0

اگر عاشق لاغری باشید لاغر می‌شوید (گام ۴۰)

کاهش وزن با نگرش مثبت
اندازه متن

اگه می‌خوای واقــعاً مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت رو شروع کنی، باید یه چیز مهم رو بدونی:

📍 این جلسه ادامه گام ۳۹ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

فقط دوست داشتن لاغر شدن کافی نیست ❌ تو باید عاشقِ لاغر شدن باشی! 😍💃🏻

آدم‌هایی که فقط می‌خوان لاغر بشن، یه مدت رژیم می‌گیرن یا ورزش می‌کنن ولی بعدش دوباره برمی‌گردن به همون نقطه قبلی… چون هنوز عاشق مسیر نشده‌ن.

اما تو، اگه با دل و جون عاشق لاغر شدن با ذهن و نگرش مثبت باشی، این مسیر برات نه‌تنها سخت نیست، بلکه لذت‌بخشه ❤️☀️

فرق دوست داشتن با عاشق بودن در مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت 💖⚖️

۳۵ سال از زندگیم با چاقی گذشت… سال‌هایی که هر روزش یه مبارزه پنهان بود بین ظاهر لبخند‌دارم و درون آشفته‌م.

ولی چند سالیه به لطف خدای مهربون 💛 در شرایطی کاملاً متفاوت زندگی می‌کنم.

حالا دیگه با همه وجودم دنیای چاق‌ها رو می‌فهمم، چون ازش عبور کردم… و دنیای لاغرها برام غریبه نیست، چون باهاش زندگی می‌کنم.

در مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت، هدفم اینه که افکاری رو منتشر کنم که ساده، قابل فهم و در عین حال متحول‌کننده باشن ✨.

باورهایی که مثل نور خورشید، کم‌کم ولی پیوسته، لایه‌های تاریک ذهنمون رو روشن می‌کنن ☀️

می‌خوام این آگاهی‌ها رو با آدم‌هایی به اشتراک بذارم که نه فقط “دوست دارن” لاغر شن… بلکه عاشقِ لاغر شدن هستن! 😍

فرق دوست داشتن و عاشق بودن، مثل فرق نور شمع با نور خورشیده!

📌 دوست داشتن یعنی: «خوبه اگه بشه… ولی اگه نشد هم خب، زندگی ادامه داره.»

📌 عاشق بودن یعنی: «من بدون این خواسته، کامل نیستم. هرطور شده، می‌رم سمتش!»

🌱 مثل کسی که آواز رو دوست داره، هفته‌ای یه‌بار می‌خونه و منتظره معجزه‌ای بشه…

در مقابل، یه نفر که عاشق آوازه، شب و روز تمرین می‌کنه، به صدای خودش گوش می‌ده، یاد می‌گیره، اشتباه می‌کنه، بلند می‌شه و آخرش می‌درخشه… مثل استاد شجریان 🎤

⚽️ خیلی‌ها فوتبال رو دوست دارن، اما عاشقش که باشی، می‌شی مثل مسی یا رونالدو… چون عشق، تو رو از تلاش‌های سطحی عبور می‌ده و به عمق تعهد می‌رسونه.

در مورد کاهش وزن، همین قاعده حاکمه:

خیلی‌ها فقط دوست دارن لاغر بشن. پس چی می‌شن؟

  • 🔁 هی رژیم می‌گیرن، رها می‌کنن
  • 🔁 هی ورزش می‌رن، خسته می‌شن
  • 🔁 هی شروع می‌کنن، اما ته دلشون باور ندارن که قراره واقعاً لاغر شن

در مقابل، اونی که عاشقِ لاغر شدنه، متفاوت فکر می‌کنه…

  • اون با خودش قرار می‌ذاره، نه با ترازو
  • اون از دیدن غذا نمی‌ترسه، با ذهنش حرف می‌زنه
  • اون مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت رو با عشق می‌ره، نه اجبار 💫

💥 جالبه بدونی افرادی که چاق هستن ولی ناخواسته افکار عاشقانه‌ای نسبت به چاقی دارن – مثلاً احساس امنیت یا دیده شدن یا راحتی – خودشون هم نمی‌دونن که عاشق چاقی شدن و ناخودآگاه بدنشون رو در همون مسیر نگه می‌دارن.

و از اون طرف، لاغرهایی هستن که دوست دارن یه کم پرتر شن، اما هیچ‌وقت نمی‌شن… چون اون خواسته فقط در حد دوست‌داشتنه، نه عشق واقعی ❤️

اگر می‌خوای لاغر شی، از خودت بپرس:

واقعاً عاشقِ لاغری هستی؟ حاضری برای این عشق، طرز فکرتو تغییر بدی؟ ذهن و بدنتو با هم آشتی بدی؟

حاضری هر روز براش یک ساعت وقت بذاری؟!

🧠 تأثیر نگرش مثبت بر کاهش وزن

تحقیقات علمی نشان داده‌اند که کاهش وزن با نگرش مثبت و سلامت روانی قوی برای دستیابی و حفظ اهداف لاغری ضروری هستند. 📊
استرس و مشکلات روانی می‌توانند منجر به پرخوری احساسی و تصمیم‌گیری ضعیف در مورد افکار و رفتارهای روزمره شوند. در مقابل، پذیرش یک نگرش مثبت و خوش احساس می‌تواند شانس موفقیت را افزایش دهد. 💡

افرادی که این نگرش را دارند، بیشتر احتمال دارد که شکست‌ها را به عنوان فرصت‌های یادگیری ببینند تا شکست، که به آن‌ها کمک می‌کند تا به اهداف کاهش وزن خود پایبند بمانند.

علاوه بر این، سلامت روانی ضعیف می‌تواند منجر به اختلالات خواب، انرژی کم و کمبود انگیزه شود که همه این‌ها می‌توانند تلاش‌های کاهش وزن را مختل کنند.

در عوض، اقدام کردن برای کاهش وزن با نگرش مثبت داشتن از طریق دوره‌های لاغری با ذهن می‌توانند تأثیر مثبتی بر سلامت روانی داشته باشند.
فعالیت بدنی اندورفین ترشح می‌کند که خلق و خو را بهبود می‌بخشد و علائم افسردگی و اضطراب را کاهش می‌دهد. 💪

کاهش وزن با نگرش مثبت

اهمیت عاشق لاغر شدن بودن 💖🍃

🌱 دوست داشتن فقط توی ذهن ما اتفاق می‌افته… اما عاشق بودن تا عمق وجودمون می‌ره، می‌شینه توی دل ناخودآگاهمون و می‌شه موتور محرک تغییر 💫

🧠 کسی که فقط موفقیت رو دوست داره، از همون اول هدف می‌ذاره، برنامه‌ریزی می‌کنه و تلاشش رو شروع می‌کنه.

ولی… گاهی وسط راه خسته می‌شه، جا می‌زنه یا وقتی به یه حدی رسید، متوقف می‌شه.

💓 اما کسی که عاشق موفقیته، سقف تعیین نمی‌کنه! اون فقط پیش می‌ره و پیش می‌ره، چون با عشق راه می‌ره، نه با اجبار.

موفقیت برای اون یه نقطه پایان نیست، یه سبک زندگیه ✨

در مسیر کاهش وزن با نگرش مثبت هم دقیقاً همین قاعده برقراره…

👥 افرادی که اضافه وزن دارن، دو دسته‌ هستن:

  1. اونایی که فقط دوست دارن لاغر بشن
  2. اونایی که واقعاً عاشق لاغر شدن هستن

✳️ گروه اول، شاید رژیم بگیرن، شاید ورزش کنن، شاید کتاب بخونن…

اما ته دلشون هنوز اون “عشق به لاغری” شعله‌ور نیست، پس مسیر براشون سخت و ناپایدار می‌شه.

✳️ گروه دوم، با دل و جون وارد می‌شن.

اونا می‌فهمن که لاغر شدن فقط تغییر عدد ترازو نیست، یه تحول در طرز فکر، احساس، باور و نگاه به خودشه 💎

برای همینم با عشق و انگیزه ادامه می‌دن، حتی وقتی چالش هست، حتی وقتی نتیجه دیر بیاد.

🧭 حالا نوبت توئه که از خودت بپرسی:

🔹 من جزو کدوم گروهم؟

🔸 فقط دوست دارم لاغر بشم؟

🔹 یا واقعاً عاشق لاغر شدنم و حاضرم برای خودِ جدیدم وقت بذارم، فکرمو تغییر بدم و از درون متحول بشم؟

✅ یادت باشه، مسیری که در راستای کاهش وزن با نگرش مثبت انتخاب می‌کنی، سرنوشت بدنتو تغییر می‌ده.

با نگرش مثبت، عشق، و تعهد به خودت، می‌تونی به بدنی برسی که عاشقش باشی… نه فقط برای چند روز، برای همیشه 💫💚.

کاهش وزن با نگرش مثبت

تفاوت دوست داشتن با عاشق لاغر شدن 💡💖

💡 اگه می‌خوای این نگرش عاشقانه رو با راهنمای کامل و قدم‌به‌قدم توی خودت بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ این تفاوت مهم؛ در ادامه هم توی گام ۴۱ سراغ «چگونه فقط با تغییر ذهنم لاغر شدم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 168 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.35 از 86 رای

https://tanasobefekri.net/?p=14995

168 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

168 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۹/۲۴ ۱۷:۵۶
      مدت عضویت: 2521 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,174 کلمه

      روز۵۷ تکرار

      برای لاغر شدن باید عاشق باشید

      سلام به همراهان قدرتمند و استاد گرامی ،خدارو شکر میکنم برای دیدن و لذت بردن از یک روز عالی دیگه 

      در تمام سالهاییکه دوست داشتم لاغر بشم با تمام تلاش هاییکه انجام میدادم ولی اعماق درونم عاشق چاق شدن بود و اجازه نمیداد من بصورت دائمی لاغر باشم 

      اعماق درونم همون برنامه ریزی های ذهن ناخوداگاهم بود که از کودکی در من دانلود شد ،در اون زمان هاییکه بچه بودم چاقی برای من حکم  یک   حفاظت و سپر دفاعی محسوب میشد 

      من بعد از ۲ تا خواهر نحیف و لاغر به دنیا اومده بودم که خانواده م تمام تلاششونو میکردن که من مثل اون خواهرهام لاغر نشم و خوشحال بودن که من تپل به دنیا اومده بودم برای همین به نقشه خودشون برای چاق نگه داشتن من ادامه دادن

      اونا تا میتونستن از توپر بودن من تعریف میکردن ،از همه چیز خوردن و اشتهای من تعریف میکردن ،کلا راضی بودن که من تپل هستم و خدا میدونه چه چیزهایی در مورد چاقی گفتن که منم در کودکی همشونو ضبط کردم

      ولی به تکرار میشنیدم که به خواهرام میگفتن فریده رو نگاه کنید همه چیز میخوره چقدرم سالمه اصلا دکتر نمیره ولی شما همش مریض هستید ،یاد بگیرید از فریده که حتی یک برگ از دفترچه بیمه ش پر نمیشه و من یادمه احساس قلدر بودن میکردم و بشدت با خواهرام کتک کاری داشتم

      احساس میکردم گنده تر بودنم یک آپشنیه که میتونم حتی بچه های بزرگتر از خودمم بزنم و این کارو به تکرار با خواهرام مخصوصا یکیشون که لاغرتر بود انجام میدادم و باز هم احساس غرور میکردم که تونستم خواهر بزرگتر از خودمو بزنم و اشگشو در بیارم ،تازه بنده خدا ازم میترسید و همه خوراکی هاشو بمن میداد

      میدونم اون حس های خوب اون زمان ها در من علاقه چاق بودنو تشدید کرده و دلم نخواسته از منطقه قدرتم خارج بشم مخصوصا که پدرم بشدت طرفدارم بود و در کنارش حس توانمندی بیشتری داشتم ،خلاصه یه عشق سوزانی در من بوده که من هیچ وقت از درون نخواستم که لاغر بشم

      شاید از درون احساس میکنم اگر لاغر بشم بیمار میشم مثل خواهرام‌ ،ناتوان میشم ،کسی ازم حساب نمیبره ،نمیتونم زور بگم ،قدرتم کم میشه یا عشق و توجه پدرمو از دست میدم 

      هر چی که هست خیلی سفت چسبیده به تفکرات همون موقع ها و هر چقدر من الان دوست دارم لاغر بشم ،کودک درونم دلش نمیخواد که از حوضه استحفاظی که دیگران براش ساختن خارج بشه و فکر میکنه در لاغری امنیت و لذت نیست 

      جالبه من از بچگی دوست داشتم پسر باشم شاید بخاطر اینکه خانواده م بشدت دختر گریز بودن و پسر دوست و از شانس بد مادرم ما برادری نداشتیم  و کل خانواده پدری و مادریم از دخترها متنفر بودن و هنوزم هستن 

      منم یادمه اینهارو خوب متوجه شده بودم و تا سالها لباس های پسرونه میپوشیدم و رفتارهای پسرونه رو  دوست داشتم و حتی با پدرم میرفتم محل کارش که پر بود از سرباز و مرد و من اونجا لذت میبردم ، حتی الان هم کارهای زنونه خیلی نمیپسندم و دوست ندارم در جمع های زنانه بشینم 

      من امنیت رو در مرد بودن باور کرده بودم و در نقش زن ها هیچ حس خوبی نداشتم و هنوزم خیلی ندارم که اونم برمیگرده به شنیده هایی که شنیدم ،برای همین علاقه شدیدی هم به کارهایی داشتم که پدرم انجام میداد و برام مهم بود که پدرم نظرش چی باشه 

      هر چند پدرم فقط تا دوران بچگی م دوست داشت من سالم و تپل باشم‌ و بعد از اون سرزنش ها و تحقیرهاش بشدت شروع شد که بسیار آزار دهنده بود و دقیقا منو با سر از من منصبی که بهم داده بود زمین زد و من مونده بودم و اونهمه تضاد با چاقی و عوارضش که حالا باید چکار میکردم ،کاری که تا پارسالش خوب بود حالا بخاطرش سرزنشم میکردن و من در گرداب معلق بودن اسیر بودم 

      جالبه که من تا حتی ۵ سال پیش هم دوست داشتم برم دفاع شخصی یاد بگیرم که بتونم تو خیابون اگر کسی بهم حمله کرد با طرف مبارزه کنم و علاقه زیادی به کارهایی داشتم که بتونه قدرت منو نشون بده ،که حالا متوجه میشم همش بخاطر دیدن شدن بوده از بس که دلم میخواسته در بچگی دیده بشم ولی چونکه دختر بودم نتونستم به خانواده نشون بدم که دختر بودن بد نیست و نتونستم نظر اونهارو جلب کنم ،جذب کارهای عجیب و غریب میشدم 

      و حالا میخوام به کودکم بگم که عزیز من دیگه تو بچه نیستی که بخوایی خواهراتو بزنی و احساس قدرت در جسم گنده و تنومند نیست ،دیگه پدرت کنارت نیست که ببینه تو قوی هستی یا نه ،دیگه خانواده ای نیست که از دختر بودن تو بدشون بیاد

      قرار نیست اگر متناسب باشی  بیمار بشی تازه برعکس سالمتر خواهی بود ،زیباتر ،جوانتر ،شاداب تر ،جذاب تر ،دوست داشتنی تر ،خواستنی تر و به دل نشین تر خواهی شد

      قرار نیست با چاق بودن توجهات رو جلب کنی ،میتونی با متناسب بودن و موفقیت هات به همه نشون بدی که میشه با قدرت ذهن ، زندگی رو هر جور که دلمون خواست تغییر بدیم و الگویی بشیم برای افرادی که مثل من سردر گم هستن 

      آره فریده عزیزم لاغر بودن همه جوره به نفع ماست ، پس بهتره قبول کنیم که لاغر و متناسب باشیم تا زندگی با کیفیتری داشته باشیم ،باور کن امنیت در لاغر بودنه عزیزم ،کسی نمیخواد به تو آسیبی برسونه که تو بخوایی از ترس، گنده و چاق بمونی که از خودت دفاع کنی ،بخدا لذت در لاغر بودنه 

      قشنگی در لاغر بودنه ،حتی پدرت هم الان بیشتر دوست داره تو  لاغر باشی  تا چاق ،زیبایی در لاغر بودنه ،میتونی لباس های زیبا و رنگی بپوشی ،اعتمادبنفست بالاتر میره ،همه دوست دارن با یه فرد متناسب رابطه داشته باشن ،بدن و جسمت قشنگتر و سالمتره ،جوانتری و همه جوره به نفعته 

      خدارو شکر میکنم که الان در ردیف عاشقان لاغری هستم و مستمر در مسیر در حال کندوکاو  درونیاتم بسر میبرم و خدارو شکر با شناخت همین موانع ذهنی ،راه برای جریان طبیعی لاغر بودن باز میشه ،به چندتا از موانع زیرپوستی خودم اول کامنتم اشاره کردم که الان با شناسایی و نقضشون باید مسیر برام بازتر بشه 

      خدارو شکر میکنم که ۲ ساله در این مسیر هستم و خواهم بود تلاشم بر اینه که هر روز باشم و به ذهنم اطلاعات جدید برسونم ،حتی روزهایی که وقت نداشتم،مهمان داشتم یا بیرون بودم و نتونستم کامنتمو بنویسم ولی فایل همون روز گوش کردم و کامنتشو فرداش نوشتم 

      این برنامه هر روز منه نه فقط در دوره های لاغری با ذهن ،در دوره های مرتبط با مطالب ذهنی هم هر روز برنامه مشخصی برای تمریناتم دارم ،مثلا مسیر رفتن به هر جایی چه در ماشین چه پیاده چه با وسایل نقلیه دیگه من یا در حال فایل گوش کردن هستم یا دارم با خودم در مورد یک مانعی که شناسایی کردم حرف میزنم 

      نه اینکه به اجبار باشه نه من لذت میبرم از شناخت خودم و مسائل پیرامونم و یکی از کارهای مورد علاقم صحبت کردن در مورد آموزش های ذهنیه و همینطور تلاش میکنم که به آموزه هام عمل هم بکنم 

      من عاشق لاغر شدن هستم و برای رسیدن به خواستم تمام تلاش خودمو میکنم ،همونجوری که خدا هدایتم کرد در این مسیر تا آخرش هم حمایتم میکنه  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۹ ۱۴:۳۴
      مدت عضویت: 2521 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 853 کلمه

      گام ۴۰ سلام وقت بخیر ممنونم از اینهمه تغییر و تحول در سایت استادبنظر خودم ،من عاشق متناسب شدن  بودم و هستم ،کی میتونه مثل من سالها در راه لاغر شدن باشه و همچنان باشه ،پشت اینهمه تلاش حتما یه عشق و اشتیاق بزرگی هست که منو هل داده و هل میده در مسیر هدفم ،سالها رفتم و رفتم ،هر چند راهم درست نبود ولی با باورهای اون موقعم ،به اون مسیرها هدایت شدم ،اصلا اون زمانها چیزی به اسم یادگیری ذهن نبود یا به این صورت بولد نبود ،ولی من با پشتکار فراوان اون  راه هار  رفتم و  اومدم تا الان که به مقصد رسیدم ،برای من گذشتن از اون مسیرها حتما لازم بوده تا به این نتیجه برسم که بهترین روش روشه لاغر شدن با ذهنهمن عاشق لاغر شدن بودم و هستم و تلاش مستمر داشتم و دارم ،مثلا برای کلاس رقص که میرم فقط دوسش دارم ،بنابراین تمرینات خاصی هم براش انجام نمیدم ،گاهی هفته ای یکبار در منزل تمرین میکنم ،ولی پارسال که بصورت مداوم تمرینش میکردم یه رشد بزرگی در اون داشتم ، رقصو بخاطر فضاش و حال و هواش میرم ،هدف خاصی ندارم ،میرم که هماهنگی بین ذهن و جسم و روحمو تجربه کنم و زمان هاییکه دارم یک رقصو طراحی و اجرا میکنم ممکنه ۲ ساعت مشغولش باشم و متوجه زمان و مکان نمیشم ،گاهی خوب تمرینش میکنم گاهی نه و این نشان دهنده عاشق نبودن منه در اون مسیر ،هر چند بازم به خودم افتخار میکنم که دست روی هر کاری میذارم حتما ادامه ش میدم و الان ۲ ساله بصورت مداوم در حال آموزش دیدن در این زمینه هستمبیشتر افرادی که اطراف من هستند دوست دارند که لاغر باشن ولی هیچ کدومشون راه هاییکه من رفتمو نرفتن ،فقط شکایت میکنن از شرایطشون ، حتی این سایتو بهشون معرفی کردم ولی بازم خبری ازشون نیست ،یعنی خواسته شون قوی نیست که منجر به عمل کردن بشه،در مورد گفتگوهای درونی هم که نجواها  همیشه و همه جا در خدمت من هستن ،هر روز از جاهای مختلف میزنه و آروم نمیشینه ،در مسیر لاغر شدن که گاهی رگباری میزنه ،از یه جاییکه با گفتگوهای درونیم آشنا شدم ،تلاش کردم راه صحیح برخورد باهاشونو یاد بگیرم ،هر چند اعتراف میکنم هنوز هم نتونستم خیلی باهاشون کنار بیام وقتی هم شروع میکنن به تخریبم تا مرز له شدن میرسم ولی مجدد بیدار میشم‌ و  بهشون آگاه میشم ،به خودم مرتب میگم که من ذهنیت هام نیستم مراقب باش نیفتی تو چاه نجواهای منفی ذهن ،نجواها هم نشات گرفته از باورهای ما هستن پس نباید ازشون تاثیر بگیرمنوشته های این دوستمونو که میخوندم متوجه شدم که پر از ترس و نگرانی بوده و توجهش کاملا بر چاقی و نتیجه  بوده اونم ناآگاهانه ،گاهی هم برای من پیش اومده که به حرف منفی بافم گوش کنم و چند ماهی حالمو بد کنه ولی من بازم در مسیر موندم ،همون نگرانی اینکه چرا لاغر نمیشم باعث میشه از مسیر دور بشیم ،از اون زمان که استاد گفتن زیاد سئوال نپرسید ،اجازه بدید خودتون به جواب ها میرسید ،منم سئوالی نپرسیدم و الان متوجه شدم که خودبخود جواب ها بمن رسیده و الان سئوال خاصی ندارم ،متوجه شدم که ساختن ذهنیت های جدید کار میبره ،زمان میبره ،باید صبر داشته باشم ،نباید مدام از عادت ها و رفتارهای قبلیم استفاده کنم ،وقتی منفی بافم میاد ازش تاثیر نگیرم ،مدام کارایی خودمو با دوستانم مقایسه نکنم ،اونا با یه ذهنیت هایی تو دوره هستن من یه شکل دیگه ای هستم ،فقط باشم ،در سکوت و آرامش به مسیرم ادامه بدم ،به خودم اعتماد کنم ،مگه یه شبه چاق شدم که میخوام ۱ ساله آبشون کنم ،سالها طول کشید تا چاق شدم ،حالا یکمی بیشتر با خودم راه بیام ،مدام ورودی های مناسب وارد ذهنم کنم ،مثل زمانیکه تو یه ظرفی آب کثیف داریم و میخواییم اون آبو تمیز کنیم ،باید انقدر آب تمیز روی اون آب کثیف بریزیم تا اون آب شفاف بشه ،باید اون کثیفی ها لبریز بشه و خالی بشه ،برای شفاف شدن خودمون وقت بذاریم ،احترام قائل بشیم و بعد نتایج یکی یکی وارد خواهند شد ،مثل گیتار زنی که ۲ سال مدام تمرین میکنه و بعد از اون ،هر آهنگی که دلش خواست مینوازهدقیقا اون عشق و اشتیاق سوزانی که در من بود ،با اومدنم در این دوره ها و درک کردن مطالب ،چنان انرژی از من آزاد کرد که باعث شد تمام روزها و لحظاتم پر از حال خوب بشه و با لذت در مسیر بمونم ،یعنی مسیر خوبیه ،چرا بخوام ازش فرار کنم ،اگر اینکارو انجام ندم خب چکار کنم؟ باید دوباره برگردم به خود قبلیم ،وقتی اینجا حالم خوبه ،وقتی دارم متفاوت از بقیه زندگی میکنم ، تمام اینها سوخت ادامه مسیرم میشن منکه در هر شرایطی تمریناتمو انجام میدم ،البته که نه با زور و فشار ،با حال خوب و از شنیدن این آگاهی ها لذت میبرم و در مسیر خودسازی بیشتر قرار میگیرممیدونم که با برداشتن موانع ذهنی ،که همون سنگ هایی هستند که در مسیر جریان خروشان رودخانه زدگی باعث تخریب رودخانه شدند ،مجدد جریان  طبیعی سرشت من  شروع خواهد شد و بدن من بسمت تمیز تر شدن ،زیباتر شدن قرار خواهد گرفت  بازم خداوند را سپاسگذارم که وقتی  من خواستم و آماده بودم این مسیر زیبا برایم نمایان شد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۱/۳۰ ۱۵:۳۵
      مدت عضویت: 2521 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 215 کلمه

      روز ۵۷تکرار
      سلام
      من جزء دسته عاشقان تناسب اندام هستم از ۱۰سالگی دنبالش بودم،اوایل بخاطر سرزنش های پدرم شروع کردم به رژیم گرفتن ولی بعدها خودم میخواستم لاغر وخوش اندام باشم ،تلاش های زیادی انجام دادم اونم سالها
      ولی الان مطمئنم عاشق لاغر شدن ولاغر ماندن هستم ،هر روز با فایل صبحگاهی شروع میکنم ،با صدای استاد ،سلام خدای بی همتا ،سلام دوستای متناسبم ? دونه دونه فایل هارو با ولع گوش میدم،سایتو میخونم،نظرمو مینویسم،ممکنه خوندن نظرات دوستان بهمراه نوشتن خودم گاهی ۱ساعت تا ۲ساعت طول میکشه ،اینا یعنی تو مسیر بودن،یعنی ساختن مسیرهای جدید لاغری ،یعنی توجه به لاغری،امروز میخواستم کاریو انجام بدم ولی میدونستم ممکنه به انجام تمریناتم لطمه بزنه انجامش ندادم والویتم تمریناتم هست،حواسم به چرایی خوردن هام هست،،حواسم به گرسنگی،سیری م هست ،حواسم هست روی آدم های چاق تمرکز نکنم،دیگه زیاد به غذا فکر نمیکنم فقط در حد اینکه مثلا غذا چی بپزم فکر میکنم ،با اینکه دستپخت خوبی دارم ولی دیگه کمتر بهش توجه میکنم ،اینا نشون میده هم عاشق لاغر شدنم هم عمل میکنم به هدفم و واقعا میخوام به متناسب شدن دائمی برسم من لایق داشتن بدن متناسب وسفت هستم،من لایق پوشیدن لباس های کوتاه وسفید وسایز کوچیک هستم من لایق داشتن اعتمادبنفس بدن خوش اندام هستم من لایق بهترین زندگی،بهترین رابطه،بهترین خونه،بهترین محل زندگی،بهترین اساتید ،بهترین وسلامترین بدن هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم