0

رهایی از چاقی با ذهن، قصه‌ای که از تو شروع میشه (گام ۲)

رهایی از چاقی با ذهن
اندازه متن

📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمی‌تونم لاغر شم؟ من که همه رژیم‌ها رو امتحان کردم!»

📍 این جلسه ادامه گام ۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

حالا یه لحظه چشم‌هات رو ببند و تصور کن…

🌸 یه صبح دل‌چسب بهاریه…

تو جلوی آینه‌ای، لبخند می‌زنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سال‌ها بود بهت نمی‌اومد… اما الان! به راحتی تنته.

نه بخاطر رژیم کتو یا ورزش‌های سنگین…

بلکه چون یه چیز عمیق‌تری تو ذهن تو تغییر کرده.

اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع می‌شه، نه معده!

وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا می‌رسه اینه:

🍽️ «باید رژیم بگیرم»

🏃‍♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»

⏰ «شاید روزه‌داری متناوب جواب بده!»

ولی کمتر کسی با خودش خلوت می‌کنه و از خودش می‌پرسه:

🧠 «چرا من اصلاً این‌قدر می‌خورم؟»

😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم می‌رم سراغ یخچال؟»

🔥 «چرا انگیزه‌م زود تموم می‌شه؟»

اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا می‌کنه. چون ریشه‌ی خیلی از پرخوری‌ها و اضافه‌وزن‌ها، توی مغزه نه توی معده!

ما سال‌ها طبق یه برنامه‌ی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:

🔹 «اگه غذا نخوری، قهر می‌کنم!»

🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم می‌کنه!»

🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»

اینا فقط جمله نبودن.

اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن.

📌 باورهایی که باعث می‌شن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…

📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…

📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…

و اینطوریه که ذهن، نقشه‌ی بدن رو می‌کشه.

چون:

🧠 باورها، رفتارها رو می‌سازن

🏃‍♂️ رفتارها، عادت‌ها رو شکل می‌دن

⚖️ و عادت‌ها، بدن ما رو می‌سازن

پس اگه می‌خوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.

یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:

رهایی از چاقی با ذهن

📚 علم چی می‌گه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!

فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سال‌هاست ماشین‌های افکارت از روش رد می‌شن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آماده‌ست؛ سریع و بی‌دردسر. حالا اگه سال‌ها با افکاری مثل:

🔁 «من همیشه چاقم»

🔁 «اراده ندارم»

🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»

زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراه‌ها رو ساخته! و این اتوبان‌ها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بی‌تحرکی) رو تقویت می‌کنن.

ولی خبر خوب؟

تو می‌تونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی

و این یعنی:

🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکان‌پذیره!

🔬 نوروساینس چی می‌گه؟

مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون می‌دن که:

🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطاف‌پذیری عصبی» داره.

یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم می‌تونه خودش رو بازبرنامه‌ریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادت‌های جدید ذهنی بسازه.

💡 نتیجه؟

اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کم‌کم اون بزرگراه‌های چاقی از بین می‌رن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون می‌شن.

و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد می‌گیریم:

نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…

فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️‍🧠

رهایی از چاقی

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن

یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمی‌کنم 😌

خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم می‌زنی…

نه خبری از نفس‌نفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت می‌کنه.

💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه می‌ری. حتی سبک فکر می‌کنی…

اینا خیال نیست، اینا تمرین‌های ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.

ولی خیلی از ما چی کار می‌کنیم؟

می‌ریم جلوی آینه و می‌گیم:

«اه، بازم شکمم زده بیرون!»

«این لباس لعنتی دیگه اندازه‌م نیست!»

و همین جمله‌های به‌ظاهر ساده، می‌شن 🔁 زخم‌زبون‌های درونی‌ای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل می‌کنن.

اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفت‌انگیز داره:

فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمی‌شه!

🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور می‌کنی، مغزت فکر می‌کنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمون‌های مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح می‌کنه (مثل دوپامین و سروتونین).

و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفه‌ای هم ازش استفاده می‌کنن:

🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور می‌کنن.

🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی می‌کنن.

و خیلی‌ها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب می‌بینن.

🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.

تو نمی‌تونی با ذهنی که خودش رو چاق می‌بینه، بدنی متناسب بسازی.

اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ می‌کنه. 🌍✨

📌 هر بار که تصویرسازی می‌کنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص می‌شی.

می‌خوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

رهایی از چاقی با ذهن

💡 اگه می‌خوای این گام‌های عملی رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو قدم‌به‌قدم بازت می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ گام‌های عملی؛ در ادامه هم توی گام ۳ سراغ «برای لاغری انتخاب شده‌اید» می‌ریم.

🎯 گام‌های عملی برای رهایی از چاقی با ذهن

حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئله‌ی شکمی نیست و ریشه‌ی عمیق‌تری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستین‌هامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.

بیایم قدم‌به‌قدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سال‌ها یه خونه‌ی قدیمی رو تمیز می‌کنی و کم‌کم نور از پنجره می‌تابه تو…

🧹 گام اول: پاک‌سازی ذهن از باورهای چاق‌کننده

تصور کن مغزت مثل یه باغچه‌ست. سال‌هاست توش علف‌های هرز رشد کردن. علف‌هایی به اسم:

  • ❌ «من استعداد چاقی دارم»
  • ❌ «من نمی‌تونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
  • ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»

اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامه‌نویسی‌های قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بی‌اعتمادی به خودت می‌کشونن.

اما می‌تونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:

  • 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
  • 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست می‌شم»
  • 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسون‌تر از اونه که فکر می‌کردم»

همین جمله‌ها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول می‌شی.

🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته

مغز ما یه‌جورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دست‌به‌کار می‌شه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل می‌کنه.

فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشم‌هاتو ببند، و جمله‌های تأکیدی رو زمزمه کن:

  • 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
  • 📢 «من ذهنم رو تربیت می‌کنم، نه بدنم رو تنبیه»
  • 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»

باور کن بعد از یه مدت، این جمله‌ها تبدیل می‌شن به بخشی از شخصیتت.

🎧 گام سوم: تمرین‌های ذهن‌آگاهی و مدیتیشن

یه صحنه رو تصور کن:

☕ صبحه. صدای پرنده‌ها میاد. به جای چک‌کردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، می‌شینی روی صندلی یا لبه‌ی تخت.

چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.

تمرین‌های مدیتیشن کمک می‌کنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.

اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.

رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقف‌های کوچیک که نتایج بزرگ می‌سازن.

📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن

قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا ته‌دیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…

🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:

  • «الان دقیقا چی حس می‌کنم؟»
  • «آیا گرسنه‌ام یا فقط کلافه‌ام؟»
  • «آیا بدنم غذا می‌خواد یا دلم نوازش می‌خواد؟»

با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو به‌جای فرار، با خودت رو‌به‌رو می‌شی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.

🧠 این گام‌ها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد می‌گیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادت‌های قبلی بکشونه.

🌈 تو در حال خلق نسخه‌ی جدیدی از خودتی… نسخه‌ای که لاغری رو از ذهن شروع می‌کنه، نه از بشقاب!

🔄 از رژیم‌های یویویی تا ذهنی که می‌فهمه

رژیم‌ها معمولا فقط یه مشکل رو حل می‌کنن: عدد ترازو.

ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی می‌مونه.

برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق می‌شی.

اما وقتی با ذهن کار می‌کنی:

🔁 الگوی پرخوری درمان می‌شه

🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید می‌شه

🔁 تصویر بدنی‌ت دوست‌داشتنی‌تر می‌شه

🍃 جمع‌بندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی

تو برای متناسب بودن آفریده شدی.

بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل می‌ره.

🧘‍♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:

نه رژیم

نه فشار

نه سرزنش

بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سال‌ها بی‌صدا تو رو کنترل کردن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.

در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
  • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
  • در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟
  • به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
  • آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.92 از 276 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11235
388 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۲ ۱۴:۲۹
      مدت عضویت: 2073 روز
      امتیاز کاربر: 658 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و پر تلاشم و تمای دوستانی ک دیدگاه من رو میخونن خدا رو شکر چقدر خوبه در مسیری باشی ک همه حرف هم و درک میکنن و حرفای ما براشون تعجب آور نیست و حتی درک میکنن هم دیگه رو ،من طی چندین سالی ک رژیم و ورزش در برنامه زندگیم بود اصلاحس خوبی نداشتم با اینکه میدونستم ک دوباره مث دفعه های قبل بر میگرده ولی مجبور بودم ب خاطر فرار از چاقی باید انجام میدادم جایی خوندم ک احساس مث یک آلارام میمونه، یعنی از کجابدونیم راهی ک میریم درسته یا غلط ؟برا این ک بفهمیم ب احساسمون نگاه کنیم اگه حس خوبی داریم یعنی راه درسته ب پیش بریم اگه حست خب نیست یعنی راهت اشتباهه. خدا رو شکر ک حسم تو این راه عالیه و این راه رو تنها راه درست برای تناسب اندامم میدونم و اینقد فایل ها رایگان رو گوش دادم ک ب این باور رسیدم ک لاغری خیلی آسونه خدا یاشکرت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۳۹۹/۱۲/۱۸ ۰۱:۳۹
        مدت عضویت: 2120 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 61 کلمه

        کاملا درسته دوست عزیزم، اینجا سرزمینی هست که مردمانش همه مثل هستند، دردهاشون،تجربیاتشون، احساساتشون و همه چیزشون شبیه هم هست، جایی که همه همدیگرو خوب درک میکنند، جایی که همه به عقاید هم احترام میگذارند، جایی که همه حرفهایت را می‌شنوند و مسخره ات نمی‌کنند، جایی که همه تو رو خوب میفهمند، جایی که هیچوقت احساس تنهایی و بی کسی نمیکنی…

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parsasaryna04
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۲ ۱۰:۲۴
      مدت عضویت: 2276 روز
      امتیاز کاربر: 4970 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

      سلام اسناد گرامی ودوستان با اراده اول ارهمه دیگه میخوام هر وقت هر فتیلی رو گوش میدم ومیخوام راجع به اون بنویسم اول بنویسم که لاغری اسانترین کار دنیا ست این قدر این رو میگم وتکرار مبکنم که ذهنم قبولس کنه اخه توی کارهای به غیر از لاغری داره خیلی خوب بهم جواب میده هر وقت توی زندگی ام به مشکلی البته مشکل هم درست نییت بگم به مسیله ای برخورد مبکنم میگم زندگی توی دنیا برمبنای راحتی بنا شده ما دسوار میکنیم پس توی همین مورد هم همین طور است همس بخودم مبگم بابا مگه چیه توبا این حرفهای ایتاد داری همه زندگیت رو ساده حل میکنی دیگه این خوردن ونخورون خیلی سخت نبست خیلی اسونه با وجود اینکه تین دفعه فک کنم چهارم بود من این فایل رو گوش کردم باز یک چیز جدید ذهنم رو به خودش الان مسعول کرد این بود که اره من سر سفره الان تقریبا یک هفته است که خیلی زود پیام سیری میاد واحساس سیری میکنم خودم احساس سیری میکنم ولی دستم داره لقمه ویا قاسق رو میبره به طرف دهانم میفههمم بهم میگه کم خوددی بابا بخور وبه زور باور کنید نا خوداگاه دستم میره و هی لقمه میزاره توی دهنم در صورتی که سیرم واون لذت رو دیگه اون لقمه ها بدام ندارند الان فهمیدم هنوز ذهنم کار داره وهنوز فرمولهای اشتباه دارند کار مبکنند باید هنوز واکاوی بسه والان توی ابن فایل فهمیدم که این نتیجه افکار وفرمول استباه دهنم هست وباید یاد بگیرم این فرمول رو جایگزینی براش پبداکنم تا دیگه انشالله دکمه خاموشی اش کمکم زده بسه ولی بگم اولش بعداز این کارم خیلی عداب وجدان میگرفتم ولی الان یکمی که فکرم ور گیر مبسه مبگم بدنم خودش میدونه چیکار کنه پبش اومد دیگه واز فکر وترسش میام بیرون که به لطف خدا این رو توی این فایل فهمیدم ان شالله در روزهای اتی میفههم که چه فرمول درستی رو جایگرین کنم خدایا سکرت که هستی وشکرت که هدایتمون کردی بدونید بتلاترین ارتعاش وهشق شکر گداری از خالق خودمونه خالقی بدون استباه خدایا هزار بار هزار بار شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۲ ۰۹:۴۴
      مدت عضویت: 2171 روز
      امتیاز کاربر: 13428 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      لاغری با ذهن یعنی رفع موانع ذهنی لاغری ولاغرشدن توسط ذهن ذهن بروی مغرتاثیرمیگذاردومغزبرجسم واگربخوام درست طبق این بخش بشمارمش پس ذهنی میشه ،چاقی ذهنیه ومغزهمان فرمانهای مغزی روبرای حیات انجام میده وجسم تجربه میکنه پس میشه اینطوری گفت که ذهن برجسم تاثیرداره پس زمانیکه ذهن اینطوری برجسم تاثیر داره چاقی هم صورت میگیره و برای اینکه لاغری به وجودبیادبرای همیشه بایدذهن تربیت بشه برالاغری همون طور که سالهاست تربیت شده برای چاقی و جنبه های مختلف زندگی چاقی همسوشدن ذهن وجسم درمسیرچاقیست چاقی هم سوشدن ذهن وجسم درمسیرچاقیست امازمانیکه رژیم گرفته می‌شود چون برخلاف عادت زندگی چندساله دارم رفتارمیکنیم به خاطر همین بازرژیمورهامیکنم یابرگشت وزن پیدامیکنموجسم به خاطر این که ذهن من که پرازاطلاعات چاقی بود والان من میخواستم جسمم روبه این وسیله ی تصمیم آگاهانه لاغرکنم وباحذف لذتهای غذایی خودمولاغرکنم بنابراین عدم هماهنگی به وجودمیادوچاقترمیشدم ویارژیمورهامیکردم بنابراین لاغری ازطریق تغییرافکاروباورهاوروش زندگیه که سالهاباونهابه عنوان زندگی زندگی کردمامکان پذیره لاغری باذهنبارفع موانع لاغری باعث لاغری پایدارمیشه🌸🌸پس چاقی ارثی نیست بلکه ذهنیه مثل بخش های مختلف زندگی روش های مثل رژیم و…فقط باعث ناراحتی وعدن هماهنگی بین خواسته ی واقعی وانتذهن برچیزی که سالهاباهاش زندگی کرده میشه پس باید برای لاغرذهن بخش فرستادن اطلاعات به مغزبایداطلاعات لاغری را داشته باشد تا بدن رادرمسیرلاغری وتناسب اندام قراربدم وچقدراحساس بدیاخوب نسبت به چاقی داشته باشم همون اندازه چاقترخواهم شدپس بایدمراقب احساساتم باشم چاقی یک روندتکاملی بوده
      ونیازبه زمان داشته پس برای تبدیل شدن به لاغری بایدروندتکامل طی بشه جسم چاق به خاطر ذهن چاق است پس جسم لاغرهم بیازطریق ذهن لاغرتبدیل به جسم لاغربشه ورزش رژیم ودمنوش فقط درجهت جسم هستن ونه درجهت ذهن به خاطر همین بعدازتمام شدن رژیم باورزش دوباره وحتی بیشتربرگشت وزن ویالاغرنشدن را تجربه میکنیم ذهن بایدبپذیردوبایدتغییرابه عنوان بخشی از حیات قبول کند چون زمانی که مادرچاقی هستیم تنها بخش زنده بودن وحیات ماروچاق بودن وتغییرنکردن میداندماندن دریک مسیررابرای تغییرنکردن پس باید هم رابانشان دادن تغییراتودادن اطلاعات جدیدبه ذهن رابرا ی لاغری تربیت کنیمونشان دهیم که روش های دیگری برای زندگی کردن وجودداره ولاغری صورت میگیره لاغری فقط باذهن امکان پذیره همانطورکه باذهن سالها چاق شدم بایدلاغربشم🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ensieshams1363
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۲ ۰۹:۳۲
      مدت عضویت: 2257 روز
      امتیاز کاربر: 521 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      با عرض سلام به استاد و همه دوستان عزیز منم بارها و بارها انواع و اقسام رژیم های غذایی و گرفتم هر دکتر تغذیه با هر روشی که بهم پیشنهاد میشد میرفتم یه مدت دستورات و اجرا میکردم یه مقدار از وزنم کم میشد که نشون میده من توانایی کم کردن وزن و داشتم اما اینو هرگز متوجه نشدم و هر بار خسته میشدم نا امید میشدم و میگفتم تا کی میتونم ادامه بدم و بعد از رهایی اون رژیم چون جسم و ذهن من هماهنگ نبودن دوباره بر می گشتم به عادتهای قبلی الان به لطف خدا و آموزشهای استادفهمیدم مسیرم اشتباه بوده فرمول های چاقی از کودکی در ذهن من نهادینه شده مثل میخی می مونه که در چوبی فرو رفته و حالا برای اینکه اون میخ سخت و از چوب که همون ذهنم هست بخوام خارج کنم فقط باید متعهد باشم و استمرار داشته باشم در یادگیری آموزش ها و بعد هم با تمرین و عمل کردن و تکرار و تکرار باید اون میخ ها رو که همان فرمول های چاقی هستن از ذهنم خارج کنم و با فرمول های لاغری جایگزین کنم و بعد ذهن آموزش دیده یاد گرفته خواسته ها ی منو با جسمم همسو کنه و اینجاست که لاغری خود به خود و خیلی آسون بدست میاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۲ ۰۸:۴۵
      مدت عضویت: 2171 روز
      امتیاز کاربر: 13428 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      بنام خدا : گام دوم: لاغر ری باذهن یعنی تاثیرفکربرجسم یعنی تاثیر ذهن برجسم
      ذهن اطلاعات وعادتهایی است که دربخش ناخودآگاه اثر می‌گذارد بخش ذهن _مغز_جسم : ذهن برروی مغزاثرمیگذاره ومغزبانجام فعالیت های مغزی جسم را درواقع اگرکه این طوربشه گفت مغزاجراکننده ی فرمول های ذهن است وتکرارمیکندوجسم عملا فقط یک تجربه کننده پس میشه این طورگفت که چاقی و چاق بودن ارثی نیست بلکه ذهنیه اطلاعات ذهن وثبت شده هاشمی درموردچاقی درذهن هست وفرمانهاش درمغزمدام تکرارمیشه برای بقای حیات خب وقتیکه اینطورهست جسم براساس مغزعمل می‌کنه و بنابراین فرمان های چاقی به جسم چاق تبدیل پس به همین راحتی هم میشه تحلیل کردذهن :باورمن نسبت به خودم طی چند سال عمرم وفرمان مغزی : همون عادتهاوجسم چاق همون نتیجه ی تکرارعادتهاس بنابراین جسم هیچ نقشی نداره نقش اصلی روذهن وعادتها با همان فرمانهای مغزی به عهده میگیرن
      خب ازاین به بعداین طورمیشه که اگردرمسیرچاقی باشه اطلاعات وباورمیکنم ذهن همون اطلاعاتی که سالهاست زندگی میکنم واکثرانمیخوام هم ازشون کنار بیام ازاون چیزی که سالهاست که در موردش شنیدم باورکردم اگرکه درسمت چاقی باشه پس چاق واگردرمسیرلاغری باشه همه ی بخش هاازذهن تاجیک درمسیرلاغری خب درزمانی که برگشت وزن داشتم به خاطر این بود که من ذهنم درسمت چاقی بودولذت من فقط جسمم رومیخواستم لاغرکنم ودومرحله ی اصلی که همون ذهن ومغزهستتن که تاثیرمیگیرن ازهم رومن نادیده گرفته بودم واین نادیده گرفتن این دوبخش که یکی دوست داشت که من چاق بشم ودیگری فرمانهارومدام تکرار میکردیای رونداشتم من که من میدونستم که من به خاطر این که چاقم بایدرژیم بگیرماماته دلم میخواستم که ازاون غذایی که می‌خوام بخورم امانمیشدبنابراین ذهن ومغزبانجام بقای حیات من میخواستم که من درمسیرتغییرخودم قراربگیرم امامن میخواستم که ازطریق نخوردن لاغربشم واین همون جدال بین ذهن وجسم هست ودرست هم هست کهلاغرمیشدم اماهمینکه رهامیکردم چاق میشدم واین یعنی ناهماهنگی بین ذهن وجسم چون داشتم کارهایی برخلاف عادت زندگی چندساله انجام میدادم وازاون جاییکه همه ی چیزهایی که دوست داشتم تورژیم نبایدمیبودبیشترذهنم نمی پذیرفت درواقع نه چاقی ارثیه ونه چیز دیگه چاقی همسوشدن ذهن ومغزوجسم درمسیرچاقیه حالا درسته که من ازش راضی نیستم املاک می‌خوام لاغربشم بایدذهن ومغزوجسم رومه همون باوروعادت ونتیجه که همون جسم هست روهمسودرمسرلاغری کنم ولاغری بیسترتاثیرمیزاره چاقی هرچقدر که احساس ایجاد کنه چه خوب چه بدبیشتردرمیرش قرارمیدادن پس باید مراقب احساسات خودم باشم بنابراین چاقی روازخانواده یادگرفتم همانطورکه جنبه های دیگه ی زندگی اماحالاکه می‌خوام لاغربشم وتغییرکنم بایدبه خودم متکی بشم به همین راحتی لاغری باذهن صورت میگیره ممنون ازشمااستادوهمه ی دوستان🍃🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️حبيبه😊
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۲ ۰۷:۵۶
      مدت عضویت: 2530 روز
      امتیاز کاربر: 5016 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 653 کلمه

      سلام سلام
      استاد سلام
      گام دوم ٩٩١١٠١
      خدايا شكرت، فايل امروزم ديدم و گوش دادم و نوشتم و لذت بردم از اين همه واقعيت كه ميگيد و ميگيد ميشه ميشه درستش كرد، بايد ياد گرفت
      استاد شما گفتيد و من همه حرفاتون رو چون سالهاس دارم زندگي ميكنم مثل سناريو تو ذهنم رد ميشد و خودمو ميديدم و تاييد ميكردم
      من چاقي رو ياد گرفتم بدون هيچ زحمتي چاق شدم
      و چاق موندم
      بارها با رژيم و ورزش و حتي لاغري با ذهن كه دوره رو شركت كردم كه اونم ميگفت انقد آب بخور انقد بجو … لاغر شدم ولي موقت و دقيقا تا ول ميكردم همون طور اتوماتيك وار بر ميگشتم بِه روال قبل
      ديروز وقتي پاسخ سوالتون رو خوندم چندبار كه گفتيد :(من یادم نمیاد برای لاغر شدن با ذهن تلاش کرده باشم آرام غذا بخورم یا به مقدار مشخصی غذا را بجوم
      در 35 سال قبل از این کارها انجام می دادم ولی در این چند ساله خیر)
      نميدونيد چه بار سنگيني از رو دوشم برداشته شد
      اون گاري كه بِه خودم وصل كرده بودم و داشتم ميكشيدم و مسير رو هر روز با سرزنش كه نتونستي كامل بجوي نتونستي آرام تر بخوري ، علايم سيري رو رد نكني ، همش با استرس و ترس خوردن داشتم پيش ميرفتم ، من مطمعنم راه شما درست ترين روشه لاغري با ذهن هست و همونجا پذيرفتم ولي خوب ممكنه چند روزي روندس طي بشه تا اون افكار رو با كنترل ذهن فراموش كنم
      خدارو شكر ميكنم
      الان ميفهمم كه ميگيد فرمول هاي چاقي رو بايد عوض كنم و لاغري رو ياد بگيرم يعني چي؛ چون هر بار فقط من با سختي و زجر يكسري كارهاي بيروني انجام دادم و ذهنم هم هي مقابله كرده و عصبي شدم و داغون شدم و دوباره روز از نو روزي از نو
      همون روال قبل
      مسخره بود هربار همه ميديدن من لاغر شدم دوباره چند وقت بعد همون وزن قبل
      پيش خودم بي اعتبار شده بودم پيش ذهنم اعتباري نبود ديگه ، حس اعتماد از بين رفته بود
      ولي اينبار ميخام گرم گرم كم كنم با يادگيري لاغري و گرم گرم اون اعتبار و خودباوري و اعتمادبنفس رو بسازم براي خودم
      عجله كه بزرگترين پاشنه آشيلمه رو بذارم كنار و پارو نزنم و از مسير لذت ببرم و بذارم خودش منو ببره بِه سرزمين لاغري
      چقد قشنك ميگيد كه ما بدون اينكه تصميم گرفته باشيم چاق باشيم چاق شدن رو ياد گرفتيم
      در مورد دخترم كه الان ٤ سالشه
      الان مدتيه از اون آموزش هاي غريزيش كه آرام ميخورد هر موقع گرسنه بود ميومد درخواست خوراكي ميكرد دور شده و داره چاقي رو ياد ميگيره و من اصلا دلم نميخاد واقعا اون سختي كه خودم سالها كشيدم رو اونم تو سن بالاتر بكشه براي متناسب شدن و سالهاي عمرش رو بيشتر افكارش غذا ها باشن و جنگ ذهني براي لاغري و متناسب شدن ، من با متناسب شدنم بِهش كمك ميكنم تا اونم لاغري و متناسب بودن رو ياد بگيره
      و اين مسير نه تنها بِه من كمك ميكنه بِه خانوادمم كمك ميكنه
      من بارها جنگ ذهنم رو ديدم خاستم نخورم ولي اون فرمان صادر شده خوردم و واقعا ديدم انگار دست خودم نبوده نميتونستم مقابله كنم بعد كه خوردم و دلم باد كرده اون حال بدش باعث عصبي بودنم شده كه ديدي نتونستي بگذري بازم زياد خوردي و پرخاشگر شدم و حوصله هيچكي رو نداشتم
      مهموني رفتم گفتم مهمونيه و تا خفگي خوردم و گاهي از زياد خوردن رفتم بالا آوردم و اين راهكار شده كه بخور و بالا بيار ، خوب چرا بخوري كه بالا بياري !؟
      واي واي خداي من ؛ من واقعا ميخام لاغري رو ياد بگيرم
      و متعهدانه پيش ميرم و تا آخرش هستم و از خدا ميخام برام فراهم كنه ورود بِه سرزمين لاغرها رو تهيه كنم و بيشتر ياد بگيرم
      واقعا لاغر شدن تولد دوبارس
      زندگي دوبارس
      فرصت دوبارس
      اضافه وزن من اعتبار خودياوريم رو از خودم گرفته
      اضافه وزن من آرامش ذهنم رو ازم گرفته
      اضافه وزنم لذت خريد رو از من گرفته
      اضافه وزنم لذت خوردن رو هم از من گرفته
      ….

      سپاسگزارم ازتون
      در پناه الله مهربان شاد و ثروتمند باشيد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۲ ۰۲:۰۶
      مدت عضویت: 2071 روز
      امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      سلام ب همگی و استاد عزیزم..خب خب برسیم ب این قسمت ک چ روش هایی رو استفاده کردیم برای لاغری خان و کم پبیش نتیجه گرفتیم.وباز روز از نو روزی از نو
      من چندسالی از روش رژیم غذایی…رفتن باشگاه..خوردن موادی ک ب قول خودشون چربی سوزن..و فلان…خب چون برای لاغری و حس خوب بعد لاغری بود با وق و ذوق انجام میدادم…با شوق اول صبحی باشگاه میرفتم..وکلییی ورزش وتردمیل و دوچرخه و چرخونک ورقص و همه چی..بعدشم ک چای سبز وبعدش میومدم خونه حموم و کار خونه و بچه داری وااااای ک چ کارایی بعد ضععععف شدید و فقط باید کاهو وهویج میخوردم😐🤭😩😩بازم بخاطراینک برم روی ترازو و کم کرده باشم انجام میدادم سختیشو بجون میخریدم…برای خودم جدا هزینه میکردم..نمیدونم هرچیزی ک رژیمی بود میرخریدم روز اول دوم میخوردم روز سوم عصبی ..حال خراب پرخاشگر..این روال ادامه داشت تاوقتی ک وزن کم میکردم میدیدم ۱کیلو ۲کیلو😔بعد کم کم سرد میشدم ادامه نمیدادم

      میخام بگم ک من تو مسیر اشتباه ک همش سربالایی بود و بدون ذره ایی آب..من بازم وزن کم میکردم..بازم سایز کم میکردم..پس من این قدرت و توانایی رو دارم ک ب تناسب اندام برسم ..جسم من لاغری دوست داره.
      حالا ک ب امید خدا تو مسیر وراه درستم
      میخام بیشتر ازمم و جذب کنم ک بیشتر ادامه بدم…میخام باورمو قوی تر کنم ..امیوارتر بشم ک منم میتونم متناسب باشم…پس ب امید موفقیتمون بچهاا..پیش بسوی تغییرات بزرگ.و کشف بیشتر توانایی هامون…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۱ ۲۲:۲۰
      مدت عضویت: 2514 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,127 کلمه

      منم بارها با رژیم و ورزش خیلی عالی تونسته بودم نتیجه بگیریم ولی هیچ وقت نمیتونستم اون رو حفظ کنم من تا قبل از ازدواجم بسیار لاغر و متناسب بودم اما بعد از زدواجم بسیار چاق شدم و بیشترین دوران چاقی من در دو باردای که داشتم اتفاق افتاد و برای همین من همیشه مثل یویو در حال رفت و برگشت بین چاقی و لاغری بودم و هیچ وقت ثابت نبودم همیشه هم به خودم و اطرافیانم میگفتم چرا راحت چاق میشیم اما به سختی لاغر میشیم و یا اینکه لاغر بمونم چون بارها در حد ۲۰ کیلو یا کمی بیشتر یا کمتر من کم کرده بودم حتی بار آخر در حد۳۵ کیلو کم کرده بود اما چه فایده که ماندگار نبود و همین من رو ناراحت میکرد .
      تا اینکه من با این روش آشنا شدم روش لاِغری با ذهن که متوجه شدم این روش یه روش اصولی هست که لاغری رو یاد ما میده و یه روش آموختنی هست که من باید لاغری رو یاد بگیریم مثل هر چیز دیگه از طریق ذهنم باید یاد میگرفتم و اصلا کاری به جسم و فشار وار کردن به اون نداشتم بر خلاف گذشته ام که من در تمام سالهای قبل که رژیم داشتم فقط از طریق فشار به جسم میخواستیم لاغر بشیم حالا به هر طریقی که بوده مثلا یا قرص یا عمل یا دمنوش و یا رژیم در حالی که ذهن من اصلا در مسیر لاغری نبود من به جسمم فشار میوردم و این عدم هماهنگی باعث میشد من از رژیم خسته بشم و یا عصبی بشم و یا دیگه نتونم ادامه بدم چون ذهن ما رهبر این جسم ما هست و اول باید موافقت اون رو در هر مسیری که میخو اهیم قدم بزاریم جلب کنیم و بعد اقدام کنیم چون تمام دستورهای جسم ما از ذهن ما میان و این خوردن هم یه دستور هست که ذهن ما صادرش میکنه و ذهن ما هم که فقط چاقی رو یاد گرفته پس دستورات غذایی و خوردن رو فقط در جهت چاقی صادر میکنه و ما هم اجرا میکنیم و اما بعدش ناراحت میشیم و عداب وجدان میگیریم چون خواسته ی ما لاغری هست ولی ذهن ما همسو با خواسته ی ما نیست پس اول باید ذهن رو آموزش بدیم برای لاغری و با خواسته همسو کنیم تا موفق بشیم و شکست نخوریم و به راحتی نتیجه رو در جسم خودمون ببینیم و لذت ببریم که برای این آموزش به ذهن باید استمرار وتعهد داشته باشیم همانطور که ما سالها برای چاقی تلاش کردیم اما حالا این آگاهی ها رو باید از طریق این سایت و فایلها و با نوشتن و خواندن کسب کنیم چون اطرافیان ما در این مسیر نیستن و هیچ اطلاعاتی هم ندارن پس ما باید لاغری رو با این راه و این سایت از فایلهای استاد یاد بگیریم تا فرمولهای لاغری در ذهن ما ثبت بشه و ما با اونها زندگی کنیم تا نتیجه اش رو به صورت یه جسم لاغر ببینیم و این ذهن ما میتونه بارها میتونه آموزش ببینه همانطور که ما بارها رفتیم کلاسهای مختلف مثل رانندگی و خیاطی و آشپزی و …. حتی چاقی و حالا هم میخو اهیم لاغری رو یاد بگیریم .
      و اگر من دوست دارم برای همیشه لاغر بشم تنها راهش لاغری از طریق ذهن هست .
      اما در این روش به هیچ عنوان نباید عجله کنیم و زمان تعیین کنیم همانطور که ما برای چاق شدنمون زمان و مقدار مشخص نکردیم و ما چاق شدیم حالا هم برای لاغری بدون انتخاب زمان مشخصی و مقدار مشخصی ما میتونیم لاغر بشیم و در هر روشی که زمان و مقدار تعیین میکنن روش غلطی هست و اصلا نباید دنبال کنیم .
      اگر ما تا حالا بارها لاغر شدیم ولی لاعر نماندیم و یا نتونستیم لاغر بشیم نباید ناراحت و مایوس بشیم که ما ناتوان هستیم در لاغری یا اینکه بدن ما یه چیزیش با لاغرها فرق داره که لاغر نمیشیم یا یه چیزی کم گداشتیم که موفق نشدیم اما اصلا اینطور نیست ما خیلی هم آدم توانمندی بودیم که بارها برای لاغری اقدام میکردم و خیلی هم آدم شجاعی بودم که همیشه به دنبال لاغری بودم و همیشه راهی برای لاغری رو جستجو می کردم و دست نکشیدم از لاغری اما چون راهمون غلط بوده ما نتیجه نگرفتیم و هر بار که ما اقدام کردیم برای لاغری و نتیجه نگرفتیم باعث شده ما بیشتر سرخورده و ناامید بشیم هر چند که من همیشه نتیجه میگرفتم اما ماندگار نبود و من رو خسته و ناامید کرده بود که من بپذیرم لاعری داییمی نیست و من نمیتونم برای همیشه لاغر بشم ولی از وقتی که وارد این مسیر شدم و استاد و بقیه دوستان رو دیدیم و متوجه اصولی بودن این راه شدم باور کردم که لاغری با ذهن یه روش دایمی هست .
      من باید باور کنم لاغری با ذهن خیلی راحت و ساده هست و هر جا در این مسیر سختی کشیدم بدونم دارم اشتباه میرم و راهم غلط هست لاعر شدن خیلی باید آسون باشه چون ما برای چاقی هیچ سختی نکشیدیم و سالها میگدشت و ما وزنمون بالاتر میرفت و سایزمون بیشتر میشد و حالا هم در این مسیر هر چقدر سال بگدره چون ذهن ما هماهنگ میشه با جسم ما پس سایز و وزن ما به مراتب کمتر میشه و علاوه بر اون نتیایج دیگه هم مثل شادی درونی و احساس توانمندی و خود باوری پیدا میکنیم و احساس آرامش و اعتماد به نفس پیدا میکنیم .
      ما با لاعر شدن یه زندگی دوباره رو تجربه میکنیم یه حس لدت بخشی رو تجربه میکنیم که هیچ وقت چافها این حس رو تجربه نمیکنن .
      اصافه وزن باعث محدویت و بی اعتماد به نفسی ی در ما و از بین بردن توانایی های ما میشه و اصافه وزن خیلی اثرات مخرب دیگه داره که ما باید هر چه سریعتر راه لاغری رو یاد بگیریم که نه تنها خودمون از این چاقی نحات پیدا میکنیم خانواده ی ما هم با راه اشنا میشن و اونها هم متناسب میشن من که تغییر کنم روی اطرافیان هم میتونم تاثیر بگدارم و اونها هم از چاقی دور بشن و به سمت تناسب حرکت کنن
      همانطور که استاد تونست من هم میتونم و قدم به سمت لاغری برمیدارم و انگیزه و اشتیاق زیادی و استمرار زیادی باید داشته باشیم تا موفق بشیم همه ی ما برای چاقی استمرار داشتیم و چاق هم شدیم چون ذهن ما در مسیر چاقی بوده و ما ذهنمون رو باید اموزش بدیم و پر از فرمولهای لاغری کنیم که بدون اینکه ما بخواییم تلاش خاصی بکنیم و زحمت خاصی بکشیم به سمت لاغر شدن هدایت بشیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۱ ۱۹:۴۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 213 کلمه

      تمرین گام دوم در مسیر لاغری راستش برای منم پیش اومده که سوالهایی رو از خودم بپرسم چرا چاق شدم چرا یهو چاق شدم چکار کنم لاغر بشم هر راهی درپیش گرفتم موفق نشدم درسته مشکل ما ذهنیه ما خیلی جسم بیچارمونو تحت فشار قرار دادیم تا لاغر بشه خداییم شد اما نموند چون ذهنمون با جسممون با هم همسو نبدوند حالا چکار کنیم تا همسو بشن باید ذهنمونو تربیت کنیم اموزشش بدیم تا لاغر شد لاغر بمونه خوب وقتی با هم همسو نباشند جسم ی ساز میزنه وذهنم ی ساز در نهایت ذهنوبرنده میشه چون قدرت دست اونه ما در لاغری با ذهن به ذهنمون یادمیدیم که چاقی چیه وچه مشکلاتی داره وبعدش بهش یاد میدیم لاغری چیه وچه فایدهایی داره ودرمسیر درستقرارش میدیم با گوش دادن به فایل وتمرین کردن واستمرار تا به نتیجه دلخواه برسیم ووقتی ذهنمونو خوب تربیت میکنیم طبعا اعتماد به نفسمون زیاد میشه شاد میشیم ارامش میگیریم بیاید با اشتیاق در این مسیر حرکت کنیم وولاغری زندگی کنیم بیاید فرمولهای ذهنیمون جایگزین فرمولهای چاقی کنیم تا برای همیشه از شر چاقی رها بشیم به امید ان روز که عکسهامونو تو شگفتی سازان ببینیم ممنون استاد که وقتتونو برای ما گذاشتین تا ما هم به نتیجه دلخواه ووزن ایده المون برسیم ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۳۹۹/۱۱/۰۱ ۱۰:۳۵
      مدت عضویت: 2465 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 669 کلمه

      سلام
      این جمله که شما میفرمایید “چاقی یاد گرفتنی هست “رو داشتم با خودم تحلیل میکردم یه سری خاطرات از بچگی برام مرور شد که حاوی فرمولهای چاق کننده بود
      من وقتی به دنیا اومدم لاغر وسبزه بودم و مادرم که بارها اینو برام تعریف کردن گفتن که به این دلیل که پدرت در زمان بارداری من جبهه بودن و من همیشه تنها و غصه دار بودم بچه ام رشد نکرده و این فرمول در ذهن من و مادر کاشته شده (لاغری=غصه دار بودن) خاله ام وقتی به دنیا اومدن به مامانم گفتن که این سوسک سیاه چیه (فرمول لاغری=زشت بودن)۶ ماهه که شدم و مادرم تمام تلاش خودش رو کرده برای اینکه با تپل شدنم مادری خودشو ثابت کنه وقتی شیراز رفتیم خونه همون خاله گفتن این اصلا اون نیست حالا عروسک شده(فرمول چاقی=زیبایی)در اوایل کودکی یه بار که بغل مامانم بودم به آشنا توی کوچه مادرم رو دیده گفته ببینم بچه ات رو بعد گفته اه چه زشته مامان به این قشنگی بچه به این زشتی برو بندازش دور….(چاق بودن=خواستنی بودن)تا ۱سال ونیم که برادرم به دنیا بیاد من تپل و محبوب بودم بعدش لاغر شدم که مادرم میگه حسود بودی که لاغر شدی(فرمول لاغری=حسود بودن) من تا دوم راهنمایی لاغر بودم و همیشه مریض و در حال گلو درد .دکتر رفتن وپنیسیلین زدن که بارها و بارها شنیدم که چون لاغره ضعیفه و زود مریض میشه(فرمول لاغری =ضعف بدنی و بیماری)داداشا هردو خوب بودن و من لاغر یه بار عمه مادرم به مامانم میگن چون دختره بهش نمیرسی و لاغره ( فرمول لاغری =کم توجهی) بالاخره در تابستان دوم راهنمایی به سوم من اضافه وزن پیدا کردم به خاطر همین فرمولها به طوریکه واقعا دیگه لاغر نبودم این شرایط تا پیش دانشگاهی ادامه داشت و من احتمالا در اون سن ۱۸ سالگی حدود ۶۴… اینا بودم وو همسرم به خواستگاریم اومدن و ایشون و خانواده همسرم از داشتن عروس خوشگل و تپل لذت میبردن و بارها از شوهرم و مادرشون شنیدم که از ادمهای لاغر بدشون میاد (بازم فرمول چاقی=خواستنی تر بودن)سال قبل کنکور ۳ ماه آخرش من ناچارا به خاطر تمرکز بیشتر برای درس خوندن به خاطر بنایی خونه راه میرفتم و درس میخوندم و حدود تقریبا ۶ و۷ کیلو کم کردم و به وزن ۵۷ رسیدم (فرمون تحرک زیاد=لاغری) و جالبه مامان من که از لاغری من ناراحت بودن به دکتر که گفتن بچه ام لاغر شده دکتر گفتن همین الانم ۱۲ کیلو اضافه است (فرمول اعتبار حرف پزشکان)همسرم یه بار به من گفتن اون موقع که اومدم خواستکاریت تپل تر بودی بهتر بودی (فرمول هرچه تپلتر خواستنی تر)…تا سال ۶ پزشکی من در همین اوضاع بودم تا ماجرای بارداری پیش اومد و خوردنهای بی رویه گرسنه شدنهای ۵ صبح انواع کیک و شیرینی و بستنی … شد ۲۰ کیلو اضافه وزن درحالیکه بچه ای در حدود ۲۶۰۰ _۷۰۰دنیا اوردم (فرمول بارداری =پر خوری، بارداری=به اندازه ۲ نفر خوردن ،برای داشتن بچه با وزن خوب =بیشتر بخوریم ،هر چی بخوریم=اشکالی نداره …..)بعد از اون هم در دوران شیردهی بازهم کاهش وزن کمی داشتم و همزمان قرص ضد بارداری هم میخوردم که به خاطر فرمولهای (قرص ال دی =چاقی و مادری که شیر میده صبح که از خواب بیدار میشه در ودیوار خونه میلرزن از ترس…😅😅) نهایتا به وزن ۷۵ رسیدم و کم کم به خاطر شب بیداریها و دوری از فرزند و سختیهای سال آخر پزشکی به ۶۸ رسیدم و حدود ۷۰ اینا بودم که جراحی کیسه صفرا انجام دادم و همون سال آزمایش تیرویید هم کم کاری رو نشون داد (فرمول جراحی کیسه صفرا=چاقی و کم کاری تیرویید=چاقی )هم کار خودش رو کرد و من در حدود یکسال نزدیک به ۱۰ کیلو افزایش وزن پیدا کردم که با سالها ورزش و رژیم و… نتونستم کمش کنم
      کاملا درسته چاقی ما نتیجه همین فرمولهای اشتباه هست که در ناخودآگاه ما ذخیره شده و فقط و فقط با جایگزینی با فرمولهای صحیح از روش یادگیری و تکرار میشه ابتدا ذهن رو متناسب کرد و بعد جسم هم ارام ارام متناسب میشه مثل استاد عطار روشن و هزاران شگفتی ساز دیگه❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار من میتوانم
        ۱۳۹۹/۱۱/۰۲ ۱۷:۰۵
        مدت عضویت: 2401 روز
        امتیاز کاربر: 23283 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 76 کلمه

        سلام دوست عزیز چه قدر عالی مدل باورسازی و تغییرات رو توضیح دادین من از نوشته ی شما لذت بردم .و به این نکته رسیدم که ما باید انقدر روی خودمون کار کنیم که حرف دیگران اهمیتی برای ما نداشته باشه حتی کسانی که خیلی دوستشون داریم و هم چنین پزشک و… ما راه خودمون رو بریم و به اینکه من میتونم زندگی خودم رو بسازم و حرف دیگران تاثیری در زندگی من ندارد عمل کنیم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم