اگه داری این مقاله رو میخونی، احتمالاً مثل من بارها از خودت پرسیدی: چرا زندگی سخت است؟ 😩 همه ما از یک روزمرگی پر از گله و شاکی بودن خسته شدیم؛ از شرایط مالی، از وضعیت جسمی، از روابط آزاردهنده…
من خودم تا ته این چاه ناامیدی رفتم. اما یه روز، یه حقیقت ساده و تکاندهنده رو فهمیدم که مسیرم رو برای همیشه عوض کرد: زندگی کردن کلاً سخته. 🤯
بله، درست شنیدی! مسئله این نیست که سختی وجود داره یا نه، بلکه انتخاب میکنی از بین سختیهای زندگی کدوم سختی رو میخوای به دوش بکشی. 🤔
بیا بهت بگم چطور میشه بهجای رنج چاقی و بدهی، «سختی درست» رو انتخاب کرد و به سمت تحول رفت. 💪 قراره نگاهمون به سختیها ۱۸۰ درجه تغییر کنه! 🤩
از ناامیدی مطلق تا کشف قانون انتخاب سختی
بذار از خودم شروع کنم. سالها پیش، وقتی برای اولین بار با قانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم، اوضاعم فاجعه بود.
نه وضعیت جسمی مناسبی داشتم (چاقی)، نه وضع مالی (بدهیهای سنگین)، و نه روابط درستوحسابی.

دلیل این وضع رو هم میدونستم: «خب، زندگی همینه دیگه! من پدرم پولدار نبود، مدرکم خوب نیست، تو این شهر گیر افتادم.» هزار تا بهانه که ثابت کنم سختیهای زندگی من از بقیه بیشتره و حق دارم گله کنم.
اما یک روز، بالاخره باور کردم که میتونم زندگیام رو تغییر بدم. این باور، من رو وادار کرد که مسیر جدیدی رو شروع کنم: مطالعه، گوش دادن به فایلها، تمرین، و وقت گذاشتن (شاید هزاران ساعت).
میدونید چی شد؟ بعد از چند سال که تغییرات رو در خودم دیدم و تونستم از آنچه تصور میکردم سختیهای زندگی هستند گذر کنم. اما وقتی اومدم به بقیه آموزش بدم، متوجه شدم که: انگار انجام دادن این کارها برای خیلیها سخته! 😮
وقتی میدیدم یک نفر بعد از دو ماه گله میکنه که چقدر سخته هر روز فایل گوش بده، یاد خودم افتادم. اما چطور برای من که نه اهل کتاب بودم و نه حوصله تمرین، این کارها سخت نبود و برای بقیه سخت بود؟ راز اینجاست:
چون رنج چاقی و بدهی و بیماریهای قبلی من، انقدر سنگین و دردناک بود، که هر جنبه از سختیهای زندگی که من رو از اون وضعیت دور میکرد، در مقایسه باهاش عین آب خوردن بود!
من سختی رو انتخاب کرده بودم؛ سختی تغییر رو به جای سختی رکود. این انتخاب، اولین قدم برای مواجهه درست با سختیهای زندگی بود.

۵ حقیقت مهم درباره مواجهه با سختیهای زندگی
این درسی بود که من در مسیر تحول یاد گرفتم و این موضوع یک قانون کلی در مورد تمام جنبههای زندگی است. اگر میخواهید واقعاً مسیر موفقیت را ادامه دهید، باید این ۵ حقیقت را درک و درونی کنید:
حقیقت ۱: زندگی کردن کلاً سخت است؛ فرار نکنید! 🏃
این بزرگترین درسی است که باید بپذیرید. از هر جهت که نگاه کنید، سختی هست:
- درس خواندن سخت است، ولی آیا بیسواد بودن و درک نکردن دنیای اطراف آسان است؟ هرگز! سختیهای بیسوادی و محدودیتهای شغلی و اجتماعی به مراتب بیشتر است.
- بچه دار شدن سخت است (هزینه، نگهداری، مسئولیت)، ولی آیا بچه نداشتن (حس پوچی، دلتنگی، حسرت) آسان است؟ خیلیا به خاطر رنج بچه نداشتن، سالها سختی تحمل میکنند.
- کار کردن سخت است (مسئولیت، فشار، رفتوآمد)، ولی آیا بیکاری و بیعاری آسان است؟ خیر، بیکاری بعد از چند روز به رنج، افسردگی و پوچی میانجامد.
پیام کلیدی: شما قرار نیست از سختیهای زندگی فرار کنید. شما فقط بین دو نوع سختی حق انتخاب دارید.
حقیقت ۲: انتخاب شما بین «رنج خوب» و «رنج بد» است. ❌✅
اینجا دقیقا همان نقطهای است که مسیر موفقیت از شکست جدا میشود:
- رنج بد (سختی اجباری): سختیای است که شما را به گذشته پیوند میزند، حالتان را بد میکند، در آن امید و رشدی نیست و فقط با خود گله و شکایت میآورد. (مانند رنج چاقی، رنج بدهی، رنج روابط سمی).
- رنج خوب (سختی انتخابی): سختیای است که به آینده بهتر، رشد و هدف پیوند خورده است. شاید در لحظه سخت باشد (مثل بیدار شدن صبح زود برای تمرین، رد کردن مهمانی برای مطالعه)، اما در قلب شما حس خوبی از پیشرفت ایجاد میکند.
من در مسیر لاغری با ذهن، رنج خوب را انتخاب کردم: سختیهای لاغر شدن از طریق تغییر باورها و عادتها را به جان خریدم. این سختی، هر روز به من انگیزه و امید میداد که به هدفم نزدیکتر شوم، درحالیکه رنج چاقی، هر روز من را ناامیدتر میکرد.
حقیقت ۳: سختترین کارها، در واقع سادهترین انتخابها هستند! 🤯
وقتی من شروع به آموزش کردم، دیدم چقدر سخت است که مردم را قانع کنم که سختیهای کاهش وزن از طریق تمرین ذهنی، در واقع لذتبخشتر از سختیهای دائمی چاقی است.
- شاید سختیهای لاغر شدن یعنی اینکه شما صبح یک ساعت زودتر بیدار شوید تا فایل گوش بدهید.
- شاید سختیهای کاهش وزن یعنی اینکه جلوی دهانتان را بگیرید و مثل گذشته پرخوری نکنید.
اما آیا اینها واقعاً سختتر از سختیهای یک عمر چاقی، خجالت کشیدن، بیماریهای جسمی، یا خریدن لباسهای سایز بزرگ است؟ قطعاً نه!
انتخاب مسیر درست، اگرچه در ظاهر نیاز به تلاش دارد، اما در باطن، ما را از یک رنج بزرگتر رها میکند و به همین دلیل در بلندمدت، آسانتر و قابل تحملتر میشود.
حقیقت ۴: سختی درست، رفاقت با خدا را بهتر میکند. 🙏
یکی از بخشهای مهم تحول من، تغییر رابطهام با خداوند بود. قبلاً فکر میکردم خدا من را به خاطر اشتباهاتم ترک کرده و دیگر دوستم ندارد. این خودش یک سختی زندگی عظیم بود.
اما وقتی تصمیم گرفتم سختی «تغییر» را انتخاب کنم (تغییر عادات، ترک گناههای کوچک، پیگیری هدف)، احساس کردم خدا هر قدم من را تشویق میکند: «آفرین! خیلی خوب داری پیش میری!» 💖
وقتی سختی انتخاب شده شما به سمت رشد و بهتر شدن باشد، شما هر روز احساس ارزشمندی بیشتری میکنید و این حس، بزرگترین پاداش الهی است. پس سختیهای زندگی میتواند پلی باشد برای بهتر شدن رابطهتان با منبع جهان.
حقیقت ۵: استمرار در سختیهای درست، روتین لذتبخش میسازد. 💯
یادم است که در ابتدا فکر میکردم یک مدت تمرین کنم و بعد همهچی اتوماتیک میشود. اما واقعیت چیز دیگری بود. هر بار که از مسیر خارج میشدم (مثلاً بیخیال گوش دادن به فایلها میشدم)، متوجه میشدم که دستاوردهایم شروع به آب شدن میکنند.
سختیهای زندگی تمام نمیشوند؛ فقط شکل آنها عوض میشود. بعد از لاغری، سختی شما دیگر سختیهای کاهش وزن نیست، بلکه سختیهای حفظ وزن ایدهآل و ارتقای مالی و روانی است. شما مجبورید همیشه در مسیر رشد باشید و این همان روتینی است که ما را زنده نگه میدارد.
این استمرار در لاغری با ذهن و موفقیت مالی، برای من به یک عادت و لذت تبدیل شد. چون دیگر کار نمیکردم که فرار کنم؛ کار میکردم تا خلق کنم، ارتقا دهم و بهتر شوم.

چطور با این قانون، سختیهای لاغری با ذهن را شیرین کنیم؟
حالا که این ۵ حقیقت را فهمیدید، بیایید ببینیم چطور این قانون را در یکی از مهمترین حوزههای سختیهای زندگی، یعنی تناسب اندام، اجرا کنیم:
- بپذیرید که چاقی یکی از سختیهای زندگی است: تمام رنجهای پنهان چاقی (نارضایتی از خود، مشکلات سلامتی، اعتمادبهنفس پایین) را برای خودتان لیست کنید. این «رنج بد» شماست که باید از آن فرار کنید.
- سختی خوب لاغری با ذهن را تعریف کنید: رنج خوب شما چیست؟
- سختی پیگیری تمرینات ذهنی (گوش دادن مداوم به فایلها).
- سختی تغییر باورها (دست کشیدن از باورهای قدیمی در مورد غذا).
- سختی استمرار (انجام تمرینات حتی در روزهایی که حسش نیست).
- مقایسه کنید و انتخاب کنید: وقتی مقایسه میکنید، میبینید که سختیهای لاغر شدن با ذهن که حالتان را خوب میکند و هر روز شما را به اندام رؤیاییتان نزدیکتر میسازد، چقدر در مقابل رنج اجباری چاقی ناچیز و لذتبخش است. اینجاست که دیگر گله نمیکنید!
سختیهای کاهش وزن از طریق ذهن، شما را در حالت خالق زندگی قرار میدهد، نه قربانی سختیهای زندگی.
جمعبندی: زندگی تا ابد سخت است… و این عالیه!
سختیهای زندگی هرگز تمام نخواهند شد، و این بهترین خبر ممکن است. اگر زندگی آسان بود، ما هم به تدریج به موجوداتی بیتفاوت، تنبل و افسرده تبدیل میشدیم.
آنچه شما باید به یاد بسپارید این است: تا زمانی که در مسیر تحول، رشد، و حرکت رو به جلو هستید، سختیهای زندگی که میکشید، یک سختی لذتبخش و پرامید است. 🌈 این همان سختی درست است که شما را به سوی آرزوها (شغل بهتر، ثروت بیشتر، روابط عمیقتر و البته لاغری با ذهن) هدایت میکند.
سختی نکشیدن، یعنی مردن. پس انتخاب کنید که زنده بمانید و با انتخاب درست سختیهای زندگی، از حس زنده بودن و زندگی کردن لذت ببرید!
🎁 بخش پایانی: چگونه با یکی از سختیهای لذتبخش زندگی (لاغر شدن) روبهرو شویم؟
اگر تصمیم گرفتهاید که رنج اجباری چاقی و سختیهای کاهش وزن به روشهای غلط را کنار بگذارید و به استقبال «سختی لذتبخش» لاغری با ذهن بروید، خوشحال میشوم که شما را در این مسیر همراهی کنم.
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً برای همین هدف طراحی شده است: این دوره صرفاً یک رژیم غذایی نیست، بلکه یک تغییر فکری است که به شما کمک میکند تا با قدرتمندترین ابزار یعنی ذهن، با تمام چالشها و سختیهای لاغر شدن به شیوهای مثبت و پرانگیزه مواجه شوید و این مسیر را به یک روتین لذتبخش تبدیل کنید. 🚀
برای شروع سفر تحول و یادگیری نحوه مواجهه درست با سختیهای زندگی و تحقق اهداف تناسب اندام، باید از دوره «ورود به سرزمین لاغرها» شروع کنید.
دوره ای که شما را در ابتدای مسیر تغییر کردن قرار می دهد. با استفاده از آگاهی های این دوره شما می توانید پس از سالها دسته و پنجه نرم کردن با چاقی بعنوان یکی از سختیهای زندگی نحوه روبرو شدن با لاغری و تحقق رؤیای تناسب اندام را می آموزید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
(برای عضویت در گروه دورهمی لاغری با ذهن در تلگرام اینجا کلیک کنید)
امتیاز 4.57 از 30 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن االرحیم
سلام استاد عزیز و همراهان گرامی
مغز انسان قابلیتی داره که برای فرار از رنج و رسیدن به لذت کار رو انجام میده هر کاری میگم هر کاری رو انجام میده
مثلا ذهن من عاشق ورزش هستش تو هر وضعیتی ورزش میکنه چه خسته باشه چه نباشه چه شب چه روز انموقعی که بخواد ورزش کنه ورزش میکنه چونکه رنج کم تحرکی و مریضی اونقدر براش زیاد هستش که میره سمت ورزش تو هر شرایطی یا کسایی که تو معدن کار میکنن رنج بی پولی اونقدر براشون زیاد میشه و کار براش لذت بخش میشه که حاضره بره تو معدن کار کنه
الان من اونقدر باید رنج چاقی و اضافه وزن رو تو مغزم زیاد کنم بهش بگم که اقا وقتی چاقی دیگه لباس مورد علاقت رو نمیتونی بپوشی، باید لباس گشاد بپوشی شلوار گشاد بپوشی، عرق میکنی زود به زود باید بری دوش بگیری، دو تا پله میری بالا دهنت سرویس میشه ، قلبت ، کبدت، کلیه ت همه و همه درگیر هستن با فشار زیاد چربی دور قلب و شکمت رو میگیره دیگه نفس کشیدن هم برات سخت میشه باید اینا رو بهش بگیم که رنج چاقی رو درک کنه انموقع لذت لاغری و متناسب بودن رو باید براش بزرگ کنی بهش بگی که لاغری چه لذتی داره میتونی لباس اندامی بپوشی ، لباس لارج و مدیوم بپوشی شکم تخت، اندام خوش فرم و خوش حالت شکم تخت و سفت داشته باشی این لذت روزیاد کنیم انموقع براحتی میشه صبح زود سختی بلند شدن رو به راحتی خوش اندامی تغییر بدی انموقع دیگه متناسب شدن و اول روز بلند شدن و فایل گوش دادن برات لذت بخش میشه و براحتی میتونی این کارها رو انجام بدی
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
وقت بخیر عزیزان
زندگی کلا سخته از موقعیکه من باورهام عوض شده دیدم عوض شده به لطف خدا و کلا در هر چالشی تونستم بهترین و بینم و اینکه به هیچکس یه سری چیزهایی که باتفاق افتاده بود توی این چند سال اخیر نگفتم حتی به مادرم .و کلا یاد گرفتم که نباید در مورد سختی ها حرف بزنم دیگه تموم شده رفته و من اگه هربار بخوام اونها و بازگو کنم و بگم باز دوباره احساس آدم بد می شه ولی یه وقتها مرور می شه و می گم خوب مثلا همونطور که خدا حمایتمون کرد در اون مورد اینبار هم همینطوره من به خدا ایمان دارم .
و اما دیشب با یکی از دوستانم تلفنی صحبت می کردم که اون با این مسایل آشنا نیست و یه موضوعی براشون پیش اومده بود تموم شده بود دوباره بهم گفت خودش هم می دونه که من دوست ندارم این چیزها و ولی به هر حال آدم نمی تونه کارهای دیگران و کنترل کنه .
مسیله این نیست که سختی وجود داره یا نداره برای همه به اندازه خودشون هست ولی به نظر من ما نباید سختی هامون و با دیگران شر کنیم چرا باید با اینکار حال اونها و خراب کنیم چون کاری هم نمی تونن بکنن . بلکه انتخاب می کنی از بین سختی های زندگی کدوم سختی و می خوای به دوش بکشی .
سختی تغییر رو به جای سختی رکود انتخاب بکنیم .واقعا همینطوره نمی دونم چرا این روش ذهنی برای همه سختر از رژیم گرفتنه ولی برای من خیلی خوب بود من اولش خیلی اوکی بودم و هیچ وقت به سختی و آسونی فکر نکرده بودم با اینکه خیلی آشفته ذهن بودم و کار می کردم و مسایلی هم بود که خیلی تمرکز نداشتم ولی بازم انجام می دادم نمی دونم چراشو
اره ولی الان می فهمم که واقعا راه درست و انتخاب کردم و همچنان دارم ادامه می دم و خدا منو به این راه هدایت کرد .و می فهمم تغییرات ذهنیم و در همه موارد .
و چقدر می تونم ذهنم و کنترل کنم .مثلا اون موقع من شاغل بودم فایلهای صبحگاهی و صبح گوش می دادم و می رفتم وقتی برمی گشتم بعد از ظهر بقیه فایلها و تمرینات در حین غذا پختن و کارهای دیگه
اینو خیلی دوست داشتم که سختی های زندگی می تونه پلی باشه برای بهتر شدن رابطه تان با منبع .
استمرار در سختی های درست .روتین لذت بخش می سازد .سختی های زندگی تمام نمی شوند فقط شکل آنها عوض می شود .بعد از لاغری سختی شما دیگه سختی کاهش وزن نیست بلکه سختی های حفظ وزن ایده ال و ارتقای مالی و روانی است و شما مجبورید همیشه در مسیر رشد باشید و این همان روتینی است که ما را زنده نگه می دارد .ا
بپذیرید که چاقی یکی از سختی های زندگی است و این رنج بد شماست که باید از آن فرار کنید .سختی خوب لاغری با ذهن .پیگیری تمرینات .دست کشیدن از باورهای قدیمی .انجام تمرینات حتی در روزهایی که حسش نیست .
سختی های کاهش وزن از طریق ذهن شما را در حالت خالق زندگی قرار می دهد نه قربانی سختی های زندگی .
نشان های دریافت شده
سلام و درود
من سالهاست که سختی رنج چاقی بد رو کنار گذاشتم و فهمیدم که چقدر لذت بخش هس سختی کاهش وزن با ذهن
من سختی لاغری با ذهن رو می پذیرم و حاضرم تا همیشه این سختی که با آرامش و حال خوب همراهه رو به دوش بکشم
سختی لاغری با ذهن خیلی بهتر هس که تا ابد در حسرت لاغری باقی بمونم در حسرت غذا خوردن در حسرت حال خوب
در حسرت زندگی کردن
در حسرت لباس پوشیدن در حسرت …..
من عاشق این مسیرم من دو تا راه بیشتر ندارم یا اینکه الانم و بپذیرم و منتظر چاق تر شدنم باشم و بیماری ها افسردگی ها
ناامیدی و یا اینکه در این مسیر همراه با بقیه دوستان همسفر باشم در این مسیر تا به مقصد برسیم مقصدی که پایانی نداره و باید برای همیشه ادامه داد
من از اینکه پذیرفتم سختی این مسیر رو به دوش کشم تا به هدفم برسم خیلی خوشحالم و امروز این نوشته باعث شد که مصمم تر به دنبال هدفم باشم زندگی سخته هر چیزی سختی های خودش داره
ما باید صبر و تحمل داشته باشیم تا بتونیم به همون جایی که میخواهیم برسیم
ولی سختی این مسیر خیلی لذت بخش تر از سختی یک عمر چاقی یک عمر آه و حسرت یک عمر پشیمونی یک عمر مریضی
من قوی تر شدم و پر انرژی تر برای ادامه دادن در این مسیر
ممنون و سپاس از استادم 🙏
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن و همه دوستان هم مسیر تناسب فکری
من وفتی کودک بودم با محیط بیرون ارتباط داشتم وکلی اگاهی اشتباه دریافت کردم کردم و ارزش استفاده کردم به مرور لذت تفریح کردن بحش با خوردن اضافه کردم اول شاد بود که دارم بهترین کار و انتخاب دارم وانجام میدم ولی انتخاب تو طولانی مدت انتخاب سختی برام ساخت و این انتخاب کل زندکی من تغییر داد و بازم انتخاب بدی هم تخت پوشش قرار کرفت سختی کار وژندگیم بیشتر شد
وفتی سختی که کشیدن با حالا مقایسه میکنم هرکاری هر تمرین هر تکرار هر چیری که باعث میشه اول حالم خوب باشه انجام میدم که در برابر سختی های چاقی هیجی نیست اسونترین کار هست بارها بخش منفی خواسته به انواع مختلف برام بهانه تراش کنه به شکلی من از مسیر بیرون کنه به شکر خدا تا این زمان موفق نبود چون لذتی که از مسیرم دارم برام بسیار دوست داشتنی هست
وقتی کسی عاشق چیزی باشه نه گرما نه سرما نه که سخت قادر نیست شعله عشق کم نور کنه چون رسم عاشقی این نیست که با کمترین زنج سختی از عشق گذشت انقدر نیروی عشق زباد هست که هرسختی دربرابر این عشق کم توان هست من انتخاب کردم مسبرم رو جون درخواست این شکل وزن کم کردن ساله های زیادی فرستادم
وفتی تسلیم شدم هدایت شدم به این مسیر کم کم لذت مسیر و دریافت احساس خوبم زیاد شد کم کم دوست داشتن به لاغری به عشق تغیبر ولاغری تبدیل شد و من سختی تو مسیر تناسب فکری نمی کشم چون دارم ارزش لذت می برم
چاقی و سختی که کشیدم به مراتب سختر از لذت دانایی نیست وفتی نمیدونی که میشه کاری رو اسون راحت انجام داد وکلی اعصاب خوردی کنارش باید بکشی که اونکار انجام بشه ولی وفتی باد بکیری اول که خدا اطمیان داشته باشی راحت درست صحیح هم امورزش که برای دیگران کار سخت به جساب میاد برای من راحت اسون دل جسب هست چو نفشار بخش قبلی بی اندازه بود توکل زندکی من سابق وفتی یکی از اعصای خانوده ام قرار بود بیرون باشه از روشنایی نوز که کاسته میشد انقد برام زمان و مکان تنک حال بد داشت انقدر سختی می کشیدم چونکلی افکار ناخو شایند باید مرور میشد صخنه های دل خراش هی با تصو یرهای مختلف داشتم و زمان برام به سختی می کزاشت تا اپن فرد بیاد خونه تاب توان ارمن کرفته میشد باره از پنجره له کوجه نکاه میکرد تند تند به اپن فرد زنگ میزدم بخصوص دخترها اگه بیرون بودن احازه لذت ار بیرون رفتن ازانها میکرفتم چون نگرانی من اجاره لذت به اون نمیداد وابندسختی بسیار بیشتر حالا هست که خودم و هرجیزی که درحهان هست خانوده ام به خدا سپردم و چنان خیال اسوده شده و این اسودکی بسیار راحتر ازهرجیزی دیگه هست این ارامش یقین برای من سخت بو.د ولی این سختی رو به جون خربدم تمرین کردم روی خودم ساعت کار کردم رور و وشب کزاشتم در که این بخش درست کنم وحالا دارن از راحتی این بخس بهر می برم
پسرم امرور بعد ازچند سال که کاملا کوشه کیر شده بود یی مدت من روپی خودم بسبار کا کردم رها کردم درست انحام دادم ذهنم تغیر دادم افکار و تجسم درست اجرار کردم تو ابن سه ماه خوردی پسرم تغییرات عالی کرده اول جرات به خوپس داد خودش کار پیدا کرد من سحده شکر کردم و هی بسیار سپاس گزازی کردم بعد شرایط ،کار تغییر خوب براش ایجاد شد من سپاس کزاریم انجان دادن وبعدار جندین سال با گروهی که با هم توابنترنت در رابطه بودن اصلا هیج کودم با هم بیرون در ارتباط نبودن و شاید ۸ سال هست دوست هستن امروز با هم قرار کزاشتن ی روز با هم باشن شب فبل به من خبرداد من خوسخال شدم که ابن نیار پسرم داره پوشش پیدا میکنم صبح وفتی پسرم زفتم با خیال اسوده راهیش کردم تا ساعت ۱۰ شب بیروت بود برای پسری که اصلا خودش تنهای بیرون نرفته با خانوده بود سریع به متزل بر کشت زمان زیادی حساب میشه مناسوده با خیال راحت ولی همسرم ابن زمان براش،،به همون سختی بخش،فبلی، من طی شد اخر شب وفتی پسرم امد اپن خوشخال که با دوستاش بوده کیف ابن ارتباط خوب برده همسرم خودش با زبون خودش گفت که پسرم کیف کرد من کلی سختی عذاب کشیدم من این سحتی که همسرمکشبد اصلا نداستم جندبار بهش،زنگ زدم این بخاطر دادن ارامش،به همسرم بود که اخر شب پسر ازاین تعداد زنک که مسئوال انجام دادن همسرم بود کله داشت و ابراز کرد که هیج یک ار دوستانش یک یا دوبار بهشون زنک زدن برای اون خیلی زیاد بود
سختی های زندکی همیشه هست من. اتخخاب می کنم چه نوع سختی باشه سختی که توش ،بهبود ترمیم لاغری سلامتی رفتار و افکار و عمل کرد خوب هست با بی خیال بودن که شاید اسون به جشم بیاد ولی دنیایی از سختی های بزرکتر توش هست که در برابر کاری که دارم انجام میدم هیج سختی توش نیست راحتی ارامش،حال واحساس خوبش ودریافت که توتصور هیج فردی نیست به هر سخت فایل گوش کردن نوشتن تمزین کردن تکرار کردن می ارزه کلا حالا میگم بسیار اسون راحتر به هر خواسته درست میرسیم
تو این راه بسته به افکار و زندگی هرفرد و درخواست هر فرد کلی دریافت هست که نمره دریافت اون درخواست مشخض می کنه
در ساحل ارامش خداوند باشیم امین
سلام به همگی
من از وقتی یادم می آید همه به ما گفتن زندگی کردن با سختی شروع میشه همان ابتدای زندگی نوزاد با گریه وارد این جهان میشه و می داند که باید با سختی زندگی کنه ولی هر سختی همراه با رنج و ناراحتی نیست خیلی از سختی ها را باید انجام بدهی تا به نتیجه و شیرینی برسی و تا سختی ها را پشت سر نگذاری به شادی نمی رسی
حتی غذا خوردن هم با سختی است باید بروی دنبال غذا آن را پیدا کنی وسایل پخت و پز را آماده کنی مقداری زمان میبره تا غذا آماده بشه ووقتی آماده شد دیگه آن سختی های قبل را فراموش می کنیم و فقط به خوردن و لذت بردن غذا توجه می کنیم و یا مثلا راه رفتن کودک بسیار زمین می خورد ولی برای راه رفتن این سختی ها را می پذیرد و یا درس خواندن چقدر باید شبها درس خواند از تفریحات خودمان بگذریم تا به نتیجه دلخواه برسیم و یا پیدا کردن شغل چقدر باید بگردیم تا شغل مورد نظر خود را پیدا کنیم و یا حتی خرید لباس و کفش و….انسان برای هر کاری باید سختی بکشد تا به چیزی که دوست می دارد برسد و با داشتن آن چیز شاد می شود و تمام سختی ها به خاطره تبدیل می شود پس هرگز سختی ها در زندگی تمام نمی شود
ما باید بین رنج خوب و بد رنجی را انتخاب کنیم که نتایج آن رنج خو ب باشد و با اعتماد به نفس بالا این رنج و سختی را پشت سر بگذاریم و بدانیم که نتایج خوبی دارد و هر وقت به گذشته فکر کردیم به آن سختی ها با افتخار نگاه می کنیم و احساس ما بد نمی شود
سختترین کارها را وقتی با انگیزه و شور و اشتیاق انجام بدهی بسیار آسان می شود من این نوع سختی را بارها در زندگی تجربه کردم و دیدم به قول قدیمیها بزن به دل دریا و جلو برو ترس ما از شنا کردن می ریزد من بارها در محل کارو زندگیم کاری را شروع کردم که در ابتدا فکر می کردم شاید من نتوانم آن کاررا به خوبی انجام دهم ووقتی آن کاررا شروع کردم ایده های بهتری به ذهن من رسیده که از افراد قبلی بهتر عمل کردم و از خودم بسیار راضیم
در سختی ها ما بیشتر به خدا و خ دمان ایمان داریم و با این کار رفاقت بین ما و خداوند بیشتر می شود و متوجه می شویم هر وقت توکل کردیم و بیشتر روی خودم برنامه ریزی کردم تا کمک دیگران نتایج کار عالی تر درآمده است و با احساس شاد و لذت بهتری زندگی کردم
استمرار در سختی ها باعث می شود آن سختی دیگر به چشم ما نیاید و آن کار به صورت یک عادت در بیاید دقیقا مثل تناسب با ذهن ابتدا فکر می کردم خیلی سخته من با این همه مشغله زندگی روزی ۲ ساعت فایل گوش بدم و یا نظرات دیگران را بخوانم ولی الان متوجه شدم در روز من چقدر ورودیهای منفی داشتم والان با کنترل آنها وقت دارم فایلهای مفید گوش بدهم و به تناسب اندام برسم و چقدر به خداوند نزدیکتر شدم و می توانم از تمام جنبه های زندگی لذت ببرم و صبورتر شدم و خیلی به آگاهیهای ذهن من نسبت به خودم / خداوند / و نظرات دیگران نسبت به خودم رسیدم و متوجه شدم خودم مسئول احساس شاد و خوب و همچنین بدنی سالم و تندرست هستم نه دیگران چون من با باورهای اشتباه خود را به این روز در آوردم و تنها خودم هم می توانم با آگاهی خود را متناسب کنم و با سختی شیرین بودن در این مسیر به تناسب اندام ایده آل خودم برسم .
خدایا شکرت که من در این مسیر درست قرار گرفتم تا علاوه بر آگاهیهای زیاد به تناسب اندام دلخواهم برسم
نشان های دریافت شده
سلام ،همه کارهادردنیا سخت هست ماکارراحت نداریم حتی همون غذاخوردن هم سخته باید بخری بیاری بپزی بعداماده خوردن بشه ،زمانی که چاق بودیم وخواستیم لاغرکنیم چقدرسخت بوداجرابرنامه رژیمی وقتی نگاه میکردیم چقدرمحدودیت خوردن بود من چاق با۸تا۱۰قاشق برنج سیرنمیدم یادوکف دست نون روزهای اول رژیم خیلی حالم بدمیشد بعدش میگفتن بدنت عادت میکنه بااین روش ،همین روش ذهنی هم سختی های خودشوداره هرروزتومسیربودن فایل گوش کردن نوشتن ،من خودم سال ۸۷خواستم کنکورشرکت کنم باتوجه به شرایط سختی که داشتم باهمه این سختی ها خوندم نفر۸منطقه تورشته زیست شناسی شدم وارددانشگاه شدم دیدم چقدردرس دانشگاه سخته بااین حال سختی هاروتحمل کردم خوندم گرفتن مدرک بعدسختی چقدربرام لذت داشت ازدواج کردن پذیرش مسوولیت وقتی تعهدمیدیم باید روتعهد موند وبچه دارشدن سخت ترین کار من خودم دوست دارم تمیزکردن خونه واشپزی کردن رواصلا سخت نمیگیرم وطیفه من زن هست پایبندبه تعهداتم باشم یه جاهایی اززندگی هست بی پولی هست شایدگاهی پیش بیادنشه مسافرت رفت یاخرید لباس کردنبایدسخت گرفت باهمون داشته هامیشه زندگی کردولذت برد وقتی ماانسانها سختی روبپذیریم راحت میتونیم زندگی کنیم ادمهای معلول بااینکه نقص عضودارن ولی زندگی روبخودشون سخت نمیگیرن راحت زندگی میکنن افرادی میبینم سالها مریضی دارن اونقدرروحیه شاددارن وطوری زندگی میکنن هیچ حس ناامیدی ندارن خیلی ازافراد باداشتن بهترین خونه وماشین بی انگیزه هستن هیچ حس وحال ندارن وهمیشه مینالن چرانبایدشکرگذارباشیم من وقتی فایل های انگیزشی استادروگوش میکنم یه حس وحال عجیبی پیدامیکنم میگم خدایاشکرت همین که باچشم میبینم دست وپام سالمه خداروشکر بچه سالم همسرخوب دارم بودن تواین سایت ارتباط گرفتن باخیلی ازدوستان ومطالب خوندن کسب اگاهی ،یکی ازدوستان بچش موقع زایمان نمیدونم چه اسیبی دیده این بچه معلول دهنی شده دوستم من یکبارندیدم گله کنه اونقدر نسبت به اون بچه متعهد هست وهمیشه شکرگذارخداست من یکبارگفتم دخترم شیطونه گفت نگو خداروشکرکن مادرخودم سالها زندگی کردمریض بودولی روحیه فوق العاده داشت زندگی روسخت نمیگرفت زندگی کرد رفتار افرادی که ارامش دارن روخیلی دوست دارم خیلی ازافرادهم هستن باتوجه به مشکلات مالی توجامعه هست اصلا گله وشکایتی ندارن میگن تاحالا زندگی کردیم گذروندیم بعدشم خدابزرگه من خودم سختی کشیدم میگم پشت هرسختی اسانی هست خدایاشکرت ودرپایان تشکرمیکنم ازاستادعزیزبااین فایل بسیارارزشمندشون
نشان های دریافت شده
سلام براستاد وهم مسیران عزیز
یک فایل دوست داشتنی ولی پرازآگاهی انتخاب سختی ها
سختی های شیرین وپرانگیزه وامیدبخش
سختی های دردآور و رو به نابودی رفتن وهرروز درمنجلاب مشکلات فرو رفتن
راحت ومنطقی میتوان سختی های نوع اول راانتخاب کرد زیاد به فکرکردن نیاز نیست
باید انتخاب کنیم سختی های شیرین وپذیرفتن این جمله که زندگی بهرحال سخت است مهم اینست که انتخاب باشماست
مثلا همین مسیر تناسب
سختی چاقی وعدم سلامتی واعتمادبه نفس نداشتن وهزاران مشکل پیش رو
یا سختی کمی روتین وعادت وار فایل گوش دادن انجام تمرینات تغییر باورها وهمیشه در مسیر بودن واستمرار داشتن
کدام سختی نتیجه بخش ولذت بخش و رو به رستگاری است انتخاب با ما
من یک نکته حیاتی و بسیارمهم دیگرهم اضافه کنم
وآن اینکه پس از اینکه سختی های شیرین راانتخاب کردید کافیست در آن مسیر چاشنی عشق رو هم اضافه کنید دیگر هیچ سختی را حس نخواهید کرد وعاشقانه به مسیرتان ادامه خواهید داد
باسلام خدمت شما استاد عزیز
همه ما در زندگی انتخاب میکنیم که چه کاری را انجام بدیم که حالمون بهتر بشه بهترین غذا رو بخوریم بهترین لباس رو بپوشیم بهترین مهمونی بهترین حضور و حتی همیشه انتخاب ما بهترین چیزهاست در زندگی،
اما باید قبول کنیم که زندگی سخته ولی این سختی نباید جلوی اراده و انگیزه و تلاش ما رو برای زنده بودن و زندگی کردن بگیره نباید جلوی ما رو برای انرژی خوب دوست داشتن عشق ورزیدن و محبت بگیره،
یه جاهایی اتفاقهایی میافته که ما دوست نداریم ه زندگی بسیار برامون سخت میشه و لحظهها خیلی دردناک میگذرن مثلاً هفته پیش من انتخاب کرده بودم که به مسافرت برم تا بیشتر لذت ببرم اونجا تفریح کنم کیف کنم و به رستوران برم و کارهایی رو که دوست دارم انجام بدم تا حالم بهتر بشه و از بیکاری که احساس میکردم تو خونه بیکاری حوصله ام رو سر برده در بیام و نمیدونستم که قراره اونجا چه اتفاقی برام بیفته ،
اما خوب حواسم به خودم نبود یا حالا هر چیزی خوردم به دسته مبل و دنده من آسیب دید من اونجا که بودم فقط به این فکر میکردم که شب بخوابم و فردا حالم خوب بشه و دیگه هیچ دردی نداشته باشم،
همون لحظهها خیلی برام سخت میگذشتن خیلی غر میزدم و خیلی شکایت میکردم که چرا باید برای من این اتفاق بیفته،
ولی حواسم را اگر جمع میکردم ممکن بود این اتفاق نمیافتاد،
پس الان که دو هفته میگذره و حالم بهتره و دارم خوب میشم فهمیدم که با ارزشترین و مهمترین نعمت من سلامتیه که با غر زدن و شکایت کردن برای چیزهای کوچک و الکی زندگی رو برای خودم سخت میگردم و هم انرژی منفی به دیگران منتقل میکردم حال مامانمم بد میکردم حال اطرافیان و همه میگفتند چرا یک سرگرمی برای خودت پیدا نمیکنی تا حس و حالت عوض بشه،
من بعد گذشته دو هفته فهمیدم که آره گاهی وقتا زندگی اونجوری که ما دوست داریم رقم نمیخوره و یه اتفاقی میافته که سخته دردناکه و تحملش طول میکشه و زمان لازم داره تا خوب بشیم ولی باید امیدوار باشیم و با احساس خوب شرایط رو برای خودمون بدتر از او نکنیم با حس خوب با امید به فردایی که قراره حالمون بهتر بشه صبر کنیم و همه چیز را به زمان خودش بسپاریم،
الان که به اون موقع فکر میکنم میتونستم بهتر عمل کنم اما اون موقع احساس میکردم چقدر زندگی برام سخت شده حتی یک راه رفتن کوچیک هم برام سخت شده بود حتی شب خوابیدن هم برام دشوار بود همش بیقرار بودم و گله میکردم که چرا این اتفاق برای من افتاد،
سوالم این بود که شانس منه یا مثلاً آدمها منو چشم کردن یا خدا منو دوست نداره کدوم یکی از اینا میتونه باشه سوال پول برام،؟؟
اما بعد که این فایل خوب را گوش دادم دیدم که من باید انتخاب کنم که چه دیدگاههایی به زندگیم داشته باشم چطوری توی ذهنم اتفاقات رو تحلیل کنم،
من اگه سختیها رو بپذیرم و خوب برخورد کنم باهاشون راحتتر میتونم از زندگیم لذت ببرم و با همه چیز روبرو بشم بپذیرم و اگه انسان با ایمانی باشم و همه چیز رو به زمان خودش بسپارم مطمئنم که همه چیز با توکل به خدا در بهترین شرایط خودش قرار میگیره پس من سختیهای زندگی رو هم میپذیرم و اونا رو به نفع خودم تغییر میدم و ازشون آگاهی به دست میارم و دیدگاهم رو تا جایی که میتونم مثبت و خوب به زندگی نگاه میکنم و دیگه بعد از این هیچ وقت برای اتفاقاتی که دست خودم نیست یا شرایطی که گاهی سخت میشه غر نمیزنم و شکایت هم نمیکنم،
هر روز فرصتی است برای بهتر بودن ما پس بهترین خودت باش،
باتشکر ازشما
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
نکات طلایی لاغری با ذهن: زندگی آسان نیست! راز مهمی که باید در باره انتخاب سختی بدانید.
خیلیها توی زندگیشان بارها شده گفتند که زندگی کردن خیلی سخت است. پول در آوردن سخته. کار کردن سخته صبح زود بیدار شدن و رفتن سرکار سخته. و….و کلی گله و شکایت می کنند که چقدر باید سختی بکشم و با این واون سر کله بزنم از وضعیت جسمیشان از روابطشان که من یکی از اونها هستم خیلی جالب هستش که هر موقع در مورد چیزی که فکرش رو می کنم دقیقا در موردش صحبت می شه چون دیشب با عروسم در مورد همین موضوع حرف می زدم بهش توضیح می دادم که که واقعا در طول مدت زندگیم خیلی سختیهای زیادی کشیدم از بی توجهی های همسرم از نداریهایش از رفتارش از گفتار ش از اینکه نفهمید با من و فرزندانش چطوری رفتار کند وامروز فهمیدم همه اون سختی کشیدنها می ارزید که در این مسیر زیبا قرار بگیرم
من چند سال قبل از ورودم به این مسیر زیبا با خیلی از کانال های انگیزه شی آشنا شده بودم و به صحبتهایشان گوش می کردم می نوشتم و البته همشون در مورد شکر گزاری کردن بود می گفتند هر روز در دفترتان شکر گزاریهایتان را بنویسید و من هم چندین دفتر نوشته بودم و زندگیم کمی تغییر کرده بود و حالا که چند سال است که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام دیگه واقعا همه چیز داره خیلی خوب پیش می ره به قول استاد زندگی سختی های خودش را دارد اما نه مانند قبل چون زندگی کلاسخته چون مسئله همینجا هستش که سختی همیشه وجود دارد حتی غذایی که باید بخوریم باید اول خوب جویده بشه بعد خورتش داد حالا ما باید خودمان انتخاب کنیم از میان سختیهای زندگیمان کدام سختی را بدوش بکشیم استاد من هم قبل از اینکه با شما آشنا شوم اوضاع خوبی نداشتم وضع جسمی ام خوب نبود چون همیشه چاق بودم. درد داشتم. حال روحی ام خوب نبود. وضع مالیمان افتضاح بود ما بدهی نداشتیم اما همین زندگی را هم که داشتیم به سختی می چرخواندیم. روابطمان با همدیگه خوب نبود
من از زمانی که با این مسیر آشنا شدم باور کردم که می توانم تغییر کنم ابتدا برای لاغر شدنم بود که وارد این مسیر شدم به فایلهای آموزنده گوش کردم تمریناتم را انجام دادم مطالبی که گفته شده بود را خواندم قبلش که میگم با کانال های انگیزه شی بودم فقط یک سری شکر گزاریهایم را می نوشتم همین. اما از وقتی که اینجا هستم از همون روز اول فایل گوش کردم. تمریناتم رو انجام دادم. و کلی وقتم در این سایت گذارند یعنی من هر روز اینجا هستم و بودن در این سایت حالم را خوب می کند
من هم چند سال است که واقعا تغییرات زیادی در خودم و در جنبه های زندگیم رخ داده است من هم توانسته ام از اون چیزی که تصورش می کردم از سختی های زندگی که داشتم بگذرم من هم وقتی می خواهم به بقیه توضیح بدهم که این کار را انجام دهند می بینم که برایشان خیلی سخت است همیشه میگویند که تو خیلی حوصله داری من نه حوصله اش را دارم نه وقتش رو. وقتی به دختر عمویم گفتم که در این سایت تناسب فکری شرکت کنه گفت نه بابا من حوصله اش را ندارم زمان می بره چون می خواست زودتر لاغر بشه ولی سختی عمل جراحی که درآوردن عضو مهم بدنش بود را تحمل کرد به چند ساعت وقت گذاشتن بخاطر لاغر شدن را ترجیح داد و رفت زیر تیغ جراحی
من خودم خیلی از چاقیم رنج کشیده بودم و باعث خیلی بیماریهای زیادی در من شده بود باعث شده بود از خودم و زندگیم در عذاب باشم همیشه با همسرم در جنگ و جدال بودم واقعا فشار جسمی ام عذابم می داد رژیمهایی که می گرفتم و کارهای که بخاطر لاغریم انجام می دادم اعصاب و روانم را به هم ریخته بود
حالا میخواهیم ۵ حقیقت را درک کنیم و درونیش کنیم
حقیقت ۱.. زندگی کردن کلا سخت است فرار نکنید:
ما باید بزرگترین درسیمان را قبول کنیم ما از هر طرف که بخواهیم نگاه کنیم سختی وجود دارد
درس خواندن سخت است. مگر بیسواد بودن و دنیای اطرافمان را درک نکنیم وچیزی نفهمیم راحت و آسان است؟
حالا اگر خود من درس نخوانده بودم و سختی روزهای که در برف ،باران و آفتاب رو تحمل نمی کردم آیا می توانستم در این سایت باشم و تمریناتم را انجام دهم نه واقعا نمی توانستم و حالا من سواد خواندن و نوشتن دارم و در حد خودم می توانم بفهمم
بچه دار شدن سخت است. بله چون هزینه داره. نگهداری می خواهد. مسوولیت داره. و….
خیلی ها هستند که می گویند مگر ما دیوانه هستیم تو این وضعیت مملکت بچه دار بشیم مگر بزرگ کردن بچه راحته شبها باید بیخوابی بکشیم وسایل ضروریش را تهیه کنیم.
همیشه گفتند که بچه ها شیرینی زندگی هستند من خودم دو تا فرزند رشید دارم وبخاطر بودنشان به خودم می بالم وعاشق بچه هام هستم
اگر بچه نباشه آدم احساس پوچی می کنه دلتنگ خواهد شد. و حسرت خواهد خورد و خیلیها هستند بخاطر بچه دار نشدشان سختی زیادی می کشند.
همیشه کار کردن سخته حالا بیایم ببینیم بیکار بودن وبی عار بودن راحته؟
نه. چون اگر آدم بیکار باشه رنج خواهد کشید. افسردگی می گیره و احساس پوچی خواهد کرد و ما نباید از سختیهای زندگیمان فرار نکنیم تنها میان دونوع سختی حق داریم یکی را انتخاب کنیم
حقیقت ۲: انتخاب کردن میان رنج خوب و بد
حرف در این نقطه هستش که مسیر موفقیت از شکست جدا می شود
رنج بد داشتن (سختی اجباری)این سختی ما را به زمان گذشته می برد حالمان را بد می کند نمی توانیم رشد کنیم و امید داشته باشیم و با خودش گله کردن و شکایت داشتن را خواهد آورد مثل چاق بودن بدهی داشتن. رنج کشیدن از رابطه سمی و…..
رنج خوب (سختی انتخابی) و این سختی ما را به آینده بهتر داشتن و هدفمان می برد ممکن است در لحظه اول سخت باشد مانند بیدار شدنمان صبح زود برای انجام دادن تمریناتمان مهمانی نرفتمان بخاطر مطالعه کردنمان ولی این کارها می تواند در ما حس پیشرفت داشتن بوجود آورد
من خودم چند سال است که در این مسیر زیبا لاغری با ذهن قرار گرفتهام و رنج کشیدن خوب را انتخاب کرده ام سختیهای لاغر شدنم را از روش تغییر دادن باورهایم وعادتهایم به جان خریده ام و حالا این سختی هستش هر روز به من انگیزه و امیدواری می دهد و می دانم هدفهایم نزدیکتر می شود در صورتی که من وقتی چاق بودم هر روز رنج می کشیدم. درد داشتم. عذاب می کشیدم ونا اميدتر می شدم
حقیقت ۳: سختترین کارها در واقع ساده ترین انتخابها هستند.
برای خیلی ها آموزش دیدن خیلی سخته از روش انجام دادن تمریناتشان به روش ذهنی
اما این کار لذت بخش تر از سختی های همیشگی چاقیمان است
حالا بیاییم سختی های لاغر شدنمان را بیان کنیم باید صبح زود از خواب بیدار شویم تا فایل گوش کنیم جلوی دهانمان را بگیریم مانند زمان گذشته پرخوری نکنیم ولی حالا بیایم ببینیم که اینها می توانند سخت باشند ما زمانی که چاق بوديم از رفتن به جایی خجالت می کشیدیم. همیشه بیماریهای گوناگونی داشتیم درد می کشیدیم. مجبور بودیم لباسهای سایز بزرگ بخریم لباسهای تیره بپوشیم انتخاب کردن مسیر درست و صحیح می تواند در ظاهر احتیاج به سعی کردن داشته باشد ولی در باطن ما را از یک رنج بزرگتر رها سازد و بخاطر همین است که در طولانی مدت راحت تر. آسان تر وقابل تحمل کردن می شود
حقیقت ۴: سختی درست رفاقت با خدا را بهتر می کند
بخدا استاد قربون اون دهنت که ازش طلای ناب سرازیر می شود برای من هم همینطور شد تغییر کردنم درمورد رابطه ام با خداوند بود همیشه فکر میکردم که خداوند با من قهر کرده و اصلا مرا نمی بیند با اینکه ساعتها نماز می خواندم روزه می گرفتم راز و نیاز می کردم و هیچوقت مستقیم از خدا چیزی نمی خواستم همیشه امامان را واسطه قرار می دادم و امروز بودنم در این سایت رابطه ام با خداوند کاملا تغییر کرده زمانی که سختی انتخابمان به طرف رشد وبهتر شدن باشد هر روز می توانیم حس ارزشمندی زیادی بکنیم و اگر این احساس را داشته باشیم بزرگترین پاداش الهی برایمان خواهد بود و هر سختی که در زندگیمان داشته باشیم برای بهبود روابط مان با منبع جهانی هستش
حقیقت ۵: استمرار در سختیهای درست، روتین لذتبخش میسازد.
سختیهای زندگیمان تمام نشدنی هستند تنها شکلهایشان تغییر می کند بعد از اینکه لاغر شدیم دیگر سختیهایمان سختیهای کاهش وزنمان نخواهد بود بلکه سختیهایمان حفظ کردن وزن ایده المان و روانمان وارتقاع مالیمان است ما باید همیشه در مسیر رشد کردن باشیم و این همان روتینی هستش که ما را زنده نگه می دارد. وحالا استمرار کردن در لاغری با ذهن برایم به یک عادت لذت بخش تبدیل شده است چون ۵ سال است با لذت در این مسیر قدم بر می دارم و حالم بهتر شده است
قبول داشته باشیم که چاقیمان یکی از سختیهای زندگیمان است تمام اون رنجهای پنهان چاقیمان مانند ناراضی بودن از خودمان. بیماریها. دردها . نا امیدیها. اعتماد به نفس پایین. حالا باید از اینها فرار کنیم
حالا رنجهای خوبمان را تعریف کنیم. گوش دادن به فایلهای آموزنده به صورت دائمی. تغییر دادن باورهای قدیمی در مورد مواد خوراکی. استمرار کردن در انجام دادن تمریناتمان حتی روزهای که حسش را نداریم
ما ان چیزی که بايد بخاطر داشته باشیم تا زمانی که در مسیر متحول شدن. رشد کردن. وحرکت کردن به طرف جلو هستیم و سختیهای که می کشیم یک سختی لذت بخش و پر از امید و انگیزه خواهد بود این همان سختی صحیح می باشد که ما را به طرف آرزوهایمان که مانند. رابطه بهتر. ثروتمند شدن. شغل خوب داشتن. و لاغر شدن با ذهن هدايت خواهد کرد اگر سختی نکشیم یعنی اینکه مرده ایم بنابراین باید انتخاب کنیم که زنده بمانیم و با انتخاب کردن درست سختی زندگیمان از حس زنده بودن و زندگی کردنمان لذت ببریم
خدایا شکرت بخاطر همه چیز که دادی میدی و خواهی داد