0

چرا لاغرها هیچ‌وقت چاق نمی‌شن؟! (گام ۷۶)

لاغرها جاق نمی شن
اندازه متن

🍕🍩 هر چی می‌خورم چاق‌تر می‌شم… اما لاغرها؟! هر چی می‌خوان می‌خورن و آب هم روش! 😮 چرا لاغرها چاق نمی‌شن؟! این سوال سال‌ها مثل یه علامت سوال بزرگ تو ذهنم چرخ می‌زد.

📍 این جلسه ادامه گام ۷۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

وقتی کنار یه آدم لاغر می‌نشستم که با خیال راحت غذا می‌خورد، همیشه تو ذهنم یه صحنه شکل می‌گرفت: من یه بادکنک در حال ترکیدن، اون یه نی با استایل! 🎈🥢

اما واقعاً فرق ما توی معده‌مونه یا توی ذهنمونه؟

بیا باهم بریم دنبال جواب این سوال که چرا لاغرها هیچ‌وقت چاق نمی‌شن؟! 🧠✨

جواب کوتاهش اینه: علت چاق نشدن افراد لاغر فقط توی معده و ژن‌شون نیست، بیشتر از هر چیز توی ذهنشونه. اون‌ها از غذا نمی‌ترسن، احساس گناه نمی‌کنن و تصویر یه بدن چاق تو ذهنشون نیست؛ برای همین بدنشون هم همون مسیر رو می‌ره. اگه تو هم می‌پرسی چرا بعضی‌ها هرچی می‌خورن چاق نمی‌شن، تا آخر این جلسه با هم می‌بینیم فرق‌شون با ما دقیقاً کجاست.

تفاوت من با افراد لاغر

🧍‍♂️ همیشه فکر می‌کردم لاغرها یه جور دیگه‌ان… انگار خدا اونا رو یه مدل خاص ساخته و منو یه مدل خراب 😅

چند بار پیش خودم گفتم: «خدایا چرا منو چاق آفریدی ولی خیلی‌ها هرچی می‌خورن چاق نمی‌شن؟!»

هر وقت می‌دیدم یکی با خیال راحت 🍕 و 🍰 می‌خوره و حتی یه گرم اضافه نمی‌کنه، تو دلم آتیش می‌گرفت و یه سؤال قدیمی بالا می‌اومد:

چرا لاغرها چاق نمی‌شن؟! من که حتی با آب خوردن 💧 هم چاق می‌شدم!

راستش، سال‌ها دنبال جواب این سؤال بودم، ولی هیچ‌کس بهم جواب درستی نمی‌داد.

تا اینکه با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم. اولش فکر می‌کردم یه روش جدید برای کنترل غذا خوردنه، اما کم‌کم فهمیدم داستان خیلی عمیق‌تره.

اون‌جا فهمیدم که تفاوت من با افراد لاغر، نه توی معده‌ست، نه توی ژن‌هام… بلکه توی ذهنمه. 🧠

من سال‌ها با این باور زندگی کردم که بدن من یه سیستم خراب داره که چربی رو ول نمی‌کنه، اما بدن اونا سالمه و راحت غذا رو می‌سوزونه!

درحالی‌که الان می‌فهمم همه‌مون یه بدن داریم، با یه سیستم، یه معده، یه مغز… اما فرق اصلی اینجاست که چطور از این سیستم استفاده می‌کنیم 🎛️

🔧 درست مثل اینکه همه‌مون یه ابزار تو دست‌مونه — ذهنمون — ولی یکی باهاش خودش رو چاق می‌کنه، یکی خودش رو متناسب نگه می‌داره.

مثل دست‌ها… همه دارن! اما یکی باهاش آشپزی می‌کنه، یکی نقاشی، یکی تایپ. پس ابزار یکیه، استفاده‌اش متفاوته 🎨🍳⌨️

سال‌ها با این فکر زندگی کردم که چاقی من یه تقدیره، یه سرنوشته که دست خودم نیست. اما حالا می‌دونم فرق‌شون چیه! ولی من چه بخورم، چه نخورم بازم چاق‌تر می‌شم!

فرق من با آدمای لاغر فقط توی باورهاییه که از بچگی تو ذهنم حک شده.

💭 اونا از غذا نمی‌ترسن، احساس گناه نمی‌کنن، خودشونو قضاوت نمی‌کنن. برای همین ذهنشون هیچ فرمان چاقی‌ای صادر نمی‌کنه.

اما ذهن من؟ پر بود از باورهای چاق‌کننده… مثل:

  • «تو استعداد چاقی داری»
  • «هرچی بخوری چاق می‌شی»
  • «باید گرسنه بمونی تا لاغر شی»
  • «خوردن یعنی عذاب وجدان» 😵‍💫

و همون ذهنی که این افکار رو تو خودش ذخیره کرده بود، با وفاداری تمام، بدنم رو ساخت… یه بدن چاق.

مثل یه نقاش که اول تصویر رو تو ذهنش می‌کشه، بعد میاره روی بوم 🎨 منم سال‌ها تصویر ذهنی یه آدم چاق رو حمل می‌کردم و خب… جسمم هم همون شد!

✨ حالا که فرق‌مون رو می‌فهمم، دیگه دنبال جواب عجیب‌غریب نیستم. چون جوابش خیلی ساده‌ست:

لاغرها ذهن چاق ندارن.

چرا لاغرها چاق نمی‌شن

🧠 چرا لاغرها چاق نمی‌شن؟!

واقعاً چرا اون‌ها همین‌طور لاغر می‌مونن، ولی ما چاق‌ها هر چی تلاش می‌کنیم، لاغر نمی‌شیم؟! 🥲

تا حالا به این فکر کردی که چه چیزی جلوی چاق شدن اون‌ها رو گرفته؟ و چی دست‌وپای ما رو برای لاغر شدن بسته؟! 🤔

یه روز از خودم پرسیدم: اگه ما و اون‌ها، همه‌مون معده، قلب، مغز و بدن داریم، پس فرق‌مون دقیقاً کجاست؟

و همون‌جا بود که جواب رو فهمیدم — خیلی ساده ولی در عین حال عمیق:

✨ فرق توی نحوه استفاده از ذهنمونه، نه بدنمون!

آدم‌های لاغر تصویری از یه بدن چاق تو ذهنشون ندارن.

🍽️ برای اونا غذا چیزیه که هست؛ نه دشمنه، نه تهدید، نه عامل ترس. نمی‌ترسن، احساس گناه نمی‌کنن، نمی‌جنگن با لقمه‌ها.

ذهنشون هم چون آرامشه، فرمان چاقی صادر نمی‌کنه.

اما ذهن ما چطور؟

🧠 پر از تصویرهای چاق، پر از خاطره، ترس، نگرانی، حسرت و تعریف‌های اشتباه درباره چاقی. از همون کودکی باور کردیم چاقی یعنی سلامتی، چاقی یعنی خوش‌خوراک بودن، یا چاقی یعنی دوست‌داشتنی بودن…

همه‌ی اینا جمع شدن توی یه مخزن ذهنی سنگین 🧳 که مدام داره نقشه‌ی بدن ما رو طراحی می‌کنه.

📸 یه ذهن با تصویر بدن لاغر، نتیجه‌اش اندامی متناسبه. یه ذهن با تصویر چاق، نتیجه‌اش بدنی درگیر اضافه‌وزنه.

نتیجه‌ش واضحه: یکی همیشه لاغر می‌مونه، اون یکی هم با هر تلاشی باز هم چاق می‌مونه.

و جالب‌تر اینکه همون‌طور که ما فکر می‌کنیم لاغر شدن خیلی سخته، افراد لاغر هم دقیقاً همینو درباره چاق شدن می‌گن! 😲

به یه فرد لاغر بگی: «نمی‌خوای یه کم چاق شی؟»

جوابش اینه: «من هرچی می‌خورم، چاق نمی‌شم!» 😅

چون اون ذهنش فرمان چاق شدن بلد نیست… درست همون‌طور که ذهن ما هنوز فرمان لاغر شدن رو بلد نیست!

✅ این یعنی: واقعیت زندگی هرکس، همون چیزیه که ذهنش باور کرده.

🔹 برای یه فرد لاغر، چاق شدن غیرقابل باوره.
🔹 برای یه فرد چاق، لاغر شدن غیرقابل باوره.

اما حالا که فرق‌مون رو می‌دونیم، می‌تونیم آگاهانه تصویر ذهنی‌مونو تغییر بدیم… و اون‌وقت نتایج هم تغییر می‌کنن ✨🚀

🚨 چاق شدن با ذهن داستانی کاملاً متفاوت

شاید برات عجیب باشه، اما خیلی‌ها تو دنیا هستن که از لاغر بودن رنج می‌کشن! 😳

همون‌هایی که باعث تعجب ما می‌شن و مدام این سؤال برامون پیش میاد: چرا بعضی‌ها هرچی می‌خورن چاق نمی‌شن؟! 🤔

جملاتی مثل:

  • «چرا چاق نمی‌شم؟»
  • «چرا هرچی می‌خورم فرقی نمی‌کنه؟»
  • «خدایا یه کم گوشت هم به ما بده!»

برای افراد چاق شاید خنده‌دار باشه، ولی واقعاً بعضی‌ها از شدت لاغری، اعتماد‌به‌نفس‌شون رو از دست دادن 😞

اما مشکل کجاست؟

بیشتر اوقات این رنج‌ها واقعی نیستن؛ ذهنی و ساختگی‌ان. یعنی فرد فقط چون فکر می‌کنه دیگران ظاهرش رو نمی‌پسندن، دنبال چاق شدن می‌ره.

💭 در حالی که از نظر جسمی هیچ مشکلی نداره!

حالا اگه همچین فردی با ذهنش چاق شدن رو باور کنه، اون ذهن یه دستور جدید صادر می‌کنه — مثل یه توپ که تو سرازیری افتاده! ⚠️

اولش خوشحال می‌شه، چون به ظاهرش یه کم تغییر داده. ولی بعد از مدتی، اون روند چاقی متوقف نمی‌شه… چون ذهن توی مسیر چاقی افتاده و توقف نداره! 🌀

نتیجه؟

✅ لاغریِ خیالیش جای خودش رو به چاقی واقعی می‌ده.

✅ خوشحالیِ اول تبدیل می‌شه به نارضایتی شدید.

✅ و حالا به جای دغدغه‌ی چاق شدن، درگیر دغدغه‌ی سخت لاغر شدنه.

👥 خیلی از این افراد بعداً با حسرت می‌گن:

«کاش همون لاغر مونده بودم! کاش به خاطر بقیه خودمو تغییر نداده بودم!»

لاغری آسان با قدرت ذهن

🎤 تجربه‌ای واقعی از مسیر لاغری با ذهن

حالا می‌خوام شما رو با تجربه یکی از هنرجوهای عزیز دوره لاغری با ذهن آشنا کنم؛ داستانی از تغییر، از درک عمیق و از باورهایی که زندگی‌ش رو به کلی دگرگون کرده.

🌟 چرا دیگه حسرت لاغرها رو نمی‌خورم؟

یه روز که رفته بودم مهمونی، زندایی‌م یه آلبوم عکس قدیمی آورد. بین عکس‌ها، چند تا از بچگی‌هام بود که خودم هم هیچ‌وقت ندیده بودم.

باورم نمی‌شد اون بچه‌ی فوق‌العاده لاغر و خوش‌فرم، خودم بودم! 😳 حتی مامانم هم شوکه شده بود.

تا شب خوابم نمی‌برد… گیج و منگ شده بودم. فقط یه سوال تو سرم می‌چرخید:

🔁 «چرا من این‌قدر تغییر کردم؟»

جالبه بدونی تو همین سال‌ها که من داشتم با چاقی دست و پنجه نرم می‌کردم، زن‌دایی‌م با بدنی لاغر و دخترونه، مدام دنبال چاق شدن بود! فقط به این دلیل که شوهرش گفته بود صورتت خیلی استخوانیه! 🤦‍♀️

یا زندایی همسرم با این‌که ۴۰ سالشه و دو تا بچه داره، هنوز دوست داره فقط صورتش تپل بشه!

از بیرون نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: مگه میشه؟ همه دارن دنبال لاغری می‌دَوَن، اینا چرا دنبال چاقی‌ان؟!

ولی حالا که دارم با استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها آگاهانه ذهنم رو تغییر می‌دم، می‌فهمم اون حسرت همون‌قدر الکیه که حسرت من برای لاغری!

✍️ در ادامه هم توی گام ۷۷ سراغ «تاثیر احساس در کاهش وزن» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 79 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.10 از 95 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19757

79 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

79 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عطا
      ۱۴۰۲/۰۲/۰۶ ۰۶:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,711 کلمه

      سلام و درود ‌. چقدر این فایل عالی بود البته همه فایلهای شما عالی هستن . 

      چرا لاغرها چاق نمیشن ؟ 

      اونا فرمولهای ذهنی اصلی رو در سر دارند و تصویر متناسب ذهنشون رو  دست کاری نکردن که واکنش جسمشون به اون فرمولها متناسب شدنه . 

      به عبارت بهتر اونا فرمول چاقی و تصویر چاقی ندارند و در نتیجه بدنشون  طبق عادت طبیعی  جذب و دفع انرژی داره . 

      تصویر چاقی = فرمول چاقی + احساس فرقی نداره حس لذت باشه یا نفرت . در هردو هیجانی تولید می کنیم که ذهنمون اون هیجان رو میگیره و اون فرمول رو اجرا می کنه . 

      شخص لاغر به هیچ عنوان درخواست لاغری نمیده و احساسی هم در این رابطه تولید نمی کنه .  

      او احساس  نیازی به لاغر شدن نداره .

      او با خوردن رابطه ی احساسی برقرار نمی کنه .

      یکی از دلایلی که خوردن انسانهای چاق رو چاقتر می کنه اما انسانهای لاغر رو لاغرتر اینه که خوردن از نظر انسانهای چاق از طرفی بزرگترین لذت زندگیشونه و از طرفی  یه جرم نابخشودنیه یعنی یه نفرت بی پایان . در هر دو حالت فرقی نمی کنه احساس وجود داره  و این احساس باعث فرمول خوردن = چاقی رو در ذهن ما فعال نگه میداره . . یعنی به خوردن به چشم یک لذت و یک گناه نگاه می کنند و اتفاقا هر چقدرم این احساس لذت و نفرت قویتر باشه  ولع بیشتر  حبس انرژی قویتر و آزاد نشدن انرژی بیشتر و چاقی بیشتر . 

      در حالیکه انسانهای لاغر به فعل خوردن یه نگاه کاملا عادی و رفع نیاز جسم دارن . به خودشون حق میدن و خوردن رو حق خودشون می دونند . در نتیجه واکنش ولع رو ندارن . واکنش چاقی هم ندارن .

      چیزی که من در این درسها کاملا فهمیدم اینه که چاقی فقط یه واکنش و عکس العمله . 

      ما عمل و عکس العمل داریم .

      عمل کاریه که عکس العمل طرف مقابل رو منجر میشه .

      چاقی عکس العمل فرمولهای ذهنیه . 

      انسانهای لاغر این فرمولا رو  بلد نیستن یا اگه بلدن تکرارشون کمتره .  در استفاده از فرمولهای چاقی استمرار ندارن .

      در حالیکه ما مدام از فرمولهای چاقی استفاده می کنیم . یعنی مدام احساس میدیم به چاقی و این حس در ذهن تصویر چاقی بیشتر رو ایجاد می کنه . 

      بیشتر فرمولهای چاقی هم در موردن خوردن و فعالیت نکردن هستند .

      انسانهای لاغر اصلا به این چیزا فکر نمی کنند و هیچ حسی هم بهش ندارن .  اونها زبان چاقی رو یاد نگرفتن . 

      اونها از زبان چاقی در  کارهای روزمره استفاده نمی کنند . ولی خیلی جالبه حتی بعضی لاغرا وقتی ازشون میپرسی چجوری کسی که چاقه خودشو لاغر میکنه میگن با ورزش و رژیم . در حالیکه وقتی می گیم تو چجوری لاغری میگن من غذامو میخورم . وقتی به رفتارشون نگاه می کنیم خودشون ورزش و رژیم ندارن . اگه فعالترند چون حجمشون کمتره و لازم نیست کوله بار حجم اضافه رو با خودشون ببرن . اگه هم  مقدار غذایی که سیرشون می کنه کمتر از انسانهای چاقه خب چون حجم بدنشون کمتره نیاز جسمشون کمتره در نتیجه کمتر از انسانهای چاق می خورن .اما نکته مهم اینجاست  اونا به غذا نیاز روانی ندارن . به نوعی به مصرف بی رویه غذا معتاد نیستن . 

      اعتیاد ، ظاهر خودشو به مصرف بیش از اندازه ی مواد غذایی نشون میده ولی اعتیاد یه بیماری روانیه و فقط سرشاخه هاش اومده در رفتار جسمی . 

      ما اعتیاد روانی به مصرف مواد غذایی داریم . وابستگی شدید به غذا داریم . آروم و قرارمون غذاست . اگه نباشه گم کرده داریم . نیاز روانی داریم . یعنی فکر می کنیم اگه غذا نباشه میمیریم . 

      البته تا حدی این وابستگی رو انسانهای لاغرم دارن . خب اونا هم اگه نخورن میمیرن ولی اونا نیاز روانی به غذا ندارن . روح و روانشون با غذا آروم نمیشه . وقتی عصبی میشن اولین واکنششون برای آرامش پناه بردن به غذا نیست . او به غذا احساس عشق و نفرت ندارن . صرفا یه احساس معمولی و عادیه . به عبارت دیگه غذا مخاطب خاصشون نیست . 😂

      حتی احساسات ما هم به تبع فرمولهای ذهنی و روانی به غذا اعتیاد پیدا کرده . ما حتی از فکر کردن به غذا آروم میشیم . خلاء احساسیمون پر میشه . یه فیلم میدیدم به نام چاقی . آقاهه دقیقا همینطور بود . خلاء احساسیش رو با غذا پر می کرد . چاقی زبان مشترک همه ما انسانهای چاقه . 

      از طرفی وقتی می گیم اعتیاد به خوردن داریم با این باور قدرت رو از خودمون میگیریم میدیم دست خوردن . میدیم دست عادت . 

      باید بگیم اعتیاد به خوردن رو خودم در خودم ایجاد کردم .  هیچی به من تحمیل نمیشه . این منم که هر روز انتخاب میکنم که  با توجه به نیاز جسمم بخورم یا علاوه بر نیاز جسمم بر اساس نیاز روانمم غذا بخورم . 

      من نیاز روحی و روانی و احساسی به غذا ندارم اینو باید باور کنم . این نیازها رو خودم ایجاد کردم چون لذت بردن رو نیاز خودم میدونم و ابزار غذا شد وسیله ی لذت بردن بیشتر من . 

      در حالیکه لذت بردن کاملا یک نیاز روانیه و اصلا به جسم مربوط نمیشه . 

      انسان  به لذت بردن از غذا نیازی نداره . انسان خودش خودشو نیازمند به لذت غذا کرده . پس در نتیجه در مواجهه با غذا عنان از کف میده و مرتب قدرت رو میده دست اون تا به رفتارهای نیازمندانه اش جهت لذت بردن بیشتر ادامه بده . در حالیکه همه ی این انتخابها با خودشه وعلتشم لذت بردنه . 

      ما در این درسها یاد گرفتیم قدرت رو بگیریم دست خودمون تا جاییکه میتونیم مدیریت رفتار داشته باشیم . 

      مدیر خودمون باشیم نه برده ی خودمون . 

      دوباره در خودمون عادات صحیح ایجاد کنیم .

      تنها بر اساس نیاز جسم غذا بخوریم نه بر اساس لذت روح و روان . روح و روانمون رو آموزش بدیم که کلییییییییی نعمت برای لذت بردن هست . غذا فقط یه نعمته . چرا خودمون رو فقط با این یه لذت محدود کنیم و خودمونم که دیدیم هر بار به این لذت رو آوردیم گرفتار رنج روحی و روانی بیشماری شدیم .

      در حالیکه وقتی بر اساس نیاز جسمی غذا خوردیم هیچ وقت دچار روحی و روانی نشدیم . 

      به نظرم ما در جهت تقویت قوای روحانی خودمون باید تلاش کنیم . هر چقدر از درون پرتر بشیم نیاز روحی و روانی و وابستگی عاطفی به غذا رو در خودمون کمتر می کنیم . چون این اصل رو باور داریم که اصل اینه ذهن و جان ما به غذا نیاز نداره و صرفا نیاز فقط در بعد فیزیکیه و ما لذت رو باید از سر منشاء لذت جستجو کنیم و اونم خدای درونمونه . یعنی هر چقدر ما با خدای درونمون بیشتر ارتباط برقرار کنیم نیاز روح ما کمتر و کمتر میشه . ما از خدا و صفات الهی پر میشیم نه از خلاء و نیاز . 

      استغنا صفت الهیه . در حالیکه نیاز صفت انسانیه . جسم ما نیازمنده و هیچ کس این نیاز رو سرکوب نمی کنه اما روح ما نیاز مند نیست . بعد متافیزیک ما نیازمند نیست . چون خداست و خدا کانون نعمته و نعمتها اتفاقا از وجود او جاری میشن . ما خالق نعمتها هستیم نه  محتاج اونا . 

      پس با این تفاسیر میتونیم تصویر ذهنی خودمون رو نسبت به غذا و خوردن تغییر بدیم و تصویر قبلی رو فراموش کنیم . 

      فرکانس نیاز و احتیاج نسبت به هر چیزی فرقی نداره مدار مدار نیازه که حالا این نیاز میخواد نیاز به لاغری باشه که ما یادگرفتیم نیاز به لاغری نباید داشته باشیم یا این نیاز به مصرف مواد غذایی باشه . فرقی نداره فرکانس نیاز انرژی رو جذب و حبس می کنه . در فرکانس نیاز تصویر ذهنی که در سرمون ایجاد می  کنیم تصویر گرفتن و نگهداشتن انرژیه  و این تصویر یعنی تصویر چاق.

       این واکنش مربوط به مدار نیازه . کاری که ما میتونیم بکنیم اینه خودمون رو از فرکانس نیاز روحی و روانی و احساسی داشتن به مصرف مواد غذایی خارج کنیم و به این باور برسیم  که بعد متافیزیک من هیچ نیازی به مواد غذایی نداره . بُعد متافیزیک من بی نیازه . بُعد متافیزیک من خودش کانون لذته و به لذت بردن از غذا نیازی نداره و حالا جملاتی از این دست که توجه و تمرکزمون رو از غذا برداریم وقتی این نیاز رو در خودمون حل کنیم دیگه پرخوری نمی کنیم که بعدش بخوایم خودمون رو ملامت کنیم . سرزنش کنیم در رنج بندازیم . در حقیقت همه ی این رنجها نشون میدن ما راه لذت رو اشتباه انتخاب کردیم و لذت بردن  یه امر مستقله و وابسته به هیچ ماده ای نیست و اتفاقا در هر ماده ای که ما بخوایم جاری میشه . در نتیجه تصویری که از ذهنمون نسب به غذا ساخته میشه یه تصویر کاملا واقعی و  نه بر اساس تصورات کورکورانه احساسیه .

       ما صاحب لذت هستیم و انتخاب می کنیم این لذت رو در چی جاری کنیم . انسان لاغر این لذت رو در غذا جاری نکرده و غذا رو وسیله ای برای لذت جویی خودش نمیدونه بلکه غذا صرفا وسیله در جهت رفع نیاز جسمشه . البته لاغرانی که فرمولهای چاقی ندارن و یا اگه دارن خیلی ازش استفاده نکردن و خودشون رو در معرض خطر چاقی ننداختن . 

      ما در درجه اول باید کاری کنیم از فرمولهای چاقی استفاده نکنیم یا حداقل کمتر استفاده کنیم و در درجه بعد از فرمولهای لاغری استفاده کنیم . البته هر دو همزمان صورت میگیره چون وقتی از فرمول های چاقی استفاده نکنی تصویر چاقی نمیسازی در نتیجه داری از فرمول لاغری استفاده می کنی و با این تکرار و استمرار دیگه خودتو چاق نمی کنی و جسم هم که در حالت طبیعی خودشو داره لاغر می کنه . در نتیجه ما هم با جسم همسو و هماهنگ میشیم . علت لاغر بودن افراد لاغر دقیقا همینه . استفاده مداوم از فرمولهای لاغری و پیشفرض و یاد نگرفتن  فرمولهای چاقی و یا اگه یاد گرفتن استفاده نکردن از فرمولهای چاقی و یا حتی اگه استفاده هم کردن مداومت نکردن  در استفاده از فرمولهای چاقی . در نتیجه تصویر چاقی در ذهن ایجاد نکردن . پس واکنشهاشون همه در حالت طبیعی و نرمال باقی مونده . به عبارتی در سیستم پایه دستکاری نکردن و طبق الگوهای کارخانه کار می کنند و برنامه چاقی رو نصب نکردن . یا حتی اگه نصبش کردن اصلا ازش استفاده نکردن . بهتره ماهم برنامه چاقی رو اول عادت کنیم دبگه بازش نکنیم و دوم اینکه ۱ین برنامه ها رو یکی یکی پاکش کنیم و بازی بی نهایت چاقی رو خودمون متوقفش کنیم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم