در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا میرفتم، هر کاری میکردم… تحقق آرزوی لاغری.
چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایهش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم میرسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی مینشست، دیگه اونقدر شیرین نبود. 🥀
برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمیشد، انگار هیچچیز دیگه کامل نبود.
آرزوی لاغری من
بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…
سالها آرزوی لاغری مهمترین خواستهی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه میکردم، حس میکردم یه چیزی کم دارم.
نه فقط یه سایز لباس کوچیکتر یا عدد پایینتر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخهسواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»
همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم میخورد و با تمام توان رکاب میزدم، بهجای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر میکردم همه بهم نگاه میکنن و میگن:
«نگاه کن! طفلکی داره جون میکنه لاغر شه.»
😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم میگیره.
با خودم میگفتم:
«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگهای نرسم، بازم میارزه!»

آرزوی لاغری داشتن
✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن
در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیباییطلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نهتنها بر ظاهر فیزیکیام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.
اما چرا این آرزو اینقدر قوی و پایدار است؟
🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.
این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین میشود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج میشود، بدن تلاش میکند تا به حالت تعادل بازگردد.
بهعبارتدیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشاندهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.
🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید میکنند. بهعنوانمثال، مقالهای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان میدهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.
بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نهتنها طبیعی است، بلکه نشاندهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا به آرزوم نمی رسم؟!
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوشهای لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از اینهمه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔
جوابش سادهست:
چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالیکه راه واقعی از درون ما میگذره…
🧠 هیچکس با برنامهریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمولهای اشتباهی که ذهنمون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمولهای ذهنی ممکن باشه.
در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامهی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.
❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.
✔️ فقط و فقط یاد میگیری چطور فرمولهای طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.
تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت میگه کی گرسنهای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همهی ما بوده، ولی سالها با آموزشهای اشتباه فراموشش کردیم.
💡 دورهی لاغری با ذهن کمکت میکنه دوباره این قطبنمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.
من خودم روزی مثل تو بودم…
با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روشهای مختلف.
تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.
وقتی فرمولهای ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖
بدن تو گنج توئه…
وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.
🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.
و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

تحقق آرزوی لاغری، فقط دعوت از طرف خداست برای بیدار شدن 🌟
حتماً زیاد شنیدی که میگن: «اگه آرزویی توی دلت هست، یعنی خدا خواسته که بهش برسی.»
خب… اگه تحقق آرزوی لاغری توی دلت روشنه، بدون که این یه پیام از طرف خالقت برای آغاز یک تغییر واقعیه ✨
اما این بهمعنای نشستن و منتظر معجزه بودن نیست.
درسته که خداوند «رزاق» و «هدایتگر»ه، ولی اول باید تو قدم اول رو برداری.
🧭 تحقق آرزوی لاغری، از لحظهای شروع میشه که تصمیم میگیری به جای امید بستن به دمنوش، رژیم، یا قرصهای چربیسوز، روی قویترین ابزار تغییر زندگیت یعنی ذهنت سرمایهگذاری کنی.
وقتی آگاهانه وارد مسیر لاغری با ذهن میشی، مثل اینه که داری کلید یه در مخفی رو پیدا میکنی. دری که پشتش بدنی سالم، روحی سبک، و زندگی پر از انرژی منتظرته.
🔥 اشتیاقی که در دلت برای لاغر شدن وجود داره بیدلیل نیست. این اشتیاق، پیامیه از سوی بدنت که میخواد به حالت طبیعی، سالم و متناسب خودش برگرده.
وقتی شروع کنی به یاد گرفتن و کار کردن روی فرمولهای ذهنی، اتفاقی عجیب میافته:
💡 کمکم به این باور میرسی که لاغری «کار سختی نیست»، فقط یه مسیر یادگیریه.
و جالبه بدونی، این فرمولها همین حالا هم در ذهن تو وجود دارن!
تو فقط مدتی ازشون استفاده نکردی… ولی حالا وقتشه برشون گردونی.
همهی اونایی که تا امروز با لاغری با ذهن به آرزوی لاغریشون رسیدن – از جمله خود من – روزی مثل تو بودن:
خسته از شکستهای قبلی، دلزده از رژیمهای سخت، و پر از سوال…
اما تصمیم گرفتن به جای تنبیه بدن، باهاش آشتی کنن.
و همین تصمیم، سرآغاز تحقق رویایی شد که سالها فقط توی ذهنشون بود.
🕊️ میدونی چی قشنگتره؟
وقتی تو این مسیر میری، فقط وزن کم نمیکنی…
بلکه ایمان، اراده، عزت نفس و حس قدرتی درونت بیدار میشه که هیچچیز و هیچکس نمیتونه متوقفش کنه.
💫 تا یک سال دیگه، میتونی به نسخهای از خودت برسی که امروز فقط تصورش میکنی.
اگه تا امروز بارها شکست خوردی، اشکالی نداره. اونها بخشی از مسیر بودن.
اما این بار، تو داری با آگاهی، عشق به خودت، و همراهی قدرت ذهن وارد راهی میشی که مقصدش تحقق آرزوی لاغری برای همیشهست.
و بدون…
افراد متناسب اطرافت، لزوماً خوششانستر از تو نیستن.
اونها فقط «افکار و رفتار غذایی متفاوتی» دارن…
همین. نه جادو، نه ژنتیک خارقالعاده.
✨ وقتشه تو هم فرمولهای ذهنی خودت رو بشناسی، فعالشون کنی، و به بدنی برسی که شایستهاش هستی.
دورهی ورود به سرزمین لاغرها یه فرصت ناب برای ساختن این تحول درونی و لاغر شدن همیشگیه.
نهتنها برای لاغر شدن، بلکه برای ساختن زندگیای که عاشقش باشی. ❤️
✍️ تمرین تحقق آرزوی لاغری 📖
حالا که محتوای آموزشی رو با دقت خوندی، وقتشه یه قدم مهم برای تحقق آرزوی لاغری برداری 💫
یکی از قدرتمندترین روشها برای فعالسازی ذهن لاغر، نوشتنه. وقتی مینویسی، در واقع داری آرزوهات رو از ذهن به جهان واقعی دعوت میکنی ✨
برای همین ازت میخوام همین حالا قلم (یا کیبورد! 😄) رو برداری و پاسخ این سوالات رو به صورت شرح انشایی توی بخش دیدگاهها بنویسی. این یه تمرین شخصیه، اما تأثیرش جهانیه، چون ذهن تو داره با نوشتن، خودش رو برای لاغری برنامهریزی میکنه 🧠🔥
- 💡 نگرش تو درباره «آرزو کردن» و «رسیدن به آرزوها» چیه؟ با مثال توضیح بده.
- 🌧️ از آرزوهایی بگو که بهشون نرسیدی و دلیلش چی بوده؟
- 🌈 حالا از آرزوهایی بگو که بهشون رسیدی و چه احساسی داشتی؟
- 🍩 اگه چاق شدن رو یه آرزو تصور کنی، چه رفتارها یا عادتهایی باعث تحقق اون آرزو شدن؟
- 💭 درباره آرزوی لاغری خودت بنویس. تا حالا چه کارهایی برای رسیدن بهش کردی؟
- 🧠 برداشت و درک تو از تحقق آرزوی لاغری با روش لاغری با ذهن چیه؟ واقعاً بهش باور داری؟ چرا؟
- 🎯 از محتوای ویدیوی آموزشی این جلسه، چه تمرینی برای خودت ساختی؟ اون رو توی دیدگاهها با ما به اشتراک بذار.
🔔 منتظر خوندن نوشتهات در بخش نظرات هستم! یادت باشه که نوشتن، اولین قدم برای ساختن واقعیتهای تازهست.
بذار ذهنت هدایتت کنه به سوی تحقق آرزوی لاغری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.28 از 186 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام!
به قول استاد:
«بدانید و آگاه باشید که جسم شما هیچ مقاومتی در برابر لاغر شدن ندارد!»
راستش را بخواهید آرزو کردن از نظر من همیشه برابر بوده و برابر هست با هدف گذاری. یعنی مثلا آرزو می کنم که کاش الان فلان چیز را داشتم. بعد سریع می روم قیمت ها را بررسی میکنم، حساب کتاب میکنم، اگر ممکن بود سفارش می دهم و می خرم و اگر ممکن نبود برنامه ریزی می کنم برای اینکه در ماه های آینده یک طوری به خواسته ام برسم اما این روش همیشه هم اینقدر صفر و صد جوابگو نیست برای همین هم از وقتی روش قانون جذب را با روش هدفگذاری ادغام کرده ام معمولا نتایج بهتری می گیرم مثلا کمتر به جزییات و چجوری ها و ریز به ریز برنامه ریزی کردن می پردازم، برنامه ریزی خوب است به شرط اینکه حتی اگه راهی نیافتید بگویید خدا راهی خواهد ساخت.
چون در ذهنم آرزو کردن برابر با هدفگذاری است پس برایتان درباره ی اهدافی که نرسیدم می نویسم.
به اهدافی نرسیدم که معمولا یکی از این سه اشتباه را داشتم:
۱.هدف گذاری و برنامه ریزی داشتم اما صبر و استمرار نداشتم و برنامه ریزی را به منزله ی انجام شدن هدف در نظر می گرفتم!(تنبلی در استمرار)
۲.هدف گذاری و برنامه ریزی داشتم ولی زیادی ریز به ریز و جز به جز می خواستم کوچکترین چیزها را کنترل کنم، اصلا حق استراحت یا انعطافی برای خودم قائل نبودم، مضطرب می شدم و طبیعتا خیلی از وقت ها از ادامه ی مسیر پشیمان می شدم (کمالگرایی منفی)
۳.هدف گذاری و برنامه ریزی داشتم اما باور نداشتم به خودم و زیادی هدفم را در ذهنم بزرگ می کردم و می ترسیدم یا نا امید می شدم که ای بابا من کجا و این هدف کجا!( غیر طبیعی پنداشتن فراوانی و غیر طبیعی پنداشتن رسیدن به اهداف)
در مورد اهدافی که توانستم بهشان برسم عموما یا سه خطای اشاره شده را نداشتم یا اگر داشتم مدام با گوشزد خودم را به مسیر هدف بر میگرداندم.
انعطاف داشتم، به خودم انگیزه می دادم،مهم تر از همه آن اهداف را رسیدنی،آسان و طبیعی می پنداشتم و به این ترتیب با احساس خوب (یا حتی بدون احساس اما با اطمینان) به سمت هدف پیش می رفتم و همه چیز خود به خود درست می شد. در واقع باید بگویم هر چه که ذهنم در برابر رسیدن به هدف مقاومت کمتری داشت و رها بودم و همزمان تلاش هم داشتم، مسیر هدف آسان تر بود و توانستم که به هدفم برسم.
به نظرم مدام توجه به افراد چاق،آسان بودن چاقی از نظر من، باورهای محدود کننده مثل اینکه لاغری سخت است، ترس از چاقی،ترس از غذا ها و بعد از هر وعده غذا احساسِ بدِ چاق کننده بودن، به غذاها داشتن؛ موجب شکلگیری چاقی در من شده.
آرزو دارم لاغر شوم(بخوانید هدفم این است لاغر شوم)!
اقدمات من در این مدت:
✅از وزنم خجالت نمی کشم
✅احساس بدی به چاقی ندارم در عوض احساس خوبی به لاغری دارم
✅احساس گرسنگی و سیری ام را سعی می کنم آگاهانه پایش کنم؛ به این صورت که شش سطح برای خودم در نظر گرفتم و سعی می کنم اکثرا در سطوح ۳ یا ۴ باشم:
۱.خیلی گرسنه ام[دست و پایم از گرسنگی یخ زده مثلا ۲۰ ساعت است که غذا نخورده ام!]
۲. گرسنه ام[ چند ساعت نسبتا طولانی از آخرین باری که غذا خوردم می گذرد و الان احساس ضعف و گرسنگی در معده ام دارم مثلا ۱۲ ساعت است که غذا نخورده ام]
۳.کمی گرسنه ام[ چند ساعت نسبتا کوتاه از آخرین باری که غذا خوردم می گذرد و کمی احساس گرسنگی دارم مثلا ۴ ساعت است که غذا نخورده ام]
۴.سیر هستم[ به اندازه ی کافی همین الان غذای مورد نیازم و سلامت را صرف کردم، احساس خوبی دارم، احساس درد و سنگینی در معده ام ندارم و احساس سلامتی و نسبتا سبکی دارم]
۵.پر هستم [همین الان غذای مورد نیاز و سلامت را صرف کردم اما چند لقمه بیشتر]
۶.در معده ام کاملا احساس ناراحتی دارم[ یعنی دچار پرخوری شده ام و چندین و چند لقمه بیشتر صرف کرده ام]
✅ به حرف ها و باور های چاق کننده اهمیت نمی دهم
✅سعی می کنم خطا نکنم ولی دچار هر خطایی در مسیر رسیدن به هدفم شدم دوباره خودم را به مسیر بر میگردانم
✅بیشتر به لاغری و تناسب اندام توجه دارم
✅ به سلامتی و ورزش و خرید غذاهای سالم بیشتر اهمیت می دهم و سعی می کنم سهم متناسبی از هر غذا بردارم برای غذا ها محرومیت غذایی نذاشتم ولی سهم مناسبی بر می دارم حتی شیرینی تر و بستنی اما به این هم توجه دارم که کدام غذاست که برایم سیر کننده تر است و به مدت طولانی ترس احساس خوبی دارم.
✅ مطالب تناسب فکری را می خوانم و مرور میکنم
در پایان این نوشته، امیدوارم که همه مان به تناسب اندام و لاغری که حق طبیعی ماست برسیم.
همچنین تشکر فراوان از استاد عزیز و گرامی
ممنون و متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام استاد و دوستان انتخاب شده از طرف خدا در این بهشت لاغری با ذهن
من بارها از طرق مختلف مثل همه لاغر کردم مثلا چند بار دکتر تغذیه رفتم و تقریبا چهار ماه اینا طول کشید تا به یه وزن نزدیک دلخواه برسم و تقریبا شاید بیست روزی هم حفظش کردم بعد نفهمیدم چی شد دوباره چاق شدم
بعد شنیدم رژیم کتو سریعتر لاغر میکنه اینبار کتو گرفتم لب به نون و برنج و کربوهیدرات نزدم یهو تو یکماه ده کیلو لاغر میکردم و خوشحال چون اینبار سریعتر جواب میداد ولی نمیتونستم نگهش دارم زورم نمیرسید دوباره ول میکردم با سرعت برق و باد وزنم بر میگشت
یبارم گفتم بیخیال من که نمیتونم رژیم پایدار بگیرم بزار ایندفعه با ورزش زیاد لاغر کنم صبحا چهار ساعت بدمینتون بازی میکردم به صورت حرفه ای و البته کلی هم پیاده راه میرفتم تا به مکان بدمینتون بازی پارک برسم و بعدالظهرا هم باشگاه ثبت نام کردم و تقریبا سه ساعت باشگاه به کوب ورزش میکردم مربی م تعجب میکرد که من چقدر ورزش میکنم مثلا زده بود ده دقیقه تردمیل من چهل دقیقه تردمیل میرفتم زده بود. ده دقیقه دوچرخه من نیم ساعت دوچرخه و اسکی فضایی میزدم خلاصه خودمو هلاک میکردم ولی نتیجه چی شد هیچی یه مدت بدنم سفت شد ولی خوب تا ابد که نتونستم هفت هشت ساعت در روز ورزش کنم در نتیجه خسته شدم ول کردم و الان اینجا هستم
یه مدتم گفتم به روش تنبلها لاغر بشم با قرص ادیوس ،از عطاری خریدم خیلی هم گرون بود شبا بیخوابم میکرد اشتهام خود به خودی صفر شده بود عصبی شده بودم عرق میکردم خوایم نمیبرد مثل جغد شبا بیدار بودم و تو یک ماه ده کیلو لاغر کردم
ماه بعد دیدم بدنم به قرص ادیوس عادت کرده دیگه جواب نمیده هیچی دیگه ول کردم ن پولش داشتم تا ابد قرص بخرم هم از عوارضش میترسیدم شنیده بودم توش شیشه و مواد مخدر داره
یه مدت هم گفتم نه ببین ،رژیم و ورزش کنار هم جواب میده شروع کردم به کالری شماری ،ترازو گرفتم مواد غذایی رو هم وزن میکردم که چند گرم تخمه یا بستنی میخورم و تو برنامه مانکن وارد میکردم بعد برای ورزش و پیاده روی هام از قدم شمار استفاده میکردم کالری ورزش هامم محاسبه میکردم خلاصه کل روز من در حال شمردن قدم هام و کالری غذا بودم همش استرس همش نگرانی که ای وای مثلا الان ریزه خواری کردم اینو بیشتر خوردم و بعد از چند کیلو که کم میکردم دوباره خسته میشدم اینهمه فشار رو جسمم و روحم و ول میکردم وزنم بر میگشت
کلا وزن من حدود بیست سال بصورت یو یو هی بالا پایین میرفت
تا با شما آشنا شدم و الان کلا یه آدم دیگه شدم انگار تازه متوجه اشتباهاتی شدم تازه متولد شدم
الان پر از آرامش لذت زندگی بدون دغدغه بدون استرس هستم پر از نور و امیدم خدا به قلبم تابیده ،خود به خود بدون رژیم و ورزش دارم لاغر میشم اگرم یه وقتایی دوچرخه میزنم یا پیاده میرم تا مغازه همسرم دلی هستش از روی میل و علاقه و احساس اون لحظمه، نه بخاطر لاغری یا چاقی
هر چی دوست دارم میلم بکشه به اندازه نیازم ازش میخورم و جالبه میل ها م تغییر کرده تمایلاتم عوض شده
عاشق سالاد شدم عاشق تخم مرغ نیمرو شدم عاشق چای و قهوه شدم عاشق سالاد سزار شدم عاشق دورچرخه ثابت زدن درحال گوش دادن به فایلهای استاد شدم
از غذا نمیترسم از خوردن نمیترسم از رستوران و مهمونی و سفر رفتن نمیترسم من تغییر کردم ایندفعه افکارم و ذهنم تغییر کرده
هر روز یکساعت وقت میزارم میام سایت درس جدید میگیرم تمرینات رو انجام میدم نظرمو مینویسم و خود به خود لاغر میشم
من وحشتناک لاغر شدم نمیتونم بگم چقدر چون باورش برای قدیمی های سایت شاید سخت باشه
تمام لباسهام بهم گشاد شدند با چه سرعتی رو به تناسبم
از صبح که پا میشم اینکه خدا یه روز دیگه به من و عزیزانم فرصت زندگی داده تشکر میکنم شادی و ذوق درونی ها نه فقط لفظی بگم خدایا شکرت
از اجسام اطرافم هم تشکر میکنم از تختم بالشت راحتم پنجره اتاقم
من حالا قدردان هر چیزی که در زندگی دارم هستم
همین دم و بازدمم همین سلامتی که دارم وجود پسر و همسرم همین عشقی که نسبت بخدا تو وجودم روز به روز بیشتر داره میشه
همه ی تلاشم شده شاد کردن و خندوندن و امید دادن به اطرافیانم اینکار منو عمیقأ شاد میکنه
لاغر شدن یا ذهن آسانترین کار دنیاست
به شرط استمرار در تجسم شبانه بودن در این سایت و نوشتن تمرینات استاد و ایمان داشتن به لاغری و خوش شانس بودن خودمون که ما از طرف خدا در این مسیر برگزیده شدیم
و استاد عطار روشن همون عطاری هست که بجای دادن قرص لاغری بهمون راه لاغری رو نشون میده ایشون یه راهنمای برگزیده از طرف خدا هستند دقت کنید حتی فامیلیشون هم روشن هست یعنی نور روشنایی
سلام
حس خوبی از خوندن نظرتون پیدا کردم امیدوارم بهتر و بیشتر ازین موفق باشید .با خوندن دیدگاه شما بیشتر انگیزه میگیرم
امیدوارم منم مثل شما باشم
نشان های دریافت شده
سلام براتحقق رویاها بایدتلاش کنیم باارزوکردن هیچ وقت به هدف نزدیک نمیشیم اگرمیخوایم لاغربشیم فقط ارزو کردن نباشه بلکه طبق اون فرمول ها یی که یادگرفتیم اجرا کنیم وتغییرکنیم اونم دایم نه مقطعی اگررشته ایی علاقه داریم بایددرس بخونیموتلاش کنیم هیچ کاریی یاارزویی بدون تلاش بدست نمیاد فقط پی حسرت وای کاش نباشیم وطبق گوش دادن به این فایل پرمحتوایادگرفتم بایدتلاش کنم نه حسرت بخورم یاارزو
نشان های دریافت شده
گام ۱۱از ۱۰۰گامآرزوی لاغری را برآورده کنید مهمترین آرزوی یک فرد چاق این است که به تناسب اندام برسد هر فرد چاقی بارها تلاش میکند از هر راهی که پیشنهاد میشود و یا خودش حس میکند این روش دیگر مرا لاغر میکند. میرود بلکه به بزرگترین و مهمترین آرزوی خود لاغر شدن دست پیدا کند چرا چون پیش فرض ذهن فرد چاق تناسب اندام است زیرا تمام انسانها متناسب خلق میشوند اما تعدادی که از تناسب خارج میشوند علل گوناگونی دارد که این علل تغییرات مهمی در فرمولهای ذهنی آن فرد بوجود میآورد و ذهن آن فرد را دچار اختلال میکند و مغز چون تحت تاثیر ذهن قرار دارد دستورات خود را در جهت فرمولهایی میدهد که ذهن آن را پردازش کرده و سبب چاق شدن فرد میگردد زمانی که فردی دچار چاقی در هر سنی میگردد تنها رهایی خود را از بند چاقی در بیرون از خود جستجو میکند چون با لاغری ذهنی آشنایی ندارد در واقع آگاه نیست حس میکند طبق تجربه دیگران تنها راههای لاغر شدن در عرق ریختن ورزش کردن رژیم گرفتن دمنوش خوردن و قرص و جراحی کردن است. وقتی که از تمام این روشها تا امید شود در واقع تسلیم شود آنگاه به یاری خدا به سایت تناسب فکری هدایت میشود و از بند رنج و شکنجه جسمی نجات پیدا میکند چرا همه افراد چاق آرزوی لاغر شدن را دارند ؟چون پیش فرض ذهنی افراد لاغری است وقتی چاق میشویم از حالت طبیعی بدن خارج میشویم جسم دوست دارد متناسب باشد و تلاش میکند به تناسب برسد چه چیز مانع متناسب شدن جسم در زمان چاقی میگردد ؟تنها موانع ذهنی هستند که مانع متناسب شدن فرد چاق میشوند این موانع از کجا بوجود میآیند ؟این موانع از آگاهی ها و اطلاعات غلط که از دوران کودکی از والدین و جامعه کسب کردیم بدست میآید چگونه این اطلاعات باعث چاقی میشوند ؟این اطلاعات اول وارد ضمیر آگاه میشوند و اگر تکرار شوند وارد ضمیر ناخودآگاه میشوند بعد از آن در شرایط مناسب آن فرمولها به کار میافتند و طبق آن فرمول در ذهن دستورات مغزی صادر میشود و تبدیل به رفتار شخص میگردد ما خودمان هیچگاه برای چاق شدن برنامه ریزی نکردیم بلکه بواسطه همین آگاهی ها و ساختن فرمولهای اشتباه چاق شدیم بدون آنکه بخواهیم به سمت چاقتر شدن رفتیم حالا نمیتوان با برنامه ریزی دیگران چه ورزش چه رژیم از بیرون لاغر شویم بلکه باید از درون خود تغییر کنیم آن هم فقط با آموزش دیدن صحیح تا بتوانیم به تناسب اندام واقعی برسیم در این مبحث استاد آموزش میدهند که آرزو کردن میتواند برای همه باشد ولی رسیدن به آرزو تلاش میخواهد رسیدن به آرزو زمان میبرد هیچ وقت نمیشه آرزو همان آن برآورده شود بلکه باید تلاش کند زحمت بکشد تا به آرزویش برسد. برای لاغر شدن و برآورده شدن آرزوی لاغری در. یک مقطع کوتاه امکان پذیر نیست. روشهای بیرون از خود نمیتواند این آرزو را برای همیشه نگه دارد بلکه از طریق تغییر فرمول ذهن میتوان با پشتکار بدون عجله به آرزوی تناسب ماندگار رسید. زمانی که وارد دورهای لاغری با ذهن میشویم متوجه میشویم این جسمی که الان داریم حاصل افکاری است که در گذشته داشتیم و اگر تناسب را میخواهیم باید افکار و عملکرد مان تغییر کند تا جسم آینده متناسب بشود البته باید این افکار پایدار هم باشد باید استمرار داشته باشیم. هر روز آگاهی از فایل ها را. بگیریم و در عمل انجام دهیم تا نتیجه جسم متناسب را ببینیم اگر یادتان باشد رژیم میگرفتیم ورزش میکردیم ولی باز هم ترس داشتیم که اگر بگذاریم کنار حتما چاق میشویم در واقع ترس از چاقی داشتیم چون جسم خود را لاغر که نه در واقع ضعیف میکردیم ولی افکار ما تغییر نکرده بود برای همین باز هم انتظار چاقی داشتیم و بعد از رها کردن دوباره چاق میشدیم دلیل واقعی تناسب فکری این است که تغییرات پایدار و ماندگار است چون سبک فکر و روش ذهنی. با استمرار ماندگار میشود پس در اینجا تفاوت روش ذهنی را با دیگر روش ها متوجه میشویم تا لاغری ماندگار را داشته باشیم با تشکر از استاد عزیزم سهیلا عطیمی
نشان های دریافت شده
بنام خدا
فایلها از صد گام
من از دوران جوانی آرزوی یه جسم متناسب را داشتم الان در سن میان سالگی هستم و هیچ وقت به دیر شدن فکر نمیکنم چون در طول این مدت از روشهای زیادی استفاده کردم به قول استاد فقط خودم را ضعیف میکردم پوستم خراب میشد صورتم لاغرو کشیده میشد اعصابم خراب میشد و من هر روشی را انجام میدادم چند ماه بود خسته میشدم و رها میکردم و دوباره چاق میشدم و اطرافیانم هم میگفتن فلانی دوباره چاق شدی این حرف مثل یک پتک میزد تو سرم و اعصابم خراب میشد همینجوری بودم همیشه در حال رژیم و ورزش و هر روشی دیگه چون آرزوی من بود تا اینکه به لطف خدا به سایت تناسب فکری معرفی شدم و دیگه هیچ خبری از اون مسیرهای اشتباه نیست و من لاغر شدم اما شادم لاغر شدم اما موهام نریخت لاغر شدم اما زیباتر شدم و دیگه هیچ حرفی از اطرافیان نشنیدم که فلانی چاق شدی چون من دیگه چاق نشدم بلکه لاغر شدم اونم به بهترین روش یعنی لاغری با ذهن خدایا شکرت که من روز به روز دارم به تناسب اندام ایده الم میرسم .
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکی ست.
استاد چقدر حرفاتون حرفای منه.منم همیشه موقع آرزو کردن از خدا میخواستم ک لاغر بشم.همیشه در حال آرزو کردن بودم،گاهی اوقات هم سعی میکردم که با رژیم و ورزش میتونستم وزن کم کنم ولی متاسفانه کوته مدت بود.آزمون و خطا هم میکردم ولی جواب نمیداد.همه ی ما چاقها گاهی تلاش کردیم برای وزن کم کردن ولی آدمای متناسب زیادی رو میشناسیم که اصلا اقدامی برای چاقی و لاغری خودشون انجام نمیدن..
رسیدن به آرزو اینجوری نیست که با ی مدت کوتاه و انجام ی سری کارها آرزوهامون محقق بشه.
.موفقیت ارتباط داره به نگرش طولانی مدت فرد..
اگر میخواهیم که لاغر بمونیم باید نگرش مون رو طولانی مدت عوض کنیم.
باید بتونیم قدمهامونو مثبت برداریم و آنقدر باید تکرار بشه تا زندگیمون ثبات پیدا کنه.
باید عملکردها رو عوض کنیم.
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم به استاد عطار روشن عزيز و بقيه اعضا
گام ۱۱: آرزوی لاغری را برآورده کنید
نكته مهم متن فايل براي من:
با استفاده از آموزش ها و توانايي خودت :
نتایجی می آفرینی که در عرض کمتر از یک سال، همه ناکامیهای سالهای گذشتهات را جبران می کن و تمام آرزوهایت را از چاقی پس می گیرید.
استاد اشاره كردن به اينكه هر سال موقع تحويل سال آرزوشون لاغري بوده…شايد خيلي از ما كه اينجا جمع شديم تجربه اي شبيه ايشون داشتيم
نگرش شما درباره آرزو کردن و رسیدن به آرزوها چیست؟ شرح دهید.
نگرش منم درباره آرزو اينطوري هستش كه من هميشه فكر ميكنم اگر آرزويي در دل من هست حتما خدا و جهان هستي لياقت داشتن اون آرزو رو در من ديده كه اون آرزو رو در قلب من گذاشته….اما به همينجا ختم نميشه، اين كه من لياقت داشتن اون آرزو رو دارم بايد هميشه و هر لحظه با من باشه و هر بار دچار تزلزل نشم و هي با عوامل بيروني به اين فكر كنم كه شايد لياقتش رو ندارم…اين بخش مهم ترين بخش رسيدن به آرزوست كه اسمش هست ايمان
بزرگترين آرزويي كه داشتم .و بهش نرسيدم همين تناسب اندام بوده…پشت اين آرزوي من ، آرزوهاي ديگرم پنهان شده است يا بهتر است بگويم ، اين آرزو در ذهن من اينطوري ساخته شده كه اگر به اين برسم، اونوقت رسيدن به آرزوهاي ديگه به دلم ميچسبه
نرسيدن به اين آرزو براي من مثل چاهي شده كه انرژي من براي رسيدن به آرزوهاي ديگر را در خودش ميكشد و من بي رمق هستم
استاد توضيح دادن كه افراد دو دسته هستن يه عده كسايي كه فقط آرزو ميكنن و تلاشي براش نميكنن و دسته دوم آرزو ميكنن و براش تلاش ميكنن
من جز اون دسته بودم كه آرزو داشتم و براش تلاش هم كردم ولي تلاش من مثل دويدن روي تردميل بوده كه هر چه ميدويدم يه متر هم جلو نميرفتم …درجا ميزدم
استاد توضيح دادن همه افراد با اضافه وزن تقريبا همشون اقداماتي كردن براي لاغر شدن…اين افراد يك برتري نسبت به بقيه دارن چون اقداماتي كردن براي آرزوشون…
اما نكته مهم چرا محقق نشده؟
ميخواستن در يك دوره زماني خاص مثلا دو ماه كه رژيم ميگيرن اتفاق بيوفته
چون رسيدن به آرزو در يك دوره زماني خاص محقق نميشه
يعني فردي كه ميخواد به آرزوش برسه سبك زندگيش، تصميماتش، اقداماتش، تفاوت داره با كسايي كه فقط ميخوان به آرزوشون برسن و تلاشي براش نميكنن
مثلا كسي كه ميخواد توي كنكور قبول بشه ، ممكنه زياد درس بخونه خيلي از جاها رو نميره خيلي از مهموني ها رو نميره
چرا؟
چون آرزوش براش مهمه و رسيدن به ارزوش براش مهمه و ميدونه بايد براي آرزوش قدم برداره
نكته مهم:
كسي كه موفق هست هميشه داره اقدام ميكنه اينجوري نيس كه وقتي به هدفش ميرسه دست از تلاش برداره…اون فرد موفق سالهاست در همون شغل خاص داره تلاش ميكنه
در يك كلام لايف استايل
ممارست
سبك زندگي هميشگي
ديسيپلين
و تمام اينها فقط در سايه تغييرات كوچك ولي مستمر شدني است
من آرزوهاي زيادي داشتم كه بهشون رسيدم
مثل خونه خريدنمون در ايران
مثل مهاجرتم
مثل ادامه تحصيل
مثل ازدواج با فردي كه دوستش داشتم
در تمام اينها من به نداي قلبم اطمينان كردم نترسيدم
قدم برداشتم و در بين راه متزلزل نشدم
اطمينان ميكردم به قدمي كه بهم گفته ميشد و درباره قدم هاي بعدي سوال نمي كردم
معجزه زياد دارم توي زندگيم
معجزات ريز و درشت
من تمام اقداماتي كه براي لاغري انجام دادم در واقع براي استمرار در مسير چاقي بوده…نا آگاهانه اين كار رو كردم…از چاقي بدم مي آمده و از هر چي بدت بياد طبق قانون جهان به سرت مي ايد…لياقت خودم رو زماني ميديدم كه لاغر بشم در صورتيكه من همينجوري با لياقت به دنيا اومدم و نيازي به چيزي ديگر نيست كه اثبات كنه لياقت من رو…اتكا كردن به عوامل بيروني و نديدن قدرت آفرينش كه درون من بوده باعث شده اقدامي بزرگ در جهت چاق شدن كنم…
در حال حاضر اقدامي كه ميدونم بايد بهش عمل كنم براي لاغري ، بودن مستمر در اين سايت است…فايل ببينم …نكات طلايي فايل ها رو نت برداري كنم…چون بوضوح دارم نتايج خودم رو در اين مدت كم ميبينم
از اول شهريور شروع كردم و الان طوري شدم كه نميتونم غذا بخورم
تا غذا نميخورم حالم خوبه
ولي به محض اينكه غذا ميخورم سرم درد ميگيره حالت تهوع دارم و انقدر سنگينم كه نميدونم بايد چيكار كنم…دو روز هست اين حس رو دارم
چرا ايندفعه اينطوري شدم؟
چون ديگه از خدا خيلي كمك خواستم و بوضوح ميدونم كه اگر اين اضافه وزن رو بزارم كنار زندگي من به دو بخش قبل و بعد از اضافه وزنم تقسيم خواهد شد.
{«وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (انبياء۸۳)
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ ۖ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَىٰ لِلْعَابِدِينَ؛(انبياء ۸۴)
و ايوب را (به ياد آور) هنگامي كه پروردگارش را خواند بدحالي و مشكلات به من روي آورده و تو ارحم الراحميني.پس ما دعای او را مستجاب کردیم و درد و رنجش را برطرف ساختیم و اهل و فرزندانش را (که از او گرفته بودیم) با عده دیگر به مثل آنها باز به او عطا کردیم تا هم لطف و رحمتی در حق او کرده باشیم و هم اهل عبادت متذکر (لطف و احسان ما) شوند.»}
چون ميدونم آرزوهاي بعد از اضافه وزنم خيلي راحت تر وارد زندگيم ميشن
و اين لطف خداست
آرزوي لاغري در من كل ذهن من رو گرفته كل انرژي من رو گرفته
همه جا تمام افراد متناسب رو ديدم و خودم را باهاشون مقايسه كردم
تقريبا سه چهار سالي هست كه امكان نداشته بيرون برم و خانم و آقاي متناسبي رو ببينم و در سرم درباره اش يه چيزي نگم
امكان نداشته
توي رستوران ها مخصوصا رستوران هاي زنجيره اي مثل مك دونالد هميشه بررسي كردم افرادي كه اونجا هستن چقدر چاق يا لاغرن هستن
يا توي رستورانها گارسونها رو بررسي كردم و با خودم گفتم اينها هر روز در معرض كلي غذا هستن
و بيشتر مواقع آنها متناسب بودن
اقداماتي كه كردم اينها بودن، رژيم هاي زيادي گرفتم …ورزش زياد كردم…پياده روي زياد كردم
هميشه كالري هارو خوندم پشت همه محصولات غذايي
و
و
و
و
در حال حاضر با توجه اينكه دو روز هست كه دارم تغييرات رو در خودم ميبينم و نميتونم غذا بخورم و وقتي غذا ميخورم حالم بد ميشه و خوابي كه ميبينم درباره فايل هاي سايت هست…اينها به من ميگن كه راهش فقط همينه
اين روندي كه با غذا خوردن سردرد ميگيرم برام خيلي عجيبه
اينكه صبحها تا ۱۲ ظهر گرسنه نيستم برام عجيبه
فقط ۱۲ ظهر ميخورم كه به ذهنم بگم ببين من فست نيستما …
چون قبل از اينكه اينجا باشم رژيم فستينگ داشتم
بزرگترين و مهمترين تمرين براي من اينه كه مدام در اين سايت باشم
من اون بخش چاق ذهنم رو تعبير كردم به يك اتاق كه رنگ سياه داشته
حالا با ديدن فايل ها يواش يواش رنگ سفيد ميزنم روي اون ديوارها
هر چي بيشتر فايل بببينم قسمت هاي بيشتري از ديوارها رو رنگ سفيد ميزنم…من تند تند فايل ميبينم و نظر مينويسم…اين به اين معني نيست كه ميخوام زود اون اتاق سياه چاقي رو رنگ كنم و زود لاغر بشم …نه
اين به اين معني هست كه من حمله ميكنم به اون باورهاي چاقي كه داشتم
حمله كردن همون رنگ زدن روشونه همون فايل ديدن هاي زياد هست
و رنگ ميزنم ديوارهاي اتاق چاقي رو …و بعد از اينكه كل اتاق رو رنگ زدم حالا وايميستم تا رنگ ها خشك بشن
بعد از خشك شدن رنگها دوباره چك ميكنم كدوم بخش ديوار ها هنوز سايه رنگ سياه قبلي رو ميزنه و دوباره رنگ ميزنم …دوباره فايل ميبينم …و اصلاح ميكنمو اصلاح ميكنمو اصلاح ميكنم
هر چي بيشتر رنگ سفيد بخوره ؛سايه سياه باورهاي قبلي خيلي كمتر و كمتر خواهد شد …مثل مثال گام قبل كه در متن بود…سفيدي اين ديوارها براي من مثل نوار زمان هست كه آخرش اتاق رو اونطوري كه دوست دارم ميچينم و خدا كه مهمانم هست رو مينشونم بالاي اتاق و گل ميگيمو گل ميشنويم و لذت ميبريم از خلقت همديگه
پاينده باشيد استاد
نشان های دریافت شده
سلام با یه دنیا آرزوی خوب برای همه
من رسیدن به آرزو را رسیدن به شرایط ایدهآل میدانم که آن ایدهآل برایم زیبا و دوست داشتنی و دلچسب باشد.
اولین آرزو من سلامتی کامل هست که سالها دنبالش هستم.بعدی داشتن فن بیان و لاغری.البته خداراشکرچیزهای زیادی در زندگی دارم که هر لحظه بابت آنها خدا را شاکرم.. همسر و فرزندان خوبی دارم.وخیلی چیزهای دیگر
من برای رسیدن به چاقی هیچ کاری انجام ندادم.
من برای لاغر شدن خیلی کار انجام دادم.رژیم ورزش پرسوجو از افراد لاغر.وبالاخره پیداکردن روش صحیح لاغری یعنی لاغری با ذهن.
من فکر میکنم روش رسیدن به آرزو با روش لاغری با ذهن همسو هست.
نشان های دریافت شده
سلام من همیشه آرزوم لاغری بوده ولی به اشتباه با عوامل بیرونی ومحدود کردن بدن عزیزم سعی می کردم خودم را لاغر کنم وگول تبلیغات پوچ وبی محتوا را میخوردم وغا فل ازاینکه راه اصلی یرای رسیدن به آرزوم در تغییر ذهنم نهفته است با تغییر نگرش ورفتار و عملکرد من به هدفم به طور خودکار بدون هیچ اعمال فشار خواهم رسید امیدوارم با گامهای استوار وپایدار دراین راه به هدفم برسم واطرافیان خودرا نیز تحت تاثیر قرار دهم
نشان های دریافت شده
به نام پروردگار عالم
سلام
با کلی حال خوب و اشتیاق یک گام دیگر برمیدارم
الهی به امید خودت
به نظر من آرزو یعنی میل و اشتیاق داشتن برای به دست آوردن یک خواسته
یعنی اینکه برای به دست آوردن اون آرزو اشتیاق داشته باشی و تلاش کنی
البته یادمونم نره که بعضی از آرزوها تا ابد آرزو میمونه
حالا یا چون از مسیر اشتباه رفتیم یا اینکه برای به دست آوردنش کاری انجام ندادیم
باید برای به دست آوردن خواستههامون از یک مسیر درست راه را پیش بگیریم
و در اون مسیر درست استمرار داشته باشیم و ادامه بدیم تا به خواستمون برسیم
یادمون نره که توی مسیر درست با هر سرعتی که بریم چه بخواهیم و چه نخواهیم به مقصد میرسیم
اما توی مسیر اشتباه با هر سرعتی هم که بریم به مقصد نخواهیم رسید
آرزوی لاغری داشتم شاید بهش رسیدم اما هیچ وقت برام نموند
یک آرزوی شخصی هم داشتم که هنوز بهش نرسیدم
اصلا خیلی آرزوها داشتم که بماند
و میدونم به خاطر این بهشون نرسیدم که اشتیاق و استمرار نداشتم
و شایدم داشتم اما در مسیر درست نبودم
آرزوم این بود که بتونم قرآن رو با صوت زیبا بخونم
و چون استمرار داشتم خودم تونستم که با صدای قشنگ قرآن خوندن رو یاد بگیرم
آرزو داشتم که یک میز خیلی قشنگ داشته باشم روش وسیلههای قشنگی رو بزارم
و الان دارم چون برای اینکه این وسیلهها رو کنار هم بگذارم اشتیاق داشتم
خیلی آرزوهای دیگه که بهشون رسیدم الحمدالله
الان که فکر میکنم وقتی که میگم چاق شدن رو یک آرزو در نظر بگیر تن و بدنم میلرزه فکر میکنم که خیلی آسونه به خاطر نگرشهای اشتباهیه که هنوز در ذهنم هست
اما آخه چطوری در ذهن من چاقی که یک حالت غیر طبیعی هست انقدر آسون شده؟!
به خاطر اینه که دائم بهش فکر کردم و بهش قدرت دادم و نگرشهای اشتباه رو باور کردم و براش نمونه آوردم و خلاصه برای به دست آوردنش با قدرت ذهنم حسابی استمرار نشون دادم
برای لاغری بارها رژیم گرفتم و با کارهایی طاقت فرسا که شاید هیچ نوجوانی تحمل آن همه شکنجه را نداشته باشد به خودم زجر میدادم
اما ای دل غافل که نمیدونستم دارم توی یک مسیر اشتباه گاز میدم
لاغری با قدرت ذهن دقیقاً نقطه روبروی چاقی با ذهن است
تازه لاغری حالت طبیعی بدن ماست اما چاقی حالت غیر طبیعی است
پس وقتی ما تونستیم که یک حالت غیر طبیعی رو با قدرت ذهنمون در جسم خودمون به راحتی نمایان کنیم
پس دیگه یک حالت طبیعی برای جسم رو خیلی راحتتر میتونیم با ذهن خودمون در بدن خودمون نمایان کنیم
و این کار فقط نیاز داره به تغییر افکار و نگرش و عملکرد ما و استمرار پایدار در این مسیر
فقط همین
حالا که فکر میکنم میبینم که از همون موقعی که چاقی خودش رو در جسم من نمایان کرد
من آرزوی لاغری داشتم
و با ورزش و رژیم بارها تلاش کردم
اما نموندم هیچ وقت در اون وزنی که میخواستم نتونستم بدون ورزش و زجر دادن به خودم بمونم
تا زمانی که در اون مسیر اشتباه استمرار داشتم چون انتظارم لاغری بود لاغر شدم
اما به محض رها کردن مسیر وزن من برمیگشت چون حالت عادی زندگی خودم رو چاقی دیده بودم
این خیلی واضح نشون میده که این مسیرها درست نیست چون ما نمیتونیم تا ابد با زجر زندگی کنیم که لاغر بمونیم
اما میتونیم با لذت لاغر بمونیم
چون ذهن ما کار سخت رو دوست نداره
من فهمیدم که اون مسیرها و اون همه اقدام و استمرار همه اشتباه بود
چون مسیر درست و واقعی همین مسیره
فقط نیاز داریم که در این مسیر استمرار داشته باشیم تا افکار و نگرش و عملکرد ما تغییر کنه و در نهایت جسم ما خود به خود تغییر خواهد کرد
این دقیقاً همانند همون چاقی است
یادمون باشه که اگر ذهنمون تونسته ک حالت غیر طبیعی رو نمایان کنه پس نمایان کردن یک حالت طبیعی براش خیلی راحتتره
یا حق مدد