وقتی صحبت از لاغر شدن میشه، خیلیها فوری میپرن سراغ رژیم 🍎، ورزشهای سنگین 🏋🏻♀️ یا حتی جراحی ✂️!
اما چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشه، 🧠 تاثیر ذهن در چاقی و لاغریه؛ اون چیزی که واقعاً پشت صحنه این بازیه 🎭.
یکی از مهمترین عوامل پنهان توی مسیر لاغر شدن، لیاقت داشتن برای لاغر بودنه ✨.
خیلی وقتها ذهن ما، بدون اینکه خودمون بفهمیم، احساس میکنه لایق لاغر شدن نیستیم 🚫.
چون توی باورهای عمیقمون، چاقی یه جور هویت شده؛ یه لباسی 👕 که سالهاست تنمونه و برامون آشنا و قابل قبوله 🤷🏻♀️.
🎯 لیاقت داشتن و تاثیر ذهن در چاقی
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیها با کمترین تلاش لاغرن 🏃♀️💨 و بعضی دیگه با هزارجور رژیم 🥗🏋️♂️ و ورزش باز هم وزنشون تکون نمیخوره؟
پاسخ سادهست، اما عمیق: تاثیر ذهن در چاقی رو دستکم گرفتیم.

لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست ⚖️، بلکه یه «احساس لیاقت» ✨ در ذهن ماست.
ذهن ما باید اول باور کنه که:
«من لایق لاغر شدن هستم» 💎
وگرنه هر تلاشی، مثل هل دادن دیوار 🧱 میمونه؛ پر سر و صدا، اما بینتیجه.
🔸 آیا با رژیم گرفتن 🥗، ورزشهای سخت 🏋️♀️ یا قرصهای لاغری 💊، میتونیم حس لیاقت رو در ذهنمون ایجاد کنیم؟
❌ نه! چون ذهن ما اونقدر باهوشه که فقط به عمل ظاهری بسنده نمیکنه؛ اون دنبال باور عمیق، حس شایستگی 💛 و تصویر ذهنی ما از خودمونه 🖼️.
و دقیقاً اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش رو نشون میده.
حالا یه سؤال جالبتر: برای چاق شدن چی؟ 🤔
آیا ما برای چاق شدن دوره آموزشی دیدیم 🎓؟ هدفگذاری کردیم 🎯؟ با برنامه خاصی روزی چند هزار کالری اضافه خوردیم 🍰؟
❌ نه! ولی چاق شدیم… چون ذهنمون، با هزار تجربه تلخ و شیرین 😅😭، باور کرده بود که چاقی امنتره، راحتتره، یا حتی بخشی از هویتمونه 👕.
و جالبه بدونی که این مسیر، تکرار پشت تکرار 🔄، عادت پشت عادت 🛤️، تبدیل شد به لیاقتی که ذهن ما برای چاقی ساخت.
خبر خوب اینه که همون ذهن، میتونه دوباره آموزش ببینه 🎓. اما این بار، نه برای چاق شدن…
بلکه برای متناسب شدن 🥰. با عزت، با آرامش 🌸، با احساس شایستگی 💛.
پس اگه میخوای از چرخه تاثیر ذهن در چاقی خلاص شی 🚀، از ذهن شروع کن؛
جایی که همهچیز آغاز میشه و تموم میشه 🌟.

🌱 لاغر شدن، لیاقتش رو داری؟ ذهن تو جوابشو میدونه!
خیلی وقتها پیش خودمون میگیم:
“من همه کاری کردم 🥗🏋️♀️💊، رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم… چرا هنوز لاغر نمیشم؟ نکنه مشکل از ارادهمه یا لیاقتش رو ندارم؟ 🤔”
اینجا یه نکته مهم وجود داره: تاثیر ذهن در چاقی 🧠 خیلی عمیقتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. و احساس لیاقت برای لاغری ✨ درست وسط همین ماجرا جا خوش کرده.
سؤال عجیب اما واقعی:
آیا برای چاق شدن، زحمت خاصی کشیدی؟ 🍰 کلاس یا برنامه خاصی داشتی؟ ❌ نه!
این ذهن ناخودآگاهت بود که بر اساس باورها، احساسات و خاطرات 🌱، تو رو هدایت کرد به سمت چاق شدن. ذهن تصمیم گرفت که تو لایق این جسم باشی 💎.
هر بار که به چاقی فکر کردی یا روی تصویر بدنی تمرکز کردی 🖼️، ذهن ناخودآگاه برداشت کرد که «این آدم علاقه داره!» و مسیر چاقی ادامه پیدا کرد 🔄.
✅ ذهن همیشه دنبال تأیید لیاقتها 💛ست. اگه باور داشته باشی که لایق لاغری نیستی ❌، هرچقدر تلاش فیزیکی کنی، نتیجه پایدار نمیشه ⚖️.
خبر خوب: میتونی تاثیر ذهن در چاقی 🧠 رو خنثی کنی و لیاقت لاغر شدن ✨ رو دوباره در ذهنت تعریف کنی.
با تمرکز روی احساسات خوب 😊، تصویرسازی بدن دلخواه 🖼️ و مراقبههای ذهنی 🧘♀️، ذهن ناخودآگاهت قانع میشه که تو واقعاً لایق تناسب اندام 💪💎 هستی.
🌿 تو لایق لاغری هستی 💛، اما باید ذهن ناخودآگاهت رو به این باور جدید عادت بدی 🔔 و باورهای قدیمی مثل «من نمیتونم ❌» یا «من همیشه همینطوریام 🛑» رو جایگزین کنی.

🧠 ذهن ناخودآگاه، کارخانهی لیاقتسازی
ذهن ناخودآگاه ما یه سیستم فوقالعاده هوشمنده 🧠، ولی نه با منطق ما!
تو دنیای ذهن، توجه = علاقه شدید 💡.
یعنی فرقی نمیکنه چیزی رو با عشق بخوای 💖 یا با نفرت ازش فراری باشی 😡، همین که دائم بهش فکر کنی، براش یعنی:
«این آدم لیاقت اینو داره، پس بیشترشو بساز!»
همین جاست که تاثیر ذهن در چاقی 🧠 شروع میشه…
ذهن ناخودآگاه فراتر از آگاهی ماست 🌱، باورها، عادتها و الگوهای ذهنی ما رو شکل میده و میتونه به طور غیرارادی رفتارهای غذایی و واکنشهای بدن به سیری و گرسنگی رو تحت تأثیر قرار بده.
مطالعات روانشناسی سلامت درباره تاثیر ذهن در چاقی نشون داده که اصلاح باورهای ناخودآگاه و الگوهای ذهنی میتونه منجر به تغییرات مثبت و پایدار در وزن بشه و مسیر لاغری رو هموار کنه 🌟.
وقتی دائم به چاقی فکر میکنی، ازش شکایت میکنی 😔، جلوی آینه خودتو سرزنش میکنی 🪞، با حسرت به آدمای لاغر نگاه میکنی 👀 و هر روز با رژیمهای سخت 🥗🏋️♀️ خودتو تنبیه میکنی، در واقع داری یه پیام خیلی واضح به ذهن ناخودآگاهت میدی:
«من به چاقی توجه میکنم، من با چاقی درگیرم، من هنوز در مدار چاقیام!»
و ذهن ناخودآگاهت چی برداشت میکنه؟
«خب، پس تو لایق چاق موندن هستی! بذار کمک کنم بیشتر تثبیتش کنیم.» ❗️
همین میشه که با وجود همهی تلاشت، باز هم وزنت برمیگرده 🔄.
نه چون اراده نداری، نه چون بدنت مقاومه، بلکه چون ذهن تو هنوز لیاقت لاغر بودن 💎 رو باور نکرده.
در واقع خودت لیاقت چاقی رو ساختی و از تاثیر ذهن در چاقی 🧠 برای چاق کردن خودت استفاده کردی، البته ناخودآگاه.
حالا وقتشه ورق رو برگردونی 🔄.
به جای تمرکز روی چاقی ❌، تمرکز کن روی بدن متناسبی که دوست داری داشته باشی 💖.
به جای گله و شکایت، با خودت با عشق حرف بزن 💛 و به ذهن ناخودآگاهت بگو:
«من لایق متناسب شدنم 🌟… لایق آرامش 🍃، لایق سبکی ✨، لایق بدنی که دوستش دارم 💪.»
وقتی ذهن تو احساس کنه که لایق لاغری هستی 💎، تازه شروع میکنه به ساختن اون واقعیت در بدنت.
پس از امروز به بعد، به جای اینکه با چاقی بجنگی ⚔️، با باور لیاقت لاغری 💛 ذهن خودت رو متحد خودت کن… نه دشمن خودت. 🌿

تنفر از چاقی؛ دلیل اصلی چاقتر شدن؟
شاید برایتان عجیب باشد که چگونه ممکن است از چیزی به شدت متنفر باشیم 😣، اما همان چیز روز به روز در زندگی ما بزرگتر و گستردهتر شود 🌱.
اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش را نشان میدهد 🧠✨ و قانون جذب، این راز بزرگ ذهن ناخودآگاه را فاش میکند 🔑. درک این مسئله نیازمند آگاهی عمیقتر و پافشاری در مسیر تغییر است 💪.
سالها پیش، من هم مثل بسیاری از شما سردرگم بودم 🤔؛ دائم به خودم میگفتم:
«چرا همیشه آن چیزی که ازش متنفرم، بیشتر و بیشتر در زندگیام حضور دارد؟» 😩
بارها و بارها فکر کردم چرا ذهنم به چیزهایی که دوست ندارم گیر میدهد و از آنها خلاص نمیشود. اما از تاثیر ذهن در چاقی بیاطلاع بودم و نمیدونستم پاسخ سادهتر از آن بود که فکر میکردم 💡:
ذهن ناخودآگاه ما فرق بین «دوست داشتن» ❤️ و «نفرت» 💔 را نمیفهمد. هرچیزی که به آن توجه کنیم، در واقع برای ذهن به معنی «علاقه» است. و ذهن، بر اساس این «علاقه»، همان موضوع را در زندگی ما گسترش میدهد 🌟.
این یعنی اگر مدام به چاقی ⚖️، عیبها و نارضایتیها فکر کنیم 😓، ناخودآگاه داریم لیاقت «چاقتر شدن» را در خود تقویت میکنیم!
پس اگر واقعاً میخواهید لاغر شوید 🏃♀️✨، باید ابتدا لیاقت لاغر شدن را در ذهن خود بسازید 🧘♀️.
تا زمانی که نگرش شما به خودتان و بدنتان تغییر نکند 🔄، لیاقت «متناسب شدن» در شما ایجاد نمیشود ⚖️.
باید فرمولهای ذهنی که باعث چاقی میشوند 🔒 را خاموش و فرمولهای ذهنی لاغری 🌟 را فعال کنید.
و مهمتر از همه، باید توجهتان را از چاقی بردارید ❌⚖️ و به سوی لاغری، سلامتی و سبک زندگیای که آرزویش را دارید 🏞️🍎، معطوف کنید.
در نهایت، راز موفقیت در لاغری پایدار 🏆، درک عمیق و بهکارگیری تاثیر ذهن در چاقی و تقویت لیاقت لاغری داشتن است 🌈✨.
💛 اگر آمادهای زندگی ذهنی و جسمیات را با استفاده از تاثیر ذهن در چاقی متحول کنی، دوره ورود به سرزمین لاغرها 🏰💫 بهترین فرصت است تا اصولی و عمیق، از شر افکار چاقی خلاص شوی و لیاقت لاغری را در خود تقویت کنی 🎯.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای انجام بهتر تمرین تاثیر ذهن در چاقی، به سوالات زیر فکر کنید و پاسخهای خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید:
- به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کردهاید فکر کنید. چگونه لیاقت چاق شدن را در ذهن خود پرورش دادهاید؟
- آیا در تلاشهای قبلی خود برای لاغر شدن، توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در ذهنتان داشتهاید؟
- روشهای لاغری که استفاده کردهاید، باعث افزایش لیاقت لاغر شدن شدهاند یا بالعکس، لیاقت چاقتر شدن را بیشتر کردهاند؟
- چه پیشنهادهایی برای ایجاد و تقویت لیاقت لاغر شدن در ذهن خود دارید؟
- از محتوای ویدیوی آموزشی تاثیر ذهن در چاقی استفاده کنید و تمرینی که برای خود میسازید را در بخش نظرات بنویسید تا با هم به رشد و تغییر کمک کنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.19 از 222 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
یادمه سی سال پیش ۶۰ کیلو بودم ولی باز راضی نبودم و احساس چاقی داشتم و رنجی در من بود که آرامش نداشتم و احساس خوبی نداشتم شاید علتش همان داشتن حس لیاقت چاق بودن به من احساس بد میداد
که وقتی به اون دوران نگاه می کنم خیلی خوب بودم و متناسب بودم و لباس به تنم می نشست
ولی باور اشتباه حال منو بد می کرد
نشان های دریافت شده
به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید
من مهمترین موضوع برایم ژنتیک بود که من بهرحال ازپدروخانواده یی چاقم وحتما چاق خواهم شد واینکه ما بعدازازدواج چاق میشوییم بهمین راحتی وشد آنچه نمیباید
.
با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟
اصلا درکی از احساس لیاقت نداشتم فقط و فقط موضوع جسمی بود نه ذهنی
روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند.
خیر همه روشها محدودیت وفشار بود وازسرخوردگی وخستگی میامد که لعنتی چرا من چاقم چرا من پرخورم وکلا عدم لیاقت راناخواسته میپروراندم
پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.
حالا آموختم که حق من چنین بدنی نیست ومن باید متناسب وخوش اندام شوم وبرای رسیدن به هدف وتناسبم تلاش خواهم کرد بااحساس خوب و آموزش دیدن
هوالرزاق
لایق لاغرشدن باشید
من هیچ وقت خیلی چاق نبودم نهایت اضافه وزنم ۲۰کیلوبوده..اما درمسیرهمین ۲۰کیلومن خودم رولایق چاق شدن میدونستم .مثلا وقتی دخترخونه بودم متناسب بودم وخودم همش میگفتم من اگر ازدواج کنم وبعدزایمان حتماچاق میشم چون نمونه عینی که مادرم بودهم میدیدم.
اوایل زندگیمون بیش ازحدفست فودمیخوردیم ومیگفتیم ایناباعث چاقی میشه
یابعدزایمام دومم .شوهرم بستنی فروشی داشت ومن هرروز بستنی میخوردم وخودم رولایق چاقی دونستم وهم چاق شدم وهم چربیم به شدت رفت بالا.
من فکرمیکردم چون هرروزبستنی میخورم وورزشم که نمیکنم پس چاقی طبیعی هست دیگه.
..من وقتی برای باراول رفتم بدنسازی پس خودم رولایق لاغری دونستم.باهرباررژیم گرفتن خودم رولایق دونستم
اماانتظارم درست نبودکه موفق نشدم.
یعنی لاغرمیشدم امابه محض رهاکردن برمیگشتم
یاچون بچه شیرمیدادم همه مدام میگفتند توباید۲براربخوری چون شیرمیدی .واین امرباعث شدلیاقت چاقی درمن زیادبشه.
من لایق لاغری هستم همونطور که سال ۹۹موفق شدم دوباره هم موفق میشم گرچه اصلا اضافه وزن مشهودی نداشتم اما میدونم کمی لیزخوردم
من لایق زیباترین بدن هستم .این بدن امانتی ازطرف خداست .پس بایدازش مراقبت کنم.
من لایق این هستم که به ورزش برم برای سلامتی وتندرستی بدنم.اینگونه میتونم همسرومادرسرزنده وشادابی باشم.
من میخوام .میتوانم .میشود
من درزندگی هرچیزروکه لایق دونستم بهش رسیدم
پس من لایق لاغری. حس خوب .دوستی باخدا.همسرخوب وفرزندان خوب هستم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
گام 5 – لیاقت لاغر شدن
باسلام ، از اینکه هرروز گامی برای درک بهتر خودم برمیدارم ، من را شگفت زده میکنه . دانستن با فهمیدن فرق داره . از نظر من دانستن در این حد کمک میکنه که کار من یک مشکلی داره ولی فهمیدن ،ریشه و تاروپود مساله را تغییر میده ، نگاه و نگرش را تغییر میده و تنها راه تبدیل دانستن به درک و فهمیدن ، نوشتنه ! واسه همینه خدا به قلم قسم خورده . وقتی افکارم نوشته میشه ، صورت مساله و دیدگاه من بیرون میاد و وقتی شروع میکنم به تحلیل دانسته در تاروپود زندگیم ، درک و بینش جدیدی تولید میشه .
من نوشتن را دوست دارم ، چون به خودم و مشکلم و خواستم درک بیشتری میده .
امروز درمورد لیاقت لاغر شدن بود و اتفاقا توضیح داد چرا عده ای تلاش و کوشش میکنند ولی به نتیجه نمیرسند . من جزو دسته ی اول بودم . من عاشق اگاهی و کار کردن هستم و دقیقا اون صورت مساله ی حقیقی من که سال ها در چاقی و حس بد بودم و سالها برای لاغرشدن چه ذهنی و فیزیکی جنگیدم . حالا باتوجه کردن به لاغری و لاغر زندگی کردن ، برای ذهن من چالش بود . و دقیقا درست گفت وقتی شخصی ترین مشکل که 100 درصد مسئولیتش باخودمه ، وقتی از طریق خودم و ذهنم و افکارم حل بشه ، چه احساس توانمندی عظیمی میکنم . حقیقت من در مورد قانون جذب میدانستم ولی نمیفهمیدم . نگاه کردن به لاغری و قدرت ذهن و کارکرد قانون جذب ، به من مفاهیم و درکی میده که اگر این مشکل نبود ، بهش نمیرسیدم . برطرف کردن این مشکل باعث شده که دقیق و جز نگر به این مساله نگاه کنم و عاشق کارکرد ذهن شدم . چون همیشه نگاه ما به بیرون بوده . اولین باره که مشکل خودم را از درون نگاه میکنم . چرا از بیرون نگاه میکنم ؟ چون احساس توانایی در انجام اون کار در خودم را نمیبینم و هربار که شکست خوردم ، این احساس لیاقت درونی من کمتر شده ، چون بارها سرزنش شدم و بارها شکست و کشمکش را دیدم و سالیانه ساله که دارم زندگی میکنم و قبلا گفته شده بود ادم عادت میکنه . درسته دوستش ندارم ، ولی من هم غادت کردم. اگر لاغرشدن اینقدر راحته ، پس چرا از طریق خودم حلش نکنم . اگر چاقی ساخته و پرداخته ی ذهن منه و حاصل پذیرفتن و درک اطلاعات اشتباهه چطور ؟ مگر نمیخوام تغییر کنم . خداسالهاست که به من جواب میده ، من قبول نمیکنم . چون بارها تاکید کردم که من توانایی لاغر ماندن را ندارم ! چرا ؟ چون به این شخصیت عادت کردم . در حسرت بودن ، عادت کردم و عادت کردن یک چاقوی دو لبه ست ، چرا در توانگری حاذقش نکنم ؟ حس میکنم جدای از قابلیت های پیچیده و شگفت انگیزش ، میتونه از طریق خودمون شرایطی برای ما به وجود بیاره که براش قابل پیش بینیه . چون ذهن و جسم از روبه روشدن با ناشناخته میترسه . تنها راه ، نگاه کردن و زندگی کردن متفاوته . مثلا خوردن را عامل چاقی ندانم . نگرش من به خوردن ان چیز حس چاقی میده . وقتی به هربهانه ای نخورم و خوردن را عاملی برای رشد و سرزندگی و بقا بدونم . غذا در دسترسه . من میتونم تصور کنم که این مدلی هستم ، همانطور که سالها تصور کردم که من کنترلی در خوردنم ندارم ، محکوم به شکست و چاقی ام و زندگیش کردم ، اونقدر زندگیش کردم که زندگی در این شرایط براش راحتترینه . بزرگترین دروغی که به خودم گفتم این بوده که باور کردم که توانایی لاغر شدن را ندارم . خب اگر تصورم و باورم این باشه که وقتی غذا میخورم که گشنمه و از خوردن لذت میبرم و بعد سیری تمایلی به خوردن ندارم چه ؟ اگاهانه زندگیش کنم تا بخشی از ناخوداگاهم بشم . استمرار مهمه . جوابها در درونمه و علت اصلی شکست ، پذیرفتن احساس ناتوانی در خودم بوده . چون باور کردم که نمیتونم و من قدرت مقابله باچاقی را ندارم . چون سالها زندگیش کردم . حالا اگر تغییرش بدم ، چه پتانسیل و تغییری در خودم میبینم ! به هرموضوعی که باور دارم ، در لحظه ی حال ، بهش قدرت میدم . وقتی به گذشته فکر میکنم ، انرژی گذشته را در لحظه ی حال خلق میکنم و دقیقا اون شرایط را گسترش میدهم . مشکل در ذهن من درست میشه و من اون رو گسترش میدم . پس من به دنبال تغییرم ! ولی تغییری که بهش نیاز دارم ، درونیه ! درون که درست بشه ، رفتار من براساس نگرش صحیحم اصلاح میشه . اینجا دیگه مقاومتی درکار نیست و رفتار و نگرش من که حاصل درک دانسته و اطلاعات و پذیرفتن از سمت خودمه ،نگاه الان خودم به زندگی را تشکیل میده و نگاه جدید ، تمایل و انتخاب جدید را شکل میده . پس من هم شروع به کندوکاو و شناخت خودم و درون خودم میکنم . من عاشق لاغری ام و درونم میخواد لاغری با ذهن راتجربه کنه ، چون در اعماق درونم میدونه اگر به خواسته ای از درون برسم ، در رسیدن به ابعاد دیگر زندگیمم ره گشاست . واسه همینه اصرار داره که برخودم تمرکز کنم . وگرنه انتخاب رژیم ، راحتترین کاره . من اعتماد دارم و چون اعتماد دارم ، خودم را کندوکاش نمیکنم و چون نمیکنم ، قدرت را به عامل بیرونی دادم . افکار با نوشته های داخل برنامه همخوانی نداره و دلیلی براینه که چون من اضافه وزن دارم مجبورم باشم و چون علاقه به انجام کار نیست ، مقاومت شکل میگیره . خب دوانتخاب هست : 1- راه گذشته و گرفتن نتیجه ی مشابه و همیشه خوددرگیری و زندگی الانم 2- انتخاب مسیر متفاوت و پیدا کردن راه حل از قوانینی که برجسم و ذهنم حاکمه و گرفتن کنترل زندگی خودم . انتخاب اولی قابل درکه ولی نتیجه ی دلخواه نیست ، چون نتیجه میشه دور شدن بیشتر از خودم و در دراز مدت بودن در وضعیت شرایط الانم . انتخاب دوم ، میشه کندوکاش کردن خودم ، شناخت خودم ، شناخت ذهنم و توانمندیم و تجربه ی زندگی در جسمی که هر فرد متناسبی در حال زندگیه . تا حالا نشنیدم ، مسیرش رو نرفتم ولی موفقیت این افراد رو مشاهده کردم و ایمان دارم که قدرت دست منه . این دست منه که قدرت خودم را انتخاب کنم یا مثل هزاران نفر دیگر ، ترجیح بدم به مسیری برم که میلیون ها بار مرا به جای اول برمیگرداند . پس مهم است . من میخواهم تجربه ی لاغری با ذهن را به دست بیارم . بهش نیاز دارم تا اول به خودم و دوم درک و ارتباط بهتری با دنیا داشته باشم . این تفاوت نگاه جایگاه مرا در زندگی دگرگون میکند . قرار نیست بجنگم ، قرار نیست متنفر باشم ، قرار نیست از خودم فراری باشم ، قرار نیست محکوم به زندگی که دلخواهم نیست باشم ، دقیقا برعکس ! میشم خالق لحظات زندگی خودم و چه چیزی بهتر از این که فراتر افکار الانت بشی . شاید این طرح منه . شاید باید این مشکلات بیشتر میشدند تا من به این مسیر بیام . به نظر من هیچ تمایلی اتفاقی نیست . هیچ تمایلی ارزشمندی بالا یا پایین نداره . هر فردی درجای خودش یک نقشه داره ، انتخاب میکنه که در ان مسیر باشه یا انتخاب میکنه در مسیری که به این دنیا امده باشه . یکی عاشق کار با جواهراته ، یکی علاقه به پرواز در اسمان داره و در زندگی چالش هایی در زندگی ما طراحی شده که دقیقا ما رو به جایی که براش طرح ریزی شدیم ، میبره . پس اگاهی اولین نقطه ی تغییره . من دوست دارم این مسیررو تجربه کنم . چون در ادامه ی زندگیم به این مسیر نیاز دارم . من دوست دارم لاغر بشم ، چون لاغر به دنیا اومدم . من قرار نیست همیشه چاق باشم ، چون برای تغییر شرایط الانم تلاش کردم و این بار باروشی متفاوت و جنسی متفاوت .
پس نتیجه ی من در کنار تلاش و استمرارو تکرارم ، احساس لیاقت من که حسی درونی خودم به خودمه ،به وجود میاد . من روی این مساله کار میکنم .
مواردی که خانم فروغ در نوشته هاشون در مورد احساس لیاقت و بهانه هایی که فرمول چاقی هستند ، گفت ، قشنگ بود و جالبش اینه که اکثر ما این فرمولهای مشابه را داریم .
وقتی حواسم به روش های قبلی میره و اعتماد دارم ، یعنی جایی در درونم به حس توانایی خودم در لاغر شدن و ماندن ندارم . خیلی دوست دارم بدانم چطور این حس را تقویت و قوی کنم .
به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.
خب اولین خاطراتی که در ذهنم دارم ، این بود که پذیرفته بودم چاقم و چاقی خوب نیست . این خوب نبودن چاقی و من چاقم تاثیر بدی دراختلال خود ارزشمندی و خودباوری من گذاشت . خب تنفر من از چاقی و بال و پر دادن به چاقی و دوم تنفر از چاقی ، از همان دو تا سه سالگی در من پذیرفته شد و من این حس بد را باخودم همراه داشتم . پس این حس چاقی از کودکی با من همراه بوده و وقتی تصمیم به لاغر شدن گرفتم ، چون از چاقی بدم می امد . از خودم بدم می امد ، اراده کردم و لاغری را تجربه کردم . منتها همین اتفاق شروع جنگهای روانی من بود ، چون دلم نمیخواست به شرایط قبلی برگردم ولی برمیگشتم و هربار حس بد و ناتوانی در من تقویت میشد . هروقت بیرون میرفتم ، حس حسرت در من بیدار بود و هرروز با مورد چاقی و لاغری گله و شکایت میکردم و بازگو میکردم . هرروز ناراضی ، هرروز با هدف چاقی و لاغری زندگی کردم و هررروز انرژی بیشتر من بابت توجه به حس بدی که چاقی در من نفوذ کرده بود ، زندگی میکردم و جنگهایی چه بیرونی و درونی میکردم ، حس توانمندی من را کمرنگ و کمرنگ تر میکرد. اگر 24 ساعت دررروز در اختیار من باشه ، بیشتر احساسات من معطوف به حس بدی که ازچاقی داشتم ، توجه داشت . من خالق چاقی بودم ولی درون قلبم ، لاغری را خانه ی خودش میدانست . درعجبم که ندانسته هرروز در مسیر چاقی بودم ولی جسم من با اعمال و رفتارهای من مقابله کرده . جسمم به اندازه ی فکر و ذهنم چاق نشده . گرچه همینطور ادامه پیدا کنه ، چه بسا تصوری که ازش ندارم هم تحقق پیدا کنه و چقدر زیبا میشه که تمام حس من به لاغری معطوف بشه و روزی به جایی برسم که تصورم از تناسب خودم در شگفت باشه . من اینجا به این نتیجه میرسم ، که توجه من به چیزی و احساس بودن در ان شرایط و زندگی کردن با اون احساس و تمرکز من ، اون حس لیاقت را می افرینه . من هرروز در چاقی بودم . حتی لاغر بودم هم ، توجهم به چاقتر شدن بود . ترس داشتم ولی توجهم به چاقی بود. این توجه مکرر و زندگی با اون احساس در لحظه ی حال مرا به حس لیاقت در زندگی در جسم چاق تبدیل کرد . گرچه لاغری طبیعته ! یعنی فرد از بدو تولد که به دنیا اومده ، لاغره و کاری نکرده ولی برای چاق شدن ،تلاش و استمرار کرده . پس ما چقدر در این نقش فرو رفتیم و تلاش و استمرار کردیم چه درونی و چه بیرونی ، با تلاش و کوشش ، تبدیل به فرد چاقی شدیم . همین مسیررو اگر برعکس بریم ، یعنی توجه به لاغری ، هرروز در اینه ببینم و لاغری بیشتر ببینم ، باور داشته باشم که لاغرم ، همین توجه ، احساس لیاقت در لاغری را تقویت میکند تا جایی که بخشی از شخصیت ما میشود . ( همین کاری که در مسیر چاقی کردیم ) .
با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟
خب من وقتی رژیم میگرفتم ، توجه من به لاغری بود . درسته که پیش زمینه ی تغییرم ، مسببش چاقی بود .وقتی به رژیم فکر میکنم ولی رژیم نمیگیرم ، در حس بد چاقی ام . با این حال مسیر رژیم ، حس خوشایندی نیست ، پر از محرومیت و مقاومت ذهنیه و وقتی رژیم را رها میکردم ، توجه من به چاقی بود . واسه همین لاغرشدن مسیری سخت و بد و مراقبت میخواست که لاغر بمانم ولی مسیر چاقی حس خوب و بدون زحمتی ، بدون درگیری فکری چاق میشدم . چون من به چاقی با توجه ، فکر ، اطلاعات غلط ، انتظاراتم ، همه و همه در جهت تقویت احساس چاقی در من بوده که چاقی در بخشی از شخصیت من کرده .
روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند .
وقتی به ژرفای وجودم نگاه میکنم ، وقتی در چارچوب رژیم هستم ، دلم راحته . میگم همین که رعایت میکنم لاغر میشم . میتونم پیش بینی کنم که لباس های سایز کوچیکم رو میپوشم ، پاهای لاغرم تجسم میشم . ذهنم درگیریش کم میشه . چون باور دارم رژیم مرا لاغر میکنه ، نه خودم به خودم ! من دقیقا قوانین تناسب را زمانی که در چارچوب رژیم هستم اجرا میکنم . منتها مسیر خوشایندی نیست . اگر همیشه در رژیم بودم ، که همیشه لاغر بودم و تصور و توجهم به لاغری بود . چون در رژیم باقی نمیمانم ، وقتی از چارچوب رژیم خارج میشوم ، چاقی دنیا در درون من به طرز عجیبی فعال میشه . چون در ایجاد لاغری توسط خودم باور ندارم و فکر میکنم جای کاری میلنگه و بلد نیستم و همین حس بلد نبودن یا احساس اینکه کنترل امور خوردن در دستان من نیست ، خودباوری من در زمینه ی لاغری را ضعیف کرده . ولی تا دلتون بخواد خودباوری درمورد چاق شدن و چاقتر شدن و چاق ماندن دارم . اگر ازم بپرسم چطوری شاید جوابی که برای لاغری میدم ، جوابی مناسب برای چاق شدنم بدم . تفاوت اینه که باور دارم من چاق شدن را بلدم ولی لاغر زندگی کردن را بلد نیستم . من حس لیاقت چاقی و توانمندی در چاق بودن را در خودم تقویت کردم .
پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.
جسارت متفاوت فکر کردن را بدیم و اولین قدم که مانع تغییر ما در مسیر دلخواه میشه ، عدم خودباوری ما در اون مساله ست . دختر عمه ی من ارزوی چاقتر شدن داره . او هم به خود جهت چاق شدن ایمان نداره او اونقدر دراین زمینه فکر کرده و که گویی واقعا توانایی چاقتر شدن نداره . از خوردن زیاد بدش میاد . با زحمت دو کیلو چاق میکنه ، به مرور میبینه ااا ، وزنه برگشت و حتی لاغر تر شد! این مسیر مشابهه رفتن ما به سمت چاقی و چاقتر شدن نیست ؟
پس مهمه جسارت توجه و ایمان به خود را داشته باشیم و هرروز بگیم و توجه کنم که امروز در لاغری ، چه ویژگی متفاوت و مثبتی ایجاد کردیم که حس میکنیم لاغرتریم . اون احساس لاغری و تداوم در ان ، خود به خود توانایی ما در لاغر شدن و لیاقت لاغری را تقویت میکند .
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
از حرفهای تکراری که درذهنم میاد ، بی تفاوت باشم و به خودم یاداوری کنم اگر این جملات در ذهنم مرور میشود ، نتیجه ی توجه من به این حرفهابوده . همین توجه نکردن ، یعنی من متفاوت از روزهای قبلی دارم عمل میکنم . به نظرم بایستی به احساساتمون و افکاری که در ذهنمون مرور میشه اگاه باشیم .فقط زمانی که با اون افکار روبه روشدیم بی تفاوت باشیم . به مرور زمان چون توجه بیشتر ما در طول روز به لاغری بوده ، کم کم حس لاغری و توانایی ما در لاغری بالاتر میاد و همین حس صداهایی که قبلا بلند شنیدیم ، به اعماق میبرن یا کمرنگ یا محو میشن . پس توجه ما به تداوم ما در مسیر چاقی و لاغری و حتی احساس لیاقت ما در چاقی و لاغری نقش به سزایی دارد .
جسارت داشته باشیم ، مثلا یک ماه با توجه به لاغری و افکار لاغری زندگی کنیم . هرچی میبینیم ، پیدا کردن لاغری بیشتر ، حس لاغری بیشتر و توجه به لاغری بیشتر باشه . همین تمرین میتونه ما را به درک و جواب خیلی چیزها برسونه .
نشان های دریافت شده
به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.
چاق بودن و چاق تر شدن راحت ترین کاری بود که بلد بودم، همه من رو به چاقی می شناختند و خودم هم این انتظار رو داشتم که باید همیشه چاق بمونم چون با تغییر کردن مشکل داشتم و این در واقع لایه زیرین شخصیت من بود لایه ظاهری بسیار عاشق متناسب شدن بودم چون شرایط بهتری در لاغری هست، وقتی لاغری حتی حرفت رو بیشتر تحویل می گیرند ، دوستان بیشتری داری، خواستگاران بیشتری جذب میکنی، خودت همینجوری حس باکلاسی و سلامتی داری چون بدنت هیچ اضافه ای نداره ولی از طرفی ترس هم هست که اگر من تغییر کنم چی میشه که امروز متوجه شدم این همون احساس عدم لیاقت داشتن است در جنبه ی لاغری و الا در چاقی این حس لیاقت کاملا مشهود هست.
اینکه چجوری حس لیاقت چاقی پیدا شده در من سهم بیشترش رو بیرونی میدونم و حرف های اطرافیان و متاسفانه چون تاثیر پذیری من زیاد بود این حرف ها رو باور می کردم انگار زیبایی، جذابیت و تناسب اندام رو برای خودم زیادی میدیدم انگار که این چیزا برای از ما بهترون بود!!! و این شد که لیاقت چاق شدن در من ایجاد شد..
با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟
خیر، اصلا بحث لیاقت نبود حرف این بود که زیاد نخور لاغر میشی .. ورزش کن لاغر میشی.. لیاقتی در کار نبود بیشتر حول محور ارث، شانس و اراده برای نگه داشتن رژیم می چرخیدیم. آشنایی با روش لاغری با ذهن یک ذهنيت و نگاه جدیدی در من ایجاد کرد به چاقی به لاغری به خودم…
مباحثی کاملا درونی ،بنیادی مهم و شخصی که هیچ ربطی به دیگران نداشت حتی به نزدیک ترین افراد که پدر و مادرم باشند مربوط نبود چرا که اگر ارثی قرار بود پیش بره من باید متناسب می بودم نه چاق!
تلاش های قبلی خلاصه میشد در کم بخود زیاد فعالیت کن تمام.
روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند.
جز روش لاغری با ذهن هیچ روشی روی بحث لیاقت و اصلا من کار نمی کردند انگار جسم من یکقطعه از ماشینی بود که باید تحویل تعمیر کار می دادم تا بفهمه مشکل کجاست، اگر تونست تعمیر کنه که هیچ اگز نتونست خوب مشکل از ماشین من بوده دیگه که معمولا مورد دوم بود.
وقتی چاق بودم خودم رو قبول نداشتم منتظر بودم لاغر بشم تا خودم رو بغل کنم، خودم رو دوست داشته باشم تا خودم رو آدم حساب کنم و همه ی این مسیر مهره ای گم شده بود به اسم لیاقت…
پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.
به نظر من باید بیشتر و بیشتر به خودم و توانایی هایی که دارم نگاه کنم و اهمیت بدم.
یک موردی که برام جالب بود چند روز پیش منزل دوستم بودم و اونا فوتبال دستی داشتند من تا حالا بازی نکرده بودم ولی بقیه بلد نبودن منم شروع کردم بازی کردن و وقتی یک گل می زدم و هم تیمی ام تشویقم می کرد میگفتم منو تشویق نکن!!!
بعدا فکر کردم گفتم چرا این حرف رو زدم؟ یعنی خودم رو شایسته ی تشویق هم نمیدونستم یا می ترسیدم بدتر بشم؟
این حرف نشانی از نگاه درونی من به خودم بود.
از تشویق می ترسم که یک وقت خرابکاری نکنم
از لاغری می ترسم که یک وقت نکنه دوباره چاق بشم
من خودم رو خیلی دست کم می گیرم و کسی هم نیست تشویقم کنه یا به من روحیه بده و من هرروز احساس لیاقت کم تری می کنم یا به بیان دیگه هرروز احساس لیاقت داشتن و تجربه کردن چیز های خوب در من کمرنگ تر میشه.. برای همینه از رانندگی ترس دارم چون میگم چرا من بتونم خوب رانندگی کنم و اعتماد نمی کنم به خودم ، پشت فرمان چشم هام تار میشه از ترس، میخوام شروع کنم به لاغری سریع رها میکنم چون خودم رو لایق همین شرایط کم موجود میدونم نه بیشتر
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
تمرین من توجه به توانایی هایم هستش:
من خیلی تمیز ظرف میشورم ..
من خیلی خوب آشپزی بلدم..
من با خانواده و دیگران خیلی خوش اخلاق هستم..
من از رابطه ام با خداوند راضیم..
من رانندگی رو یاد گرفتم و گواهینامه دارم
من با لاغری با ذهن از سایز ۵۲ به ۴۰ رسیدم.
من با لاغری با ذهن از وزن ۹۰ به ۶۸ کیلو رسیدم.
من همه ی مسیر لاغری رو خودم انجام دادم ..
من تونستم با انجام تمرینات متناسب بشم..
من قبل از روش ذهنی هر راهی برای لاغری رفتم تونستم وزن کم کنم.
من در کار خانه به خانواده کمک می کنم.
من دوست خوبی برای دوستانم هستم.
برای ایجاد لیاقت لاغری من ، دیر نیست و میتوانم این حس را ایجاد و تقویت کنم.
سلام وقت بخیر
من باعث چاقی خودم شدم،این حقیقتی است که خیلی تلخ است ولی انجام شده ،زمانی که من با اطلاعاتی که در مورد انواع خوراکیها بدست آوردم و به گمان خودم برای حفظ سلامتی همه را باید مصرف کنم شروع به پر خوری کردم و روش نادرست مصرف مواد غذایی مرا لایق چاقی کرد و این عوامل را ندانسته به انواع بیماریها ربط می دادم و توجه زیادی هم به بیماری و چاقی می کردم که باعث افزایش بیماری و چاقی در بدن من شد و قدرت کنترل را از من گرفته بود 😔😔😔
اکنون درس گرفتم کمتر به موارد ناخواسته توجه کنم خودم را لایق سلامتی و متناسب بودن کنم چطور؟
با شنیدن فایل های آموزشی و توجه به خواسته ها و تکرار و تکرار … تلاش برای رسیدن به اهداف🙂🙂🙂
موفقیتهایی را توجه می کنم و خودم را برای ساختن زندگی عالی خودم آماده می کنم
شاد و پر انرژی باشید
سلام دوستان وقت بخیر در این جلسه من یاد گرفتم که همه ما باید حس لیاقت را در خودمون زیاد کنیم به این صورت که هم به صورت عملی و هم به صورت ذهنی این حس رو در خودمون به وجود بیاریم وقتی که هم ذهنمون قبول کنه و هم رفتارمون تغییر کنه یعنی اینکه من لایق لاغر شدن هستم پس هیچ ترسی در وجودم نیست هیچ شکی ندارم به این روش و ایمان دارم که من لایق لاغر شدن هستم
سلام و وقت بخیر.
من سالها تلاش کردم برای لاغر شدن .ورزش کردم رژیم گرفتم دارو خوردم و … ولی نتیجه مقطعی میگرفتم .چون ذهنم تغییر نمیکرد .ولی حالا ذهنم تغییر کرده و خودم رو لایق لاغری میدونم
قبلاً اگر کسی در مورد چاقی با من صحبت میکرد حس بدی به من دست میداد و دوست داشتم از اون محیط فرار کنم ولی حالا نه .حالا با آرامش گوش میکنم و جواب میدم .
من در راهی که خدا به من نشان داد قدم گذاشتم و از راه به به راهه نمیرم .تمام تلاشهای قبلی من بی راهه بود چون به مقصد نمیرسیدند. چون در ذهنم به باور لاغری نرسیده بودم . حالا باور دارم که توانایی لاغری دائمی و متناسب بودن رو دارم چون لیاقت لاغری رو دارم .
من لیاقت یه یه زندگی با آرامش رو دارم .
من لیاقت یه هیکل زیبا و متناسب رو دارم.
من لیاقت پوشیدن لباسهای شیک و روشن رو دارم .
من لیاقت حضور در جمع رو دارم.
من لیاقت تحرک بدون درد رو دارم .
من لیاقت یه اندام نمونه رو دارم .
من لیاقت داشتن دوستی های بیشتر رو دارم
.من لیاقت مسافرت و میهمانی رفتن رو دارم.
لیاقت زندگی کردن رو دارم.چون در چاقی فقط زنده ای و زندگی نمی کنی
من ارزشمندم به همین خاطر هر چیزی رو نمی خورم
من ارزشمندم و ذهنم رو کنترل میکنم تا دائم در حال خوردن نباشه.
من با ارزشم غذاهای مانده درون یخچال رو نمیخورم.
من با ارزشم وباقی مانده غذاهای دیگران رو نمی خورم.
من با ارزشم و در میهمانی ها ولع خوردن ندارم .من با ارزشم و معده ام را سنگین نمی کنم.
خدارا شکر که در مسیر قرار گرفته ام وشاهد تغییرات خودم هستم.
به امید موفقیت خودم و همه شما خوبان.
به نام خدا
خداوند را شاکرم من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم.
من لیاقت
لاغر شدن
زندگی خوب
کار خوب
خانواده خوب
همسر خوب
فرزندان خوب
و….. دارم.
از زمانی وارد سایت شدم، هر روز حالم بهتر. هر روز نگاهم بیشتر تغییر کرد. من احساس لیاقت رو درونی و بیرونی پیدا کردم.
من لایق آرامش در زندگی هستم. چاق بودن اعتماد به نفس منو گرفته بود. نمی تونستم به راحتی هر لباسی رو بپوشم. همیشه لباس های گشاد و تیره به تن داشتم. همیشه خودمو با افراد متناسب مقایسه می کردم. منی که سالها متناسب بودم با روش های اشتباه و افکار اشتباه، روز به جاق تر شدم. با رژیم و ورزش و دارو و کالری شمار روز به روز بیشتر به وزن من اضافه شد
دیروز مانتوی که بهم تنگ شده بود و پوشیدم. کاملا اندازم شده. یه زمانی حتی دکمه هاش بهم نمی رسید. ولی الان اندازم شده. من از سایز ۴۲ به سایز ۳۸ رسیدم.
در ابتدای مسیر هیچ عجله ای نداشتم. باور کردم لاغری با ذهن آسان ترین کار دنیاست. افکارم رو تغییر دادم. به مرور رفتارهام تغییر کرد و در مدت ۶ ماه متناسب شدم. این روزا بهترین روزاست برای من.یه فرد چاق وقتی لاعر میشه، زندگی جدیدی رو شروع می کنه.شاید از نظر خیلیا من وزن زیادی نداشتم. ولی همون چند کیلو اضافه وزن، به شدت منو اذیت می کرد. ولی همون روزهای اول ذهن من دیگر چاق نبود. همون روزا متناسب شدن رو میدیدم و ایمان داشتم بهترین جا هستم. من حتی روزهایی که حالم بد باشه, وارد سایت میشم و یه مطلب رو میخونم. با خوندن و دیدن هر مطلبی امید به زندگیم میاد.
ان شاءالله تن شما سلامت باشه و دلتون خوش جناب استادعطار روشن
نشان های دریافت شده
الویت من در زندگی داشتن احساس خوب در زندگی هست و ماندن در این حس خوب و این مسیر عالی
من لیاقت بهترین نعمت ها را دارم من لیاقت بهترین موقعیت ها را دارم و در خودم این لیاقت را دیدم و در حال پرورش دادن این لیاقت ها هستم
برای موفق شدن در هر زمینه ای داشتن احساس لیاقت هست که خودمون به خودمون میدهیم . احساس لیاقت هر فردی نگاهی هست که خود فرد به لیاقت خودش دارد نه نگاه دیگران یا صحبت دیگران
ما باید مهمترین موضوع زندگی مون احساس لیاقت داشتن باشد حالا در هر زمینه ای.
نگرش انسان ها حرف اخر را میزند وقتی باور کنی لیاقت لاغر شدن را داری بهش میرسی من احساس لیاقت دارم به خودم و باور دارم که میتونم لاغر بشم
باید باور لاغر بودن را در خودمون روز به روز بیشتر کنیم و من واقعا فایل ها را الان بخاطر بهبود کیفیت زندگی ام دارم گوش میدم چون که واقعا ارامش من خیلی بیشتر شده است