0

زندگی با اراده خداوند (قسمت سی و یکم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در قسمت قبل درباره ارتباط بین افکار و نگرش با دنیای پیرامون توضیح داده شد. در این قسمت درباره موضوع مهم نقش عزت نفس در شکل گیری دنیای پیرامون توضیح داده می شود.

نقش انسان در عزت نفس

یکی از بزرگترین و شایع ترین اشتباهات ما که سبب می شود عزت نفس کمی داشته باشیم این است که عقیده دیگران درباره ما را از عقیده خودمان مهمتر می دانیم.

شاید شما دوست داشته باشید لباس رنگ آبی بپوشید اما نظر دیگران این باشد که رنگ سبز بیشتر به شما می آید و به همین راحتی شما تصمیم می گیرد رنگ سبز را برای پوشیدن انتخاب کنید.

در واقع خود را به سلیقه و نظر دیگران رنگ آمیزی کرده اید.

ممکن است شما دوست داشته باشید امشب شام نخورید اما به خاطر همراهی با همسرتان از نظر خود صرف نظر کرده و شام می خورید.

شاید دوست داشته باشید روز جمعه مشغول انجام کار موردعلاقه خود شوید اما یکی از نزدیکان با شما تماس گرفته و از شما سوال می کند اگر برنامه ای برای آخر هفته ندارید می خواهد به دیدن شما بیاید.

ممکن است از شما درباره انتخاب رستوان برای صرف شام سوال شود اما به هر دلیلی ترجیح دهید نظر داده و مطابق میل دیگران رفتار کنید.

اینها نمونه های ساده و پیش پا افتاده ای هستند که هر روز در حال تکرار آنها هستیم اما به همین سادگی عزت نفس خود را مورد هجوم و تخریب قرار داده ایم.

نکته قالب توجه اینکه هدف این نیست که همیشه بر نظر یا عقیده خود پافشاری کنیم حتی اگر منجر به ناراحتی شود بلکه مهم طرز نگرشی است که ما نسبت به خودمان و حق انتخاب کردنمان داریم.

اگر به این موضوع آگاهی داشته باشیم دیگر برای انتخاب های شخصی متکی به نظر یا تایید دیگران نخواهیم بود.

اینکه شما دوست دارید به فلان رستوران بروید ولی اکثریت تمایل دارند به رستوارن دیگری برای صرف شام و دورهمی بروند در عین حالی که انتخاب است اما جنبه عمومی دارد و جهت مشارکت در ایجاد فضای لذتبخش می توان از نظر خود چشم پوشی کرد و همراه دیگران شد. اما اینکه شما به لباس رنگ سبز علاقه دارید و با این حال از دیگران نظرخواهی می کنید صد در صد منجر به تخریب عزت نفس شما خواهد شد.

درباره انتخاب های شخصی که خللی در رابطه با دیگران ایجاد نمی کند باید برای علاقه، سلیقه و انتخاب خود احترام و ارزش قائل شوید.

انتخاب های شخصی باید برای شما مانند تنفس کردن باشد. همانگونه که برای تنفس کردن نیاز به کسب اجازه، نظر یا تایید دیگران ندارید برای انتخاب های شخصی نیز نباید به عقیده دیگران وابسته باشید.

لازم به ذکر است که برای قدم اول از انتخاب های کاملا شخصی باید شروع کنید. چرا که ممکن است علاقه شما مورد رضایت یا تایید همسرتان نباشد و از طرفی باید به نظر او احترام بگذارید.

این موارد مربوط به انتخاب های عمومی می شود و برای حفظ آرامش بهتر است در انتخاب های خود منعطف باشید اما باز هم انتخاب هایی وجود دارد که مورد توجه و اهمیت همسرتان نیست. از آن موارد جهت ارزش قائل شدن برای انتخاب های شخصی خود شروع کنید که در کمال آرامش بتوانید تمرین ارزش گذاری خود را ادامه دهید.

عزت نفس انسان از وجود خودش سرچشمه می گیرد. وجود شما از قدرت اراده خداوند سرچشمه گرفته است. این نیرو شما را از حالت بی شکل به مجموعه ای از مولکول و مواد فیزیکی متجلی کرده است. اگر به خودتان احترام نگذارید در واقع به فرایند خلقت خود بی احترامی کرده اید.

دیگران همواره با عقیده های بی شمار، شما را مورد هدف قرار می دهند. اگر اجازه دهید آنها عزت نفس تا را تضعیف کنند در حقیقت احترام و توجه را در نظر آنها جستجو و از خودتان سلب مسئولیت می کنید.

در این حالت شما درگیر انرژی های ضعیف مانند قضاوت، داوری، کینه توزی و نگرانی می شوید.

به ندازه ای که از دیگران انتظار دارید یا رفتار و برخورد آنها را قضاوت می کنید از میزان عزت نفس شما کاسته شده است.

در قسمت های قبلی به این موضوع اشاره شد که: انرژی های متعالی، انرژی های ضعیف را خنثی می کنند همانطور که نور باعث از بین رفتن تاریکی می شود.

اگر اجازه دهید عزت نفس شما تخریب شود، اتصال خود با قدرت اراده خداوند را دچار اختلال می کنید و در این صورت از قدرت و عزت دورنی شما کاسته می شود و به همان اندازه به دنبال جلب توجه و تایید دیگران برای جبران انرژی های قدرتمند از دست رفته خواهید بود.

از آنجا که انرژی های ضعیف (جلب توجه) هرگز نمی توانند جایگزین انرژی های قدرتمند (عزت نفس) شوند بنابراین روز به روز بیشتر

از قبل محتاج جلب توجه و تایید دیگران خواهید شد تا بلکه جای خالی انرژی قدرت اراده خداوند را پر کنید. این درحالی است که هرگز موفق به این کار نخواهید شد.

با نگرش منفی دیگران چه کنم؟!

هرگاه فردی درباره شما نگرش منفی با کار می برد نشان می دهد که او تحت تاثیر اراده شخصی اش با شما برخورد کرده است و در آن لحظه سرشار از انرژی های ضعیف است.

در این موارد معمولا به این شکل است که ما بلافاصله نسبت به آن فرد واکنش می دهیم و از حق خود یا …. دفاع می کنیم.

شاید این واکنش کاملا طبیعی و از نظر عموم پذیرفته باشد ولی در واقع ما با قرار گرفتن در معرض انرژی منفی بلافاصله تصمیم می گیریم که وارد آن میدان شده و انرژی منفی از خود ساطع کنیم.

این طرز برخورد ما مانند این است که وقتی با صحنه تصادف مواجه می شویم بلافاصله ماشین خود را به آن وسایل بکوبیم تا به صحنه تصادف ملحق شویم.

واکنش دادن ما به گفتار یا رفتار فرد مقابل در واقع نوعی قضاوت کردن است. ما آن فرد را بر مبنای رفتار و گفتارش قضاوت کرده و پاسخ مناسب با نتیجه قضاوت خود به او می دهیم.

قضاوت کردن در تضاد با قدرت اراده خداوند می باشد. در ویژگی های خداوند از “عشق و محبت” یا “پذیرش” به جای قضاوت کردن استفاده می شود.

من در گذشته عقیده داشتم با هرکس باید مثل خودش رفتار کرد و به همین دلیل همیشه آماده جواب دادن و تلافی کردن بودم و تصور می کردم انسان عصبی هستم.

به لطف خدا از زمانی که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم و با قدرت اراده خداوند آشنا شدم سعی کردم نسبت به نگرش منفی اطرافیانم واکنش متفاوتی داشته باشم.

به جای قضاوت کردن و بلافاصله پاسخ دادن سعی کردم از ویژگی شگفت انگیز “سکوت” کردن استفاده کنم.

کار ساده ای نبود اما با تمرین و استمرار بر آن مسلط شدم.

در حال حاظر می توانم نسبت به انرژی منفی و واکنش انسانها بجای واکنش دادن “سکوت” کنم تا از ملحق شدن به سطح انرژی ضعیف خودداری کرده باشم.

البته لازم به ذکر است که وقتی شما تصمیم به تغییر می گیرد به مرور صحنه های دنیای مادی به شکلی تغییر می کند که شما مورد هجوم انرژی های ضعیف قرار نمی گیرید که بخواهید حتی از سکوت کردن استفاده کنید.

اگر نسبت به نگرش منفی دیگران حساس هستید و واکنش می دهید و تمایل دارید از طریق همسو شدن با قدرت اراده خداوند و مجهز شدن به انرژی های قدرتمند بر انرژی های ضعیف غلبه کنید می توانید از تغییر نگرش خود درباره افراد منفی نگر شروع کنید.

در مواجه شدن با این افراد بجای قضاوت کردن و واکنش دادن به آنها، تصور کنید آنها اساتیدی هستند که قصد آموزش شما را دارند.

آنها می خواهند مهارت تسلط بر افکار و گفتار شما را افزایش دهند.

آنها می خواهند به شما کمک کنند تا سطح بالاتری از ارتباط با قدرت اراده خداوند را تجربه کنید.

آنها با از خودگذشتی و قرار گرفتن در سطح انرژی های منفی می خواهند به شما کمک کنند تا با تسلط بر افکار و گفتار خود سطح بالاتری از ارتباط با قدرت اراده الهی را تجربه کنید.

در این صورت شما می توانید در مقابله با این افراد از ابزار قدرتمند “سکوت کردن” استفاده کنید.

سعی کنید به جای قضاوت کردن، گذشت کنید. در این لحظه وجود شما سرشار از آرامش الهی خواهد شد که نشانه ای واضح از همسو شدن شما با قدرت اراده خداوند است.

به این ترتیب است که خودتان باعث افزایش عزت نفس تان خواهید شد. به جای اینکه ذهن خود را مشغول قضاوت و داوری درباره افرادی کنید که مغلوب قدرت اراده شخصی خودشان هستند بر افزایش قدرت اراده الهی و افزایش عزت نفس خود متمرکز شده اید.

در این صورت نه تنها شما برای وجود خود و خدای درونتان احترام قائل شده اید. بلکه برای خدای درون آنها نیز ارزش و احترام قائل شده اید.

به این شکل شما وجود خداوند به شکل یکپارچه را تجربه و باور خواهید کرد.

روش های شخصی افزایش عزت نفس

در این قسمت روش های ساده و کاملا شخصی برای افزایش عزت نفس توضیح داده می شود. انجام این تمرینات به شما کمک می کند تا تصمیمتان برای اجترام قائل شدن به خود را تقویت کنید.

  • گام اول:

هر بار که مقابل آینه ایستادید به خودتان نگاه کنید و به خودتان بگوئید: من عاشق خودم هستم.

این عبارت و هر عبارت مشابه این در ذهن شما فرمول جدیدی ایجاد می کند که نشان دهنده علاقه شما به خودتان است.

ما انسان هستیم و گوش و چشم و دهان داریم و از این اعضا برای شنیدن، گفتن و دیدن دیگران استفاده می کنیم. این حالت پیش فرض در تمام انسان هاست.

اما اگر از این اعضای ارتباطی برای ارتباط با خودمان استفاده کنیم احساس رضایت درونی و عزت نفس ما افزایش می یابد.

ممکن است در ابندا به کار بردن عبارت هایی مانند: من عاشق خودم هستم، خودم را دوست دارم، برای خودم ارزش و احترام قائل هستم و …. بسیار سخت باشد و بارها فراموش کنیم به محض مواجه شدن با خودمان از این عبارت ها استفاده کنیم.

انجام هرکاری در شروع ممکن است مشکل باشد، اما با استمرار و تکرار به عادت ما تبدیل می شود و عادت های ما زندگی ما را رقم می زنند. بنابراین این نتیجه ای که این عادت فوق العاده در روح و روان ما ایجاد خواهد کرد ارزش تمرین و تکرار کردن را دارد.

ممکن است نجوای ذهنی به شما یادآوری کند که این عبارت ها نوعی خودخواهی و غرور به حساب می آید و شایسته نیست این ویژگی را دارا باشید.

اما این از حربه های نیروی اراده شخصی است که از محدوده امن خود حفاظت کند. برای همسو شدن با قدرت اراده خداوند باید از تحسین و توجه به خود شروع کنید چون شما و خدا یکی هستید.

خداوند در قرآن کریم در آیه 12 سوره مومنون (فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ) از خودش تقدیر می کند.

بنابراین تشکر و توجه به ویژگی های خود کار بسیار صحیح و تاثیرگذاری است.

تشکر و توجه به خودتان باعث ایجاد احساس برتری بر دیگران نمی شود بلکه سبب می شود خود را با همه موجودات و خداوند یکی و هم ردیف بدانید.

بسیاری از انسانها عقیده دارند جایگاه و مرتبه انسانها با یکدیگر تفاوت دارد و به همین دلیل خود را کمتر یا پایین تر از افرادی می دانند که به عنوان رهبر، راهنما، امام یا … معرفی شده اند.

من عقیده دارم انسانها از لحاظ مرتبه و جایگاه در نزد خداوند با یکدیگر برابر هستند و هیچ تفاوتی بین من، شما و هر انسان دیگر نیست. تفاوت در میزان همسو شدن با قدرت اراده خداوند یا اراده شخصی است و از آنجایی که این فرصت برای همه به یک اندازه مهیاست بنابراین موقعیت انسان ها در رابطه داشتن با خداوند برابر و یکسان است.

به اندازه ای که خودتان را محترم بشمارید، مورد احترام خداوند قرار می گیرید و از آنجایی که همه می توانند برای خود ارزش و احترام قائل شوند بنابراین تفکیکی از سوی خداوند برای محترم شمردن انسانها صورت نمی گیرد بلکه این انسان ها هستند که خودشان را با میزان توجه و ارزشی که برای خود قائل هستند از یکدیگر تفکیک می کنند.

“من عاشق خودم هستم” بدون احساس شرمندگی، این جمله را به خودتان بگوئید. آن را با افتخار تکرار کنید و مورد توجه قرار گرفتن توسط خداوند را احساس کنید.

به اندازه ای که عاشق خودتان باشید از نیاز شما برای مورد توجه و عشق قرار گرفتن توسط دیگران کاسته می شود و این شروع تجربه خوشبختی و آزادی در زندگی است.

  • گام دوم:

نسبت به توانایی های خود ایمان و اطمینان داشته باشید. این عبارت را در ذهن خود حک کنید: من کامل و بی نقص آفریده شده ام.

عزت نفس واقعی را زمانی در خود احساس خواهید کرد که به منبع و خالق خود احترام بگذارید. سپاسگزاری کردن از این جهت تاثیرگذار است که برای خالق نعمت ها احترام قائل می شوید. اما سپاسگزاری واقعی زمانی است که از شدت رضایت از خود از خداوند سپاسگزاری کنید.

این بالاترین سطح سپاسگزاری و عزت نفس است.

تصور کنید شما به اندازه ای از خود و شرایط زندگی تان راضی باشید که ناخودآگاه تمایل به تشکر از خداوند داشته باشید.

چقدر لذت بخش خواهد بود.

وقتی برای خود احترام و ارزش قائل هستید، خود را لایق ارتباط همیشگی با قدرت اراده خداوند می دانید. خود را شایسته توجه خداوند می دانید و همواره احساس آرامش و اطمینان خواهید داشت.

باور به اینکه شما کامل و بی نقص آفریده شده اید احساس عمیق سپاسگزار بودن را رد شما ایجاد می کند، همچنین سبب می شود که توانایی رسیدن به هر خواسته ای را در خود احساس کنید.

  • گام سوم:

در مورد عزت نفس این اشتباه بزرگ رایج است که فردی که اعتماد به نفس دارد به دیگران بی توجهی می کند یا فقط برای خودش احترام و ارزش قائل است.

عزت نفس واقعی را زمانی تجربه می کنیم که به انسان ها و همه زندگی بیشتر احترام بگذاریم.

به اندازه ای که بیشتر به دیگران احترام بگذاریم و قدرشان را بدانیم میزان عزت نفس ما افزایش می یابد.

برای رسیدن به این توانایی بهتر از به حضور خداوند در همه انسانها توجه کنیم.

هر انسانی فارغ از اینکه چه رفتار یا کلامی دارد جایگاه حضور خداوند در دنیای مادی است. بنابراین تحت هر شرایطی می توان برای خدای درون انسانها ارزش و احترام قائل شد. به این شکل ارزش انسانها را وابسته به کلام، رفتار، دارایی ها، موقعیت، ظاهر و …. وابسته نمی دانیم بلکه همه انسانها در نظر ما ارزشمند و قابل احترام هستند چون جایگاه حضور خداوند در دنیای مادی هستند.

همه آفریده خداوند هستند.

این عقیده را درباره همه انسانها داشته باشید حتی آن هایی که از نظر شما کافر و خدانشناس هستند.

شما می توانید انتخاب کنید که با چه افرادی معاشرت و ارتباط داشته باشید اما در عین حال برای همه انسانها حتی آنهایی که تمایل به بودن با آنها ندارید ارزش و احترام قائل شوید.

هرچه عشق و احترام را بیشتر در محیط اطراف خود پراکنده کنید آن را بیشتر در دنیای پیرامون خود مشاهده و دریافت خواهید کرد.

تصور کنید شبکه رادیویی باشد که همواره در حال پخش کردن موزیک های شاد و مفرح باشد، طبیعی است که افرادی که روحیه شاد و سرزنده ای دارند شنونده این شبکه رادیویی خواهند بود.

اگر منشاء و منتشر کننده احترام باشید، انسان هایی که محترم بودن و محترم شمردن را دوست دارند به سمت خود جذب خواهید کرد.

زمانی که به دیگران بی احترامی می کنید یا آنها را قضاوت می کنید در حقیقت شما خودتان را قضاوت و مورد بی احترامی قرار داده اید چون هرآنچه در دیگران است در شما هم وجود دارد و اگر نگاه و توجه شما به ویژگی های اراده شخصی دیگران باشد این ویژگی ها را در خود تشدید و گسترده خواهید کرد.

  • گام چهارم:

ویژگی پذیرش را در خود ایجاد و تقویت کنید.

پذیرش به این معنی است که: من در هر شرایطی هستم دقیقا در جای درست خودم قرار دارم.

به عبارتی ساده تر: در هر شرایطی هستم، حق من است.

درک و پذیرش این عبارت کار ساده ای نیست چون ذهن ما عادت کرده است برای شرایط خود به دنبال مقصر و توجیه باشد بنابراین انتظار نداشته باشید به راحتی بتوانید این عبارت را درباره خود و دیگران بپذیرید.

حق من است، اشتباهی رخ نداده است.

همسو شدن با قدرت اراده خداوند مستلزم پذیرش بی اشتباه بودن خالق است.

اگر خالق اشتباه نمی کند پس شما در جای اشتباه نیستید.

در هر شرایطی که هستید دقیقا همان جایی است که باید باشید و این خواست خودتان بوده است حتی اگر ندانید.

خداوند به آنچه از طریق ذهنتان درخواست داده اید پاسخ داده است و شما را در شرایطی قرار داده است که تک تک جزئیات آن را خودتان از خداوند درخواست کرده اید.

اگر از شرایط خود راضی نیستید با مخالفت کردن یا مقصر دانستن دیگران موجب تغییر شرایط خود نخواهید شد. بلکه لازم است ابتدا بپذیرید که شرایط فعلی صحیح است و خداوند اشتباه نکرده است.

اکنون با ایمان به این موضوع که خداوند بی اشتباه است تصمیم بگیرید که درخواست های خود را از طریق تغییر ذهن و نگرشتان تغییر دهید.

خداوند باز هم بدون اشتباه به آنچه شما درخواست داده اید پاسخ مناسب می دهد و شرایطی را در زندگی شما ایجاد می کند که دقیقا مطابق با درخواست شما می باشد.

با درک و قبول این نگرش از این پس نسبت به شرایط زندگی دیگران واکنش نخواهید داد بلکه آن را می پذیرید.

هر انسانی به هر شکلی زندگی را تجربه می کند در بهترین شرایط خودش است و کاملا حق اوست که در آن شرایط باشد.

شاید پذیرش این عبارت ها برای شما ساده و آسان نباشد اما سعی کنید بدون قضاوت و مقاومت برای چند لحظه آن را بپذیرید و درک کنید.

فردی که در بدترین شرایط در حال زندگی کردن است کاملا حقش همین است. مورد ظلم یا بی عدالتی قرار نگرفته است.

دولت ها توانایی تسلط بر شرایط زندگی انسانها را ندارند. این انسانها هستند که می پذیرند تحت تاثیر و پوشش دولت ها و تصمیمات آنها هستند.

هر انسانی که باور کند به قدرت اراده خداوند متصل است و می تواند از طریق همسو شدن با او شرایط دلخواه در زندگی را رقم بزند، قطعا تحت تاثیر دولت و سیاست های دولت مردان قرار نمی گیرد.

شاید داستان افرادی که از دام اعتیاد به درجات عالی رسیده اند را شنیده باشید. اینها نمونه ای از اثبات این عبارت است که هرکسی در هر شرایطی است دقیقا در جای درستش است.

فکر کردن به اینکه چرا فردی در آن شرایط است کار درستی نیست و فقط موجب هدر رفتن انرژی و سست شدن ایمان و توکل شما می شود.

ما نمی دانیم چرا یک انسان در آن شرایط قرار گرفته است و نمی توانیم به طور واضح دلیل آن را کشف کنیم اما می توانیم به بی نقص بودن سیستم هدایت و پاسخگویی قدرت اراده الهی ایمان و اطمینان داشته باشیم.

در این صورت نه تنها موقعیت و شرایط خود را می پذیریم بلکه شرایط و موقعیت دیگران نیز مورد قبول و پذیرش قرار خواهد گرفت.

به این شکل به میزان قابل توجهی از شر قضاوت و تحلیل کردن چرایی زندگی دیگران رها می شویم و می توانیم بر زندگی خود و خلق شرایط جدید متمرکز شویم.

در قسمت بعدی درباره راهکارها دیگر افزایش عزت نفس توضیح داده خواهد شد.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.81 از 21 رای

https://tanasobefekri.net/?p=30851
11 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ط.ه
      1403/04/14 07:25
      مدت عضویت: 186 روز
      امتیاز کاربر: 5330 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 192 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      با سپاس از زحمات استاد عزیزم 

      احترام گذاشتن به خود باعث میشه دیگران بهت احترام بزارن من این مورد رو خیلی تجربه کردم 

      عزت نفس چیزی است که به انسان ارزش و منزلت میده و خیلی از ماها از آن بی خبریم و فکر می‌کنیم این کار برای دیگرانه نه برای عزت نفس خودمون 

      همینکه باید به همه خلقت خداوند احترام بزاریم فکر می‌کنیم خودمون رو کوچیک می‌کنیم که به بعضی افراد احترام میزاریم یا اینکه عاشق خودمون نیستیم همیشه به خوبیهای دیگران نگاه می‌کنیم و میگیم چکار کرده خداوند همه چیز بهش داده 

      در شورای که اون فرد عزت نفسش رو بالا برده 

      و اینکه هرکس در جای خودش هست رو کاملا ایمان دارم 

      من همیشه به بعضی ها میگفتم چرا بدبختن اینکه همه چیزش خوبه چرا شوهرش  بهش توهین میکنه یا اذیتش میکنه ولی بعد از مدتی میدیم یه رفتاری رو میگفتم خدایا دقیق همون جایی هست که باید باشه 

      ممنون از اطلاعات خوبی که در مورد عزت نفس به ما دادید  واقعا به ارزش خودمون پی می‌بریم 

      خدایا شکرت که در این مسیر قشنگ به من یاد دادی چطور ارز خودم رو بدونم چطور به خاطر خودم از تو تشکر کنم 

      من عاشق خودم هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1403/04/10 00:27
      مدت عضویت: 459 روز
      امتیاز کاربر: 2665 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 302 کلمه

      سلام و درود ب فرمانروای کبیر،جلال و جبار

        سلام ب استاد عزیز و دوستانم

      ما انسانها زمانی که در نا آگاهی هستیم و برای شاد کردن اطرافیانمان تن ب خواسته آنها می‌نهیم.و اصل وجود خودمان را ب یک لبخند شرک آلود می‌فروشیم، صد البته که از همسو شدن با خداوند فاصله میگیریم.

      و همیشه در گیر غیر آن چیزی که جز رسالت ،هدف ،درسهایی که باید بیاموزیم می‌شویم.

      که مقام و منزلتمان را زیر سوال می‌بریم.

      من از زمانی که برای شاد کردن افراد بخصوصی، نقاب زدم و از خودم فاصله گرفتم 

      و تا از من رضایت داشته باشن..روز ب روز 

      ضعیفتر و ترسوتر شدم.و دچار انرژی‌های سیاه و منفی شدم ،دچار دوگانگی،خودخوری و ب اجبار تحمل کردن ،و حتی گاهی ریا کردن.من آنقدر ضعیف بودم که بخاطر اینکه 

      توجه دیگران را جلب کنم .تمام عزت نفسم ،اعتماد ب نفسم را فروختم ب بهای خریدن شرک و خوشحال کردن شیطان.

      اکنون باید اعتماد ب نفس و عزتی را که از دست داده ام را با کمک خداوند دوباره بدست آورم..می توانم از خودم شروع کنم 

      با تایید کردن خودم ،با سپاسگزاااری از خدااااا و خودم.

      من نشان کرده خداوند هستم .

      من عاشق خودم هستم و خودم را دوست دارم.

      من خلیفه خداوند هستم.

      من عزیز خداوند هستم

      من ارزشمند هستم 

      من روح پاک مقدس خداوند هستم

      من.   سالم و کامل و هماهنگ هستم

      (خدونداااااا:بیامرز مرا بر هر گناهی که موجب بدبختی میشود،خداوندااااا:بیامرز  گناهانی که نعمت را دگرگون می‌سازد.

      خداوندااااا:بیامرز گناهانی که از عجابت دعایم جلوگیری می‌کند 

      خداوندااااا:بیامرز برایم آن گناهانی که بلا  نازل می‌کند.. بیامرز بر هر گناه و خطایی که از من سر زده 

      بارالهاااااا:من ب تو تقرب میجویم و ب وسیله ذکر تو خودت را ب درگاهت شفیع میآورم)

      کمیل)

            خدایا تو مسیرم را برایم چراغانی و پراز نور وحضور پر برکتت فرما،ومرا جز بهترین 

      بندگانت قرار بده که من تنها تو را می پرستم

      و تنها از تو یاری می جویم)

         من ب دستان خدا خیره شدم،معجزه کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 💖نرگس💖
      1403/03/31 09:14
      مدت عضویت: 96 روز
      امتیاز کاربر: 3340 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 428 کلمه

                          💖به نام الله مهربانم💖

      سلام و عرض ادب خدمت همه شما عزیزان👋🏻

      خداوند را شاکرم که امروز هم کلی اطلاعات قشنگ و زیبا نصیب و روزی من کرد🤲🏻

      امروز در مورد عزت نفس صحبت شد

      چیزی که خیلی‌ها از اون اطلاعات درستی ندارند

      عزت نفس نداشتن خیلی بده وقتی عزت نفس نداشته باشی هیچ وقت نمی‌تونی اونطوری که می‌خوای زندگی کنی چون همیشه خواسته‌هات و دلایل زندگیت بسته به نظر دیگران داره

      پس اگه می‌خوایم یه زندگی رویایی و شرایطی  که ما رو به خواسته‌ هامون برسونه رو داشته باشیم

      باید عزت نفس داشته باشیم 

      شاید برای بعضیا سوال پیش بیاد که آخه بین این همه انرژی منفی که دور و برمونه چطوری می‌تونیم عزت نفس داشته باشیم و از  سطح انرژی بالایی برخوردار باشیم؟!

      ببینید وقتی یک نفر عصبانی هست دارای انرژی فوق العاده منفی هستش که حالا اون فرد اگر با شما دعوا داشته باشه انگار داره به شما کارت دعوت می‌فرسته تا به مهمونی انرژی منفی‌ها ملحق بشوید

      در این شرایط شما باید با کلمه جادویی(نه) به آن کارت دعوت و کلمه سحرآمیز سکوت به آن همه دعوا و عصبانیت نه تنها حال دل خودتون رو خوب کنید بلکه این بار شما کارت دعوت مهربانی برای آن بفرستید

      ما فهمیدیم که سطح انرژی متعالی می‌تونه سطح انرژی ضعیف رو خنثی کنه

      پس اگه ما کارت دعوت مهربانی بفرستیم و در اون حالت سکوت کنیم، هم به خودمان این فرصت را دادیم که انرژی مثبت را در خودمان نگه داریم و هم به آن فرد کمک کردیم که از انرژی منفی فاصله بگیرد

      حالا ما به او پیشنهاد دادیم او می‌تونه قبول کنه می‌تونه قبول نکنه

       بارها دیدیم و تجربه کردیم که با سکوت ما اون فرد پشیمون شده از کاری که کرده

      برای همینه که میگم ما کارت دعوت می‌فرستیم و باعث می‌شیم که اون فرد از اون سطح انرژی فاصله بگیره

      من که این تجربه رو داشتم

      پس اینطوری هم به خودمون محبت کنیم و برای خودمون احترام و ارزش قائل باشیم که از انرژی منفی فاصله بگیریم و هم یک فرصتی رو برای نجات اون فرد از سطح انرژی منفی ایجاد کنیم

      در این صورت می‌بینیم که خدا چطوری عزیزترمون می‌کنه، هم پیش چشم خودش. هم پیش چشم بقیه🥰

      این عین مهربانیه😍

      امیدوارم که بتونم به تمام این نکاتی که امروز در این گام فهمیدم عمل کنم و مردم رو به چشم یک فرصت برای همسو شدن با اراده خداوند ببینم، برای نزدیک شدن لحظه به لحظه به خدا ببینم و اینطور قضاوت کنم که چنین قضاوتی پاداش عظیمی هم دارد

      ممنون استاد عزیز که چنین مطالب ارزشمندی را در اختیار ما گذاشتید اجرتون با خود خدا

      زندگیاتون رویایی باشه با انتخاب‌های درستتون

      یا حق مدد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      1403/03/24 10:27
      مدت عضویت: 66 روز
      امتیاز کاربر: 3255 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 524 کلمه

      با سلام به نام الله یکتا

      نقش انسان در عزت نفس

      همواره باید حواسمون باشه نکنه نظر شخصی دیگران و به نظر خودمون ترجیح بدیم

      البته که با توجه به جنبه ی عمومی یا شخصی اون کار یا انتخاب میتوانیم رفتار کنیم عزت نفس انسان از وجود خودش سرچشمه میگیرد

      همواره باید به نظر خودمون و برای خودمون و احترام قائل بشیم و البته که نباید به دیگران هم بی احترامی کنیم چون هم ما و هم تمامهستی تجلی حضور خداوند اند پس بی احترامی به خودمون یا دیگران یا جهان بی احترامی به خداوند است

      به ندازه ای که از دیگران انتظار دارید یا رفتار و برخورد آنها را قضاوت می کنید از میزان عزت نفس شما کاسته شده است.اگر اجازهدهید عزت نفس شما تخریب شود، اتصال خود با قدرت اراده خداوند را دچار اختلال می کنید و در این صورت از قدرت و عزت دورنیشما کاسته می شود و به همان اندازه به دنبال جلب توجه و تایید دیگران برای جبران انرژی های قدرتمند از دست رفته خواهید بود.

      با نگرش منفی دیگران چه کنم؟!

      نگرش منفی نشان از همسو شدن با اراده شخصی است و گر ما به آن پاسخ بدیم وارد اراده شخصی شدیم و از اراده خداوند دور و اینباعث تخریب عذت نفس و ارتباط ما با اراده خداوند می شود

      ویژگی های خداوند از “عشق و محبت” یا “پذیرش” به جای قضاوت کردن استفاده می شود.

      به جای پاسخ دادن و قضاوت کردن از سکوت و گذشت که همسو با اراده خداوند است استفاده میکنیم  این صورت نه تنها شما برایوجود خود و خدای درونتان احترام قائل شده اید. بلکه برای خدای درون آنها نیز ارزش و احترام قائل شده اید.

      روش های شخصی افزایش عزت نفس

      ۱به خودتان بگویید من عاشق خودم هستم من خودمو دوست دارم برای خودم ارزش و احترام قائلم و به خودم محبت میکنم مقام‌و مرتبه یهمه انسان ها در نزد خداوند یکی است تفاوت در خودماست که با همسو شدن با اراده شخصی یا اراده خداوند

      ۲نسبت به توانایی های خودمون ایمان داشته باشم

      من کامل و بی نقص آفریده شده ام چون خالقم بی نقص است این باور در ما آرامش و رضایت و عزت نفسایجاد میکند

      ۳فردی که اعتماد به نفس دارد عزت نفس واقعی را زمانی تجربه می کنیم که هم به خودمان هم به انسان ها و همه زندگی بیشتر احترامبگذاریم.

      برای رسیدن به این توانایی بهتر به حضور خداوند در همه انسانها توجه کنیم.هر انسانی تجلی حضور خداوند هجور که باشه زمانی کهبه دیگران بی احترامی می کنید یا آنها را قضاوت می کنید در حقیقت شما خودتان را قضاوت و مورد بی احترامی قرار داده اید چونهرآنچه در دیگران است در شما هم وجود دارد و اگر نگاه و توجه شما به ویژگی های اراده شخصی دیگران باشد این ویژگی ها را درخود تشدید و گسترده خواهید کرد.

      ۴ویژگی پذیرش را در خود اینجا و گسترش دهید

      من و هر انسان دیگری چه بد چه خوب در هر شرایطی هستیم دقیقا در جای درست خودمون قرار داریم هر اتفاق یا چیزی مه تجربهمیکنیم حق ماست، اشتباهی رخ نداده است.خالق هرگز اشتباه نمیکند خداوند به آنچه از طریق ذهنتان درخواست داده اید پاسخ دادهاست و شما را در شرایطی قرار داده است که تک تک جزئیات آن را خودتان از خداوند درخواست کرده اید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/12/13 11:19
      مدت عضویت: 458 روز
      امتیاز کاربر: 13430 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 767 کلمه

      سلام استاد 

       درمورد اعتماد به نفس زیاد شنیدم و میدانم کسانی که نظر دیگران را بر نظر خودشان ترجیح میدهند اعتماد به نفس کمتری دارند ولی درجامعه این جور جا افتاده بود که هرکس توانست با داد و بیداد و یا با حرف نرم حق خودش را بگیرد و سکوت نکند اعتماد به نفس بیشتری دارد چون توانسته حرفش را به کرسی بنشاند و دردوران چاقی اعتماد به نفس ما بسیارپایین بود 

      به خاطر اضافه وزن چقدر از دیگران شنیدیم که رنگهای روشن ظاهر شما را چاق تر میکند و از پوشیدن آنها چشم پوشی کردیم و جالب بود هنگام خرید رنگ روشن سایز بزرگ خیلی کم بود.

      چقدر حرف شنیدیم که اراده نداری که نخوردی تو همیشه میگی دارم لاغر میشوم ولی هرروز چاق تر میشوی 

      چقدر به خاطر تعارف کردن خوراکیها غذای اضافی به بدنمان وارد کردیم و نتوانستیم بگوییم میل ندارم 

      تا دیگران میگفتند شما ارثی چاقید سریع نظر آنها را میپذیرفتم و تایید میکردم 

      چقدر دربعضی از دورهیمها درمورد چاقی من صحبت می شد و من خجالت میکشیدم 

      چقدر موقع سوغاتی آوردن من ناراحت بودم چون چیزی به اندازه و خوب برای من نمیآوردند درنهایت روسری 

      درموقع مسافرت اگر تعداد زیاد بود من باید صرف نظر میکردم که دونفر متناسب جا بشوند و…. 

      در درجه اول به نظر من کسانی که ابتدا به خودشان احترام میگذارند و نمیگذارند در صحبتها به آنها بی احترامی شود دارای اعتماد به نفس بالا هستند و سکوت میکنند تا اوضاع ارامتر شود و بتوانند به راحتی به طرف مقابل بگویند که خواسته ی آنها چه بوده است چون بدون استرس و ناراحتی میتوانند درشرایط بد بهترین تصمیم را بگیرند و بر خشم و ناراحتی خود درآن لحظه غلبه کنند حتی اگر حق با او باشد درآن لحظه سکوت میکند تا اوضاع آرام شود و اصلا کاری به تایید نظر دیگران ندارند

      ما باید با افرادی که نگرش منفی دارند کمتر ارتباط بگیریم چون آنها فقط از ناامیدی و یاس صحبت میکنند و کم کم کمال همنشینی در رفتار و کردار ما هم اثر میگذارد پس باید درانتخاب دوست و همنشین بیشترین دقت را داشته باشیم

      روشهای افزایش اعتماد به نفس چیست ؟ 

      1- من درابتدا باید عاشق خدا و خودم باشم و خودم را دوست داشته باشم و درمقابل هر آیینه ای رسیدم آن را تکرار کنم .و بگویم من عاشق خودم هستم 

      2- من توسط پروردگارم کامل و بی نقص افریده شده ام پس من دارای اعتماد به نفس بالا هستم و نباید بگذارم دیگران نظرشان را به من تحمیل کنند

      3- همه آفریدگار خدا هستیم و به همه باید احترام بگذاریم تا احترام خودمان حفظ شود 

      4- ما باید ویژگی پذیرش را درخودمان ایجاد و تقویت کنیم پذیرش به این معنی است که: من در هر شرایطی هستم دقیقا در جای درست خودم قرار دارم.

      خیلی از ما وقتی درشرایط بدی قرار میگیریم خدا و افراد را مقصر میدانیم ولی الان دیگر یاد گرفتم که مثلا تنزل پست دراداره را من خودم با بی توجهی نسبت به مدیر و معاون بوجود آوردم و الان درهر جایگاهی هستم این حق من است و اگر خواستم شرایط تغییر کند من باید درابتدا تغییر کنم تا شرایط با توجه به افکار و نظر من تغییر کند .با این تفکر به میزان قابل توجهی از شر قضاوت و تحلیل کردن چرایی زندگی دیگران رها می شویم و می توانیم بر زندگی خود و خلق شرایط جدید متمرکز شویم.هر انسانی به هر شکلی زندگی را تجربه می کند در بهترین شرایط خودش است و کاملا حق اوست که در آن شرایط باشد.چون خودش این شرایط را انتخاب کرده است اگر از شرایط الان خود راضی نیستید با مخالفت کردن یا مقصر دانستن دیگران موجب تغییر شرایط خود نخواهید شد. بلکه لازم است ابتدا بپذیریم که شرایط فعلی صحیح است و خداوند اشتباه نکرده است.و با تغییر افکار خود خداوند شرایط بهتر را برای ما رقم خواهد زد .فکر کردن به اینکه چرا من درچنین شرایطی هستم کار درستی نیست و فقط موجب هدر رفتن انرژی و سست شدن ایمان و توکل شما نسبت به خداوند متعال می شود.ما نمی توانیم به طور واضح دلیل آن را کشف کنیم که چرا من و دیگران درچنین شرایطی قرار گرفتند اما می توانیم به بی نقص بودن سیستم هدایت و پاسخگویی قدرت اراده الهی ایمان و اطمینان داشته باشیم و به خود بگوییم من کامل و بدون نقص از طرف پروردگار افریده شده ام و اگر نقصی درمن است به خاطر افکار بیهوده ای است که درذهن من توسط شیطان رجیم مرور میشود چون او قسم خورده است که انسان را ازرحمت الهی ناامید کند و شب و روز درحال سعی و تلاش برای بد کردن احساس بندگان است و فقط بندگان از طریق ایمان ایمان به خدا و ریسمان الهی میتوانند از شر شیطان رجیم خلاص شوند .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/09/24 16:04
      مدت عضویت: 624 روز
      امتیاز کاربر: 15985 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 507 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز،

      سوال‌های زیادی تحت تربیت بزرگترها همیشه دیگران رو مقصر و قضاوت می‌کردیم و می‌دانستیم،

      به اصطلاح کور خود و بینای مردم بودیم و همیشه به دنبال ایراد گرفتن از دیگران بودیم،

      چرا که انسان باید از درون خودش تغییر کند و نه فقط ببیند و قضاوت کند و خودش اعمال درستی نداشته باشد،

      من در این یک سالی که فعالیت کردم در سایت و ذهن و باور خودم رو نسبت به خودم و شناخت خدای خودم عوض کردم دیگه یادم نیست که در زندگی از کسی انتظار انجام کاری رو داشته باشم،

       یا اینکه کسی رو بدونم در شرایطی که هستم یا قضاوت کنم انسان‌هایی رو که از زندگی‌شان بی‌خبر هستم،

      همیشه سعی کردم که همانند خداوند که مهربان‌ترین مهربانان است من هم مهربانی کنم و بدون انتظار داشتن از دیگران و برای آرامش خودم همیشه اون کاری رو انجام بدم که دوست دارم،

      من همیشه انتخاب می‌کنم که با افکار خودم می‌خوام در چه شرایطی قرار بگیرم پس اگه بر اساس فکار  شرایطی من در یک جایی بودم که احساس خوبی نداشتم حق من است چون خودم می‌خواستم که در اون شرایط باشم،

      از امروز که باز هم با احساس خوب بیدار شدم و زندگی دوباره و یک روز جدید رو شروع کردم به زندگی کردن احساس خوبی دارم،

      خوشحالم از اینکه باز هم زنده هستم و می‌تونم برای لذت بردن بیشتر از زندگیم و احساس خوب داشتن آرامش سلامتی عشق و مهربانی تلاش کنم تا در مدار مثبتی از افکار خودم باشم،

      درسته همیشه ما انسان‌ها در مقابله با حرف‌هایی که درباره ما از روی انرژی و امواج منفی زده می‌شه جبهه میگیرم،و می‌خواهیم از باورها و عقاید خودمان که تغییر کرده دفاع کنیم و توضیح بدیم که این گونه که تو میگی نیست و من انسان خوبی هستم،

      اما چرا باید خودمان را برای کسی توضیح بدیم که همسو با عقاید و افکار ما نیست،

      پس من یاد گرفتم زمانی که یک انسان به من گفت چرا این کارها رو که به نظر اون ایمان به خداست انجام نمی‌دهی در جوابش سکوت کنم و بگویم در ذهن خودم که من نمی‌خوام هم مدار افکار تو باشم ،

      آیا غیر از این است که هر کس مسئول زندگی و افکار خودش است؟!

       پس من هم انتخاب می‌کنم با احساس خوب خودم رو دوست داشته باشم و چه در آینه خودم رو ببینم و چه نبینم احساس خوبی درباره خودم رفتار و اعمال و باورهای خودم داشته باشم و در نهایت از خودم راضی باشم،

      زیرا که جهان هستی بر اساس افکار من به من پاسخ می‌دهد پس من انتخاب می‌کنم خوب باشم زیبا ببینم خودم را دوست داشته باشم برای افکار و باورهای خودم ارزش قائل باشم ورودی ذهن خودم رو کنترل کنم و همیشه مهربان و بخشنده باشم درباره آنچه می‌خواهم،

      قضاوت نکنم و زندگی خودم لذت ببرم و در مسیر خواسته‌های خودم تلاش کنم که احساس خوبی در رسیدن به اهدافم داشته باشم و با سپاسگزاری واقعی همیشه در بهترین حال خود باشم که حق منه ،

      و من می‌خواهم که هر روز بهترین خودم را زندگی کنم و از زندگی خودم لذت ببرم و شاد باشم و در مسیر بهترین‌ها تغییر کنم ،خدایا سپاسگزارم

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/05/20 10:48
      مدت عضویت: 539 روز
      امتیاز کاربر: 37816 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,485 کلمه

      سلام بر   خدای  مهربان   که هر  انچه  به  ما داد  درخواست  خودمان  بوده توشرایط  که قرا  کرفتیم اون  زمان فراموش  کردیم  که  چه خواستم ودر  حال  آنچه  دو که خواستیم به شکل کامل  دریافت  کردیم 

      سلام بر  استاد  وهمه  دوستان  

      هرچیزی که ما   منتظر   آن  هستیم دریافت  خواهم   کرد 

      خودمون  رو   با ادره  خداوند   همسو  کنیم   زیر  سازی  کردیم که درزمان  که خداوند مکان و زمان برای  رسوندن   خواسته به ما براش   راحت  هست  همون زمان   ومکان  به شکل  به ما  می رسونه 

      این مثلا سکوت کردن   در  برابر   افردی انرژی ضعیفی تر دارن ومیخوام مارو به اون سمت خودش بکشن دیدن این افراد به جای  اساتید که دارم ابن   توان رو یاد می‌دهند که دربر   خورد  با این  افراد چه کاری رو انجام   بدیم   چطور خودمون   رو  کنترال  کنیم  عالی بود  ازخودش برعلیه خودش استفاده کنیم  برای  تعلیم خودمون  که  ابن  سکوت روبتوانیم  درست وحسابی انجم بدیم 

      بارها  شده که داشتم تویی جمعی بعداز موفق شدنم ازکسانی  که ازمن سوال میکردن که جطور تونستی با این روش لاغر بشی   یی سری از اقوام همسرم تواین جمع حضور  داشتن واین روش رو به این افرا توضیح میدادم 

      این یی خرکت هست  که بعداز وردم به این  مسیر  باره  تو ذهنم هی تکرار میشه نمیدونم  چرا با  هی  به خودم میگفتم این  چه کاری  تو ذهنت طی این چند ماه تکرار  میکنی مگه برای اون افراد  زندگی  تو و مسیرت چه ارزشی داره که تو هر بار با مرو این مو ضوع  تو و ذهنت  داری   جی  رو   بررسی میکنی 

      امروز به خودم گفتم جرا وفتی دارم این مسیر و نتایج  اون دارم  تو ذهنم مرو   میکنم  فقط این چند نفر هستن   جرا دیگران نیستن  اول  صحنه رو  نزدیک  این  چند   نفر که دارم صحبت  میکنم  این   افراد هستن    چون تو  دید خودم  این افراد   ادمهای  موفقی  بودن  از  تلاش  خودشون  به  این سطح  زندگی‌  دست  پیدا  گردن

        یا این گه ادمهای هستن که تو دید خیلی‌ محکم    هستن چون همسرم این خانوده رادوست داره  دلم میخواد من مثل اونها   رفتار کنم  از این حرکت کمی برای   خودم   ناراحت هستم  و جرا هی  تکرار  میشه  نکنه   این   بشه   یی  مانع نرسیدن   جنبه  دیگه  خوب  دقت  کردم  ولی  روی  این  مرو و تکرار   اصلا  رضایتی دور نش نیست حسم  رو به بد شدن میکشه باید این مانع رو خوب بررسی کنم  علتش پیدا  کنم 

      حالا که خوب دقت کردم  تو  این  خانوده ۴  نفر عمل    معده   کردن   و لاغر  شدن   شاید با  مرور این مسیر در کنار اونها دارم  به خودم   میگم که من ازآنها بهتر  توجه  داشتم که این مسیر دو پیدا کردم یا اینکه  خداوند به من محبت کرده این مسیر رو به من نشون دا ده   اون ترس  عمل معده رو کم رنک کردم  ویواش یواش دارم به شکل خوب ازبین میبرم با این مرو گردن میخوام به این افراد ثابت  کنم که رو   شون اشتباه  بوده  چون به همه پشناهد این کارو رو بارها دادن به خودم شاید تا حالا چندین باره هی تکرار که  جرا   این   عمل انجام   نمیدی که راحت    بشی زود  لاغر بشی   هی تاکید که روش خوبی‌   هست انجام بده راحت   میشی  تازه هی تکرار  که با لاغر شدن بازم   زانوم عمل کنی  از این  مشکل خلاص بشی 

       وبا این حرکت این چند نفر هر سری من باید کلی دلیل می واردم که نمی خواهم  عمل کنم اون   ترسی   که   داشتم  رو نمتواستم  بیان کنم  احساس  این که توذهنشون  من  آدم ترسویی بدون من رو اذیت می‌کرد  چون  رضایت دیگران هم تو  ذهنش و هم تو  رفتارشون   وعمل کرد  شون  چرا  برای مهم بوده تا حالا 

       این حرکت که کمک  کنده  نیست  یی آسیب زنده هست چون با این کاره تو  ذهنم‌ خودم  رو با   ادره   شخصی  و منیت  قویتری میکنم   واون   ارتباط  رو که دوست  دارم  نخواهم داشت  من با آین کاره اون عزت   نفسی   رو دلم می‌خواهد کم   رنکش میکنم 

       باید تواین بخش این  دوتا مانع  اول کم  رنک   وکم کم از بین   برم  تا به  من کمک کنه وای جقدر   دو  باره کارم زیاد شده   حالا حالاها   باید حسابی  تو این بخش  کاره کنم  که موانع رو برطرف کنم اون  شناسایی  کنم  که  دیگه  این  افکار تو ذهنم‌ به هیچ عنوان تکرار  نشه 

      اون  همسویی  رو به شکل  خوبش  به دست  نمیارم  چون نیتم   تو  این بخش همسو شدن هست  این تو  دید خودم‌  یی  مانع بزرگ‌  تو این بخش  هست  که باید  بررسی  کنم‌  تا بتوانم  این مانع  رو جطور  کم  رنگش کنم 

      گان اول 

      این که پا عاشق خودمون باشیم کاری که تو مسیر  تناسب فکری به شکل عالی داریم انجام میدیم ما از  خودمون   قهر  بودیم لا  این مسیر  با  خودمون  واقعی   آشتی  کردیم  و عاشق  خودمون  شدیم چه  خوب  که من اول دورهام  انجام دادم وبعد به این بخش آمدم چون با انجام درست اون مسیر تواین بخش کارم خیلی راحت شده چون زیز سازی خوبی رو اجرا کردم  حال تو  این بخش نتیجه کارهای که انجام  دادم رو  متو جه  میشم این  دو مسیر مکمل  هم  هستن 

      گام دوم عزت نفس

      درصورتی عزت  نفسی  خوبی  میتوانیم داشته  باشیم  که به دیگران احترام  گذاشته درکنار  اونها   زندگی کنیم ودر   تبادل باشیم به این شکل عزت نفسی رو تقویت کرده و همسویی رو بهتر می‌توانیم انجام بدم  چون   هنوز به   اون شکل   خوب    عزت نفسم رو به دست نیاوردم این   بخش   رو به شکل  دیگه دریافت گردم  

      شرایط که توش قرا میگیریم بسه به اون حالمون خوب یابد میشه چندروزی پیش  یکی  پسر خاله های همسرم به رحمت خدا   رفته من  قرا  بود برام خونه  دخترم همسرم وپسرم 

      برای مراسم  خاک  سپپرای   برن  حلویی  در فبرستان  از همسرم  اسرار  که  من باید باشم  ازمن  که  نه همسر   ولی   همسرم    جلوی  در با غ بهشت   قم گفت  تا اینجا  آمدی یی دیقه  بیا پسرت من کمکت  میکنیم صاحب  عزار   رو ببین خلاصه با کمی ناراحتی وسختی زیاد با کمک پسرم خودم رو به خاک سپاری  رسیدنم وفتی که  روی صندلی نشستم به خودم گفتم که چه  خوب شدم آمد  اگه بعدن  همسر اون خدا بیامرز رو میدیم خیلی خجالت  میکشیدم  تازه  کلا  اقوام   همسرم  هم  دیدم   واین تجدید دیدار بود که همه رو  یی جا بینم 

      آمروز به   خودم میگم تو اون روز نمیخواستی تااون برنامه باشی   برای   برخورد   با این خانواده بود چون قویتری شدی اعتماد به نفسی بهتر شده خودت بیشتردوست داری  عاشق خودت شدی  اونه با دیدن  دوباره تو حتی به خودشون  اجازه ندادن با گفتن این دو مطلب تورو ناراحت کنن چون خداوند شرایط رو بر ام جوری رقم  زد که من با این افراد خیلی کم  در ارتباط  باشم وانهار   رو   درحد یی   سلام وعیک  تونستم باهاشون ارتباط  داشته   باشم هم زمانی   بودن با این افراد خیلی کم شد 

      وای  جقدر  با  درک این مطلب خوشحال شدم حتی مادر این خانوده به دخترم گفته بود که تو مراسم من  ماما تو  تدیدیم درصورتی که  من اون خانم رو دیدم ولی چون  دور  بود نشد  اسلام عیلک ساده رو هم داشته‌ باشم 

      بازم به دخترکفته بودن که جرا مامانت این درعمل رو  انجام نمیده ودختر  توضیح  داده  بود که مادرم  ترس از اتاق   عمل داره من نمیتونم  بهش اجبارکنم که  عمل کنه حرفی که من ترسم اون بهش گفته بود یعنی زمانی روخداوند برام به وجود آورده بود چون دخترم میگفت مان این باره نمیدونم چرا من کنار این چند نفر  قرار  گرفتم اصلاسابقه نداشت که  این چند ساعت کنار این چند نفر بودم واین صحبت‌ بینشون بود وانها تعجب که چرا نمی دوستن من  این مشکل دارم  شاید با دوستن این موضوع  اونها دیگه به خودشون اجازه گفتن این صحبت به من  به خودمون ندن

       در خورد بدی این اعتماد به نفس بیشتر شدخودم ابزار می کنم که دیگه  اون ترس  رو دیگه ندارم  حتی بر ای اینکه این کاره رو انجام ندادم به خودم آفرین میگم که نمیخوام امانت خداوند رو به شکل خوب سالم  شده بهش پس بدم وامانت دار  خوبی که اشتباهش متوجه شده وسعی دربرطرف کردن وتصمیم هرچیزی که خراب کرده باشم 

      خوب تا اون مرحله اینجا اون کمک از هرکس وآز طریق   به من  رسید من  اون پذیرش  رونیز به شکل  خوبی  انجام دادم 

      ۲  روز هست که این نوشته باور سازی رو ۵ بار خواندم هی دوبار آمدم دیگاه بنویسم هی نصفه میگفتم اون درک ازاین نوشته به شکل کامل نگرفتم امروزکه جمعه  هست من  شنبه کاره رو شروع میکنم این مطلب به من رسید وخیلی چون زمان میخواستن که من بتوانم افکارم را  جمع وجور  کنم وتوان بخش دوره ام  نباشم دراین بخش   این مانع   رو شناسایی کردم  وبه این  نتیجه خوب  رسیدم  دیگه میدونم این   مرو این  افکار  رو نخواهم داشتم اطمینان دارم 

      خدا  پشت  و پناهتون یا حق حق  نگه  دار تون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/03/02 16:23
      مدت عضویت: 624 روز
      امتیاز کاربر: 15985 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 819 کلمه

      باسلام خدمت شما 

      داشتن عزت  نفس برای انسان همانند این است که خداوند از آفریده خودش و از کاری که انجام می دهد شراضی است و اطمینان دارند وقتی که ما است نرم افزار داریم می توانیم مشابه خداوند رفتار کنیم و ارزش و احترام برای خودمان و دیگران قائل شویم اما داشتن است نفس به این معنا نیست که به خودمان مغرور شویم باید همیشه با احترام محبت عشق و نسبت به خودمان اول از همه خودمان را  دوست داشته باشیم و به توانایی‌های خودمان باور داشته باشیم و به دیگران هم باعث احترام بگذاریم،

      عزت نفس داشتن برای مثال این است که وقتی من از یک کاری خوشم میاد که دوست دارم در زندگی برای من اتفاق بیفته کاری رو انجام میدم که دوست دارم و از افکار و نظرات دیگران و نظر دادن های اونها ناراحت نمیشم و با عزت نفس انتخاب خودم رو می کنم وقتی که من دوست دارم یک رنگ لباس رو بپوشم اگر کسی به من بگه زشت هست یا به من نمیاد به او کاری ندارم و با احترام گذاشتن به این می گویم که این نظر من است و دوست دارم این کارو انجام بدم و با احترام گذاشتن به نظرات دیگران کاری رو انجام بدیم که خودمان دوست داریم،

      حالا باید ببینیم که چرا توانایی های  داریم یک سری انسان ها در زندگی بالاتر است وقتی که از احساس برخوردار هستید و با اراده خداوند همسو می شوید قدرت ذهنی شما را بالا می روند و شما می توانید کاری رو انجام بدید که در زندگی احساس خوبی دارید و برایش ارزش قائل هستید توانایی های خودتان را ببینید و برای داشتن عزت نفس من تصمیم گرفتم که خودم رو بیشتر ببینم و دوست داشته باشم و باور داشته باشم که خداوند من رو یک انسان کامل و بدون نقص خلق کرده و برای دیدن زیبایی های خودم همیشه خوشحال باشم و با شکر کردن برای خودم ارزش قائل شوم ارزش قائل شدن به این معنا نیست که خود بزرگ بینی داشته باشیم و دیگران رو نبینیم یا بی توجهی کنیم به اطرافیان بلکه به منظور این است که با دوست داشتن خودم میتونم عشق و محبت بیشترین به دیگران هم بکنند زیرا خودم رو دوست دارم پس میتونم همه رو دوست داشته باشم و برای افراد و دوروبری هایم احترام قائل شوم،

      جلوی آینه که میرم به این توجه می کنم که چقدر خوب است که من مو های متفاوتی با انسانهای که میبینم دارم چقدر خوب است که پوست من به این سالمی و زیبایی هست و همیشه با خودم حرف میزنم و می گویم که تو بسیار زیبا هستی تو خیلی خاص هستی و افکار تو با انسان های دیگه فرق میکنه با خودم می‌گویم که من یک انسان آرام و شاد هستم که همیشه با اراده خداوند همسو است و می داند که برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهای خودم باید احساس خوبی داشته باشم تا به آنها دست پیدا کنم برای مثال من یک روز که تصمیم گرفتم برای خودم بیشتر از روزهای دیگه ارزش قائل شوم خیلی شاد بودم و احساس میکردم یک حس عجیبی داشتم و انگار همه چیز برای من فراهم بود که لذت بیشتری از زندگی ببرم ناگهان دیدم که غذای مورد علاقه م برای من حاصل از و به مکانی مورد علاقه که دوست دارند قرار است که برویم وقتی که با احساس خوب از خواب بیدار شوید و روزتان را آغاز کنید اتفاقهای خوب پشت سر هم برای شما رخ می دهد شاید که این اتفاق کوچک باشد اما ممکن است از خرید یک لباس یا یک غذای خوشمزه باشد و این میتونه در ذهن من لذت بخش باشه زیرا که زندگی کردن لذت بردن از چیزهای کوچک است،

      من یک انسانی بودم که همیشه برای رفتن به مکانی یا شرایط خاصی از اول از همه مخالفت می کردم و یا شکایت داشتم مثلاً یک روز که قرار بود با خانواده است تهران به شمال برویم برای اینکه هوا سرد بود من ناراضی بودم و مخالفت کردم و احساس بدی را برای خودم ایجاد کردم به بد رسیدن و اون رو منتقل کردم به دیگران اما وقتی که در اون شرایط قرار گرفتم و به شمال رسیدیم احساس کردم که چقدر خوب شد که ما از تهران به شمال اومدیم و درس خوبی گرفتم که هیچ وقت جلوتر نباید برای قرار گرفتن در شرایطی شکایت یا مخالفت کنم زیرا که من هنوز در این موقعیت نبودم برای هوا ناراحت بودم و می گفتند که هوا سرد است و شمال با هوای سرد کیف نمی دهد اما وقتی که از اونجا می آمدیم و در اون شرایط لذت خودم رو بردم به این فکر کردم که خیلی خوب شد که ما به اونجا رفتیم پس برای شرایط های مختلف که در آن قرار می گیرید نباید مخالفت کنید یا احساس ناراحتی داشته باشید در هر شرایطی که هستید آرامش خاص خودتان را داشته باشید و با خودمان بگوییم که این حق من است و دوست دارم که توی این شرایط لذت ببرم،

      باتشکر ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      1400/12/14 22:10
      مدت عضویت: 1117 روز
      امتیاز کاربر: 1406 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 538 کلمه

      بهترین نوشته
      زیباترین نوشته ای بود ک با تموم وجودم ازش لذت بردم
      عشق ب خود پازل گم شده کل زنان ایران زمینه
      شاید باورتون نشه ک واقعا ب این متن نیاز داشتم ما زنها از خودمون متنفر شدیم چرا
      من از خودم متنفر بودم یک عمر گفتم کاش مرد بودم چرا
      چن پسرا راحتن
      چن پسر میتونن برن عزاداری اما حسین سینه بزنه
      وهزاران چی دیگه
      یک عمر خودمو تخریب کردم
      هزارن زن کنارم بودن و من تنها ی عامل فهمیدم ک چقدر زنها از خودشون بدشون میاد بنظرم اینهمه طلاقی ک تو دنیاهس کشمش همش و همش از اینه ک زنها خودشونو دوس ندارن
      من یک زنم و زنها رو درک میکنم خانمهای زیادی دیدم در زمان عادت شرعی شون از خودشون متنفر بودن چرا
      یک عمر گفتن نجس هستین چرا چن پریودیت
      یک عمر یک زن ب خاطر پریود بودن از سوی اطرافیان و همسرش مورد احساس گناه عذاب وجدان قرار گرفته
      عشقی ب خودش نداره
      یک زن خودش در اون دوران مجاز ب نزدیک شدن ب خدا ندانسته همه و همه اینها باعث شده خودشو یک چیز بد بدونه بارها شنیدم ک الفاظ زشتی بکار برده میشه
      چرا
      چن زن ی روند طبیعی بدنش داره
      روندی ک باعث شده او مادربشه روند ب این زیبایی و با این عظمت انقدر کثیف و زشت شده محال زنی باشه دختری باشه پریود باشه حالش خوب باشه چرا
      چن ماها اون موقع ب خودمون نفرت میدیم
      من زنم و عاشق خودم عاشق روند طبیعیه بدنم من میخوام ب خودم عشق بدم
      یک عمر بهم گفتن خودتوبپوشون تو اینی تو اونی فلانی نگا میکنه
      همه اینها باعث شده من بترسم از چی
      از زن بودنم از خودم
      چرا واقعا
      چرا من عدالت خدارو این چنیم نمیبینم ک بین دو خلق انقدر تفاوت بزاره
      چرا باید من ک اختیار دارم خدا ب من اختیار داده ولی ایران ب ما اختیار نداده
      چراباید منی ک عقل دارم شوهرم برام تصیم بگیره
      همه و همه اینها باعث شدن همه دخترها همه زنها در درونشون کمبود احساس کنن
      چرا چن تبعیض و تفاوت در جای جای این سرزمین در خونشون احساس کردن
      من بخودم عشق ندادم
      حق میدم ب بدنم ک باهام قهر کنه مریض باشم بیمار باشم
      حق میدم چن باید این بدنو دوس داشت و اون بدنم ب من سلامتی تندرستی بده
      خواست من با باور من فرق داره
      همیشه پدرشوهرم از زنها بد میگه زنها فلانن بهمانن چقدر ما زنها بد تعریف شدیم

      چقدر بی احترامی کردم ب خودم چقدر خودمو ب خاطر انتظار دیگران حرف دیگران نظر دیگران سرزنش کردم چقدر از خودم بیزار شدم چرا چن چاقم
      سخته برام خیلی برای دیگران
      احترام بزارم اما از وقتی تو این مسیر قرار گرفتم دیدم ک من الانم با من یه ماه قبلم خیلی فرق داره چرا چن من تغییر کردم آگاهیم رفته بالا وانهاهم در حد اگاهی خودشون عمل میکنن کسی باید تغییر کنه منم
      من بااحترام گذاشتن ب بقیه و واکنش ندادن ب اونها در واقع دارم ب خودم لطف میکنم ب خودم احترام میزارم
      وقتی انسان تغییر کنه دنیاشم تعییر میکنه منی ک نگاه حسرت وار ب همه چی داشتم چن ذهنم پراز فرمولهای حسرت بود حسرت ب ی لقمه خوردن راحت تغییرش دادم الان دنیام عوض شده همون ی لقمه رو با عشق تقدیم وجودم میکنم و مزه ها رو لمس میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 16160 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 956 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      وقتی عزت نفس کمی داشته باشیم یعنی عقیده دیگران رو از عقیده خودمون مهم‌ترین می دونیم چیزی که اینجوری بزرگ شدیم از بچگی یعنی من که مامانم همیشه لباسهای ما رو تا بزرگی انتخاب می کرد می گفت نه این بهتره بهت میاد یکی اگه یادمه بچش خودش می خواست انتخاب کنه می گفت نه ببین همیشه بچه چی می پوشه اصلا فشنگ نیست مادرش باید انتخاب کنه حالا اگه الان این چیزها و بهش بگم می گه نه شما ها همیشه خودتون انتخاب می کردین خلاصه می گم ریشه ای مثلا چند وقت پیش من یه کاپشن خریدم همسرم گفت چه رنگی بخری منم قبول کردم رنگش خوب بود ولی معمولا بعضی وقتا به من می گه نظر من و می پرسی بعد عکسشو عمل می کنی …

      همه چیز و نمی پرسم الان بیشتر انتخاب هام و خودم می کنم خیلی کم پیش میاد نظر بخوام .اگر به خودمون احترام نزاریم یعنی به فرایند خلقت بی احترامی کرده ایم چون وجود ما از قدرت اراده خداوند سرچشمه می گیرد..اگه عزت نفستون پایین بیاد در گیر انرژی های ضعیف مثل قضاوت و داوری و کینه و نگرانی می شوید.انرژی های متعالی انرژی های ضعیف و خنثی می کنن.اگر عزت نفس شما تخریب شود اتصال با قدرت خدا دچار اختلال می شود و دنبال تایید دیگران هستین .

      امروز من قرار بود که مادر و مادربزرگم و ببرم رستوران با هم ناهار بخوریم بعد من حاضر شدم و هنوز وقت بود رفتم توی حیاط شروع کردم به عکس گرفتن از خودم تا موقع رفتن بشه و چه عکسای قشنگی هم شد چندتاش هم توی واتس اپ گذاشتم  اونجا همه فامیله ولی بعد همچین احساس خوبی نکردم دارم سعی می کنم که عزت نفسم بره بالا و همیشه به نیروی منبع وصل باشم ولی بازم انگار یه حسی هی بهم می گفت چه از خود راضی. و از این حرف‌ها و تمرین دارم می کنم عکس پروفایل خودم و اینجا هم عوض کردم .

      با نگرش منفی دیگران چه کنیم ؟

      خیلی ها اصلا همش انرژی منفی به آدم می دن اصلا یه چیزی هنوز اتفاقی نیافتاده چیزی نشده بی خودی می گن اگه این اگه اون یه وقتا منم بی خودی بحث می کنم بعد یادم میافته بحث کردن هم بی فایده است چون ادامه می دن آدم بهتره حرف و عوض کنه و بعد سکوت کنه . منم اهل این از اول نبودم که جواب بدم به کسی ولی خوب اطرافم می دیدم که می گفتن اگه جواب ندی فکر می کنن بی عرضه ای الان که دیگه یکی بگه دو دو تا می شه ۵ تا من هیچی نمی گم بزار فکر کنن من هیچی بلد نیستم خیلی وقتها این رفتار و دارم اظهار نظر نمی کنم جایی نمی خوام اصلا جلب توجه کنم همیشه می گم بزار فکر کنن همه من چیزی نمی دونم .قضاوت کردن هم همسو با اراده خداوند نیست بهتره آدم سکوت کنه اونطوری آرامش بیشتری داره و کم کم در شرایطی قرار  نمی گیرین که حتی بخوای از سکوت کردن استفاده کنید.اتفاقا چند وقت پیش داشتم به دخترم می گفتم که یه مسیلهای و دیگه فراموش کنه و حرف نزنه راجبش و بهتره که رو خودش تمرکز کنه و انرژی شو خوب کنه تا خداوند کمک کنه و یه چیز بهتر سر راهش قرار بگیره انشالله.

      روش‌های افزایش عزت نفس

      ۱-من عاشق خودم هستم اینو جلوی ایینه تکرار کنین که در ذهن به صورت فرمول جدید در بیاد .من خودم و دوست دارم برای خودم ارزش و احترام قایل هستم واقعا اگه اینطوری باشه دیگران هم همین رفتار و با آدم می کنن با احترام و من اینو تجربه کردم یعنی همون دیدی که آدم نسبت به خودش داره عین ایینه می مونه دیگران هم همون دید و دارن بهش .همیشه گفتن آدم نباید خودشو بهتر از دیگران بدونه ولی الان یاد گرفتیم که با این کارها با همه موجودات و خداوند یکی و هم ردیف می دونه نه برتر .همه در برابر خداوند یکی هستن .این مال انسانهاست بالا و پایین ..

      ۲- نسبت به توانایی های خود ایمان و اطمینان داشته باشید و بدانید که بی عیب و نقص آفریده شدید . و عزت نفس واقعی و زمانی احساس خواهید کرد که به منبع و خالق خود احترام بزاریم . از شدت رضایت از خود از خداوند سپاسگزاری کنید این بالاترین سپاسگزاری است همیشه راضی بودن .

      ۳- عزت نفس واقعی و زمانی تجربه می کنیم که به دیگران احترام بزاریم منم همیشه اینو دوست داشتم احترام گذاشتن و و حتی با اونهایی هم که آدم تمایل نداره معاشرت کنه ولی احترام بزاره .همه آفریده خدا هستن سیاه و سفید ‌از این چیزها که مردم جدا می کنن ….و واقعا هم اگه با احترام به دیگران زندگی کنید همه افراد هم به آدم احترام می گذارن .

      ۴- ویژگی پذیرش را در خود تقویت کنید .من در هر شرایطی هستم دقیقا در جای درست خودم قرار دارم و حق منهرو هیچ اشتباهی رخ نداده خیلی به این موضوع فکر میزکنم خیلی سخته ولی همش این توی گوشمه یه وقتا مثلا می گم اگه اون موقع یه کار دیگه ای کرده بودم یه جور دیگه شده بود از این حرف‌ها هنوز هم میاد سراغم شاید یه جور دیگه میزشه بعد به خودم می گم همه چی درسته و هیچ اشتباهی رخ نداده .و اگر راضی نیستیم باید بپذیریم که شرایط فعلی صحیحه وخداوند اشتباه نگرده و با ایمان به این موضوع که خداوند اشتباه نکرده تصمیم بگیریم که در خواست های خود را از طریق تغییر ذهن و نگرشتان تغییر دهید.

      هر انسانی که باور کند به قدرت اراده خداوند متصل است از طریق همسو شدن با او شرایط دلخواه و در زندگی رقم می زند . فکر کردن به اینکه چرا فردی در آن شرایط است مار درستی نیست و فقط موجب هدر رفتن انرژی می شود و سست شدن ایمان و توکل 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mitra.zakeri1349@gmail.com
      1400/09/16 11:31
      مدت عضویت: 1103 روز
      امتیاز کاربر: 127 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 129 کلمه

      درود بیکران بر شما استاد عزیز.ازخواندن این مطالب لذت بردم.من همیشه درباره قضاوت دیگران سکوت میکنم.ومیدانم که اطرافیان فکر می کنند که من اشتباه میکنم.اوایل هر وقت تنها می شدم خودخوری می کردم ولی کم کم یاد گرفتم بی اعتنا باشم و دیگر به آنها فکر نکنم.الان مدتهاست که در آرامش هستم و دقیقا طبق گفته شما آنها دیگر سر راهم قرار نمی گیرند ویا وقتی هستند دیگر آن رفتارهای گذشته را ندارند واز این بابت خدا را سپاسگزارم عزت نفسم بالاتر رفته است وخودم هم دیگران را قضاوت نمیکنم من همیشه می گویم من برای شما احترام قائلم به لحاظ انسان بودن شما حالا که متوجه شدم هر انسانی جایگاه حضور خداوند در دنیا است بیشتر احترام و ارزش قائل میشوم.استاد واقعا خسته نباشید و همیشه سلامت باشید……بدرود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم