0

لاغر شدن یا گرفتار شدن در چرخه‌ی اشتباه‌ها؟ (گام ۱)

اشتباه در انتخاب روش لاغری
اندازه متن

تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان می‌کنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافه‌وزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟

این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشه‌ی ماجرا خیلی وقت‌ها به یه چیز ساده اما خطرناک برمی‌گرده:

«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣

توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگه‌ای فکر کنیم.

پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب می‌شه، نه شناخت!

از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟

آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلی‌ت فراری بودی؟ 😟

بذار یه تصویر برات بسازم:

داری جلوی آینه لباس پرو می‌کنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی می‌شن. توی ذهنت یه جمله تکرار می‌شه:

«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»

و درست توی همون حالت هیجانی، می‌ری سراغ اولین تبلیغی که می‌بینی:

🍵 یه دمنوش گیاهی!

🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!

🏃‍♀️ یه چالش ۲۱ روزه‌ی سختگیرانه!

اینجا دقیقاً نقطه‌ایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ می‌ده.

انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگی‌ت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلی‌ته.

👀 مثالی از مدرسه…

یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت می‌اومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمی‌شه.

تو دنیای لاغری هم همینه.

وقتی روشی رو فقط به‌خاطر ترس از چاقی انتخاب می‌کنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجه‌ش می‌شه:

⛔ شروع‌های پرانرژی

⛔ چند روز فشار و محدودیت

⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی

🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس

طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم می‌گیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوری‌های جبرانی هستن.

چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥

✅ راه درست چیه؟

🔍 اول، باید خودتو بشناسی:

  • آدم انعطاف‌پذیری هستی یا ساختارمند؟
  • به تنهایی بهتر کار می‌کنی یا با همراه؟
  • از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟

بعد، روش‌هایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگی‌ت هماهنگ باشن.

مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیم‌های عددی برات مناسب نباشه.

یا اگه آدم درون‌گرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجه‌ی بهتری بده برات.

💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقت‌ها به‌خاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمی‌پرسیم:

«من واقعاً چی می‌خوام؟ چی برام جواب می‌ده؟»

پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:

«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام می‌دم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱

🔑 چون همون لحظه است که می‌تونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبنده‌ی مجله ها و اینستاگرام.

کدام روش لاغری

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربه‌ی درونی

تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که می‌گه:

✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»

یا یه خانم خوش‌هیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و می‌گه:

🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»

تو اون لحظه، مغز خسته‌ت فقط همون یه جمله رو می‌فهمه:

«نجات!» 😵‍💫

و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق می‌افته… چون تصمیم‌گیری‌ت از روی تجربه‌ی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.

🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راه‌حل سریع می‌گرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!

🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیم‌های سخت و سریع وزن کم می‌کنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمی‌گرده!

یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:

انتخابی که از بیرون بهشون خورونده می‌شه، نه از درون جوشیده.

🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمه‌ی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیده‌ست که با هورمون‌ها، مغز، احساسات، باورها و عادت‌ها کار می‌کنه.

اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نم‌کشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگ‌تر خراب می‌شه!

✅ راه بهتر چیه؟

به‌جای دنباله‌روی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیک‌تر شو. ببین تو از چی لذت می‌بری؟ با چه چیزی احساس امنیت می‌کنی؟ روش انتخابی‌ت قراره تو رو خسته‌تر کنه یا زنده‌تر؟

🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر می‌شه.

اشتباه در انتخاب روش لاغری

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، به‌جای اصلاح روش

یه سؤال ساده اما مهم:

وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمی‌ده، چی کار می‌کنی؟

  • الف: می‌گی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
  • ب: خودتو سرزنش می‌کنی که «بازم نتونستم… من هیچ‌وقت اراده ندارم!» 😔

واقع‌بین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه می‌ریم سراغ گزینه‌ی «ب».

چرا؟ چون سال‌ها بهمون گفتن:

“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بی‌اراده‌ای! خودتو کنترل نمی‌کنی!”

و این دقیقاً یکی از خطرناک‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمی‌سازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، می‌زنیم تو سر خودمون!

📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نه‌تنها عزت‌نفست افت می‌کنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کم‌رنگ‌تر می‌شه.

و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.

👗 تصور کن…

رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.

خب چیکار می‌کنی؟

می‌گی: «اوف! من چقدر زشتم!»

یا می‌گی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»

اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد می‌گیری که لاغری هم مثل لباسه.

همه‌ی روش‌ها برای همه مناسب نیستن.

🌿 بدن ما یه سیستم بی‌نهایت پیچیده‌ست، با تاریخچه‌ای از احساسات، باورها، ژن‌ها، عادت‌ها و خاطرات.

وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمی‌گیری، به‌جای مچ‌گیری از خودت، بهتره بگی:

“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیه‌م و سبک زندگیم هماهنگه.”

🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن

منم یکی از اون آدمایی بودم که سال‌ها توی دور باطل روش‌های جسمی افتاده بودم:

📉 رژیم پشت رژیم

🏋️‍♀️ ورزش تا مرز بی‌حالی

🍵 دمنوش لاغری تلخ‌تر از دارو

📦 قرص‌های گرون قیمت

💡 و البته دستگاه‌های عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجه‌ی قرون وسطی بودن!

هر بار با هیجان شروع می‌کردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافه‌وزن بیشتر تموم می‌شد.

در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایج‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:

نادیده گرفتن ذهن!

یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.

🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…

مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیده‌ست!

تو زور می‌زنی، عرق می‌ریزی، انرژی می‌ذاری… اما نمی‌دونی چرا جلو نمی‌ری.

🧠 ذهن همون ترمز دستی‌ایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمی‌کنه.

🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…

تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمی‌شدم. من داشتم با جسم می‌جنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر می‌کرد.

تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمی‌کنه.

و این، همون نقطه‌ای بود که مسیر من تغییر کرد…

✅ نتیجه‌گیری:

یکی از بزرگ‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.

لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن هم‌دست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.

پس این دفعه که می خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:

«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘‍♀️🌀

چاقی و لاغری

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بی‌صدا، اما عمیق!

وقتی رژیم می‌گیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده می‌شه!

🍽 مامان می‌پرسه: «باز کم خوردی؟»

👩‍💼 همکار می‌گه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یه‌وقت!»

👨‍👩‍👧‍👦 خانواده با نیش‌خند می‌پرسن: «این‌یکی رژیم‌ت با قبلیا فرق داره؟!»

حتی گربه‌ی دم پنجره هم قضاوتت می‌کنه 😿!

اما وقتی می‌ری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی می‌افته: لاغر می‌شی، بی‌سروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.

🧘‍♀️ نه قرصی روی میزته،

🏋️‍♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه می‌رم»،

📱 نه اپی که صدای اعلانش همه‌جا بپیچه.

فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.

🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم

اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!

نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوال‌های تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.

و همین سکوت، شد بزرگ‌ترین مزیتش.

چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.

🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمک‌کننده‌ست؟

روش ذهنی تو رو از یکی از مهم‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور می‌کنه:

وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.

تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” می‌تونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر می‌کنی.

تغییری که:

✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق می‌افته

✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه

✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار می‌مونه

🌱 یه مقایسه‌ی جالب:

روش‌های پرزرق‌وبرق بیرونی مثل گل مصنوعی‌ان:

تو رو سریع می‌برن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.

اما روش ذهنی؟

مثل کاشتن دونه‌ست.

شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشه‌دار، واقعی، و غیرقابل برگشته.

پس اگه تا حالا فکر می‌کردی که باید حتماً یه چیز عجیب‌غریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:

گاهی بهترین تغییرها، در سکوت‌ترین حالت ممکن اتفاق می‌افتن.

🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیده‌ش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع می‌شه و با دلت می‌مونه ❤️

💬 چرا اشتباه در انتخاب روش لاغری، هی تکرار می‌شه؟

چون ته دلمون یه صدای آشنا زمزمه می‌کنه:

«تو نمی‌تونی… تو بازم شکست می‌خوری.»

و وقتی بارها تجربه‌ی تلخ شکست رو چشیدیم، ذهنمون سریع‌تر جذب وعده‌های قشنگ و توخالی می‌شه.

☠️ اینجاست که می‌افتیم توی تله‌ی خطرناکِ تلاش برای نجات فوری؛ همون لحظه‌هایی که فقط دنبال یه راه‌حل سریع و قشنگ می‌گردیم، نه راهی درست.

🔍 ولی اگه فقط یه لحظه مکث کنیم، یه قدم عقب بیایم، احساساتمون رو ببینیم و ذهنمون رو آموزش بدیم، اون وقت دیگه نیازی به نجات فوری نداریم…

چون خودمون، با آگاهی، داریم خودمون رو از تکرار اشتباه در انتخاب روش لاغری نجات می‌دیم. از ریشه. از درون. 🌱

🧘‍♀️ لاغری واقعی یعنی آرامش ذهن + تغییر تدریجی

همه‌ی اون روش‌هایی که قبلاً امتحان کردی، یه‌جورایی فقط به بدن فشار می‌آوردن، ولی روحت رو فراموش می‌کردن.

🌈 اما روش ذهنی، دقیقا برعکسه:

اول روحتو آروم می‌کنه، عزت‌نفس رو برمی‌گردونه، بعد کم‌کم تغییرات رفتاری و جسمی خودشون ظاهر می‌شن.

❓اگه روشی باعث بشه جسمت لاغر شه ولی روحت زخمی بشه، واقعاً ارزش داره؟

جواب واضحه: نه.

🔁 نذار اشتباه در انتخاب روش لاغری، تبدیل بشه به تکرار زخم‌های قدیمی.

این‌بار از خودت شروع کن. از ذهنی که تو رو واقعاً درک می‌کنه، نه قضاوتت.

🧡 دعوت به تغییر

تو هم می‌تونی مثل من، از اون چرخه‌ی اشتباه در انتخاب روش لاغری بیرون بیای.

کافیه تصمیم بگیری، فقط یه بار، یه جور دیگه نگاه کنی.

👣 شروع کن به بازبینی مسیرهای قبلیت، احساساتت رو بشناس، ذهنت رو آروم کن.

و مطمئن باش که تو هم می‌تونی از اشتباه‌ در انتخاب روش لاغری عبور کنی و وارد مسیری بشی که پایدار، واقعی و خوشحال‌کننده‌ست.

✍️ تمرین آموزشی 📖

بیایید با هم یه نگاه واقعی بندازیم به اشتباه در انتخاب روش لاغری گذشته‌مون:

  • چه روش‌هایی برای لاغری امتحان کردی که نتیجه نداد؟
  • چرا اون روش رو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی یا فقط ترسیده بودی؟
  • بعد از شکست، بیشتر خودت رو سرزنش کردی یا روش رو؟
  • آیا حاضری به جای جسم، این‌بار از ذهن شروع کنی؟

🪞 یادت باشه: روشی که انتخاب می‌کنی باید هم جسمت رو درمان کنه و هم احساست رو. اگه فقط یکی رو خوب کنه ولی اون یکی رو خراب، دوباره چاقی برمی‌گرده؛ شاید هم بدتر از قبل…

📝 در بخش نظرات بنویس:

  • تو چند بار گول روش‌های لاغری رو خوردی؟
  • از کدوم اشتباه بیشتر ناراحت شدی؟
  • آیا آماده‌ای با ذهن، لاغری رو از درون بسازی؟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.86 از 263 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11310
468 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۳ ۱۹:۲۲
      مدت عضویت: 896 روز
      امتیاز کاربر: 2925 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 252 کلمه

      هوالرزاق 

      به نام خدایی که به بهترین نحومارا راهنمایی میکند

      من ازاین فایل یادگرفتم که برای لاغری باذهن اولین ومهمترین قدم (فاصله گرفتن ازسوابقمان هست)

      واینکه چاقی مجموعه ای ازافکارونگرش ماست که بارهاباشنیدن تکراروتثبیت شده.

      واینکه هرچزیادگرفتنی است .ماچاقی رویادگرفتیم پس لاغری هم یادگرفتنی است.

      ازچه روشهایی استفاده کردم وگول خوردم 

      سال ۸۷برای اولین باربودکه رفتم بدنسازی به نیت لاغری اون روز۷۸کیلوبودم باقد۶۳.طی یک ماه ۴کیلوکم کردم

      امایادمه خیلی اذیت شدم چون برنامه ریزی غذایی داشتم ودائم گرسنه بودم.برای همین رهاش کردم

      وبعدازاون رسیدم به ۸۳کیلو ..دوباره بعد۳سال یکی بهم گفت من دکتررژیمی میرم ولاغرشدم ..منم گول خوردم ورفتم ۳کیلوکم کردم امابازم رهاکردم .خسته میشدم روحم درگیر بود..بعدسال ۹۵۲سال بعدزایمان دومم عروسی برادرم بودرفتم دوباره دکتررژیمی و۳کیلوکم کردم یباردیگه ام رفتم پیشش .امابعددیگه خودم رژیم گرفتم 

      تارسیدم به ۷۴کیلو.بعدگفتم یه دکتردیگه برم ببینم میتونم به ۶۰کیلوبرسم یانه .این دکتره اول اینکه وقتی بدنم رودید گفت چه هیکل زشتی بایدبا دستگاه لاغربشی. خیلی بهم برخورد اخه من هیکلم رودوست داشتم .بازم گول خوردم ویه جلسه رفتم ببینم بادستگاه چجوری .که رفتم یه ژل روی شکمم میزدودستگاه روحرکت میداد .که به لطف مامانم که گفت توسزارین شدی وای خدا نرو منم نرفتم.

      بعدمیرفتم کلاس جذب اونجابادوره تناسب اشناشدم سال ۹۸ اون موقع ۷۸کیلوبودم باسایز۴۸.۵۰

      طی ۳ماه ۲سایزکم کردم .۶ماه که شد۲سایزدیگه وسرسال سایزم شد۴۰.۴۲وبسیارشیک لاغرومتناسب شدم بدون ورزش ورژیم ‌وحال بد🥰

      استفاده ازروشهای لاغری فقط باعث شد آب بدنم تموم بشه وفکرکنم لاغرشدم

      وتاثیراون براحساساتم این بودکه همش لباسهای تیره میپوشیدم وترس داشتم بهم بگن چاق شدس

      ودرآخرمن بسیارتوانمندم چون خداوندسیستم فوق هوشمند درمن قرارداده که درهرکاری موفق بشم

      اولین چیزی که دراین دوره ولاغری کسب میکنیم 

      احساس آرامش هست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار golestan2222
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۸ ۱۹:۲۶
      مدت عضویت: 2014 روز
      امتیاز کاربر: 21874 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,949 کلمه

      با سلام 

      گام اول -شماهم گول خورده اید ؟

      ما یکسری اطلاعاتی داریم که از محیط ، خانواده ، تبلیغات و بیرون بارها و بارها شنیدیم و در مدت و مسیر زندگی جدای از پذیرفتن تصویر چاقی و نظراتی که به ما گفته شده است ، درکی از لاغر شدن و لاغر ماندن در ذهنمون داریم . مثلا من تا قبل از اینکه رژیم نگیرم لاغری را تجربه نکردم و علت رفتن و اقدام لاغری با رژیم ، چون اطمینانی جهت لاغرشدن از سمت خودم نداشتم . من اطلاعات زیادی از قبیل : توکنترل خوردنت را نداری . تو غذا دوست داری – تو نمیتونی خوردنت رو کنترل کنی و … باعث شد که به فکر راه حلی باشم . روشی را انتخاب کردم و کاهش وزن را تجربه کردم ولی درونم متوجه بودم که من قابلیت چاق شدن دارم و اگر مراقب نباشم ، چاق میشوم و بارها مراقب بودم و بازهم چاق میشدم . این عدم اطمینان به خودم من رو به سمت گرفتن رژیم های مختلف میبرد . 

      من تحرک را عامل کمکی میدانستم ولی چاقی را علتش رو خوردن میدانستم . اینقدر با خوردن و نخوردنم در جنگ بودم که هربار خوردن من حتی گرسنه هم بودم ، تصویر چاقی از من به وجود می اورد . این باورها زندگی مرا کنترل خودش قرار داد و نهادینه شد. 

      وقتی در چارچوب رژیم هستم ، ذهنم ارومه که من چون در این چارچوبم هم میخورم و هم لاغرم ، گرچه رژیم یعنی محدودیت و محرومیت و من همیشه چاقتر شدن وزنم را نظاره گر بودم . یادمه وقتی میخوردم هررروز با ترس وزن میکردم یا سرزنش ذهنی داشتم نکنه چاقتر بشم و قبل از اینکه در وزنم نمود کنه ، من انتظار چاقی را در خودم به وجود می اوردم . 

      من براساس تصورم و اطلاعاتی که داشتم و برداشتی که کرده بودم دو عامل را علت اصلی نرسیدن به ارزوم و بودن در وزن متناسبم میدانستم : 

      1. علاقه ی من به غذا و مواد غذایی خاص 
      2. ناتوانی من درحفظ لاغر ماندن 

      علتش هم پیدا نکردم . فقط زمانی لاغر میشدم که یک برنامه ی غذایی را ادامه میدادم ولی تا اخر عمر نمیشه تصور کرد که ذهن را وادار کنی از مسیری عبور کنه که مخالف تمایل علاقه و لذتش است و مسیری بود که خود درگیری ذهنی ام را بالا میبرد 

      من عامل اصلی لاغری ام را و حتی در عمیق ترین لایه ی وجودیم جست و جو میکنم ، رژیم غذایی میدانستم . هنوز هم دارم . وقتی ناامید میشم ، دوست دارم برای عشق به لاغریم یک برنامه ی رژیم را اجرا کنم ، چون مسئولیت در لحظه ی حال از من سلب میشه و از همه مهمتر خیالم راحته که لاغر میشم . اما سختی های دیگه ش و تمایلاتم باعث میشد که با هربار اضافه وزن ، من سختتر وارد چارچوب رژیم غذایی بشم و سریع از ان خارج میشدم . خلاصه به هربهانه ای میخوام اون کاهش وزن را دوباره تجربه کنم . چون فرمول لاغری = رژیم گرفتن و خوردن مواد غذایی خاص در ذهنم شکل گرفته . گرچه همین باور باعث میشد استمرار داشته باشم . ودرست گفته شد که براساس انتظاراتمان نتیجه میگیرم ، اگر من باور داشتم که خودم و ذهنم قدرت لاغرشدن داره ، هرگز به دنبال راه حلی به بیرون نبودم و با ارامش و تکیه به مسیرم فقط ادامه میدادم و این شک و اطمینان کم ما را از گرفتن نتیجه ی مطلوب فاصله می اندازد و هر اندازه از شرایط الانمون متنفر باشیم ، گویی عین چسب رازی به شرایطمون وصل میشیم و نمیتونم حال روانیمون رو خوب کنیم و درنتیجه ، نتیجه ی مطلوبی هم نمیگیریم . 

      خوشحالم که در این مورد صحبت شد . به نظرم این دوره یک دستاورد بزرگ و مهم دیگری هم داره ، اعتماد خودمون به خودم و قابلیت هایی که داریم و ازش ناگاه بودیم ، به مرحله ی تجربه میرسونه و وقتی عملی تجربه میشه ، به عنوان یک واقعیت ثبت میشه . مثل من که خودم را ناتوان میدیدم و رژیم گرفتم و رژیم و ادامه دادنم باعث شد کاهش وزن را تجربه کنم . این شد fact! حالا اگر نتیجه گیری من نتیجه ی درستی نباشد که نمونه ش برادر خودم . هرگز درد چاقی را تجربه نکرده . این خودش درس هست . براش نخوردن سخت نیست ، فقط زمانی که گرسنه میشه ، عصبی میشه . پس من یکسری رفتارها و واکنش هایی را به دست اوردم و چون تصویر چاقی از خودم در ذهنم داشتم به انجام ان ها تمایل پیدا کردم و اونقدر تکرار شده که عادت شده . الان لذت من دخیل نیست ، عادت من مسیر رو جلو میبره ، مثل رانندگی که فکر نمیکنم . همینجاست وقتی نتیجه ای را میخوایم تغییر بدیم ، باید مسئولیت تغییر ان و علت منشا ان را بپذیریم . اگر نپذیریم ، انتخاب کردیم که تغییر نکنیم . اگر تغییر نکنیم ، میتونیم چاقی را گسترش دهیم و تصویر چاق ما از خودمان گسترش پیدا کنه و ما تبدیل به فرد چاقتر از الان بشیم . پس تصمیم در لحظه ی حاله . 

      پس قدرت فکر  و نگرشمون رو اشتباه نگیریم . من وقتی ترس از چاقی سراغم میاد بیشتر میخورم ولی وقتی ارومم همه چی نرماله . این خودش عملکرد مغز ما و فرمان ما را نشان میده ، وقتی من انرژیم متمرکزه چیزی هست که نمیخوام یا میترسم ، مغز فرمانهایی جهت ایجاد اون شرایط را میدهد . وظیفه ی ما اگاهیه و وقتی اگاه شدیم کنترل مغز و فرمان مغز و جسممان در دست خودمان است . مثل رانندگی ! نقشه را داریم و براساس نقشه میپیچیم . حالا ما در ذهن مدام نقشه ی چاقی را میدهیم ، به طبع مغز دستور رفتن به ان مسیر را صادر میکنه . من صحبتهایی که میکنم ، براساس درونیاتم و چیزی که تجربه کردم میگم . 

      نگه داشتن تصویری که در ذهنمون میخوایم به اون مقصد برسیم و باور به اون ، مارا به اون شرایط میرسونه . 

      من هروقت شوق لاغری داشتم چه در چارچوب رژیم ، چه در خارج از رژیم ، اقداماتی را میکردم هرچند ناخوداگاه که متوجه میشدم وزن من تغییر کرده . الان که بیشتر بررسی میکنم ، چون میخواستم به اون شرایط برسم ، ذهنم هم و فرمانی که از مغزم صادر میشد، مرا به سمت لاغر شدن میبرد . پس من با توجهم کانال را عوض میکنم . 

      من قدرت خودم را به روش های مختلفی دادم . در واقع قدرت اصلی ذهن من بوده ! چون باور داشتم ، وزن من شروع به کم شدن میکرد و چون مسیر مخالف لذت و حس خوب بوده ، طبیعیه هربار رفتن از ان مسیر برای ذهن مقاومت بیشتری به همراه داره . پس باید فکر و نگرش خود را تغییر دهیم . 

      موضوعی که گفته شد : چون من یکبار کاهش وزن از رژیم را داشتم ، هرگز ان بخش، مگر چه مدت من در وزن دلخواه بودم را ندیدم و سریع وزنم برمیگشت و با هربار شکست ، تمایل من برای انتخاب روش دیگر اسانتر میشد و شکست من هم راحتتر میشد . چون من با هربار شکست به چاقی نیرو دادم و خودم را ناتوان تصور کردم . 

      اگر همه ی این افکار که مانند مانع هستند از سر ذهنم تایید خودشون رو از دست بدن چه اتفاقی می افته ؟ قطعا خیلی راحتتر من در وزن دلخواهم خواهم بود. چون من با باورهام من به این مانع هام قدرت میدم مثلا : من قدرتی در کنترل میزان خوردنم ندارم . پذیرفتن ان باعث میشه واقعا همچین تجربه ای داشته باشم و این میشه همون اطلاعات غلط . باید قدرت و پذیرش این جملات را نابود و کمرنگ کنیم . 

      تصورمون رو از اطلاعاتی که از چاقی و لاغری گرفتیم را توجه نکنیم . باید تاکید کنیم : وضعیت جسم من در اختیار ذهن من هست و من متناسب متولد شدم و نتاسب فطرت منه و غیر از این غیر طبیعیه! همین که شرایط الان غیرطبیعی باشه ، و شرایط لاغری طبیعی باشه و همین پذیرفتن ،تغییراتی در تمایلات ما ایجاد میشه که خودمون هم متعجب میشیم . پس مراقب افکار و باورهامون باشیم . هرچیزی که در جامعه بی ارزش تلقی میشه ، بدانید پاشنه اشیل همونجاست . مثلا ما در رشته مون یک شاخه داریم که مربوط به اقتصاده و جالبتر اینکه همیشه القا شده که اقتصاد فقیر ، بی ارزش و حتی دونستنش هم و فعالیت در اون حوزه ارزش چندانی نداره ولی همون جمعیتی که همچین القایی را میکنند ، دقیقا خلاف این عمل کرده و بیزینس هایی براساس این اطلاعات زدند که قابل باور نیست . موضوعات ذهنی هم به یک دلیل کم ارزشه ( به نظر میاد ) و پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات انسان ها را اگاه تر کرده ، اگر لاغری راحتتر از چیزی که در ذهنمان تصور میکنیم چه ؟ بعضی چیز ها تعمق میخواد و مهمه که ما انتخاب هایمان را متاثر از واکنش محیط و دیگران نکنیم . و اینکه استاد گفتند که به کسی  نگفتم و فقط انجام دادم ، حرف درستیست و دقیقا بعد از انجام همان افرادی که باورداشتند نشدنی است دیدنی است . پس قدرت رو از محیط و دیگران بگیریم . مگر افرادی که در ان حوزه ی تخصصی حرفی واسه گفتن داشته باشند و ما هم بخوایم همچین دستاوردی را تجربه کنیم  . 

      مورد اول : من بایستی انتخاب روشی را داشته باشم که متناسب با علایقم باشه ، وگرنه برای ذهن لذت بخش نیست و راه را ادامه نمیده یا کیفیت نتیجه خوب نیست . 

      من در تمرینات ذهنی ام باید استمرار کنم . 

      مورد دوم ( خوردن ): باید به واکنشهای ذهنیم در مواجهه با غذا و موقعیت های مختلف پی ببرم و مسلط بشم . 

      مورد سوم : اگر ازروش های اشتباه طی کنم ، درگیری ذهنی دارم و اگر مسیر درست باشه ، ارامش ذهنی در طی مسیر دارم . 

      پس مهمه که از سوابق خود ، تحلیل ها که براساس اطلاعات نادرستی که قبلا پذیرفتیم ، فاصله بگیریم تا بتوانیم به ماهیت وجودی خودمون که تناسبه باقی بمانیم . 

      پس دوعامل اصلی که باعث شد چاقی را بسازیم و باقی بمانیم : 

      1. پذیرفتن اطلاعات و اگاهی هایی که نسبت به خودمون گرفتیم و پذیرفتیم . 
      2. به خاطر شکستهای پی درپی که در روش های قبلی تجربه کردیم ، احساس ناتوانی و مساله ی چاقی را در ذهن بزرگ کردیم . 

      پس باورهایی که در مورد اینکه من نمیتوانم لاغر شوم که شامل لیستی از بهانه هاست ، بایستی تایید و نقش ان را در زندگی کمرنگ کنیم .جملات تاکیدی در جهت یاداوری خوب هستند . مهم از بین بردن قدرتی ست که ما در اعماق وجودمون پذیرفتیم و ان را بایستی به خود ثابت کنیم که درست نیست و مسیر را برای بودن در فطرت اصلیمون راحت و همیشگی کنیم . 

      اینکه دنبال وسایلی هستم که لاغری را برای من به ارمغان بیاره ، جست و جوی بی معنایی است . چون جسم با دستور مغز جهت داده میشه و تغییر شکل میده . اگر ما این مکانیسم را بشناسیم و اگاه باشیم . خودمان به راحتی مثل هر فرد متناسبی قادریم در تناسب زندگی کنیم ، بدون هیچ زحمتی . 

      من وقتی غذای روغن دار میخورم ، درسته که میخورم ولی من تصویر در ذهنم میسازم که چاقتر از شرایط الانم هست و احساس متعلق به اون هم دارم  . پس من ناخوداگاه دارم نقشه میدم که مغز فرمان را اجرا کنه و در اخر تصمیمی که میگیرم ، قدرت را میدهم به مواد غذایی و عمل من و از این پروسه ی درونی غافلم . 

      پس اولین قدم : اطمینان به توانایی ذهن و هوشمند بودن بدنمونه و هر پیام و تصویری بهش مخابره کنیم و هرچقدر اون تصویر برامون قابل باور باشه ، نیازی نیست ، نقشه ای ترسیم کنیم ! مغز میدانه چطور ان تصویر را واقعی کنه و طوری تمایلات ما و طوری اتفاقات رقم میخوره ، که خودمون حس میکنیم در مسیری هستیم که ارزو داشتیم به ان شرایط برسیم . پس به خودمون و از همه مهمتر به قدرت ذهنمون و توانایی هاش ایمان داشته باشیم . 

      آیا شما هم در استفاده از روش های لاغری گول خورده اید؟ درباره آن شرح دهید.

      خب من هم مثل هر فرد چاق دیگری ، تصویری از چاقی در من شکل گرفت و مغز فرمانهایی صادر کرد که من خودبه خود تمایلاتم برای کشیدن تصویری که پذیرفته بودم مرا ببرد و من در مسیری قرار گرفتم که نهایتش چاقی بود . چون پذیرفته بودم که من چاقم . رفته رفته اطلاعات بیشتری و همسو با چاقی در ذهنم پذیرفته شد : من کنترلی در خوردنم ندارم – من بی اراده ام – من زیاد میخورم – من غذا را دوست دارم و پذیرفتن انها مسیر را برای گسترش چاقی بیشتر کرد. پس من به خودم و توانایی هام اطمینان نداشتم و به دنبال راه حلی بیرون از خودم بودم و دریافت اطلاعاتی جهت کمک به تناسب اندام را پذیرفتم : مثل غذای شیرین ، برنج ، نان و … چاق میکند و اگر من روتین بخورم چاق میشوم . تحرک کم قطعا چاق میکند  و …. ان ها هم درسته در جهت اگاهی و کمک به لاغرشدنم بود ولی بازهم فاصله ی بیشتری بین قدرت خودم و تناسبم انداخت و شکست من در مسیرهایی که روتین بود این رو ثابت میکرد که من مشکلی دارم و توانمند نیستم . سعی میکردم مشکلم را به چیزی خارج از حیطه ی اختیار خودم وصل کنم . مثلا چاقی دختر عمه م و … که حتما ارثیه و …. ولی همه ش سرپوش گذاشتن برای وابسته بودن بیشتر من به این صنعت و خوددرگیری هایی که در رابطه با وزنم داشتم منجر شد و نتیجه گیری هاییی که مبنای علمی و واقعی ندارند . چون اطلاعاتی پذیرفته بودم که غلط بود ، پس طبیعیه نتیجه هایم که استناد با اون ها بود ، درست نباشد . 

      استفاده از روش های لاغری چه تاثیری بر جسم شما داشت؟

      البته تاثیر باورهای ما هم در این مسیر هم قابل چشم پوشی نیست . یادم نمیره ، فردی که میگفت رژیم هم روی من تاثیر نمیذاره و سوخت وسازم پایینه . من این باور را نداشتم و تنها عامل را علاقه ی زیاد خودم به خوردن و عدم کنترل خودم در مواد غذایی میدانستم واسه همین رژیم اون بخش از باوری که از توانایی خودم سلب میکردم را پوشش میداد و من ناخوداگاه تصورم به لاغرشدن و تدارک خودم برای دیدن همچین روزی میشد و انتظار لاغری را داشتم . ولی فردی هم وجود داشت که با رژیم ادعا کرده بود که لاغر نمیشه . پس باورهای ما هم میتونه در این نتایجی که قابل تامله تاثیر گذار باشه . 

      من وقتی از چارچوب رژیم خارج میشدم ، دقیقا عین رو رو بودم تا خارج میشدم طمع و ولع خاصی در من فوران میکرد و دلیلش من نبودم ، ذهنم بود و مقابله با ان تفریبا نشدنی بود ، شدنی هم موقت باشه ، در اخر شکست میخوردم و وزنم بالا میرفت ، دوباره خودم را در رژیم مینداختم و کمی کم میشدم و طوری شد که رفته رفته انگیزه ی من برای بودن در رژیم کمتر میشد و وزن خودش بالا میامد و من هم عصبانی تر با حس بد بیشتر . 

      استفاده از روش های لاغری چه تاثیری بر احساس شما داشت؟

      این مسیر پر از محرومیت و محدودیت بود . دوست نداشتم مهمونی برم یا با دوستام بیرون برم ، چون بودن در شرایطی که من در خوردن ممنوع بودم یا امکان این رو نداشتم که غذای مورد نظر در رژیم را مهیا کنم به من حسی اکنده از حسرت و دلخوری میداد . من فقط ذهنی اذیت نمیشدم ، رفتارم و ارتباطم با اطرافیان وانتخاب هایم مستقیم تاثیر میذاشت . اونقدر ذهنم درگیر چاقی و حس بد بود که دوست نداشتم دیده بشم و هروقت قرار میذاشتم با حسرت میگفتم خوش به حالت تو میتونی بخوری ولی من نمیتونم و اذیتم میکرد . 

      به نظر شما توجه به تاثیر روش لاغری بر احساس چه اهمیتی دارد؟

      من همیشه ارزو داشتم ، مثل هر بچه ای که به دنیا میاد و شاده و زندگی میکنه و رشد میکنه ، از خودش و بدنش لذت ببره . من از خودم و جسمم متنفر بودم و عامل اصلی این درد را چاقی میدانستم که علت اصلیشم خودم بودم ولی نمیدانستم یا اگاهی نداشتم چه اقدامی کنم . 

      برادرم خورد ، بازی کرد ، لذت برد ، بدون اینکه در حسرت یک جسم متناسب باشد . به نظر من دلیل مهمی است که دلمون بخواد تغییر کنیم . یک بخش درسته که شاید مورد قبول جامعه با معیار زیبایی نباشد ، از همه بدتر ، نپذیرفتن خودم و فاصله ای که از خودمون به وجود میاد و ناتوانی ما در بودن در تناسب اندام ، این فاصله و شکاف را از خودمون بیشتر میکنه . پس مهمه که حس رضایت از خودمون داشته باشیم ولی من مجبور نیستم زندگی با اضافه وزنم را بپذیرم . واسه همینه که به این مسیر هم کشیده شدم با این نیت که مثل هر فرد متناسبی که داره زندگیش رو میکنه ، من هم بدون زحمتی متناسب باشم و بدون درگیری ذهنی از مسیر زندگیم لذت ببرم . 

      خود را در استفاده از روش های لاغری توانمند می دانید؟

      من خودم را در کاهش وزن توانمند میدانم ، چون بارها تجربه کردم . منتها بودن در مسیری که اگر رها شود من هم به جای قبلی برمیگردم و مسیری است که لذت و شادی ندارد وپر از محدودیت و خشم و عصبانیت است  را بخوام به زور به خودم تحمیل کنم . این کارراهم کردم ، اخرش هم به جایی میرسد که خسته میشوم و رها میکنم . 

      چرا بعد از لاغر نشدن از طریق روش های مختلف خود را سرزنش می کردید؟

      چون خودم را عامل اصلی این بدبختی میدانستم . دلیلش هم نمیدانستم ، فقط نمیتوانستم ولع خودم را در خوردن یا انتخاب هایی بکنم که براساس اطلاعاتی که از بیرون گرفتم و پذیرفتم ، انتخاب سالم بکنم و در نهایت چاق میشدم و گفت و گوی منفی ذهنم مدام حرف میزد تا شب . و من کارهای مهمی در زندگیم داشتم که نیاز به تمرکز داشت و مجبور بودم با حال بد به کارهام بپردازد و سرزنش و حس بد درونی هم دردرونم بود . 

      به نظر شما روش های لاغری که استفاده کرده اید مناسب لاغری نبوده اند یا شما اراده لاغری نداشته اید؟ شرح دهید

      براساس تجربیاتی که همه افراد حاضر در جمع داشتند ، متوجه شدم که هرکسی رژیم را ول کرد ، مثل رو رو امد بالا . خب کسی در واقعیت نمیگفت که با چه شرایطی دست و پنجه نرم میکنه و همه گویی از اول موفق بودند ومن فکر میکردم تنها انسانی هستم که نمیتونم جلوی خوردنم و ولعم را بگیرم و محکوم به شکست و نظاره گر بالا امدن وزنم بودم . ولی وقتی در این سایت امدم و نظرات و تجربیات افرادی که مشکلی مشابه من هست را خواندم ، فهمیدم دقیقا تجربیات یکسانی داشتیم و فهمیدم مقصر اصلی من نبودم ، علت و مشکل اصلی با این روش حل نمیشده . واسه همینه که من نتیجه ی دائمی نمیگرفتم . 

      درباره تصمیم خود برای استفاده از روش لاغری برای تحقق رویای لاغر شدن بنویسید و اینکه چه میزان خود را در اجرای روش لاغری با ذهن خلاق و توانمند می بینید.

      خب من به قدرت ذهن ایمان دارم . ممکنه هرکسی تصوراتش از ان متفاوت از بقیه باشد . من با توجه به تجربیاتی که داشتم و براساس چیزی که فکر میکردم شدنیه ، اقدام کردم در حالی که سختترین کار در اون زمان به نظر می امد ، ولی تجربه ای که داشتم ، مخصوصا در رسیدن به خواسته هام . با تمام وجود ان شرایط را میخواستم و شروع به جمع اوری اطلاعات میکردم ولی از مسیری پیش میومد و طی میکردم که متفاوت از مسیرهای رایج بود و اگر من مسیری در جهت رسیدن به خواستم تصور میکرد و باور میکردم که فقط اون مسیر راهی هست که مرا به خواسته م میرسونه ، شاید به اینجایی که رسیدم ، نمیرسیدم . این اولین قانونی بود که یاد گرفتم . اگر چیزی را میخواهم بنویسم و جست و جو کنم و بخوام ولی مسیری انتخاب نکنم ! مسیرهایی در زندگی خودشون رو نشون میدن که هرگز به ذهن انسان خطور نمیکرد که ممکنه همچین مسیری در زندگی باشد . پس به زندگی و جریاناتش اعتماد کنیم . 

      دومین قانون که بازهم تجربه کردم ، وظیفه ی من خواسته ست ، نه اوردن بهانه هایی که من نتوانم به ان برسم . من خواسته را مینویسم ، تحقیق میکنم و از همه مهمتر اقدام میکنم ! همین اقدام و تمرکز روی خواسته ما را به مسیر هایی میبرد که غافلگیر کننده ست . 

      قانون سوم ، من خواسته م رو میخوام و تلاش میکنم و از مسیر تلاشی که برای خودم رسم کردم لذت میبرم ، اگر لذت بخش نیست ، لذت بخشش میکنم و درنهایت باسرعتی که تصور نمیکنیم میبینیم مسیری رو طی کردیم و نتایجی گرفتیم که درگیر نتیجه نبودیم ولی به خواسته نزدیک شدیم یا رسیدیم . 

      در مورد لاغری، من به خودم و ذهنم و توانمندی ام با توجه به درد و نفرتی که از چاقی و محرومیتهایی که مسببش را چاقی میدانستم به صلح نرسیدم، دراین مسیر و اگاهی من از درک این مسیر ، تنفر من و درک من نسبت به صورت مساله تغییر کرد . حالا توانمندی من در لاغر بودن هست که در عمق وجودم جا گرفته که من کنترلی در خوردنم ندارم و این تصور مرا در شرایطی قرار میده که تجربه ش میکنم ،درحالی که یک فرد متناسب خود درگیری یا ولع ندارد . 

      من ایمان دارم به خواستم میرسم و رسیدن به خواسته م راحتتر از تصور من در رسیدن به ان خواسته هست ، باتوجه به تجربیاتی که داشته ام . ذهن من ترس های من و مانع های ذهنی من باعث میشن که تصوری داشته باشیم که فکر کنیم محکوم به بودن در ان شرایط هستیم ، گرچه طبیعت این طور نیست ، فطرت ما تناسب است و اگر ما توانستیم چاق شویم و چاق زندگی کنیم ، لاغری یعنی انجام ندادن یکسری کار ها و رفتارها که اگر واکنشهای فکری و احساسی ما مورد بررسی قرار بگیره و حل بشه ماهم محکوم به این هستیم که عین پیش فرضمان در تناسب اندام باشیم . 

      از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

      تنها راه حل که در تمرینات طراحی شده در دوره هم به وفور دیدم ،  از نظر من دلایلی است که موجب چاقی شده است و به انها باور داریم را استخراج کنیم : 

      مثلا : من کنترلی در میزان خوردنم ندارم 

      چاقی راحتتر از لاغریست 

      من خوردن را دوست دارم و بیش از حد نیازم میخورم . 

      من فعالیت کمی دارم . 

      همه ی این علت ها را که نوشتیم ،این را هم  درنظر بگیریم ، افرادی هستند که غذا میخورند و فعالیت ندارند و بدون هیچ ترسی از خوردن لذت میبرند و لاغرهم هستند . 

      بعد از نوشتن این دلایل ، تحلیل میکنیم که چرا به این نتیجه رسیدیم . مثلا مادرم بهم گفته ! چون ذهنم تصویر چاقی داشته ، خود به خود تمایلاتم در پذیرش رفتاری بوده که چاق تر بشم . علت ولع من چیست ؟ استرس ، خشم از چاقی ؟  و سپس بعد از درک صورت مساله و کمرنگ تر کردن این باورها ،مرحله ی بعدی خیلی مهمه ، اقداماتی را انجام بدیم که این باور ها در درونمان دیگر نقشی نداشته باشند  . مثلا توجه به زمان هایی که بیشتر نخوردیم . من خودم وقتی موضوعی چالش و هیجان انگیز را دنبال میکنم و تمرکزم روی پیش رفتن روی ان موضوع هست ، انگیزه ی پرخوری در من کمرنگ میشه و …. همه ی ما لحظاتی داریم که خیلی هم کمک میکنه به پیدا کردن ریشه ی مساله و بعد از ان اقداماتی که باور قبلی را کمرنگ تر کنه . مثلا امروز ناهار بود و من به اندازه خوردم ( متفاوت از رفتار قبلی ) پس من پرخور نیستم و بارها پیدا کردن از تجربیاتمون یا اقداماتی که ان باور را کمرنگ میکند ، مسیر ما برای رفع مانع و هموارتر شدن به فطرت اصلیمون که تناسب اندامه  زیاد میشود . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ۱۱:۳۳
      مدت عضویت: 407 روز
      امتیاز کاربر: 12410 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 501 کلمه

      سلام بر استاد عزیز و همه دوستان 

      من همه مسولیت چاقی رو بر عهده میگیرم و میدونم خودم این بلارو سر خودم آوردم و الانم صادقانه خودم درستش میکنم 

      من حرفهای الکی و بی دلیل و منطق دیگران رو آنچنان باور کرده بودم ک الان ۱۰ ساله دارم تلاش می‌کنم و هی گول این تبلیغ اون تبلیغ رو میخوردم چقدر پولم وقتم حیف شد چقدر روحم و روانم داغون شد حلقه خریدم دمبل خریدم طناب خریدم کفش پیاده روی کش ورزشی کلی کلاس ورزشی سخت رفتم خلاصه خیلی تلاش کردم و در آخر چاقی رو پذیرفتم و تسلیم شدم اما الان میدونم چاقی طبیعی نیست و لاغری رو باید یاد گرفت و من توانمدهستم اون راه هایی ک رفتم اشتباه بود کلی انسان هستند ک تو خونه هستن فعالیت ندارن حتی پدر مادر چاق دارن و باردار شدن زایمان کردن و لاغر هستن اوناهم از غذای من میخورن اوناهم همسن من هستند اونا هم ازدواج کردن پس تفاوت در ذهن هست من ترس از غذا ها داشتم من دائم ب چاقی فکر میکردم من احساس ناتوانی میکردم من تسلیم شده بودم اما الان آگاهم الان راه درست رو پیدا کردم من بارها گول خوردم من ایمان دارم ک میتونم با قدرت ذهنم با تمرین و تکرار مهارت لاغری رو یاد بگیرم 

      من عاشق خودم هستم من میتونم هر کاری رو انجام بدم من هر چیزی رو ب راحتی بدست می آورم 

      من تمام وجودم پر از شادی هست و این راه رو عاشقانه ادامه میدم صبورم و از مسیر لاغری باذهن لذت میبرم 

      و هر روز خود ب خود لاغر تر میشم 

      در ۱۰۰ روز آینده من انسانی با افکار و رفتار درست خواهم بود آزاد و رها از هر محدودیت و رنجی 

      من آزادانه و عاشقانه حرکت میکنم و میدونم ایمان دارم ک ته این راه لاغریه همانطور ک استاد تونسته و هزاران نفر تونستن  و میلیون ها نفر در جهان متناسب هستن و هر روز لاغری رو زندگی میکنن 

      مثل همسر خودم ک همیشه لاغره ما هم وزن بودیم ازدواج کردیم اون باورهای محکم لاغری داره من خودم با شنیدن ازدواج کنی چاق میشی و باور این مسئله ۱۰ سال خودمو رنج دادم اون همه چیز میخوره بدون ترس و اگ حتی یک قاشق اضافه باشه نمیخوره و میگه حالم بد میشه نمیتونم راه گلوم بستس اون هرگز خودشو وزن نمیکنه و هر چیزی ک دوست داره میخوره ن هر چیزی هست  هر وقت ازش میپرسم تو چطوری لاغری میگه نمیدونم میگه من خود ب خود لاغرم  من همیشه فکر میکردم ک بد غذا هست برای همین لاغره اما اون فقط انتخاب میکنه چی بخوره چی نخوره ولی من هر چی اضافه بود رو میخوردم  ب هیچی ن نمیگفتم و خیلی پرخور بودم اما الان داره رفتارم تغییر میکنه  

      خدارو بی نهایت شکر میکنم ک ب این راه راهنمایی شدم و برای همیشه از رنج و عذاب وحشتناک چاقی کم کم رها میشم 

      سبکی چابکی زیبایی با ارزشی سلامتی محصولات لاغری هست ک بزودی وارد زندگیم میشن

      از استاد عزیز هم بی نهایت تشکر میکنم بخاطر راهنمایی هاشون ان  شالله که خداوند بهتون بهترین پاداش ها رو بده …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم الهی نیا
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ۰۷:۰۸
      مدت عضویت: 534 روز
      امتیاز کاربر: 4740 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      من سعی میکنم زبان لاغری را یاد بگیرم 

      تا حالا زبان بدن من چاقی بوده 

      و فقط به جسمم فشار میاوردم 

      زبان لاغری با دیدن و شنیدن و تکرار آموزش داده میشه 

      خدایا شکرت برای پیدا کردن مسیر درست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم الهی نیا
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۳ ۰۷:۰۳
      مدت عضویت: 534 روز
      امتیاز کاربر: 4740 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 67 کلمه

      سلام دوستان 

      واقعا  من گول خورده ام نمی دونستم فکر کردم چاقی برای خوردن زیاد 

      یا ریزه خواری من هست 

      در صورتی که  ما زبان چاقی را یاد گرفته بودم وپدنم چاق میشد 

      باید زبان لاغری یاد بگیرم با دیدن و شنیدن وتمرین  کردن تا بتونم موفق بشم من توانا هستم فقط راه اشتباه میرفتم حالا راه جدید یاد گرفتم 

      و آموزش میبینم ولاغر میشم 

      خدا را شکر فقط با یاری خداوند مهربان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صدیقه قادرنیا
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۱ ۰۹:۱۴
      مدت عضویت: 412 روز
      امتیاز کاربر: 3915 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      سلام ،وقت بخیر

      چه احساس قشنگی پیدا کردم گویا بار سنگینی از عدم لیاقت خودم برای لاغری از دوشم برداشته شد 🙂

      بسیار سپاسگزارم مطالب عالی بود مثل آنکه من در ضمیرم اینها را می دانستم و شما آن را یادآوری کردید توانمندی انسان برای خلق زندگیش

      همیشه شاد و پرانرژی باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پروازاسدی
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۹ ۱۶:۰۴
      مدت عضویت: 432 روز
      امتیاز کاربر: 1035 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 158 کلمه

      سلام 

      بله من هم بارها گول تبلیغات خوردم و روش‌هایی رو برای لاغر شدن انتخاب کردم که نتیجه همه مقطعی بود و دوباره وزن از دست رفته به اضافه چند کیلویی برمیگشت.

       صحبت اطرافیان باعث ناراحتی من می شد .اینکه چرا خودم رو اذیت میکنم ؟ چرا به خودم سخت میگیرم ؟و اینکه تلاش بی فایده میکنم . این حرف ها واقعاً باعث ناراحتی و تضعیف روحیه من می شد . پیاده روی های طولانی که حالا آثار مخربش رو دارم میبینم‌ .خرید داروهای لاغری گرون قیمت و… همه راههای اشتباهی بوده که من انتخاب کردم .

      ولی این بار لاغری با ذهن رو با دید باز انتخاب کردم و خداروشکر میکنم که من رو با سایت تناسب فکر آشنا کرد . از وقتی شروع کردم سعی میکنم به چاقی فکر نکنم و فقط به تناسب و لباسهایی که تو کمد هستن و دوسشون دارم و منتظرند که تنم کنم فکر میکنم و کاملاً آرامش دارم.

      به امید لاغر شدن و  تناسب.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار صالحه
        ۱۴۰۳/۱۰/۲۲ ۱۲:۵۸
        مدت عضویت: 1124 روز
        امتیاز کاربر: 76036 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        سطح مبتدی
        سطح متوسطه
        سطح پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 299 کلمه

        سلام دوست وهم‌مسیر تناسب فکری 

        برای هدایت وحماتی که ازجانب خالق مهربان به سمت شما امده ازش استباق کنید 

         روزی که‌ من امد تو شرایط به شدت بدتری بودم حال چنان ارام‌ شاد حوشحال سرشور شوق برای زندگی که عطایی دیگه خالقم هست شاد وخوشحال هستم  فقط ادامه بده روزیی همون لباسها رو هم از توکمد اول بیرون مباری  همه رومیپوشی کاری که من کردم  وحتی کشاد شده ازداشتن همون لباس دیگه برای خودت وبراش اون‌ ارزشی که من میزاشتم رو نخواهی گذاشت حتی کلی لباس کشویی خودت که کشادشده خودت رو با کمال میل توکیسه کرده دم در خواهی گذاشت کاری که من‌ کردم واز لباسیهای سایز کوجکتر استفاده میکنی ازخرید شیک  این طرح جدید تازه کلی کیف عالی میبری کاری که من‌ هر چند ماه  یی بار دارم‌ انجام میدم

         امید که شما دوست هم‌ مسیر  هم این‌  کارهایی انجام شده من رو جزو تجربه مسیر  تناسب تو اینه منزلت بینی امید بی اندازه به مسیرت و باوره شدن وحتما شدن رو  بسیارقوی رو توشه مسیرت قرار بده که موفقعیت  تواین باوره قوی ومحکم من‌ این نتیجه برام ساخت 

        نیدونم‌ چطور شد توساعت وتواین روز به و این دیدگاه شما رسیدم وتمایل پیدا کردم انگیزه رو به شما بدم که بدونید مسیر  تناسب فکری درست در زمان شما وتوسن شما درست توماه که شما واروشدید روز ۲۳ /۱۰ /۱۴۰۱من  به این و سمت خدایی عزیزم‌ هدایت کر.د و از حالق بی همتایی خودم  بی نهایت شاکر هستم امید که شما هم‌ یی روزی به یی  دوست تازه وارد از دست اودرتون و نتیحه عالی این مسیر یاد داشتی داشته باسید و این شورحال ادامه داشته باشه  

        این مسیر به هم شکل کسترش پیدا کنه  برای راهایی از کلی اشکلات مسیر  قبلی من‌ و حالا شما روزی شما ازش به همین‌ شکل نام  ببرید 

        خدا پشت وپناهتون یا حق. حق نگه دارتون  

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار خدیجه علیزاده
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۱ ۱۰:۳۳
      مدت عضویت: 487 روز
      امتیاز کاربر: 18490 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 610 کلمه

      با سلام عرض ادب الویت من در زندگی احساس خوب داشتن هست و برای ماندن در این احساس تمام سعی خود را خواهم کرد. 

      گام سوم از صد گام  ممن در بچگی خیلی لاغر بودم  و بد غذا تا جایی که یه همسایه داشتیم هر وقت منو میدید به مادرم میگفت دخترت داره میمیره از لاغری و من خیلی مفهمیدم که مادرم داشت این حرف و برای دیگران تعریف میکرد هیچ کسی در خانواده ما چاق نبود همه متناسب بودن بعد از ازدواج و بعد از کم کاری تیرویید و بعد از زایمان چند بار رژیم گرفتم انواع و اقسام رژیم سالم خوری کتونی  فیستینگ کالری شمار چندبار باشگاه ثبت نام کردم حتی یه بار بخاطر بیسواد بودن مربی و وزن زیاد من باعث شد من مشکل کمر درد پیدا کنم و ادامه ندم دوستان قدیمی هر کدوم منو میدیدن با تعجب میگفتن وای چقدر چاق شدی و من با خجالت کشیدن مسولیت چاقی را گردن دلایل مختلف می انداختم بالاخره خیلی برام سخت بود رژیم گرفتن قندم افت میکرد سردرد میشدم عصبی میشدم با بچه‌ها م بداخلاقی میکردم دلم نمیخواست برم مهمونی که چیزی نخورم شوهرم چند بار بهم گفت چند بار رژیم میگیری ولی ادامه نمیدی و من بیشتر حرص میخورم دمنوش میخریدم ولی فایده نداشت قهوه خریدم قایمکی از چشم شوهرم قرص خریدم ولی انگار نه انگار من بیشتر میخوردم و لاغر نمیشدم ژل میزدم روغن میزدم به پهلو هام تو باشگاه نفسم بالا نمیومد ولی ادامه میدادم به امید متناسب شدن ولی هیچ اتفاق خوبی رخ نداد چند کیلو کم میشدم ولی با ترس از اینکه نکنه دوباره چاق بشم ول میکردم دیگه خودمم خسته شده بودم تا اینکه بطور اتفاقی با این روش اشنا شدم ما باید لاغری با ذهن را یادبگیریم چونکه یه مهارت هست مث بقیه مهارتها  ببا گرسنگی کشیدن و رنج خوردن هیچ کاری پیش نمیره وقتی یاد بگیریم چطوری  ذهنمون را کنترل کنیم لاغری  خود ش را نشان میده ولی باید صبر داشته باشیم لازمه یادگیری هر مهارتی صبر هست و تکرار و تمرین باید با اموزش ها فکر چاقی را از خودمون دور کنیم 

      • خود را در استفاده از روش های لاغری توانمند می دانید؟ تا حدودی ولی کامل نه دیگه نمیتونم رژیم بگیرم ولی لاغری با ذهن را مطمعن هستم جواب میده و ادامه خواهم داد
      • چرا بعد از لاغر نشدن از طریق روش های مختلف خود را سرزنش می کردید؟چونکه تمام زحمات من به هدر میرفت و من چاق تر از دفعه قبل میبایست یک روش دیگر را انتخاب کنم
      • به نظر شما روش های لاغری که استفاده کرده اید مناسب لاغری نبوده اند یا شما اراده لاغری نداشته اید؟ شرح دهید اونموقع ها فکر میکردم من اراده ندارم ولی الان متوجه شدم که هیچ کدوم از این روش ها مناسب نبوده اند چونکه در فطرت ما نبوده است که ما گرسنگی بکشیم و با رنج بخواهیم متناسب بشیم وگرنه خداوند اینهمه نعمت را به ما نمیداد که بعدش ما نتونیم استفاده کنیم. پس روش‌های قبلی اشتباه بودند. 
      • اتفاقا منم از این دستگاه دراز نشست خریدم از اون دستگاه مس گری خریدم ولی هیچ کدام فایده نداشتن فقط حال منو بدتر میکردن وقتی میدیدم نتیجه نمیگیرم  کفش مخصوص پیاده روی خریدم که تبلیغ میشد فکر میکردم دیگه مشکل من حل میشه ولی امان امان
      • خدایا چقدر متنفرم از این تبلیغات که این همه ادمو گول میزنن و وجدان ندارن بله این بود نمونه ای از گول خوردن های  من خخخخ ولی دیگه گول هیچ تبلیغی را نخواهم خورد و دراین مسیر زیبا پا بر جا خواهم بود تا رسیدن به هدف های نهایی ام من توانمند هستم و میتوانم و انگیزه من چندین برابر شده است فشارها از روی من برداشته شده است و من مصمم ادامه خواهم داد زندگیتون پر از نور خدا
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۵ ۰۰:۳۸
      مدت عضویت: 573 روز
      امتیاز کاربر: 19725 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      سلام درگذشته برالاغرشدن ازروش رژیم ورزش ودمنوش استفاده کردیم ولی ماروبه هدف نهایی هدایت نکردنیمه راهرهاکردیم چون جسم ماتحت سختی بوده وروزبه روزبدن اذیت میشد وما باگرسنگی دادن به بدن بدترین ضربه رومیزدیم ویکی ازروش ۶ای اشتباه بوده وبایدطبق برنامه غذاخورده میشدنبایداضاف میخوردیم شیرینی نبایدلب میزدیم ولی درروش ذهنی بدون رنج وسختی هست ماباذهن که خداداه خیلی راحت میتونیم لاغربشیم وفکرچاقی روبایدازمعزپاک کردلاعری روراحت تودهن کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۸ ۰۷:۰۷
      مدت عضویت: 435 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 174 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر امیدوارم حال دلتون خوب باشه 

      من شرمین گام سوم از ۱۰۰ گام

      شما هم گول خورده اید؟ چاقی من از بعد ازدواج شروع شد و تقریبا چن سالی هست که خیلی درگیرش هستم قبل از اون من متناسب بودم بله من گول خوردم چون فکر نمی کردم چاقی و لاغری آموختنی باشه و فکر می کردم بدن من مستعد چاقی است و اینکه همیشه به من می گفتن ازدواج کنی چاق میشی و این انتظار در من به وجود اومد و باعث شد بعد ازدواج به اوج خودش برسه و حتی منو زمین گیر کنه چون می گفتم دیگه همینه باید چاق بشی این حق به خودم داده بودم می گفتم دیگه گذشت دوران لاغری تو بله قطعا من گول خوردم هم از نظر دلایل چاقی و هم از نظر چند رژیمی که گرفتم البته من خیلی دنبال رژیم نبودم تا اینکه از نظر جسمی به حدی رسیدم که مجبور به رژیم گرفتن شدم. خدارو هزار هزار بار شکر می کنم که این راه به من نشون داد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم