همه ما دنبال راهی ساده و واقعی برای کاهش وزن هستیم، اما اغلب رژیمهای سخت و ورزشهای سنگین باعث میشوند انگیزهمان کم شود 😅.
من اما یک مسیر متفاوت پیدا کردم: لاغری با نخوردن غذا وقتی که واقعاً سیرم بود.
تجربه من نشان داد که با تصمیم آگاهانه و کنترل ذهن، میتوان بدون ترس و اضطراب وزن کم کرد و در عین حال از غذا لذت برد 🧠💛.
چرا نخوردن هنگام سیر مهم است؟ 🤔
وقتی سیر هستید و باز هم غذا میخورید، بدن شما پیامهای اشتباه درباره گرسنگی و سیری دریافت میکند.
این پیامهای نادرست باعث میشوند ذهن شما از کنترل واقعی غذا خارج شود و مسیر لاغری با نخوردن غذا سختتر و پیچیدهتر شود 🧠✨.

پرخوری حتی اگر به نظر کوچک باشد، میتواند سیستم گوارش را تحت فشار قرار دهد و ذهن شما را به سمت عاداتی هدایت کند که با اهداف کاهش وزن در تضاد هستند.
اما وقتی تصمیم گرفتم “نخوردم چون سیر بودم” را جدی بگیرم، متوجه شدم چقدر کنترل آگاهانه روی رفتار غذاییام لذتبخش است 😄🌱.
احساس خوب، حس رضایت و آزادی که از این تجربه گرفتم، غیرقابل وصف بود.
دیگر بهانهها و فشار اطرافیان، مثل تعارف غذا یا نگاه نگران خانواده، نمیتوانست مرا مجبور به خوردن کند.
این همان نقطهای بود که فهمیدم لاغری با نخوردن غذا فقط یک روش کاهش وزن نیست، بلکه یک تمرین ذهنی فوقالعاده برای تقویت کنترل غذا با ذهن است 💛.
با این روش، یاد گرفتم که سیری واقعی را بشناسم و به خودم اجازه بدهم وقتی سیرم، بدون هیچ احساس گناه یا اضطرابی غذا نخورم 🥗😊.
این تجربه، ذهن مرا آماده کرد برای مسیر طولانی و پایدار لاغری با نخوردن غذا و نشان داد که اگر ذهن و جسم با هم هماهنگ باشند، کاهش وزن به شکل طبیعی و لذتبخش اتفاق میافتد.
همچنین، این روش به من کمک کرد که بیشتر به نشانههای بدن گوش کنم و بفهمم چه زمانی واقعاً گرسنه هستم و چه زمانی فقط به عادت یا فشار دیگران غذا میخورم 🍎💡.
این آگاهی، یکی از مهمترین کلیدهای موفقیت در مسیر لاغری با نخوردن غذا است و باعث میشود نه تنها وزن کم کنید، بلکه ذهن شما آرامتر و قویتر شود.

۱۰ روش عملی برای لاغری با نخوردن غذا 📝
گاهی ما بدون اینکه حتی گرسنه باشیم، غذا میخوریم 😅. این عادتها باعث میشوند کنترل ذهن و مسیر لاغری با نخوردن غذا سخت شود.
در این بخش، تجربه من از نخوردم چون سیر بودم و دیگر انتخابهای آگاهانه غذایی را با شما به اشتراک میگذارم 🌱✨. هر انتخاب کوچک، یک قدم بزرگ برای کنترل رفتار غذایی و رسیدن به وزن دلخواه است.
این ۱۰ روش ساده و عملی به شما نشان میدهد چطور بدون فشار، بدون ترس و بدون اضطراب، بتوانید غذا بخورید یا نخوردن را انتخاب کنید 🍽️💛.
۱- نخوردم چون سیر بودم
پایه اصلی تجربه من. وقتی سیر بودم، هیچ فشاری به خودم وارد نکردم.
۲- نخوردم چون دوست نداشتم
برخی خوراکیها فقط برای اجبار یا تعارف دیگران نبودند.
۳- نخوردم چون نمیخواستم
اختیار دست خودم بود و هیچ کس نمیتوانست انتخابم را تغییر دهد.
۴- نخوردم چون فرصت نکردم
گاهی روزمرگیها باعث میشود واقعا نیازی به خوردن نداشته باشیم.
۵- نخوردم چون حواسم نبود 🎬
تمرکز ذهن روی کار یا فیلم باعث میشد غذا خوردن بیهدف را متوقف کنم.
۶- نخوردم چون خوابم میآمد 😴
خواب کافی باعث میشود اشتهای کاذب کمتر شود.
۷- نخوردم چون میخواستم فیلم ببینم
گاهی لذت ذهنی بیشتر از لذت خوردن است.
۸- نخوردم چون حوصله نداشتم
همه ما گاهی خسته میشویم و لازم نیست هر لحظه غذا بخوریم.
۹- نخوردم چون دلم زده بود 🍫
حتی خوراکیهای مورد علاقه اگر زیادی باشد، دیگر لذت ندارد.
۱۰- نخوردن با آگاهی 🧠✨
وقتی سیر شدی، حتی اگر دیگران اصرار کنند، نخور! این دقیقا فرمول لاغری با ذهن است.

مقابله با فشار خانواده و محیط اطراف 👨👩👧
یکی از بزرگترین چالشها در مسیر لاغری با نخوردن غذا، فشار خانواده و محیط اطراف است 😅. تجربه شخصی من با مادرم جالب بود: او میخواست مرا مجبور کند غذا بخورم، اما من با احترام، صبر و قاطعیت روی تصمیم آگاهانه برای نخوردن هنگام سیر ماندم.
این تجربه به من نشان داد که لاغری با نخوردن غذا فقط به معنی نخوردن نیست؛ بلکه یک تمرین ذهنی برای کنترل غذا با ذهن و انتخاب آگاهانه است 💛🧠. شما میتوانید همزمان با حفظ روابط دوستانه و خانوادگی، به تصمیمات غذایی خود پایبند بمانید و مسیر کاهش وزن ذهنی خود را ادامه دهید.
چند نکته مهم برای مقابله با فشار اطرافیان:
- حفظ آرامش و احترام – بدون عصبانیت و سرزنش، تصمیم خود را بیان کنید 🌸.
- مقاومت در برابر تعارفها و بهانهها – حتی اگر خانواده تعارف میکنند، یاد بگیرید نه گفتن آگاهانه را تمرین کنید ✋.
- اعتماد به تصمیم آگاهانه خود – باور داشته باشید که انتخاب شما برای لاغری با نخوردن غذا درست و مفید است 💪.
با تمرین روزانه و آگاهی از سیری واقعی، میتوانید فشار اطرافیان را مدیریت کنید و مسیر لاغری با نخوردن غذا را به شکل لذتبخش و پایدار ادامه دهید 🌱✨.
نکات ذهنی برای موفقیت در لاغری با نخوردن غذا 🧠
برای رسیدن به لاغری با نخوردن غذا، فقط مدیریت غذا کافی نیست 😌. ذهن شما نقش اصلی را دارد 🌱✨.
هر تغییری که در رفتار غذایی ایجاد میکنید، ابتدا باید در ذهن شما شکل بگیرد و آماده باشد تا بتوانید تصمیمات درست و آگاهانه بگیرید.
وقتی ذهن شما تمرین کرده و آماده باشد، حتی در شرایطی که هوسهای غذایی شدید هستند یا اطرافیان تعارف میکنند، میتوانید مسیر خود را با آرامش و اعتماد به نفس ادامه دهید 🍽️💛.
برای موفقیت در لاغری با نخوردن غذا، لازم است همیشه از سیری و گرسنگی واقعی خود آگاه باشید 🧠. تا در هر لحظه تصمیم درست بگیرید و کنترل رفتار غذایی خود را حفظ کنید 🌸.
همچنین لازم است خودکنترلی بدون سرزنش را تمرین کنید ✨. هیچ وقت خودتان را به خاطر نخوردن غذا سرزنش نکنید. لاغری با نخوردن غذا یعنی داشتن آزادی انتخاب و آرامش ذهن، بدون اضطراب و احساس گناه 💪🌟.
در ادامه چند نکته مهم برای تقویت ذهن و انتخاب آگاهانه آورده شده است:
آگاهی از سیری و گرسنگی واقعی
قبل از هر لقمه از خود بپرسید: «واقعاً گرسنه هستم یا فقط عادتی یا تحت فشار دیگران غذا میخورم؟» این تمرین ساده ذهن شما را آماده میکند تا در مسیر لاغری با نخوردن غذا درست تصمیم بگیرد 🥗💡.
خودکنترلی بدون سرزنش
هیچ وقت خودتان را به خاطر نخوردن غذا سرزنش نکنید 😌. لاغری با نخوردن غذا یعنی انتخاب آگاهانه و آرامش ذهن، نه احساس گناه.
ایجاد صلح با خود و اطرافیان
تصمیمات آگاهانه شما حق شماست ❤️. میتوانید همزمان با حفظ احترام به اطرافیان، روی کنترل غذا با ذهن تمرکز کنید و به مسیر لاغری با نخوردن غذا وفادار بمانید.
تمرین روزانه انتخاب آگاهانه
هر بار که موفق میشوید، ذهن چاق و هوسران ضعیف میشود 💪✨. تمرین روزانه، آگاهی از سیری و تصمیمات آگاهانه، کلید اصلی موفقیت در لاغری با نخوردن غذا است.

نتایج و تجربه شخصی 🌟
من با این روشها نه تنها وزنم را کنترل کردم، بلکه حس آزادی، رضایت و آرامش بیشتری پیدا کردم 🌱✨. هر بار که نخوردم چون سیر بودم، ذهنم قویتر شد و اعتماد به نفس برای ادامه مسیر لاغری با نخوردن غذا بالاتر رفت 💪🧠.
این تجربه به من نشان داد که کاهش وزن واقعی فقط محدود به رژیم و ورزش نیست؛ ذهن شما نقش اصلی را در موفقیت دارد.
حتی وقتی خانواده تعارف میکردند یا فشار میآوردند، توانستم با آرامش، احترام و اعتماد به تصمیم آگاهانه خود، انتخابم را حفظ کنم ❤️.
فهمیدم که لاغری با نخوردن غذا یعنی توانایی گفتن «نه» به غذاهای غیرضروری بدون احساس گناه یا اضطراب، و در عین حال حفظ روابط دوستانه و خانوادگی 🌸.
این مسیر به من یاد داد که هر لقمهای که آگاهانه انتخاب میکنیم، نه تنها وزن را کنترل میکند، بلکه ذهن ما را نیز تقویت میکند 🧠✨.
وقتی آگاهانه تصمیم میگیریم نخوردن را انتخاب کنیم، ذهن چاق و هوسران ضعیف میشود و قدرت کنترل غذا با ذهن بیشتر میشود 🍽️💛.
با ادامه این تمرینها، حتی شرایط چالشبرانگیز مانند مهمانیها، تعارف دوستان یا فشار خانواده دیگر نمیتواند مانع مسیر لاغری با نخوردن غذا شود.
هر تجربه موفق، اعتماد به نفس و قدرت تصمیمگیری من را بالاتر میبرد و ذهنم را برای انتخابهای بهتر آماده میکند 🌟.
بخش نهایی – کلید موفقیت در لاغری با نخوردن غذا 🌟
انتخاب آگاهانه همیشه کلید موفقیت است 🧠✨. نخوردن هنگام سیری یک روش عملی، ساده و لذتبخش برای کاهش وزن است و به شما کمک میکند با ذهن و بدن خود در هماهنگی کامل باشید 🍽️💛.
تمرین روزانه و یادداشت تجربهها، ذهن شما را برای مسیر طولانی لاغری با نخوردن غذا آماده میکند و هر بار که موفق میشوید، اعتماد به نفس و قدرت تصمیمگیری شما بیشتر میشود 💪.
به دیگران احترام بگذارید، اما کنترل رفتار غذایی شما با خودتان است ❤️. اگر میخواهید این مسیر را اصولیتر و با حمایت کامل تجربه کنید، دوره ورود به سرزمین لاغرها بهترین راه برای شروع است 🌱✨.
در این دوره یاد میگیرید چطور ذهن خود را آماده کنید، با هوسها و فشار اطرافیان برخورد آگاهانه داشته باشید و لاغری را با آرامش و رضایت تجربه کنید.
عنوان مطلب آموزشی: ترکیب احساس و رفتار (لینک مطلب)
نویسنده دیدگاه: آقا عطا عزیز (پروفایل عمومی)
محتوای دیدگاه: ۶۹۳ کلمه (لینک دیدگاه)
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.34 از 143 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی ،
از ایده بسیار خوبی که بهتون الهام شده خیلی خوشحال شدم و جای تبریک داره …
از تحلیل و بررسی دیدگاه عالی برادر خوبمون عطا خیلی لذت بردم و استفاده کردم …من یکی از تشویق کنندگان پرو پاقرص آقا عطا هستم و فوق العاده بودن دیدگاههاشونو درک کردم .. جا داره همینجا به ایشون تبریک مجدد عرض کنم از اینکه در این مدت کم به این خوبی درک می کنن و می نویسن …واقعا عالیه …براشون آرزوی سلامتی دارم و منتظریم که تصویر شگفتی سازی ایشونو در آلبوم ببینیم و لذت ببریم …
استاد به نظرم با توجه به نامی که برای این قسمت درنظر گرفتید من بتونم پرسشهای هنرجوهاتون به همراه لینک پاسخهای آموزنده شمارو به این قسمت ارسال کنم ….
از نظر من محتوای آموزشی این ایده ای که به ذهن من رسیده هم می تونه جزء گنج پنهان باشه …
اگر اجازه بفرمایید اولین پکیج پرسشها به همراه لینک جوابیه شما رو به اینجا ارسال کنم …
با تشکر از شما
سلام و درود
از اینکه در رشد و گسترش آگاهی در سایت تناسب فکری فعال هستید خوشحالم و از شما تشکر میکنم.
لطفا صبر بفرمایید تا در زمان و شکل مناسب از این آگاهی استفاده کنیم.
متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی وقت بخیر
هر چی شمابفرمایید به دیده منت ….
نشان های دریافت شده
بنام الله مهربان و هدایتگر
سلام و درود بر استاد بینظیرم و همراهان عزیزم
چه ایده عالی استاد چقدر درس تو همین قسمت ۱ داشت
واقعا موفقیت ، حال خوب داشتن الکی و اتفاقی نیست.
دیروز هی نجوای منفی باف به سراغم میومد و من از خودم میپرسیدم مگه امثال ایلان ماسک و بیل گیتس ، استیو جابز و … هر روز فایل گوش کردن تا حالشون خوب شه تا بتونن به نتیجه برسن؟؟
تا اینکه دیشب پروفایل آقا عطا رو دیدم که در مدت ۲۵ روز ،، فکر کنم ۷۵ تا کامنت گذاشته بودن بمونه چقد مدال و … بعد من و خواهرم که ۳ سال یا بیشتر (خواهرم کمتر)،، که عضو سایتیم فکر کنم ۵۰ یا ۵۰ خورده ای نوشتم….
تمرکز گذاشتن تا این حد فوق العاده اس
چقد زندگینامه افراد بزرگ رو مثل آلبرت انشتین، خانوم مادام کوری و توماس ادیسون درسهای بزرگ میدن … همشون کنترلدبالای ۹۵ درصدی روی ذهن داشتن … مثلا ادیسون انقد سرگرم کارش شده بود که روز عروسیش رو یادش رفته بود و آخر شب که رسیده بود خونش از وجود مهمونا تعجب کرده بود و وقتی علت رو پرسید متوجه شد که عروسیشه!!! چقد این افراد کنترل ذهن بالایی دارن؟؟؟
ایشون(آقا عطا) قطعا تو بیشتر جنبه های خصوصی و حرفه ای هم موفق هستن…
خوندن کامنتاشون نشان از درک بالای ایشون داره… کسی که از دوره استفاده نکرده و فقط ۲۵ روز به اندازه منِ ۳ ساله میدونه و شایدم بیشتر واقعا برام شگفت انگیز..
آقا عطا سپاسگزارم بخاطر ورودتون به این سایت و تاثیر گذاریتون… چون قطعا شما الگوی خیلی خوبی برای من هستید.
مطمئنم به زودی شما رو در آلبوم شگفتی سازان خواهم دید.. موفق و پیروز باشین
چه ترکیبات فوق العاده ای…
_ نمی خورم چون سیرم
_ نمی خورم چون دوست نداشتم
_ نخوردم چون فرصت نداشتم
_ نخوردم چون حواسم نبود
_ نخوردم چون خوابم میاد
_ نخوردم چون داشتم فیلم میدیدم و حواسم به فیلم بود
_ نخوردم چون بی حوصله بودم
_ نمی خورم چون دلمو زد
_ نمی خورم چون طعمشو دوست ندارم
پس واقعا آگاهی حتما موجب تغییر خواهد شد….
چه فرمولهای بینظیری….
کسب آگاهی نیازمند تمرکز و داشتن انگیزه اس.
ایشون تمرکز گذاشتن و انقد وقت گذاشتن و آگاهی هاشون که به حد مطلوب رسید،، باعث شد که باور درشون ساخته بشه و شاهدیم که در این مدت کوتاه فوق العاده شدن… مطمئنا در ابتدا فقط ادامه دادن بدون انتظار لاغری و در مسیر همه چی بهش داده شد… آگاهی بالاشون باعث شد که تو این مدت کوتاه بتونه انقد خوب عمل کنه…
چون انتظار باعث میشه هی به عقب برگردی و هی به آینده بری و همش بِسَنجی که داره چی میشه …
چقد من درس گرفتم که ایشون انقدر خوب عمل کرده که خودشون رو در برابر اصرارها فقط به هدفشون فکر کردن یا اصن خود به خودی شده براشون،،، این همه آگاهی فکر کنم باعث عملکرد عادی افراد متناسب در ایشون شده..
کاش پروفایلشون رو کامل کنن و بشه که بگن چند سال که اضافه وزن دارن و چه مقدار…
خدا میدونه چقد من درس گرفتم چون انتظارم اومده پایین…
سپاسگزار و شکرگزار خداوند هدایتگر و استاد عزیزم سپاسگزارم از ایده بسیار عالیتون
عادله
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
سلام عرض میکنم خدمت استاد گرامی ودوستانم در این مسیر زیبا
خیلی ایده ی خوبی هست خوندن دیدگاههای دوستان که انشالله ادامه داشته باشه
گوش دادن به دیدگاه آقا عطا باعث شد که منم بیام ودیدگاه بنویسم،من خیلی اهل ناخنک زدن بودم،مثلا وقتی شوهرم تخمه میخواست وبراش میوردم اندازه یک مشت کوچیک میخورد وبقیه رو میزاشت ومیرفت منم حرصم میگرفت ومیگفتم چرا چیزی رو که میارم کامل نمیخوری؟وقتی روی میز میزاری ومیری من میام میخورم،وکلی باهاش سر همین اخلاقش کج رفتاری میکردم،اونم با خونسردی میگفت مگه مجبوری؟توبه این چکار داری ؟این مال منه حالا میخورمش،این دفعه که این حرف رو زد یه چیزی توی ذهنم گفت این ماله منه یعنی این که این مال تو نیست وتو حق نداری به چیزی که مال تو نیست دست بزنی حس کردم دارم دزدی میکنم،بدم اومد هر چیزی رو که برای دیگری آوردم رو من اضافش رو بخورم،حالا هر وقت برا شوهرم یا پسرم چیزی رو میارم همون اول به ذهنم میگم این مال اونه مال من نیست حواست باشه هر چقدر خورد به تو ربطی نداره تو حق نداری مال مردم خوری کنی وچقدر راحت شدم ذهنم اصلا کاری به اون خوراکی یا غذا نداره
مطلب دیگه این که من چون مادرم ،مادر آقا عطا رو درک میکنم،ما با عشق آشپزی میکنیم ووقتی میبینیم بچههامون بادل غذا میخورن خیلی احساس خوبی داریم در واقع ما الان که بچههامون بزرگ شدن دیگه هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم تا محبت خودمون رو نشون وبه همین خاطر با غذا درست کردن میخوایم محبت خودمون رو نشون بدیم،شما فقط کافیه به مامانت بگی مامان اگه زیاد بخورم به معدم فشار میاد اون وقت مهر مادری قبول نمیکنه بچش مریض بشه وخیلی راحت دست از سرتون برمیداره وهیچ تنشی بینتون
پیش نمیاد
من این تجربه رو با همسرم دارم که همش به همه اصرار میکنه که بخورن،چون این تصور رو داره که اگر نخوری مریض وضعیف میشی منم خیلی درگیری داشتم با شوهرم همش میگفت تو ژنتیکی چاقی ،تو پفکی هستی اگر کم بخوری ضعیف میشی،اوایل درگیری داشتم ولی الان نه دیگه کاری بهم نداره چون جلوش غذا نمیخورم وبه بهانه های مختلف خودم رو گمو گور میکنم تا اون غذاشو بخوره وبره،چون میدونم گیر میده میدونم یه روزی منم متناسب میشم وعکسم میره اون قسمت که من عاشقشم
سلام استاد .
بازم منو حیرت زده کردید .
من الان دیدم فایلتون رو .
اول اینکه بگم کلی خجالتم دادید . یعنی احساس لیاقت را تا این حد در خودم پرورش نداده بودم که به عنوان اولین قسمت مجموعه ی گنج پنهان نوشته ی منو انتخاب کنید .
پس لازمه بیشتر روی احساس لیاقتم کار کنم .
ازتون خیلی ممنونم . باعث افتخارم شد . کلی نکته یاد گرفتم ساعت نزدیک ۴ هست و من خیلی اتفاقی اومدم سراغ گوشیم . وقتی این فایل رو دیدم خیلی خوشحال شدم .
چقدر عالی نوشته ام رو بررسی کردید . اکثر جملاتم رو تایید کردید ازتون ممنونم .
فرمول (نخوردم چون میخوام لاغر بشم ) رو فرمودید درست نیست بله کاملا درست میگید چون اون وقت نشون میده خوردن رو دلیل چاقی می دونم .
خوردن یا نخوردن دلیل چاقی یا لاغری نیست .
بلکه چاقی و لاغری در ذهن ما به خوردن و نخوردن مربوط شده و من در این فایل یاد گرفتم این پیوند رو قطع کنم .
در مورد رابطه با مادرم هم چشم سعی می کنم ملایمتر باشم . البته خداییش از اون شب دیگه اصرارم نکرده . خودشم تغییر کرده مثلا امشب که برای دختر خاله ام سیب زمینی سرخ کرده و تخم مرغ درست کردم و نخوردم و همینطور سر شام دید من و بابام نصف غذامون رو گذاشتیم اونم غذاشو گذاشت بابام به شوخی بهش گفت چیه ما نمیخوریم تو هم نمیخوری گفت آره شماها نمیخورید منم روم نمیشه بخورم . گفتم نه مامان اگه گشنته بخور . گفت نه منم سیر شدم . دلم درد میگیره شب سنگین نخورم بهتره و چند فرمول دیگه به فرمول های نخوردن من اضافه کرد .
نمیخورم چون شبه .
نمیخورم چون سنگین میشم .
نمیخورم چون میخوام بخوابم نمیخوام سنگین بخوابم .
نمیخورم چون حالم بد میشه .
نمیخورم چون دلم درد میگیره .
نمیخورم چون روم نمیشه (به نظرم این در مسیر لاغری نیست . چون باعث میشه یواشکی بره بخوره)
از اون شب تا حالا دیگه بحثی نکردیم . مامانم خودشم از چاقی داره رنج می کشه . پاهاش درد میگیره . انگار اونم انگیزه پیدا کرده روش برخورد با مواد غذایی رو تغییر بده . البته به خاطر این فرمولی که امروز شما گفتید و در ذهن منم بود . (خوردن و چاق شدن) . ولی در این فایل یاد گرفتم این پیوند رو جدا کنم .
در کل منم گه گاه یه وقت صحبتش پیش میاد تشویقش می کنم میگم مامان چاقی خوب نیست حالا خیلی شرح نمیدم ولی می گم مامان تو لایق متناسب بودنی . ببین بابا لاغره چقدر سبکه . خدا مادرتون رو رحمت کنه و در بهشت خدا شادیشون رو روزافزون کنه . امروز بابام گفت عطا تو چیکار می کنی . به منم بگو . گفتم شما که خودت لاغری گفت آره ولی معده ام به هم میریزه . گفتم خب بابا شما بعضی از عادتهات اشتباهه . البته اینکه وقتی گرسنه میشی میخوری و وقتی سیر میشی نمیخوری خوبه ولی بابا شما چند نوع غذارو روی هم میخوری . چند تا غذا رو با هم میخوری این عادتت معده ات رو به هم میزنه . فقط همینو بهش گفتم . نمیدونم که درست بود یا نه ولی حداقل باعث میشه چند تا غذا رو روی هم نخوره . چون گفت آره راست میگی . من همه چی رو باهم میخورم معده ام قاطی می کنه . گفت سعی میکنم دیگه چند نوع رو با هم نخورم .
اونا الان در کل خوشحالن . چون قبلا خیلی دوست داشتن من خونه باشم و وقتایی که سرکار نیستم پیش اونا باشم ولی من همیشه پیش دوستام بودم . الان خوشحالن که من پیششون هستم . این چند وقت زمانایی که سرکار نبودم بیشتر وقتم رو خونه بودم برای همین از حرفام استقبال می کنند . مخصوصا بابام . اشتباهاش و میپذیره . مامانم یکم مقاوم تره ولی من زیاد اصرار نمی کنمش به تغییر . چون به خودش مربوطه . از این به بعد هم سعی می کنم بتونم ملایمتر با هردوشون رفتار کنم که ناراحتشون نکنم . نکته ی بعدی هم پروفایلم بود که همین امشب میرم تکمیلش می کنم . بازم ممنون که نوشته ی منو انتخاب کردید . این حیرت دیگه برام عادی و طبیعی نبود . هم حیرت زده شدم هم خجالت کشیدم . ولی این فرمولم درست می کنم و احساس لیاقت و اعتماد به نفسمو بیشتر می کنم .
چقدرم خوب یادم دادید که فرمولها رو چطور دونه دونه از تک تک جمله ها پیدا کنم . دیروزم که آزمون چالش من اینو نخوردم رو شرکت کردم دوست داشتم همچین کاری رو انجام بدم از فایلتون . امروز دیدم شما چقدر قشنگ این کارو انجام دادید و ازتون یاد گرفتم که چجوری نوشته یا فایلها رو واکاوی کنم . تحلیلش کنم و فرمولهای چاقی و لاغری رو توش پیدا کنم .
خوشحالم که در نوشته ی من کلی فرمول صحیح بود و فقط ۲ تا فرمول چاقی بود که اونم فرمول جایگزینش رو بهم فرمودید . در همین فایل خیلی یاد گرفتم ازتون که چطور بهتر عمل کنم .
ممنونم .
دوباره جهت یادآوری به خودم میگم :
۱- خوردن دلیل چاقی نیست . نخوردن دلیل لاغری نیست . پیوند این دو عامل رو از چاقی و لاغری جدا کنیم .
فرمول جایگزین : لاغرا هم خوردن دارن هم نخوردن چاقها هم خوردن دارن هم نخوردن .
منتها خوردن و نخوردنها در این دو گروه با هم فرق داره که ما الان داریم یاد میگیریم مثل یک انسان متناسب بخوریم یا نخوریم و مثل یک انسان چاق با غذاها رفتار نکنیم . البته این فقط رفتار غذاییه . ما بیشتر داریم روی فرمولهای ذهنی کار می کنیم تا باورهامون رو از مسیر چاقی به لاغری اصلاح کنیم .
۲- با کسانی که ما رو وادار به خوردن می کنند ملایمتر برخورد کنیم .
بازم ممنونم .
از همه ی دوستان هم که به بنده لطف داشتند و نظرشون رو در این بخش کامنت کردن نهایت سپاسگزاری رو دارم . متشکرم از همگی شما دوستان گرامی . من دارم درس پس میدم خدمت همه ی شما بزرگواران . ممنون که با کامنتهاتون راهنماییم کردید که بهتر بتونم عمل کنم .
استاد واقعا افراد متناسب خیلی وقتها نمیخورن چون وقت نمیکنند ولی چاق ها اگر برای هیچ کاری وقت نداشته باشند
برای خوردن در تمام وعده ها و میان وعده ها وقت دارن
و همه چیز را دوست دارن
ولی لاغرها سالاد با اون سسی که شما درست کردی ووست ندارن
سوپ دوست ندارن
حلوا ارده دوست ندارن
با نون بیات دست ندارن و صبحانه نمیخورن
کشک بادمجان فقط باید مامانشون درست کنند
نمیتونن میوه بخورن تو مهمونیا
خامه ی کیک نمیخورن(که همیشه برای من عجیب بود)
با صبحانه چایی شیرین نمیخورن
کله پاچه دوست ندارن
از جگر و سیرابی خوششون نمیاد
من یادمه وقتی میرفتم مدرسه تا دم در حیاط مامانم بهم غذا میداد
وقتی شب خواب میموندیم و شام نمیخوردیم تو خواب غذا میزاشت دهنمون فکر کنید بچه خواب بیدار میکرد و دهنش غذا میزاشت
کاش واقعا استاد حرفتون گوش میکردم و منم به هیچ کس نمیگفتم واقعا کار ادم سخت میشه
من قبلا هر رژیمی بودم نمیتوستم جلوی اصرار دیگران مقاومت کنم
ولی الان دیگه کسی اصرار نمیکنه چون من واقعا نمیتونم بخورم و بقیه این خیلی خوب متوجه میشوند
استاد من یک مشکلی دارم خوردن بقیه خیلی برام زیاده به مادرم میگم نون نخوره با غذاش
یا وقتی کسی میاد خونمون خیلی عادیپزیرایی میشه
جدیدا بهپسرم هم میگم مثلا الان ناهار خوردی چهطوری میتونی فلان ماده غذایی رو بخوری
فکر میکنم کارم بده ولی دست خودم نیست
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم منیره خانم گل
دوست عزیزم لطفا درمورد خوردن ونخوردن ودرست وغلط بودن رفتار بقیه باهاشون صحبت نکنید
یکی از اشتباهات من دراین دوره که بشدت منو عقب نگه داشته خیلی وقتا همین تذکر از سر دلسوزی به بقیه بوده
وبقیه روتحریک به مقابله به مثل کردم البته اوایل
مثلا برمیگشتن بعد چندبار گفتن میگفتن اگه رفتارت درست بود این همه چاق نبودی
یا حالا دوگرم کم کن بعد برا ما کری بخون وخلاصه کلی دلیل وسند ومدرک میارن که رفتارشون علمیه وما اشتباه میکنیم پس اصلا بابقیه کاری نداشته باشین فقط رفتارمون اصلاح کنیم وافکارمون خودش درنتیجه کلی تاثیر میگذاره میخواد بقیه لاغر بشن میخواد نشن
میبخشید ولی تجربه خودمو نوشتم
موفق ومتناسب باشید
ممنون عزیزم واقعا درست میفرمایید باید بهش عمل کنم
سلام استاد عطار روشن عزیز و دوستان گرامی
روز دهم بهمن ۱۴۰۱ باز هم به لطف خداوند اول به تلگرام و دیدن پوستر فایل (گنج پنهان قسمت اول ) و اومدن توی سایت و فایل عالی نوشته عطای عزیز و گفته های استاد هدایت شدم و دیدنش من رو بیشتر ترغیب کرد تا بیام دیدگاهم را بنویسم همونطور که قبلا هم گفتم من فایلهای رایگان و دوره لاغری با ذهن را خیلی گوش نکردم اما کمی با نوع صحبت های استاد و روش لاغری ایشان از سال ۹۳ و ۹۴ آشنا شدم خیلی تاثیرگذار بود چقدر زمان زود گذشته و چقدر زود دیر شده
در این ده روز بهمن ماه خیلی وقتها با خودم گفتم
جمیله تو این رو نخوردی اون رو نخوردی
جمیله تو اضافه نخوردی
جمیله تو احساس سیری می کنی
جمیله تو امروز به جای عادت همیشگی که چایی با قند بخوری برای خودت قهوه دم کردی و با شکلات تلخ خوردی و خیلی هم لذت بردی
جمیله انگار لباسهات تو تنت آزادتر شدن
همین دیشب بلوز نخی که برای خواب پوشیدم طوری گشاد شده بود که گشادیش موقع این پهلو به اون پهلو شدن باعث اذیتم میشد
طوری گشاد به نظر می رسید که حس میکردم رو مخم ه ولی با خودم میگفتم فکر میکنم گشاد شده شایدتنبلیم میشد عوضش کنم هرچه به خودم می گفتم تو فکر می کنی این لباس گشاده فایده نداشت
تا اینکه بالاخره ساعت ۹ صبح بعد رفتن شوهر و پسرا سر کار و مدرسه و شروع کارهای روزمره وقتی که برای آشپزی به آشپزخونه رفتم واقعاً لباس مزاحم کارم بود واقعا احساس بدی بهم میداد هر لحظه با خودم میگفتم این لباس که اینقدر به تن من گشاد نبود چون هر موقع می پوشیدمش می گفتم آخی این لباس چقدر راحته از راحتیش خوشم میومد چقدر خنک و خوبه
اما امروز ( بعد از ده روز گوش کردن به فایل های دوره اصلاح پرخوری و یا خوندن کامنت های دوستان یا گوش کردن چند تا فایل هایی که دانلود کرده بودم و تو سایت بودن ) دیدم اصلاً از لباس نخی که تنم هست خوشم نمیاد
با خودم گفتم مجبور نیستم هرلحظه بگم چقدر این لباس گشاد شده و به خودم خوشحالی الکی بدم رفتم و لباس رو عوض کردم تیشرتی پوشیدم که به نظر خودم تنگ تر بود در کمال تعجب دیدم کمی قسمت شکمش آزاد تر هست خوشحال شدم و با سپاسگزاری به آشپزی ادامه دادم در حالیکه داشتم فایل گوش می کردم همین که نشستم واردکانال تلگرام شدم
فایل گنج پنهان رو دیدم خدا را شکر می کنم که آقا عطای عزیز این نوشته رو ثبت کرده و استاد عزیز چه به موقع خوندن کامنت ها و ایده ی جدید رو عملی کردن
چقدر خوب شد که لااقل من یکی فهمیدم که من اینو نخوردم و ترکیب احساس و رفتار و تغییر عادت از گام های مهم لاغری هستش فهمیدم که وقتی شوهرم میگه بیا با هم چایی بخوریم یا غذا بخوریم یا تو که خیلی هم چاق نیستی نمیخواد خیلی لاغر بشی ممکنه چه راحت گول بخورم و تو خوردن همراهیش کنم واین اشتباهه
فهمیدم با اصرار دیگران به خوردن خیلی هم موضع نگیرم که من می خوام لاغر بشم و اینکه چه ترفندهایی بکار ببرم و رها بشم
یا فهمیدم که به تندی به کسی نگم چرا اصرار زیادی می کنین
یا اینکه فکر نکنم مانعی سر راه لاغری م قرار داره
فهمیدم مبارزه نکنم
فهمیدم رفتار خودم رو مدیریت کنم
فهمیدم نخوام به کسی اثبات کنم که من تو مسیر لاغری هستم
فهمیدم که این یک مسئله شخصیه
فهمیدم تا نتیجه نگرفتم در مورد هدفم و راهم به کسی توضیح اضافه ندم
فهمیدم که خودم باید انتخاب کنم چی بخورم و چی نخورم چرا بخورم و چرا نخورم
و این عااااااالی و به مووووقع بود
من هم تو این ده روز خیلی چیزها به دلخواه خودم نخوردم و از این کار لذت بردم
من هم توی این ده روز خیلی نتیجه گرفتم باورم نمیشه با ۱۰ روز کار کردن روی این موضوع اینقدر نتیجه گرفته باشم
شاید منم مثل آقا عطا تو مسیر تکامل قرار گرفتم
شاید منم دارم جهشی حرکت می کنم
نمیدونم فقط دلم میخواد یک روز خیلی زود با تصویر شگفتی ساز خودم شادی و نتیجه م رو بگم
خدااااایا چقدر اول خدا و خودم خوشحال میشیم
چقدر شما استاد عزیز خوشحال میشین
و چقدر دوستان خوبم شاید بعدها انگیزه بگیرن و همه باهم دنیای شادتری بسازیم از اینکه خدا به ما قدرتی داده که هر کاری رو با آگاهی از اون میتونیم انجام بدیم
خلاصه خیلی خوشحالم که این فایل رو تهیه کردین و باعث انگیزه ی بیشتر به ادامه دادن مسیرم شده سپاسگزار همتونم
استاد جان یه خواهش کوچولو هم داشتم اگه میشه کنار تاریخ کامنت های ارسالی دوستان ساعتهای شبانه روز هم ثبت بشه بنظرم ایده ی خوبی باشه و بعضی وقتها بکار کسی بیاد.
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان و جمیله عزیز از متن شما خیلی خوشم آمد و نکته برداری کردم الان ساعت ۳شب هست ۱۷ /۱۱/. مثلان این یک مسله شخصیه یابه کسی چیزی رو توضیح ندم من فهمیدم که خودم باید انتخاب کنم چی بخورم و نخورم من هم می خواهم تو این ۱۰ روز با یاد گرفتن از دوستان به نتیجه عالی برسم به امید خدا و یاریه استاد و دوستان
به نام خدای مهربان
سلام به همه عزیزان
اون قسمت که گفتند من نخوردم چون سیرم، من و یاد یک مثال انداخت.
یک روز که دانشگاه بودم و میخواستم برم سر کلاس دیدم دوستم بیرون از کلاس واستاده. بهش گفتم استادتون بهتون آنتراک داده؟ گفت نه، استاد جلسه دفاع بوده و یادش رفته نهار بخوره. الان رفته نهار بخوره برگرده.
حالا ساعت چند بود؟ ۴ ظهر.
اینم بگم که استادمون کاملا متناسبه. حتی یکی از دوستام میگفت انگار الان استاد میشکنه انقدر که ظریف و لاغره. ( البته این دیدگاه میتونه یک مانع برای لاغری باشه که افراد لاغر ضعیف هستند، که اصلا اینطور نیست )
اون زمان من دوره تکرار بودم و همونجا با خودم فکر کردم که آره چون استاد متناسبه یادش رفته نهار بخوره.
شرط میبیندم اگه یک فرد چاق بود حتی اگرهم خیلی سرش شلوغ میبود یا حتی حواسش گرم کارش بود بازم درحد یک ثانیه فکر اینکه “نهار نخوردم” تو ذهنش مرور میشد.
این نشون داد که چقدر ذهنش خالصه.
____
در این مدت که رفتار غذاییم عوض شده مامانم چند باری بهم گفت کم خوردی، یا این روزا کم میخوری.
منم چیزی نمیگفتم چون کلا کم حرفم و به حرف بقیه خیلی واکنش نمیدم، اما نمیدونم چی شد که یه روز گفت برای اینه که کم میخوری، اما من گفتم نه من به اندازه نیاز بدنم میخورم. مامانم همونجا گفت اووه صحیح، و سرش و تکون داد و تایید کرد.
یه بارم گفت مامانا دوست دارن بچههاشون زیاد غذا بخورن. اما هیچوقت هیچوقت من و مجبور به غذا خوردن نکرده. حتی وقتی بچه بودم و هیچی نمیخوردم بابام میگفته کاری بهش نداشته باش، هر وقت گشنش بشه میاد میخوره.
من با تصمیم خودم، خودم و چاق کردم، هیچوقت کسی من و مجبور به خوردن نکرده.
___
چند روز پیش که داشتیم میرفتیم خونه، مامانم گفت هوس کالباس کردم. گفتم ساندویچ صدفهای سوپریها خیلی خوب نیست و کالباساش کمه، از خود صدف بگیریم؟ گفت که بریم.
گفتم من شام چی بخورم؟ مامانم گفت آها، تو دیگه با کلاس شدی کالباس نمیخوری.
اینکه دلم کالباس نمیخواست برای این بود که یکم ذائقهام یا میلم عوض شده، و اصلا دلم نمیکشید که کالباس بخورم. ترجیح میدادم غذای خونگی بخورم.
حتی با اینکه بوش خوب بود اما از دیدن اینکه اینهمه سس داره دلم ریش شد. قبلا با لذت همین و میخوردما.
تازه فرداش مامانم گفت: کالباس خوردم حالم بد شد، نفخ کردم.
بابامم گفت: باز دیشب کالباس و سس خوردم الان سرم درد میکنه.
چند باری که در یخچال و باز کردم اون نصفه ساندویچ و دیدم اما برنداشتم.
بعدش مامانم گفت گربهها کالباس میخورن؟ همونجا فهمیدم میخواد بقیه کالباسا و رد کنه بره. گفتم اگه سسی نباشه میخورن. گفتم گربههای دانشگاهمون میخورن ( چون قبلا بهش کالباس داده بودم ).
فکر کنم از آخر ریختش سطلآشغال.
دوشنبه ۱۰بهمن ۱۴۰۱
سلام ب جناب استاد عطارروشن و جناب عطای عزیز
چ ترکیب قشنگی شد 😍
استاد و شاگردی ک ازنعمات و عطای پروردگار لذت میبرند
جناب استاد من این دیدگاه رو خونده بودم و واقعا همون موقع برام خیلی جالب بود این مدل گفتگو درمورد نخواستن و نخوردن ولی خب بدلیل توجه کافی ندادن ب ایده ای برای من ختم نشد..
ولی الان نصفه فایل بهم الهام شد ک از این ببعد من هم چیزایی ک نخوردم و نخواستم و .. برای خودممینویسم😍😊
وقتی عطای عزیز میگفت اینو نخوردم اونو نخوردم و توضیحات زیبای شما ؛ چقدرررررر ب ذهن من میومد ک آره یادته منم اینو نخورده بودم اونو نخورده بودم
چون مونده بود ..
چون دوست نداشتم..
چون شب شده بود دگ ..
چون موقع رفتن بود..
چون تازه رسیده بودم..
چون سرد بود..
چون اضافه غذای دخترم بود..
چون خورده بودم ازش دگ نخواستم
و… یک عالمه از اینها داشتم ولی اصلا فکر نمیکردم این توجه ب لاغری و یک کار عملی من هست..
و الان متوجه شدم چ خوب اینها اقدامات عملی من. بود خودم خبر نداشتم.
خداروشکر ک تصمیم گرفتم هم کامنت بنویسم بعد از دیدن هر فایل و هم در کانال لاغری خودم در تلگرام این نخوردن هامو مینویسم و ب خودم این توجه زیبا و انگیزه بخش رو میدم 🥰🙏🏻
و ممنون از شما ک انقدر عالی با ایده های الهی در جهت رشد کاربران و سایت قدم برمیدارید و فایلهای ارزشمند رایگان برای ما تدارک میبینید و به زیباترین شکل در ایجاد انگیزه و دادن باورهای عالی ب کاربران سعی دارید سپاس بی کران از شما و عالی ترین ها برای شما باد❤🧡💛💚💙💜🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان
سلامی به سفیدی برف امروز صبح تهران وطراوت باران الانش که خداوند نعمتشو به مردم شهر من تمام کرد
صبحتون زیبا ودل انگیز
استاد جان ،امروز واقعا معجزه شده
از دیشب که تصمیم گرفتم دیگه کاری که دوست ندارم ورضایت ندارم ازشو انجام ندم معجزه شده برام والانم که این فایل فوق العاده
یعنی فقط ۲۰ ۳۰ بار گفتم آفرین به این دوستمون
یعنی کیف کردم به به چقدر عالی عمل کردن چقدر فوق العاده بودن
حض بردم
منم دقیقا خونه پدرومادرم که بودم همین وضع داشتم متنها سر غذا با پدرم
از اونجایی که مادرم کار بسیار سختی داشتن وبیشتر وقتا نبودن خونه پدرم آشپزی میکردن
ومن بیشتر وقتا دستپختشون دوست نداشتم ولی مگه جرات داشتم نخورم حالا این دوستمون مورد غضب مهربانانه ولطیف مادری قرار میگرفتن
ولی من مورد خشم وغضب ترسناک پدری قرار میگرفتم
وتا چند روز قهر بودن واونقدر باید میرفتم عذرخواهی میکردم وبعدشم از غذاهایی که دوست نداشتم تعریف میکردم وکمکشون میکردم
اونقدر به پدرم میرسیدم تا دیگه از دستم ناراحت نباشن
یعنی چای میاوردم براشون
شونشون ماساژ میدادم
بوسشون میکردم
هرچی میگفتن چشم میگفتم
پدرم موقع آشپزی عادت داشتن کل آشپزخونه رو منفجر کنن
ومن کوهی از ظرف میشستم ومراقب غذاشون بودم تا مبادا ناراحت بشن
هنوزم وقتایی که میرم خونه پدرومادرم چند مدل آش وغذا پختن وکنار گذاشتن که دخترم میاد بخوره یا ببره
ومن قبلا میخوردم اما از وقتی دراین دوره شرکت کردم گولشون میزنم
>میگم بابا جون قربونت بشم به به دستت درد نکنه چقدر هوس کرده بودم
مگه میشه بخورمش میبرمش حیفه باید دست پخت بابا جونمو کم کم خورد لذت برد
ومیارم خونه میره داخل سطل آشغال خخخ
خدا منو ببخشه
ولی دیگه میدونم راه فراری از نخوردن نیست
من همه رو میارم
خونه وهمیشه همسرم میگن چرا میاری وقتی میریزی دور
میگم ناراحت نمیخوام بشه من دورم ازش اون ناراحت بشه من اینجا خونه خودم فکرم خراب میشه
اگه با این دوره آشنا شده بودم دوران مجردیم حتما کلک های دیگه ای میزدم بهشون
و ناراحتشون نمیکردم چون وقتی آدم ازدواج میکنه تازه متوجه میشه که چقدر پدرومادر آدم تحت فشار روحی وجسمی هستن برای بچه هاشون وبا اینکه بچه ندارم کوهی از مسئولیت کمرمون خم کرده حالا بچه هم بیاد دیگه هیچی
حالا خورده ای به این دوستمون آقا عطا گرامی نیست
چون واقعا اونقدر ازشون درس گرفتم از همین یه نوشتشون که تصمیم گرفتم فالوور ثابتشون بشم واستفاده کنم از نوشته های این برادر گرامیمون
وبه زودی شاهد موفقیت هاشونم هستیم به لطف خدای مهربان
اینم بگم استاد جان
که من وقتی داشتم این فایل گوش میکردم گشنم شد وتصمیم گرفتم برم صبحونه بخورم
و وقتی دیدم چقدر ایشون ترکیب های درست وعالی به کار بردن منم تصمیم گرفتم نخورم چون داشتم ویدیو شما رو میدیدم
وحواسمو بدم به درستون
ونخوردم وبعد تموم شدن این فایل صبحانمو خوردم
وبا خودم گفتم نمیخورم چون دارم ویدیو میبینم
نمیخورم چون چاییم خیلی داغ
نمیخورم چون دوست دارم تمرکز کنم روی درسم وآگاهی که دارم یاد میگیرم
واینو مدیون دوست عزیزمون وفایل بینظیرتون هستم استاد جان
واقعا سپاسگزارم وخداوند رو سپاس میگم که اینطور محبت ومهربانی وبخشندگیشو ارزانی من وهمه انسان ها میکنه
با آرزوی بهترین ها برای همگی دوستان عزیزم وشما استاد گرامی ومهربان وعزیزترینم
سلام فرشته جان چه طوری دوست عزیز دنبال میکنید ممنون میشم به من هم یاد بدید
نشان های دریافت شده
سلام خدمت شما دوست خوب وعزیزم منیره خانم گل
بله باکمال میل
درقسمت پایین اسم هر نوشته هر شخصی قسمت آبی رنگی وجود داره که نوشته دنبال کردن نویسنده
درصورتی که روی اون کلیک کنید فرد مورد نظر دنبال خواهید کرد واگه دوباره کلیک کنید از حالت دنبال کردن یا به اصطلاح فالو کردن درمیاد
امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره دوست خوبم
ممنون عزیزم
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان همراهم
خوشحالم که خداوند منو به دیدن این فایل هدایت کرد واولین قسمت از بخش جدید سایت گنج پنهان رو دیدم خیلی خیلی عالی بود فوق العاده بود
استاد با این بخش جدید شما انگیزه منو برای نوشتن در سایت هزار برابر کردین واین کار شما نشون می ده برای ما اهمیت زیادی قاعل هستین وبازم اهمیت وضرورت نوشتن رو برامون یادآور می کنه که چقدر می تونه کمککننده باشه به آقای عطا هم تبریک می گم منم از شنیدن دیدگاه شما خیلی لذت بردم وحتما با این پشت کار وانگیزه موفق می شین والبته موفق شدین همین که تا این اندازه آگاهی کسب کردین خودش موفقیت بزرگی هست
منم قبلا چالش اینو نخوردم شرکت کردم ولی متاسفانه تا آخر ادامه ندادم همون جلسات اول روی عادتی که ازش راضی نبودم کار کردم وخیلی خوب پیش رفتم اما تا آخر نرفتم وامروز تصمیم گرفتم حتما برم واز اول چالش رو شروع کنم
چیزی که استاد راجب رفتارهای افراد متناسب گفتن منو یاد گفته همسرم انداخت که اکتبر اوقات که شب میاد خونه می گه وقت نکردم سر کار غذا بخورم نه صبحانه نه نهار در حالی که رستوران داره وکلی غذا در روز سرو می کنن واین حرفش همیشه برای. من تعجب انگیزه اینکه یعنی چی وقت نمی کنم مگه می شه با اون حجم وتنوع از غذا تو ترغیب نشی چیزی بخوری تازه شبم که میاد با یه میوه خوردن تا شام آماده بشه باز کلی وقت می بره تا چیزی بخوره بیشتر وقتا کار بیرون داره وتا ده شب هم نمیاد واون هنوز چیزی نخورده اما اگه من باشم هرگز نمی تونم تحمل کنم البته الان دیگه مثل گذشته نیستم وبرام قابل درک شده ومی دونم چرا اینجوریه اون غذا رو فقط وفقط برای رفع گرسنگی می خوره نه برای رفع خستگی یا تشنگی یا آروم شدن اعصاب یا کنترل هیجان یا…… خیلی دلایل دیگه که همیشه منو ترغیب به خوردن در وقت سیری کرده
امیدوارم یه روزی تو این بخش جدید سایت استاد دیدگاه منو هم برای بقیه شما بخونن 😊