0

چرا لاغرها هیچ‌وقت چاق نمی شن؟! (گام ۷۶)

لاغرها جاق نمی شن
اندازه متن

🍕🍩 هر چی می‌خورم چاق‌تر می‌شم… اما لاغرها؟! هر چی می‌خوان می‌خورن و آب هم روش! 😮 چرا لاغرها چاق نمی شن؟! این سوال سال‌ها مثل یه علامت سوال بزرگ تو ذهنم چرخ می‌زد.

وقتی کنار یه آدم لاغر می‌نشستم که با خیال راحت غذا می‌خورد، همیشه تو ذهنم یه صحنه شکل می‌گرفت: من یه بادکنک در حال ترکیدن، اون یه نی با استایل! 🎈🥢

اما واقعاً فرق ما توی معده‌مونه یا توی ذهنمونه؟

بیا باهم بریم دنبال جواب این سوال که چرا لاغرها هیچ‌وقت چاق نمی شن؟! 🧠✨

تفاوت من با افراد لاغر

🧍‍♂️ همیشه فکر می‌کردم لاغرها یه جور دیگه‌ان… انگار خدا اونا رو یه مدل خاص ساخته و منو یه مدل خراب 😅

چند بار پیش خودم گفتم: «خدایا چرا منو چاق آفریدی ولی خیلی‌ها هرچی می‌خورن چاق نمی‌شن؟!»

هر وقت می‌دیدم یکی با خیال راحت 🍕 و 🍰 می‌خوره و حتی یه گرم اضافه نمی‌کنه، تو دلم آتیش می‌گرفت و یه سؤال قدیمی بالا می‌اومد:

چرا لاغرها چاق نمی شن؟! من که حتی با آب خوردن 💧 هم چاق می‌شدم!

راستش، سال‌ها دنبال جواب این سؤال بودم، ولی هیچ‌کس بهم جواب درستی نمی‌داد.

تا اینکه با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم. اولش فکر می‌کردم یه روش جدید برای کنترل غذا خوردنه، اما کم‌کم فهمیدم داستان خیلی عمیق‌تره.

اون‌جا فهمیدم که چرا لاغرها چاق نمی شن؟! و تفاوت من با افراد لاغر، نه توی معده‌ست، نه توی ژن‌هام… بلکه توی ذهنمه. 🧠

من سال‌ها با این باور زندگی کردم که بدن من یه سیستم خراب داره که چربی رو ول نمی‌کنه، اما بدن اونا سالمه و راحت غذا رو می‌سوزونه!

درحالی‌که الان می‌فهمم همه‌مون یه بدن داریم، با یه سیستم، یه معده، یه مغز… اما فرق اصلی اینجاست که چطور از این سیستم استفاده می‌کنیم 🎛️

🔧 درست مثل اینکه همه‌مون یه ابزار تو دست‌مونه — ذهنمون — ولی یکی باهاش خودش رو چاق می‌کنه، یکی خودش رو متناسب نگه می‌داره.

مثل دست‌ها… همه دارن! اما یکی باهاش آشپزی می‌کنه، یکی نقاشی، یکی تایپ. پس ابزار یکیه، استفاده‌اش متفاوته 🎨🍳⌨️

سال‌ها با این فکر زندگی کردم که چاقی من یه تقدیره، یه سرنوشته که دست خودم نیست. اما حالا می‌دونم چرا لاغرها چاق نمی شن! ولی من چه بخورم، چه نخورم بازم چاق تر می شم!

فرق من با آدمای لاغر فقط توی باورهاییه که از بچگی تو ذهنم حک شده.

💭 اونا از غذا نمی‌ترسن، احساس گناه نمی‌کنن، خودشونو قضاوت نمی‌کنن. برای همین ذهنشون هیچ فرمان چاقی‌ای صادر نمی‌کنه.

اما ذهن من؟ پر بود از باورهای چاق‌کننده… مثل:

  • «تو استعداد چاقی داری»
  • «هرچی بخوری چاق می‌شی»
  • «باید گرسنه بمونی تا لاغر شی»
  • «خوردن یعنی عذاب وجدان» 😵‍💫

و همون ذهنی که این افکار رو تو خودش ذخیره کرده بود، با وفاداری تمام، بدنم رو ساخت… یه بدن چاق.

مثل یه نقاش که اول تصویر رو تو ذهنش می‌کشه، بعد میاره روی بوم 🎨 منم سال‌ها تصویر ذهنی یه آدم چاق رو حمل می‌کردم و خب… جسمم هم همون شد!

✨ حالا که می‌فهمم چرا لاغرها چاق نمی شن، دیگه دنبال جواب عجیب‌غریب نیستم. چون جوابش خیلی ساده‌ست:

لاغرها ذهن چاق ندارن.

چرا لاغرها چاق نمی شن

🧠 چرا لاغرها چاق نمی شن؟!

واقعاً چرا اون‌ها همین‌طور لاغر می‌مونن، ولی ما چاق‌ها هر چی تلاش می‌کنیم، لاغر نمی‌شیم؟! 🥲

تا حالا به این فکر کردی چرا لاغرها چاق نمی شن؟ چه چیزی جلوی چاق شدن اون‌ها رو گرفته؟ و چی دست‌وپای ما رو برای لاغر شدن بسته؟! 🤔

یه روز از خودم پرسیدم: اگه ما و اون‌ها، همه‌مون معده، قلب، مغز و بدن داریم، پس فرق‌مون دقیقاً کجاست؟

و همون‌جا بود که جواب سؤال چرا لاغرها چاق نمی شن رو فهمیدم — خیلی ساده ولی در عین حال عمیق:

✨ فرق توی نحوه استفاده از ذهنمونه، نه بدنمون!

آدم‌های لاغر تصویری از یه بدن چاق تو ذهنشون ندارن.

🍽️ برای اونا غذا چیزیه که هست؛ نه دشمنه، نه تهدید، نه عامل ترس. نمی‌ترسن، احساس گناه نمی‌کنن، نمی‌جنگن با لقمه‌ها.

ذهنشون هم چون آرامشه، فرمان چاقی صادر نمی‌کنه.

اما ذهن ما چطور؟

🧠 پر از تصویرهای چاق، پر از خاطره، ترس، نگرانی، حسرت و تعریف‌های اشتباه درباره چاقی. از همون کودکی باور کردیم چاقی یعنی سلامتی، چاقی یعنی خوش‌خوراک بودن، یا چاقی یعنی دوست‌داشتنی بودن…

همه‌ی اینا جمع شدن توی یه مخزن ذهنی سنگین 🧳 که مدام داره نقشه‌ی بدن ما رو طراحی می‌کنه.

📸 یه ذهن با تصویر بدن لاغر، نتیجه‌اش اندامی متناسبه. یه ذهن با تصویر چاق، نتیجه‌اش بدنی درگیر اضافه‌وزنه.

نتیجه‌ش واضحه: یکی همیشه لاغر می‌مونه، اون یکی هم با هر تلاشی باز هم چاق می‌مونه.

و جالب‌تر اینکه همون‌طور که ما فکر می‌کنیم لاغر شدن خیلی سخته، افراد لاغر هم دقیقاً همینو درباره چاق شدن می‌گن! 😲

به یه فرد لاغر بگی: «نمی‌خوای یه کم چاق شی؟»

جوابش اینه: «من هرچی می‌خورم، چاق نمی‌شم!» 😅

چون اون ذهنش فرمان چاق شدن بلد نیست… درست همون‌طور که ذهن ما هنوز فرمان لاغر شدن رو بلد نیست!

این یعنی: واقعیت زندگی هرکس، همون چیزیه که ذهنش باور کرده.

🔹 برای یه فرد لاغر، چاق شدن غیرقابل باوره.
🔹 برای یه فرد چاق، لاغر شدن غیرقابل باوره.

اما حالا که می‌دونیم چرا لاغرها چاق نمی شن، می‌تونیم آگاهانه تصویر ذهنی‌مونو تغییر بدیم… و اون‌وقت نتایج هم تغییر می‌کنن ✨🚀

🚨 چاق شدن با ذهن داستانی کاملاً متفاوت

شاید برات عجیب باشه، اما خیلی‌ها تو دنیا هستن که از لاغر بودن رنج می‌کشن! 😳

همون‌هایی که باعث تعجب ما می‌شن و مدام این سؤال برامون پیش میاد: چرا لاغرها چاق نمی شن؟! 🤔

جملاتی مثل:

  • «چرا چاق نمی‌شم؟»
  • «چرا هرچی می‌خورم فرقی نمی‌کنه؟»
  • «خدایا یه کم گوشت هم به ما بده!»

برای افراد چاق شاید خنده‌دار باشه، ولی واقعاً بعضی‌ها از شدت لاغری، اعتماد‌به‌نفس‌شون رو از دست دادن 😞

اما مشکل کجاست؟

بیشتر اوقات این رنج‌ها واقعی نیستن؛ ذهنی و ساختگی‌ان. یعنی فرد فقط چون فکر می‌کنه دیگران ظاهرش رو نمی‌پسندن، دنبال چاق شدن می‌ره.

💭 در حالی که از نظر جسمی هیچ مشکلی نداره!

حالا اگه همچین فردی با ذهنش چاق شدن رو باور کنه، اون ذهن یه دستور جدید صادر می‌کنه — مثل یه توپ که تو سرازیری افتاده! ⚠️

اولش خوشحال می‌شه، چون به ظاهرش یه کم تغییر داده. ولی بعد از مدتی، اون روند چاقی متوقف نمی‌شه… چون ذهن توی مسیر چاقی افتاده و توقف نداره! 🌀

نتیجه؟

✅ لاغریِ خیالیش جای خودش رو به چاقی واقعی می‌ده.

✅ خوشحالیِ اول تبدیل می‌شه به نارضایتی شدید.

✅ و حالا به جای دغدغه‌ی چاق شدن، درگیر دغدغه‌ی سخت لاغر شدنه.

👥 خیلی از این افراد بعداً با حسرت می‌گن:

«کاش همون لاغر مونده بودم! کاش به خاطر بقیه خودمو تغییر نداده بودم!»

لاغری آسان با قدرت ذهن

🎤 تجربه‌ای واقعی از مسیر لاغری با ذهن

حالا می‌خوام شما رو با تجربه یکی از هنرجوهای عزیز دوره لاغری با ذهن آشنا کنم؛ داستانی از تغییر، از درک عمیق و از باورهایی که زندگی‌ش رو به کلی دگرگون کرده.

🌟 چرا دیگه حسرت لاغرها رو نمی‌خورم؟

یه روز که رفته بودم مهمونی، زندایی‌م یه آلبوم عکس قدیمی آورد. بین عکس‌ها، چند تا از بچگی‌هام بود که خودم هم هیچ‌وقت ندیده بودم.

باورم نمی‌شد اون بچه‌ی فوق‌العاده لاغر و خوش‌فرم، خودم بودم! 😳 حتی مامانم هم شوکه شده بود.

تا شب خوابم نمی‌برد… گیج و منگ شده بودم. فقط یه سوال تو سرم می‌چرخید:

🔁 «چرا لاغرها چاق نمی شن؟! چرا من این‌قدر تغییر کردم؟»

جالبه بدونی تو همین سال‌ها که من داشتم با چاقی دست و پنجه نرم می‌کردم، زن‌دایی‌م با بدنی لاغر و دخترونه، مدام دنبال چاق شدن بود! فقط به این دلیل که شوهرش گفته بود صورتت خیلی استخوانیه! 🤦‍♀️

یا زندایی همسرم با این‌که ۴۰ سالشه و دو تا بچه داره، هنوز دوست داره فقط صورتش تپل بشه!

از بیرون نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: مگه میشه؟ همه دارن دنبال لاغری می‌دَوَن، اینا چرا دنبال چاقی‌ان؟!

ولی حالا که دارم با استفاده از دوره ورود به سرزمین لاغرها آگاهانه ذهنم رو تغییر می‌دم، می‌فهمم اون حسرت همون‌قدر الکیه که حسرت من برای لاغری!

🧠 فهمیدم که فرق من با اون‌هایی که متناسب موندن، توی ذهن و باورم بود. نه توی ژن و استخوان‌بندی. نه توی سوخت‌وساز و غذا خوردن.

💪 من الان قوی‌تر از همیشه‌ام.

می‌دونم چطور حرف دیگران رو بشنوم، ولی به ذهنم اجازه ندم اون رو به‌عنوان حقیقت ذخیره کنه.

✅ من دیگه حسرت نمی‌خورم که چرا لاغرها چاق نمی شن، چون فهمیدم که فرق بین ما فقط در فرمول‌ها و باورهای ذهنیه.

من انتخاب کردم که لاغر بشم. نه به خاطر دیگران، بلکه برای خودم. من زنده‌ام، و لذت لاغری با ذهن رو با همه وجودم دارم حس می‌کنم…

و برای این مسیر، از خدای خودم و از خودم ممنونم ✨

✍️ تمرین آموزشی چرا لاغرها چاق نمی شن📖

وقتی به شکل آگاهانه تمرین کنیم، می‌توانیم باورهای نادرست درباره خود و وزنمان را اصلاح کنیم و ذهن را برای خلق تصویر جدید و سالم آماده کنیم.
این تمرینات اولین قدم مهم برای درک دقیق این است که چرا لاغرها چاق نمی شن و چطور ذهن ما می‌تواند مسیر جسممان را تعیین کند.

❓ سوالات تمرینی چرا لاغرها چاق نمی شن 📝🤔

  1. نظر و عقیده شما درباره تاثیر ذهن در چاق شدن و لاغر نشدن چیست؟ شرح دهید.
  2. چرا لاغرها چاق نمی شن؟ تفاوت آنها با چاق‌ها چیست که به راحتی چاق می‌شوند؟ شرح دهید.
  3. آیا تجربه مشاهده افرادی را دارید که تلاش می‌کنند چاق شوند؟ در اینباره توضیح دهید.
  4. شباهت‌ها و تفاوت‌های ذهن یک فرد لاغر و یک فرد چاق را شرح دهید.
  5. درک و برداشت خود درباره اینکه چرا لاغرها چاق نمی شن را به صورت انشایی بیان کنید.

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات 🗣️❤️

لطفاً پاسخ‌ها و نظرات خود را در بخش نظرات همین صفحه به صورت مفصل و صمیمی بنویسید.
نظرات شما به ما و دوستان دیگر کمک می‌کند تا مسیر لاغری با ذهن را بهتر درک کنیم و از تجربیات هم یاد بگیریم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.13 از 91 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19757
79 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ainakaveh@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۸ ۱۱:۱۹
      مدت عضویت: 1952 روز
      امتیاز کاربر: 77454 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 173 کلمه

      باسلام

      من یادم میاد که بعد از بدنیا اومدن فرزند دومم .اونم به فاصله دو سال…با اولی ..وبا در نظر گرفتن اینکه من یکی..یک..دونه بودم وهرگز دست به سیاه وسفید نمیزدم…اونقدر باوجود کمک…بهم فشار اومده بود که بسیار لاغر شده بودم..خودم فقط از اینکه چشمام گود رفته بود کمی ناراحت بودم..ولی دیگران……

      مثلا پسر عمویی داشتم که تا منو می دید به همسرم میگفت مگه غذا رو بصورت جیره بندی به دختر عموی من میدهی وهمه میخندیدند.

      ولی اون موقعها احساسم بد نبود….اما الان که بدنم متناسب ولی شکمم بزرگتره..یعنی بنظر خودم همخوانی نداره با اینکه همه میگویند که تو خوبی…

      ولی خودم ناراحتم ..خودم اذیتم…همیشه چشمم تو آینه فقط شکم رو می دید واصلا توجهی به جاهای دیگه که متناسب هم هست نداشت.

      به لطف خدا بعد کلی کار کردن در این سایت تازه یاد گرفتم به خاطر قسمتهای متناسبم وسلامتیم شکر گزار باشم…واینقدر توجهم تنها به شکمم نباشه.

      وخدا رو شکر تا حدود زیادی موفق شدم..حالم بهتره

      احساسم خوبه….وخیلی امیدوارم که در این مسیر به هدفم برسم.

      به امید روزی که همه به تناسب اندام دلخواه دست پیدا کنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۷ ۰۹:۵۸
      مدت عضویت: 2223 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 435 کلمه

      سلام 

      همین دیشب بود که روی سفره شام پدرم به خواهر زادم که ۹ سالش بود و لاغره میگفت غذا بیشتر بخور قوی باشی . و اینجا که شام خوردی خونه خودت هم که رفتی بازم پیش اونها شام بخور . منم می‌شنیدم و نمی تونستم هیچی بگم چون میدونستم لیز میخورم تو این مسیر .

      و همش خواهرم رو مادر بی مسئولیتی میدونن که حواسش به بچه هاش نیست . که بچه هاش همه لاغرند.

      خواهر زادم بی آنکه حواسش باشه فرمول غلط تو ذهنش جا میگیره چاق باشی قوی هستی . چاق باشی سلامت هستی . 

      منم وقتی که سالن زیبایی داشتم با دوستم شراکتی . اون موقع من فقط یه جاهایی از بدنم چاق بود اما صورتم لاغر بود نه از نظر من بلکه از نظر اطرافیان .

      و دوستم بهم پیشنهاد داد که من قرض چاقی میخورم و صورتم زیباست و من به عینه می دیدم که وقتی چند روز به هردلیلی قرض نمیخورد صورتش دوباره لاغر میشد .

      من هم تصمیم گرفتم قرض بخورم و چند سری این کار رو کردم و دیدم تو صورتم غبغب شکل گرفت و خیلی ناراحت شدم و سریع قرض رو کنار گذاشتم .و همش تو آینه خودمو چک میکردم که صورتم خوب شه . که خدا رو شکر دوباره صورتم طبیعی شد . و همینطور همش وقتی از عمه هام صحبت میشد از زیبایی صورتشان که پهن هستش و قرمزه یاد میشد و یه همکار داشتم که خیلی چاق بود و میگفت شوهرم چاق دوست داره و یه کوچولو لاغرمیشد قرض چاقی رو میخورد بعدمدتی که چاق میشد کلی خوشحال میشد و میرقصید .

      منم مدام توجه میکردم غافل از اینکه تصویرسازی ذهنی در من داره شکل میگیره وبعد مدتی صورتم دوباره غبغبش  برگشت و حسم روز به روز بدتر میشد و روز به روز چاق ترشدم .

      الان هم که تو مسیر لاغری با ذهن هستم مرتب ذهنم میگه تو که تلاش نمیکنی چطور میخوای متناسب بشی با ۵ساعت تمرین روزانه مگه میشه لاغرشد. که من گفتم استادم تونست کلی بچه ها توانستند پس من هم میتونم . 

      دوستان هیچ وقت نخواهید ذهنتان رو دستکاری کنید که پرتر بشید صورت وقتی جمع و جور هست بانشاط هستش جوانترها . سنت کمتر نشون میده  وقتی پرتر بشید به غبغب فکر کنید که روبه روی آینه وامیایسته حالتون رو بد میکنه .

      منم تصمیم گرفتم که اگه به لطف الهی لاغرشدم و به وزن ایده آلم رسیدم بازم روی اعتماد به نفسم کارکنم چون کسی که خودشو خیلی دوست داشته باشه حتی اگه صورتش زیبایی هم نداشته باشه باز جذابه . ومن به عینه در یکی از دوستام دیدم با اینکه صورتش جذاب نیست ولی اعتمادبه نفسش زیاده وخیلی دوست داشتنی به نظر میرسه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام دوست عزیز
        خیلی عالیه که با مثال زدن به درک بهتر و منطقی کردن اشتباه بودن فرمول های قبلی و ایجاد فرمول های جدید کمک میکنی
        آفرین به شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۰ ۰۸:۴۳
      مدت عضویت: 2150 روز
      امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 698 کلمه

      فایل “چرا لاغرها چاق نمیشوند؟!”

      عملکرد ذهن ما چیست ؟

      🔛عملکرد ذهن ،همان رفتار افراد است که از ذهن انها نشات میگیرد ،چون ذهن هر فردی مختص به خودش است و چون نشان دهنده قدرت تصور ، تشخیص و قدردانی او متفاوت است، بنابراین ما شاهد عملکردهای متفاوت  ذهنی از افراد ،هستيم: تعدادی از ما چاق ، تعدادی لاغر ، بعضی ها با سواد و اگاه و برخی دیگر بیسواد و نااگاه.

      🔛ما در هر سطحی از عملكرد ذهن هستیم ، میتوانیم سطح ان را افزایش دهیم ،چون خداوندبالاترين سطح ان را در وجود ما قرار داده است.

      🔛اگر بخواهيم و دنبالش رویم ، به راحتی به ان دست مییابم.  همين که الان در این سایت هستيم، نشان دهنده این است که ما دنبال یادگیری و افزایش سطح عملکرد ذهن خود ،هستيم.

      🔛با فعال نگاه داشتن ذهن خود ، میتوانیم تواناییهای حیرت انگیز از عملكرد ذهن خود ببینیم.

      💯”با تلاش فیزیکی نمیتوان تصویر ذهنی را تغییر داد.”💯

      🤔همه ما با اوردن فشار روحی به خودمون، تا مرز دیوانگی یک قدم فاصله داریم.  این جمله ای بود که از یک دکتر روانشناس شنیدم.

      🤠به جای رد کردن ان ، روی ان فکر کردم.  دیدم که همه ما وقتی در طول سالها با داشتن رژیم و یاورزش کردن ، به خودمون فشار روحی اورده ایم.

      💪بعد ،بدن خودمون را دچار اختلال کردیم.  فشار را هر روز با رعایت رژیم و یا ورزش بیشتر وبیشتر و بیشتر کردیم.

      👿از خودم مثال بزنم ،هر چند میدونم ،خیلی دیگر از دوستان ام در سرزمین لاغری ،حتماً این را تجربه کرده اند.  وقتی با رژیم سخت و زجر اور در طول یکسال، ۲۰ کیلو کم کردم ، خیلی عصبی شده بودم.

      😤خانم لاغری(خودم را میگویم ) که خوش اندام بود، ولی اگر کسی بهم میگفت بالای چشمت ابرو ، میخواستم بگیرم بزنمش. خیلی سریع عصبانی میشدم ، از زندگیم ناراضی بودم با اینکه لباسهای سایز کوچک میپوشیدم.

      😨گاهی به خودم بد و بیراه میگفتم.  من احساس میکنم که ان فشار اگر، بعد از یکسال ادامه پیدا میکرد، ممکن بودباعث شود که یک حرکت بسیار متفاوت و غیر هنجار از من حتی سر میزد.

      🤗ميخواهم بگویم، متاسفانه من این جمله یک قدم تا دیوانگی را قبلاً حس کرده ام و خوشحالم که بعد از یکسال، ان رژیم خاص غذایی را ترک کردم و خودم را از ان همه فشار روحی خلاص کردم و تا دیوانگی پیش نرفتم.

      🤒دقيقا همین کار را یکسال با فشار ورزش کردن در باشگاه تكرار کردم.  بااینکه هر روز با عرق بیشتر و بیشتر و بیشتر مواجه میشدم، ولی فقط و فقط و فقط داشتم روح خودم را با فشار بیش از حد، بیچاره میکردم.

      😕خدا را شاکرم که حتی ورزش زیاد به قصد لاغری را هم رها کردم ،چون افزایش فشار، بد جور مرا دچار یاس و نومیدی و افسردگی کرده بود.

      😠ان همه تلاش برای به دست اوردن لاغری از راهی نامناسب.  ان همه ازار و شکنجه روح من،  برای رسیدن به لاغری که اصلا از اساس و پایه اشتباه بود.

      😢داشتم نا سپاسی میکردم که دیدم بعد از یکسال ،در نهایت همان ادم قبلی بودم که یکسال پیش وارد باشگاه شده بودم.  دوستان این فشار بر جسم ، روح ما را نابود میکند.

      🎇روح ما خدایی است و ما فقط و فقط و فقط برای عشق دادن به ان متولد شده ایم.ما نباید روحمون را ازار دهيم. ما قرار نیست برای به دست اوردن یک هدفی با فشار اوردن بر روحمان به ان هدف ،دست پیدا کنیم.🎇

      لاغری هم یک هدف است.  ما با فشار روحی بر خودمون، به لاغری موقت شاید چند صباحی دست پیدا کنیم، ولی بعد از مدتی از بین میرود.  چرا ؟🤔

      🌻چون ما برای صلح و عشق و لذت از این دنیا به دنیا امده ایم.  این همه فشار روحی برای لاغر شدن از طریق رژیم یا ورزش یا هر روش دیگری دخالت ما در سیستم بدنمان است.🌻

      🌻جسم ما یک کعبه است. پس باید ازش خوب مراقبت  و محافظت کنیم.  ما باید با تغییر ذهن خودمون، رفتارها ی خودمان را در جهت تناسب اندام مورد دلخواهمان تغییر دهیم.🌻

      🌻این لاغری که با صلح و عشق به خودمون است لاغری صحيح و درست است چون ماندگار است.  این لاغری با ذهن که به ما لذت از زندگي را اموزش میدهد، لاغری صحيح و درست است. 🌻😀با تشکر ویژه از استاد بابت رواج دادن اگاهی هر روزه شان به ما🤗

      روز یکشنبه ۹ خرداد ماه سال ۱۴۰۰  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 33 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۴۰۰/۰۳/۲۸ ۰۰:۱۵
        مدت عضویت: 2481 روز
        امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 222 کلمه

        چقدر جالب بود نوشتتون شما با رژیم ۲۰ کیلو کم کردید با عذاب . من باروش ذهنی ۲۰ کیلو کم کردم و اونقدر برام لذتبخش بود که آرزو دارم بازم برام تکرار بشه و بتونم با همون اشتیاق ۲۰ کیلو دیگه کم کنم . واقعا تفاوت کاهش وزن با رژیم و کاهش وزن با روش ذهنی اینجا مشخص میشه . 

        من واقعا لذت بردم از کاهش وزن اون زمانم . وقتی یادم میاد که چه اشتیاقی داشتم از اینکه پرده از روی تمام حقایق پنهان زندگیم برداشته شده بود من به یکباره خودم رو در سرزمین لاغری احساس کردم . یادمه قبل از اون سه کیلو میخواستم کم کنم میخواستم بمیرم اون وقت ۲۰ کیلو اونم فقط در عرض چند ماه و اینکه ۳ سالم هست دیگه تناسبم برام مونده و فقط دوست دارم متناسب تر بشم . لاعر شدن با ذهن خیلی لذت بخشه . قطعا نتیجه شگفتی آفرینه . چون فقط کاهش وزن نیست . عشقه شوره نشاطه لذته و رهاییه . خدارو شکر که دوستان زیادی از رنج رژیمها فاصله گرفتن و اومدن سمت تناسب فکری . 

        البته اینجا هم  زیاده روی نیست . ولی ما از تناسب همه جانبه لذت میبریم و سعی می کنیم تناسب رو در ذهنمون جاری کنیم و به عنوان لذت در نظر بگیریم نه زیاده روی کردن و بی رویه بودن در هر کاری . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Laleh
          ۱۴۰۰/۰۳/۲۸ ۰۸:۴۵
          مدت عضویت: 2150 روز
          امتیاز کاربر: 1815 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 276 کلمه

          فاطمه سادات جان

          من با شما موافقم.  ان همه عذابی که ما برای خود میافرینیم و خودمون ان را انتخاب میکنیم، همه نشان از دوست نداشتن ما نسبت به خودمون است.

          یادمه در دوران رژیم، شبها شامم فقط کدو پخته شده بدون نمک با سرکه بود.  واقعاً من نااگاه بودم و نتیجه دورشدن ما از خوشبختی و نرسیدن به ارزوهایمان، همان عدم عشق ما به خود ماست.

          عشق به خود و عشق به خدای یکتا جواب و کلید  خوشبختی است و لی هنوز مردمان کره زمین، دارند دنبال ان خارج از مسیرو جاده مستقیم هدایت به سمت خدا میگردند.  

          ما واقعاً خوش شانس بوديم که الان اینجا هستیم و داریم یاد میگیریم، که از زندگی لذت ببریم.  ما داریم با عشق، به زندگی سیاه و سفید گذشته خودمون ،رنگ میپاشیم.

          شما گفتید رنگ عشق ، رنگ نشاط ، رنگ شور.  اره همه اینها با هم به مااحساس رهایی میدهند.  ولی باز هم من افراد را میبینم که برای ازادی قیام میکنند.

          در اخبار کشورهای مختلف میبینیم که افراد برای موارد مختلفی اعتراض میکنند، در صورتیکه همه ان چیزهایی که مادنبالش میگردیم در درون ماست نه در خارج از ما و تا زمانی که ما این را حس نکنیم احساس خوشبختی واقعی را درک نمیکنیم.

          تجربه من همان طور که شما به ان اشاره کردید ، تجربه تلخی بود ولی شاید گاهی همین تلخیها باعث بشود که ما عاشق چشیدن طعم واقعی شیرینی باشیم و در نهایت با جستجو دنبال لذت واقعی بگردیم و پیدایش کنیم.

          این را هم بگويم که از امدن دوباره شما به سایت خیلی خوشحالم، چون شما برکت سایت هستید.  تجربه های زیبای شما همیشه برایم لذت بخش است.

          خدا سلامتی و شادی را همواره در زندگی شما جاری کند.  🙂

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار فاطمه سادات
            ۱۴۰۰/۰۳/۳۰ ۰۶:۳۳
            مدت عضویت: 2481 روز
            امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

            نشان های دریافت شده

            سطح مبتدی
            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 42 کلمه

            سلام . ممنون بابت پاسخ سرشار از عشق و آگاهی شما . 

            کاملا درست میفرمایید به قول شعری که میفرماید : 

            بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست 

            از خود بطلب هرانچه میخواهی که تویی 

            ممنون  بابت ابراز لطف و محبت شما دوست نازنینم 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۳/۰۶ ۰۱:۲۶
      مدت عضویت: 2400 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 963 کلمه

      گام ۷۶ ،،،  چرا لاغرها چاق نمیشوند،،سلام‌ استاد عطارروشن و دوستانم ،،یکی از مواردی که احساس بد و حسادت و کم بودن ،در من بوجود آورده بود ،همون فرق بین من و افراد متناسب بود، همش از خودم و دیگران سئوال میکردم ،آخه چرا من هیچی هم نخورم لاغر نمیشم ولی افراد متناسب هر چی دوست دارن میخورن ولی لاغرن ؟ اون زمان ها دلم میخواست یک روز میتونستم یه دل سیر هر چی دلم میخواست میخوردم اونم با خیال راحت و دل  خوش ،بدون ترس از چاق شدن و هیچ وقت این اتفاق رخ نداد ،، در انتها پذیرفتم که من با بقیه فرق دارم و مجبورم با چاق بودنم زندگی کنم ولی قلب من چاق بودنو نمیپذیرفت و سالها بدنبال لاغر شدن بود ،  یادم نمیاد که از خانواده خودم  چیزی در مورد  ذهن یاد گرفته باشم ،بغیر از اینکه زیاد بهم القاب مغز فندوقی وووو داده بودن  ،توی کارتون ها دیده بودم که مثلا پینوکیو مغز نداشته که اونقدر اشتباه میکرده و وقتی که پدر ژپتو براش مغز درست میکنه ،پینوکیو آدم‌ میشه و دیگه اشتباه نمیکنه ،گول گربه نره و دوستشو نمیخوره و اونجا متوجه میشدم که مغز خیلی مهمه ،یا زیاد شنیدم فلانی مغز تو کله ش نیست ، یعنی کار اصلی با مغز و فرمان هاش بوده و هست ولی من ازش خبر نداشتم ،نمیدونستم چجوری کار میکنه ، نمیدونستم برنامه ریزیش با خودمون بوده و هست ،هیچی نمیدونستم تا زمانیکه کتاب خوندم و آرام آرام وارد موضوعات ذهنی شدم ،حتی ۸ سال پیش یا حتی دورتر ،۲۰ سال پیش هم که سی دی ها  و کتاب هایو میخوندم و در دوره های ذهنی ،شرکت میکردم هم متوجه نشده بودم ،یعنی درک الانمو نداشتم ،حس میکنم اون زمان ها ،فقط کلاس هارو میرفتم و هیچی ازشون نمیفهمیدم یا شاید باید اون دوره ها گذرونده میشد که الان این مطالبو بهتر بفهمم ،هر چی بود که  تازه دارم متوجه میشم ،همه چیز در برنامه ریزی ذهن من اتفاق میفته ،اگر من خودمو یک انسان متناسب قبول داشته باشم ،الان متناسب هستم ،اگر متناسب نیستم ،یعنی تصویر من از خودم ،تصویر چاقی بوده و هست ، اگر از لحاظ پول و رفاه ،در موقعیت خوبی نیستم یا هستم ،همگی بستگی به داده ها و محتویات ذهنم داره ولی من سالها باور کرده بودم که برای پولدار بودن باید ،پدر و مادر پولداری داشت، باید تو شهر و کشور  قوی زندگی کنی ،باید شانس داشته باشی ووووو تمام زندگی من با باورهای من شکل گرفتن ،حالا متوجه شدم که باید ذهن خودمو مجدد اونجوری که دلم میخواد برنامه نویسی کنم ،یعنی هر چی درش هست برای من بدرد نخوره ، در من چاقی دانلود شده ،مسائل مالی در حد عادی برنامه ریزی شده ،سلامتی نسبی ،رابطه های نصفه نیمه  ، لذت بسیار کم در حدی که کسی نفهمه که چشم نخوریم ،شادی که خوب نیست ،آدم نباید لذت طلب باشه ،بعد از هر خنده ای گریه است ،آدمها که  پولدار میش ،خواهر برادر بهم رحم نمیکنن ، کم بخور راحت بخواب، پاهاتو از گلیمت دراز نکن ، اگر پولدار بشی بلخره یه اتفاق بدی برات میفته ووووواینها برنامه های ذهن قدیم من بود که در حال تمیز کاریشون هستم بسمت اون خواسته های خودم ،،، پس در  ذهن من چیزی از لاغر شدن سیو نشده ،هر چی هست فقط چاقیو چاقیه ،حالا باید راه و مسیر لاغریو بهش نشون بدیم ،راهش که از قبل هست ،فقط چونکه استفاده نشده ،گم شده ،فعلا که پیداش کردیم و داریم تمیزش میکنیم برای استفاده کردن و لذت بردن ازش 😊  ذهن ما مثل دستگاه کپی کار میکنه ،هر عکس و نوشته ای بذاریم توی دستگاه ،خروجی اون همونی میشه که توی دستگاه گذاشتیم ، برای ما عکس و تصویر چاقی گذاشتن ،حالا سالها داره چاقی تکثیر میکنه و روی تکراره و ما سالها تلاش کردیم از عکس چاق ،دستگاه کپی  ، لاغر بده بیرون که این امکان پذیر نیست ،تصویرو عوض کنیم ، دستگاه کپی  ، لاغر میده بیرون ،،،من دوست دارم متناسب باشم نه لاغر نه چاق ،افراد لاغریو دیدم که چقدر عذاب میکشن و آرزوی توپر تر شدن دارن ، خواهر بزرگ من از بچگی لاغر و مدل بدنش استخونی بود ،بهش لقب ۴۵ کیلویی داده بودن ،از اونجاییکه کل خانواده و اجداد ما چاق بودن ،خواهرمو نمیپسندیدن ،اون زمانها تپلی مد بود نه لاغری ، خواهرم دلش میخواست یکمی پاهاش پر بشه ،صورتش تپلتر بشه ،کلی تلاش میکرد ،بعد از ورزش نون خامه ای میخورد،لعاب برنج میخورد، مدام در حال خوردن بود و من در تمام اون سالها با حسرت بهش نگاه میکردم که من نمیتونم بخورم ولی اون میخوره و لاغرتر میشه ،یادمه زمانیکه میخواست زایمان کنه ۵۰ کیلو شده بود ،سالها این جریان ادامه داشت تا اینکه متوجه شدم خواهرم از خوردن بعضی خوراکی اجتناب میکنه ،مثلا سس مایونز کمتر میخوره و یجورایی ترسیده بود از چاق شدن ، چندین سال پیش خواهرم برای کاری ،۱ سالی مدام میرفت چین و میومد ،وقتی از چین برمیگشت ،چافتر میشد ،مثلا در چاقترین حالتش شده بود ۷۴ کیلو که خودش خیلی ناراحت بود و ترسیده بود و مدام میگفت ،توی چین با دوستانمون مدام مهمونی بازی و بخور بخور داریم چاق شدم ،هر چند ایران هم که بود مهمونی بازی داشتن ، و زمانیکه دیگه چین نرفت ،لاغر و متناسب شد ولی از اون به بعد ،دیگه مراقب خوردو خوراکش هست ،نه اینکه رژیم بگیره ولی گاهی میبینم که از چاقی و ترس هاش میگه ،یعنی فرمول هایی در خواهرم بیدار شده که در دوران سنین پایین ترش نبوده ،شاید باور اینکه سن که بالاتر میره باید مراقب چاقتر شدن باشیو داشته ،، منکه سالها از درد چاقی رنج بردم اصلا نمیتونم حال یه شخصی که دوست داره  چاق بشه رو بفهمم ولی چونکه از چاقی میترسم ،پیشنهاد میکنم به افراد لاغر که لاغر بمونن بهتر از چاق بودنه ،،،   سپاسگذار خداوند هستم‌ که منو هدایت کرد به این‌مسیر عالی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,253 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۷۶ چگونه عمل کردن دهن ذهن ما یکی از اعضای بدن ماست یکی از اعصاییکه فیزیکی نیست ودیده نمیشه حالا ما دست ی غضو میبینیم ومیدونیم که چکار میکنه خیلی وقتا هم فدری با دستش ی اثار هنری خلق میکنه استاد یروزی داشتم از کرج میومدم محمد شهر کنار من ی اقایی نشسته بود تو دستش ی کاغذ لوله شده داشت با ی مداد تو دستش در عرص دو دقیقه روی همون کاغد لوله شده بدون اینکه بازش کنه ی منظره کوچیک کشید انقدر قشنگ بود که نگو اون تونست اون اثار با دستش خلق کنه ودست اون توانمندی خاصی نداره فقط اون اقا اون هنر اموزش دیدیه تمرین بسیار کرده وتونسته در عرص چند دقیقه اون اثار خلق کنه ذهن ی غصو نا شناخته ستوبا اینکه نمیبینیم داره مستقیم تو زندگیما نقش افرینی میکنه وداره تمام زندگی منو مدیریت میکنه خیلی چیزا در جهانوپیرامون ما هست که ما نمیبینمشون ولی وجود دارن مثل هوا یی که ما استنشاق میکنیم یا همون امواج رادیویی که استاد میگن که دارن برنامه پخش میکنن اما ما هیچ صدایی رو نمیشنویم اما مطمینیم که هستداین صداها پخش میشه اما چون ما نمیشنویم دلیل بر این نیست که وجود ندارن هست چون ما گیرنده رادیویی نداریم نمیفهمیم اگر ۲۰ سال قبل به کسی که ۱۰ سال پیش مرده بوده والان دوباره زنده شده بهش بگی ببین این موبایله دست منه ببین چه کارها میکنه خوب تعجب میکرد میگفت چه چیزا اومده ۱۰ سال پیش که من مردم این چیزا نبود تجربه شو نداشتند هر چیزیکه تجربه ش کنی متوجه ش میشی چرا چون تصویرش در دهنش ایجاد میشه وحالا افرادی هستند که یکم بیشتر از ذهنشون استفاده میکنن اونا میشن افرادیکه خلق میکنن مثل استاد که تونست لاعری با ذهن کشف کنه وخلق کنه ومن بینهایت سپاسگزارم وممنونم بابت این همه اگاهی های مفید وکارامد که در دسترس من قرار دادید به قول مامانم دست به خاک بزنی برات طلا بشه اگر همه انسانها میخواستند که به ی شکل فکر کننن وبا شرایط کنار بیان هیچ وقت وسایل پیشرفته تر اختراع نمیشد اگر همه ادمها میپدیرفتن مسافتهارو باید پیاده طی کنن وهیچ راهی وجود نداره هیچ وقت وسیله نقلیه اولیه تولید نمیشد وادامه پیدا نمیکرد تا الان در مورد لاعریم عمین طوره خیلی ها نتونستن با چاقی کنار بیان از جمله دوستان که در سایت هستیم واستاد که بدنبال برطرف کردن بودیم واینهمه روشم امتحان کردیم تا رسیدیم به روش لاغری با دهن معجزه قرن از این روشها استفاده کردیم ونتیجه هم نگرفتیم ذهن وجود داره خیلیها هم دارن ازش استفاده میکنن منم میدونستم که دهن وجود داره وخیلم قدرتمنده ولی نمیدونستم چطور باید ازش استفاده کنم تا اینکه به لطف خدا با شما اشنا شدیم وحالاهم دارم یاد میگیرم که چجوری از دهنم استفاده کنم وارزوهامو خلق کنم کشف کنم ممنونم استاد عزیز ما هم ازش استفاده میکردیم اما نا اگاهانه ذهن در تمام انسانها وجود داره وقدرت دست اونه ودلیل اینکه انسانها زندگی متفاوتی دارن اینکه دهنشون داره به شکلعای مختلف خودشو نشون میده ونتیجه رو رقم میزنهدوگرنه همه انسانها ی شکل هستیم وخیلیهامون هم در یک شرایط بسر میبزیم اما چرا بغصی ها مون سلامت هستند وبعضی های دیگه دائم بیمارن مثل من بغصی ها چاقن وبعصی ها لاعر بعصی ها ثروتمندن وبعصی ها فقیر این اختلاف بین افراد فقط بخاطر عمل کرد ذهنشونهدوتنها یا مهمترین اختلاف بین چیوانها وانسان اینکه اونا دهن ندارن یعنی یک حیوان وقتیربه مسیر طولانی برای غذا خوردن برمیخوره نمیتونه راهکار ی پیدا کنه در دهنش که وسیله ای تولید کنه تا مسیر کوتاهتر کنه بنابراین میبینیم که زنبور هزار سال این مسافتبه این شکل طی میکنه چرا چون دهن نداره غریزه داره وقتی به مسئله ای برخورد میکنه از قبل براش برنامه ریزی شده که اگر به ین مسئله برخورد کردی باید اینکارو کنی مثلا وقت سرما ی سری پرنده وحیوانات کوچ میکنن بجای دیگه میرن دهن ندارن که فکر کنن حالا امسال کوچ نکنیم بجاش بخاری تولید کنیم یا غدا کشت کنیم تا مجبور نباشیم به سرزمین دور سفر کنیم وچون دهن ندارن که در اون چیز تصویر سازی کنن تا در عمل تو زندگیشون تجربه کنن اما انسان این توانایی داره واختراعات وپیشرفتها بخاطر همینه در دهنمون فارق از پیرامونمون هر چیزی به تصویر بکشیم در نهایت اونو در زندگیمون بوجود میاریم وتجربه میکنیم دهن این توانایی داره که هر تصویری رو بهش بدی نتیجه شو در زندگیت نشون میده ونتجه شو در جسمت نشون میده وداستان عملکرد دهنودر فرد چاق وفرد لاعر داستان دودوستی که استاد در باشگاه دیدن هر دو متناسب بودن وتلاش میکردن ورنج میبردن که بتونن یکم به وزنشون اضافه کنن تا زیباتر بشن خوشتیم بشن وخوش هیکل بشن وهمه ما این تجربه رو داریم اما بصورت برعکس که اونا برای چاقی تلاش میکردن ما برای لاعری وخیلهامون خیلی وزن کردیم وحتی بعصیهامون به وزن ایدهالمونم رسیدیم مثل من اما موندگار نبود فریکه چاق اگر بخواد ۴۰۰ گرم اصافه کنه راحت میتونه اما فردیکه لاعره واز لاعری رنج میبره داره تلاش میکنه که وزنشو ببره بالا اما نمیتونه دوباره برمیگرده سرجای اولش چون با تلاش فیزیکی نمی توان تصویر دهنی رو تغییر داد بنابراین هر چی تلاش کنی بیفایدهست چون از قبل تصویرش وجود نداره شما موفق نخواهی شدواما دوستانی که متناسب هستند وبخاطر حرف دیگران به خاطر همسرشون بخاطر دوستاش میخواد چند کیلویی به وزنش اضافه بشه که لباس تو تنش قشنگ بایسته ومردم خوششون بیاد واشتباه ما اینکه بخاطر مردم زندگی میکنیم یعنی میکردیم واصلا به خودمون توجه نداشتینم که ایا ما از این شرایط راصی هستیم یا نه وهشدار به بچه هایی که لاعر هستند که تلاش نکنن برای چاق شدن وای به روزیکه در شما تصویر چاقی در دهنتون شکل بگیره وفردیکه لاعره تلاش میکنه تا چاق بشه به پزشک مراجعه میکنه هر چیزی که بهش میگن میخوره که چاق بشه ووقتی ازشون سوال میشه که چقدر میخوای چاق بشی میگه یکم در حد ۵ یا ۶ کیلو انقدر که بدنش یکم پر تر بشه هر چی تلاش میکنن نمیشه اما به هر دلیلی تصویر یکم چاق تر از خودشون در دهنشون ایجاد میشه یعنی اختلال ایجاد کردن در تصاویر دهنی یعنی اختلال در سیستم هوشمند دهنت برای مدیریت دهنت که هیچ مشکلی نداره داره خیلم عالی عمل میکنه اما وقتی تصویر چاقی در دهنت ایجاد کردی چه اتفاقی میافته خوشحال میشه لذت میبری وبقیه ام تشویقت میکنن بعد ادامه میدی عادتهات عوص میشن دستورات دهنیت عوص میشن تصویر ذهنی ایجاد میشه وروند خوشحالیت ادامه پیدا میکنه ویواش یواش به وزن ایده الت میرسی وتا حالا احساس شادی داشتی ووزنت بالاتر میره واحساست میره به سمت ناراحتی استرس ترس از چاقتر شدن وحست از خوب متناسب شدن میره به سمت احساس بد چاق شدن وچون اینا نمیتونن دهنشونو کنترل کنن وچاق میشن ورویاشون اینکه دوباره لاعر بشن وذهن کبلو نمیشناسه نمیتونی بهش بگی من میخوام ۳ کیلو اصافه وزن پیدا کنم اون با احساس شما کار داره وقتی هیجان با اضافه وزن قاطی میشه شما رو هدایت میکنه به سمت چاقی بیشتر وبجای اینکه خودتو تغییر بدی تا دیگران تو رو بپسن نگاهتو نسبت به خودت تعییر بده خودتو بپسند همون ادمهایی که تورو شویق میکردن برای چاقتر شدن حالا که اضافه وزن پیدا کردی شما رو سرزنش مئکنن که چرا اینکار روکردی هیکلت که خوب بود وفردیکه لاعر زجرش خیلی خیلی کمتر تا وفدریکه چاق چون فرد لاغر ی فکر داره که من لاغرم خوش تیپ نیستم ودیگران منو نمیپسندن اما فریکه چاقه هزارو ی مشکل  داره از لباس پوشیدن لباس خریدن تنگی نفس سنگینی وزن نداشتن اعتماد وبه نفس وهزاران مشکل دیگه اما فرد چاق میشه لاعر بشه اما وقتی فردی لاعره وخودشو به زور چاق میکنه خیلی سختمیشه لاعر بشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۴ ۲۰:۲۳
      مدت عضویت: 2172 روز
      امتیاز کاربر: 887 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,202 کلمه

      سلام استاد معجزه ها و دوستان گلم گام ۷۶در مسیر لاغری من  ،،😊🤩😍             👣   ذهن یک نعمت فوق العاده جادویی است  که مث غول جادو میمونه در فیلم راز که پیشنهاد میدم حتما فیلم راز ببینید خیلی آموزنده است                ذهن دقیقا نقش غول جادو بازی می‌کنه و به هرچی توجه کنی حالا چه این توجه شما از روی عشق باشه چه نفرت براتون به وجودش میاره میگه این میخواه فرمان برم سرورم            و این ذهن است که نقش اصلی و هدایت گر زندگی ما هست در هر شرایطی که هستی از هر نظر از جسمی بگیر تا شرایط سلامتی مالی روابط کسب کار آرامش رفاه همه اینها خالق ذهن ماست و هرکسی به نوع آموزش های که در اختیار ذهنش قرار میده و تصویرهای ذهنی برای خودش به وجود میاره شرایط گوناگونی تجربه می‌کنه     ذهن هم یکی از اعضای بدن ما هست که نه دیده میشود نه لمس میشود ولی امپراطور شرایط ما هست                و تنها انسان ها از این شرایط فوق العاده عالی برخوردار هستند واسه همین شرایط گوناگونی تجربه میکنن و همیشه در حال پیشرفت هستند ولی حیوانات از این نعمت برخوردار نیستند بعضی ها از انسان ها شرایط حاکم برخودشان رو قبول میکنند و زود میگن کار خداست نمیشه کاری کرد و راه گذشتگان رو پیش می‌گیرند واسه رفع مشکل خودشان و بعضی ها از این نعمت الهی استفاده میکنند و دانبال راه حل بهتری هستند واسه رسیدن به هدفشان مث استاد گرامی که چاقی خودشان رو نپذیرفتند و دانبال راه حل صحیح گشتن و خداوند به بهترین مسیر هدایتش کرد و نتیجه گرفتن و تمام شرایط خود را تغییر دادند و توانستند خیلی ها رو هم از شرایط جسمی روحی مالی عاطفی روابطت که مشکل داشتند نجات دهند و شرایطی که دوست دارند خلق کنند و لذت ببرند ذهن توانایی انجام هرکاری داره فقط باید باور کنی ذهن رو با این حال هنوز خیلی ها هستند که شرایط قبل پیش میروند واسه رفع چاقی که این افراد نمی‌دانند ذهن نتیجه رقم میزنه نه تلاش آنها واسه همین همیشه در حال گله شکایت هستند و بدتر بدتر میشه شرایطشان                                     برای تجربه هر شرایطی در زندگی باید از طریق ذهن عمل کنی و ذهن آموزش بدی تا باورهایی درش شکل بگیره و تصویر ها ذهنی شکل بگیره از اون موضوع بعد شرایط تغییر خواهد کرد پس با تلاش فیزیکی نمیشه تصویر ذهنی تغییر داد                              پس هر چقدر تلاش فیزیکی کنی که شرایط جدیدی کسب کنی که از قبل تصویر ذهنی ازش نداشتی موفق نخواهی شد همچی با آموزش دادن ذهن شروع میشه تبدیل میشه به تصویر ذهنی بعد رفتارها جدید براساس تصویر ذهنی بعد خلق رویا ورسیدن به تصویر ذهنی                    به تمام دوستانی که لاغر هستند و می‌خواهند یک مقدار وزن خود را افزایش دهند خواهش میکنم این کار نکنید چون وقتی ذهن بیفته تو سرازیری آموزش چاقی دیگه تصمیم شما یا مقدار شما براش مهم نیست تا بینهایت ادامه پیدا خواهد کرد            من خودم وقتی کودک بودم فک کنم دبستان بودم دقیقا یادم نمیاد می شنیدم میگفتن دختر فلانی اندامش پر است تپل قشنگع هیکلی است تو لباس محلی خیلی قشنگه و چون همیشه یادمه زن داییم‌که‌‌همسایمون بود‌بهم‌میگفت اینقدر لاغری که میشه شمرد استخون کمرت رو استخوانی فلان و از اون زمان دوس داشتم چاق بشم البته نه چاق به این شکل ها یکم تپل بشم که تحسینم کنن و تمام فکرم این بود باید بیشتر بخورم تا تپل بشم و استارت چاقی در من زده شد و به مرور آرام آرام چاق چاقتر شدم و بعد پشیمون شدم از این چاقی و هرچی تلاش کردم که لاغر بشم نشدم چون من دیگه باورم این بود لاغر بشم نیستم از بس شکست خوردم و اون موقع نقش ذهن بلد نبودم                       ومن بخاطر توجه دیگران چاق شدم و ذهن از تناسب خارج کردم و مسیرمم اشتباه پیش رفت چون در طول زندگیم سعی میکردم دیگران ازم راضی نگه دارم و دیگه برای خودم زندگی نکردم و همیشه در حال تلاش واسه رضایت دیگران و این بدترین ضربه ای است که هرکس می‌تونه به خودش بزنه و شدم یه عروسک دستی که هرجور می‌خوان بام بازی کنند و وقتی خسته شدند رهام کنن.                                        حالا چند نکته عالی یاد گرفتم که واسه تاکید در ذهن خودم و یاد آوری به دوستانم میخام شرح بدهم تا آنهایی که اول زندگیشان هست پند بگیرند زندگی خود را نبازند                            برای خودت زندگی کن و خودت بپذیر هرآنچه که هستی و نظر دیگران برات مهم نباشه اون موقع است که طعم خوشبختی میکشی                           خودت باش مطمعن باش افراد زیادی هستند که باهمین شرایط شمارو دوست دارند با همین اندام باهمین صورت باهمین شرایط الانت               زمانی در زندگیت طعم خوشبختی ارامش میکشی که با خودت به صلح رسیده باشی و خودت بپذیری دوست داشته باشی و سپاسگزاری کنی از خداوند تا نعمت ها بیشتری کسب کنی                                              افراد زیادی هستند از جمله خود من که میخاستم خودم تغییر بدم از نظر جسمی تا شرایط بهتری جذب کنم و این صدرصد اشتباه است و باعث نابودی فرد میشه چون وقتی ذهن عادت کنه دانبال انگ جستن در صورتت اندامت شرایطتت هی بیشتر بیشتر دانبال  چیزها دیگری میگرده وتا آخر عمر اسیرت می‌کنه و حلقه میندازه به گردنت هرکجا خواست می‌برتت پس خودمان بپذیریم از شرایط الانمان لذت ببریم تا شرایط بهتری جذب کنیم این یک قانون است                          وقتی منتظری دیگران تابیدت کنن دنیا برای خودت جهنم می‌کنی چون نمیتونی همیشه دیگران از خودت راضی نگه داری و واسه راضی نگه داشتن دیگران باید زندگی نکنی و عروسکی بشی دست بقیه که در آخر دنیارو روت آوار میکنن و تنهات میزارن وزندگیت باختی سر اینکه دیگران بهت بگن چطوری باشی که ما ازت راضی باشیم     ☺️😌                                     ذهن هیچ کاری واسه بقیه انجام نمیده و فلانی واسه همسرم میخام لاغر بشم واسه فلانی میخام این جور رفتار کنم که ازم ناراحت نشه که دوسم داشته باشه این باید بدونی که ذهن برای هیچکس کاری انجام نمیده هدفی که نیتت دیگران باشه آخرش شکست است.  😊☺️🤩😍           ذهن هر انسانی مستقل است وذهن هرکس برای خودش کار میکنید نه دیگران واسه همین هرکس شرایطش با دیگری فرق داره و شرایط جداگانه ای تجربه می‌کنه پس خودمان بپذیریم و دوست داشته باشیم خودمان رو و اهمیت ندیم به دیگران  🤩😍❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۱/۳۰ ۲۲:۰۱
      مدت عضویت: 2174 روز
      امتیاز کاربر: 41566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,131 کلمه

      سلام به استاد گرامی 

      و دوستان همراه 

      من از هنرجویان  دوره مقدماتی  ورود به سرزمین لاغرها هستم و   در حال گذراندن دروس هفته دوم .

      اشتیاق زیادی  به  یادگیری نکات  مسیر ذهنی  دارم  و عاشق نوشتن  در هر دیدگاهی که موضوعش منو جذب کنه.

      البته در تمرینات دوره موظفم برای هر فایل آموزشی  حتما دیدگاهمو به عنوان تمرینات گام به گام  بنویسم .

      اما در دیدگاههای  فایلهای رایگان  هر جا  ذهنم یاری و تشویقم کنه  مطلبی رو  می نویسم و ارسال می کنم .قبل از خریدن دوره  مقدماتی مدت ۸ ماه در دوره های رایگان  جسته گریخته  فعالیت داشتم  اما احساس کردم برای به نتیجه رسیدن  باید آموزشهام با یک‌نظم خاصی پیش بره   که همین کار رو هم کردم 

      بسیار از تصمیمی که گرفتم و انجام دادم راضی ام  و به   ذهنم برای اینکه‌چه وقت به تغییر جسمم به لاغری فیزیکی رضایت بده  احترام می ذارم و سعی می کنم تا اون موقع  حس و حالمو خوب نگه دارم و به گرفتن نتیجه کاملا امیدوار باشم .  ایمان دارم تا ذهنم لاغر و متناسب نشه  جسمم متناسب یا لاغر نخواهد شد چون جسم و حالاتش  تابع ذهنه ….پس عجله کردن هم درست نیست و باعث نا امیدی و خروج از مسیر میشه .

      به دوستانی که خیلی دلشون می خواد چند کیلویی چاق بشن توصیه اکید دارم که از این فکر منصرف بشن .توضیح چرایی  این نظر در فایل صوتی استاد کاملا  شرح داده شده توصیه می کنم دقیق گوش بدید .من خانومی ۵۳ ساله هستم که از سن مدرسه و دبستان  که لاغر شدم تا بعد از پایان سی سالگی   کاملا لاغر مونده بودم بدون هیچ کار خاصی  بدون هیچ رژیم و تحرکی  ولی چون لاغری رو دوست نداشتم و دایم فکر می کردم وجهه خوبی برام نداره دوست داشتم که ‌لا اقل چند کیلو چاق بشم تا حسم نسبت به خودم خوب بشه و دیگران ازم تعریف کنن  و منم ذوقشو کنم  ولی فکر کاملا اشتباهی بود و ۲۵ ساله که دارم تاوان این فکر اشتباه رو پس می دم .

      چاق شدن مثل طبل و   دهلی است که صدایش از دور خوش است ..

      من از کودکی  استعداد داستان نویسی داشتم‌  بیشتر در موضوع طنز  . 

      بعد از گوش دادن به فایل صوتی  استاد و پیشتهاد ایشون به هنرجویانی که ابتدا لاغر و متناسب بودن ولی به عشق چند کیلو چاق شدن به ورطه اضافه وزن زیاد افتادن که بیان و بگن  برای دوستان که این میل و هوس به چاق شدن  چه عواقبی در آینده  براشون ایجاد خواهد کرد .اینو به شکل داستان چراغ جادو براتون تنظیم کردم می نویسم و ارسال می کنم   …

      هر کدوم از ما که یا ‌چاقیم یا افراد چاقی در خانواده یا دوستان می شناسیم که به این وضع گرفتارن بخوبی از مشکلات و رنج چاقی مطلعیم  و نیاز به توضیح نیست .

              داستان چاقی من و                  چراغ  جادو 

      خیلی سال قبل که فقط ۲۰ سال داشتم به دلایلی   رویای چاقشدن  به ذهنم نشست.

      اون موقع  ۴ سال بود که ازدواج کرده بودم و دو فرزند به دنیا آورده بودم  .

      وقتی بیست سالم بود یک پسر ۳  ساله و یک دختریکساله داشتم   و فوق العاده  لاغرتر شده بودم .و همین  باعث شروع رویای چاقی من شد که تحقق این رویا  ۱۰ سال طول کشید و من از سی سالگی به بعد  چاق شدم  که اوایل تا حدود ۵ سال در وزن‌تناسب بودم و خیلی هم خوشحال و راضی .برمی گردم به عقب  به بیست سالگیم ..دوستان داستان  چراغ جادوی من 

        از اینجا شروع میشه..

      یه روز خییییلی ناراحت بودم گفتم کاش منم یه چراغ جادویی داشتم دست می کشیدم روی اون و غول چراغ ظاهر می شد و خواسته ی منو در چشم به هم زدنی  برآورده می کرد .

      یادم اومد از مادربزرگم یه چیزی شبیه چراغ جادو توی صندوقچه اشیاء قدیمی دارم .گفتم برم بیارم دستی  روش بکشم شاید غول ظاهر بشه .

      رفتم آوردم و دستمو کشیدم روی بدنه  اون ظرف  که یهو  دیدم  غول بی شاخ و دمی با صدای خنده ی مهیبی بیرون اومد😃😃😃😃😃  دست به سینه  توی هوا ایستاد به من گفت  فرمانبردارم  سرورم  .‌

      یه لحظه خیلی ترسیدم  ولی  دوباره  خودمو  جمع و جور کردم   و کمی به خودم مسلط شدم  و سعی کردم باهاش دوستانه و مهربانانه  صحبت کنم خواسته امو بگم .

      گفتم غول عزیز میشه بگی تو از کجا  اومدی ؟ 

      گفت  بله سرورم   من  همون ذهن  نیمه هشیار توام که  قدرت انجام هر خواسته ایکه ذهن  هشیار ازم بخواد دارم …

      تو  همون ذهن هشیار یا خودآگاه هستی که به من دستور می دی و من  انجام می دم و خواسته هاتو  برآورده می کنم .

      حالا بگو چی ازم می خوای ؟

      گفتم عه چه جالب  بعد با خوشحالی  بهش گفتم  ببین چقدر لاغرم  حتی از قبل از ازدواجمم لاغرتر شدم   دوست ندارم  خوشم نمی آد اینقدر لاغر باشم  ازت می خوام منو چاقم کنی .

      این تنها خواسته منه .

      غول چراغ  گفت  بله سرورم  اطاعت  ولی  اول  باید به من بگی چرا می خوای  چاق بشی ؟ مگه این جسم لاغر  چه عیبی داره ؟ تا دلایل کافی برای رد لاغریت و انتخاب چاقی نیاری و‌منو مجاب نکنی   از چاق شدنت خبری نخواهد بود .بعد ادامه داد من هیچ نمی دونم چاقی برات خوب خواهد بود یا نه  ضرری خواهد داشت یا نه  فقط  به تو و احساست اهمیت می دم  اگر ثابت کنی لاغری برات رنج آوره  و در عوض با چاقی حالت خوب میشه و شاد میشی و می زنی به در راحتی و بی خیالی حتما موافقت می کنم و کمکت می کنم تا چاق بشی …تا الان لاغر بودی  کاری باهات نداشتم چون هیچوقت مثل حالا از لاغری بدت نیومده بود و شکایتی ازش نداشتی و اصلا کاری به لاغریت نداشتی ولی الان می بینم  نظرت عوض شده .می خوام بدونم چرا ؟

      به غول چراغ  گفتم :

      من با این جسم لاغرم اصلا حال نمی کنم  پاهام که مثل چوب پرچمه 😀😀😀وقتی جوراب سیاه   می پوشم چون همسرم میگه وقتی دامن روی زانو می پوشی  حتما باید جوراب سیاه پات کنی خیلی پاهام زشت به نظر می آد …

      دوست دارم مثل خواهر شوهرم باشم که هیکل چاق و توپولی داره  وقتی جوراب دامن می پوشه  اونقدر به چشمای من زیبا  می آد یا  سایر خانومای چاق …

      گفت  دیگه  چه دلایلی علیه لاغریت داری ؟ 

      گفتم  وقتی باردار شدم و شکمم بزرگ شد  شبا که خواب بودم شکممو  خاروندم  و روی اون خط افتاد  بعد از زایمان  شکمم که پایین رفت  دور نافم چروک خورده  باقی موند .میگن اگه چاق بشی  و گوشت به تنت بیاد این  چروکا صاف میشن .

      غول چراغ گفت  ولی  این چروک که میگی  اصلا زیاد و قابل توجه نیست  چرا بهش گیر دادی  

      گفتم نه نه  نمی خوام  می خوام صافه صاف بشه عین قبل از بارداریم .  تازه  صورتمم خیلی باریک و کوچیک شده  همینجوری پیش بره  معلوم نیست  قیافه ام مث گرسنگان آفریقا بشه ..😀😀😀😀

      غول چراغ  گفت   دیگه‌چه دلیلی برای خروج از جسم لاغرت داری ؟ 

      گفتم  از بس لاغرم هر کی منو می بینه  فکر می کنه بیماری  سختی گرفتم  و یا فکر می کنه اینقدر فقیر و بدبختم نون ندارم بخورم   یعنی لاغریم دلیل فقر و بی چیزی در نظر مردمه .

      بعدم تحرکم زیاده  حرص و جوشی هم هستم  میگن  این دوتا  نمی ذاره  چاق بشم  گوشت تنم آب میشه …….

      اینارو که گفتم غول چراغ گفت کافیه   فهمیدم بخاطر همینایی که گفتی از لاغری داری رنج می بری   و فکر می کنی چاق شدن پایان این رنج و اندوهه 

      اوکی  من  تو رو چاق خواهم کرد  لازمه که  تصویرهایی برام بفرستی   تا بایگانی کنم و طبق همون تصاویر جسمت رو تغییر بدم 

      با خوشحالی گفتم  همین ؟

      گفت  نه همین   انتظارات دیگه ای هم ازت دارم  .گفتم چی انتظاراتی ؟

      غول چراغ ادامه داد:

      باید تا می تونی تصویر از آدمای چاقی که دوستشون داری برام بفرستی  بعدم حسرت خوردن رو متوقف کن امید داشته باش  و منتظر باقی بمون   یعنی  باور کن که‌چاق میشی …بعد از این صحبتا  غول چراغ جادوی من دوباره مخفی شد 

      دیگه کاری باهاش نداشتم و تصمیم گرفتم به گفته هاش عمل کنم تا منو به آرزوم برسونه.

      یه چند سالی گذشت   دیدم خبری نشد دوباره  غول چراغو احظار کردم  گفتم  په چی شد چرا چاق نمیشم ؟ 😃😃😃

      مگه  من همون  نون و برنج و شیرینی و غذای چربی که اون خانوم چاقه می خوره   نمی خورم ؟ مگه من هر روز برات تصویر اندامهای  چاق و خوش هیکلو نفرستادم  …چرا خلاف وعده کردی  ؟ اینه اون فرمانبرداری که ازش دم می زنی ؟ 😀😀😀

      غول گفت سرورم  تو منو گیج کردی 😀😀😀 هنوز تصمیم قطعی برای چاقی فیزیکیت نگرفتم😀😀😀😀  آخه یه جای کارمی لنگه ..

      با ناراحتی گفتم کجای کار ؟ 

      غول گفت :

      ببین  تو درسته  که  می خوای چاق بشی توی پوشه چاقیت هم عکسهایی بایگانی کردم ولی می بینم هنوز  انتظار چاق شدن از خودت نداری ؟ 

      گفتم مگه باید چکار کنم که نکردم ؟

      گفت کار خاصی لازم نیست فقط هنوز منتظر چاقی نیستی چون  از مامانت شنیدی که میگه تو تا سی سالگی رو رد نکنی چاق نمیشی تا بچه هات بزرگتر نشن  تا  همسرت دست از آزار و اذیتت برنداره حرص و جوشت نده  چاق نمیشی .

      خوب اینارو هم که دربست قبول کردی باورشون کردی .من فعلا هیچ کاری نمی تونم برات کنم .اون باورهات اینقدر قوی هستن که باور چاق کنندگی خوراکت رو تحت الشعاع قرار داده ….تا اون شرایط کنسل نشه  تو هر چقدر بخوای به زور  غذاتو زیادتر کنی  تو چاق نمیشی .چون اول باید باورها و انتطاراتت  با خواسته ات همسو بشه .

      من میرم تا اوضاع برات تغییر کنه  ولی به ارسال تصاویر  ادامه بده   فعلا خدانگهدار 

      غولچراغ ناپدید شد دیگه ندیدمش من موندم و باورهایی که داشتم .عصبی و ناراحت بودم که  این شرایط چه وقت تغییر می کنن .بعدم چون باور چاق شدن بعد از سی سالگی در من قوی بود تر جیح دادم  فکر چاق شدن رو از ذهنم خارج کنم صبر کنم تا ببینم بعد از سی سالگی چه اتفاقی میفته .

      گذشت و‌گذشت و‌من همچنان لاغر بودم و بهش تن داده بودم از اینکه از  خوردن نون و برنج و شیرینی چاق بشم نا امید شدم .تا اینکه مرز سی سالگیمو  رد کردم .اوضاع و شرایط هم تغییر کرد  از همسر بداخلاق و بد دهن و خشونت طلبم جدا شدم سرپرستی بچه هامو عهده دار شدم و به منزل پدرم اومدم .مادرم با فوت پدر  تنها شده بود  و من و بچه هام مونس تنهاییش شدیم 

      خونه مادر وفورنعمت بودحقوق ارتش و اجاره بها رو دریافت می کرد  منم بهش قول دادم خودم یه جایی کار می گیرم که خرج بچه هارو خودم تامین کنم 

      خلاصه دوره آسایش و شادی  فرا رسید بچه ها ۱۰ و ۱۱ ساله شده بودن دیگه مث گذشته زحمت و اذیت نداشتن  پدر بداخلاقشونم دیگه نبود  ….

      یه حسی بهم گفت  همه چی جفت و جوره  .خواهرمو بعد از چند ماه  دیدم گفت خوب بهت همه چی ساخته  چه خوب شدی اونوقت بودکه  متوجه شدم  بله  یه چند کیلو چاق شدم و اصلا متوجه این تغییرات نشدم .

      خیییییلی خوشحال شدم  و یادم افتاد که غول چراغ گفته بود وقتی همه شرایط جفت و جور بشه من چاق میشم   و حالا شده بودم .

      دیگه نیازی به احضار غول چراغ نبود چون به خواسته ام رسیده بودم 

      پنج سال گذشت احساس کردم از وزن نرمال خارج شدم به جای ۶۰ کیلوکه‌مدنظرم بود شدم ۷۲کیلو   و این اصلا به نطرم خوب نبود‌

      نسخه پیچی ها برای لاغرتر شدنم شروع شد   از خانواده بگیر تا دکترای تغذیه  و رسانه ها و کتابها و مجلات …

      از هر راهی  رفتم  نشد که نشد  شدم ۸۴ کیلو   دیگه  وقت احضار چراغ جادو بود 

      باز یه روز که خواستم از جام بلند شم و نتونستم و به فکرم رسید که خوبه کنار مبل یه عصایی چیزی بذارم که بتونم با تکیه به اون از جام راحت تر پاشم   خیییلی حالم بد شد  احساس پیری و ناتوانی کردم  یادم اومد که آره چند وقتیه موقع نماز روی صندلی میشینم 

      یادآوری این موضوع  حسابی اشگمو درآورد   گفتم خدایااااااا خودت کمک کن  اگه وضع همینجور پیش بره ویلچری میشم  خدایا  تو رابه مقدسات قسم  یه راهی جلو پام بذار …

      می خواستم دوباره چراغ جادو رو بیارم و غولمو احضار کنم   ولی گفتم ببینم شاید خدا یه راهی گذاشت جلو‌پام  و این شد که خدا صدای منو در اوج استیصال شنید و منو به سایت تناسب فکری هدایت کرد 

      به لطف خدا خیلی احساس سبکی خوبی دارم  شاد و امیدوارم  با شوق تمریناتمو انجام می دم .احساس می کنم شلوارهام به پام گشادتر شدن و جدیدن مجبور شدم از بغلاشون دوخت بگیرم   و این نشون می ده ذهنم برای کاهش رضایت داده  و‌من به تدریج لاغر خواهم شد از وقتی به اینجا هدایت شدم‌ هیچ نوع رژیم و ورزش  قرص  دمنوش  پماد کمربند  رو هم دنبال نکردم..و همه ارو بوسیدم گذاشتم کنار….

      تنها راه تناسب همینه و بس .

      دوستان گلی که رویای چند کیلو چاقی دارید  خواهش دارم دست بردارید از این فکر .که دور از جونتون  بیچاره میشید

      امیدوارم از داستان چراغ جادو  خوشتون اومده  باشه .

      موفق و منصور باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۱/۳۰ ۱۷:۲۴
      مدت عضویت: 2174 روز
      امتیاز کاربر: 41566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 504 کلمه

      سلام استاد گرامی 

      وقت بخیر 

      امروز هم  قوطی شانسیمو باز کردم و آمدن به این قسمت از اطلاعات سایت …

      شاید سوال کنید قوطی شانسی دیگه‌چیه ؟ 😃  اخیرن به دلیل امکان فالو کردن دوستان در قسمت دیدگاهها  و اطلاع از نظراتشون که در هر قسمت از فایلهای موجود در سایت وارد کردن  و از طریق ایمیل  اطلاع رسانی میشه  برام قوطی شانسی   تداعی میشه با یه شادی خاصی  بازش می کنم می دونم که اطلاعات جدیدی برای ترسیم قسمت دیگری از نقشه ذهنیم  در راهه .

      با لذت خاصی اون دیدگاه رو می خونم و بعدمراجعه می کنم به منبع اصلی دیدگاه  که همون فایل صوتی و تصویری  استاد گرامی  هست .

      امروز هدایت شدم به اینجا .و از دیدن نام فایل  که برام یک سوال آشنا بود به خوندن متن  اقدام کردم  هنوز فایل صوتی رو گوش نکردم ..

      من موازی با حرکت در مسیر دوره مقدماتی   به  قسمتهای دیگه سایت  هم هدایت میشم و این مسیله  برام لذت بخشه و با اهمیت دادن به مطلبی که  بهش رسیدم به خودم اثبات میشه که برای رسیدن به تناسب عجله ای ندارم ..

      بعد از خوندن متن این فایل  یک سوالی راجع به یکی از پاراگرافها  پیش اومد این قسمت رو کپی  می کنم و بعد سوالمو از محظر استاد  می پرسم ….

      (  آموزش دادن چاق شدن به افرادی که لاغر هستند کاری بسیار خطرناک است چرا که وقتی ذهن موضوعی را باور می کند مانند توپی می شود که در سراشیبی رها شده است، هر لحظه به سرعت حرکتش به سمت عمق افزوده می شود و این همان اتفاقی است که برای بسیاری از افرادی که مدت ها تلاش کرده اند فقط چند کیلو چاق شوند رخ داده است و اکنون آنها چند ده کیلو اضافه وزن پیدا کرده اند.)

      سوالم اینه  مادر مسیر لاغر شدن با ذهن بحثی داریم به نام   ترموستات ذهنی    که من هنوز  به قسمتی از دوره که این بحث  به شکل کامل راجع بهش صحبت شده نرسیدم  فقط اسمشو شنیدم ..و چون  می دونم که  ترموستات یک وسیله ای است برای تنظیم انرژی حرارتی که روی بخاری ها نصب می کنن ..و کلا یک وسیله ی تنظیم کننده اس .

      که  در مورد وزنهای مختلفی که هنر جوهاتمایل دارن به  اون وزن خاص برسن و ثابت  بمونن فیکس بشن و در همین وزن به زندگی ادامه بدن   از بحث ترموستات نام برده شده  چون   تنظیم کننده  انرژی  حرارتیه بدن در اون وزن خاص هست .

      مثلا من می خوام که در وزن ۶۵ کیلویی باشم  و دیگه  کمتر نشم .چون لاغری زیاد رو هم دوست ندارم .وگرنه  اگر بخوام خیلی لاغر شم باید در وزن ۵۵ یا ۶۰ کیلو واقع  بشم .

      سوالم راجع به همین‌پاراگراف در ذهنم ایجاد شده 

      چطوریه که برای  کاهش وزن و رسیدن به وزن دلخواه  ترموستات ذهنی  کاربرد  داره  ولی برای کسی که می خواداز جسمی  لاغر و نحیف  به  جسمی  تو پر منتها بدون شکم پهلو برسه    نمیشه ازش استفاده کرد ؟؟

      نمی دونم برداشتم یا سوالم درست بود یا نه؟ 

      ممنون میشم از   استاد  در این مورد گیر ذهنی منوبرطرف کنن ..با تشکر فراوان    باقری 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 155 کلمه

        سلام دوست عزیز
        فردی که ترموستات ذهنش روی چاقی تنظیم شده قبل از تنظیم کلی فرمول چاق کننده در ذهنش ایجاد شده
        بعد از آن جسم تغییر کرده و ترموستات ذهنی ایجاد شده
        فرد لاغری که میخواد فقط چند کیلو چاق بشه فرمول چاق شدن در ذهنش ایجاد نشده که بخواد ترموستات ذهنش روی عدد وزنی بالاتر تنظیم بشه
        اتفاقا همین امر سبب میشه افرادی که برای چاق شدن به صورت مستمر تلاش می کنند اگه تعدادی فرمول چاق شونده در ذهنشون ایجاد بشه نه تنها چاق می شن بلکه دیگه نمی تونند چاق تر شدن رو متوقف کنند
        چون ترموستات در حالت ایده آل به شکل خودبخود تنظیمه ولی در حالت خرابی و حارج شده از ایده آل تحت تاثیر عوامل زیادی است
        بنابراین به راحتی نمی شه روی وزن و سایز بالاتر از حالت ایده آل تنظیمش کرد ولی برای افراد چاق می شه روی حالت ایده آل تنظیم بشه چون طبیعت و پیش فرض ذهن ما متناسب بودنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار shahrbanou1346
          ۱۴۰۰/۰۱/۳۰ ۲۲:۰۸
          مدت عضویت: 2174 روز
          امتیاز کاربر: 41566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 15 کلمه

          استاد  سلام 

          یکدنیا تشکر از پاسختون ….

          به مرور  کامل متوجه خواهم شد ….الانم یه چیزایی فهمیدم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۱/۳۰ ۰۲:۰۱
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 5690 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,103 کلمه

      ذهن ما یکی از اعضای وجود جسم ما هست که دیده نمیشه مثلا دست و یا پا و یا چشم و …. رو ما میتونیم ببینیم 

      اما ذهن یک عضو ناشناخته هست و داره تمام زندگی ما رو مدیریت میکنه اما دیده نمیشه  و خیلی چیزها در جهان هست که من نمیبینم اما وحود داره مثل امواح رادیویی که ما اصلا نمیبینیم ولی مطمعنا وجود داره و اگر یه رادیو رو روشن کنی میبینی که برنا مه ها پخش میشه پس نبودن رادیو دلیل بر نبودن امواج نیست .

      خیلی چیزها الان برای ما عادی هستن ولی اگر چند سال پیش بود همه تعجب میکردن مثلا موبایل رو در ده سال پیش نشون مردم میدادی تعحب میکردن و میگفتن این چیه چرا ؟؟؟چون براشون منطقی نیست و درک نمیکنن اما افرادی هستن که مثل بقیه فکر نمیکنن و همینا باعث پیشرفت و خلق کردن میشن  مثلا افرادی بودن که پیاده رفتنهای طولانی رو  نپذیرفتن و رفتن سریعتر رو میخواستنو  ماشین اختراع شد و اگر  اون افراد نبودن  الان ماشین هم نبود .

      وخبلیها هم جاقی رو نپذیرفتن مثل استاد و الان با دورها دارن لاغر میشن .

      پس ذهن هست ولی خیلیا نمیدونن چیه و عملکردش چی  هست و همش میگن چرا من اینطورم و این اتفاقها برام میوفته حالا هر چقدر  من برم سمت چپ ولی ذهن من رو میبره سمت  راست چون قدرت دست اون هست .

      دلیل اینکه آدمها زندگی متفاوتی  دارن به خاطر ذهنشون هست و از این بعضیا همیشه بیمارن بعضیا سلامتن بعضیا فقیرن بعضیا ثروتمندن و بعضیا چاقن بعضیا لاغرن 

      در حیوانات  ذهن نیست و از این زندگی اونها سالها مثل هم هست و تغییری در زندگی اونها به وجود نمیاد چون  ذهن ندارن و  فقط غریزه دارن و بهشون  گفته شده اگر به مشکلی برخوردی باید چیکار کنی و این داخل غریزه هست مثل زنبور و پرندگان مهاجر که هر سال کوچ میکنن و به این فکر نیستن که کولر اختراع کنن و دیگه کوچ نکنن  چون ذهن ندارن که تصویر سازی کنن و پیشرفت کنن ولی انسانها دارن و ما میتونیم فارغ از شرایط پیرامونمون تصویر سازی کنیم و اختراع کنیم 

      این ذهن این توانایی رو داره هر تصویری بهش بدی اون نتیجه اش رو به تو  میده .

      من سالها برای لاغری تلاش  میکردم و لاغر میشدم و انصافا  بار آخر من تا ۳۵ کیلو هم تونستم  کم  کنم  اما    این اواخر کار برام سخت شده بود همش در رفت  و آمد بین چاقی و لاغری بودم   و از چاقی خودم رنج میبردم و به لاغرها بسیار حسرت میخورم و  با زجر شاید  نیم کیلو یا ۳۰۰ گرم کم میکردم و کلی ذوق میکردم وولی در آخر ماه کلی دوباره  وزن من بر میگشت .چرا ؟؟…

       چون با تلاش فیزیکی نمیشود تصویر ذهنی رو تغییر داد بنابراین هر چقدر تلاش کنی به شرایط لاغر برسی چون از قبل تصاویرش وجود نداره شما موفق نمیشید چون تصویر های چاقی گدشته موجود میباشد و در مقابل تصویر لاعری که دارم بسبار بیشتر هست و تلاش من تاثیر گذار نخواهد بود .

      هشدار میدم به بچه هایی که لاغر هستن تلاش بیخودی نکنید که چاق بشید و وای به حال روزی که ذهن شما چاقی رو بپدیره و تصاویر چاقی در اون شکل بگیره دیگه نمیشه جلوی اون رو گرفت .

      من وقتی بعد از ازدواجم در حد دو سه کیلو چاق شدم  همه تعریف دادن و گفتن ایتطور زیباتر هستی چقدر صورتت قشنگ شده چقدر بهت میاد  و من تشویق شدم و لدت بردم و به صورت دستی خوردنم رو تغییر دارم و تصویر ذهنی من کم کم تعییر کرد از حالت لاغر شدم یکم چاق و خوشحال شدم ولی دیگه چون ذهنم تعییر کرده بود این کیلوها بیشتر و بیشتر شد و من از ۵۸ کیلو شدم ۶۰ تا شدم ۷۲ و در نهایت ۸۵ و …

      و چون این اصافه وزن من بعد از ازدواج  با احساس من گره خورد  و اویل خوشحال بودم ودوق میکردم  اون موضوع  چاقی به راحتی به وقوع مپیوند و در هر موضوعی احساس همراه  باشه  سریعتر  به وجود میاد یعنی از حالت خوبه متناسب شدن من رفتم به سمت بد چاقتر شدن و  هیچ فرقی نداره احساسم خوب باشه و یا بد باشه برای ذهنم فرقی نداره و ذهن  فقط احساس رو میخواد و باعث میشه من با این کار  ده ها کیلو اضافه کنم  و بعد از اون اضافه ها   من دیگه از حرف هیچ کس خوشحال نمیشدم که  میگفتن  اگر  چاقتر بشی خوشگلتر می شی و یا هر کس میگفت پرتر بشی قشنگ.تر هست  اون فرد برای خودش میگفت و من هر کاری می  کردم دیگه نمی تونستم لاغر بشم .

      ذهن کیلو رو نمیشناسه  که بگی من میخوام ۳ کیلو اضافه کنم ذهن با احساس من کار داره و وقتی بدن من پر بشه و من لذت ببرم ذهنم هم شروع میکنه به تغییر عادتهای من و من وقتی  از ایده ال رد میکنم و احساس خوشحالی به ترس و نگرانی تبدیل میشه و احساس خو شخالی من به احساس نگرانی و ناراحتی تبدیل میشه فرقی نمیکنه کار برای من سختتر میشه .پس به دنبال چند کیلو اَصافه وزن نباشید که واگر ذهن این رو بپذیره کار سخت تر میشه پس به دنبال این نباش  که  مردم تو رو بپسندن به دنبال این باش که خودت خودت رو بپسندی .

      هر کس که میگفت کمی تپل تر شی بهتر هست اگر چاق بشی همون افراد سرزنشت میکنن پس هوشیار باش و برای خودت زندگی کن و به دیگران اهمیت نده حتی همسر یا دوست و یا فرزندت اهمیت نده چون همین افراد همیشه در حال نظر دادن هستن پس خودت باش و انسانهای زیادی هستن که ما رو همین طور که هستیم میپذیرن .

      من زمانی زندگیم بهتز میشه که با خودم در صلح باشم و از هر چه  دارم م لذت ببرم و نه به دنبال تعییر دادن خودم باشم برای لدت بردن خیلیا به دنبال تعییر خودشون هستن برای لدت بردن از شرایط پیرامونشون هستن  و این صد در صد اشتباه هست پس خودتون باشید و از شزایط تون  لدت ببرید ما در این جهان نیامدیم که دیگران رو  راضی کنیم و لذت ببرن ما هر وقت بخو اهیم از خودمو ن لدت ببریم تمام شرایط پیرامونمون   با ما هماهنگ میشه .

      چرا در مورد لاغر شدن میشه با دست کار ی ذهن ما به نتیجه برسیم .؟؟چون افراد چاق به اندازه کافی تصاویر چاقی دارن و رنج چاقی در ما وجود داره خیلی بیشتر از لاغری در ما وجود داره و وقتی فردی لاغر  رنج میبره چون بقیه بهش میگن و این فرد هیچ وقت با خودش به صلح نمیرسه چون همیشه باید طوری رفتار کنی که دیگران تو رو تایید کنن پس دنیا برات جهنم میشه و دیگران رو نمیتونی راضی کنی و اگر به جان کسی بیقه اون رو نابود میکنه .

      خیلی از افراد مطرح به دنبال کاری هستن که هوادار رو راضی کنن این افراد زندگی دارن که بدتر از جهنم هست .

      پس بنابراین به دنبال راضی کردن بقیه نباش و حرف دیگران رو مرور نکن و اگز رنجی داری الان به خاطر حرف بقیه هست پس رها کن چون ذهن نمیپدیره کاری رو بکنه  که به خاطر بقیه  باشه مثلا تو لاعر بشی که همسرت خوشش بیاد در حیوانها ذهن نیست و همه به یک شکل زندگی میکنن ولی در آدمها زندگی  ها متفاوت هست و سلیقه ها ی متفاوت داریم افکار متفاوت داریم چون ذهن داریم و گرنه باید مثل حیوانات همه مثل هم  زندگی میکردیم پس هیچ وقت نمیشه مثل بقیه زندگی کنیم .

      الان  به بجه ها نگاه کن ببین چقدر راحت میپوشن و میگن من این رو میخوام چون در ذهنشون حرف دیگران مهم نیست و کاری به حرف بقیه ندارن ولی بر اساس تربیت علط کاری میکنیم که در بعدها نظر بقیه براشون مهم بشه  دیگه خودشون نباشن 

      فردی که لاغر  هست در نهایت از چند نفر میفهمه و یا لباسی میپوشه که خوشس نمیاد یا در اینه از خودش خوشش نمیادو …. در نهایت در ده مورد از لاعری خودش  راصی نیست اما چاقها علاوه بر ده مورد که دیگران سرزنش میکنن و یا لباس به تنشون قشنگ نیست ویا در اینه از خودشون خوششون نمیاد  …. مشکلات دیگه هم داره مثلا نفس کشیدن و پادرد و یا کمر درد و یا خواب راحتی نداره و …و یا چربی و قند خون و … پس رنج چاقی اینقدر زیاد هست که ما هر چقدر بخواهیم اون رو از بین ببریم‌نمیتونیم چون کلی رنچ چاقی در ما هست و ما هیچ وقت به سمت لاغری زیاد نخو اهیم  رسید که بی حد لاغر بشیم  پس ما  هیچ وقت نباید نگران  لاعری زیاد در خودمون باشیم .

      اما فرد لاعر رنج کمتری رو تحمل میکنه ممکنه چهارتا حرف بفهمه و یا عکس بگیری و از خودت خوشت نیاد اما در چاقی تو کلی مشکل جسمی داری و سنگینی داری و … واین خیلی قدرتمند تر از لاعری هست .و هی حرکت ما به سمت چاقی هست و ما همش ترس و نگرانی داریم از چاقی و اون چاقی رو قویتر میکنه پس ترس و نگرانی با لذت و شادی هیچ فرقی ندارها در کل چاقی رو تقویت میکنه .

      پس اگر بچه ی لاعری داری تحریک نکن این بچه رو  که  بخوایی اون رو چاق کنی و به خاطر حرف بقیه که خوششون بیاد و یا چون به تو میگن تو بلد نیستی بچه رو بزرگ کنی و یا بچه چقدر  ضعیف هست و ….

      پس  همیشه در مسیر لاغری باشید و حرکت کنید و هیچ تلاشی برای چاقتر کردن خودتون نکنید که بیشتر به چشم بیایین .

      (من یادم میاد قبل از ازدواجم که  لاعر بودم همه چیز به راحتی و بدون نگرانی میخوردم و کاملا لاعر بودم   تا بعد از ازدواجم که از دوران نامزدی کمی وزن من رفت بالا بقیه خیلی تعریف دادن و گفتن بهت میاد و …. همین باعث شد من هم  دستی  فرمولهام رو تغییر بدم 

      اما به خاطر هیچ کس در این دنیا زندگی نکن فقط به خاطر خودت هر طور که خودت راصی هستی و دوست داری زندگی کن من زمانی که خیلی لاعر شدم و وزن ۳۵ کیلو از دست دادم همه میگفتن چقدر پوستت بد شده چقدر صورتت کشیده و لاعر شده چقدر قیافه ات تغییر کرده انگار دماغت بزرگتر شده شبیه پیر زنها شدی پس اگر کمی  سنت بره بالا چه قیافه ای میشی ؟؟و منم همیشه از لاعری صورتم بدم اومده بود و میترسیدم صورتم از این زشت تر بشه بنابراین 

      همیشه میگفتم ای کاسش خودم لاعر میشدم اما صورتم لاغر نمیشد و همیشه از قیافه خودم در عکسها  وحشت می  کردم  ولی  چند وقت بعد از رژیم من سریع از وزن  ۵۹ کیلو در  عرض چند ماه شدم ۶۷ و بعد شدم ۷۲ و داشتم همانطور بالا میرفتم و دیگه هیچ کس نبود این زجر و سختیهای من رو به خاطر لاعری ببینه که چقدر تلاش میکنم و ناراحتم از چاقیم اما هیچ  لاغری من به دست نمیارم که هیچ چاقتر هم میشم  و در کل اون موقع اطلاعات الان رو نداشتم اما الان میگم لاعری شخصی ترین موضوع هر کس هست که با اون فرد در هر لحظه همراه هست پس به هیچ کس هیچ ارتباطی نداره در چه اندام و چهره و وزنی هستیم  و هر چقدر همه بگن صورتت و خودت انگار لاغر شده و یا زشت شدی من هیچ اهمیتی نمیدم و تمام هدفم لدت بردن بیشتر خودم از زندگی و از اندامم هست و همیشه میگم  من این لاغری رو برای خودم میخوام که سبکتر بشم رها تر بشم و خوش تیپ تر بشم و سلامتی روحیم و جسمیم بیشتر بشه و ….و ذهن   من نمیپدیره من لاعر تر بشم که فلانی رو حالی کنم و یا من لاعر تر بشم که همسرم  خوشش بیاد و من لاعر تر بشم که دوستم با من بمونه نه اینها مانع من در لاغری میشن و فقط فقط باید من  برای خودم لاغر بشم و اول باید من تصاویر ذهنی و فرمولهای ذهنیم لاغر بشه و بعد  جسمم  لاغر بشه و اگز اینها تغیر نکن هر چقدر من تلاش کنم و به خودم فشار بیارم یا لاعر نمیشم یا دوباره بعد از مدتی   چاقی من بر میگرده چون ذهنم هنوز چاق هست و باید برای رسیون به هر خواسته ای مثل لاعری دهن رو با خواسته هماهنگ کنی و اول ذهنت رو لاعر کنی و بعد نتیجه خود به خود میاد 

      چون ذهن ما خیلی قدرت داره  و غذاها هیچ قدرتی ندارن و من با قدرت دهنم به راحتی جسم جدیدم رو خلق میکنم و دوباره در وزن جدیدم قرار میگیرم 

      من هر چقدر اصافه وزن دارم مهم نیست مثل یک قطره هست در مقابل دریا من که ۶ کیلو اضافه فکر کنم دارم  تقزیبا در این حد هست  و این مقدار برای ذهن من اصلا چیزی نیست و من به زودی از دستش میدم همانطور که دوستان شگفتی ساز تونستن و همانطور که خودم تا حالا تونستم با ذهنم لاعر بشم دوباره هم لاغر میشم . )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۰ ۱۱:۰۷
      مدت عضویت: 2384 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 875 کلمه

      سلام🙂چقدر این فایل فوق العاده است واقعا بی نظیره چقدر بیشتر از قبل من درک کردم که تایید دیگران برای همه ما مهمه و تاثیر گزارو چقدر دوره لاغری با ذهن کمک میکنه به ما که اعتماد به نفسمون بالاتر بره و تایید دیگران انقدرها هم برامون مهم نباشه و خودمون و جسممون و شرایطمون رو همینطور که هست بپذیریم و از هدیه زندگی که هر روز به ما داده میشه لذت ببریم👌👌👌منم عاشق مسیر لاغری هستم عاشق دریافت این آگاهیهای ناب عاشق مسیری که خداوند منو هدایت کرده بهش عاشق لاغر شدن عاشق یادگیری لاغری عاشق درک قدرت این ذهن عالی که خداوند به همه ما هدیه داده تا ازش استفاده کنیم و خلق کنیم هر انچه دوس داریم رووما چیکار کردیم ؟؟؟از این قدرت فوق العاده در جهت برعکس استفاده کردیم و زندگی اکثر ماها یه بلبشویی از کمبود و نارضایتی و غم و ناکامی و ناسلامتی هستولی از اونجاییکه این قدرت همیشه وجود داره و در ذات و عمق وجود ما تمایل به شادی لذت ارامش ثروت سلامتی زیبایی و تناسب داریم در هر زمانی که آگاه بشیم که قدرت تغییر زندگیمون رو داریم خداوند هدایتمون میکنه به مسیرهای صحیح و فوق العاده ای که به مرور تمام اینها رو لمش میکنیم و زندگیشون میکنیم سپاسگزارم از خدای هدایتگرم بابت خلق من واینکه لحظه ای منو رها نکرده و هر لحظه داره همه ما رو هدایت حفاظت و حمایت میکنه🙏🙏🙏این فایل در مورد قدرت ذهن هست برای خلق جسم اونم با این روند که ابتدا با سرزنش دیگران درباره جسمی لاغری که داریم و دوسش نداریم  تصمیم میگیریم که تایید دیگران رو بدست بیاریم و شروع میکنیم که تصویر چاقتر از خودمون در ذهنمون ایجاد کردن غافل از اینکه اگه ذهن در سراشیبی چاقی قرار بگیره دیگه هی بیشتر و بیشتر جلو میره چون تمایل داره به گسترش بعد از اون باز هم با سرزنشهای دیگران که فلانی ببین چقدر داری چاق میشی مواظب خودت باش یا یادته چقدر قبلا متناسب بودی و خوشگلتر بودی …ترس از چاقتر شدن در ماشکل میگیره و از اونجاییکه هم شادی ناشی از افزایش وزن در زمان لاغری و هم ترس ناشی از چاقتر شدن در زمان چاقی هر دو توجه به چاقی هست ما رو چاق و چاقتر میکنه و اونوقت ما میخوایم با تلاش فیزیکی جسم رو تغییر بدیم در صورتیکه تصاویر چاقی که در ذهن تشکیل شده که با تلاش فیزیکی لاغر نمیشه پس نتیجه تمام تلاشهای فیزیکی ما بی فایده میشهاین دقیقا سناریوی چاقی منهمن در بچگی لاغر بودم تا دوم راهنمایی و حرف دیگران ومتلکهاشون به مادرم و مریض شدنهای مداوم خودم و تعریفای دیگران درباره مزیتهای چاقی که زیبایی هست و لب ودهن جمع و جور و…..باعث شد که من در دوران ۳ ماهه تابستان بین دوم و سوم راهنمایی قشنگ از یه فرد لاغر به یه دختر تپل تبدیل شدم و بعد در دوره بارداری هم به خاطر فرمولهای پکیج بارداری باز هم ۲۰ کیلو اضافه وزن و بعدش دوباره در چند سال بعدش به خاطر سرزنشهای نزدیکان تصمیم به کاهش وزن با رژیم وورزش گرفتم تا اینکه از تمام روشها خسته شدم و همه رو رها کردم و یکسال بعدش به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم وکم کم دارم این لوکوموتیو چاقی رو اروم اروم میبرم به مسیر لاغری در راستای صحبتهای شما من توی همین چند روز دو تا تجربه شنیداری داشتم که شنیدنش خالی از لطف نیستیکی در مورد همسایه مادرم هست که خانم لاغری بودن که همیشه از لاغری شکایت داشتن و به مادرم بارها گفته بودن من دلم میخوا نیم کیلو اضافه کنم و هیچ وقت نمیشه و به خاطر همسرشون هم میخواستن یه کمی چاق بشن و سالها تلاش و خوردن نتیجه نداده بود تا همین یکی دو روز پیش مادر گفتن که ایشون یه چند کیلویی اضافه کردن و خیلی خوشحالن و خیلی قشنگتر شدن و…والان میفهمم که به قول استاد افتادن در مسیر سراشیبی چاقی که معلوم نیست تا کجا میخواد پیش برهیکی دیگه هم در مورد پکیج های عید نوردز هست که استاد همیشه میگن افراد چاق یه سری پکیح مربوط به عید نوروز و ماه رمضون و سفر و…در ذهنمون داریم که در ایام خودش باز میشه و رفتارهای پرخوری ما بیشتر میشه و ما رو چاقتر میکنه دوباره بسته میشه تا سال بعدیکی از اقوام به تازگی عمل اسلیو انجام دادن برای لاغری و حسابی هم لاغر کرده بودن تا این ایام عید که خودشون گفتن در همین ۱۵ روز یک کیلو ونیم اضافه شده به وزنشون و وقتی من شنیدم دقیقا صحبتهای استاد توی ذهنم مرور شد درباره پکیج فرمولهای ایام عید واقعا اینکه خودمون رو دوس داشته باشیم و هر جسمی که داریم و هر شرایطی که داریم رو بپذیریم باعث میشه اینقدر حرف و حدیثهای دیگران رومون تاثیر نذاره و نه سرزنشهاشون و نه تشویقهاشون برامون اینقدر مهم نباشه که بخوایم به خاطر تایید اونا جسممون و زندگیمون رو تغییر بدیم از همینی که هستیم راضی و خوشحال و سپاسگزار باشیم که این خوشبختی واقعی هستاتفاقا وقتی بپذیریم اونوقت میتونیم شرایط رو تغییر بدیم و بهترش کنیم چون ایمات داریم که خداوند اینجوری برامون میخواد و این توانایی رو هم با دادن ذهن خلق کننده به ما داده که هر چه زیبایی و ثروت و تناسب و ارامش میبینیم رو بخوایم و تصویرش رو درذهنمون بسازیم تا به مرور وارد زندگیمون بشه و ما اونو تجربه کنیم🤩🤩🤩🙏🙏🙏 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۶/۱۱ ۱۷:۰۵
        مدت عضویت: 1992 روز
        امتیاز کاربر: 658 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 125 کلمه

        بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان همراه .گام ۷۶ چرا لاغر ها چاق نمی شوند ،

        من هم تا قبل از این دوره هر وقت ادمهای متناسب رامیدیدم که  چاق نمیشن مثلا یکی رو میشناسم نزدیک ۲۰ ساله ۷۸ کیلوه اصلا دست نمی خوره همه چی هم میخوره من همیشه میگفتم خدایا فرق من با این ادم چیه ،بعدها فهمیدم ک فرقمون در محتویات ذهنمون هست وباورهایی در مورد غذاها داریم و محتویات ذهنی داشتن باعث میشه ما ی تصویر ذهنی از خودمون داشته باشیم و بدن ما هم طبق اون تصاویر شکل میگیره و یه ادم متناسب تصویر متناسبی از خودش داره ولی یک فرد چاق تصویر چاقی از خودش در ذهنش داره و بدنشم طبق تصاویر ذهنی شکل میگیره ،

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا