ته دل همه ما یه حس عمیقی هست که انگار یه چیزی کمه… یه حسِ گمگشتگی! 😔 انگار داریم یه نفرو تو زندگیمون پیدا میکنیم که خیلی بهش نزدیک بودیم، ولی حالا راه رو گم کردیم!.
این حس همون تلاش بیوقفه ما برای پیدا کردن ارتباط با خدا است.
خالقی که ما رو آفریده، اما به مرور زمان، انگار زبون مشترکمون رو فراموش کردیم و دائم دنبال راهی برای وصل شدن بهش میگردیم. 🕊️
از همینجا بود که ادیان مختلف شکل گرفتند، هر کدوم با یه سری قواعد و روشها، تا به ما نشون بدن چطوری میتونیم این ارتباط رو برقرار کنیم.
این مقاله یه دعوته برای یه گفتوگوی خودمونی و از ته دل، تا با هم نگاهی بندازیم به این راهِ شیرین و دوستداشتنی… 🤩
خدا… واقعاً کیه؟ 🤔 تعریف ما از خالق چیه؟
تا حالا از خودت پرسیدی خدا کیه یا چیه؟
یه لحظه بهش فکر کن و ببین اولین چیزی که به ذهنت میرسه چیه.

احتمالاً جوابهایی که به ذهنت میاد، شبیه جواب خیلی از آدمای دیگه است. چرا؟ چون ما اغلب چیزهایی رو درباره خدا میدونیم که از بقیه یاد گرفتیم.
از بچگی بهمون یاد دادن برای ارتباط با خدا باید رو به آسمان کنیم چون خدا در آسمانهاست، در کتابهای دینی خوندیم، در مسجد، مراسم مذهبی و شبهای قدر شنیدیم. 🏫
این تعریفها از منابع مشابهی به ما رسیده و به همین دلیل، افراد دیدگاه و نگرش تقریباً یکسانی درباره خدا پیدا میکنند.
مثل این میمونه که بخوایم سیب رو برای کسی توضیح بدیم که تا حالا ندیده.
ما میگیم سیب قرمزه، شیرینه، آبداره و… چون اون رو دیدیم، لمس کردیم و مزهاش رو چشیدیم. درکمون از سیب، یه درک کاملاً واقعی و تجربیه.
درباره هر موضوع مادی دیگه هم همینطوره. ما به اندازهای که اون رو درک و تجربه کردیم، میتونیم دربارهاش توضیح بدیم.
اما وقتی نوبت به ارتباط با خدا میرسه، ما نمیتونیم اونو با چشم ببینیم یا با دست لمسش کنیم. به همین خاطر، درک ما از خدا ممکنه اونقدرها هم واقعی و دقیق نباشه و بیشتر بر اساس شنیدهها و آموزشها شکل گرفته باشه. 🤫
تنها دلیلش اینه که خدا مثل مخلوقاتش مادی و قابل درک با حواس پنجگانه نیست.
اگر خدا مثل مخلوقاتش مادی بود و میتونستیم اون رو ببینیم و لمس کنیم، درک ما ازش قطعاً درست و منطبق بر واقعیت بود.
ادیان مختلف، هر کدوم خدا رو به یه شکل توصیف کردند. مثلاً خدایی که گاهی خیلی سختگیر و غضبناکه، گاهی خیلی مهربون و بخشنده. اما چیزی که هیچوقت تغییر نمیکنه، خود خداست.
خدا همیشه همون خدای ثابته، بینهایت، و بدون تغییر. این فقط نگرش و درک ماست که بر اساس آموزشهایی که دیدیم، تغییر میکنه.
پس در واقع، ما با یه خدای واقعی ارتباط با خدا برقرار نمیکنیم، بلکه با خدایی که دیگران درک و شرح دادهاند و ما اون رو در ذهن خودمون پذیرفتیم، در حال ارتباط هستیم. 🧠
به همین دلیله که گاهی درک و تجربه شخصی ما از خدا، با اون چیزی که بهمون آموزش داده شده، در تضاد قرار میگیره.

روشهای ارتباط با خدا… کدوم درسته؟ 🙏
موضوع ارتباط با خدا یکی از مهمترین مباحث در همه ادیان و مکاتب هست. از آنجایی که ادیان توسط انسانها ایجاد و تنظیم شدهاند، نحوه ارتباط با خدا در هر دین متفاوت از دین دیگه است.
برای مثال، فردی که در هندوستان زندگی میکنه و پیرو یکی از ادیان هندو هست، به شکل خاص خودش با خداوند ارتباط برقرار میکنه و فردی که در ایران زندگی میکنه و پیرو دین شیعه هست، به شکل خاص خودش.
هر انسانی در هر جای جهان که پیرو دینی باشه، به شیوه و شمایل مرسوم اون آیین با خداوند ارتباط برقرار میکنه.
اما نکته مهم اینجاست که این روشهای ارتباط با خدا بر اساس علاقه و خواست خودمون نیست، بلکه بر اساس الگوهایی هست که در ادیان شکل گرفته و به ما ارائه شده.
به همین دلیله که وقتی میخوایم با خدا صحبت کنیم یا ازش چیزی بخوایم، به دنبال روشی برای انتقال خواستهمون میگردیم.
مثلاً به دنبال یک دعای خاص به زبان عربی هستیم یا دنبال انجام مراسم خاصی میگردیم. گاهی حتی برای خودمون شرط و شروطی تعیین میکنیم، مثل اینکه باید ۴۰ روز یه حرکت خاص رو انجام بدیم یا یه عبارتهایی رو تکرار کنیم تا خدا خواستهمون رو برآورده کنه. 👂
اما آنچه مسلمه، شما به هر طریقی که دوست داری میتونی با خدا صحبت کنی و ازش درخواست کنی.
خداوند برای برقراری ارتباط با خود روشی خاص یا عبارتهای مشخصی رو معرفی نکرده. چون اگه این کار رو میکرد، خودش رو محدود میکرد و از بینهایت بودن خارج میشد.
خداوند در واقع بینهایت راه برای ارتباط با بندگانش داره و مهمترین چیز در این ارتباط، احساسی هست که در وجود فرد شکل میگیره. 💫
هر روشی که برای ارتباط با خدا انتخاب میکنید، فقط عقیده یک یا عدهای از انسانهاست که تصور کردهاند باید به این شکل با خدا صحبت کرد، اما خدا خودش رو محدود به این چارچوبها نمیکنه.

خدا سواد نداره، احساس داره! ❤️
یادمه وقتی بچه بودم، تو مدرسه سر صف صبحگاهی، ناظم خیلی تاکید میکرد که صلوات رو درست تلفظ کنیم. میگفت اگه “ص” رو “س” بگی، گناه بزرگیه و انگار داری به خدا دشنام میدی! 😨 این حرفا باعث شد از خدا یه موجود سختگیر و ترسناک تو ذهنم بسازم.
همیشه با ترس و لرز چند خط قرآن میخوندم، چون میترسیدم اشتباه عربی رو تلفظ کنم و خدا با من دشمن بشه. این ترس باعث شد کمکم از قرآن و نماز فاصله بگیرم.
همیشه با خودم میگفتم، چرا خدا اینقدر به عربی خوندن قرآن تاکید کرده؟ مگه زبان خودم چشه؟
حس میکردم من و خدا زبون همدیگه رو نمیفهمیم و این حس، باعث شد ارتباط با خدا برام سخت و دور از دسترس بشه.
هیچوقت کسی به ما نگفت که خدا به زبون و کلمههامون کار نداره، بلکه به احساسی که پشت اون کلمات هست، توجه میکنه. 💖
یه بار که از یکی پرسیدم چرا باید نماز رو عربی بخونیم؟! گفت خدا خودش معنیاش رو میفهمه، مهم اینه که ما وظیفهمون رو انجام بدیم.
با خودم فکر کردم، پس عقل و تفکر ما چی؟ اگه داریم یه سری کلمات رو بدون درک معنیشون تکرار میکنیم، پس فرق ما با یه ربات چیه؟ 🤖
همین ترس از خدا و عذابهاش باعث شد برای یه مدت خیلی ازش فاصله بگیرم و نماز رو فقط از روی عادت و تکلیف بخونم.
دنبال آرامش از ارتباط با خدا بودم، اما مدام با سختگیری و غضب خدا روبهرو میشدم. تا اینکه بالاخره خدا منو به مسیری هدایت کرد که نگاهم بهش کاملاً عوض شد. 🛤️
خدای جدید من: خدای عشق و آرامش ✨
وقتی به این آگاهی رسیدم که خدا یه انرژیه و تو همه ذرات دنیا وجود داره و خدا همونجوریه که من باور میکنم، همه چیز برام تغییر کرد.
تصمیم گرفتم خدام رو مهربون، بخشنده و عشق باور کنم. خدایی که همیشه کنارمه و کمکم میکنه از زندگی روی زمین لذت ببرم. 😇
درک کردم که خودم هستم که دارم زندگیمو خلق میکنم. دیگه خدایی نیست که سرنوشتم رو از قبل تعیین کرده باشه. دیگه خدایی نیست که بهم اجبار کنه چیکار کنم، بلکه به تصمیماتم احترام میذاره.
و دیگه خدایی نیست که به عربی خوندن قرآن یا اینکه چطوری تلفظش کنم، گیر بده. 🤩 حالا میفهمم که ارتباط با خدا یک ارتباط قلبی و احساسیه.
خدای من، همون خداییه که تو نور، شادی، و آرامش وجود داره. حالا که فهمیدم ارتباط با خدا به زبان نیست، خیلی باهاش صمیمی شدم و راحت باهاش حرف میزنم.
اینجوری خیلی بیشتر از قبل دوست دارم باهاش وقت بگذرونم. قبلاً از روی ترس و زور بلند میشدم و تند تند نماز میخوندم که تموم شه، اما حالا از ته دل و با عشق این کارو میکنم. 😊
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم من همون آدمم و خدا هم همون خدا. فقط با یه آگاهی جدید و یه نگرش متفاوت برای ارتباط با خدا، کل زندگیم تغییر کرده.
چقدر قشنگه که فقط با تغییر نگاهمون به زندگی و خداوند، میتونیم یه دنیای جدید بسازیم. 🤯
نتیجه گیری:
حالا که تا اینجا با هم پیش اومدیم و از شیرینی ارتباط با خدا حرف زدیم، وقتشه یه قدم محکمتر برداریم.
شاید تا الان این سؤال برات پیش اومده باشه که «خب، حالا چطور این ارتباط رو عمق ببخشم و بهش شکل عملی بدم؟» یا «چطور باورهای غلطم رو در مورد خدا و زندگی اصلاح کنم؟» 😔
دوره «خدا هرگز دیر نمیکند»! ✨ یه نقشه راهه برای اینکه بتونی نگرشت رو نسبت به خدا و خودت تغییر بدی.
این دوره بهت کمک میکنه تا باور کنی که خدا همیشه هست، همیشه حامیه و هرگز برای رسوندن بهترینها به تو دیر نمیکنه. 🥰
با استفاده از آگاهی های این دوره، یاد میگیری چطور با “هستیبخش مهربان” هماهنگ بشی و زندگیات رو در تمام ابعاد، از ثروت و خوشبختی گرفته تا آرامش درونی، متحول کنی.
این دوره بهت نشون میده که ارتباط با خدا چقدر میتونه زندگیات رو کامل و بینقص کنه، همونطور که خدا خودش هستی رو کامل و بینقص آفریده.
پس اگه دنبال یه تغییر اساسی و یه پیوند عمیقتر با خالقت هستی، حتماً یه سر به این دوره بزن. مطمئنم پشیمون نمیشی! 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 161 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان گلم این فایل هم مثل فایلای قبلی بسیار با ارزش و پر محتوا بود .ما به خاطر اموزش های غلط که از بچگی مدام در گوش ما کردند از خداوند دور ودورتر شدیم و اگه کاری رو هم انجام دادیم از روی ترس بوده نه از روی عشق.ما خود خدا هستیم که با استفاده از صددرصد ذهنمون میتونیم جلوتر از همه چیز حرکت کنیم واون ایده یا هدف رو خلق کنیم و این بزرگترین نعمت و فراوانیست.
من از وقتی که در دوره شرکت کردم از اینکه نگاهم به همه چیز عوض شده خیلی خوشحالم و خدارو به خاطر همه چیز شکر میکنم.
من امروز کمی عصبانی بودم و وقتی که همسرم امد با کوچکترین شوخی همسرم بهم ریختم و بحثی بینمون پیش امد و من توی دلم به خدا گفتم خدایا تو به من بگو که چی بگم که دعوا بالا نگیره و من خودبه خود جواب نمیدادم و همین باعث شد بحث ما در حالت سکوت به پایان برسه .در صورتی که منفی باف مدام به من میگفت اینو بگو اینو بگو و من جنس حرف خدارو تشخیص دادم که اون از مهربانی از سکوت از گذشت بود برای همین به این بحث تلخ پایان شیرینی دادم .
امیدوارم خیلی راحت صدای خدارو حس کنم و اونقدر بهش نزدیک بشم که بتونم خیلی تغییر کنم چون انسانی که میگه من همینم که هستم و تغییر نمیکنه به خودش ظلم بزرگی میکنه.
خداوند از طریق احساس ما مسیر رو برامون مشخص میکنه چه غم باشه چه شادی چه رشد باشه چه سقوط و چه حیف و صد حیف که به ما یاد دادند که سرنوشت هر انسان دست خدا هست و هر چیز که مصلحت ماست به ما داده میشه و ما از خواستن هامون دست کشیدیم و به انتظار قسمت چه روزگاری رو برای خودمون رقم زدیم .ما اگر در حال به انچه قانع باشیم به خود ظلم کردیم چون خدای ما نامحدوده و ماهم از خود خداییم .
تو قدرتمند افریده شدی و خداوند به جود تو افتخار میکنه پس قدردان خودت باش که جهااااااااان در تسخیییییر توست.
خدایا شناخت تو ارامشی را در من به وجود اورد که گویی سالهاست منتظر این حس ارامش بودم .خدایا من میخام هر روز بیشتر تورو بشناسم و عاشق تو باشم میخام معنای عاشقی رو باتو تجربه کنم کمکم کن در این راه کمکم کن…
نشان های دریافت شده
من هم از نوشته شما خیلی لذت بردم چه ارتباط قشنگی دارید با خدا.زندگی با طعم عشق و زندگی چه زیباست
این فایل آگاهی زیادی را به من داد تا خودم را بهتر بشناسم و بتونم با خدای خودم راحت تر حرف بزنم .
به زمان بچگی بر میگردم و پرسش های ذهنم را که خدا چیست و کجاست ویا چگونه با آن می توان حرف زد و یا این جهان چگونه بوجود آمده است و یا قبل از اینکه جهان بوجود بیاید چی بوده است ، را مرور میکنم جوابی برای آن پیدا نمی کنم و حتی با حضور در هیئت های مذهبی و شرکت در این مراسم همیشه ارتباط بین این مراسم و خدا برایم گنگ ومبهم بود گر چه نسبت به خدا احساس خوبی داشتم اما او را گم کرده بودم و آن را پیدا نمیکردم و با این حس بزرگ شدم .
بر خلاف آنچه از آداب نماز و نماز خواندن میشنیدم و در کتب دینی میخواندم کمتر کسی را دیدم که با تامل و از روی عشق نماز بخواند. با عشق و یا ترس از خدای مجهول خودم سعی کردم نمازم را با آرامش بخوانم و تا مدتی حس خوبی داشتم اما به مرور بصورت رفع تکلیف و بدون انگیزه شدم و دیگر نخواندم.
سالها بعد وقتی در محیطی مذهبی قرار گرفتم تحت تاثیر از فضای جدید با جدیت ولی بدون درک و فهم کلمات و با آرامش خواندن نماز را شروع کردم و خیلی آرام و نا خواسته بر خلاف میلم ، نگاهم به خداوند داشت رنگ تعصب می گرفت با توجه به اینکه فرد متعصبی نبودم اما باور ها ی جدید داشتند ذهنم را تغذیه می کردند و ترس از خداوند در وجودم ریشه می گرفت و هر روز خدا را بزرگ و بزرگتر (خدای مجازات گر ) می دیدم و خودم را دورتر از او می یافتم و احساس عدم لیاقت را ندانسته در وجودم پرورش میدادم . در ادامه به خواندن نماز های قضا پرداختم و تا مدتی هم با حس خوب بود اما رفته رفته دیگر حس خوبی نه از نماز های قضا و حتی یومیه هم نمی گرفتم ودر وجودم این حس را اصلا دوست نداشتم و فقط برای رفع تکلیف بود و پرسش های ذهنم را دیگر حتی جرات فکر کردن به آن را هم نداشتم . با وجود اینکه احترام بسیار زیادی برای ائمه قائل هستم و شک ندارم آنها انسان های بزرگ و با خدایی هستند اما نمی توانستم درخواستی از آنها داشته باشم .شب های قدر بلا تکلیف بودم و نمی دانستم چه چیزی را از کی درخواست کنم خدا را خیلی بزرگ و دور می دیدم زبانم درخواست داشت اما احساس خوبی از این درخواست نداشتم و هیچ جوری دلم واسطه قرار دادن امام و پیامبر را نمی پذیرفت .خیلی وقتها از همسرم می پرسیدم باید چطوری واز چه کسی درخواست کنم ؟ احساس گناه و ترس از خدا بخاطر خطا هایم و مهمتر از هر چیز دیگر یعنی پذیرفتن این وضعیت و رضایت از آن مرا متقاعد کرده بود که خدا به همه چیز آگاه است پس اگر بخواهد خودش میدهد حتی اگر من درخواستی نداشته باشم . برای نزدیکتر شدن به خدا و کم کردن بار گناهان احساس کردم که باید قرآن بخوانم و لی از زمان مدرسه رابطه خوبی با درس عربی نداشتم پس شروع کردم خیلی آهسته وبا ترس به خواندن ، نه تلفظ درستی داشتم و نه چیزی از آن می فهمیدم . مطلبی از رادیو شنیدم که مرا بیشتر مصمم کرد تا ادامه دهم و این بود که کسی که قرآن می خواند و چیزی از آن متوجه نمی شود هم ثواب می برد و روحش تازه میشود مثل کسی که با آبکش میخواهد آب ببرد . درست است که نمی تواند آبی جابجا کند اما خود آبکش که تمیز میشود .
با همین فرمون حرکت میکردم بعضی وقتها حس خوب داشتم و خیلی وقتها بی تفاوت بودم بدون هیچ گله وشکایتی و جمله راضیم به رضای خدا برایم این معنا را داشت ، وضع همینه که هست و در یک مسیر یکنواخت بودم بدون درگیری حتی با خودم . از آنجایی که خداوند هیچگاه بندگانش را رها نمی کند یواش یواش با قانون جذب آشنا شدم و سبب شد که کمی جرات پیدا کنم و خودم را محک بزنم و هدایت شدم به زندگی با طعم خدا .
با آنکه فکر میکردم آدم متعصبی نیستم اما در این مسیر هر چقدر به جلو حرکت میکنم باورهای اشتباه را که نشان از تعصب دارد را بیشتر شناسایی میکنم و پذیرفتن بعضی واقعا برایم سخت است اما در نهایت احساس خوبی دارم .
حس پویا شدن ، حس شادی ، حس زنده شدن ، حس وجود داشتن ، حس ارزشمندی و لیاقت و … که باعث شده تا با خدا با زبان خودم حرف بزنم بدون واسطه هر وقت که دلم میخواد هر کجا که میلم بکشه با هر وضعیتی که هستم راحت و خودمونی .
دیگه اگر نتونستم نمازم اول وقت بخوانم خودم سرزنش نمی کنم واز خودم بدم نمیاد و سعی دارم با توجه بیشتر و آرامش ، با خدا ارتباط داشته باشم.قرآن را برای شناخت خداوند و هدایت و دریافت راه و رسم زندگی با علاقه می خوانم . سعی میکنم خودم را در مسیر خدا قرار دهم .همه چیز برایم رنگ و بوی جدیدی دارد . خواندن صفحات بیشتر از قرآن برایم ملاک نیست بلکه فهمیدن و مطابقت دادن آن به زمان حال را خیلی دوست دارم . خدا را در همه چیز جاری می بینم . شور و نشاط پیدا کرده ام و شکر گذار نعمت های بیشمارش . احساس سبکی و رهایی دارم و تولدی دوباره .
خدایا شکرت که مرا هدایت کردی وبا سپاس از استاد عزیز که زبان گفتگو با خدا را چه ساده و زیبا بیان نمودی.
نشان های دریافت شده
استاد دیگه این حرف شما همیشه و در همه موارد تو ذهنم هست توجه به احساس خود آدم !
منم واقعا از بار اول که این فایل و گوش دادم تا الان به این موضوع زیاد فکر کردم و داره کم کم باور می کنم و تمرین اینکه در هر مورد آدم ضعف داره ایمانش به خدا در اونمورد ضعیفه و خیلی مومنها رو می بینم که در همه موارد هنوز ترس دارن و شیطون میاد سراغشون و من هم در بعضی موارد هنوز ترس دارم ولی الان دارم یاد می گیرم که چه جوری احساسم و خوب کنم البته گاهی بلافاصله نمی شه و کمی طول می کشه !
واینکه من هیچ وقت واسطه ای بین خودم و خدا قرار نمی دم هر چی بخوام مستقیم از خدا می خوام همه پیامبرها هم کارشون همین بوده که بگن فقط خدا رو پرستش کنین و فقط از خدا کمک بگیرین !
ماه رمضان و به همگی تبریک می گم و امیدوارم که بتونیم در این ماه قرآن و بیشتر بخونیم و مطالب جدید یاد بگیریم !
وقتی احساس خوب بتشه همه چی خوبه حتی از یه چیزی هم خیلی خوب نباشه از نظر دیگران می تونه آدم لذت ببره پس همه چیز رو خدا با توجه به احساس آدمها بهشون می ده !
خدایا ممنون از این همه آگاهی که در اختیارمون می ذاری!
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز چه فایلی بود جلسه ۸ بسیار عالی ، بسیار شیرین ، بسیار دلچسب ، عاشق این خدای آسون و راحت هستم ، خدایا شکرت بابت این آگاهی ، این احساس نزدیکی با خداوند اینقدر حس خوبیه که وقتی بهش فکر میکنم اشکم جاری میشه از حس عشق خداوند وغصه ام میگیره که چرا سالها ازش دور بودم به خاطر ترس و آموزه های غلط ، مگه وقتی آدم با کسی دوسته ازش میترسه ، سالها نمیتونستم دوست داشتن خدا را باور کنم چون قرار بود مجازاتم کنه ، عاشق خدایی هستم که سواد نداره چون سالها شنیده بودم که خدا تو بهشت فقط زبان عربی قبول میکنه و کسی که قران خوب عربی بخونه یا حافظ قرآن باشه میتونه وارد بهشت بشه بقیه آدما جهنمی هستن ، چقدر خدا را محدود میدیدیم وچقدر شرک داشتیم ، خدا را شکر میکنم که خودش دست منو گرفت و از خانواده مذهبی متعصب جدا کرد و منو با خود واقعیش آشنا کرد که از این به بعد دیگه مشرک نباشم که بتونم الگوی خوبی برای بچه ها باشم امروز پسر ۶ ساله خواهرم در مورد خدا پرسید میگفت برای اینکه چیزی از خدا بخام باید خیلی نماز بخونم ، براش با زبان ساده خدای ساده را توضیح دادم که تو میتونی همیشه همه جا باهاش راحت با زبون خودت حرف بزنی فقط باید با خوشحالی حرف بزنی خیلی تعجب کرده بود میگفت یعنی خدا زبون فارسی بلده گفتم خدا همه زبونها را بلده میگفت میتونم هر وقت بازی میکنم یا ظهر یا شب و هر وقت که خواستم باش حرف بزنم ، خونه مون یا بیرون باشم گفتم آره خیلی خوشحال شد و احساس راحتی کرد چون این بچه هم مثل همه ماها خدا را توی مسجد یا موقع اذان سر نماز خدا را با گریه و غم شناخته بود خیلی احساس خوبی دارم که تونستم با کمک از این فایل یک بچه پاک و معصوم را با خدای واقعی آشنا کنم که از الان باورهای غلط تو ذهنش ریشه نکنه و تو مسیر درست قرار بگیره که آینده اش شبیه ما نباشه خدا را شکر بخاطر آگاهی جمعی ، استاد عزیز براتون بهترین ها را از خداوند طلب میکنم
نشان های دریافت شده
روز ۵۵تکرار
سلام
ممنونم استاد از فایل های عالی زندگی با طعم خدا
سالها خدارو قبول نداشتم ،از ۵سال پیش که به مسائل زیادی برمیخوردم وخسته شده بودم عاجزانه خدارو صدا میزدم و دلم یه تکیه گاه قوی مثل خدارو میخواست،هیچ شناختی ازش نداشتم ولی فایل هایی بهم میرسید ومن گوش میدادم وارام آرام در مسیر نزدیک شدن به خدا قرار میگرفتم ،هر روز ازش میخواستم که بیشتر بشناسمس وخیلی معجزه وار فایل هایی ،کتاب هایی بدستم میرسید که شوکه میشدم وبیشتر متوجه میشدم دارم هدایت میشم وبازم ادامه دادم وهنوزم از خدا میخوام که بسمت خودش هدایتم کنه ،اینکه میدونم خداوند با یه سیستم قوی داره جهانو مدیریت میکنه وفقط احساس من مهمه وزبان کائنات احساس منه ،باید بتونم لحظات بیشتری در احساس خوب بمانم تا بتونم زندگی نرمال تری داشته باشم وبتونم قدم بردارم بسمت خواسته هام
نشان های دریافت شده
سلام خدا جونم
ازت درخواست دارم ک بتونم همیشه تورا درکنارم احساس کنم
خداجونم عاشقت هستم وازت درخواست دارم منو ببخشی ک فراموشکار هستم وتورا فراموش میکنم ودرگیر مسایل روز مره زندگی می شم
از زمانیکه از تو فاصله گرفتم تلاش کردم ک خودم مشکلات را حل کنم روز ب روز ضعیف تر شدم ومشکلاتم بزرگتر شد
خدایا من متوجه شدم ک من ب تنهایی قدرتی ندارم اگر تورا فراموش کنم وفقط ب نیروی خودم متکی باشم
خدایا ازت درخواست سلامتی وارامش دارم ک بتونم ندای تورا بهتر درک کنم وب کار بگیرم
خدایا اینقدر عاشقتم ک همیشه فراموش میکنم ک خواسته هامو بگم ولی خدا جونم تو که احساس منو میفهمی ب من ثروتی بده ک چیزهای خوب دنیوی را تجربه کنم وب انهایی احتیاج ب کمک دارند مسئولیت انها با من است کمک کنم وهمیشه مجبور نباشم از سهم خودم بزنم وب مشکلات دیگران برسم وارزوی خیلی چیزها ب دلم مانده است
خدا جونم زمان زود میگذره کمکم کن ک در دنیا عقب نمانم واحساس شادی وارامش داشته باشم
خداجونم کمکم کن ک درمسیر لاغری برایم ساده تر بشود وبتوانم اصل موضوع را درک کنم وادامه بدهم با لذت واشتیاق بیشتر
خداجونم میخوام لاغر بشم با شور واشتیاق بتونم لباسهای زیبابپوشم وسرحال باشم
خداجونم زبان تو زبان عشق واحساس است کمکم کن ک همیشه احساسم خوب باشه ک تورا در کنارم احساس کنم
خدایا تو کجایی تا شوم من چاکرت
کفشکت دوزم کنم شانه سرت
ای خدای من فدایت جان من
خدایا ازت سلامتی شادی تناسب لاعری پول وثروت میخواهم خداجونم دوستت دارم
نشان های دریافت شده
خدای مهربونم سلام. خیلی خوشحالم که راحت میتونم باتو صحبت کنم در هر حالت نشسته ایستاده یا خوابیده. از احساس خوبم برات بگم و حضور و تایید تو رو با بیشتر و بهتر شدن احساسم، حس میکنم.
خیلی دوستت دارم و افتخار میکنم که بنده ی تو هستم و ازت ممنونم برای تمام نعمت های خوبی که میتونم بشمارم و بی نهایت نعمتی که من از وجودشون خبرندارم اما در زندگی من دارای اثر خیر و خوبی هستند
خدای عزیزم ازت میخوام که تو بهترین دوست من و من بهترین دوست تو باشم. خدایا کمکم کن تا به تو اعتماد کامل داشته باشم. ازت ممنونم که در هر شرایطی همراه منی و تو همیشه منو دوست داری هرجوری که باشم و من دوست دارم رنگ خدایی بگیرم دوست دارم زنذگیم طعم تو رو داشته باشه. از صحبت با تو لذت میبرم و احساس سبکی میکنم. خدای مهربون من شکرت میکنم برای اینکه میتونم حست کنم در لحظه هایی از زندگیم و ازت میخوام که هر لحظه بتونم حضور تو رو درک کنم. خدای مهربانم منو ببخش که در گذشته اگر به تو شک کردم من نمیدونستم که تو انقدر بزرگ، بی همتا و مهربانی. میگفتم ولی در واقعیت اعتقادی از حضورت و نتیجه ای در زندگی من نبود. میدونی نشانه ی حضورت در قلبم چیه؟ همین قطره اشکی که الان دارم مینویسم برای تو و از چشمانم جاری میشه. همین که وقتی به تو فکر میکنم احساس میکنم من به وسعت جهان شدم. همین که خانواده ی خوبی به من هدیه دادی که خیلی دوستم دارند و من هم خیلی دوستشون دارم. همین که پدرم هرلحظه منو ببینه میگه خداروشکر که من فاطمه رو دادی و به من میگه دخترم خیلی دوست دارم ? اون لحظات تو رو بیشتر در قلبم احساس میکنم. همین که آرامش دارم یعنی تو به قلبم گفتی راحت باش که من هستم و خدایی میکنم. خوشبختی و آینده این بنده دست منه و من میخوام که عالی باشه. ازت ممنونم در هر نفس و ثانیه ی زندگیم. ازت ممنونم که هدایتم میکنی. ازت ممنونم که هستی،به خواسته های من گوش میدی، خواسته هامو به بهترین نحو به من میدی، خیر و برکت و سلامتی در زندگی من جاری میکنی و خیلی دوستم داری.
خدای عزیزم از تو میخوام به من نعمت هایی بدی که با تماشای اونها شاد بشم و یاد تو بیفتم. ثروتی بدی که بگم این از فضل پروردگار من است. همسری مهربانی که در کنارش خوشبخت باشم و بگم این همون وعده حق خداوند هستش که پاکان برای پاکان. نسلی مومن به خودت به من عطا کنی. احساسی که هر لحظه ذکر لب من سپاس از تو باشه و بی نهایت نعمت های خوب ازت میخوام هم در این دنیا و هم در سرای آخرت.
خیلی دوستت دارم خدای بی همتای من?❤️
نشان های دریافت شده
سلام استاد
این فایل هم بسیار عالی بود و خیلی به من کمک کرد .من در مرحله دعا کردن مششکل نداشتم ولی الان که دقت کردم دلیل اینکه خیلی وقت ها من خواسته ای را داشتم وباور نمی کردم برآورده بشه به دلیل این بوده که با اینکه در کلام نمی گفتم ولی در تصورم نعوذبالله برای خدا محدودیت قائل بودم و امروز به این نقطه ضعف خود و این مشکل پی بردم وگرنه اگر من قدرت خدا را فوق بشری و نامحدود بدانم انجام هر خواسته ای را امکان پذیر می دانم .محدودیت برای من بشر است .پس خواسته برای خدا بزرگ و کوچک ندارد . رشته تحصیلی من الهیات بوده و عربی هم رشته تدریسم است ولی اونقدر که شما زیبا و ساده ارتباط با خدا را وصف کردید و منو به خدا نزدیک تر کردید که کتاب های فلسفه را که در دانشگاه خوانده ام این کار را نکرده .خدا خیرتون بده .خیلی عالی توضیح می دهید .ما نیاز به اینصحبت های ساده خودمانی داریم که با خدا رابطه صمیمی تری داشته باشیم .
نشان های دریافت شده
مرسیاستاد از فایل عالی وفوق العاده تون ،می دونید به اشتباه خدارو معرفی کردن ،خدا خودش می گه از رگ گردن به شما نزدیکترم من هیچ وقت درک درستی ازاین نداشتم والان هم که تا حدودی درک بهتری دارم باز نمی تونم کاملا تصور کنم چون از بچگی یادگرفتیم که خدا توآسمونهاست واز بالا ما رو نگاه می کنه درحالی که اینطور نیست وخیلی بهمون نزدیکه ،الان تازه فهمیدم چرا خدا نعمتهاش رو از انسانهای بی دین دریغ نمی کنه واین عدالتی که ازش تعریف می کنن یعنی چی،خدا مارو آزاد آفریده ودر هر مسیری که احساسمون خوبه مارو هدایت می کنه خوب یا بد