🌿 تصور کن بدون رژیم و ورزش سخت، فقط با تغییر افکارت لاغر بشی!
📍 این جلسه ادامه گام ۴۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
💡 لاغری آسان با ذهن یعنی آموزش دوبارهی ذهن برای ساختن بدنی متناسب، بدون رنج و فشار.
آدمهای زیادی سالها با روشهای سخت تلاش کردن اما نتیجه نگرفتن… حالا وقتشه مسیر آسونتر، عمیقتر و موندگارتری رو انتخاب کنی 🧠✨
در این جلسه میآموزیم:
🌈 چرا لاغری اینقدر برامون سخت شده؟
بیشتر ما فکر میکنیم رسیدن به رویاهایی مثل لاغر شدن، کاری سخت و پررنجه.
ذهن هم که رفیقِ راحتطلب ماست، جلوی این سختی میایسته و نمیذاره حرکت کنیم.
نتیجه؟ بارها تلاش میکنیم و شکست میخوریم… بعدش هم قانع میشیم که لاغر شدن برای ما نیست 😞
ولی خبر خوب اینه که تنها فرق آدمهای موفق با ما توی ذهنشونه؛
✨ وقتی لاغر شدن رو «آسون و ممکن» ببینی، ذهنت هم باهات همراه میشه… نه اینکه باهات مقابله کنه!

📌 ذهن ما وقتی حس کنه رسیدن به هدفی (مثل لاغر شدن) سخته و پر از زجره، خودش جلوی ما رو میگیره.
نه از سرِ دشمنی! از سرِ محافظت… چون نمیخواد درد بکشی 🧠❤️ و جالبه که در ۱۰۰٪ موارد هم موفق میشه جلوی ما رو بگیره!
اما خبر خوب اینه که آدمایی که به خواستههاشون میرسن، فقط یه فرق با بقیه دارن:
اونا باور دارن رسیدن آسونه!
✨ لاغری آسان با ذهن یعنی تغییر نگرش! یعنی به جای جنگیدن با غذا و بدنمون، با ذهنمون آشتی کنیم و خودمون رو لایق و توانمند بدونیم.
در واقع، طبق تحقیقات علمی دانشگاه استنفورد، وقتی افراد باور داشته باشند که تلاششون مؤثره و رسیدن ممکنه، عملکرد مغزشون تغییر میکنه و نتایج واقعیتری خلق میکنند.
وقتی روشهای لاغری سنتی برامون پر از سختی، گرسنگی، محدودیت و اجباره، ذهن ما لاغر شدن رو مساوی با رنج میدونه.
نتیجهاش چی میشه؟
🔁 بارها تلاش میکنیم، نتیجه نمیگیریم و بعدش باور میکنیم که ما نمیتونیم لاغر بشیم…
💔 اونقدر این باور تکرار شده که دیگه چاق بودن برامون راحتتر از لاغر شدنه!
و اینجاست که لاغری آسان با ذهن به کمک ما میاد… چون قراره ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم.

⚠️ خطر پنهانِ پذیرش چاقی | مراقب باش ذهن جا نزنه!
خیلی از آدمایی که اضافه وزن دارن، توی دلشون هنوزم رویای لاغر شدن دارن… ولی خب چرا هیچوقت واقعاً لاغر نمیشن؟ 🤔
چون ذهنشون باور کرده که لاغر شدن یعنی رنج، سختی، جنگ با غذا، ارادهای که ندارن… و وقتی چندبار با رژیم یا ورزش نتیجه نگرفتن، با خودشون گفتن:
“من آدم بیارادهایم” 😞
اینجوری کمکم اون رویای قشنگ لاغری رو گذاشتن یه گوشه و رفتن دنبال پذیرش چاقی… 👎 اما این پذیرفتن از روی آگاهی نیست، از روی خستگیه… از روی ناامیدی…
🧠 وقتی لاغری در ذهن ما کاری سخت و دستنیافتنی به نظر برسه، دیگه انگیزهای برای حرکت نداریم.
شوقی نیست، هیجانی نیست، حتی شروع کردن هم ترسناکه…
🔍 اما چرا لاغری برامون سخت شده؟
چون هر بار با مسیرهای اشتباه رفتیم جلو: رژیم، دارو، ورزش اجباری… و چون اطرافمون گفتن:
“چاقی ارثیه” یا “سنت بالا رفته دیگه نمیتونی”…
✋ صبر کن! اینا واقعیت نیستن، اینا فقط باورهایی هستن که توی ذهنمون جا خوش کردن!
🌱 خبر خوب اینکه مسیر لاغری آسان با ذهن هیچ شباهتی به اون روشهای قبلی نداره. اینجا قرار نیست بجنگی، قراره بفهمی، تغییر کنی، لذت ببری، رها شی…
🎉 پس اگر هنوز ته دلت یه چراغ کوچیک برای لاغر شدن روشنه، خاموشش نکن… اینبار با ذهنت شروع کن، نه با بدنت!

✨ لاغری آسان با ذهن 🌟
مسیر لاغریای که قراره دلت رو شاد کنه، نه خسته!
تا حالا به این فکر کردی که میتونی بدون رژیمهای سخت، بدون ورزشهای طاقتفرسا، فقط با قدرت ذهنت لاغر شی؟ 🤯
خبر خوب اینه که لاغری آسان با قدرت ذهن دقیقاً همینه!
یه مسیر پر از اشتیاق، انگیزه و حال خوب 😍
هر روزی که از آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده میکنی، همون روز حس بهتری نسبت به خودت پیدا میکنی 💫
نگاهت به غذا، به بدن، به زندگی تغییر میکنه… و این تغییرات کوچیک، تو رو روز به روز به رویای لاغریت نزدیکتر میکنن 🎯
💡 این دقیقاً فرق اساسی روش لاغری آسان با ذهن با همه اون روشهای قبلیه! اینجا قراره با ذهنت دوست شی، نه بجنگی!
🎥 محتوای این دوره آموزشی قراره کمکت کنه افکارت رو طوری تنظیم کنی که لاغر شدن، برات آسون، لذتبخش و ممکن بشه ✅
من، و خیلیهای دیگه که با من در این مسیر بودن، امروز داریم رؤیایی رو زندگی میکنیم که یه روز فقط آرزوشو داشتیم…
✨ فقط با تغییر فرمولهای ذهنیای که ما رو چاق نگه داشته بودن!
📌 یادت باشه:
فاصله تو تا لاغری واقعی، فقط به اندازه یه تصمیم جدیه… تصمیمی برای اینکه مسیر لاغری آسون و ذهنی رو شروع کنی 💖



✨ تجربهای واقعی از مسیر لاغری با ذهن | حرف دل یکی از هنرجوها 🌱
💡 اگه میخوای همین مسیر آسون رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم تجربه کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ تجربه واقعی یکی از هنرجوها؛ در ادامه هم توی گام ۴۳ سراغ «مراحل لاغر شدن» میریم.
یکی از زیباترین قسمتهای مسیر لاغری آسان با ذهن، شنیدن نتایج و تجربههای صادقانهی هنرجوهاییست که با تمام وجود در این راه قدم گذاشتند، مقاومتها را شناختند، با ذهنشان آشتی کردند و آرامآرام، تغییرات درونی و بیرونی را لمس کردند 🌟
در ادامه، بخشی از دلنوشتهی یکی از هنرجویان پرتلاش ما را میخوانید که با تمام صداقت، از چالشهای مسیر گفت و از اینکه چطور با قدرت ذهنش تونست مسیر لاغری آسان با ذهن را برای خودش سادهتر و لذتبخشتر کنه. 👇
💬 حرف دل هنرجو:
از وقتی با لاغری آسان با ذهن آشنا شدم، واقعاً مسیر لاغری برام آسون شد.
فقط یه فرمول هنوزم بعضی وقتا اذیتم میکنه و اونم نوشتنه.
من نوشتن رو خیلی دوست دارم ولی وقتی ذهنم جای دیگهست، حس میکنم باید مثل مدرسه مجبورش کنم بیاد سر کلاس!
اولش سخته، ولی یادم میارم که دارم مینویسم تا بهتر یاد بگیرم، تا آگاهیها بیشتر در ذهنم نفوذ کنن. همین باعث میشه مقاومتهامو بشکنم ✍️
گاهی میگم: «نوشتن وقت زیادی میگیره!» اما این فقط یه فرمول اشتباهه که منو از تمرین دور میکنه. سریع به خودم میگم: «تو کلی وقت به چاقی دادی، حالا برای لاغری آسان با ذهن وقت نمیذاری؟»
واقعیت اینه که وقتی شروع میکنم به نوشتن، کلی حس خوب میاد سراغم و اشتیاقم برای یادگیری بیشتر میشه.
🏅 حتی مدالهایی که برای نوشتههام میگیرم بهم یادآوری میکنه که دارم با نوشتن به خودم کمک میکنم، نه به استاد.
بهنظرم یکی از راههای آسونتر کردن لاغری، یادگیری بهتره. و با تمرین و تکرار، لاغری آسان با ذهن واقعاً ممکن و دستیافتنی میشه.
وقتی بهتر یاد بگیری، بهتر عمل میکنی، ذهنت کمتر مقاومت میکنه و همهچی راحتتر میشه.
بهجای توجه به حواشی، مثل «چربی در بدن ذخیره میشه» یا «سلولهای چربی کم نمیشن»، من باورمو عوض کردم.
❌ بدنم انبار چربی نیست
✅ بدنم یه کارخانهی سوخت چربیه که دائماً در حال بازسازی خودشه.
این تغییر نگاه، منو به آرامش با بدنم رسوند. دیگه باهاش نجنگیدم و همین صلح درونی، نتایج بیرونی رو برام آسونتر کرد.
حتی یاد گرفتم برچسبهایی مثل “من پرخورم” یا “ارثی چاقم” فقط باورهای محدودکنندهان که باید کنارشون بزنم و با ذهنی آزاد و مهربون به سمت لاغری آسان با ذهن حرکت کنم.
🎯 من الان با خودم در صلحام و حس خوبی از بدنم دارم… و این یعنی دارم در مسیر درست لاغری آسان با ذهن حرکت میکنم.
🎯 من الان با خودم در صلحام و حس خوبی از بدنم دارم… و این یعنی دارم در مسیر درست حرکت میکنم.
✨ یادآوری مهم:
در مسیر لاغری آسان با ذهن، گاهی فقط یک جمله یا یک تغییر نگاه، میتونه دنیای ما رو عوض کنه.
تجربه این هنرجو یادمون میاره که چالشها هم بخشی از مسیرن، اما اگه نگرشمون رو تغییر بدیم، همون چالشها تبدیل میشن به فرصتهایی برای رشد، آگاهی و رسیدن به تناسب دلخواهمون 💖
✍️ تمرین آموزشی – لاغری آسان با ذهن 💡
یکی از مهمترین قدمها برای لاغری آسان با ذهن اینه که باور کنیم لاغر شدن میتونه واقعاً ساده و لذتبخش باشه 😍
اگه موقع دیدن ویدیوها یا انجام تمرینها، ذهنتون غر میزنه که «تا کی تمرین؟ چطور ممکنه فقط با آموزش ذهنی لاغر شم؟» بدونید که دارید فرمولهای چاقکنندهی قبلی رو دوباره فعال میکنید 🧠🚫
🔑 یادمون باشه: لاغری ذهنی، فقط با تکرار جملههای قشنگ اتفاق نمیافته! لازمه با احساس خوب، اشتیاق و انگیزه بیایم سراغ آموزشها و تمرینها. هر روز فقط چند لحظه با خودت حرف بزن، به خودت یادآوری کن که داری یه تغییر واقعی میکنی ✨
پیشنهاد ما برای انجام تمرین این جلسه:
- اول محتوای نوشتاری این جلسه رو با دقت بخون.
- بعد ویدیوی آموزشی رو با تمرکز ببین.
- سپس به سؤالات زیر به صورت تشریحی و از دل خودت، توی بخش نظرات پاسخ بده 💬👇
📝 سؤالات تمرینی:
- قبل از ورود به مسیر لاغری با ذهن، چه نگرشی درباره لاغری داشتی؟
- به نظرت چرا لاغر شدن سخت و چاق شدن آسونه؟!
- تجربهات از روشهای قبلی لاغری چه تأثیری روی دیدگاهت نسبت به لاغری گذاشته؟
- چرا به نظرت لاغری آسان با ذهن بهترین و ماندگارترین روشه؟ با منطق خودت اثباتش کن 🤓
- نظرت درباره محتوای ویدیوی این جلسه چیه؟ چه چیزهایی برات روشن شد یا الهامبخش بود؟
- اگه تمرینی از دل آموزش امروز برات شکل گرفت، توی بخش نظرات بنویس که خودت هم متعهد به انجامش باشی ✨
💬 حالا نوبت توئه!
نوشتن پاسخ تمرینها در بخش نظرات فقط یه کار تکلیفی نیست! این یعنی داری با ذهن خودت صحبت میکنی، آگاهیها رو درونیتر میکنی و به تغییر پایدار نزدیکتر میشی 🌱
پس وقتشه که تو هم بنویسی ✍️ همین الان برو پایین صفحه و دیدگاهت رو ثبت کن 💛
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.03 از 101 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن گرامي و بقيه اعضاء
شجاعت روبرو شدن با سختی و رنجی که به صورت توهم در ذهن هست.
چقدر مثال خوبي بود بازيكنان فوتبال…بازيكن حرفه اي كه از 10 متري توپ رو گل ميكنه فقط به خاطر اينكه آموزش هاي صحيحي به مغزش داده و بازيكني در 7 متري چهار چوب دروازه نميتونه توپ رو گل كنه فقط به اين دليل كه به ذهنش آموزش صحيح نداده …اين مثال من رو ياد صحنه هايي از كريس رونالدو انداخت كه وقتي توپ زير پاش قرار ميگيره و ميخواد شوت كنه ، هميشه يه چيزهايي با خودش زمزمه ميكنه و نشون ميداد كه اون داره به ذهنش ميگه من گل ميخوام يالا به من گل بده مثل دفعه هاي قبلي بهم گل بده… به نظرم براي اينكه بيشتر باور كنيم ذهن چقدر قدرتمنده فقط كافيه ويدئو هايي كه مربوط به اين اسطوره هست رو ببينيم و مصاحبه هاش رو نگاه كنيم هميشه توي حرفاش رد پاي قدرت ذهن رو ميبينيم…كه اشاره داره به اينكه يا تصوير سازي ميكنه …يا با خودش مثبت حرف ميزنه و و و
ما چاقي رو ياد گرفتيم
دقيقا در گام قبلي من جواب يكي از سوالات رو دادم كه افراد چاق به اين دليل با روش هاي مختلف لاغر نميشن كه ذهن چاقي دارن …ذهن چاق ياد گرفته وقتي ميره عروسي فقط بخوره …ذهن چاق ياد گرفته وقتي ناراحتي و غم هست بخوره كه غمش فراموش بشه…ذهن چاق ياد گرفته وقتي مريض ميشه بخوره تا خوب بشه…ذهن چاق ياد گرفته وقتي حامله ميشه بخوره تا بچه اش خوب رشد كنه و هزاران چيز ديگه كه ذهن چاق ما اونها رو ياد گرفته…
حالا ذهن لاغر و متناسب چيكار ميكنه در مواجهه با اين شرايط مشابه ؟
دوست من يك فرد متناسب هست و ميتونم بگم كلا دوستانم همه شون متناسب هستن به همين دليل خيلي ميتونم مثال بيارم از ذهن متناسب…
ذهن متناسب، در مهماني ها ميوه اش جلوش ميمونه و نميخوره …ذهن متناسب شب امتحان تا امتحان بده تموم شه هيچي نميخوره چون اولويتش خوردن نيست …اولويت ذهن متناسب براي خوردن، آخرين اولويته…دقيقا مثل چيزي كه استاد آموزش ميده كه غذاها فقط براي انرژي دادن به بدن ما هستن نه لذت بردن ..ما قرار نيست لذت رو در زندگي از غذا بگيريم …ما بايد به ذهنمون ياد بديم چيزهاي ديگري در زندگي هست كه ميتونيم ازش لذت ببريم…اين دقيقا كاري هست كه ذهن متناسب خيلي خوب بلده…به همين دليل كه بلده چه لذت هايي ببره به جاي لذت غذا خوردن ، غذا خوردن اولويت يك تا 5 يه فرد متناسب هم نيست …به يه خانم متناسب بگو بريم رستوران يا بريم لباس بخريم ؟ميگه بريم اول لباس بخريم…به يه فرد متناسب بگو بريم پارك پياده روي يا بريم پيراشكي بخريم ميگه اول بريم پياده روي بعدا راجع به يراشكي فكر ميكنيم (اين جملاتي هست كه من دقيقا از دوستانم ميشنوم)
ذهن متناسب وقتي ناراحته ، دوش ميگيره تا آروم بشه …ذهن چاق غذا ميخوره وقتي ناراحت باشه…ذهن متناسب وقتي شاد هست آهنگ ميزاره و ميرقصه ميره عروسي ميرقصه ميره تولد ميرقصه …ذهن چاق در تمام اين موارد ميخوره …
ذهن متناسب وقتي خسته ست و سرش شلوغه اصلا يادش ميره بخوره …فرقي نداره غذا باشه تنقلات باشه ..نميخوره …نمونه اش همسر خودم…از صب كه ميره سر كار هيچي نميخوره تا عصر كه بياد خونه…يعني از ديشب كه خوابيده هيچي نميخوره صبم كه بيدار ميشه هيچي نميخوره تا ميره سر كار در محل كارش هم فقط آب ميخوره تا عصر كه بياد خونه ساعت 5 عصر شام رو بخوريم…و من چندين بار ازش پرسيدم واقعا گرسنه ات نميشه ؟!! ميگه نه اصلا…اصلا يادم نيست كه چيزي نخوردم…بعضي وقتا كه خيلي كار كردم تا ميشينم توي ماشين كه بيام خوه ميفهمم گرسنه هستم…وقتايي هم كه كار زيادي نكردم فقط طبق عادت كه ميرسم خونه غذا آماده ست اونوقت احساس گرسنگي ميكنم…يعني به همين ساده گي توضيح ميده…من قبلا كه رژيم فستينگ داشتم به مرور كه عادت كردم به فستينگ تا 20 ساعت هم راحت ميتونستم چيزي نخورم و انرژيمم خيلي زياد بود…و اون زمان بود كه همسرم رو درك كردم…و اصلا از همون رژيم فستينگ من پذيرفتم كه با ذهن ميشه لاغر شد…با قدرت ذهن و تغيير فرمولها ميشه لاغر شد..چون من آدمي بودم كه دائم دهنم ميجنبيد…ولي در فستنيگ فهميدم كه ميشه به ذهنم بگم الان وقت خوردن نيست و اون هم بپذيره….تا قبل از فستينگ من با قوانين ذهن و متافيزيك آشنا بودم ولي در مواردي ديگر نه لاغري…ولي آشنايي من با استاد عطار روشن زماني بود كه فست ميكردم و ذهنم آماده بود كه بپذيره با تغيير فرمول هاي ذهني ميشه لاغر شد…
واسه همين اصلا هيچ ابهامي در اين مسير ندارم…فقط ميدونم كه بايد ادامه بدم همين…انقدر ادامه بدم كه ذهنم بپذيره من واقعي در اين مسير ميخوام بمونم…مثل رژيم فستينگ كه اوايل از 12 ساعت و 14 ساعت و 16 ساعت شروع كردم …اولش تا سر 16 ساعت ميشد ديگه داشتم هلاك ميشدم از گرسنگي و تا 16 ساعت پر ميشد شروع ميكردم به خوردن…ولي به مرور كه مداومت نشون دادم در اون روش، ذهنم آماده شد كه تا 20 ساعت هم چيزي نخورم و اصلا گرسنه هم نميشدم…بعد از 20 ساعت 4 ساعت زمان داشتم كه بخورم هر چي دلم ميخواد….و دوباره شروع فستينگ…
اين روش من رو آماده كرد كه بپذيرم ميشه با ذهن لاغر شد…واسه همينم اصلا سوال زيادي در اين زمينه از استاد ندارم…فايل ها كاملا برام ملموسه چون از قبل درباره كار كرد ذهن ميدونستم فقط الان دارم فرمول هاي چاقي رو ميشناسم و جايگزينشون ميكنم با فرمول لاغري….
و در يك كلام ذهن متناسب در صراط مستقيم هست…در صراطي كه خدا به اونها نعمت داده نه در صراط ظالين (چاقها) كه زندگي رو براي خودشون جهنم كردن…
يه باور خوب كه در متن پيدا كردم :بدنم رو انبار ذخیره چربی نمیدونم، کارخانه ی سوخت چربی می دونم.
تا قبل از وارد شدن به اين آموزش ها من باور داشتم فقط بايد نخورم و لاغر بشم…بايد خيلي زياد ورزش كنم تا لاغر بشم …اونم نه ورزشي كه عرق نكنم ، ورزشي كه عرق كنم من رو لاغر ميكرد و اين باور من بود…به همين دليل من هر روز دو ساعت پياده روي ميكردم و يك ساعت ورزش با وزنه…تمام اين كارها باعث ميشد با رعايت رژيم غذايي من روزي 400 يا 500 گرم از وزنم روي وزنه كم ميشد…خيلي وقتا فردا صب كه روي وزنه ميرفتم ميديدم برگشته كه مربي ميگفت بدنت دم داره …يا ميگفت اون 400 گرم آب بدنت بوده موقع ورزش عرق كردي دفع شده…اراجيف زياد ميگفتن…تنها يك مربي بود كه ميگفت بچه ها ورزش براي حال خوبتونه…ورزش براي روحيه تونه…ورزش بهتون انگيزه ميده بريد دنبال اهدافتون…ورزش زورش نميرسه جلوي كالري مصرفي شما رو بگيره و حريف چربي هاتون نيست…و ادامه ميداد كه بايد كالري مصرفي رو رعايت كنيد…
و چقدر درست ميگفت كه ورزش براي حال خوبمه…ورزش به من انگيزه حركت ميده در مسير خواسته هام …ورزش مثل تعويض روغنيه براي مفاصلم …
چون هميشه بايد چندين كار انجام ميداديم تا لاغر بشم يكي از بزرگترين چيزهايي كه بايد انجام ميداديم اين بود كه ذهن خودمون رو از بزرگترين و تنها لذتش دور ميكرديم ..اونم لذت از خوردن بود…و ذهن كه ميديد تمام لذت هاش رو گرفتيم تازه هي داريم بهش فشار مياريم و غر ميزنيم و از خودموم متنفريمو…هي ميريم ورزش ميكنيم…هي با خودمون غر ميزنيم كه چقدر بي عرضه ام…و همه اينها باعث ميشد ذهن اين پيغام رو بگيره كه لاغر شدن چقدر سخته..از طرفي هم خود ذهن لذت خوردن رو نداشت ، پس راهي نمي موند كه ما مسير لاغري كه توش بوديم رو متوقف كنيم به فرمان ذهن و مغز و بپذيريم همينه ديگه …من چاقم …چون چاقيم ارثيه چون فلان چون فلان…
بزرگترين نگرشي كه روش هاي ديگه براي من داشته اين بوده كه من توانايي در لاغر شدن ندارم و روش هايي ديگه بايد بيان و اين توانايي رو به من بدن…من نميتونم به اندازه بخورم يه رژيمي بايد باشه به من بگه چقدر برنج بخور چند واحد ميوه بخور و فلان….
اطمینان به روش لاغری با ذهن از اهمیت بالایی برای نتیجه گرفتن برخوردار است بنابراین باید برای خودتان منطقی کنید که این روش تنها روش لاغر شدن است. بنابراین لازم است به سوال زیر با دقت پاسخ دهید.
از آنجايي كه نيروي حاكم بر اين جهان خير است …و تناسب اندام هم خير مطلق است ، پس لاغر شدن و متناسب بودن در ضمير هر انساني كاشته شده…من هر كاري بكنم بدنم به سمت متناسب شدن من رو مبره…مثال ميزنم، همه ما تا حالا مريض شديم و تب كرديم در اين حالت نميتونيم چيزي بخوريم ، اين همون حالتي هست كه بدن ما داره ما رو به سمت متناسب شدن كه شرايط نرمالش هست ميبره بدون اينكه دو روز قبل از تب اصلا ما بدونيم قراره با يه تب مثلا سه كيلو وزن كم كنيم…
يا شخصي كه چربي خون ميگيره اولين چيزي كه دكتر بهش ميگه رژيم غذاييه…دكتر مرحله آخر هست قبل از اون خود فرد ميديد كه وقتي غذاي چرب ميخوره حالش بد ميشه …اون حال بديه اون پيغام بدن براي متناسب شدن هست…بدن ما در هر شرايطي براي تناسب ساخته شده ما هر چي سعي كنيم نميتونيم بيش از حد اون رو از مسير خارج كنيم مگر اينكه كار رو به ذهن بسپاريم و به مرور زمان به ذهن نشون بديم كه مثلا فلان اقوام پر خورن …يا مثلا آمريكايي ها چاق هستن…در اينصورت ذهن كار رو دست ميگره و به نحو احسن انجام ميده در غير اينصورت يك فرد متناسب نميتونه از فردا تصميم بگيره چاق بشه ، و چاق هم بشه…نميتونه …چون ضمير همه ما متناسب بودن رو بلده…ما كه اضافه وزن داريم،
اون رو به ذهنمون ياد داديم …
در خيلي از موارد هم ميبينيم كه ذهن جا رو خالي ميكنه …مثلا هميشه ميريم از يه دونات فروشي دونات ميخريم ميخوريم …يه روزي كه ازش دونات ميخريم بر حسب عادت ميبينيم اون دونات اصلا به دهنمون خوشمزه نيست…چرا اين اتفاق مي افته ؟!!
ذهن شونه خالي كرده از ادامه مسير …چون هدايت در هر لحظه جاريه اين وعده الله هست كه من رو هدايت مي كنه و خدا ميخواد كه ما رو بهتر از قبل ببينه …با اين كار ، شعوري كه در جهان هستيه و خير مطلق هست ميخواد به ما بگه راهت درست نيست …وايسا ..يكم فكر كن..
إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ (ليل 12) و البته بر ماست كه (خلق را) هدايت كنيم
وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا ۚ مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَٰكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
و همان گونه [که بر پیامبران پیشین وحی کردیم] روحی را [چون قرآن] از امر خود به تو وحی کردیم. تو [پیش از این] نمی دانستی کتاب و ایمان چیست؟ ولی آن [کتاب] را نوری قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را بخواهیم به وسیله آن هدایت می کنیم؛ بی تردید تو [مردم را] به راهی راست هدایت می نمایی.(شوري 52)
من كليد چاقي بدنم رو زدم روي لاغر شدن
الان كه دارم فايل ها رو گوش ميدم در اين برهه از زندگيم ، به وضوح ميبينم كه من از يه سري چيزا داره بدم مياد…مثلا من هميشه با گوشت گوسفندي چربي دار خورشت و غذا درست ميكردم و دوست هم داشتم…ولي الان ديگه بوي چربي گوشت اذيتم ميكنه..و حتي شده اون غذا رو نتونستم بخورم و جاش چيزي ديگه خوردم…چرا داره اين اتفاق مي افته؟!
چون من مسيرم رو عوض كردم و حالا دارم مناطق جديد و اتفاقات جديد رو تجربه ميكنم…
اين خاصيت ذهنه كه خودش انتخاب ميكنه چطوري من رو لاغر كنه…از كجا چربي برداره…من چه ميدونم…شايد ذهن من تصميم گرفته با اون چيزهايي شروع كنه كه من تمايل صد درصد بهش نداشتم مثل همين چربي گوشت گوسفند …ميخوردم ولي جون و دلم براش نميرفت فقط ميخوردم…
رفته رفته كه بيشتر فايل ببينم ذهنم شروع ميكنه چيزهايي كه حتي با علاقه ميخوردم رو هم برام بد مزه ميكنه…اونوقت نبايد تعجب كنم …چون خودم بهش اين آموزش رو دادم كه من نميخوام از خوردن لذت ببرم …من ميخورم كه بدنم انرژي لازم رو داشته باشه همين…من ميخوام از تفريحات متنوع لذت ببرم …ميخوام راحت دوچرخه سواري كنم…ميخوام هر لباسي دوست داشتم بپوشم…ميخوام دامن و پيراهن بپوشم…وقتي اينا رو هي تكرار ميكنم براي ذهنم ، اونم مثل غول چراغ جادو ميگه فرمانبردارم سرورم…با خودش ميگه خوب اون چيه كه هميشه ميخورده با لذتم ميخورده …خوب فهميدم قرمه سبزي رو خيلي دوست داشته …ميره اون بخش قرمه سبزي رو دست كاري ميكنه و از سر جاش برش ميداره و جاش ميزاره لذت دامن پوشيدن …نتيجه چي ميشه؟1 مواجهه ميشم با قرمه سبزي كه خيلي دوسش دارم ، يه قاشق ميخورم ميبينم واااا چرا نميتونم بخورم ..يا ميبينم چرا مثل قبل عاشق قرمه سبزي نيستم …يا ميبينم انگار سيرم و ميگم الان ميل ندارم بعدا ميخورم …بعدا هم نميخورم و به همسرم ميگم همه قرمه سبزي ها مال خودت…و همينطور اين روند ادامه داره ، “اگر” من فايل هارو ادامه بدم …اگر با گوش جان بشنوم…اگر مثل امروز كه ساعت 6:30 بيدار شدم و دارم فايل گوش ميدم …
چرا اين اتفاق داره مي افته ؟!
چون من هر روز به ذهنم گفتم دوست دارم صبحها سر حال ساعت 6 بيدار شم فايل هام رو ببينم و تمريناتش رو انجام بدم …چون ميدونم تنها و تنها ذهنم ميتونه من رو از اين شرايطي كه توش هستم نجات بده…و لاغير
اينا ميشه روندي كه با ذهن لاغر ميشم
نميدونم دقيقا ذهن قراره از كجا شروع كنه…از كدوم قسمت چربي بگيره…فقط ميدونم اين كار رو ميكنه
اگر به “چطور” فك كني كار خودت رو سخت كردي
لاغري با ذهن ساده ست مثل زدن كليد كولر…فقط افرادي كه تمرينات رو انجام ميدن و سعي ميكنن فايل ها رو با دقت گوش بدن از اين مسير نتيجه مي گيرن…
من بايد ارسال فركانس هاي ناهماهنگ با خواسته ام رو متوقف كنم خواسته من لاغري هست ولي فركانسي كه دارم به جهان ميدم چاقي هست…ارسال فركانس ها همون باندهاي اتوبان هستن كه استاد ميگه در فايل ها…به محض اينكه فهميدي داري اشتباه ميري مسيرت رو عوض كن و برو توي باند يا همون فركانس موافق با خواسته ات… …به محض اينكه فركانس هاي ناهماهنگ رو متوقف كنم پاسخ جهان هم عوض ميشه مثل همين كه از گوشت چربي دار گوسفند ديگه خوشم نمياد……مسير برام هموار ميشه، نميخواد ديگه غذا رو ببينم و دلم بخواد بخورمش ولي طبق يه رژيمي مجبور باشم نخورم …
پس، يعني اگر من بتونيم منطق هاي قوي رو پيدا كنم كه راحت تر باورهاي قبليم رو بشكنه،قطعا فرايند تغيير باورها مسيرشون كوتاه تره و هم مسير هموارتره…چون اين قانون خداونده كه به قول قرآن:
اجيب و الدعوه الداع اذا دعان فستجيبولي…يعني به محض اينكه خواسته ها متولد ميشه به اون درخواست پاسخ داده ميشه ..
اما
وقتي من دريافتش ميكنم كه به قول قران فستجيبولي باشم ..
يعني چي؟
يعني دعوت خداوند رو اجابت كرده باشم و مقاومت هاي ذهني درباره بدست آوردن اون خواسته نداشته باشم ..
اين اساس جهانه و ما براي همه خواسته ها بايد اين اساس رو رعايت كنيم چون اساس جهان يكيه…
اين وب سايت پر از منطق هاي قوي هست براي اينكه باورهاي قبليم كه من رو چاق كرده رو ميشكنه…و نادرستيشون رو تاييد ميكنه
استاد سپاس از اين فايل عالي