خیلیها وقتی دلیل چاقیشون رو میپرسیم، سریع میگن: «ارثیه دیگه! از مامانبابام بهم رسیده!»
اما واقعیت اینه که یکی از اصلیترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژنها، بلکه عادت های چاق کنندهایه که کمکم، بیصدا، از دلِ سبک زندگیمون رشد کردن.
این عادتها، نتیجهی یهسری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی میبرن که وزنمون رو بالا و بالاتر میبرن.
😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟
تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری میگن:
🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمیشه کرد!»
اما یه سوال ساده:
🧐 واقعاً چاقی ارثیهست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

بلکه از همون عادت های چاق کنندهای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل میشن!
💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمیشم؟!» یه نکته عالی گفته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
💡 این نشون میده چاقی خیلی وقتا نتیجهی اون باورهاییه که باعث شکلگیری عادت های چاق کننده میشن.
پس اگه من میخوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.
✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:
«اگه اینو بخورم، چاق میشم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمیبینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…
📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنیمون رو از چاقکننده به لاغرکننده تغییر بدیم.
🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعیتر از همیشهست!
هنوز خیلیا باور نمیکنن که میشه با قدرت ذهن لاغر شد!
تا بهشون میگی «با ذهنت لاغر شو»، یهجوری نگات میکنن انگار گفتی:
🍲 «با فکر کردن قرمهسبزی درست کن!» 😄
ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!
مطالعهای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به اینکه فعالیتهای سادهمون (مثل خونهداری یا پیادهروی) نوعی ورزشه، میتونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲
🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر میذاره!
چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهنمون تکرار میشه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی میسازه…
حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:
🤷♀️ اگه قدرت ذهنی همهمون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟
🧩 پاسخ سادهست: چاقی، نتیجهی عادت های چاق کنندهست!
همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمیکنیم…
مثل چی؟
- 🍿 خوردن بیاختیار موقع تماشای سریال
- 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
- 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
- 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات
🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!
💡 ولی خبر خوب اینه که همونطور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، میتونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همهچی از ذهن شروع میشه
ما معمولاً فکر میکنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگهست!
🎯 چاقی از ذهن شروع میشه.
همهچی از اون لحظهای شروع میشه که یهسری افکار پنهونی، آرومآروم تو ذهنمون جا خوش میکنن.
🧠 افکاری که کمکم تبدیل میشن به تصاویر ذهنی چاقی…
مثلاً خودتو تو آینه تصور میکنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال میگردی، یا همیشه احساس میکنی اضافهوزنت زیاده.
اینجاست که یه اتفاق مهم میافته:
ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهنمون ثبت میکنیم 😕
و ذهن، برای اثبات این انتظار، یهسری رفتار طراحی میکنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.
- 🍪 خوردن بدون گرسنگی
- 😣 ریزهخواری موقع استرس
- 🍕 پرخوری از ترس اینکه “شاید دیگه گیرم نیاد!”
- 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی میشه!
با دقت به نکات این جلسه، متوجه میشی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…
و مهمتر از اون:
چطور میتونی آرومآروم، این عادتها رو با عادتهای متناسبکننده جایگزین کنی 💚

دلیل اصلی چاقی
چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاقکننده هستند. 🤔
این رفتارها به واسطه افکار چاقکنندهای شکل میگیرند که نگرشهای ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد میکنه. 💭
در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:
۱. نگرش ضعیفکننده 💔
۲. نگرش قدرتدهنده 💪
وقتی به هر دلیلی فکر میکنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونیتون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔
یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون میگیرید و به غذا میدید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل میگیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف میکنیم، تعیینکننده وضعیت جسمی ماست.” 😞
اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمیتونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷♀️
همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمیتونن به اندازهای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕
حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور میتونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨
قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔
تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر
تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آنها درباره خودشان است. 🧐
هیچ انسان لاغری به خودش نمیگوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچکدام از آنها عقیده ندارند که غذایی که میخورند باعث چاقیشان خواهد شد. 🍽️
نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شدهاند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را میشناسیم که به مراتب بیشتر از ما میخورند و حتی فعالیت روزانه آنها کمتر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی میمانند. 🤔
این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشاندهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفتهای زیاد بشر در زمینههای مختلف، هنوز نگرشهای اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡
این تفاوتهای ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرشها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌
تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن
برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.
باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامههای رژیمی و ورزشهای سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهمترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠
مهمترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡
وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنشهای رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪
این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، بهطور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما میشوند. 🔄✨
⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت های چاق کننده
آگاهی از تفاوت عادتهای خود با افراد متناسب به ما کمک میکند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی سادهتر و منطقیتر خواهد شد.
مرحله اول:
برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.
- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
- عادت های چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟
- لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.
به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاقکننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاقکننده تبدیل میشود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمیتوانم لاغر شوم.
بعنوان مثال من عادت داشتم با وعدههای غذایی نان میخوردم و تصور میکردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود میدانستم.
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی میکنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانیها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.
ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 287 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام و درود به دوستان و استاد عزیزم
عادت های چاق کننده :
عادتهای زیادی دارم که همون عادتها باورهای رو در من به وجود آورده
که منو رو به سمت چاق شدن سوق داده است
من همیشه عادت دارم که وقتی سیر هستم هم همراه با بقیه موقع ناهار غذا بخورم
من عادت دارم به غذاها ناخنک بزنم
من عادت دارم ریزه خواری کنم
عادت دارم هر روز برنج بخورم
عادت دارم اگه شیرینی دیدم نه یکی نه دوتا و چند تا از اون شیرینی ها رو بخورم
من عادت دارم همراه چای خرما یا بیسکویت
یا هر جیزی
فقط شیرین باشه
عادت دارم به نون زیاد خوردن
عادت دارم به پرخوری
عادت دارم تا جایی غذا بخورم که بعدش حالم بد بشه
من خیلی ریزه خواری و پرخوری داشتم چند ماه پیش و معده درد هم داشتم
و رفتم دکتر برای معده دردم
و یه لیستی بهم داد که این غذاها رو خورم
و چون دکتر دستور داده بودن تونستم به راحتی
خیلی چیزها رو نخورم
و یک عادت جدید در خودم به وجود اوردم
میخام بگم که آدم دست خودشه میتونه به راحتی یه عادت رو حذف کنه
مثلا من دیگه ریزه خواری نکردم خیلی چیزها رو نخوردم
و اصلا برام مهم هم نبود
پرخوری هم حذف شد
و حالم هم خیلی بهتر شد توی این دو ماه
به راحتی عادت های بد و ترک کردم
در صورتی که اگه دکتر پیشنهاد چیزی برای خوردن و نخوردن نداده بود من هنوز به عادت هام ادامه داده بودم
استاد بعصی چیزها رو نخوردن بخاطر معده درد هم رزیم حساب میشه؟
من همش فکر میکردم این یه رزیمه
و من بعد از دو ماه اومدم مسافرت
الان تو مسافرت این طرز فکر رو دارم
که الان که اومدی مسافرت بخور راحت باش
دیگه پیش نمیاد از این فست فودها
بخور خیلی خوشمزه هستن
تو مسافرت اشکال نداره
بخاطر باورهای که از مسافرت دارم
یه عادت های در من به وجود اومده که منو ترغیب به خوردن میکنه
از روزی که اومدم مسافرت باز ریزه خواری ها پر خوری ها فست فود خوردن و شیرینی خوردن و اضافه بچه ها رو خوردن شروع شده
و هر بار به خودم قول میدم که از فردا دیگه شیرینی نمیخورم اینو نمیخورم
ولی باز هم به قولم عمل نمیکنم
امروز فهمیدم که باور اینکه مسافرت اومدن باید بخوری لذت ببری
بیخیال همه جی
این باور عادت های رو در من به وجود آورده
که خلاف میل من هس و من نگران این رفتارم شدم
و میتونم از امروز یکی یکی عادت هام رو بزارم کنار
مثلا دیگه امروز خرما رو چند چندتا نخورم
میتونم یه دونه بردارم
یا ریزه خواری نکنم
و تا زمانی که گشنه نشدم غدا نخورم
و تکرار این رفتارها به عادت تبدیل میشه
مگه عادت چیه ؟.تکرار یه رفتار رو بهش میگن عادت
من از امروز این رفتارم رو تکرار میکنم
۱-ریزه خواری نمیکنم ۲-با چای شیرینی یا شکلات نمیخورم ۳-چای اصلا نمیخورم چون برای معده ام خوب نیس
۴-به اندازه نیازم غذا میخورم
به مدت چند روز تکرار کنم به عادت تبدیل میشه 👍
استاد یه باور دیگه دارم که امروز متوجه شدم که جرا با نخوردن من سرم درد میگیره
امروز فهمیدم این باور هستش
که من اگه غدا نخورم سرم درد میاد
چه جوره تو رمضون یا بعصی روزها من اصلا کلی از ساعات روز چیزی نمیخورم سرم درددنمیاد
ولی بعصی روزها سردرد میگیرم
پس سردرد من از باور به نخوردن هستش
چون نخوردی حالا وقتشه سرت درد بیاد
یا وقتی میرم بیرون برای خرید میگم بیرون رفتن سر منو درد میاره و
بیشتر اوقات وقتی میرم بیرون سرم درد میاد
چون باور هستش و باور به موقع میاد بالا
چرا برخی افراد به راحتی از کلمه میل ندارم استفاده میکنند ولی شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
چون ما همیشه میل داریم به خوردن😃
به ما یاد دادن هر جیزی بهتون تعارف کردن بردارین
و هر بار که سیر هم باشیم چیزی تعارف کنند برمیداریم میگیم بعدا میخوریم
و اصلا از این کلمه خیلی استفاده نکردم
کلمه ی میل ندارم برای افراد متناسب راحت و اسونه
و بهراحتی نه میگن و نمیخورن
و از اصلا تو فکرش هم نمیرن
ولی ما اگه بگیم میل نداریم همش تو فکرش میریم کاشکی برداشته بودم چرا برنداشتم
چرا گفتم میل ندارم
این جمله برای افراد چاق کم پیش میاد که بتونه بگه
چون تمام ذکر و سر خوشی افراد چاق خوردن هستش
و در هر شرایطی میخاهیم از خوردن لذت ببریم
استاد ممنون و سپاس بابت فایل های عالیتون🙏
با سلام احترام واقعا مواجه شدن با میل ندارم کار سختی به باور این باید به این برسم که اگر اشتها ندارم و سیر هستم مواد غذایی استفاده نکنم و عادت داشتم بعد از غذا خوردن برای هضم غذا میخوابیدم سنگین میشدم ، ولی شروع کردم بعد وعده غذایی نخوابم لاغرها بعد غذا نمیخوابن و تحرک دارن و الان هم عادت کردم هر روز صبح پیاده روی و ورزش کنم و عادت میکنم پر خوری نکنم و تمرین میکنم سپاسگزارم از استاد عزیز و از اینکه مطلب خواندین متشکرم لاغر شدن برام لذت بخش داره میشه امیدوارم شما عزیزان هم لذت ببرید از تغییر عادتهای غلط به عادتهای با ارزش با تشکر
به نام خداوندی که عاشق ماست
سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان عزیز
اولین نکته ای که واقعا به نظر من رسید بعد از دیدن و بررسی این گام این بود که
به چه کسی گوش میدهید؟؟؟!
واقعا به چه کسی گوش میدم، چطور به خودمون اجازه میدهیم هر فردی فرمول های ذهنی مارو دستکاری کنه و تغییر بده
چه در زمینه لاغری چه در زمینه ثروت و روابط و هر خواسته ای که داریم
نکته ای که برای بنده خیلی روشن شده این هست که وقتی به فرد درست گوش بدید
صدا اون فرد و صوت باعث ایجاد افکار در مغز ما میشه،اون افکار تکرارمیشه و تکرار میشه(میشه با تکرار اون تلقین و صحبت باشه) و این فکر فرمول سازی میکنه و در نهایت با توجه به اون فکر تصمیم میگیریم و رفتار میکنیم
رفتار هم تکرار و تکرار میشه و در نهایت
«عادت» شکل میگیره
سوال بعدی اینکه عادت های چاق کننده چیست؟
عادت های هستند که ۱۰۰ درصد افراد چاق اون عادت رو دارن مثل:
ناخونک زدن غذا
ولع و اشتها خیلی زیاد برای غذا
خوردن حتی پس از سیری
ایجاد ترکیب های مخصوص هر فرد برای خوردن
نون+غذا سر سفره
کلوچه/شیرینی/کیک+چایی
عادتی مثل خوردن باقی مونده غذا های بقیه
خوردن غذا های دیگران بعد از اتمام غذای خود
ریزه خواری
پرخوری
این مورد رو نمیدونم ولی خودم دارمش اینکه همش در یخچال رو باز میکنم و میگردم بهر امیدی و بهر خوراکی
خوردن به هر بهانه ای:تعارف کردن بده وردار(کسی دست باباشو رد نمیکنه که)
وردار بخور مهمونیه،وردار بخور عروسیه(پول دادیم،کادو دادیم،حرف صد من یه غاز)
هیئت بخور،چند تا هم اضافه بگیر خونه ببریم بخوریم(نکنه مسلمون نیستی نمیخوری نکنه قبول نداری!!!😐)
رستوران سلف سرویس تا میتونی بردار بخور ۱۰ برابر پولشو گرفتن از ما فقط بخور
مهمونیه عیده بچها حواستون جمع باشه تا میتونید بخورید مخصوصا اگه موز آوردن،اجیل فقط پسته و بادوم هندی،شیرینی، تا میتونید بخورید ضربه اقتصادی بزنید
مهمونی خونه فلانی داریم میریم خیلی وقته دعوت نکرده خیلی هم وضعشون خوبه بریز بپاش دارن،فقط بخورین
این کال تو اکشن ها و توجیهاتی هست که ذهن مسموم به چاقی برای اقدام میاره دقیقا مثل فردی که از درس بدش میاد و به هر روشی فرار میکنه این هم به هر روشی میخواد به تارگتش که چاقیه برسونه خودش رو
عادت های چاق کننده من
ساندویچ باید دو نون بخورم اصلا راه نداره
بعضی مواقع و نه همیشه با غذا نون بخورم
همیشه سر یخچال هستم و دنبال جستوجوی چیزی هستم فکر کنم یخچال خونه ما گوگل باشه
خوردن سس مایونز با ترکیب غذا ها
خوردن سس چه قرمز چه سفید با غذا هایی که معمولا با سس خورده نمیشن فقط برای طمع بهتر میخورم
ساخت ترکیب های غذا توسط خوردم(کوچیک بودم شربت آناناس رو با نون بربری میخوردم😐)
تموم کردن غذا به هر قیمتی،حتی اگه غذای داخل بشقاب خودم نباشه مثلا یه تیکه نون روغنی که با کباب مونده و خورده نشده باید سهم من باشه
وقتی آبگوشت میخورم بایدنون زیاد تلیت کنم (البته این رو خیلی مطمئن نیستم عادت چاقی باشه ولی احتمالش هست)
و در نهایت میتونم بگم نمونه عالی برای تمام این عادت های چاق کننده دادشم هست
همین امشب یه دونه بستنی خوردن بود و ۱۰ دقیقه بعدش کیک میخواست بخوره هر موقع
به شدت پرخور تقریبا بیشتر خوراکی ها خونه رو میخوره
خیلی هم ریزه خواری داره
همیشه سر یخچال هست و دنبال خوراکی
برای عادت نون خوردن با غذا یکی از دوستانم در دانشگاه رو میشناسم که همیشه خدا با خودش نون میاره و با غذا میخوره ولی لاغر لاغر
از برادرم درباره چاقی ازش میپرسم
میخنده براش مسخرس!!
اصلا معنی ندارد براش معنی ندارد و به همین شکل فرمول های ثابت مونده
در نهایت مهمه که به چه کسی گوش میکنید چون مسیر شما رو تعیین میکنه
از استاد عزیزم و دوستانم ممنونم 🙏🏻
نشان های دریافت شده
سلام ب شما ب دوست عزیز
دلم خواست بنویسم ومن ب حرف دلم گوش دادم
این نکته رو توجه داشته باش ک هیچ کس قدرت نفوذ ب ذهن ما رو نداره ما خودمون اون ها رو باور کردیم هیچ کس قدرت اینو نداره ک ب زور ی باوری ی حرفی رو تو مخ ما بکنه
بدبختی ماحرا اینجاست بعد اگاهی وعمل نکردن میبینی کوخودت داری بخودت اسیب میزنی چقدر درد داره
شاید اونها یبار بما سیلی زدن اما ما با اون سیلی بدترشو هزاران بار بخودمون میزینم
میام میگن شاید بحث اراده هس بعد میگم چ اراده ای اصلا بحث اراده نیس اگه بحث اراده باشه من از همه باراده ترم یا کدوم فرد لاعری برای متناسب بودن اراده کرده همت کرده همینطور خود ب خودی متناسبه زجری نمیکشه اما ما برای چاق بودن رنج میکشیم درد میکشیم روحمون تو عذابه پس بحث چیه بحث فقط نبودن با هرلحظه هس نبودن با خودمون با غم هامون من انگار اون خلا های دورنیمو با خوردن خاک میکنم
ی توصیه ای ک دارم از افراد لاعز اطرافتون با این پرسشها ب نطر من فرمول جدید رو انگار داریم بهشون پیشنها میدیم واونها رو هم انگار ب شک وا میداریم ب هدایتشون ب این مسیر من خیلی وقته خودم دیگه سعی میکنم ب دخترم نگم
دخترمن متناسبه خودش مدام یخچال باز میکنه ومیبینده انگاربدون اینک اصلا چیزی بخوره
وخومون رو مقایسه کردن باعث میشه از خودمون بدنمون متنفر بشیم ک چرا اونها زیاد میخورن ما نمیخوریم پس بخوردن دیگران ب رفتار دیگران هم توجه نکن مگر برای اثبات باورها
ارزوی موفقیت دارم براتون
سلام وقتتون بخیر
خیلی ممنونم بابت نظر خیلی عالی که نوشتن،واقعا درسته و باهاتون موافقم،خیلی از افراد موفق رو دیوانه خطاب کردن یا بهشون پشت کردن یا مسخره کردن ولی اونها در برابر نفوذ منفی دیگران یا نگرش منفی اونها بسیار بسیار مقاوم بودن،چون به مسیرشون و به خودشون ایمان دارن،من حقیقتش این مشکل عزت نفس و اعتماد به نفس رو دارم که میدونم با لاغر شدنم خیلی کم میشه و رفع میشه و قصد دارم از مطالب سایت به تناسب فکری رسیدن و به رشد و پیشرفت توی هر زمینه استفاده کنم چون ما از کودکی خیلی فرمول غلط داخل رهنمون بارگذاری شده، که به جرئت میگم۹۹ درصد اونها توهمی بیش نیست
اگه این پیام رو خوندید ممنون میشم از تاثیر لاغری روی عزت نفس و اعتماد به نفس بگید چون من روی این مورد چالش زیادیی داشتم
ممنونم🙏🏻
نشان های دریافت شده
با سلام
اینقدر خوب عادتها را نوشتین که متوجه شدم من هم چندتا از این عادتها رو دارم .
مخصوصا من هم تا میام خونه یا ذهنم بیکاره یا خسته ام در یخچال را باز میکنم و دنبال چیزی میگردم که دلم نمیخواد بخورم و فقط باز میکنم و میبندم ، بدون اینکه چیزی بردارم . حس کردم شاید این عادت من نشانه ای داشته باشد که کامنت فریبا خانم را خواندم که بعضی وقتها برای جبران خلا ها و کمبودها سعی در پر کردن اون جای خالی داریم که برای من پیام ارزشمندی داشت .
درخصوص عزت نفس هم که صحبت کردید ،شاید یک دلیلی باشه ولی اصلیش نیست ، چون عزت نفس برادر منم صدمه خورده و ما در یک خانه بزرگ شدیم و او متناسب است و من اضافه وزن دارم . در اصل مفهوم عزت نفس خیلی ریشه ای و گسترده است .
همین که با این دید و با نوشته ی قوی ،شروع به حرکت کردید ، قطعا به شرایط و دستاوردهای بالاتری نسبت به الان را در اینده تجربه میکنید . چون تغییر اصلی ،در سفر به درون است و در این سفر ، شناخت خودمون و اجزای بدنمون و هوشمندی این سیستم خیلی در درک و جهانبینی و رسیدن به بینش والاتر کمک میکند .
موفق باشی
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
میخوام بگم که دوره دوازده قدم واقعا عالی هست و به نظرم هر کسی واقعا با همین دوره اگر بارها بارها مطالب را دوره کند و تمرینات آن را انجام دهد میتواند متناسب شود چون آگاهی ها و اطلاعاتی را به ما میدهد که واقعا عالی و درجه یک هست .من قبلنا واقعا سابق نداشته که بگم میل ندارم ولی بعد از گذراندن یک دوره دوازده قدم به راحتی میگم میل ندارم مثلا همین دیشب رفتیم کافه محال بود من به بستنی بگم نه ولی به همسرم گفتم بیا به جا دوتا یدونه سفارش بدیم و باهم بخوریم یدونه آیس پک جز محالات بود به نظرم یک زمانی بعد تازه آوردن و من یکی دو قاشق خوردم بعد به همسرم گفتم خودت بخور من واقعا نمی توانم بخورم میام نمیکشه و نخوردم حتی قبلنا خواهرم بستنی اگر نمیخورد میداد به من ولی دیشب بهم گفت بیا بخور گفتم نه من واقعا میل ندارم برای خودمونیم سعید خورد مثلا قبلنا با خواهرمینا میرفتیم بیرون و از آن جایی که شوهر خواهرم متناسب هست همیشه میدیدم که یک سری چیزها را نمیخورد و جای تعجب داشت برام که چطور نمیخوره ولی الان میدونم چرا نمیخوره و خودم هم دارم یواش یواش به اون سمت کشیده میشم من عادت داشتم صبح ها ساعت هفت و نیم هشت نهایت صبحانه را بخورم ولی الان چند وقتی شده که از صبح بلند میشم حداقل تا ساعت دوازده میلی به خوردن ندارم و احساس سیری دارم حتی بعضی وقتها این سیری تا ساعت دو سه بعد از ظهر ادامه پیدا میکنه و من همچنان میل به خوردن ندارم و واقعا با تغییر باور عادت ها تغییر میکنه و یواش یواش به سمت متناسب تر حرکت میکنم چون این طبیعت بدن من هست که لاغر باشد و متناسب و هیچ قدرت خارجی توانایی چاق کردن یا لاغر کردن مرا ندارد و همه چیز در ذهن من هست خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت بابت همه چیز
نشان های دریافت شده
به نام الله مهربانم
سلام و آرزوی یک عالمه حال عالی برای همه
الهی شکر که باز هم دری از آگاهی به رویم باز شد
الحمدلله رب العالمین
بحث امروز ما درباره عادتها بود
اول اینکه عادتها واقعاً چی هستند؟!
همون نقطه اختلاف انسانهای چاق و لاغره،
همون عامل چاق شدن یا عامل لاغر ماندنه،
همون عامل پیشرفت یا عامل زمین خوردنه،
عادتها همون رفتارهایی هستند که قبلاً گفتیم ما نمیتونیم اونها را انجام ندیم چون اصلاً دست ما نیستند و از باورهامون شکل گرفتن
و اگه بخوای عادت ها را تغییر بدیم با فشار زیادی که به ذهنمون و جسممون وارد میکنیم فقط حال خودمون رو بد میکنیم
وقتی ما باورمون این باشه که چاق میشیم و طبیعیه که چاق باشیم ذهن ناخودآگاه ما عادتهایی رو برای ما شکل میاره که جسم ما رو شبیه به باور ما کنه به این عادتها، عادتهای چاق کننده میگیم
عادت ها از باور ما هستند که به وجود میان به طور کلی میتونیم بگیم که عادتها مثل یک سیم رابط هستند که جسم ما رو با باورمون هماهنگ و شبیه میکنه و به هم متصل میکنه
یعنی همونطور که استاد گفتن اگه ما از سه بخش (جسم- عادت – باور )تشکیل شده باشیم این عادت نقشش این وسط اینه که همان باور که( از توجه کردن ما به موضوعات و فکر کردن و صحبت کردن درباره اونها )به وجود اومده رو الگوی خودش قرار بده و جسم ما شبیه همون الگو در بیاره
پس حالا که معلوم شد من هیچ دخالتی در عادتها نمیتونم داشته باشم و اگر داشته باشم فقط با خودم دارم جنگ میکنم
میتونم باورهام رو تغییر بدم بقیهاش به عهده ذهن ناخودآگاه منه
من با توجه کردن به لاغری و دائم فکر کردن به اون باور میکنم که میتونم لاغر بشم
میبینم که ذهن ناخودآگاه من عادتهایی را در من شکل میده که جسم من رو شبیه همون باور و انتظار من از جسمم در بیاره
بدون هیچ درد و رنجی جسمم تغییر میکنه
پس اینکه بارها تصمیم بگیریم که این عادتها را عوض کنیم کاملاً بیفایده و الکیه
تا کی میتونی با خودت بجنگی؟! تا کی میتونی با عادتهایی بجنگی که با اعمال فیزیکی هیچ وقت فرمول و دستورالعملشون عوض نمیشه و اونها موظفند که به اون فرمولها عمل کنند؟!
از آنجایی که عادتها به خوبی به دستورالعملهای فرمول خود عمل میکنند تا زمانی که اون فرمول و دستورالعمل تغییر نکنه عادت ما تغییر نخواهد کرد
پس به جای اینکه تصمیم الکی بگیری که عادت هات رو تغییر بدی دست به کار شو و فرمول هات رو تغییر بده
مگه تو تصمیم گرفتی که پرخوری کنی یا چاق بشی؟!
نیاز به تصمیم گرفتن نداره که بخوای لاغر بشی
فقط باید فرمولها رو عوض کنیم و اونوقت شاهد جسم شگفت انگیز خودت باشی
این درکی بود که از این فایل داشتم.
حالا میریم سراغ تمرینات:
جواب کامل این دو تا سوال رو در طالب بالا اول صحبتهام دادم
پس میریم سراغ سوالهای بعدی یا علی مدد
خب من اینجا یه چند تایی رو میگم اما توی دفترم حتماً یه لیست مینویسم البته نیاز به خیلی وسواس بودنم نداره
من یه عادته که دارم اینه که به جای قند همراه چای شکلات، بیسکویت، کلوچه ،خرما هر کدوم از اینا باشه میخورم
آدرس دیگهای که دارم علاقه زیادی به خوردن نان دارم مثلاً همین ظهر که غذا مرغ بود بعد از خوردن غذام ذّره مرغی که توی دیگ مونده بود رو با نون بربری خوردم
و من واقعاً به نون علاقه زیادی دارم مخصوصاً اگه تازه باشه
دختر خالم که کلاً علاقه زیادی به خوردن قند و شعر نجات دارد اما لاغره
یا اون یکی دختر خالم که راحت نون رو میخورد بعضی وقت ها کنار غذا هم میخورم اما اونم متناسب
اما خوب باید برم و دلایل محکمتری هم پیدا کنم و به نظرم این تمرین لذت بخش باشه
من به نظرم حتی بعضی از لاغرها هم فکر میکنند که این کلمه فقط برای افرادیه که میخوان کلاس بگذارن
اون افرادی که میتونن به راحتی از کلمه میل ندارند استفاده کنند که معمولاً هم لاغر هستند
طبق نیاز واقعی خودشون حرف میزنند
البته خب بعضیها هم هستند که از این کلمه به عنوان اینکه بخوان کلاس بزارن استفاد میکنند
منم بعضی وقتا میتونم از این کلمه استفاده کنم
اما یه وقتهایی واقعاً نمیتونم بگم ندارم چون اگه بگم الکی گفتم و تعارف کردم
به خاطر دستکاری شدن فرمولهای ذهنیم نمیتونم از این کلمه درست استفاده کنم
ومطمئنم که همه اینها با تغییر فرمولهای و باورهای ذهنی درست میشه
استاد ممنونم بابت تمام توضیحات عالیتون
هر کجا هستید در پناه حق باشید
یا حق مدد
درود بر دوستان متناسب . اگر اشتباه نکنم بیشتر از شش بار ویدیوی آموزشی رو دیدم . در زمان هایی که استاد در مورد ارتباط بین باور ، عادت و جسم صحبت می کردند مثال های زیادی رو برای خودم ترسیم می کردم . اولین چیزی که در ذهنم ترسیم کردم این نمودار بود
تکرار اطلاعات ——» باعث ایجاد باور می شود——» باور ها شروع به ایجاد یک سری عادت می کنند——-» تکرار عادت ها باعث ایجاد چاقی در جسم می شود
تکرار اطلاعات و داده های چه توسط خود ما و چه توسط خانواده ، اجتماع ، رسانه ها باعث ایجاد باور در ما میشن مثلاً چاقی ارثی هست ، یا غذا باعث چاقی میشه ، یا یکسری داروهای خاص باعث چاقی میشه و …. از اونجایی که ما دائما در بمباران این اطلاعات قرار داریم و به صورت کاملا ناخودآگاه بارها و بارها این اطلاعات رو در ذهن مون مون مرور می کنیم ، اطلاعات ما تبدیل به باور ما میشن که در پر قدرت تمرین بخش وجود یعنی ناخودآگاه ما جایگزین میشن . خوب از اونجایی که ناخودآگاه ما مثل غول چراغ جادو می مونه و منتظره ما دستور بدیم تا سریعا خواسته ما رو بر آورده کنه ، به سرعت وارد عمل میشه و شروع میکنه به عادت سازی برای ایجاد یک جسمی که همسو با باورهای ما باشه .
مثال دیگه ای که در ارتباط با ارتباط با باور، عادت و جسم چاق ، توی ذهنم نقش بست درخت بود ، بله درخت!
خاک باغ حکم ذهن ناخودآگاه ما رو داره ، باورهای ما حکم ریشه ی درخت ، عادات ما حکم تنه درخت و جسم چاق ما حکم شاخ و برگ و میوه های درخت . در مقابله با اصلاح چاقی ما همیشه رفتیم سراغ چیدن شاخه و برگ ها ، غافل از اینکه ایراد در ریشه درخته ، تا ریشه درخت رو اصلاح نکنیم نمی تونیم انتظار نتیجه متفاوتی داشته باشیم . شما نمی تونید از درخت سیب انتظار داشته باشد که آلبالو بده ! ما در تمام روش هایی که برای لاغری در پیش گرفتیم عملا رفتیم سراغ نتیجه باورهامون که جسم ماست ، در حالی که این جسم هییییچچچچ نقشی در چاقی ما نداشته . بلکه ما با عادت های اشتباه که نتیجه باورهامون بوده این جسم چاق رو خلق کردیم . پس باید با اصلاح باورها و تکرار اون ها ، عادت های جدیدی رو ایجاد کنیم که نتیجه این عادت های صحیح چه بخواهیم چه نخواهیم تناسب اندام هست .
اگر بخوام مورد از عادت های چاق کننده ای که دارم و بیشتر خودنمایی می کنه رو نام ببرم، اولیش ترس از مواد غذایی هست ، با اینکه خیلی به خودم القا می کنم که مواد غذایی باعث چاقی نیست اما هنوز هم وقتی میخوام غذا یا تنقلات بخورم هنوز گوشه ذهنم میاد که غذا عامل چاقیه در حالی که همکار خانمی داشتم که هم غذا خیلی بیشتر از من می خورد هم انواع و اقسام شکلات و بیسکویت رو در کشوی میزش داشت اما دریغ از یک گرم اضافه وزن . البته باید بگم که اگر کسی که نرمال غذا میخوره مقدار غذا خوردن من رو ببینه قطعا با تعجب میگه همینقدر غذا میخوری ؟! چون با دیدن جسمم باورش نمیشه که غذای ما اینقدر کم باشه .
عادت اشتباه دومم ریزه خواری هست که البته نسبت به قبل خیلی خیلی کم شده اما هنوز به صورت کامل بر طرف نشده .
و عادت بعدی اینه که با توجه به اینکه من و همسرم شاغل هستیم فقط وعده شام رو در طی هفته در کنار هم هستیم و بارها پیش اومده که گرسنه نبودم اما اول از سر عادت و بعد به دلیل همراهی با همسرم حتی اگر گرسنه نبودم اقدام به خوردن شام کردم . قبلاً باور داشتم که شام چاق می کنه اما با اطمینان میگم که الان همچین اعتقادی ندارم اما قطعاً وقتی که احساس سیری داری و غذا میخوری میشه همون عادت اشتباه ایجاد شده در مسیر افزایش وزن باشه .
از عادت های هم که قبلاً داشتم و خوشبختانه موفق شدم ترک شون کنم اینه که عادت داشتم در محل کار با چای بیسکویت بخورم ، اونم نه یکی حداقل چهار تا پنج تا ، اگر در منزل بودم هرگز این کار رو انجام نمی دادم اما به محض اینکه در محل کار قرار می گرفتم این عادت به صورت اتومات تکرار میشد.
عادت دیگه ای که موفق شدم کنترل کنم این بود که اگر غذا نخورم سر درد می گیرم ، راستش اصلا یادم نیست که چه جوری این عادت ترک شد اما یه چیز رو مطمئنم که عدم توجه و تمرکز روی یک باور اشتباه هم می دونه در تغییر یا حذف اون عادت موثر باشه و الان حداقل سه سال هست که در هیچ حالتی حتی اگر گرسنه باشم سر درد نمی گیرم 💪
یه عادت اشتباه دیگه ای که داشتم این بود که اگر بیسکویت یا شکلات یا خوراکی که داشتم باید تا تهش میخوردم ، یعنی اگر نمی خوردم اصلا خیالم راحت نمیشد ، اما الان به خوبی می تونم در مقابل تنقلات خودم رو مدیریت کنم . نه اینکه اصلا از این خوراکی ها استفاده نکنم ، می خورم اما به اندازه . دیگه هول نمی زنم و به قول قدیمی ها چشمم دنبال غذا نمیدوه.
در کل احساس می کنم که خیلی گام های موثری در مسیر تناسب اندام برداشتم . درسته که وزنم هنوز ایده آل نیست اما ایمان دارم که این فرمول های صحیح ذهنی در کنار یادگیری فرمول های جدید در زمانی مناسب که بسیار نزدیکه به صورت اتومات عمل میکنه و تناسب اندام بدون هیچ دردسری در من ایجاد میشه درست همون طوری که یه زمانی چاقی در جسم من ایجاد شد.
درود بر دوستان متناسب . اگر اشتباه نکنم بیشتر از شش بار ویدیوی آموزشی رو دیدم . در زمان هایی که استاد در مورد ارتباط بین باور ، عادت و جسم صحبت می کردند مثال های زیادی رو برای خودم ترسیم می کردم . اولین چیزی که در ذهنم ترسیم کردم این نمودار بود
تکرار اطلاعات —–» باعث ایجاد باور می شود—–» باور ها شروع به ایجاد یک سری عادت می کنند——» تکرار عادت ها باعث ایجاد چاقی در جسم می شود
تکرار اطلاعات و داده های چه توسط خود ما و چه توسط خانواده ، اجتماع ، رسانه ها باعث ایجاد باور در ما میشن مثلاً چاقی ارثی هست ، یا غذا باعث چاقی میشه ، یا یکسری داروهای خاص باعث چاقی میشه و …. از اونجایی که ما دائما در بمباران این اطلاعات قرار داریم و به صورت کاملا ناخودآگاه بارها و بارها این اطلاعات رو در ذهن مون مرور می کنیم ، اطلاعات ما تبدیل به باور ما میشن که در پر قدرت ترین بخش وجود ما یعنی ناخودآگاه مون جایگزین میشن . خوب از اونجایی که ناخودآگاه ما مثل غول چراغ جادو می مونه و منتظره ما دستور بدیم تا سریعا خواسته ما رو بر آورده کنه ، به سرعت وارد عمل میشه و شروع میکنه به عادت سازی برای ایجاد جسمی که همسو با باورهای ما باشه .
مثال دیگه ای که در ارتباط با باور، عادت و جسم چاق ، توی ذهنم نقش بست درخت بود ، بله درخت!
خاک باغ حکم ذهن ناخودآگاه ما رو داره ، باورهای ما حکم ریشه ی درخت ، عادات ما حکم تنه درخت و جسم چاق ما حکم شاخ و برگ و میوه های درخت . در مقابله با اصلاح چاقی ما همیشه رفتیم سراغ چیدن شاخه و برگ ها ، غافل از اینکه ایراد در ریشه درخته ، تا ریشه درخت رو اصلاح نکنیم نمی تونیم انتظار نتیجه متفاوتی داشته باشیم . شما نمی تونید از درخت سیب انتظار داشته باشید که آلبالو بده ! همون طور که نمی تونید از خودتون انتظار داشته باشید که در ذهن تون باورهای چاق کننده داشته باشید اما به تناسب اندام برسید. ما در تمام روش هایی که برای لاغری در پیش گرفتیم عملا رفتیم سراغ نتیجه باورهامون که جسم ماست ، در حالی که این جسم هییییچچچچ نقشی در چاقی ما نداشته . بلکه ما با عادت های اشتباه که نتیجه باورهامون بوده این جسم چاق رو خلق کردیم . پس باید با اصلاح باورها و تکرار اون ها ، عادت های جدیدی رو ایجاد کنیم که نتیجه این عادت های صحیح چه بخواهیم چه نخواهیم تناسب اندام هست .
اگر بخوام دو مورد از عادت های چاق کننده ای که هنوز هم در ذهنم پررنگ هست رو نام ببرم، اولیش ترس از مواد غذایی هست ، با اینکه خیلی به خودم القا می کنم که مواد غذایی باعث چاقی نیست اما هنوز هم وقتی میخوام غذا یا تنقلات بخورم هنوز گوشه ذهنم میاد که غذا عامل چاقیه در حالی که همکار خانمی داشتم که هم غذا خیلی بیشتر از من می خورد هم انواع و اقسام شکلات و بیسکویت رو در کشوی میزش داشت و میخورد اما دریغ از یک گرم اضافه وزن . البته باید بگم که اگر کسی که نرمال غذا میخوره مقدار غذا خوردن من رو ببینه قطعا با تعجب میگه همینقدر غذا میخوری ؟! چون با دیدن جسمم باورش نمیشه که غذای من اینقدر کم باشه .
عادت اشتباه دومم ریزه خواری هست که البته نسبت به قبل خیلی خیلی کم شده اما هنوز به صورت کامل بر طرف نشده .
از عادت هایی هم که قبلاً داشتم و خوشبختانه موفق شدم ترک شون کنم اینه که عادت داشتم در محل کار با چای بیسکویت بخورم ، اونم نه یکی حداقل چهار یا پنج تا ، اگر در منزل بودم هرگز این کار رو انجام نمی دادم اما به محض اینکه در محل کار قرار می گرفتم این عادت به صورت اتومات تکرار میشد.
عادت دیگه ای که موفق شدم کنترل کنم این بود که اگر غذا نخورم سر درد می گیرم ، راستش اصلا یادم نیست که چه جوری این عادت ترک شد اما یه چیز رو مطمئنم که عدم توجه و تمرکز روی یک باور اشتباه هم می تونه در تغییر یا حذف اون عادت موثر باشه و الان حداقل سه سال هست که در هیچ حالتی حتی اگر گرسنه باشم سر درد نمی گیرم 💪
یه عادت اشتباه دیگه ای که داشتم این بود که اگر بیسکویت یا شکلات یا خوراکی که داشتم باید تا تهش میخوردم ، یعنی اگر نمی خوردم اصلا خیالم راحت نمیشد ، اما الان به خوبی می تونم در مقابل تنقلات خودم رو مدیریت کنم . نه اینکه اصلا از این خوراکی ها استفاده نکنم ، می خورم اما به اندازه . دیگه هول نمی زنم و به قول قدیمی ها چشمم دنبال غذا نمیدوه.
در کل احساس می کنم که خیلی گام های موثری در مسیر تناسب اندام برداشتم . درسته که وزنم هنوز ایده آل نیست اما ایمان دارم که این فرمول های صحیح ذهنی در کنار یادگیری فرمول های جدید در زمانی مناسب که بسیار نزدیکه به صورت اتومات عمل میکنه و تناسب اندام بدون هیچ دردسری در من ایجاد میشه درست همون طوری که یه زمانی چاقی در جسم من ایجاد شد.
منطق یک ذهن چاق چیه ؟
دلیل اینکه گفتم ذهن چاق و نگفتم آدم چاق اینه که یک آدم چاق، مقصد ، هدف نهایی و محصول ذهنی هست که برای چاقی تربیت شده ، با یک سری افکار در نگاه اول ساده که اونقققددددرررر تکرار شده چه توسط خودمون ، چه اطرافیان مون ، چه رسانه ها و غیره و غیره که تبدیل شده به باورمون .
در گام اول من باید از ذهن قدرتمندم تشکر کنم که بهترین خودش رو انجام داده دقیقاً مطابق با برنامه ای که خودم در طی این سال ها بهش دادم و همان چیزی رو به من تحویل داده که سال ها در ذهنم تصورش می کردم و بعد باید از جسم خودم عذر خواهی کنم به خاطر تمام این سال هایی که مورد آزار قرارش دادم و بعد متعهدانه به خودم قول میدم که با جایگزین کردن عادت های صحیح که منجر به باورهای سالم و درست میشه با استفاده از قدرت ذهن عزیزم سلامتی و تناسب رو به جسمم هدیه بدم .
اما منطق یک ذهن چاق چیه ؟!
جواب : بخور بخور بخور ! در هر حالتی بخور، وقتی گرسنه هستی بخور ، وقتی گرسنه نیستی بخور، وقتی پر انرژی هستی بخور ، وقتی خسته ای بخور، وقتی ناراحتی بخور ، وقتی شادی بخور ، وقتی کار داری بخور ، وقتی بیکاری بخور، وقتی تو خونه هستی بخور، وقتی میری مسافرت بخور،وقتی صبح از خواب بلند میشی بخور ، ظهر بخور ، شب بخور، در هر حالتی بخور چون خوردن برای یک فرد چاق حکم سرگرمی رو داره ، چون نگرانه اگر نخوره اون خوراکی تموم بشه و دیگه نتونه ازش استفاده کنه. اگر به یک فرد چاق میوه یا شیرینی تعارف کنی که اندازه های متفاوتی دارن ، میگرده و بزرگترینش رو پیدا می کنه و در چشم بر هم زدنی میبلعه بدون اینکه بتونه مزه ی چیزی که خورده رو درک کنه ، پس برای اینکه لذت و طعم اون خوراکی رو بفهمه دوباره و دوباره و چند باره اقدام به خوردن میکنه تا شاید وقتی که به حد انفجار رسید بتونه کمی از مزه اون چیزی رو که خورده درک کنه! شاید!
البته و صد البته که خوردن غذا برای ادامه حیات بسیار مهمه ، البته و صد البته که باید از مواد غذایی با لذت استفاده کرد چون حالت طبیعی همین هست و البته که تمام افراد متناسب هم از همین فرمول استفاده می کنن اما آنچه که تفاوت ایجاد می کنه ذهنیت افراد متناسب نسبت به میزان و نوع غذا هست . یک ذهن متناسب جوری برنامه ریزی شده که به اندازه بخوره . برای یک ذهن متناسب غذا تامین کننده انرژی حیاتی بدن هست نه سرگرمی. یک ذهن متناسب در مقابل تعارف دیگران نه میگه ، کلمه ای دو حرفی که به زبون آوردنش برای یک ذهن چاق بسیار سخته. یه ذهن چاق در هنگام پرخوری میگه اشکال ندارد ، همین یه دفعه هست ، یه ذره که چاقت نمی کنه و اطرافیان هم به این وسوسه دامن می زنند اما واقعیت اینه که باید بپذیریم این ما هستیم که باید انتخاب کنیم بین خوردن و نخوردن همون یه ذره ، باید با خودمون تکرار کنیم قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود و بعد بگیم میل ندارم اگر واقعا اون لحظه خوردن مون نه از سر گرسنگی بلکه برای تفنن و سرگرمیه .
ذهن ما انسان ها پر شده از افکار باور ها و عادت های که از محیطی که توش زندگی میکنیم جامعه رسانه و گاهی هم از خودمون در میاریم.بی توجه به این که یه باور تا چه حد میتونه تو زندگی ما تاثیر بزاره .همه ما چاقی رو به دلایل خاصی بدون هیچ دلیل محکمی چشم بسته با جون و دل پذیرفتیم و نتجیه اشو سالهاست داریم میبینیم .
تمام افراد چاقی رو یه نوع درد و مریضی بزرگ میبینن که باعث شده خیلی کار ها نتونن بکن و این یعنی من در مقابلش ضعیف هستم و چاقی باعث ایجاد ضعف در من شده . وقتی حس میکنی چاقی از تو به هر دلیلی قوی تره همون قدر از لاغر شدن فاصله میگیری.
یه نکنه از نظر من جسم ما توانایی لاغر شدن چاق شدن حرکت کردن و بدون مغز نداره . وقتی ما چاق شدیم به اشتباه جسم چاق خودمون رو میبینیم نه ذهن چاق رو.
وقتی ذهن ما شروع کنه به چاقی نتیجه این عمل و جسم ما نشون میده .
ذهن چاق به مرور برا بیشتر شدن چاقیش شروع میکنه به بهانه تراشی ایجاد باور ها و عادت های چاق کننده . نمونه های از عادت های ذهن چاق من :
از بچگی همه ما این جمله رو بار شنیدم مفت باشه کوفت باشه بخور پول که ندادیم و من دقیقا وقتی رفتیم خونه خواهرشوهرم ۱۰ روزی که اونجا بودیم خوردن من دو برابر از خالت عادی شد.
یا برعکس اون پول دادیم بخور حیفه .مثلا رفتیم فست فود خوردیم یه کوچولو اضافه مونده حالا خوردیم که هیچ نخوریم و یلند بشیم بریم بعد چند ساعت که احساس گرسنگی میکنم ذهنم میره سمت اون تکه باقی مونده و میگم اگه خورده بودمش الان سیر بودما نخوردم گشنم شد 😕
وقتی یه چیزی هست که دوسش دارم مثل نون خامه ای دیدید که نون خامه ای یکم بیرون بمونه حالت خمیری میگیرع و من شاید چهار پنج تا پشت سر هم میخورم که زود تموم بشه و به اون مرحله نرسه شاید حین خوردن من فقط از یک نون خامه ای یا دو تاش لذت بردم مزه اشو فهمیدم بقیه اش هیچ معنی برام نداشت فقط میخواستم بخورم تموم شه .
یا وقتی یه تنقلاتی میخریدم به تا همه رو نخورم احساس کلافگی داشتم و وقتی هم میخورم هیچ لذتی ازش نمیبردم تا احتمال زیاد دلدرد هم میشدم .
ذهن من هیچ مرزی بیرن خوردن نخوردن نداره فقط میخواد بخوره بودن این که ببینه ایا واقعا دلم میخواد ایا دوست دارم بخورم سیرم یا گرسنه فقط و فقط توش هک شده بزرگ بخور .
اینا خلاصه ای بودن از گذشته من . من باور هایم را عادت هایم حرف هایم همه را راجب چاقی تغییر و جودم را از بند چاقی رها کردم من ۷۹ کیلو وزن دارن و به دلیل رهایی که در من رخ داده. تمام اضافه های جسمم دارن پاکسازی میشن تا من رها تر و چابک تر از هر زمان باشم
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر
با سلام و احترام
عادت چیست ؟فکری است که با تکرار موجب رفتار ناخودآگاه شده
عادت های چاق کننده چه نوع عادت هایی هستند؟
عادت های رفتاری هستند که به خودی خود باعث چاق شدن نمیشن اما ذهنم ما درباره این عادت این که باعث چاقیم میشه
مثلا عادت خوردن شیرینی یا شکلات یا کیک یا بیسکوییت همراه چایی من همیشه موقع چایی خوردن درکنار یکی از اینا رومیخورم
یا عادت صبح بعد از بیدارشدن از خواب خوردن چای نبات غلیظ اینم همیشه انجام میدم
یا خوردن فست فود و غذاهای بیرونی
یا خوردن برنج با غذا که حس میکنم چاقم میکنه
یا خوردن شیرینی زیاد
یا خوردن ۳ وعده غذا در طول روز که فک میکنم زیاد باشه
یا خوردن میان وعده های شیرین موقع بیدارشدن از خواب
یا خوابیدن بلافاصله بعد ناهار
یا خوردن غذای چرب وخیلی دوست دارم
یا این که فک میکنم چربی های شکمم هر روز داره بیشتر میشه چون تحرک و ورزش ندارم
یا فک میکنم سوخت و ساز بدنم پایین
یا کلا میل به شیرینی جات دارم
کلا شکمو ام اهل ناخونک هستم
دست پختم عالی یه برا همین غذا مو خیلی دوست دارم
هر وقت حوصلم سر میره میخورم
بیکار میشم میخورم متی اگه سیر باشم
درضمن همیشه برا غذاهای مورد علاقم جا دارم
حالا نمونه هایی که این عادت هارو دارن اما لاغرن
سمیرا دوستم بعد ناهار میخابه اما لاغره
کلی غذا میخوره هم چرب هم شیرین ،بشقاب غذاش پره اما لاغره میان وعده و کیک زیاد میخوره نون زیاد میخوره بیرون همیشه میره یهچیزی میخوره اما لاغره درضمن تحرک ام نداره ورزش ام نمیکنه اهل ناخونک ام زیاد هست دست پختشم عالی یه اما بازم لاغره
خواهرم مهلا ناخونک میزنه به غذا ،غذا زیاد میخوره ،تحرک نداره اما لاغره
مریم دوستم خیلی پر خوره شیرینی ام میخوره اما لاغره
عمم ۱۰ تا بچه آورده همیشم تو خونس اما لاغره
جاریم بشقاب غذاش پره اما لاغره
سمیراشون روغن های جامد استفاده میکنن اما لاغره
خواهرمم همیشه جا داره اما لاغره
دستپختشم خوبه غذام زیاد میخوره
برادرشوهرم کلی میخوره اما لاغره
تند غذا میخوره اما لاغره
پدرشوهرم هم زیاد هم تند هم چرب هم نامناسب میخوره اما لاغره
من وقتی واقعا میل ندارم که گاهی پیش میاد میگم میل ندارم و نمیتونمم بخورم چون حسابی پرم
اما اگه عادی باشم و خوراکی باشه که بدم نیاد میل دارم و میخورم
بستگی داره به این که چقدر سیر باشم یا اون غذا رو دوست داشته باشم یا نه
خیلی وقتا شده غذا رو دوست نداشتم یا جا مداشتم سیر بودم و گفتم ممنون میل ندارم
نشان های دریافت شده
با سلام.
عادت های چاق کننده تجربه ی امروز من:
برای من خیلی جالبه که هروقت مدتی هم از سایت و فایل گوش دادن دور هستم با اولین فایلی که گوش میدم زود رفتارم تغییر میکنه مثلا امروز صبحانه که خوردم بعدش پدرم نان بربری تازه و داغ خرید و من طبق عادت داشتم میرفتم که یک دور هم با نان تازه صبحانه بخورم ولی دیدم دلم نمیخواد و اشتها ندارم. اما از سر عادت این فکر در سرم مرور شد و در نهایت من نخوردم چون که دلیلی برای دوباره خوردن نبود.
عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
عادت ها یک مجموعه از رفتار و افکار هستند که نتیجه آن اختلاف در جسم افراد چاق و لاغر است.
عادت های چاق کننده چه نوع عادت هایی هستند؟
افکار و رفتاری که ما قدرت چاق کردن جسم خود را به آنها مربوط می دانیم. مثلا من امروز ویدئویی از شخصی دیدم که میگفت همیشه متناسب بوده و بعد از مهاجرت چاق شده است در واقع این بهانه شروع جرقه ی چاقی در ذهن او بوده و من کاملا متوجه این موضوع شدم.
اینکه هر حس و حالت روحی را مرتبط به خوردن میکنم مثلا ناراحتم یا افسرده ام دلم شکلات میخواد.
یا وقتی استرس دارم و سردرگم هستم بدون اینکه اهمیت داشته باشه که گرسنه هستم یا نه هر خوراکی دم دستم باشه میخورم.
بعد از انجام هرکار نسبتا طولانی باید یک چیزی بخورم بدون توجه به اینکه منگرسنه هستم یا نه.
عادت کردم خودرا همیشه چاق ببینم و این تصویر تقریبا ثابت بوده در طول زمان .
گفتن میل ندارم به دعوت دیگران برای خوردن وقتی دلم نمیخواد تقریبا برای من دیگه آسون شده چون قبلا اینتمرين رو زیاد انجام دادم. و حس خیلی خوبی داشت که منتصمیم می گرفتم که بخورم یا نخورم نه تعارف دیگران نه رنگ و بوی غذا و هیچ چیز دیگه ای.
اما گاهی اوقات میل ندارم تبدیل میشه به بدم نمیاد امتحان کنم و میخورم.