اگه تو هم مثل من یه روزی جلوی آینه وایسادی، شکمتو گرفتی تو، نفست بالا نیومد و گفتی “کاش لاغر بودم…” پس بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها سالها با این سوال درگیر بودیم. 🌀
📍 این جلسه ادامه گام ۳۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
ولی یه راز مهم هست که همهی مسیر رو تغییر میده:
✨ با همون نقشهای که چاق شدی، میتونی لاغر هم بشی! فقط کافیه این بار برعکسش حرکت کنی! ✨
🚗 مشترک بودن مسیر چاقی و لاغری؟! 😮
📍تصور کن که تو یه مسیر بودی که تهش چاقی بود. حالا اگه همون راهو برگردی، قدمبهقدم، آروم و بدون زور، به لاغری میرسی. درست مثل وقتی که از یه جاده اشتباهی رفتی و حالا فقط باید دور بزنی و برگردی به مسیر درست.
در این جلسه میآموزیم:

نقشه ذهنی لاغری دقیقا همین اتفاق رو برات رقم میزنه 🧠🗺️
این نقشه یعنی همون باورها، عادتها و فکرهایی که باید تغییر کنن تا بدنت شروع کنه به تغییر.
نه رژیم میخواد، نه سختی، نه محرومیت! فقط نیاز داره راهتو بشناسی و بر اساس ذهنی جدید، یه دنیای جدید برای خودت بسازی. 🌈
تمام جادههای دنیا از دو تا باند تشکیل شدن:
یکی باند رفت ➡️ و یکی باند برگشت ⬅️
حالا این وسط، چی تعیین میکنه که تو داری میری یا برمیگردی؟
🎯 دقیقا هدفت و تصمیمی که گرفتی!
فرض کن توی ذهنت داری از شهر “چاقی” به سمت شهر “تناسب اندام” حرکت میکنی… تو الان توی باند رفتی. داری با انگیزه میری سمت هدف. 🏃♀️💨
ولی یکی دیگه که توی مسیر برعکسه، یعنی داره از تناسب اندام دور میشه و به سمت چاقی میره، اون توی باند برگشته.
📍 این یعنی چی؟
یعنی مسیر چاق شدن و لاغر شدن یکیه! فقط جهت حرکتت فرق داره. و این دقیقاً همون چیزیه که بهش میگیم: نقشه ذهنی لاغری 🧠🗺️
وقتی نقشهی ذهنتو برای رفتن به سمت لاغری تنظیم کنی، همون مسیر قبلی رو این بار برعکس میری… نه نیازی به راه سخت و عجیبغریب هست، نه رژیمهای خستهکننده!
فقط کافیه جهتتو درست کنی و بری جلو 🚀

😕 چرا چاق شدم… اما لاغر نمیشم؟
تا حالا شده از خودت بپرسی:
“من که اینهمه تلاش کردم، پس چرا هنوز لاغر نشدم؟!”
اگر آره، بدون که این سوال یکی از پرتکرارترین سوالهای ذهن همهی ما بوده! 😟
واقعیت اینه که چاقی فقط یه وضعیت فیزیکی نیست، بلکه یه مسیره.
یه مسیری که توی ذهنمون انتخابش کردیم و کمکم، قدمبهقدم، از سلامتی و تناسب اندام 🚶♀️ رفتیم به سمت اضافه وزن و ناراحتیهای جسمی. 😔
🎯 ما سالهاست داریم سعی میکنیم برگردیم به اون مبدا زیبا، همون جایی که بدنمون سبک بود، شاد بود، راحت تو لباسا جا میشدیم و آینه باهامون قهر نبود.
ولی چرا موفق نمیشیم؟ چون مسیر برگشتمون اشتباه بوده…
❌ مسیر اشتباه برای لاغری، مثل جاده خاکی تو دل کویره!
رژیمای سخت، ورزش سنگین، دمنوش، قرص، جراحی و هر روشی که برای لاغری پیشنهاد می شود 😓
اینا همون جادههای خاکی هستن که فکر میکردیم ما رو به مقصد میرسونن… اما فقط ما رو خسته، بیانرژی و ناامید کردن!
انقدر که وسط راه برگشتیم به همون مسیر قبلی یعنی مسیر چاقی، فقط چون راحتتر بود. 😢
👈 تا وقتی نقشه ذهنی لاغری تو ذهنت فعال نشه، هر تلاشی مثل دویدن روی تردمیله… حرکت میکنی، اما جلو نمیری!
🔄 ذهن ناخودآگاه ما عادت داره مسیر آسونتر رو انتخاب کنه، حتی اگه اون مسیر ما رو ببره به چاقی بیشتر… چون نقشهی ذهنی ما هنوز همون مسیر قدیمی رو نشون میده.
🔑 راهش چیه؟ باید اول نقشه رو عوض کنیم!
یعنی با تمرین و آگاهی، باورهای ذهنیمون رو طوری تغییر بدیم که لاغر شدن، تبدیل به یه مسیر آشنا و راحت بشه.
نه چیزی سخت، نه پر از رنج!

❓ چـطـور لـاغـر بـشـم؟!
این سوالیه که شاید هزار بار توی ذهنمون تکرار شده باشه…
ولی جوابش از همیشه سادهتره ✨ فقط کافیه مسیرتو درست انتخاب کنی!
اگه الان اضافه وزن داری، بدون که ناخودآگاهت داره طبق یه نقشه ذهنی چاقی حرکت میکنه. اما خبر خوب اینه که میتونی این نقشه رو بهمرور به یه نقشه ذهنی لاغری تبدیل کنی 🧠🗺️
همونطور که GPS بهت نشون میده از کجا به کجا باید بری، نقشه ذهنی لاغری هم بهت نشون میده چطور از وضعیت فعلیت (چاقی) به مقصدت (تناسب اندام) برسی 🚀
🧠 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی درست همونطور که چاق شدی – کمکم، با تکرار، بدون توجه – حالا هم میتونی برعکس اون مسیر رو بری
با باورهای جدید، دیدگاههای تازه، و تغییر احساساتی که نسبت به غذا، بدن و خودت داری ❤️
همونطور که برای هر یادگیری دیگهای توی زندگیت معلم داشتی، اینجا هم لازمه یه راهنمای آگاه کنارت باشه تا مسیر رو باهاش طی کنی.
اون راهنما، آموزشهای لاغری با ذهن هستن.
🔄 مسیر چاقی و لاغری یکیه… اما در جهت مخالف!
تصور کن مسیر چاق شدن، یه بزرگراهه که سالهاست داری توش حرکت میکنی 🚗💨 حالا فقط کافیه دور بزنی و همون مسیر رو برعکس بری!
یعنی بهجای اینکه هر روز با افکار چاقکننده زندگی کنی، شروع کنی به ساختن افکار لاغرکننده، یعنی همون نقشه ذهنی لاغری 💡
✅ چرا لاغری با ذهن بهترین راهه؟
💡 اگه میخوای این مسیر رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم بری، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ نشانههای مسیر صحیح؛ در ادامه هم توی گام ۳۷ سراغ «قدرت باور در لاغری» میریم.
چون:
- بدون رژیم و محدودیت میتونی لاغر شی 🥗❌
- بدون فشار و سختی ذهنی، سبکتر میشی ✨
- و از همه مهمتر، لاغریت ماندگاره 🕊️
پس دفعهی بعدی که ذهنِ ناامیدت پرسید:
“چطور می خوای لاغر بشی؟”
با لبخند بهش بگو:
“با یه نقشه ذهنی لاغری دقیق و آروم، دارم میرم به سمت نسخهی لاغر و خوشحال خودم 😊🧭”

🧭 نشانههای مسیر صحیح لاغری
وقتی توی مسیر درست باشی، همهچی تغییر میکنه حتی از همون روزهای اول!
با استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها و ساختن یه نقشه ذهنی لاغری روشن، کمکم نشونههایی توی وجودت ظاهر میشن که فریاد میزنن:
«آفرین، داری درست میری!» ✅😊
😰 نشونه اول: دیگه از چاقتر شدن نمیترسی!
تا حالا شده از یه تیکه کیک یا یه وعده مهمونی بترسی؟
ترس از چاقتر شدن، یه فکر مزاحم دائمی برای خیلی از ما بوده 😓
اما وقتی وارد مسیر لاغری ذهنی بشی، میبینی این ترس آرومآروم رنگ میبازه…
جاشو میده به یه حس جدید و قشنگ:
☀️ امید، اطمینان و احساس آرامش!
اون لحظهای که میفهمی کنترل دست خودته نه غذات، یعنی داری با نقشه ذهنی لاغری در مسیر برگشت به تناسب حرکت میکنی. 🛣️
🍔 نشونه دوم: غذا دیگه دشمن نیست!
افراد چاق معمولاً یه دشمن خیالی دارن: غذا! 😬
هر لقمه همراه با احساس گناه، ترس و نگرانی میخوریم.
اما وقتی ذهنت شروع به تغییر میکنه و نقشه ذهنی لاغری جای نقشه چاقی رو میگیره، دیگه غذا تبدیل میشه به دوستت! 🧡
دیگه از برنج، نون یا شکلات نمیترسی.
بلکه یاد میگیری با عشق، آگاهی و بدون افراط غذا بخوری.
همین تغییر نگاه، یه نشونه واضح از حرکت توی مسیر برگشت به سمت لاغریه. 🛤️🍽️
😞 نشونه سوم: خداحافظ ناامیدی!
چاقی فقط یه مشکل جسمی نیست، یه حس خستگی دائمیه…
ناامیدی از تلاشهای بینتیجه، احساس عقبافتادگی از بقیه…
اما وقتی وارد دنیای لاغری با ذهن میشی و نقشه ذهنی لاغری رو روشن میکنی، یه جرقهی قشنگ توی دلت زده میشه: ✨
💥 اشتیاق! 💥 انگیزه! 💥 ایمان به تواناییات برای رسیدن به تناسب اندام و فراتر از اون!
تو دیگه فقط به وزن فکر نمیکنی، داری زندگی جدیدی میسازی…
🛰️ مثل GPS وقتی راه درست رو پیدا میکنی…
همونطور که وقتی با GPS وارد مسیر درست میشی خیالت راحت میشه 😌 با روشن کردن GPS ذهنی لاغری هم، مسیر زندگیات آرومتر و امیدوارانهتر میشه.
در فایل آموزشی «🧠 در مسیر لاغری ذهنی، GPS لاغری رو روشن کن» یکی از بزرگترین موانع ذهنی رو بررسی کردم و راهکارش رو باهات به اشتراک گذاشتم.
❤️ حرف آخر
اگه نشونههای بالا رو توی خودت دیدی، بدون که توی مسیر درستی هستی. پس با خیال راحت، با لبخند، و با یه نقشه ذهنی لاغری دقیق، به راهت ادامه بده.
تناسب اندام فقط یه هدف نیست، یه سفره… یه سبک زندگیه… یه بیداری ذهنیه 🧘♀️🌱
✍️ تمرین آموزشی نقشه ذهنی لاغری 📖
🎯 حالا که وارد مسیر جذاب نقشه ذهنی لاغری شدی، وقتشه یکم بیشتر خودت رو بشناسی و دیدگاههات رو بررسی کنی. باور کن نوشتن تمرینات، بهترین راه برای فعال کردن ذهن و ساختن جادهای محکم به سمت تناسب اندامه! 🛤️✨
تو الان در سرزمین لاغرها هستی، جایی که با هر قدم، ذهنت شکل تازهای پیدا میکنه و بهکمک نقشه ذهنی لاغری، مسیرت رو با آگاهی و اطمینان انتخاب میکنی. 🌈💡
برای شروع:
🔸 ابتدا محتوای نوشتاری جلسه رو با دقت بخون
🔸 بعد، ویدیوی آموزشی رو تماشا کن 🎥
🔸 حالا وقتشه تمرینات زیر رو به صورت شرح انشایی در بخش نظرات همین جلسه بنویسی 📝
💭 سوالات تمرینی
- در گذشته، استفاده از روشهای لاغری چه احساسی در تو ایجاد میکرد؟ 😟😐🙂
- آیا این روشها آسونتر از سبک زندگی چاقکنندهات بودن یا سختتر؟ چرا؟
- چرا تصمیم گرفتی اون روشها رو رها کنی؟
- نتایجی که از اون روشها گرفتی، چقدر موندگار بودن؟
- از ۱ تا ۱۰ چقدر از اون روشها راضی بودی؟
- چه تفاوتهایی بین لاغری با ذهن و روشهای قدیمی احساس میکنی؟ 🤔🧠
- با گذشت چند جلسه از دوره، چه حسی نسبت به خودت و مسیرت داری؟
- الان که داری از نقشه ذهنی لاغری استفاده میکنی، چه تفاوتی در احساس و نگرشت نسبت به قبل میبینی؟ 🧭💫
- آیا با این منطق که مسیر لاغری در جهت مخالف مسیر چاقی هست موافقی؟ چرا؟
- وزن ایدهآلت چقدره؟ قبلاً به اون وزن رسیده بودی؟
- برای رسیدن به اون وزن، قبلاً چقدر سختی کشیدی؟
- به نظرت برگشتن به اون وزن الان چقدر شدنیه؟ چرا؟
- برداشتت از ویدیوی آموزشی امروز چی بود؟ به صورت انشایی بنویس 📝
- یه تمرین برای خودت بساز و توی نظرات بنویس که از ویدیو الهام گرفتی 💡
✅ نوشتن تمرینات، یعنی ساختن نقشه ذهنی لاغری مخصوص خودت!
هر خطی که مینویسی، یه مسیر جدید توی ذهنت میسازه که تو رو از جاده چاقی به سمت سرزمین تناسب می
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.37 از 86 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم
من هر چقدر به گذشته خودم نگاه می کنم جز تغییر عادات غذایی اشتباه چیزی نمیبینم. یادمه زمانی که متناسب بودم و همه میگفتن چاق شو، در روز دو وعده میخوردم و خیلی کم. از یه جایی به بعد زیاد خوردم. هر چی هم میخوردم ته نداشت(البته منظورم نسبت به گذشته هست). قطعا پر خوری خوب نیست. هم در طول روز هم شب. در اسلام هم سفارش شده شامت رو با دشمنت بخور.
یادمه اون زمان ها مدام در حال درس خوندن و بدو بدو بودم، چیزی نمی خوردم. ولی به مرور خوردم و نشستم. وقتهایی که فیلم میدیدم تخمه میشکستم بستنی میخوردم. ریزه خواری داشتم در طول روز. خوردن زیاد هم خوب نیست. معده و دستگاه گوارش باید یه استراحتی داشته باشه یا نه؟ امروز حدود ۱۹ ساعت از وعده قبلیم گذشت و بعد غذا خوردم. وقتی من تونستم ۱۹ ساعت بدون غذا باشم بدون هیچ فشاری، قطعا روزهای بعد هم می تونم. اون صدایی که میگه پاشو بخور اصلا حرف نزد. گرسنه نبودم. بعد که غذا خوردم، با لذت خوردم و از کار امروزم راضی بودم. نخوردن خیلی لذت بخشه. حتی بیشتر از خوردن. اینکه ولع نداری خیلی خوبه. به راحتی می تونی بگی میل ندارم.
خب سه وعده که باید بخوریم رو چه کسی خلق کرده.خیلی وقتا من گرسنه نبودم و وعده بعدی سر سفره نشستم و خوردم. خب اشتباست. هر کسی هر چیزی تعارف کرد با اینکه میلی نداشتم، دستشو رد نکردم. ولی این چند وقت یاد گرفتم به بدنم احترام بزارم و برگردم به روزهای که متناسب بودم و به اندازه میخوردم. می خوام این ذهن چاق رو لاغر کنم. می خوام اون سر و صداها قطع بشه. می خوام برای همیشه با چاقی خداحافظی کنم و بدنم سر حال و سالم بشه. نمی خوام چند سال آینده دچار هزار تا مریضی بشم. البته ناخودآگاه خیلی تاثیر گزاره. به هر چی فکر کنی همون میشه. من سالمم و به مریضی ها فکر نمی کنم…….
وقتی اینجا هستم خبری از پر خوری نیست. خبری از سر و صدا توی سرم نیست. من میدونم می تونم. همین مدت هم نتایج خوبی بدست آوردم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان 🙏🏻
سلام به استاد عزیزم و دوستان همراهم 🌹❤
باGPS لاغری میشه به راحتی لاغر شد
همون طور با GPS چاقی ،خودم رو چاق کردم پس حالا با Gps لاغری خودم رو لاغر میکنم من وقتی چاقی رو باور کردن در مسیر چاقی افتادم ونا خودآگاه شروع کردم به حرکت وبا روبه روشدن هر چیزی که دلیل چاقی می دونستم بر چسب چاقی تر شدنم بود ترس در من شکل گرفت واین حرکت در مسیر درست خودش به سرعت حرکت کرد ومن چاق شدم من قبلا مسیر چاقی رو بلد نبودم واین خانواده و جامعه بود که راه چاق شدن رو به من آموزش دادن ومن هم این مسیررو باور کردم و به خوبی با عادتهای چاقی که اولین و مهم ترین شون افکار چاقی در ذهنم بود همش افکار رو در ذهنم تکرار می کردم واین شده بود یک عادت وبعد عادت های رفتار که دلیل چاقی من بود چون چاقی رو باور کردم وفکر گردم و رفتارهای غذایی رو بیشتر بلد کردم و گفتم خوب زیاد خوردن و تند خوردن شیرینی خوردن و خوابیدن وبی تحرکی والی آخر رو دلیل های محکم چاقی در من بود
خدارو شکر حالا فهمیدم و مسیر درست برای لاغریم انتخاب کردم این که با فرمولهای درست لاغری در ذهنم در خودم انتظار لاغری ایجاد می کنم و باورم شده که من لاغر میشم و تکرار این افکار درست در من عادتهای درست ایجاد می کنه که در حین خوردن ترس نداشته باشم
و حرص وله کم تر بشه
وازاین به بعدش هر زمانی که خوردن رو دلیل چاقی در ذهنم شد مچ ذهنم رو بگیرم که خوردن من به اندازه نیازم بود ودر بدنم به انرژی تبدیل میشه و مابقی دفع وخارج میه
چاقی در ذهنم دیگه جای نداره
ذهنم فقط جایگاه لاغریست
انتظارم از خودم لاغری شده
من در گذشته انتظارم از لاغری به سمت چاقی رفت ومن چاق شدم وبا هیچ روشی نتونستم لاغر بشم چون هیچ روشی نمیتونه در مقابل انتظار چاقی پیروز بشه فقط با لاغری با ذهن میشه اول انتظار رو از چاقی به لاغری تغییر داد ودر مسیر لاغری با ذهن قرار گرفته و بعدش با بودن واستمرار داشتن و ادامه دادن به راحتی میشه به هدف لاغری رسید
تمام روش های گذشته فقط درما باعث نا امیدی شد و با هر بار شکست ما محکوم تر و ناتوان تر از قبل میشدیم وهر بار انتظارمون از خودمون چاقی بیشتر شد و انتظار چاقی پررنگ تر شد واحساس ما به شدت بد میکرد وروش های لاغری همگی با سختی بودن ولی چاق شدن به راحتی انجام میشد بدون سختی بود چون کار ذهن وافکار انتظارم بود
تمام روشهای لاغری رو رها میکردم چون به من احساس بد میداد و آزادی من رو درنوع خوردن و زمان خوردن و تعداد خوردن می گرفت وچون مغز من به اون روش عادت کرده بود و نمی تونست ادامه بده شرایط سختی رو پس من هم قدرت مقابله بافرمانهای مغزم رو نداشتم وبرام درد آور هست که گرسنه باشم ونخورم پس رها می کردم هبچ رضایتی از این روشها ندارم و نتیجه چندانی نگرفتم
تنها روش لاغری با ذهن من در این یک سال با دورهای رایگان خوب پیش رفتم وبه آسونی دارم لاغر میشم فقط باید ادامه بدم ودرمن احساس امید ایجاد شد و بسیار خوشحال شدم ودرمن باور رو از چاقی به لاغری تغییر داد من انتظارم از خودم لاغری شده که باید از این دورههای رایگان هم دارم نتیجه می گیرم
در گذشته احساس خوبی نداشتم و امید نداشتم که من هم دوباره لاغری ام رو تجربه کنم ونگرشمو هم این بود که چاقتر میشم ولی لاغر نخواهم شد باید مراقب باشم چاق تر نشم
ولی از وقتی که به مسیر لاغری با ذهن دعوت شدم !GPS لاغری از طرف خدا در ذهنم بار گزاری شد وخود خدادر طی این مسیر هواسش به من هست که از مسیر خارج نشم پس مطمئن هستم من به هدفم میرسم و شگفتی ساز میشم
وزن ایده آل من ۶۵ کیلو هستش وقبلا در این وزن بوده ام ودوباره به ایستگاه لاغریم بر میکردم چون قبلا هم و بازهم دوست دارم و باور دارم که باز هم تجربه می کنم در گذشته برای رسیدن به وزن ایده عالم هیچ سختی نکشیدم و حالا باز به راحتی به وزن سابقم بر می گردم
قبلا احساس و نگرش من با هم یکی نبودن و هر کدام راه جدا گانه ای داشتند ولی حالا احساس و نگرش من یکی شدن و وقتی با هم یکی باشند در همه کار پیشرفت میکنم وهمیشه موفق میشوم مثلا همین لاغری من قبلا هم انجام داده ام این مسیر ولی در آن موفق نبودم چون همیشه لاغری را کاری غیر ممکن و دست نیافتنی بود ولی حالا سعی خودم را میکنم که باورم را تقویت کنم که چیزهای خوب را بپذیرد و ناامید نشود
من قبلا ۶۰کیلو بودم و الان میخوام برگردم به همان ۶۰کیلوی سابق
من با قرار گرفتن در مسیر چاقی الان ۷۰کیلو هستم و وزن ۶۰کیلوی سابقم با دور زدن از مسیر چاقی دوباره بدست می آورم.
روشهای لاغری که اکثرا رژیم و ورزش هستند ،خب مسلما سخت هستند چون باید انرژی زیادی براشون بذاریم
ورزش کردن انرژی و حوصله زیادی میخواد.
و رژیم گرفتن هم که مثه جنگ با ذهن است ،چون رهنمون دلمون یه چیزی رو میخواد و نیاز داره اما رژیم اجازه نمیده اون چیز وارد بدن بشه ،رژیم یه جورایی اختیار و آزادی عمل رو از انسان می گیره.وذمن به شخصه اصلا دلم نمیخواد اختیارم رو چیزی یا کسی ازم بگیره و مقابله می کنم باهاش.
روزی که وارد سایت تناسب شدم عاشق این جمله شدم و سادگی و منطقی بودن همین جمله باعث شد ادامه بدم. این جمله نشون میده که مسیر لاغری چقدر واضحه
«از همون راهی که اومدی برگرد»
به همین سادگی!
با توجه به این جمله کافیه هر جور تا الان عادتهای خورد و خوراک، نگرشهای جسمی و غذایی ،فقط کافیه برعکسشون کنیم .
به نام خداوند همیشه حاضر و خواهان پیشرفت ما،
و درود و رحمت برکت سلامتی ثروت شادی ارامش و عمر با عزت و طولانی جاری بر هر لحظه زندگی شما استاد ارجمند و گرامی،
استاد بزرگوار طبق آموزش و فرمایش شما واقعا یک راهنما برای هر کاری لازم و این مسیری که شما استاد گرامی و بی نظیر و عالیقدر اموزش میدهید،
معجزه ای از طرف خدا و بنده خوب برگزیده اش استاد گرامی ،برای خودم در طی کردن این مسیر میبینم حتما باید باور کنم و خدا کمکم کنه از ته دلم و در اعماق ذهنم نفوذ کنه
این آموزشها و فایلها و زحمات شما برای ما نعمت و چراغ و همان GPS راه شده خدا خیرتون بده استاد بزرگوار،
و دقیقا درست میفرمایید :باور کل زندگی، ایمان کلید خوشبختی ماست ،
خدایا کمکم کن که تا اینجا اومدم بقیشم هم خودت باور و ایمانمو درست کنی،
هر چند من انتخابم را انجام دادم همین راهی که خدا ناگهان شما رو گذاشت سر راهم
و حالا مصمم و کوشش میکنم البته در راه آسان و عزتمندانه و با همون حس اطمینان و لذت و حس خوب بالاخره منم ایمانی واقعی پیدا میکنم که لازمه این راه ،
و در کل استاد مواردی اومده تو ذهنم :
به نام۱ تعادل و ۲ فکر پاک و مثبتی داشتن ،
یعنی نگاه میکنم افراد متناسب آنقدر نمیخورن تا حال جسمشون بد بشه متعادل میخورن،
یااا اگر هم میخورن و پر خوری میکنند فکرشون مثبت ربطی به چاقی نمیدن هیچیو ،
خداوندا این تعادل و فکر پاک و مثبت را در باور ما ذهن ما و فکر و مغز ما و میل ما و رفتار ما قرار بده با کمک دستانت مانند استاد گرامی و عالیقدر خدایا هزاران بار شکرت استاد واقعا ممنون هستیم 🙏🙏🙏
پاسخ به سوالات
احساس رنج و اندوه و سختی و ناتوانی .
اصلا نمیتونستم ادامه اش بدم .
روشهای لاغری گذشته فشار جسمی بود .
سختتر از چاقی بود .
محدودتر بود .
چاقی سخت بود اما لاغر شدن به اون شیوه ها سختتر .
برای همین من هر کاری هم میکردم باز ترجیحم بر این بود که مسیر چاقی رو انتخاب کنم .
چون سخت و طاقت فرسا بود .
پدرم در میومد .
نمیخوام بهش فکر کنم یاد زجرهاش می افتم اذیت میشم .
خیلی کم .
من به سرعت دوباره برمیگشتم سر مسیر چاقی و چون حس کمبود انرژی داشتم سریعا جبرانش میکردم تا کمی از رنجهام کاسته بشه .
هیچی اصلا راضی نبودم . سختی زیادی داشت .توانم رو میگرفت .
من اون موقع هم خوردنم زجر اور بود هم نخوردنم .
آخه همش لاغری رو به خوردن نخوردن ربط میدادن .
لاغری یعنی نخوردن .
خب این یه دیدگاه بسیار غلطیه .
اگه این واقعیت داشت این همه انسان لاغر مگه از همی غذاها نمیخورن چرا انقدر لاغرن .
حتی اگه بگیم پرخوری ندارن .
چون نیازی ندارن .
وگرنه نیاز داشته باشن هزار برابر ما میخورن .
اونا هم اگه نیاز ذهنی که همون چاقیه در ذهنشون فعال بشه قطعا چاق میشن .
چون زبان لاغری رو نا خوداگاه بلدن ولی آگاهانه بلد نیستن . ما آگاهانه زبان لاغری رو توسط شما یاد گرفتیم برای همین ما دیگه چاق نمیشیم .
چون لاغری به این شیوه از چاقتر شدن راحتتره .
زمییییین تا اسموووون .
اصلا قابل قیاس نیست
اصلا در یه مرتبه نیستن که بخوام هم ردیفشون قرار بدم .
استاد مسیر شما مسیر عشقه راه خداست صراط مستقیمه اصلا با راه دیگه قابل قیاس نیست .
لاغر شدن با ذهن درک محتوای لاغری واقعیست .
معرفته .شناخته . عشق و اشتیاقه . قابل استمراره .
این نکته است که واقعا خیلی مهمه .
چرا قابل استمراره چون راحته .
ما ذهنمون رو با طبیعت اصلیمون که تناسب اندامه همسو و هم جهت می کنیم .
چطور همسو می کنیم ؟
لاغریش رو میبینیم
نشانه های لاغریش رو به خودمون اثبات می کنیم .
طبیعت لاغری رو به خودمون اثبات می کنیم .
تمام اندامهای بدن توسط گردش خون با هم در ارتباطن .
گردش خون ما انرژی رو در بین دستگاههای بدن تبادل می کنه .
و هر لحظه به بدن انرژی مثبت میده و انرژی منفی رو از بدن دفع می کنه .
اصلا انرژی نمیتونه یه جا بمونه . این خاصیتشه . مغناطیسشه . فقط چاله های ذهنی هستند که انرژی در اونا ذخیره میشه اما هم وقتی پر میشن باز انرژی ازشون عبور می کنه مثل آبی که داخل لیوان ریخته میشه وقتی به شیر متصل باشه دائما انرژیهای قبلی رو خودش خالی می کنه و همیشه هم لیوان پره .
نیروی فراوانی دقیقا همچین کاری با جسم و دهن می کنه تمام نیازهای ذهن و بدن رو پر می کنه .
رها میشن . انرژیهای کهنه هر لحظه دارن رها میشن .
ما اصلا در این راه به ذهن نیازی نداریم . ذهن یعنی خلاء . چرا ذهن پدید اومد . چون ما حس خلاء کردیم .
فلسفه ی تشکیل ذهن خلاء هست .
وقتی فراوانی رو ببینه خلاء میره . ذهن پر میشه . ذهن الهی میشه . ارتعاشش هم الهی میشه .
دیگه چاقی تولید نمی کنه دیگه بیماری تولید نمی کنه .
انقدر اطلاعات زیاده که زبانم از گفتنش عاجز میشه .
همینا فکر می کنم کافیه . انقدر سرشار از انرژی میشم خودم متوقفش می کنم .
این فراوانیه . همیشه هست . همیشه در جوش و خروشه و کاملا تحت اختیار ما .
هر حس مثبتی که بگم کم گفتم . انقدر که دلم میخواد سکوت کنم و چیزی ننویسم .
انقدر سرشار از ذوق میشم اصلا نمیدونم چطور بیانش کنم .
پر از حرفم . پر از سکوت میم .
من حس فوق العاده ای تجربه کردم .
من در این راه به خدا رسیدم و چه شادی از این بالاتر که من به قدرت درونی خودم پی بردم .
احساسمو در سوال قبل پاسخ دادم . سرشار از حال خوب شدم اعتماد به نفس عشق مهربانی آرامش شادی و ….
نگرشم هم در حال تعالی هست .
هر زمان نگرشم به سمت نگرش خداوند نزدیک و نزدیکتر میشه .
نگرشم الهی تر میشه .
گرچه خدا محدود نیست که یه جایی باشه که من بهش برسم . اما فهمیدم که هر مرحله ای باشم اون مرتبه ای از نگرش الهیه .
و من با نگاه خداوند دارم به جهان دورم نگاه می کنم .
کاملا موافقم . تازه چه بسا از اون راحتتر و سریعتر .
چون کاملا بهم اثبات شده .
عدد خاصی توی ذهنم نیست . بیشتر حس سبکیش رو دوست دارم . ذهنم تناسب رو میشناسه .
برای هرکس یه تناسبی مدنظر هست .
من از وقتی وارد این مسیر شدم دیگه تناسب اندام رو در خودم دیدم .
یعنی شاید ۱۰۰ بودم ولی یه ۱۰۰ متناسب . چون حس تناسب داشتم .
الان که ۸۰ هستم یه ۸۰ متناسبم .
بله من در گذشته در این وزن بودم ولی یه ۸۰ چاق بودم چون حس چاقی داشتم .
میبینید عدد همون عدده منتها حسش فرق داره .
من حس تناسب رو دوست دارم وگرنه عددش ممکنه یکی باشه . اما حسش فرق داشته باشه .
عدد منو متناسب نکرد . حسم منو متناسب کرد .
بله خیلی
ولی هیچ وقت بهش نرسیدم چون سخت بود نمیتونستم ادامه بدم و دوباره راه چاقی رو در پیش می گرفتم .
رسیدن به ۱۰۰ کیلو برای من سخته چون باید حس چاقی رو دوباره در خودم زنده کنم . خب من الان فهمیدم چقدر در چاقی بهم فشار می اومد .
دیگه هر کی ندونه خودم که میدونم یه پسر در اوج جوونی چقدر میتونه توسط نگاه کردن به اندامش ناامید بشه .
من در این راه زنده شدم استاد . چاق شدن خیلی برام سخته . چون حس چاقی واقعا عذابم داد ولی حس تناسب اندام طبیعی و آسون خب خیلی لذت بخشه .
لاغر شدن به شیوه گذشته برام سخته ولی به شیوه ی الانم برام خیلی راحته .
نشان های دریافت شده
احسنت بر شما ..آقا عطا چه حس خوبی از نوشته ی شما گرفتم …امیدوارم منم نتیجه رو ببینیم..به زوری
نشان های دریافت شده
و باز هم شگفتی دیگری از برادرم عطا
عطا میدونی چقد ذهن فعالی داری.میخوام بدونم به لطف لاغری با ذهن و بودن در مسیر بینهایت زیبای روش استاد نازنین به این حال رسیدی یا قبلنانم این استعداد رو داشتی.مدتیه دارم به روش تو عمل کنم.به روش یه متناسب دوست داشتنی و همیشگی….عاشق جمله ت شدم وقتی نوشتی شاید صد کیلوبودم ولی یه صد کیلیویی متناسب …احساست لاغر بوده و هممون میدونم استاد همیشه میگه در مسیر موفقیت خاصه لاغزی فقط باید احساست عالی باشه لاغری خودش اتفاق میفته
موفق باشی
پیش ما بمون و برامون بنویس برادرم
سلام و درود
من قبلا با این روش آشنایی نداشتم .
مسلما همه ی ما قدرت ذهن داریم منتها بلد نبودیم چطور ازش استفاده کنیم .
اون موقع ها نااگاهانه محتویات ذهن خودمون رو با انرژی های منفی پر می کردیم .
پس از قدرت ذهن در جهت خلق چاقی یا اتفاقات منفی استفاده می کردیم .
اون زمانم خلق میکردیم ولی خلق مواردی که با خواست دلمون همسو نبود .
الانم داریم خلق می کنیم با استفاده از همون نیرو منتها در جهت اهداف و آرزوهامون .
فکرمون رو با دلمون همسو کردیم .
افکار و باورهایی رو انتخاب می کنیم که دلمون میخواد .
ذهن رو با دل همسو کنیم . حتی باورهامون هم دلمون خودش میسازه .
باورسازی هم از طرف خدا میاد .
ما در مدار لطف الهی هستیم .
یه زمان فکر می کردم خب کار فیزیکی لازمه یه زمان دیگه فکر میکردم خب کار ذهنی لازمه .
الان به این مدار رسیدم که اصلا اینا همش سر جاش هست و خود به خود ایجاد میشه در مدار الهی همه اش انجام شده هست .
راحت و آسوده خود به خود خلق میشه .
شاید بعضی ها بگن نه باید تلاش کرد کوشش کرد اما هیچ تلاش و کوششی نمیخواد چون هست .
شما فکر کن رفتی هتل . توی این هتل همه چی هست .
اینجا هم هتل خداست . همه چی هم برامون مهیاست . کلید نعمات هم بهمون داده وارد اتاقی میشی که پر از نعمته ناهارت حاضر شامت حاضر تلویزیون تخت . برنامه های تفریحی همه چی هست .
اصلا برای تو همش فراهم شده . کار ما فقط لذت بردن و استفاده کردنه . نعمت ها میاد پشت هم میاد . تو فقط انتخابشون می کنی . منوی رستورانه . .
گارسون میاره میزاره جلوت هر کدوم که باب میلته انتخاب می کنی .
تمام پرسنل خداوند در حال کارن . کار انسان فقط لذت بردنه . بزرگترین سپاسگزاری فقط لذت بردنه .
فقط آدم باید ببینه و قدر دان باشه .
دوست گرامی من قبل این همه زیبایی رو نمیدیدم . خدا منو هدایت کرد به این مسیر تا بتونم با دنیای جدیدی آشنا بشم که در دل همون دنیای قبلیه .
و داره از همون متولد میشه .
فقط میتونیم قدر دان این هدایت باشیم .
سلام و درود .
امروز برای استمرار حال خوبم به این قسمت سایت هدایت شدم .
استاد همین یه فایل و متن به تنهایی کلییییییی بینش به انسان میده .
به قول معروف که میگن
در خانه اگر کس هست ؛ یک حرف بس است .
واقعا اگه به جمله جمله ی این آموزشها عمل کنیم لاغری به سرعت و به راحتی خودشو نشون میده .
این جملات به انسان ایمان و اطمینان میده .
خدایا شکرت که این مسیر انقدر راحت و لذتبخشه .
نکته ی خوبی که در این متن دریافت کردم اینه که مسیر لاغری از مسیر چاقی راحتتره .
لاغر شدن هم راحتتر از چاق شدنه هم سریعتر .
من خودم سالها طول کشید که چاق شدم . عمر چاقیم هم که حالا دست کم در نظر بگیریم ۱۵ ساله ولی من ۳ ماه مسیر رو یاد گرفتم و ۶ ماهه لاغر شدم .
یعنی سرعت لاغری در من ۳۰ برابر سرعت چاق شدن بوده .
و این نشون میده تناسب اندام چه سرعت فوق العاده ای داره .
اما راحتیش چطور ؟ اونم به خودم ثابت می کنم .
ما راحت چاق نشدیم .
مسیر چاقی سخت بود .
چون طبیعت بدن هر لحظه داشت لاغرمون میکرد .
تنفس . کارکرد قلب مغز کبد غدد لنفاوی پاکسازیهای داخلی و خلاصه کارکرد تمام اندامهای داخلی نشان از حذف مواد زائد از بدن و برقراری سلامتیه . پس من وقتی میخواستم ذخیره کنم بر خلاف طبیعت بدن داشتم حرکت میکردم و این کاری سخت و طاقت فرساست .
چاق شدن خلاف جهت رودخانه شنا کردن بود .
باورهای چاقی باورهایی خلاف جهت آفرینش هستن . خیلییییی انرژی میخوان تا به اثبات برسه .
چون جهت آفرینش بر مبنای سلامتی هست و تناسب اندام هم یکی از زیر مجموعه های سلامتیه .
یعنی سلامتی تناسب اندام رو هم به همراه داره
چاقی برای بدن بیماریه چون خلاف طبیعته .
انرژی همواره میل به رها شدن داره . انرژی هایی که در بدن ذخیره کردیم خیلیییی انرژی روش گذاشتیم که نگهشون داریم . ما برای چاق شدن خیلییییی زحمت کشیدیم .
ولی فراومش کردیم .
اون زمانهایی که آموزشهای چاقی رو میدیدیم ذهنمون اولش نمیپذیرفت .
بارها شده بود پس میزدیم این آموزشها رو .
رومون رو برمیگردوندیم .
خاموش میکردیم . ناراحت بودیم . عذاب میکشیدیم . چون داشتیم سختی میکشیدیم اگه چاق شدن راحت بود ما هیچ وقت از چاقی ناراحت نمیشدیم .
ذخیره کردن چربی مثل پس انداز کردن پول می مونه
هر چقدر ذهنمون رو محدود تر کنیم یعنی از باورهای محدود کننده پرش کرده باشیم میل به ذخیره و پس انداز در اون بیشتر میشه .
ذهنی که با باور فراوانی پر شده باشه میل به رها کردن انرژی در اون بیشتر خودشو نشون میده .
اگه دقت کرده باشید میگن زکات مالتون رو بدید خمس مالتون رو بدین . مالیات بدین . انفاق کنید . بخشش کنید و … میگن اینا پول رو پاک می کنه . اگه این کارا رو نکنید بیمار میشید و این پول صرف بیماری میشه یا مالتون از دست میره . چون انرژی نباید حبس بشه . چون وقتی حبس میشه از اون طرف همیشگیه دائما داره میاد و انرژی هی حبس میشه و انقدر فشار میاره تا راهشو باز کنه . پس اگه خودت راه عبور و مرور رو باز نزاری خود انرژی راهشو باز می کنه .
چون انرژی خاصیت ذخیره شدن نداره . دائما داره از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه .
انسانی که میبخشه قطعا به فراوانی ایمان داره .
فراوانی و ثروت و برکت رو میبینه برای همین میبخشه چون میدونه با هر بخشش ده برابرش برمیگرده .
تازه ۱۰ عددیه که ذهن باور کنه . وگرنه که خداوند بی نهایته .
اگه میخوایم چربیها آزاد بشن باید ذهن رو از قید باورهای محدود کننده رها کنیم .
یکی از اون باورها سخت بودن لاغر شدنه که انسان رو محدود می کنه .
لاغر شدن طبیعت بدنه . هیچ کاری هم که براش نکنیم لاغر میشه .
اگه نیروی لاغری در بدن نبود و طبیعت ما چاقتر شدن بود ؛ الان همه انسانها باید به اندازه تریلیهای عظیم الجثه ای بودن که روز به روز هم در حال بزرگتر شدن بودن .
این باور واقعا منطقیه و نشون میده چاق شدن اصلا وجود نداره و این تعادل و تناسبه که بر این عالم حکمفرماست .
ما از اول عمرمون تا الان هزاران کیلو کاهش وزن رو تجربه کردیم . حتی زمانی هم که ۳۰ کیلو اضافه داشتم بازم لاغری داشت در بدنم اتفاق می افتاد .
نفس کشیدن حاصل چربی سوزی در بدنه .
و نفس کشیدن هر لحظه هست . تازه غیر از سایر کارکرد اندامها
من زمانیکه چاقم بودم نفس میکشیدم چربی سوزی همون زمانم انجام میشد منتها من با ذهنم چاقی رو خلق میکردم .
با مدار ذهنیم چاقی رو خلق میکردم اما نهایت توان من برای چاق شدن ۳۰ کیلو بود .حتی اگه کسی قدرت ذهنش و استمرار در مسیر چاقیش اون رو به ۵۰۰ کیلو هم برسونه بازم لاغری داره در اون اتفاق میفته . بازم طبیعت بدنش لاغریه .
چون اگه لاغریش نبود قطعا با این قدرت ۱۰۰ تن شده بود .
نکته جالب توجه اینه که چاق شدن خلق ذهن ما بوده اما لاغر شدن خلقت خداست .
و نیروی الهی از نیروی ذهن برتره .
حالا اگه نیروی ذهن هدایت بشه و خودشو غرق نیروی الهی کنه و تسلیم تناسب اندام طبیعی بشه باورهای چاقی رو کنار میزاره و حالا دیگه چاق شدنی صورت نمیگیره چون ما چاقی رو متوقفش کردیم . حالا طبیعت بدن خودش مارو لاغر می کنه .
چرا شما همیشه شعارتون اینه که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست ؟
چون لاغر شدن داره توسط خدا انجام میشه و اگه ما هیچ کاری نکنیم لاغر میشیم .
چون کاری که ما کردیم چاق کردن خودمون بود
لاغر شدن اراده نمیخواد .
اصلا اراده نمیخواد . چون اراده ی خدا داره انجامش میده .
اما چاق شدن اراده ی ما بود برای همین چاق شدن سختتر از مسیر لاغری واقعیست .
اینا رو ذهن کاملا میپذیره .
پس شعار اینکه لاغر شدن به راحتی به دست میاد دقیقا با این نگرش به اثبات میرسه
لاغر شدن به راحتی و به سرعت حاصل میشه .
لاغر شدن عجله کردن نمیخواد چون داره رخ میده .
لاغر شدن اراده نمیخواد چون داره رخ میده .
لاغر شدن هیچی نمیخواد چون خودش داره رخ میده .
فقط نظاره کنیم چقدر خداوند داره زیبا تناسب اندام رو خلق می کنه .
برداشت من از این قدم پاسخ به سوال آخر
نشان های دریافت شده
بسیار بسیار تاثیر گذار بود …چقدر زود این مسیر رو یاد گرفتید …نمیدونمچرا برا من هنوز اتفاق نیفتاده ..ولی ایمان دارم میشه …ممنون
نشان های دریافت شده
سلام آقا عطا
تودید من یی چندوفتی هست که این شعار استاد و این مسیر قوتش بسیار زیاد شده که لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست چون من که نه جوان هستم نه رژیم دارم نه ورزش دارم. نه حرکتی که بشه بهش گفت راه رفتن وبه شکل عالی وزن کم میکنم با شرایط من این لاغری سرعت خیلی خوبی رو داره خواستم اینجا این بگمکه افرادی که سن بالایی دارن با دین دیگاه شما این حرف روخواهن زد که شما به شکرخدا جو ان هستین این امکان برای انها نیست من با دلیل و مدرک ثابت کردم برای ذهن جوان پیر وجود نداره چون ذهنم داره خودش این کار روانجام میده پس جوان پیر تواین مسیر برای ذهن وجودندارد اگه تا این زمان نشده چون من خودم مانع براش درست کردم
واون داره این کاره رو براپم انجام میده و چه شکوه با قدرتی که خداوند دورنش قراد داده بود ومن طی این همه سال اون با گلی مشکل برای خودم به قدرسخت کردم که نشد لاغریی روبا کلی روش که شاید به ۳۹ مدل یا شاید خیلی بیشتر نتونستم ازقدرتش که خودم درست کردم اون لاغر کنم چون ذهنم رو پراز باورهای وفرمولهی اون باوره کرده بودم پس چاق شدن تودید من کاری بیسار سخت بود که بازم اون من با افکار ورفتار و عمل کردم بهش بها دادم وشد این جیزی این همه سال با من همراه بود با زمانی کمی که من گذاشتم تا ۱۰ ماه گذشته یادگرفتم
چطور اول باورهام رو شناسایی کنم اونها رو کم رنک کنم تو سه بخس بالای اون ازذهنمچاق کننده به ذهنملاغر کننده که اولش خدا برام داده بود برکشت بدم و این
بخش کاره خودش رواتوماتیک انجام بده من خودم رو از توفان چاقی نجات یافته پیدا کردم تو سر زمین نجات یادفتگان میبینم با شرایط من این لاغریی خیلی سریع داره انجام میشه این همه سال کلی باوره رو دورن ذهنم جا داشت با ید این همه سالم اونها روطی سالها رواول کمرنک میکردم تازه اون زمان شروع لاغریی من اتفاق می افتاد
امید دارم هر روز تعداد بیشتری نجات یافته به ساحل این سرزمین لاغر خودشون رو برسون که وفتی به این ساحل امن قدم می زاریم و دورنش اون اگهی خوب رو به خودمون وذهنمون میدن تازه جلوه. چیزی رو که خداوند به ما داده متوجه میشیم و مشکلاتی رو که خودمون براش ساختیم روبرطرف میکنم اون طبق کاری که باید انجام بده تازه شروع به فعالیت اصلی خودش میشه وکم کم اون رو توجسم خودمون به شکل لاغریی تجربه میکنیم و چه تجربه ریبا ودوست داشتنی این برگشت چقدر در دید من که زبیا و پز از شگفتی هست
خدا پشت و پنا هتون باشه
سلام صالحه خانوم .
خط به خط جملاتتون رو باور دارم
چاقی و لاغری اصلا به سن و سال مربوط نمیشه .
نوشته هاتون چقدر آگاهی بخش بود بانو .
ازتون ممنونم .
کاملا درست میفرمایید .
لاغر شدن خیلی راحته .
مسیرشم خیلی راحته .
فقط کافیه هر عاملی رو که دلیل چاقی می دونستیم رو تبدیل کنیم به عاملی برای لاغر شدن .
ما کلییییی دلیل برای چاق بودن داشتیم .
که یکیش همین سن و سال بود .
یا همین سخت بودن لاغری و …
حالا همینا برامون تبدیل به لاغری میشه .
من که هر چی زمان بگذره لاغرتر و لاغرتر میشم .
لاغر شدنم که بدون دخالت من بدنم خیلی خوب داره انجامش میده .
خب خدارو شکر دیگه چی میخوام از این زندگی .
خدارو شکر که همه مون داریم لاغر میشیم و هی باور لاغر شدن آسانترین کار دنیاست رو به خودمون نشون میدیم .
به نام خداوند کریمم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات با جی پی اس لاغری براحتی لاغر شوید
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 36 :با جی پی اس لاغری به آسانی لاغر شوید
چقدر استاد گفته های این فایل تون به من آرامش داد وقتی اون سوالات رو که توی فایل پرسیدین رو دونه به دونه جواب دادم و رسیدم به اینکه وزن آیده آلم چقدره جواب دادم که 55-56 و وقتی پرسیدین که آیا در قبلاً در این وزن بودین جواب من بله بود چون من تا سن 20 سالگی در این وزن بودم و کاملا متناسب که متاسفانه به مرور زمان از اون وزن فاصله گرفتم و چاق شدم در واقع یعنی ایستگاه خودمو رد کردم ولی هرچه از اون وزن ایده الم فاصله میگرفتم و چاق تر میشدم باور اینکه من در اون وزن باشم برام غیرقابل باور بود و تا جایی ادامه پیدا کرد که من دیگه کلا نامید شدم . تا اینکه در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم و با بودن در این مسیر به آرامش نسبی رسیدم و با گوش دادن فایل امروز و اینکه شما گفتین که اگر شما حتی یک روز در وزن آیده التون بودین پس دوباره میتونید به وزن آیده التون برسید. فقط در این مدت به علت نبودن راهنما و جی پی اس از ایستگاه تون رد شدین ولی حالا با پیدا کردن راهنمای خودم میتونم به ایستگاه مورد نظرم برسم خیلی راحت و آسون ولی قبلا با رژیم ها و ورزش های غیر اصولی بدون راهنما و جی پی اس فقط سردرگم بودم ودر حال امتحان کردن همه راه ها به امید اینکه بتونم به مقصد برسم همون طوری که همه ما میدونیم چندین راه برای رسیدن به مقصد هست ولی تنها یک راه درست ترین و هموارترین راه به مقصده که من با امتحان کردن روش های اشتباه هم انرژی و هم وقت زیادی صرف کردم که نهایتاً باعث ناامیدی و درماندگی من شد چون در حال آزمون و خطا بودم ولی لاغری با ذهن همون راهنما و جی پی اس که منو به درست ترین و هموارترین راه هدایت کرده که بدون اینکه انرژی و وقت من مثل روش های دیگه صرف بشه در مسیر درست قرار بگیرم و بتونم به مقصد نهایی خودم برسم . پس فقط باید باور کنم میتونم به اونی وزنی که یک روزی در اون وزن زندگی کردم برسم .
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استادعزیز و دوستان همراه
من وقتی فکر میکنم تا سن ۲۱…۲۳ سال حدودا متناسب بودم چون یادم میاد جشن پسرخاله ام بود ومن لباس شیری رنگ خریدم و پوشیدم اون موقع ها من دانشجو بودم واسترس درس وامتحانات رو داشتم .
مسیر چاقیم بعد دوران دانشگاه ام استارت خورد بعد رهایی از اونهمه استرس درس و مدرسه .
آنقدر آرام آرام چاق شدم که به چشم نمی اومد اما وقتی خوب فکر میکنم همون موقع هایی بود که دکمه پایین مانتوم همش کنده میشد و من مقصر خیاط رو میگرفتم که بلد نبود خوب اندازه بگیره .
مرتب این دکمه کندن ها و دوختنش ادامه داشت و کم کم شاغل شدم اونوقت کلی از نگرانیهام بابت کارپیدا کردن کمتر شد و من آرامش گرفتم و من چون این کد آرامش رو به چاقی ارنباط داده بودم و کم کم چاقیم سرعت بیشتری گرفت .
به طوریکه همکارام هم بهم میگفتند و کم کم ترس ونگرانی ها شروع شد و نسخه های لاغری که دوستان انجام میدادن من انجام میدادم .
مرتب باورهای چاقی بیشتر شد و تا اونجایی که چاقیم رو به عمه ام نسبت دادن ومرنب حرف وحدیث .
منم مثل باقی دوستان خیلی تلاش میکردم اما هرسری ترسها ونگرانیها بیشتر میشد ومن به وزن ۷۴ کیلو رسیدم .
و خدای بزرگ منو هدایت کرد به این مسیر زیبا .
بله منم تو وزن ۵۸ کیلو بودم وآرام آرام به ۷۴ کیلو رسیدم.
من یه بار متناسب بودم و رفتارهام شبیه فرد متناسب بود پس باز هم میتونم دوباره به وزن دلخواهم برسم و چقدر خوب هم رسیدم و دوباره تلاش میکنم برای تناسب اندام بیشتر وسلامتی بیشتر .
واز gPS هم کمک میگیرم و باتوحه به احساسم ترس یا شادی. نگرانی یا امید قدم بر میدارم تا به تناسب دلخواهم برسم