0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 666 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
900 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۷ ۱۳:۳۹
      مدت عضویت: 2048 روز
      امتیاز کاربر: 414 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 497 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان متناسبم‌.
      اول از خدای مهربانم سپاسگزارم که بنده را به این سایت عالی هدایت کرد و از استاد عطارروشن بخاطری تمامی زحماتشون صمیمانه تشکر میکنم.
      در طی ۹ نیم سال است از روش های مختلف برای لاغر شدن استفاده کردم اما به وزن ایده‌آل ام ۴۶ نرسیدم.
      دلیل های که باور چاق بودن و چاق ماندن را در من ایجاد کرده بود قرار ذیل است:
      – ارثی بودن از خانواده مادری ام اطرافیان یا بشتر اوقات حتا خودی مادرم بخاطری که چون استخوان بزرگ و هیکل بزرگ و نیز چاق می‌باشد من را نیز با خودش تشبیه میداد. زمانی که از مادر می‌پرسیدم چرا دیگر خواهر و برادرم متناسب هستند و من نه ؟ در جواب می‌گفت، چون تو استخوان ات طرف استخوان مه رفته چون من چاق ام تو نیز چاق می‌باشی یعنی من از مادرم چاقی به ارث بردم.
      سوالی در ذهن ام است. آیا واقعا از استخوان بزرگ کسی هم ارث بردن واقعیت دارد، استخوان بزرگ یعنی چه؟🤔

      – شام خوردن زیاد. از زمانی که تصمیم به لاغری گرفتم مدام با خود در نزاع هستم باید شام نخورم تا چاق نشوم. اما از اینکه جلو گرسنگی ام گرفته نمیتوانم بدون اینکه از غذا لذت ببرم و آهسته غذا بخورم به نگرانی تند تند غذا زیاد میخورم و بعداً با یه عالم پشیمانی و مایوس شدن اینکه هیچ گاهی نمیتوانم به هدف ام برسم‌.😞
      – ترس و استرس روز به روز چاق شدن. وقتی غذا میخورم، ورزش نمیکنم، پیاده روی نمیروم، شیرینی که مورد دلهای ام است میخورم میترسم این همه من را روز به روز چاق میسازد.😡
      – خوردن غذاهای چربی مانند جوجه سرخ شده، کباب بریانی، تخم مرغ پخته شده، برنج و انواع های برنج ها لوبیا سرخ، نان 🍞، پیتزا 🍕 آشک چون شامل فست فوت ها است.
      – لبنیات مانند : شیر ، قیماق، پنیر
      – شیرنی باب مانند: چاکلت و انواع های چاکلت، آیس کریم، کیک 🍰، کلوچه شکلاتی…..
      – نوشیدنی ها: آب میوه‌ها، کولاهای گازی…
      دلیل های که باور محکم در من ایجاد شده بود ارثی بودن و اینکه هیچ گاهی نمیتوانم مانند آدم های متناسب به اندازه نیاز بدن ام غذا بخورم. من به این باور بودم خوردن غذایی زیاد عادت من شده و من هیچ گاهی تغییر شدنی نیستم. 😞
      خدای بزرگ به موقع آدمی که بخواهد هدایتش میکند من ام از طریق جستجو در یوتوب با فایلهای استاد عطارروشن که کاملا عنوان فایلش متفاوت از دیگر رویشهای لاغری بود آشنا شدم و یک به یک تمام فایل ها داونلود کرده و گوش دادم برایم مفید تمام شد و تصمیم گرفتم این رویش عالی را که مهمتر از همه من را با خدایم نزدیکتر و ایمان ام را محکم تر ساخت وارد کانال شوم و دوباره از جلسه اول فایلهای رایگان بازی با ذهن منظم و به ترتیب تعقیب بکنم تا نه تنها متناسب شوم بلکه چالش ها و موانع ذهنی ام را نیز از طریق برای همیشه برطرف کنم.
      این رویش بهترین و تاثیرگذارترین رویش لاغری است. ممنون ام استاد عزیز.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Abbasiiman15@gmail.com
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۳ ۱۹:۳۷
      مدت عضویت: 2027 روز
      امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 78 کلمه

      من از بچگی دلیل چاق شدنم را ارثی بودن از خانواده مادرم میدونستم و دلیل اینکه برادرم لاغر و متعادل بود و هرچی میخورد چاق نمیشد خوش شانسی حساب میکردم و اعتقاد داشتم چربی های بدنم خیلی سفت و قابل آب شدن هست و اطرافیان نزدیکم میگفتن و هنوزم میگن بخاطر کم تحرکی و تنبل بودنت چاق شدی و اینکه تا جایی ک میتونی و معدت جا داره میخوری و استعداد چاقی داری ولی خودم موافق این نیستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ensieshams1363
        ۱۳۹۹/۰۹/۱۲ ۱۷:۲۰
        مدت عضویت: 2164 روز
        امتیاز کاربر: 221 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 84 کلمه

        بعد از به دنیا آمدن پسرم چاقی را تجربه کردم حدود ۱۰ سال و مهم ترین علت چاقی را بارداری و بعد از آن بی تحرکی و پرخوری در ذهن خود میدونم و محکم ترین دلیل پرخوری با هر بار خوردن در ذهنم احساس ناراحتی و عذاب وجدان دارم بارها و بارها رژیم های مختلف را امتحان کردم اما نیمه راه خسته شدم و رها کردم به لطف خدا در این مسیر قرار گرفتم از خداوند سپاسگزارم و تلاش میکنم به نتیجه مطلوب برسم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Abbasiiman15@gmail.com
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۳ ۱۹:۳۶
      مدت عضویت: 2027 روز
      امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      من از بچگی دلیل چاق شدنم را ارثی بودن از خانواده مادرم میدونستم و دلیل اینکه برادرم لاغر و متعادل بود و هرچی میخورد چاق نمیشد خوش شانسی حساب میکردم و اعتقاد داشتم چربی های بدنم خیلی سفت و قابل آب شدن هست و اطرافیان نزدیکم میگفتن و هنوزم میگن بخاطر کم تحرکی و تنبل بودنت چاق شدی و اینکه تا جایی ک میتونی و معدت جا داره میخوری و استعداد چاقی داری ولی خودم موافق این نیستم و همیشه در تلاشم تا به وزن ایده آل برسم با تشکر از شما.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Salimeh
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۲ ۱۶:۰۵
      مدت عضویت: 2027 روز
      امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 655 کلمه

      به نام خدا
      خانومی ۳۴ ساله هستم، با دو فرزند
      منم مثل خیلی از دوستان از وقتی یادم میاد و بچه بودم چاق بودم، عکسهای بچگی ام همش چاق بودم، توی ابتدایی و مدرسه و راهنمایی و دبیرستان و حتی دانشگاه همیشه چاق ترین فرد کلاس بودم، همیشه مورد تمسخر و نگاه های بد دیگران قرار گرفتم، از اینکه بخوام برم مهمانی تولد جشن یا عروسی بخاطر چاقی ام دوست نداشتم و خجالت میکشیدم، همیشه وقتی میخواستم لباس و کفش بخرم بجای اینکه اول به مدلها و ویترین نگاه کنم باید اول از فروشنده میپرسیدم چه مدل لباس یا کفشی اندازه من دارید…
      قبل از ازدواجم از وزن حدودا ۱۱۵ کیلو با تلاش های زیاد و ورزش و پیاده روی و رژیم و کمربند لاغری و کرم و قرص لاغری خودم رسوندم به ۸۹ کیلو و چون قدم بلند و در حد ۱۷۶ سانت هست، همه و حتی تقریبا راضی بودم ولی این لاغری تداوم نداشت بعد ازدواجم چاق تر شدم و بعدش باردار شدم و چاق تر و حتی اوایل شیردهی چون شیرم زیاد نبود هر کسی میگفت دلستر بخور شیرت زیاد میشه،شیرینی خانه ای بخور ماکارونی بخور،آبگوشت بخور و فلان بخور شیرت زیاد میشه دریغ از اینکه شیرم زیاد بشه و در نهایت بچه ام شیرخشکی شد و منم چاق تر از قبل، بعدها دوباره رژیم گرفتم
      منم مثل خیلی از دوستان خیلی راه ها رو امتحان کردم
      انواع دکتر تغذیه رفتم و انواع رژیم های لاغری، کانادایی، پروتئین، و حتی رژیم بر اساس طبع و مزاج گرفتم
      باشگاه، و انواع ورزش های بدنسازی، ایروبیک، دوچرخه، TRX ، رقص، تردمیل و… امتحان کردم
      انواع قرص های لاغری
      انواع دمنوش های لاغری
      کرم های لاغری
      کمربند حرارتی و لاغری
      طب سوزنی و امبدینگ
      دستگاه لاغری
      حلقه، دراز نشست،طناب،چرخونک
      کالری شماری غذا از برنامه های مختلف مثل کرفس و زیره
      همشون توی مقطع زمانی خودشون تا حدودی وزنم کم کرده ولی هیچوقت تداوم نداشته و همیشه برگشته، و این برام عذاب آوره که همیشه یا باید در حال رژیم گرفتن و کالری شماری ورزش باشم یا بی خیالش و در حسرت و عذاب وجدان رعایت نکردنش…
      برای دومین بار با وزن بالا ۹۸ کیلو و بطور ناخواسته و غیرمنتظره باردار شدم، و این بار اشتها و ولع خوردنم بیشتر بود و از طرفی دکتر زنانم گفته بود باید بری دکتر تغذیه تا وزنت خیلی بالا نره، از طرفی دیسک کمر هم داشتم و دارم، از یه طرف دچار فشار خون بالا شدم
      توی بارداری هم حتی همسرم سرزنشش میکرد که چرا اینقدر میخوری؟ هنوز سیر نشدی؟ فکر کردی بعدا میخوای چجوری این اضافه وزن هات کم کنی و….
      ولی بخاطر فشار خون و مسمومیت با داریم و همچنین پرخوری و ولع و اشتیاق خوردن، وزنم حدودا رسید به ۱۳۰ کیلو، در حالیکه بچه ام ۲/۴۰۰، وزنش بود، خیلی هم بخاطر همین از طرف خیلی ها سر هر دوتا بچه ام سرزنش شدم چون دختر اولم هم وزن تولدش ۲/۷۰۰ بود، همه میگفتن مادر اینجور و بچه اینجور و….
      الان یکسال از زایمان دومم میگذره و توی این یکسال از وزن حدودا ۱۳۰ ک به ۱۰۴ ک رسیدم با رژیم و کالری شماری و دمنوش و گاهی هم پیاده روی سبک و تردمیل، با اینکه توی یکسال حدودا ۲۶ کیلو وزن کم کردم ولی هنوز از خودم ناراضی ام و دوست دارم به وزن ۷۵ برسم و همیشه و ثابت بمونم
      من فکر میکنم دلایل چاقی من موارد زیر هستش:
      چاقی ارثی، استخوان بندی درشت، شب بیداری و دیر خوابیدن، استرس زیاد، افسردگی، یبوست شدید، زیاد غذا خوردن و در حجم زیاد غذا خوردن، پرخوری عصبی،مصرف کم میوه جات و سبزیجات و سالاد و غذاهای فیبر دار، عدم تحرک کافی و ورزش، استعداد چاقی، سوخت و ساز پایین، کم آب خوردن ، اشتیاق و ولع خوردن و لذت بردن از خوردن، ساعت و زمان های بد غذا خوردن…
      من تازه و خیلی اتفاقی با این سایت آشنا شدم
      امیدوارم بتونم با این روش لاغری ذهنی و با همین دوره رایگانش، که قبلا راجبش نشنیده بودم، با یاری خداوند و کمک استاد و دوستان و همت خودم زودتر به وزن متناسب که همیشه آرزوش رو داشتم و دارم برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 53 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه ما هستید خوشحالم
        مهمترین قسمت این تمرین رو باید بهتر از این انجام بدید
        قسمتی که درباره دلایل چاقی خودت نوشتی
        خلاصه نویسی نکنید
        شرح بدید
        چاقی ارثی فقط یک عبارت محسوب میشه
        باید دیدگاه و احساست نسبت به این عبارت رو بنویسید تا محتوای ذهنی شما واضح تر بشه
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۰۹/۰۱ ۱۲:۲۰
      مدت عضویت: 2468 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 885 کلمه

      سلام . واقعاخوندن مطالب لاغری با ذهن چقدر به انسان امید و توانایی میده برای ادامه دادن در مسیر کاهش وزن .
      به شکر خدا مدتیست که در تعهد لاغری هستم . کاهش وزن خوبی داشتم . چون سعی کردم تمام ابعاد وجودم را همسو با خواسته ی لاغر شدن کنم .
      من افکار و باورهایم و گفتارم و احساس و رفتارم را همسو با هم حرکت داده ام . خودم مراقبم تا این همسو شدن امتداد پیدا کند تا کم کم به کاهش وزن عادت کنم .
      خدارو شاهد میگیرم حتی چه بسیار لاغرهایی که با حس و حال بسیار بد به زور وزن خود را در وزن پایین نگهداشته اند اما حالشان بد است راضی نیستند اما متوجه نیستند این عدم رضایت از چیست . آنها حتی یک کیلو هم نتوانستند از جای خود تکان بخورند در حالیکه من مدتی با آنها همراه شدم تا به آنها نشان دهم لاغر شدن با ذهن چقدر ساده است توانستم جلوی چشمشان در طی ۲۰ روز ۶ کیلو کاهش وزن پیدا کنم . اما متاسفانه چشمان کور آنها پذیرای سخن حق نیست و باورشان نمیشود که من میزان خورد و خوراکم را دقیقا مثل آنها کردم اما آنها هیچی وزن کم نکردند ولی من در طی ۲۰ روز ۶ کیلو کاهش وزن عالی داشتم . تازه من بازم مقاومت ذهنی داشتم یعنی اگر بدون مقاومت حرکت میکردم قطعا به ۱۰ کیلو هم میرسید . ولی همین ۶ کیلو در ۲۰ روز آن هم به راحتی آب خوردن تعجب آنها را برانگیخت که چطور دقیقا مثل آنها خوردم ولی نتیجه ام با آنها فرق داشت . من حرف چاق کننده نمیزدم . افکار ناامید کننده به خودم نمیدادم . با عشق و از روی اشتیاق حرکت کردم . من با ذهنم حرکت کردم فقط خواستم و خواستم و خواستم
      و چون ذهنم در اینجا آموزش دیده بود به راحتی و با لذت وزن کم کردم . آنها مدام حرفهای چاق کننده به خود می زدند و مدام از زشتی لاغری صحبت می کردند . استاد خیلی جالبه ما که با لاغری با ذهن آشنا شدیم فقط کافیه اراده ی لاغر شدن جسم کنیم و لاغر میشیم . البته باز مفهوم این اراده اون اراده ای که آدمای چاق در نظر دارن نیست . این اراده یعنی اختیار یعنی میل یعنی خواستن . یعنی بخواهید تا اجابت کنم شمارا . یعنی باور اینکه ما خالق زندگی خودمون هستیم . ما لاغری با ذهن رو یاد گرفتیم . کنترل و هدایت ذهن رو یاد گرفتیم . همسو کردن ذهن و احساس و گفتار و عمل رو یاد گرفتیم . با استمرار در این مسیر خلق عادات لاغر کننده رو یاد گرفتیم . خدا میدونه این همه آموزش چقدر ما رو توانمند کرده . خدا میدونه چقدر حال مارو خوب کرده .
      بله لاغر شدن و رسیدن به آرزوها فقط آموزشش از طریق ذهنه . وقتی ذهن یاد میگیره چطور عمل کنه و عادت میکنه به درست عمل کردن و صلح با مقاومتها و هدایت اونها به سمت باورهای صحیح به خدا که در راحتترین حالت ممکن وزن کم میکنه . نمیگم وزن کم میشه . میگم من وزن کم میکنم . یعنی قدرت رو میدم دست خودم . چون به عینه دیدم وقتی قدرت رو میدم دست خودم چه میزان شیوه ی مدیریت وجودم بیشتر میشه .
      استاد من خودم با متنهاتون بیشتر حال می کنم چون حواسم پرت نمیشه و بیشتر میره توی ذهنم . چون کلمات رو میبینم و گفتگوهای ذهنیم میشه کلمات شما . با چشم دیدن کلمات و نوشتن برای ذهن من خیلی اثر گزاره و در مرحله ی بعد ویس گذاشتن و گوش دادن ویسها . یعنی اولین ورودی لاغر کننده ی من چشم هست و بینایی . بعد حس لامسه(نوشتن) بعد گویایی بعد شنوایی . البته تمامی اینها باهم همسو هستند و با توجه و آگاهی در مسیر دلخواهم حرکتشون میدم .
      من صاحب اونها هستم و اگر هم حواسم پرت میشه به خاطر عادات ذهنی بیشمار دیگه است ولی میتونم آگاهانه بهشون ایست بدم و به فرمایش شما تمام حواس رو در این مسیر زیبا هدایت کنم .

      خدایا شکرت که من با لاغری آسان با ذهن آشنا شدم . دلم برای دیگران نمیسوزه . اونقدر بزنند سرو کله ی هم و راه اصلی رو گرد و خاک کنند و در جا بزنند تا خودشون بالاخره به این نتیجه برسند که راهی که برای لاغر شدن میرن غلطه و حالشون رو خوب نمیکنه . انتخابشونه و نمیخوان هم آگاه بشن . اونها هم حق انتخاب دارند و نمیشه بهشون خرده گرفت و قضاوتشون کرد . من فقط خودم حال میکنم که چه لذتی داره وقتی انقدر راحت میتونم به هدفم برسم . خدایا شکرت . تازه من به این نتیجه رسیدم باید از خودم تشکر کنم . چون خودم خدای وجودم هستم . چون من میخوام اون انرژی که خدای بی نهایت از خودش به من داده رو شکل بدم . همه ی ما صاحب خدا هستیم . خدا خودش خودشو به ما داده و میگه تو مختاری هرطور که میخوای زندگیت رو خلق کنی .
      پس به خودم (خدا) میگم . ازت ممنونم فاطمه .
      به شما(خدا) میگم ازتون ممنونم استاد عطارروشن و به خدای کل که از وجود خودش درما دمیده میگم ازت ممنونم خدای کل که خودتو به ما دادی . الله معکم اینما کنتم . من کان لله کان الله له .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار s99malekan
        ۱۳۹۹/۰۹/۱۷ ۲۰:۳۸
        مدت عضویت: 2114 روز
        امتیاز کاربر: 7815 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 3 کلمه

        تو بینظیری دختر…..

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۳۹۹/۱۰/۰۵ ۲۳:۵۲
        مدت عضویت: 2161 روز
        امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 208 کلمه

        سلام فاطمه سادات عزیز
        شگفتی ساز دوره های استاد عطار روشن من به شما تبریک میگم چقدر لذت می برم‌از دیدگاههای شما عزیز …چه حیف که اونایی که در کنار شما هستن قدر شما و آموخته های شمارو نمی دونن متوجه نیستن چه گنجی رو در کنارشون دارن …کاش شما نزدیک من بودید و من با تمام عشق و علاقه مث پروانه دور شما می چرخیدم و ازتون بیشتر می آموختم .از حرفای شما نیرو انرژی مضاعف می گرفتم …..اشکال ما اینه توانمندی و توانایی ذهن خدابی خودمونو باور نکردیم …..و یا اینکه به اندازه ای که لازمه ی این تحول هست تلاش نکردیم در انجام نمرینها و نوشتنها و فکر کردنها و‌گفتگوهای ذهنی ….ولی چون مسیرمون درسته با هر سرعتی که بریم بالاخره به مقصد می رسیم …ممنون که می آیید و برامون نظرات ارزشمندتونو به اشتراک‌می ذارید …….نوش جانت لذت متناسب شدن …

        باز هم بیا و برامون بگو از خودت و افکار و رفتار و باورهات که تو رو به قله پیروزی رسوند …هر جا هستی برات یک دنیا شادی و‌موفقیت روزافزون خواهانم

        دوستدارت شهربانو از تهران
        ۵ دی ۱۳۹۹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار
      ۱۳۹۹/۰۸/۲۷ ۱۲:۲۹
      مدت عضویت: 2048 روز
      امتیاز کاربر: 414 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 283 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.
      من تازه وارد کانال لاغری با ذهن از میسر عالی متناسب شدن هستم. خیلی خوشحالم با رهنمایی استاد عزیز در بین شما خوبان قرار گرفتم. اینک بار احساس بسیار خوب دارم باور کامل دارم این راه متناسب شدن بهترین انتخاب برای متناسب شدن فکری و هم ظاهری زیبا و رویایی است. من هم خیلی راه ها را رفتم از هر راه که رفتم هیچ نتیجه‌ای کسب نه کردم مدام از اضافه وزن ام رنج میبردم روزها و شب ها برایم خوشایند نبود نه پوشیدن لباس ها و نه خوردن غذاها و نه از رفتن جاهای محفلی، پارک، پیکنیک با دوستان لذت می‌بردم همه در فکر چاق بودن خود بودم و آرزو میکردم کاش لاغر بودم و مانند دیگران لباس مرود دلهایم میپوشدم و تی دل لبخند میزدم تا روزی بعد از اتمام نماز از تی قلب ام دعا کردم خداوند مهربان برایم راه را نشان بدهد سالم به وزن ایده‌آل ام برسم‌ خداوند ج نیز با آن قدرت بی کران عظیمیش مرا با فایلهای رایگان متناسب شدن لاغری با ذهن استاد عطارروشن آشنا کرد اینک امروز اینجا هستم خیلی از فایلهای رایگان روش لاغری با ذهن را گوش دادم و از همان روز عهد بستم تا زمان که از این روش بدون استرس و عجله به وزن ایده‌آل ام نه رسم این راه را ترک نخواهم کرد. چون این دیگر آخر خط است. اکنون تصمیم دارم ابتدا از همه آرامش ذهنی و باور کامل ام را از راه فایلهای رایگان لاغری با ذهن مستحکم کنم و بعد با قدم ثابت و بدون برگشت وارد دوره ها شوم.
      از خدای مهربان ام صمیمانه سپاسگزارم مرا به سایت استاد چون مهربان عطارروشن هدایت کرد. موفقیت برای همه دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 779 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان متناسبم.

      خوشحالم و خدا رو شکر میکنم که اتفاقاتی در زندگیم افتاد که قانون رو بهتر بفهمم و درک کنم و بیام و جلسات لاغری با ذهن رو مجدد شروع کنم.

      راستش من بعد از طی کردن ۱۲ جلسه ی لاغری با ذهن در حدود ۱۰ ماه پیش مقدار قابل توجهی از وزنم رو کم کردم و به احساس عالی رسیده بودم.

      من در اون زمان معجزات رو به چشمم می‌دیدم…
      همه وقتی منو می‌دیدند میگفتند چقدر تغییر کردم و من واقعا حال و هوای دلم وصف نشدنی بود…

      زمان می‌گذشت و من کم کم اون استمرار در کار کردن روی جلسات رو کم کردم…

      یعنی اینطور باور داشتم که وقتی این ۱۲ جلسه رو کار کردم، دیگه نیازی نیست مثل سابق روی ذهنم کار کنم…و خوشحال از اینکه قانون رو فهمیدم، در صورتی که غافل شده بودم از قدرت ذهنم…

      یک روز در میون یکی از فایلهای استاد رو گوش میکردم و خوشحال بودم که در زمینه ی لاغری با ذهن دارم روی ذهنم کار میکنم و میگفتم همین کافیه و قدرت ذهنم و فرمول‌های نامناسبی که باعث اضافه وزن در من میشد و هنوز در ذهنم بودند رو دست کم گرفته بودم…و تمرکزم رو برده بودم روی کسب ثروت.

      راستش من بعد از اینکه به قدرت ذهنم پی بردم تصمیم گرفتم از این قدرت در جهت کسب ثروت استفاده کنم و هر روز در این زمینه دارم به نتایج خوبی هم میرسم اما متاسفانه تمرکزم از روی لاغری با ذهن تقریبا نصف شد…و این اشتباه من بود…

      روزها می‌گذشت و من بیشتر هواسم به کسب و کارم بود…

      تا اینکه متوجه شدم وزن من استپ شده… اضافه نشده بود ولی استپ شده بود و هدف من این بود که بیشتر از این وزنم کم بشه…

      از کجا فهمیدم وزنم استپ شده؟!

      یه روز تو فیلمی خودم رو دیدم…تصورم از خودم تصویری خیلی متناسب تر بود…
      و من از دیدم خودم اول تعحب کردم و بعد حسم بد شد…بعدش رفتم جلوی آینه و خودم رو برانداز کردم و دوباره حسم بد شد و این حس بد یعنی یک جای کار میلنگه…

      بعد نشستم فکر کردم و با خودم رفتارهای خودم رو در چند وقت اخیر بررسی کردم دیدم که خدایا من دارم مسیر متناسب شدن رو دوباره برعکس میرم…
      رفتارهای من داشت بهم مسیر اشتباه رو نشون میداد…
      چطور؟!

      از اونجایی که وقتی یه خانم متناسبتر از خودم می‌دیدم احساسم بد میشد…

      از اونجا که وقتی فیلمی از خودم دیدم دوباره حسم خوب نبود…

      از اونجایی که دیگه کسی بهم نمی‌گفت که بهتر از قبل شدی…

      از اونجایی که احساسم به جسمم دیگه عالی نبود..

      اولش خیلی حالم گرفته شد اما دوباره خوب فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که چون من مثل سابق روی ذهنم در زمینه ی لاغری کار نکردم فرصتی برای باورهای نامناسب و نجواهای ذهنم ایجاد کردم که دوباره به روند قبلشون برگردند…و کارشون رو دوباره شروع کنند…
      باورهای نامناسب ذهنم مثل علفهای هرزی داشت فرصت بدست آوردن یک محصول عالی رو از من می‌گرفتو هر روز داشت منو از مسیر متناسب شدن دور میکرد…

      نکته ی دیگه ای که پی بردم در رفتارم این بود که من در مدت این ۱۰ ماه گهگاهی ورزش میکردم…
      با اینکه میگفتم که من باور دارم که بدون ورزش هم متناسب میشم اما ته ذهنم این بود که این ورزش خیلی در روند کاهش وزنم تاثیر داره…چرا که داشتم صفحات ورزشی و فیتنس رو هم دنبال میکردم و من وقتی به این رفتارم فکر کردم فهمیدم اینکارم یعنی هنوز باور ندارم لاغری با ذهن بدون ورزش منو کاملا متناسب می‌کنه و می‌تونه بدون ورزش منو در همون وزن ایده الم منو نگه می‌داره…

      پس نشستم دوباره تصمیم گرفتم…با خودم گفتم من که دارم در زمینه ی کسب ثروت متمرکز روی ذهنم کار میکنم.از این به بعد مثل سابق روی ذهنم در زمینه ی لاغری با ذهن هم با برنامه ریزی درستی کار میکنم و به این شکل به وضعیت تناسب پایدار میرسم و با این هدف هر روز به خودم یادآوری کنم که مسیر آگاهی انتهایی نداره…

      هرچند که قانون در همه ی مسیرهای صحیح روابط و ثروت و تناسب به یک شکله اما نیازه که در این دو هدف مهم زندگیم ذهنم رو بمباران کنم.

      و من عاشق متناسب شدن و متناسب ماندن هستم و به قول استاد جزء عاشقان لاغری هستم و من به خودم قول میدم که عاشقانه در این مسیر زیبا حرکت کنم تا زنده ام…

      و مطمئنم من از همین دوره ی رایگان نتایج عالی خواهم گرفت مثل سری قبل که کار کردم اما اینبار با دفعه ی قبل فرق میکنه…اینبار من درکم از قانون خیلی بیشتر شده و من مستمر در این مسیر خواهم ماند…

      انشاالله دوره ی لاغری با ذهن استاد رو هم تهیه خواهم کرد و لذت اون آگاهیهای ناب رو هم خواهم چشید…

      دوباره میام و می‌نویسم چرا که نوشتن خیلی حالم رو عالیییی می‌کنه…

      خدایا شکررررت…

      شاد و‌ پایدار و متناسب باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۰۸/۲۱ ۱۲:۱۲
      مدت عضویت: 2077 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 654 کلمه

      باسلام خدمت شما دوستان عزیز 🌸من از وقتی که چشماموبازکردم چاق شدم و از موقع که قبل از اینکه برم مدرسه بابچه هانمیتوتونستم بازی کنم ومادراشون وخودبچه هادوست نداشتن بازی کنم باهاشون وبه همین خاطر من از بازی کردن بابچه هادورشدم وازاونجایی که من مشکل صرع داشتم و برای یک دخترخیلی محدودکنندس که نباید بازی کنه و باورهایی که دارن اینکه دختری اگه اینطوربشه دیگه ازدواج نمیکنه و…که ایتوبعدافهمیدم ومن همیشه ازطرف پدرومادرم به خاطر خوردن دچارتنبیه میشدم موقعی که خونه مادرمادرم میرفتم مینشستم می‌خوردم و می‌دیدم که همه به من دارن نگاه میکنن وحالم ازنگاهاشون بدمیشدوخجالت میکشیدامابازادامه میدادم و می‌خوردم ازنظرمادرم من بلدنبودم جلوخودموبگیرم وچون دارومیخورم من چاقم هرکسی می‌گفت که هنوز نمیره مدرسه و چاقه یه کاری براش بکن می‌گفت به خاطر داروه بعدازاون درمان یک احساس بدی به وجوداومدنه دوستی برای بازی ونه این که مادرم یاپدرم بامن دوست بودوهروقت که میرفتم تو فامیل ساکت بودم اما چون ساکت بودم و حرف نمیزدم هراتفاقی به گردن من مینداختن وهرموقع چیزی میشدازبودن ماناراحت میشدن وتااینکه من به کلاس اول رسیدم بارفتن به کلاس اول دبستان من فهمیدم که نمیتونم مثل بچه ها ی فامیل باهاشون ساکت باشم و کم کم شروع کردم به بدخلقی بادانش آموزان و معلمان ویک دوستی بامن بوده موقع حرف منونمی پذیرفت میزدمش ازنظرادمهاوحتی خونوادم من دیوانه شده بودم همه به خاطر چاقی و خوردن مسخره میکردن ومن لج میکردم میخواستم که بهم توجه کنند امااونهافقط به اشتباهات من نگاه میکردن ومن روموردشماتت قرارمیدادن ازشکلت خجالت بکش ازجثت تاکی میخوای اینطورادامه بدی هرچی که میپوشیدم مادرم می‌گفت به آدما ی چاق نمیاد اون زمان من خیلی روسری دوست داشتم و مادرم بهم گفت نه صورتت چون چاقه شبیه آدما ی مونگل میشی و همینجوریشم چاقی تاینکه تودوم ابتدایی داروی منوقطع کردن به هر دلیلی ومن نتونستم لاغربشم ومن کم کم باورکردم ارثمون چاقیه چون عمه عموم ومادرم ببعدازازدواجم چاق شده بودم و پذیرفتم که اگه چاقیم ارثی نیس بعدازدواج چاق میشه آدم ودخترعمه هامودیده بودم وازهمه مهمترمادرمووهمه بهم میگفتن توشبیه مادرتی ومادرم می‌گفت که من توبارداری اولم توماه نهم فقط شصت کیلوداشتم وبالاخره توبدنیاومدنتواین شکلی شدم و من باورکردم که چاقی من به این دلایلی موقعی که کلاس سوم ابتدایی بودم دیگه مثل قبل نبودم آرامشم نسبتا خوب بودوتصمیم گرفتم عصبانیت هاواحساساتودرداخل خودم سرکوب کنم وبه پدرومادرم نگم به خاطر چاقی من نتونستم به خیلی از خواسته هام برسم چون همه میگفتن به خاطر چاقی و بالاخره من تصمیم گرفتم که بابچه هادوست بشم تاتنهانباشم ولی هیچکدوم نمی پذیرفت ودلیلشون چاقی من بودبعدازاون هرکاری میکردم که دوستم بشن تاچاقیموکاری نداشته باشند امانمیشدبنابراین به درس خوندن ادامه دادم و معلم من هم چاق بودبیستردوست داشتم ولی بقیه ی معلمهایه دوره‌ی راهنمایی و دبیرستان اینطوری نبودن وبالاخره من درباره بلوغ درباره ی ازدواج درباره ی ورزش نکردن درباره ی ترک درازونشست وچاق شدن درباره ی خواب زیاد درباره ی تیرویید و درباره‌ی خوردن چیپس و پفک ودرباره ی بارداری ودرباره ورزش نکردن ودرباره ی اینکه ماچاقیمون درخون ماست اصلا دروجودماست ومن چیزی که دردرونمه رونمیتونم تغییر بدم وباورکرده بودم که من تااخرعمرچاقم وکسی دوستم نداره ومن تادیپلم چهارم دبیرستان ادامه دادم وکنکورهم قبول شدم رشته مهندسی منابع طبیعی محیط زیست اماچون چاق بودم پدرم نپذیرفت و من می‌ترسیدند از دانشگاه رفتن ومسخره شدن ودوباردیگه هم امتحان دادم وبارسوم ول کردم فقط کارت ورود به جلسه روتاالان دارم وحسرتشومیکشم وباردوم تومصاحبه برای پرستاری فرصتی که برای هرکسی پیش میومدامابازهم خداخدامیکردم که نشه که من قبول بشم چون من خیلی مسخره شدمازطریق معلمم معرفی شده بودم اما نپذیرفتن وبالاخره اوضاع ازطرف اونها هم طوری پیش رفت که نشدومن بعداز ازدواج حامله شدم ودروزن صدوسی کیلووزنی که ازصدوبیست به پنجاوهشت رسیددرکمال ناباوری درمان هفتم به صدوسی رسید وبچه ی من درحدودهشتصدگرم به دنیااومدوخودم ناا میددوباره شروع کردم به بازخواست خودم ازطریق اطرافیان وکلی روش لاغری امتحان کردم و چندبارازخداطلب مرگ کردم اما حالا بااین روش آشنا شدم وهرکاریکه گفته میشه روباجون ودل میپذیرم وانجامش میدم یاعلی امیدوارم که از خوندن این دیدگاه خسته نشین ممنونم از شما دوستان یاعلی🌼🌼🌼🌼🌼🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا بشارتی
        ۱۳۹۹/۰۹/۱۱ ۲۲:۱۹
        مدت عضویت: 2452 روز
        امتیاز کاربر: 315 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 361 کلمه

        سلام به اسمای عزیزم
        اسما جان، همه ی ما بخاطر برخورد با تضادها وناخواسته های بسیاری که در زندگی بهش برخوردیم اینجا هستیم، بخاطر رنجهایی که کشیدیم اینجا هستیم، چون می‌خواهیم از تضادها وناخواسته ها به خواسته هامون برسیم، چون می‌خواهیم از رنجهامون به لذتهامون برسیم، وهمینه که خداوند. در قرآن می‌فرماید الخیر فی ما وقع، یعنی در تمام اتفاقهای زندگیمون خیری بزرگ نهفتس وپنهانه، آره اسما جانم اگر منو وشما به این سایت بهشتی وپراز بوی خداوند هدایت شدیم که علاوه بر لاغر شدن وتناسب اندام با خودمون به آشتی وصلح برسیم وخداوند رو در وجود خودمون پیدا کنیم، وبه آرامش وشادی درونی برسیم، تمام مردم رو از خدا بدونیم ودوست شون داشته باشیم، فکرشو کن اسما جان اگر منو شما اینجا هستیم در سرزمین بهشتی لاغرها، همش بخاطر اون چاقی وتمام مسائلی که برامون داشته واگر این ناخواسته وتضاد توی زندگیمون نبود، معلوم نبود توی کدوم نا کجا آباد در صفحات مجازی گیج وسردر گم وبدون هدف در حال پرسه زدن بودیم ، من چاقی رو مثل تمام تضادهای دیگر زندگیم، برکتی وخیری از طرف خداوند میبینم که باعث شد به مسیرهای زیبایی هدایت بشم،، اسما جان منم تازه شروع کردم، اول مسیرم ولی یه ندای درونی از عمق وجودم فریاد میکشه درسته، مسیر همینه، خوش آمدی وادامه بده لیلا جان، خدا میدونه که چقدرررررر زیبایی واحساس ناب در انتظارمونه، من هیچ عجله ای برای لاغر شدن ندارم ومیخوام از این مسیر با عشق لذت ببرم وگذر کنم وتمام لذت‌های مسیر زیبای لاغری وتناسب اندام رو مزه مزه کنم ورد بشم، نیومدم تخته گاز برم نه قشنگی ببینم ونه لذتی ببرم وبرم تا به مقصد نهایی که رسیدن به وزن ایده آل هست، برسم، نه اسما جان زندگی یعنی از لحظه به لحظه ی اون لذت بردن وخداوند وزیبایبهاش رو باتمام وجود لمس کردن وحس کردن واین وری این مسیر خیلی برامون راحت ولذت بخش میشه، وطبق وعده ی خداوند «ان معالعسر یسری» ، میشه وخداوند آسان می‌کند آسانی ها را برای ما که تقوا داریم یعنی کنترل ذهن داریم وایمان داریم، یعنی باور داریم وچه شیرین مسیریست مسیر لاغرشدن وسلامتی در کنار دوستان خوبی چون شما، سما جانم.
        عاشقتم دوست خوبم، باهم ادامه میدیم با لذت ونه با تقلا ورنج…

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۳۹۹/۰۸/۱۳ ۰۹:۴۶
      مدت عضویت: 2159 روز
      امتیاز کاربر: 887 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 708 کلمه

      سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی تمرین فایل اول دقیقا نمیدونم از چه زمانی چاق شدم تو دبیرستان یادمه بخاطر پهلو داشتن دوستام به مسخره شوخی اسم هایی روم میذاشتن ولی برام مهم نبود اونجوری تو فکرش نمی رفتم که بخوام کاری انجام بدم ولی از بچگی از آدمها چاق یه حس بدی داشتم وازشون خوشم نمیومد وادمها لاغر خیلی تو دلم تحسین میکردم وازشون خوشم میومد هرچی موقعیت خوب بود برای اونها میدونستم از خونه پول ماشین همسر ایده آل رو لایق آدمها لاغر میدونستم وبخاطر پهلو داشتن خودم چاق میدونستم واز خودم خوشم نمیومد و همیشه خودم چاق میدونستم ومیگفتم آره چون چاقم زشتم کسی دوسم نداره من لایق هیچی نیستم خاک تو سرم هزار تا حرف منفی دیگه به خودم میزدم بعد دانشگاه که بیکار شدم هی بیشتر به خودم توجه کردم و این گفتگو منفی ذهنی هم بیشتر شد واسه رفع بیکاری و اینکه بخوام خودم به بقیه ثابت کنم که بگن فلانی چقد قشنگ شده خوش هیکل شده ….تصمیم گرفتم لاغر بشم فقط میخاستم این چاقیم از بین بره هرچه زودتر رفتم باشگاه دوماهی بعدش خسته شدم و چون پولم نداشتم رهاش کردم وتاثیری هم نمیدیدم احساس میکردم چاق ترم شدم چون هروقت باشگاه میرفتم خودم وزن میکردم وهمش دانبال این بودم که یه راهی پیدا کنم که زود خلاص کنم خودمو تو اینترنت همش دانبال معجون های لاغری ورزش مخصوص شکم پهلو دمنوش لاغری چه زمانی پیاده روی خیلی تاثیر داره تو لاغری طناب زدن دراز نشست برنامه هایی که مخصوص لاغری بودن دانلود میکردم خلاصه من همه فکرم زندگیم شده بود لاغر شدن بعدش میرفتم عطاری و بهشون میگفتم یه چیز که خیلی قوی باشه واسه لاغری میخام و یا اونهایی تو اینترنت خونده بودم میومدم میگرفتم یا هرکسی بهم میگفت فلان کار کن یا فلانی اون کار کرده لاغر شده تو هم بکن من انجام میدادم مث ربات خلاصه هرکاری میکردم که لاغر بشم و توچشم همه باشم رفته رفته لاغر که نمیشدم هیچ چاق ترم میشدم یدف هایی که رژیمی ورزشی چیزی انجام میدادم بعد یه هفته بعدش یا ده روز میپرسیدم از دوستم یا مامانم آیا من لاغر شدم و اونها میگفتن هیچ تغییری نکردی یا یکم انگار بهتر شدی ولی وقتی خودم وزن میکردم یا همون بودم یا چاقترم شده بودم خیلی عجله داشتم واسه لاغر شدن من خیلی دل نازکم و وقتی یکی ناراحتم میکردم که گریم در میومد اون روش رها میکردم و کلی حرف بد به خودم میزدم تاکلی بعدش دوباره میگفتم نه من باید لاغر بشم وباز تصمیم می‌گرفتم میرفتم دانبال روش دیگه ای باز اگه کسی ناراحتم میکرد رها میکردم همچی خلاصه یادمه کل زندگی من بعد دانشگام شده بود لاغر شدن همه کار کردم جز قرص لاغری و عمل جراحی همه کار کردم که لاغر بشم نشد 😖حالا عوامل یا بهانه هایی که برای چاق شدنم دارم. ۱_ تنفر از چاقی 2_ترس از چاق شدن 3_اراده ضعیف وخودم لایق ندونستن 4_اعتماد به نفس پایین 5_ حسرت لاغر شدن 6_پرخوری زیاد 7_کم آب خوردن 8_مصرف شیرینی زیاد چربی زیاد 9_ورزش نکردن 10_دیرموقع شام خوردن 11_شبها غذاهای سنگین خوردن مث برنج سالاد سسی گوشت نوشابه12_هنگام تماشا تلویزیون با فیلم غذا خوردن اگه غذامم خورده بودم حتی ده دقیقه جلوتر باز میومدم شیرینی میوه تخمکی خلاصه هرچی بود میاوردم. میخوردم باش برام لذت داشت 13_نرقصدن چون خونده بودم رقص خیلی لاغر می‌کنه 14_نان سفید خوردن با برنج یا مصرف نان سفید چون اینم شنیده بودم 15_مصرف نوشابه ۱۶مصرف سالاد سسی17_ مصرف فست فود سوسیس همبر کالباس 18_مصرف ماکارونی سالادی 19_کم تحرکی بیکاری خوردن خابیدن20_ارثی بودن یعنی روی بابام رفتم اینجوریم وباید قبول کنم سرنوشت من همینه 21_تند تند غذا خوردن 22_بعد غذا مخصوصا ناهار خوابیدن با شکم پر 23_شبها دیر خابیدن 24_لاغر شدن رو یک رویا میدونستم و تو دلم میگفتم من هیچوقت لاغر نمیشم واین سرنوشت منه وکلی حسرت میخوردم ناراحت میشدم و جز آرزو بود برام که یعنی یه روزی میرسه من لاغر بشم اونی دلم میخاد بشم. ببخشید خیلی طولانی شد خلاصه خاستم همچی بنویسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار minoobehvar@gmail.com
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۶ ۱۹:۵۵
      مدت عضویت: 2053 روز
      امتیاز کاربر: 300 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      سلام دوستان . از زمانیکه خودمو شناختم‌ چاق بودم و رژیمای متعدد ۲۰ کیلو بالا و پایین و حتی بای پس ناموفق و قبلش حلقه معده و نهایت باز هم چااق ..عواملش پرخوری و بی تحرکی . ژنتیکی و بهترین تفریح برای خانواده = خوردن . استرس و نگرانی = خوردن و …….خسته از هرچی اضافه وزن و یه تن مریض و آرتروزی برام فقط مونده . هیچی نتوست کمکم کنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا