آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
📍 این جلسه ادامه گام ۱۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در این جلسه میآموزیم:
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
1️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
2️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
3️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
4️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
5️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
6️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
7️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
💡 اگه میخوای مسیر لاغر شدن رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ تفاوت این دو مسیر؛ در ادامه هم توی گام ۱۳ سراغ «بهترین روش لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.08 از 166 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

با سلام به همگی 💖💖💖💖
صعود به قله لاغری یا سقوط به دره چاقی مطمئنا جواب صعود به لاغری هست من وقتی اینجام یعنی اینکه دوست دارم به لاغری برسم اما دوست داشتن کافی نمیتونه باشه لازمه اما کافی نیست ایا اموزش دیدن به تنهایی کافی با ذکر یک مثال میخوام بگم مثلا من میخوام یه کار مهارتی رو یاد بگیرم مثل رانندگی کار هنری ویا هر چیز دیگه ای ایا فقط سر کلاس حاضر شدن من رو به اون مهارت میرسونه نه باید تمرین کنم تا در اون کار به مهارت برسم من در اوایل دوره شایدخیلی طول کشید که به درک درستی از دوره برسم وبفهمم که استاد چی میگه از لحاظ جسمی تغییرات خیلی کمی داشتم ولی تغییرات رفتاری خیلی خوبی در من به وجود امده که برای من خیلی ارزشمنده ومطمئنم که تغییرات جسمی هم بعد از تغییر باورهای غلط و کسب مهارت لاغری در من بوجود میادمن دوست دارم از لحاظ جسمی مثل افرادی باشم که همیشه متناسب بودن پس باید سعی کنم که رفتارم هم مثل اونها باشه در مورد خوردن خودم به یه مسئله خیلی مهم رسیدم اینکه در طول روز به غذای خیلی کمی نیاز دارم وقتی میبینم نیاز غذایی من خیلی کمه به سالهایی فکر میکنم که چه خسارتهایی رو با پرخوری به بدنم وارد کردم واز رفتار قبل خودم که از سرنااگاهی بوده واقعا تاسف میخورم ورفتار افراد متناسب رو الگو قرار میدم که چقدر کم غذا هستن نه اینکه نخوان بخورن بلکه رفتار درستی دارن یکی از رفتارهایی که در من صحیح شده نترسیدن از مواد غذایی هستش مثلا امروز ظهر که با دختر خالم چت میکردم هینطوری پرسید که نهار چی دارین گفتم پیتزا و گفت که پیتزا خیلی چاق کننده اس من هم با خیال راحت گفتم اگه به اندازه نیازبخوری اصلا چاق کننده نیست وبعدگفت اره واقعا راست میگی خوشبختانه من ترسم از مواد غذایی تا حدود بسیار زیادی از بین رفته باید همیشه سعی کنم که آموزشها رو به عمل تبدیل کنم مثل معروفی هست که میگه عالم بی عمل مثل زنبور بی عسل میمونه وتمام توجهم به رفتار خودم وادمهای متناسب باشه چون من همیشه در مسیر قراردارم وقتی که مشتاق به رسیدن باشم با تغییر باور به تنهایی نتیجه ای حاصل نمیشه بلکه باید باور درست رو با قانون درست مصرف کردن مواد غذایی همسو کنی جمله طلایی که استاد فرمودن این بود که ما داریم از غذاها برای چاق شدن خودمون استفاده میکنیم غذاها به خودی خود چاق کننده نیستن پس باید تا زنده ام در مسیر بمانم اگه مدام در مسیر باشم تناسبم هم دائمی خواهد بود ولی هیچ آدم عاقلی دوست نداره به اون شرایط بد جسمی وروحی (چاقی )برگرده وترجیح میدم که مدام در این مسیر لذت بخش باشم لاغر شدن اسانترین ولذت بخش ترین کار دنیاست 😊😊😊💕💕💕💕💕💕💕💕💕
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
بعد از اینکه این فایلو دوبار گوش دادم متوجه شدم من خیلی 365 در مسیر صعود به قله ی چاقی بودم و حالا وقتی هر روز از خواب بیدار میشم و با فرمول های چاق ذهنم که نجواهای ناتمامی از ناامید کردن و مایوس کردنم بهم میده روبه رو میشم میدونم چقدر تکرار در چاق شدنم موثر بوده
من سالهای سال دونه دونه روزی چند بار رفتارهای چاقی رو طبق آموزش های اشتباهی که دیدم و برام کاملا منطقی شده بود اجرا کردم و توش به مهارت چاقی رسیدم
امروز اگه هر بار در مورد تناسب فکری کار می کنم و تمرین می نویسم در مورد فایل برای خودم توضیح میدم و بعد در زمان عملی کردن فایل یعنی زمانی که با خوراکی مواجه می شم می خوام تمریناتمو به عمل تبدیل کنم در حال صعود به قله لاغری هستم
امروز اگه احساس می کنم باید برم پیاده روی میرم
دیگه نمی گم خب این دوره مربوط به ذهنه و من پیاده روی نمی رم
بلکه می رم که لذت ببرم و بدنم و روحمو از تن پروری به سمت اشتیاق به زندگی و سرحالی تکون بدم
امروز میدونم که وقتی به خوراکی یا غذایی میرسم که خیلی دوست دارم بیش از حد نیازم بخورم و فقط به خاطر اعتیاد به خوراکی می خوام رفتار چاق کننده داشته باشم ، همون موقع به خودم میگم مریم تو نهایت لذت رو از این مقدار بردی و هدف هم همین بود وعده ی بعدی بازم به مقدار نیازت با لذت می خوری
من با عملی کردن این فرمول های لاغری دوره ای که روی ذهنم کار میکرده رو دارم در عمل ازش استفاده می کنم
این یعنی صعود جدید
من لاغر تر شدم و نشانه از این مهمتر چی باید باشه که من لاغر تر شدم
الان تو مرحله ای هستم که لباسام دیگه تو تنم نمی ترکه
الان لباسام بعضیاشون یا اندازه است یا یکم آزادتره
من هر روز برای تناسبم فعالیت می کنم چون می خوام در حال صعود باشم نه سقوط
امروز اینقدر حواسم به خوراکی نبود که ساعت 11 رفتم برای خرید
پیاده رفتم و عمدا دورترین فروشگاه به محل زندگیمو انتخاب کردم و می خواستم از پیاده روی و از خلوت با خودم لذت ببرم
وقتی برگشتم ساعت یک بود
تازه می خواستم غذا درست کنم و اصلا گرسنه نبودم
اونقدر اخساس سیری داشتم که غذا درست کردن رو به تاخیر انداخته بودم و متوجه شدم خوانواده ام گرسنه هستند
یه ذوقی کردم که نگو
خیلی خوشحال شدم که تنظیم ساعت غذاییم امروز یه جوری بوده که من درگیرش نبودم و اصلا حواسم به غذا نبوده
با خودم گفتم ساعت بقیه رو رعایت می کنم ولی اگه سیر بودم هر موقع خواستم خودم غذامو می خورم
امروز ساعت سه و نیم غذا خوردم
نمی خوام درگیر ساعت بشم
این تجربه رو به این خاطر گفتم که بگم تمرینات روی من یه جوری اثر داشته که من اونقدر متوجه نشدم …….این یعنی من در حال صعودم
هر روز فکرای چاق کننده میان و باهام حرف می زنند که مریم پس چرا هنوز بعد از یکسال تو مانکن نشدی
چرا تمام اضافه وزنت از بین نرفته
چرا به نتیجه نمی رسی
ولی من نمی تونم با این افکار گلاویز بشم
میگم تو درست میگی
یه وقتایی تو سایت که عکسای شرکت کننده ها رو می بینم که متناسب شدند عجله میاد سراغم ولی من میدونم عجله یعنی خودمو عقب بندازم
من دیگه نمی تونم یه سری از فرمولای لاغری رو فراموش کنم و ازشون استفاده نکنم
چون خوب یادشون گرفتم
وقتی احساس سیری می کنم نمی تونم خودمو گول بزنم که بیشتر بخورم
حالا من سیری رو می شناسم حال من آموزش دیدم که زمان سیری در هر شرایطی باید دست از خوردن بکشم من این اطلاعاتو دارم و نمی تونم برخلافشون عمل کنم چون مسئولیتش با خودمه و خیلی احساس بدی پیدا می کنم اگه به فرمولایی که برای لاغری هستند عمل نکنم
بعضی روزا رفتارام خیلی لب مرزه
ولی خب می دونم با تمرین درست میشه
این یعنی من در حال صعودم
من دارم زبان لاغری رو یاد می گیرم
به نظرم دو مورد تو زندگی من خیلی برام حالت عرفانی و شگفت انگیز الهی داره
چیزی که امروز تو پیاده روی به خدای خودم می گفتم این موضوع بود
من دوست دارم دو مورد رو تا این لحظه از زندگیم عالی در حد یک تجربه الهی و متعالی تجربه کنم یعنی احساس شگفت انگیزشونو بارها تجربه کنم
یکی متناسب بودنمه و یکی ثروتمند بودنم
من عاشق اینم که از تجربه ی این احساسات غرق لذت بشم
برای همین می بینم باید از لذت های پوچ و توهمی و اعتیاد گونه بگذرم
لذت غذای بیشتر لذت خواب بیش از حد لذت بی تحرکی و تن پروری فقط عادت هایی در من بودند که به لطف خدا مدت هاست داره با تمرینات ذهنی و عملی زندگیمو دچار تغییرات مثبت می کنه
این رفتارها یعنی صعود
مقاله ی اول این فایل رو خوندم و کاملا موافقم که برای سقوط و پیشرفت نکردن فقط کافیه کاری انجام ندیم ولی برای پیشرفت باید هر روز کاری برای صعود برای رشد انجام بشه
وقتی آشپزی های شما و انواع غذاهایی که در اینستا میگذارید رو می بینم همون اول به خودم می گفتم این یعنی تمرین اینکه میشه هر چیزی آدم دوست داشته باشه رو بدون ترس بخوره و از اون میزان نیاز بدن خوردن لذت هم ببره
قبلا من فکر می کردم باید هوسم به غذای خوشمزه رو با بدمزه کردن غذا و خشک و بی عظر وبو بودن غذا کنترل کنم و چقدر خودمو اذیت کردم
ته قلبم میدونستم این روش اشتباهه ولی خودمو شکنجه می دادم
حالا میدونم وقتی عاشق خودم هستم یه غذای خیلی با کیفیت و خوشمزه رو برای خودم درست می کنم و از اون مقداری که می خورم نهایت لذت رو می برم
یه جورایی قبلا لذت بردن از غذا رو گناه می دونستم و از اینکه بخوام غذای خوشمزه هم بخورم احساس عذاب وجدان داشتم ولی حال میدونم غذا غذاست من اندازه ی خوردنم معلومه
البته بگم من اصلا هنوز صد در صد اصولی متناسب زندگی نمی کنم ولی همینقدر که تمریناتم رو به عمل تبدیل کردم و نتیجه شو دارم می بینم مطمئنم روش ذهنی و این دوره صد در صد درسته
از اینکه سعی می کنم هر روز در مسیر صعود باشم خدا رو شکر می کنم
خیلی ممنونم
نشان های دریافت شده
وقت بخیر عزیزان
ما همیشه یا در حال صعود هستیم یا سقوط حالت ایستایی وجود نداردمثلا اگر یه هفته هیچ کاری انجام ندیم و خیالمون راحت باشه که در جای خودمون باقی می مونیم اینطور نیست
هر وقت سعی کنیم نتیجه محفوظ هستش ولی بالاخره همه مسایلی داریم ولی این هم باید مثل نمازمون باشه و همیشه واجب بدونیم که انجامش بدیم هر روز باید به خواستمون توجه کنیم هر جا می ریم رفتارهای افراد چاق و لاغر رو در نظر بگیریم و دقت کنیم هر چه بیشتر روی خودت کار کنی به لایه های پایینتری دسترسی پیدا می کنی و اونها رو تغییر می دی و انقدر باید این اموزشها رو تکرار کنیم تا به عادتمون تبدیل بشه که چه طوری رفتار کنیم که همیشه متناسب بمونیم و باید این اموزشها رو هر روز عمل کنیم
وقتی نتیجه می گیریم که
۱- هر روز یه کاری برای باقی موندن در مسیر انجام بدیم
۲- تلاش کنیم موضوعات تئوری و به عمل تبدیل کنیم توجه کنیم به افراد متناسب
ترس از خوردن که صحبت شد از فست فود و دیر خوردن در شب دیگه در من نیست چون همه چی رو راحت می خورم قبل از دوره باورم این بود که اگه غذای رستوران بخورم چاق می شم و هر وقت آخر هفته می رفتم رستوران یه دو پوند چاق می شدم
بدن من برای زنده بودن نیاز به انرژی داره و اینو از غذا بدست میاره پس من باید به مقدار نیاز از غذاها بخورم
بایدباور صحیح و با قانون همسو کنیم
قانون و نمی شه عوض کرد باید باورمون و عوض کنیم پس خیلی مهمه که قوانین و درک کنی و رفتارت و بر اساس قوانین تنظیم کنی
منم از پارسال تولد آگاهانه ام و شروع کردم دیگه به خاطر داده های اشتباه ذهنی کسی و مقصر نمی دونم و می خوام به یه ورژن جدید از خودم دست پیدا کنم انشالله
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی ودوستان عزیزم
استاد منم دقیقاهنوز این ترس از خوردن بعضی از مواد غذایی رو دارم این فایل رو که گوش کردم متوجه شدم ترس چیه مگه نه اینکه حربه شیطان چرا اصلا دارم بهش بها میدم چرا بهش فکر میکنم همه مواد خوراکی مثل هم هستن مثل اب اصلافرق نمیکنن این چه فکر مسخره ایه که وقتی سس میخورم گوشه ذهنم میترسم چاق شم یا شیرینی و..البته منم موافقم که وقتی گرسنه نیستیم دلیلی نداره بخوریم چند روز پیش یک ماهیتابه بزرگ پفیلا درست کردم وداغ با همسرم خوردیم بعدش که خوردیم گفتم نگاه کنا چرا همچین کاری کردیم ما که گرسنه نبودیم همسرم گفت نمیشه که همیشه گرسنه بود وچیزی خورد بعضی وقتا برای لذت هم میشه خورد اونجا گفتم میدونی چیه عزیزم هیچ موجودی توی دنیا وجود نداره که وقتی گرسنه نیست چیزی رو بخوره تاحالا دیدی یه شیر وقتی گرسنه نیست چیزی بخوره یا یه اسب یا گاو یا پرنده حتی حیواناتم این کار رو نمیکنن باید درشان انسان رفتار کنیم اشتباه کردیم ما سیر بودیم میشد یه شب دیگه وقتی گرسنه بودیم میخوردیمش همسرمم کمی به فکر رفت گفت راست میگی به هر بهانه ای میخواییم بخوریم اصلا رفتار وعادت های درستی نداریم نه باید ازاین ور بوم افتاد ونه از اون ور اصلا اینکه چرا هی فکر میکنیم به خوردن خیلی بد بهمون یاد دادن که همش نگران گرسنگیتون باشید مگه مثلا گرسنه بشیم چی میشه سرب داغ میریزن درحقلمون والا همچین شکنجه ای برای من متصور میشدن که گرسنه ات نیست هنوز گرسنه ات نشده چیزی نمیخوری؟چرا نمیخوری ؟مریض میشی معده درد میشی وهزار تا دلیل که هی بخور بخور وقتیم نمیخوردم میگفتن مریض شدی افسرده شدی یا چی بیرون خوردی خلاصه روزگارمونو با این خوردن های بیمورد سیاه کرده بودن الانشم من میرم خونه مادر وپدرم همش الکی میگم همین الان ناهار خوردم یا شام خوردم یا صبحانه خوردم واز صبح هیچی نمیخورم از ترسم که لااقل گرسنه برم وگرنه منهدم میشم البته سرزنششون نمیکنم چون تقصیری ندارن باوراشون غلط اما خب من نمیخوام مثل اونا رفتار کنم حالا یه چیز دیگه ای که هست اینکه من واقعا دوست دارم تا آخر عمرم ادامه بدم این فایلای متناسب شدن دلیل خیلی خوبی دارم که امید وارم به بقیه هم درتکرار کمک کنه من از وقتی که این دوره رو شروع کردم متوجه شدم که خانواده های لاغر ومتناسب چقدر هر روز بدون اینکه بدونن این صحبت ها وآموزش های لاغری بهم میدن وچقدر در رفتارشون به درست رفتار کردن هم تاکید میکنن هم نشون میدن وبرای همینه که متناسب میمونن ومنم از وقتی که این دوره رو گرفتم ودراین سایت هر روز مینویسم متوجه شدم که خانواده متناسبی پیدا کردم که هر روز باهاشون زندگی میکنم که حتی استاد مثل پدر اون خانواده چقدر دلسوز ومهربان بهمون یاد میدن که درست رفتار کنیم وبا تکرار تبدیل به عادتش کنیم من از زندگی کردن دراین خانه بسیار لذت میبرم وبا اینکه به کسی نگفتم ولی احساس میکنم خانه جدیدی پیدا کردم که با من درخور شان ولیاقتم رفتار میشه واین خیلی منو خوشحال میکنه این فایل ها تک تکشون برام ارزشمندند چون منو به رفتاربهتر هر روزه تشویق میکنن وباعث شدن من خیلی خیلی بهتر از قبل رفتار کنم وخداروشکر دارم تغییراتشم در وجودم میبینم دارم میبینم که هر روز دارم متناسب تر ولاغر تر از قبل میشم ولذت میبرم وهر روز که جلوی آینه میرم به خودم میگم این مهمان ناخوانده بزودی از بدنم میره ومن متناسب وخوش هیکل وسبک میشم وهر روزم دارم اب شدن چربی های بدنمو حس میکنم ولذت میبرم از کوچک تر شدنم واز هر فعالیتی که درروز انجام میدهم میخواد خواب باشه یا کار خونه یا پیاده روی یا ورزش یا هر چیزی با تمام وجودم لذت میبرم وعاشق خودم شدم که دارم هر روز بهتر عمل میکنم واز الان ترس ها وموانع ذهنی خودم رو کنار میزنم ویقین دارم که من هیچ مانعی ندارم چون این من هستم که ازادانه برای متناسب شدن خودم اقدام میکنم وبه همه اهدافم هم میرسم
نشان های دریافت شده
وقتی وارد سر زمین لاغری با ذهن شدم مثل یک آدم گنگ به اطرافم نگاه کردم فایل ها وتمرینات برایم اوایل نا مفهوم بود شاید به این دلیل که آشنایی چندانی با ذهن ناخودآگاه ام نداشتم قبلا مطالبی را خوانده بودم ولی زیاد اهمیت نمیدام چون ذهن منطق گرای من قبول نمیکرد ومیخواست خودش با آن حجم کمترش حاکم باشد بعداز آشنایی با این غول چراغ جادو فهمیدم که اگر قبلا موفقیت هایی در زندگی بدست آوردم تحت نظر همین غول مهربان بوده نه منظق و خوداگاه من من با ذهن خود آگاه خود تصمیم میگرفتم ولی اجرای آن تصمیم با این غول مهربان بود در سرزمین لاغری با ذهن و آشنا شدن با این غول مهربان باعث شد که به راحتی بتوانم از کوه تناسب اندام صعود کنم البته هنوز در نیمه راه هستم گاهی پیش میاید که با تخطی از تکرار تمرینات پایم سر بخورد وچند گامی به طرف دره چاقی عقب بروم ولی خوشبختانه بقدری این تمرینات جذاب هستند که بلافاصله فوری دوباره مرا به سمت خودشان میکشند ومن باز گامی دیگر برای صعود برمیدارم تا به قله تناسب برسم ومیرسم چون مطمعن هستم که مسیر درستی را انتخاب کرده ام وبه جرئت میگویم بهترین مسیر زندگی که انتخاب کرده ام همین دوره است حالا که به سمت قله گام برمیدارم دیگر حاضر نیستم با انجام ندادن تمریناتم به دره چاقی سقوط کنم هر گاه ممکنه یک روز حالم به خاطر موضوعی خوب نباشد تنها کاری که میکنم میثاق نامه را میخوانم وبعد کمی نوشته دوستان را ولی از فردای همان روز به سرعت به سراغ فایل ها میروم تا صدای استاد را بشنوم ودوباره در مسیر قرار بگیرم امیدوارم تا زنده هستم همیشه در این مسیر باقی بمانم
سپاس از همه عزیزان و استاد مهربانم
من بارها گفتم به این مسیر و دورها متعهد هستم و دلیل هم اوردم ولی با گوش دادن این فایل دوباره برای خودم چقدر قابل قبولتر شد که من متعهد هستم من حدود۲۰ روزی میشه در گیر کاغد دیوار کردن خونه ام هستم و داخل خونه ی من کار میکنن و قبل از شروع این پروژه خیلی نگران بودم از دورهام دور نشم چون شرایط گوش دادنم خیلی رو به راه نبود ولی من با تعهدی که داشتم در اولین فرصت هندزفری رو میزاشتم و فیلهام رو گوش میدادم و از اون تعهد بالاتر تمرین عملی بود برای خودم که دوشخص که در خونه ی من کار میکردن یکی چاق بود و یکی لاغر و من به صورت خیلی موشکافانه ای توجه به خوردن هر دو فرد داشتم و هر دو هم یه فعالیت داشتن ولی چاقه چون فکر میکرد کار بدنی دارم و باید زیاد بخورم چون فعالیتم زیاد هست و باید چیزهای مقوی بخورم که بتونم کارم رو ادامه بدهم هر چی بود روی سفره میخورد و ماست و سالاد و دوع اینا رو همه کنار غذاش که زیاد بود میخوردو اما شخص لاغر اصلا بیخیال این حرفها بود خیلی کم میخورد و سریع میرفت دنبال کارهاش ولی اون شخص چاق همش به دوستش میگفت سنگینم کی من رو بلند کنه کار کنم نمیتونم وای خیلی خوردم نمیتونم تکون بخورم و همیشه اون َشخص لاعر تعجب میکرد که مجبوری اینقدر بخوری و خلاصه تو حرفهاشون متوجه میشدم که چاقه چه افکاری داشته که زیاد خورده و لاغر چه افکاری داشته که زیاد نخورده و اتفاقا عیبش میکردن و اصرارش میکردن که بیشتر بخور ولی
باور کنید من چند باری میخواستم برم اونجا بگم ولش کنید تو رو خدا افکارش رو تغییر ندید اگه بخواد میخوره حتما سیر هست که نمیخوره و قشنگ میفهمیدم جریا ن این دو فرد چه هست و چقدر در این مدت که اینجا بودن من رفتار این دو فرد رو با تمام اموزشهایی که دیده بودم زیر نظر داشتم و تا جایی که حتی روز های اخر به همسرم که در این مسیر نیست گفتم تو رو خدا اینقدر اصرارش نکید بزارید خودش هر چقدر میتونه بخوره و بهانه برای خوردن زیادتر براش نیارین
و حالا بعد از چندین روز که از رفتن ا ونها و اتمام کاغذ خونه ی من میگدره من این فایل رو گوش میکنم و متوجه شدم من هم تمرین عملی رو در هر شرایطی که مقایسه ی چاقها با لاغر ها هست دارم حتی در زندگی روزمره ی خودم تمام توجهم روی دختر زیبا اندام و متناسب خودم هست که چقدر راحت و ریلکس در خوردن رفتار میکنه بدون ترس و زیاده روی و من هم با دیدن رفتار غذایی دخترم جرات خوردنم رو به اندازه نیاز زیادتر میکنم مثلا هر دوتامون یه بسیکوییت خاص کاکایویی رو خیلی دوست داریم صبح ها اون خیلی راحت با شیر میخوره و من اوایل با ترس میخوردم ولی با دیدن دخترم فکرم رو تغییر دادم که همین طور که دخترم میخوره و راحت بلند میشه و لاغرهم هست منم میتونم لذت ببرم از خوردنش و متناسب هم باشم تازه شاید پیش بیاد دخترم شبها هم یکی دیگه بخوره ولی من دیگه نه نمیخورم هم میلم ممکنه نکشه هم اینکه
چون من مدتها هست عادت کردم با شیر صبحانه ام خرما گردو بخورم دو دونه یا نهایت سه تا و هنوز دارم روی این ترس صبح کیک خوردن غلبه میکنم و دارم باهاش راحت میشم و هنوز برام کمی سخته که بپدیرم شبها هم یکی دیگه بخورم و این باور ترس از خوردن در ما ریشه داره واقعا و چقدر من با این اموزشها که خوردن برای بدن ما صروری هست و ترسی نداره برای ادامه حیات نیاز هست ترسم کمتر شده و راحتتر خیلی از چیزها رو میخورم که سالها ارزو ی خوردنشون رو داشتم ولی بازم با کار کردن روی خودم این باور رو که خوردن برای ادامه ی حیات من صروری هست قویتر میکنم و در ضمن از این تمرینهای عملی که مقایسه کردن رفتار عذایی چاقها و لاعرها هست من خیلی لدت میبرم و به جرات میتونم بگم بیشتر وقتها داخل جمع یا خونه یا بیرون خونه من روی این تمرین تمرکز دارم و با اشتیاق و علاقه اون رو انجام میدهم و در مسبر صحیح بیشتر قرار میگیرم
و یه موصوعی دیگه که دوست دارم دوباره برای چندمین بار بگم این هست که من در دوره ی آموزشی ورود به سرزمین لاعرها شرکت نکردم و فقط من دوره ی ۱۳ گام تا ۱۳ به در رو خریدم و دورهای رایگان رو دارم گوش میدهم ولی ملاک من از همون اول عمل کردن بوده و بارها به خودم گفتم اگه من به همین آموزشها عمل کنم قطعا لاعر خواهم شد و به انبوه اطلاعات که نیست به زیاد شدن فایلها که نیست به کامنت نوشتن تنها که نیست و یا خوندن که نیست اینها من رو لاغر نمیکنه خیلی عالیه انجام بدم ولی اینها من رو لاعر نمیکنن من باید لاعری رو یاد بگیرم باید تو زندگیم عمل کنم به همین آموزشها تا نتیجه بگیرم و به نطر من کسی نتیجه میگیره که استمرار و تکرار داشته باشه و تلاش کنه به اموزشها عمل کنه همون نگاه به رفتار متناسبها و چاقها بهترین تمرین هست و نتیجه ی عالی میگیریم
پس باید عمل کنم باید تغییر کنم باید آگاهیام افکار و باورهام تغییر کنه باید شخصیتم تغییر کنه تا جسمم تغییر کنه زندگیم تغییر کنه
من باید به مقدار مورد نیاز بخورم نه هر چی دلم خواست بخورم باید باور رو با قانون همسو کنم
قانون میگه مواد غذایی به من ضربه نمیزنه اما باور ما اینه که مواد غذایی من رو چاق میکنه پس باور اشتباه نتیجه ی قانون رو تغییر میده برای خودم ولی قانون رو نمیتونه تغییر بده
پس باور رو باید عوض کنیم و باید با قانون همسو کنیم
پس قانون میگه غذا ما رو چاق نمیکنه و قانون میگه به اندازه نیاز بخور ولی ما داریم از غذا برای چاق شدن خودمون استفاده میکنیم با زیاد خوردن پس نتیجه چاقی میشه
منم تولد آگاهانه دارم من هم یک سال و یک ماه میشه که از تولد اگاهانه ام میگدره من ۱۶ آبان ۹۸ با این دورها و قانون اشنا شدم و خیلی هم خوشحالم ولی چون اطرافیانم مثل من رفتار نمیکنن و فکر نمیکنن منم حرفی نزدم و هیچ جشنی نگرفتم ولی خودم بینهایت خوشحالم از خود جدیدم از حال و احوالم از رفتارهای جدیدم از شخصیت جدیدم از جسم جدیدم از احوال روحی جدیدم از همه چیز از لحطه به لحطه ی زندگیم از دنیام از اطرافم از هر چیز اطرافم لذت میبرم و دارم از این تولد اگاهانه ام در تمام جنبه های زندگیم استفاده میکنم هم در رفتار غذایی ام هم در بقیه ی جنبه های زندگیم استفاده میکنم
من خیلی جاها میفههم اشتباه فکر کردم یا رفتار کردم ولی سریع تعییرش میدهم با اموزشهایی که دیدم یا تکرارش رو کمتر کنم تا در مسیر درست باشم
پس من ترس از خوردن رو با تمرین و تکرار کمتر میکنم تا شرایطم بهتر بشه و الگویی بشم برای بقیه که متناسب بشن بدون ترس و عذاب وجدان راحت و به اندازه نیازشون غدا بخورن از هر چیزی که دوست دارن و متناسب هم باشن
و اما مقاومت دهنی که بارها به ما گفتین همچین چیزی وجود نداره در واقع ما میدونیم که تمام اندامها در خدمت ما هستن و این ذهنم یه عضوی هست مثل بقیه عضوها ولی دیده نمیشه پس در خدمت من هست و من هر چیزی رو که بخواهم اون برای من خلقش میکنه و مقاومت ذهنی وجود نداره مثل اینه که بگم میخوام اب بخورم ولی دستم نمیزاره لیوان رو بردارم خوب خنده دار من هر تصمیمی بگیرم کاملا ذهنم با من همکاری میکنه ولی اول باید برای ذهنم چیزی راحت و اسون باشه و یا بارها تکرار بشه و یا نتیجه اش برای ذهن خوشایند و لذت بخش باشه تا بهتر با ما همکاری کنه و ما در هماهنگی کامل افکار و باورها یمان باشیم
فایل “صعود به قله تناسب یا سقوط به دره چاقی :”
ما در همه شرایط زندگیمان در حال انتخاب هستیم. من هر روز میتوانم انتخاب کنم که مسير صعود را به سمت تناسب بروم. من میتوانم انتخاب کنم که متناسب باشم. پس من باید از مسیر درست و صحیح و با توانمندي به سمت قله قدم بردارم. من چگونگی قدم برداشتن خود در این مسیر را باید یاد بگيرم ، بعد از یادگیری هم باید بتوانم تناسب خودم را در دستیابی به قله حفظ کنم. من باید هر روز کاری را برای خودم انجام دهم. پس در برنامه هر روز من ، من برنامه خاصی برای عمل کردن به تمرینها قرار میدهم. بعد از ان من باید تا میتولنم ان تمرینها را تکرار کنم و تکرار وتکرار تا ملکه ذهنم شوند. من باید در خوردن مواد غذایی تعادل را رعایت کنم. من باید به وضعیت امادگی جسمانی و روحانی و ذهنی خود براي رسیدن به قله تناسب برسم.
من میتوانم هر روز تصميم قاطع بگيرم و انتخاب کنم که بدن سالمی داشته باشم و هر روز باورها ی متناسب همسو با متناسب شدن را داشته باشم. این یک قانون است و همیشه درست کارمیکند. با توجه به این قاون و رعایت ان ، من به دره چاقی سقوط نمیکنم. من با استفاده از قانون ، قبل از احساس سیری کامل، دست از غذا خوردن میکشم. من به خاطراینکه در دره چاقی سقوط نکنم ، به دلیل استرس و اضطراب ، بیشتر غذا نمیخورم. چون قانون یکی است و همواره یکسان کار میکند، من همسو با متناسب شدن هر روز قدم بر میدارم . من الان در این تولد اگاهانه خودم ، دارم اطلاعات خودم را افزایش میدهم تا به سمت قله تناسب برسم. من ميخواهم که ثابت قدم باشم . من ميخواهم انتخاب سالمتری داشته باشم. من میخواهم با قبلم فرق داشته باشم. من ميخواهم با همت خودم ، خود جدیدی بسازم. من ميخواهم سبک زندگى خودم را تغییر دهم. من میدونم تلاش لازم دارم تا بتوانم تغییر ایجاد کنم. الان پرخوری برای من وسيله ای برای تسکین استرس نیست.🤗
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
فایل سقوط یا صعود
این فایل هم مثل فایلهای دیگه خیلی عالی بود به نظرمن کل نکات طلایی موفقیت ولاغری در این فایل گفته شد. استمرار داشتن وادامه دادن یکی از نکات اصلی موفقیت هست وااینکه صرف فایل گوش دادن وافزایش آگاهی ومعلومات مارو به موفقیت نمی رسونه. باید این آگاهی ها را در عمل استفاده کنیم وجزو رفتار روزمره وعادی ما باشه رفتار کردن به شکل افراد موفق ومتناسب.
سه سال از تولد آگاهانه من می گذره از وقتی که با قانون جذب وارتعاش آشنا شدم من خیلی خوشحال هستم که درین سه سال خیلی خوب زندگی کردم ودرین راه استمرار داشتم وسعی کردم به آگاهی هایم عمل کنم. خیلی روزهای خوبی درین سه سال داشتم خیلی حالم خوب بود به اندازه ی تمام سالهای عمرم درین مدت از زندگی لذت بردم .من معنای زندگی وخدا وعشق وارامش وحال خوب را درین سه سال فهمیدم ودی ماه امسال جشن تولد سه سالگی ام را خواهم گرفت. چقدر تغییر باورها وشناسایی باورها ونگرش ها ودیدگاه های اشتباه وضعیف به آدم لذت میده. خدارو شکر که مارا به راه راست هدایت کرد.ما جزو بهترین انسانهای روی زمین هستیم که خواستیم تغییر کنیم ونخواستیم به شیوه ی پیشینیانمان فکرکنیم و زندگی کنیم ودرود وسلام خدا بر ما وبندگان خاصش همه ی ما بندگان خاص خداییم خدا به وجود ما افتخار میکنه وهوای ما رو داره پس با آرامش وشادی پیش به سوی موفقیت وتناسب اندام
ممنونم استاد
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به استاد گرامی ودوستان خوبم
آره الانکه نگاه میکنم بعد شش هفته منم هنوز گاهی از خوردن میترسم.با اینکه شدت ترس از خوردن من طوری بود که سالها بود سر سفره ناهار شام ننشسته بودم وهمین باعث میشد عصرا گشنگی بهم فشار بیاره ولی دیگه سیر نشم و پرخوری عصبی بگیرم والان به لطف خدا و سایت بینظیر تناسب اندام دارم مدتیه بی دغدغهو عذاب وجدان و نگرانی ولی به اندازه میخورم….ولی بازموقتی استاد گفت آیا شده نصف شب بی ترس دو تا کلوچه بخوری دیدم آره .شب قبل برای من اتفاق افتاده که داشتم پسر سه سالم و آخر شب غذای سبکی میدادم لقمه ای خواستم بخورم گفتم این وقته شب.چاق کننده ست.گرچه سریع اصلاحش کردم وگفتم نعمت های خدا همه نورن و عشق واصلا زمان یا غذا چاق کننده نیستن ولی خوب بالاخره این افکار هنوز گاهی سراغم میاد. پس هنوزم نیاز به تمرین دارم.نیاز به تکرار دارم وعمل کردن…….
خوب معلومه که کار به عمل برآید…
باید همه نکاتی که استاد میگه رو توروز بعش عمل کنیم.من تازه قبل اینا فایل وو یروس های ذهن و پاک سازی رو خوندم .هی همش تو روز یادم میاد و جز، نجوای ذهنی منه.یا اینکه لاغری روتو ذهنت کوچیک کن و بگو من میتونم.من دا،م همینا رو توروز تکرارمیکنم.همه جای خونمم هنوز اون نوشته معروف لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیاست رو چسبوندم و هستش. شکر خدا همسری دارم بسیار فهمیده و علاقمند به قوانین جذب.اونم از عید امسال با قدرت ذهن کسب و کار اینترنتی راه انداخته که بسیار پیشرفت کرده وخیلی به بزرگ شدن و عالی شدنش امیدواره و دا،م تو خونه ما حرف از ذهن و قدرت جذبه .اون منو تشویق میکنه با شماها ادامه بدم و میدم.هر روز با شور و شوق و اشتیاق زیاد فایلاتونو صبح و بعدازظهر گوش میدم_الان عصره_ میخونم گوش میدم مینویسم عمل میکنم و استمرار دارمو بزودی شگفتی ساز بعدی شما میشم….
از دیدن تصویرم در آینه خیلی خوشحال میشم. منی که از اینکه همه جا آینه بود بدم میومد الان فقط لبخند میزنم و به جسم نازنینم میگم بزودی این مهمون ناخونده _چاقی_ میره و تو لاغر و سبک میشی. اعتراف میکنم اوایل فقط لاغری رو برای همسرم و خانوادش و دوستان و همکاران میخواستم.برای هر کسی غیر خودم. ولی الان خودم در بالاترین سطح هستم میخوام سالم باشم. سبک باشم .راحت باشم. خوشبخت بشم. به آرزوی دیرینه م برسم و در یککلمه. دوباره متولد شم…تولد آگاهانه…عجب اسم قشنگی…من استارت تولد آگاهانم نهم شهریور ۹۹ خورده و انشالا بزودی دوباره متولد میشم. یادمه تو یه فایلی گفتین این فقط ما چاق ها هستیم که فرصت داریم طعم عالی و فراموش نشدنی این تولد دوباره رو بچشیم.نعمتی که لاغر ها از اون محرومن.خیلی حسم خوبه.خیلی آرومم.چقد خوشحالم برای پسرم.امروز من و پدرش تصمیم گرفتیم از بچگی اونو با قدرت ذهنش آشنا کنیم تا مثل ما با افکار نادرست و آموخته های اجباری افراد و جامعه بزرگ نشه.خودش تمام افکار مثبت و راهها وفرمول های صحیح رو جذب کنه و در ذهنش ثبت کنه .ما هم کمکش کنیم.از خودم راضیم.
ممنونم استاد که هستین.ممنونم خدایا که استاد وسایت بی نظیرشو برای من فرستادی.
استاد گرامی بزودی هم رو در قله باشکوه لاغری میبینیم و منم پرچمم رو کنار شماو دوستان عزیزم که زودتر رسیدن به زمین میزنم وقول میدم تا وقتی زنده م رسالتم بودن در این مسیر باشه و بقیه رو هم به این راه هدایت کنم………..
نشان های دریافت شده
از این جمله شما لذت بردم:
وقتی جلوی آینه میرم به جسمم لبخندی میزنم و میگم به زودی این مهمان ناخوانده از وجودم میره و من متناسب و سبک میشم.
خیلی حس خوبی بمن داد.
باید به خودم یادآوری کنم که وقتی جلوی آینه میرم و چشمم به چاقیه خودم میخوره،بجای اینکه مایوس بشم،با امید همین جمله را تکرار کنم.
نشان های دریافت شده
فایل صعود یا سقوط روز ۲۸ در امتداد مسیر
برای تغییر افکار و فرمول های ذهنی نمیتوان تاریخ تعیین کرد یعنی تو از زمانی که در دوره شرکت کردی به معنای تغییر فرمول ها و باورهای ذهنی تو نیست بلاکت زمانی باورهای تو تغییر میکنه که تک تک آموز شهر را به عمل در زندگیت تبدیل کنی یعنی فقط گوش دادن فایل ها و انجام تمرینات به معنای تغییر فرمول ها نیست
اصلا مهم نیست تو از کی در دوره هستی سه ماه ۶ماه یک سال دوسال..
بلکه این مهم است از کی این آموزش ها را زندگی کردی دقیقا همان کاری که برای چاقی کردی تو در سن ۳یا ۴سالگی یه رفتاری رو برای مثال از مادرت دیدی (پرخوری عصبی)وقتی ناراحت میشد یا عصبانی میشد خیلی خیلی میخورد تو این رفتار رو نزدیک ۲۸ سال تکرار کردی تازه این یکی از رفتارهای چاق کننده است ۲۸سال تکرار کم نیست
پس برای لاغری هم همین است تو باید آموزش ها رو تکرار کنی
ولی شک نکن خیلی خیلی زودتر از چاق شدن تو جواب میگیری چون رسیدگی به درخت چاقی با ناراحتی استرس و غصه بوده ولی رسیدگی به درخت لاغری با عشق حال خوب اشتیاق است نه ۲۸ سال ولی حداقل ۲تا ۳سال باید وقت بگذاری و بعد از متناسب شدن هم همچنان تکرار کنی عین همون چاقی
پس فقط توجه کردن به رفتار افراد متناسب کافی نیست باید رفتار تو شبیه آنها شود تا تو هم متناسب شوی
و نکته ی دیگر تنها عامل موفقیت در آموزش های ذهنی و هر آموزشی فقط تکرار تکرار و تکرار است
افکار چاقی و فرمول های چاقی در ما ریشه دار هستند پس تو مدام باید آموزش های خودتو تکرار کنی تا بتوانی این باورهای ریشه دار را کمرنگ کنی و ذهن تو آموزش های جدید تو را به کار گیرد فقط است مرا با حال خوب
تک تک باورهای چاقی خودتو در نظر بگیر و ببین چقد تغییر کردند ترس از مواد غذایی ترس از خوردن
من با باورهای خودم نمیتونم قانون رو تغییر دهم قانون میگه باید از مواد غذایی به اندازه ی بدنت استفاده کنی که لاغر بمانی ولی تو چکار کردی خیلی بیشتر از اندازه ی بدنت مصرف کردی که چاق شدی و قانون رو نقض کردی
پس نمین نی باورت این باشه هرچی دلت میخا بخوری ولی چاق نشی چون خلاف قانون جهانه
تو با این آموز ش ها قرار خودتو با قانون جهان همسو کنی وقتی باور تو با قانون همسو شود تو لاغر میشی
برای لاغری با آموزشذهن باید استمرار داشت فرد متناسب سال هاست متناسب رفتار کرده است و از بچگی چاقی رو یاد نگرفته وتو به هر علتی چاقی رو آموزش دیدی باید برای خودت تولد آگاهانه در نظر بگیری تو تولد اولیه خودت تو نقشی نداشتی و پدر مادر به تو خیلی چیزها رو آموزش دادن که چاقی هم یکی از آنهاست الان از تاریخ تولد آگاهانه ی خودت باید خودت به خودت آموزش بدی چون انسان هرچی بزرگتر بشه آموزش پذیریش کمتر میشه پس الان خودت باید آگاهانه به خودت آموزش بدی
من از بهمن ۹۷ تولد آگاهانه ام است خیلی حالم بهتره حال روحی روانی عالی دارم
انگار به زندگیم امید گرفتم
برای زندگیم برنامه میریزم
عاشق بچام و همسرم شدم
همسرم را دوست میدارم
به زندگیم علاقمند شدم
خیلی بهتر تمرکز میکنم و درس میخوانم
از کارهای خانه آشپزی و بازی با فرزندانم لذت میبرم
از نگاه کردن به خودم در آینه لذت میبرم در حالی که قبل از دوره من فقط به فکر مردن بودم
و این یعنی من واقعا تازه متولد شدم
وقتی ذهنم کاملا متناسب شود و من هم آموزش ها را در زندگیم عملی کنم لاغر میشوم و زیباترین اندام به من داده میشود😘😍