0

جلسه چهارم: برنامه‌ریزی منطق ذهنی برای لاغری

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🔙 اگه هنوز جلسه سوم: قدرت تخیل لاغری رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول اونو کامل کنی.

🧠✨ منطق ذهنی برای لاغری گاهی مثل یه دوست منطقی اما ناامیدکننده در گوشمون زمزمه می‌کنه: “تو نمی‌تونی لاغر شی!” 😔

همون صدایی که موقع شروع رژیم یا برنامه لاغری، فوری لیستی از شکست‌های گذشته رو یادت میاره.

واقعیت اینه که منطق ذهنی با تمام قدرتش سعی می‌کنه ما رو در محدوده امن و آشنا نگه داره، حتی اگه اون محدوده، چاقی باشه! 😩

اما خبر خوب اینه که می‌شه این منطق رو تغییر داد… فقط کافیه شروع کنی به بازنویسیش.

تو این مقاله با هم یاد می‌گیریم چطور منطق ذهنی‌مون رو به جای مانع، تبدیل به موتور حرکت به سمت تناسب کنیم 🚀🌿

💭 منطق ذهنی برای لاغری

🧠 منطق ذهنی برای لاغری تو با منطق ذهنی من یا هر آدم دیگه‌ای فرق داره!

هرکسی توی مسیر زندگی خودش، بر اساس تجربه‌ها، حرف‌هایی که شنیده، ترس‌ها یا خاطراتش، یه مدل خاص از منطق ذهنی ساخته که توی تصمیم‌گیری‌هاش نقش داره.

🇮🇷 البته چون ما ایرانی هستیم، زبان و فرهنگ مشترک باعث شده بعضی از منطق‌های ذهنی برای لاغری توی ما شبیه هم باشه. ولی هنوز هم هرکسی نسخه‌ی خودش رو داره.

منطق ذهنی برای لاغری

مثلاً خیلی از آدم‌های چاق این باور مشترک رو دارن که لاغر شدن خیلی سخته و پر از زجره 😫 ولی چاق شدن؟ خب، خیلی راحت و بی‌دردسره! 🍩

👀 با این حال، در مورد بعضی چیزا مثل اینکه “آیا میوه‌ها چاق‌کننده‌ هستن یا نه؟” همه نظر یکسانی ندارن. چون منطق ذهنی برای لاغری در بعضی قسمت‌ها شخصیه و متفاوته.

⛔ اما چیزی که مشترکه اینه: توی ذهن خیلی‌ها صدایی هست که هی تکرار می‌کنه:

«تو لاغر نمی‌شی!»

«تو فرق داری!»

«اونا تونستن، ولی تو نمی‌تونی!»

همون صداهایی که اصلِ کارشون اینه که جلوی حرکت تو به سمت تناسب اندام رو بگیرن…

منطق ذهنی برای لاغری یعنی مجموعه باورها و افکاری که در ذهن ما درباره توانایی لاغر شدن شکل گرفته و رفتارهای ما را در مسیر کاهش وزن تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اگر این منطق ذهنی پر از شک و تردید، ترس یا باورهای منفی باشد، باعث می‌شود ما کمتر بتوانیم به هدف لاغری برسیم.

مطالعات علمی نشان داده‌اند که تغییر این منطق ذهنی با تمرین‌هایی مثل تصویرسازی ذهنی، تغییر باورهای منفی و استفاده از روش‌های روانشناسی شناختی می‌تواند کمک کند تا رفتارهای سالم‌تر و انگیزه بیشتر برای لاغری داشته باشیم.

پس بازنویسی و برنامه‌ریزی مجدد این منطق ذهنی، بخشی حیاتی و علمی در مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل است.

منطق ذهنی برای لاغری

🧠 چیزی که مدام توی ذهنمون درباره لاغر نشدن تکرار می‌شه، در واقع همون منطق ذهنی برای لاغریه؛

همون صدای آشنایی که یواشکی ولی پرقدرت، مانع ما برای رسیدن به تناسب اندام می‌شه 😶‍🌫️

نکته اینجاست که خیلی وقت‌ها اصلاً حواسمون بهش نیست و بی‌توجه از کنارش می‌گذریم.

✨ اگه می‌خوای واقعاً به اندام دلخواهت برسی، لازمه این موانع ذهنی رو بشناسی و آروم‌آروم بازنویسی‌شون کنی. چطور؟

با ساختن تصاویر ذهنی روشن از بدنی که می‌خوای داشته باشی، و همزمان با ایجاد فرمول‌های ذهنی لاغر شدن توی ذهن آگاهت.

✍️ اینجاست که دوباره نقش کلیدی منطق ذهنی برای لاغری ظاهر می‌شه. باید یاد بگیری چطور با تکرار پرسش‌های درست و هدفمند، منطق جدیدی در ذهنت بنویسی؛ منطقی که تو رو به سمت تناسب می‌بره، نه برعکس!.

برنامه‌ریزی منطق ذهنی

فایل صوتی را با دقت گوش کنید.

👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه پنجم: توجه ذهنی به لاغری.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 438 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.42 از 93 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45198

438 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

438 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار محمدرضا اژدران
      محمدرضا اژدران
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۸:۵۲
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      به نام خدا

      با سلام خدمت استاد بزرگوار و اعضاء محترم

      اینجانب تازه با سایت شما آشنا شدم و شروع به خواندن مطالب نموده ام. 

       مطلب این مقاله در مورد تصویر سازی بنظرم بسیار دقیق و فنی بود. و میتواند بر انگیزه فرد تاثیر داشته باشد. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۹:۳۴
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 35 کلمه

        سلام

        به دوست گرامی 

        به جرات میشه گفت تمام مطالب استاد بسیار دقیق و فنی هستش که هیچ جای دنیا نگفتن این رو استاد با عملکردش ثابت کرده واقعا 

        ایشالا تو این سایت متناسب بشی

        موفق و متناسب باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۱:۳۸
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 17 کلمه

        سلام به محمدرضای عزیز

        خیلی خیلی خوش اومدی

        خوب جایی اومدی

        حسابی جای فوق العاده ای هستش

        موفق و متناسب باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Sanaz 🌺
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۵:۴۹
        مدت عضویت: 1953 روز
        امتیاز کاربر: 36731 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 54 کلمه

        سلام و درود خدمت شما 

        خیلی خوش اومدید .

        این دوره ورود به ذهن ناخودآگاه هست و به نظرم اگه از مقدمه شروع کنید می تونه خیلی عالی به شما کمک کنه .

        این گام چهارم هست .

        براتون آرزوی موفقیت دارم .

        امیدوارم به زودی عکس شما رو در آلبوم شگفتی سازان ببینم .

        در پناه خداوند باشید .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بهاره صمدی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۷:۰۸
      مدت عضویت: 784 روز
      امتیاز کاربر: 7590 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 196 کلمه

      سلام و احترام

      تناسب اندام به من حس آزادی میده حس رهایی انگار از کلی بند و زندان رها شدم حالم خیلی خوبه . متناسب بودن خس موفقیت بهم میده اینکه بالاخره موفق شدم، حس شجاعت و رسیدن به نقطه عطف 

      سوتل دوم؟ وقتی میبینم دقیقا مثل عکس شدم یک استایل رو فرم و شیک بدون هیج اضافه وزنی و تناسب عالی حالم رو خیلی خوب میکنه راحت میتونم هر لباسی که دوست دارم بخرم

      سوال سوم؟ وقنی دوستام منو دیدن کلا شوکه شدن همه غافلگیر که چکار کردی به اینجا رسیدی حتی بچه هام خیلی خوشحال هستن

      سوال چهارم؟ از نظر افکار خیلی آروم شدم دیگه یکی نیست توی مغزم حرف بزنه و منو سرزنش کنه کسی نیست قضاوت کنه، شبها آروم میخوابم، دیگه افکار منفی و ترس از خوردن ندارم الان میتونم به مسایل و موضوع های دیگه ای فکر کنم 

      توی رفتار ریزه خواری هام کم شده دیگه هوله هوله نمیخورم برای خودم سبک غذایی خوبی دارم

      سوال ۵؟ اصلاح غذایی خوبی دارم آروم و جدیده غذا میخورم 

      بذای خودم زمان میزارم و غذاهای سالم میخورم 

      میوه خوردن و خوردن آب رو توی برنامه غذایی ام گذاشتم 

      ناخونک زدن به غذا ندارم 

      از غذا خوردن لذت میرم نه رنج 

      ممنونم از شما اسناد بزرگوار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 31 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۱:۳۶
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 167 کلمه

        سلام به بهاره خانم

        ممنونم بابت کامنتی که نوشته بودید مخصوصا این قسمت:

        «تناسب اندام به من حس آزادی میده حس رهایی انگار از کلی بند و زندان رها شدم»

        دقیقا همینطوره من یه زندان واسه خودم توی ذهنم درست کرده بودم بنام چاقی بنام افزایش وزن همش خودمو پشت شکم چاق، ران های چاق، بدنی پر از چربی ،میدیدم و خودمو پشت افکاری پر از احساس بد چاقی زندانی کرده بودم اونم حبس ابد واقعا دیگه ازادی برای خودم نمیدیدم ولی از وقتی تو سایت تناسب فکری اومدم داره یواش یواش بوی ازادی میاد اخه من شنیده بودم حالا نمیدونم درسته یا نه حبس ابد هر کی باشه اگر قران رو حفظ کنه ازاد میشه قران هم که همون توحید یا تقوا هستش اگر ما هم تو این سایت توحید داشته باشیم یعنی تمام قدرت رو از عوامل بیرونی بگیریم و بدیم به خدای درونمون که هر کاری میکنیم خودمون باید مسولیتش رو بپذیریم و کلا این سایت رو حفظ کنیم تا ازاد بشیم واقعا شباهت خوبی گفتی سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۶:۱۰
      مدت عضویت: 793 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,844 کلمه

      سلام استاد و دوستان ببخشید که این کامنت طولانی میشه و ممکنه مطالعه‌اش از حوصله تون خارج بشه…اولین روز پاییزتون مبارک… من اول فکر می‌کردم ۷ اسفند تولدمه بعد که اومدم توی سایت فکر کردم ۷ شهریور تولدمه ولی امروز فهمیدم تولد واقعیم امروزه اگه کامنتم رو بخونین می‌فهمین چرا…🍁🍁🍁💔💔💔

      **********

      سلام من مریم هستم و این روز اول از تمرین است.۱.متناسب بودن برای من چه حسی داره؟ برای من متناسب بودن به معنی اعتماد به نفس بالا است. توی روابطم با اعضای خانواده‌م و دوستانم و حتی افراد غریبه که توی کوچه و خیابون می‌بینم. وقتی که متناسب هستم با اعتماد به نفس راه میرم و هرجا که دوست دارم می‌شینم بدون اینکه احساس کنم جای کسی رو تنگ کردم.متناسب بودن باعث میشه تو رابطه با همسرم اعتماد به نفس بالایی داشته باشم. احساس نکنم که کمبودی دارم. زمانی که می‌خوام توی یک جمع چیزی تعریف کنم یا در مکانی مطلبی رو ارائه کنم مثلاً می‌خوام جایی صحبت کنم وسخنرانی کنم به خاطر تناسب اندامم احساس خیلی خیلی بهتری دارم. از همه مهم‌تر اینکه وقتی خودم رو می‌بینم توی آینه به خودم افتخار می‌کنم عاشق خودم هستم قربون صدقه خودم میرم. خودم رو لایق بهترین‌ها می‌دونم بهترین لباس بهترین جایگاه و حتی بهترین احترام ‌

      💐💐💐💐💐💐💐

      ۲. از چه تغییراتی توی خودم لذت می‌برم؟از اینکه اینقدر با اعتماد به نفس شدم. از اینکه مرتب دنبال دریافت تایید از دیگران نیستم. از اینکه لباس‌هایی که دوست دارم اندازمه. آخه قبلاً خودم خودم رو تایید نمی‌کردم بعد انتظار داشتم دیگران من رو تحسین و تایید کنند. دائماً عین گل آفتابگردان به دنبال دریافت  نوری از سمت دیگران می‌چرخیدم.کمرم باریک شده می‌تونم لباس هایی که دوست دارم رو از اینترنت سفارش بدم. از اینکه به خاطر پایین تنه چاقم دیگه خجالت نمی‌کشم . قبلا که چاق بودم همیشه به خاطر اینکه آدم مذهبی هم هستم معذب بودم دائم حس می‌کردم که الان لباسم تنگه کوتاهه بهم چسبیده…. همیشه لباس‌های سایز بزرگتر می‌خریدم.از اینکه بازوهام باریک شده. از اینکه زانو دردم خوب شده از اینکه دیگه قوز نمی‌زنم از اینکه شکمم زیر لباس بیرون نمی‌زنه.  از همه این‌ها خوشحالم.

      🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻۳. چه بازخوردی از اطرافیان دریافت کردم؟از زمانی که لاغر شدم هر کس من رو می‌بینه کلی ذوق زده میشه و میگه وای چیکار کردی چقدر عوض شدی چقدر جوون‌تر شدی. مریم چقدر باکلاس شدی چقدر صاف راه میری. عجب لباس‌های شیک و باکلاسی می‌پوشی. میشه به من هم بگی چیکار کردی؟چه جالب که هر چیزی دوست داری می‌خوری و هر روز داری متناسب‌تر می‌شی! مریم از وقتی که متناسب شدی چقدر سلیقت تو لباس پوشیدن بهتر شده! کسانی که بهم نزدیکن میگن که قبلاً که چاق بودم همیشه نگران سلامتیم بودن نگران اینکه مبتلا به دیابت چربی خون یا فشار خون نشم اما الان خیالشون راحت شده که به خاطر تناسب اندامی که دارم احتمال اتفاقات بد برام خیلی کمتر شده.

      حتی یه نفر از عزیزانم که خیلی لاغره و لباساش اصلاً ازم نمی‌شد الان با کمال میل لباس‌هاش رو با من عوض می‌کنه…

      🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹۴. رفتارم چه تغییری کرده؟از وقتی که متناسب شدم دیگه تند غذا نمی‌خورم یواش غذا می‌خورم. حتی اگه یه قاشق هم بمونه خودم رو مجبور نمی‌کنم که بخورم .اگر غذا می‌سوزه یا خراب می‌شه اونو می‌ریزم دور و  خودم رو مجبور نمی‌کنم که بخورم . (آخه قبلاً که چاق بودم اینجوری بود که مثلاً اگر یک عالمه کوکو سبزی درست می‌کردم و یهو می‌سوخت برای اینکه دور نریزم خودم می‌نشستم اون کوکوهای سوخته رو می‌خوردم برای شوهرم و پسرم غذای تازه درست می‌کردم. این کار بسیار بدی بود چون علاوه بر اینکه برای سلامتیم ضرر داشت اتفاقی که می‌افتاد این بود که خب اون مواد برای سه نفر بود در واقع من داشتم غذای سوخته سه نفر رو می‌خوردم.)غذایی شور بشه یا تند بشه میندازم دور . این موضوع هم مثل غذای قبلی همونطور. مثلاً غذا شور می‌شد یا تند می‌شد تند تند می‌نشستم می‌خوردم که دور نریزم. یا مثلاً اگه غذا می‌موند امروز می‌خوردیم دوباره یکم دیگه فردا می‌خوردیم دوباره پس فردا شوهرم می‌گفت دیگه اون غذا رو بریز دور می‌گفتم نه شما غذای تازه بخورین من اونو می‌خورم… سم میخوردم… چیزی که از خاصیت افتاده بود و چیزی که اصلاً خودش برای بدن مضر بود می‌خوردم…

      از وقتی که متناسب شدم موقع غذا دادن به پسرم دیگه خودم ناخنک نمی‌زنم .وقتی جایی هستم که چند جور غذا سر سفره هست یا اینکه مثلاً غذای ناهار مونده  برای غذای شام هم چیز جدید درست کردم، از یکیش می‌خورم نه اینکه همه رو با هم قاطی کنم .وقتی که غذا می‌خورم یواش می‌جوم قاشقم رو زمین می‌ذارم صاف می‌شینم سر سفره قوز نمی‌زنم خم نمی‌شم رو غذاها انگار که از قحطی در رفتم. 😭زمانی که چاق بودم وقتی که سر سفره فیلمی ازم گرفته می‌شد یا اینکه مثلاً اگر خودم رو یک لحظه از بیرون می‌دیدم دلم می‌خواست از خجالت بمیرم. جالبه از وقتی که به تناسب اندام رسیدم رفتارهام خیلی مثل یک بانوی متشخص شده ی با طمأنینه عمل می‌کنم خیلی یواش غذا می‌خورم یواش صحبت می‌کنم حتی حرف زدنم تغییر کرده یواش یواش حرف می‌زنم با صدای آروم شمرده شمرده حرف می‌زنم مواظب لغاتی که استفاده می‌کنم هستم. باورم نمیشه که تمام این‌ها رو از تناسب اندامم دارم. قبلاً چون فکر می‌کردم لایق هیچی نیستم دقیقاً همونجوری رفتار می‌کردم که ازش متنفرم…😡

      سر سفره هول نیستم که از بقیه جا بمونم! قبلاً فکر می‌کردم مسابقه است زودتر از شیرینی‌ها بخورم تا بقیه نخورند تیکه‌های بیشتر غذا رو بخورم که شوهرم پیتزا رو تموم نکنه! خجالت می‌کشم که بگم قبلاً توی مغزم می‌نشستم می‌شمردم که شوهرم چند تا تیکه از پیتزا رو خورده و من تیکه چندممه…🙄وقتی که میریم بیرون همش فکر این نیستم که الان بریم چی بخوریم چی نخوریم سعی می‌کنم از اون جایی که هستیم لذت می‌برم حالا اگه داریم با ماشین توی سطح شهر می‌گردیم از شهر لذت ببرم از چراغ مغازه‌ها از چراغ توی خیابون‌ها از رفت و آمد آدم‌ها اگه بارونه از شرشر بارون اگر تابستونه از جنب و جوش بچه‌ها و رفت و آمد آدم‌ها و بازار… از فروشگاه‌های رنگارنگ… حتی نگاه کنم ببینم تابلوی مغازه‌ها با هم چه فرقی داره… یکی قدیمیه یکی جدید…🥹🍁🍁🌾🍂💐اگر رفتیم خارج از شهر از طبیعت از دیدن کوه از مشاهده ماه لذت ببرم…😍وقتی میریم چیزی سفارش بدیم یه چیز سفارش میدم. همه چیز رو با هم سفارش نمیدم. چون می‌دونم باز هم می‌تونیم بیایم اینجا و این بار یه غذای جدید رو امتحان کنیم 👏🏻از وقتی که به تناسب اندام رسیدم دیگه توی همه رفتارهام به تناسب رسیدم توی همه کارهام به حد وسط رسیدم دیگه دست از افراط و تفریط برداشتم .قبلا یا زیاده‌روی می‌کردم تو خوردن و یا اونقدر کم می‌خوردم که بی‌حال و بی‌انرژی می‌شدم .یادمه زمانی که اضافه وزن داشتم هیچ مکمل غذایی مصرف نمی‌کردم مثلاً قرص آهن یا ویتامین دی هم حتی نمی‌خوردم .یادمه یه مدت زیاد سرما می‌خوردم و یکی از دوستام بهم پیشنهاد کرد که از همون سانستول که به بچت میدی خودت هم بخور .بعد از یکی دو روز که شروع کردم به خوردن یکی دیگه از دوستام گفت وای نکن تو چاق هستی و سانستول باعث میشه چاق‌تر بشی . یادمه من و شوهرم و پسرم سه تایی با هم می‌خوردیم و این شده بود یه قرار شبانه بین ما سه تا یه جورایی یه تفریحی برامون شده بود. بعد من یهو زدم زیر همه چی . هر شب شوهرم می‌گفت خب تو هم بیا یه قاشق بخور بیا اصلاً ما دو قاشق می‌خوریم تو یه قاشق بخور من می‌گفتم نه من اصلاً لب نمی‌زنم… می‌گفت آخه خوبه ویتامین داره تقویت میشی انقدر مریض نمی‌شی…من حتی از میوه خوردن هم می‌ترسیدم اما الان از همه نعمت‌های خدا لذت می‌برم …الان که دارم این بخش رو می‌نویسم گریه‌م گرفته… بذارین جواب سوال ۵ بدم و بعد بعدش میگم چرا گریه‌ام گرفت…

      🍂🍂🍂🍂🍂🍂۵. چه تغییری باید بدم؟به نظرم چیزی که باید ترک کنم فکر کردن به سایزم و وزنم هست .مقایسه کردن خودم با دیگران است .من هنوز تا تناسب اندام کامل راه دارم اما باید همین حالا هم از چیزی که هستم لذت ببرم و خودم را دوست داشته باشم نه اینکه منتظر آن روز موعود باشم .زمانی که یک خوراکی خوشمزه توی یخچال هست همش بهش فکر نکنم .از چشیدن مکرر غذا پرهیز کنم چون با یک قاشق چشیدن وسوسه می‌شم که بیشتر و بیشتر بچشم …زمانی که گرسنه شدم غذا بخورم من نگران چاق شدن نباشم .زمانی که گرسنه شدم آنقدر که بدنم لازم دارد غذا بخورم نه اینکه آنقدر کم بخورم که مجبور شوم دوباره بروم بخورم .از ترس اینکه یکی دو ساعت دیگه گرسنه بشوم الان پرخوری نکنم .دنیا به این آبادی هر وقت که بخواهم غذا هست لازم نیست الان مثل شتر کوهان خودم را پر کنم 🤣🤣🤣

      پایان این بخش 

      و اما یه صحبت دوستانه ؛

      استاد عطارروشن عزیز دوستان عزیزم زمانی که داشتم سوال ۴ رو جواب می‌دادم حالم خیلی بد شد و گریه‌ام گرفت.من وقتی که بچه بودم خیلی رفتارهای دخترانه داشتم درست تا زمانی که چاق نشده بودم.

       عادت داشتم پیراهن بپوشم خیلی آروم حرف می‌زدم جوری که همه بهم می‌گفتن بلند حرف بزن ببینم چی میگی! توی نشست و برخاستم هم خیلی رفتار دخترانه داشتم. موقع غذا خوردن کم غذا می‌خوردم یواش غذا می‌خوردم. یادمه بچه بودم به معنی واقعی کلمه دختر بودم. وقتی میگیم یه دختر بچه تو چی تو ذهنمون میاد از ظرافتش از لطافتش از ادبش…یک دختر بچه واقعی بودم…

      درست از زمانی که چاق شدم خودم را لایق هیچ چیزی نمی‌دونستم نمی‌خوام حالا بگم خیلی اهل کمالاتم خیلی تحصیل کردم اما من مدارکمو از یک دانشگاه معتبر گرفتم توی یک رشته بسیار عالی گرفتم. و باورتون نمی‌شه همیشه شلخته لباس می‌پوشم رفتارم گفتارم کردارم منشم نشست و برخاستم حرف زدنم هیچ کدومش شبیه خودم نیست شبیه اون چیزی که همیشه آرزو داشتم باشم نیست… برعکس افتضاحه…اگر از من می‌پرسیدن مریم دوست داره چه شکلی باشه می‌گفتم دقیقاً چیزی که الان نیستم…😮‍💨😮‍💨😮‍💨نمی‌دونم چه جوری بگم… اهل مطالعه هستم … میگم واقعاً قصد ندارم از خودم تعریف کنم ولی خیلی کتاب می‌خونم من دایره لغات بسیار خوبی داشتم من ادبیات بسیار خوبی داشتم…خبری از هیچ کدوم نبست…و باورتون نمیشه از خودم چی ساختم…😕🫤☹️قلبم گرفت وقتی اون بخش رو جواب دادم…😭💔پدرم خدا بیامرز خیلی غصه میخورد می‌گفت چرا اینجوری رفتار میکنی؟؟؟ دختر من کو؟  عین آدمهای لات حرف میزنی…همسرم می‌گفت ظرافت زنانه ت کو؟خواهر همسرم میگفت چرا قدر خودت رو نمیدونی ؟اگر متنی می‌نوشتم مادرم و مادر همسرم می‌گفتند اینو تو نوشتی!؟؟؟ یعنی چنین ادبیاتی چنین دایره لغتی را از من انتظار نداشتند…😕😮‍💨

      همین دوست ندارم دیگه بیشتر بگم… صورتم غرق اشکه…… استاد عزیزممن این مدت که توی سایت بودم دنبال لاغری بودم ولی امروز فهمیدم شما چیزی ارزشمندی رو به من برگردوندین که خیلی وقت بود دنبالش می‌گشتم…استاد شما یک گمشده رو به من برگردوندید…شما اون دختر بچه‌ای رو که سال‌ها پیش توی گذشته‌ام جاش گذاشتم رو بهم برگردوندین…💔💔💔یادمه هر وقت که خواهر شوهرم لباس‌های دخترونه می‌خرید چون همسنیم دقیقاً بهم پیشنهاد می‌داد که مثلاً تو هم بخر و من می‌گفتم این چیزا فقط به تو میاد من چاقم من خیکیم من به درد نخورم من آشغالم من لایق هیچی نیستم چرا الکی پولمو حرام کنم…….به خدا قسم حتی تو لباس پوشیدنم هم با خودم لج می‌کردم….😭😭😭😭خیلی ظلم کردم به خودم به مادرم به همسرم به فرزندم و پدر مرحومم که همیشه می‌گفت چرا قدر خودت رو نمی‌دونی چرا یادت رفته کی هستی چی هستی چرا به کمترین چیزها راضی میشی ….

      من برم

      ولی باور کنید بعد از هفت سال تراپی شما امروز چیزی رو به من دادید که سالهاست دنبالشم حداقل هجده سال…

        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 45 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۰۰:۳۶
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 122 کلمه

        سلام به خانم مری

        این قسمت کامنت که نوشتی «چه تغییری باید بدم؟به نظرم چیزی که باید ترک کنم فکر کردن به سایزم و وزنم هست .مقایسه کردن خودم با دیگران است»

        اره واقعا اینقدر باید روی خودمون کار کنیم تو این سایت مطالب رو بخونیم مرور کنیم یاداوری کنیم که دیگه اصلا فکر سایز و وزن رو فراموش کنیم غذا خوردن و زندگی کردن عادی بشه برامون دیگه برای یه لقمه غذا چندین ساعت ذهنمون درگیر نباشه دیگه عادی زندگی کنیم من از موقعی که یادمه حدود ۵ساله بودم بیشترین تمرکزم روی متناسب شدن و کم کردن بوده موفق میشدم ولی موندگار نبود ولی حالا تو این سایت و خوندن کامنت های فوق العاده شما دوستان قطعا موفق خواهیم شد

        به امید همچین تناسبی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۶:۲۱
          مدت عضویت: 793 روز
          امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 4 کلمه

          ممنونم بابت نظر ارزشمندتون

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار سحر
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۰:۲۷
        مدت عضویت: 1236 روز
        امتیاز کاربر: 63992 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام مریم خانم عزیزم 

        چقدررر نوشته شما عاالی بود و به دلمون نشست❤

        عزیزم بهتون تبریک میگم بابت این حس عالی و یادآوری که امروز براتون رخ داد🫂

        ممنونم که برامون نوشتید براتون بهترین و شیرین ترین نتایج رو آرزو دارم عزیزم❤🫂😘🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۰:۴۹
          مدت عضویت: 793 روز
          امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          ممنون که وقت گذاشتید خوندید و ممنون بابت پیامی که به من دادید چون مایه دلگرمی من بود

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۱:۲۷
        مدت عضویت: 801 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 96 کلمه

        سلام دوست خوبم

        ممنون بابت وقتی که گذاشتی و این کامنت خوب و تاثیر گذار رو نوشتی.

        من هم مثل خودت از خواندن کامنتت احساساتی شدم، چقدر خوب که مسئله خودت رو پیدا کردی و چقدر خوب که توی مسیر بهبود خودت و شخصیت هستی، خدا رو شکر میکنم که در مسیر رشد خودمون هستیم. من هم وقتی سوالات رو جواب میدادم قشنگ احساساتی شده بودم و واقعا توی همین روز اول تمرین کلی انگار درها به روم باز شد و فهمیدم چقدر توی این چند روز افکار و رفتارم عوض شده.

        خدا را شکر میکنم.

        می بوسمت دوست خوبم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 29 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۳:۱۰
          مدت عضویت: 793 روز
          امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 28 کلمه

          مرسی از اینکه وقت گذاشتی و دیدگاه من رو خوندی … خیلی خوشحالم که همه با هم برای بهتر شدن زندگیمون تلاش می‌کنیم و هم مسیر شدیم 🍁💐

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار صالحه
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۱:۲۳
        مدت عضویت: 1372 روز
        امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        سطح مبتدی
        سطح متوسطه
        سطح پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 172 کلمه

        سلام براستاد ودوست هم‌مسیر مریم خانم 

        تکه اخرنوشته شما‌اون حس لابقت وازشمتدی رو تو بخش فبلی کم رنک کرده بود به شکرخدا داره اون  بخش  با ارامی به شما برکشت میکنه افکارمن وامثال ما این وافکاررو برای ماساخته که از بودن اون لذتی لایقت وارزشمندی رو ازخودمون میگریم وبه شکرخدا داره به شما برکشت میکنه انشالله که موفق سربلتد زیبا اندام‌ باشید وافکار تاره و نگاه دبگه به  خودت اشتی ناره با وجودت بهت تبریک میگم‌

        دختر کوچلوی وجودت بهت داره برکشت میکنه در اغوش  بگیره بهش سلام کن در اثر استمرار وادامه دادن هی پر رنکتر میشه وزمانی میشه که به خودت عشقی ورزی رو افزایش میدی و عاشق خودت واقعی وخودت جاقت و  خود ازشمندت میشی اون زمان تازه کار شروع شده وقبول میکنم که  مسئول وضعبت موجود هستی  تازه کار شروع میشه برای من‌ که به این شکل اغاز شد  وجه اغاز پر شکوهی  بودهست وداره هی بزگتر وبا شکوهتر میشه 

        به  امید موفقیت بیشتر  شما دوست هم راه  

        خدا هیج بنده که یی لحظه وکمتر از یی لحظه تنها نزار امین 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۳:۱۵
          مدت عضویت: 793 روز
          امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          واقعا ازتون ممنونم که وقت ارزشمندتون رو گذاشتید و کامنتم رو خوندین و مهمتر اینکه جواب دادید 🍁💐

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار زهرا آقچه لو
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۰:۲۹
        مدت عضویت: 879 روز
        امتیاز کاربر: 25940 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 94 کلمه

        سلام به روی ماه دوست خوب من. از خواندن کامنتت بسیار لذت بردم چه پاسخ های زیبا و عالی داده بودی.

        اما درمورد عدم لیاقت واقعا خودت را نابود کردی مثل قبلا من چون خودمو چاق میدونستم حتی دوست نداشتم با همسرم رابطه برقرار کنم و همیشه هم فکرم این بود که اون نمیاد سمت من درحالی که خود من اجازه نمیدادم چون خودم از جسم خودم لذت نمیبردم چطور توقع داشتم اون لذت ببره. خودمو نپذیرفته بودم بعد توقع داشتم دیگران بپذیرن حرفاتون عالی بود،یادت باشه منوتو لایق بهترینها هستیم چون اشرف مخلوقات هستیم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۳:۱۱
          مدت عضویت: 793 روز
          امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 19 کلمه

          دقیقا منم 😶‍🌫️😶‍🌫️😶‍🌫️😶‍🌫️ از خودم از بدنم متنفر بودم و روی رابطه مون همه جوره اثر گذاشته بود متاسفانه…

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۴:۱۱
      مدت عضویت: 1372 روز
      امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,179 کلمه

      به نام خدای  بخشنده ومهربان 

      سلام براستادعطار روشن وهمه عاشق درک بهتر این‌ مسیردل نواز 

      من وفتی وارد سایت شدم اول چندین دفترداشتنم که هردفتر  بزرگ سالنامه رو برای هر دوره به جند بخش ،تقسم کرده کل یی دفتر سالنامه پر شد جند دفتر دیگه پر  شد چند سالنام چند دفتر هی باز بسته کردند نزدیک خودم‌ نگه می داشتم که بتوانم اون زمان اموزش هم جزوه داشته باشم  هم‌ نکته برداری کنم خلاصه دوره خیلی شلوغ میشد این خارج ازنظنم ترتیب بود اگه کسی وارد میشه من  نشسته میز جلوم باز هست من یی میز وایفر تا شو دارم که کمی شبیب داره ازاون  به عنوان میز کار استفاده میکنم‌ که کمتر به پام فشار بیاد خلاصه دور بر.خیلی شلوغ میشد هی باید با خودم میبردم‌ میاوردم  برای کمی سخت بود و تعداد دفتر ساانامه هی داشت زیادمیشد

       تا اینکه ایده استفاده از گوش برای نکته برداری  تمرین کردند یاداشت کردن  به من داده شد کلی دفتر من بی نیاز کرد من از ما ه بهمن سال فبل دارم با این روش کار مبکنم امروز تعداد صفحه باز شده که مربوط ،به مسیرم هست رو شمارش کردم چیزی حدود۲۸ صفحه که پراز مطلب تمرین وبخش سپاسگزازی  هرروز که بایدانجام بدم  نتکه بردای دوره خدا هرکز دیرنمیکند  اگه ما حوصله کنیم نتکه برداری  از دوره پا سازی ذهن صفحه سپاس گزاری هر روزم خلاص صفحه تکرهای مرتب هرهفته تو هردوره خلاصه کلی صفحه باز دارم یی زمانی که حوصله بشکه کاری نداشته باشم شروع به خواندن از یی صفحه میشم شاید بعضی زمانی دوساعت خواند زمان ازمن میگیره توهرصفحه  تجربه دل چسبی هست

       تغییرخوب تو این  بخش هی دارم‌ زیبا نویسی شکل مرتبرتری بهشون دادم از رنگهای شاد استفاد کردم بعضی رو کامل رنگی نوشتن  بعضی رو فقط، بخش اول نوشته مربوط رو رنگی شاد قرار داد  یی کتاب خانه کوجک  از نوشته خودم هست من داستان زندگی خودم رو هروز با این تمرینه دارم‌می نویسم

       کلی لذت از نوشتن این برداشتهای خودم  وتمرینهای خودم دارم 

      وفتی متوجه شدن سوال هر روز است اولین وفکرفبل از گفتن استاد همون‌ نوشتن تو گوشیم بود  که امکان جا دادن هر روز مطلب و سوال هر روز رو توهر سوال به ترتیب برای من ایحاد میکنه

      برای باره اول این تمرین تو همین دیدگاه یاداشت میکنم‌ تا ازفردا اون تو گوشیم برای خودم هر روز بعد ازخواندن میثاق نامه انجام بدم چقدرخوب هست که تمرنهای هر بخش رو دارم‌ انجام‌ میدم‌ واقعا برای من‌که‌ نتیجه عالی رو داشه خودم از کارم بسیار رضایت دارم 

      سوال اول 

      متناسب شدن چه حسی رو داره 

      حس پرواز یی عقاب پرقدرت که خودش ضعیف میدید ولی عقاب بود پرپرواز داشت این پرهای رو با باورهای اشتباه به هم پیجیده بود حس پرواز ازخودش گرفته بود حالا ان پرها با شکوه باز هستن پراوز تو اسمان رویا وتحلیل وکشف از وجودم با  شکوه جلای وصف ناپذیر برای من انجام‌ میدن حسی بی نظیر رو دارم  به کل وجودم وزندگیم‌واطراف میزنم عالی هست 

      سوال ۲ 

      از چه تغیبرجسم خود لذت مبرید 

      ازاینکه با نگاه به جسم خودم اون نگاه زیبا رودارم‌که وزن داره کم میشه روزی تو اسانسورداشتم بی اینه  نگاه افتاد تو اینه اسانسوز  حانی که توایننه اسانسور بود دیگه جاق نبود اگه بود به میران کم بود خنده بهش کردن  اون خندید خودم  بودن که حجم بدنم رو با یی نگاه دیدن لذتی که از این تغییر به کل وحودم  دادن اون لبخند زیبا بد که تو اسانسوز دپ توخلوت خودم به کل وجودم زدم وداره هی ادامه پیدا میکنه وزنم  متوقف  نشده هی کم کمتر میشه خدابا شکرت که دارم تجربه بهبود یاقته کار و زندگیم رو با این احساس سرشار  از عشق ونشاط و حس ازشمندی اعتماد به نفس و سر به بلندی کوه دماوند ایستاده سر فزار مینوبسم خدایا ازت بی نهایت تشکردارم که کمک کردی 

      سوال ۳ 

      چه بازخودی ازاطرافیان گرفته ام 

      روزهای اول که  ازهدایت خدای وحمایتش وارد سایت  شدم چون احساسم خوب شده بود حال روحی خوب بود تو بخش رایگان کار می کردم  نزدیک به سه ماه زمان برد  این بخش که نباید به دیگران بگم‌ که من تو این مسیر هستم تو بعضی افراد رعایت نکردم گفنم‌ وفتی ودوره تهبه کردم  تو اولین فایل این‌ گفته شده بود ولی دیگه من به چند نفر گفته بود کاریش نمیشد کرد

      تا همین زمان همسرم اصلا هیج اطلاعی از مسیرم نداره  تو نگاه همسرم من دارم بازی کامپیوتری انجام میدم من هیچی  نمگیم تا تو حس ارامش به مسیر م ادامه بدم 

       همین جند نفر بعضی زمان با صحبت خودشون درمن  تغییر احساس رو ایحا میکردن من  بازم‌ کم‌ نیا وردم  ادامه دادم‌ حتی باره به من‌ گفته شد که تواهم زدم دو هفته پیش همون فردی که کلی با من سرنا سازکای داشت پشت تلفن گریه می کرد حدود ۲ ساعت از دریافتهای مدت کوتاهش می گفت وخوشحال بودکه از پشنهاد من راه زندگی بهتر  کردن رو  انتخاب کرده حال روحیش خوب داره شده  تونگاه من که عالی شده بود 

       کلی از من‌ تشکر و ازمن درخواست داشت که اون  ببخشم  من‌ ناراحت کرده

       من اول بهش گفتم ازم من  تشکر نکن‌ ازخدای خودت تشکر کن که هدایت کرد برای  رهایی حس این تلفن  انقدر بزرگ عظیم دلچسب گوار بود که من سر به  مهر گذاشته سجده شکر انجام دادم از خالقم بی همتا تشکر کردم که از هدایت وحمایت خدای عزیزم استمرار داشتم ادامه دادم ننبجه هی پررنکتر میشه وارامش بسیار زیادتر شده همون فرد جذب ارامش من شده بارها هی میگفت من نمیدونی چه کار کردی  عجیب ارامش دارای  این ارامش رو ارزو دارم داشته باشم رویام داشتن همین‌ ارامشی که تودارای هست 

      سوال ۴ 

      چه تغییرانی تو افکار خودم مشاهد میکنم 

      تغیبرات این بخش انقد زیاد بزرگ بهبود یافته هست که فابل نوشتن نبست برای مثال از یی نگاه ساده به یی گیاه یا یی پرنده یی زمانی به خودم میام  که رسیدم به بزرگی افرینش نعمت فراوانی کسترش این‌ نعمت تو انواع بخشهای  توکارخانه به انسانها توبخش تولیدتو،بخش عبادت خلاصه زمانهای زیادی روبه این شکل دارم  خیلی این‌ نگاه تجربه  که نغییر کسترده  درش ایحاد شده رو دوست دارم  با یی نگاه به نگه ابری مهو شده خدای  بزرکی وتوامندی وقدرت درخلق وافرینش  خدای رو هی برای بزرکتر وسیعتر میشه رنکها شادتری تو ذهنم به رقص درمیان عشق به خودم  و اطرافم وانسانها وحیوانات و گیاهان  نشاطی بیشتری از محیط که دورنش هستم رو کسب میکنم 

      سوال ۵ 

      چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت میتوانی ایجاد کنی 

      هر روز سعی در یی تغیبر کوچک هستم اون تغییر کوجک اول دریافت کوجک برام داشت ازاین‌کوجک کوچک هی داره دریافتم کسترش پیدا می کنه  من‌ توجه به هرروز هست که نتیجه کوجکی رو انجام دادم‌ و چه تغییر. با خودم واطرافم دارم درک این تغیبر اصلاح هر روز هست که انجام میدم اینده من‌ تواصلاح عالتری خودم‌ روخواهم دید مثل امروز که اصلاح امروزنتیجه کاری است‌که طی این مدت انجام دادم‌ کم‌ نزاشتم از وقت زمان بهترین بهره به  خودم جهانی که ودورنش هستم دادم‌ جهان اون به شکلی عالتری به من‌ برکشت میکنه ونتیجه تو چند جنبه هی داره بزرکتر میشه خدایا ازت بی نهایت تشکر وسپاس گزارهستم ازمهر محبت که به من  عطا کردی 

      یی تغیبر کوچک امروزم همین دعای اخر نوشته ام است که خیلی  وفت هست تغیبر ندادم 

      خدایا یی لحظه و کمتر از یی لحظه  هیج بنده رو تنها نزار  توپناه امنت جا برای هربنده هست امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شادی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۸:۰۸
        مدت عضویت: 2539 روز
        امتیاز کاربر: 16701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 293 کلمه

        سلام چقدر قشنگ بود جملتون،حس پرواز عقاب پرقدرت که خودشو ضعیف می‌دید ولی عقاب بود پر پرواز داشت ولی پرهاش به خاطر باورهای نادرسته به هم چسبیده بود مطلب دیگه‌ای هست که اینکه گفتید به همسرتون نگفتید کار خیلی خوبی کردید که نگفتید همسر من می‌دونه که من از این مسیر دارم استفاده می‌کنم ایشون که خودشون متناسب هستند قبلاً اضافه وزن داشتند و ۹۱ کیلو بودند ولی الان ۷۶ هستند اصلاً نمی‌دونم چه جوری شد که لاغر شدن و روز به روز دارن لاغرتر میشن چون همه چیز می‌خوره حتی من مشکوک شدم و بردمش آزمایش قند داد چون خانواده می‌ترسیدن و گفتم شاید دیابت گرفته اینقدر داره لاغر میشه عقیده شوهر من این است که اگر شام نخوری لاغر میشی ایشون شام نمی‌خوره ولی هر شب دو لیوان شیر گرم به علاوه دو قاشق عسل به اضافه ۲ قاشق پودر سنجد به اضافه ۳ تا ۴ میوه می‌خوره اگر شیرینی باشه هم می‌خوره کلاً فقط میگه شام نخورید لاغر میشید ولی همین‌هایی را که می‌خوره اندازه سه تا شام من هست و به من هم همین رو میگه که شام نخور یکم هم غذا تو کم کن لاغر میشی ولی من نمی‌بینم که غذاشو نخوره هر روز که سر کار برنج می‌خوره و پنجشنبه جمعه هم که ناهارخونه هست غذاشو کامل می‌خوره از منم بیشتر می‌خوره خلاصه اینکه کار خوبی کردی که نگفتی دخترم هم می‌دونه که از این مسیر دارم استفاده می‌کنم چون همش داره تو خونه ویس‌های استاد پلی میشه دخترم که همش میگه اینا رو ول کن بیا برو یه رژیم درست حسابی بگیر فعلاً که تا سه ماه راحتم چون دخترم هم شهر دیگه‌ای رفته دانشگاه و حتما تا زمانی که برگرده انشاالله خونه من تغییرات چشمگیری کردم و اون هم به درستی این مسیر ایمان میاره 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار صالحه
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۹:۱۷
          مدت عضویت: 1372 روز
          امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          سطح مبتدی
          سطح متوسطه
          سطح پیشرفته
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 306 کلمه

          سلام شادی خانم عزیزم 

          برای من هم نامی شما با دختر بزرگم‌ خیلی خوشایند هست 

          هپین افراد که برای شما این جین صحبت داشتن  من داشتم ولی نتیجه  استمرار وادامه دادن ورفتا ودریافت  من این صحبت رو همه رو حنثی کرده و داران هیمن تشویق میکنن که ادامه  بدم 

          تویی فایل حا لا به یا ندارم تو کودم دوره بود فکر کنم‌ دوره ورد به سرزمین لاغرها بود  استاد یی حرفی خوبی زده اون سرلوجه افکار شد استاد گفتن این افراد استیاد هستن‌ که امدن ما رو فردی قویی و توامند کنند در برابر این افراد وظیفه ما صبر با حال خوب است و این حرفها رو حرف استاد خود حساب کنیم که من رو داران برای درجه بالاتر رفتن وعصبی نشدن حال خوب داشتن داران پروش میدن نگاه رو باید عوض کرد وظیفه پا یادگیری ازاین استیاد هست و باید صبر کنیم ته قویتر بشیم وظیفه اونها عصبی کردن‌ما هست‌وظیفه پا صبرکردن وقوی شدن هست  

          من وافعا از این دستور به شکل واقعی استفاده کردم  و محیط پیرامون تغییر بسیار خوبی پیدا کرد فردی بسیار عصبی که هیج فردی فبول نداشت بشه اون تغییر داد  رو با این روش تغیبر خیلی متفاوتی رو درش ایحاد شده که در برخورد  با من همه رو شوکه میکنه  

          برای خودم بعضی زمان‌ اویل از برخوردش  کلی تعجب می کردم  چون‌ قبول کردن که اون به این شکل هست 

          من‌ باید تغیبر کنم‌ اون به ناچار از همسویی  خدایی که ایحاد میشه و توزمانی و همسویی ایحاد میشه که اون برخودرهای اون فرد تو زمانهای خوبش با من‌ قرار میگره ودیگه تو بخش عصبی اون فرد رو  نخواهم دبد و حالا ساعتهای  این همسوی رو خدا تنظیم میکنه و من‌ اون‌ فرد رو تو زمان خیلی کمتر ویا شاید نبودن عصبی شاهد هستم  وحال خوبیتزی با ایشون دارم و تغییر ناخواسته درخودش ایحادشده 

          خدا  انی و کمتر از انی به حال خودم  نزاره  امین 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۳:۱۶
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 74 کلمه

        سلام 

        خانم صالحه 

        این عبارت شما «هر روز سعی در یی تغیبر کوچک هستم» 

        این عبارت رو همراه با صبر و باور درست که به خودت بگی میشود واقعا معجزه میکنه تغییرات کوچک ولی مستمرر با باورهای درست حسابی کولاک میکنه ییهو یجایی میرسی میبینی نه زجر کشیدی نه سختی دیدی ولی حسابی تغییر کردی مثل الان من نه زجر کشیدم نه سختی لباسام دارن گشاد میشن این عبارتت خیلی برام اگاهی بخش بود سپاسگزارم از شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار صالحه
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۸:۵۲
          مدت عضویت: 1372 روز
          امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          سطح مبتدی
          سطح متوسطه
          سطح پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 70 کلمه

          سلام‌حسین اقا هم مسیر محترم 

          برای این‌ مسیر اگه نتیجه بخواهیم‌ توسطح بالاتری اون به دست بیاره اول هر چندروز اگه امکانش بود هرروز یی تغییرکوجک انجام بشه وتقاوت  تغیبرات خودمون رو با دیگران واطراف  مقایسه وتقاوت ایجادشده رو تو ذهن بهش بها بدیم‌ در نتیجه همه بزرگتر وهم حس این درک تقاوت حال خوبی از دریافت رو  برای خودمون ثابت میشه 

          خدا انی وکمتر از انی ما رو رها نکن امین 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۱:۳۵
        مدت عضویت: 801 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 35 کلمه

        سلام خانم صالحی عزیز

        چقدر از خواندن کامنت شما حس خوبی گرفتم

        چه قشنگ گفتید که حس عقابی که هنوز هم عقابها ولی بالهایش رو با باورهای غلط چسبونده بودن.

        موفق باشید و همینطور عاشق و پر انرژی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار صالحه
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۲:۴۱
          مدت عضویت: 1372 روز
          امتیاز کاربر: 87421 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          سطح مبتدی
          سطح متوسطه
          سطح پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 56 کلمه

          سلام بر دوست هم راه هم‌ مسیر 

          از اینکه‌ نوشته من  درشما حس خوب ایجادکرده وباعث افزایش این حس و وارسال حس خوب  به جهان شدم  وحتما برکشت این حس به خودم  ودیگران از خدای مهربان بسیار تشکر دارم وسپاس گزارهستم از لطف شما دوست هم راه بی نها ت سپاس گزار هستم 

          درپناه امن خدا باشید  امین 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۲:۵۵
      مدت عضویت: 2539 روز
      امتیاز کاربر: 16701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 458 کلمه

      به نام خدای خوب و مهربانم

       سوال ۱ متناسب بودن چه حسی داره قشنگ‌ترین حس دنیا رو داره خوش اندام و متناسب باشی صبح که بیدار میشی مثل فرفره کارهای خونت رو سر یک ساعت تمام می‌کنی چون دیگه پاهات درد نمی‌کنه که مجبور بشی ۱۰۰ دفعه بین کارهای روزانت بخوای استراحت کنی اینجوری همیشه خونت تمیزه و خودتم خسته نیستی یکی دیگه اینکه آرزو به دل نیستی میری هر لباسی رو که دوست داری می‌پوشی مثل آدم‌های باکلاس لباس می‌پوشی حتی لباس‌های توی خونتم شیک هستند نه اینکه مجبور باشی شلوار نخی گلدار تو خونه بپوشی چون شلوار زنانه اسلش یا کشی اندازت نیست اینجوری اعتماد به نفست هم صد میشه وقتی اعتماد به نفس بالایی داشته باشی همیشه و همه جا می‌تونی از حق خودت دفاع کنی و برای حرف‌های بی‌ارزش دیگران هیچ ارزشی قائل نیستی در واقع مثل یک ملکه زندگی می‌کنی 

      سوال ۲ از چه تغییری در جسم خودت لذت می‌بری تغییر زیادی در جسم خودم نمی‌بینم فقط احساس می‌کنم که یک مقدار روی معدم لاغرتر شده 

      سوال ۳ چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی دیروز یکی از همسایه گفت لاغرتر شدی این همون همسایه‌ای بود که هر دفعه می‌دید می‌گفت فاطمه هر روز برنج نخور تو رو خدا،همش داری چاق‌تر میشی

       سوال ۴ چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده می‌کنی الان که استاد نوشتن استاد نوشتن که باید کمتر ناخنک بزنن دقت کردم و دیدم که من خیلی خیلی ناخنک زدنم کمتر شده اگه قبلاً ۲۴ ساعته دهنم می‌جنبید الان از ۱۰۰ فقط ۱۰ درصد هست مثلاً دیروز رفتم سر یخچال چیزی بردارم بدون اراده یک عدد کوکو شامی را برداشتم و نصف کردم و خوردم چند قدم رفتم بعد پیش خودم گفتم که چرا من این کار را کردم من که گشنه نبودم حس بدی داشتم به اون لقمه خیلی معذرت می‌خوام سریع  لقمه را از دهنم بیرون آوردم دور انداختم خیلی حال داد قبلاً می‌خوردم و بعد ….ولی حالا اصلاً اجازه ندادم پایین بره از گلوم چقدر حس توانایی کردم چقدر حس باکلاسی کردم آخه این چه بی‌فرهنگی هست عین قحطی زده‌ها آدم به هرچی می‌رسه یه نوک می‌زنه خدا رو شکر می‌کنم که این مورد خیلی کم شده 

      سوال ۵ چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می‌تونی ایجاد کنی یکی از کارهایی که می‌تونم انجام بدم این هست که چون من مغازه دارم و باید غذا زیاد درست کنم که وقت کمتری رو ازم بگیره زیاد غذا درست می‌کنم یکی از کارهایی که زن داداشم انجام می‌ده این هست که اضافه غذا رو بعد از اینکه غذای همه را کشید جمع می‌کنه و توی یک قابلمه کوچکتر می‌ریزه بالای یخچال که از دم دست دور باشه می‌ذاره تا اضافه خوری نشه منم از این به بعد همین کار رو می‌کنم و اضافه غذا را سریع از جلوی چشم برمی‌دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 23 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۹:۵۶
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 80 کلمه

        سلام شادی خانم

        اونجایی که گفتی لقمه رو در اوردی و انداختی بیرون و چه حس توانایی کردم دقیقا برای من میشه ، کنترل ذهن برای نخوردن، همون میشه تقوا که تو قران خدا میگه، این قسمت از کامنت شما یاداور این شد برام که این سایت داره مارو باتقوا میکنه داره کاری میکنه بتونیم کنترل ذهن کنیم داره ما رو به جایی میرسونه که براحتی بتونیم روی برگردونیم از کارهایی که موجب بی تقوایی میشه.

        واقعا سپاسگزارم بابت یاداوری این مورد.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۲:۳۶
      مدت عضویت: 784 روز
      امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 91 کلمه

      روز ۱ مژگان ۴۳کرج

      1ـحس متناسب بودن 

      شادی رنگ رقص غرور حس مانکنی حس خوب ورزشکار

      ۲ـتغییر در جسم خود که لذت میبرم

      نداشتن شکم و پهلو ،رانهای لاغر ،باسن برجسته

      ۳ـبازخورد اطرافیان 

      نگاه با غرور و تحسین همسرم ،تبریک دوستام ،تحسین خودم در آینه

      ۴ـتغییر در افکار و رفتار جدیدم

      هله هوله آت آشغال نمی‌خورم شیرینی بستنی نمی‌خورم 

      کاهو سالاد سزار هویج میخورم 

      ۵ـاصلاحاتی که میتونم انجام بدم 

      بادوم زمینی روکش دار پیاز جعفری هر روز نخورم 

      با کمک قهوه اشتهامو کنترل نکنم 

      شبا قهوه و چای نخورم سس سزار کمتر رو سالادم بریزم 

      کشمش و قند کمتری با چایی بخورم 

      میوه اندازه مصرف کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۹:۳۹
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 55 کلمه

        سلام به مژگان خانم

        یعنی این جمله شما روح و روان منو اروم میکنه 

        «تحسین خودم در آینه»

        یعنی وقتی از جلوی اینه رد میشی و تغییرات رو میفهمی میبینی تایید میکنی لذت میبری قند تو دلت اب میشه کیف میکنی رو ابرا هستی واقعا احساس لذت بخشی دست میده 

        سپاس فراوان که تو کامنت به ایینه اشاره کردی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مژگان نوحی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۹:۴۳
          مدت عضویت: 784 روز
          امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 35 کلمه

          سلام و درود بر آفای شهبازی 

          دقیقا این تحسین کردن خودمون و دیدن این هیکل متناسب در آینه چنان حس خوبی به آدم میده که از صدها تعریف دیگران لذت بخش تره

          کاملا باهاتون هم عقیده ام 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسیه رفیعی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۲:۲۸
      مدت عضویت: 2598 روز
      امتیاز کاربر: 46279 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه

      بنام خدای مهربان

       

      با سلام و درود و خدا قوت خدمت استاد نازنین و دوستان شگفتی سازم

      روز ۱۷ : اولین روز تمرینم در سایت بهشتی

      ۱– متناسب بودن چه حسی داره؟

      ۱. حس شیرین و دلچسب رهایی در انتخاب لباس مدل و رنگ مورد علاقم و غذا و تفریح بی محدودیت برام داره و شکر گزاری فراوان از نعمت الهی 

      ۲.حس سلامتی و آرامش و سبکبالی و پرواز تا اوج خوشبختی تخته گاز برام داره و رسیدن به تمام خواسته هام و موفقیت در تمام جنبه های زندگیم به طور روزافزون 

      ۳. حس قدرتمندی و شجاعتمندی و لیاقت داشتن بهترینا رو برام داره و همه چی آرومه من چقدر خوشبختم رو برام داره و خالق رویاهای خودم هستم و کاملا طبیعیه که خیلی آسون متناسب بشم  

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۱.از شکم تخت و صاف و کمر باریک خودم به شدت لذت میبرم 

      ۲.از سینه های خوش فرم و عضلانی و کوچک خودم به شدت لذت میبرم درست مطابق سلیقه خودم و شیکی لباس به اندام خوش فرمم 

      ۳. از باسن کوچک خوش فرم و متناسبم و ساق پای باریک دقیقا منطبق با تصویر سازی هر روزه و رانهای کشیده و خوش فرم خودم به شدت لذت میبرم و شادم و به شدت شیک پوشم

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۱.اقوام و فامیل همشون منو با حیرت و تعجب نگاه میکنن و اکثرا منو نمیشناسن ولی بعدش که متوجه میشن کلی منو تشویق و تحسین میکنن و خیلی خوشحال میشن که انقدر خوش تیپ و شیک پوش شدم و خیلی ذوق زده میشم 

      ۲.دوستان قدیمی ام عکس منو دیدن باورشون نمیشه و کلی تشویقم میکنن میگن ایول عالی شدی همینجوری بمون و فکر میکنن با فشاری به اینجا رسیدم میخان که حفظش کنم و دیگه به روزهای قبل برنگردم  

      ولی خودم خوب میدونم دائمی و صد در صد تضمینی این اندام خوش تراش رو خلق کردم  که با عشق و اشتیاق در همین مسیر تا ابد میمونم و به تمام آرزوهام میرسم 

      ۳.عکسم رفته تو آلبوم شگفتی سازها و بی نهایت خوشحالم و استادم بهم تبریک گفت و دوستان هم مسیرم کلی تشویقم کردن و انگیزه گرفتن برای ادامه دادن با اطمینان بیشتر 

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      ۱.تسلط عالی دارم به افکار قدرتمندم و خیلی میتونم روی ورودی و خروجی خودم کنترل بهتری داشته باشم 

      ۲. از رفتار متناسبانه خودم موقع برخورد با مواد غذایی به شدت راضیم و تمایلم به هله هوله خوردن کمتر شده و هر چی که عاشقشم میخورم و کیف میکنم دقیقا بخاطر نیاز خودم میخورم فقط 

      ۳.خیلی خیلی راحت تر به کارهام میرسم و همه جا برق میزنه از تمیزی و به شدت زرنگ و فعالم و انرژی اجسام و تمیزیشون به خودم برمیگرده و پر انرژی تر میشم 

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      ۱.بیشتر و بهتره از قوه تخیل نا محدود خودم استفاده کنم و تصویر سازی و تجسم بهتری داشته باشم و پیشرفت کنم از استفاده به نفع خودم از این ابزار فوق قدرتمند

      ۲.از وقتم بهترین استفاده رو ببرم و از اتلاف انرژی دوری کنم و سرعت ترمیم رو در خودم ببرم بالاتر و تمام توجهم همسو با خواسته هام باشه 

      ۳.اشرف مخلوقات بودن خودم رو به اثبات برسونم و در لحظه حال زندگی کنم و نه غم گذشته داشته باشم و نه ترس از آینده و ایمانم رو تقویت کنم با تکرار و استمرار و حال فوق العاده عالی و صبر با احساس خیلی خوب در مسیر لذت ببرم و روند تکامل رو به بهترین شکل گام به گام طی کنم 

      خدایا بی نهایت شکرت که امروز تو سایت تمرینم رو نوشتم 

      استاد گرامی و بی نظیرم بی نهایت ممنونم از این تمرین لذت بخش هر روزه بی نظیر 

      آسیه جونم بهت افتخار میکنم و من لایق بهترینام و لاغری با قدرت ذهن عشق ترین و لذت بخش ترین و آسون ترین کار دنیاست 

      در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست

      این تمرین ادامه دارد با اشتیاق فراوان 

      ادامه تمرینات در تمرین بعدی برداشتم رو مینویسم متشکرم متشکرم متشکرم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیره.ف
        ۱۴۰۳/۰۷/۱۱ ۲۲:۱۱
        مدت عضویت: 2593 روز
        امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        اسیه جان سلام من قبلا شما رو فالو میکردم و لذت میبردم از تمرینات کامل و عالیتون اونزمان کلی هم قلب و گل تو نوشته هاتون میزاشتید خیلی دوست دارم نتایجتون رو بنویسید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار آسیه رفیعی
          ۱۴۰۳/۰۷/۱۳ ۱۳:۳۶
          مدت عضویت: 2598 روز
          امتیاز کاربر: 46279 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 267 کلمه

          سلام منیره جونم ممنونم گلم لطف داری 

          آره من عاشق ایموجی گذاشتن تو تمریناتم بودم و سعی میکردم با ایموجی حسم رو در نوشته تصویر سازی مرتبط کنم مخصوصا صبحگاهی های فوق العاده استاد که کلی حس شادش رو با استیکر مرتبط به فرشته خوشبختی درونم شادی و سرور بیشتر میداد به حدی که از خود بی خود میشدم و انگار انرژیش در من قوی تر میشد   

          ولی متاسفانه کیبوردم انگار مشکل داره و اختلال ایجاد میکرد با اون همه ایموجی  

          و استاد فرمودن از ایموجی استفاده نکنم منم گفتم چشم ولی الانم حتی میخونمشون فرصت کنم خودمم لذت میبرم  

          و اوایل خیلی سختم بود ولی سعی کردم به همین زیبا نویسی هایی که استاد در اختیارمون گذاشتن و عالی هستن  عادت کنم و این تغییر  جایگزینی عادت رو خوب تونستم انجام بدم  

          تا متنم نپره یه کلمه ویرایش میزدم کلی متن نوشته ام میپرید 

          سعی کردم خودمو اصلاح کنم 

          و نتایج من واقعا برای خودم خیلی رضایت بخش و عالی هست و کلی تو همه چی پیشرفت کردم و عاشق این مسیر الهی هستم و مطمئنم کلی نتایج درخشان دیگه هم به زودی در انتظارم هستن و در مرحله داشت هستن فقط باید حسابی از نهالهام مراقبت کنم و به زودی رونمایی میکنم و خیلی از نتایج رو هم در جای جای سایت نوشتم و رد پای خوبی هستن عزیز دلم 

          از اینکه به من انرژی عالی دادین ممنونم و چند برابر به خودتون برمیگردونم گلم موفق و شاد باشین

          منم همیشه نوشته های شما رو میخوندم و عالی بودین و اسمتون رو زیاد دیدم در سایت که از دوستان فعال هستین دوست هم مسیرم ایول داری  ممنونم ازتون 

          خدا خیرتون بده 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شهربانو باقری
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۷:۳۱
        مدت عضویت: 2300 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        آسیه جان  تبریک میگم به نوشته پر از احساسات ناب شما…

        مثل همیشه عالی ، مثل همیشه …

        افرین واحسنت بهت باشه …

        تو لایق بهترینهایی…

        می بوسمت قشنگم …

        در پناه خداوند  باشی….

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار آسیه رفیعی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۹:۲۳
          مدت عضویت: 2598 روز
          امتیاز کاربر: 46279 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 211 کلمه

          درود و خدا قوت خدمت استاد و دوست قشنگم 

          مرسی ممنونم شهربانوی خوش تیپ و فوق العاده شگفتی ساز من 

          چقدر جالبه و دقیقا درسته که دل به دل راه داره 

          منم دقیقا در قسمتهای قبلی سایت دیدگاه پر از نکات عالی و جذابتون مصاحبه ها رو داشتم با اشتیاق میخوندم و چقدر از نوشته هاتون لذت بردم و تحسینتون کردم و الان تحسین و تشویق پر انرژی شما رو دریافت کردم با اینکه ننوشتم یعنی فرصت نداشتم ولی فرکانس منو دریافت کردی و به وجد اومدم که  پاسخم رو دادی 

          فوق العاده ای ایول داری خیلی خیلی جذاب مینویسی و این ارتعاشت و انرژی که صرف میکنی کارمای خوبش بازتابشم برا خودت صد در صد جواب میده مثل الان که من فقط در دل تحسینت کردم و ارتعاش رو فرستادم

          و حالا پاداش پر انرژیت رو دریافت کردم چقدر دنیای تجسمی قشنگ و زیباست و صد در صد نتیجه بخش 

          و عمل صالح و انفاقت ۷۰ هزار برابر میشه خدا قوت داری شهربانوی زیبا و پر انرژی من خیلی خیلی قابل تقدیر و ارزشمندی دوست ناب من 

          ممنونم از انرژی که به من دادی و من این ارتعاش رو چندین برابر به خودت برمیگردوندم و انرژی هیچوقت در جهان گم نمیشه و این یک قانونه دستت طلا عاشقتم مرسی که هستی و بی نظیری      

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار شهربانو باقری
            ۱۴۰۳/۰۷/۰۷ ۰۰:۳۶
            مدت عضویت: 2300 روز
            امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 100 کلمه

            آسیه جان  الهی فدات …. شهربانو عاشقته   دوستت داره بخاطر همه خوبی ها و دل صاف و قلب پر از عشق و مهرت     ممنون  از این همه اظهارلطف …. خوشحالم از داشتن دوست صاف و زلالی چون شما ….

            نوشته های شما هم عالیه وپرازاحساس ناب وایده های خوب …و من با عشق و علاقه می خونم و لایک میدم بهت عزیزم ….

            درود بر استاد عزیزم عطار روشن که ما انسان‌های متفاوت از آدم‌های معمولی رو دور هم جمع کرد و در مسیر درست قرار داد تا روزی که زنده هستم دعاگوی استاد عزیز و خانواده محترمشون هستم…

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شادی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۷:۳۵
        مدت عضویت: 2539 روز
        امتیاز کاربر: 16701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        سلام آسیه جون عالی نوشتی،چقد عالی توصیف کردی به امید روزی که هممون عکسمون توی آلبوم شگفتی سازان بره

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار آسیه رفیعی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۲۰:۱۴
          مدت عضویت: 2598 روز
          امتیاز کاربر: 46279 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 116 کلمه

          سلام شادی عزیزم قربون محبتت عزیزم لطف داری ممنون الهی واقعا جای عکسمون خالیه و خیلی لذت بخش و با افتخار  ما هم جزو آلبوم میشیم راهی جز این نیس و روز با شکوه و رویاییمون رو خودمون خلق میکنیم با نیروی لشکر یه نفره  فوق العادمون در سلامت کامل عکسمون میدرخشه و دلبری میکنه برامون 

          و خدا هرگز دیر نمیکند که تحقق تمام رویاهامون رو میبینیم الهی که شادترین و موفق ترین باشی عزیز دلم و مدال این افتخار نصیب تمام هم کلاسی هامون 

          و به پهنای صورت لبخند میزنم و مینویسم با احساس سرشار از برق شادی و هیجان خارق العاده روز با شکوهمون و چه جشنی بشه سراسر نور و آگاهی دقیقا حسش میکنم  

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۹:۲۸
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 112 کلمه

        سلام

        به آسیه خانم

        جواب سوال ۵ رو هم منم میخوام انجام بدم خداروشکر یاداوری شد برام

        «بیشتر و بهتره از قوه تخیل نا محدود خودم استفاده کنم و تصویر سازی و تجسم بهتری داشته باشم و پیشرفت کنم از استفاده به نفع خودم از این ابزار فوق قدرتمند»

        واقعا تخیل خیلی قدرتمند هستش میشه تو تمام مراحل زندگی بکار برد از استاد عزیزم سپاسگزارم که تو تناسب فکری این مدل تخیل رو اموزش داد از شما هم سپاسگزارم

        وقتی قبل از خواب تجسم میکنم فردا صبح با ارامش خیال بیشتری بیدار میشم دیگه هول و ولا ندارم ، اندامم رو میبینم که تغییرات ظاهر شده واقعا لذت میبرم ، که هر روز متناسب تر دارم میشم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار آسیه رفیعی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۱۹:۵۷
          مدت عضویت: 2598 روز
          امتیاز کاربر: 46279 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 139 کلمه

          سلام دوست هم مسیر خوش احساس حسن آقا دقیقا درسته موفق باشید صد در صد تضمینی رد خور نداره

            

          الهی که خدا واقعا به استاد خیر فراوان بده 

          که اینچنین ما رو به کشف قدرتهای فوق العاده درونیمون که خودمون همیشه در حال استفاده بودیم به آسونی فقط اکثرا به ضرر خودمون  

          و الان واقعا رهایی زیادی پیدا کردیم از افکار منفی که در منطق ما بود و مانع پیشرفت ما میشد 

          همیشه یاد کارتون دوقلوها میفتم که یکی یکی نیروهامون در این مسیر از بالقوه بالفعل تبدیل میشه و نحوه درست استفاده رو یاد میگیریم و قبلا تکرار با حس بد داشتیم 

          الان تکرار با حس خوب و سرعت نتیجه گرفتن بیشتر

          موفق و پایدار باشید در مسیر رشد و تغییر همه جانبه و خدا رو هزاران بار شکر که در بهترین مسیر لذت میبریم در این سرزمین بهشتی امن 

          خدا پشت و پناهتون  

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۲:۱۹
      مدت عضویت: 2539 روز
      امتیاز کاربر: 16701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 256 کلمه

      به نام خدای خوب ومهربانم یکی از بزرگترین موانع رسیدن به تناسب اندام من منطق ذهن من بود این منطق خیلی محکم بود من شبیه به عمم هستم محکم‌ترین منطق ذهنی من این بودتوکلی‌ها چاقند مخصوصاً که دختر به خانواده پدری میره و من از بچگی محکوم به این بودم که کمتر بخور تو هم مثل عمه میشیا ،زانو درد می‌گیری ها ،چاق میشی ها، از بس بهم گفتن چنان رفته توی ذهنم که الان همش دوست دارم پیگیر بشم ببینم حال عمم چطوره هر وقت برادرام میان از تهران به شهرستان پیش من ازشون می‌پرسم عمه چطوره دلم براش تنگ شده کاش تهران بودم می‌رفتم می‌دیدمش فقط خودم می‌دونم که چرا می‌خوام عمم رو ببینم،می ‌خوام ببینم که دیگه می‌تونم بدون واکر راه بره یا نه درسته من از ترسم پیگیر حال عمم هستم این تصویر ذهنی برای من توی ذهنم ساخته شده که من آخرش همون جوری میشم که عمم شد ین یکی از منطق‌های ذهن من برای چاقی بود که شکر خدا روز به روز داره کمرنگ‌تر می‌شه به این صورت که من می‌تونم از الان که دارم تناسب ذهنی رو یاد می‌گیرم وزن خودم را به ایده‌آل برسونم و یه سری ورزش‌های اصلاحی رو انجام بدم که ماهیچه پاهام و دستام قوی بشه وقتی آدم ماهیچه‌هاش قوی بشه هیچ مشکلی براش پیش نمیاد قبلاً وقتی ورزش و نرمش می‌کردن به خاطر لاغر شدن بودولی الان اگر نرمش می‌کنم فقط به خاطر ورزیده شدن قوی شدن ماهیچه‌ها هست و دیگه نمیرم جلوی آینه دنبال لاغری بگردم فقط برای بهبود اوضاع جسمی نرمش می‌کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 28 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۸:۳۶
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 96 کلمه

        سلام 

        شادی خانم

        خدا رو شکر منطق ذهنت و عدم تناسبت که چرا ذهنت درگیر چاقی هستش رو پیدا کردی ایشالا که با منطق های خیلی قوی بتونی این سد ذهنیت رو بشکنی و به تناسب اندامی که مد نظرت هست برسی 

        اره واقعا درست میگید منطقی کردن و مثال اوردن بهترین راه متناسب شدنه واقعیتش منم از این منطق برای خودم استفاده میکنم که مثلا تو خانواده همون مواد غذایی خورده میشه همه متناسب و حتی لاغر ولی من متناسب نبودم و از طریق منطقی کردن بتونم به تناسب ایده الم برسم.

        سپاسگزارم از متن مفیدی که نوشته بودید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۸:۳۶
        مدت عضویت: 801 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام شادی عزیز

        چقدر خوبه که منطق ذهنی ت رو پیدا کردی، نصف راه رو جلویی.

        الان دقیقا میدونی که باید کدوم باور اشتباه رو بمباران منی، و وقتی تخریبش کردی، دیگه روند پیشرفتت سریع و آسانسوری میشه.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حمیده پارسا صفت
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۰:۲۵
      مدت عضویت: 2322 روز
      امتیاز کاربر: 5070 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام خدمت دوستان گرامی و استاد عزیزم 

      سوال اول تناسب اندام حس اولش برای من اعتماد به نفس که دیدی رسیدی دیدی پیروز شدی وتو موفق شدی حس قدرت حس قدرت صحبت درجمع حس زیباشدنم خوشحالی درونیم

      سوال2 اول از دورکمرم که به سایز 38رسیده ام وازاینکه دیگه آروم میخورم هولکی نمی‌خورم مثل پرنسسها میخورم از صورتم که زیبا و خوش فرم شده از لباسهای رنگ روشنک وفیت بدنم اینها تغییراتم هستند

      3عشق سوال 3هستم هرکسی من رو میبینم میگه وای چه عالی جوان شده‌ای چه کمر باریکی چه لباسهای زیبایی چه اندامی چیکار کردهای چه پوستی صاف

      4تغغییربیشتر در افکارم شده ترس از غذا ندارم ولع ندارم مثل متناسب‌ها میخورم رژیم رو به کلی فراموش کردم تند تند وزیاد نمی‌خورم مثل پرنسسها رفتار میکنم عذاب وجدان ندارم احساس راحتی وسبکی دارم

      5من باید از امروز فکر اینکه از فردا شروع کنم رو بزارم کنار وکمالگرایی نکنم واستباه میکنم خودم رو سرزنش نکنم عذاب وجدان نگیرم با خودم مهربونتر باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۰:۰۴
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 128 کلمه

        سلام به دوست گرامی

        اینکه نوشتی ترس از غذا ندارم

        عذاب وجدان ندارم

        واقعا این دو جمله طلایی هستش تو تناسب فکری و اینکه فکرمون رو از این دو جمله پاک کنیم من جدیدا هر وقت ترس و عذاب وجدان میاد چونکه میفهمم توجه به این دو مورد احساسمو بد میکنم سعی میکنم با مطالب این سایت و گفته های استاد یه جایگزین پیدا کنم و توجهم رو ازشون بردارم بعدش احساس خیلی خوبی به دست میارم مثلا تو ترس به خودم میگم من که دارم تناسب فکری کار میکنم وقتی استاد گفته انتظار هر چی رو داشته باشی به همون میرسی، به چاقی و اضافه وزن توجه کنی و انتظارش رو بکشی میرسی بهش ،پس با عدم توجه و با احساس خوب ترس رو از ذهنم به ارامی پاک میکنم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۰:۱۷
      مدت عضویت: 1729 روز
      امتیاز کاربر: 27153 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      به نام خالق هستی بخش

      سلام استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم

      ۱ـ متناسب بودن چه حسی داره؟

      ✓متناسب بودن بهترین حس تمام طول زندگیم بوده . 

      ✓متناسب بودن حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به چاقی و خوردن بهم میده . 

      ✓متناسب بودن حس قدرتمندی و مسلط بودن بر ذهن و زندگیم بهم میده . 

      ✓متناسب بودن حس شادابی،جوانی ، جذابیت ، سبکی ، سلامتی ، لیاقت و ارزشمندی بهم میده .

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟ 

      ✓از اینکه مثل گذشته به فکر خوردن نیستم مخصوصا شیرینیجات لذت می برم . 

      ✓از اینکه اندامم کاملا متناسب شده و وزنم ۶۵ کیلوگرم هست لذت می برم . 

      ✓از اینکه سلامت و سبک شدم و سرعت عمل پیدا کردم در انجام کارهام لذت می برم . 

      ✓از اینکه عاشق اندامم هستم، با دیدن خودم خوشحال میشم،اعتماد بنفس بالایی پیدا کردم و خودم رو لایق بهترین زندگی می دونم ، لذت می برم .

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ✓همسرم خیلی خوشحال شد از لاغر شدنم و گفت خیلی جذاب تر شدی ، لاغری بسیار بهت میاد ، مبارکت باشه . 

      ✓مادرم وقتی من رو دید اشک شوق ریخت و خدا رو شکر کرد که به آرزوم رسیدم و لاغر شدم . 

      ✓دوستم زینب خیلی براش جالب بود ، گفت من همیشه به قدرت ذهن ایمان داشتم،خیلی عالی شدی ، این همه سایز و وزن کم کردی ،آفرین نشمیل . 

      ✓ برادرانم ،خواهرم و خواهرزاده هام گفتند چقدر زیباتر شدی،لباس هات به تنت خیلی زیباتر شدن ،چیکار کردی به ما هم بگو و تبریک گفتند .

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      ✓می بینم وقتی گرسنگی واقعی ندارم ، هیچ چیزی نمی خورم و به خوردن اصلا فکر نمی کنم . 

      ✓می بینم تمایلم به خرید شیرینیجات بسیار بسیار کمتر شده . 

      ✓می بینم با دور ریختن غذای اضافه احساس سختی و گناه ندارم و نمی خورمش . 

      ✓می بینم خوردن بخاطر خواص مواد غذایی مخصوصا میوه ها در من خیلی کمتر شده . 

      ✓می بینم راحت به تعارف دیگران نه میگم و وقتی میل ندارم اصلا نمی خورم .

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      ✓باید عادت استفاده از ظرف کوچک تر برای غذا خوردن رو یاد بگیرم . 

      ✓باید عادت خوردن با تحریک بینایی،شنوایی،بویایی،لامسه و چشایی رو کلا حذف کنم‌. 

      ✓باید دقیقا مثل فرد کاملا متناسب با افکار صحیح ، فکر کنم  (یعنی بدون هیچ فکر و تصویری در مورد چاقی) 

      ✓باید دقیقا شخصیت فردی متناسب با رفتار غذایی صحیح رو، همیشه ، داشته باشم .

      {خداوندا ممنونم برای همه ی مهربانی هایت ، نعمت هایت ، کمک هایت }

      « استاد بزرگوارم سپاسگذارم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۲۳:۵۵
        مدت عضویت: 2309 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 99 کلمه

        سلام به شما دوست عزیز 

        کامنت خیلی خوبی نوشتی و واقعا لذت بردم مخصوصا این قسمت رو خیلی دوست داشتم

        «باید دقیقا مثل فرد کاملا متناسب با افکار صحیح ، فکر کنم  (یعنی بدون هیچ فکر و تصویری در مورد چاقی)»

        واقعا همینطوره ادم های اطراف من خیلی متناسب و لاغر هستن اگر بشمارم بالای ۹۰درصد میشن اینا اصلا تو ذهنشون چیزی بنام زیاد خوردم چاق میشم شکم میارم اصلا تو ذهنشون نمیاد و نیست بد غذا ترین ادما پرخورترین ادما نی قلیون هستن فقط به یه دلیل که اصلا به این فکر نمیکنن که قراره چاق بشن.

        ممنون بابت کامنت فوق العاده.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار نشمیل قادری آذر
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۹:۰۳
          مدت عضویت: 1729 روز
          امتیاز کاربر: 27153 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 195 کلمه

          سلام هم مسیر گرامی 

          خوشحالم که دیدگاهم رو خوندید ،لطف دارید .

          بله همینطور هست که شما گفتید ، ما یه تمرینی داشتیم در دوره ی ورود به سرزمین لاغرها ، که یه سری سوال می پرسیدیم از افراد کاملا متناسب ،

          نمی دونم شاید شما هم اون تمرین رو انجام داده باشید،

          خیلی جالب بود ، من با چند نفر که می شناختم وقتی صحبت می کردم ،می دیدم که چقدر افکارمون متفاوت هست ، اینها اصلا در مورد اینکه چی بخورند ، چی خوردند و اینکه نگرانی و استرسی در مورد مواد غذایی داشته باشند در وجودشون نبود ،

          یکیشون گفت تنها دلیل اینکه هله و هوله نمی خورم فقط بخاطر ضررش برای سلامتی ام هست وگرنه چرا باید چاق کننده باشه ؟!

          مثلا اینکه اونها عاشق خوردن نبودند خیلی جالب بود ، خوردن رو به عنوان تفریح و لذت نمی دیدند و به عنوان یه سوخت برای بدن بهش نگاه می کردند .

          هرگز حسرت خوردن و عذاب وجدان بعدش رو تجربه نکرده بودند ،اصلا نمی دونستند یعنی چی !

          اونها فقط وقتی گرسنگی واقعی (واقعی)دارند می خورند و وقتی سیر شدن به محض دریافت پیغام سیری دست می کشند و این عالیه 🙂

          سپاسگذارم ، در پناه خداوند باشید .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار حسن شهبازی
            ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۰:۲۴
            مدت عضویت: 2309 روز
            امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 189 کلمه

            سلام به شما

            یادمه یبار یکی از اطرافیانم که داشت کباب میخورد به منم تعارف کرد گفت توام بیا کباب بخور منم گفتم سیرم دقیقا یادمه سیری بابت اینکه واقعا سیرم نبود اتفاقا فقط بخاطر ترس از این بود که میخوام برنج بخورم بود بعدش طرف گفت مگه ادم به غذای کبابم میگه سیرم کباب هر وقت بود باید بخوری جالبه که این ادم وحشتناک غذا میخوره بد موقع میخوره ولی متناسب متناسب هستش اصلا تو ذهنش به چاقی و این چیزا فکرم نمیکنه 

            یا اینکه یه پسرخاله دارم وقتی غذا میخوره چیزی بنام جوییدن نداره میره تو دهن مستقیم معده ولی به ما میگفتن باید حسابی غذار رو بجویی تا راحت هضم بشه این فرد از لاغری دیگه داره میمیره اصلا اصلا تو ذهنش خوردن باعث چاقی میشه و یا هر دلیل دیگه تعریف نشده 

            یا یکی دیگه از اقوام خدا شاهد این بیدار میشه داره میخوره تا وقتی بخواب دیروز دیدمش لاغر تر شده یعنی غذایی که این بشر میخوره اگر من میخورن به چاقی کار ندارم میترکیدم از خوردن بسکه غذا میخوره دیگه دنده های قفسه سینش معلومه 

            اصلا اصلا خوردن باعث چاقی نمیشه تا وقتی که ذهن پاکی داری

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شادی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۳:۲۲
        مدت عضویت: 2539 روز
        امتیاز کاربر: 16701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 30 کلمه

        سلام چقد خوب نوشتید جواب سوال دو رو چندین بار خوندم ویه جورایی تمرین جلسه قبل رو اینجا انجام دادم وتجسمش کردم که من هم در آینده اینگونه خواهم شد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار مژگان نوحی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۲:۵۲
        مدت عضویت: 784 روز
        امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 194 کلمه

        در تایید حرفای شما باید بگم مثلا دیشب همسر من ساعت دوازده شب رفت سراغ کشوی بادوم زمینی روکش دارهای من و یه پیاله ازشون برداشت و بعد من داشتم مدیتیشن و تناسب قبل خواب انجام میدادم که با فکر تناسب بخوابم 

        اونوقت صدای ملچ مولوچ و جویدن و شکوندن اون بادوم زمینی هاش هی به گوشم می‌رسید و اگر غیر از این شرایط حضور و آگاهی ذهنی بودم حتما وسوسه میشدم 

        ولی دیشب با یه تذکر بهش راحت فایلمو گوش دادم و خوابیدم 

        ولی یکاری که از نوشته ت فهمیدم 

        من خیلی وقتا واقعا به میوه میل ندارم و بیشتر بخاطر خاصیتش که شنیدم اون میوه رو میخورم مثل سیب مثلا خیلی دوستش ندارم

        یا بعضی وقتا برای پسرم میوه خورد میکنم مثل دیروز که قرار بود دوستم بیاد خونمون ،اونوقت وقتی اون نمیخوره و میبنم داره سیاه میشه و حیف خودم میخورم 

        ولی الان از صحبتهای شما یاد گرفتم نخورم 

        خیلی وقتا اگه برنجی از روز قبل میمونه خودم مونده هه رو گرم میکنم میخورم و به پسر و همسرم تازه شو میدم 

        نمی‌دونم کارم درسته یا نه چون نمیخوام اصراف هم بشه 

        اصلا کاش بدونم با غذاهای اضافه ای که تو یخچال بعضاً میمونه باید چیکار کنم که اصراف نشه 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار نشمیل قادری آذر
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۹:۱۸
          مدت عضویت: 1729 روز
          امتیاز کاربر: 27153 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 206 کلمه

          سلام مژگان خانم عزیز 

          سپاسگذارم 

          اینکه در مورد میوه نوشتم دلیلش اینه من قبلا بسیار در خوردن میوه افراط می کردم و خیلی اعتقاد شدیدی داشتم که واقعا لازم و ضروریست روزی چند بار میوه بخورم ،گاهی سیر بودم ولی بخاطر خاصیتش می‌خوردم و الان خوشحالم از اینکه تفکرم مثل گذشته نیست، اگر میل داشته باشم می خورم ولی نه به اندازه ی گذشته و نه در حالت سیری .

          من هم مثل شما غذای داخل یخچال رو گرم می کنم ولی به عنوان یه وعده می خورم ، سعی می کنم تا ۲۴ ساعت و نهایتا ۴۸ ساعت خورده بشه .

          اتفاقا در این مورد هم بسیار بسیار مقاومت ذهنی داشتم که گناه داره و کلی هزینه و زحمت کشیدم تا درستش کردم ، نباید دور بریزم ، 

          اما الان خیلی بهتر شدم یعنی هم کمتر درست می کنم که مجبور نشم دور بریزم هم اگر تازه درست کرده باشم میزارمش داخل یخچال .

          در مورد غذای دخترم هم خیلی برخوردم عوض شده و صحیح رفتار می کنم ،

          مقداری که برای خودم میریزم کمتر از گذشته هست و اگر دخترم چند قاشق مونده باشه و سیر بشه ، من یا اون مقدار رو می خورم یا اگر احساس سیری کردم ،میریزمش سطل آشغال .

          « شاد و سلامت و متناسب باشید »

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار مژگان نوحی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۲:۴۲
        مدت عضویت: 784 روز
        امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام نشمیل جان 

        خیلی خوشم اومد از نظرات ارزشمندت

        مخصوصا قسمت چهار و پنج سوال رو خیلی عالی جواب دادی و تاثیر گزاری بود 👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم