0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 666 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
900 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      سلام استاد عزیز تشکر بابت انرژی فوق العادتون
      خداروشکر میکنم که بعد از گروه عباس منش به این سایت خوب هدایت شدم و مطمئنم میتونم موفقیت های زیادی رو به دست بیارم به یاری خداوند پاشنه ی آشیل بنده هم شما استاد مطمئنن اضافه وزنم هستش که به یاری الله و کمک شما که دستی از جانب خدا هستید این مهم محقق میشه
      به نظر من عواملی که باعث چاقی من شده عبارت اند از
      ۱. نداشتن هدف از غذا خوردن
      ۲. تند خوری غذا و لذت نبردن زیاد از مزه و تنوع غذا
      ۳.غذا خوردن برای سیر شدن بدون توجه به نیاز بدنم
      ۴.علاقه زیاد به شیرینی جات مخصوصن نوشابه
      ۵.خوردن نوشیدن هنگام یا سریعن بعد از غذا
      ۶.نداشتن برنامه و نداشتن وعده های مشخص
      ۷.خوردن غذا حتی بعد از سیری
      ۸.ریزه خواری و میلن وعده های پر کالری
      ۹.فعالیت کم نسبت به مواد ورودی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 622 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستانی که سعی در متناسب شدن دارید
      من از امروز ۱/مرداد/۱۳۹۸ به جمع شما پیوستم و میخوام علت های چاقیم رو براتون بنویسم،
      من یه نوزاد تپل بودم که توی یه خانواده با پیشینه چاقی زیاد درچند نسل به دنیا اومدم و هنوزم که هنوزه بزرگترها میگن شیشه ای که تو ازش شیر میخوردی دو سه برابر بقیه بچه ها بود،
      این روند زیاد خوردن و تپلی هرچی یادمه همراهم بوده،بچه بودم و درکی از درست خوردن یا کم خوردن نداشتم و عادت کردم به بدخوری و پرخوری،حتی اگه گاهی نمیذاشتن زیاد بخورم یواشکی میرفتم دنبال غذا ها و میخوردم
      یکی از خاطراتیکه هیچ وقت فراموش نکردم برمیگرده به وقتی که ۱۰ساله بودم،از اداره بهداشت اومده بودن مدرسه قد و وزن بچه ها رو بگیرن،فقط من و یه دوست دیگم که مثل خودم بود توی کلاس ۴۰کیلو بودیم،این خاطره و عدد همیشه باهام بوده تا الان
      بعد از اون هم همیشه توی همه مقاطع چاق ترین دانش آموز کلاس بودم،توی سن بلوغ با توجه به قد کشیدنم چاقی زیادم یه مقدار پنهان شده بود ولی بازم خوردنهای من ادامه داشت،و چون کم خونی مینور دارم با کوچکترین ضعف معده دست و پاهام بیحس میشه و باید چند دقیقه ای درازبکشم که نرمال بشم که میتونم بگم اینم یکی از عوامل چاقی و خوردنهامه
      هربار رژیم گرفتم همه گفتن باززززم رژیم داری تو که ول میکنی الکی خودتو خسته نکن،تو که اراده نداری از الان بیخیال شو،حرفاییه که هنوزم میشنوم از همه
      یادمه میگفتم تا لاغر نشم ازدواج نمیکنم اما کردم و حتی توی دوران نامزدی چیزی نزدیک به ۲۰کیلو وزن اضافه کردم، و یا میگفتم تا لاغر نشم بچه دار نمیشم اما شدم و با مشکلات خیییلی زیادی دست و پنجه نرم کردم حین بارداری و زایمان
      این داستانها همینطور ادامه دار بوده و خوردنها و مشکلات همراهم بوده تا به الان که به اوج چاقی و وزن ۱۳۰کیلوگرم رسیدم،
      چندماه پیش سونوگرافی و آزمایش انجام دادم و متوجه شدم کبدم چربه خیلی و گرید ۳شده و چربی خونم ۴۰۰ و گفتم دیگه شوخی بردار نیست و باید فکر اساسی کرد.
      من همیشه انواع رژیمها رو میگرفتم و شاید ۲۰یا۲۵کیلو هم کم میکردم اما مدت زیادی نمیگذشت و باز چاق میشدم،طی این ۳۶سال که از زندگیم میگذره انواع رژیمهارو گرفتم،طب سوزنی رفتم برا لاغری یا مطب خیلی از دکترهای تغذیه رفتم و هزینه کردم و نصفه نیمه انجام دادم،حتی دکترهای اینترنتی هم تجربه کردم اما هربار بار ول کردن و وسوسه های خوردن وضعیت بدتر از قبل شده
      تیروِئیدم کم کاره و اینم یکی دیگه از عوامل هست اما دلیل اصلی رو وسوسه های ذهنی میدونم که هربار میگه بخور بخور از فلان تاریخ شروع میکنی یا الان بخور بعدا نمیخوری و و و و
      راستش من دیگه زیاد از خونه بیرون نمیرم و بیشتر توی خونه خودمو حبس کردم،خجالت میکشم از نگاه دیگران یا متلک هاشون،شاید خیلی از اقوام رو سالی یکبار هم نبینم یا خیلی از مجالس نرم چون چاقیم از بالاتنه هست و لباس سایزم پیدا نمیشه اگرم شانسی پیدا بشه به تنم نمیشینه و یا باید همیشه در به در خیاطی ها باشم، از اینکه توی همه ی عکسا و فیلم های خانوادگی من از همه چاقتر باشم خسته شدم دیگه،میخوام واقعا اینبار از راه درست تغییر رویه بدم
      دوست دارم منم برم بازار و روی هر لباسی دست گذاشتم بتونم پرو کنم،بتونم مثل بقیه راحت برم تفریح و بدون نگرانی از نگاه مردم به هیکلم یا مقدار و نوع غذام لذت ببرم
      دوست دارم وقتی میرم جلسه اولیا و مربیان پسرم از چاقی مادرش شرمنده نباشه
      ممنونم که منو خوندید و خوشحال میشم در این راه کمک و همراهم باشین

      علت های چاقی:
      1- ارثی در چند نسل
      2-کم کاری تیروئید
      3-کم خونی و ضعف های ناشی ازش
      4-بدون تحرک بودن
      5-پرخوری های زیاد و علاقه به برنج و غذاهای چرب
      6-عادی شدن چاقی
      7-همراهان و اطرافیان چاق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فرح
        فرح
        ۱۳۹۸/۰۵/۰۳ ۱۹:۳۹
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        شروع مسیر لاغری
        محتوای دیدگاه: 171 کلمه

        سلام آقای عطار روشن عزیز
        خب من ازخودم بگم
        من خیلی لاغر بودم تو بچگی جوری بودم که معلما بهم میگفتن هروقت دلت خواست بیا مدرسه
        و کلا تو بچگی همه میگفتن خیلی لاغری و مدام مقایسه میشدم با بقیه البته همیشه دلسوزی میکردن واسم و فکر کنم یکی از دلایل چاق شدنم بعد سن ۱۲سالگی این بود که بقیه بهم ترحم نکنن
        2_یه باوری که همش تکرار میکردن این بود که چاقی روی هزار عیب و نقص آدم میگیره ???
        3_ارثی بودن
        4_خودم یکم تپل بودنم دوست دارم و مقاومت میکنم نسبت به لاغری
        من حدود ۱۰کیلو اضاف وزن دارم و واقعا دوست دارم لاغر و خوش تیپ بشم میخوام همه لباسای خوشگلم دوباره اندازم بشن و هر لباسی میخوام بپوشم و هر لباسی خواستم بخرم
        چند باری برای لاغری تلاش کردم و خداراشکر خیلی خوب نتیجه میگیرم و تو دوسه هفته به اندام دلخواهم میرسم ولی دوام نداره و دوباره ورزشم رها میکنم و …البته هیچوقت نه رژیم گرفتم و نه خواهم گرفت ?خداراشکر این روش شما عالیه ونیازی به رژیم نیست

        ممنونم

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      زهرا
      ۱۳۹۸/۰۴/۲۸ ۱۳:۲۳
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 181 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوار.من به صورت اتفاقی یکی از فایل های شما شنیدن و علاقمند شدم در کنار راههای زیادی که برای کاهش وزنم انجام دادم این روش جدید را نیز امتحان کنم امیدوارم به نتیجه برسم.
      موضوع انشا:چرا من چاق هستم؟
      این موضوع با تمام موضوع های انشاهای قبلی فرق دارد و باید زیادی فکر کرد و به گذشته های نسبتا دور سفر کردم به دوران نوزادی که با وزن بالای ۳کیلو به دنیا آمدم و اینکه کوچولوی تپل صدایم می کردند.زمان مدرسه را یادم می آید که فرم اندازه ام نمی شد و سایز بزرگ انتخاب می کردند و کوتاهی قد و آستین به کارهای مادر اضافه می شد.دورانی که آشپزی می کردم و می گفتند حتما موقع آشپزی ناخنک می زند که چاق تر شده و دوران دانشگاه که از حرفهای دوستانم کلافه شده بودم و تمام این مدت با یک چیز دوست بودم و آن رژیم بود که هیچ وقت مرا تنها نگذاشت و در مراحل مختلف از ۳ تا ۲۰ کیلو در خدمتم بود.با آرزوی سلامتی و لاغری برای تمام دوستان انشایم را به پایان می رسانم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Haniyeh
      Haniyeh
      ۱۳۹۸/۰۴/۲۸ ۰۹:۲۷
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      یکی‌ بود‌ یکی‌ نبود…یه دختر‌ کوچولو‌ بود‌ که‌ وقتی‌ بدنیا‌ اومد،اینقد‌ تپل‌ بود‌ که‌ دل‌ همه‌ براش‌ ضعف‌ میرفت‌ که‌ گازش‌ بگیرن و یه عده‌ هم بودن‌ که‌ میگفتن‌ بابا‌ این‌ داره‌ میترکه،کم بهش‌ بدید‌ بخوره…. خلاصه…وقتی‌ به‌ دبستان‌ رفتن‌ لاغر‌ و استخونی‌ بودم‌ و‌ دیگه‌ از‌ اون‌ چاقی‌ که‌ وقتی‌ نوزاد‌ بودم خبری‌ نبود. فارغ‌ از‌ همه‌ چی‌ ،سعی‌ میکردم‌ درسام‌ رو خوب‌ بخونم‌.
      تا‌ اینکه‌ کم‌ کم‌ داشتم‌‌ به‌ بلوغ‌ جسمی‌ میرسیدم‌ و تپل‌ شدن‌ و چاقی‌ من‌ شروع‌ شد. اینقد‌ که‌ دوستام‌ تو‌ مدرسه‌ تو‌ مقطع‌ راهنمایی‌ مسخرم‌ میکردن‌. دوستام، البته‌ دوست‌ که‌ نه‌. هیشکی‌ با‌ من‌ دوست‌ نمیشد‌. همکلاسیام‌ رو میدیدم‌ که‌ چقد‌ لاغر‌ بودن‌ و لامصبا‌ اصلا‌ چاق‌ نمیشدن‌. چه‌ لباسای‌ قشنگی‌ میپوشیدن‌ و منم‌ هر‌ روز‌ کارم‌ گریه‌ کردن‌ بود‌ گه‌ چرا‌ من‌ نمیتونستم‌ لباسی‌ که‌ دوست‌ دارم‌ رو بپوشم‌. چون‌ سایزم‌ نبود‌.
      از‌ بیرون‌ رفتن‌ بدم‌ میاد‌ چون‌ هر‌ دفعه‌ دخترای‌ هم‌ سن‌ خودم‌ رو میبینم‌ که‌ هیکل‌ رو فرمی‌ دارن‌ که‌ براش‌ زحمتی‌ نکشیدم‌.
      نمیدونم‌ چرا‌ من‌ باید‌ اینجوری‌ میشدم‌.
      مادربزرگم‌ چاق‌ بود. به‌ مادرم‌ به‌ ارث‌ رسیده‌ بود‌ و بعدشم‌ به‌ من‌. در‌ صورتی‌ که‌ ۳ تا‌ خواهر‌ و برادرای‌ دیگم‌ باریکن‌ و لاغر‌.
      فقط‌ منم‌ که‌ پسرای‌ فامیل‌ هیکل‌ و قیافم‌ رو‌ مسخره‌ میکنن‌ و زنای‌ فامیل‌ میگن‌ کم‌ بخور..
      علت‌ های‌ احتمالی‌ :۱-ارثی‌ بودن‌ چاقی
      ۲-علاقه‌ی شدید‌ به‌ خوردن‌ میوه،چیز‌ های‌ شیرین‌ و میل‌ به‌ خوردن‌ زیاد‌ غذا
      ۳-سریع‌ غذا‌ خوردن‌ و درست‌ نجویدن‌ آن
      ۴-عدم‌ تحرک
      ۵-نداشتن‌ اعتماد‌ به‌ نفس

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      سارا
      ۱۳۹۸/۰۴/۲۷ ۱۴:۳۵
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 10 کلمه

      سلام میخواستم بدونم تا پایان دوره به صورت رایگان است؟

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سارا
        سارا
        ۱۳۹۸/۰۴/۲۸ ۰۸:۰۹
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        شروع مسیر لاغری
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        ببخشید با ۱۲ قسمت هم میشه به نتیجه ای رسید؟

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سارا
          سارا
          ۱۳۹۸/۰۴/۲۸ ۱۷:۴۶
          امتیاز کاربر: 0

          نشان های دریافت شده

          شروع مسیر لاغری
          محتوای دیدگاه: 9 کلمه

          ممنونم ازتون حتما با عشق و علاقه میرم جاو

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیه
      سمیه
      ۱۳۹۸/۰۴/۱۷ ۱۴:۱۲
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 58 کلمه

      من ۱۶۴ قدم هس و۸۲ کیلو وزن مثل بقیه کم وزیاد های پی در پی از دبیرستان تا حالا داشتم والان دیگه از نخورن وکم خوردن ونتیجه کم گرفتن عاصی هستم و۳۴سالم هس دیسک کمر وپارگی دیسک ادیتم میکنه خدا من میگم چربی سوزی ندارم وشاید طبع سرد معدم باعث لاغر نشدنم هست ویا دغدغه های فکری

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیه
      سمیه
      ۱۳۹۸/۰۴/۱۷ ۱۴:۰۷
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 208 کلمه

      با سلام من سمیه هستم متولد ۶۴ دوران دبیرستان خوابگاه بودم وچون یکی از فامیل همیشه میگفات تا ته بشقاب باید خورده بشه منم همین کارو میکردم وبا غذای بی کیفیت وبشقاب پر کم کم چاق شدم یعنی یه کم شکم داشتم والبته مادرم هم چاق بود وارث هم شاید اثر داشت ولی چون اندامم درشت بود از نامزدم خجالت میکشیدم وسعی میکردم لاغر شم وبعد از ازدواج لاغرتر شدم ولی همچنان یه کم شکم که ناراضی بودم رو داشتم قدم ۱۶۴ وزنم ۶۸ بود ولی کم میخوردم ومیدیدم خواهرشوهرم هر چی میخاد میخوره زیاد هم میخوره ولی چاق اصلا نمیشه خیلی ناراحت بودم که کم میخوردم ولی به اندام دلخواه نمیرسم بعد از باردا ی وزایمان ۷۸ شدم که با ورزش وادامه ی کم خوری چند کیلویی کم کردم ولی دیگه از قبل تپل تر شده بودم وبعد دوباره چاق شدموبعد دوباره شش ماهی کم خوری ونخوردن یه مقدار جمع وجور شدم وراضی بودم ولی الان دوباره ۸۲ کیلو هستم وخیلی دلم میخواد به وزن نرمال حدودا ۵۸ تا شصت کیلو برسم پاهام واندامم باریک وکوچیک شه ایشالله به کمک شما به نتیجه برسم از طرفی بعد از زایمانهایی که داشتم دیسک وپارگی دیسک دارم که با اضافه ورن بهم خیای سخت میگذره

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 195 کلمه

      سلام عزیز . خیلی خوشحالم که اینجا هستم وخدا را سپاسگزارم که این محبته سرچ اینترنت مرا به خانه شما هدایت کرد . من از خرم آباد لرستان برای شما آرزوی سلامتی وثروت وشادی را دارم . چقدر خوشحالم که از شاگردان استاد عباسمنش را اینچنین موفق می بینم . چقدر این حرف استاد اینجا برای من هویدا شد که وقتی تو جلوی خدای خودت زانو زدی وبه او توکل کردی . برای هرکسی یک مسیر باز میشود . ولی مسیری که خدای عزیزم به من گفت با شما فرق دارد . خدایا شکرت .
      میدونی رضا جان وقتی با تمام وجود و۱۰۰% (نه ۹۹/۹۹۹۹۹% باشد فایده ای ندارد ) خودت را در آغوش خدای عزیز انداختی وبا تمام وجود مهمان این خدا شدی این خدا همه کار برایت میکند . البته تا زمانی که با او همراه باشی تا زمانی که از او درخواست کنی هر لحظه …..
      خیلی خوشحالم جیگر( جیکرتو خودم خام خام میخورم البته اگر چیزی ازش گذاشته باشن دیگران ؟؟؟؟؟؟) مزاح بود رضا جان .
      درپایان سلامتی وشادی وثروت فراوان برایت از خدای عزیز خواستارم
      وبدین وسیله خواستم شادی خودم را برای اولین بار با شما شریک شوم خدا نگهدارت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرزو بانو ?
      آرزو بانو ?
      ۱۳۹۸/۰۴/۱۶ ۰۸:۰۷
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 557 کلمه

      سلام آرزو هستم با وزن۸۸و قد۱۶۰
      من اگه بخوام بشینم و ببینم که از کی چاق شدم تنها زمانی رو یادم میاد که ی دختر بچه ابتدائی بودم و بخاطر نرمی استخوانی که داشتم همیشه شل و ول بودم جوری که همیشه تنبل خطابم میکردن اینکه تنبل بدوننت اطرافیان اما خودت واقعا از درون تنبل نباشی باعث سر خوردگی و شکستهای اولیه ی من بود هرکسی از تنبل بودن منو مثال میزد
      جوری شد که وقتی وارد راهنمایی شدم دیگه واقعا ی دختر تبل تپل بودم و همه مسخرم میکردن هیچکسی منو توانایی هایی که داشتمو قبول نداشت حتی دوستام خوب منم بخاطر تپل بودنم ی سری کارها رو نمیتونستم هم پاشون انجام بدم و بدوم هیچ وقت تو بازی هایی که دویدن زیاد داشت شرکت نمیکردم ،و همینطور مامان بازی رو هم دوست نداشتم چون همیشه نقشای منفی و بد به من تعلق میگرفت خلاصه منم دیگه به این باور رسیده بودم که چون چاقم و چون تنبلم هیچ استعدادی ندارم و حتی اگه ی کاری رو هم انجام میدادم اصلا به چشم نمیومد و همه میگفتن خوبه دیگه بعد اینا همه تنبلی الان دیگه هنر کردی این کارو کردی ولی همون کارو اگه خواهر کوچیکترم انجام میداد حتی در حد پایین تر مورد استقبال و تشویق و جایزه قرار میگرفت همین چیزا باعث شد من به ی فرد عصبی و تنبل و بداخلاق تبدیل بشم برا هیچکسی کاری انجام نمیدادم حتی تو امور خونه به مادرم کمک نمیکردم چون میدونستم کسی استقبالی نمیکنه از کاری که کردم و به چشم نمیادحتی این امر تو روند درس خوندنمم تاثیر داشت
      گذشت و گذشت تا بزرگتر شدم و موقع ازدواجم شد من در سن ۱۸سالگی با قد۱۶۰وزنم۷۳کیلو بود تپل بودم ازدواج کردم تو دوران نامزدی و عقد ۱۳کیلو چاق شدم که با برخورد همسرم و مخالفتاش بخاطر چاقیم روبه رو شدم شروع کردم به رژیم گرفتن و هرکسی میرسید بهم میخندید میگفتن آرزو تو چه کاری رو تونستی انجام بدی که اینکارو بتونی،خلاصه زدو من با همه ی اون تمسخرو عذابا چهل کیلو کم کردم و خیلی خوشحال بودم از اینکه تونسته بودم و به هرکسی میرسیدم میگفتم من لاغر شدم؟منتظر جوابی بودم که دوست داشتم بشنوم میخواستم باشه که بله لاغر شدی تو تونستی چون تواناییشو داشتی ولی جوابی که اطرافیان حتی همسرم بهم میدادن ی سری تکون میدادن به نشانه ی اینکه بله لاغر شدی ولی به زبون نمیاوردن و دست آخر لبهاشون رو کج میکردن به نشانه ی اییییی بدک نیست اما من ،آرزو،تونسته بودم کاری رو انجام بدم که واقعا واسه هرکسی میگفتم که چه سختیا و نخوریا و زحمتهایی کشیدم تا به اینجا رسیدم باور نمیکردن میگفتن ما که نمیتونیم تا اینکه من باردارشدم و باز همه ی اضافه وزنم حتی ی خورده بیشتر برگشت حالا دیگه ۹۲کیلو بودم و خیلی خیلی چاق همه باز دوباره حرفاشونو نگاهاشونو تمسخراشون شروع شد ای بابا تو که چاقی پس چیشد اون روز لاغر کردی چرا لاغر نموندی کمتر بخور چرا انقدر میخوری و یا اگه ی پفک طرف دهنم میبردم مجبور بودم کلی حرف رو تحمل کنم و الان ار اون زمان هفت سال میگذره و هنوزم ادامه داره واقعا خسته شدم چیکار کنم دیگه واقعا ظرفیت گرسنگی کشیدن رو ندارم ظرفیت اون همه ورزش کردنو ندارم واقعا روحیمو از دست دادم دیشب با سایتتون آشنا شدم و تصمیم گرفتم واسه بار آخر این راه هم امتحان کنم ببینم جواب میده یا نه …

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار heidari
      heidari
      ۱۳۹۸/۰۴/۱۳ ۰۶:۳۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      با سلام خدمت دوستان واستاد گرامی
      چرا من چاق هستم؟
      شروع چاقی من از دوران دبیرستان من هست تا قبل از اون من بچه متناسبی بودم . به نظر خودم برای این چاق شدم ک در خانواده ای بودم که تحصیلات براش در اولویت بود بنابراین با شروع دوران دبیرستان بیشترین فشار برای قبولی در کنکور آغاز شد. من صبح های زود درس مسخوندم برای اینکه خودم و بیدار نگه دارم شروع به خوردن میکردم وقتی استرس های امتحان شروع میشد من با خوردن خودم و آرام میکردم زمانی که خسته بودم شروع به خوردن میکردم بعد از اینکه کنکور دادم ۳۰ کیلو اضافه کردم .در زمان کنکور فوق باز هم کلی وزن اضافه کردم و تا به امروز با این اضافه وزن دست به گریبانم. چند وقتیه با این سایت آشنا شدم و این بار دومه که این فایل ها رو گوش میکنم خیلی اشتیاق دارم که پیش برم و به نتیجه برسم. با تشکر از استاد گرامی

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا