در قسمت قبل درباره نقش عزت نفس در شکل گیری دنیای پیرامون توضیح داده شد و چهار تمرین عملی برای بالابردن سطح عزت نفس ارائه شد. در این قسما موارد دیگری برای افزایش درونی سطح عزت نفس ارائه میشود.
لازم به ذکر است که موارد ذکر شده کاملا عملی بوده و باید در زندگی روزمره به آنها عمل کنیم. تنها از این طریق است که به مرور نگرش و واکنشهای ما تغییر کرده و در نهایت شخصیت ما تغییر میکند.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.33 از 36 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با نام و یاد خدا
زندگی با اراده خدا گام
۳۲
نوشته های باور ساز
از طریق دگمه حالمو بهتر کن به این مقاله ارزشمند هدایت شدم و چقدرررر به این آگاهی در موقعیت فعلی احتیاج داشتم ..خدایا بی نهایت شکرگذارم …
من متوجه شدم در جلسات قبل درباره اینکه عزت نفس چه تاثیری روی دنیای دور و بر داره و چهار تا تمرین عملی برای بالا بردنش یاد داده شده و حالا در این جلسه میخوایم بریم سراغ موارد دیگهای که باعث میشه عزت نفس از درون رشد کنه. میدونم که اینها هم کاملاً عملی هستن و باید توی زندگی هر روزه بهشون عمل کنم تا کمکم نگرش و واکنشهام عوض بشه و در نهایت شخصیتم تغییر کنه.
استاد جان من یاد گرفتم که باید همیشه یادم باشه که توی این دنیا تنها نیستم. خدا توی سوره حدید میگه هر جا که باشی اون با توئه. اگه واقعاً باور کنم که تنها بودن غیرممکنه، عزت نفسم کامل میشه. بچهها دقیقاً همین حس رو دارن و برای همین عزت نفسشون خیلی بالاست. اما هر چی بزرگتر میشن ، تحت تاثیر آموزشها وامر و نهی والدین، اون عزت نفس واقعی رو از دست میدن و سعی می کنن طبق چیزهایی که بهش یاد دادن رفتار کنن.
من کودک دیروز و خانم ۵۸ ساله امروزم برای اینکه دوباره به اون سطح بالا برسم که در کودکی بودم ، کافیه به چیزی که از اول توی وجودم بوده توجه کنم و هر چی بهم گفتن رو ندیده و نشنیده بگیرم.
میخوام این جمله رو با دقت بخونم و حسش کنم: من یه همدم متعالی دارم که هیچوقت منو ترک نکرده، حتی اون وقتایی که من به ظاهر اون رو ترک کرده بودم. لحظاتی که فکر کردم تنهام گذاشته و دیگه دوستم نداره اما اون لحظهای از من جدا نشد. باید این رو قبول کنم که برای خدا خیلی محترم و ارزشمند بودم که توی این دنیا قرار گرفتم. نیت خدا این بوده که از طریق من رشد و گسترش زندگی اتفاق بیفته.
باید اینو بفهمم که خدا بارها منو از مسیرهای خطرناک بازداشته و هدایتم کرده و منو گرامی میداره. پس این همدم متعالی واقعاً لایق احترام و اعتماد منه.
فهمیدم که جمله من به خدا توکل میکنم، وقتی از روی محترم شمردن خدا باشه و دلیل و منطقش رو بدونم، بهم آرامش میده، وگرنه فقط یه جملهست که از زبونم درمیاد و هیچ تاثیری روی روح و ذهنم نداره.
به نظرم دلیل اصلی اینکه اعتماد به نفسم رو از دست دادم، اینه که احساس تنهایی کردم. هر چی بیشتر احساس تنهایی کنم، عزت نفسم کمتر میشه. واسه همینه که آدمایی با عزت نفس پایین، دنبال تایید و حمایت بقیه هستن. دوست دارن بشنون که دوستداشتنیان و میخوان مطمئن شن که برای بقیه اهمیت دارن. این آدما دوست داشته شدن توسط بقیه رو مهمتر از دوست داشتن خودشون میدونن. یادشون رفته که تنها نیستن و خدا همیشه همراهشونه، واسه همین الکی توی دنیای بیرون دنبال حامی میگردن و این جستجو هیچوقت به جایی نمیرسه.
تمرین من توی این مرحله اینه که همراهی خدا رو به یاد بیارم. سعی میکنم مخصوصاً وقتایی که ترس و نگرانی میگیرم، یادم بیاد که خدا کنارمه تا آرامشم بیشتر بشه. اون وقت میبینم که چطوری روی خودم و دنیای اطرافم تسلط پیدا میکنم و دیگه به بقیه وابسته نیستم.
من در دوره ارزشمند لاغری با ذهن با جسمم آشتی کردم اذیت کردنشو گذاشتم کنار ازش عذر خواهی کردم حالا دیگه جسمم محترمه و ارزشمند . من با یه جسم کامل به دنیا اومدم تا برای یه مدت کوتاه جایگاه من توی دنیای مادی باشه. جسم من، بدون توجه به اندازه، شکل، رنگ یا هر جور ضعف خیالی، برای رسیدن به هدفی که براش آفریده شدم، کاملاً کامل و بیعیبه. برای سالم بودن هم نیاز نیست کار خاصی بکنم، چون من ذاتاً سلامتی دارم، مگر اینکه خودم با کارهای اشتباه از بین ببرمش. مثلاً ممکنه با خوردن چیزهای مضر یا حرکات خطرناک، سلامتی جسمم رو به خطر بندازم و دچار بیماری، خستگی یا افسردگی بشم. اما باید بدونم که این وضعیت، واقعیت جسم من برای حضور توی این دنیا نبوده، بلکه شرایطی بوده که خودم ایجاد کردم. واسه همین اگه میخوام از بند مشکلات جسمیم راحت بشم، اول باید متعهد بشم که برای همیشه به جسمم احترام بذارم و بهش ارزش بدم. من خودم خوب میدونم چه کاری باید بکنم و واقعاً نیازی ندارم که دنبال برنامه غذایی یا ورزش روزانه یا مربی شخصی بگردم.
من با استفاده از مراقبه ذهنی می تونم با قدرت اراده خداوند در ارتباط بمونم. اینجوری میتونم سطح عزت نفسم رو همیشه توی وضعیت مطلوبی نگه دارم. به نظرم مراقبه کردن، مهمترین راه برای اینه که به اراده خدا متصل بمونم.
مراقبه ذهنی رو نمیشه با الگوهای از پیش تعریف شده انجام داد، چون یه راه کاملاً شخصیه. یعنی وقتی می ترسم یا نگران میشم، هر جور که خودم میدونم برام جواب میده، توجهم رو روی ارتباط با قدرت اراده خدا ببرم تا به آرامش و تسلی برسم. حتی اگه از عبارتهایی که توی قسمتهای قبل یاد داده شده استفاده کنم و بهم حس بهتری بده، میتونه یه روش مناسب برای مراقبه ذهنی باشه.
من توی این مسیر فهمیدم که مراقبه لزوماً این نیست که توی یه زمان خاص یا شرایط خاصی باشم و حرکات یا جملات کلیشهای و دیکته شده رو تکرار کنم.
برای این کار حتی نیاز نیست چشمامو ببندم یابا خودم حرف بزنم. همه چیز باید ذهنی باشه؛ یعنی توی ذهنم از تصویرها، عبارتها یا هر چیزی استفاده کنم تا به خودم یادآوری کنم که اون همدم متعالی همیشه همراه و مراقب منه. اینجوری میتونم خیلی راحت زنجیره افکار منفی و مضطربکننده رو قطع کنم و ذهنم رو با افکار معنوی و امیدبخش پر کنم. وقتی اینجوری کنم، ارتباطم با منبع و منشأ وجودم رو حس میکنم و یهو میبینم استرس و ناراحتیم کم شده و اشتیاقم برای زندگی بیشتر شده، بدون اینکه دلیل یا نشانه خاصی توی اون لحظه وجود داشته باشه.
من می بایست با دنیای اطرافم مدارا کنم. یعنی با آدمها، گیاهان، حیوونا و هر موجودی، چه زنده باشه چه نباشه، مدارا کنم. در این حالت ، انرژی بخشش و عفو رو میفرستم بیرون و دنیا هم همین برخورد رو با من می کنه اینطوری عزت روحم رو درک و تجربه میکنم. یه نکته مهم اینه که نباید به حق به جانب بودن فکر کنم؛ یعنی حتی اگه صد در صد حق با من باشه، نباید اجازه بدم این موضوع جلوی انرژی بخشش و مدارای من رو بگیره.
همیشه سعی کنم به جای خشم، کینه و کدورت، انرژی مهربانی رو جایگزین کنم. وقتی بقیه رو میبخشم، در واقع بیشتر از هر زمانی به خودم ارزش و احترام دادم. یادم باشه که مدارا کردن اصلاً جایگاه اجتماعی و دنیایی منو تکون نمیده، بلکه جایگاه معنوی منو محکمتر میکنه. وقتی جایگاه معنویم درست باشه، خودبهخود جایگاه مادی و دنیویم هم درست میشه.
هر بار که با دنیا مدارا میکنم، حس بهتری میگیرم و این حس خوب مدارا مثل یه نسیم خنک همه چیزو در زندگیم معطر و شاداب میکنه. با این حس خوب، فضای دلم رو پاکسازی میکنم و این دقیقاً همون افزایش عزت نفسمه.
همیشه یادم باشه بدونم نقش خودم توی عزت نفسم چیه.؟
قدیما همیشه فکر میکردم عزت نفسم وقتی بالا میره که بقیه با من رفتار مناسبی داشته باشن. فکر میکردم اگه بقیه منو تایید کنن یا بپذیرن، اعتماد به نفسم بیشتر میشه.
من باید باور کنم که نظر و عقیده بقیه درباره من، حقیقت نداره و فقط یه نظر و عقیده است. هویت من با عقیده و نظر اونا شکل نمی گیره.
من نباید خودمو مسئول نظر و عقیده بقیه بدونم، بلکه باید صد در صد مسئولیت عقیده و نظر خودم رو قبول کنم. من فقط میتونم مسئول ویژگیهای شخصیتی خودم باشم و این موضوع درباره همه آدمها همینه.
حالا می فهمم وقتی به خودم احترام بگذارم، برای رسیدن به عزت نفس فقط به نقش خودم تکیه میکنم. اگه به خودم شک کنم یا خودم رو مجازات و سرزنش کنم، نه تنها عزت نفسم رو از دست میدم، بلکه شک و تردیدها و انتقادهای بیشتری رو جذب میکنم و همینطور بیشتر و بیشتر خودم رو سرزنش و مجازات میکنم.
برای اینکه به عزت نفس برسم، باید به نقش خودم تکیه کنم. فقط اون وقته که با روح جهانی یا قدرت اراده خداوند ارتباط میگیرم ..
مناینو درک می کنم که باید همیشه شکرگزار باشم، چون شکرگزاری آخرین مرحله برای موفقیت توی هر اتفاقیه. به جای اینکه به شرایط و داشتههای زندگیم با تحقیر نگاه کنم، شکرگزار باشم.
همیشه با خودم تکرار کنم: خدایا به خاطر همه چیز از تو متشکرم. سعی میکنم از دیدن و تجربه کردن هر چیزی توی زندگیم خوشحال و سپاسگزار باشم. اینجوریه که واقعاً به خدا و آینه خلقت احترام گذاشتم.
این مدل نگاه باعث میشه یه احترام درونی توی من شکل بگیره و هر چی توی درونم دارم رو به بقیه هدیه بدم.
شکرگزاری بالاترین نوع احترام گذاشتنه؛ همونطور که وقتی به بقیه احترام میگذارم و تشکر می کنم، احترام بیشتری میگیرم، وقتی هم با شکرگزاری به زندگی و خالقم احترام میذارم، بیشتر از قبل مورد احترام و ارزش قرار میگیرم و این بالاترین نوع عزت نفس داشتنه.
》》》》》》》《《《《《《《
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
نوشته های باورساز زندگی با اراده خداوند (قسمت ۳۲)
در قسمت قبلی چهار مرحله ابتدایی را برای بیشتر شدن عزت نفسمان ارائه شد و حالا موارد دیگری برای افزایش درونی سطح عزت نفسمان را می خواهیم بدانیم
حالا باید این را بدانیم که ما در این دنیا تنها نیستیم، نبودیم و نخواهیم بود چون خداوند در قرآن اینگونه گفته است که شما هر کجا باشید من با شما هستم
و ما اگر به این عقیده داشته باشیم که تنهاییمان غیرممکن هستش عزت نفسمان کامل خواهد شد ما اگر این را بدانیم که همدلی مانند خداوند متعال داریم که هیچوقت ما را ترک نکرده است
حتی زمانهایی که ما ظاهرا او را ترک کرده بودیم ولی اصلا خداوند هیچوقت ازما جدا نبود چون ما برای خداوند خیلی زیاد محترم و ارزشمند هستیم که در این دنیا قرار گرفته ایم
چون خلقت خداوند بخاطر فعالیت کردنمان برای رشد و گسترش دادن زندگی بوده است
خداوند همیشه ما را هدایت کرده وما را گرامی می داشت و اگر ناخواسته به مسیرهای خطرناک و غیره معنوی می رفتیم از آن مسیر دورمان می کرد بنابراین این همدم متعالی شایسته احترام گذاشتن و اعتماد کردن هستش
حالا زمانی که به خداوند توکل می کنیم همان احترام گذاشتن به خداوند است و زمانی که به دلیل و منطق محکم آن آگاهی داشته باشیم باعث آرامش درونیمان خواهد شد اما اگر به صورت یک جمله از زبانمان خارج شود اصلا اثری بر ذهن و روحمان نخواهد گذاشت
اگر احساس تنهایی بکنیم اعتماد به نفسمان از دست خواهد رفت هر چقدر زیادتر حس تنهایی داشته باشیم عزت نفسمان کمتر خواهد شد و هر کسی که عزت نفس پایینی داشته باشد بیشتر می خواهد که دیگران تاییدش کنند
من قبلا از اینکه به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایت شوم همیشه احساس تنهایی شدیدی می کردم و همیشه دوست داشتم که یکی باشه تا من تنها نباشم و باهاش دردودل کنم و بقول استاد عزیزمان سعی می کردم که اطمینان پیدا کنم که برای بقیه مهم هستم اما هیچوقت این را نفهمیدم که من تنها نیستم و خداوند متعال همیشه و در هر لحظه و در همه جا با من هستش و مرا حمایت و هدایت می کند و حالا به این درک رسیده ام که اگر بدنبال حامی و همراه در دنیای بیرون از خودم بگردم هیچوقت به هیچ جایی نخواهم رسید
ما اگر در هر لحظه خداوند را حامی و همراه خودمان بدانیم هیچوقت به حمایت دیگران نیاز نخواهیم داشت
حالا که چند سال است در این مسیر زیبای لاغری با ذهن هستم با جسم زیبایم آشتی کردم و تا جایی که می توانم بهش احترام می گذارم و برایش ارزش قائل هستم و حالا می دانم که بخاطر فرصت کوتاهی و چند صباحی در این دنیا هستم و هممون بدون عیب و نقص آفریده شده ایم
ما بخاطر سلامتیمان احتیاج نداریم که کار خاصی انجام دهیم چون ما سالم هستیم مگر اینکه خودمان بخواهیم که سلامتیمان را از بین ببریم
ما با خوردن مواد مضر به بدنمان آسیب می رسانیم و اگر کارهای خطرناکی انجام دهیم جسممان را نابود خواهیم کرد و دچار مشکل بیماری، خستگی، افسردگی و باعث عصبانیت خودمان و…..خواهیم شد
و این شرایط واقعی جسممان نيستش ما خودمان اون شرایط را بوجود می آوریم
من خودم با روشهای اشتباه با رژیمهای جورواجور با پیاده روی های مکرر جسم خودم را نابود کردم و این روشها باعث شدند که موهای زیبا و پرپشتی که داشتم بریزد، پادرد، کمر درد، آرتروز شدیدی پیدا کردم دچار استرس و اضطراب شدیدی شدم و…..
و کلی دردهای دیگر پیدا کردم و جسم خودم را نابود کردم
وبعد از چند سال طولانی خداوند متعال مرا به این مسیر زیبا هدایتم کرد و تازه دارم خودم را بازسازی می کنم و به اشتباهاتی که انجام داده بودم پی می برم و از جسمم همیشه عذرخواهی میکنم می دانم که مثل قبل نخواهم شد اما می توانم کمی بهبود ببخشم
من از زمانی که در این مسیر زیبا هستم بقول استاد عزیزمان در حال مراقبه ذهنی هستم و با مراقبه کردنم خودم را به قدرت اراده خداوند متصل می کنم تا به آرامش درونی برسم و رسیده ام چون بخاطر مراقبه ذهنی به زمان و مکان خاصی احتیاج ندارم من هر لحظه در حال مراقبه ذهنی هستم موقع شستن ظروف، کارهای منزل، خواب و….
و نتیجه های خوبی گرفتهام که اولین نتیجه اش رسیدن به آرامش درونی هستش و با مراقبه توانستم اون افکاری که باعث استرس و اضطرابم می شدند را نداشته باشم چون من قبلا خیلی نگران آینده خودمان و بچه هایم بودم
همیشه استرس و اضطراب داشتم اما حالا با مراقبه ذهنی توانسته ام که استرس و اضطراب خودم را به صفر برسانم و منبع و منشأ خداوند وجودم را حس کنم
چون دیگر هیچ استرس و اضطرابی ندارم و تمام چیزهایی که در زندگی دارم خودم، فرزندانم، آینده مان و….
رابه خداوند متعال سپرده ام و با خیال راحت به زندگیم ادامه می دهم و امید و اشتیاقم در زندگی بیشتر شده است
ما اگر با دنیای اطرافمان مدارا کنیم می توانیم با تمام انسانها، گیاهان، حیوانات وتمام موجودات زنده و غیر زنده مدارا کنیم و انرژی عفو و بخشش را ساطع کنیم و این جهان هستی هم با ما همین کار را خواهد کرد و ما عزت نفسمان را بهتر درک و تجربه خواهیم کرد
من همیشه سعی کردم که خشمگین و عصبانی نباشم، کینه توزی نکنم، کدورتی از کسی نداشته باشم و همیشه با مهربانی با همه برخورد کردم
و حتی زمانی که ناراحتم کردند به روی خودم نیاوردم
وحالا که این مطالب آموزنده را مطالعه می کنم می بینم که من برای خودم ارزش و احترام قائل بودم که بقیه را مورد عفو و بخشش قرار می دادم و این مدارا کردنمان سبب تقویت استوار شدن جایگاه معنویمان خواهد شد و هر کسی که جایگاه معنوی خودش را حفظ کند به شکل خود به خودی از جایگاه مادی و دنیای بهتری برخوردار خواهد بود و زمانی که ما حال و هوای دل خودمان را پاکسازی کنیم عزت نفسمان بیشتر خواهد شد
ما باید همیشه شکر گزار خداوند متعال باشیم ما باید شکر گزار تمام نعمتهایی که خداوند به ما داده است باشیم
و شکر گزاری کنیم چون همیشه گفته اند
که شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
من از نزدیکترین افراد زندگیم خیلی آزار دیدم اما من همشون را یکی یکی بخشنده ام نه اینکه که بخواهم باهاشون رفت و آمد داشته باشم نه، من فقط بخاطر آرامش خودم و آزادی روحم که دیگر به آنها و رفتاریشان و حرفهایشان فکر نکنم و همیشه برایشان طلب بخشش کردم چون باور داشتم که خداوند بر همه چیز آگاه است و من برای کسانی که آزارم داده بودند دعا کردم و خیر و برکت از خدا برایشان داشتم
حالا به این درک رسیده ام که اگر به قدرت اراده خداوند متصل شوم وبا او همسو شوم عزت نفسم قوی خواهد شد و بیشترین مهربانی و بخشش را نثار پیرامونم خواهم کرد و همیشه شکر گزار خداوند متعال خواهم بود
خدایا شکر گزار تو هستم که مرا به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایتم کردی و با دریافت کردن آگاهیهای ناب زیادی که استاد مطرح می کنند بتوانم زندگی خوبی را تجربه کنم من در این مسیر نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیم پیشرفت داشته ام خدایا شکرت به امید یگانه پروردگار عالمیان یاحق
به نام خداوند هستی بخش مهربان
تمرینات عملی برای افزایش عزت نفس:
۱ـجلو آیینه به خودم بگویم :من عاشق خودم هستم ،
۲ـ به توانایی های خودم توجه کنم و به خودم احترام بگذارم.
۳ـ به همه ی انسانهای پیرامونم احترام بگذارم که در وجود همه ی آنها خدا قرار دارد.
۴ ـ بپذیرم که من در جایگاه درست قرار دارم و هر آنچه تجربه می کنم را خودم بوجود آورده ام.
۵ ـ من تنها نیستم .در هر زمان و در همه جا خدا با من است و مرا همراهی می کند.احتیاجی به تایید دیگران ندارم .
۶ ـ با خودم و جسمم آشتی کنم و برای حل مشکلات جسمی خودم ،تنها باید به خودم رسیدگی کنم و احترام بگذارم.
۷ ـ مراقبه ذهنی را در هر لحظه داشته باشم این مراقبه احتیاج به هیچ شرایطی خاصی ندارد ولی باعث احساس خوب در من می شود .
۸ـ با پیرامون خود مدارا کنم و در برابر ناخواسته ها عفو و بخشش داشته باشم حتی زمانی که کاملاً حق داشته باشم .
۹ـ من فقط مسیول نظر و عقیده خودم هستم و نظر دیگران را نمی توانم تغییر دهم .
۱۰ـشکرگزار باشم و در هر حالی به داشته های توجه کنم و بابت تمام نعمتهایم شکر گزاری کنم.
شاد و در مسیر موفقیت پایدار باشید
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
خدای بینظیرم خوشحالم که هستم و میتونم زندگی دلخواهم رو خلق کنم
خدای مهربانم خوشحالم که هستم و میتوانم آگاهانه بهتر زندگی کنم
خدای مهربانم خوشحالم که هستم و میتونم از آگاهی های زندگی با اراده خداوند حس خوبی رو تجربه کنم
خدای مهربانم در این لحظه تو را حس میکنم و بینهایت سپاسگزارم
“خدا با شماست هر جا که باشید “
من همدمی متعالی دارم که همیشه در وجود من است ،چقدر خدای مهربانم برای من و شما ارزش قائله که این دنیا رو با تمام ابزار خوشبختی و لذت خلق کرده و بعد بسیار محترمانه ما رو به این دنیا دعوت کرده ،چقدر برای خداوند عزیز هستیم که ما رو خلق کرده و با ما این دنیا رو بهتر میکنه و پیشرفت میده
و چقدر ما با ارزشی که جایگاه خداوند روی زمین هستیم
آیا این منبع سرشار از عشق قابل احترام و اعتماد نیست ؟؟
اگر کسی به ما لطف کنه و هدیه ای زیبا بده چقدر ازش تشکر میکنیم و چقدر به نظرمون محترمه ؟
حالا خداوند با اینهمه زیبایی که برای ما خلق کرده ،با این هستی که به ما بخشیده،با این هدایت و حمایت همیشگیش چقدر قابل احترامه ؟؟
اگر ما همیشه به یاد داشته باشیم که هر آنچه هست و نیست خداست و منشأ همه چیز خداونده ،چیزی به جز احترام و سپاسگزاری نمیتونیم ارائه کنیم
همین جسم ارزشمند که به من تجربه راه رفتن ،درست کردن غذا،بافتن ،دیدن،شنیدن و بودن رو میده چقدر حیرت انگیزه ،به بچه ای تازه راه افتاده نگاه کن
احساس رضایت از راه رفتن رو در چهره اش میبینی ،آیا کار مهمی انجام میده ؟
از نظر ما نه ولی از نظر منشأ وجودش بله ،تجربه کردن بسیار لذتبخش و ارزشمنده که به سادگی در اختیار ما قرار گرفته و ابزارش جسم ماست
با جسممون که کامله آشتی کنیم ،همین جسمه که به ما ویژگی تجربه کردن رو میده ،این جسم چقدر ارزشمند و محترمه ؟
منشأ جسم ما چیه ،چه چیزی جسم ما رو برای حضورمون و تجربه مون در این دنیا حفظ میکنه ؟منبع و منشأ همه چیز یعنی خدای مهربان و بی همتا
مراقبه ،مراقبه و مراقبه
مراقبه یعنی به یاد خدا بودن و بس
همین لحظات که من دارم مینویسم دارم مراقبه میکنم ،لحظاتی سرشار خدا ،لحظاتی سرشار از آرامش و آگاهی، دارم خودم رو پاکسازی میکنم ،دارم به منبع توجه میکنم پس در حال مراقبه هستم
و میتونم در هر لحظه که حس خوبی ندارم ،توجه ام رو از اراده شخصیم بردارم و به نشانه های خداوند توجه کنم ،آنچه در اطرافم میبینم و هوایی که نفس میکشم و این زنده بودن دنیا و اونوقته که میتونم خداوند رو حس کنم و آرامش رو تجربه کنم ،خدا همینجاست در هر لحظه و هر چیز ،جریان داره ،فقط کافیه که منیت رو بزاریم کنار و حسش کنیم و این درک ،قابل توصیف نیست ،خداوند بزرگتر از آن است که وصف شود
وقتی خداوند رت در همه چیز و همه کس ببینیم ،پس مدارا کردن با پیرامون کار سختی نیست !
همه انسانها و موجودات و اشیا تجلی خداوند هستند و البته انسانها حق انتخاب دارن که با اصل خودشون همسو باشن یا با منیت
پس این حق رو برای همه قائل باشیم حتی اگه نظرش رو دوست نداریم !
من مسئول خودم و انتخابهام و عقیده ام هستم نه مسئول عقاید دیگران پس با دیگران مدارا میکنم
و در نهایت از اینهمه نعمت بی منت ،سپاسگزار باشیم ،اینکه نعمتهای رو ببینیم و ارزشمند بدونیم و حس رضایت در ما جریان پیدا کنه ،یعنی سپاسگزار آنچه هستیم و داریم ،هستیم
سپاسگزاری بالاترین احترام گذاشتن است ،ما وقتی به دیگران احترام میزاریم ،احترام دریافت میکنیم
پس با توجه به نعمتها و سپاسگزار بودن و احترام گذاشتن به منشأ هستی ،آنچه را که انتشار میدهیم دریافت میکنیم و این بالاترین نوع عزت نفس است که در وجود همه ما هست
فقط کافیه که گرد و غبارها رو از دور و برش پاک کنیم و ببینیمش
استاد عزیزم سپاسگزارم که با کلامی شیوا به ما کمک میکنید تا به اصل وجود خودمون آگاه بشیم و احترام بزاریم
خدای بینظیرم برای بودنت و حمایتها و هدایت هات بینهایت سپاسگزارم
به نام خدای بزرگ
با سپاس از استاد عزیزم
ممنونم که عزت نفس رو به ما یاد دادی من این چند سال عمرم در مورد عزت نفس اشتباه فکر میکردم
الان متوجه شدم یعنی چی
این ده مورد رو انجام بدیم هم عزت نفسمان بالا میرود و هم در درگاه خداوند مورد احترام هستیم و هم خودمان آرامش داریم
ممنونم از شما استاد عزیزم
از خداوند سپاسگزارم بابت وجود خودم و از اینکه همیشه همراه من است از او ممنونم
سلااام و درود ب فرمانروا،خداوندگار زمین و زمان
سلاام ب استاد گرامی و دوستانم
( همواره ب یاد داشته باشید که در این دنیا تنها نیستید)
(خداوند با شماست،هرجا که باشید)حدید)
گفتن این جمله آسان است..اما آیا من با ایمان و اطمینان کارها را انجام میدم و با شجاعتی که خداوند با من است پیش میروم؟؟؟؟ و با عمل کردن ،ب اعتماد نفسم و عزتم کمک میکنم ؟؟یا با ترس و شک ؟؟
مهم این است
بارها در دام دودلی و آی چطور و چگونه؟؟؟افتادم
ما سالهادر شرک و بی ایمانی زندگی کردیم و
راحت منکر قدرت و عظمت او شدیم..
پس ب یک جهاد ،یک تکبیر ،یک امضا محضری محکم نیاز داریم که پای گفته هامان باشد .و آن عمل است.
عمل من نشان دهنده بنده گی من است.
من سالها و بارها خدا را ترک کردم .اما اون انرژی ،اون نیرو،اون مظهر عشششق،لطف و کرم ،روح متعالی لحظه ای مرا ب خودم وا
نگذاشت . و من نادان ،هیچ نفهمیدم
من آنقدر با ارزش بودم و محترم،که خداوند
۴ بار ب طرز عجیب و آسان مرا از مرگ نجات داد.
تا ب من بفهماند که چقدر باارزشم .و باید خودم را ،روحم را،جسم و جان را،ب نور خودش آغشته کنم و ایمان بیاورم. تا با لذت
تن ب مرگ دهم و در دنیای بعدی سرگردان نمانم.
خدایا شکرت که تو شایسته احترام و اعتماد هستی..
قبلا خیلی حوصله م در خانه سر میرفت و از تنهایی شکایت داشتم و دلم هم صحبت میخواست .اما مدتهاست ازش لذت میبرم و چنان در خانه مشغول خودشناسی و تغییر نگرش خودم هستم که وقت کم میارم و لذت میبرم از محیط خانه و زندگیم.
خدایا شکرت بخاطر تمام امکاناتی که در زندگیم ب من بخشیدی و براحتی با داشتن گوشی و لپ تاب ،میتوانم روی خودم کار کنم.از همسر و فرزندم که در این راه با من هستند ..خدایا بخاطر داشتنشون شکرت.
سالها در ناآگاهی ب جسم و ذهنم ،روح و روانم صدمه زدم.اما اکنون فقط و فقط با عنایت الله و کمک هایش دارم ب جسمم عششق ،آرامش،وحدت را یاد میدهم.
گام هفتم استاد عالی ست..من از این مراقبه
همه جوره استفاده کردم و چقدر خوب استاد با این متن دوباره یادآور شدن..
مراقبه با سکوت ..مراقبه با عبارت تاکیدی ب شکل تکرار…حتی در جمع مراقبه در ذهن..
مراقبه اشتیاق ،آزادی،رهایی،را بدنبال داره
سختترین گام ..گام هشتم
(با دنیای پیرامون خود مدارا کنید)
میشود با گیاه ،حیوان،جهان هستی،خدااا
ب آسانی ب صلح رسید…
ب قول استاد عرفانمون….صلح با دیگران سختترین اما زیباترین است.
صلح با دیگران ، در نگاه خدا در جایگاه بالایی قرار دارد..
در برابر دیگران نه مظلوم باشیم و نه ظالم..
صلح با دیگران نیاز ب مراقبه ذهنی بالا و صلح و آرامش الهی را می طلبد..واز خدا کمک بگیریم که در این صلح ،پرچم سفید عششق برافراشته باشد ..و تمام کوشش و سعی م این است که در مقابل آدم های پرتوقع که درکی ندارند با عششق رفتار کنیم.
ان شالله) تا خداوند آدم های مناسب را در مسیر راهت قرار دهد.
معبود من،بخاطر پدرو مادرم ،بخاطر معجزه فرزندم،بخاطر همسرم،بخاطر خودم ،نجات جانم،ذهنم ،باورها، بخاطر اینکه در جای درست خودم قرار دارم از تو سپاسگزااااارم.
خدایا بخاطر سقف بالای سرم.بخاطر کلید خانه ام.و تمام امکانات غیر شمارشی که در اختیارم نهادی ممنونم.که تو بخشنده مهربانی..مگر میشود شکر تو را کرد/
(بارالها:یاریم کن در همه حال ب تو مشتاق باشم و از مخالفت تو بترسم ،چون یقین کننده گان (کمیل)
من ب دستان خدا خیره شدم ،معجزه کرد/
نشان های دریافت شده
به نام الله مهربان
سلام به همه
الهی شکرت که باز هم فرصتی دادی که خودم را آگاهتر و زندگیم را زیباتر کنم
امروز ۱۰ ویژگی رو یاد گرفتیم که اگر اونها را انجام بدیم میتونیم یه زندگی عادی با عزت نفس بالا داشته باشیم
اولین کاری که باید بکنم اینه که عاشق خودم باشم وقتی جلوی آینه میرم با خودم حرف بزنم و به خودم ابراز علاقه کنم
دوم اینکه به تواناییهای خودم ایمان داشته باشم
و برای خودم ارزش قائل باشم
من کامل و بینقص آفریده شدم و اینقدر در خودم احساس رضایت ایجاد میکنم تا زبونم ناخودآگاه و دلم ناخودآگاه شکر خدا را بکند
سوم اینکه باید به انسانها احترام بگذارم و بدونم که روح خداوند در آنها هم حضور دارد پس مورد احترام است
و یادم نره همه آفریده خداوند هستند
چهارم اینکه بپذیرم که من در هر شرایطی که هستم دقیقاً جای درست خودم قرار دارم چون با نگرشم درخواستهایی به خداوند کردم حالا یا خودآگاه یا ناخودآگاه و خداوند هم آنها را اجابت کرد پس خداوند هیچ اشتباهی انجام نمیدهد و هرچه هست از نگرش و درخواست خودمونه پس اگه نگرشمونو درست کنیم درخواستهامون هم طبق همون نگرشون میشه آیا زندگی عالی رو به لطف خدا تجربه خواهیم کرد
پنجم اینکه هیچ وقت یادمون نره که توی دنیا تنها نیستیم
واقعا این آیه قشنگه و هو معکم این ما کنتم
خود خدا توی قرآن به من داره میگه بابا من بهت نزدیکم پشتتو خالی کردم این را بدان من هستم
من از رگ گردن به تو نزدیکترم از خودت بهتر خودتو میشناسم من عاشقتم و هم معشوقتم تو برای منی و من برای توام پس تنهات نمیذارم پشتتو به من گرم کن
ششم اینکه با جسم خودم آشتی کنم و اون رو محترم و ارزشمند بدانم
همین جسم است که باعث شده که من در این دنیای مادی قرار بگیرم و محل زندگی منه
پس قابل احترامه
اگه الان سلامتیتون خوب نیست دلیل نمیشه که از همون اول اینطور بودی حتماً کاری کردی و نگرشی داشتی که سلامتیت به خطر افتاده پس نمیتونی به بدنت بیاحترامی کنی
به نعمتی که باعث شده که تو در این دنیا باشی و از زیباییهاش لذت ببری و آخرتت را آباد کنی
هفتم اینه که از مراقبه ذهنی استفاده کنم و هر وقت که حالم بد بود با همون جملههای قشنگ که حتی نیاز نیست به زبون بیارم و همه اونها رو در ذهنم مرور کنم و به خودم یادآوری کنم که یه همدم متعالی دارم و حال خودم رو خوب کنم
هشتم اینکه با دنیا و عالم مهربون باشم و مدارا کنم حتی اگه حق با من بود با مهربانی از حقم دفاع کنم
و نگذارم که حق به جانب بودنم مانع مهربونی و بخشیدنم بشه
نهم اینکه نقش خودم را در عزت نفسم به خاطر داشته باشم
و بدونم که با کنترل نگرش خودم عزت نفس من به واقعیت تبدیل میشه
وقتی در روبیکا یک پیج بذاری میبینی که کلی آدم اون رو تماشا کردن اما فقط چند نفر انگشت شمار اون رو لایک کردند پس این یعنی بسیاری از آدمها بودند که از این پست خوششون نیومد و هر کسی یک نگرشی داره چون نمیتونی نگرش جوری زندگی کنی ه در ذهن بقیه هست و هیچ وقت نمیتونی ذهنیت بقیه رو دستکاری کنیم فقط میتونی اونطوری که میدونی درسته زندگی کنی و هیچ وقت یادت نره که عزت نفس یعنی اینکه بتونی طبق نگرشت از خودت که یک آدم عالی هست رو به واقعیت تبدیل کنی
و در آخر هیچ وقت یادمون نره که اگه خدایی نبود و اگر لطف بزرگش نبود هیچ وقت نمیتوانستیم چنین از این قدرت عقل و اندیشه استفاده کنیم و زندگیمان را دگرگون کنیم
خدایی که عاشق است و میبخشد
خدایی که نزدیک است و دور نمیشود
خدایی که هرچه از خدا بودنش بگویم کم گفتم
سپاس میگویم که هم احساس خودم را خوب کنم هم از لطف بیکرانش بیشتر بهرهمند شوم
بله این بود حکایت عزت نفس..
یاحق مدد
با سلام به نام الله یکتا
ادامه روش های شخصی افزایش عزت نفس
۵خدا با شماست؛ هر جا که باشید».همیشه باید حضور و همراهی خداوند و حس کنید و باور کنید در هر لحظه مراقب هدایت گرشماست
این همدم متعالی شایسته احترام و اعتماد است
۶ با جسم خود آشتی کنید و آن را محترم و ارزشمند بدانید.جسم ما کامل و بی عیب ونقص آفریده شده
همه ما بطور ذاتی سالموکامل آفریده شدیم مگر این که آن را از بین ببریم
۷ استفاده از مراقبه ذهنی به طوری که به احساس خوب و آرامش درونی برسیم برای در ارتباط بودن با اراده خداوند
۸ با دنیای پیرامون خود مدارا کنید.
مدارا کردن با انسان ها، گیاهان، حیوانات و هر موجود زنده و غیرنده را شامل می شود.وقتی فرکانس ببخشش را میفرستید به هماننسبت مورد بخشش جهان قرار میگیرید و همسو با اراده خداوند میشود زمانی که شما دیگران را مورد عفو و بخشش قرار می دهید،بیشتر از هر زمانی برای خود ارزش و احترام قائل شده
۹ همیشه نقش خودتان را در عزت نفستان به خاطر داشته باشید.هرگز نباید عزت نفس خود را از دیگران یا وصل به تشویق و تحسین ونظر دیگران بدانیم عزت نفس یک موضوع شخصی است و به دیدگاه و نظر دیگران ارتباطی ندارد. در دستیابی به عزت نفس باید به نقشخودتان تکیه کنید، تنها در این صورت با روح جهانی یا قدرت اراده خداوند در ارتباط قرار می گیرید و نتیجه این نگرش بسیار دلنشین ولذتبخش خواهد بود
۱۰همواره با خودتان تکرار کنید: “خدایا به خاطر همه چیز از تو متشکرم .همواره با توجه به داشته های خوداحساستان را خوب نگهدارید این نگرش باعث شکل گیری نوعی احترام عمیق درونی می شود و شما همواره آنچه درون خود دارید را به دیگران هدیه می کنید.
سلام استاد
عزت نفس داشتن یعنی اینکه خودت تصمیم بگیری که چه کاری الان به صلاح تو است و حالت را خوب کنه و با انجام دادن آن لذت ببری و بهترین تصمیم هم باشد نه اینکه دیگران نظرشان را به ما تحمیل کنند و بعد از مدتی ناراحت باشیم که چرا آن موقع با آنها موافقت کردم و از تصمیم خود پشیمان باشم حالا درهر کاری – خرید – گردش- خرید مسکن وخانه و باغ – خرید ماشین و انتخاب شغل – انتخاب همسر و….
راههای به دست آوردن اعتماد به نفس
1- من باید عاشق خودم باشم و خود را دوست داشته باشم نه دیگران را
2- من کامل و بی نقص دراین دنیا آفریده شده ام پس من درهمه حال با اعتماد به نفس بالا هستم
3- همهی ما آفریدگار خدا هستیم پس باید به نظر همدیگر احترام بگذاریم
4- ویژگی پذیرش را درخود ایجاد و تقویت کنیم یعنی درهر شرایطی بودیم آن را بپذیریم و سپاسگزار خداوند باشیم
5- همواره به یاد داشته باشیم که دراین دنیا تنها نیستیم و خداوند همراه ما خواهد بود
6- با جسم خود آشتی کنید و آن را محترم و ارزشمند بدانید هرگز خود را سرزنش نکنید
7- مراقبه ذهنی و کلامی برای ارتباط با خداوند داشته باشید درهر شرایطی با خداوند صحبت کنید و از او کمک بخواهیم
8- با دنیای اطراف خود مدارا کنیم با هم نوع خودمان – گیاهان – حیوانات و طبیعت
9-همیشه نقشتان را درعزت نفستان به خاطر داشته باشید .شما نباید خود را مسئول نظر و عقیده دیگران بدانید بلکه باید صد در صد مسئولیت عقیده و نظر خود را به عهده بگیرید.
10- همواره و درهرشرایطی از زندگی باید شکرگزار خدا باشید و همواره درزندگی بگویید خدایا به خاطر همه چیز ازتو متشکرم
استاد الان که من به تیتر عزت نفس نگاه میکنم خدا راشکر میکنم که خیلی از این شرایط را دارم و شاید دربعضی از موارد آنهم گاهی به نظر دیگران توجه کردم چون من خودم را بهتر و بیشتر از هرکسی مشناسم چون اگر چیزی را خودم دوست دارم انتخاب نکنم و به نظر دیگران ان انتخاب را انجام بدهم به زودی پشیمان میشوم و هم خود و اطرافیان را به خاطر انتخاب اشتباه اذیت میکنم بنابراین همیشه سعی کردم درانتخابم ابتدا سختگیر باشم تا بعدها ناراحت نباشم که ایکاش همان موقع گفته بودم من این را نمیخواهم جالبه بعضی از افراد به من میگویند که شما خیلی رک صحبت میکنید و سریع نظرتان را میگویید درحالی که من اصلا به کسی بی احترامی نمیکنم همیشه و همه جا گفتم نظر شخصی من این است واگر اکثریت مخالف بودند من نظر خودم را گفتم چون بعدها افسوس نخورم که چرا نگفتم و خیلی از همکاران درمحیط کار به من میگویند که اخلاق شمارا خیلی دوست داریم چون اگر چیزی را نخواسته و دوست نداشته باشید حتی اگر بالاترین مقام اداره بگوید دراخر نظر خود را میگوید من همیشه گفتم ایکاش همه همینطور بودند و بدون رودربایستی و تعارف حرفهایشان را میزدند و بعدها با مشکلات بزرگتری برخورد نمیکردیم چون خداوند به قولی عقل داده تا تصمیم درست را بگیریم و بتوانیم جلوی خیلی از ضررها را بگیریم چون زمان درحال گذر است ووقتی وقت از دست انسان رفت دیگر قابل برگشت و جبران نیست و نباید درخیلی از مواقع برای انتخابهایی که شاید سالیان سال ما با آنها درگیر باشیم تعارف کنیم و خودمان را دچار مشکلات کنیم .
من بارها درزندگی و درجامعه اتفاق افتاده که با نظر دیگران مخالفت کردم وروی نظر شخصی خودم پافشاری کردم و الحمداالله تا الان که سن 46 سال دارم ازاین اعتماد به نفس خودم ضرری نکردم چون همیشه خداوند را ناظر براعمال خود میدانم و همیشه گفتم به قول امام حسن مجتبی (ع) درهرکاری آنچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند و انچه برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند چون با این کار ابتدا به خود و دیگران احترام میگذاری و کارها به روش درست انجام میشود
جالبه استاد دیروز یکی از همکاران آمد که میخواهم ضامن وام من شوی و خواهش میکنم نه نگو من سریع خندیدم و گفتم من با هیچکس در این دنیا رودربایستی ندارم و اگر صلاح بدانم که نباید ضامن بشوم ضامن شما که هیچ ضامن مدیر کل هم نمیشوم و منت هم میگذارم گفت چرا؟ خندیدم و گفتم چون من شما را معطل نمیکنم و به خیال راحت و بدون اینکه وققت را بگیرم میگویم نه چون یکی از همکاران من را یکماه سرکار گذاشت و بعد ازیکماه گفت نه
همکار ما ابتدا خندید و گفت خیلی ممنون ازشما و خدا پدرت را بیامرزد که راستش را میگویی و بعد از رفتن همکار من ذره ای ناراحتی و استرس نداشتم چون با اعتماد به نفس تصمیم گرفته بودم و به خاطر تایید نظر دیگران کاری را انجام نداده بودم
به نظر من استاد باید درهرکاری ابتدا موقعیت خودم نه دیگران برای انجام هر تصمیمی را درنظر بگیرم بعد از آن بدانیم که خداوند ناظر برهرکاری است و درکنارمن است و باید با مراقبه ذهنی ازاو کمک بخواهم و به دیگران هم احترام بگذاریم تا احترام و شخصیت خودمان هم حفظ شود و درنهایت به قول امام حسن مجتبی عمل کنیم که آیا اگر من هم جای او فرد بودم دوست داشتم چنین تصمیمی برای من درنظر گرفته شود و دراین تصمیم برای خود و خانواده -اطرافیان -محیط – حیوانات و گیاهان ضرری نداشته باشد و همیشه از خداوند به خاطر شرایط الان و بهتر شدن شرایط سپاسگزار باشیم .
افرادی که اعتماد به نفس ندارند مثل تکه ای چوب میمانند که دردریا با هرموجی بالا و پایین میشوند و استرس و فشار روحی و روانی زیادی را باید تحمل کنندو به خاطر خجالتی بودن شاید سالها درعذاب و رنج باشند خداوند مهربان به هرانسانی عقل کامل داده که هرتصمیمی را با عقل سلیم بگیریم تا بعدها ناراحت نباشیم و گاهی هم اتفاق افتاده درزندگی که انسان با توجه به شرایط نتوانسته است تصمیم خوب بگیرد باید بین بد و بدتر حداقل بد را انتخاب کنیم اگر می خواهیم آرامش روحی داشته باشیم و سبک بال باشیم و دچار عذاب وجدان نشویم
من خدارا صدها بار سپاسگزارم که درطول مدت شغلی که در اداره تا الان داشتم به خاطرجلب نظر هیچ مدیری کاری را طبق قوانین نبوده انجام ندادم بارها تذکر گرفتم و حتی حکم شهرستان برایم زدند ولی من از حرفم برنگشتم و خدارا شکر عذاب وجدان ندارم که فلان حرفی را درمورد همکاری زدم که بعدها خجالت بکشم رودروی او بزنم چون به قول مادرم خورشید هرگز پشت ابر نمی ماند و اگر کارخوب و بدی را انجام داده باشی بعد از مدتی مشخص میشود و هرگز به خاطر منافع شخصی خودم کاری را انجام ندادم چون همیشه اعتقاد دارم که خداوند رزق و روزی رسان است بنده کاره ای نیست و عزت و ذلت ما دست خودمان و خدای ما است و به قول یکی از بازنشستگان ما که خدایش رحمت کند گفت طوری درمحل کارخود حرف بزنید و تصمیم بگیرید که حق الناسی بعد از 30سال خدمت به گردن شما نباشد قضاوت دیگران را رها کنید ابتدا به وجدان خودت رجوع کن و بعد تصمیم بگیر شاید خیلی به ضرر تو تمام شود ولی حداقل عذاب وجدان نداری و ایمانت به خداوند که همیشه درکنارت است و مواظب توست بیشتر میشود
خدایا بسیار سپاسگزار و ممنونم که همیشه و درهر شرایطی درکنارم هستی و من میتوانم دستم را دردستت بگذارم و بگویم من به هیچ کس نیازی ندارم چون خداوند درکنار من است واوبی نیاز از هرکمکی است و توانا و عالم به هر کاری است
درهر شرایطی باید بگوییم خدا هست – خدا هست – خداهست و از او کمک بخواهیم
باسلام خدمت شما استاد عزیز
آیا آیا ما به دنیا آمدیم تا همه انسانها رو از خودمان راضی خوشحال نگه داریم و آیا هدف زندگی ما چیست؟
همیشه از کودکی شنیده بودم که یک سری کارها رو و حرفها و رفتارها رو در برخورد با دیگران نباید انجام داد تا اونها رو از خودمون نرنجونیم اما اگر کسی به ما حرف ناراحت کننده زد که ازش دلخور شدیم باید ببخشیم و بگذریم،
سوالم این است که چرا همیشه باید در رفتار با دیگران دقت کنیم،
و من امروزه جواب سوال خودم رو یافتم رفتاری که ما درباره دیگران داریم واکنش ما نسبت به جهان هستی است و قراره که جواب واکنش خودمان را از حهان دریافت کنیم ،
برای همین میگن که دیگران اگر بدی و خوبی میکنند به ما مربوط نیست زیرا رفتار و اعمال هر کس اول از همه برای خودش است جذب خودش میشه،
داشتن عزت نفس در من از زمانی زیاد و بهتر شد که تونستم خدای حقیقی رو درک کنم و بشناسم،
خدایی که همیشه و در همه لحظات زندگی در کنار من و در ذهن من است و حتی افکار من در تجربه روزهای زندگیم تاثیر دارند،
قبلاً که بچه بودم فکر میکردم خدا یک پادشاه بسیار قوی است که جهان ما را از بالا یعنی در آسمانها نشسته و به فرشتهها دستور میده که گناه انسانها رو بنویسه و براش ببره،
ولی الان که خدای خودم رو نزدیک به خودم و در کنار در آغوشم میبینم خیلی احساس بهتری دارم و عزت نفس من قویتر شده نسبت به گذشته خودم،
عزت نفس م زیرا خودم رو دوست دارم جسم خودم رو میپذیرم و بهش احترام میگذارم،
نفس دارم زیرا که رفتارهای خوب رو انتخاب میکنم و برای ورودی ذهنم ارزش قائل هستم،
عزت نفس رو در خودم افزایش دادم زیرا که مهربانی و بخشندگی و آرامش رو انتخاب کردم تا از هر روز خودم لذت ببرم،
نظر من انسانی که حسوده خشمگین یا کینه داره از عزت نفس برخوردار نیستی را نمیتونه اراده شخصی خودش و افکار ناراحت کننده خودشو کنترل کنه اما کسی که با اراده خداوند زندگی میکنه صفات و افکار مثبت تری داره مثل بخشندگی مهربانی آرامش ،
انتخاب میکنم که امروز هم با عزت نفس زندگی کنم تا از لحظهها و روزهای خودم لذت ببرم و به خواستههای خودم هر روز یک قدم نزدیکتر بشم و همیشه بهترین خودم باشم،
باتشکرازشما