یادمه اون روزها که جلوی آینه با حسرت به لباسهای رنگارنگ نگاه میکردم، فکر میکردم تغییر سایز ماندگار یه افسانهی دور از دسترسه که فقط مال آدمهای توی فیلمهاست 👗.
هر بار با کلی امید رژیم میگرفتم، اما وزنم مثل یویو برمیگشت و دوباره همون کابوسِ «سایز شما رو نداریم» شروع میشد 😔.
اما وقتی مسیر رو پیدا کردم، فهمیدم رازِ اون اندام ایدهآل که دیگه هیچوقت چاق نشه، توی بشقاب غذا نیست، بلکه درست وسط افکار ماست 🧠✨.
این یک مقاله جامع، صمیمی و بهینهسازی شده است که داستان زندگی شما را به یک راهنمای الهامبخش برای رسیدن به تغییر سایز ماندگار تبدیل میکند.
۳۵ سال اسارت در زندانی به نام چاقی
زندگی من به مدت ۳۵ سال تحت استبداد چاقی بود؛ چاقی فقط یک عدد روی ترازو نبود، یک حاکم ظالم بود که روی تمام جنبههای زندگیام سایه انداخته بود.
یک فرمانده که تعیین میکرد کجا برم، با کی حرف بزنم و حتی چقدر لبخند بزنم. 😔⚖️ بیشترین خاطرات من از دوران کودکی، نوجوانی و حتی جوانی، بهجای اینکه پر از شادی و بازی و تجربههای تازه باشه، حول محور چاقی ثبت شده بود.

بارها پیش میاومد که بخاطر حرفهای نیشدار و سنگین دیگران، توی دلم آتیش بگیره. 🔥 آدمهایی که فکر میکردند اگر چاقیام را دائم یادآوری کنند، شاید به «بهتر شدنم» کمک کنند! اما واقعیت این بود که من از این نگاهها بیزار بودم. از اینکه انگار بدنم شده بود موضوع آزاد برای قضاوت دیگران. 😣
از اون طرف، وقتی با رژیمهای عجیب و غریب در عرض دو هفته ۵ کیلو کم میکردم، چنان ذوقزده میشدم که انگار دنیا را بهم دادهاند. 🎉🌈
اما این شادیها مثل یک بادکنک پوچ بود که زودتر از چیزی که فکرش را بکنی میترکید. چون این کاهش وزنها هیچوقت تغییر سایز ماندگار نبود. فقط یک بازی تکراری بود: کم کن – زیاد کن. دوباره کم کن – دوباره زیاد کن. 🎢
من همیشه دنبال راهی بودم برای لاغری بدون رژیم، یک مسیر آرام و انسانی. اما هر بار، مثل یک عادت قدیمی، دوباره میافتادم در تلهی کالریشماری و سختگیریهای بیمنطق. انگار ذهنم با من لج کرده بود و نمیخواست اجازه بده به اون تغییر سایز ماندگار برسم. 😞🌀
اما در نهایت فهمیدم که کلید اصلی، درون خودم بود… در همان جایی که همیشه نادیده گرفته میشد. ⭐💛
وقتی ویترین مغازهها با آدم حرف میزنند!
خرید کردن برای من، سختترین کار دنیا بود. 😔🛍️ روزهای آخر سال که همه با ذوق دنبال لباس نو بودند، من انگار عزای عمومی گرفته بودم.
با والدینم خیابانها را بالا و پایین میکردیم تا شاید، فقط شاید، یک پیراهن پیدا شود که دکمههایش روی شکم من فشار نیاورد. 😓👕
بدترین قسمت ماجرا این بود که سن و جثهام هیچ هماهنگیای نداشتند. سایزهای نوجوان برای من کوچک بودند و لباسهای مردانه برای سن من خیلی بزرگ و بدقواره.
نتیجه؟ مادرم مجبور بود پارچه بخرد و خودش برام لباس بدوزد.
حتی خرید کفش هم یک چالش واقعی بود؛ چون پای من چاق بود، مجبور میشدم کفشهای بزرگسال بپوشم و دوتا کفی داخلش بندازم تا از پا درنیاد. 👟😣
این تجربهها باعث شده بود حس کنم دنیا برای من طراحی نشده و هر خرید، یک مبارزهی کوچک اما خستهکننده بود. 💫
توهینی به نام «مانکن سایز بزرگ» 😔
یادم هست بعضی مغازهها برای جلب توجه ما چاقها، روی شیشه مینوشتند: «سایز بزرگ موجود است».
دیدن این جمله حس میداد که موجودی غیرعادی هستم. بدتر از همه، مانکنهای سایز بزرگ بودند که جلوی در مغازهها میگذاشتند، مثل یک یادآوری دردناک که چاقی من، موضوعی برای نمایش است. 🏬💔
یک بار که با دامادمون از جلوی یکی از این مغازهها رد میشدیم، با خنده برگشت و گفت: «رضا، این مانکن رو از روی تو ساختن!» شاید در ظاهر چیزی نگفتم و فقط لبخند تلخی زدم، اما درونم غوغایی بود. 🔥💔
توی دلم هزار بار محاکمهاش کردم. اون لحظه بود که فهمیدم چاقی چقدر میتواند اعتماد به نفس آدم را پایین بیاورد.
همانجا بود که برای اولین بار به اهمیت یک تغییر سایز ماندگار فکر کردم. 🌟✨ فهمیدم که کاهش وزن موقتی یا تغییرات ظاهری کوتاهمدت نمیتوانند اعتماد به نفس و شادی واقعی را به ارمغان بیاورند.

من به دنبال راهی بودم که نه فقط لباسهایم اندازه شوند، بلکه تغییر سایز ماندگار در زندگیام رخ بدهد، آن تغییر واقعی که روی ذهن، روح و بدنم اثر بگذارد. 💛🧠
و این شروع یک مسیر طولانی اما پر از امید بود؛ مسیری که به جای فشار، تنبیه و محدودیت، به تغییر سایز ماندگار و آرامش واقعی منجر شود. 🌱💫
تناسب فکری: مسیری که معجزه کرد
سال ۱۳۹۳ برای من سال شروع یک انقلاب بود. 🌟🌀 من متوجه شدم که چرا رژیمهای قبلی من شکست میخوردند. چون بدنم را لاغر میکردم، اما ذهنم هنوز چاق بود! 🧠💔 ذهن چاق، همیشه راهی پیدا میکنه تا بدن رو به همان وزن قبلی برگردونه.
اما لاغری با ذهن فرق داشت. 💡 در این مسیر، ما یاد میگیریم که رابطه مغزمان با غذا و تصویر بدنیمان را اصلاح کنیم. وقتی ذهن به تناسب فکری برسد، بدن چارهای ندارد جز اینکه از آن تبعیت کند و اینجاست که تغییر سایز ماندگار اتفاق میافتد. ✨💛
لذتِ دوباره پوشیدن لباسهای قدیمی 👗💫
یکی از زیباترین بخشهای مسیر من، همراهی مادرم بود. او که سالها غصه چاقی من را خورده بود، حالا با اشتیاق لباسهایی که برام گشاد شده بود را تنگ میکرد. 👵💖 مادرم میگفت: «خدا رو شکر که تا زنده هستم، دیدم که لاغر شدی.» 🌈🙏
اوایل باورش نمیشد که بدون قرص و دارو دارم وزن کم میکنم. وقتی نتایج بقیه بچههایی که با روش لاغری با ذهن پیش رفته بودند را بهش نشان میدادم، اشک توی چشمهاش جمع میشد. 😢💞 امروز که او پیش ما نیست، اطمینان دارم که انرژی مثبت این تغییر سایز ماندگار را حس میکند. ✨🌱
انتقام شیرین از پیراهن XXL
سال ۹۷ بود. 🌟 من مقداری تغییر کرده بودم و از سایز XXXL به XXL رسیده بودم.
یک روز رفتم سراغ همون مغازهای که همیشه بهم میگفت: «سایزت رو نداریم». یک پیراهن شیک پشت ویترین دیدم و با هیجان پرسیدم: «این مدل رو سایز XXL داری؟» فروشنده نگاهی به من کرد و گفت: «نه، این مدل فقط تا XL داره، ولی بیا از اون یکی مدلها که به سایزت میخوره نشونت بدم.» 👔👀
من اون روز چیزی نخریدم، اما توی دلم یک قول به خودم دادم. ✨ چند ماه بعد، دوباره به همون مغازه رفتم. این بار مستقیم رفتم سمت همون پیراهن و گفتم: «میخوام این رو پرو کنم.» وقتی از اتاق پرو اومدم بیرون، پیراهن دقیقا اندازهام بود. 😍🕺
به فروشنده گفتم: «یادته چند ماه پیش گفتی این اندازهام نمیشه؟» بیچاره فکر کرد اشتباه کرده و شروع کرد به معذرتخواهی! اما من با لبخند گفتم: «نه، تو اشتباه نکردی، من تغییر کردم.» 😌💛
اون لحظه، یکی از شیرینترین لحظات زندگی من بود. 💖 اونجا بود که با تمام وجودم لمس کردم تغییر سایز ماندگار یعنی چی. یعنی دیگه نگران نیستی که ماه بعد دوباره چاق بشی و لباسات اندازهات نشه. 🕺✨

چرا لاغری با ذهن، تنهاترین راهِ حل واقعی است؟
شاید بپرسید مگه این روش چی داره که بقیه روشها ندارند؟ 🤔
جواب ساده است: روانشناسی چاقی 🧠✨
۱. آزادی در انتخاب 🌈
در روشهای سنتی، شما زندانیِ لیست غذاها هستید. اما در لاغری با ذهن، شما به آزادی میرسید. آزادی در انتخاب طرح، رنگ و سایز لباس. 👗💃 دیگه مجبور نیستید فقط لباسهای تیره و گشاد بپوشید تا چاقیتون رو مخفی کنید.
۲. تناسب اندام روح و روان 🕊️
خیلیها رو میشناسیم که با عمل جراحی یا رژیمهای سخت لاغر شدن، اما اعصاب ندارند! همیشه خستهاند و اعتماد به نفسشون هنوز پایینه. 😔 اما در مسیر تناسب فکری، شما اول از درون به آرامش میرسید. وقتی روح و روانت متناسب بشه، جسمت هم به زیباترین شکل خودش درمیآید. 💛🌱
۳. کاهش وزن دائمی ⚖️
چرا میگیم تغییر سایز ماندگار؟ 🧡 چون وقتی کدهای ذهنی شما عوض بشه، دیگه میلی به پرخوری عصبی ندارید. 🍽️ دیگه بدن شما به دنبال ذخیره چربی نیست. این تغییر سایز ماندگار از ریشه است، نه از شاخه. 🌳✨
مسیر تغییر سایز ماندگار یعنی آرامش ذهن، اعتماد به نفس و نتیجهای که پایدار باشه. 💪💫
نتیجهگیری: تو هم میتونی قهرمان داستان خودت باشی
دوست من، اگر امروز با دیدن عکسهای قدیمیات غصه میخوری 😔📸، یا اگر خرید لباس برای تو هم به یک کابوس تبدیل شده، میخوام بهت بگم که راه نجات وجود داره. لاغری فقط کم کردنِ چند کیلو گوشت و چربی نیست؛ لاغری یعنی رسیدن به احساس آزادی، شادی و اعتماد به نفس. 🌟💃
من و هزاران نفر دیگه در مسیر لاغری با ذهن، نه تنها جسممون رو تغییر دادیم، بلکه تمام جنبههای زندگیمون رو متحول کردیم. این مسیر باعث شد که به تغییر سایز ماندگار برسیم، یعنی نتیجهای که فقط ظاهر نیست، بلکه ذهن و روح هم باهاش هماهنگ میشه. 🧠💛
حالا میخوام یک راز مهم رو باهات به اشتراک بگذارم: 🚀✨
دوره ورود به سرزمین لاغرها، جاییه که با تمرینها و فرمولهای ذهنی، قدم به قدم به سمت تغییر سایز ماندگار حرکت میکنی. این دوره مثل یک نقشهی جادویی عمل میکنه، که نه فقط وزن، بلکه نگرش و سبک زندگیت رو هم تغییر میده. 🗺️💫
حالا نوبت توئه… تا حالا شده بخاطر چاقی، از رفتن به یک مهمانی یا خرید یک لباس خاص پشیمان بشی؟ 😅👗
تلخترین یا شیرینترین خاطرهای که از «سایز لباس» داری چیه؟
در بخش نظرات برام بنویس. من تکتک نوشتههای شما رو میخونم و با هم این مسیر زیبا رو ادامه میدیم ✍️❤️ تا به تغییر سایز ماندگار واقعی برسیم. 🌱✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.68 از 31 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



به نام خداوند بخشنده و مهربانسلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر لاغری با ذهنباهمه روش های که قبلا استفاده کردم فرق دارد روش های قبلی فقط باید گوشت و چربی را آب می کردیم و همه فشار بر روی جسم بود استرس و اضطراب که یه ذره غذا کم یا زیاد نخورم بدون اینکه باید غذای متفاوت درست کنم حتی دیگه نمی خوام بهش فکر کنم چون خیلی سخت بود و اذیت شدم استاد درباره لباس درست توضیح دادن،بعضی ها در همه مسائل زندگی میخوان نظر بدن برای جشن عروسی دخترم دوست داشتم لباس رنگی بپوشم چون چاق بودم لباسم دوخته نبود و خیاطی که لباس خیلی خوب بدوزد هم در دسترس نبود یکی از اقوام می گفت لباس رنگی نگیر اصلا بهت نمیاد خیلی چاق نشونت میده رفتم شهر دیگه برای خرید لباس مجلسی من هر لباسی که روش دست می گذاشتم فروشنده می گفت اندازه ات نیست من خیلی ناراحت شدم و به دخترم گفت بریم لباس کرایه می کنم خیلی در شهر دور خوردیم و من لباس مشکی دوست ندارم برعکس همه آدمها چاق دخترم یه لباس مشکی با سنگ دوزی های سفید پیدا کرد گفت مامان بیا این لباس نگاه کن دیگه مثل این گیرت نمیاد، من لباس مشکی با سنگ دوزهای سفید را انتخاب کردم البته چاره ای نداشتم ولی خوشگل بود واقعا آدمها چاق برای خرید، لباس خیلی اذیت میشن امروز رفتم یه لباس جدید بخرم همان اول گفتم اون لباس بالایی اندازه من هست گفت اره آستین کمانی هست خیلی تپل خوشگل نشونت میده گفتم مگر نمیشه آدم لاغر باشه و خوشکل گفت چرا فروشنده خانم بود خوشم نیومد نخریدم از استاد خیلی سپاسگزارم که صبحت های خیلی خوبشان ما را امیدوار تر و اگاه تر به این مسیر جدید تشویق می کنند من هرچه جلوتر قدم بر میدارم شوق و اشتیاق درونی من بیشتر می شودو مسیرم را با قدم های محکم تر ادامه میدم و برای سلامتی شان دعا میکنم در پناه حق باشید
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم
در این فایل نکات ارزشمندی وجود داشت این که انسان چقدر عالی میتواند از موهبت خدادادی قدرت ذهن به نحو احسنت استفاده کند استاد عزیزم شما یکی از قدرتهای ذهنی را کاملا مشهود کردید. و با این قدرت شگفت انگیز به خودتان و ما نشان دادید که چقدر راحت میتوان به آرزوهای خود با قدرت ذهن رسید. انتخاب خودتان را به اجرا گذاشتید و این همان نعمت خدای بزرگ است که به شما هدیه داده شده است. من خودم قبلاا تجربه خرید سایز بزرگ را نداشتم. بیشتر مواقع متناسب بودم. چون مربی و مدرس ورزشی بودم مجبور بودم متناسب باشم. و همیشه برای خرید که میرفتم دغدغه پیدا کردن لباس را نداشتم. تا اینکه بعد از مدت 30سال ورزش را کنار گذاشتم. فکر نمیکردم ممکنه اینقدر چاق بشم که لباس برای من. پیدا نشه. با نتونم لباس دلخواه خودم را بخرم. اما با کنار گذاشتن ورزش مقدار غذای منم افزایش یافت و همیشه فکر میکردم چون تحرک ندارم دارم چاق میشوم. اما بازهم باور نداشتم ممکنه روزی برسد که من برم مغازه لباس بخواهم بخرم و فروشنده مجبور بشود سایز 52را برای من بیاورد تا اندازه من شود و این شوک بزرگی برای من آن لحظه بود. یعنی چی یعنی من اینقدر چاق شدم که سایز 52اندازه من است نمیدانید با چه حالی از مغازه بیرون آمدم انگار دنیا رو سرم خراب شده بود اما باعث شروعی دوباره تو زندگی من شد. کسی که فقط باورش این بود رژیم و ورزش تنها راه لاغر شدن است اما حالا بهش ثابت شده بود که اگر سالها هم ورزش کنید رژیم بگیری هیچ وقت لاغری ماندگار نخواهی داشت پس راه درست چیست خدایا راه را نشانم بده. و خدا یاری کرد و من بطور اتفاقی تو ایتوپ اولین جلسه 12گام را دیدم و از همان زمان سالی که ابدا جون به دنیا آمد با سایت تناسب فکری همراه شدم الان سایزم 46شده بدون ورزش و رژیم. خیلی راحت و آسان بدون دغدغه فکری برای لاغر شدن اما در کنارش و مهمتر از لاغری آموزش ذهنی در دیگر جنبه های زندگی برایم مهمتر بود که بدست آوردم. امیدوارم استاد عزیزم همیشه بدرخشید و سلامت باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن ودوستان هم مسیر
خرید لباس با سایز کوچک بسیار لذت بخش هست جقدر دوست دارم خرید لباس های همه با سایز بسیار کوچک برای خودم انجام بدم و لذت این خربد بشه تجربه و خاطره شیزین مسیر تناسب فکری خودم
به گذشته وخربد لباس که فکر می کنم تهبه لباس برای من هیج زمان با احساس خوب و خاطره خوشکل همراه نبود هرجی بود حس بد نگرانی که اندازه میشه یا نه این بخش انداره نیست پس بکم نیاره تا باعث حرف نشه نه مدل ونه شکل ونه رنک فقط به تنم بخوره که حرف حدیت کتارش تداشته باشم اون لذت شیرین خرید کردن اکه داشتم میزانش کمبود که بخش بدش بیشتر بود سخت بود
زمان کودکی نوجوانی یه مدل سخت بود بزرکتر شدم مدلش عوض شد ازدواج کردم انکار سختیش بیشتر شد چون همسر مشکل پسند بود همه مدل پسند نمیکرد واولین بهتربن انتخاب لباس پشت ویترین بود سایز کوچک بود همیشه منپار خربد لباس فراری بودم واشکال کاراین بود که حتما توخربدم لایددخضورداسته باسه اپثونم امتخاب کنه انتخاب من قبول نداشت توانتخاب من هنور مشمل دارم خیایربازم بهتر شده یه زمانی با همسرم باید می بود بعد دختر بزرکم همراه شد وانتخاب کردن برای من رشت کرده بهتر شده ولی نکرانی کنارش کاهش پیدا نکرد هنوز این نکرانی ازخربد نتواستم ازبین ببرم کمتر شده ولی ازبین نرفته تمام افکارم این هست پام مشکلش حل بشه با افکاربهبود یافته تغیبر کرده یه خربد تنهایی برم خودم باشم بازار خودم باشم خربد با حس خوبش اکه کسی همراهم هست همراهی درست برام داشته بابشه کلی انتخاب خوب انجام بدم بیار منزل با هدیه بدم یا برای خودم نگه دارم لذت این حس برای من رویایی عالی می سازه جندین باررفتم خربد ولی هنوز اون رضایت ازخربد تکمیل نشده باید با همین شرایط حالا انحامش بدم منتظر اینده اصلا نباشم همین حال این لذت تکمیل کنم
هم سوی این کارم با توکل و اعتمادواطمینان به خداوند خودش بسپارم خودش برام شرایطش همواره کنه مسیر بهبود پام با دل قرص سپردم برام مسبرش همواره کنه لاغری هم بازم سپردم به خودش برام سریعتر انجام بده من تو هیج حتبه خودم کم کاری نمی کنم بهترین خودم نشون میدم انشالله
تو لاغری با ذهن کلی ازادی تو هر بخش زندکی ما وارد میشه تغیبر باورهای اشتباه من زندکی عوض کرد بودن در کنار عزیزانم برای اول خودم شیرین هست حتما برای انها هم شیربن هست لذت زندکی تو همین مسیر دارم
میبرم اویل ورد انقدر فشار ذهنی احساس بد در من زباد بود متوجه این صحبت شما نمیشدم که از مسیر لذت ببرم می کفتم اول لاغرذبشم هم زمان مسبر هم شیربن خواهد بود حالا جرا استاد انقدر تاکید داره از مسیرلذت ببرم نیاز من لاغری سلامتی مفصل پامهست تا زمانی که لاغر نشم این لذت متوجه نمی شم ولی دراثر استمرار به این درک رسیدم تو مسیر جاقی چرا جاق موندم جون از مسیرش لذت بردم
ده سال اخر واقعا حز اذیت جیزی از لذت به یاد ندارم ولی لذت داشت که کارهای انجام میدم که افراد لاغر تو نگاه اون زمان قادر به اتجامش نیستن فشارهای که به جسم وارد میکردم که ثابت کنم قویی هستم ودیکران با دیدن من حس کن فرد جاق قویتر از فرد لاغر هست جرا چون باوره اش داشتم
افراد لاغر افرد بی جونی هستن قادر نیست کارهای سخت سکنین انجام بدم با چند کار کم فوری بی حال میشن پس جاق بودن این مزیت ها داشت
ولی حالا متوحه هستم کل هدف من فقط،رسیدن نباید باشه خوب حالا رسیدم چه کاره خواستی قرار اپن زمان انجام بدم حالا همبن امروز اپن کارخواست انجام بدم که وقتی رسیدم برکشت به عقب اون بشه خاطره شیرینی که برای لاغری داشتم زندکی هرفرد رو کلی احساس خوب وخاطره تشکیل میده چه خوب وجه بد درسترین زندکی حتما بابد خاطره شیرین اون به مراتب ازخاطره بد بیشتر باشه که زندکی لذت بخش باشه امروز با این فایل این باور که مرد وقتی بازنسشته بشه باعث تنش تو محیط ،خونه ایحاد میشه تو ذهنم تغیبر داد و من باید روی این باور کار کنم چون بعضی زمان نگران این موضوع هستم با کار روپی باور خودم نمونه عملی که اول شما هستید اطرافم به ذهنم بدم به این درک برسم میشه زندکی با هم بودن بهتر با لذت همراه باشه و نگرانی ساخته شده ازاین باور ارام ارام کم به احساس خوب تغیبر داد
پس هر انچه مسئله تو زندکی من هست دراثر باورهای ذهنی خودم ساخته شده با تغیبر دادن این باورهای تو هرجنبه تغیبرات خود به خود وارد زندکی من میشه نیاز به هیج فشار اودرن نیست باید ذهن تغیبر داد
اون زمان دستورات درست رفتاری و گفتاری و عمل کرد خودش،میاد من تشخیص میدم از حاصل تغییرات هست که خودم ایجاد کرد من همون فردهستم از جام تکون نخوردم پس فقط،تو ذهن مغزم تغیبر ساختم مرکز دستورات پاک سازی کردم ازکلی اشکالی که بهش دادم بودم
زباله های ذهنم ارزش گرفتم بهش محل ندادم ازقدرتش کاستم من سابق فکر میکردم فقط جربی زباله جسم هست غذایی زیادی که می خوردم و خودرم تولید زباله کرد در صورتی که اول و بدتر کار ایجاد زباله باورهای اشتباه و رشت این زباله به فرمول تصویر و نقشه ذهنی برای بیشتر کردن همین زباله تو ذهن بود
خدا رو شکر که این بخش پاک سازی شده و بازم باید بیشتر همین مرکز وجودی خودم پاک سازی کنم لذت زندگی من واقعی تر بشه ارتباط بهتر شده بازم بهتر بشه با خدایی عزیزم ارتباط،صمیمی تر شده تو کل اعتماد اطمینان و ارامش درپناهش برام بیشتر شدنکرانی کمتر ،شده کلی دریافت خوب داشتم
.روز گذشته به تازه وارد توگروه دور همی در باره تناسب فکری و خوبیهای اون می نوشتم اولین سوالش ،میزان کاهش،وزن من وثابت مودن وزن بود توضیح این همه تغیبر برای اون فرد امکان پذیر نبود بهش،کفتم بیاد تو سایت خودش دست کیرش بشه
همون اول تو افکارم همن سوال بود انقدر فشار چاقی ذهن زیاد هست همه تمام فکر و تمرکز اولیه روپی وزن و کاهش،اون قرار داره
به این درک رسیدم باید فقط،روی ذهنم بیشترین کار انجام بدم توحه وتمرکزم بزارم روی رفتارم کفتارم عمل کرد نکرشم الکویی شخصیت خودمترمیم ادامه بدم وزن خود به خود توجای درستش قرارمیکیره وچشم باز می کنممی بینم لاغر شدم تازه به یاد نخواهم داشت جطوری لاغر شدم چون این لاغری تحت اختیار ذهن هست پس بهش اخترام میزارم کمکش میکنم بهش دیکه اسیب نمیزنم اون کارش بلد هست با کل وجودمد بهتر دوست بیشم بهش حرکاتش کوش کنم نیازش برطرف درست میکنم اشتباهات هی کاهش میدم توارامش این کارم انجام میدم با دوستی عشق ورزی انجام مبدم میدونم نتیجه به مراتب ازجیزی که خودم تصور میکردم بهتر بیشتر خواهد بود
درپناهدارامش الهی ساکن باشیم امین
به نام خدای مهربان
با اسلام به استاد عزیز و تمامی همراهان
گام ۱۱۴
از کابوس سایز xxxl تا لذت پوشیدن سایز xl
وقتی این مقاله رو میخوندم در بعضی از بخشها بشدت گریه ام میگرفت خصوصا از بخشی که مادر مرحوم استاد که میگفتن که خداروشکر من زنده بودم و لاغر شدن تورا دیدم
من مطمئن هستم که مادر بزگوار استاد در جایگاه ویژه ای نزد خدا قرار دارند چرا که فرزند برومند ایشان با ابداع این روش لاغری باذهن کمک بسیار بزرگی به جامعه بشریت داشتند و اثرات مثبتش یقینا به روح مادر بزرگوارشان میرسد
استاد عزیز چقدر این مقاله زیبا نوشته شده است و به قول معورف:
سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند
وقتی خاطرات دوران چاقی رو به تصویر کشیده بودید که موقع عیدچقدر لباس خریدن براتون سخت بوده همانگونه که برای هریک از ما هم همینطور بوده وقتی مانکن سایز بزرگ رو دیدید دامادتون گفته چقدر این مانکن هیکلش مثل توئه
چقدر هریک از ما از این مدل حرف زدنها شنیدیم و چقدر در دلمون غصه خوردیم و چقدر در تنهایی هامون اشک ریختیم
ولی در عوض چقدر برام لذت بخش بود که وقتی استاد سایز کم کردن و به همون فروشگاه مد نظر مراجعه کردند و لباس و رنگ مورد علاقه شون رو با سایزxl تهیه کردند
بسیار مقاله ی تاثیر گذاری است در فایل آموزشی هم مطالبی گفته شد که برام خیلی لذت بخش بود از اینکه همسر استاد برای استاد تعداد ۱۰ عدد تی شرت خریده بودند در رنگهای شاد
مطلب بعدی این تغییر یعنی متناسب شدن دائمی است
نه مثل روشهای قبلی که با رژیمهای عجیب وغریب وزنم کم میکردیم ولی بلافاصله وزن مون از قبل هم بیشتر میشد
امروز صبح من رفته بودم استخر چون سابقه استخر رفتنم زیاد است در اون استخر دوستانی دارم
یکی از دوستان رو دیدم که بسیار چاق شده بود در صورتی که همین شخص چند ماه پیش رژیم گرفته بود و خیلی وزن کم کرده بود یعنی از همون رژیمهایی که هریک از ما چندین بار گرفتیم و چند وقت بعدش وزنمون از سابق هم زیادتر میشد
چون همه اون روشها با جسم ما کار دارند و در واقع جسم و ذهن در یک سو نیستند و نتیجه ای جز شکست برای ما نداشتند
اما به روش لاغری با ذهن چون ذهن با جسم هماهنگ است این تغییر دائمی است
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیز
خوبی ایشالا
بهتری
خداروشکر
استاد جان شما تنها شخصی هستی که لحظه به لحظه ثانیه به ثانیه زندگی منو با درک عمیق میگه تمام تجربه های شما تجربه های منم هست وقتی یه متنی میزارید تمام خاطرات از جلوی چشمم رد میشه فقط فرق الان با قبل اینکه الان خوشحالم تو این سایت هستم حس و احساسم خوبه و براحتی در حال متناسب شدنم.
من تو قم هستم دور فلکه رسالت قم یه مغازه هست که لباس سایز بزرگ میفروشه من هر وقت با ماشین با خانمم رد میشم و از پیشش رد میشدیم اولین حرفی که میزد میگفت باید بیاییم از این مغازه لباس بخریم که بهت بشه خانمم میخندید و میگفت ولی من برای چندین ساعت و گاهی برای چندین روز درگیر ذهنی داشتم و حالم بد میشد خانمم به شوخی میگفت ولی من کامل بهم میریختم ، ولی الان خداروشکر تو این سایت حسابی بدنم داره به متناسب شدن نزدیک و نزدیکتر میشه.
اتفاقا منم خیلی فکر میکردم لاغری من فقط تو بشقاب و خوردن و نخوردن غذا هستش اینکه این غذا رو کم بخورم لاغر میشم زیاد بخورم چاق میشم و از این افکار که فقط تو ذهنم میچرخید ولی تازه دارم میفهمم که فقط و فقط راه لاغری فقط و تنها ترین راه همین تناسب فکری هستش و لاغیر
اصلا هر جوری و از هر طرفی بهش نگاه میکنم منطقی هم همینکه که من فقط با ذهن چاق شدم و فقط باید با ذهن لاغر شم و دیگه هیچ راهی وجود نداره من ۲۴ ساعت روز به چاقی توجه میکردم و الان باید به لاغری توجه کنم ذهنم باید فقط به لاغری زوم کنه البته همینکه به چاقی فکر نکنم اونم واقعی باشه ها بدنم خودش میتونه مسیر لاغری و متناسب بودن رو در پیش بگیره مثل الان که از ۱۹ دی ماه تا الان کلی متناسب شدم و حداقل اون اینکه سایز دور شکمم از ۱۱۱ به ۱۰۵ تغییر پیدا کرده.
تازه ذهنم بدن لاغر رو که تصویر سازی کرده بودم رو ثابت نگه میداره و تصویری متناسب از خودم تو ذهنم ساختم که امیدوارم ادامه دار باشه.
الان با قدرت میتونم بگم راحترین راه متناسب شدن فقط بودن تو این مسیره .
🌸 به نام خدای جان و خرد 🌸
سلام و درود خدمت استاد عزیزم، استاد عطاروشن، و دوستان عزیز و همراهان محترم در سایت تناسب فکری 🤍✨
امروز میخواهم درباره یکی از تجربیات تلخ و شیرین زندگیام صحبت کنم، آن هم درباره سایز لباسها و احساساتی که در مواجهه با تغییر اندام و پذیرش خودم تجربه کردهام. این داستان پر از احساس، پند، و جای تامل است، و امیدوارم بتوانم از آن درسهای بزرگ زندگیام را برای شما بگویم.
👕 داستان لباسهای استاد عطاروشن و احساسات من همه ما در زندگی، در مسیر رشد و تغییر، گاهی با لحظههایی روبرو میشویم که در آنها احساس میکنیم با خودمان و دنیا چه جنگهایی داریم. زبان هنر و زندگی، گاهی اوقات در قالب لباسهایی ظاهر میشود که دیگران برایمان خریدهاند، و شاید هر کدامشان ما را به چالش میکشند.
در فیلمِ استاد عطاروشن، عزیزان دیدند که همسرشان لباسهای زیبایی برایشان خریدند، لباسهایی که در چشم هر بینندهای، نماد محبت و حضور عشق است. امّا برای صاحب لباس، شاید این لباسها نماد تفاوت، تغییر و حتی گاهی احساس ناتوانی باشد. در اینجا، من خودم را جای آن فرد میدیدم که با دیدن سایز لباسها، احساس میکردم چقدر از خودم فاصله گرفتم و چقدر خودم را نپذیرفتم.
💔 خاطرات تلخ و شیرین از سایز و لباسها در طول سالها، من تجربههای زیادی درباره لباسها و سایزم داشتم. در روزهای قبل، وقتی چند کیلو چاقتر بودم، دلم میخواست در پوشیدن لباسهای زیبا و متفاوت، احساس بهتر و زیباتر بودن کنم. ولی همیشه یک دغدغه بزرگ داشتم: **”آیا سایزم در حد قابل قبول است؟ آیا میتوانم در این لباسها خوب و خوشتیپ ظاهر شوم؟”**
این سوال، در ذهنم همیشه تکرار میشد و انگیزهای برای ظاهر شدن در جمعها نبودم. حتی لباسهای زیبایی که همسرم برایم میخرید، گاهی درونم احساس ترس و شرم میزد. نمیخواستم مردم ببینند که من چاقام، نمیخواستم در لباسهای خاص، دچار نگاههای قضاوتآمیز دیگران شوم. 😞
💖 خاطرات شیرین: – وقتی در دورهی رژیمهای سخت، هر بار در مغازه، سایزم کوچکتر میشد و به خودش میبالیدم، آن حسِ پیروزی و انگیزه همیشگی، زندهکنندهی روح من بود. – وقتی با افتخار در لباسهایی که بهتازگی خریدهام، در جمع ظاهر میشدم و احساس میکردم میتوانم همهچیز را کنترل کنم، آن لحظهها شیرینترین خاطرهی من بودند.
😢 خاطرات تلخ: – روزهایی که در فروشگاه، سایز لباس مناسبم نبود و پشت ویترین، مینشستم و میگفتم: “**آخ، کاش سایزم کوچکتر بود!**” – روزهایی که با دیدن عکس، فهمیدم برعکس آن چیزی که میخواستم، من چاقتر شدهام و حتی لباسهای سایزم به شدت زشت و ناپسند بودند، حس شرمساری تمام وجودم را میگرفت. – و البته آن روزهای سختی که در هر خرید، ناامید و غمگین، مغازه را ترک میکردم و میفهمیدم که چقدر از خودم فاصله گرفتهام و در مسیر ناپایدار پذیرش نبودم…
🌟 مسیر تغییر و تحول حالا، پس از سالها، در مسیر پذیرش و عشق به خود قدم گذاشتهام. پذیرفتهام که این سایز، شکل، و اندازه من است و نباید در حسرت سایزهای “ایدهآل” بسوزم. این را میفهمم که مهمترین چیز، احساس آرامش و رضایت درونی است، نه سایز لباس یا قضاوت دیگران.
اوایل، شاید برایم سخت بود، اما حالا با نگاهِ آرام و عشقآمیز به خودم میگویم: **”من همینم، همین سایز و شکل، و این حقیقت زیبای من است.”**
ایمان دارم روزی میرسد که دیگر از تغییرات و نپذیرفتن آنها، خسته نمیشوم، بلکه سعی میکنم آنها را با عشق و آگاهی بپذیرم.
❤️ تاثیر تغییر در دید من حقیقت تلخ و شیرین است که هر تغییری در زندگیمان اتفاق میافتد، چه همسو و چه ناهمسو، در نهایت به نفع ما است. در گذشته، به خاطر دید منفیام نسبت به سایزم، همیشه درگیر جنگ با خودم بودم. وقتی سایزم زیاد میشد، احساس ضعف میکردم، ولی حالا میخواهم از این احساس عبور کنم و بپذیرمش، چون هر تغییر، پلی است به سوی رشد و خودشناسی.
همینطور، وقتی تغییراتی همسو اتفاق میافتد—مثل کاهش وزن یا بهتر شدن ظاهرم—باعث میشود بیشتر قدر خودم را بدانم و بیشتر احترام بگذارم.
در عین حال، تغییرات ناهمسو هم همیشه چالش برانگیز بودند، اما امروز یاد گرفتهام که برعکس، آنها فرصتهای رشد و بلوغ هستند، حتی اگر در لحظه سخت و دشوار باشند.
🌈 جمعبندی پیام من اضافه وزن یا کاهش وزن، سایز لباس و ظاهر، همه و همه قسمتهایی از خودِ من هستند. پذیرفتن این قسمتها، خودش بزرگترین هدیه است که میتوانم به خودم بدهم. پذیرش یعنی فهمیدن اینکه من، با تمام نقصها و زیباییها، همانم که باید باشم.
در نهایت، عشق به خود، همان لباسی است که هیچ وقت از تن نمیافتد و همیشه میتواند زندگیمان را رنگینتر کند. 🎨💖 پس بیایید، هر سایزی که داریم، آن را در آغوش بگیریم و بدانیم که هر تغییری، در مسیر عشق و شناخت حقیقی خودمان است.
دوستان عزیز، زندگی رو با عشق و پذیرش ادامه بدهید، چون بهترین لباس همین است – لباسِ خودِ واقعیمان. خوشبخت و پایدار باشید 🌸🌟
نشان های دریافت شده
سلام ،همه ماچاق ها چقدردوست داشتیم لباس دلخواه بپوشیم وهمیشه توحسرت لباس هایی که پشت ویترین بود میخوردیم من خودم همیشه دوست داشتم اون لباسی که دوست دارم بخرم بپوشم متاسفانه بایدلباسی میخریدم که دوست نداشتم وهمیشه حسرت اندام ادمهای اطرافم که متناسب بودن میخوردم امابلطف خدا ورودبه سایت الان یک سال خورده ایی هستم لباس هایی رومیخرم که دوست دارم ودیگه اون حسرت نمیخورم ،چقدرافراد بارژیم نتونستن به اون اندام که همیشگی باشه نرسیدن چقدرترس ازخوردن وعادت رفتارهای رژیمی هنوز توذهن من وخیلی ها هست وما یادگرفتیم این رفتارهاروباهاش نجنگیم طبق اموزش های استادوانچه که یادگرفتیم به مرور خودش کمرنگ میشه توروش ذهنی ما عذاروبعنوان مسکن نمیدونیم غذاروبعنوان تامین انرژی هست وتوهرلحظه سراغ خوردن نمیریم ویادگرفتیم طبق احساس متوجه بشیم درست خوردیم یانهگرسنگی وسیری واقعی واحساسی روتشخیص بدیم وهمسراستاد مثل یک دوست وهمراه شوهرشون هستن ودستشون دردنکنه بخاطرتیشرت های خوش رنگ وزیبا وخداروشکرمیکنیم درکنار همچین انسان های خوب هستیم وازشون الگوپذیری میکنیم ،وانتخاب لباس روماها برمبنای چاقی ولاغری نباشه من خودم مدتهاست بدون توجه به این نکات میخرم میپوشم کاری به حرف کسی ندارم اصلا نبایداین اندامی که الان دارم متنفرباشم برم جلوایینه هی بخودم یاداوری کنم من بایدخودمودوست داشته باشم باخودم به صلح برسم رفتاراشتباه دارم اونم بمرور کمرنگ میشه اگرتادیروز زندگیم دچارخطاواشتباهات بوده ازامروز باحال خوب وخودموتواون اندام ایدال تصورکنم زندگی کنم وقتموصرف هرحرفی وهرفکری نکنم همش عامل بهم زدن تمرکزمیشه هرچه بیشترتوسایت باشیم وازمحتواها بیشتراستفاده کنیم بهترمیتونیم لاغری باذهن رویادش بگیریم تنها تومسیری لاغری نیست توتمام جنبه ها ی زندگی کمک میکنه وچقدرشخصیت ورفتارادمهاروتغییرمیده درپایان تشکرمیکنم ازاستادبااین فایل بسیارارزشمندشون
بنام خدای مهربان یا شافی یاکافی،
سلام خدمت استاد عزیزم و همسر محترم شان دستت سلامت باشه مرجان خانم که برای استاد هدیه خریدی. این فایل نشانه حالمو بهتر کن امروز من بود.
مبارکتون باشه تی شرت های زیبا و عالی انشالله بادل خوش وتن سلامت بپوشید.
خدا
به همه مان کمک کنه به آرزو هایمان.
برسیم .من آرزو دارم به آرامش وهایمان برسم وحال دلم خوب باشه وشاد باشم .
و بتوانم از دریای آگاهی این سایت استفاده کنم خودم را تغییر بدم .وهدایت شوم به راه خوشبختی و آرامش از استاد وبچه های سایت میخوام راهکاری آسان مناسب سن و سال من دارندبهم بفرمایند.چون از کمبود آرامش رنج می برم.این کار هارا انجام دادم
از نماز خواندن،روزه گرفتن .گفتن ذکر،وعضو سایت های مختلف شدن،خرید محصولات آموزشی انگیزشی گرفته همه را امتحان کردم .
ولی به آرامش خواب راحت و تغییر باور ها نرسیدم نمیدانم باید به چه شیوه ای عمل کنم وخدای عزیزم را بیشتر احساس کنم .ولذت زندگی وعبد فقط خدا بودن را حس کنم .خدایا پناهم تویی دلم را روشن به نور خودت کن خدایا من بنده ای ضعیفم وتو خدایی توانا کمکم کن کنترل کانون توجه را برام آسان کن .استاد جان می دانم کامنت ها را شخصاً مطالعه می فرمایید برای مادری خسته وپیر راهکاری مناسب بهم ارایه بفرمایید .
اوایل که آمدم سایت خوب بودم ولی چشمم دچار مشکل شد کمتر دوره زندگی با کمک خدا را مطالعه می کردم .وسرد شدم و ناامید حالا نمیدانم چکار کنم و چطور آرامش ام را بدست بیارم .کارها و تمرینات را انجام بدم و حالم را خوب کنم هر.کسی میتونه راهنماییم کنه سپاسگزارم بی نهایت
سلام و درود
پیشنهاد من برای شما دوست عزیز استفاده از دوره خدا هرگز دیر نمی کند می باشد
محتوای این دوره به صورت صوتی است و استفاده از آن برای شما راحت تر است
ضمنا عمل کردن به آنچه گفته می شود رمز تغییر کردن و رسیدن به آرامش است.