تا حالا شده جلوی یخچال بایستی و با خودت بجنگی که “نخورمش”… اما آخرش تسلیم شی؟ 😓
منم سالها همینطوری بودم! هر بار تصمیم میگرفتم فلان خوراکی رو نخورم، ولی یه چیزی از درون، دستمو میبرد سمتش!
اما یه روز با روش ذهنی برای ترک عادت آشنا شدم و همهچی تغییر کرد 🎯🧠
الان وقتی یه وسوسه سراغم میاد، یه گفتوگوی درونی قوی دارم که دستمو کنترل میکنه، نه هوسمو! 💪✨
تو این دوره قراره همین مسیر رو با هم قدمبهقدم یاد بگیریم…
داستانی واقعی از یک تصمیم متفاوت 🌱
سالها با چاقی زندگی میکردم…
لباسهام یکییکی تنگ میشدن، از آینه فرار میکردم، خرید لباس جدید برام مثل کابوس بود.
هر بار جلوی آینه میایستادم، زیر لب میگفتم:
«از فردا دیگه رژیم میگیرم!»
ولی فردا که میاومد، باز همون من بودم، با همون عادتها، همون وسوسهها، و همون شکستها… 😞
در این جلسه میآموزیم:

ذهنم مثل یه نوار تکراری مدام عقب و جلو میشد:
میخوردم ← پشیمون میشدم ← تصمیم میگرفتم ← باز همون رفتار تکرار میشد… ♻️
یه چرخه بیپایان، بیرحم و خستهکننده!
تا اینکه یه روز خیلی ساده، اما خیلی مهم، با قدرت ذهن و رفتارهای ناخودآگاه ذهنی آشنا شدم.
اون لحظه یه چیزی درونم روشن شد ✨
فهمیدم برای تغییر واقعی، به جای جنگ با غذا یا بدنم، باید برم سراغ ریشه افکار و باورها…
و اینجا بود که با مفهوم قدرتمند روش ذهنی برای ترک عادت روبهرو شدم 💡
همون لحظه فهمیدم که مشکل از کماراده بودنم نیست! مشکل اینه که ذهنم، سالها با فرمولهای چاقکننده برنامهریزی شده.
و حالا تنها راه واقعی رهایی، شروع با روش ذهنی برای ترک عادته… نه رژیم، نه قرص، نه دستگاه لاغری، نه ممنوعیت…
فقط و فقط تغییر مسیر ذهن، بازنویسی افکار، و ساختن عادتهای جدید.
تصمیمی گرفتم که شاید بهظاهر مثل همه تصمیمهای قبلی برای لاغر شدن بود، اما فرقش این بود که اینبار از درونم جوشیده بود.
نه از سر ترس، نه از حس گناه، نه از فشار جامعه… بلکه از یه باور روشن:
«من میتونم با روش ذهنی برای ترک عادت، خودمو از این چرخه رها کنم.» 💪🧠
از اون روز، مسیرم تغییر کرد.
نه به خاطر یه رژیم معجزهگر، بلکه چون تصمیم گرفتم ذهنم رو عوض کنم، افکارم رو آگاهانه انتخاب کنم، و برای ساختن یه منِ جدید، از روش ذهنی برای ترک عادت به عنوان ستون اصلی زندگیم استفاده کنم.
✅ چالش «من اینو نخوردم»
یک تمرین ساده اما قدرتمند برای ترک عادتهای غذایی
روش ذهنی برای ترک عادتهایی که باعث ایجاد عذاب وجدان و انتظار چاقی در ذهن ما می شوند.
وقتی فهمیدم چاقی فقط یه اتفاق فیزیکی نیست، بلکه نتیجه مستقیم افکار، احساسات و عادتهای ذهنی ماست، تازه یه دریچه جدیدی رو دیدم… 🚪✨
یه جور روشنایی توی ذهنم روشن شد که بهم گفت:
«تو اگه بتونی فکرتو تغییر بدی، رفتارت خودش درست میشه!» 💭➡️🧠
و همینجا بود که چالش «من اینو نخوردم» به دنیا اومد! 💡

یه تمرین ساده، بدون زور، بدون اجبار، بدون شمردن کالری یا خطزدن غذاهای خوشمزه از زندگی!
📌 توی این چالش، قراره فقط یه کار کوچیک انجام بدی:
وقتی خواستی یه خوراکی رو بخوری، ولی حس کردی فقط از روی عادت یا احساسات سراغش رفتی، یه لحظه مکث کنی و بگی: «من اینو نخوردم.»
همین! نه محرومیت، نه تنبیه… فقط یه لحظه آگاهی! 😌🛑
شاید بگی: «آخه مگه این چیزی رو تغییر میده؟»
اما باور کن، این جمله ساده جرقه یه تغییر عمیق ذهنیه.
چون هر بار که اون جمله رو میگی، یه مسیر جدید تو مغزت ساخته میشه. یه انتخاب تازه. یه قدرت کنترل از درون! 💪🧠🌱
اگه تا امروز بارها تلاش کردی یه عادت غذایی رو کنار بذاری و موفق نشدی، بدون مشکل از بیرون نبوده؛
ریشهش توی ذهنته…
و حالا وقتشه با روش ذهنی برای ترک عادت، از درون شروع به بازسازی کنی.
💫 روش ذهنی برای ترک عادت از رژیم مؤثرتره
شاید تا حالا دهها بار با خودت عهد بستی که دیگه فلان خوراکی رو نخوری…
یه برنامهی سفتوسخت نوشتی، اراده کردی، حتی با هیجان شروع کردی، ولی بعد از چند روز… 💥 همهچی پاشید!
حقیقت اینه که رژیم گرفتن فقط سطح رفتار رو نشونه میگیره، نه ریشهی اون رفتار رو!
رژیم میگه چی نخور… ولی ذهن هنوز داره با همون دلایل قدیمی، تو رو سمت خوردن هل میده.
و اینجاست که «اراده» کم میاره، چون ذهن هنوز به همون باورها و احساسات چاقکننده وصله 😣🌀
اما وقتی از روش ذهنی برای ترک عادت استفاده میکنی، داری مستقیماً میری سراغ ریشهها.
میری سراغ اون صدای درونی که میگه:
«الان ناراحتی… یه چیز شیرین بخور حالت بهتر شه!»
یا اون ذهنی که شرطی شده:
«همیشه شبها جلوی تلویزیون باید چیزی بخورم!» 📺🍪
با این روش، تو یاد میگیری چطوری این باورها رو شناسایی، خنثی و جایگزین کنی…
و بهجای سرکوب کردن میل به خوردن، اونو از پایه تغییر بدی. ✨🔁
💡 این یعنی نهتنها رفتار تغییر میکنه، بلکه این بار واقعاً از درون خودت خواستی که تغییر کنی
و این همون تغییریه که موندگاره، چون از ذهن و باور شروع شده، نه از اجبار و محدودیت! 💫💛

💡 راستش، همین رفتار خودکار «از روی عادت خوردن، نه از روی گرسنگی واقعی» دقیقاً همون چیزیه که دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز براش طراحی شده؛ اگه حس میکنی این الگو توی زندگیت زیاد تکرار میشه، نگاهی بهش بیندازی خیلی کمکت میکنه.
🔍 در این دوره آموزشی دقیقاً باید چیکار کنی؟
حالا که فهمیدی چرا روش ذهنی برای ترک عادت قدرتمنده، وقتشه وارد عمل بشی 💪✨
قراره یه تمرین خیلی ساده اما مؤثر رو شروع کنیم که مثل دونهدونه آجرهای یه خونه، ذهن جدیدی برات بسازه!
🎯 قدم اول: آگاه شو!
قبل از هر واکنش به خوردن، فقط یه لحظه مکث کن و از خودت بپرس:
«الان واقعاً گرسنمه؟ یا یه حس، یه فکر یا یه عادت داره منو هل میده؟»
این مکث ۳ ثانیهای یعنی زدن ترمز روی عادت ناخودآگاه ذهنی! ⛔🧠
📝 قدم دوم: جملهی طلایی رو بگو!
اگه فهمیدی از روی عادت یا احساس سراغ خوردن رفتی، با صدای آروم به خودت بگو:
«من اینو نخوردم.»
باور کن همین یه جمله ساده، قدرت توقف و انتخاب رو بهت برمیگردونه 🔁💬
📒 قدم سوم: ثبتش کن!
آخر شب، توی یه دفتر یا نوت گوشی، بنویس:
- چند بار امروز از این جمله استفاده کردی؟
- حسوحالت بعد از گفتنش چی بود؟
- تونستی خوردن رو متوقف کنی یا نه؟
این کار باعث میشه ذهن ناخودآگاهت جدیتر با موضوع برخورد کنه، چون داره تغییر رو میبینه و ثبت میکنه. 🧾🖊️
🔄 قدم چهارم: بدون قضاوت ادامه بده!
اگه یهجا نتونستی جلوی خودتو بگیری، اشکالی نداره!
هدف این چالش، سرزنش نیست؛ آگاه شدن و تکرار تمرین ذهنیه.
هر بار که تکرار میکنی، یه مسیر عصبی جدید تو مغزت تقویت میشه 🧠🌱
✅ این یک روش ذهنی برای ترک عادتهای خیلی ساده است که کمکم عادتهایی که فکر میکردی «هرگز نمیتونی» تغییرشون بدی، آرومآروم کمرنگ میشن…
و یه نسخهی جدید از خودت متولد میشه؛
کسی که انتخاب میکنه، نه کسی که اسیر عادته. ✨🕊️
💌 دعوت به چالش؛ از امروز شروع کن و تفاوتو احساس کن!
اگه تا اینجای مقاله اومدی، یعنی یه جایی درونت آمادهست برای تغییر ✨
و حالا وقتشه که به خودت یه فرصت واقعی بدی…
نه برای لاغری سریع، نه برای حذف غذاها…
بلکه برای ساختن یه ذهن جدید با کمک روش ذهنی برای ترک عادتهایی 🧠💫 که خودت از انجامشون رضایت نداری.
چالش «من اینو نخوردم» منتظرته…
قراره با همین جمله ساده، روز به روز قدرتمندتر شی، با آگاهی بیشتری انتخاب کنی، و با آرامش بیشتر غذا بخوری 😌🍵
📌 پیشنهاد من:
- امروز فقط یکبار این تمرین رو انجام بده.
- فردا دوتا…
- و بعد کمکم بذار این جمله بشه همراه همیشگیت!
باور کن طولی نمیکشه که حس کنی کنترل زندگیت برگشته دست خودت 🕊️
همونجا که همیشه باید میبود! 💪❤️
🎯 تو انتخاب میکنی:
آیا میخوای همچنان با جنگ و اجبار دنبال تغییر باشی؟
یا میخوای با استفاده از روش ذهنی برای ترک عادت هایی که همیشه باعث آزار و اذیتت می شن ذهنی آزاد و آگاه، یه مسیر لذتبخش و واقعی رو شروع کنی؟
✋ من این مسیر رو رفتم… و حالا نوبت توئه!
✍️ توی گام دوم این چالش، میریم سراغ یه قدم مهمتر: اینکه اصلاً چرا باید همین عادت خاص رو انتخاب کنی و مزایای واقعیش برای زندگیت چیه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 173 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام🙂
اولین نکته ای که در نوشته ها نظرم رو جلب کرد تعریف چاقی بود
چاقی حاصل افکار تکرار شونده است…
چاقی ابتدا در سطح فکر اتفاق می افته قبل از اینکه تظاهری در جسم داشته باشه
و این فکر ابتدا از چه طریق در ذهن ما کاشته شده؟؟؟؟
ما که میگیم همه ما از بدو حلقت متناسب و سالم بودیم ….
و میگیم ذات ما تناسبه
لاغری برای ما طبیعیه و چاقی غیر طبیعیه….
پس این فکر از کجا اومده…؟؟
از آموزش ها
آموزشها گاهی ارادی و آگاهانه است و گاهی هم غیر ارادی و ناآگاهانه…
ما برای یادگیری بسیاری از مهارتها آموزش دیدیم مثل رانندگی آشپزی دوچرخه سواری ….
ولی در مورد بسیاری از چیزها هم ناآگاهانه آموزش دیدیم از جمله چاقی
آموزش چطوری رخ میده؟؟؟؟ از طریق ورودیهای مغزی بخصوص چشمها و گوشها که دو تا ورودی اصلی مغز ما هستن
داده ها از محیط از این دو طریق وارد میشن و وقتی تکرار میشن تبدیل به شبکه های سیناپسی مغز میشن و اونوقت مغز با استفاده از اون شبکه ها دستورات لازم و مرتبط رو صادر میکنه…
یعنی ما برای اولین بار میبینیم که آدم چاقی زباد غذا میخوره بعد در دفعات متعدد اینو میشنویم که آدمهای چاق زیاد میخورن یا جملات مشابهی مثل اینکه خوردنه که آدم رو چاق میکنه..یا ما آدمهای چاق اب هم بخوریم چاق میشیم یا کسی برای توصیه میگه کمتر بخور…یا در رسانه ها از متخصصین تغذیه میشنویم که غذاها کالری دارن و هرچه غذای پرکالری تری بخوری در معرض چاقی قرار میگیری …یا میشنوی که اونایی که مدلینگ کار میکنن خیلی کم غذا میخورن و بی اشتها هستن یا ایده ای درباره گیاه خواری میشنوی و تاثیر سریع و خوبی که در کاهش وزن داشته ….خلاصه اینها همگی شبکه خوردن مساوی چاقی رو در مغز ما ایجاد میکنه …این افکار تکرار میشه و ما رفتارهایی رو انجام میدیم که در راستای این فرموله..میخوریم تا قویتر بشیم میخوریم تا سلامت تر بشیم میخوریم تا لذت بیشتری ببریم غافل از اینکه این فرمول خوردن مساوی چاقی به مرور داره اثرش رو میذاره…
حالا یه رفتارهایی رو روتین و روزانه انجام میدیم که برامون لذت بخشه مثل خوردن شیرینی با چای بعد از چرت عصر …خوردن شیرینی با نوشابه هنگام دیدن سریال مورد علاقه خوردن چیپس و پفک با دیدن فوتبال …و این لذت با خوردن رو هم ترکیب میکنیم و در ذهن این فرمول ساخته میشه که خوردن بیشتر مساوی با لذت بیشتره
بعد از این فرمول در جاهای غیر مرتبط هم استفاده میکنیم برای اینکه لذت به خودمون بدیم مثلا ناراحتیم ….میخوریم…..اعصابمون خورده میخوریم
شکست خوردیم میخوریم….میخوایم بیخیال بشیم یا به مساله ای فکر نکنیم میخوریم
در واقع از ابزار خوردن استفاده میکنیم که در کنار لذت آنی ای که میده بار غم و ناراحتی و استرس رو کم کنیم… اوایل تاثیری در وزن و سایز ما نداره ولی
این رفتارها هی تکرار میشن بعد از مدتی میبینیم کمی چاق شدیم حالا نگران میشیم و اولین فکرمون اینه که چون زیاد میخورم چاق شدم یا چون شیرینی میخورم چاق شدم و….و میخوام با روش نخوردن و رژیم و محدودیت و محاسبه کالری ها جلوی این اضافه شدنها رو بگیریم
در حالیکه چاقی در فکر ما بوجود اومده و اونجاست که باید عوض بشه ….یا حداقل آموزش جدید ببینیم و اونقدر تکرارش کنیم که شبکه سیناپسی جدید قویتر بشه و مغز طبق اون عمل کنه و فرمان بده….
برای همینه که لاغر شدن با ذهن درست ترین روشه…چون برنامه ریزی ذهن رو عوض میکنه اونم با آموزش اونم با تغییر آروم آروم …
حالا با استفاده از همون روش قبلی چاق شدن عادتهایی ایجاد میشه که لذت بخش باشه هیچ رنج و عذاب و سختی در کار نباشه چون عادتهای چاق کننده هم با لذت ایجاد شده بودن نه با ناراحتی و سختی …این اولین قدمه برای تغییر محتوای ذهن …اینکه بهش میفهمونیم که تغییرات لذت بخش هست چون ذهن برای سختی انرژی آزاد نمیکنه ما میخوایم راحتی و لذت بخش بودن رو همون اول بهش بفهمونیم تا همکاری کنه…
تجربه اول خودمن از این چالش خیلی خوب وماندگار بوده و من بار اول عا د ت ترک شیرینی با چای رو به عنوان تمرین گذاشتم که خیلی خوب و راحت کنارش گذاشتم اصلا اجباری به خوردن چیزی با طعم شیرین با چای در من نیست هر جور میلم میکشه رفتار میکنم گاهی که میلم هست میخورم گاهی اصلا چای تنها میلمه گاهی حتی چایی هم میل ندارم و یه جوری انتخاب خودم رو دارم بدون احساس بد یا عذاب وجدان یا احساس رژیم گرفتن
گاهی هم که میلم میکشه شیرینی با چایی به نظرم اصلا طعم خوبی که قبلا میداد رو دیگه نمیده یا به نظرم خیلی شیرینه یا خیلی کم شیرینه جالبه که با این چالش یکسری رفتارهای مشابه هم کم شده مثل اینکه قبلا علاقه به چای نبات داشتم مخصوصا بعد از خوردن غذاهایی که اصطلاحا میگن سرد مزاجن مثل ماهی یا خورشت سبزی و جالبه من هم بعد از خوردنشون سردرد میشدم و بایست حتما چای نبات بخورم ولی الان اصلا سردرد نمیشم با این غذاها که بخوام چای نبات بخورم …نمیگم نمیخورم چرا گاهی همراه دمنوش کمی نبات میخورم ولی باز هم به خاطر اینه که میلم کشیده و انتخابش کردم…
یا هله هوله خوردن وکیک وکلوچه و تی تاپ خیییییلی کم شده قبلا رقیب بلامانع پسرم بودم در خوراکی ولی الان هست همیشه ولی من یا اصلا نمیخورم یا در طول یه ماه یه دونه..فوقش
شکلات بعد از ناهار مخصوصا عادت غالب من بود ولی الان مثل قبل شکلات هست روی میز ولی میلم نمیکشه و اینا همش با این چالش اتفاق افتاده و راحت عادتهام تغییر کرده بدون هیچ حرص و ولعی چون میدونم اگه بخوام میتونم بخورم…خیلی راحت
این سری میخوام عادت توجه به نافرمیها رو بذارم کنار ببینیم چطور پیش میره…🙂
سلام استاد عزیز
به شخصه از انرژی مثبت وجودتون و کلامتون لذت میبرم
یه پیشنهاد برای به چپ بردن دکمه پاسخ به کامنت داده بودم و الان دیدم اعمال شده و چقدر سپاسگزارم
بدترین عادت های غذایی من اولیش اینه که من به غذا خوردن به عنوان رفع گرسنگی نگاه نمیکنم و وقتی عصبی میشم یا نگران میشم یا حتی شاد میشم باید یه چیزی بخورم و حتی اگه کاملا هم سیر باشم بازم غذا میخورم
و عادت بعدیم اینه که غذارو نجویده و سریع میخورم که باعث میشه حجم زیادی غذا بخورم و دلم هم درد بگیره در مرحله اول دلم میخواد این عادت نجویدن و سریع غذا خوردنمو از بین ببرم
خبببب….باسلاااااااام من تقریبا چند سال پیش از اموزش های رایگان استاد استفاده کردم و خب به تناسب اندام مورد نظرم رسیدم..ولی میدونین انگار سرشت ادم جوریه ک همیشه دنبال بهترین خودش هست و خب من خیلی از عادت های اشتباهم اصلاح شد و حتی با اینکه هنوزم رفتارای اشتباه دارم ولی وزنم از یه حدی بالا نمیره ولی میخوام بهترین نسخه خودم باشم . عمده ترین عادتی ک از نظر خودم اشتباهه اینه ک من زمانی ک یه اتفاقی باعث خوشحالی من میشه یا راحت تر بگم تایمایی ک خوشحالم میرم به سمت پر خوری مخصوصا پنج شنبه جمعه ها ک اخر هفتس و انگار مکانیزم مغزم جوریه ک تا قبل از عذاب وجدان پر خوری حس میکنم متناسب ترییییییین ادم جهانم ولی بعد از پرخوری حس میکنم دیگه متناسب نیستم با اینکه از نظر اندامی کاملا متناسبم …..یکی دیگه از عادت های بدم اینه ک بعضی وقتا وسواس پیدا میکنم نسبت به اینکه چه چیزایی در روز میخورم یعنی مدام با خودم تکرار میکنم چی خوردم چی نخوردم و همین باعث میشع اعصابم اوکی نباشه….دیگهههه اینکه وقتی مثلا یه دفعه در روز رفتار اشتباه دارم دیگه بیخیال این میشم ک متناسب رفتار کنم و چه گرسنه باشم چه نباشم میخورم و دومینو وار تا شب همینجور میره …خب خوشحالم ک کنار شما هستم و قراره در کنار هم واستاد عزیز خودمون و مکانیزم مغزمون رو بهتر بشناسیم .
با عرض سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز : عادت های بدی که من دارم اینه که پرخوری میکنم به غذا ناخونک میزنم چند ساعت بعد ناهار سیر سیرم ولی باز میرم سر قابلمه وباز میخورم خیلی وقتها موقع شام سیرم ولی میشینم سر سفره حسابی میخورم ته بشقاب بچه ها یاته قابلمه میمونه میخورم میگم حیفه وقتی غذایی رو که دوست دارم میبینم نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم وحسابی میخورم وبعدش کلی عذاب وجدان میگیرم وناراحت میشم به خودم کلی حرف میزنم و ازخودم بدم میاد😢😥
ولی میخوام از امروز متعهد بشم که تا وقتی گرسنه نشدم چیزی نخورم ریزه خواری و پر خوری رو کنار بذارم و ته قابلمه یا بشقاب کسی رو نخورم چون هر چقدر هم که حیف باشه ارزش نداره هیکلم واعصابم روبه خاطرش خراب کنم 😡
من عادتهای چاق کننده زیادی دارم که بعد از اونها عذاب وجدان میگیرم.من اکثرا ساعت ۴ بعد از ظهر گرسنم میشه و چند لقمه غذا میخورم.یا عصرها یه تکه کیک یا شیرینی بخورم.
موقع دیدن فیلم دوست دارم تنقلات بخورم.
یکی از بدترین عادتهای من تند تند غذا خوردنه و همیشه هول هولکی دارم غذا را نجویده میخورم.
برنج خوردن موقع شام هم خیلی منو اذییت میکنه
من قول میدم این عادتها را عوض کنم
عادتهای خودتان را به خوبی انتخاب کنید.
عادت ها قوی ترین ابزار در جعبه ابزار مغز شماست.🌺
از کجا بفهمیم که چه رفتارهای و عادتی درست است چون عادتی غلط؟
من خودم به شخصه عادتهای درست و غلط زیادی دارم و در خصوص چاقی دقیقا همانطور که استاد اشاره کردند هر وقت عادتهای اشتباهم رو تکرار میکنم خودم عذاب وجدان میگیرم که چرا این کار رو کردم ، چرا اینو خوردم و غیره ،پس اینجا خیلی واضح و آشکار میفهمم که رفتارم اشتباه است چون بعد احساس خوشایندی نداشتم.
باید چیکار کنیم ؟
خیلی قتهابرام پیش اومده که مثلاً تصمیم گرفتن به اندازه بخورم و ورزش کنم و ... ولی موفق نشدم. چون توی ذهن من برنامه ریزی در این خصوص نشده و بلد هم نیستم.خودم یه چیزی میگم ذهنم چیز دیگه و آخر ذهنم پیروز میشه.
ما اول باید رهنمون رو برنامه ریزی کنیم و فرمولهای درست رو جایگزین فرمولها و عادتهای غلط کنیم.
من اگه چاق شدم حتماً رفتارهایی رو در مسیر چاق شدن تکرار کردم .همانطور که استاد فرمودند چاقی تکرار ها نهایت لذت بخش.
خب من از غذا خوردن لذت میبرم و سر سفره که میشینم طبق عادت شروع به غذا خوردن میکنم در صورتی که شاید اصلا گرسنه هم نباشم.
عادت دارم تند غذا میخورم.
عادت دارم غذایی که تو بشقابم هست رو تا آخر بخورم.
عادت دارم اگه کیک یا شیرینی توی خونه باشه برم ناخنک بزنم.
عادت دارم کیک بخوام با ولی بخورم حتما چند تکه بردارم حتی اگه بعد از غذا باشه .
این عادتهای من هستند که بعد از تکرارشون خودم پشیمون میشم و حالم بد میشه.
من.…. احمدی میخوام از این به بعد با کمک استاد و پشت کار خودم عادتهای غلطم رو دیگه تکرار نکنم و یاد بگیرم برنامه وعادت های درست رو توی ذهنم بریزم.🥰
افراد موفق ،کسانی هستند که عادتهای موفقی دارند.
باعرضه سلام خدمت استادودوستان عزیزم ،من چالش اینونخوردم رو مطالعه کردم و متوجه شدم که من خیلی رفتارهای چاق کننده دارم مثلا موقعی که فیلم میبینم مدام درحال خوردن هستم اصلاتوجه ندارم که به چه میزان و چه سرعتی می خورم وبعدازتمام شدن فیلم متوجه میشم که زیاده روی کردم واحساس سنگینی معده باعث عذاب وجدانم میشه پس متعهد میشم که موقع فیلم چیزی میل نکنم وفقط باتمرباتمرکزوهوشیاری غذابخورم
اگر بخوام لیست رفتارهایی که میخوام ترک کنم و بنویسم چند ساعتی وقت میخواد اما چون سنگ بزرگ علامت نزدنه و جناب استاد فرمودن یک رفتار رو انتخاب کن برای شروع ترجیح میدم بنویسم خوردن یه لیوان چای با یک قندنه بیشتر و شاید کمتر کردن مصرف چای متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام دوستان هممسیر ،
سلاااااام استاد گرامی و بینظیر،
اولینجلسه چالش من اینو نخوردم را مطالعه کردم و فایل صوتی این قسمت رو هم گوش دادم .
یکی از تمرینات لذت بخش دوره ورود به سرزمین لاغرها مربوط به روز دوشنبه هفته پنجمه .که می بایست از چند نفر افراد متناسب یا لاغراندام با عادات غذایی صحیح مصاحبه حضوری یا غیر حضوری ،از طریق یکپرسشنامه از قبل تعیین شده در جزوه کنیم مجاز هستیم چند سوال هم خودمون بهش اضافه کنیم .من یکنمونه از پرسشنامه هارو بردم کافی نت و پیرینت گرفتم و خودمو آماده کردم تا برم دنبال یک تمرین شیرین و لذت بخش ،یعنی مصاحبت با لاغرها و اظهار مهر و علاقه به خودشون و شخصیت جالبشون و اندامهای عالیشون . بعد از اتمام کار مصاحبه وجمع بندی جوابها به نتایج جالبی رسیدمو تا حدودی به تفاوت و شباهتهای رفتارغذایی خودم با اونا پی بردم .
و البته یه جاهای خیلی خوشحال شدم کهمن افکار صحیح و قابل تحسینی دارم که باید بابتشون از خدای مهربون و استاد عزیزم خیلی تشکر و قدردانی کنم .
من بابت طرز فکر این خانوم که یک زن جوان و ۳۳ ساله اس خیلی تشویقش کردم و بهش آفرین گفتم که چقدر درست داری فکر می کنی .
منبا علم به اینکه هیچ غذایی ابتدا به ساکنچاق کننده نیست اما زیادتر از معمول و زیادتر از حد سیری مصرف کردنشون باعث چاقی میشه تصمیم گرفتم در این چالش شرکت کنم .
بنابه تاکیدی که در میثاق نامه شده که باید رفتار غذایی صحیح متناسبها الگوی رفتار غذایی ما باشه با انجاممصاحبه با لاغرها متوجه شدم که بیش از ۹۵ درصدشون همراه خوردن برنج ،نون نمی خورن .اما من که یکفرد با اضافه وزنم علاقه زیاد به مصرف نون با برنج دارم .من اینو ملاک گرفتم و این باور در من قوی تر شد کهمصرف نون با برنج یک رفتار چاق کننده ی لذت بخش برای منه . .اما با شرکت در اینچالش ،می تونم برای همیشه ترکش کنم .
از خودم پرسیدم چرا خوردن نون با برنج و ماکارانی براملذت بخشه ؟
به اینجوابها رسیدم :
اولا مزه نون رو خیلی دوست دارم خصوصا بعضی از نانهای خاص که علی الخصوص تازه باشن .
دوم اینکهمصرف نون با هر غذایی باعث میشه زودتر به حس لذت بخش سیری برسم .
سوماینکه با خوردن مقدار کمتری از برنج یا ماکارانی ،احساس سیری می کنم ،و این به درد وقتایی خورده که مقدار برنج یا ماکارانی کافی نبوده و با خوردن نون جبران کردم .
چهارم اینکه وقتی غذایی رو با نونمی خورم و سیر میشم ساعات بیشتری در حال سیری خواهم بود و احساس آرامش خوبی دارم .
خصوصا اگر ماکارانی رو بخوام بدوننان مصرف کنم انگار که خیلی زود دوباره حس گرسنگی می آد سراغم و مجبور میشم دوباره برم از این ماده غذایی مصرف کنم .
اما چیزی که مشگل ساز شده اینه نمی تونم مصرف نون و برنجمو کمتر کنم .و جوری می خورم که با فشار مختصری که در شکمم ایجاد میشه متوجه سیری میشم . قبلا به حس فشار مختصر اهمیتی نمی دادمو به خوردن ادامه می دادم تا احساس فشار به درد تبدیل میشد ولی در حال حاضر با حس فشار مختصر دیگهنمی خورم .این مقدار تغییر در رفتار غذایبم جای خوشحالی داره .
وطبق آگاهی های اخیر سیری با احساس فشار در شکم کم یا زیاد علامت زیادی خوردنه . و من می بایست از این غذای لذت بخش به اندازه ای میل کنم که هیچگونه فشاری در شکمم احساس نکنم در عینحال با احساس خوب سیری از سر میز غذا بلند شم و برم کنار .
منباید به جایی برسم که مثل لاغرها بتونم براحتی برنج یا ماکارانی رو بدوننان مصرف کنم و زود هم احساس سیری رو تجربه کنم .
من به خودم امروز ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ تعهد می دم این عادت چاق کننده ارو با شرکت در چالش من اینو نخوردم ترک کنم
چالش من اینو نخوردم مجموعه راهکارهای ساده برای تغییر فرمول های ذهنی و واکنش های رفتاریه.
با استفاده از راهکارهای ذهنی چالش من اینو نخوردم به ساده ترین شکل ممکن و بدون تحمل هرگونه رنج و سختی قادر به تغییر عادت هایی در خود خواهیم شد که شاید سال ها برای تغییر آنها تلاش کرده ایم.
در چالش من اینو نخوردم ما ابتدا عادت هایی که سالهاست گرفتار آن هستیم و بعد از هربار تکرار آنها دچار عذاب وجدان و احساس ترس از چاق تر شدن می شویم را شناسایی می کنیم.
عادت هایی که تصور می کردیم هیچوقت نمی توانیم آنها را تغییر دهیم.
عادت هایی که آنها را عامل چاق بودن و چاق تر شدن خود می دانیم
.
عادت هایی که بارها تصمیم قاطع گرفته بودیم که از فردا دیگر آنها تکرار نکنیم اما هربار به دلایل مختلف موفق به ترک عادت های خود نشدیم.
چالش من اینو نخوردم فرصتی برای پالایش افکار و باورهای چاق کننده ذهنی و پیدا کردن عادت های موثر در وضعیت چاقی است.
ما در این چالش نحوه برخورد با عادت های مخرب خود را یاد می گیریم و به شکل عملی خواهیم آموخت که چگونه باید یک عادت را برای همیشه تغییر داد.
چاقی حاصل مجموعه افکاری است که در ما واکنش های رفتاری ایجاد می کنه.
با تکرار کردن واکنش های رفتاری، آنها به عادت های ما تبدیل می شن و در واقع شخصیت ما را می سازن.
شخصیتی که علاقمند به چاق شدن است.
لذا شناسایی این افکار و واکنشی که در ما ایجاد می کنند و جایگزین کردن آنها با افکاری که واکنشی متفاوت و البته متناسب کننده در ما ایجاد خواهند کرد گامی مهم و موثر جهت فاصله گرفتن از چاقی و حرکت به سمت لاغری برمی داریم.
می بایست هر فایل آموزشی را بارها گوش داده و تمرینات داده شده را به خوبی و با اشتیاق انجام دهیم
طولی نخواهد کشید که نتایج این آموزشها را در احساس و رفتارهای خود مشاهده خواهیم کرد.
نشان های دریافت شده
با عرض سلام. من مدتی هست که در دوره سرزمین لاغر ها هستم ولی یک عادت هست که درسته مدتی انجامش نمیدادم ولی انگار فشار زیادی برای انجام دادنش روی مغزم بوده و هست به محض اینکه یه ذره مغزم بهم بریزه انجامش میدم و اونم عصرانه خوردن بدون گرسنگی هست. از اون بدتر. وقتی انجامش میدم انقد حال روحیم خراب میشه و خودمو میبازم و بازم بیشتر میخورم و معدم درد میگیره. طوریکه از ناراحتی میخوام بمیرم بعدش! و الان که در دوره هستم و میثاق نامه رو میخونم خیلی وقته این عادت داره اعصابمو فشار میاره. انگار اگر نخورم یه جور تحت فشارم. بخورم روانم بهم میریزه! (مثل اینکه وقتی فرمول یه چیزی تو ذهن هست آش کشک خاله است. یا اصلاحش میکنی یا راه دیگه وجود نداره گویا. یا حدااقل الان که دارم مرور میکنم میبینم با اراده و جلوی مغز ایستادن و….. درست بشو نیست) عادت زشت دیگه اینه که بعد از غذا دوست دارم چای با شیرینی یا خرما بخورم. در صورتی که نیازی ندارم. بعضی وقتا با غذا نوشابه یا شربت میخورم. گاهی هم اگر غذا خیلی خوشمزه باشع یکم بیشتر. جدیدا متوجه شدم تقریبا صبحانه نیاز ندارم! ولی اونم شده حتی به مقدار کم میخورم که عادت زشتیه! ولی در درجه اول برام مهمه که عادت به عصرانه خوردن اونم وقتی بهش نیازی ندارم رو حذف کنم و به پر خوری ادامه ندم. در واقع دلم میخواد نسبت به عملکرد روزانه ام حس خوبی داشته باشم و تفکر صفر و صد نداشته باشم. یه جورایی این تفکر بده که یا باید عالی عمل کنم یا بد. و حد وسطی وجود نداره . وقتی رفتار زشتم میبینم انگار بهش ادامه میدم و بدترم میشه. و بعدش فرداش حالم از خودم بده و نمیتونم تو آینه خودمو ببینم. من قبلا وقتی عادت زشتی رو از خودم بروز میدادم سریع در اجرای تمرینات شل میشدم. انگار صدای مغزم میگفت با اینهمه بد خوردنت دوره دیگه چیه. چه قدرم که سیری غذا نمیخوری! مگه اسناد نگفت موقع سیری نخور پس چرا عصرونه میخوری؟! ولی مدتیه که دیگه به منفی باف گوش نمیکنم و اصلا دوره رو شل نکردم. چون دیدم عادت های عجیب بسیاری تغییر کرده و این رفتار ها هم از لایه های ذهنم داره بیرون میریزه و به جای مخفی کردنش باید مواجه بشم باهاش. و امروز که از دست خودم جوش آورده بودم یه دفعه اومدم تو سایت و یاد این چالش افتادم. قربون خدا برم!
من همینجا به خودم عسل سپهر تعهد میدم که در ادامه دوره ی من اینو نخوردم، استمرار کافی رو داشته باشم و برای اصلاح باور هام اقدام کنم. مرسی خداجون. و مرسی از شما آقای عطا روشن. مرسی از شجاعتتون در بیان مطالبی که بین ما آدمهای چاق مشترکه.
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز، خانم سپهر ،
امیدوارم در بهترین حالت روحی و جسمی خودت باشی ،
اتفاقا منم از بچه های ورود به سرزمین لاغرهام و بتازگی اولین دور تکرار رو شروع کردم و امروز فایلهای روز ۵ تکرار رو گوش می کردم هنوز خلاصه نویسی یا برداشتمو از فایلهای امروزم ننوشتم … اما گوش دادن به فایل مدیر کارخونه بازم منو به فکر فرو برد …ومنجر به گفتگوی درونی من با خودم شد …من متوجهم چیزی که باعث اضافه وزن ما شده علاوه بر یکسری افکار چاق کننده رفتارهای چاق کننده هم دخیل در ماجراست ..حالا که مدتهاست روی افکار چاقی کار کردیم و کلی حساب کار اومده دستمون ولی توی تصحیح رفتارای اشتباه هنوزم مشگل داریم ….رفتارهای غذایی چاق کننده ارو هنوز ترک نکردیم … یکیش عادت به خوردن عصرانه اس ، ،،،اتفاقا من به وقت عصر واقعا گرسنه ام چون در دوره ۲۵ ساله چاقی این فرمول توی ذهنم ثبت شده که هر ۴ ساعت باید غذا بخوری انرژی بگیری وگرنه سوخت و سازت می آد پایین و چاقتر میشی ….در صورتی که وقتی با متناسبها مصاحبه می کردم معمولا عادت به خوردن عصرونه به این شکلی که ما می خوریم ندارن ..الگوی من برادرمه که ۱۰ سال از من کوچیکتره و حدود چهل سالشه و بسیار خوش قد و قامت و متناسبه …ایشون میگن که ساعت ۸ توی اداره صبحانه می خورن نون تازه ،کره ،پنیر ، چای شیرین و گردو بعد دیگه تا ساعت ۲ بعدالظهر سرگرم کار و انجام امور اداری میشه و بین ساعت صبحانه تا ناهار هیچی نمی خوره و اصلا به خوردن چیزی هم فکر نمی کنه ..ساعت ۲ ناهارشو کامل می خوره میره ساعت ۹ شب که شام می خوره فقط ممکنه بعدالظهرها مثلا ساعت ۵ یه نسکافه فوری یا یک لیوانچای بخوره ….میگه احساس گرسنگی بین ناهار تا شام نمی کنم …
من به این نتیجه می رسم که عصرانه خوردن برای من فقط یک فرمول ذهنی چاق کننده اس و این حس گرسنگی به وقت عصر نیاز واقعی من نیست یک حس کاذب گرسنگی بیشتر نیست … از خوردن عصرانه کهمعمولا نون تازه با پنیر و سبزی و گوجه هست خیلی لذت می برم و انصافا حس گرسنگی موقع عصر منو به این سمت می کشونه وگرنه چه اصراری به خوردن عصرونه داشتم …ولی حس گرسنگی کاذب بسیار شبیه به واقعیه …اما چون واقعی نیست حتما میشه ترکش کرد …من اومدم در چالش ترک عصرونه شرکت کنم …