خیلیها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار میکنن: پرخوری عصبی. 😖🍰
میگن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊
انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫
جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمیدونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭
🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده میشود که نتیجهی آن برای همه انسانها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمیکند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.
یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.
فرقی نمیکند زن باشید یا مرد، سیاهپوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹
اینجاست که یک قاعدهی مهم شکل میگیرد:
“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسانها در همان وضعیت، نتیجهی مشابهی ایجاد کند.”
حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.
اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی میشود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی میشود. 🤔
اما با یک نگاه ساده به اطرافمان میبینیم که اینطور نیست.
خیلی از دوستان، فامیلها یا همکاران ما در شرایط استرسزا عصبانی یا مضطرب میشوند، اما همچنان متناسب میمانند. بعضیها ممکن است دچار استرسهای شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده میشوند، نه چاق میشوند. ✨
پس سوال بزرگ اینجاست:
چرا بعضیها عصبی میشوند ولی پرخوری نمیکنند؟
و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی میشوند، مستقیم سراغ یخچال میروند؟
🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه میگویند؟
طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرسزا قرار میگیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا میشوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کردهاند. 🍕🍫

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر
🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی میشوند، پرخوری نمیکنند؟
بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:
آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمهی پرخوری را در بدن انسان فشار میدهد؟
جواب کوتاه این است: نه!
🔵 همهی انسانها استرس و فشار روانی را تجربه میکنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیریهای قبلی اوست.
کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.
در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیادهروی 🚶🏻♀️، گفتوگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.
👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانوادهها که برای آرام کردن بهانهگیریها یا گریههای کودک، به او هلههوله میدهند 🍭 یا وعدهی خرید خوراکیهای خوشمزه میدهند، در ظاهر کار ساده و بیضرری باشد…
اما همین رفتار به ظاهر کوچک، میتواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکلگیری باورها و عادتهای ذهنی کودک بگذارد.
📚 کودک به تدریج یاد میگیرد که:
“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”
این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل میشود.
نتیجه؟
سالها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣
🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فستفود میخواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.
📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”
در حالی که این تسکین، کوتاهمدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.
🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!
دیگه وقتشه که با اشتهای بیموقع و پرخوریهای بیدلیل خداحافظی کنی! دورهی ویژهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت میکنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آرومآروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿
با آموزشهای این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات سادهی ذهنی، راه رهایی رو یاد میگیری. 🌸

نقش باورها در پرخوری عصبی
بعضی وقتها باورها میتوانند راههای جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دستتان بسته میشوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که میتواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاقتر شدن شما شود. 😔
چرا من چاق شدم؟ 🤔
شاید این سوال همیشه توی ذهنتان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادتها هستند که تعیین میکنند چطور به سمت چاقی پیش میروید.
هر فردی که به طور منظم در زندگیاش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار میگیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، میتوانند شکلدهنده وضعیت بدنی شما باشند.
پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫
پرخوری عصبی را خیلیها به عنوان یک اختلال جدی میبینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی میشوید یا تحت استرس قرار میگیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا میروید.
یعنی این چیزی نیست که از درون بدنتان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت میشود.
مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا میکنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات میروید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمیدهد، بلکه فقط نشاندهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونیتان ایجاد شده است.
عادتها، نه اختلالها 🧠
هر رفتاری که از ما سر میزند، یک نتیجه از عاداتی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
وقتی که مغز یک رفتار را تکرار میکند و آن رفتار به نوعی برای ما لذت یا آرامش به همراه دارد، به مرور زمان تبدیل به یک مسیر عصبی ثابت میشود.
در واقع، پرخوری عصبی هم به همین شکل، به عادت تبدیل شده و از آنجا که مغز همیشه از «لذت» خوشش میآید، این عادتها ممکن است گاهی از کنترل خارج شوند.
چطور میتوانیم عادتها را تغییر دهیم؟ 🔄
از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلالهای غیرقابل تغییر، میتوانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سالهاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
با شرکت در این دوره، نهتنها متوجه میشوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل میدهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادتها و ساختن الگوهای تازه به دست میآورید.
✨ یادتان باشد: شما اسیر عادتها نیستید؛ بلکه میتوانید استاد و خالق عادتهای تازهای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت میکنند.
🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادتهایی که سالها مانع شما شدهاند را تغییر دهید و با آگاهی، آیندهی تازهای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیکتر میشوید.
✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨
دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جوابها، ذهنت رو شفافتر و انگیزهات رو قویتر میکنی. قول میدهم که حس فوقالعادهای بعدش خواهی داشت! 💖
🌱 مرحله اول:
با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:
- 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
- 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟
- 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟
- 🧠 به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟
✍️ پاسخهای خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!
🌟 مرحله دوم:
حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔
- 🔍 انواع روشهای غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
- 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.
یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاهتر شدن هستی، قویترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمیداری. 💪🏻💖
منتظر خوندن نوشتههای ارزشمندت هستم! 🌸✨
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن
امتیاز 3.95 از 232 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای مهربان
سللم به همه عزیزان
پرخوری کردن احساس خیلی بدی در من ایجاد میکنه، احساس چاقی میکنم، احساس میکنم که چاق میشم و باعث میشه که شروع به سرزنش کردن خودم بکنم. البته وقتی میبینم فکر سرزنشگر داره شروع میشه سعی میکنم بهش فکر نکنم و حواسم و پرت کنم.
فکر کنم وقتی که فرصت گشنه شدن به بدن ندیم هم پرخوری محسوب میشه، مانند حرف استاد که گفتند همیشه یا سیر بودن یا درحال خفگی.
اصن میگم تا وقتی آدم حالش از خوردنش خوب باشه پرخوری نیست، اگه حالش از خوردنش بد بود و احساس بد داشت اون پرخوریه.
افراد چاق با اینکه از نظر تکنیکی سیر هستن اما انگار ذهنشون سیر نشده. نمیدونم راستش فکر کنم هرچه قدر بیشتر تناسب فکری و کار کنیم بهتر متوجه میزان غذایی که مناسبمونه میشیم، چون اون فرمانهای مغزی عوض میشن و حرص و ولع کمتر میشه، و نسبت به غذاها بی توجهتر میشیم.
…………….………………
افراد لاغر فقط با دهنشون غذا میخورن. حتس بعد از اینکه غذا میخورن به اینکه چی خوردن و چقدر خوردن فکر نمیکنن، احساس چاقی ندارن، حس چاقتر شدن ندارن، خودشون و سرزنش نمیکنن، حتی اگر هم یک روزی زیاد خوردن بازهم خودشون و سرزنش نمیکنن.
اما افراد چاق همیشه درحال فکر کردن به غذاها هستن. چه قبل خوردن غذا، چه حیت خوردن غذا، چه بعدش. همیشه حس بد چاق بودن و چاقی بیشتر دارن.
افراد لاغر وقتی سیرن و تازه غذا خوردن حتی اگر با یه چیز خیلی خوشمزه مواجه بشن هم نمیخورن، چون نمیتونن. از گلوشون پایین نمیره، براشون اون لحظه خوشمزه نیست. اصلا تحریک نمیشن، یه دفعه به خودشون نمیان که عه من بدون فکر فلان خوراکی و برداشتم دارم میخورم.
اما افراد چاق فرقی نمیکنه تازه غذا خورده باشن یا سیر باشن. اگر چیزی ببینن که مخصوصا خیلی خوشمزه باشه سریع بدون توجه به سیری برمیدارن میخورن.
یه مثال از خودم بزنم، یک روز بعد از اینکه نهار خورده بودم کلمپههایی که سفارش داده بودیم رسید. بازش کردیم و تا چشمم بهشون افتاد با اینکه واقعا سیر بودم همونجا میخواستم یکی بردارم، مخصوصا اینکه بوی خیلی خوبی هم داره و تا درش و باز کردیم بوش بلند شد. این تحریک بینایی و بویایی بود.
اما حالا با مدتی کار کردن روی دورهها قشنگ معلومه که تمایلاتم تغییر کرده.
دو روز پیش نهار خورده بودم و با مامانم رفتیم پارک، مامانم برای خودش بستنی خرید و چند بار گفت که بستنی نمیخوای؟ پفک نمیخوای؟ اما من گفتم نه چون واقعا سیر بودم. رفتیم بالا سر بستنیها که مامانم انتخاب کنه ( از اون مدل اسکوپیها که باید انتخاب کنی ) منم فقط رنگای مختلف بستنی و نگاه میکردم و دست آقاهه و نگاه میکردم که چطوری داره با یک وسیله بستنی و گرد میکنه و میزاره تو ظرف. اون لحظه به هیچ عنوان تحریک نشدم که بستنی بخورم، اصلا اصلا دلم نمیخواست که هیچی بخورم. بعدش که از اونجا دور شدیم به خودم اومدم دیدم من فقط به بستنیها داشتم مثل پارچهی رنگی نگاه میکردم، مثل مداد رنگی نگاه میکردم. اصلا با خودم فکر نمیکردم که این خوراکیه. پس معلومه که خیلی تغییر کردم. من نه از طریق شنوایی تحریک شدم و نه از طریق بینایی، حالا شاید بویاییهم بوده چون معمولا یکم بوی بستنی و خوراکیهای اونجا هم هستش که اصلا یادم نیست.
امشب کنار سوپری که ایستاده بودم ذرتمکزیکی میفروختن. بخاری که از ظرفش بلند میشد و به وضوح میشد دید، چون باد میومد بوی خیلی قوی ذرتها به سمت من میومد. اما شام خورده بودم و اصلا دلم نخواست. اتفاقا اومدم خودم و امتحان کردم و فکر کردم اگه الان ذرت بخرم دلم میخواد بخورم یا نه؟ اما دیدم نه حتی اگه بخرم هم تمایل چندانی به خوردنش ندارم.
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم خانوم نیکوزاده …
ممنون از دیدگاه قشنگت ..عالی بود …مدال فنی هم که گرفتی مبارک باشه …
اینکه نوشتی هر چی از حضورمون و تمریناتمون در سایت بگذره بیشتر و بهتر می فهمیم که غذای مورد نیازمون چقدره کاملا درسته …. وقتی تشخیص می دیم حد و اندازه امون چقدره دیگه دلمون نمی خواد اضافه تر بخوریم اینجوری به مرور لاغرتر میشیم خصوصا اینکه قبل از سیری کامل ،، خوردن رو کنار بگذاریم ■
قسمت دیگه نوشتی اگر به بدن فرصت گرسنه شدن ندیم یه جور پرخوری محسوب میشه ولی اینو من بهش پرخوری نمیگم بهتره بگیم اضافه خوری ….چون پرخوری علائم خاص خودشو داره …وقتی از بدن فرصت گرسنه شدن و سپس دریافت انرژی رو می گیریم آسیبی که می بینیم این میشه که بدن سوزاندن چربی زائد رو رها می کنه می آد سر وقت هضم و جذب این واحد جدید انرژی که مورد نیازش نبوده و باز مجبور میشه درصدی از انرژی مازاد رو ذخیره کنه …اتفاقی که میفته در بهترین حالتش این میشه که چاقتر نمیشیم ولی لاغر هم نمیشیم …پس تصحیح رفتار خیلی خیلی مهمه ….اگر برسیم به جایی که نه تنها اضافی نخوریم بلکه تا قبل از سیری کامل دست از خوردن بکشیم صد در صد به تدریج لاغرتر و لاغرتر میشیم …
باز هم از شما دوست عزیز سپاسگزارم …
نشان های دریافت شده
سلام براستادعزیز و دوستان همراه
همین که داشتم فایل رو گوش میدادم یه حس عجیب نگرانی بهم دست داد . توام بود با یه استرس . خیلی تعجب کردم اخه من داشتم با آرامش فایلمو گوش میدادم .
آنقدر این حس بهم فشار آورد رفتم آشپزخونه سروقت یخچال دیدم دلم هیچی نمیخاد و یه دونه انجیل برداشتم و داشتم میخوردم که دیدم خاهرم داره ازکنارم ردمیشه و میخاست بره بیرون با یه حس غریب تنهایی بهم میگه خداحافظ .
تازه متوجه شدم انرژی اون برمن غلبه کرد بااینکه اصلاقبلش باهم صحبت نکردیم و اون طرف اتاق بود البته فاصلمون شاید سه متر هم نمیشد .
نمیدونم اون سری هم یهو ترس عجیبی منو گرفت منی که آرام بودم وبعد چند دقیقه دیدم صدای گریه میاد متوجه شدم خواهرمه .
البته نمیدونم چرا رفتار اون باعث انتقال انرژی برمن میشه و رفتارمنو تاثیر میزاره؟
حالا از موضوع پرت نشم .
به هردلیلی این حس بهم منتقل شد چرا من سراغ یخچال رفتم .
مگر غذاها خاصیت آرام کننده دارن .؟
اینهم به خاطر فرمول ذهنی هستش که در کودکی درما ایجاد شد و زمانی که احساس ترس میکردیم والدینمان رو بغل میکردیم و الان غذا رو جایگزین کردم تا ذهنم مشغول بشه وترسه بخابه .
بعد این رفتار تازه مچ خودم رو گرفتم .
.البته جای شکر داره که سراغ دارو نرفتم چون خواهرم تایه کمی نگران میشه ویهو احساس ترس اون رو میگیره میگه اعصاب معده هست و سریع قرص معده میخوره .
خوب بازم باید روی خودم کار کنم و چیزی غیر غذا رو مسکن روحم قرار بدم حتی یه دونه انجیل .
البته به غیر هندونه وخربزه که یه کم باهاش تحریک غذایی میشم حتی سیری . بابقیه غذاها تاحدودی که میدونم تحریک نمیشم .
البته اونهم با تغییر فرمول ذهنی اصلاح میشه .
سلام استاد عزیز
علت پرخوری عصبی ما چاقها چیست ؟
من با گوش دادن این فایل آگاهی پیدا کردم که افراد چاق از طریق ۵ روش بینایی ، شنوایی، چشایی ، بویایی ، لامسه به سمت غذا کشیده شده اند و این خیلی جالب بود چون از همین طریق متوجه تفاوت فرمول ذهن متناسب و چاق شدم
من که از بچگی چاق بودم و همیشه پرخوری خود راعصبی می دانستم و میگفتم که اگر من ناراحت بشوم و نمی توانم از خودم دفاع کنم حرص خود را سر سفره خالی می کردم و خیلی غذا می خوردم و واقعا همینطور بود چون این حرف را زیاد شنیده بودم من خیلی خوشحال هستم که به قول استاد از طریق خداوند با این سایت آشنا شدم و در موقعی که واقعا ناامید شده بودم که من تا پایان عمرم چاق هستم و هرگز لاغر نمی شوم چون هر بار که تلاش کردم بعد از مدتی دوباره وزن برگشت با وزنی اضافه تر و از الان تصمیم گرفتم که به حرفهای استاد اطمینان و اعتماد داشته باشم چون خود ایشان نمونه بارز این تمرینات هستند که توانستند متناسب شوند و انشاالله من هم متناسب می شوم من در ذهنم جسم متناسب خود را تصویر سازی میکنم که چقدر خوشحال ، سلامتی کامل ، اعتماد به نفس بالاتر ، انتخابهای خیلی بهتر و دلخواه تر را دارم خیلی خوشحال میشوم . پس باید باورهای غلط در مورد چاقی را پاک کنیم و فرمولهای درست متناسب شدن را جایگزین کنیم و به مرحله ای برسیم که با تمام معنا کلمه میل ندارم و سیر هستم را تجربه کنیم و مثل افراد لاغر واقعا نتوانیم آن غذاها را بخوریم چون کلمه سیرم برای افراد چاقی معنایی ندارد ووقتی می توانند بگن سیرم که در حال خفگی و درد دل از طریق زیاد خوردن هستند و همیشه جایی برای خوردن یک دانه شیرینی را دارند به امید روزی که من هم بتوانم موقعی که هر نوع غذایی به من تعارف شد اول فکر کنم که آیا گرسنه هستم یا خیر ، ودر صورت سیر بودن بدون عذاب وجدان که چراان را نخوردم و حیف بودخیلی خوشمزه است بگم من میل ندارم یا سیرم و با حسرت به افرادی که در حضور من از آنها میخورند نگاه نکنم ، و متوجه شدم که فرمول پرخوری عصبی یک فرمول ذهنی کاملا اشتباه است که افراد چاق خودمان را با آن گول زدیم و افراد متناسب بعد از عصبی شدن راه رفتن ، مطالعه ، ورزش ،وخیلی از کارهای دیگه به غیر از خوردن را انتخاب کردند که الان متناسب هستند
“ به نام خداوند بخشنده ی مهربان ”
درود به هم مسیران عزیز و استاد گرامی ؛
گام ششم : پر خوری عصبی چیست ؟!
پروردگار عزیزم ، سپاس تو را که امروز ۷ خرداد ۱۴۰۲ مرا یاری دادی تا بتوانم گام ششم را بردارم ، خدایا شکرت .
بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند علت چاقی خود را پر خوری عصبی می دانند .
نکته : هر موضوعی از نظر علمی یا منطقی قابل قبول است که نتیجه ی مشابه و یکسان داشته باشد.به عنوان مثال نیروی جاذبه ی زمین برای همه ی انسان ها قابل درک و تشخیص است چون ما در هر نقطه ای از کره ی زمین باشیم هر چیزی را رها کنیم قطعا به زمین خواهد افتاد.
توجه : هر عقیده ای درباره ی شرایط خود در زندگی داریم اگر برای همه ی انسان ها به همان شکل است ، فکر و عقیده ی ما صحیح است .
در مورد گفته ی بالا باید این را بگویم که اگر من باور این را دارم که چون عصبی می شوم بیشتر می خورم و پرخوری عصبی دارم و یکی از دلایل چاقی من همین پر خوری عصبی است پس باید در افراد عصبانی دیگر هم صدق کند یعنی هر کس که عصبانی است پر خوری می کند و چاق می شود .اما خود من یکی از شوهر خاله هایم به شدت عصبانی است و بر عکس به شدت لاغر است و همین مثال باعث نقض پرخوری عصبی می شود .
نکته : داشتن باور “ من پرخوری عصبی دارم ” به تنهایی می تواند مانع لاغر شدن ما و از طرفی سبب چاق تر شدن ما شود.
عادت ها نقش اصلی در شکل گیری اضافه وزن دارند ، هر فردی به میزان تنوع عادت های غذایی که دارد در شرایط چاقی متفاوتی به سر می برد.
دقیقا من هم قبلا هر گاه عصبانی ، ناراحت ، غمگین و حتی خیلی شاد بودم بی اختیار شروع به خوردن هر چیزی که وجود داشت به مقدار زیاد می کردم و دقیقا بعد از این کار بسیار حالم بد می شد و خود را به شدت سرزنش می کردم و احساس اینکه فوق العاده چاق خواهم شد را داشتم و دقیقا همان اتفاق می افتاد یعنی اینکه چاق تر می شدم .
پر خوری عصبی ( یا هیجانی ) در حقیقت خوردن زیاد به خاطر اختلال در سیستم بدن ما نیست بلکه یک عادت است که به هنگام عصبی شدن در ما شکل می گیرد.
هر رفتاری که از انسان سر می زند ارتباطی به درون او و سیستم بدن او ندارد که قابل تغییر نباشد بلکه آن رفتار فقط یک عادت است که بر اثر تکرار یک رفتار ساده در فرد شکل گرفته است و بر اثر استمرار در تکرار آن باعث ایجاد نتیجه متفاوت در زندگی فرد شده است.
نکته : عدم آگاهی از عادت های خود سبب عدم کنترل ما بر چاقی می شود و به همین دلیل افراد چاق امکان افزایش وزن تا هر عددی را دارند .
علت چاق شدن من چیست ؟!
از آنجایی که علت اضافه وزن در ذهن ماست ، بنابراین برای کنترل و بر طرف نمودن چاقی باید اطلاعات ذهنی خود درباره ی اضافه وزن را شناسایی و اصلاح کنیم ، در این صورت لاغر شدن کاملا آسان است و خود به خودی خواهد بود.
رفتارهای ما تحت کنترل مغز ما قرار دارد و تمام عادت هایی که سبب اضافه وزن در جسم می شود در مغز ذخیره شده است و مغز ما بر اساس این اطلاعات ، دستورات واکنش های رفتاری ما که همان عادت های ما هستند را صادر می کند.
مغز یک فرد متناسب با یک فرد چاق کاملا مشابه است اما تفاوت در فرمول هایی که در مغز آنها ثبت شده است باعث صادر کردن دستورات واکنشی متفاوتی در هر دو فرد می شود مانند اینکه عصبی شدن در فرد چاق باعث واکنش پر خوری عصبی اما در فرد متناسب باعث واکنش متفاوت مثل تند تند پلک زدن یا نفس نفس زدن و … می شود .
نتیجه ی تفاوت فرمول ها این است که یک فرد متناسب باقی می ماند و فرد دیگر به مرور چاق و چاق تر می شود .
موضوعی که نقش بسیار مهمی در تفاوت بین افراد متناسب و چاق ایجاد می کند این است که یک فرد متناسب برای تامین انرژی مورد نیاز بدن خود از طریق دهان خود اقدام به مصرف مواد غذایی می کند ، اما یک فرد چاق علاوه بر دهان خود از چند طریق دیگر مانند چشم ( حس بینایی ) گوش (حس شنوایی ) بینی ( حس بویایی ) لمس کردن ( حس لامسه ) برای خوردن تحریک شده و اقدام به خوردن می کند.
ریشه ی چاقی در ذهن است و ما از طریق لاغری با ذهن این ریشه را با ایجاد باورها و فرمول های درست سست می کنیم و ریشه تناسب و لاغری را در ذهن خود قوی و تنومند می کنیم. در این مسیر ما با دیدن تغییرات در خود باید خود را تشویق کنیم و با ادامه دادن و تکرار و تکرار در مسیر بمانیم تا بذر های کاشته شده در ذهن ما که جوانه زده اند رشد کنند و پربار و قوی شوند.
“ یا حق ”
نشان های دریافت شده
سلام آفرین مریم خانم …دیدگاهت عالی و مفید بود …. مرسی
سلام خانم باقری عزیز.
امروز پیام شما رو دیدم ،ممنون از تشویق شما و توجه به دیدگاهم.امیدوارم برای همه ی هم مسیران مفید باشه.باز هم ممنون.
در پناه الله رب العالمین باشید.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزيزم
استاد عطار روشن من خيلي ذهنم درگير اينه كه چطور توي خانواده پر جمعيت ما ، من و مامانم فقط اضافه وزن داريم
از اين جهت ذهنم درگيره كه من از سن بيست سالگي اين اضافه وزنم هي كم كم شروع شد
الان به ذهنم رسيده شايد شرايط جامعه و افكار جامعه به اين چاقيم شكل داده
اينطور كه هي شنيدم دخترا بايد خوش هيكل باشن
در فايل قبلي اشاره كردم به باور مزاج بلغم و سردي
ولي اون خيلي بعد تر از شروع چاقيم بوده
چاقي كه ميگم منظورم اضافه وزن بوده
خيلي دوست دارم بدونم اون موقع ها چي باعث شده اين اضافه وزن در من شروع بشه
شايد اعتماد به نفس كمم باعث شده بوده كمتر خودمو باور داشته باشم شايد ذهنمم هي اومده منو كوبيده و اين اضافه وزن شروع شده در من
برام سواله كه چرا توي خونمون فقط من و مامانم اضافه وزن داريم
برادرام چاق نيستن
يك خواهرم بعد از زايمانش چاق شد ولي خودشو به تناسب رسوند هنوزم بعد از سالها هر بار ميبينمش متناسب تر از قبل هست
همينه كه ميگم به ژنتيك باور ندارمم
البته يه خواهر ديگه من يكم اضافه وزن داره
در متن اين فايل به خوردن تلوزيوني اشاره كرديد
من اين عادت رو دارم
ولي الانا دارم تغييرش ميدم
چطوري ؟
موقع فيلم ديدم سبزيجات ميارم جلوي دستم
تازه اونم تا آخرش نميخورم
در مورد اينكه يك فرد چاق همه چي رو موكول ميكنه براي بعد از غذا خوردن
من قبلانا همينطور بودم
الانم توي ذهنم هنوز خيلي به وعده بعدي فكر ميكنم
دليلش اينه كه در طول هفته من در خانه آشپزي ميكنم و غذاي خانگي برام مهمه
واسه همين خيلي فكرم درگير آشپزي هست
حالا با اين فايل متوجه شدم بايد انرژي كمتري براي اين كار بزارم
ميبينم دوست متناسبم هم هر وقت با هم بيرون هستيم به غذا فكر ميكنه
مخصوصا كه در سفر هستيم من ميبينم از وقتي هنوز خيلي گرسنه نشده دنبال رستوران ميگرده
خيلي به اين عادتش فكر كردم و به اين نتيجه رسيدم كه
اون براي اينكه خيلي بي حد گرسنه نشده و موقع غذا خوردن ولع زياد نداشته باشه اين كار رو ميكنه
اون وقتي سير ميره رستوران كه بتونن با همسرش يك غذا و يك پيش غذا سفارش بدن اين در حالي هست كه من وقتي خيلي گرسنه ميشم ميرم رستوران
كه در اين حالت من به تنهاي يك غذا و يك پيش غذا براي خودم سفارش ميدم
و تفاوت من و دوست متناسبم در همين يك مثال قابل پيش بيني هست
و جالبه كه بعد از رستوران
مثلا سه ساعت بعد از غذا
من انقدر عذاب وجدان دارم كه همش دارم توي ذهنم خودم رو بمب باران ميكنم
ولي همون دوست متناسبم رو ميبينم كه داره دنبال دسر ميگرده
و من باز تعجب ميكردم
ميگفتم اي بابا
چطور اين انقدر به خوردن فكر ميكنه ولي ۴۰ كيلو وزن دراه
درباره اين موضوع گفتيد كه يك فرد چاق از ۵ روش غذا ميخوره
همين دوست متناسبم هميشه به من ميگه من مثل تو از طعم و بوي غذاها سر درنميارم
مثلا من ميگم اين زعفرون چه عطري داره
اون ميگه من اصلا نميتونم بوي زعفرون رو تشخيص بدم
يا من ميگم غذا با روغن حيواني يه طعم و عطر متفاوتي داره
اون ميخنده ميگه من كه اصلا هيچي از اينا كه ميگي رو نميفهمم
مثلا من ازش سوال ميكنم راستي اون روز رفتيم فروشگاه تو اون مواد غذايي رو خريدي نظرت رو بهم بگو اگر خوبه منم بخرم
ميگه تو كه ميدوني من گزينه خوبي نيستم براي اينكه بگم كدوم مواد غذايي خوبه بيا بد!!!
استاد خدارو شكر كه من اين دوست متناسبم رو جلوي چشم دارم كه هر چي شما ميگيد رو به واضح در اون و خودم ميبينم
الان سوال من اينه ؟
آيا من بايد اين حس ها رو در خودم بكشم ؟
آيا اون دوستم اون حس ها رو در خودش كشته ؟
يا اينكه من بايد با ذهنم دوست باشم و باهاش نجنگم
ولي
بهش بگم بيا تجربيات جديد داشته باشيم
تجربياتي از اين دست كه بگيم “ميل نداريم ”
يا اينكه لذت غذا خوردن رو جايگزين كنيم با حس هايي ديگه مثل لباس هاي متنوع
مثل همين دوست متناسبم كه كمد ها داره از كفش و لباس هاي متنوع
چيزي كه الان ميدونم اينه كه من ميتونم جهت بدم به انرژي ها
و ميتونم انتخاب كنم چه تجربه اي داشته باشم
ميخوام انتخاب كنم كمد لباس هام پر تر باشه تا كابينت هام و يخچالم
استاد گفتي خيالتو راحت كنم جسمت كار داره تا متناسب بشه اول بايد ذهنت درست بشه
من اين روزا بيشتر داره چاقيم به چشم مياد
فقط اين سايت و آموزش هاي شماست كه داره من رو آروم نگه ميداره كه نرم سراغ رژيم
من جوانه ها رو دارم ميبينم
همين كه سبزيجات ميخورم موقع فيلم ديدن
مثل اينكه ميرم رستوران سوپ سفارش ميدم به عنوان غذاي اصلي
مثل اينكه توي رستوران زود سير ميشم و نصف غذامو نميتونم بخورم
مثل اينكه ترس ندارم از غذاها
مثل اينكه كلي با خودم خوراكي نميبرم توي ماشين
و خيلي چيزهاي ديگه
ممنونم از اين فايل عالي
نشان های دریافت شده
بنام ان که همه چیز از اوست
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
پرخوری عصبی چیست؟(قسمت ششم)
خیلی از آدمها که چاق هستند علت چاقی خودشان را پرخوری عصبی میدانند آنها براین عقیده هستند بدليل مشکلاتی که در زندگیشان وجود دارد نمی توانند اعصابشان را کنترل کنند و به این خاطر به خوردن رومیاورند و به این خاطر است که چاق میشوند
نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر چیزکه از نظر علم و منطق مورد قبول واقع قرار میگیرد که نتیجه شبیه و همسان داشته باشدمثل نیروی جاذبه زمین برای تمام آدمها قابل درک وتشخیص
است چون فرقی ندارد که مادرکجای کره زمین زندگی میکنیم اگرچیزی دردستمان باشد وان رارهاکنیم مطمئنن به زمین میافتد یک مثال دیگرهم میتوانیم بزنیم که آگریک سوزن بابدنمان برخورد بکند اثر شبیه در بوجود آمدن تحریک عصبی وایجادحس درد درنقطه برخورد می شوداین حالت در تمامی آدمها یکسان است مردوزن بودن هم فرقی ندارد سیاه .سفیدبودن
چاق یا لاغر و….دراین فرآیند اثرگذار نخواهدبود
هرفکر و اندیشه در مورد شرایط خودمان در زندگی داشته باشیم اگه برای تمام آدمها به همون شکل باشد فکر و عقیده مان درست است اگر فکر کنیم عصبانی شدنمان سبب پرخوری عصبی ودر آخر چاقیمان شده وبه این خاطر نمی توانیم لاغر بشیم و لاغربمانم باید این حالت درهمه آدمها به این شکل وجود داشته باشد ولی کمی فکر کزدن در مورد کسانی که متناسب هستند ویا توجه کردنمان به برخی که در دوربرمان هستند و لاغرند مثل دوست. فامیل وهمکارو….حضور دارند آشکارا میبینیم که بعضی از آنها حالت عصبی دارند ودربرخی مواقع عصبانی می شودند ولی اصلآ پرخوری عصبی ندارند وچاق هم نشدهاند
وهمیشه این سوال در ذهنمان پیش میاد که چرا برخی از آدمها با اینکه عصبی مزاج هستند اماچاق نمیشوند؟
با جستجو کردن درادمهای اطراف خودمان به این اطمینان ميرسيم که آیا این دلیل من سبب چاقی در تمام آدمها شده است یا تنها سبب چاقی من شده است؟
به این شکلی خیلی راحت واسون می توانیم به درست یا غلط بودن دلیلهای چاقیمان پی ببریم
اگرما فکر کنیم به دلیل های گوناگون حالت عصبی داریم وبه این خاطربه غذاخوردن رو می آوریم و پرخوری عصبی را دلیل چاقیمان بدانیم باید هرکسی که درکنترل احساس و اعصاب خودش ناتوان است و حالت عصبی دارد به خوردن زیاد از حد رو می آورد و چاق می شود. پس اگر به این شکل نباشه واگر وبعضی ها هستندکه با داشتن حالت عصبی دچار پرخوری عصبی نمی شودند و چاق هم نیستند دلیل چاقیمان کاملآ بی پایه و بی منطق است وتنها داشتن دلیل پرخوری عصبی برای چاقیمان باعث شده که ما همیشه در حالت چاقی خودمان بمانیم چون ما توانایی حل مشکلات خودمان و رهاشدن از عصبی شدن و رسیدن به آرامش مطلق و همیشگی را نداريم پس باور داریم که نمی توانیم هیچوقت لاغر بشیم و لاغربمانم
باور داشتن به اینکه من پرخوری عصبی دارم فقط می تواند مانع لاغر شدنمان واز طرف دیگه باعث چاق تر شدنمان باشد
چرا من چاق شدم؟
عادتهایمان نقش اصلی در شکل گیری چاقی مان دارند هرکس به مقدار متنوع بودن عادتهای غذایی که دارددر شرایط چاقی متفاوتی به سرمیبرد پرخوری عصبی در حقیقت خوردن بیشتر به دلیل اختلال در سیستم بدنمان نمی باشد فقط یک عادته که وقتی عصبانی می شویم در ماشکل میگیرد وقتی کسی عادت کرده باشد موقع ای که تلویزیون تماشا می کند تخمه یا
تنقلات استفاده می کند پرخوری تلویزیونی ندارد فقط عادت دارد که وقتی تلویزیون نگاه می کند یا برنامه مورد علاقه خودش را می بینیدازتنقلات استفاده کند
هر رفتاری که از آدم سر می زند ربطی به درون اون و سیستم بدنی اش ندارد که قابل تغییر نباشد بلکه اون رفتار تنها یک عادت هستش که بخاطر یک رفتارساده دریکی شکل میگیرد و بخاطر استمرار درتکرار اون سبب بوجود آمدن نتیجه متفاوتی در زندگی اش شده است
نداشتن آگاهی از عادت های خودمان باعث نداشتن کنترل مان در چاقیمان شده وبه این خاطر افراد چاق با هرعددی که میتوانند وامکان دارد افزایش وزن پیدا می کنند
علت چاق شدنم چیست؟
علت چاقیمان در ذهنمان است پس بخاطر کنترل و برطرف کردن چاقیمان باید آگاهی ذهنی خودمان را در مورد چاقی را بشناسیم و اصلاح کنیم به این شکل لاغری خیلی آسون و خود بخودی خواهد بود
شناسایی کردن عادتهای چاق کننده مثل پرخوری عصبی باعث افزایش تسلطمان براونها می شود وروز به روز می توانیم عادتهای پرتکرار خودمان را تغییر دهیم و در آخر شرایطی متفاوتی در جسممان را تجربه کنیم
رفتارهایمان تحت کنترل مغزمان قرار داردو همه عادتهایی که باعث چاقی در جسممان شده در مغزمان ذخیره میشود و مغزمان بر پایه این آگاهیها دستورهای واکنشی رفتاری مان که همون عادتهایمان هستش را صادر می کند مغز فرد لاغر بافرد چاق کاملآ شبیه به هم هستش ولی تفاوت در فرمولهایی که در مغزشان ثبت شده سبب صادر کردن دستور های واکنشی متفاوتی در هردو نفر میشه مثل اینکه عصبی شدن در یکی که چاق است سبب واکنشی پرخوری عصبی ولی درلاغرها سبب واکنش متفاوتی مانند تند تند پلک زدن ویاتنفس شدیدو….می شود نتیجه متفاوت بودن فرمولها اینه کسی که لاغر هستش لاغر بماند و کسی که چاق هستش روز به روز چاق تربشه
خوردن در افرادچاق و متناسب.
کسی که متناسب است برای تأمین انرژی مورد احتیاج بدنش از طریق دهان خودش اقدام به استفاده از مواد غذایی می کند ولی کسی که چاق است علاوه بر دهان خودش از چند روش دیگر هم برای خوردن تحریک می شود وشروع به خوردن می کند واین را باید در نظر بگیریم که هدف کس که چاق هستش از خوردن تأمین انرژی مورد احتیاج بدن خودش نیست فقط کوشش اش برای تجربه کردن لذت وحس خوب از خوردن موادغذای است
این موضوع نقش خیلی مهمی درمتفاوت بودن دربین افراد متناسب وچاق بوجود میآورد
برای بدست آوردن آگاهی زیاد درمورداین موضوع خیلی مهم توصیه شده که فایل آموزشی این قسمت رابادقت استفاده بکنیم وبه توضیحاتی که گفته شده فکر کنیم وشباهت رفتاری خودمان بااین توضیحات را مد نظرداشت باشیم
اگر رفتارهایمان شبیه به توضیحات گفته شده بود تصمیم بگیریم با شوقواشتیاق و استمراربیشتری مسیر لاغری باذهن را ادامه دهیم و اطمينان داشته باشیم که از این مسیر به رویاوارزویمان که سال هاست در حسرت آن بودیم خواهیم رسید
من خودم خیلی پرخوری عصبی داشتم و همیشه این پرخوری عصبی را باعث چاقیم میدانستم من همیشه غذایم رو با زجر و ناراحتی می خوردم وهمیشه غذایم را آب پز می کردم ولی دوست داشتم که آزادانه غذا می خوردم من همیشه درحال رژيم گرفتن وکم غذاخوردن بودم وبه این خاطر هميشه سلامتی ام به خطر می افتاد همیشه رنگ پریده و کم خونی داشتم و سیستم بدنم پایین بود اما هیچ چارهای جز رژيم گرفتن و ورزش کردن نداشتم و دیگر نمی دانستم که باید چکار کنم وبا هدایت شدنم به لطف خداوند مهربان به این سایت شروع کردم به یاد گیری اطلاعات و متوجه شدم که چگونه باید رفتارکنم
ماوقتی درلباس خریدنمان آزاد باشیم. اعتماد به نفسمان بیشتر باشد ومسخره مان نکنند واقعآ لذت خواهیم برد
من با این روش لاغری باذهن کلی تغییرات زیادی داشتم هم وزنم وهم سایزم کم شده وقتی که فرمولهای چاقی در ماصورت میپذیرد و آرام آرام رفتارهایمان تغییر میکند. من از بدو تولدم چاق بودم واز همون کودکی فرمولهای چاقی در من شکل گرفته بود
خوردن تمام کسانی که لاغر ومتناسب هستند از طریق دهانشان انجام میشه چون اگر نیاز به انرژی داشته باشند فرمان خوردن صادر می شود واونها خیلی به راحتی به اندازه نیاز بدنشان می خورن و سیرمیشوند وتنوع غذایی وزیاد بودن غذا برای اونها تفاوتی ندارد چون فرمولها به اندازه نیاز بدنشان برای خوردن صادر می شود
ولی چاق ها خیلی دلایل زیادی برای خوردنشان دارند که خیلی زیادترازنیازبدنشان است می خورن اگر غذایی مخصوص وتنوع بیشتر باشه ودلایلی هم داشته باشند و….تا جا داشته باشند می خورند وبعداز اون هستش که پشیمون می شن و عذاب وجدان وناراحتی به سراغشان می آید
کسی که لاغر ومتناسب است فقط از راه دهانش غذا می خورد ولی چاقها از۵ طریق غذا مصرف می کنند و ۵دهان دارند
۱.راه اول از راه دهان است که غذا رامی خورن
۲.راه دوم ازطریق دیدنمان است
ما وقتی غذایی را می بینیم فقط اون را با چشممان می بینیم و این چشم است که فرمان را به مغزمان صادر می کند ومغزمان میگه اه این هست پس بخور چون ذهنمان تصویری هستش وقتی تصویر به مغزمان می رسه می گه وقتی اون را دیدی بخور
چون مغزمان اولش فرمول را صادر نميکند فقط اين چشممان می بینه و فرمان را صادر می کند شیرینی وهر چیزی را که دوست داریم روبخوریم
ولی لاغر ها هیچگاه از طریق چشمشان تحریک به خوردن نمی شوند واین اصلآ امکان نداردونمیشه ولی من هم بادیدن هرخوراکی تحریک شدم و خوردم
۳.راه سوم ازطریق بینی مان است.
بینی مان خیلی تأثیر گذار است ما وقتی غذایمان را خوردیم و سیرهستیم ولی وقتی به خونه مادرمان می رفتیم بااین که غذایمان را خوردیم و سیرهستیم با آمدن بوی غذا حالا هر غذایی اون هم غذای مورد علاقه مان باشد حالا نه غذارادیدیم نه چیزی فقط بویش رااحساس کردیم وقتی بویش را استشمام کردیم فرمان به مغزمان صادر می شود وفرمول می گه بوی غذا=خوردن
ولی لاغرها هیچگاه بوسیله بینیشان تحریک به خوردن نمی شودند
۴.راه چهارم از طریق شنیدن است.
من همیشه با شنیدن موادغذایی که ازش تعریف می کردند همیشه دوست داشتم که اون را تهیه کنم وبخورم چون با شنیدن تحریک می شدم و دوست داشتم بخورم ولی لاغرها اصلآ اینطوری نیستد
۵.راه پنجم از طریق لمس کردن است.
ماوقتی شیرینی برایمان تعارف می شد تصمیم می گرفتيم که يکی برداریم ولی به محض گرفتن شیرینی در دستمان وحس نرمی ولطافت اون رواحساس می کردیم خیلی زود دوتاوشاید چند تا برمیداشتیم چون این حس تشدید می کند که ما به جای یکی چند تا بخوریم
اما متناسبها با این حس تحریک نمیشوند
حالا مادراین روش نباید اول نگاهمان به جسممان باشد اول فرمولهایمان و بعد رفتارهایمان وبعد جسممان تغییر میکند ماهمیشه باید برای رفتارهای درست خودمان را تشویق کنیم اولین تغییر من در آرامش داشتن وبعدحرص و ولع خوردن بود وحالا حرص و ولع خوردنهام و پرخوری کردنهام کاملآ ازبين رفته
من اگه حتی یک قاشق اضافه بخورم مغزم هشدار می دهد که نخور بسه واگه بخورم حالم روبد میکنه ومن همیشه بخاطر این حالتم خودم را تشویق می کنم من دیروز که سیزده بدر بود موقع خوردن نهارشاید یک سومش را خوردم ودیگه نتوانستم بخورم ووقتی دیدم اگه بخورم حالم بد میشه پس نخوردم و بخاطر همین دردلم خودم را تحسین کردم
امااگر قبلا ازاشنا شدن بااین روش بود من هر چیزی که بود میخوردم وبعداز اون عذاب وجدان می گرفتم
یک درخت وقتی میوه دار میشه در آخرین مرحله اش است وقتی یک بذر جوانه بزنه وبزرگ بشه میوه میده سایه می ده و اون خیلی خوبه
ما ممکن هست اول حسمان خوب بشه ومیل نداشته باشیم پرخوری بکنیم و….پس این خودش یک جوانه زیبا است بايد به خودمان تبریک بگویم وخودمان را تشویق کنیم واستمرا داشته باشیم وادامه بدهیم تابذر کاشته شده جوانه بزند
ما باید ادامه بدهیم چون ما ازطرف خداوندمهربان به این سایت هدايت شدیم وچون اینجا هستیم مراحل را قدم به قدم جلو می ریم
وقتی جوانه ها زده بشن تصمیم می گیریم و همشون راتبدیل به درخت تنومند می کنیم واین آخرین روش وبهترین روش برای ما هستش ما وقتی که از تمام روشهای لاغری ناامید شدیم به این مسیر زیباهدایت شدیم و از این به بعد است که اگر در این مسیر استمرارکنیم به فایلها گوش دهیم ومطالب آموزشی را بخوانیم وتمریناتمان راانجام دهیم و ادامه دهیم و تکرار کنیم از زندگی که بدست میآوریم و خواهیم اوردلذت فراوان خواهیم برد
خدا به هممون سلامتی و تندرستی و تناسب اندام فوقالعاده بده به خصوص برای استادگرامی وخانواده گرامیشان
خداقوت
سلام و احترام
من دقیقا محتوای این مبحث را باگوشت و پوست و استخوانم بارها تجربه کرده ام. اینکه شما گفتید چاقها علاوه بر دهانشان با چشم و گوش و بینی و لامسه شان هم می خورند خیلی جالب و خیلی درسته. همینه.
مثلا می خواهی با چایی یدونه ساقه طلایی بخوری ولی یکدفعه می بینی یک بسته کامل را خورده ای.
مثلا اسم یا وصف یک غذا یا خوراکی را می شنوی و هوس می کنی و تا همونو نخوری ول نمی کنی.
خیلی جالبه. خیلی
اتفاقی دیروز افتاد که اگر قبل از این ۵ جلسه بود جور دیگه ای پیش می رفت . داستان از این قرار بود که به منسبت عید نمایشگاهی برپا بود که دیروز روز آخرش بود و من برای بازدید رفتم. غرفه آخر محصولات خوراکی سنتی و جالبی بود. ولی من بدون اینکه توجه کنم تو ذهنم اومد من که میل ندارم برای چی بخرم. اگر الکی بخرم تحریک میشم که بخورم. ولش کن. حالا میل ندارم. نخریدم و رفتم. امروز صبح پیاده روی می کردم و در راه نانوایی بودم و گرسنه هم بودم و یاد نمایشگاه دیروز افتادم و پشیمون شدم که چرا نخریدم البته مطمینم اگر می خریدم همون لحظه می خوردم. این افکار توی ذهنم بود که داشتم فایل همین جلسه را گوش می کردم و آخرهای مبحث متوجه شدم این گام کوچک یک موفقیت بوده و باید به خودم تبریک بگم و نباید متاسف باشم. خوشحال شدم و با اینکه موقع پیاده روی نون خریدم و قبلش گرسنه بودم و فکر خوراکیهای روز قبل در سرم بود ولی با شنیدن این فایل واقعا دیگه میل نداشتم و طبق عادت همیشه در راه خانه از نان تازه نخوردم و بویش هم حتی تحریکم نکرد.
واقعا ممنونم از شما
سلام
صحبتاتون خیلی خوبه ولی تا الان که جلسه ی ششم هستش شما همش یکسری مطالب تکراری رو دارید مکررا میگید واینکه اصلا چیز جدیدی تو هر دوره نمیگید درسته دوره رایگان هست ولی زمان ووقت ما که ارزش داره شما تاالان ۵ ساعت وقت من رو گرفتید وفقط به اندازه ی نیم ساعتش مفید وغیرتکراری بوده
نشان های دریافت شده
سلام!
قبل اینکه این دوره رو شروع کنم دوبار شام میخوردم
یعنی بعدازظهر که برای عصرونه تقریباً ناهارم میشد چون ساعت ۱۰/۱۱بلند میشدم وتا ۱۲سر سفره بودم
بعد کارای خونه وحدودای ۳مشغول شام پختن و اینا بعدش هم ساعت ۷دوباره شام دوم رو آماده میکردم و حدودا ۱۲اینا میخوردم
اصلأ این شام دوم یک جور احساس خوب مثلاً وقتی با دوستام جمع میشدم و ی جور رسم خوشگذرونی بود برای ذهنم تداعی میکرد
درست میگین استاد عین معتاد تموم فکر و ذکرم خوردن بود
ولی الان که حدود ۱ماه میشه دوباره شروع کردم وبه لطف خدا و راهنمایی های شما خیلی آرامش دارم
اصلأ این آرامش و استرس از چاقی و اضافه وزنم نمیذاشت درست رفتار کنم و من ناخودآگاه همیشه دم یخچال بودم
خیلی ممنونم استاد خوشحالم که میتونم اینجا وقت بگذرونم و با اطمینان خاطر و امنیت و سلامتی دارم از زندگیم لذت میبرم خیلی متشکرم که دوره های رایگان گذاشتین و باعث ایجاد احساس خوب شدین
ومن کاملاً قبول دارم که یک فرد چاق پنج دهان داره
مثل این میمونه که یک تانکر برای پرشدن از یک لوله آب استفاده کنی
وبرای تانکر دوم ۵تا لوله آب وصل میکنی
ونتیجه کاملاً مشخص
من از طریق دیدن بیشترین تاثیر رو در خوردن انجام میدادم وقتی میرفتم خونه دوست ،آشنا، مادرم یا نزدیکانم اول میرم سریخچال و تا ببینم چی هست
یا وقتی برای خونه خرید میکردم کلا تموم فکرم برای برنامهریزی مصرف اون خوراکی ها بود بجز کله پاچه معمولاً همه نوع غذا میخوردم و فرقی نداشت که غذا چی باشه
دقیقاً همین هیجان برای خوردن رو داشتم خیلی خوب
یادمه وقتی میرفتم خرید اول درباره اینکه کجا غذا بخورم با دوستم حرف میزدم بجای لذت از خرید همش دنبال ساعت بودم تا موعد ناهار برسه و دلی از عزا دربیارم
ولی الان به لطف خدا
خیلی از رفتارهام تغییر کرده صبح ها زودتر بلند میشم تا فایل صبحگاهی و میثاق نامه م رو اجرا کنم حالت صورتم شاداب تر شده احساس میکنم جوونتر شدم سبک تر
مخصوصاً فایل پیاده روی خیلی کمکم میکنه تا بیشتر دراین مسیر قرار بگیرم
متعهد تر باشم و دوره اصلی رو با اشتیاق بیشتری طی کنم
خدایا ممنونم که منو به این سایت هدایت کردی
سلامو صد سلام ب همه دوستان عزیزم و به استادعزیزم ک انقد پرتلاش و بهترین مطالب رو به رایگان با در میان گذاشته
بله دقیقا حرفاش درسته من میزدم شبکه جم فود وای خدای من تصاویر با من حرف میزدن چه کیک هایی چه غذاهایی
ولی خب چون همیشه وسایل پختن در دسترس نبودن من فقط تماشا میکردم
خیلی کم پیش میومد ک اقدام به درست کردن چیزی ک میدیدم کنم
خب حالا بریم سراغ عادت های غذایی من در طول روز
من همیشه یه اندازه ای برا غذاهام تو ذهنم در نظر دارم مثلا دقیق میدونم چه اندازه از این کتلت ها منو سیر میکنه چ مقدار برنج و چ ی بشقاب آش یا سوپ
ولی همونطور ک قبلا هم گفتم بعد چند ساعت معدم میگه من گشنمه اگه توجه نکنم بعد نیم ساعت هی رفته رفته سوزش معده میگیرم و این منو خیلی اذیت میکنه من مجبور میشم ک یه چی بخورم تا ارومش کنم
در مورد شیرینی و کیک ها باید بگم
که چون دیر به دیر میخوریم یعنی اکثرا فقط برای مناسبت ها
من انگار ک دنبالم کرده باشن وقتی سیرم باشم میخورم اون اخرش سه تا ذهنم میگه بخور ک دیگه گیرت نمیاد😐🥲
از این به بعد جلو این ترس رو میگیرم
من خیلی دکتر معده رفتم ولی همشون بعد قطع داروها برگشتن
همشون میگفتن چیزیت نیس
الان بهترم ولی موقع غذام بگذره معدم سریع صداش در میاد😟