0

گنج پنهان (قسمت چهارم)

اندازه متن

به نام خدای مهربان

لاغری با ذهن یک روش یادگرفتنی است و برای کسب نتیجه عالی از این روش باید به اصول یادگیری و به کارگیری آموزش ها توجه داشته باشیم.

تکرار کردن، نوشتن تمرینات، خواندن نوشته های دیگران و عمل کردن به آموزشها چهار اصل مهم در کسب نتیجه عالی از روش لاغری با ذهن می باشد.

تکرار کردن محتوایی آموزشی باعث بهبود درک و نفوذ آگاهی در ذهن ناخودآگاه می شود.

نوشتن تمرینات باعث گسترش آگاهی در ذهن و منطبق شدن با شرایط فردی استفاده کننده می شود.

خواندن نوشته های دیگران باعث به یادآوری و کشف نکاتی می شود که از توجه ما پنهان شده اند.

عمل کردن به آموزش ها باعث تغییر رفتار و واکنش های ما در زندگی روزمره و در نهایت تغییر شرایط زندگی می شود.

در مجموعه فایل های گنج پنهان، نوشته های اعضای سایت در بخش های مختلف انتخاب و بازخوانی می شود و نکات مهم و آموزشی مرتبط با آن جهت درک بهتر و گسترش نکات مهم لاغری با ذهن به اشتراک گذاشته می شود.

به این ترتیب علاوه بر تاکید بر اهمیت خواندن نوشته های اعضای سایت تناسب فکری، الگوی مناسب جهت انجام عالی تمرینات ارائه می شود.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن


اطلاعات محتوای این قسمت:

عنوان مطلب آموزشی: رهایی از افکار منفی (قسمت دوم)  (لینک مطلب)

نویسنده دیدگاه: خانم زینب عزیز (پروفایل عمومی)

محتوای دیدگاه: ۱۲۷۱ کلمه (لینک دیدگاه)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.25 از 151 رای

https://tanasobefekri.net/?p=38683
11 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نرگس عبداللهی
      1403/03/22 15:03
      مدت عضویت: 65 روز
      امتیاز کاربر: 12240 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 217 کلمه

      هیچ ترتیبی وآدابی نجوی هرچه میخاهد دل تنگ ت بگوی

      استاد با دید این فایل چقدر از شما و صحبتهای شما حس خوب گرفتم تشکر میکنم بابت این فایل ارزشمند 

      خدای درون هر شخصی متعلق به خودش هست انگار جزیی از دارایی های او آدم هست وهرمدلی که خودش میپسنده می‌تونه باهاش حرف بزنه و ارتباط بگیره با هر زبان هر دین هر لهجه ای که داره در هرزمان هرلحظه وانجام دادن هرکاری میتونی با خدای خودت ارتباط بگیری 

      به نظر من در مذهب ما بیشتر به حاشیه پرداخته شده تا خود دین 

      ارتباط با خدای مهربانم با زبان خودم 

      در حالت خوشحالی دوستانه نه ناله و شکایت وناتوانی بهترین حس من بوده و هست چقدر قشنگ حرفهای شمارو در ک میکنم سالها بر این باور بودم که ارتباط با خالق خودم هیچ واسطه ای نمیخاد آنقدر نزدیک هست به ما که میتونیم‌حس خوب رو ازش بگیریم 

      درون همه ما حس خوب هست و البته حس بد هم هست ما همینطور که میتونیم‌حس خوب یا حس بد رو به اطرافیانمان منتقل کنیم در رابطه با خدای خودمون هم میتونیم همین نتیجه رو بگیریم حس رضایت از خودمون داشتن همون حس خوب نسبت به پرودگار مون هست که در روند زندکی جاری میشه و رضایت مارو شامل میشه

      همه چی در درون خودمون هست 

      خوبی بدی زشتی همه رو باید از درون خودم مون جستجو کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      1403/03/16 19:17
      مدت عضویت: 634 روز
      امتیاز کاربر: 9115 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,004 کلمه

      سلام ب استاد عزیز 

      ممنون برای این فایل زیبا چن روز پیش من زدم حالمو خوب کن و این قسمت برا من باز شد اونقدر خوشحال شدم حد نداشت اونقدر ک نیاز داشتم این حرفها رو بشنوم 

      امروزتو ی مسابقه صداتو ی شخصی اومد ک گف قاریه قران بودم و اواز خوندن رو شروع کردم میگفت اونقدر خانوادمو خودمو تحقیر کردن ک حد نداشت واقعا داشت گریه میکرد گف من ب این دلیل تو این مسابقه اومدم ک بگم مردم خدا منو دوس داره اونقدر صدای خاص وزیبا داشت ک حد نداشت اونقدر قشنگ قران رو خوند اونقدر قشنگ اواز خوندک حد نداشت 

      اون روز ک داشتم میدیدم گفتم چرا باید خانها نتونند بخونند مگه این صدا از خدا نیس چرا باید این زیبایی ها در دل خانموها بمونه 

      چرا باید انقدر اواز خوندن موسیقی بد جلوه داده بشه 

      اطرافیان من جوری درمورد خدا ونماز قزان حرف میزنند جوری من وزده کردند ک من جرات نمیکنم برم سمتش 

      درحالی ک من همون کسی بودم ک نمازم قضا نمیشد قران میخوندم اما اونقدر نماز وقران رو ربط دادند ب مسایلی ک من میدیم من اون نیستم زده شدم 

      ب خاطر ی نماز نخوندن جوری محکوم میشدم ک انگار کافرم 

      اطراف من پر ادمهایی هستندگزینشی بعضی ایات رو استفاده میکنند ک تا درخواستشون ب طرفم قابل تحمیل کنند باید فلان رفتار ب پدر مادر داشته باشی 

      کسایی اطرافم دیدم ک خدا رو میپرستند اما بنده ترسهاشون از یکی دیگه هستند 

      چقدر دلم شکسته 

      واقعا  خدا خیلی مهربونه ادمها خدا رو در چشم ما بد جلوه دادند با ی برچسب گنده 

      چقدر بهمون عذاب وجدان دادند 

      فک کن من امسال مریض بودم ونتونستم تموم ماه رمضون روزه بگیرم اونقدر حالم بد بود اونقدر عذاب وجدان داشتم انگار طبیعی میدیدم ک مجازات بشم 

      فک کن مادرشوهر وپدرشوهر من چندین ساله هی میگن شما نماز نمیخونید روزی نماید سمتت نمیدونم فلان میشه بهمان میشه اونقدر با صراحت میگنند ک انگار خودشون خدا هستند اگه اینطوره کی الان منو میگردونه اونیک اونوره اصلا نمیدونه نماز چیه چجوری زنده هس 

      مادربزرگم خطاب ب پدرم میگه در رابطه با امامان حجاب شماها اینطوری فک میکنید فقیرید خدا بهتون نمیده 

      چرا ما انسانها همه چی رو بهم گره زدیم من اینحا فهمیدم ک خدا کاری ب اعمال ما نداره خدا هس خواهد بود چ من نماز بخونم چ ن چ حجاب داشته باشم چ ن 

      چرا خدا رو انقدر انسان میبینیم ک تلافی میکنه چقدر اینو شنیدم ک خدا تلافی میکنه چقدر دیدم شنیدم ک خدا فراموش نمیکنه گذشته رو 

      از وقتی ب این سایت هدایت شدم همه تلاشم این بوده ک ب بچم ب هنسرم ب اطرافیانم حس بد ندم عذاب وجدان ندم 

      گاهی ب خاطر حرف بقیه فک میکردم ک دیگه حقمه  چن خدا منو دوس نداره چن من این کارهاور میکنم 

      چرا ادمها رو با ظاهرشون قضاوت میکنیم من خودم دیدم انسانهایی ک   خودشون رو خدا میپندارند و حق این رو ب خودشون میدند ک با طرف رفتار بد داشته باشند خورد خاکشیرش کنند چرا چن پدرند چن بزرگترند چن قران میخونند چن مکه رفته چن نماز میخونه 

      چرا انقدر ظاهر بین شدیم خداوند من بخشنده هس مهربون هس حامی هس مگه میشه خدا منو ول کنه مگه مبشه خدا همیشه هس چن من هستم خدا در وجود منه وجودشو حس میکنم زمانیک حسم خوبه بخاطر خودم حسمو خوب کنم تا خدارو حس کنم خدای من منو برحسب اون لحظه حالمو  میبینه کاری  ب گذشته من نداره میگه  شکرگزاری کنیم بخاطر خودمون خدا ک بند اون شکرگزاری من نیس بخاطر این حس من بهتر بشه نماز همینجور همه وهمه چی همینه اگه حستو خوب نمیکنه ارزش نداره اونها برای حس خوب هس 

      من درا تفافات اخیر زندگیم احساسمو بند همسرم کردم انگار ک ی ذره بین گرفتم از کل زندگیم فقط اون قسمت رو میبینم واون قسمت حالمو رقم میزنه و چ ضربه ها  خوردم ک بخودم بیام بفهمم 

      هرکسی تنها ب این دنیا اومده تنهام میره ما احساسمونو باید مستقل کنیم 

      من خودم یاد نگرفتم ادمها رو از رفتارشون جدا کنم یعنی اونهارو همونجور با اون رفتاری ک هست دوست داشته باشم ن اونجوری ک من میخوام  باشه  همسرم بخاطراینک همسرمه دوس داشته با همونجوری ک بچمو دوس دارم انتطار نداشته  باشم ک ن 

      من رفتارم اینک دوس دارم همسرم مطابق میل من عمل کنا اما من میبینم ک اون انسانه با درونیات تودش ک نمیتونه نقش با ی کنه چن یکبار دوبار ک با من نیس داره با من زندگیم بکنه پس نمیتونه خودش نباشه 

      اما من میام احساسمو بند اون میکنن ک ن اونجوری ک من میخوام باید باشه واما من حالم بد میشه 

      عوامل بیرونی هیچ وظیفه ای ندارند ک حس منو حال منو خوب کنند هیچ مسئولیتی ندارند تو خودت باید این کار رو بکنی اوکی همسرم فلانی رفتارس اینه میپذیرم این ناراحتی خشم همسر منو خوب میکنه حال بد من موضوع رو حل میکنه ن

      بپذیرفریبا اون ی انسان جدا از توهس اون چیزیک تو بد میبینیش اون خوب میبینتش پس تغییرش نمیده پس تو باید بدونی ک تو توقع از اون داری ک اون انجام نمیده پس این رو بپذیر ک با احساس بد تو اون عوض نمیشه وعواقب این احساس بد تو رو خودت میبینی 

      اوکی وضعیت موجود تقصیر من نیس اما من مسئول حال وحس خوب خودم هستم توجه رو ببر رو چیزهای خوب دیگه ای ک هس نمیخواد ا ون بخش بد رو خوب کنی فقط توجه رو بزار رک اون بخش های خوب برای خودت

      در رابطه با افراد دیگه هم همینه هر رفتاری ک دارند هر منظوری دارند داشته باشند تو قدرت نده ب اونها با توجه ان با صحبت کردن درموردشون یکبار برای همیشه خط بزن درمورد مسایل ومشکلات حرفها وگفته های دیگران حرف زدن این حرف زدم واقعا حال تورو بد میکنه چندین وچندین با انگار اون رو داری تجزبه میکنی نمیزاری بیای بالا عزیز دلم من دوست دارم چن دوست دارم میخوان از این روزگار لذت ببری درگیر این مسائل بودن نمیزاره لذت ببری سنگینت میگنه نمیزاره پرواز کنی عزیز دلم 

      تو هیچ مسئولیتی در قبال حس حال دیگران نداری اونها همینطور در رابطه با تو مسئولیتی ندارند لازم نیس برای راصی کردن دیگران کاری بکنی ک نمیخوای 

      یکبار برا همیشه بگو من میخوام مواظب حال خوب خودم باشم پس درمورد اینها حرف نمیزنم بیا تجربه هامونو شیرین کنیم فریبا 

      بیا زندگی رو زندگی کنیم 

      بیا پرواز کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 565 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      سلام استاد. خیلی لذت بردم .حالم بهتر شد . خیلی وقتها میخوام در مورد حال بدم با همسر یا دوستم صحبت کنم سکوت میکنم فرقی نداره جسمی یا روحی . سعی میکنم بیان نکنم الان میفهمم که حتما انرژی اون حال بد کم میشه . من سعی میکنم بدون دلیل شاد باشم . لحظه هام رو خودم بسازم منتظر اتفاق نباشم خودم باید خلق کنم .به افکار منفی بها ندم بی محلی کنم نادیدشون بگیرم . یا اصلا بر عکسشون کنم . من خیلی چیزها از خدا میخوام پس چرا به اونها فکر نکنم اونها رو قویتر نکنم وقتی در مورد خواستت فکر میکنی حتماً راهای رسیدن به اون هم برات میاد ایمان داشته باش. بدون دلیل شاد باش 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 28932 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,052 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم و دوست جدیدم 

      من اینو تجربه کردم زمانیکه تازه عضو این سایت شگفت انگیز شدم من پکیج بیماری پکیج روابط متشنج که از هر طرف به من هجوم میکردن  از طرفی بیماری پدرم که تازه شروع شده بود همه همه به من هجوم آورده بودن اینا هر کدام ظاهرا یه جمله هستند هر کدام صدها شاخه میشن طوریکه من از صدای زنگ گوشی وحش داشتم کی زنگ میزنه دیگه چی میخواد بگه الهی هیچ کس اون شرایط تجربه نکنه خیلی سخته من اگر وارد این مسير نمی‌شدم حتما دیوانه میشدم شاید هم خودکشی میکردم شرایط بسیار سخت بود 

      و من وقتی دوره لاغری با ذهن رایگان و زندگی با طعم خدا رو شروع کردم یواش یواش تمرکزم رفت روی فایلها آگاهی‌ها بیماری من روابط متشنج من کم کم و کمتر شد الانم هنوز تموم نشده اما خیلی بهتر شده 

      گفتم که بهتره دوستمم این کارو انجام بده خیلی نتیجه میده اولا باید دیگه افکار منفی مرور نکنه حتی اگر ب خورد هم کرد خیلی توجه نکنه سخته میدونم تجربش کردم ولی خیلی زودتر آرامش بدست میارن فایلها رو گوش کنن بجای فکر کردن به اینکه شوهرم چی میگه خواهر شوهرم چی گفت و….اینا به آگاهی‌ها فکر کنن سعی کنن اونها رو عمل کنن اینجوری خیلی خیلی سریعتر از این بحران روحی رها میشن من مطمئنم میگم با گوشت و پوست استخوانم لحظه لحظه شو تجربه کردم 

      من نمی‌ترسم برام یادآوری میشه خوشحالم میشم که اینه ماجرا تو یادت رفته خیلی از شما ممنونم خیلی عالی توضیح میدید کاملا آدم درک میکنه 

      من قتی به این فکر که فقط یک جمله است فکر میکنم  دیگه از سن من گذشته کلی حالم بد میشه احساس پوچی میکنم که دیگه زمانی ندارم ولش کن نا امید میشم که ولش کن دیگه دیر هر کاری هم من انجام بدم فایده نداره زمانش گذشته 

      اما اینو بگم که اون روزا استاد شما یه مستندی برامون گذاشتید که خانمهایی که تو کشورها  خار جی  زندگی میکنن 

      بخدا خانم صد ساله بود نفر اول مسابقه شنا شده بود یه خانم دیگه ۷۵ ساله بود تازه داشت رشته‌های ورزشی یکی یکی تجربه می‌کرد ببینه به کدوم علاقه داره اونو ادامه بده یکی ۵۵ ساله بود همسرشو از دست داده بود خیلی وابسته همسرش بوده اومده ورزش کنه 

      خوب اونها هم خانم هستند  ما هم خانم باید به فکر خودمون باشیم باید برای زنده بودن خودمون تلاش کنیم  هی بگیم اینجوری شده زندگی چه معنا داره که نمیشه داریم کفر میگیم داریم ناشکری می‌کنیم به نظر من بمب انرژی رو هم شما گوش کنید خیلی عالی خیلی از مسائل براتون باز میکنه از اینکه بشینی زانوی غم بغل کنید بگید اون اتفاق ۴ سال پیش برام رخ داده اون اتفاق ۱۵ سال پیش رخ داده بشینی مرور کنی کاری درست نمیشه بخدا آدم دیوانه میشه  

      دستت بذار روی زانو خودت بلند شو یه تکونی به خودت بده مرور افکار باعث میشه شما افکار منفی بیشتری رو بخاطر بیارید و هی ت‌کرار و تکرار تکرار میشه همین جور هم اتفاقات ناخوشایند بیشتری رو تجربه و زندگی میکنی بهتر اونها رو رها کنی به خودت بگو تا اینجا زندگی هر چند سال سرتون هست اینجوری گذشته از این به بعد میخوام به بهترین شکل خودش بگذره فکر منفی نکن خودبه‌خود به بهترین شکل ممکن میگذره میگی نه دو هفته امتحانش کن من امتحان کردم نتیجه شو هم دیدم شما هم امتحان کن نگو سخته مگه میشه آره میشه در سایت تناسب فکری ما کلمه ای چیزی شرایطی رفتاری به نام غیر ممکن نداریم همه چیز امکان پذیر باید ادامه بدی عمل کنی 

      اینکه به چیزهای بد چیزهایی که دوستشون ندادی فکر نکردن فکر خوبه 

      اینکه یه خاطره خوشی مرور کنی فکر خوبه مثل تولد فرزندان عروسی 

      اینکه به چیزهایی که دوست داری برات رخ بده فکر کن یه فکر خوبه 

      اینکه برم یه فایل گوش بدم برم ظرف بشورم برم یه غدای خوشمزه درست کنم شب همه دور هم بخوریم لذت ببریم  فکر خوبه 

      اینکه به چیزهای بد فکر نکنی از همه خوبتر نه یعنی بهتر این کارو انجام بدی این بزرگترین خدمتی کاری که میتونی برای خودت انجام بدی تا حست خوب بشه 

      بله همه اش نعمت اما چون شما هواست به چیزهای بد جایی وقتی نذاشتی وه به نعمتهای فکر کنی خوشحال بشی شما بیشتر به چیزهایی فکر میکنی که ناراحتت میکنه 

      منم خودم میدارم جای زینب خانم ۴۳ ساله من فرزانه ۵۲ ساله فرزانه جان آیا از حسرت خوردن گذشته فکر کردن به افکار منفی فکر کردن به رفتارهای بد دیگران خیری دیدی 

      به خدا که خیری ندیدم بجز اعصاب خورد کنی ناراحت شدن خودم سرزنش کردن خیری ندیدم تازه جرائت نکردم برای اطرافیانمم بگم چون اونها هم کلی منو سرزنش میکنن آخه تو ناراحت شدن چه خیری هست که من یا شما یا هر کس دیگه ببینند 

      الان چشمهاتون ببنند و به کلمه ناراحتی فکر کن  بعد چشماتو باز کن ببین چه حسی پیدا میکنی حاا این دفعه به کلمه خوشحالی فکر کن ببین این دفعه چه فکرهایی میاد توی سرت چه حسی پیدا میکنی 

      غضه غم ناراحتی کینه حسرت حس خوبی در ما ایجاد نمیکنن اما در عوض شادی فقط کلمه شادی به زبان میاری ناخودآگاه لبخند روی لبانت میشینه خوشبختی 

      منم تجربه کردم در جمعها بودم وقتی قرآن میخوندن من اصلا نمیخوندم چونکه اولا تند تند غلطهای منو میگرفتن بعدشم تا می‌فهمیدند من غلط دارم هنوز سه خط نخوندم یه صلوات می‌فرستادن دسته جمعه‌ی یعنی نفر بعد بخونه خوب من خیلی تحقیر میشدم دیگه تصمیم گرفتم نخونم الان که شرکت نمیکنم اگر هم شرکت کنم نمیخونم  چند نفر مونده به من من بلند میشم میرم به جای دیگه بشینم که به من نگن بخون 

      وگرنه من خودم با خودم میخونم علی نمیخونم خوب تو جمع حول میشم مخصوصا میدونم که یه سری منتطرن تو علی بخونی بگن میگم نخونم بهتره 

      خیلی موضوع سکوت خوبه کاملا قبول دارم سکوت خیلی خوبه منم خیلی اشتباه میکردم درباره بیماری می‌نوشتم من تمرین می‌نوشتم ولی سعی میکنم دیگه ننویسم یا یه توضیح مختصری بدم 

      من در مورد اینکه دیگران منو سرزنش میکنن میگن این دکتر بدرد نمیخوره و اینا فقط سکوت میکنم هیچی نمیگم 

      یا دیگران دارن درباره شرایط اقتصادی حرف میزنن من سعی میکنم شرکت نکنم و سکوت کنم 

      ممنون از فایل با ارزشتون خیلی عالی بود بینهایت سپاسگزارم 

      و اینکه فکر میکردم خانم زینب ۴۳ ساله هستند من اشتباه متوجه شدم و امیدوارم که خاتم زینب خیلی زود به حال خوب برسن  و زودتر نتایح فراتر از انتظارشون کسب کنن دیگه هم فکر منفی نکنن به امید روزی که همه حال دلشون خوب باشه بدرود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 42375 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 255 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      امروز اتفاقی چشمم به این فایل افتاد و حس کردم اصلا ندیدمش و تا آخر با دقت بهش گوش دادم ، چقدر لذت بردم و بسیار عالی بود.

      اونجایی که استاد گفتند تو توبه کن ، خدا در نعمت هاش رو به روت باز میکنه ، خیلی برام جالب بود ، که خدا اصلا کاری به این نداره که من زنم یا مرد ، پیرم یا جوون ، اصلا چند سالمه و فقط احساس من مهمه در تمام لحظات ،اگر احساسم خوب باشه خداوند از مخزنی که پر از عشق ، امید ،سلامتی ، تناسب اندام ، خوشبختی و بهترین هاست بهم میده و اگر احساس بد باشه هر چیزی که بده .

      بعد به این فکر میکردم که خداوند واقعا بخشنده و مهربان است ، همه رو می بخشه به شرطی که تغییر کنیم و بخوایم زندگی بهتری داشته باشیم ، اما انسانها نه ، انسانها همدیگرو نمی‌بخشند ،خداوند با این همه قدرت و عظمت ، اگر کسی بارها اشتباه کنه ،گناه کنه ، میبخشه اما دیگران نه ،همه جوره باعث اذیت و آزار  اون فرد میشن متاسفانه .

      خیلی خوشحالم که این فایل رو گوش دادم و کلی آگاهی کسب کردم و مروری عالی بود در جهت تثبیت این افکار و فرمول های جدیدم .

      وقتی به دیدگاهها نگاه کردم انگار یه بار در مورد ابن فایل نوشتم اما عجیب که خیلی کم یادم مونده بود ، بازم مطمئن تر شدم که حرف استاد واقعا درسته ما نیاز به تکرار داریم برای تغییر .

      « سپاسگذارم استاد گرامیم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا
      1402/02/07 15:44
      مدت عضویت: 548 روز
      امتیاز کاربر: 18900 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      به نام خدایی که مخازنش پر است از نعمت های خوب 

      سلام خدمت آقای عطار روشن گرامی وعزیز ودلسوز ومهربان وآگاه 

      به شما تبریک میگویم بابت آگاهی هایی که دریافت نموده اید واین گنج گران بها را در اختیار ما میگذارید 

      چقدر لذت بخش است که انسان با افرادی چون شما صحبت میکند وصحبتهایشان را میشنود استاد عزیز چقدر از شنیدن شما مسرور شدم وچقدر خندیدم در آن قسمت که درباره رفتار وکردار افراد متعصب ویا خانواده هایی که مساعل را سخت میگیرند وبه جای اصل واساس آفرینش به جزعیات وحاشیه ها می پردازند 

       واحتمال قوی همه این دور باطل از جهل است وانشا الله به یاری خدا وبا بالا رفتن آگاهی ها رفع میشود

        چه بسیار روزها وشبها که از شدت دل تنگی وغم واندوه زمانه پیش روی خدا می نشستیم و التماس میکردیم( منظور از جمع بستن افراد یک موضوع کلی است وفرد خاصی مد نظرم نیست ) ودر کل اگر اشتباهی رخ ندهد درستی کشف نخواهد شد وانسان در مسیر تکامل است

      وتا نقصانی رخ ندهد معنای کمال آشکار نخواهد شد 

       و بسیار از خداوند مهربان سپاسگذارم بابت همه خوبی هایی که آفرید 

      آرزوی حال خوب را برای شما وهمه عزیزانتان وهمه مردم شهرم ومردم کشورم وهمه انسانها ومخلوقات جهان دارم 

      با امید استجابت همه دعاهای خوب 

      در انتظار راهنمایی های با ارزش شما هستم 

      دیدگاه من فردی است وفقط نظر بنده است واگر نقصی را متوجه شدید حتما به بنده متذکر شوید ممنونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 53 کلمه

      به نام خدا 

      نکات خیلی جالبی داشت ممنون ازتون 

      استاد راجع به احساس خوب میخواستم سوال کنم وقتی در ی خانواده ای به دنیا اومدی وبزرگ شدی که مادرت یا هر کدام از اعضای خانواده ت از صبح که از خواب بیدار میشن از زمین وزمان گله میکنن چه جوری باید احساستو مثبت نگه داری؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 366 کلمه

      سلام استاد خوب مهربان

      سلام همراهان گلم

      استاد چقد این فایل عالی بود و چقدر کامل …در عین ساده گویی و روان گویی پراز معنی و زندگی ساز …واقعا ب دلم نشست…

      استاد من باچشم خودم اینو دیدم و تایید میکنم …آشنای خودم ک بسیااااار خداترسو عقیدتی هستن و نمازوروزشون اصلا قطع نمیشه همیشه درحال دعا کردن هستن اما بااین وجود اتفاق های ناراحت کننده مرتب پیش میاد براشون ….و اتفاقا چند روز پیش سربحثش شد ک چرا بااینکه انقد سرشون روی سجده هست چرا باید اینجوری باشه و ب این نتیجه رسیدیم ک همیشه در حال شکایت و گلایه از دنیا هست و موقع دعا کردنم مدام در حال گریه کردن هستن انگار از قبل با گریه وناله منتظر اتفاق بعدی هستن….

      من واقعا نمیخام بگم اعتقاداتشون اشتباهه یا بخام خدایی نکرده بی احترامی کنم ب اعتقادات ….اما کاملا برام روشن و واضحه ک خیلی بد از بچگی مارو متوجه کردن و همه ی اینها بخاطره بی اطلاعیو ناآگاهی هست…

      و جالبه استاد این بنده خدا مرتب اتفاق های تکراری واسشون می‌افته و انگار مشخصه این تکرارها حتما دلیلی داره و بی دلیل نیست وای کاش عادت کنیم ب شاد بودن ب خندیدن ب مشکلات ب اعتمادکردن ب خدا و سپردن مسعله ب خدا و همچنین رها کردن گذشته و نترسیدن از آینده….

      و من بارها اینو برای خودم تجربه گرفتم ک هروقت مسعله ای ناراحتم می‌کنه و توانایی رها کردنشو نداشته باشم و مدام تو ذهنم تکرارش کنمو حرص بخورمو خودخوری کنم …خیلی نمیگزره ک اتفاق بدتری پشت سرش می‌افته و چقد لذت بخشه زمانی که بتونی راحت بگزری بخندی و بخودت بگی آیا این حرص خوردنه یاخودخوری حلش می‌کنه؟؟!؟ یا مگه غیراز اینه ک این ناراحتی باعث ناراحتی بعدی میشه؟؟,

      و استاد بنظرم رسیدن ب اون آرامش کلید همه ی موفقیت هاست …چقد. این فایل عالی بود استاد ازتون میخام این مبحثو ادامش بدید بهمون راهکار بدید ک چجور ب اون آرامش برسیم چطوری خودمونو کنترل کنیم اون خشم رو فروکش کنیم چطور ببخشیم چجوری ذهنمونو از خودخوری رها کنیم 

      واااااقعاااااا حس میکنم همه ی ادم ها خیلی ب این جوابها نیاز دارن چون واقعا منشأ همه مشکلات همین خشم و نبخشیدن و تو گذشته موندنو ترس از آینده و کینه و حسادت هست ….

      استاد ممنونم چقد دلنشینو منطقی بود سپاااس🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 42375 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 288 کلمه

      به نام خدا 

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      همونطوری که در دیدگاه قبلیم نوشتم ، این دیدگاه در مورد خداوند برام عجیبه اما خیلی هم جالب و عالیه برام .

      امروز با گوش دادن به فایلتون فهمیدم که واقعا صحبت کردن ، شنیدن ، فکر کردن در مورد هر مساله ای یه احساسی در ما بوجود میاره ،

      و این احساس نقش اساسی داره در شکل گیری زندگیمون .

      پس لازمه کنترل شده تر فکر کنم ،با آگاهی صحبت کنم ، کنترل گوشم رو در هر شرایطی داشته باشم و مواظب افکارم هم باشم .

      واقعا مهمه شنیدن این مطالب و امیدوارم همه این آگاهی ها رو کسب کنند و این تغییر بزرگ در زندگیسون ایجاد بشه .

      من خودم هر بار یکی ازم میپرسید در مورد ازدواج اولم ،هر سختی و رنجی که کشیده بودم میگفتم و تا یکی دو روز حالم بد میشد ،یعنی کاملا به ظاهر انسان احساس میکنه خالی میشه ،در حالی که بسیار بسیار تاثیرات منفی داره و دردی از من دوا نمیکردند .

      کاش همیشه میگفتم گذشته ها گذشته ،دوست ندارم حالم رو خراب کنم پس لازم نیست چیزی بگم .

      اگر الان پیش بیاد و  یکی بپرسه د ر مورد گذشته م، این رو خواهم گفت و وارد جزئیات نمیشم .

      در واقع از زمانی که وارد سایت شدم اگر هم در موردش برای کسی گفتم همون لحظه حالم بد بوده و شکر خدا تونستم رهاش کنم .

      خداوند احساس ما رو میفهمه ،

      اگر تصور کنیم یه مخرن پر از اتفاقات خوب داره و یه مخزن هم اتفاقات بد .

      اگر ما احساسمون خوب باشه ، از مخزن هر چیزی که خوبه برامون میفرسته و اصلا کاری به گذشته ، سن و سال ، زن یا مرد بودن نداره ،کافیه حالمون خوب باشه …

      استاد گرامی برای این فایلهای خوبتون سپاسگذارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      1402/01/26 12:46
      مدت عضویت: 1089 روز
      امتیاز کاربر: 34482 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 743 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خداوندا بی نهایت شکرت برای این احساس عالی که دریافتی های عالی برای من به همراه دارد

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم 

      چرا ما نمیتونیم خودمون رو از افکار و رفتارهای منفی خلاص بشیم 

      چون همیشه فکر میکنیم که دیگران اگر در حق ما بدی کنند باید جواب بدیشون رو ببینیم که دیدن و به خودمون بگیم حقشه و خوشحال بشیم 

      این جمله که میشه من باشم و ببینم جوابش گرفته و یا شنیدم از خیلی ها من جواب گرفتن اونو ببینم وبعد خدا منو ببره یعنی داره طول عمر میخواد برای این که تاوان دادن بقیه رو ببینه 

      خب از خودم مهمتر کی هست من برای ارامشم که بهترین حالت دنیاست و دارم چند وقت از بودنش لذت میبرم حاضرم هر کاری روبکنم 

      من حاضرم همه رو ببخشم تا ارامش درونی دست پیدا کنم 

      من حاضرم همه چیز رو بدم تا به حال خوب برسم 

      چراوقتی میتونم با حال خوب زندگی کنم به دنبال نگهداری منفی ها در ذهنم باشم 

      من وقتی ورودی هامو واطلاعات انباشته شده در ذهنم رو مثبت کنم از منبع الهی دریافتی های مثبت دریافت میکنم 

      من به جای تکرار منفی ها مثبت ها راتکرار میکنم تا اتفاقات خوب دریافت کنم 

      برداشت من اینه که زمان در حال گذره و همونطور که ایامی گذشت که بد بود میتونم ایامی رو ایجاد کنم که خوب باشه و با حال خوب باشه 

      به نظر من باید راحت بگیریم و خودمون روعلاف حرفهای بقیه و کارهای دیگران و اطرافیان چون از روی طبع سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت گیر 

      از زمان بچگی همیشه به من میگفتن حواست باشه با احترام با خدا باید صحبت کنی همیشه از خدا میترسیدم و نماز میخوندم و با کلی گریه و حال بد از مخزن منفی ها دریافتی داشتم 

      میگفتن باید سرتو کج کنی و دو دستتت رو تا میتونی بالا بگیری و با اشک چشم از خدا بخوای بعد حاجتتو میگیری ولی برام سوال بود که چرا پس هر چی میگن رو مو به مو انجام میدم و بر عکس اتفاقات برام میوفته و با خودم میگفتم خدا اشتباه میفهمه من چی میگم و بازم میگفتم خدایا ببخش در موردت بد گفتم و همش در حال دریافتی های بد بودم و به اونچیزی که میخواستم نمیرسیدم 

      مرور گذشته باعث میشه دوباره اون دریافتی ها برات بفرسته خب خدا که نمیفهمه که دلیل این حال من چیه و کیه واون فقط حس منو درک میکنه و بر اساس اون حس من بهم دریافتی میده و چه ترسناکه که اتفاقات بد گذشته با مرور اونا بهمون دوباره برسه 

      ارامش من و شادی من از همه چیز مهمتره  

      افکار مثبت رو هممون میدونیم چیه ولی فکر کردن و فکر غالب رو مثبت نگه داشتن سخته و این فقط با مرور نکردن افکار گذشته امکان داره 

      من رها کردم و میدونم بایدفقط با رها کردن منفی ها میتونم به ارامش برسم 

      درسته عمرم هدر رفت ولی میخوام ادامه عمرم رو تلف نکنم  

      همیشه بهمون جزعیات عبادت رو میگفتن و تلفظت چی باشه ولی هیچ وقت نگفتن تو باید از عبادت حس خوبی داشته باشی تا به نتیجه برسی البته خود مادرم هم همینها رو رعایت کرده و همیشه میگه خدایا تو خوبی ولی من بنده بد تو هستم بهم رحم کن 

      هزاران بار میگفتم العفو ولی هنوز خودم رو بخشیده شده نمیدونستم 

      ولی از وقتی در سایت هستم و دارم خدار و جور دیگه ای میشناسم 

      میدونم که نیاز به گریه و حالت های التماسی ندارم اصلا احتیاج به اینها برای رسیدن به خواسته هام ندارم فقط کافیه حس خوب داشته باشم حتی احتیاج نیست به زبان بیارم ودریافتی هام مثبت باشه و خیل دریافتی داشتم در این مدت که در سایتم و خیلی حالم خوبه و ارامشی دارم که نمیدونم چجور ی بیانش کنم و الان که مینویسم خیلی حالم خوبه و به ارامش و شادی درونی رسیدم 

      مهم نیست چقد دیگه از عمرم مونده مهم اینه که حتی یک ساعتی که مونده رو با حس خوب بگذرونم و بتونم دریافتی های خوب ومثبت داشته باشم 

      باید در نظر بگیرم که شنیدن و دیدن خیلی مهمه که مثبت باشه چون تبدیل میشه به افکار و افکار تبدیل میشه به احساس و من دریافتی هام بر اساس احساسم شکل میگیره 

      خدا فقط احساس منو میفهمه و بر اساس احساس من بهم دریافتی میده

      میخوایم از افکار منفی خلاص بشیم نباید در موردش صحبت کنیم تا به مرور ضعیف بشه و فکرش هم در ذهنمون مرور نشه 

      خلاصه مطلب سخت نگیر ورها کن همه گذشته و عمر رفته رو

       بچسب باقی مانده عمر و در لحظه زندگی کنیم با حس خوب زندگی کنیم تا دریافتی های خوبی داشته باشیم  

      خداوندا ارامش و شادی رو از هدایت حمایت تو دارم 

      در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      1402/01/26 10:34
      مدت عضویت: 638 روز
      امتیاز کاربر: 67559 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 736 کلمه

      ❤️به نام خدای بی نهایت و شگفتی آفرین ❤️

      درود و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر 🌷

      قسمت سوم گنج پنهان رو که دیدم، یکی از مشکلاتی که قبلا خودم داشتم پیش روم تکرار شد: 

      من بی نهایت کنترل خودم و افکار و احساساتم رو به بیرون و ادم های اطرافم داده بودم. و نتیجه این بود که من روی شادی و ارامش رو نمیدیدم، ولی همون ادم ها روز به روز شاد تر و موفق تر میشدن. و من بیش از پیش احساس  بی حوصلگی و حتی ناامیدی از خدا داشتم چون همش میگفتم خدا که داره می بینه، چرا حال اینها رو نمیگیره. چرا جلوی ظلم شون رو نمیگیره، غافل از اینکه این منم که باید از حق خودم دفاع کنم و جلوی ظلم دیگران بایستم و خودم کنترل فکر و باورها و احساساتم رو به دست بگیرم.

      اون روال حدود ده سال ادامه داشت! جنگ و گریز درونی من، سر و صداهای درونیم ، آشوب و طوفان های فکریم، مرور حزفها و رفتارهای اون ادمها و ظلمی که در حق من میشد، و من هر روز خسته تر از دیروز، با فکری فرسوده تر ، و منفی بافی پر سر و صدا تر ، تا اینکه به لطف خدا دوره مقدماتی تناسب فکری رو شرکت کزدم و تونستم قدم به قدم کنترل و تسلط فکر و باورهام رو به دست گرفتم، سر و صداها کمرنگ تر شد، با خودم در صلح قرار گرفتم.، درحالیکه هنوز در اون شرایط با همون ادم ها بودم، ولی من تمرکزم روی خودم گذاشته شد  از پیرامونم برداشته شد، قوی تر شدم، اون افراد رو کمرنگ تر میدیدم، و دقیقا یک سال و سه ماه بعد از شروع دوره م،  و شروع دوره مقدماتیم، اون اطرافیانم پس از ده یازده سال براحتی غیرقابل باوری از زندگیم رفتن بیرون. 

      کی ؟

       وقتی که من تونستم کنترل افکارم و درونم رو به دست خودم بگیرم. و از بیرون بگیرمش. 

      وقتی که رازهای واقعی جهان هستی رو فهمیدم.  

      وقتی که دریافتم و تجربه کردم فکر من مال منه، درون من مال منه، چه دلیلی داره کنترلش دست دیگران باشه.

      وقتی تجربه کردم مثبت فکر کردن رو. و ثمره هاشو دیدم، و لذت شو چشیدم. و هی بیشتر تشویق شدم مثبت تر فکر کنم. 

      من سالها، اطرافیانم رو مقصر شرایطم و باعث ظلمی که به من روا میداشتن میدونستم ، وقتی شروع به پذیرش مسئولیت جسمی و  اضافه وزنم شدم، فهمیدم مقصر شرایطم هم خودم بودم از طریق انتخاب افکار و احساسات منفی. 

      و در نتیجه بعدتر فهميدم که همنطور که مقصر شرایطم خودم بودم، پس باعث شادی و ارامش و خوشبختیم هم خودمم. خودمم ک باید خوشبختی رو شروع کنم از درونم. اون موقع من 34 سالم بود، ولی یک روز با خودم عهد بستم گفتم 34 سالش گذشت. هدر رفت. ولی… از اینجا به بعدش باید جبران کنم. پرونده ی اون سالها رو بستم و از نو شروع کردم. و سعی کردن هرگز غصه ی اون سالها رو نخورم. اگرم گاهی شیطان درون میخواست بگه اونهمه سال از عمرت هدر رفت، من سریع اون احساس و فکر و وسوسه ی شیطان رو تمام میکزدم با این منطق که: من از اون سالها ممنونم که باعث رشد و کمالم شد، بااون سختی ها مواجه بودم که این رازها رو فهمیدم و به سمت دوره های استاد هدایت شدم 💮

      استاد عزیز، در راستای این باور که میفرمایین برای خدا فرقی نداره خدا نمیفهمه، یادم افتاد که در یکی از فایلها خاطره ای از بچگی فررندتون تعریف کردید و گفتید (نقل به مضمون)  قانون، قانونه. فرقی نداره کی هستی، چند سالته، فرزند من 5-6 سالش بود گریه میکرد از یه موضوعی، و یه مرتبه وسط گریه و نق زدن هاش خورد زمین! همونجا با خودم گفتم: هر کسی در هر سنی باشه هر احساسی به جهان هستی بده,  نتیجه شو می بینه. خدا اون لحطه نگفت این بچه ست. معصومه.  گناه داره. نه…خدا (یا جهان هستی یا کائنات)  اون لحظه فقط اون ارتعاس منفی بچه ی منو میدید! 

      پس وقتی یک قانونی، قانونه استثنا و کوچیک و بزرگ و زن و مرد و پیر و جوان نداره… 

      قانون برای همه یکسان عمل میکنه. و به قول استاد عزیزمون  : 

      ⚡خدا نمیفهمه فقط حس ما رو میگیره⚡

      ما فقط وظیفه داریم مراقب حس مون باشیم. مسئولیت حس مون رو بپذیریم. بتونیم وقتی به هر دلیلی حسمون بد شد در اون حالت نمونیم. و سریع از روش هایی که یاد گرفتیم حس مون رو به سمت خوبی ها هدایت کنیم و حال مون رو خوب کنیم. 💮

      به امید شکوفا شدن بهترین احساس ها در وجودمون 💮🌱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم