0

چاق تر شدن؛ دشمن یا پیام‌آور صلح؟! 😌 (نکته طلایی ۱)

چاق تر شدن
اندازه متن

😣 چاق تر شدن؟ یکی از ترسناک‌ترین فکرهایی بود که تو ذهنم رژه می‌رفت!

سال‌ها با چاقی زندگی کردم… درست مثل یه همراه سمج که دست از سرم برنمی‌داشت.

هر بار که پامو می‌ذاشتم روی ترازو، قلبم تندتر می‌زد 💓، انگار داشتم می‌رفتم جلسه بازجویی!

اون عدد لعنتی که قراره فقط یه “وزن” ساده رو نشون بده، برای من شده بود یه هیولا که هر روز می‌خواست عزت‌نفسمو قورت بده 👹⚖️

چاق تر شدن نه فقط یه تغییر فیزیکی بود، بلکه یه غول ذهنی هم شده بود که مدام تو گوشم می‌گفت: «دیدی بازم خراب کردی؟»

چرا از چاق تر شدن ترس داریم

👶🏻 از همون کودکی چاق بودم… دور و بریام همیشه آماده بودن که دلیلش رو برام لیست کنن:

ـ «چاقی‌ت ارثیه» 🧬

ـ «تو خیلی کم‌تحرکی» 🛋️

ـ «سوخت‌وسازت پایینه» 🔥🐢

و من؟ بدون اینکه واقعا بدونم چی درسته و چی نه، همینا رو باور کرده بودم. چون انقدر شنیده بودم که دیگه حس می‌کردم واقعاً حقیقت دارن!

🧠 هیچ‌وقت خودم با فکر و بررسی دنبال دلیل چاقی‌م نرفته بودم…

بلکه فقط حرف دیگران رو گرفته بودم و مثل یه دفترچه راهنما تو ذهنم ذخیره کرده بودم.

و خب طبیعیه… چون وقتی خودمون تصمیم نگرفتیم چاق بشیم، طبیعیه که هرچی بهمون گفتن رو راحت‌تر قبول کنیم.

اما مشکل از جایی شروع شد که این دلایل، برای ذهنمون کاملاً منطقی به نظر می‌رسیدن… و وقتی یه دلیل منطقی داری که نمی‌تونی ردش کنی، یه حس ترس هم پشت‌بندش میاد.

😰 ترس از چی؟

ترس از چاق تر شدن!

من هر سال که می‌گذشت، بیشتر همون حرف‌ها رو می‌شنیدم… و چون کاری نکرده بودم که اون دلایل رو تغییر بدم، عملاً ذهنم باور کرده بود که سال دیگه هم چاق‌تر می‌شی…

و خب دقیقا هم همین می‌شد!

📈 چاق تر شدن من یه اتفاق تصادفی نبود…

یه مسیر ذهنی بود که چون فقط دلایل چاق بودنم رو بلد بودم و هیچ دلیلی برای لاغر شدن تو ذهنم نساخته بودم، چاقی بیشتر و بیشتر شد.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

پس اگر شما هم مثل من تجربه کردید که هر سال چاق تر شدید، حالا شاید بدونید چرا:

🔍 چون ذهن ما فقط داره بر اساس دلایلی که بهش داده شده عمل می‌کنه.

اگه فقط دلایل چاق بودن توش باشه،‌ خودش مسیر چاق تر شدن رو ادامه می‌ده. اما اگه شروع کنیم به ساختن دلایل جدید برای لاغری، اون‌وقته که ذهن مسیر جدیدی رو می‌سازه…

😊 در لاغری با ذهن، از چاق تر شدن خوشحال باشید! 🎉

اولش شاید عجیب به نظر برسه، اما واقعیت اینه که در مسیر لاغری با ذهن نه‌تنها نباید از چاق تر شدن بترسی، بلکه باید ازش خوشحال هم باشی! 😄

❌ چون اینجا مثل رژیم‌های سخت و ورزش‌های سنگین نیست که هر گرم بالا رفتن وزنت، بشه علامت شکست و ناامیدی…

✅ اینجا یه دنیای جدید شروع می‌شه… دنیای ذهن و آگاهی! 🌱

🧠 لاغری با ذهن یعنی هنر شناخت خودت!

لاغری با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه… 🎻

مثلاً وقتی ویولن یاد می‌گیری، اولش ممکنه صدای خوبی ازش درنیاد، حتی گاهی گوش‌خراش باشه! ولی همین صدای ناهماهنگ یعنی تو داری تمرین می‌کنی، انگشتات قوی‌تر می‌شن، گوشت حساس‌تر می‌شه، و کم‌کم ملودی‌های قشنگ درمیاد.

تو مسیر لاغری ذهنی هم همینطوره؛ شاید اول کار وزنت کمی بالا بره یا حس کنی تغییر خاصی نکردی.
اما فرق بزرگ اینجاست: این بار تو داری «اصولی» یاد می‌گیری. داری به جای رژیم گرفتن و جنگیدن با بدنت، ذهنت رو آموزش می‌دی.

مزیت‌های لاغری با ذهن خیلی بیشتر از کاهش عدد ترازوئه:

✨ یاد می‌گیری بدون زور و فشار، اشتهای خودتو کنترل کنی.

✨ غذا خوردن برات تبدیل به لذت سالم می‌شه، نه عذاب وجدان.

✨ دیگه نگرانی دائمی “نکنه دوباره چاق شم” همراهت نیست.

✨ اعتمادبه‌نفست بالاتر می‌ره چون می‌بینی بالاخره بدون سختی داری نتیجه می‌گیری.

این یعنی لاغری با ذهن، یک بار برای همیشه تو رو از چرخه‌ی رژیم گرفتن، شکست خوردن و دوباره چاق شدن آزاد می‌کنه. درست مثل وقتی که یه ساز رو حرفه‌ای یاد بگیری؛ دیگه برای همیشه بلدی، لازم نیست دوباره از صفر شروع کنی 🎶💚

مراجعه به پزشک برای لاغری

🧠 چاقی با ذهن یعنی چی؟ و چطور باعث چاق تر شدن ما میشه؟ 🤔

شاید برات عجیب باشه، ولی خیلی وقتا چاق تر شدن ما ربطی به ژن و غذا نداره!

ماجرا دقیقاً از ذهنمون شروع می‌شه… از همون لحظه‌ای که باور می‌کنیم قراره چاق بشیم 😳

📌 از کجا شروع می‌شه؟

وقتی مدام می‌شنویم:

«اگه اینو بخوری چاق می‌شی!» 🍟

«فلان دارو چاقت می‌کنه!» 💊

«چاقی تو خونمونه!» 🧬

«با این شیوه زندگی مگه میشه لاغر شد؟» 😒

این حرفا مثل بذرهایی هستن که توی ذهنمون کاشته می‌شن و یه انتظار خطرناک می‌سازن:

انتظار چاق تر شدن! 🚨

و وقتی این انتظار شکل گرفت، ذهن ما دیگه بیکار نمی‌شینه!

🧠 چطور ذهن باعث چاق تر شدن می‌شه؟

وقتی انتظار چاقی توی ذهن جا بیفته، مغز شروع می‌کنه به:

📌 ارسال دستورهایی مثل: بیشتر بخور! بیشتر استراحت کن! هی به غذا فکر کن!

📌 حتی بدنمون هم تحت تأثیر قرار می‌گیره و شروع می‌کنه به همکاری برای چاقی!

یعنی فقط تغییر رفتار نیست؛ تغییر فیزیولوژی هم داریم!

نتیجه؟ به شکل خزنده و گاهی جهشی، ما دچار چاق تر شدن تدریجی می‌شیم 😵‍💫🍩

اسم این روند رو می‌ذاریم چاقی با ذهن.

رهایی از چاقی

🧠 چطور از چاق تر شدن برمی‌گردیم به متناسب شدن؟

در روش لاغری با ذهن به‌جای اینکه با افکاری مثل:

❌ «مواظب باش چاق نشی»

❌ «چاقی ارثیه‌ست»

❌ «چی بخورم که سیر نشم!»

ذهنمون رو پر کنیم، یاد می‌گیریم ورودی‌های درست رو به ذهنمون بدیم. ورودی‌هایی که به ناخودآگاه می‌فهمونه:

✨ تو می‌تونی به‌طور طبیعی متناسب بشی

✨ لاغری، یک روند ساده و طبیعی برای توئه

✨ دیگه هیچ ترسی از چاق‌تر شدن جایی توی زندگی‌ات نداره

این تغییر نگرش فقط با فایل‌های آموزشی و تمرین‌های ذهنی اتفاق می‌افته؛ همون چیزی که توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها قدم‌به‌قدم تجربه می‌کنی 💿✍️

اگر واقعاً می‌خوای از افکار و نگرش‌های چاق‌کننده خلاص بشی و ذهنت رو برای متناسب شدن آموزش بدی، این دوره نقطه‌ی شروع عالی برای توئه 🚀💚

💓 اول احساساتمون تغییر می‌کنه…

اولین جایی که متحول می‌شه، احساس ما نسبت به چاق تر شدن هست.

😌 دیگه نمی‌ترسیم از بالا رفتن عدد ترازو

😃 امید و اطمینان جای ترس رو می‌گیره

💪 و یه حس خوب درونمون رشد می‌کنه که «من می‌تونم»

🧭 بعد رفتارمون عوض می‌شه

وقتی احساساتمون تغییر می‌کنه، کم‌کم رفتارمونم پشت سرش میاد:

🍕 دیگه اون ولع همیشگی برای خوردن نیست

🍽️ اشتها متعادل‌تر می‌شه

🚫 غذا خوردن‌های بی‌دلیل کم می‌شن

✨ و حس سبکی، کم‌کم جای سنگینی همیشگی رو می‌گیره

🪄 و در نهایت جسم ما هم شروع به تغییر می‌کنه

با ادامه‌ی آموزش‌ها، ورودی‌های تازه، و دور شدن از ترس از چاق تر شدن، جسم ما هم وارد بازی می‌شه:

📉 وزنمون پایین میاد

👖 سایزمون تغییر می‌کنه

🤩 و بدون رژیم و سختی، لاغر شدن رو توی آینه حس می‌کنیم

البته یادت باشه ⏳

زمان این تغییر برای هر کسی متفاوته. یکی توی چند هفته نشونه‌های جسمی می‌بینه، یکی دیگه شاید چند ماه طول بکشه. اما همه‌مون یه مسیر ثابت رو طی می‌کنیم:

از ذهن به احساس به رفتار به جسم 🌿

🎁 فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»؛ یه برگ برنده برای ذهن!

تو این فایل، درباره یه موضوع خیلی جالب صحبت شده:

🔄 اینکه چطور چاق تر شدن رو نه یه تهدید، بلکه یه فرصت برای شناخت ذهن ببینی

🌱 چطور با دیدن چاقی، مسیر آموزش ذهنی رو تقویت کنی

🔥 و چطور از همین احساسات منفی، یه جرقه‌ی قوی برای شروع لاغری بزنی

چه تازه شروع کرده باشی، چه مدتی باشه که با ذهن کار می‌کنی، این فایل می‌تونه یه تلنگر عالی باشه برای رشد سریع‌ترت! 🚀

📌 یادت باشه:

لاغری با ذهن یعنی مدیریت ذهن در برابر چاق تر شدن

نه ترس، نه جنگ… فقط آگاهی، احساس خوب و تغییر پایدار ❤️

با تکرار آگاهی‌های درست، مخصوصاً از طریق فایل «از چاق تر شدن خوشحال باشید»، ذهن ناخودآگاهت آموزش می‌بینه و کم‌کم رفتار و جسمت هم باهاش هماهنگ می‌شن 🌈

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای کسب نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن لازم است اطلاعات کامل و جامع درباره چگونگی تاثیر ذهن بر جسم داشته باشید تا با آگاهی و چشم باز در مسیر لاغری با ذهن به حرکت خود ادامه دهید.

بنابراین توصیه می‌کنم ابتدا محتوای نوشتاری درباره چاق‌تر شدن مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات همین جلسه پاسخ دهید.

  • با توجه به اینکه مدت‌هاست با چاقی زندگی می‌کنید، درک شما از نقش ذهن در چاق‌تر شدن چیست؟ شرح دهید.
  • در گذشته چه چیزهایی شنیده یا دیده‌اید که باعث ایجاد انتظار چاق شدن یا چاق‌تر شدن در شما شده است؟
  • روش‌هایی که برای لاغر شدن استفاده کرده‌اید چه تاثیری بر ذهن شما برای لاغر شدن داشته است؟
  • تلاش‌های قبلی شما برای لاغر شدن چگونه بر ذهن شما برای چاق‌تر شدن تاثیر داشته است؟
  • لاغری با ذهن چگونه باعث تغییر فرمول‌های ذهنی و در نتیجه لاغر شدن شما می‌شود؟
  • برداشت و درک خود را از محتوای آموزشی تصویری به صورت شرح انشایی بنویسید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.45 از 108 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=26969
146 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار marzieh753@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۵ ۱۵:۰۸
      مدت عضویت: 1887 روز
      امتیاز کاربر: 6912 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 716 کلمه

      سلام به همه دوست همراه! در روش لاغری با ذهن نه تنها نباید از چاق تر شدن ترسید بلکه باید از آن خوشحال شویم! برای اینکه نتایج عالی از لاغری با ذهن به دست بیاوریم باید اطلاعات بیشتری درباره عملکرد ذهن و چگونگی تاثیر آموزش ذهن بر جسم کسب کنیم برای درک بهتر ابتدا عملکرد آموزش ذهنی و تاثیر ذهن بر جسم را در چاق شدن بررسی می کنیم همه انسانها در ابتدا متناسب بودند ولی بعد اطلاعات و فرمول های چاقی را از خانواده و اطرافیان دریافت کردند و چون این آگاهی‌ها تکرار می‌شود، به مرور باعث تغییرات احساسات فرد می‌شود و احساس ترس و نگرانی از چاقی را در افراد به وجود می آورد و این ترکیب شنیده‌ها و دیده‌ها با تغییر احساس سبب ایجاد فرمول های چاقی در ذهن می شود سپس این فرمولها به تصاویر چاق در ذهن تبدیل می‌شود و انتظار چاق شدن در فرد شکل می‌گیرد و این تصاویر فرمان های مغزی را صادر و جسم به سمت چاقی تغییر می کند. ممکن است فرد این اطلاعات را از طریق خانواده دریافت نکرده باشد ولی مثلاً یک پزشک در مورد عوارض یک دارو به او هشدار بدهد که چاق کننده است و در او، ظرف چند لحظه انتظار چاق شدن شکل می‌گیرد و در این حالت انتظار چاق شدن به صورت جهشی و حتی بدون ایجاد فرمول های چاق کننده به وجود می‌آید. اولین نشانه و نتیجه ایجاد انتظارات چاقی در فرد، ترس از چاق شدن از است که به مرور به ترس از چاق تر شدن تبدیل می‌شود. لاغر شدن با ذهن هم دقیقا به همین شکل است ولی به جای اطلاعات چاق کننده اطلاعات لاغر کننده از طریق آموزش به ذهن داده می شود و با تکرار و انجام تمرینات این آگاهی‌ها را به فرمول های ذهنی تبدیل میکنیم و دیگر ترس از چاق تر شدن نداریم و برعکس به لاغری امید بیشتری داریم. به مرور تاثیر فرمول های لاغری را روی ذهن و بدن خود مشاهده می‌کنیم و در رفتار غذایی مان تغییراتی ایجاد می‌شود اما در هر لحظه باید مواظب ورودی های ذهنی مان باشیم چرا که اطلاعات ناامیدکننده و اطلاعاتی که بر اساس فرمول های چاق کننده باشند به راحتی تأثیر فرمول های لاغری را از بین می‌برد. تصویر چاقی و ترس از چاقی عاملی بوده است که باعث چاق تر شدن ما شده است. تصویری که با چشم می‌بینیم وقتی با احساس بدمان ادغام می‌شود خوراک ذهن است و چون ذهن توانایی شناسایی تنفر و علاقه را از هم ندارد تلاش می‌کند تا بدن ما را به آن تصویر برساند. هر حرفی که بشنویم و هر تصویری که ببینیم اگر باعث تغییر احساس ما شود باعث چاق تر شدن ما می‌شود. این که در ابتدای مسیر لاغری با ذهن همچنان روند چاق شدن ادامه داشته باشد طبیعی است همچون همچنان افکار  چاق کننده در  ذهن ما بر افکار لاغرکننده غلبه دارد و زمانیکه افکار لاغرکننده غلبه کند تازه روند چاقی ما متوقف می‌شود. ذهن ما منفی باف ما می تواند آگاهی های لاغر کننده را برایمان کمرنگ کند و نباید نمونه های تکذیب کننده را ببینیم یا اطلاعات ناامیدکننده را وارد ذهن کنیم. وقتی مغز فرمان لاغری صادر کند سلولهایی ایجاد می‌شوند که حافظه چاق کنندگی نداشته باشند. همانطور که در زمان چاقی با گذشت زمان و گسترش افکار چاقی مهارتمان برای چاق  شدن بیشتر می‌شود در روند لاغری هم و هرچه آگاهی های بیشتری به ذهنمان بدهیم مهارتمان برای لاغری هم بیشتر می‌شود. بستر ذهن ما شبیه زمین کشاورزی است که باید مراقب باشیم بذر بی کیفیت، آب ناپاک و آفت‌ها به آن نرسد. مثلا اخبار ناگوار و اطلاعات نامناسب را به ذهن مان وارد نکنیم و خودمان را در شرایط ناراحت‌کننده و سخت قرار ندهیم و سعی کنیم ورودی های خوب، مثبت و برانگیزاننده به ذهنمان بدهیم. در هر موقعیتی که برایمان پیش می‌آید دو راه بیشتر نداریم یا اینکه بتوانیم شرایط پیش آمده را تغییر دهیم که این همیشه امکان پذیر نیست و با سختی همراه است یا باید بتوانیم خودمان را تغییر دهیم. برای لاغری هم فقط یک راه وجود دارد و آن هم این است که خودمان را با لاغری با ذهن تغییر دهیم. در مورد خودم الان این تغییر را احساس می کنم که موقع خرید، خوراکی هایی که دوست دارم را کمتر میخرم یا اگر هم بخرم مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا آنها را مصرف کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Fateme Bologh
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۲ ۱۶:۰۸
      مدت عضویت: 2568 روز
      امتیاز کاربر: 623 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 731 کلمه

      درود و خداقوت 

      نکات طلایی1💫💫

      1اموزش ذهنی چه مار میکنه 

      ۲ اموزش ذهنی به چه شکل خودش رو در جسم ما نشون میده 

      باید درک کنیم که چه طور اموزش ذهنی اول در رفتار و بعد در جسم ما خودش رو نشون میده و این مهمه که به این درک برسیم که داریم چه کار میکنیم و قراره چه نتیجه ای رو برای ما به همراه  داره 

      در مورد چاقی صحبت میکنیم چون تجربه چاقی رو داریم و چاقی بین ما مشترک است و چاق بودیم که این مسیر رو شروع کردیم .

      اینکه من از کی  متوحه شدم که دارم چاق میشوم .🤔

      اینکه کی لباسام تنگ شده یا ظاهرم نشون میداد که چاق شدم 

      از خیلی قبلترش  در ذهن من الگ‌وهای چاقی شکل گرفتن و اگاهای های چاق کننده وارد ذهنم شده 

      واولینش ترس از چاقی بود و هیچ نشانی نداشته یواش یواش  احساس ترس از چاق شدن در من شکل گرفت 

      و چون میترسیدم  ترس تبدیل شد به عمل چاق نبودم ولی شروع کردم برای جلوگیری از چاق شدن و ذهن  من بر این اساس  تصویر چاق شکل گرفت و بعدا تبدیل شد به جسمم

      و این ترس باعث شد که من مدام بررسی کنم  مدام روی ترازو برم 

      مدام لقمه هامو بشمرم .مدام متر بگیرم و سایز بگیرم و اینه ها احساس بدی در من داشت و تصویر چاقی در ذهنم تبدیل شد به جسم چاق 

      تعغیر احساس در من شکل گرفت و این تعغیر در ذهن ناخوادگاه تاثیر میزا ه حالا هر احساسی چه احساس خوب چه احساس بد 

      هرچه این ترس بیشتر میشد جلوگیری من بیشتر میشد این احساس بد بیشتر میشد  و تعغیر میکرد و  مدام به وزن من اضافه میشد تعغیر احساس در  ذهن نا خوادگاه من شکل میگرفت 

      هر فکری هر حرفی هر تصویری که در من تعغیر احساسی  ایجاد کنه در ذهنم  ثبت میشه  و تبدیل به عمل میشه 

      دقیقا خود من توسط فردی پزشکی  حاذق که جون منو نجات داد و بسیار بسیار قبولش داشتم پذیر فتم وقتی داشتم حرفای استاد رو میشنیدم قشنگ نکته به  نکته برای خودم  اتفاق افتاد 

      چون پزشکم تشخیص  داد از اینجا به بعد به واسطه داروها و روال سبستم بدنیم به سمت پرخوری میرم و چاق میشم و اشتهای کاذب به وجود میاد من کانل پذیرفتم  و این افکار از اونجا شکل گ فت 

      چون  من تا قبل از اون فردی بسیار متناسب بودم 

      دقیقا لاغر شدن هم به همین صورته 

      ‌ خداروشکر که در این مسیر قرار گر فتم 

      خوب من الان شروع کردم یه دوره ولی چاقم فایل گوش میوم  ولی چاقم دارم تمرین مینوسم نزدیک به ۲۰ تمرین ولی هنوزم چاقم  دقیقا مثل روالی که چاق شدم 

      حالا پذیرفتن و قبول کردین میزان من به این محتوای اموزشی  تاثیر داره که در طی چه مدتی من رو به متناسب شدن برسونه  نیزان باور من بستگی داره کی به نتیجه مطلوب برسم 

      الان من اطلاعات لاغر کننده وارد ذهنم میکنم در صورتی که هنوز چاقم .وزمان میبره تا بعد از اطلاعت  در من احسس تعغیر کنه  و بعد تبدیل به عمل بشه و بعد جسمم نشون  بده .باید ادامه بدم تا افکار لاغر کننده جایگیزین افکار چاق کننده شوند و غلبه کنن و تازه بعد از اون  فقط چاق تر شدن من متوقف میشه و این یک پرسه است که زمان میبره 

      هرچی تمرکز من بر محتوای اموزشی بیشتر باشه تاثیر گذاری  بیشتره و نباید توقع کنم که همون هفته های اول تاثیر بزاره باید متعهدانه و با تمرکز  کامل و تمرین کردن محتوای  اموزشی عمل کنم  و جسم من  تحت فرمان مغزمه و مهم اینه ذهنم تحت تاثیر فرمول های  لاغری قرار بگیره به طور ناخوادگاه دستو رات لاغرکننده به جسمم میده اگه هم حتی  در اوایل مسیر دیدم دارم چاق تر میشم بازهم باید خوشحال باشم 

      چون فعلا ذهنم داره تعغییر میکنه  و حتما در اینده  ذهن دستورات لاغری رو به سلولهای بدنم میده  و اگرم هم چاقی من متوقف شده و لی لاغر نشدم این هم خبر خوبی  چرا چون  فرم لهای لاغری دارن غلبه میکنن به فرمولهای چاقی .

      وقتی من باور کنم که در مسیر لاغری قدم برداشتم  امید و انگیزه ایجاد میشه احساساتم بت صورت خوب و لذت بخش  لاغری تعغیر میکنه بعد از احساس ذهن من فرمول های لاغری رو  میپذیره  و جسمم تحت فرمانم ذهنم قرار میگیره  و اتفاق زیبایی  متناسب شدن رو به وجود میاره

       من باور دارم  که در مسیر درستی قرار گرفتم 

      من از همین ابتدا دارم  بر اساس محتوای اموزشی یه سری تعغیرات رو به وجود میارم ولی باید پروسه خودش رو بگذرونه  تا جسمم در اینده این تعغیرات رو نشون بده 🤩🤩🤩

      به امید متناسب شدن صحیح 💞💞

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mzt.zahra.malakouti.ir
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۰ ۱۸:۵۶
      مدت عضویت: 2292 روز
      امتیاز کاربر: 1985 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 552 کلمه

      به نام خدا

       سلام دوستان عزیز 

      دو روزی بود که به خاطر شکستن دست پسرم و درگیری‌های بیمارستان و کارهای بعدش نتونستم فایل گوش بدم ولی همچنان در مورد تناسب توجه می کردم و فکرم مشغول بود وقتی که قرار بود بستری بشیم رفتیم ساندویچی و ساندویچ خوردیم من نصف آخر ساندویچم مونده بود احساس سیری می کردم و خواستم باز هم بخورم به خاطر این باور که تا آخر شب دیگه چیزی نیست بخورم تا فردا و و امکان داره دوباره گشنم بشه ولی فرشته مهربون به من گفت که اگر بخوری دل درد میگیری احساس ورم میکنی خیلی زشته من دوست ندارم  این حالت زشت و دوباره تجربه کنم به  همین خاطر نصف ساندویچ خودم و پسرم رو توی پلاستیک گذاشتم و بردم بیمارستان ولی یکی دو ساعت بعد به خاطر اینکه دیگه ساندویچ سرد نشه یا خراب نشه و نکنه من تا فردا صبح گشنم بشه به هرحال  ساندویچ رو خوردم خیلی هم دلم درد گرفت خیلی حالم بد شد و عذاب وجدان داشتم و نقطه مقابل من یه خانوم خیلی متناسب هم تخت بغلی من پسرش بستری بود ایشون هم  پسرش دست شکسته بود خیلی استرس داشت خیلی ناراحت بود ولی رفتارش با من خیلی متفاوت بود  یک پرس غذا گرفته بودند برای پسرشون چون باید  می‌رفت  اطاق عمل و ساعتش گذشته بود نتونست  بخوره و این غذا دست نخورده بود  تا فردا صبح

       فردا صبح خدماتی گفت که این غذا را می‌خورید یا  بندازم سطل آشغال گفت نمی‌خورم و انداختن تو سطل.

       نصف شب به اون خانم گفتم شما چیزی نخورید غذا رو باز کن بخور ولی میگفت نمیتونم غذا بخورم و  اصلا اشتها ندارم.وقتی که این غذا را انداختن سطل آشغال برای من خیلی عجیب بود گفتم اصلا فکرشو نکردن واسه  غذا پول دادن اسراف میشه یا  که حداقل میذاشتن توی یخچال مثلاً فردا می بردن خونه می‌خوردن. بعدا دیدم که چقدر  رفتارهای ما انسان‌های متناسب و انسان های چاق با هم دیگه فرق میکنه شرایط یکی بود ولی رفتارها با هم متفاوت بودن من  هم تو همون شرایط بودم و استرس داشتم و  ناراحت بودم ولی من  همش احساس گرسنگی می کردم همش میترسیدم که گشنم بشه و بعدا  چیزی نباشه که بخورم ولی اون  خانم در همان شرایط مشابه من  اصلا احساس گرسنگی که نمی کرد و اصلا براش مهم نبود غذاخوردن و فقط صبح که شد صبحانه خورد 

      تفاوت رفتارهای ما توی یه شرایط مشابه برام خیلی جالب بود.

      مورد بعدی صحبت های آخر استاد خیلی برام خوب و جالب بود که ما نمیتونیم شرایط پیرامون و محیطمون رو عوض کنیم و فقط تنها راهی که برای لاغر شدن داریم اینه که خودمون رو عوض کنیم و خودمون رو تغییر بدیم و تغییر رفتار و افکار به زمان نیاز دارد و تکرار تا وقتی که ملکه ذهن ما بشه و ما به طور ناخودآگاه و اتوماتیک رفتارها را انجام بدهیم و به شکل پیش فرض ذهن ما دربیاد.

      الان احساس می‌کنم هنوز به این حالت‌ها نرسیدم هنوز نیاز دارم فایل گوش کنم فکر کنم و درست رفتار کنم نمیدونم چرا همش توی این دو روزی که فایل گوش نکرده بودم احساس می‌کردم که رفتارهای اشتباهم زیاد شده شاید خنده دار باشه حتی حس می کردم دارم چاق میشم ولی میدونم تو مسیر درستی هستم و حالا حالاها باید تو مسیر باشم انقدر تکرار کنم تا این رفتارها خیلی عادی و نرمال  و متناسب بشه.

       به امید موفقیت خودم و همه عزیزان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار znady62@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۰ ۱۴:۰۸
      مدت عضویت: 1860 روز
      امتیاز کاربر: 551 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      سلام خدمت استاد بزرگوارم من امروز وقتی اومدم مثل همیشه فایل گوش بدم هر چه سعی می کردم نمی تونستم وارد بشم و کمی ناراحت شدم انگار گوش دادن به این فایل ها جزیی از زندگی من شده و با گوش دادن به این فایل ها به ارامش خاصی می رسم که انگار این ارامش را سالها بود گم کرده بودم و حالا تازه کشفش کردم من بعد از گوش دادن به این فایل ها ممکن ساعت ها روشون فکر کنم برای همین فکرم از روی خیلی از مسایل زندگی که باعث آزارم می شه برداشته شده ومن آنقدر پیگیری کردم تا بالاخره تونستم وارد بشم من هر روز یک آموزش مفید می بینم و وقتی می بینم این آموزش ها اینقدر مفید هستند با خودم می گم برای چی باید لیز بخورم از این مسیر و مسیر را رها کنم من عاشق این مسیر هستم در حالی که می بینم هر روز یک تغییر خوب در من به وجود میاد ومن خدا رو شاکرم که این مسیر را در برابر چشم هایم قرار داد من زندگی را اون طور که خودم واقعا می خوام درست میکنم واز آن لذت می برم و همه ی این ها را مدیون خدای خوبم هستم که عاشقانه دوستش دارم من از این به بعد با خودم عهد می بندم که از کنار مسایل منفی رد بشوم و مسایل مثبت را جذب کنم و همچنین خودم هم به اطرافیانم فاز مثبت بدم ممنونم بابت همه ی آموزش هاتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۳ ۱۸:۰۰
      مدت عضویت: 2518 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,367 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

      من خیلی خوشحالم که در این مسیر هستم و هر روز با انگیزه و اشتیاق دارم  ادامه میدم 

      من هم دقیقا دارم هر روز روی خودم کار میکنم در حالی که هنوز چاقی رو  در اندام هایی از خودم میبینم  اما  ناامید نیستم و نمیشم و بازم  دارم هر روز به خودم اگاهی جدید میدم و یا آگاهی های قبلی رو تکرار میکنم تا به اطلاعات چاقی من که از گذشته در ذهن خودم وارد کردم غلبه کنن و دیگه اون فرمولهای چاقی کمرنگ بشن چون من خودم  این اواخر دوران چاقیم از چندین پزشک متخصص  شنیده بودم با هم که کم کاری تیرویید  تو رو چاق میکنه و یا این مشکل هورمونی و خوردن قرصهای هورمونی تو رو چاق میکنه و بارها اطرافیان و پزشکان به من گفته بودن و خودمم کلی فرمول چاقی از اطرافیان و خانواده  و …  از قبل در ذهنم داشتم و   شنیده بودم که من رو به راحتی  از تناسب خارج کرده بودن و چاق کرده بودند و دیگه این حرفها ی پزشکان باعث شده بود خیلی سریع من چاقتر بشم و تنها لطف  خداوند بود که در همون چند ماه اول که این حرفها رو شنیدم و وزنم با سرعت زیادی داشت چاق میشد و ۱۳ کیلو در عرض چند ماه اضافه کردم با این سایت آشنا بشم و دیگه جلوی چاقی بیشتر رو بگیرم و گرنه خدا میدونست من الان در چه وضعی باید می بودم ؟؟

      خلاصه من الان در این سایت هستم و هر روز آگاهی صحیح به خودم میدم که جایگزین اگاهی های غلط گذشته باشه اما مسدونم  این اگاهی ها ی جدید و درست مراقبت میخواد و تکرار میخواد و صبوری میخواد تا نتیجه رو ببینیم و نباید عحله کنیم  من خودم در وضعیتی هستم که تغییر احساسی و تعییر رفتاری و تغییر میلی زیادی   داشتم و دارم و کلی تغییر جسمی هم داشتم ولی هنوز ایده ال نیستم اما بارها به خودم میگم ذهن من تغییر کرده و چه بخوام چه نخوام من لاغر میشم و سلولهای جدید من که تولید میشن سلولهای لاغر و سالمی  خواهند بود  چون من دارم هر روز  روی خودم کار میکنم و  اشتیاق و انگیزه دارم و موانع رو  از ذهن خودم برمیدارم دارم و  روی خودم کار میکنم و در مسیر درست هستم پس لاعری حق من هست . 

      و اما منم جا داره بگم بعد از ازدواج چاق شدم و تا قبل از ازدواج  من و  خواهرهام  و بردار م متناسب بودیم و هیچ کدوم ما چاق که نبود یم هیچ تازه خیلی هم لاغر بودیم تا اینکه  خواهرم ازدواج کرد و در حالی که خودش و همسرش بسیار لاغر بودن  بعد از ازدواج یک دفعه خیلی شدید چاق شدن و بارها خودشون  و اطرافیان  به من میگفتن آدمها بعد از ازدواج چاق میشن  و من هم دیده بودم و هم بارها  شنیده بودم و در دهن من  فرمولش ثبت شده بود و خودم  هم زمانی که  نامزد کردم  خانواده ی همسرم هم دقیقا همین  حرفها رو میزدن و من میشنیدم و بارها میگفتن و حتی عکس  نشونم میدادن که  ببین من  در مجردی بسیار لاغر بودم تا ازدواج کردم اینطور  چاق شدم و خلاصه کلی از این اطلاعات گرفتم و دیگه بیشتر در ذهنم حک شده بود که ادم بعد از ازدواج چاق میشه و پدر شوهر خدابیامرز من اصلا خوردن زیاد رو نشانه ی سلامتی میدونست و همیشه ما رو تشویق به خوردن میکرد و بماند که خودمم واقعا خوردنم بیشتر شده بود و تمام تفریحاتم در خوردن خلاصه میشد و من به سرعت چاق شدم و  اون موقع نمیدونستم جریان چیه ؟؟ولی الان من  میدونم که چطور فرمولهای ذهنی من دستکاری شده و چطور با بارها دیدن نمونه و الگو که بعد از ازدواج چاق شدن و با شنیدن این حرفها من به راحتی چاق شدم تا حایی که وزن بالاییی رو تجربه کردم حدودا ۸۰ کیلو در سال اول ازدواجم و  اما به زور اون رو کم کردم ولی  بلافاصله باردار شدم و تا مرز ۱۰۰ کیلو  وزنم بالا رفت .

      ولی از وقتی در  این مسیرم و دارم حرکت میکنم   مثل اون موقع ها قبل از ازدواجم که متناسب بودم  رفتار میکنم همه چیز میخورم اما خیلی کم و در هر زمانی که بخوام میخورم و بدون هیچ سناریویی میخورم و با لدت میخورم چون در زمان متناسب بودنم هم  دقیقا همینطور بودم همه چیز میخوردم و در هر زمانی حتی آخر شب میخوردم بدون هیچ ترس و نگرانی و …. ولی به اندازه نیازم و هیچ وقت هم چاق نبودم  حتی پفک  و فست فود هم میخوردم اما در مقدار کم و مورد نیاز بدنم و الانم دارم دوباره همون طور رفتار میکنم من   الان هیچ محدودیتی ندارم ولی نمیتونم زیاد بخورم و زیاده روی کنم و یا هر چیزی در اطرافم بود بخورم اصلا دستورات مغزی من تغییر کرده  من قبلا هر وقت به خانه ی مادرم میرفتم باید میخوردم بدون فکر کردن که گرسنه هستم یا نیستم ولی حالا میرم ولی اصلا دستور خوردنی نیست و میلم نمیکشه و نمیخورم و یا مثل دیشب که  برم اونجا و ساندویچ سوسیس باشه و نخورم در گدشته محال ممکن بود ولی حالا خیلی راحت برام اجرا میشه بدون اینکه سختم باشه و یا زجر بکشم و من دیشب  لب نزدم چون سیر بودم همین و وقتی اومدم خونه متوحه شدم چه کار با حالی کردم و خیلی از خودم بیشتر خوشم اومد و گفتم بازم عالی رفتار کردم و یا از اون بالاتر یه نصفه بسته کرانچی  از پسرم مونده بود و گفت نمیخوام و چون منم سیر بودم اول کمی نگاهش کردم که بخورم و یکی به دهنم گداشتم اما دیدم لدتی به من نمیده و من سیرم و گفتم چه کاریه برش میدارم  تا هر وقت  که خواستم  بخورم و خیلی راحت در اون پاکت کرانچی  رو بستم و گذاشتم داخل کابینت و فردا صبح یک دره در حد رفع هوس خوردم و انگار بازم مثل قبل اشتیاق و میل نداشتم برای خوردن و دوباره گفتم ما بقیش رو  بر میدارم هر وقت خواستم و دوباره امروز چند دونه دیگه خوردم و خلاصه  اون نصف پاکت کرانچی ی کوچیک در دو روز تموم شد بدون اینکه احساس حرص،و ولع بکنم و بخوام زیاد بخورم  در همین حد خوردم و تموم شد و انگار دیگه اون میل درونی  من به کرانچی هم تغییر کرده و این گواه میده من در مسیر درستم و من به زودی جسمم تغییر خواهد کرد .

      ذهن من همیشه نیاز به آگاهی درست دارد و باید علفهای هرز ذهن رو بچینیم و نزاریم رشد کنه من هر روز دارم روی خودم هم در زمینه ی لاغری و هم در بقیه ی جنبه ها  کار میکنم و ورودی جدید میدم و کاری به اخبار و حوادث و بیماری و .. ندارم و  من دقیقا با همین کارها بیشتر اوقات روز احساس خوبی دارم و اگر هم خوب نباشه اما بد هم نیست و نمیزارم احساسم بد باشه و اگر بد  باشه سعی میکنم منشا ش رو پیدا کنم و با خودم حلش میکنم و نمیزارم از مسیر خارج بشم هر چند اطرافیان عیبم  می کنن و می گن تو چرا اینطوری از هیچی اطلاعای نداره ولی من راه خودم رو میبرم و فقط اطلاعات درست به خودم میدم و با همین روند دارم زندگی میکنم و هر روز از روز قبل نتایج بهتری دارم و مطمعنم به زودی هم در سایت استاد شگفتی ساز میشم و هم در بقیه ی جنبه ها ی زندگیم شگفتی ساز میشم  چون دارم به خودم ورودی خوب میدم و کنترل ذهن دارم .

      من اطمینان دارم لاغری با ذهن بهترین روش برای لاغری هست و من هر روز در حال بررسی رفتار های چاقها و لاعرها هستم و در هر جمعی باشم کنجکاو این مقایسه هستم و به راحتی و به وضوح تمام آموزشها و حرفهای استاد رو در اون مقایسه ی رفتاری میبینم و بیشتر ایمان میارم که راهم درست هست و من سالها هست که از کلمه ی رژیم و اون محدودیتهاش فاصله گرفتم و واقعا به نظرم کار مسخره و کار غیر معقولی هست و من هر کس در اطرافم بخواد از این روشها مثل قرص و رزیم و ورزش،و دمنوش و ….  لاغر بشه من واقعا تاسف میخورم که چقدر در مسیر غلط هست ولی هیچ چیز نمیگم چون خداوند خودش اگر بخواد هدایتش میکنه به این سایت تناسب فکری .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شقایق
      ۱۴۰۰/۰۵/۳۰ ۱۲:۲۰
      مدت عضویت: 2010 روز
      امتیاز کاربر: 695 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 898 کلمه

      با سلام چقدر این فایل عالی بود ، چقدر مسیر  لاغری با ذهن را برای من روشن و آشکار کرد 

      حالا خیلی بهتر میدونم که واسه لاغر شدنم چکار باید انجام بدم 

      تک تک گامهای قبل برام واضح تر شد و درکشون تا حد زیادی برام اسونتر 

      خبوقتی پرسه ی چاق شدنم را مورد بررسی قرار دادم و آن را برای لاغریم الگو قرار دادم دیدم برای اینکه  انتظار لاغر شدن را در خودم بالا ببرم به دو مورد نیاز دارم

      ۱ اطلاعات صحیح لاغری ۲ تغییر احساسی

      خب من در مورد اول با گوش دادن فایلا و خوندن مطالب و نظرات بچه ها  در سایت   در حال وارد کردن اطلاعات صحیح هستم

      اما در مورد تغییر احساسی  ، حس میکنم باید ذهن و مسیر چاق شدنم رو واکاوی کنم تا به درک بهتر این مورد هم برسم بخاطر همین به عقبتر برگردم  و چگونه چاق شدنم را دوباره مورد بررسی بهتری قرار بدهم

      من در خانواده ای به دنیا امدم که اکثر خانواده ی مادریم چاق بودند و خیلی طبیعی و ارام و بی دردسر   این اطلاعات از دوره ی جنینی بر من اثر گذاشت و وقتی پا در این جهان هستی  گذاشتم  یه مقدار چاقتر از نوزادان دیگر بودم البته به گفته ی مادر م

      اما خب از سن دو سالگی طبق پیش فرض الهی و طبیعی بدنم  لاغر شدم  تا سن ۱۱ سالگی و بلوغم  که ذهنم فعال شد و کم کم متوجه شنیده ها ی چاق کننده شدم  و این شنیده ها ارام ارام بصورت اطلاعات واردذهنم شد  و از طرفی دیگر تغییرات احساسی در من به وجود آمد ، این تغییرات شامل ترس از چاق شدن بودن که وقتی خاله هایم را میدیدم  که همگی چاق بودن و صحبتهای دوستان مادرم و میشنیدم  که میگفتن دختر در سن بلوغش چاق میشه  

      هر لحظه بیشتر و بیشتر میشد و همین  نگرانیها و ترسها باعث شد که به دنبال اطلاعات وو راه ههای   غلط برای جلوگیری از چاق شدنم باشم و خلاصه که مجددا یکسری اطلاعات غلط لاغری هم بر اطلاعات قبلی  اضافه شد و

      فرمولهای چاقی شروع به ثبت   در ذهن پاک من شدند

      {{  اطلاعات چاقی و  اطلاعات غلط لاغری + تغییرات احساسی ( ترس و نگرانی ) »»»»»»»»»  شروع فرمول سازیهای چاقی }}

      و هر چه این فرمولها اضافه شد تبدیل شد به تصاویر چاقی در ذهن و اینجا بود که رفته رفته انتظار چاقی در من پدیدار شد

      و حالا دیگر همین انتظار باعث شد فرمولهای چاق کننده در مغز تبدیل به دستورات عملی بشوند وعلاوه  بر تغییر  رفتار من  باعث تغییر سلول سازی و عملکرد جسم  من هم بشود و چاقی من شروع شد

      مراحل ذهنی  که من هرگز ازشون خبر نداشتم

      و فقط جسمم را می دیدم که هر روز چاق و چاقتر میشد و  چقدر سختی و رژیم بهش دادم تا لاغرش کنم غافل از ان همه تغییرات که در مغزم رخ داده بود و کدهای نا صحیح بود که هر روز  روی کدهای صحیح و پیش فرضم را می پوشاند ومن با اون همه تلاش باز هم چاق میشدم

      به هر حال هرچه بود گذشت و به لطف خدای مهربان من به مسیر لاغری صحیح دعوت شدم و هر روز با شنیدن یک فایل یک روزنه ی امید در ذهنم باز میگردد

      البته به شرط اینکه با فراغ بال و ذهنی آرام شروع به دادن اطلاعات کنم مراقب ورودیهایم باشم و  تا میتوانم فکرم را معطوف به باورسازیهای صحیح کنم زیرا کسانی در این مسیر و گرفتن نتیجه موفقترند که بتوانند به جای تمرکز و توجه به مسائل متفرقه و شنیدن خبرهای ناخوشایند  روی پاکسازی ذهنی کار کنند و اطلاعات و داده های خوب و صحیح وارد ذهن کنند

      خب حالا که به  پرسه ی چاق شدنم کاملا آگاه شدم وقتش رسیده تا آن را برای لاغر شدنم بکار بگیرم یعنی دادن اطلاعات صحیح ، و صد البته همین اطلاعات و آگاهیهای درست در بهتر شدن احساس من کمک کننده هستند وقتی متوجه میشوم که هدایت شده ی خداوندم کلی ارام میشوم و این اولین احساس نیکوست و قتی یقین قلبی پیدا میکنم که سیستم بدن من هم توانایی لاغر کردن مرا خودبخود و بدون هیچ عامل بیرونی دارند

      وقتی نگاهم را به غذاها یکسان میکنم و فقط انها را یک برطرف کننده ی نیاز گرسنگی میدانم و یکی از نعمتهای خدا که برای بهتر شدن حال من افریده شده است

      وقتی لاغر شدن را اینقدر آسان و قابل دسترس می بینم و با تمام وجود خودم را لایقش میدانم چرا آرام نباشم ؟ چرا امیدوار نباشم ؟ چرا حال و احساسم عالی نباشد ؟ وقتی سعی کنم با هر حرفی از دوست و آشنا مبنی بر چاق بودن و لاغر نشدنم  فقط لبخند بزنم و هیچ تغییر احساسی در خودم ایجاد نکنم وقتی سعی کنم  خودم را در آیینه فقط برای مرتب کردن نگاه کنم و فقط و فقط به خودم عشق بورزم وقتی ترازو را برای همیشه کنار بگذارم و به خودم و راهم یقین داشته باشم وقتی جلوی وروذیهای ذهنم را بگیرم و مشغول کار خودم باشم

      خب کاملا معلومه روی سطح انرژی خوبی هستم و احساسم عالیست

      حالا این داده های صحیح + احساسات بسیار عالی و نیکو  میشود فرمولهای صحیح لاغری

      افزایش این فرمولها میشود تصاویر لاغری در ذهن و انتظار لاغر شدن

      و این انتظار لاغری سبب میشود که فرمولهای جدید در مغز به دستورات مغزی تبدیل شوند و  بر تغییر رفتار من  به شکل کاهش حس ولع ، کم شدن اشتها و کم شدن بهانه گیریهای ذهن برای پناه بردن به غذا در شرایط مختلف تبدیل شود

      علاوه بر این باعث تغییر سلول سازی هم  میشود

      یعنی توقف  تولید سلولهای چربی یعنی سلولهای جدید همه بر پایه ی داده های صحیح و دستورات صحیح و پیش فرض و الهی  ساخته میشوند

      اینجا یعنی شکستن پیله ی چاقی و پروانه شدن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار darya.69.ft
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۰ ۱۲:۴۴
      مدت عضویت: 2385 روز
      امتیاز کاربر: 913 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,020 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی 

      داستان چاق شدن من به این شرح بود که از زمان تولد تا سن 14 سالگی متناسب متناسب بودم طوری که حسرت هیچی از لحاظ جسم واندام نداشتم 

      روحیه عالی ،احساس توانمندی عالی ،حال خوش ،بهترین وسالم ترین غذاها می خوردم و خوشکلترین لباس ها می پوشیدم  همیشه به خاطر اینکه مجبور نبودم از بین لباس ها یکی رو انتخاب کنم و تنوع انتخاب داشتم خوشحال بودم.

      یادمه کوچیک که بودم یکی از اقوام آپارتمان نشین بود و توی شهرش کار بافتنی انجام می داد و اکثر مواقع می آمد توی باغمون برای اینکه حال و هواش عوض بشه و همیشه هم مدل لباس هایی که جدید بود می بافت و سوغاتی برام می آورد و گاهی هم بهش سفارش می دادیم . به خاطر متناسب بودنم همیشه لباس هاش اندازه ام بود و کلی ذوق می کردم که اندازه تنم هست و تنگ وگشاد نیست. توی این همه سال یک بار نشد بافت هاش برام اندازه نشه. 

      ورودی سال سوم راهنمایی من متناسب با صورت کشیده و قد نسبتا بلند و خوش فرم ترین لباس مدرسه رو داشتم  یک روز در مسیر بازگشت به خانه دختر همسایه مون بهم گفت بنازم به این اندام و دختر چقدر تو خوش فرمی ، اون روز کلی ذوق کردم و هیچ وقت این حرفش رو یادم نرفت. چون تا اون زمان نمی دونستم متناسب بودن حسرت دل خیلی ها بوده 

      همیشه شنیده بودم بچه توی سن بلوغ و رشد چاق میشه ، به خاطر ورودی های اشتباهی که از کودکی وارد ذهنم شده بود که بی تحرک بشم ،حتما چاق میشم باور نکردنی بود ورود به دوره دبیرستان با رشد و بلوغ و آغاز بی تحرکی من یکی شده بود و خیلی سریع باورها به مرحله عمل رسیدن و به واقعیت تبدیل شدن .

      تابستان که مدارس تمومم شد و قرار بود برای سال اول دبیرستان برویم عکس بگیریم اصلا باورم نمی شد خیلی صورتم تپل و گرد شده بود اصلا از اون صورت کشیده و متناسب خبری نبود 

      فرم مدرسه هم عوض شده بود و باید مانتو جدید می دوختیم و موقع دوختن لباس مات و مبهوت شدم خیلی خیلی تپل شده بودم ، تازه متوجه چاقی خودم شدم و تقریبا به یقین رسیده بودم که اگه بی تحرک بشم حسابی چاق میشم .

      سال ها طول کشید تا در ذهنم حک بشه که بی تحرکی مساوی هست با چاقی ، دوران رشد و بلوغ آدم رو چاق می کنه ، اما در عرض یک سال چقدر زود بر جسم من اثر گذاشت و نتیجه داد

      تا قبل از آشنایی با سایت چون عامل چاقی خودم رو عدم تحرک و ارثی می دونستم به این باور رسیده بودم که غذاها  هم بر سرعت دهی چاقی من اثر بخشی فراوانی دارند 

      از اونجایی که پدرو مادرم هم فشار خون داشتن و بحث ارثی بودن چاقی و بیماری هم توی خانواده ما مطرح بود خیلی رعایت می کردم 

      غذا کم نمک میخوردم. غذای شیرین از ترس اینکه قند خون بگیرم نمی خوردم. دور کیک و تنقلات خط کشیده بودم . نوشابه اصلا نمی خوردم .همراه چایی کم رنگم نصف یه حبه قند می خوردم .غذای چرب و فسفودی اصلا نمی خوردم .هیچ لذتی از غذا خوردن نمی بردم .

      همیشه بابام می گفت دختر اصلا درست غذا نمی خوری من روزی ده تومنت میدم قشنگ غذا بخور.

      در تمام این سال ها من به خاطر ترس از چاق شدن خودم رو از خیلی غذا ها محروم کردم و خیلی از غذا ها رو با ترس و لرز می خوردم و نمی دونستم همین ترس از چاق شدن حال منن رو بدتر می کنه 

      تا اینکه با قدرت بی نظیر ذهن آشنا شدم و فهمیدم که عامل اصلی چاق شدن من  نه ارث هست و نه عدم تحرک و غذا و فقط و فقط باورهای اشتباه من رو از متناسب بودن به درجه چاقی رسونده و سال ها طول کشیده تا من چاق شدن رو باور کنم و ملکه ذهنم بشه .

      خداوند ذهن رو آموزش پذیر خلق کرده و همون جوری که ذهن چاقی رو یاد گرفته میشه لاغری رو هم بهش یاد داد .

      ذهن من بر اساس یک سری باورهای اشتباه پذیرفته بود که چاقی ارثیه ==خیلی راحت با آوردن نمونه بارز خلاف عقیده ام باور ارثی بودن منحل شد .

      پذیرفته بود که عدم تحرک باعث چاقیه ==ده مورد بهش یاد آور شدم که تحرک ندارن و لاغرن .یک دلیل دیگه اش این بود که غذا ها باعث چاقی من شدن ==بهش یاد آور شدم که غذافقط یه عامل برای انرژی رساندن به جسم هست و ماموریتش اینه که در سلامت و رشدم من رو یاری کنه پس باید به اندازه نیاز غذا بخورم و حرص و وله خوردن غذا نداشته باشم و غذا باعث چاقی من نمیشه چطور خوردن غذا باعث چاقی میشه ؟ پس خیلی راحت میشه باورهای صحیح لاغری جایگزین فرمول اشتباه چاقی کنم .

      اوایل که دوره رو شروع کرده بودم هنوز ترس از غذا خوردن توی وجودم بود همون جوری که قبل از آشنایی  با سایت ترس از چاق شدن داشتم این بار انتظار لاغری داشتم و ترس از اینکه نکنه لاغر نشم و دوباره چاق بمونم 

      همین یک جمله که فرمودید  از چاق تر شدن  نترسید ==کلی حالم خوب کرد و دنیایی سرشار از امید و شادی به روی من باز شد .

      گاهی یک جمله کافیه تا حالت رو خوب بکنه و ریشه باورهای اشتباهت خشک کنه و این جمله دقیقا از همون جمله ها بود که باعث شد == با آرامش غذا می خورم . همه چی به اندازه نیازم می خورم . حرص و وله  خوردن ندارم . از چاق تر شدن نمی ترسم چون مسیرم درسته .

      یقین پیدا کردم که اگه قراره برای همیشه لاغر بشم و لاغر بمونم == تنها و مطمئن ترین راه لاغری با ذهنه 

      چون من مسیر چاق شدنم خیلی راحت و بدون سختی بوده پس باید مسیر لاغریم هم راحت بدون دردسر باشه که لاغری با ذهن خیلی راحت و با لذت مسیر لاغری رو طی می کنم 

      من هیج وقت برای چاق شدن سر ساعت خاصی یه غذایی نخوردم که بخواهیم برای لاغر شدن سر ساعت خاصی یه غذایی بخورم 

      مسیر چاق شدنم به صورت ذهنی خیلی راحت بود و با لذت بوده پس لاغری با ذهن خیلی راحت و با لذت می تونه من رو به تناسب اندامم برسونه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
        ۱۴۰۰/۰۹/۱۲ ۱۰:۱۵
        مدت عضویت: 1970 روز
        امتیاز کاربر: 468 سطح ۱: کاربر مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        سلام و درود دریا خانم عالی بود ساده و روان موفق باشید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nargesaslanian2021@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۰ ۱۸:۰۵
      مدت عضویت: 1906 روز
      امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      سلام !وقتی فایل شمارو گوش کردم یاد آیه قرآنی جا الحق وذهق الباطل افتادم با آموزش اطلاعات ما بالا می‌ره و احساس ما ورفتار وعمل ماودر نتیجه جسم ماهم تغییر پیدا می‌کنه .همه اینها به خاطر جایگزینی فرمول‌های لاغری به جای فرمول‌های چاقی انجام میشه.

      واقعا که چاقی جز طبیعت مانیست باید بره ومتناسب شدن که جز طبیعت انسان هست باید جایگزین بشه 

      نه تنها جسم بلکه متناسب شدن در همه جنبه های زندگی.

      ومن افتخار میکنم که با شما آشنا شدم وبنازم از این همه شعورو درک واگاهی که خداوند در وجود شما استاد گرامی به ودیعه نهاده و به این شکل ودر این زمان پراز دردسر خودشو به نمایش میزاره وبالفعل خودشو نشون میده!

      تنتون سلامت ودر پناه حق!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ ۱۱:۰۷
      مدت عضویت: 1907 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      سلام ب همسیرهای عزیزم
      من از اینک تو این مسیر هستم لدت میبرم وخیلی خوشحالم ک خدا خواست هدایت شدم حسم خوبه حالم خوبه زندگی لذت بخشتر شده برام با مواد غذایی اشتی کردم حرص و ولع خیلی کمتر شده افراط کمتری دارم خلاصه خیلی این مسیر دوسدارم و عاشقشم چن پرا از حسم خوبه ایشالله جسمم این خوشحالی نشون میده از استاد عزیز ممنونم ب خاطر پستها و اطلاعات فراوانی ک ب مامیدن از خدا ممنونم ک هدایتم کرد
      من حدود دوسال بود شدید گردن درد و دست درد داشتم انگار ک تو دستم قلب کار گداشته بودن دکتر رفتم خوب نشدم گفتن عصبیه ولی ار وقتی تو این مسیرم چن هفته ای میشه دردش نیس واقعا شادم و میبینم چقد درگیری ذهنی داشتم خدا خواست برا من
      شکر میکنم ایشاللله ب زودی لباسهای رنگی میپوشم هر لباسی گ دوس دارم میپوشم از خدا میخوام بیشتر و بیشتر اگاهی کسب کنم و خودمو از قید و بند این دنیا رها کنم اروم اروم باشم
      سپاس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۳ ۱۹:۱۶
      مدت عضویت: 2550 روز
      امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 398 کلمه

      سلام استاد یادم سالها پیش قرصی دکتر بهم داد که گفت ممکن سه کیلو اضافه وزن پیدا کنی و من در نتیحه مصرف تنها یک بسته سه کیلو اضافه کردم

      به تازگی صفرام عمل کردم و کلی فرمول داشتم که میگفتم بعد عمل لاغر میشم ولی دکترم بعد عمل گفت مریضها بعد عمل صفرا چاق میشن

      دکتر اشتباه کرد من لاغر میشم زیرا

      در دوره تناسب فکری هستم

      میتونم راحت تر فعالیت داشته باشم

      گوارشم بهتر میشه

      لاغر میشم چون الهام و فاطمه بعد عمل صفرا لاغر شدن

      لاغر میشم چون باید وعده های کوچکتری دریافت کنم 

      استاد قبلا من به حدی ببرون شیرینی و کیک میخریدم که سعی میکردم قبل بیرون رفتن سیر باشم ولی الان اصلا نمیبینم خوراکیها رو

      تو سوپری ها یک کوه چیپس و پفک خاک گرفته با طعم های جدید و عجیب و حال به هم زن من فقط چیپس ساده دوست دارم

      کلوچه ها و کیک ها یی که دیگه اصلا برام جذاب نیست چون همشون روغن سوختس و من خودم گاهی بهترین کیکها رو میپزم

      نوشیدنیهایی که پر از اسانس و قند صنعتی و حتی وقتی همسرم تو بیمارستان کلی برام خریده بود من فقط یدونه بعد عمل خوردم و بقیش اصلا نفهمیدم چی شد

      نوشابه و دلستر برام غیر جذاب

      هله هوله های ترش دیگه خیلی برام جذاب نیست خودم از یک جا لواشک میخرم که صد درصد طبیعی و گاها یادم میره که بخورم

      بیشتر خرید من به سمت تغذیع سالم رفته و بستنی هم فرمولی در ذهنم پیدا کردم که من بستنی دوست ندارم

      استاد یکی از همسایه هامون چاقن خانوادگی و من گاهی تو پارکینگ سبد خریدشون میبینم که پر از کیک و شیزینی سوسیس نوشابه و نانهای فانتزی شاید مثل قبل خودم

      و یکی از همسایع هامون که همه متناسبن سبد خریدشون پر از سبزیجات و پلاستیک های پر از سبزی تو دست خانم همسایه همیشه تو ذهنم 

      استاد من خیلی مراقب ورودیهام هستم و لذت میبرم و اتفاقا الان که مواظب ورودیهامم بیشتر دستگیری میکنم ولی قبلا که همیشه پر از افکار منفی بودم عملا کاری هم برای کسی نمیکردم

      خانمی برای نظافت میومد خونمون و مرتب از بیماریهای افراد مختلف میگفت یک روز مامانم گفت این دیگه نگو گفتم چرا گفت مگه اینجا بیمارستان و من با دلخوری دیگه نگفتمش چون در مورد ورودیها چیزی نمیدونستم البته مادرمم نمیدونست ولی قدیمیها به دلشون بد میومد و میگفتن همیشه باید قشنگ حرف زد و خیلی چیزها رو از ما پنهان میکردن و همیشه حرف پچ پچی داشتن ممنون استاد مثل همیشه عالی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13