✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با سلام خدمت همگی.
داستان چگونه چاق شدن من:من از اول و جایی که خودمو شناختم چاق نبودم ولی قد بلند بودم و هیکلی.حتی تا دبیرستانم چاق نبودم که معنیه اضافه وزن و چاقی حس کرده باشم .ولی باز هم این درشت و هیکلی بودنم رو حس میکردم که به اندازه دوستای لاغرم راحت نیستم.تا اینکه من دانشجو شدم و شروع کردم به خوردن ساندویچ و هله هوله و سیر کردن خودم و وقت گذروندن با دوستام توی فست فود و سلف دانشگاه و خوردن غذاهای بی کیفیت.یواش یواش شروع کردم به چاق شدن تا اینکه پدرم همیشه آدم چاقی بوده و با اضافه وزن خیلی بالا که در سال ۹۰ توسط رژیم و پیاده روی و تلاش خیلی زیاد تونست ۶۰ کیلو وزن کم کنه منم رفتم همون دکتر و بعد چند ماه ۱۳ کیلو کم کردم ولی این رضایت و خوش هیکلی خیلی طول نکشید و به محض رها کردن رژیم بعد ۲،۳ ماه خیلی راحت به وزن قبل رژیمم رسیدم و دیگه تلاشی واسه کم شدن وزنم نکردم و نهایت وزن من در مجردی ۷۷ کیلو بود .و بعد چند سال عقد کردم و دوران عقد ورزش زومبا میرفتم و کمی کم خوری میکردم که حدودا ۷ کیلو کم کردم و بعد ازدواج کاملا بی تحرک شد و نه رژیم نه ورزش نه حتی هیچ تحرکی .روز به روز چاقتر میشدم و بعد یک سال باز هم وزنم ۷۷ کیلو شد و باردار شدم.در ۹ ماه بارداری بجز سه ماه اول که تهوع شدید داشتم ۶ ماه بقیه بارداری پرخوری میکردم به این امید که بعد زایمان خودش از بین میره اخره باردادی ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کرده بودم و به ۹۷ رسیدم.بعد زایمان به بهانه شیر دادن هیچ تلاشی برای لاغری نکردم و کاملا ناامید بودم .تا گذشت تقریبا یک سال شروع کردم به رفتن باشگاه ولی انچنان تغییری نمیکردم چون همیشه گرسنه بودم مخصوصا شبا و تحمل نداشتم و پرخوری میکردم و کلا در ۱۰ ماه ۵ کیلو کم کردم و در این زمان وزنم ۸۵ کیلو شد و البته دکتر تعذیه ای میرفتم که کپسول دست ساز گیاهی میدادن ولی تاثیر خیلی زیادی نداشت واسم.به هر حال قرص گیاهی و باشگاه متوقف شد و عید امسال رفتم مسافرت و بعد مسافرت تا خرداد ماه ۶ کیلو اضافه کردم و دوباره به وزن ۹۱ کیلو رسیدم و ایندفعه با قرص ایزی اسلیم اشنا شدم و در حال حاضر ۲۰ روز که مصرف میکنم و ۴ کیلو وزنم کم شده ولی همسرم از جایی شنیدن که این قرصا علامت وزارت بهداشت ندارن و مواد مخدر توشون هست و دیگه به من اجازه استفاده ندادن و من خیلی سردرگم و ناراحت بودم به دنبال راهی بودم که خودمو از شر چاقی نجات بدم و در گوگل سرچ میکردم که با لاغری با ذهن آشنا شدم.امیدوارم منم توانایی این رو داشته باشم که از آموزشای خوب شما استاد محترم بهره ببرم و در مسیر درست قدم بردارممنون از شما.
نشان های دریافت شده
سلام
وقتی اقای روشن این سوال رو پرسید که چه چیزی باعث چاق شدن من شده؟ این جرقه در ذهنم خورد که با افکار نادرست بچگی روبرو بودم که مدام بهم می گفتن تو اخرم مثل عمه هات چاق زشت می شی!!!
با این حال دسته بندی انجام دادم و به نتایج زیر رسیدم
1. ژنتیک
2. غذا خوردن زیاد (در واقع خوردن غذا تا زمانی که سیر بشی و باید همیشه کمتر از حد معمول غذا بخوری وگرنه چاق می شم)
3. تحرک نداشتن و ورزش نکردن
4. ترس از اینکه هیکلم نافرم بشه و زشت بشم
5. ترس از حرفای مردم (مثلا بگن به سن بلوغ رسیدی دیگه چاق شدی، دیگه بعد عروسی چاق شدی و…)
6. عدم اعتماد به نفس کافی
7. ترس از تنگ شدن لباسام
8. تند غذا خوردن
9. چاق شم همسرم و دیگران دوستم ندارن
10. هله و هوله خوردن
نشان های دریافت شده
سلام
والا اینجور که من فکر میکنم یه روزی این خدا خواست مارو خلق کنه هرچی از اون گِلاش اضافه موند زد به ما که تپل مپل شدیم به صورتیکه مامانم میگفت وقتی به دنیا اومدی۴.۵ کیلو بودی که داشتی خفه میشدی،اما نشدی
دوران تپلی من فقط واسه همون چند سال اول بود موقعی که خواستم برم کلاس اول مثل بقیه بچه ها عادی و لاغر بودم و همیشه قدم از بقیه بلندتر بود تا الان که ۱۷۴ سانتم کلا تا کلاس ششم من خیلی چاق نبود اما از اول راهنمایی به بعد داشتم کم کم چاق میشدم که دلیلشم خودمم نمیدونستم آخه آدمی نبودم که خیلی اهل خوردن باشم و فکر میکردم شاید ارثیه و من به مامانم کشیدم
همین موضوع باعث شد تا مورد تمسخر یکی از همکلاسی هام قرار بگیرم موقعی که چند نفره تو حیاط پرسه میزدیم مدام منو مسخره میکرد و منم هیچی نمیگفتم شاید برای همین امواج منفی این همکلاسیم بود که من سال به سال حدود ۱۰ کیلو اضافه میکردم که تو دبستان خبری از این وزن اضافه کردن نبود به طوری که حتی شوهرخالم و داییمم بعضی وقتا تو جمع مسخره میکردن و میگفتن داری عین مامانت چاق میشی من دختر زودرنجی نبودم اما این حرفاشون باعث شد من به کل اعتماد به نفسم رو تو ارتباطات از دست بدم و هروقت هرجا مهمونی بود من هزار دلیل میاوردم که نرم چون میترسیدم باز یه نفر بخواد منو مسخره کنه برای همین حدود یکی دو سال اصلا خونه فامیلی نرفتم و همیشه تو اتاقم قایم میشدم به نظرم چاق شدن من به خاطر کم تحرکی تو تابستان و یا شایدم ارثی بودنه آخه من هیچ تفریحی برای تابستونم نداره نه دوست و رفیقام هستن و نه مامانم که مدام سرکاره برای همین به یه دختر غرق در رویا تبدیل شدم و تا الان که دبیرستانیم
من بارها خواستم لاغر بشم اما نه با رژیم غذایی و ورزش و عمل بلکه با قدرت ذهنم آخه من ۱۶ سالگی تله کینزی انجام میدادم و امسالم که ۱۷ سالمه با بدبختی تمام تونستم یه دوره از قانون جذب رو بگذرونم و به خیال خودم ذهن قوی داشتم که میتونستم راحت لاغر شم اما بعد چند روز تمرین و فکر کردن راجبش خسته میشدم و ولش میکردم چون من همیشه به دنبال از بین بردن چربی ها بودم و نه به دنبال عاملش تا اینکه با شما آشنا شدم و امیدوارم تا به هدفم برسم و با خودم میگم اگه بقیه تونستن پس منم میتونم و اگه کسی نتونست پس من باید بتونم
نشان های دریافت شده
چرا من چاق شدم؟؟
من تا زمان قبل از ازدواج متناسب بودم تا حدودی نه خیلی لاغر بودم و نه میشه گفت چاق ولی استارت چاقی من از بعد زایمانم شروع شد.چون همه میگفتن بعد ازدواج چاق میشی و من بعد از ۵ ۶ ماه ۵ کیلو وزن اضافه کردم و از وزن ۴۸ کیلو به ۵۳ کیلو رسیدم و هرکاری میکردم خودمو به ۵۰ کیلو برسونم نهایت یک کیلو کم میکردم و بعدز مدت کوتاهی دو سه کیلو به من برمیگشت . تو این ۱۳ سال سعی کردم وزنمو به ۶۰ کیلو برسونم و بیشتراز ۶۵ کیلو نشم ولی متاسفانه بعد از عید من ۷۲ کیلو رسیدم و در این ۱۳ سال انقدر راه هارو رفتم که واقعا خسته شدم. و وزن زیر ۶۰ کیلو برای من رویا شده.و احساس میکنم یک فرد ۱۰۰ کیلویی هستم. وقتی علت های چاقی رو نوشتم و موقع نوشتن اونها فهیمدم استارت این چاقی از کجا بود و چه علت هایی در این ۱۳ سال من رو به این وزن رسونده
من ۲۱ علت برای چاقیم شناسایی کردم.
ولی خیلی خوشحالم که خدا این شانسو به من داد که با شما اشنا بشم و امیدوار هستم این بار به اون چیزی که دوست دارم میرسم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت شم استاد گرامی
چرا من چاق شدم ؟
من مریم ۳۳ ساله و متاهل و مادر ۲ فرزند هستم.من تا دوره دبیرستان وزن متناسبی داشتم و اضافه وزن نداشتم و چون خوش اندام بودم دختر عمه ام می رفت باشگاه و می گفت اگر می خواهی همین طوری بمانی باید بیای باشکاه به نظر خودم از وقتی که باشگاه رفتم و بعد از آن ولش کردم بدنم رو به چاقی رفت چون این باور رو داشتم که ورزش رو باید ادامه داد اگر ولش کنی چاق می شی همین طور به این منوال می گذشت که یادم میاد دوستانم در دبیرستان می گفتن که چاق دارم می شم و همین طور دانشگاه رفتنم و بقه گذر عمر ولی اضافه وزن آن چنان زیادی نداشتم نمی دونم که چرا برای رفع اون هم اقدامی نکردم تا اینکه ازدواج کردم و دیگه دانشگاه رفتنم تموم شد ولی هنوز پایاان نامه ام باقی مونده بودکه خودش یک داستانی هست که چه قدر اساتید اذیت کردن سر موضوع و سر فکرههایی که می کردم غذام هم بیشتر شده بود از طرفی نشسته بودم
خونه و بی تحرک شدم و خوابم بیشتر شد و اضافه وزنه بیشتر و بیشتر می شد بدون هیچ اقدامی برای اون تا اینکه باردار شدم و وزنم به ۹۷ رسید و چون شیر هم میدادم اعتقاد به خوردن بیشتر داشتم و چون بچه اولم بود و پایان نامه ام هنوز باقی مونده بود و من در هنگامی که بچه ام نوزاد بود باید از پایان نامهام دفاع می کردم باید از مادر شوهر یا خواهر سوهر رو میزدم که بچه ام را نگه دارن که من بروم دانشگاه ،کی اومدن نگه می داشتن ولی از یک طرف هم کنایه و حرفهای بی خودی کی زدن که من هر وقت می خواستم غذا بخورم یاد اون حرفها می افتادم و بیشتر خوردنم می شد بدون اینکه متوجه بشم که همین امر باعث هنوز هنوزه وقتی می خوام غذا بخورم یاد حرف این و اون می افتم و غذا رو با حرص و ولع و تند و تند می خورم بعد که متوجه مشم میگم چرا آخه من وقتی غذا می خورم به فکر حرفهای این و اون میفتم یکی دیگه از علتهای چاقی من این بود و بی تحرکی و اشتهای زیاد که همش می خوام یک چیزی بخورم انگار یک چیزی گم کردم دیگه من این اضافه وزن و داشتم تا اینکه به دلایلی رفتیم و با مادر شوهرم دریک ساختمان بودیم و پسرم دیگه داشت ۳ سالش می شد و من تصمیم گرفتم که باشگاه برم و بچه ام رو پیش خواهر شوهرم بذارم تا اینکه وزنم رو یکم کم کنم رفتم و با کم کردن مقداری از غذام هم ۱۵ کیلو کم کردن در یک سال ولی وقتی خواهر شوهرم ازدواج کرد دیگه نتونستم باشگاه بروم و وزنم برگشت و من فرزند دومم را باردار شدم و با به دنیا آمدن فرزندم من ۱۰۰ کیلو شدم که هم موقع زایملن برام خطرناک شده بود جون فشار من خیلی بالا رفته. بود در بی هوشی وبا خواست حدا به خیر گذشت و بعضی وقتا که سرما می خورم می م دکتر فشارم و می گیره می گه بالاست دکتر هم گفت باید وزنتو کم کنی من که نمی تونستم باشگاه بروم و غذا مم که نمی تونستم کم کنم دیگه داشتم نا امید می شدم و همش با خودم فکر می کردم که حتما باید باشگاه بروم که وزنم و کم کنم در غیر این صورت نمی تونم و من که حالا شرایط رو ندارم پس بی خیال می شم من قبلا با قانون جذب آشنا شده بودم به فایهاش گوش می کردم و در سرچ توی اینترنت هم ناخود آگاه به چند تا از فایلهای عباس منش گوش داده بودم که در مورد ثروت بود با خودم گفتم اگه قانون جذب جواب میده خوب باید به لاغری هم جواب بده که شروع کردم به سرچ کردن در اینترنت که با سایت شم آشنا شدم امیدوارم که این دفعه سر بلند بیرون بیام .
نشان های دریافت شده
سلام روزتون بخیر
چرا من چاقم
هرچی یادمه تپلم اصلا از بچگی عکسایی که دارم تپل بودم حتی کلاس اول که میرفتن از خیلی از دوستام بزرگترو چاق تر بودم همیشه مسخره میشدم حتی توسط افراد نزدیکم
هیچوقت لباسایی که دوس داشتم نمیتونستم بپوشم
مامانم همیشه برام یه ظرف پر غذا میریخت و میگف باید بخوری لاغرباشی همه میگن فقیریم که بچمون لاغره
حتی بزرگتر هم شدم بازم چاق بودم وقتی عروس شدم هم یه عروس تپل شدم که بهم میگفتن لباس عروس داره میترکه تو تنت
خیلی تلاش کردم که لاغرشم ولی هیچوقت به خودم حس خوبی نداشتم
باردارشدم زایمان کردم و بازم تپل بودم به هردری میزدم تا لاغرشم
ذهنم خیلی منفی میرف که ممکنه بخاطر هیکلم از طرف همسرم تحسین نشم یاحتی بعضی رفتاراش ریشه از بدهیکلی من داره
الان هم همین فکر رو دارم
به خودم حس بدی دارم بااینکه لاغرتر ازقبل هستم وفقط چاقی موضعی شکم و ران پا دارم ولی بازم این جاقی عذابم میده و حس بدی دارم
هرچی میخورم انگار کوفتم میشه من عاشق شوکولات هستم و گذاشتمش کنار و نمیخورم ولی بازم همون چاقی موضعی دارم
تحرک کمی دارم و غذا خوردن رو بااینکه کوفتم میشه ازترس چاق شدن شکمم خیلی دوس دارم
خوردن غذا وخوراکی ها برام لذت بخشه
دائم نگاهم به شکممه حرکات نرمشی تو خونه هروقتی انجام میدم ولی چون تپلم زود خسته میشم و ادامه نمیدم و فقط حرص میخورم
بعضی وقتا از لج میخورم ولی نمیدونم چرا انقد زود گشنم میشه و ضعف میکنم وباترس و لرز غذا میخورم
این هم تو ذهنم هست که من چاقی ارثی دارم چون بابام چاقه
وخب این چاقی موضعی رو هرکی دورم هست داره
تازه وقتی رژیم میگرفتم یا ورزش میکردم بهم میگفتن خوبه دیگه ۲تا شکم زاییدی تازه سزارین هم شدی توقع نداشته باش هیکلت لاغر باشه
و من همچنان حرص میخورم از خودم و خودمو میبینم حس بدی دارم و هی لاغر و چاق شدن و تلاش اعصابم رو بهم میریزه
و یه سوال دارم ازتون اینکه من نمیتونم دوره اصلی شما رو تهیه کنم شرایطش رو ندارم
ایا میتونم امید داشته باشم که ازاین فایلهای رایگان نتیجه بگیرم و تمرین و اموزش داره یانه
لطفا بهم بگید که بیخود خودم رو امیدوار نکنم
منتظر جوابتون هستم ممنون میشم پاسخ بدید
باسلام خدمت استاد و دوستان عزیز
من جلسه اول رو ۱۰تا ۱۵بار گوش دادم و علت اینکه چرا من چاق هستم رو نوشتم:
من از دورانی که مدرسه می رفتم چاق بودم وزیاد می خوردم وهمیشه دوستانم رو نگاه میکردم که لاغر هستن و پیش خودم فکر میکردم که چون آن ها از نظر مالی ضعیف هستن و چیزی زیادی نمیخورن لاغر هستن و من چون پدرم همه چیز برای ما تهیه میکرد چاق شده ام.حتی یکبار معلم دوره سوم ابتدایی بخاطر اینکه نمره املاء پایین گرفتم به من گفت تو فقط می توانی بخوری و چاق بشی که خیلی من خجالت کشیدم از این حرف معلمم. و همینطور که گذشت تا دوران دبیرستان که من بیخیال چاقی خودم بودم تا اینکه پردم گفت چاق شدی باید ورزش کنی که من اصلا ورزش کردن رو دوست نداشتم و به زور پدرم میرفتم ورزش میکردم .از اینکه چاق بودم خیلی ناراحت بودم و میگفتم من به مادرم کشیده شدم چون مادرم چاق بود ولی پدرم لاغرو خوش اندام بود از این موضوع ناراحت بودم و نمیتوانستم مثل دوستانم بازی های پرتحرک رو انجام بدم تا اینکه در دوران دانشجوی رفتم به باشگاه و وزنم خیلی امد پایین ولی بعد از مدتی دوباره رفت بالا و بعدش برای ازدواج کردنم رفتم پیش دکتر تغذیه و رژیم گرفتم که دوباره وزنم کم شد ولی بعد از یکسال دوباره وزنم زیاد شد از وزن قبلی هم زیادتر شد دیگه خسته شدم
من با گوش دادن جلسه اول و خوندن نظرات دوستان ۲۳ دلیل برای اینکه چرا من چاق هستم رو نوشتم :
1- بیشتر از همه غذا خوردن و کم تحرک بودن
2-ورزش نکردن در دوران کم سن و سال
3-علت اصلی چاق بودنم بخاطر این بود که مادرم چاق هست منم چاق شدم(ارثی بودن)
4-غذاهای که چربی زیاد داشتن و برنج و نون همراه غذا میخوردم و کمتر از سبزیجات استفاده میکردم
5- خواب زیاد و خواب بعدازظهر بلافاصله که نهار میخورد
6-با عجله غذا خوردن
7-میان وعده خوردن قبل از غذا خوردن
8-لذت بردن از خوردن غذا زیادی
9-خوردن شیرینی_شکلات_پفک_چیبس
10-دست پخت خوشمزه مادر و خانمم
11-دوستانم به من می گفتن ادم تنبلی هستی و چاق هستی
12-پدرم به من میگفت پخمه هستی و زرنگ نیستی
13-از دوران زودتر نرفتن دنبال یک ورزش و باشگاه نرفتن
14-سوخت ساز بدنم کم بود
15-غذا های فست فود خوردن
16-استرس داشتن هنگام مدرسه رفتن
17-هنگام عصبانی شدن باید چیزی بخورم و ضعف به من دست می دهد
18-نشستن زیاد در پشت میز کارم و هنگام رانندگی کردن
19-از همه نوع غذا رو دوست داشتن و همه غذا هارو خوردن و مثل بقیه نیستم که مثلا از یک غذا بعدم بیاید و ادم بد غذا باشم مثل دوستانم یا مثل داداشم
20-تشنج کردن در زمان کودکی که شاید بعد از ان چاق شدم که شاید یکی دیگر از دلایل چاقی من است
21-شاید طبیعی است که من چاق هستم
22-نخوردن صبحانه و رفتن به مدرسه که خیلی گرسنه میشدم و نهار زیاد می خوردم راستش به دلیل استرس که داشتم اصلا نمی توانستم صبحانه بخورم
23- اعتماد به نفس پایین در هر کاری و همچنین برای لاغر شدن
نشان های دریافت شده
چرا من چاق شدم؟
سلام من اولین روزیه ک وارد این سایت شدم یعنی قضیه ازینجا شروع شد ک دیشب برا خودم ی مانتو خریدم و خیلی دوسش داشتم و بنظر خودم اندازه م بود ولی وقتی اومدم خونه شوهرم گف تنگه و من خیلی تو دلم یجوری شدم گفتم اشکال نداره بعد ماه رمضون میرم باشگا لاغر میشم و خلاصه صب ک بیدار شدم همش ذهنم درگیر این بود ک چجوری لاغر شم و چون خیلی راه ها رو رفته بودم و نتیجه نگرفته بودم و یهو یادم اومد دوستم بهم گفته بود ک یکی از فامیلا با مشاوره ذهن خیلی لاغر شده و خلاصه اومدم تو گوگل زدم و با این سایت اشنا شدم و حالا چرا من لاغر شدم؟
من از بچگی تقریبا میشه گف وزنم یکم زیاد بود ولی ن خیلی چون ب نسبت دوستام قدمم بلند تر از همه بود و خلاصه بعد دوران نوجوانی تقریبا وزن ثابتی داشتم و قدم ۱۶۵ و وزنمم ۶۸ بود ب نظر خودم نرمال بودم تا اینکه پدرم فوت کردن و چنماه بعد فوت پدرم یهو دیدم شدم ۸۸? این شد ک چاق شدم یهویی و موندم همینجوری ولی دلایل دیگه هم داره
خودم قشنگ حس میکنم ک خیلی میخورم عاشقی شیرینی جات و فست فود وقتی عصبی میشم خیلی میخورم وقتی ناراحت میشم خیلی میخورم باشگاه کنار خونمه یماه میرم ۳ ماه نمیرم خیلی خیلی دلم میخواد دوباره برگردم ب همون ۶۸ کیلو
نشان های دریافت شده
سلام استاد
من ۳۶سالمه و دارای سه فرزند هستم من از زمانی که یادم میاد هیکلم درشت بوده در دوران بچگی از هم سن و سالای خودم درشت تر بودم من خیلی زود ازدواج کردم موقع ازدواج هم هیکلم درشت بود طوری که از فیلم عروسی متنفرم بعد از ازدواج حای چون درشت تر از همسرم بودم دوست نداشتم با هم جایی بریم تو دوزان بارداریمم حسابی چاق شدم طوری که دکترم ماه اخر برنج و نون رو حذف کرد برام زایمان سختی هم داشتم بعد از بارداری هم همچنان چاق بودم تا اینکه باشگاه رو شروع کردم کمی هیکلم بهتر شد تنها شانسی که داشتم این بود که یه دست چاق بودم بعد از جدایی ام شروع کردم به لاغر کردن ولی باز هم زیاد موفق نبودم دکترای زیادی رفتم رزیمهای زیادیم گرفتم ولی نتیجه بخش نبود تا اینکه ازدواج کردم و با بارداری دومم خیلی بیشتر چاق شدم ولی بعد از زایمان رزیم گرفتم با دکتر تغریه حدود شانزده کیلو کم کردم ولی بعد از یک سال خسته شدم و کارم هم چون پشت نیزی بود دوباره چاق شدم تا اینکه دوباره با روش چیزهای گرم خوردن و ادویه جات پونزده کیلو لاغر کردم که بازم نتیجه نگرفتم چون ناخواسته باردار شدم
بعد از زایمان از تو اینترنت دوباره شروع کردم به گشتن که با لاغری با ذهن رهتاک اشنا شدم حدود سی کیلو کاهش داشتم ولی تو چند ماه گذشته چون تحرک نداشتم و دوباره عادتهای گذشتم رو انجام میدادم هشت کیلو چاق شدم من از ۱۱۷به ۸۴رسیدم ولی الان دوباره ۹۲هستم که با سایت شما اشنا شدم
به نظر من دلایل چاق شدنم
اول از همه تصویر ذهنی خودم که همش میگم دارم چاق میشم دوباره
دوم تند غذا خور نم
تحرک نداشتنم
خوردن مواد غذایی شیرین تو مواقعی که عصبی هستم یعنی پر خوری عصبی
با اینکه اصلا جا ندارم و سیرم ولی باز هم سمت خوردن میرم
ببخشید اینقدر طولانی شد
نشان های دریافت شده
باسلام من تازه با این سایت آشنا شدم انشاا… نظر خودم را درباری چرا من چاق هستم را مینویسم و از نظرات شما دوستان استفاده خواهم کرد که انشاا… همه باهم نتیجه بگیریم
نشان های دریافت شده
سلام. خانمی ۳۹ ساله هستم. اولین روزی بود که فایل صوتی رو شنیدم. خیلی به لاغری امیدوار شدم. حرفهای شما خیلی به من روحیه داد. امیدوارم بتونم شگفتی ساز بشم.
داستان چاقی من: از زمانی که یادم میاد چاق بودم. به نظرم اشتهای زیاد و کم تحرکی علت چاق شدنم هست. روشهای زیادی رو واسه لاغری امتحان کردم. مثلا باشگاه رفتم که خیلی وزنم اومد پایین اما بعد یه مدت دوباره برگشت. بعد ازدواج دوباره وزنم زیاد شد و پیش متخصص تغذیه رفتم و وزنم از ۶۵ به ۵۵ رسید. اما بازم ثابت نموند. باردار که شدم دوباره چاق شدم. و هنوز که هنوزه نتونستم وزنم رو پایین بیارم. راستش از خودم خسته شدم اینکه لباسهام برام تنگ شده. اینکه اشتهای کاذب دارم. اینکه در جمع احساس راحتی نمی کنم. اینکه همش به من میگن خودت رو لاغر کن واقعا عذابم میده. میخوام با جدیت با شما همراه بشم و به تناسب اندام برسم. ان شاء الله با یاری خدا و شما بتونم به هدفم برسم.
نشان های دریافت شده
با سلام به دوستان و استاد عزیزو خنده رو
من بارها فایل گوش دادم کامنت دوستان خوندم.
هربارکه فایل گوش میدادم یک باور که باعث چاقی و هر مشکلی که داشتم پیدا میکردم خدا میدونه چندتا باور منفی تو ذهنم هست که خبر ندارم.
چاقی من انقدر هم زیاد نیست وتازه دارم چاق شدن به وضوح در خودم حس میکنم و میبینم و بخاطر همین تصمیم به لاغری گرفتم.
من مث خیلی از شما ها تا حالا رژیم یا ورزش و باشگاه و این کارهارو انجام ندادم و این روش لاغری با ذهن میشه گفت اولین اقدامم برای لاغری هستش.
چرا گاهی اوقات یک چند روزی مثلا رژیم میگرفتم یا ورزش میکردم ولی نه بخاطر لاغری بلکه به خاطر سلامتی و یا اینکه وزنم بیشتر از این نشه.
ولی الان که بعد تماشای هربار فایل وقتی بهش فکر میکنم هرچی که باعث چاقیم شده همش باور بوده هرچی که هست همش از باورایی بوده که یا خودم ساختم یا از دوربریام گرفتم.
دوران تحصیل هیکلم عالی بود همه فکر میکردن ورزشکارم ولی این باور در من بوده که بعد تحصیل وقتی تحرکی نداشته باشم چاق خواهم شد یا این باور که بعد ازدواج چاق خواهم شد.بارداری باعث چاقی من خواهد شد.هر چی سن میره بالاتر چاق خواهم شد.حتی یک باور که در من بوجود اومده بود اینه که وقتی لاغر میشدم یکم شکم داشتم و اون تیکه کوچیک نمیشد و همش بهم میگفتن بهار اون یه تیکه چیه تو که لاغری اون چرا اب نمیشه منم این باور برای خودم بوجود اوردم و میگفتم اوووون عضله ست .چربی نیست واس همین اب نمیشه و هنوزم که هنوزه اون یه تیکه هست و اب نمیشه و یا باسن و رانم تپل تره .وقتی بهم میگفتن باسن داری ناراحت میشدم ولی به روم نمیاوردم و با خنده میگفتم هچم بزرگ نیست و جنیفریه ??? ولی خودم خوشم نمیومد و چون بدم میومد این وضع برام درست شد و خیلی از باورهای چاق کن دگ هم دارم که دوستان خیلی قشنگ گفتن و توضیح دادن درموردش.
ولی جدیدا روند چاقیم بیشتر شده چون قبلا سالها بود که روی ۶۱ بودم ولی الان فقط چند ماهه که رسیدم به ۶۷ واین موضوع منو خیلی ناراحت کرده.
وتصور اینکه از این بیشتر بشه منو عذاب میداد و لی الان دگ استرس و ناراحتی و نگرانی و….همرو میزارم کنار چون اینا باعث تشدید چاقی من خواهد شد.
و میخواهم به کمک خدای مهربانم و خودم و استاد خوبم میخواهم به تناسب ذهن و اندام برسم
ممنونم خداجونم که این مسیرو به من نشون دادی
حالا میخوام برم فایل دوم