویخچال ومیوه ای چیزی بخورم یساعتی دوساعتی یبار 😌یادمه مامانم از دست من چیز هارو قایم میکرد 😄تند تند غذا میخوردم با حرص میخوردم انگار مث قحطی زده ها حمله میکردم 🥺عادت داشتم بعد اینکه یه هفته برنامه ای شروع میکردم واسه لاغر شدن زود به خانوادم دوستام میگفتم من لاغر شدم یا زود خودم وزن میکردم ببینم چیشده چقد کم کردم و همیشه یا اضاف کرده بودم یا همون بودم خیلی کم پیش میومد کم میکردم 😕خلاصه الان فهمیدم من چقد عادتها اشتباه داشتم که همش بخاطر باورهامه ولی اللان به جرعت میگم از فایل اول که شروع کردم خوردنم خیلی کم شده و بیشتر وقتم در حال گوش دادن به فایل هستم واصلا بدون اینکه بخوام خودم مجبور کنم خوردنم کم شده و اصلا انگار حرص نمی‌زنم واسه خوردن خیلی کم گشنم میشه وتمرین میل ندارم برام پیش نیومده که بگم چون اصلا ذهنم دیگه دانبال خوردن وپرخوری نیست واگه پیش اومد حتما انجام میدم با سپاس فراوان که وقت گذاشتید 🌹🌷🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروزان رضوانیان
      فروزان رضوانیان
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۱ ۱۱:۵۵
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      با سلام🌳
      در طی این دوره بارها وبارها به این نتیجه رسیدم که من خودم مسئول اضافه وزنم هستم که به طور ناخواسته وبا تکرار باورهای اشتباه در من شکل گرفته همین باور ارثی بودن چاقی ریشه خیلی عمیقی در من داشت که مکررا از زبان اطرافیانم میشنیدم که تقلای بی خود نکن تو از لحاظ ژنتیکی این شکل بدنی رو داری پس خودت رو اذیت نکن ولی من نمیخواستم تسلیم شده در برابر ژنتیک یاارث باشم وهمچنان به تلاشهای بی ثمر خودم ادامه میدادم ولی جدا از حرف دیگران یک باور خیلی قوی تری که داشتم این بود که علیرقم تلاشهای همیشگی ونتایج خیلی خوب مقطعی که داشتم ولی باز هم بعد از مدتی به همون شکل سابق برمیگشتم واین باور در من شکل میگرفت که تلاش من به اندازه کافی نبوده وفشار بیشتری احتیاج است واین سیکل معیوب همچنان ادامه داشت وعادات اشتباهی مثل خوردن همیشگی شکلات تلخ ویا خوردن یه خوراکی شیرین بعد از شام به خیال اینکه بدنم احتیاج داره وباور اینکه میوه زیاد خوردن باعث چاقی نمیشه من رو وادار میکرد که در مصرف میوه بسیار زیاده روی کنم چون هم خاصیت داره وهم سیر میشم ومهمتر اینکه چاق نمیشم در صورتی در دوره آموختم که زیاده روی در مصرف هر نوع مواد غذایی از جمله میوه قطعا باعث چاقی میشه پس به قول معروف کم وبه اندازه بخور ولی همیشه بخور 🌻
      چند روز پیش در کتاب فارسی دوم دبستان فرزندم خواندم که طبیبی در زمان پیامبر نزدایشان رفتند واز اوضاع بد کسب وکار خود گله کردند که در این شهر هیچ بیماری برای طبابت نزد طبیب نمیرود وپیامبر دلیلش را اینگونه فرمودند که اهالی این شهر موقع خوردن غذا به اندازه مصرف میکنند وقبل از سیری کامل دست از غذا میکشند واین امر باعث سلامت آنها شده است 🌼
      اگر ما هم قبل از شکل گیری باورهای اشتباه در خود طبق این روایت عمل میکردیم قطعا دچار اضافه وزن وعادات بد غذایی وطبعات چاقی نمیشدیم 💐
      ابتداعادات اشتباه درافرادچاق شکل میگیرد وسپس آن عادات باورهای اشتباه را بوجود میاورند وما به گمان ارثی بودن و ژنتیک وخیلی دیگر از باورها چاقی را به آن باورها نسبت میدهیم 💮💮💮💮💮💮🏵🏵🏵🏵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عشق
      ۱۳۹۹/۰۸/۳۰ ۰۰:۳۲
      مدت عضویت: 2619 روز
      امتیاز کاربر: 8717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 808 کلمه

      لاغری رایگان: عادت‌های چاق کننده (قسمت چهارم):
      هر بار که برمیگردم و فایل‌های رایگان رو گوش می‌کنم یک بار دیگه به این نتیجه میرسم که چقدر این فایل‌ها ارزشمند و عالی هستن.
      دیدن یا گوش دادن به این فایل‌ها هر بار مثل بار اول حس فوق‌العاده‌ای در من ایجاد می‌کنه. اصلا هر چند وقت یکبار دلم براشون تنگ میشه و دوباره به دوره‌ی رایگان رجوع می‌کنم و از محتواش استفاده می‌کنم و لذت می‌برم.
      کوله‌باری از درد و غصه و احساس گناه و بی‌چارگی در اثر چاقی، سال‌ها بر دوش من سنگینی می‌کرد اما با دست یافتن به این فایل‌ها موفق شدم اونو به زمین بذارم و این حس آزادی و سبک‌بالی که از اون زمان تا کنون با منه با تکرار این دوره تازه میشه و منو دوباره به وجد میاره.
      مطالبی که در قسمت سوم و چهارم توسط استاد ارائه میشه دنیایی اگاهی و اطلاعات ارزشمند در اختیار هنرجویان قرار میده که تکرارشون موجب درک عمیق‌تره و باورهایی محکم‌تر ایجاد می‌کنه.
      در این فایل صحبت از میل نداشتن میشه. من به عنوان هنرجویی که دوره‌های مقدماتی، پاکسازی و پیشرفته رو پشت سر گذاشتم تقریبا از همون ابتدای شروع اولین دوره این میل نداشتن رو بارها و بارها با خوشحالی تجربه کردم و لذتشو بردم و این حس بسیار متفاوت بوده با میل‌ندارم‌هایی که در گذشته به زبون میاوردم بدون اینکه واقعیت داشته باشه و فقط یک تظاهر بود به دلیل ممنوعیت‌هایی که برای خودم در نظر می‌گرفتم تا لاغر بشم ولی از درون ناراحت و عصبی بودم چون در حقیقت دلم می‌خواسته اون خوراکی رو که رد کردم بخورم.
      پس از ورود به سرزمین لاغرها بارها و بارها مقداری از غذامو اضافه اوردم و بدون اینکه چشمم دنبال باقی غذا بمونه خیلی درونی و خودبخود حس کردم که دیگه خوردن کافیه. قبلا هم غذامو باقی میذاشتم اما نه به دلخواه بلکه به اجبار، و نتیجه این بود که با وجود وزن کم کردن‌های مقطعی در طی سالها من چاق و چاق‌تر شدم.
      حالا اما به مرور کم‌کم دارم همچنان اب میشم. از تماشای تغییرات خودم لذت می‌برم‌. امروز انگشترهایی رو که داده بودم برام‌ تنگ کنن تحویل گرفتم و از دیدن حلقه‌‌هایی که به چشمم بسیار کوچک‌تر از قبل و بسیار دوست داشتنی بود ذووووق کردم. چه حس فوق‌العاده‌ای بود!
      مخصوصا سایزشونو تنگ‌تر از حد لزوم انتخاب کردم چون میدونم تا مدتی دیگه کاملا اندازه‌م خواهند بود و به مرور بازم گشاد خواهند شد. البته سایز انگشترا تغییر نمیکنه این انگشتان منن که به زیبایی باریک و باریک‌تر میشن…
      به تغییرات سایز انگشتم اشاره کردم چون مشت نمونه‌ی خرواره. جسمم هم به همون نسبت لاغرتر شده و از اون مهم‌تر، روحیه و افکارم دچار دگرگونی عظیمی شده و این بسیار با ارزش‌تره چون ریشه و دلیل تغییرات ظاهرمه.
      در فایل به تصمیم شیرینی نخوردن اشاره شده. منم بارها از این تصمیم‌های بی‌فرجام گرفته بودم، تصمیم‌هایی که همه‌مون نتیجشو میدونیم. اما حالا هر وقت مایل باشم و بخوام شیرینی می‌خورم و از این ازادی سپاسگزار و شادم.
      اکنون بر خلاف گذشته از توانمندی جسمم در سوزوندن شیرینی‌ و یا هر خوراکیی لذت می‌برم و در نتیجه لاغر میشم. خیلی وقت‌ها هم از میل نداشتنم لذت می‌برم و سپاسگزار این تغییرات درونیم میشم.
      یادم میاد شنیده بودم که اگه تا سی و پنج سالگی لاغر شدی شدی، نشدی دیگه بعد از اون اگرم لاغر بشی پوست شل و افتاده میشه. شنیده بودم بالای چهل سال دیگه اصلا نمیشه لاغر شد. شنیده بودم و باور کرده بودم اما به مرور تمام این باورها شکست و من خودمو بدنمو و توانایی‌هامو باور کردم. لاغری رو باور کردم و نتیجه این بود که وزن کم کردم اما نه پوستم شل و افتاده شد نه صورتم تکیده شد.
      خونده بودم که دیابت ارثیه و چون مادر و مادر بزرگم با گذشت زمان به دیابت نوع دو مبتلا شده بودن، منم انتظارم از خودم ابتلا به دیابت بود. علائمش هم کم‌کم خودشونو نشون میدادن، مثلا مثل مادرم هر دو ساعت یک‌بار قند خونم میفتاد و طوری دست و پا و بدنم به لرزه می‌افتاد و عرق سرد به بدنم مینشست و حالم بد میشد که دقت می‌کردم حتما به موقع چیزی بخورم تا به اون حالت‌ها دچار نشم. با شروع دوره همه‌ی این حالات از بین رفت. حالا خیلی کم پیش میاد من نیاز به میان‌وعده پیدا کنم معمولا بین وعده‌های غذایی کاملا سیرم و انرژی فوق‌العاده‌ای دارم. دیگه از بی‌حالی و شل و ولی گذشته خبری نیست.
      این‌ها رو نوشتم تا هم تو دوست ناشناسم رو به ادامه‌ی این روش تشویق کنم هم بار دیگه به خودم یاداوری بشه که از کجا به کجا رسیدم.
      من احساس خوشبختی می‌کنم و هر روز به خودم میگم خوشا به حال من!
      ضمنا استاد عزیز، شما رو در این فایل که احتمالا مربوط به حدود دو سال و‌نیم پیشه می‌بینم و با فایل‌های جدیدتون مقایسه می‌کنم، مشخصه در حال حاضر باز هم به شکل مشهودی لاغرتر شدید.بهتون تبریک می‌گم و از شما بابت تهیه‌ی این فایل‌های گرانبها سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار faridehhasani5455
        ۱۳۹۹/۰۸/۳۰ ۲۳:۱۰
        مدت عضویت: 2526 روز
        امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 106 کلمه

        خوشحالم برای دوستان همراهم ،که در مسیر تغییر وپیشرفت قرار دارن،،هر چقدر از فاصله مبداء تا مقصدمون آگاه باشیم،بنویسیم و باور کنیم ،ما درمسیر قویتری از پیشرفت قرار میگیریم،نوشتن و مرور کردن روند راه ومسیرمون مثل نشانه ها وتابلوهای جاده هستند که به ما کمک میکنن راحتر ومطمئن تر ادامه بدیم، چقدر این نتایج خوبو وآرامش بخشه،،فقط افرادی که مثل ما سالهای زیادی از عمرشونو تو مسیرهای چاقی و عوارضش گذرونده باشن، متوجه میشن ما از چه نوع آرامشی صحبت میکنیم،،،مسیرمون زیبا وسبزه ،،در حال لذت بردن هستیم ،تمرین میکنیم،عمل میکنیم ونتایج خودبخود، یکی پس از دیگری در راهند 😊براتون خوشحالم برای موفقیت های بینظیرتون ⚘⚘

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۴ ۱۹:۳۰
      مدت عضویت: 2560 روز
      امتیاز کاربر: 10160 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 477 کلمه

      اگه در ما باوری ایحاد بشه که طبیعیه که چاق بشیم پس در ما عادتهایی به وجود میاد که ما چاق میشیم ولی در این دوره لاعری با دهن برای ما طبیعی میشه که لاغر بشیم و رفتار و عادتهای ما تغییر میکنه تا ما متناسب بشیم

      به اندازه ای که باور ما تعییر کنه جسم ما هم تغییر میکنه به واسطه ی عادت های ما

      عادت رو من تعیین نکردم که بخواهم عوضش کنم با تغییر افکارم عادتهام تغییر میکنه پس در لاعری با دهن افکار من تغییر میکنه که باعث تغییر عادتهای من میشه

      گفتن عبارت دو کلمه ای میل ندارم برای چاقها سخته ولی الان من به راحتی میگم میل ندارم چون میدونم پرخوری حساب میشه میگم میل ندارم
      و هماهنگی بین باور و جسم به وجود بیاد نتیجه رقم میخوره مثلا:
      من فکر میکردم و باور داشتم چون قرص میخورم پس چاقم چون کم کاری تیرویید دارم چاقم چون غذام غیر رژیمی هست چاق میشم چون زایمان داشتم سایزم بزرگ باشه طبیعیه چون کم تحرکم و ورزش نمیریم طبیعیه که چاق بشم

      چون باور میکنم باید چاق بشم پس تند و تند گرسنه میشم و دستور خوردن میاد و من هم میخورم و چاق میشم

      من همیشه گفتم اشتهام زیاده و دست خودم نیست و خودم رو مقصر چاقیم ندونستم و گردن اشتهام انداختم و زود به زود گرسنه میشدم و میخوردم حالا با عذای کم کالری یا پر کالری و…
      و در من بعصی رفتارها عادت هست که باعث چاقی من شده :
      ریزه خواری میکنم
      از عدای روی میز هر چی موند موقع جمع کردن میز غدا میخورم
      از عدای بچه هام هر وقت خودم میخواهم بهش عدا بدهم میخورم
      صبح ها بعد از خوردن صبحانه کیک یا بیسکوویت میخوردم در حالت سیری میخورم
      قبل از ناهار حتما کمی از عدا حین سرخ کردن و اماده کردن میخورم
      در خانه ی مادرم از غذای روی گاز میخورم حتی اگه سیر باشم
      زیاده روی در خوردن عذایی که ازش خاطره دارم و مورد علاقه هست میکنم تا حالت تهوع و دل درد بگیرم
      خوردن چیپس و پفک هر شب یا یه شب در میون
      خوردن ته دیگه برنج قبل از ناهار به تنهایی
      خوردن شیرینی با چایی
      تست کردن مزه های جدید
      دوست داشتن تنوع در مواد عذایی
      خوررن عدا بعد از خواب بعد از طهری هر چند کم ولی میخوردم
      لدت تفریح و بیرون رفتن رو در خوردن زیاد میدونستم
      لدت سفر و عید نوروز و … رو در خوردن زیاد که همیشه در این ایام پر خوری میکردم میدیدم
      البته حالا خیلی از این عادتها رو ندارم ولی بازم مرورشون میکنم تا دهنم اگاه باشه و ا ونها رو بشناسه و با کمک استاد عزیز و دوره ی لاعری با ذهن جسم و دهنم در هماهنگی کامل باشن برای رسیدن به هدفم که لاعری هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahray1994
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۱ ۱۱:۴۹
      مدت عضویت: 2199 روز
      امتیاز کاربر: 600 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      من اصلا متوجه نشدم…بالاخره غذا خوردن چاق میکنه یا نه؟من سبک زندگی عجیب غریبی ندارم که بگم فلان رفتار من باعث چاقیه چون کارایی که من میکنم مثل بعضی وقتا دیر وقت غذا میخورم با برتج زیاد میخورم دقیقا تو خیلی از افراد لاغر هم هست.چطور من قبول کنم که این عادت اشتباهه و باید ترک بشه چون باعث چاقیه وقتی که همون لحظه ذهنم کسایی رو بیاد میاره که با این عادتها لاغرن ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم