اگه تو هم مثل من یه روزی جلوی آینه وایسادی، شکمتو گرفتی تو، نفست بالا نیومد و گفتی “کاش لاغر بودم…” پس بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها سالها با این سوال درگیر بودیم. 🌀
📍 این جلسه ادامه گام ۳۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
ولی یه راز مهم هست که همهی مسیر رو تغییر میده:
✨ با همون نقشهای که چاق شدی، میتونی لاغر هم بشی! فقط کافیه این بار برعکسش حرکت کنی! ✨
🚗 مشترک بودن مسیر چاقی و لاغری؟! 😮
📍تصور کن که تو یه مسیر بودی که تهش چاقی بود. حالا اگه همون راهو برگردی، قدمبهقدم، آروم و بدون زور، به لاغری میرسی. درست مثل وقتی که از یه جاده اشتباهی رفتی و حالا فقط باید دور بزنی و برگردی به مسیر درست.
در این جلسه میآموزیم:

نقشه ذهنی لاغری دقیقا همین اتفاق رو برات رقم میزنه 🧠🗺️
این نقشه یعنی همون باورها، عادتها و فکرهایی که باید تغییر کنن تا بدنت شروع کنه به تغییر.
نه رژیم میخواد، نه سختی، نه محرومیت! فقط نیاز داره راهتو بشناسی و بر اساس ذهنی جدید، یه دنیای جدید برای خودت بسازی. 🌈
تمام جادههای دنیا از دو تا باند تشکیل شدن:
یکی باند رفت ➡️ و یکی باند برگشت ⬅️
حالا این وسط، چی تعیین میکنه که تو داری میری یا برمیگردی؟
🎯 دقیقا هدفت و تصمیمی که گرفتی!
فرض کن توی ذهنت داری از شهر “چاقی” به سمت شهر “تناسب اندام” حرکت میکنی… تو الان توی باند رفتی. داری با انگیزه میری سمت هدف. 🏃♀️💨
ولی یکی دیگه که توی مسیر برعکسه، یعنی داره از تناسب اندام دور میشه و به سمت چاقی میره، اون توی باند برگشته.
📍 این یعنی چی؟
یعنی مسیر چاق شدن و لاغر شدن یکیه! فقط جهت حرکتت فرق داره. و این دقیقاً همون چیزیه که بهش میگیم: نقشه ذهنی لاغری 🧠🗺️
وقتی نقشهی ذهنتو برای رفتن به سمت لاغری تنظیم کنی، همون مسیر قبلی رو این بار برعکس میری… نه نیازی به راه سخت و عجیبغریب هست، نه رژیمهای خستهکننده!
فقط کافیه جهتتو درست کنی و بری جلو 🚀

😕 چرا چاق شدم… اما لاغر نمیشم؟
تا حالا شده از خودت بپرسی:
“من که اینهمه تلاش کردم، پس چرا هنوز لاغر نشدم؟!”
اگر آره، بدون که این سوال یکی از پرتکرارترین سوالهای ذهن همهی ما بوده! 😟
واقعیت اینه که چاقی فقط یه وضعیت فیزیکی نیست، بلکه یه مسیره.
یه مسیری که توی ذهنمون انتخابش کردیم و کمکم، قدمبهقدم، از سلامتی و تناسب اندام 🚶♀️ رفتیم به سمت اضافه وزن و ناراحتیهای جسمی. 😔
🎯 ما سالهاست داریم سعی میکنیم برگردیم به اون مبدا زیبا، همون جایی که بدنمون سبک بود، شاد بود، راحت تو لباسا جا میشدیم و آینه باهامون قهر نبود.
ولی چرا موفق نمیشیم؟ چون مسیر برگشتمون اشتباه بوده…
❌ مسیر اشتباه برای لاغری، مثل جاده خاکی تو دل کویره!
رژیمای سخت، ورزش سنگین، دمنوش، قرص، جراحی و هر روشی که برای لاغری پیشنهاد می شود 😓
اینا همون جادههای خاکی هستن که فکر میکردیم ما رو به مقصد میرسونن… اما فقط ما رو خسته، بیانرژی و ناامید کردن!
انقدر که وسط راه برگشتیم به همون مسیر قبلی یعنی مسیر چاقی، فقط چون راحتتر بود. 😢
👈 تا وقتی نقشه ذهنی لاغری تو ذهنت فعال نشه، هر تلاشی مثل دویدن روی تردمیله… حرکت میکنی، اما جلو نمیری!
🔄 ذهن ناخودآگاه ما عادت داره مسیر آسونتر رو انتخاب کنه، حتی اگه اون مسیر ما رو ببره به چاقی بیشتر… چون نقشهی ذهنی ما هنوز همون مسیر قدیمی رو نشون میده.
🔑 راهش چیه؟ باید اول نقشه رو عوض کنیم!
یعنی با تمرین و آگاهی، باورهای ذهنیمون رو طوری تغییر بدیم که لاغر شدن، تبدیل به یه مسیر آشنا و راحت بشه.
نه چیزی سخت، نه پر از رنج!

❓ چـطـور لـاغـر بـشـم؟!
این سوالیه که شاید هزار بار توی ذهنمون تکرار شده باشه…
ولی جوابش از همیشه سادهتره ✨ فقط کافیه مسیرتو درست انتخاب کنی!
اگه الان اضافه وزن داری، بدون که ناخودآگاهت داره طبق یه نقشه ذهنی چاقی حرکت میکنه. اما خبر خوب اینه که میتونی این نقشه رو بهمرور به یه نقشه ذهنی لاغری تبدیل کنی 🧠🗺️
همونطور که GPS بهت نشون میده از کجا به کجا باید بری، نقشه ذهنی لاغری هم بهت نشون میده چطور از وضعیت فعلیت (چاقی) به مقصدت (تناسب اندام) برسی 🚀
🧠 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی درست همونطور که چاق شدی – کمکم، با تکرار، بدون توجه – حالا هم میتونی برعکس اون مسیر رو بری
با باورهای جدید، دیدگاههای تازه، و تغییر احساساتی که نسبت به غذا، بدن و خودت داری ❤️
همونطور که برای هر یادگیری دیگهای توی زندگیت معلم داشتی، اینجا هم لازمه یه راهنمای آگاه کنارت باشه تا مسیر رو باهاش طی کنی.
اون راهنما، آموزشهای لاغری با ذهن هستن.
🔄 مسیر چاقی و لاغری یکیه… اما در جهت مخالف!
تصور کن مسیر چاق شدن، یه بزرگراهه که سالهاست داری توش حرکت میکنی 🚗💨 حالا فقط کافیه دور بزنی و همون مسیر رو برعکس بری!
یعنی بهجای اینکه هر روز با افکار چاقکننده زندگی کنی، شروع کنی به ساختن افکار لاغرکننده، یعنی همون نقشه ذهنی لاغری 💡
✅ چرا لاغری با ذهن بهترین راهه؟
💡 اگه میخوای این مسیر رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم بری، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ نشانههای مسیر صحیح؛ در ادامه هم توی گام ۳۷ سراغ «قدرت باور در لاغری» میریم.
چون:
- بدون رژیم و محدودیت میتونی لاغر شی 🥗❌
- بدون فشار و سختی ذهنی، سبکتر میشی ✨
- و از همه مهمتر، لاغریت ماندگاره 🕊️
پس دفعهی بعدی که ذهنِ ناامیدت پرسید:
“چطور می خوای لاغر بشی؟”
با لبخند بهش بگو:
“با یه نقشه ذهنی لاغری دقیق و آروم، دارم میرم به سمت نسخهی لاغر و خوشحال خودم 😊🧭”

🧭 نشانههای مسیر صحیح لاغری
وقتی توی مسیر درست باشی، همهچی تغییر میکنه حتی از همون روزهای اول!
با استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها و ساختن یه نقشه ذهنی لاغری روشن، کمکم نشونههایی توی وجودت ظاهر میشن که فریاد میزنن:
«آفرین، داری درست میری!» ✅😊
😰 نشونه اول: دیگه از چاقتر شدن نمیترسی!
تا حالا شده از یه تیکه کیک یا یه وعده مهمونی بترسی؟
ترس از چاقتر شدن، یه فکر مزاحم دائمی برای خیلی از ما بوده 😓
اما وقتی وارد مسیر لاغری ذهنی بشی، میبینی این ترس آرومآروم رنگ میبازه…
جاشو میده به یه حس جدید و قشنگ:
☀️ امید، اطمینان و احساس آرامش!
اون لحظهای که میفهمی کنترل دست خودته نه غذات، یعنی داری با نقشه ذهنی لاغری در مسیر برگشت به تناسب حرکت میکنی. 🛣️
🍔 نشونه دوم: غذا دیگه دشمن نیست!
افراد چاق معمولاً یه دشمن خیالی دارن: غذا! 😬
هر لقمه همراه با احساس گناه، ترس و نگرانی میخوریم.
اما وقتی ذهنت شروع به تغییر میکنه و نقشه ذهنی لاغری جای نقشه چاقی رو میگیره، دیگه غذا تبدیل میشه به دوستت! 🧡
دیگه از برنج، نون یا شکلات نمیترسی.
بلکه یاد میگیری با عشق، آگاهی و بدون افراط غذا بخوری.
همین تغییر نگاه، یه نشونه واضح از حرکت توی مسیر برگشت به سمت لاغریه. 🛤️🍽️
😞 نشونه سوم: خداحافظ ناامیدی!
چاقی فقط یه مشکل جسمی نیست، یه حس خستگی دائمیه…
ناامیدی از تلاشهای بینتیجه، احساس عقبافتادگی از بقیه…
اما وقتی وارد دنیای لاغری با ذهن میشی و نقشه ذهنی لاغری رو روشن میکنی، یه جرقهی قشنگ توی دلت زده میشه: ✨
💥 اشتیاق! 💥 انگیزه! 💥 ایمان به تواناییات برای رسیدن به تناسب اندام و فراتر از اون!
تو دیگه فقط به وزن فکر نمیکنی، داری زندگی جدیدی میسازی…
🛰️ مثل GPS وقتی راه درست رو پیدا میکنی…
همونطور که وقتی با GPS وارد مسیر درست میشی خیالت راحت میشه 😌 با روشن کردن GPS ذهنی لاغری هم، مسیر زندگیات آرومتر و امیدوارانهتر میشه.
در فایل آموزشی «🧠 در مسیر لاغری ذهنی، GPS لاغری رو روشن کن» یکی از بزرگترین موانع ذهنی رو بررسی کردم و راهکارش رو باهات به اشتراک گذاشتم.
❤️ حرف آخر
اگه نشونههای بالا رو توی خودت دیدی، بدون که توی مسیر درستی هستی. پس با خیال راحت، با لبخند، و با یه نقشه ذهنی لاغری دقیق، به راهت ادامه بده.
تناسب اندام فقط یه هدف نیست، یه سفره… یه سبک زندگیه… یه بیداری ذهنیه 🧘♀️🌱
✍️ تمرین آموزشی نقشه ذهنی لاغری 📖
🎯 حالا که وارد مسیر جذاب نقشه ذهنی لاغری شدی، وقتشه یکم بیشتر خودت رو بشناسی و دیدگاههات رو بررسی کنی. باور کن نوشتن تمرینات، بهترین راه برای فعال کردن ذهن و ساختن جادهای محکم به سمت تناسب اندامه! 🛤️✨
تو الان در سرزمین لاغرها هستی، جایی که با هر قدم، ذهنت شکل تازهای پیدا میکنه و بهکمک نقشه ذهنی لاغری، مسیرت رو با آگاهی و اطمینان انتخاب میکنی. 🌈💡
برای شروع:
🔸 ابتدا محتوای نوشتاری جلسه رو با دقت بخون
🔸 بعد، ویدیوی آموزشی رو تماشا کن 🎥
🔸 حالا وقتشه تمرینات زیر رو به صورت شرح انشایی در بخش نظرات همین جلسه بنویسی 📝
💭 سوالات تمرینی
- در گذشته، استفاده از روشهای لاغری چه احساسی در تو ایجاد میکرد؟ 😟😐🙂
- آیا این روشها آسونتر از سبک زندگی چاقکنندهات بودن یا سختتر؟ چرا؟
- چرا تصمیم گرفتی اون روشها رو رها کنی؟
- نتایجی که از اون روشها گرفتی، چقدر موندگار بودن؟
- از ۱ تا ۱۰ چقدر از اون روشها راضی بودی؟
- چه تفاوتهایی بین لاغری با ذهن و روشهای قدیمی احساس میکنی؟ 🤔🧠
- با گذشت چند جلسه از دوره، چه حسی نسبت به خودت و مسیرت داری؟
- الان که داری از نقشه ذهنی لاغری استفاده میکنی، چه تفاوتی در احساس و نگرشت نسبت به قبل میبینی؟ 🧭💫
- آیا با این منطق که مسیر لاغری در جهت مخالف مسیر چاقی هست موافقی؟ چرا؟
- وزن ایدهآلت چقدره؟ قبلاً به اون وزن رسیده بودی؟
- برای رسیدن به اون وزن، قبلاً چقدر سختی کشیدی؟
- به نظرت برگشتن به اون وزن الان چقدر شدنیه؟ چرا؟
- برداشتت از ویدیوی آموزشی امروز چی بود؟ به صورت انشایی بنویس 📝
- یه تمرین برای خودت بساز و توی نظرات بنویس که از ویدیو الهام گرفتی 💡
✅ نوشتن تمرینات، یعنی ساختن نقشه ذهنی لاغری مخصوص خودت!
هر خطی که مینویسی، یه مسیر جدید توی ذهنت میسازه که تو رو از جاده چاقی به سمت سرزمین تناسب می
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.37 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدایی که در این نزدیکیست 💖💖💖
سلام به دوستان هم مسیرم 🖐️
مسیر لاغری من : گام سی و شش :جی پی اس لاغر شدن را روشن کنید .🌹
چه قدر این فایل عالی و ارزشمند بود من که از اول تا آخرش لبخند رو لبم بود شنیدن کلمه جی پی اس چه قدر بهم اطمینان و آرامش منتقل کرد همه مون میدونیم که جی پی اس هیچ وقت اشتباه نمیکنه و خاصیتش اینه که اگه روشنش کنی تو چه بخوای و چه نخوای مسیر درست و بهت نشون میده .🤗🤗🤗
پاسخ به سوالات استاد:سوال اول شما الان چند کیلو هستین؟ من خیلی وقته که روی ترازو نرفتم زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم ۷۵ کیلو بودم ولی الان خودم احساس میکنم که باید ۶۵ کیلو شده باشم . سوال دوم فکر میکنی چند کیلو اضافه وزن داشته باشی ؟ فکر میکنم که یه ۷- ۸کیلویی تا رسیدن به وزن ایده آلم اضافه داشته باشم. سوال سوم دوست داری که چند کیلو باشی؟ دوست دارم که ۵۸ کیلو بشم .و زمانی که استاد در سوال چهارم پرسیدند که آیا به حال در این وزن بودی؟ یک لحظه گفتم نه من تا به حال در این وزن نبودم آخه از اون زمان تا الان خیلی وقته که گذشته و این وزن مربوط به زمان دبیرستان من میشه و انگار که دیگه فراموشش کرده بودم .🤔🤔
.ولی وقتی که استاد در ادامه حرفا شون گفتن که تو بالاخره یک روزی در این وزن بودی انگار دنیا رو به من داده باشن از خوشحالی دوست داشتم فریاد بکشم و یک لحظه اون وزن و دوران دبیرستان و دانش آموزیم اومد جلوی چشمم و خودمو در اون وزن تصور کردم اون لحظه خیلی حس و حال خوبی داشتم🤩😍. آخه چرا خودم تا به حال بهش فکر نکرده بودم از بس که بهمون گفتند چیزی رو که از دست دادی دیگه رفته ، بر نمیگرده ، باید فراموشش کنی خب باورهای ما در همه جنبه های زندگی مون تاثیر میزاره لاغری هم یکی از جنبه های زندگی مونه دیگه منم طبق همون باورای نادرستی که هنوزم دارم و زمان میبره تا یکی یکی شکسته بشن و از بین برن جواب سوال استاد و دادم ، وزن ایده آلی رو که یک زمانی داشتم فراموش کرده بودم و فکر میکردم که اون دیگه مال همون زمان مجردیم بوده و حالا که ازدواج کردم دیگه باید با اون وزنم خداحافظی کنم و این وزنی رو که بعد از ازدواج به دست آوردم و دارم بپذیرم و قبول داشتم که اگه خانمی بعد از ازدواج چاق شد ایرادی نداره یا اگه بعد از بارداری و زایمان شکمش آویزون بود طبیعیه چون این جوری بهمون یاد داده بودن و همه مون الگو زیاد دیده بودیم و من همه اینا رو باور کرده بودم آخه من نمیدونم که این حرفا رو از کجا در آوردند و تو کله ما کردند مگه بعد از ازدواج چه اتفاقی میوفته🤔 که باید من چاق بشم وتازه اگه خانمی بعد از ازدواج چاق و تپل نشه همه مون دل مون براش میسوزه🤨 که یا همسرش آدم خوبی نیست ، یا خورد خوراک خوبی ندارن و از نظر عموم مردم خانمی که بعد از ازدواج چاق میشه حتما خوشبخته و همه چیز به کامشه و الان این باور نادرست ذهنی مو این جوری تغییرش میدم که خانمی که بعد از ازدواج چاق میشه تازه بدبختی هاش شروع میشه چون تازه مشکلات چاقی و اضافه وزن و بیماریها گریبان گیرش میشه و باید طعم بدمزه چاقی و بد اندامی رو تجربه کنه و اگه درگیر روش ها و مسیرهای نادرست بشه که دیگه….. 😬🥺😔ولی در عوض خانمی که بعد از ازدواج همچنان متناسب و خوش اندام می مونه شاد و خوشبخت و سلامته چون فرمولهای ذهنیش در مورد تناسب اندام درسته و هیچ چیز حتی ازدواج هم روی فرمولهای ذهنیش تأثیر نداشته و برای همیشه طعم سلامتی و خوش اندامی رو تجربه می کنه واین آرزوی هر خانمیه و جزو اولویتهای زندگیشه🥰😍🤩 و یکی از موانع لاغری من همین بود و در این گام این باور من در هم شکست و من خیلی سبک شدم الان متوجه شدم که چرا مدتیه استپ وزنی پیدا کردم من با اینکه در مسیر درست هستم ولی هنوز باورای قبلیم کاملا شکسته نشدن و هرز گاهی چشمک میزنن خب پس من باید باورامو تغییر بدم تا استپ وزنیم شکسته بشه و باید سختی کارو واسه خودم آسون کنم و اگه الان مثلاً ۶۵ کیلو هستم و دلم میخواد که ۵۸ کیلو بشم ولی هنوز بهش نرسیدم و در ذهنم این بوده که دیگه از این لاغر تر نمیشم باید گفت و گوی ذهنی مو این طور تغییر بدم که من یک روزی ۵۸ کیلو بودم و در ایستگاه ایده آل وزنی خودم که الان دوست دارم باشم زندگی کردم فقط مسیر و اشتباه رفتم و میتونم جی پی اس لاغری مو روشن کنم و دوباره به همون ایستگاه دوست داشتنی خودم بر گردم واین اصلا سخت و غیر ممکن نیست چون خاصیت جی پی ای نشون دادن مسیر درست و بدون مشکل و سختی کشیدنه پس من صد در صد به مقصدم میرسم و اگر تا الان هم نرسیدم مشکل از من نبوده چون من زیاد تلاش کردم که به مقصد مد نظرم برسم در مسیر هم قرار میگرفتم ولی مشکل اینجا بود که من در مسیر از افرادی که آدرس و میپرسیدم اونا خود شونم مسیر و بلد نبودن ولی ادعاشون میشد که بلدند و بدون داشتن ذره ای عذاب وجدان آدرس و اشتباهی میدادند ولی من چون بهشون اعتماد داشتم و عاشق رسیدن به مقصدم بودم با همه رنج و سختی آدرس مسیری و که اون افراد میدادند طی میکردم و با خستگی و رنج به مقصد میرسدم ولی افسوس که وقتی به مقصد میرسدم میفهمیدم که مسیر و اشتباه رفتم و کمی استراحت میکردم و دوباره فرد دیگری از راه میرسید و منو در اون وضع نا دلخواه میدید و دوباره مسیر و با یک آدرس جدید نشونم میداد و من باز دوباره شروع به طی کردن مسیر میکردم ولی باز روز از نو روزی نو ولی هیچ وقت نرفتم از اون افرادی که آدرس نادرست و نشونم دادند اعتراضی کنم و یا هیچ وقت به اون مسیر نادرست و آدرس اشتباه شک نکردم و همیشه خودمو مقصر و سرزنش کردم که من بیاراده ام و به خودم بر چسب زدم ولی از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم دیگه روی تموم اون مسیر و آدرس ها یک خط قرمز بزرگ کشیدم و اصلا قبول شون ندارم و بارها خودمو بوسیدم و از خودم عذر خواهی کردم که با وجود نادرست بودن اون مسیر و افراد نا راهنما و آدرسای مزخرف شون اونا رو تحسین و خودمو سرزنش کردم ، خودمو در آغوش گرفتم و عاشق خودم هستم و این جسم نازنینم بوده که همیشه همراه من بوده و هست و تا ابد خواهد بود. پس وظیفه منه که مراقبش باشم.
الان که در مسیر🛤️ درست و صحیح هستم با وجود راهنمایی چون استاد خیالم راحت راحته که بدون سختی به مقصدم میرسم .ودراین مسیر محتوای آموزشی حکم جی پی اس و دارند جی پی اس هم که کارش نشون دادن مسیر درست بدون رنج و سختی کشیدنه پس دیگه نگران چی باشم تا الان که دارم این مسیر و طی میکنم که کوچک ترین رنج و سختی نکشیدم و هرچه بوده آرامش و ، خوشحالی و رضایت و سلامت و دیدن زیبایی های لذت بخش مسیر بوده بعد از این هم همینه من جی پی اس لاغری مو روشن کردم ، مسیرم که درسته ، استاد هم که به عنوان راهنما در مسیر هستند و هر جا اشتباه کنم ایشون اخطار میدن که در مسیر درست حرکت کنم ، مسیرم🛤️ که از ابتدا تا مقصد در تموم ایستگاه ها تابلو های درست و صحیح نصب شده و این مسیر هیچ محدودیت سنی و جنسی و نژادی …نداره حتی بچه ها و افراد بیسواد که دارند در این این مسیر حرکت میکنند با دیدن این تابلوها در این مسیر گم نمیشوند و بالاخره به مقصد میرسن و رسیدن به مقصد و گرفتن نتیجه دلخواه پاداش صبر و تحمل و شکیبایی و بودن در مسیر برای افراد این مسیر زیباست 👏👏👏
جی پی اس ۵۸ کیلویی من روشنه و داره چشمک میزنه و چراغش روشنه و علامت میده که داریم به مقصد مورد نظر نزدیک میشیم💃💃💃 .جی پی اس شما چطور؟
لاغر شدن حق طبیعی من و همچنین آسون ترین کار دنیاست اگه راه شو بلد باشیم 🌹🌹🌹
با تشکر از راهنمایی و زحمات استاد گرامی 🙏🙏🙏🌹🌹🌹
با آرزوی بهترین ها برای خودم و همه دوستان 🌹
نشان های دریافت شده
سلام و درود هم مسیری عزیزم😍
دیدگاه فوق العاده ای بود و انگار قلم من در حال نوشتن بود وزن ایده آلتون و در کل در دیدگاهتون یک حس مشترک بودن پیدا کردم ….انشالله تو ایستگاه ۵۸کیلویی همو ملاقات می کنیم 🤝🥰🌹
به نام خدایی که در این نزدیکیست💖💖💖
سلام دوست عزیز.🌷
خوشحالم که نوشته من حس خوبی به شما منتقل کرد نوشته شما هم بسیار زیبا بود و از خواندنش لذت بردم.
ان شا الله که با آرامش و لذت به ایستگاه ۵۸ کیلویی مون که حق الهی و طبیعی مونه برسیم
و آرزو میکنم که همیشه تن تون سالم و لب تون خندون باشه.🌷🌷🌷
نشان های دریافت شده
سپاس مهربان
روزگار مملو برکت جانا ❤️🍃🌸
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
همه ما حتی یه روز هم که شده در وزن ایده ال خودمون بودیم ولی همش می گیم الان خیلی دور شدیم چیکار کنم این همه وزنم بیاد پایین هر کاری می کنم نمی شه البته این حرفها مال قبل از شروع دوره بوده ولی حالا که با این مسیر هدایت شدیم جی پی اس رو روشن کردیم و باورمون این شده که پس یه روزی در اون وزن بودیم ولی حالا مسیر رو گم کرده بودیم راههای اشتباه می رفتیم حالا که جی پی اس و پیدا کردیم که همون مسیر لاغری با ذهن هستش دوباره ما رو داره به وزن ایده المون می رسونه چیز عجیبی نیست داریم می رسیم .وقتی بتونیم موانع و برداریم در این راه خیلی راحت به وزن ایده المون می رسیم . باور کنیم که این تنها راه رسیدن به تناسب اندامه .
هر روز خودمو جلوی ایینه نگاه می کنم اولا صورتم و خیلی دوست دارم الان چون خیلی متناسب تر شده خیلی خدا رو شکر . و بعد یه لباس خوب که می پوشم معلوم می شه که چقدر تغییر کردم خوشم میاد .مثلا دیروز صبحونه املت خوردیم من و همسرم بعد رفتیم خرید فارمرز مارکت بعد اومدیم خونه اینا رو گذاشتیم رفتیم پیاده روی کردیم بعد دیگه اومدیم خونه قهوه نیمروزی خوردیم بعد ساعت ۵:۳۰ غذا خوردیم بعدش فیلم دیدیم من میوه اوردم خوردیم و آخر شب که همسرم یه بستنی اورد منم خوردم این یه روز از روزهای من بود .دیگه هی ترس داشته باشم چی می خورم و الان دیروقته نخورم و آب باید خیلی بخورم و ….. عین یه فرد متناسب عمل کردم ها بزنم و اینا نبود
نشان های دریافت شده
به نام خدا
پونزده سال پیش تو ایستگاه ۵۴ کیلو بودم و فوق العاده عالی و متناسب و بعد به ایستگاه ۷۷ رسیدم و حالا دور زدم و دوباره دارم برمیگردم به ایستگاه ۵۴ کیلو، به جایی که بودم. خیلی راحت و آسون، بدون سختی و زحمت، قدم به قدم هر روز با آگاهیهای بیشتر با نقشه واضحتر،حالا احساس می کنم چیزی که منتظرش بودم داره برای من هم اتفاق میافته. افتادن در سرازیری لاغری.
تغییر درنگرشهام ، رفتارهام، چیزهایی که سالها نمیتونستم تغییرش بدم حالا خیلی عادی و برنامه روتین زندگیم شده .کنترل اینکه همش چقدر خوردم پرخوری کردم رو اعصابم بود. حالا چند وقتی که به میزان غذا اهمیت نمیدم به حجم غذا فکر نمیکنم فقط و فقط به احساسم. احساس سیری و خیلی خوب و عادی این حالت برای من به وجود میاد. حالا که شاید با نصف بشقاب غذا سیر میشم فکر می کنم واقعاً چطور من قبلا با یه بشقاب و نصفی احساس سیری می کردم البته شاید ه م احساس انفجار نه سیری. همون آدم الان با نصف بشقاب احساس سیری می کنه و شاید ساعتها هم اصلاً گرسنم نشه چیزی که تو رژیم های قبلی نبود بیشتر از نصف بشقاب غذا میخوردم ولی با احساس گشنگی از سفره بلند میشدم و دائم هم احساس گشنگی داشتم و فکر می کردم کم غذا خوردم و گشنمه و همین باعث میشد خیلی زود اون رژیمها رو بی خیال بشم. وقتی به رفتارهای الانم دقت میکنم واقعاً قدرت ذهن برای خودم هم جالب میشه. خیلی خوشحالم که از مسیر چاقی دور زدم و به مسیر لاغری برگشتم .
تا مقصد چیز نموده فقط باید همچنان تو مسیرم ادامه بدم.
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! برای طی کردن هر مسیری به راهنما نیاز داریم و اگر برای لاغری هم راهنما داشته باشیم سریع تر و زودتر به مقصد میرسیم. همانطور که برای پیدا کردن مسیر از Gps استفاده میکنیم, برای لاغری هم باید از GPS درونی خودمان بهره ببریم. مسیر لاغری ذهنی با مسیر چاقی کنار هم هستند، فقط جهت آنها متفاوت است. مثل جادهای که دو باند دارد یکی برای رفت و دیگری برای برگشت و این ما هستیم که تصمیم میگیریم کدام باند برایمان مسیر رفت و کدام باند، مسیر برگشت باشد.
تاکنون مسیر چاقی مسیر رفت، برایمان بوده است که ما را از مبدا سلامتی و تناسب اندام به مقصد چاقی رسانده است. بعد از حرکت در مسیر چاقی و دیدن نشانه ها و عوارضی که به ما فشار می آورند تصمیم میگیریم مسیر را دور بزنیم و به مقصد سلامتی و تناسب اندام خودمان برگردیم اما چون مسیرهایی که انتخاب می کردیم بسیار سخت و طاقت فرسا و پر از دستانداز و مانع بوده است، خسته شدیم و به همان مسیر آسفالت و صاف چاقی برگشتیم. گرچه برای ما چاق تر شدن و ادامه دادن در مسیر چاقی بسیار طاقت فرسا و زجرآور است ولی ذهن ما طی کردن مسیر راحتتر را به مسیر پر پیچ و خم و پر از موانع ترجیح می دهد.
ما هر چیزی را از طریق آموزش دیدن، یاد میگیریم. چاقی را هم از طریق والدین و اطرافیان آموزش دیده ایم. با اینکه اگر لاغری را یاد بگیریم آگاهیهایمان در مورد چاقی از بین نمیرود ولی میتوان لاغری را هم در کنار چاقی بیاموزیم و به مرور زمان این آموزش ها جایگزین آموزه های قبلی میشود و وضع جسمی مان از حالت چاق به حالت متناسب تغییر میکند. اما در این مسیر ما به راهنما احتیاج داریم که همان آموزشهای لاغری است. باید بدانیم که تنها مسیر صحیح برای لاغری همان مسیر لاغری با ذهن است که عکس مسیر چاقی می باشد. یعنی برای لاغر شدن باید از همان مسیری برگردیم که با آن چاق شده ایم، فقط این بار حرکتمان در جهت مخالف آن است.
از جمله نشانه های این که مسیرمان از چاقی به سمت لاغری تغییر کرده این می باشد، که دیگر ترس از چاق شدن و ترس از مواد غذایی در ما از بین رفته است و ما باور کردیم که میتوانیم متناسب شویم.
همه ما دوست داریم متناسب باشیم ولی خیلی ها باور ندارند که میتوانند به وزن ایدهآل شان برسند در حالیکه اگر درست فکر کنیم همه ما روزی در وزنی که الان آرزویش را داریم بوده ایم و هیچ کدام از ما نمی تواند الان به طور مثال ۹۰ کیلو وزن داشته باشد ولی از وزن ۶۰ کیلو گذر نکرده باشد، بنابراین وزن اگر ۶۰ کیلو ایدهآل ما باشد ما یک زمان در این وزن بوده ایم و باید بدانیم و باور کنیم که باز هم میتوانیم این کار را انجام بدهیم. ابتدا باید سختی کار را برای خودمان آسان کنیم و به این شکل باورمان را تغییر بدهیم که من یک روز در ایستگاه وزن ایده آلم حضور داشته ام و فقط به اشتباه از آن رد شده ام و حالا با آموزش های ذهنی لاغری که همان GPS لاغری است, دوباره مسیر درست را پیدا می کنم و به مقصد صحیح می رسم. تاکنون فقط به خاطر نداشتن GPS و راهنما و انتخاب مسیر های غلط و دشوار از مسیر خودم دور شده ام ولی به زودی به ایستگاه وزن ایده آلم که در من وجود دارد و فقط از آن عبور کرده ام به امید خدا برمی گردم.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی و همه همراهانم
این فایل GPS فوق العاده بود
از این آسانتر نمی شد مسیر برگشت به تناسب اندام را توصیف کرد
چقدر شنیدن این فایل به ما انرژی و امید و دلگرمی میدهد
دست مریزاد استاد ممنونم که اینقدر عالی مسائل را موشکافی کرده و درک آنرا برای ما هنرجویان آسان میکنید
همین یک فایل ایجاد شور و اشتیاق چند برابر در ما کرده و این مسیر زیبا را با این GPS قدرتمند طی کرده و در نقطه پایانی رسیدن به هدف را جشن میگیریم
نشان های دریافت شده
سلام
من جی پی اس لاغری زمانی از همه بردیم روشن کردم اون روز از خودم بریدم ناخواسته گفتم خدا دیگه خستم واقعا خستم از رژیم گرفتن و چاق شدن خستم من میدونم ک مشکل من از رژیم نیس من دیگه خستم خودت نشون بده چیکار کنم
دقیقا اینطوری
شب موقع خواب در حالی بغض داشتم تو اینستا نمیدونم چی نوشتم چندین پست بالا اورد از سه تا پیج من هر سه رو ذخیره کردم ولی فرداش از بین اونها پیج استاد باز کردم و شکر میکنم خیلی خدا من.و دوس داره
همین ک الان من بدون عذاب وجدان بدون ترس دارم یه لقمه میخورم اونم با ارامش برام خیلی میارزه
خدا رو شکر ک این راه راه برگشت داره
میشه برگشت و لذت برد
با مخالفتهای زیاد ک همسرم داره و خانواده بدون هیچ پشتیبانی حمایت کننده ای شروع کردم رایگان ها رو استفاده میکنم
تنها حمایت کننده من خدا و استاد عزیز هستن
نمیدونم چجوری ولی از خدا میخوام روزی من تناسب باشه
زندگی من مثل بازی مار پله بود
هر دفعه از بالا از تموم راههای ک رفتم بودم میومدم پایین و تموم زحمتهام ب باد میرفت
می افتادم تو دست انذار یا اشتباه میرفتم
ولی خواستم ک از مسیر درست برم مسیر لاغری با ذهن مسیری ک فقط و فقط قصدش اینک ب ما نشون بده ما میتونیم بابا ما از گنجهایی ک خدا برامون گذاشته ذاتا داریمش دور شدیم اونا هستن و فقط باید من مسیر و برگردم
مثل خونه تکونی باید بتکونیم همه غبارهای چاقی رو
و تمیزی ب وجود خودمون ب ذهنمون بیاریم
باید این مهمون ناخوانده رو بزاریم ک بره با رفتارمون بهش بفهمانیم ک باید
بره
بنام خدا
گام 36 1400/06/27
مسیر لاغری ذهنی ، همانند مسیر چاق شدن است ، فقط جهت آنها تفاوت دارد.مثل جاده اتوبان که دوتا باند داره ، رفت ، برگشت.
و باند رفت و برگشت هم براساس تصمیم و هدف راننده مشخص میشود.
چاقی مسیری است که ما برای زندگی کردن انتخاب کرده ایم. مسیری که مارو از مبدا خود که سلامتی ، زیبایی و لاغری بوده به مقصدی که نتیجه اش اضافه وزن و بیماری است منتقل کرد.
و ما در مسیر خودمون که چاقی بوده ، نشانه هایی دیدیم که سبب شد از مسیر حرکت خودمون لذت نبریم تصمیم گرفتیم که به مبدا خودمون که همون لاغری و زیبایی برگردیم.اما مسیر هایی که برای بازگشت و دور زدن رفته بودیم ، صحیح نبوده اند و جاده هایی خاکی و خراب بودند.
و حرکت کردن ما در این مسیر ها ( رژیم و ورزش) اونقدر سخت و طاقت فرسا بود که بعد از مدت زمان کوتاهی ترجیح میدادیم که تو همون مسیر قبلی چاقی برگردیم و حرکت کنیم.
چون که حرکت در مسیرهای اشتباه برای لاغری سخت تر از چاق شدن بود .
به همین دلیل هم ذهن ترجیح میداد که همون مسیر قبلی رو طی کنه ، با این که میدونست نتیجه چاق تر شدن بسیار سخت و رنج اوره ولی برای ذهن ما طی کردن مسیر اهمیت داره نه نتیجه نهایی. و از اونجایی که طی کردن این مسیر ، سختی و زحمتی به همراه نداره ، ذهن ناخوداگاه ما اونو به روش لاغری ترجیح میداد.
ما در یادگیری هر موضوعی اموزش دیدیم ، از طریق والدین ، جامعه و….پس بنابراین در یادگیری هر موضوعی آموزگار داشتیم.
حالا ما چاقی رو از خانواده و اطرافیانمون یاد گرفتیم و مهم هم نیست که از نتیجش راضی باشیم یا نه ، چون به هر حال هراموزشی نتیجه ای به همراه داره . و شاید الان این شرایط و دوست نداشته باشیم و بخوایم تغییرش بدیم و هر کاری هم که کردیم ،موفق نشدیم. به این دلیل که هیچ اموزشی رو نمیشه با اموزش دیگه از بین برد ولی میشه در کنار اون اموزش قبلی موضوع دیگه ای رو هم یادگرفت.
وقتی یک موضوعی رو یادبگیریم و هرچه از شروع ان یادگیری بیشتر بگذره، تسلط ما براجرای آن مهارت ، بیشتر شده .
ما میتوونیم با یاد گرفتن لاغری با ذهن ، لاغرشدن رو در کنار چاق بودن یادبگیریم و به مرور وضعیت جسمیمون از حالت چاق به حالت متناسب تغییر پیدا کنه .
و ما در این مسیر نیاز به راهنما داریم ، مثل جی پی اس که وقتی در جایی گم میشیم ، مسیر رو به ما نشون میده. و آموزش های لاغری با ذهن راهنمای ما برای رسیدن به سمت وضعیتی که میخوایم داشته باشیم هست .
ما باید از همان مسیری که چاق شدیم ، از همان مسیر هم لاغر بشیم.و لاغری با ذهن دقیقا در جهت مخالف مسیر چاق شدن است و بهترین مسیر برای لاغر شد ن .
و تغییراتی که با استفاده از محتواهای آموزش لاغری با ذهن تجربه میکنیم ، دقیقا در خلاف جهت حرکت خود در مسیر چاق شدن است و به صحت و مسیر لاغرشدن اطمینان پیدا میکنیم.
یکی از افکار همیشگی فرد چاق، ترس از چاق تر شدن است.و این از نشانه های حرکت در مسیر چاقی است. که با قرار گرفتن در مسیر لااغری با ذهن، تغییر نگرش ها و احساسات به مواد غذایی ، ثابت میکند که ما در مسیر لاغری هستیم .
پس جی پی اس خودمون و روشن کنیم و ادامه بدیم .
در هرموضوعی درزندگی مهم تر از این که چه دلایلی باعث موفقیت میشه ، اینه که چه موانعی مانع موفقیت میشه . چون اگه مانع رو برطرف کنیم ، موفق شدن خیلی ساده و راحت تر میشه .
بیشتر اموزش ها در جنبه های مختلف بر این پایه ان که چه تلاشی برای موفق شدن باید انجام داد اما برطرف کردن موانع بهترین راه حل برای موفق شدن است.این موضوع در لاغری با ذهن به شدت اهمیت داره ، و ما به اندازه ای که بتونیم موانع لاغ شدن رو در ذهنمون برطرف کنیم ، نتیجه خیلی راحت تر به دست میاد . به دلیل سالها درگیری با چاقی و به اندازه اضافه وزن خود، افراد خیلی عجله بیشتری برای متناسب شدن دارند .
یکی از مهم ترین و اصلی ترین موانع لاغرشدن ، این است که افراد باید باور کنن که میتونن متناسب و لاغر بشن.
دو عامل مهم در رسیدن به نتیجه خیلی نقش داره
درسته که روش های قبلی برای ما نتیجه داشت ولی اگه ماندگار بود که ما اینجا نبودیم!
نتیجه ی داعمی لاغری ، با ذهن به وجود میاد.چون که ما اول از همه ذهنمون و متناسب میکنیم ،تصویر های ذهنی و تفکر خودمون نسبت به خودمون و مواد غذایی، چاقی و لاغری رو تغییر میدیم و اصلاح میکنیم .
و مجموعه این تغییرات ، ابتدا باغث ایجاد تناسب فکری و سپس تناسب جسمی افراد میشه .
باید باور کنیم که میتونیم لاغر بشیم ، دوست داشتن با باورکردن تفاوت زیادی داره .
باور کردن یعنی اینکه صد در صد به اتفاق افتادن چیری مطمعن باشیم ، ولی دوست داشتن اینطوریه که میخوایم چیزیو داشته باشیم که نمیدونیم ، میتونیم داشته باشیمش یا نمیتویم .
فکر میکنم 66 کیلو هستم . حدود 26 کیلو اضافه وزن دارم . دوست دارم به وزن 40 کیلو برسم . وزن ایده ال من 40 کیلوعه و تناسب ایده ال خودم رو در وزن 40 کیلومیبینم و دوست دارم در اون وزن باشم . بله شاید یادم نباشه ولی وقتی بچه تر بودم ، در اون وزن بودم .
ما یهویی از وزن مثلاا 40 کیلویی، نپریدیم که بشیم 60 کیلو و.. ، همه ی عدد هارو بالا رفتیم تا به این عدد رسیدیم ، حتی شده یک روز هم در وزنی که دوست داریم داشته باشیم ، بودیم ، در واقع همه ی ما یک روزی تو اون وزنی که الان برای خودمون غیر ممکن میبینیم بودیم و نمیتونیم باورش کنیم !
*بنابراین منی که در اون وزن بودم ، مجددا هم میتونم در اون وزن باشم *
ما یک روزی در وزن ایده ال خودمون بودیم یک روزی ایده ال بودیم ، یک روزی عالی بودیم ولی اون ایستگاه رو رد کردیم و میخوایم که دوباره به اون ایستکاه برگردیم .
الان اگه ما یا خودمو میگم که در حال حاظر 66یا نمیدونم شاید بیشتر و یا شاید هم کمتر وزن دارم و میخوام که به وزن دلخواه ایده ال خودم 40 کیلویی برسم ، نگم الان باید برای کم کردن این 26 کیلو ، یک عالمه تلاش کنم ، سختی بکشم و….
بلکه اینو به خودمون یاداوری کنم که من یکروزی در اون وزن بودم الان دوباره میخوام برگردم به ایستگاه 40 کیلویی .
بارها در زندگی پیش اومده که ما مقصدی رو رد کردیم . مثلا میخواستیم جایی بریم که مقصد و رد میکنیم ولییی هیچوقت ناامید نمیشیم که الان مقصد و رد کردیم و دیگه چبکار کنیم و … بلکه مسیر مقصد رو میپرسیم و جویا میشیم و دور میزنیم و دوباره به سمت مقصد میریم ، مثلا الان امروزه جی پی اس ر اهنمای ما در مسیر ورسیدن به مقصد هست .
چاقی و اضافه وزن هم کاملا اینطوره . در واقع تصورات ما و حرف های ما د ر مورد اضافه وزن ، سبب ایجاد باری سنگین در ما میشه که توان متناسب شدن رو در خود نمیبینم (من چاقم ، بدشانسم و…) با برچسب هایی که به خودمون میزنیم ، توان و اراده و امکان متناسب شدن رو در خودمون نمیبینیم ، باید موضوع رو برای خودمون ساده و قابل باور کنیم.باید سختی کار اسون بشه وباید گفتگوی ذهنیمون تغییر پیدا کنه.
و تمام این فایل ها برامون حکم جی پی اس رو داره . در واقع لاغر ی با ذهن جی پی اس ما برای رسیدن به مقصد داعمی لاغریه .
و ما وقتی متوجه شدیم که یروزی در اون مقصد بودیم . اون رو رد کردیم و دوباره میخوایم برگردیم ، جی پی اس رو روشن و فعال کردیم .
و دقیقا هم مثل جی پی اس مارو راهنمایی میکنه و مسیر رو بهمون نشون میده و نمیزاره گم بشیم وهمین الان تو فایل گام 36 ام متوجه شدم که چرا قبل از اینکه فایل جدید و ببینم و سوال و یا رفتاری برام پیش میومد و اتفاق می افتاد که جوابش در فایل بعدی بود ! خدایا شکرت که جی پی اسم فعال شده ! الهی شکرت
خیلی مهمه که افکارمون رو درباره لاغری و اضافه وزن و .. تغییر بدیم.
همه ما به دنبال برگشتن به وضغیت ایده ال خودمون هستیم که الان اینجاییم و این به دنبال بودن باعث شده که ما چند سال راه های مختلف رو طی کرده باشیم ، که همه اشتباه بوده و نرسیدیم و خسته شدیم و از خداوند کمک خواستیم و تسلیم شدیم و به طریقی که اونو اتفاقی میدونیم با این مسیر اشنا شدیم .ولی این اتفاقیه همون جی پی اسیه که خدا برامون روشنش کرد ! خدایا شکرت
بنابراین الان که اینجا هستیم بخاطر اینه که جی پی اسمون ر روشن کردیم واون ما رو در رسیدن به ایستگاه ایده المون کمک میکنه.و این کار اصلا هم چیز سختی نیست .
باید باور کنیم که میتونیم لاغر بشیم و اینوباور کنبیم که یک روزی ما در حالت ایده ال خودمون بودیم واین باور خودش به کلی ارامبخشه.
شاد و پیروز و متناسب باشید
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
چه موانعی مانع موفقیت ما میشه ؟
اکثر آموزش ها برای اینه که ما باید چه تلاش هایی رو باید بکنیم تا موفق بشیم
برای لاغری گفتند این دارو رو باید سر ساعت بخوری تا لاغر بشی .این ورزش رو باید انجام بدی تا لاغر بشی. این خوراکی ها رو نباید بخوری چون چاق کننده هست . این کمربند رو باید ببندی چون باعث چربی سوزی میشه و..
همه روش ها سعی در تغییر نتیجه داشتند و هیچ کدومشون نگفتند این عامل باعث چاقی تو شده و ریشه یابی مشکل نکردند.
برای همین هیچ کدوم از روش ها نتیجه ماندگاری نداد و ما فقط فشار و سختی به خودمون وارد کردیم و بعد از پایان دوره همچنان دچار اضافه وزن بودیم.
برای رسیدن به هر خواسته ای نتیجه ماندگار خیلی مهمه
الان متوجه شدیم که مشکل لاغر نشدنمون به خاطر باورهای اشتباهمون بوده که سال ها برروی ذهن ما تاثیر گذاشته و باعث شده این قدر ما در برابر لاغری مقاوم باشیم .
در واقع باورهای اشتباهمون مانع لاغری ما شده
هرچه موانع ذهنی رفع بشه ما راحت تر به لاغری می رسیم.
مهمترین موانع لاغری اینه که افراد باور کنند می تونند متناسب بشوند
دوست داشتن به تنهایی کفایت نمی کند چون آدمی توی هر مرحله از زندگی خواستار خوبی ها و زیبایی هاست .ولی زمانی به اون خوبی ها و زیبایی ها می رسه که به خودش ایمان بیاورد و باور کنه که لایق اون خوبی هست .
توی مسیر لاغری با ذهن هم اول تناسب فکری بعد تناسب جسمی
باید باور کنیم و به خودمون ایمان بیاوریم که می توانیم لاغر بشویم.
ما از ابتدای کودکی خیلی متناسب بودیم و با خیال راحت و بدون هیچ گونه دغدغه ی فکری زندگی می کردیم تا اینکه در یک برهه زمانی نه چندان دور گرم به گرم به وزن ما اضافه شده و کم کم دچار اضافه وزن شدیم
و برای رسیدن به لاغری هزاران راه رو امتحان کردیم
اینقدر بعضی هامون در مسیر این راه ها سختی کشیدیم که اون مقدار اضافه وزنی که سال ها در صدد کم کردنش بودیم و هی دوباره بر می گشت توی چشمامون خیلی بزرگ شده و برای خودمون رسیدن به لاغری مثل رفتن به یه کوه بزرگی که توی ذهنمون ساختیم هست و از طرفی چون سال ها اون وزن رو تحمل کردیم الان از خدامون هست زودتری از دستش خلاص بشیم .
توی باور خودمون هم رسیدن به لاغری امری دشوار هست وهم عجله داریم برای رسیدن به اون.
به زندگی خودمون توجه کنیم ما یه هویی به این سن و وزن نرسیدیم
اول جنین بودیم و بعد شدیم نوزاد و کودک و مهد کودکی و بچه مدرسه ای و نوجوان و و جوان و دانشجو بعد شاغل و …تا اینکه رسیدیم به سنی که الان هستیم
وزنمون هم همین طوری گذشته
اول نیم کیلو بعد یک کیلو و یک کیلو و نیم و بعد دو و سه و پنج و ده و پانزده و سی و چهل و هفتاد و …
اصلا کل جهان هستی روی مدار نظم پا برجاست
یه درخت تنومند اول بذر و هسته بوده و بعد مرحله به مرحله رشد کرده و شده نهال و درخت
زندگی و روند چاق شدن ما هم همینطور مرحله به مرحله طی شده .
خیلی مهمه باور کنیم ما توی سن ایده آلمون بودیم و بعد چاق شدیم
مسیر چاق شدن ما مثل اینه که از تناسب انداممون که شهر سرسبز و خوش آب و هوایی بوده سوار بر قطار اضافه وزن شدیم و راهی شدیم به سرزمین چاقی که شهری پراز ممنوعیت های خوراکی و پوشاکی و پر از درد و رنج و بیماری و… هست .از اونجایی که فاصله ی شهری تا سرزمین چاقی خیلی زیاد بود و قطار یک سره نبود مجبور شدیم برای رسیدن به سرزمین چاقی چندین ایستگاه عوض کنیم.
توی مسیر و ایستگاه های مختلف گاهی یک سری حرکاتی مثل تموم شدن بلیط و گم کردن مسیر و .. (که همون انواع رژیم ها) که انجام می دادیم باعث می شد ساعت ها توی ایستگاه منتظر قطار باشیم کمی دیر تر به ایستگاه های بعدی برسیم .
توی همین مسیر سفر بود که اضافه وزن و چاقی حسابی بهمون فشار آورد و کلی از نظر روحی و روانی ما رو به هم ریخت هی ایستگاه عوض کردیم و هی این حال بد همراه ما بود و دیگرانم هیچ توجهی به حال ما نداشتن و براشون اصلا مهم نبود ما کی هستیم و چه حالی داریم هرکی سرش توی زندگی خودش بود .اونایی هم که حس دلسوزیشون گل می کرد یا طعنه میزدن یا نسخه رژیمی برامون می گرفتن نا امید و دل خسته راه رو طی کردیم تا اینکه ایستگاه دهم که منتظر قطار بودیم و روی صندلی نشسته بودیم که یک هو استادی توانا روی صندلی کناری ما نشست و منتظر قطاری بود که مسیرش رفتن به همون شهر سرسبز و خوش آب و هوایی بود که ما سال ها پیش اون رو رها کرده بودیم و متوجه شد که ما اهل اون دیار خوش آب و هوا بودین و الان به خاطر دوری از اون شهر کلی حالمون دگرگون شده با هم کمی بحث و گفتگو کردیم و با حرفاش در هایی از نور و امید رو به روی ما گشود.
الان ایستگاه دهم چاقی بودیم که متوجه شدیم تمام راه رو اشتباه رفتیم و باید از همون مسیری که رفتیم برگردیم .
باید بپذیریم که ما قدرت بازگشت به شهر سرسبز خودمون داریم و افکار و باورهای چاقی رو توی همون ایستگاه جا بذاریم و با اراده قوی بر گردیم به ایستگاه اول.
برگردیم تا حالمون مثل روز اول خوب خوب بشه و با خیال راحت و همیشه توی اون شهر زیبای خودمون (سرزمین لاغری) با دلی خوش زندگی کنیم.
روز اولی که دانشگاه قبول شدم و راهی شهر دیگری شدم هیچ وقت یادم نمیره آخه آدرس رو بلد نبودیم و مکان دانشگاه رو چیزی که زده بودن توی سایت با آدرسی که محل ثبتنام بود فرق داشت و ساختمون دانشگاه به دلیل پاره ای از تعمیرات محل رفت و آمد کارگران ساختمانی بود .از اونجایی که ما ماشین نبرده بودیم مجبور بودیم با تاکسی جا به جا بشیم و هی تاکسی سوار می شدیم و هی آدرس اشتباه نصیبمون می شد و هی پیاده و دوباره مسیر جدید یعنی چندین تاکسی عوض کردیم و مسیرها رو بر می گشتیم تا دست آخر به مقصد اصلی رسیدیم.
یا روز اولی که توی بنگاه رفتم و قرار بود قولنامه ثبت سیستمی بنویسم و از اونجایی که متن توضیحات توی سایت می نوشتم و متنش زیاد بود و از طرفی هم اختلاف بود بین فروشنده و خریدار بر سر تخلیه خانه خریداری شده توی همین اوضاع و احوال سایت بسته شد و کل متنی که تایپ کرده بودم پاک شد و پی به اشتباهم بردم که باید این گونه قرارداد ها رو توی ورد تایپ کنم بعد کپی پیس کنم چون زمان باز بودن سایت برای نوشتن توضیحات خیلی کم هست.
من کارهای نقشه کشی هم انجام میدهم و شده که نقطه های جی پی اس نقشه زمین های هکتاری رو درست وارد سیستم کردم ولی به دلیل قاطی بودن شماره نقاط خط هاش رو اشتباه به هم وصل کردم و باعث شده که نقشه و متراژ زمین جزئی عوض بشه و پی به اشتباهم بردم و تنظیمات جی پی اس رو تغییر دادم که نقاط رو مرتب ذخیره کنه و مشکل پیش نیاد.
این سه روز از زندگی من بود که مسیر رو اشتباه رفتم و چون هدفم که ثبتنام دانشگاه و بهترین خدمات به مشتری هست خیلی برام مهم بود همه سختی راه رو به جون میخریدم و مشکل یابی کردم و بر می گشتم تا به سر مقصد اصلی ام برسم.
گاهی وقت ها تا اشتباه نکنی و مسیرش رو طی نکرده باشی چیز جدیدی رو کشف نخواهی کرد .من با هر اشتباه کلی چیز جدید یاد گرفتم که باعث پیشرفتم توی زندگی شد که اگه اون اشتباه رو نمی کردم شاید هیچ وقت هنر جدیدی رو کسب نمی کردم و تمام زندگیم رو تحت تاثیر قرار نمی داد.
الانم خدا رو شکر متوجه اشتباه بودن باورها و مسیر چاقیم شدم و پی به مشکلم بردم و انشالله با اراده خیلی قوی مسیر برگشت رو در حال طی کردن هستم و خیلی زود به سرزمین لاغرها می رسم.
لاغری با ذهن تمام جنبه های زندگی من رو تحت تاثیر قرار میده و این روش عالیه .من همیشه دنبال بهترین ها هستم و خیلی محکم توی مسیر هستم.
چیزی نشد برای من وجود نداره و نخواهد داشت.
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
من اگر موانع ذهنی رو برای لاغری بردارم نتیجه خیلی راحت تر برای من به وجود میاد .
در بحث لاغری دو موضوع خیلی مهم هست یکی نحوه ی کسب نتیجه در لاغری هست و دیگری ماندگاری اون روش هست که چقدر ماندگاری داره . از خودت بپرس آیا میتونیم چند سال با اون روش در تناسب باشیم ؟؟؟ اگر میتونیم پس حتما روش خوبی هست و باید ادامه اش بدیم .
اما این دو مورد رو هر چقدر من دقیق تر نگاه میکنم در روشهای گذشته ی خودم به هیچ عنوان پیدا نمیکنم من کسی بودم که سالها با ورزش سنگین و رژیم خودم رو به زور و چنگ و دندون لاغر نگه داشتم و چاقی رو هیچ وقت قبول نکردم حتی بوده یه جاهایی دیگه خسته شدم و اونها رو برای یه مدت رها کردم و وزنم خیلی سریع برگشته اما بعد از مدتی دوباره به عشق لاغری شروع کردم و خودم رو لاغر کردم اما همیشه لاغری برای من همراه با سختی و رنج و محدودیت بوده و نتیجه هم که مقطعی بوده و هیچ وقت در اون نتیجه ی عالی نموندم و همین مورد بیشتر من رو اذیت میکرد که چرا نتیجه ماندگار نیست .
اما در این روش ذهنی که وارد شدم دقیقا همه چیز برعکس هست اول اینکه من هر روز از بودن در مسیر لذت میبرم و خوشحالم و هیچ رنج و سختی که نداره هیچ بسیار آسان هم هست و دوم اینکه در این مدت ۲۲ ماه که در سایتم هیچ برگشت وزنی نداشتم و تازه هر روز دارم متناسبتر و لاغر تر و شاداب تر و سلامت تر میشم .
من از وقتی وارد این مسیر شدم و دلیلهای چاقی خودم رو رد کردم و پذیرفتم هیچ عامل بیرونی در چاقی و لاغری من دخالت نداره و خودم مسول چاقی و لاغری خودم هستم اونحا بود که باور کردم میتونم لاغر بشم و همین باور کردن راه رو برای من خیلی هموارتر کرد و این باور کردن بسیار مورد مهمی در این روش هست که خیلی فرق داره با دوست داشتن که من دوست دارم لاغر بشم من هم دوست دارم هم باور دارم که میتونم لاغر بشم و این دو کنار هم برای من غوغا میکنن و قطعا در رسیدن به هدفم بسیار کمک من خواهند کرد .
من خوشبختانه جز افرادی بودم و هستم که وقتی جواب تمام سوالت استاد در رابطه با وزن الان و وزن دلخواه و .. رو دادم و در آخر که استاد پرسیدن آیا در این وزن بودی خیلی راحت گفتم آره بودم همین ۷ و یا ۶ سال پیش با رژیم و ورزش سنگین به این وزن رسیدم و قبل از ازدواح هم که سالها در این وزن بودم و اصلا برام چیز محال و غیر ممکنی نیست و میگم من که در این وزن سالها بودم حتی هنوز لباسها و مانتوها ی اون دوران ۵۹ کیلویی خودم رو دارم و حتی کلی عکس و فیلم هم دارم و تا چند وقت پیش عکس پروفایل خودم هم مال دوران تناسب ۵۹ کیلویی خودم بود که بگم ببین تونستم ببین این وزن مال من هست که چون راهم غلط بوده از دستش دادم اما دوباره به دستش میارم .
من سالها ایده ال و عالی بودم ولی از اون ایستگاه رد شدم و اما حالا میخوام دوباره برگردم به اون ایستگاه ۵۹ کیلو و اصلا کار سختی نیست .
به خودم میگم مثل این هست که من از شهر مبدا به سمت شهر مقصد رفتم و مدتها اونجا بودم حالا دوباره تصمیم گرفتم بر گردم به سمت شهر مبدا که بهترین راه میشه از باند مخالف همون مسیر رفت که موازی هم هستن فقط در جهت مخالف هم دیگه هستن و در مورد اضافه وزن هم دقیقا همینطور هست همه ی ما یک روز ی لاغر بودیم.
من بعد از ۲۲ ماه در سایت بودن یاد گرفتم که دیگه فقط برچسبهای خوب به خودم میزنم وبا خودم در صلح باشم و برای همین بارها به خودم میگم تو میتونی تو این روش رو باور داری تو توانایی داری تو به هدفت میرسی چون متعهدی چون پشتکار و انگیزه و استمرار داری و بارها میگم اگر من نرسم پس کی برسه ؟؟؟ بارها میگم این اضافه وزن در جسم من فیک من قبولش ندارم این یک مهمان ناخوانده هست که به زودی از جسم من میره من ایمان دارم به خودم به خدای خودم کم کمکم میکنه تا رفتارها و باورهای همسو با هدفم قویتر بشه تا من به هدفم برسم .
من بارها به خودم میگم فوق فوق اضافه وزن من ۵ یا ۶ کیلو هست برام مهم نیست کی کم میشه چون همین الانم از خودم راضیم از این همه آزادی و حال خوب و سلامتی و .. راضیم اما به راهم ادامه میدم اونم با عمل کردن به آموزشها و اصلا نگران هیچ چیز نیستم و مطمعنم چه بخوام چه نخوام من به وزن دلخواهم که ۵۹ کیلو هست خواهم رسید و لذت خواهم برد و واقعا دوست دارم یک بار دیگه تجربه ی این وزن ۵۹ کیلو رو در زندگیم داشته باشم حالا اگرشد تجربه کنم که چه بهتر که مطمعنم میشه چون من خالق زندگی و جسم خودم هستم حالا اگر هم نشد که مهم نیست چون اصل این هست که زندم و سلامتم و زندگی میکنم و لذت مببرم.
و تمام این دوره ها حکم جی پی اس داره که من جی پی اس رو روشن کردم که به مقصد مورد نظرم برسم و من دقیقا بااین آموزشها یاد گرفتم این عادتم غلطه نباید تکرار بشه این رفتارم درست نیست نباید انجامش بدم و یا این فکر م غلطه نباید اون رو داشته باشم و دقیقا مثل همون جی پی اس هست که به ما راه رو نشون میده از کدوم راه برو و به کجا بپیچ و … و استاد داره قدم به قدم به ما میگه چه کارهایی باید انجام بدی .پس من با این راه به مقصدم میرسم اگر به اموزشها و باید و نبایدهای این راه عمل کنم اگر عمل نکنم که رسیدنی در کار نیست .
من خودم یک مانع ذهنی که برای لاغری خودم داشتم این بود که روند گاهش وزن من انگار استپ شده ولی چند روز پیش در یکی از نوشته های استاد خوندم که اصلا همچین موردی وجود نداره بدن هر لحظه داره کار خودش رو انجام میده و فرایند هضم غدا و تبدیل اون به انرژی وجود داره ولی اگر من جسمم تغییر نکرده چون بهش خودم فرصت ندادم و این نشون میده من زیادتر خوردم و جسم من تمام تلاشش رو صرف اون مقدار اضافه کرده پس همواره جسم من در حال فرایند ترمیم هست و هیچ استپی در کاری نیست مگر زمان مرگ ما جسم ما استپ میکنه و تمام اون باور غلط من شکسته شده چون بارها در ذهنم مروز میکردم که انگار کاهش وزن من استپ شده ولی همچین چیزی محال ممکنه و وجود ندازه و این نشون میده من خودم در این مدت ر فتارهای درست و در مدار وزنی دلخواهم رو نداشتم که شاهد اون جسم سبکتر و لاغر تر نبودم و به خودم تعهد دادم بهتر عمل کنم تا به جسمم فرصت ترمیم بدم در واقع باوجود بودن در سایت و آموزشها بازم میخواستم با این باور غلط رفتارهای نادرست چاقی خودم رو توجیه کنم بازم مچ ذهن چاقم رو گرفتم نه خیر تو دستور پرخوری صادر میکنی و من بیشتر میخورم که به اون وزن دلخواهم نزدیک نشدم پس استپی در کار نیست خودم عامل کم نشدن وزن خودم بودم .بازم میخوام بهتر عمل کنم و خودم عامل لاغری خودم باشم و در اون مدار وزنی ۵۹ کیلو قرار بگیریم و درست رفتار کنم تا به ایستگاه ایده ال خودم برسم .
خدا من رو هدایت کرده به این راه پس به مقصد میرسم و اصلا برای من چیز محال و دوری نیست که در وزن ۵۹ کیلو باشم آخه من سالها درراین وزن بودم آخه ۶ سال پیش هم در این وزن بودم و بسیار زیبا و خوش اندام و خوش پوش و سبک بودم و بسیار از خودم عکس و فیلم دارم همین دیروز چشمم به مانتویی خورد در کمد که مال همون دوران ۵۹ کیلو بود من به این راه هدایت شدم پس حتما به نتیجه خواهم رسید پس من میتونم من میتونم اما به شرط عمل کردن به اموزشهای استاد به شرط بودن در مسیر و باور داشتن مسیر به شرط تعهد به این روش و استمرار داشتن در این مسیر من قطعا به نتیجه خواهم رسید به قول استاد میگه چه بخواهید چه نخواهید اگر در این راه باشی به مقصد میرسی و نتیجه برای همه وجود داره پس منم به زودی وزن دلخواهم رو تجربه خواهم کرد.
من چون یک بار در این وزن بودم دوباره هم میتونم به اون وزن برگردم فقط راهش رو گم کردم دارم پیداش میکنم که بر گردم دوباره به وزن ۵۹ کیلو میخوام بر گردم .
برگشتن به اون وزن ۵۹ کیلو حق من هست و اصلا چیز پیچیده ای نیست و هر روز دارم حرکت میکنم تا برگردم به ایستگاه خودم و اون وزن من بوده و میخوام دوباره برگردم اگر این همه سال راه اشتباه رفتم عیب نداره دوباره به لطف خدا و با تلاشهای خودم دارم برمیگردم به ایستگاه ۵۹ کیلویی خودم و شگفتی ساز این سایت تناسب فکری میشم و لذت میبرم ..
چقدر این فایل انگیزاننده بود چقدر به من احساس توانایی داد چقدر احساس خوب داد سپاسگزارم استاد گرامی
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده و مهربان
روز 151: روز 55 تکرار، شنبه 1400/6/20
سلام
یکی از راههای رسیدن به هدف و در آغوش گرفتن موفقیت شناخت موانع و برطرف کردن آنهاست. یکی از موانع نداشتن باور به خودمان است.
در زمینه متناسب شدن باید نخست باور کنیم که می توانیم متناسب شویم و توانایی لاغر شدن را داریم. و دوم اینکه راه درست رسیدن به موفقیت و هدف را پیدا کنیم. عید 1400 که با این روش آشنا شدم و دیدم حتی بسیاری نوجوان در این مسیر قرار دارند از خودم شاکی شدم که چرا زودتر با این روش آشنا نشدم و اون همه در مسیر غلبه بر چاقی زجر کشیدم و اون همه مثل یویو هی وزنم کم و زیاد شد و …. الان میدونم اگر زودتر با این روش آشنا می شدم مطمئنم این روش را باور نمی کردم دلیل باور من به درستی این روش این است که همه روشهای منطقی کاهش وزن را آزموده ام و چون از آنها به نتیجه نرسیدم به این روش ایمان پیدا کردم الان کاملا مطمئن هستم دلیل عدم موفقیت من در روشهای قبلی این است که باید به دو تناسب دست پیدا کنم اول تناسب ذهنی و بعد تناسب جسمی.
در روشهای قبلی بدون تناسب ذهنی با تلاش فراوان به تناسب جسمی می رسیدم ولی چون ذهنم با من همراه نبود مرا دوباره به چاقی می کشاند.
هم اکنون نخست روی ذهنم متمرکز شده ام. قدرت را از ژنتیک و غذا و …. گرفته و به خودم داده ام و با ارامش و حس خوب در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفته ام. حال باور دارم من می توانم بصورت پایدار به تناسب اندام برسم. اکنون ترموستات ذهن من روی وزن 56 کیلوگرم است و کافیست با آرامش و حس خوب ادامه بدهم و از این سفر لذت بخش خوشحال باشم ذهنم با راهنمایی احساس خوبم مرا به مقصد می رساند.
باید به خودم باور داشته باشم که برای متناسب شدن و رسیدن به وزن ایده الم و جسم متناسبم توانایی لازم را دارم من بارها این وزن را تجربه کرده ام و عدم موفقیت من به دلیل مسیر غلط بوده است و اکنون که به یاری خداوند در مسیر درست قرار دارم بی شک به مقصد خودم و ایستگاه ایده الم می رسم و محال است دوباره در مسیر چاقی قرار بگیرم و از ایستگاه خوشبختی ام دور شوم.
دخترم که کنکور داشت من تشویقش می کردم یکبار تراز بالای 6000 بدست بیاره می گفتم اگر یکبار این تراز رو بدست بیاری ابهت و سختی و دست نیافتنی بودنش درذهنت شکسته می شود و برایت باور پذیر می شود که می توانی موفق باشی و درصدهای بالاتری را بدست آوری. و جالب اینکه برایش آسان شد که می تواند دوباره و چند باره این تراز را بدست آورد.
من نخست متناسب و در اندام ایده الم آفریده شدم و خودم با طی مسیر چاقی جسمم را با مشکل روبرو کردم و اکنون که مسیر صحیح را یافته ام به لطف و یاری خدای مهربان دوباره می توانم به آنچه قبلا بوده ام بازگردم و دوباره طعم زندگی با جسم و ذهن متناسب را تجربه کنم.
می دانم هر چیزی حکمتی دارد و شاید حکمت چاقی ما هم کسب آگاهی ها و دانشی باشد که در مسیر دوباره متناسب شدن کسب می کنیم و همراهانی که در این مسیر می یابیم و ……. خدایا شکرت برای همه این تجارب لذت بخش و رسیدن به مقصد تناسب اندام با یک عالمه دستاورد با ارزش دیگر.