وقتی صحبت از لاغر شدن میشه، خیلیها فوری میپرن سراغ رژیم 🍎، ورزشهای سنگین 🏋🏻♀️ یا حتی جراحی ✂️!
📍 این جلسه ادامه گام ۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اما چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشه، 🧠 تاثیر ذهن در چاقی و لاغریه؛ اون چیزی که واقعاً پشت صحنه این بازیه 🎭.
یکی از مهمترین عوامل پنهان توی مسیر لاغر شدن، لیاقت داشتن برای لاغر بودنه ✨.
خیلی وقتها ذهن ما، بدون اینکه خودمون بفهمیم، احساس میکنه لایق لاغر شدن نیستیم 🚫.
چون توی باورهای عمیقمون، چاقی یه جور هویت شده؛ یه لباسی 👕 که سالهاست تنمونه و برامون آشنا و قابل قبوله 🤷🏻♀️.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 لیاقت داشتن و تاثیر ذهن در چاقی
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیها با کمترین تلاش لاغرن 🏃♀️💨 و بعضی دیگه با هزارجور رژیم 🥗🏋️♂️ و ورزش باز هم وزنشون تکون نمیخوره؟
پاسخ سادهست، اما عمیق: تاثیر ذهن در چاقی رو دستکم گرفتیم.

لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست ⚖️، بلکه یه «احساس لیاقت» ✨ در ذهن ماست.
ذهن ما باید اول باور کنه که:
«من لایق لاغر شدن هستم» 💎
وگرنه هر تلاشی، مثل هل دادن دیوار 🧱 میمونه؛ پر سر و صدا، اما بینتیجه.
🔸 آیا با رژیم گرفتن 🥗، ورزشهای سخت 🏋️♀️ یا قرصهای لاغری 💊، میتونیم حس لیاقت رو در ذهنمون ایجاد کنیم؟
❌ نه! چون ذهن ما اونقدر باهوشه که فقط به عمل ظاهری بسنده نمیکنه؛ اون دنبال باور عمیق، حس شایستگی 💛 و تصویر ذهنی ما از خودمونه 🖼️.
و دقیقاً اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش رو نشون میده.
حالا یه سؤال جالبتر: برای چاق شدن چی؟ 🤔
آیا ما برای چاق شدن دوره آموزشی دیدیم 🎓؟ هدفگذاری کردیم 🎯؟ با برنامه خاصی روزی چند هزار کالری اضافه خوردیم 🍰؟
❌ نه! ولی چاق شدیم… چون ذهنمون، با هزار تجربه تلخ و شیرین 😅😭، باور کرده بود که چاقی امنتره، راحتتره، یا حتی بخشی از هویتمونه 👕.
و جالبه بدونی که این مسیر، تکرار پشت تکرار 🔄، عادت پشت عادت 🛤️، تبدیل شد به لیاقتی که ذهن ما برای چاقی ساخت.
خبر خوب اینه که همون ذهن، میتونه دوباره آموزش ببینه 🎓. اما این بار، نه برای چاق شدن…
بلکه برای متناسب شدن 🥰. با عزت، با آرامش 🌸، با احساس شایستگی 💛.
پس اگه میخوای از چرخه تاثیر ذهن در چاقی خلاص شی 🚀، از ذهن شروع کن؛
جایی که همهچیز آغاز میشه و تموم میشه 🌟.

🌱 لاغر شدن، لیاقتش رو داری؟ ذهن تو جوابشو میدونه!
خیلی وقتها پیش خودمون میگیم:
“من همه کاری کردم 🥗🏋️♀️💊، رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم… چرا هنوز لاغر نمیشم؟ نکنه مشکل از ارادهمه یا لیاقتش رو ندارم؟ 🤔”
اینجا یه نکته مهم وجود داره: تاثیر ذهن در چاقی 🧠 خیلی عمیقتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. و احساس لیاقت برای لاغری ✨ درست وسط همین ماجرا جا خوش کرده.
سؤال عجیب اما واقعی:
آیا برای چاق شدن، زحمت خاصی کشیدی؟ 🍰 کلاس یا برنامه خاصی داشتی؟ ❌ نه!
این ذهن ناخودآگاهت بود که بر اساس باورها، احساسات و خاطرات 🌱، تو رو هدایت کرد به سمت چاق شدن. ذهن تصمیم گرفت که تو لایق این جسم باشی 💎.
هر بار که به چاقی فکر کردی یا روی تصویر بدنی تمرکز کردی 🖼️، ذهن ناخودآگاه برداشت کرد که «این آدم علاقه داره!» و مسیر چاقی ادامه پیدا کرد 🔄.
✅ ذهن همیشه دنبال تأیید لیاقتها 💛ست. اگه باور داشته باشی که لایق لاغری نیستی ❌، هرچقدر تلاش فیزیکی کنی، نتیجه پایدار نمیشه ⚖️.
خبر خوب: میتونی تاثیر ذهن در چاقی 🧠 رو خنثی کنی و لیاقت لاغر شدن ✨ رو دوباره در ذهنت تعریف کنی.
با تمرکز روی احساسات خوب 😊، تصویرسازی بدن دلخواه 🖼️ و مراقبههای ذهنی 🧘♀️، ذهن ناخودآگاهت قانع میشه که تو واقعاً لایق تناسب اندام 💪💎 هستی.
🌿 تو لایق لاغری هستی 💛، اما باید ذهن ناخودآگاهت رو به این باور جدید عادت بدی 🔔 و باورهای قدیمی مثل «من نمیتونم ❌» یا «من همیشه همینطوریام 🛑» رو جایگزین کنی.

🧠 ذهن ناخودآگاه، کارخانهی لیاقتسازی
ذهن ناخودآگاه ما یه سیستم فوقالعاده هوشمنده 🧠، ولی نه با منطق ما!
تو دنیای ذهن، توجه = علاقه شدید 💡.
یعنی فرقی نمیکنه چیزی رو با عشق بخوای 💖 یا با نفرت ازش فراری باشی 😡، همین که دائم بهش فکر کنی، براش یعنی:
«این آدم لیاقت اینو داره، پس بیشترشو بساز!»
همین جاست که تاثیر ذهن در چاقی 🧠 شروع میشه…
ذهن ناخودآگاه فراتر از آگاهی ماست 🌱، باورها، عادتها و الگوهای ذهنی ما رو شکل میده و میتونه به طور غیرارادی رفتارهای غذایی و واکنشهای بدن به سیری و گرسنگی رو تحت تأثیر قرار بده.
مطالعات روانشناسی سلامت درباره تاثیر ذهن در چاقی نشون داده که اصلاح باورهای ناخودآگاه و الگوهای ذهنی میتونه منجر به تغییرات مثبت و پایدار در وزن بشه و مسیر لاغری رو هموار کنه 🌟.
وقتی دائم به چاقی فکر میکنی، ازش شکایت میکنی 😔، جلوی آینه خودتو سرزنش میکنی 🪞، با حسرت به آدمای لاغر نگاه میکنی 👀 و هر روز با رژیمهای سخت 🥗🏋️♀️ خودتو تنبیه میکنی، در واقع داری یه پیام خیلی واضح به ذهن ناخودآگاهت میدی:
«من به چاقی توجه میکنم، من با چاقی درگیرم، من هنوز در مدار چاقیام!»
و ذهن ناخودآگاهت چی برداشت میکنه؟
«خب، پس تو لایق چاق موندن هستی! بذار کمک کنم بیشتر تثبیتش کنیم.» ❗️
همین میشه که با وجود همهی تلاشت، باز هم وزنت برمیگرده 🔄.
نه چون اراده نداری، نه چون بدنت مقاومه، بلکه چون ذهن تو هنوز لیاقت لاغر بودن 💎 رو باور نکرده.
در واقع خودت لیاقت چاقی رو ساختی و از تاثیر ذهن در چاقی 🧠 برای چاق کردن خودت استفاده کردی، البته ناخودآگاه.
حالا وقتشه ورق رو برگردونی 🔄.
به جای تمرکز روی چاقی ❌، تمرکز کن روی بدن متناسبی که دوست داری داشته باشی 💖.
به جای گله و شکایت، با خودت با عشق حرف بزن 💛 و به ذهن ناخودآگاهت بگو:
«من لایق متناسب شدنم 🌟… لایق آرامش 🍃، لایق سبکی ✨، لایق بدنی که دوستش دارم 💪.»
وقتی ذهن تو احساس کنه که لایق لاغری هستی 💎، تازه شروع میکنه به ساختن اون واقعیت در بدنت.
پس از امروز به بعد، به جای اینکه با چاقی بجنگی ⚔️، با باور لیاقت لاغری 💛 ذهن خودت رو متحد خودت کن… نه دشمن خودت. 🌿

💡 اگه میخوای این باور «لیاقت لاغری» رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم توی ذهنت بازسازی کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ رابطه تنفر و چاقی؛ در ادامه هم توی گام ۶ سراغ «لاغری با رژیم غذایی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.19 از 222 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد
خداراشاکرم که درتاریخ 1402/9/22 این فایل لیاقت لاغر شدن را گوش کردم
تفاوت بین افرادی که لاغر میشوند و جزء شگفت انگیزان میشوند با افراد دیگر که سعی و تلاش میکنند ولی لاغر نمیشوند درافرادی است که لیاقت لاغر شدن را درخود میبینند و هرروز آن را تقویت میکنند
افراد برای لاغری به دو دسته تقسیم میشوند
1- افرادی که سعی و تلاش میکنند و نتیجه میگیرند چون لیاقت لاغری را درخود ایجاد میکنند و هرروز آن را تقویت میکنند چون لاغری ارتباط مستقیم با لیاقت و احساسی که خودت نسبت به خودت داری دارد نه احساس دیگران نسبت به شما پس احساس لیاقت = نگاه و نظری است که هرفرد نسبت به خودش دارد نه نگاه و نظر دیگران در مورد خودش چون نظر دیگران هیچ تاثیری درلاغری من نمی گذارد و برای من بالابرنده نیست
2- افرادی که سعی و تلاش میکنند ولی نتیجه نمیگیرند این افراد درخود لیاقت میبینند .میگویند حق دارند زندگی بهتری داشته باشند و دوست دارند شرایط زندگی آنها بهتر شود و عملا” کاری را انجام نمیدهند سعی نمیکنند که مهارت و لیاقت بیرونی خود را افزایش دهند پس این افراد نتیجه خوبی نمیگیرند مثل افراد چاقی که بارها سعی کردند لاغر بشوند و نشدند
پس ما نتیجه میگیریم برای موفقیت درهرکاری درزندگی باید هم احساس لیاقت درونی و هم مهارت و احساس لیاقت بیرونی خود را افزایش و تقویت کنیم این دو مکمل یکدیگر هستند مثل دوبال یک پرنده عمل میکند اگر یکی از بالها ضعیف باشد و یا نباشد پرنده نمیتواند پرواز خوب و عالی داشته باشد و درنتیجه به مقصد هم نخواهد رسید
درتمرینات دراین سایت استاد سعی کردند هم احساس لیاقت درونی و بیرونی که همان رفتار و عملکرد ما نسبت به خوردن مواد غذایی است کار شود چون این کارها باعث میشود که از باورهای اشتباه قبلی که باعث چاق شدن ما شده فاصله بگیریم و باورهای خود را نسبت به لاغری بازسازی کنیم و کم کم سعی دراصلاح رفتار و عملکرد و باورها میشود و ما روزبه روز بدون هیچ گونه سختی لاغر خواهیم شد اگر این دو لیاقت درونی و بیرونی را تقویت کنیم .
بنابراین برای لاغر شدن میبایست احساس لیاقت لاغر شدن را درخود ایجاد وافزایش دهیم و درهمه ی جنبه های زندگی به کار ببریم چون لاغر شدن اولین قدم برای هر موفقیتی است وقتی شما لاغر شوی زندگی شما دگرگون خواهد شد چون به دنبال علاقمندیهای خودتان خواهی رفت . لاغر شدن احساس (اعتماد به نفس بالا- روابط خوب با خانواده – انسانیت – روابط با دیگران – کسب و کار – خداشناسی و سپاسگزاری – لذت استفاده از خیلی از چیزها و…) را درشما افزایش خواهد داد و از همه مهمتر وقتی ما دریک خانواده یاد بگیریم که چاقی به خاطر ارثی و کم تحرکی و خیلی از موارد دیگر نیست و با ذهن افراد چاق میشوند این زنجیره چاقی را قطع خواهیم کرد و چقدر این کار برای جامعه و نسلهای بعد مهم و حیاتی است .
ماقبلا با این که زیاد برای لاغری سختی میکشیدیم ولی چون باور نداشتیم که لاغر میشویم هرگز لاغر نمیشدیم اگر از فرد لاغر بپرسند آیا شما با خوردن این غذا چاق میشوید یا خیر میگوید اصلا چاقی به من ربطی ندارد من هرگز چاق نمیشوم چون لیاقت لاغر شدن را درخود تقویت کرده است و کیفیت زندگی خود را باافزایش لیاقت درونی و بیرونی هرروز بهتر کرده است .
نشان های دریافت شده
بنام خدا:
بارژیم های سخت و طاقت فرسا بادردوفشار جسمی لاغر میشدم اما بعداز اون .من دوباره چاق میشدم .واین نگرش درون ایجاد میشد که من نمیتونم لاغربشم . توانایی لاغرشدن روندارم . پذیرش دلایل مختلف درباره ی علت چاق بودن هم بیشتر این موضوع روتشدید میکرد که من نمیتونم لاغربشم چون .من کلی تا حالا زحمت کشیدم ونشدم وو قتی این دلایل روهم کنارشون میزاشتم مثل یه پازل کنارهم قرار میگرفتن ودلیل چاقیمو منطقی میکردن.ودراساس من باور م بود که من چاقم ونمیتونم لاغرباشم چون راه دیگه ای ندارم راهی باقی نمونده وانقدر بهش فکر میکردم .ومنطقیش میکردم باترس از خوردن. باترس از اینکه تحرک ندارم پس چاق میشم وچون نمیتونستم همیشه در رژیم و ورزش باشم
من باورم این بود که من نمیتونم لاغربشم .چون من واقعا برای اتمام رژیم لحظه شماری میکردم. ذوق داشتم برای رسیدن به زندگی وروش قبلی . چون چاقی آسون بودی باخوردن غذا در هر ساعت تنوع غذایی و تونستن فعالیت روزمره انجام دادن بدون هیچ فعالیت اضافه همراه بافشار یادمه میگفتن وهنوزهم میگن که اگه ورزش نمیکنی ظرف شستن و کارهای خونه رو انجام بده لاغرمیشی ومن حتی از انجام کار خونه متنفربودم وبه خاطر همین نفرت تصاویری درمغزمن ایجادمیشدکه این نفرت از روی ترس هست ترس از قرار گرفتن دوباره توشرایط رژیم و ورزش درصورتیکه من کاری دیگه انجام نمیدادم اما همین طرزفکر هم درمن اثرگذاشت ومن رو درمسیر. چاق موندم قرار میداد ومن حتی از کارخونه هم دیگه متنفربودم چون مدام شنیده بودم انجام کارهای خونه روبه عنوان یه ورزش در نظر بگیر و باتجربه ای که ا ورزش ودوباره چاقی داشتم مدام تواین فکربودم چونکه من این کارهای خونه رو انجام نمیدهم هم چاقم ومدام احساس حقارت احساس گناه احساس یه آدم بی ارزش و غیر کاربردی روداشتم و این شکل یا چاق میشدم . یاچاقتر ویا چاق میموندم که بعداز مدتی من درمسیر چاق موندم قرار میگرفتم براینکه وزنم کم میشد ولی شکل ظاهریم تغییر نمیکرد و همین رفتن روی وزنه وسرزنش کردن خودم باعث میشد که من در مسیر چاقی هروز وحتی هر لحظه قدم بردارم .مرور خاطرات چاقی خاطرات تلخ حرف و حدیث دیگران . نفرت از خود همهی اونها باعث میشد تصویری ازمن درمن شکل بگیره که از خودم در ذهنم یه انسان ناتوان وبدشانس وچاق و تغییرناپذیر داشته باشم ومن درخودم این طور لیاقت چاقی رواضافه کردم.
۲ . دروشهای قبلی بیشتر. من به این فکر میکردم که چاقتر نشم ویا وقتی رژیم میگرفتم هم همین موضوع بود. به ظاهر برای لاغری بود اما باعملی که من انجام میدادم الان درک میکنم که من براتر س از چاق شدن ویا چاق موندنم این روش ها و انجام میدادم وعملابرایب لاغرشدن نبود. لیاقت لاغرشدن خودم ازبین میبردم ولیاقت چاق شدن رو در ذهنم پرورش میدادم .در ذهن من تصویر چاقی خیلی پررنگ تراز تصویرلاغری بود وذهن من درهر. صورتی از رفتارهای چاق کننده لذت میبرد . وچون مسیر دوباره چاق شدن بدون رنج بود بنابراین لیاقت چاقی من بیشتر میشد چون شکست خوردن هم در رژیم باعث میشد که باور کنم لیاقت لاغری ودرست بود ن رفتارهای روندارم واز اونجایی که درمورد رفتارهای لاغرکننده هیچ پیش زمینه ای نداشتم درنهایت من چاق میشدم چون تصویر چاقی ورفتارهلی اون تبدیل به پیش فرض شده بودن ومن به صورت کاملاً ناخودآگاه اشتیاق انجامش روداشتم واین هم زمانی بیشتر برام مشخص شد که وقتی بهش فکر میکنم درک میکنم ازانتظارم برای دوباره برگشتن برای اتمام روش های قبلی وزندگی براساس قبل از رژیم واین درمن خیلی بیشتر از اون تصمیمی بود که برای لاغرموندنم داشتم وبهش فک میکردم. پس بعداز دوباره هروعده ی غذایی وهر رفتاری وهر نشستن وخوابیدن من درخودم با پشیمانی واحساس گناه وعذاب وجدان دوباره مسیر چاق موندن و احساس لیاقت چاقی روقوی تر میکردم .
همه ی روشهای لاغری تنها یک نتیجه داشتن وشکست بود و به همین خاطر هیچ نتیجه ای جز محکم ترشدن باور چاقی و محکم کردن دلایل چاقی وچاق موندن. رو درمن نداشتن و نتیجه همیشه همین بود وهر چه تلاش بیشتر باورمحکم تر میشد.
توجه کردن به افکارودوباره باز بینی اطلاعات واعتمادبه جسم فکرکردن به دلیل چرایی انجام روشهای رژیمی واعتماد به خود همگی برای طی مسیر لاغری ورها کردن وبا غیرطبیعی نشون دادن چاقی غیر طبیعی نشون دادن چاقی وقوی کردن این موضوع در ذهن ودرتتیجه پذیرش غیر طبیعی بودن میتونم این لیاقت رودر خودم با تمرین کردن مرور کردن ودر مرور جستجو در افکارم به ترسهام غلبه کنم. ودر مسیر لاغری برسم و ادامه بدم وباتعهدداشتن یه ادامه دادن این مسیر که به سمت لاغری هست رودر خودم بانجام نوشتن ودیدن وتوجه کردن به نمونه هاوخیلی چیزهای دیگه این لیاقت درون به صورت اتوماتیک ایجاد میشه
به نام خالق بی همتایم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات لیاقت داشتن
باعرض سلام خدمت استاد من قبلا خیلی کمتر از اطرافیان غذا میخورم ولی آنها بیشتر من غذا میخوردن و من بعد از خوردن میگفتم که من این هم که خوردم باز چاق میشم ومن همیشه خود را لیاقت چاق شدن میدانستم ومن چند بار لاغر شدم و آن موقعه خودم را لیاقت لاغر شدن میدانستم ولی به آن استوار نبودم ولی حالا که در این مسیر هستم
لیاقت لاغر شدن را در خودم احساس میکنم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و هدایتگر
با عرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان
لایق لاغر شدن باشید :
واقعا خود را لایق دانستن شرط موفقیت است یادم میاد قبلا من واقعا لایق چاق بودن بودم چون با پر خوری و بی اهمیت دادن به خودم و خودم را لایق اینکه بدنم محل انباشته زباله نیست نمی دونستم و می خوردم ،عصبانی می شدم می خوردم ،شاد بودم می خوردم،ناراحت بودم می خوردم بدون اینکه بدونم گرسنه هستم یا نه ؟ می خوردم و بدنم را انباشته مواد زائد می کردم و بعد غذا عذاب و جوان داشتم پس من لایق چاق شدن بودم ،از چاقی خودم متنفر بودم چیزی که خودم به وجودش آوردم با باورهای اشتباه و با رفتارهای اشتباهم پس من لایق چاقی بودم ،از خرید کردن بیزار بودم و ناراحت بودم از اینکه سایز من توی بازار نیست و من باید بگردم نا سایزم راپیدا کنم ش پس من لایق چاق بودن بودم ،از جمع فاصله داشتم و خجالت می کشیدم و اعتماد به نفس نداشتم پس من لایق چاقتر بودم ،خودم را با دیگران مقایسه می کردم و خودم را سرزنش می کردن با این کارها لیاقت چاقتر شدن را در خودم ایجاد می کردم.حسرت پوشیدن لباسهای اندامی داشتم پس من لایق چاقتر شدن بودم
و پس از مدتی که وارد سایت شدم با هدایت الله و گوش دادن به فایلها و خرید دوره ورود به سرزمین لاغرها من هم احساس ارزشمندی کردم و هم متوجه شدم که ما باید برای جسم مون ارزش قائل بشویم و خودمون مسئولیت چاقی خودمون را بپذیریم و خودمون این وضع را به وجود آوردیم پس باید خودمون را در این شرایط بپذیریم و جسممون را دوست داشته باشیم و برای خودمون ارزش قائل بشوم،چون پذیرفتن همه اینها شروع لاغری است و فهمیدم که قبل از هرچیزی من باید خودم را لایق لاغر شدن بدونم .
چه قدر دیدگاهم نسبت به خودم تغییر کرد و من گفتم من لایق لاغر شدن هستم،چون من اشرف مخلوقات هستم و من باید از زندگی کردن لذت ببرم و خدا دوست داره که ما شاد باشیم و لذت ببریم ،من باید تغییر کنم و خودمم را لایق لاغر شدن قرار بدهم و خودم را لایق پوشیدن لباسهای خوب بدونم ،و اینکه لایق این باشم که سلامت باشم و همه ارگان های بدنم به درستی کار کنه و هیچ مشکل و بیماری نداشته باشه ،من لایق لاغر شدن هستم تا بتونم اعتماد به نفس خودم را برگردونم و بالا ببرم ،من لایق لاغر شدن هستم تا بتوانم در بودن در جمع با اعتماد به نفس حاضر بشوم و لذت ببرم . من لایق لاغر شدن هستم تا بتوانم برای خودم کاری بکنم و روحیه خودم را بهتر کنم و زندگی بهتری داشته باشم . من لایق لاغر شدن هستم تا بتوانم در مجالس لباسهای زیبا به تن کنم و لذت ببرم ،من لایق لاغر شدن هستم تا جوانتر باشم و سرزنده تر باشم ،من لایق لاغری هستم چون من زمانی متناسب بودم و خداوند فطرتا ما رو متناسب آفریده و می خواد که خوشحال باشیم و موفق باشیم و من بنده خدا هستم و هر خطایی در مورد بدنم گناه محسوب می شه و باید پاسخگو باشم ،وقتی خدا برای من این طور می خواد پس منم باید برای خودم و صلاح خودم این طور باشم و و وقتی اینا را فهمیدم و ظلمی که در حق خودم را کردم ،خودم را بخشیدم و از خداوند و بدنم عذرخواهی کردم و خودم را تلاش کردم که تغییر بدهم و خودم را لایق دونستم اون موقع هر چیزی را نخوردم و عمل کردم کم کم جسمم هم تغییر مرد درسته که من به وزن ایده آلم نرسیده ام و شاید چند مدتی از مسیر خارج شدم ولی من اومدم که باشم حتی هر روز با گوش دادن یک فایل ،ان شاءالله که به هدفم وزن ۶۴ و سایز ۴۰ می رسم ،چون من مسئولم و خدا منتظره چون خودش منو انتخاب کرده و لایق لاغر شدن را در من دیده و من باید به خداوند اعتماد کنم و از خودش کمک بخواهم که تا انتهای مسیر همراه من باشه ،خدا جونم ازت ممنونم ،استاد عزیز ازتون ممنونم .
سلام به استاد مهربانم
من به دخترهای خواهرم نگاه می کردم والبته خیلی دوست شون دارم شاید توجه به چاقی اونها باعث لیاقت من برای چاق شدن شد و یا همش با خودم فکر می کردم اشتهام زیاده و حتما با این اشتها بازم لیاقت من برای چاقی بیشتر میشد من با گفتن اینکه اشتهام زیاده روز به روز لیاقت خودمو در چاق شدنم بالا تر بردم
نه من توجهی به لیاقت خودم در چاق شدن نداشتم رژیم میگرفتم خوش تیپ میشدم و باز دوباره برمیگشتم به روزاول
من اکثرا ورزش می کردم و از نرم افزار کرفس استفاده می کردم و خیلی لاغر میشدم چون اصلا به لیاقت لاغری حتی فکر هم نمی کردم و بعد از رژیم دوباره حرص و ولع من شروع میشد وباز دوباره روز از نو روزی از نو آخه مغز من هنوز مثل قبل به بدنم فرمان میداد چون نه آموزش دیده بودم نه برای لیاقت خودم برای تناسب اندام فکری کرده بودم
فایل ها رو گوش کنم زیاد ناخداگاه لیاقت من زیاد میشه برای لاغر شدن
هر روز جملاتی مثل این که من لیاقت لباس های روشن رو بپوشم دارم باخودم تکرار کنم بنویسم و در مغزم مرور کنم که من لیاقت خوش اندامی رو دارم من لیاقت به اندازه ی نیاز بدنم خوردن و دارم من لیاقت بدنی سالم را دارم
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
مسیر لاغری من
گام ۵:لایق لاغرشدن باشید
لایق بودن برای داشتن هر موفقیتی برای همه لازم است وهمچنین برای لاغرشدن هم احتیاج به لیاقت داریم
لیاقت داشتن برای لاغرشدنمان. گرفتن رژيم. انجام دادن ورزش های دشوار وطولانی و مصرف کردن دارو و یا انجام دادن جراحی در ما بوجود نمی آید چون هیچکس برای لیاقت داشتن چاقیشان هیچ کار خاصی انجام ندادند و رنج و سختی نکشیدند
ما برای هر موفقیتی به لیاقت داشتن نیاز داریم و این جهان هستی برای هر کسی به اندازه لیاقت خودش نعمت می دهد. این جهان مادی، جهان لیاقت هااست
ما برای لاغرشدنمان وهر کاری نیاز به لیاقت داریم و ما لیاقت چاق شدن داشتیم که چاق شدیم ما در چاقیمان استمرار و پشت کار زیادی انجام دادیم
ما همیشه رفتارها و عادتهای اشتباه خودمان را بارها و بارها تکرار کردیم و جسم خودمان را به این شکل دراوردیم
ما با متنفر بودن از جسم خودمان به چاق شدنمان توجه کردیم به ذهنمان امر و نهی کردیم که دوست داریم چاق و چاق تر شویم
چون همیشه عوامل بیرونی را چاقی خودمان می دانستیم و همیشه هم اینها را شنیده بودیم و باور کرده بودیم وبه واسطه اینها چاق میشدیم مانند؛چون معده ام گشاده و غذای زیادی می خورم چاق میشوم.
چون من ژن چاقی دارم ،چاق میشوم
چون سوخت وساز پایینی دارم چاق میشوم وکلی عوامل دیگری را دلیل چاقیمان می دانستیم اما اثر گذار ترین موضوع در چاقیمان ذهن ناخوداگاهمان است که هیچ وقت به اون توجه نکردیم و خیلی ها هم هستند که توجه نمی کنند
با متنفر بودن از موضوعی یا عشق ورزیدن به اون موضوع اصلآ برای ذهنمان فرقی نداره چون ذهنمان در هر دو حالت حس می کند که ما عاشق اون موضوع هستیم و اون را دوست داریم و ذهنمان تلاش می کند که اون موضوع را در زندگیمان گسترش دهد چون خاصیت ذهن ناخوداگاهمان است .
همیشه به ما گفته بودند که به هر چیزی که توجه کنی به سوی تو کشیده می شود چون ذهن تصور می کند که ما اون موضوع را دوست داریم و اون را در زندگیمان گسترش میدهد
ما همیشه به چاقی خودمان توجه کردیم حتی زمانی که رژیم می گرفتیم یا ورزش میکردیم و …ما همیشه به چاقی خودمان توجه داشتیم و چاقی را لایق خودمان می دانستیم
من هیچ وقت خودم را لایق لاغری نمی دانستم چون همیشه در فکر و تصورم این بود که وقتی رژيم یا کار خاصی برای لاغرشدن انجام می دادم را رها کنم دوباره چاق میشوم چون همیشه خودم رو لایق چاقی می دانستم نه لاغری.
چون بعد از رهاکردن رژيم به ولع پرخوری می افتادم تا دلتان بخواهد می خوردم و همیشه خودم را سرزنش می کردم که دیدی بازنتونستی جلوی خودت را بگیری و لاغر بمانی چون لیاقتت چاقی هستش اینقدر بخور تا چاق تر بشی و بمیری بی لیاقت.
و از سرزنش کردن دیگران هم ناراحت می شودم و به خودم نهیب می زدم
چون من چاق شدنم را بخاطر پرخوری کردن مواد غذایی می دانستم چون با آموزشهایی که به ذهنم می دادم، که من باید چاق باشم چون من نمی توانم جلوی غذاخوردنم را بگیرم و خودم را لایق چاقی می دانستم
و حالا می فهمم که چقدر من به این چاقی لیاقت می دادم که جسمم رو به این شکل و شمایل درآورده بودم چون آدم هر چیزی را که لایق خودش بداند به هر صورت می رسد و ما به چاقی لیاقت نشان داده بودیم و به چاقی رسیده بودیم
چون من همیشه به جسمم توجه می کردم که چرا چاق میشوم چرا لاغر نمی شوم و اگر لاغر می شوم این لاغری برایم نمی ماند و اون موقع داشتم به چاقی توجه می کردم
من همیشه درحال خوردن بودم وقتی می دیدم که متناسب ها به خوردن فکر نمی کنند حسوديم می شد و حتی دخترخودم اصلآ به خوردن توجه نمی کرد و همیشه متناسب بود چون اون موقع این چیزا رو نمی فهمیدم وفکر می کردم که به باباش رفته و متناسب هستش و من چون به خانواده پدریم رفتم چاقم و نمی توانم جلوی خودم را بگیرم
و همیشه حسرتشان را می خوردم که چرا اون ها می توانند به راحتی نه بگویند اما من نمی توانم نه بگویم حتی زمانی که سیر بودم اگه بهم چیزی تعارف می شد خجالت می کشیدم نه بگویم و تعارفشان قبول می کردم و می خوردم با این که می دانستم که سیرم و نباید بخورم
همیشه ما از خوردنمان لذت بردیم و از طعم. رنگ. بو.ونرمی مواد غذایی فریب خورده و بیشتر خوردیم و هیچ وقت پیغام سیریمان را نفهمیدیم
چون گفته بودند که باید غذا را به آرامی بخوریم چون مغزمان درطول ۲۰دقیقه پیغام سیری را ارسال می کند
ولی من ۲۰دقیقه چیه من در طول ۲۰دقیقه غذایم رو میخوردم حتی بیشتر از نیازمم می خوردم و بعد از ۲۰دقیقه که پیغام سیری دریافت می شد تازه فشار شکمی سراغم می آمد. چون همیشه خیلی تندوسریع غذایم را می خوردم و به حرف هیچکس هم توجه نمی کردم و حالا می فهمم که متناسب بودن را لایق خودم نمی دانستم اما همیشه در حال رویا بافی لاغری و تناسب اندامم بودم
من هیچ وقت خودم رو انسان با اراده ای نمی دانستم با این که همه من رو با اراده میدانستند اما خودم، خودم را بی اراده می دانستم چون هیچگاه خوردنم را نتوانسته بودم کنترل کنم
وحالا بودن دراین سایت به من یاد داد که هیچ موادغذایی قدرت چاق کنندگی ندارند و باور داشته باشم که اونها برای تأمین و انرژی رساندن به بدنم هستند مانند آبی که می خوردیم. نفسی که می کشیم که لازمه و نیاز بدنمان است
ما همیشه از خوردنمان لذت بردیم با این که معده مان پر بود ولی همیشه ولع خوردن داشتیم چون نه ذهنمان سیر می شد نه چشممان.
ذهن دستور می داد به خوردن و چشممان می دید و ما همیشه با لقمه های اضافی مواجه می شدیم ما همیشه یک عادت اشتباهی که داشتیم تندوسریع غذاخوردنمان بود و هیچ وقت طعم. مزه. غذا نتوانستیم بچشیم فقط می خواستیم بخوریم
من هر آدم متناسبی که دیدم حتی همسرم ودخترمم همیشه خیلی آرام و آهسته و اصولی غذا می خورند و هر وقت سیر می شدند دست ازخوردن برمیداشتند حتی اگه یک قاشق هم می ماند دیگه نمیخورند یادم است که باهاشون دعوا می کردم که فقط اين يک قاشق اضافه بود اون رو هم
می خوردین دیگه،
ولی اونی که می خورد من بودم نه اونها.
حالامن با هدايت شدنم به این سایت دانستن این که من لایق لاغرشدن هستم و همیشه آرزویش را داشتم را فهمیدم چون خداوند همه را با لیاقت و متناسب آفریده و این مابودیم که از این قافله دور افتاده بودیم حالا دیگر باید توی ذهن و جسممان این لیاقت را کشف کنیم حالا بودن دراین سایت برایمان لیاقت داشتن را آموزش می دهد
پس باید با اطمینان و اعتماد به این مسیر راهمان را با احساس و با حال خوب وانرژی مثبت ادامه دهیم و من ادامه می دهم و خواهم داد.
درست است زمان بر است ام یک بار برای همیشه هستش.
ما با اطمینان و ایمان کامل و توجه کردن و باور داشتن، لیاقت را در خودمان گسترش می دهیم
چون من لایق بهترین و زیباترین زندگی هستم
من لایق بهترین تجربه کردن از زندگی را دارم
من لیاقت بهترین روابط با خانواده و اطرافیانم را دارم
من لیاقت زیباترین تناسب اندام و لاغری را دارم
من لیاقت توانایی در بهتر کردن زندگی ام را دارم
من پوشیدن لباس های اندامی. رنگی. و زیبا را دارم
من لیاقت سلامتی و تندرستی و زیبایی را دارم
من لیاقت به اندازه خوردن موادغذای را دارم
من لیاقت عشق و دوست داشتن خودم را دارم
وحالا بودن دراین سایت و راهنمایی های استاد عزیزمان ،من به تمام لیاقتهایی که آرزو داشتم و دوست داشتم که داشته باشم یکی یکی می رسم و خواهم رسید
با گوش کردن فایل های آموزشی. خواندن مطالب آموزنده و با انجام دادن تمرینات. استمرار داشتن ادامه دادن وتکرار کردن بوجود می آید و من لیاقت اینها را دارم و خودم را لایق همه اینها می دانم
استاد گرامی ازت ممنونم که ما رو به این همه آگاهی می رسانی
خدایا ازت ممنونم متشکرم وسپاسگزارم خدایا شکرت
همیشه در پناه خداوندمهربان باشید یا حق
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان شما لایق لاغر شدن هستید تیتر هم گام خودش یه باور تقویت کننده قدرتمنده لیاقت داشتن توی هر موضوعی مهمترین فاکتور برای موفق شدن هست خدایا چقدر به موقع پاسخ میدی چند روزی بود از خدا میپرسیدم بهم بگو ایراد کارم کجاست با اینکه خیلی خوب رو فایل ها کار میکنم تمریناتم رو انجام میدم ورودی های مخرب رو حذف کردم تا حدود خیلی زیادی اما چرا نتایجم خیلی کوچیک و اون چیزی که دلم میخاد رو نمیگیرم و امروز هدایت شدم به این فایل و پاسخم رو گرفتم حالا دیگه میمونه کار کردن من رو این موضوع و اونم احساس لیاقت من خوب کار میکنم رو خودم و متعهد هستم به فایل هایی که گوش میکنم یعنی برام رایگان عیر رایگان فرقی نداره وقتی یه فایلی رو گوش کنم دیگه توجه نمیکنم رایگان یاد هزینه بابتش پرداخت کردم ایمان دارم خدا این فایل رو برام فرستادهاما یه حای کار ایراد داشت و اونم اینکه من احساس لیاقت نمیکردمهنوزم این باور تو وجودم بود که تو باید یه کار فیزیکی کنی حتما والا نتیجه ای ساعت نمیاد حتی سمت کار فیزیکی رفتم ولی بازم نتیجه دلخواهم رو نگرفتم برای لاغر شدن هم همین بود فایل گوش میکردم ولی چون خودمو لایق لاعری با ذهن و به این آسونی نمیدیدم سراغ کم خوری و ورزش میرفتم و تعجب میکردم که چرا هم دارم رو خودم کار میکنم هم ورزش میکنم ولی نتیجه نمیاد و خبر از این مانع بزرگ نداشتم یعنی فهمیده بودم آبشخور کجاست و باید رو احساس لیاقت کار کنم ولی خیلی جدی نگرفته بودم من درونی احساس لیاقت رو در خودم نساخته بودم البته که با فایل گوش کردن خیلی بهتر شدم ولی اینبار تصمیم گرفتم خیلییی جدی تر و متعهد تر رو این زمینه کار کنم وقتی این فایل رو گوش کردم و از خدا هدایت خواستم امروز به یه فایلی هدایت شدم که توی اون در مورد احساس لیاقت گفته شده بود و در مورد این صحبت شد که شما با حل هر مساله ای میتونید احساس لیاقت خودتون رو افزایش بدید داشتم به این فکر میکردم که هر بار یه مانع رو شناسایی میکنم یه جورایی حل مساله است و احساس لیاقت دارهدافزایش پیدا میکنه هر بار که احساس امید میکنم که من میتونم متناسب بشم دارم لیاقت لاعری رو تقویت میکنم اون جمله که توی متن این فایل نوشته بودید افراد چاق لیاقت چاق شدن رو دارناولش مقاومت داشتم یعنی داشتم بهداین فکر میکردم که اگر من به یه آدم چاق بگم تو خودت لیاقت چاقی رو ساختی چطوری به سمتم حمله ور میشه خخخولی واقعیت همینههمه آدم های چاق لیاقت چاقی رو دارنپس لاغری هم لیاقت میخادبا نگرانی در مورد چاقی ،خجالت از خود،گله و شکایت ،سرزنش کردن خودمون داریم لیاقت چاقی رو بیشتر میکنیم حالا برای لیاقت لاغری باید برعکس عمل کنیمچطوری ؟احساس امید داشته باشیم برای داشتن اندام زیبا عشق ورزیدن به خودموندوست داشتن خودمونشکر گزاری برای اندام سالموناحساس لیاقت لاعری رو در خودمون افرایش میدیمذهن ما براش مهم نیست اون جیزی که داریم بهش توجه میکنیم عاشقش هستیم یا متنفر هستیم ازش در هر صورت فک میکنه چون ما داریم توجه میکنیم پس مورد علاقه مونه و از اون جیز توی زندگیمون گسترش پیدا میکنه .من قبلا فکر میکردم برم جلو اینه خودمو سرزنش کنم که آه چه اندام بدی داری خجالت میکشم از پرخوری و ب این همه تحقیر کردنا به خودم میام و دست از پرخوری میکشم و بالاخره لاعر میشم ولی خبر نداشتم با همین کارها دارم لیاقت چاقی رو بیشتر میکنم و این جهان به اندازه لیاقت به من میده به کانون توجه من کار داره
حالا عاشق اندامم هستم و میدونم من لایق بهترین هام من همینطوری هم که هستم دوست داشتنی هستم و لایق بهترین اندام هستم
استاد راست میگید که این مسیر لاغری فقط تغییر سایز و کاهش عدد رو ترازو نیست این مسیر عشق این مسیر لدت این مسیر تغییر شخصیت و علاقه به خودرسیدن به خود و خداست این مسیر خود خود عشق خدا رو شکر میکنم به صدای درونم گوش کردم و الان اینجام واقعا از ته قلبم میگم خدایا شکرتتتتت
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
سلام به همگی من شاد و پرانرژی در مسیر تغییر کردن هستم
من عاشق فایل قدیمی این قسمت از مسیر صد گام هستم و این فایل بسیار برای من اموزنده هست و هر دفعه که اون رو گوش میدم بیشتر به خودم میام تا در مسیر درست باشم .
در این جلسه استاد در مورد احساس لیاقت حرف زدن و من ولقعا فکر کردم و به خودم گفتم من چقدر خودم رو لایق بهترین نعمتها در این جهان می دانم ؟؟؟
ایا تا به حال من خودم رو لایق لاغری و تناسب اندام کامل دونستم ؟؟ همینجا باید بگم من همیشه در زندگی خودم رو لایق بعضی چیزها دونستم و لایق بعضی چیزها ندونستم با توجه به نتایجم در زندگیم این حرف رو می زنم .
در مورد لاغری باید بگم از گذشته تا چند سال پیش که در این راه نبودم خیلی برای جسمم تلاش فیزیکی میکردم اما هیچ وقت نتیجه نمی گرفتم چون خودم رو لایق یه جسم لاعر نمیدونستم و همیشه به هزار علت در ذهنم میگفتم باید چاق باشم مثالا چون ازدواج کردم چون بچه دار شدم چون قرص میخورم چون سنم بالاتر رفته چون فعالیت ندارم و کلی حرفهای دیگه اما از وقتی وارد این دوره شدم و حرفهای استاد رو گوش دادم و خصوصا دوره ی زندگی با طعم خدا خودم رو به خدا نزدیکتر حس کردم و خودم رو لایق دریافت خیلی از نعمتها دونستم مثل لاغری و سلامتی و بارها گفتم خدا من رو انتخاب کرده که در این مسیر باشم پس قطعا من به لاعری دلخواهم میرسم و توانایی به دست اوردن اون رو دارم و تا حدود زیادی اون حس لیاقت لاغری رو که در دوران چاقی از دست داده بودم با این مسیر ترمیم کردم و خودم رو اماده ی دریافت نعمت های زیادی کردم و حرکت کردم و خدا هم من رو کمک کرد و من به هدفم نزدیک شدم و حالا متوجه میشم این حس لیاقت واقعا در رسیدن به هدف چقدر اثر گذار هست .
من دیگه اگاهم اگر در هر جنبه ی زندگیم هنوز می لنگم چون خودم در احساس لیاقت در اون زمینه مشکل دارم مثلا اگر روابطم با اطرافیان دلخواهم هنوز خوب نیست چون در اون زمینه احساس لیاقت نمیکنم که با افراد سطح بالا و عالی و مثبت دوستی کنم .
اگر در جنبه ی مادیات مشکل دارم چون خودم در این زمینه احساس لیاقت ندارم که باید در این جهان ثروتمنداته زندگی کنم .
اگر در سلامتی ام مشکل دارم چون خودم احساس لیاقت در سلامتی کامل با توجه به افکار نادرستم ندارم .
من هنوز خودم رو لایق خیلی از چیزها نمیدونم و باید این لیاقت نداشتن رو از سر راه موفقیتم بر دارم چون بی لیاقتی مانع رسیدن من به هدفم میشه .
من باید بارها بگم من لایق رسیدن به تناسب اندام دلخواهم هستم
من لایق تناسب اندام دلخواهم هستم
من در ناخو داگاه ذهنم خودم رو لایق تناسب اندام میبینم ؟؟؟
شاید،،، باید جواب بدم این حس لیاقتم شاید بهتر شده باشه اما هنوزم کار داده هنوزم باید درست بشه و من خودم رو با وجود همین مقدار خوردن عالی و به انداره و این غداهای سفره لایق لاغری بدونم مثل دخترم مثل خواهرم مثل همسرم و ….
من همینجا با فکر کردن به گذشته ی خودم که چقدر برای لاغری تلاش کردم واقعا ناراحت میشم و دلم برای خودم میسوزه که چقدر خودم رو زجر میدادم .اما مهم نیست مهم الان من هست که در مسیر درست هستم و باعشق لاعر میشم .
من میخوام با نگاهی به گذشتم که چقدر بارها از راه های نادرست تلاش،کردم و لاغر شدم به خودم بگم فروع تو توانایی تو میتونی تو چقدر زرنگ بودی چقدر استمرار داشتی که بارها تونستی لاغر بشی و به وزن بسیار زیبای دلخواهت برسی من میخوام به خودم بگم :
من میتونم متناسب بشم
من لیاقت متناسب شدن رو دارم
من لیاقت پوشیدن بهترین لباسهای دنیا رو دارم
من لیاقت خوردن بهترین عداهای دنیا رو دارم
من لیاقت بهترین زندگی رو دارم
من لیاقت دریافت تمام خیر و خوبی های خدای مهربانم رو دارم
من لیاقت زندگی کردن مثل ملکه ها رو دارم
من لیاقت درست رفتار کردن رو دارم
من لیاقت …
من دیگه دنبال بهانه برای عدا خوردن نیستم چون احساس لیاقت برای تناسب اندام دارم اگر هنوزم گاهی اوقات دنبال ریره خواری هستم اگر هنوزم گاهی اوقات در هر شرایطی میخوام بخورم که لذت ببرم من خودم رو لایق تناسب اندام نمیدونم .
مثلا یادم میاد در گدشته اگر کمی حالم بد میشد عدا میخوردم اگر ناراحت میشدم عدا میخوردم اگر حوصلم سر میرفت عدا میخوردم اگر خوشحال میشدم غدا میخوردم اگر کمی مریض بودم غدا میخوردم و خلاصه در هر موقعیت به دنبال خوردن بودم بخورم چون مهمانی اومدم بخورم چون خانه مادرم هستم بخورم چون پولش رو دادم بخورم چون اومدم تفریح و سفر و بخورم چون اسراف نشه بخورم و ….اما دیگه این دوران بی لیاقتی در وجود من تمام شده یعنی باید تمام بشه پس فروع هیچ راهی نداری جز خودت رو لایق بهترینا بدونی بهترین اندام بهترین سلامتی و بهترین خانواده و … برای رسیدن به این هدف از هر کاری که همسو با هدفت نیست باید بگذری و انجام ندی و مطمعنم این کار رو باید در عمل نشون بدم که به جهان احساس لیاقتم رو نشون بدم
مثلا دیشب خانه مادرم پیتزا درست کردیم اما من در اوج گرسنگیربه اندازه نیازم خوردم و دیگه وسوسه نشدم بیشتر بخورم پس من احساس لیاقت کردم
من امروز ناهار اسنگ گوشت و قارچ داشتم اما به اندازه نیازم خوردم و بیشتر نخوردم پس احساس لیاقت کردم .
پس اگر هنوزم دنبال رفتارهای نادرستم یعنی خودم رو لایق اضافه وزن میدونم اگر در ذهنم هنوزم میگم کی میشه من مثل فلانی لاغر بشم یعنی با این افکار به جهان میگم من حس لیاقت برای لاغری ندارم .
نه دیگه بسه من بایدحس ارزشمندی کنم و باید هر اشغالی رو نخورم و باید در هر زمانی با وسوسه ی شیطان غدا نخورم من اینقدر باید به خودم بها بدم که هر عدای سر و مانده رو نخورم من باید از خوردن ته مانده ی غداها رها بشم و بعد فروغ بببین چطور جهان به این افکارت واکنش نشون میده .
من هرگز نباید دنبال سرزنش کردن خودم باشم من هرگز نباید خودم رو با بقیه مقایسه کنم من هرگز نباید به خودم ناسزا بگم که چرا من اینطور لباس پوشیدم فلانی اونطور پوشیده با این کارها و افکار خودم رو نابود میکنم .و حسم بد میشه و قطعا در مسیر درست نمیتونم حرکت کنم
ذهن چاق دایم فرد رو تحریک به خوردن میکنه اما دهن فرد لاغر اینطور نیست ؟؟؟ مگر ذهن ما چه فرقی با هم دارن ایا ذهن اونها اصلی هست مال من فرعی هست ؟؟ نه فرد لاعر لیاقت متناسب شدن رو داره اما من ندارم و این برمیگرده به دوران چاقی ما که چقدر ما باورهای نادرست داخل ذهنمون گذاشتیم .
همینجا بگم من دیگه جز مادریهایی نیستم که دنبال بچه ی چاق باشم دقیقا برخلاف گدشتم که فکر میکردم از همون بارداری باید تغذیه ام زیاد باشه که بچه ای قوی به دنیا بیارم و بعدش هم به زور به بچه غدا میدادم که خوب رشد کنه و …. اما الان بچه هام کاملا رها و ازاد هستن که هر وقت میخوان بخورن و هر وقت میخوان نخوزن من خودم از بچگی تپل نبودم اما زمانی که چاق شدم کلی باورهای نادرست در ذهنم داشتم که چون ازدواج کردم چون اشتهام زیاده چون رزیم ندارم چون ورزش ندارم لیاقت لاغری و تناسب اندام ندارم و این اواخر هم به خاطر قرص هایی که میخوردم بقبه بارها میگفتن تو بابد چاق باشی چون دارو میخوری و من احساس ناتوانی در این قضیه ی تناسب اندام میکردم و اما دیگه خودم رو لایق متناسب شدن میدونم و بارها میگم کی از من بهتر و تواناتر که به تناسب اندام برسه من خودم رو باور دارو توانایی هام رو باور دارم چون از سال ۸۳ تا سال ۹۸ من بارها از طریق مختلف برای لاعری تلاش کردم و وزن کم کردم .
من با مرور توانایی هام ارزش خودم رو بیشتر حس میکنم .
من با انجام اون همه کارهای سخت برای لاغری دیگه خودم رو لایق لاغری میدونم .
من باور کردم میتونم به تناسب اندام برسم و ذهنم داره با من همکاری میکنه و به من رفتارهای جدید هدیه داده و چقدر از ذهنم تشکر میکنم که هماهنگ با هدف من شده .
من همینجا میگم خودم مسول چاقی خودم هستم نه مواد غدایی و قرص و اشتها و فعالیت و … من بارها بلید بگم من مسول زندگی خودم هستم و با این حرف دیگه برده ی ذهنم نیستم که هر چیزی رو گفت من بخورم .
من بارها به خودم میگم من لایق تناسب اندام هستم من تعهد میدم من مسول چاقی خودم هستم .و همیتجا اعتراف میکنم اگر فلان روز اون لقمه های اصافه رو نمیخوردم اگر اون روز به خاطر تعارف بقیه نمیخوردم اگر اون روز به خاطر مجانی بودنش اون قدر غدا نمیخوردم راگر اون روز به خاطر بودن در مهمانی بیشتر نمیخوردم همین مقدار کم اضافه وزن رو هم الان نداشتم .
من به خاطر سرنوشتم و جسمم نیست که من چاقم من به خاطر مواد عدایی نیست که چاقم این خودمم که دارم خودم رو با حس بی لیاقتی نایود میکنم و بیشتر از نیاز میخورم و خودم رو چاق میکنم اما همینجا به خودم میگم من لیاقت بهترین اندام رو دارم
من لیاقت بهترین مواد عدایی رو دارم
من لیاقت بهترین رفتارهای عدایی رو دارم
من لیاقت بهترین ادمها رو دارم
من لیاقت خوردن غداهای گرم و خوشمزه رو دارم
من لیاقت بهترین لباسها رو دارم .
من دنبال رزیم و قرص و دمنوش و جراحی نیستم من دیگه نمیگم اشتها دارم بابا اشتهایی در کار نیست اشنها خود من هست من باید حس لیاقت کنم تا ببینممتناسب شدن چقدر اسون و لدتبخش هست و متناسب شدن حق من هست .
من میبینم که افراد لاغر خودشون رو لایق متناسب شدن میدونن هر وقت سیر هستن نمیخورن هر وقت گرسنه هستند میخورن و این یعنی احساس لیاقت در تناسب اندام
همین ذهنی که من رو چاق کرده میتونه من رو لاغر کنه و این جمله ی اخر استاد برای من بسیار عالی هست
سلام وقت بخیر استاد و همه دوستان سایت
لیاقت داشتن در هر چیزی به اهمیت دادن و توجه کردن به هدف هست من توی زندگیم به بیشترین چیزی که در 30 سال سنم توجه کردم چاقیم بوده یعنی فکر میکردم دارم تلاش میکنم لاغر بشم اما بیشتر با اهمیت دادن به چاق بودنم اونو توی ذهنم پررنگ تر کردم و لیاقتش رو توی خودم به وجود آوردم من از سن خیلی پایین یعنی از ابتدایی که بودم این لیاقت رو پررنگ کردم و بهش پر و بال دادم چون هیچوقت خودمو دوست نداشتم اندامم رو دوست نداشتم ولی همش تلاش میکردم که رژیم بگیرم ورزش کنم هر روش سختی رو امتحان کنم که لاغر بشم چطور ممکنه چیزی رو دوست نداشته باشی و ازش متنفر باشی ولی سعی کنی اونو خوش فرم کنی من با متنفر بودن با بد اومدنم از اندامم بیشتر بهش توجه میکردم و به جای لایق دونستن خودم در لاغری در چاقی خودم را لایق میدونستم وقتی بارها به خودم میگم من نمیتونم لاغر بشم من همیشه قراره چاق بمونم من بی اراده هستم من خیلی پرخورم نمیتونم مقابل غذاها خودمو کنترل کنم بیشتر دارم خودمو در همون مسیر چاقی نگه میدارم و این خودش یعنی تو لایق این هیکل هستی لایق این حال بد هستی اگر نبودی بهش فکر نمیکردی توجه نمیکردی ازش متنفر نبودی ازش فرار نمیکردی سعی میکردی دلیلش رو بفهمی نه ازش دوری کنی اینقدر بهش فکر نکنی وقتی داری بهش فکر میکنی حتی اگه اون فکرت همراه با تنفر باشه بازم خودت رو لایقش میدونی که داری توی ذهنت اونو مرور میکنی یکی دیگه از اون کارهایی که من کردم که خودمو لایق چاق شدن دونستم و روز به روز چاق تر شدم من بیشترین کاری که مدام میکردم این بود که روبروی آینه می ایستادم و میگفتم خاک تو سرت این چه هیکل زشتی هست خدا برای تو آفریده گاهی وقتا از اینکه روبروی آینه لباس عوض کنم حالم بد میشد از اینکه زیر شکمم رو ببینم عصبی میشدم هیچوقت هم سعی نمیکردم لباس های که توی کمد یکمی تنگ هستن رو امتحان کنم چون گوشت و چربی هام داخلش نمایان میشد و من دیگه هیچوقت حتی سمت اون مدل لباس هم نمیرفتم خودمو مدام اندازه میگرفتم و به خودم فحش میدادم من تا به امروز نمیدونستم همه این ها یعنی توجه کردن به چاقی یعنی لایق چاق تر شدن بودم من لایق چاقی بودم چرا چون هرررررربار که رژیم میگرفتم همون اولش میگفتم من که لاغر نمیشم من خیلی چربی هام سفت شدن حالا بازم امتحانش میکنم چرا میگفتم من لاغر نمیشم چون من خودمو بیشتر لایق چاق شدن میدونستم نه لاغری پس نتیجه اش هم چاقی بود استاد این لاغری من در یه موضوع دیگه هم صدق میکنه من پارسال که تازه با روش این سایت به مقداری تناسب خوب رسیده بودم تعهد دادم که حتما ثبت نام کنم برای گرفتن گواهینامه و به لطف خدا شرایطش فراهم شد ومن تونستم ثبت نام کردم از اولین جلسه ای که داشتم کلاس های عملی میرفتم و رانندگی میکردم و خیلیم به گفته خود آموزشگاه خوب رانندگی میکردم هی به خودم به همسرم به مادرم میگفتم آخه من با این همه ترس چطوری راننده بشم به مدرس هم میگفتم استاد یعنی من میتونم گواهینامه بگیرم میخندید میگفت ای بابا هزاران خانم تو این چند سال از آموزشگاها مدرک گرفتن اینا حتی بلد نبودن سوئیچ رو بپرخونن ولی الان ماشین اتومات رانندگی میکنند من مدام توی تنهایی با خودم میگفتم وای خیلی سخته من چقدر خنگم و در نهایت تاسفم من چهار باره که تا الان رد شدم و انگار امیدم از دست رفته بود با دیدن این فایل انگار توی ذهنم یه جرقه زده شد و فهمیدم راننده نشدن هم مثل چاقی لایق خودم دونستم من دیگه نمیخوام خودمو لایق این بدونم که هیچوقت راننده نمیشم من لیاقت اینو دارم بدون استرس خیلی راحت قبول بشم..
من در همه روش های که برای لاغر شدن امتحان کردم تنها هدفم این بوده که از شر این چاقی و اضافه وزن خلاص بشم از این هیکل گرد رها بشم بتونم لباسهای که اندازه ام نبودن رو امتحان کنم میخواستم از چیزی که متنفرم دور بشم و حین اینکه شروع میکردم به رژیم و ورزش ته ته دلم میگفتم امتحان کنم ولی اگه رهاش کنم چاق بشم چی و با هر زحمتی بود مقداری کم میکردم حتی یکبار 16 کیلو کم کردم که واقعا عالی بود همه رو متعجب کرده بود اما هیچکس نمیدونست که با خوردن شبها ماست پنج تا قاشق برنج بدون روغن خشک با چه حس بدی لاغر کرده بودم و همه استرسم این بود که چاق نشم و زحمتهام هدر بره و این خودش همین معنی رو میده با اینکه داشتم لاغر میشدم اما بازم خودمو لایق این اندامی که شده بودم نمیدونستم و همش تو فکر این بود بهتر بگم منتظر این بودم که با رها کردنش چاق بشم روزی یک ساعت پیاده روی خیلی سریع داشتم بدون مکث باید حتما این یک ساعت تمام میشد تا من بعدش یه قطره آب بخورم و در حالی که داشتم با این پیاده روی عرق میریختم و در کنار رژیم خیلی سخت و سرخودی هم داشتم برام کم کردن 20 کیلو خیلی طاقت فرسا و زبان بود و میگفتم با این روش یعنی من میتونم هر ماه دو کیلو هم شده کم کنم ولی این که خیلی زمان میبره 10 ماه تلاش کنم وزنم بیاد پایین ولی خیلی راحت تو دو سه هفته برگرده و با اینکه به اون چیزی که پایبند بودم عمل میکردم ولی فکرهای بیخود انرژی زیادی رو ازم میگرفت و من در نتیجه حتی در زمان تست روشهای لاغری هم به چاقی فکر میکردم و لایق لاغری نبودم.
من پیشنهادی که به خودم میتونم بدم که برام نتیجه بخش هست اینه که دیگه جلوی آینه از خودم بد و ناسزا نگم از موندن روبروی آینه بیزار نباشم از پوشیدن لباسهای یکمی تنگم خودداری نکنم و این قول رو به خودم بدم که من لایق این لباس هستم و به جای فرار کردن ازش با حس و حال خوب تلاش میکنم تمرین میکنم تا بتونم به سایزش برسم اگه کسی در مورد هیکلم صحبت کرد عصبانی نشم چون من هدفی دارم که توی مسیرش باید موفق بشم چرا خودخوری کنم چرا متنفر باشم وقتی همسرم از سرکار میاد و گرسنه هست من با وقتی سیر هستم پا به پاش غذا نخورم همان طور که باور دارم من ژن چاقی ندارم من سوخت و سازم پایین نیست من بی اراده و تنبل نیستم باید با حس و حال خوب و امیدواری اثباتش کنم خدشه به باورهام نزنم وقتی توی مهمونی میرم با اصرار میزبان و اطرافیان با شکم پر سیر دوباره سعی نکنم چیزی بخورم چون بعدش با فشار شکم مواجه میشم من اونقدر باید خودم رو باور داشته باشم قبول کنم که وقتی بدون هییییبییچ روشی فقط با توجه کردن به چاقی و مسائلش توی ذهنم تصویر چاقی رو پررنگ کردم الان هم بدون هیییییچ روشی فقط با توجه کردن به لاغری لایق دونستن خودم در لاغری حس و حال درونی خوب تصویر لاغری رو به ذهنم بسپارم و به خودم پیشنهاد میکنم وقتی برای چاقی عجله نکردی برای لاغری هم صبور باش پاداش صبرت یعنی لایق اون چیزی که هستی میشی.