خیلیها وقتی دلیل چاقیشون رو میپرسیم، سریع میگن: «ارثیه دیگه! از مامانبابام بهم رسیده!»
اما واقعیت اینه که یکی از اصلیترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژنها، بلکه عادت های چاق کنندهایه که کمکم، بیصدا، از دلِ سبک زندگیمون رشد کردن.
این عادتها، نتیجهی یهسری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی میبرن که وزنمون رو بالا و بالاتر میبرن.
😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟
تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری میگن:
🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمیشه کرد!»
اما یه سوال ساده:
🧐 واقعاً چاقی ارثیهست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

بلکه از همون عادت های چاق کنندهای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل میشن!
💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمیشم؟!» یه نکته عالی گفته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
💡 این نشون میده چاقی خیلی وقتا نتیجهی اون باورهاییه که باعث شکلگیری عادت های چاق کننده میشن.
پس اگه من میخوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.
✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:
«اگه اینو بخورم، چاق میشم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمیبینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…
📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنیمون رو از چاقکننده به لاغرکننده تغییر بدیم.
🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعیتر از همیشهست!
هنوز خیلیا باور نمیکنن که میشه با قدرت ذهن لاغر شد!
تا بهشون میگی «با ذهنت لاغر شو»، یهجوری نگات میکنن انگار گفتی:
🍲 «با فکر کردن قرمهسبزی درست کن!» 😄
ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!
مطالعهای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به اینکه فعالیتهای سادهمون (مثل خونهداری یا پیادهروی) نوعی ورزشه، میتونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲
🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر میذاره!
چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهنمون تکرار میشه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی میسازه…
حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:
🤷♀️ اگه قدرت ذهنی همهمون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟
🧩 پاسخ سادهست: چاقی، نتیجهی عادت های چاق کنندهست!
همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمیکنیم…
مثل چی؟
- 🍿 خوردن بیاختیار موقع تماشای سریال
- 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
- 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
- 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات
🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!
💡 ولی خبر خوب اینه که همونطور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، میتونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همهچی از ذهن شروع میشه
ما معمولاً فکر میکنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگهست!
🎯 چاقی از ذهن شروع میشه.
همهچی از اون لحظهای شروع میشه که یهسری افکار پنهونی، آرومآروم تو ذهنمون جا خوش میکنن.
🧠 افکاری که کمکم تبدیل میشن به تصاویر ذهنی چاقی…
مثلاً خودتو تو آینه تصور میکنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال میگردی، یا همیشه احساس میکنی اضافهوزنت زیاده.
اینجاست که یه اتفاق مهم میافته:
ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهنمون ثبت میکنیم 😕
و ذهن، برای اثبات این انتظار، یهسری رفتار طراحی میکنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.
- 🍪 خوردن بدون گرسنگی
- 😣 ریزهخواری موقع استرس
- 🍕 پرخوری از ترس اینکه “شاید دیگه گیرم نیاد!”
- 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی میشه!
با دقت به نکات این جلسه، متوجه میشی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…
و مهمتر از اون:
چطور میتونی آرومآروم، این عادتها رو با عادتهای متناسبکننده جایگزین کنی 💚

دلیل اصلی چاقی
چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاقکننده هستند. 🤔
این رفتارها به واسطه افکار چاقکنندهای شکل میگیرند که نگرشهای ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد میکنه. 💭
در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:
۱. نگرش ضعیفکننده 💔
۲. نگرش قدرتدهنده 💪
وقتی به هر دلیلی فکر میکنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونیتون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔
یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون میگیرید و به غذا میدید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل میگیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف میکنیم، تعیینکننده وضعیت جسمی ماست.” 😞
اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمیتونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷♀️
همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمیتونن به اندازهای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕
حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور میتونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨
قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔
تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر
تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آنها درباره خودشان است. 🧐
هیچ انسان لاغری به خودش نمیگوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچکدام از آنها عقیده ندارند که غذایی که میخورند باعث چاقیشان خواهد شد. 🍽️
نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شدهاند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را میشناسیم که به مراتب بیشتر از ما میخورند و حتی فعالیت روزانه آنها کمتر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی میمانند. 🤔
این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشاندهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفتهای زیاد بشر در زمینههای مختلف، هنوز نگرشهای اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡
این تفاوتهای ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرشها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌
تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن
برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.
باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامههای رژیمی و ورزشهای سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهمترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠
مهمترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡
وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنشهای رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪
این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، بهطور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما میشوند. 🔄✨
⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت های چاق کننده
آگاهی از تفاوت عادتهای خود با افراد متناسب به ما کمک میکند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی سادهتر و منطقیتر خواهد شد.
مرحله اول:
برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.
- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
- عادت های چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟
- لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.
به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاقکننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاقکننده تبدیل میشود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمیتوانم لاغر شوم.
بعنوان مثال من عادت داشتم با وعدههای غذایی نان میخوردم و تصور میکردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود میدانستم.
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی میکنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانیها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.
ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 287 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با سلام و درود خدمت استاد عزیز من قبل از ورود به این دوره لاغری با ذهن از بس که راههای زیادی رو امتحان کرده بودم برای لاغری و بعد چاق میشدم دیگه به این باور رسیدم چاقی سرنوشت منه و باید قبولش کنم اما از همون دورهای اول فایلها که گوش دادم دیدم من سرنوشتم چاقی نیست طبق یه سری خرفهای دیگران و عادتهای اشتباهی که پیدا کردم طی این سالها منو به این باور رسونده ولی الان که جلسه چهارم هستیم به لطف شما و فایلهاتون کلی به زندگی امیدوار شدم ورفتارهای اشتباهمو شناسایی کردم و جمله میل ندارمو تونستم بکار ببرم با اینکه تا چند هفته پیش تا سرحد مرگ میخوردم و چیزی نبود بگم میل ندارم اما الان تا حدودی از عادتهای بدمو کم رنگ تر کردم و امید دارم که یروزی به آرزوی لاغریم و لاغر موندم به کمک شما برسم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوستان عزيزم و استاد كرامي و بزركوار
روز جهارم دوره ي رايگان :
هميشه بهترين جيزها از درون اتفاق مي افتد و اكه به عوامل بيروني توجه كنيم و براي ان ها ارزش قايل باشيم نه تنها موفق نميشيم بلكه شكست هم ميخوريم
زندكي اكه از درون اغاز شود زندكي اغاز ميگرد و اكه از بيرون باشه زندگي پايان مي يابد
اين فايل هم مانند بقيه فايل عالي و تاثير گذار بود در اين فايل ياد گرفتم كه با تكرار مداوم يك فكر باور در ما به وجود مياد و اون باور در ناخوداگاهمون ثبت ميشه و باعث عادتهاي در ما مبشه و ما اون عادت رو بارها و بارها تكرار كنيم بخاطر همين هر جه تلاش ميكنيم نتيجه اي در برندارد و همش مقطعي هستند ما بايد اول اون باورهاي اشتباه رو اصلاح كنيم و به حاش باورهاي صحيح رو جايگزين كنيم و باورهاي صحيح در ناخوداكاهمون ثبت ميشه و باعث عادتهاي در ما ميشوذ كه ما رو به سمت متناسب شدن
و هر خواسته و هدفي كه داشته باشيم ميرسيم——-
من از شروع اين دوره عالي تونستم تعارفات ديكران رو رد كنم و بارها و بارها با خوشحالي تجربه كردم و لذتش و ميبردم
هر جا كه ميرم خانواده ،دوستان ،اقوام ميكن تو جرا جيزي نميخوري اصلا خيلي كم غذا ميخوري و هر حي مياريم هم كم ميخوري و حتي خيلياش هم رد ميكني
عمه ي همسرم اومده بود خونمون و هنكام صبحانه و ناهار و شام متوحه شده بود كه من خيلي كم غذا ميخورم جند بار بهم كفت تو جرا هيجي نميخوري خيلي كم غذا ميخوري ميكفتم اخه بيشتر نميتونم بخورم حالم بد ميشه و من اكه بيش از اندازه ي بدنم بخورم به حال بد دست پيدا ميكنم ميكفت يعني جه ادم بايد بخوره تو هيجي نميخوري خندم گرفته بود از حرفاش كه ادم بايد بخوره من الان به اين باور رسيدم خوردن بيش از اندازه باعث مريضي ميشه غذا براي بدن حكم دارو رو داره و اكه هميشه به اندازه و كافي باشه هميشه سالم و سلامت هستيم و هيج وقت مريض نميشيم و من هيج وقت نميتونم —–
من از زماني كه به اين دوره وارد شدم عادت غذايم تغيير كرده و تغييراتي در درونم و جسم به وجود اومده خيلي لذت بخش هس اين سبك زندكي كردن هميشه خالم خوبه با لذت غذا ميخورم و بدون ترس باقي مانده ي غذا ها رو بيرون ميزيزم و تا خفكي غذا نميخورم و حس ارامش دارم به هنكام غذا خوردن ،
اندازه ي غذا درست كردنم ،خيلي كم شده، طوري كه وقتي كسي بياد خونمون باورش نميشه مقدار غذايي كه روي اجاق گاز هستش سهم سه نفر باشه و ريزه خواريم به كلي از بين رفته و حرص و وله ام نسبت به مواد غذايي از بين رفته خيلي لذت ميبرم و ارامش دارم نسبت به اين رفتارهاي عاليم 🙏🏻———
عادت هاي قبل از دوره:ريزه خواري از اول صبح تا وقتي كه چشمام باز بود 😀تا پاسي از شب ——
و خوردن به هنكام تفريح و سرگرمي وقتي بيكار بودم بابد يك جيزي مي اوردم بخورم تا بهم خوش بگذره حالا فرق نداشت جه باشه فقط خوردني باشه مهم نبود 😀——تا حد خفگي و تهوع، غذا ميخوردم و هنكامي به خودم مي اومدم كه ميدونستم دلم درد ميكنه ——-هر زمان به همراه هر كسي غذا خوردن اكه كسي غذا ميخورد ميكفت بيا بخور تعارفش رو رد نميكردم و نميدونستم جه دارم ميخورم ——-حرص و وله نسبت به همه ي خوراكي ها از هيج خوراكي دوري نميكردم اكه سير بودم هم ميخوردم —-همه ي خوراكي ها خوشمزه بودندبعضي ها ميگفتن ما اين نميخوريم سنگين ميشم اون نميخوريم اين طعم رو داره من نميفهميدم جي ميكن ——-احساس بد داشتن بعد از غذا حالم از خودم بهم ميخورد و ميكفتم جرا خوردم ديكه از فردا —–عذاب وحدان داشتن و تصميم گرفتن از شنبه😀—-متنفر بودم از خودم و هيج وقت دوست نداشتم به خودم نكاه كنم و قبل از دوره متوجه شده بودم كه ديكه داره همه ي لباس ها برام تنك ميشه و احساس بدي داشتم ——
خدا روشكر اين باورهاي اشتباه رو شناسايي كردم و باورهاي صحيح در من به وجود اومده كه باعث عادت هاي درست و صحيح در من شده و من با عشق و علاقه و استمرار كافي مشتاق ادامه ي مسير هستم و در مسير برگشت جاقي هستم و از همون راه كه جاق شدم از همون راه برميگردم اين بهترين روش و بهترين دوره اي هست كه من رفتم و خواهم رفت و ادامه خواهم داد تا جايي كه اين فايل با گوشت و خونم يكي بشه 👏🏻🙏🏻🙏🏻🥰
نشان های دریافت شده
با درود باورهای ما رفتارهای را درست میکند وتکرار رفتار عادت را بوجود میآورد وعادت در ضمیر ناخوداگاه قرار دارد وفکری که در ضمیر ناخودآگاه قرار گرفت به طور خودکار عمل میکند بدون اینکه ما متوجه بشویم ویا بتوانیم آن را کنترل کنیم چاقها بر اساس باورهایشان رفتارهای غذایی انجام داده اند که با تکرار آن رفتار جسم خود را به آن باور که در ذهن شکل گرفته هماهنگ کردهاند وحالا برای تغیییر جسم هم باید همان راه را بر عکس رفت یعنی باور را تغییر داد وبعد رفتار تعییر میکند وبا تکررار خود به خود جسم هم ناگذیر تغییر میکند یکی از رفتارهای چاق کننده من که از باور من شکل گرفته که حتما تا ته غذا را باید خورد وترک همین عادت باعث تغییر جسمم خواهد شد حتما
با سلام خدمت استاد عزیز این قسمت چهارم واااااقعا عالی بود موضوع باور عادت خیلی بهم چسبید و لذت بردم و دقیقا من از اون افرادی هستم ک نمیتونم بگم میل ندارم😂اما واقعا حرفاتون تاثیرگذار و حقیقت هست و ما باید متوجه این بشیم چاقی محصول یک سری رفتارها و عادات اشتباه خود شخص هست من مثلا عادت دارم وقتی یه چیزیو میخورم تا آخش تموم کنم حتی اگه سیر باشه جا نداشته باشم یا حتی میل نداشته باشم تا آخر بخورم ک فقط تموم بشه و بعد از اون تازه یادم میاد عذاب وجدان بگیرم.
نشان های دریافت شده
سلام استاد ودوستان تناسب فکری تمرین فایل چهارم من در این فایل یاد گرفتم تفاوت عادتها باعث به وجود آمدن چاقی و لاغری است ما براساس یه فکر وتکرار توجه به اون فکر حرف واین اینقدر تکرار میکنیم که به باورمون تبدیل میشه وذهن ناخوادگاه اینجا شرایطی رو برات به وجود میاره عادتهایی برات به وجود میاره که تورو تو اون موقعیتی که باور کردی قرار بده واسه همین که ما همیشه جای اینکه باورمون تغییر میدادیم واسه تغییر شرایطمون میومدیم جسمون زیر فشار قرار میدادیم وخلاف باورمون میخاستیم به هدفمون برسیم که موجب شکستمون میشد نه فقط رسیدن به لاغری باید برای رسیدن به هرچیزی اول از درونمون شروع کنیم تا بهش برسیم باورمون هرچیزی باشه ذهنمون مارو تو همون شرایط قرار میده عادت ها غذایی من : همیشه همراه تماشا تلویزیون فیلم حتما باید غذا میخوردم چه ناهار بود چه شام اگه حتی ده دقیقه جلوترم خرده بودم میومدم میوه شیرینی …میاوردم باش میخوردم کلا عادتم شده بود😤 کم آب میخوردم کلا یادم میرفت آب بخورم روزی یک لیوان آب میخوردم شایدم اصلا نمیخوردم جز روزهایی که خودم مجبور میکردم به آب خوردن که لاغر بشم الان از کار خودم خندم میگیره که چکارهایی میکردم 😂همراه غذا نان خوردن😢تو ناراحتی چیزی نمیخوردم غیر از اینکه مجبورمیشدم اونم تند تند میخوردم فقط میخاستم تموم بشه😤تومسافرت رفتن جایی رفتن اگه دوساعتم راه بود تا برسم حتما اولین کارم این بود چی بگیرم تو ماشین بخورم که بهم خوش بگذره😇واسه رفع بیکاری واسه نشون بدم شادم مواقعی حوصله نداشتم فقط همش دانبال خوردن بودم وفکرم دانبال خوردن بود 😣نوشابه نمیخوردم یا خیلی کم میخوردم میگفتم شکم میاره 🥺هرموقع غذای چربی میخوردم یا چیزی که از قبلا باورم شده بود چاقم میکنه از اولین لقمه که میخوردم میگفتم ای وای که چاق شدم بعد میگفتم واسه آخرین بارم میخورم دیگه اصلا نمیخورم از فردا 😊 تو عروسی رفتن تو پارک با دوستام رفتن مهمونی رفتن تمام فکرم خوردن بود وهمش میگفتم چی بگیرم یا چی میخان بدن خداکنم برنج…وبعد اتمام میگفتم چاق شدم رفت وخودم لعنت میکردم چرا جلو خودم نگرفتم 😭همیشه عادت داشتم راه به راه سر کنم تویخچال ومیوه ای چیزی بخورم یساعتی دوساعتی یبار 😌یادمه مامانم از دست من چیز هارو قایم میکرد 😄تند تند غذا میخوردم با حرص میخوردم انگار مث قحطی زده ها حمله میکردم 🥺عادت داشتم بعد اینکه یه هفته برنامه ای شروع میکردم واسه لاغر شدن زود به خانوادم دوستام میگفتم من لاغر شدم یا زود خودم وزن میکردم ببینم چیشده چقد کم کردم و همیشه یا اضاف کرده بودم یا همون بودم خیلی کم پیش میومد کم میکردم 😕خلاصه الان فهمیدم من چقد عادتها اشتباه داشتم که همش بخاطر باورهامه ولی اللان به جرعت میگم از فایل اول که شروع کردم خوردنم خیلی کم شده و بیشتر وقتم در حال گوش دادن به فایل هستم واصلا بدون اینکه بخوام خودم مجبور کنم خوردنم کم شده و اصلا انگار حرص نمیزنم واسه خوردن خیلی کم گشنم میشه وتمرین میل ندارم برام پیش نیومده که بگم چون اصلا ذهنم دیگه دانبال خوردن وپرخوری نیست واگه پیش اومد حتما انجام میدم با سپاس فراوان که وقت گذاشتید 🌹🌷🌹
با سلام🌳
در طی این دوره بارها وبارها به این نتیجه رسیدم که من خودم مسئول اضافه وزنم هستم که به طور ناخواسته وبا تکرار باورهای اشتباه در من شکل گرفته همین باور ارثی بودن چاقی ریشه خیلی عمیقی در من داشت که مکررا از زبان اطرافیانم میشنیدم که تقلای بی خود نکن تو از لحاظ ژنتیکی این شکل بدنی رو داری پس خودت رو اذیت نکن ولی من نمیخواستم تسلیم شده در برابر ژنتیک یاارث باشم وهمچنان به تلاشهای بی ثمر خودم ادامه میدادم ولی جدا از حرف دیگران یک باور خیلی قوی تری که داشتم این بود که علیرقم تلاشهای همیشگی ونتایج خیلی خوب مقطعی که داشتم ولی باز هم بعد از مدتی به همون شکل سابق برمیگشتم واین باور در من شکل میگرفت که تلاش من به اندازه کافی نبوده وفشار بیشتری احتیاج است واین سیکل معیوب همچنان ادامه داشت وعادات اشتباهی مثل خوردن همیشگی شکلات تلخ ویا خوردن یه خوراکی شیرین بعد از شام به خیال اینکه بدنم احتیاج داره وباور اینکه میوه زیاد خوردن باعث چاقی نمیشه من رو وادار میکرد که در مصرف میوه بسیار زیاده روی کنم چون هم خاصیت داره وهم سیر میشم ومهمتر اینکه چاق نمیشم در صورتی در دوره آموختم که زیاده روی در مصرف هر نوع مواد غذایی از جمله میوه قطعا باعث چاقی میشه پس به قول معروف کم وبه اندازه بخور ولی همیشه بخور 🌻
چند روز پیش در کتاب فارسی دوم دبستان فرزندم خواندم که طبیبی در زمان پیامبر نزدایشان رفتند واز اوضاع بد کسب وکار خود گله کردند که در این شهر هیچ بیماری برای طبابت نزد طبیب نمیرود وپیامبر دلیلش را اینگونه فرمودند که اهالی این شهر موقع خوردن غذا به اندازه مصرف میکنند وقبل از سیری کامل دست از غذا میکشند واین امر باعث سلامت آنها شده است 🌼
اگر ما هم قبل از شکل گیری باورهای اشتباه در خود طبق این روایت عمل میکردیم قطعا دچار اضافه وزن وعادات بد غذایی وطبعات چاقی نمیشدیم 💐
ابتداعادات اشتباه درافرادچاق شکل میگیرد وسپس آن عادات باورهای اشتباه را بوجود میاورند وما به گمان ارثی بودن و ژنتیک وخیلی دیگر از باورها چاقی را به آن باورها نسبت میدهیم 💮💮💮💮💮💮🏵🏵🏵🏵
نشان های دریافت شده
لاغری رایگان: عادتهای چاق کننده (قسمت چهارم):
هر بار که برمیگردم و فایلهای رایگان رو گوش میکنم یک بار دیگه به این نتیجه میرسم که چقدر این فایلها ارزشمند و عالی هستن.
دیدن یا گوش دادن به این فایلها هر بار مثل بار اول حس فوقالعادهای در من ایجاد میکنه. اصلا هر چند وقت یکبار دلم براشون تنگ میشه و دوباره به دورهی رایگان رجوع میکنم و از محتواش استفاده میکنم و لذت میبرم.
کولهباری از درد و غصه و احساس گناه و بیچارگی در اثر چاقی، سالها بر دوش من سنگینی میکرد اما با دست یافتن به این فایلها موفق شدم اونو به زمین بذارم و این حس آزادی و سبکبالی که از اون زمان تا کنون با منه با تکرار این دوره تازه میشه و منو دوباره به وجد میاره.
مطالبی که در قسمت سوم و چهارم توسط استاد ارائه میشه دنیایی اگاهی و اطلاعات ارزشمند در اختیار هنرجویان قرار میده که تکرارشون موجب درک عمیقتره و باورهایی محکمتر ایجاد میکنه.
در این فایل صحبت از میل نداشتن میشه. من به عنوان هنرجویی که دورههای مقدماتی، پاکسازی و پیشرفته رو پشت سر گذاشتم تقریبا از همون ابتدای شروع اولین دوره این میل نداشتن رو بارها و بارها با خوشحالی تجربه کردم و لذتشو بردم و این حس بسیار متفاوت بوده با میلندارمهایی که در گذشته به زبون میاوردم بدون اینکه واقعیت داشته باشه و فقط یک تظاهر بود به دلیل ممنوعیتهایی که برای خودم در نظر میگرفتم تا لاغر بشم ولی از درون ناراحت و عصبی بودم چون در حقیقت دلم میخواسته اون خوراکی رو که رد کردم بخورم.
پس از ورود به سرزمین لاغرها بارها و بارها مقداری از غذامو اضافه اوردم و بدون اینکه چشمم دنبال باقی غذا بمونه خیلی درونی و خودبخود حس کردم که دیگه خوردن کافیه. قبلا هم غذامو باقی میذاشتم اما نه به دلخواه بلکه به اجبار، و نتیجه این بود که با وجود وزن کم کردنهای مقطعی در طی سالها من چاق و چاقتر شدم.
حالا اما به مرور کمکم دارم همچنان اب میشم. از تماشای تغییرات خودم لذت میبرم. امروز انگشترهایی رو که داده بودم برام تنگ کنن تحویل گرفتم و از دیدن حلقههایی که به چشمم بسیار کوچکتر از قبل و بسیار دوست داشتنی بود ذووووق کردم. چه حس فوقالعادهای بود!
مخصوصا سایزشونو تنگتر از حد لزوم انتخاب کردم چون میدونم تا مدتی دیگه کاملا اندازهم خواهند بود و به مرور بازم گشاد خواهند شد. البته سایز انگشترا تغییر نمیکنه این انگشتان منن که به زیبایی باریک و باریکتر میشن…
به تغییرات سایز انگشتم اشاره کردم چون مشت نمونهی خرواره. جسمم هم به همون نسبت لاغرتر شده و از اون مهمتر، روحیه و افکارم دچار دگرگونی عظیمی شده و این بسیار با ارزشتره چون ریشه و دلیل تغییرات ظاهرمه.
در فایل به تصمیم شیرینی نخوردن اشاره شده. منم بارها از این تصمیمهای بیفرجام گرفته بودم، تصمیمهایی که همهمون نتیجشو میدونیم. اما حالا هر وقت مایل باشم و بخوام شیرینی میخورم و از این ازادی سپاسگزار و شادم.
اکنون بر خلاف گذشته از توانمندی جسمم در سوزوندن شیرینی و یا هر خوراکیی لذت میبرم و در نتیجه لاغر میشم. خیلی وقتها هم از میل نداشتنم لذت میبرم و سپاسگزار این تغییرات درونیم میشم.
یادم میاد شنیده بودم که اگه تا سی و پنج سالگی لاغر شدی شدی، نشدی دیگه بعد از اون اگرم لاغر بشی پوست شل و افتاده میشه. شنیده بودم بالای چهل سال دیگه اصلا نمیشه لاغر شد. شنیده بودم و باور کرده بودم اما به مرور تمام این باورها شکست و من خودمو بدنمو و تواناییهامو باور کردم. لاغری رو باور کردم و نتیجه این بود که وزن کم کردم اما نه پوستم شل و افتاده شد نه صورتم تکیده شد.
خونده بودم که دیابت ارثیه و چون مادر و مادر بزرگم با گذشت زمان به دیابت نوع دو مبتلا شده بودن، منم انتظارم از خودم ابتلا به دیابت بود. علائمش هم کمکم خودشونو نشون میدادن، مثلا مثل مادرم هر دو ساعت یکبار قند خونم میفتاد و طوری دست و پا و بدنم به لرزه میافتاد و عرق سرد به بدنم مینشست و حالم بد میشد که دقت میکردم حتما به موقع چیزی بخورم تا به اون حالتها دچار نشم. با شروع دوره همهی این حالات از بین رفت. حالا خیلی کم پیش میاد من نیاز به میانوعده پیدا کنم معمولا بین وعدههای غذایی کاملا سیرم و انرژی فوقالعادهای دارم. دیگه از بیحالی و شل و ولی گذشته خبری نیست.
اینها رو نوشتم تا هم تو دوست ناشناسم رو به ادامهی این روش تشویق کنم هم بار دیگه به خودم یاداوری بشه که از کجا به کجا رسیدم.
من احساس خوشبختی میکنم و هر روز به خودم میگم خوشا به حال من!
ضمنا استاد عزیز، شما رو در این فایل که احتمالا مربوط به حدود دو سال ونیم پیشه میبینم و با فایلهای جدیدتون مقایسه میکنم، مشخصه در حال حاضر باز هم به شکل مشهودی لاغرتر شدید.بهتون تبریک میگم و از شما بابت تهیهی این فایلهای گرانبها سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
خوشحالم برای دوستان همراهم ،که در مسیر تغییر وپیشرفت قرار دارن،،هر چقدر از فاصله مبداء تا مقصدمون آگاه باشیم،بنویسیم و باور کنیم ،ما درمسیر قویتری از پیشرفت قرار میگیریم،نوشتن و مرور کردن روند راه ومسیرمون مثل نشانه ها وتابلوهای جاده هستند که به ما کمک میکنن راحتر ومطمئن تر ادامه بدیم، چقدر این نتایج خوبو وآرامش بخشه،،فقط افرادی که مثل ما سالهای زیادی از عمرشونو تو مسیرهای چاقی و عوارضش گذرونده باشن، متوجه میشن ما از چه نوع آرامشی صحبت میکنیم،،،مسیرمون زیبا وسبزه ،،در حال لذت بردن هستیم ،تمرین میکنیم،عمل میکنیم ونتایج خودبخود، یکی پس از دیگری در راهند 😊براتون خوشحالم برای موفقیت های بینظیرتون ⚘⚘
اگه در ما باوری ایحاد بشه که طبیعیه که چاق بشیم پس در ما عادتهایی به وجود میاد که ما چاق میشیم ولی در این دوره لاعری با دهن برای ما طبیعی میشه که لاغر بشیم و رفتار و عادتهای ما تغییر میکنه تا ما متناسب بشیم
به اندازه ای که باور ما تعییر کنه جسم ما هم تغییر میکنه به واسطه ی عادت های ما
عادت رو من تعیین نکردم که بخواهم عوضش کنم با تغییر افکارم عادتهام تغییر میکنه پس در لاعری با دهن افکار من تغییر میکنه که باعث تغییر عادتهای من میشه
گفتن عبارت دو کلمه ای میل ندارم برای چاقها سخته ولی الان من به راحتی میگم میل ندارم چون میدونم پرخوری حساب میشه میگم میل ندارم
و هماهنگی بین باور و جسم به وجود بیاد نتیجه رقم میخوره مثلا:
من فکر میکردم و باور داشتم چون قرص میخورم پس چاقم چون کم کاری تیرویید دارم چاقم چون غذام غیر رژیمی هست چاق میشم چون زایمان داشتم سایزم بزرگ باشه طبیعیه چون کم تحرکم و ورزش نمیریم طبیعیه که چاق بشم
چون باور میکنم باید چاق بشم پس تند و تند گرسنه میشم و دستور خوردن میاد و من هم میخورم و چاق میشم
من همیشه گفتم اشتهام زیاده و دست خودم نیست و خودم رو مقصر چاقیم ندونستم و گردن اشتهام انداختم و زود به زود گرسنه میشدم و میخوردم حالا با عذای کم کالری یا پر کالری و…
و در من بعصی رفتارها عادت هست که باعث چاقی من شده :
ریزه خواری میکنم
از عدای روی میز هر چی موند موقع جمع کردن میز غدا میخورم
از عدای بچه هام هر وقت خودم میخواهم بهش عدا بدهم میخورم
صبح ها بعد از خوردن صبحانه کیک یا بیسکوویت میخوردم در حالت سیری میخورم
قبل از ناهار حتما کمی از عدا حین سرخ کردن و اماده کردن میخورم
در خانه ی مادرم از غذای روی گاز میخورم حتی اگه سیر باشم
زیاده روی در خوردن عذایی که ازش خاطره دارم و مورد علاقه هست میکنم تا حالت تهوع و دل درد بگیرم
خوردن چیپس و پفک هر شب یا یه شب در میون
خوردن ته دیگه برنج قبل از ناهار به تنهایی
خوردن شیرینی با چایی
تست کردن مزه های جدید
دوست داشتن تنوع در مواد عذایی
خوررن عدا بعد از خواب بعد از طهری هر چند کم ولی میخوردم
لدت تفریح و بیرون رفتن رو در خوردن زیاد میدونستم
لدت سفر و عید نوروز و … رو در خوردن زیاد که همیشه در این ایام پر خوری میکردم میدیدم
البته حالا خیلی از این عادتها رو ندارم ولی بازم مرورشون میکنم تا دهنم اگاه باشه و ا ونها رو بشناسه و با کمک استاد عزیز و دوره ی لاعری با ذهن جسم و دهنم در هماهنگی کامل باشن برای رسیدن به هدفم که لاعری هست
من اصلا متوجه نشدم…بالاخره غذا خوردن چاق میکنه یا نه؟من سبک زندگی عجیب غریبی ندارم که بگم فلان رفتار من باعث چاقیه چون کارایی که من میکنم مثل بعضی وقتا دیر وقت غذا میخورم با برتج زیاد میخورم دقیقا تو خیلی از افراد لاغر هم هست.چطور من قبول کنم که این عادت اشتباهه و باید ترک بشه چون باعث چاقیه وقتی که همون لحظه ذهنم کسایی رو بیاد میاره که با این عادتها لاغرن ؟
باعرض سلام خدمت استادعزيز ودوستان عزيز بهشت لاغري
جلسه چهارم
عادتهای اشتباه از جرقه ی فکری شروع میشه وبعد ازمدتی این فکر باتکرار تبدیل به عادت میشه ودر ناخودآگاه ما حک میشود اینجاست که دیگه ما باامری از اون قدم برمیداریم بجای اینکه وادارش کنیم به چیزی که دوسش داریم سوق داده بشه
اینجا دیگه برعکس خواهد شد وما به ناخودآگاهمون میگیم فرمانبردارم سرورم الی …
مثلا من باوردارم اگه چای نخورم یاقهوه نخورم اونم باشکلات سردرد میگیرم ومخصوصا صبح سرحال نیستم اما بعنوان تجربه وبخاطر برنامه برای بارداری چای وقهوه رو قطع کردم فقط دوروز اول منگ بودم اما بعدش عادی بود وهیچ سردردی نداشتم وباخوردن ی سیب سرحال میشدم
بقیه غذاها نه اصلا خودم کم غذا هستم
ی مدتی عادت کردم هرروز هویج بستنی بخورم واگه نخورم وحتی اگه سیر باشم شوهرم میگه برات بخرم نمیتونم بگم نه ومیاره ومنم میخورم
انگار کسی منو سوق میده به خوردن
جالب که بعدش به خودم میگم آخه چراخوردی 😣
حالا فهمیدم همه اینها عادت وفرمول مغزی که تبدیل به باور میشه وحک میشه تو ناخودآگاهمون
حالا فهمیدم اینها همش عادت وباورهای اشتباه که از یک فکر تبدیل به رفتار وبعد تبدیل به عادت وباور قوی در ذهنمون میشه
پس من میتوانم نتیجه را معکوس کنم و باور مخرب را به باور مثبت تبدیل کنم
نه فقط در زمینه لاغری بلکه در همه جنبه های زندگیم روابط /مادی /معنوی وسلامتی
باآروزی شادی ثروت وسلامتی برای استاد عزیز ودوستان بهشت لاغری