0

ایجاد تصویر لاغری (پانزدهم)

ایجاد تصویر لاغری
اندازه متن

ایجاد تصویر لاغری در ذهن از مهمترین مراحل لاغری با ذهن است که در این قسمت از چالش من اینو نخوردم درباره آن توضیح داده شده است. بنابراین لازم به تاکید است که محتوای این جلسه فوق العاده مهم و تاثیرگذار است.

تصویرسازی ذهنی از موثرترین فرایندهای ناخودآگاه است که تمام جنبه های زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد اما شاید کمتر کسی درباره آن آگاهی داشته باشد و حتی در آموزش های مختلف درباره قانون جذب و موارد مشابه به آن پرداحته شده است.

همه افرادی که اضافه وزن دارند به شکل استادانه ای از این قدرت ذهن خود برای چاق تر شدن استفاده می کنند اما همین افراد در روند لاغر شدن قادر به استفاده از این قدرت درونی خود نیستند.

علت این موضوع به فراموشی سپردن تصویر متناسب خودشان است.

عده زیادی از افرادی که اضافه وزن دارند مانند من از دوران کودکی دچار اضافه وزن شده اند بنابراین تصویر متناسبی از خود در ذهنشان ندارند و در ایجاد تصویر لاغری در ذهن خود ناتوان هستند.

آن عده از افراد چاقی که تا چند سال قبل کاملا متناسب بوده اند به دلیل درگیری ذهنی شدیدی که با چاقی و چاق شدن در آنها ایجاد شده است به مرور فراموش کرده اند که روزگاری متناسب بوده اند و به دلیل توجه بیش از اندازه به چاقی توانایی بخاطر آوری یا ایجاد تصویر لاغری را در ذهن خود ندارند.

البته دلیل دیگر ناتوانی آنها عدم آگاهی از اهمیت ایجاد تصویر لاغری و همچنین نداشتن اطلاعات درباره چگونه ایجاد کردن آن است.

نحوه ایجاد تصویر چاقی ذهن

با اشاره به چگونه ایجاد شدن تصویر چاقی به وضوح می توانید به تلاش خود برای ایجاد تصویر چاقی در ذهنتان پی ببرید.

هر بار که شما خود را وزن می کنید با عددی مواجه می شوید که عدد موردعلاقه شما نیست.

دیدن هر بار این عدد باعث ایجاد احساس بد در شما می شود.

احساس بدی که منشاء آن چاقی است.

تکرار هر احساس برای ذهن شما به معنی علاقه شما به آن احساس است.

شاید مسخره به نظر بیاد ولی روند کار ذهن به همین شکل است.

از آنجایی که ما در انتخاب احساس آزاد هستیم بنابراین سیستم ذهنی ما به گونه ای طراحی شده است که احساس ما را بررسی و قضاوت نمی کند.

اگر ذهن بخواهد در چگونگی احساس ما دخالت کند از میزان اختیار کامل ما در انتخاب های خود کاسته می شود و این با اصل خلقت انسان توسط خداوند در تضاد است.

بنابراین ذهن ما قضاوتی درباره احساس ما ندارد و اصلا برایش مهم نیست که این احساس چه نتیجه ای دربر خواهد داشت.

و سیستم ذهن به شکلی تنظیم شده است که هر احساسی تکرار شود آن احساس به عنوان یک موضوع مهم و مورد علاقه ما ثبت شده و در دستور کار گسترش ذهن قرار می گیرد.

به همین دلیل است که از زمانی که شما دچار احساس چاقی شدید روند چاق تر شدن شما شروع شده و ادامه داشته است.

بنابراین وزن کردن خود یکی از عادت های مخرب در تشدید تصویر چاقی ذهن است که متاسفانه به شکل گسترده از طرف پزشکان و متخصصان تغذیه توصیه می شود و ترازو را ابزاری برای کنترل وزن و اطلاع از وضعیت جسمانی معرفی می کنند درصورتی که تاثیر بسیار مخرب در تشدید روند چاقی دارد.

برای گسترش این آگاهی دوستانی که این مطلب را می خوانند تجربیات خود از استفاده کردن از ترازو را به اشتراک بگذارند.

سایز کردن خود از دیگر مواردی است که باعث وضوح تصویر چاقی در ذهن می شود.

توجه کردن به چسبان شدن یا تنگ شدن لباس یا کمربند.

سایز کردن در واقع نوعی وزن کردن است و احساس بد شما از چاقی را تکمیل می کند.

تصور کنید شما از طرفی با استفاده از ترازو و دیدن عدد وزنی خود به احساس بد چاقی می رسید و از طرفی با سایز کردن لباس خود احساس چاق تر شدن خود را تائید می کنید.

هر باز که شما با استفاده از ترازو یا از طریق سایز کردن به احساس چاقی یا چاق تر شدن برسید در حال واضح تر کردن تصویر چاقی ذهن خود هستید.

تماشای خود در آینه از دیگر طریق های ایجاد احساس چاقی در خود و کمک به وضوح تصویر چاقی ذهن است.

توجه به حرف های دیگران درباره چاقی خود یا بدتر از آن پیش بینی حرف زدن دیگران درباره چاقی خود روش دیگری برای پررنگ تر کردن تصویر چاقی ذهن است که همه افراد چاق آن را به دفعات تکرار می کنند.

دیدن خود در عکس های دسته جمعی و مقایسه کردن خود با دیگران که متناسب هستند و رسیدن به احساس بد چاقی از دیگر موارد به وضوح رساندن تصویر چاقی ذهن است.

اینها برخی از طریق های توجه کردن به چاقی و کمک به شفاف سازی تصویر چاقی ذهن است که همه افراد چاق به طریق مختلف آنها را بارها تکرار می کنند.

اما اگر توجه کنید هر زمان ما تصمیم به لاغر شدن گرفته ایم و از هر روشی برای لاغری اقدام کرده این تلاش های مشابه این را برای ایجاد تصویر لاغری ذهنی انجام نداده ایم.

و یکی از دلایل شکست خوردن ما در لاغری با هر روشی ایجاد نکردن تصویر ذهنی لاغری است.

لازم به ذکر است که علاوه بر این که ما ایجاد تصویر لاغری ذهنی را انجام نمی دادیم در مدت زمانی که در حال سعی کردن برای لاغر شدن بودیم با تکرار روش های تقویت تصاویر چاقی ذهن احساس ناامیدی از کسب نتیجه مطلوب را در خودمان افزایش می دادیم و در نهایت باعث خسته شدن و ادامه ندادن روش لاغری خود می شدیم.

توجه به ایجاد تصویر لاغری ذهنی و همچنین پرهیز از تکرار رفتاری که تصاویر چاقی ذهن را تقویت می کند از مهمترین مراحل لاغری با ذهن است که نیاز به توجه و تمرین بسیار برای یادگیری انجام صحیح آن دارد.

توضیحات این قسمت از چالش من اینو نخوردم به شما کمک می کند تا به شکل بهتری این دو بخش بسیار مهم را مدیریت کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.06 from 17 votes

https://tanasobefekri.net/?p=23336
برچسب ها:
46 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار تینا.عالی
      1402/11/26 18:50
      مدت عضویت: 72 روز
      امتیاز کاربر: 8448 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      چاقی را به یادخودمون اصلا نیارید و مرور نکنید چاقی رو و تصویر و عدد چاقی رو نیارید در ذهنتون ،

      از در آیینه دیدن خودتون و ترازو و‌اندازه کردن با متر خودمون دست برداریم،و به حرف دیگران و نگاه دیگران حق نداری واکنشنشون بدهیم و یا با سایز لباسها خودمون را آزار دهیم و مرور چاقی نکنیم،

      اول ستاد بحران تشکیل بدهیم ،جلوی خراب شدن اوضاع را بگیریم بعد شروع به ساخت ساز و ترمیم کنیم 

      حسرت در خودت بوجود نیار و نترس و مرور نکن،

      حالا تصویر لاغری قبلی خودتون را به یاد بیارید ،

      حسش کنیم ببینیمش وهمونطور مثل لاغرها رفتار کنیم و حتی فکر کنیم ،

      عدد وزن مورد دلخواهمو ۵۳ کیلو رو و لباس و تصویر و سایز مورد دلخواه را در ذهنمون مدام تکرار کنیم ،

      من خودم زمان غذا خوردن تصویر و ابعاد و اندازه  معده امو که کوچیک شده دقیقا اندازه مشت دستم میبینمش  در ذهنم و ناخودآگاه میگم کافی معده ام نمی‌خواد دیگه پر شد مقدارش اندازه هست عالیه و متعادل خوردم و 

      عکس لاغری خودمو زدم با آیینه مدام ببینمش،

      لباس زمان لاغریموگذاشتم روبروی چشم تا ببینمش،

      منتهی با حس خوب و صبوری و اطمینان نه حسرت میگم همین بودم و به لطف الله چون خدا خودش به خواست خودم منو هدایت کرد به این مسیر دوباره همین میشم.

      و دقیقا ذهنم الان با رفتارم تضاد پیدا کرده اون به من میگه نمیخوام نخور خداروشکر استاد خیلی ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/09/01 10:41
      مدت عضویت: 316 روز
      امتیاز کاربر: 17350 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 601 کلمه

      سلام استاد 

      خدارا شاکرم که درتاریخ 1402/09/01 این فایل را گوش دادم 

       هر احساسی تکرار شود آن احساس به عنوان یک موضوع مهم و مورد علاقه ما ثبت شده و در دستور کار گسترش ذهن قرار می گیرد.

      وچون ما در احساس آزاد هستیم ذهن به گونه ای طراحی شده که احساس مارا قضاوت نمیکند چون اگر ذهن خواسته باشد دراحساس ما دخالت کند این با اصل خلقت انسان مغایرت دارد 

      یکی از احساسهایی که برای ما تصویر سازی ذهن انجام میدهد تکرار این احساس است و بعد از تصویرسازی فکر میکند که این تصویر مورد علاقه ما است و با تمام توان سعی دارد مارا به سمت علاقه و احساس خودمان برساند 

      ما با وزن کردن خودمان روی ترازو وقتی به احساس بد میرسیم و تصویر چاقی بیشتر را درذهن خودمان تکرار میکنیم ذهن ناخودآگاه اصل را ازبدل تشخیص نمیده و فکر میکنه که چاقی بیشتر مورد علاقه ما است و مارابه سمت چاقی بیشتر سوق میدهد .

      سایز گرفتن با لباسها و متر این هم بدانگونه است وقتی ما از گرفتن سایز ناراحت میشویم و احساس بدی به ما دست میدهد ذهن نمیداند که این احساس بد است یا خوب چون درذهن ما گسترش و تکرار میشود و آن را جزء علایق ما میداند و مارا به سمت چاقی میکشاند .

      تماشای خود درآیینه چقدر من این عادت را تکرار کردم بارها درمقابل آیینه به شکم و بازوهای خود نگاه میکردم و بارها به خود میگفتم چطور من باید اینها را لاغر کنم و آن موقع اصلا نمیدانستم که برای ذهن تصویر سازی چاقی انجام میدادم و علاوه براینکه لاغر نمیشدم روزبه روز چاق تر میشدم 

      توجه به حرف دیگران بارها درمجالس و مهمانیها افرادی را میدیدم که از سر دلسوزی و یا نیش زبان میگفتند که چرا لاغر نمیشوی ولی نمیدانستند که من همه ی سعی خود را میکردم که لاغر بشوم ولی نمیشد و آنجا هم توجه من بیشتر به چاقی خودم بود و احساسم را بد میکرد و تصویر سازی 

      دیدن عکسهای دسته جمعی بارها شده بود در عکسهای دسته جمعی وقتی خودم را با اطرافیانی که درعکس بودند مقایسه میکردم میگفتم وای من چقدر چاقترازدیگران هستم ولی این را خودم وقتی درجمع هستم نمیدانم و خیلی ناراحت میشدم و میگفتم من دیگه عکس نمیگیرم و این حس بد توجه به چاقی بیشتر بود 

      توجه به نگاه دیگران  وقتی دریک محفل جدید میرفتم فکر میکردم دیگران با دیدن من چه فکری میکنند که فلانی چقدر چاقه بیچاره و حس دلسوزی و نوع نگاه دیگران برای من احساس بد ایجاد میکرد اصلا شاید دیگران درمورد من هیچ نظر و فکری نداشتند این بیشتر نگرش خودم به چاقی بود و به هرحال حس من بد میشد و تصویر سازی چاقی دربدن من زیادتر میشد و روزبه روزمن چاقتر میشدم 

      ما باید دید خود را مثلا نسبت به وزن ترازو تغییر بدهیم و بگوییم وزن یک شکل و یک عدد است و نباید احساس ما نسبت به یک عدد و شکل بد شود که احساس ما را خراب کند  ما باید اوضاع بدن خود را با توجه به افکار ذهنی بررسی کنیم که آیا ما فرمولهای لاغری را درذهن جایگزین کردیم و کارهایی را باعث تصویر سازی چاقی میشود انجام نمیدهیم و آنها را به تصویر سازی لاغری تغییر دهیم درذهن خود لاغری خود را تصویر سازی کرده که با لاغر شدن ما چقدر احساس شادی و آرامش و اعتماد به نفس بالاتری داریم و خیلی از کارهایی که قبلا نمی توانستیم انجام دهیم الان انجام میدهیم .

      اول باید جلوی تصویر سازی چاقی درا دربدن بگیریم تا اوضاع کنترل شود و ما را چاق تر نکند بعد ازاین شروع به ساختن تصویر سازی لاغری درذهن کنیم تا درمسیر لاغری حرکت کنیم و لاغری خودش را درجسم ما نمایش دهد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      1402/07/29 23:00
      مدت عضویت: 202 روز
      امتیاز کاربر: 6670 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 277 کلمه

      به نام خدا 

      سلام

      چاق شدن باعث ایجاد تصویر سازی ذهنی در فرد می شود حالا این تصویر سازی ذهنی به چه صورت انجام میشه هر بار که از ترازو برای دیدن وزن خود استفاده می کنیم و با هر بار روی ترازو میرویم و وزن بیشتری نسبت به قبل می بینیم احساسمون بد میشه و احساس نفرت و بی لیاقتی می کنیم و در ذهنمون تصورمون این هست که هر بار روی ترازو برم وزن بیشتری خواهم دید

      یا هر بار که در آینه خودمون رو میبینیم مثلا وای شکمم چقدر بزرگ شده چه بازوهای اویزونی این کار هم باعث میشه تا تصویر سازی چاقی داشته باشیم 

      من خودم متر پارچه ای مخصوص اندازه گیری دور شکم و بارون خریده بود و روزی چند بار اونها رو اندازه می‌گرفتم و با هر بار اندازه متفاوت و بیشتری می‌دیدم و حالم بد میشد یا لباسهای سایز ۳۸ دارم که بارها اونها رو می‌پوشم که کی تنم میشه و هر بار که تنگ میشه واقعا حس ناامیدی دارم

      از نگاه‌های دیگران نفرت داشتم و همیشه فکر میکردم حالا داره اندام چاق من رو نگاه می‌کنه و بعداً مسخره ام خواهد کرد

      از این لحظه تصمیم دارم تا دیگه از متر و لباسهام برای اینکه بفهمم لاغرتر شدم یا نه استفاده نکنم خوشبختانه من برای اینکه داشتن ترازو باعث میشد که استرس بهم وارد بشه تا حالا نخریدم و قبلا برای وزن کردن خودم ماهی یکبار بیرون میرفتم که مدتی هست کاملا قطعش کردم

       اما روزانه چند بار شکم و اعضای دیگر بدنم رو چک میکنم که از الان متعهد میشم تا اینکار رو انجام ندم و از این به بعد نگاه‌های دیگر قضاوت نکنم و حتی در مورد چاقی من باشه دیگه برام مهم نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1402/06/22 23:26
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 489 کلمه

      به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .

      سلام و درود فراوان به تمامی اهالی سایت تناسب فکری 

      تصویر سازی ذهن خیلی موضوع مهمی هست 

      که همه ی چاق ها به صورت ناخود اگاه در چاق تر شدن از اون  استفاده کردن اما برای لاغری بلد نیستن که استفاده کنن .حالا چرا  جریان اینطور هست ؟؟ چون  چاق ها سالها هست از این توانایی ذهن برای چاقی بیشتر  استفاده کردن و  اما حالا که خیلی وقته از لاغری فاصله گرفتن تصویر لاغری یادشون نمیاد که از اون استفاده کنن و یا بلد نیستن از اون برای لاغری استفاده کنن .

      من از وقتی در سایت هستم  یاد گرفتم  هرگز روی ترازو نرم و عدد وزنی خودم رو نیینم و هرگز این کار رو نکردم دقیقا برعکس گذشته ام که هر هفته روی ترازو میرفتم و چقدر حالم بد میشد و همون حس بد داشتن نسبت  به وزنم باعث میشد هی وزنم بالاتر بره و من  اون زمان نمیدونستم عیب کارم کجاس پس اعداد روی ترارو به تصویر تبدیل میشدن و یا اینکه رفتن داخل اینه و نگاه کردن به چربی های اضافه باعث چاقی بیشتر در ما  میشه و یا نگرانی و ترس از چلقی باعث چاقی بیشتر ما میشه و این کارها خیلی خطرناک هست و من هرگز نباید اونها رو انجام بدم و من خودمم در گذشته به،شدت به شکم چاقم و یا رانهای چاقم توجه میکردم و هر جای چاق  بدنم رو داخل دستم میگرفتم و میگفتم باید این چربی ها اب بشن و اما حالا اگاهم انجام این کار بسیار نادرست هست و نباید انجام بدم  من باید حواسم باشه توجهم رو از روی چاقی بردارم  پس هدف  تمام دوره ها این هست من توجهم  رو از روی چاقی که الان همراه من هست  بردارم و به لاغری که هنوز برای من  به وجود نیومده توجه کنم تا به هدفم برسم  و این هنر من  هنر جو هست .

      من باید بتونم تصویر عالی در ذهنم ایجاد کنم و هرگز نباید سراغ ترازو و اینه و افکار چاقی برم چون اینها باعث تصویر چاقی در ذهن ما میشن .

      همه ی اینها و هر کاری که چاقی رو به یاد ما میارن دارن تصویر چاقی رو ذهن ما پر رنگ میکنن و تا من جلوی این تصویرها رو نگیرم به سمت لاغری حرکت نمیکنم .

      من نباید تصویر چاقی رو پر رنگ کنم تا خود به خود روند لاغری من شروع به حرکت کند و من مطمعنم به زودی لآغر و  لاغرتر  میشم .فقط همینجا  تعهد میدم از چاقی بیشتر  در اندام هام و چاقی در جسمم نترسم و تعهد میدم هر وقت جلوی اینه رفتم عاشق خودم و جسمم باشم و به چاقی توجه نکنم و به اون قدرت ندم و  بگم بابا این که چیزی نیست به زودی از جسم من بیرون میره و من تعهد میدم کاری به ترازو و عدد وزنی ام نداشته باشم چون ارامش،من رو از بین میبره و اجازه نمیده من  این مهمان ناخوانده رو از جسمم بیرون کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1401/12/22 21:06
      مدت عضویت: 398 روز
      امتیاز کاربر: 44300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

                       سلام شب شما بخیر باشه 

      ترازو وسایز ممنوع تماشایی جلوی اینه ممنوع انداز ه کیری لباس که کشاده شده یا تنک شده ممنوع دیدن وبررسی بدن جلوی اینه  ممنوع  توجه  حرف زدن دربار چاقی ودین عکس هابی خانوادگی خلاصه بیخیال مقایسه کردن اگه میخوای نتبجه بگیری و تصویر ذهنزچاقی روبیشتر نکنی 

      فبل از ورود به سایت تناسب فکری این وزن کشی یی مشکل بزگ برای من بود واون حس که وای نکنه وزنم بالا رفته باشه تو رژیمهای که من میگرفتم شب قبل استرس دلهره داشتم فکرم این بود که صبح چه وزنی این ترازو نشون میده صبح که میشد با کشیدن وزن یی پروژ داشت لباس سبک  باشه ناشتا باشی بی ادبی  گلاب به روتون روم به دیوار دستشویی رفته باشی وحالا وزن کشی انجام میدایم اگه وزنم پاین امده بود حالم خوب بود وای  ازروزی که وزنم بالا میرفت دیگه عصاب وروانم خراب میشد وحالم خراب خراب میشدبازم راضی نمشدم دوساعت دیگه دوباره وزن کشی انکا رتو دو ساعت موجزه میشه این ورن کم میشه اون با من لج میکرد میخواست لج من در بیاره یا زیادتر نشون میدا یا کمتر این دفعه دیگه نابو شده بوده 

       .ازروزیی که من وارد این سایت شدم تویی ۱۲ قدم روز ۲۱   ۱۰ وزن کشی داشتم تا تعهد بدم واخرین وزن کشی بود که انجام دادم ترازو از دید خارج شد متر دیکه دم دست باشه انداز گیری نداریم برای خودم تویی این ۶۰ روز شاید ۳۰ تا۴۰ باروسوسه شدم وزن کشی کنم دخترام به من گفتن ولی به شما تویی فایل لیزنمیخورم قول دادم که لیز نخورم تا خواستم اقدام کنم یی صدایی به من میگفت حواست باشه  داری لیز میخوری مواظب باش لیز نخوری تو قول دادی ولی امروز یادگرفتم  لباس هم اندازه نکنم این قول دوباره به شما که انجام ندم من خدا بخواد به قول قرار پایبندم 

      اما اینه ادم یادحج می اندازه خداقسمت کنه وفتی مهرم میشی نگاه کردن در اینه تازمان پایان اعمال است نباید در اینه نگاه کنی اعمال  دچار مشکل میشه همه اینه رو کاغذ می چسبونن تا نگاه نکنی 

      تو خونه هم اگه به اینه  نگاه کردن حس خوشحالی داشته باشی که دار م لاغر میشی چی ؟وخودتن تشویق کنی که داری موفق عمل میکنی چی؟ بازم نباید به اینه نگاه کنم ؟

      این کار هم تصویر ذهنی چاقی رو کسترش میده ؟ 

      یعنی اصلا به چاقی فکر نمی کنم ولی دارم خودم تشویق میکنم 

      سایز کردن باعث وضوح تصویر چاقی در ذهن احساس بدی از جاقی رو تکمیل میکنه این خودم واقعا حس کردم قبول دارم وفتی سایز زیا دشه اونم روح روان اعصاب خراب خراب 

      میشه ادم مایوس میکنه باره حتی متر رو پرت کردم واز خودم دور کردم اینطوری ازش انتقام گرفتم 

      تراوز ودیدن عدد روی ترازو مثلا اینگه سنگ که اون می تراشی مغز ادم سوراخ میکرد

      سایز کردن +وضوح تصویر چاقی ذهن + احساس بد + ترازوودیدن عدد+ سایز کردن + اندازگیر لباس + احساس =چاقتر شدن تایید میکند 

      ایستادن حلوی اینه ودیدن ووبرسی کردن خود کمک ابه وضوح تصویرچاقی است  

      توجه به حرف دیکران د ر باره چاقی یاپیش بینی حرف زدن در باره چاقی باعث تصویر جاقی است ودیدن عکس ومقایسه کردن خود با افراد متناسب احساس بدچاقی وتصویر چاقی است 

      من تازکی در خودم احساس میکنم وتصویر سازی ادم لاغر رو دارم انجام میدم کمی داره پر رنگ میشه اولش اصلا مثل دالون اون ته بودم ولی حالا داره هم نزدیک میشه هم واضح داره میشه بهم داره نزدیک میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/12/21 11:29
      مدت عضویت: 417 روز
      امتیاز کاربر: 11035 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 596 کلمه

      سلام و درود .

      اینجا یه سوال برام پیش اومده .

      وقتی ترازو سایز کردن و برانداز کردن خودمون در آیینه ایجاد تصویر چاقی در ذهن ما می کنه خب چه کاری ایجاد تصویر لاغری می کنه ؟ 

      یعنی وقتی برای چاق کردن خودمون یه ابزار برای تاثیرگذاری ذهنمون داریم  در همین راستا چه ابزاری برای لاغر کردن ذهنمون داریم ؟

      ما میدونیم انسانهای لاغری که میخواستن وزن اضافه کنند  هم از همین ابزار برای چاق کردن خودشون استفاده می کردند ولی هرگز موفق به چاق کردن خودشون نمی شدند . 

      پس ابزار چاقی و لاغری نمیشه یه چیز بیرونی باشه . چون چاقی و لاغری ما جسمی نیست ارتعاشی هست . 

      وقتی علاوه بر ارتعاش لاغری جسم  ارتعاش لاغری ذهن هم داشته باشیم این دو تا نور علی نور میشن و ما با تصویر سازی جهت حرکت جسم رو در جهت زیباتر شدن همراهی می کنیم . 

      گاهی اوقات ما لاغری رو نمیبینیم  و ناراحت میشیم و فکر می کنیم لاغری وجود نداره در حالیکه در لایه های زیرین لاغری جاریه و جریان لاغری در همه ی سطوح بدن هست . منتها مراحل تکامل آهسته اهسته است 

       ما نباید گرفتار عجله بشیم مدار لاغر شدن آهسته آهسته اتفاق میفته و نتایج آهسته آهسته خودشو به ما نشون میده . 

      ما تصویر لاغری رو برای خودمون در ذهن خودمون تصور کنیم هر روز باهاش زندگی کنیم باورش کنیم . 

      از لاغر بودن انسانها خدا رو شکر کنیم . حسادت نکنیم .  به جای شکایت خدارو شکر کنیم که ما هم در مسیر لاغری هستیم و لاغری رو در وجود خودمون دائمی می کنیم . 

      تصویر سازی دیگه در مورد لاغری برای غذاهاست . 

      تصویر چاق کنندگی از غذاها رو برای ذهنمان پاکسازی کنیم تا  از غذاها حس چاقی نگیریم . 

      تصویر چاق کنندگی از رفتارهامون رو پاکشازی کنیم تا دیگه از رفتارهامون نگران نشیم چون نگرانی یعنی حس چاقی داشتن . 

      خیلی تمرین کنیم روزانه به صورت عملی . 

      به نظرم هر صبح که از خواب بیدار میشیم تا شب در فکرمون نسبت به هر چیز بیرونی تصویر درست بسازیم . 

      وقتی جلوی آیینه می ایستیم تصویر لاغر بودن از خودمون تجسم کنیم . 

      وقتی شروع می کنیم به خوردن غذا تصویر لاغری از غذاها انتظار داشته باشیم . 

      ترس از چاقی رو رها کنیم . 

      با لاغر بودن زندگی کنیم . 

      نگرشمون رو مثبت کنیم و حال خوب رو در خودمون جاری کنیم . 

      خودمون رو با لاغری خسته نکنیم اینم یه مانع هست . با لاغری عشق کنیم . 

      لاغری نیومده که مارو خسته کننده . 

      لاغری سرگرم کننده است . 

      خودمون رو با لاغری سرگرم کنیم . 

      خلاصه با لاغری زندگی کنیم تا به امید خدا جسممون آروم آروم در مسیرش حرکت کنه . 

       ما آروم آروم چاق شدیم نباید انتظار داشته باشیم تند و تند لاغر بشیم . 

      پروسه آرامش در لاغر شدن رو بپذیریم تا دچار حس عجله و دور شدن از لاغری نشیم . 

      من وقتی فایلها رو گوش میدم و تمرینات روزانه ام رو انجام میدم حالم خوبه . اما دلم نمیخواد مرتب به کلمات نگاه کنم ببینم چقدر نوشتم . اینجوری تمرکز و هدف لاغریم میره . 

      ولی همینارو هم نباید برای خودم مانع کنم . وقتی با حس بنویسم اونقدر ناخوداگاه این اتفاق میفته که به خودم میام میبینم کلی نوشتم . 

      من با نوشتن لاغری رو برای خودم می نویسم . 

      من برای خودم میخوام لاغر بشم پس هیچی نباید حواس منو پرت کنه . 

      مهم اینه حس خوبی داشته باشم و با حس خوب بنویسم تا لاغری رو با حس خوب در خودم ثبت کنم وگرنه اگه با احساس بد انجام بدم و تمرینات رو برای خودم کسل کننده کنم دیگه تمایلم برای ادامه دادن کم میشه . 

      لاغری سرگرمیه نه خسته کننده . 

      من فقط باید نگرشمو عوض کنم تا از لاغر شدن همیشه حس خوب بگیرم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شهربانو باقری
        1401/12/22 13:15
        مدت عضویت: 1326 روز
        امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 352 کلمه

        سلام   استاد ، من با خوندن  دیدگاه دوست خوبمون آقا عطا   راجع به آینه ها و  اهمیت نگاه در آینه مطلبی  به ذهنم اومد می خوام از فرصت استفاده کنم و راجع بهش چند جمله بنویسم ….

        می دونم که نگاه در آینه با حس خوب و لبخند  در دوره کاهش وزن ذهنی    از اهمیت بالایی برخورداره   چرا ؟ چون علامت این هست که من خودمو  با هر هیکلی که دارم  دوستش دارم و پذیرفتمش  با نگاه در آینه نواقص جسمانی خودم رو می بینم  و بدون اینکه حالم بد بشه از دیدنشون  با نگاهی از مهر  بهشون میگم  من خودم مسئول  این فرم بدنم هستم  خودم با افکارم و رفتار اشتباهم   اینو برای خودم خلق کردم  اما  عزم جدی  دارم که  درستش کنم  و اینکار شدنیه  …انسان ذهن قدرتمندی داره که  هر چیزی رو اراده کنه می تونه با توجه و تصویر سازی و احساس خوب خلق کنه  و لذتشو ببره …

        استاد باید اینجا چیزی رو درباره فکرم‌ راجع به آینه ها  بگم ….  

        می دونیم در ساخت آینه در کارخانه های تولیدی  از دو نوع ماده  استفاده می کنن  با کیفیت  و بدون کیفیت …

        با نگاه در آینه ای که با کیفیته از جیوه خالص و مرغوب ساخته شده   خودمو خیلی خوشگل و جوان  با پوستی صاف و روشن می بینم  و لذت می برم و از هر فرصتی برای نگاه در اون  استفاده می کنم 

        اما  آینه بی کیفیت   حالتو  بد می کنه پوستتو سیاه و پیر نشون میده  احساس می کنی  مریز شدی چهره ات زرد و بیخوده  پس از اینکه بری جلوش خودتو ببینی خودداری می کنی ..

        پس لازمه در انتخاب آینه  سر کیسه ارو شل کنیم و از نوع با کیفیتشو بخریم 

        متاسفانه آینه های خونه ی من از نوع بی کیفیتن   تر جیح می دم  خواندن میثاق نامه جلوی آینه ارو  فعلا کنسل کنم و به شکل ذهنی  در آینه ذهن خودم به خودم نگاه کنم و تمرین جلو آینه رفتنو انجام بدم …. اگر موفق بشم  خودمو با استفاده از آینه باکیفیت اما در ذهنم  کاملا شفاف و واضح ببینم  که  عالیه و باید به خودم تبریک بگم ….

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          1401/12/22 13:52
          مدت عضویت: 1326 روز
          امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 46 کلمه

          سلام مجدد    لازمه که  این جمله ارو هم به نظرم اضافه کنم   که  من اگر بتونم  نمایی شفاف  با سایز درشت و روشن و واضح  از یک‌جسم‌متناسب از خودم رو در آینه ذهنم   ببینم   کمک  بزرگی به  متناسب شدنم می کنم ….

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار عطا
            1401/12/23 08:50
            مدت عضویت: 417 روز
            امتیاز کاربر: 11035 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
            محتوای دیدگاه: 191 کلمه

            سلام و درود . ممنون از لطفتون شهربانو خانوم . 

            بله این موضوعی که شما فرمودید درست مثل همون فیلتره . با فیلتر چاقی به خودمون نگاه نکنیم با فیلتر لاغری نگاه کنیم . 

            امروز داشتم میرفتم سرکار یه چیزی به ذهنم رسید اینکه  وسیله ی سنجش لاغری ما میزان استفاده از فرمولهای لاغریه . 

            ما فرمولهای لاغری رو یاد گرفتیم . هر چقدر در طول روز در هر مرحله از زندگیمون بیشتر از فرمولهای لاغری استفاده کنیم یعنی لاغرتر شدیم . 

            حالا این فرمول هر چیزی میتونه باشه . به نظرم این معیار برای لاغری تا اینجا که بهش رسیدم بهترین معیار برای لاغریه . 

            مثلا همین که نگاه به چاقیمون نکنیم یه معیار لاغریه . 

            یا همین که میخواین ایینه تون رو تغییر بدیم یعنی سبک نگرش به خودتون رو میخواین تغییر بدین اینم یه نوع استفاده از فرمولهای لاغریه . 

            میتونیم همه ی اینا رو بنویسیم و بعد نگاه کنیم ببینیم تا شب چند تا فرمول لاغری استفاده کردیم و چند تا فرمول چاقی که میتونستیم استفاده کنیم استفاده نکردیم . 

            به نظرم این معیار ، معیار خوبیه برای ارزیابی خودمون و اینکه عادت کنیم که با فرمولهای لاغری زندگی کنیم  و ازشون استفاده کنیم . 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار شهربانو باقری
              1401/12/23 12:21
              مدت عضویت: 1326 روز
              امتیاز کاربر: 22236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 153 کلمه

              سلام   ، بله آقا عطا  ،  همینطوره 

              هر چقدر دستورالعملهای  لاغری رو در موارد و شرایطی که پیش می آد  بیشتر به اجرا بگذاریم  باید انتظار لاغر شدن داشته باشیم  .. باید توجه داشته باشیم  ذهن جلوتر از جسم لاغر میشه …لاغری ذهن پیش نیاز لاغری جسمه …..برای همین توجه به نشانه های لاغری ذهن  از اهمیت  بالایی برخورداره … می تونه   احساس بد ناشی از  چاقی جسمی رو که دیرتر و به آهستگی  اتفاق میفته ارو خنثی کنه  و ما رو در حالت نشاط ، امید  و اشتیاق برای تغییر  کردن  نگه داره  ….

              تغییر دادن  آینه ها به حالت مطلوب   یک کار مقدماتی  برای انجام یک فرمول از فرمولهای  لاغریه  …مارو تشویق می کنه  با حس و حال خوب  و خوش عادت کنیم خودمونو  بیشتر در اون ببینیم و با خودمون به آشتی و صلح برسیم …

              از شما متشکرم برای ارسال نظر  ارزشمندتون …  در پناه ایزد منان  باشید .

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      1401/11/13 11:33
      مدت عضویت: 1291 روز
      امتیاز کاربر: 7576 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان 

      سلامی به گرمی آفتاب سرظهر

      من یه تصمیم مهم گرفتم وچون کارخیلی خوبی کردم گفتم بیام بنویسم وخودمو تشویق کنم 

      من مدت ها یعنی سالها به خاطر خاصیت موادغذایی اونارو خوردم 

      وبیش از ۹۰ درصد چیزایی که درزندگیم خوردم از سر جبر وترس بوده

      اما یه تصمیمی گرفتم که دیگه این کارو نکنم

      از آنجایی که همه ما میدونیم همه خوراکی خوبن ومفیدن وهیچی بد نیست وما مسئولیت تامین ویتامین پروتئین کربوهیدرات وچربی بدنمون نداریم 

      واین بدن ماست که به طور هوشمند کار خودشو انجام میده ومواد مورد نیازشو دریافت میکنه درنتیجه یه بار ترس وبرای همیشه کنار گذاشتم وبه دلخواه خودم تصمیم گرفتم زندگی کنم

      من از امرور ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ دیگه چیزایی که دوست ندارم لااقل درخانه خودم نمیخورم وبیرون از خانه خودمم که به ماهی دوبار حدالکثر ختم میشه هم تعمیمش میدم وسعی میکنم این رو بیشتر کنم درزندگیم 

      راستش استاد جان 

      من همیشه عاشق پیتزا بودم 

      اما همیشه ترس از چاق شدن و…منو منع کرده از خوردنش 

      اما از دیروز رفتمو ووسایل پیتزا خریدم وخودم درخانه درست کردم واحساس خوشبختی رو دیروز وامروز تجربه کردم وتازه فهمیدم که یه عمر پرخوری کردم چون رضایت از چیزی که میخوردم کسب نکردم ولی دیروز سه تا تیکه پیتزا با لذت خوردم واونقدر لذت بردم وسبک بودم وسیر شدم که حتی نوشابه هم نخوردم که مزشو عوض نکنه 

      وحتی صبحونه هم پیتزا درست کردم وخوردم دوتیکه 

      ویک تیکشم گذاشتم برای وقتی گشنه شدم 

      ودراین دوروز چقدر درس ها گرفتم از این پیتزا وسبک جدید خوردنم 

      اول وقتی چیزی که واقعا دوست داری رو میخوری احساس رضایت مانع از پرخوری میشه

      دوم وقتی چیزی رو که دوست داری میخوری تازه به خطا های ذهنت آگاه میشی چراکه مثلا من فهمیدم که تکرار رو دوست دارم درخوردن ویک تیکه بهم احساس رضایت کافی وکامل نمیده 

      پس ذهنم بهم گفت دفعه بعد که خواستی بخوری یک تیکه پیتزاتو دوتیکه کن وبعد بخور ومن دیدم که وقتی برای امتحان امروز صبح یک تیکشو دوتیکه کردم چقدر احساس سیری زودتری دریافت کردم 

      سوم وقتی چیزی که دوست داری رو میخوری احتیاجی به عوض کردن طعم دهنمون با کنار غذا رو یا احساس نمیکنیم یا خیلی خیلی کم میشه 

      مثلا من اصلا میل به نوشابه وچای بعدش نداشتم ونخوردم 

      مثلا من متوجه شدم وقتی چیزایی رو صرفا به خاطر عرف بودن میخورم هی مدام دنبال کسب اون رضایت ولذت میرم ولذت درهی خوردن دنبال میکنم 

      مثلا دوران دبیرستان یه دوست داشتم فقط پیتزا میخوردومتناسبم بود 

      وهمیشه از غذاهای خونه فراری بود نه صبحونه میخورد نه ناهار نه شام 

      یه روز بهش گفتم واقعا چرا صبحونه نمیخوری مریض میشی وچاق میشی 

      گفت تو خوردی الان لاغر شدی ومشکلی نداری

      اون روز زیاد به حرفش دقت نکردم یعنی نمیتونستم با شرایط خونه ما به حرف دلم گوشم بدم 

      اما امروز متوجه شدم باید به حرف دلم گوش بدم وفقط برای خودم زندگی کنم نه بقیه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/11/11 22:52
      مدت عضویت: 417 روز
      امتیاز کاربر: 11035 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 747 کلمه

      سلام و درود . 

      چقدر این فایل خوب بود . 

      اضافه کردن یه راه دیگه به راه زرشکی من اینو نخوردم . 

      من وزن نکردم . 

      من چاقی خودمو تو آیینه برانداز نکردم . 

      من با لباسام چاقی خودمو مرور نکردم . 

      من با متر و سایز گرفتن خودمو اندازه نکردم . 

      من به شکم و لایه های چربی توجهی نمی کنم .

      من موقع لباس پوشیدن دیگه نگاه به اندامم نمیکنم .

      این راههای اضافه کردن امروز به عادت من اینو نخوردم هست . 

      چیزی که امروز خودم میخواستم به عادتم اضافه کنم اضافه کردن  وقت به نخوردن بود . 

      امروز من که از خواب بیدار شدم چیزی نخوردم . 

      ساعت ۷ چیزی نخوردم .

      ساعت ۸ چیزی نخوردم .

      ساعت ۹ چیزی نخوردم .

      ساعت ۱۰ چیزی نخوردم .

      ساعت ۱۱ چیزی نخوردم .

      ساعت ۱۲ چیزی نخوردم .

      ساعت ۱ چیزی نخوردم . 

      ساعت ۲  یک کفگیر اضافه عدس پلو نخوردم . 

      سیرابی نخوردم . 

      مرغ نخوردم .

      برنج نخوردم . 

      چند تا چیز باهم  نخوردم . 

      ساعت ۳ نصف لیوان کامل شربت عسل نخوردم .

      ساعت ۴ نخوردم .

      ساعت ۵  نخوردم .

      ساعت ۶ نخوردم .

      ساعت ۷ سمنو تا آخر ظرف نخوردم . 

      چند تا تکه لواشک  نخوردم . 

      روی هم خوری نکردم . 

      نگاه چاقی به خودم نداشتم . 

      فکر خوردنم نکردم . 

      ساعت ۸ نخوردم 

      ساعت ۹ نخوردم 

      الان نزدیک ۱۰ هست و من نخوردن رو بیشتر انتخاب کردم . 

      نه برای لاغر شدن که فهمیدم نباید به خاطر لاغری نخورم . 

      نخوردم چون سیر بودم . چون میلی نداشتم . چون دلم نمیخواست بخورم . چون حتی به فکر خوردنم نیافتادم . چون گرسنه نبودم . 

      من شخصیت متناسب کننده رو در وجودم دارم .

      برای پرورش شخصیت متناسب ترازو لازم نیست . سبک سنگین کردن و سنجش جسم لازم نیست . فقط لازمه هر روز قدمهایی کوچک در راه تغییر روش چاقی بدیم . همین تغییرات کوچک وقتی تکرار بشن به عادت متناسب کننده تبدیل میشن .

      خوردن دلیل چاقی نیست . اما زیاده از حد نیاز خوردن به دلیل فشاری که به جسم  و صدبرابر فشاری که به ذهن میده و ترس از چاقی ایجاد می کنه لازمه ترک بشه .

      فشار ذهنی پرخوری خیلی زیاده وقتی پرخوری کنی ترس از چاقی میاد بعد دلمون میخواد هی خودمون رو وزن کنیم تا فشار چاقی رو کم کنیم اما با وزن کردن باز ترس از چاق شدن یا ترس از لاغر نشدن مجددا میاد . 

      پس سنجش چاقی در جسم اصلا راه  ساخت شخصیت لاغریمون نیست . 

      هدف من فقط کاهش وزن جسمی نیست . هدف من پرورش شخصیت لاغری در وجودمه که شخصیت لاغر من میتونه همیشه جسممو لاغر نگه داره . 

      توجه شخصیت لاغر به چاقی نیست . نگاهش به چاقی بد نیست . از چاقی نمیترسه . به لاغریش ایمان داره . لازم نیست برای سنجش خودش هی بره روی ترازو . به غذاها نگاه چاق کننده نداره . غذا رو فقط برای رفع نیاز جسم میخوره . (گرسنگی و سیری ) . نخوردن رو برای لاغریش انتخاب نمی کنه بلکه انتخاب می کنه چون نیازش برطرف شده و دیگه گرسنه نیست . نخوردن بهش فشار نمیاره . خوردن رو تا حدی میخوره که نیازش رفع بشه و دچار حس فشار جسمی و ذهنی نشه  . فعالیت کردن رو به خاطر لاغریش انجام نمیده بلکه چون لاغره سبکه و بهتر میتونه فعالیت کنه .  چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت نمیده .مسئولیت چاقی رو میپذیره  و میدونه چاقی فقط یه انتخابه . خودشو لایق لاغری میدونه . کار لاغری براش راحته . سخت و عذاب آور نیست . به طبیعت بدنش توجه می کنه . طبیعت بدن لاغر بودن و سلامتیست . انسان سالم متناسبه و …. 

      اینا باورهایی هستن که شخصیت لاغر باهاشون سنجیده میشن البته از نظر من . من اگه بخوام سنجشی هم انجام بدم شخصیت لاغرمو با اینا میسنجم . گرچه اونقدر به این شخصیت  ایمان پیدا کردم  که اصلا نیازی به سنجش نیست . وقتی حالم خوبه و دارم هر روز تمریناتم رو انجام میدم و در زندگیم هم عملی می کنم دیگه دلیلی برای سنجیدن وجود نداره . خب کم کم تمام اضافه وزن جسمی از بین میره و به مرور شخصیت متناسب من جسممو متناسب می کنه . پس امروز یاد گرفتم نگاه چاقی به هیچ عنوان به جسمم نداشته باشم و  تمرکزمو فقط بزارم روی یادگیری و عمل  . تا عادت هام کم کم تغییر کنند .

      لاغری با ذهن تنها راه لاغر شدنه . چون  درون یک انسان رو تغییر میده . بینش یک انسان رو تغییر میده . کلا فلسفه چاقی رو از جاری شدن در  ذهن یک انسان به فلسفه لاغری تبدیل می کنه . 

      لاغری با ذهن یک علمه که همه انسانها لازمه اون رو بشناسن  تا بتونند مابقی عمرشون رو در سلامتی جسم و جان زندگی کنند . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      1401/02/24 08:44
      مدت عضویت: 1258 روز
      امتیاز کاربر: 11611 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 567 کلمه

      سلااام

      چندین بار فایل رو دیدم و سعی کردم گفته های شما رو توی زندگی واقعیم ببرم و اولین گامم این بود که تشخیص بدم از چه راه هایی دارم تصویر سازی میکنم و الان برای خودم لیستشون میکنم که با آگاهی بیشتر راجع به خودم فکر کنم و تصویر سازی کنم و هر بار خواستم تصویر سازی در جهت چاقی انجام بدم از کارم آگاه باشم و دیگه ادامش ندم.

      کارایی که در مسیر چاق شدن انجام میدم:

      وقتی میخوام غذا بخورم به یاد روزایی میوفتم که به جسمم آسیب میزدم و پر خوری میکردم و حالم از غذا خوردن بد میشه چه به اندازه بخورم چه بیشتر یا کمتر از نیازم ، کلا حالم از عمل خوردن بد میشه به خاطر خاطره های رنج آور 

      راهکارش چیه؟ اول اینکه در مسیر لاغری با ذهن باشم و ادامه بدم و فرمول های خوردن = چاقی رو کمرنگ تر کنم هر روز ، دوم اینکه اون لحظه به یه چیز در لحظه ی حال فکر کنم و آگاهانه از خاطرات گذشته بیام بیرون مثلا به گلای قالی نگاه میکنم و با خودم میگم چه رنگی هستن و یا هر کار ساده ی دیگه ای که حواسم رو به زمان حال معطوف کنه نه گذشته

      من وقتی یه لباس قشنگ میپوشم به خودم میگم فلانی که اندامش عالیه ، اگه این لباسو میپوشید چقدر بیشتر بهش میومد و حسرت میخورم که اون اندام مال من نیست تا بتونم بیشتر لذت ببرم و این یه تصویر سازی قدرتمند از چاقیه

      راهکاری که براش به ذهنم میاد اینه که به قسمتایی از بدنم فکر کنم که خیلی دوسشون دارم و همیشه از دیدنشون توی آینه لذت میبرم مثله صورتم و کمرم یا دستام و این حالمو خیلی خوب میکنه ، یکی دیگه اینکه با همون لباس از خودم عکسای قشنگ میگیرم و اینطوری دفعه ی دیگه تصویر اون عکسایی که گرفتم میاد توی ذهنم به جای اینکه به فلانی خوش هیکل فکر کنم.

      من تمام خاطراتی که تا الان داشتم رو میارم توی ذهنم و همش به خودم میگم چقدر خوب میشد اگه توی تموم اون لحظه ها لاغر و متناسب و خوش اندام می بودم چقدر همه چیز قشنگ تر میشد چقدر بقیه بیشتر دوستم داشتن و ازم تعریف میکردن و این یه حکم خیلی محکمه که به من میگه الان چاقم و چاقی در من نهادینه شده و خودم رو نپذیرفتم و اگه ادامه بدم این باعث میشه این تصویرا بیشتر و بیشتر بشن و وقتی بهشون بیشتر توجه کنم دیر تر کمرنگ میشن و کار من سخت تره 

      پس من چند لحظه توی ذهنم به آب شدن یه شمع فکر میکنم تا آروم بشم و با خودم حرف میزنم و میگم که گذشته ها گذشته و تموم اون تجربه ها منو چیزی کرده که الان هستم و خوشحالم که الان اینم و میخوام خودمو هر روز یه پله ببرم بالا که اصلا کار سختی نیست 

      و من کافیم . نیاز نیست همه چیزم خوب باشه همیشه . من تلاشمو میکنم اما بعضی وقتا فقط باید حس کنم و بپذیرم 

      برای چاقی هم همینطوره ؛ یه زمانی شخصیت من ، شخصیت یه آدم چاق بود و خودم به وجودش اوردم خودمم همین الان از راه درستش شخصیتمو تغییر میدم و بعد رفتار هام تغییر میکنه و انتطاراتم از خودم عوض میشه

      خدایا شکرت برای این آگاهی ها

      از این به بعد آگاهانه درباره ی خودم فکر میکنم تا تصویرایی که از الان در ذهنم شکل میگیره متفاوت باشه از گذشته ی خودم و نتایج متفاوتی برام داشته باشه

      ممنونم استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهام خضرلو
        1401/02/26 09:32
        مدت عضویت: 1645 روز
        امتیاز کاربر: 17578 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 117 کلمه

        سلام صبای عزیزم دوست بسیار زیبا وعالی 

        به نظرم برای تصویر سازی اول ازهمه باید با خودمون به صلح برسیم با چاقی با بدنمون با انداممون با همه ی خوبی ها و بدی ها و زشتی ها و زیبایی هایی که داریم با همه سایزهای لباسهامون با همه غصه هامون برای لاغری باید با خودمون آشتی کنیم باید خودمون رو ببخشیم باید همه چیز خودمون رو دوست داشته باشیم باید به خودمون عشق بدیم 

        ما در مسیر صحیحی هستیم در یک مسیر زیبا نباید یادمون بره نباید عادت کنیم نباید برامون عادی بشه این حال خوبهامون فکرهای خوبمون اتفاقات خوبی که برامون میفته 

        اون وقته که تصویر ذهنی لاغری ایجاد میشه با عشق با دوست داشتن با در صلح بودن 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      1401/02/19 21:44
      مدت عضویت: 1302 روز
      امتیاز کاربر: 16787 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 559 کلمه

      فایل ” ایجاد تصویر لاغری (قسمت پانزدهم ): ”

      مثل همیشه، این فایل کوتاه؛ در نوع خودش ، بی نظیر، عالی و پر محتوا بود.  ممنونم استاد مهربانم.

      چند روز پیش برای موردی، به پزشک مراجعه کردم.  خانمی که دستیار ایشان بودند ، از من راجع به وزنم سوال کردند؛ که در برگه، می بایست ان عددوزن را یادداشت میکردند.

      من به او گفتم که وزنم را نمیدانم و او مرا کنار ترازو برد، تا مرا وزن کند.

      از او خواستم که لطف کند و عدد وزنم را به من نگوید.  او هم جواب داد، که تقريباً بیشتر افراد، همین خواسته را از او دارند.

      وقتی پزشک مورد نظر امد و شروع کرد به بررسی مواردی که در پرونده من بود، رو به من کرد و گفت:” خانم ، شما نسبت به قدتان، وزنتان خیلی بالا است و شما جز افرادی هستید، که ما انها را “بیمار” مینامیم، چون چاقی بیماری است.

      بعد سریع پرسید که “ ایا اخیرا وزن کم کرده اید ؟ رژیم دارید و یا ورزش میکنید؟

      من جواب دادم که “وزنم را نمیدانم، میزان کم شد نش را هم نمیدانم؛ چون خیلی وقته که خودم را وزن نکرده ام، ولی سایزم خیلی تغییر کرده است.رژیم ندارم و هر موقع فرصت کنم، پیاده روی میکنم و وقتی هوا خیلی گرم نیست، به کوهنوردی میروم. “

      او فورا گفت :” چه جوری، غذا میخوری؟

      من گفتم:” هر وقت گرسنه باشم، غذا میخورم و هرموقعی که گرسنه نباشم، چیزی نمیخورم و هر دفعه به اندازه  نیاز بدنم،  غذا میل میکنم.

      او که اقای پزشک صبور و مسنی بود، حدود 45 دقیقه راجع به رژیم صحبت کرد و بعد راجع به یک برنامه غذایی خاص و برنامه ورزشی دقیق.

      به من میگفت که چون من خانم جوانی هستم، از الان باید به فکر باشم تا بعداً، از چاقی نمیرم ، بیماری فشار خون و غیره نگیرم.

      من بارها شده است که فایلهای استاد را که یک ساعت بوده،  بارها و بارها تماشا کرده ام و از انها لذت برده ام، ولی واقعاً از حرفهای این پزشک، که بسیار هم فرد متشخصی بودند؛ “ احساس خوبی” نکردم.

      نمیدونم، چرا حرفهای این پزشک برایم مهم شد، واقعاً این که او چه نظری دارد، برایم چه اهمیتی داشت، نميدانم!

      من، تقريباً دو سالی هست که در سایت ساکنم و سه بار عکسم، هم در قسمت شگفتی سازان لاغری با ذهن، منتشر شده است.

      یعنی من از روش لاغری با ذهن، نتیجه های عالی و درخشانی کسب کرده ام و همچنان در تمامی جا به جای زندگیم، این نتایج واضح، مشخص و روشن است؛ ولی یکی دو روزی درگیر حرفها ی این پزشک شدم ، نمیخواهم از خودم خشمگین باشم، ولی شما میدانید؛ چرا؟

      اینحا برای شما بگویم که ایشون فردی حدو د 75 ساله به نظر میرسیدند و باانکه کوتاه قد هم بودند و روبروی من روی صندلی نشسته بودند، شکم بسیار بزرگی داشتند که کمربند را به زور روی شلوارشان، بسته بودند.  

      ایشون، حتی قوز هم داشتند.نمیدونم چطوری متوجه احساس عدم خوشحالی من شدند، چون به همسرم رو کردند و گفتند که:” شاید خیلی افراد از من ناراحت بشوند، ولی من وظیفه پزشکی دارم که انها را نصیحت کنم و با تذکر راجع به رژیم و ورزش انها را به سلامتی برگردانم، تا شب راحت سر روی بالش بگذارم.

      اینکه استاد میگویند که پزشکان تنها ترازو ، رژیم و ورزش، را  ابزار کنترل وزن و سلامتی ما ميدانند، کاملاً صحيح است.  

      امیدوارم همه در سایه ایزد منان متناسب ، شاد، در صلح، ارامش و ایمن باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 61 کلمه

        سلام و درود
        در زندگی از کسی الگو بگیر یا نصیحت پذیر باش که دو ویژگی رو داشته باشه:
        ۱- نتیجه نصیحت یا توصیه اش رو در خودش به طور واضح ببینی
        ۲- از شنیدن و فکر کردن به عمل کردن به اون حرف احساس خوب و ذوق و شوف داشته باشی

        شرح حال شما واضح میکنه که این فرد واجد شرایط هست یا خیر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1401/01/14 16:16
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,058 کلمه

      سلام  به همگی 

       من با تصویر سازی ذهنی در  گفته های استاد در این مسیر تا حدود زیادی  آشنا شدم و متوجه شدم در زمان گذشته که رژیم داشتم چقدر عالی داشتم برای چاقی خودم تصویر سازی ذهنی  میکردم یادم هست  پس از رسیدن به تناسب اندام  زیر نظر کارشناس تغذیه که اون تناسب رو  با  چنگ و دندون به دستش آورده بودم هر هفته خودم  رو  وزن میکردم که مبدا از دستش بدم  و اما  میدیدم که چقدر راحت داره وزنم بالا میره  وهمش غصه و نگرانی و ترس از چاقی بیشتر داشتم حتی یادم یه روزهایی بعد از رفتن روی وزنه و دیدن عدد بیشتر با اون همه محدودیت غذایی  اینقدر ناراحت میشدم که دیگه اطرافیانم میدونستن چرا من حالم بده و همش به من  میگفتن به خاطر حساس بودنت هست. و میدیدم که خواهر بزرگم  که با من  دو ماه رژیم گرفت و ورزش کرد و دیگه رها کرد و حساس نبود  چقدر لاغر تر من شده و همانطور مانده  که مانده و خیلی جاها مواد غذایی میخورد که من جرات خوردن نداشتم و خیلی وقتها در زمانهایی خواهرم  غذا میخورد که برای من ممنوع بودن و من هرگز جرات این کار رو نداشتم و اما من به خاطر فرمول‌های ذهنی اشتباهم و یه سری کارهای اشتباهم هر روز چاقتر میشدم اما خواهرم خیلی راحت بود و هر روز متناسب تر میشد تا با این راه آشنا شدم و متوجه خیلی از خطاهای خودم شدم که به قول استاد اگر من فقط اونها رو انجام ندم خود یه خود لاغر میشم و انصافا با انجام ندادن خیلی از کارهای اشتباهم در اوایل آشنایی  با سایت من کلی ریزش سایز و وزن داشتم و اما هنوزم بعد از مدتها  که در مسیرم و کاارهای اشتباه گذشته رو انجام نمیدم مثلا هرگز خودم رو وزن نمیکنم ,هرگز در مورد چاقیم با کسی حرف نمی‌زنم ،هرگز  افکار منفی در مورد خوردن رو مرورنمیکنم  در آینه به  چاقی خودم توجه نمیکنم،مدام خودم رو در آیینه  بررسی نمیکنم و….

      اما باید بگم همین دیروز یه ست  لباس خاص داشتم که برای تفریح در باغ پوشیده بودم که کمرشلوارم روبه نسبت بالا آورده بودم و حین قدم‌زدن در باغ  دستم روی شکمم کشیدم که دیدم به خاطر شلوار  شکمم دو تیکه شده و من ناخود اگاه   قسمت بالا و پایین  شکمم رو در  دستم  گرفتم  و خوب لمس کردم و گفتم وای انگار شکمم برجسته  تر شده (تصویر سازی ذهنی کردم ) اما سریع دستم رو برداشتم و گفتم نه خیر عالی هستم و این مقدار شکم در مقایسه با قبل من عالی. و کوچکتر هست پس بی خیال این افکار شدم و متوجه شدم کارم  اشتباه هست و امروز دقیقا این فایل تلنگری بود برای من .

      و یا اینکه من قول دادم مدام خودم رو داخل آیینه چک نکنم و به اندام های چاقم توجه نکنم برای همین مدتها هست پشت به ایینه لباسم رو عوض میکنم  و  همچنین با آیینه قدی هم در سالن خونه هم مدتها هست که  اوکی شدم  و از اون  بیشتر برای ارتباط بهتری با خودم برقرار کردن  و یا  به چهرم  نگاه کردن  و یا برای  اهنگ خوندن وخوشحالی  کردن جلوی آیینه میرم و کلا سعی کردم اصلا به دنبال چک کردن اندام خودم در آیینه نباشم و فقط برای ارتباط قوی و دوستانه داشتن با خودم از اون استفاده میکنم  و یا  از دور و  یا نزدیک  نگاه کلی به خودم میکنم 

      یعنی دارم تصویر سازی ذهنی میکنم یعنی می‌خوام تصویری از اندام های چاق و یا نافرم خودم  رو خیلی مرور نکنم تا  در ذهنم کمرنگ بشن به جای اون به  اندام های زیبا در اطرافم توجه میکنم مثل دخترم و یا خواهرم و یا خواهر همسرم و یا اون اندام های زیبا که در گالری ذخیره کردم نگاه میکنم و یا اینکه عکسی از دوران تناسبم داشتم که تا مدتها به اون نگاه میکردم و اما ظاهراً از گوشیم پاک شده چون دیگه نمیبینمش اما بازم باید بهتر رفتار کنم و هیچ وقت اندام های چاقم رو لمس نکنم .و بارها بگم و نگاه کنم و ببینم که چقدر من با بودن در این راه متناسب تر شدم و به اون اندام های  خودم که تغییر کرده نگاه کنم  و خوشحال باشم 

      یا اینکه  باید بگم هنوزم بعضی اوقات که در کنار افراد متناسب قرار میگیریم و می‌خوام لباس تنگی  بپوشم و یا مانتوم رو در بیارم کمی میترسم که مبادا از دیدن فلان قسمت بدنم وحشت کنند و یا پیش خودشون بگن فلانی انگار  هنوز چاق هست و یا اینکه میترسم پیش خودشون بگن  ببین فلانی چه اندام نافرمی داره و خلاصه اینکه  اینم یه مانع ذهنی دیگه هست که بهتر از قبل شدم ولی هنوزم باید روی خودم کار کنم و خودم رو همانطور که هستم بپذیرم و کاری به هیچ قسمت بدنم نداشته باشم و با هر پوششی که دلم بخواد در هر کجا حاضر بشم خدا رو شکر همیشه عالی هستم ولی گاهی اوقات  در کنار افراد خاص متناسب  با لباسهای قالب تن حاضرشدن  برای من سخت هست و فکر میکنم الان فلانی که متناسب هست   به رانها و یا شکم چاق من نگاه می‌کنه پس بازم با مرور این دوره کلی از  نفطه ضعفهام داره برام مشخص میشه که باید تمام اونها رو بپذیرم و بهتر بشم .

      من از این به بعد به خودم قول میدم هیچ قسمت بدنم  رو برای اینکه بگم چربی اضافه  داره  لمس نکنم و به اون توجه نکنم و در آیینه به خودم نگاه نکنم .

      و دوم اینکه در جلوی هر فرد متناسبی با هر پوششی. که بودم حاضر بشم حتی لباسهای چسبان و اندامی رو اگه دوست داشتم بپوشم و نگران حرف هیچ کس نباشم که توجه به چاقی هست و هر رنگ شلوار و هر مانتو و هر مدل لباس روبه راحتی به تنم کنم که با این کار  به  چاقی قدرت ندم  پس قول میدم  ترسی از دیده شدن اندامم ندارم و به راحتی با پوشش دلخواهم  در همه جا حاضر میشم .

      و باید بگم به شدت از زمانی که خودم رو وزن نمیکنم  ارامش دارم و حال خوب دارم و لاغری بیشتری دارم و برای مزه کردن و چشیدن این همه طعم های ینظیر  در  این مسیر حاضر نیستم حتی براری یک بار هم که شده به زمان قبل برگردم و اون همه رنج و سختی و ناراحتی و غصه  و چاقی رو  خودم به خودم با افکار و کارهای نادرست هدیه بدم .

      خدا رو بی نهایت سپاسگزارم  که در این مسیر عالی با استاد عالی همراه هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 36520 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 170 کلمه

      سلام استاد خسته نباشید
      میخواستم ازتون تشکر کنم واسه تخفیفهایی که گذاشتین هر چند من نتونستم جورش کنم،
      اما امیدوارم در آینده بازم تخفیف بذارید .

      راستش رو بخواید من تونستم از این تصویر سازی ذهنی با وزن نکردن خودم جلوگیری کنم،
      واقعا آرامشم خیلی بیشتره،قبل آشنایی با سایت تناسب فکری هر روز چند بار خودم رو وزن میکردم ، خیلی استرس زا بود.
      از دیروز که این فایل رو دیدم وقتی به آینه نگاه میکنم روی قسمتهای اضافه وزن دارم زوم نمیکنم،
      سعی میکنم وقتی دیگران در مورد رژیم ،چاقی و… صحبت میکنند بحث طول نکشه و عوض بشه،
      سعی میکنم اندام خودم رو با دیگران مقایسه نکنم،
      سایز گیری هم نمیکنم،
      نهایت سعیم رو میکنم که جلوی درست و پرنگ شدن این تصاویر چاقی رو بگیرم.
      ❤ یاد گرفتم
      تکرار هر احساسی برای ذهن ما به معنی
      مهم بودن و مورد علاقه بودن اون چیز برای ماست پس ذهن ما تلاش در گسترش آن میکند ،
      ما باید تمام توجه خود را از هر چیزی که به معنی توجه به چاقیست منحرف کنیم ❤

      ممنونم از خدا از استاد از خودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ebikzbhmb@gmail.com
      1400/12/07 14:02
      مدت عضویت: 751 روز
      امتیاز کاربر: 14460 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 104 کلمه

      با سلام و تشکر از استاد عزیز بخاطر این فایل بسیار ارزشمتد .بله دقیقا من تمام ذهنم به سایز لباس هام هست هر روز که مانتو و شلوار اداری رو می پوشم میام سر کار اعصابم به هم میریزه از اینکه چرا تنگتر شده.با اینکه کلی از  رفتار ها م اصلاح شده پر خوری ندارم و احساس درونی خوبی نسبت به قبل دارم اما چاق تر شدم  با وجود اینکه میدونستم اشکال از کجاست که چاق تر شدم اما باز  بابت این موضوع ناراحت بودم این فایل بسیار به موقع و خدا اون رو  برای من فرستاد . استاد بسیار ممنونم خدای عزیزم ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه فقری
      1400/12/03 12:51
      مدت عضویت: 1170 روز
      امتیاز کاربر: 11455 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه

      سلام 

      اون اوایل من یبار رفتم‌روی ترازو و خیلی حسم بد شد و تقریبا هرکاری کرده بودم از بین رفت لما‌خوشحالم که الان تقریبا شش ماهه که نرفتم روی‌ترازو و الان چند وقته که تمام سعیمو میکنم که از تصاویر چاقی پرهیز کنم و ویدیوهای انگیزشی توی ذهن من یه فرمول غلطی را ایجاد کردند که ورزش مساوی با لاغریست تا میام به لاغری فکر‌کنم‌اولین تصویری که میاد توی ذهنم عرق ریختنه در صورتیکه اصلا اسنطوری نیست خودم تجربه دارم که در طی ورزش کردن نه تنها لاغر نشدم بلکه چاق شدم ورزش شاید مساوی با پرورش اندام سلامتی بیشتر انعطاف بدنی بیشتر و خیلی چیزها باشه اما قطعا هیچ ربطی به لاغری نداره 

      من خداروشکر هرموقف خودم را توی هرایینه ای میبینم به خودم لبخند میزنم حتی توی ماشین تا چشمم به اینه ی ماشین میوفته به خودم و چشمای قشنگم لبخند میزنم و به تمام بدنم عشق میورزم چون این بدن هرچی ته هست ماله منه و من دوسش دارم و الان خیلی وقته که صحبتهام درمورد چاقی با بقیه به حداقل و تقریبا به صعر رسیده دیگه با کسی درمورد بیچارگیم در رابطه با لاغری حرف‌نمیزنم به کسی مربوط نیست ته من‌چاقم یا لاغر و هرکسی هم حرفی‌بزنه خب چیزیه که دیده و داره دید خودشو میگه برای حرف‌اون‌کاری‌نمیکنم و تمام سعیمو میکنم که حرفهای دیگران تحت تاثیر قرارم ندهند 

      خدایا ممنونم بابت زندگی و هوای تازه ای که د اختیار من قرار دادی 

      ازت نهایت سپاسگزاری را میکنم که من شاهد بهتر شدن هرروزه ی خودم هستم واقعا خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azamhoseinzadeh0180@gmail.com
      1400/11/14 08:31
      مدت عضویت: 915 روز
      امتیاز کاربر: 189 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 118 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی 

      چالش ۱۵ ایجاد تصاویر لاغری

      تشکیل ستاد بحران 

      مصوبات ستاد:

      تخریب کردن احساس ممنوع 

      حق نداری خودتو وزن کنی

      حق نداری به حرف دیگران گوش بدی احساست رو خراب کنی 

      حق نداری جلو اینه به چاقی ات توجه کنی 

      حق نداری لباس که می پوشی به اینکه لاغرتر یا چاق تر دیده میشی توجه کنی 

      تخریب کردن خودت احساست ممنوع 

      اول جلوی خرابی ها رو بگیر 

      بعد میریم بازسازی

      تجربه من از وزن کردن خودم 

      واقعا استاد راست میگن در یک فایلی شنیدم که ترازو میدان مین هست و اینقدر خطرناکه 

      من سابقا میرفتم هر روز یا شنبه ها صبح و کلی حالم خراب می شد 

      الان دیگه ترک کردم این عادتم رو چون میدونم راهم درسته 

      من کلی تغییر کردم پس من حتما حتما متناسب میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1400/08/08 08:16
      مدت عضویت: 1537 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 550 کلمه

      سلام🙂

      این فایل دقیقا گیر و ایراد من در مسیر لاغری با ذهنه….

      تصویر سازی ذهنی که من اصلا خوب انجامش نمیدم

      و با اینکه اینقدر شما تاکید کردین روی ممنوعیت ترازو یا سایز کردن یا توجه به نافرمیها جلوی آینه

      انجامش میدم

      اصلا این چالش رو دوباره انجام دادم تا این عادت توجه به چاقی ام رو کم کنم…

      ذهن ما اصلا نمیدونه تصویری که داریم بصورت واقعی میبینیم یا بصورت خیالی متصور میشیم چیه اصلا این احساس ما است که به اون تصویر معنی میده و دیدن اون تصویر با هر احساسی خوب یا بد در نهایت به عنوان علاقه ما به اون تصویر برای ذهنمون تفسیر میشه و ذهن ما هم که به هر چی ما علاقه داشته باشیم اونو بیشتر برای ما گسترش میده و تجربیات و شرایطی رو فراهم میکنه که از اون چیزی که به عنوان علاقه ما دریافت کرده بیشتر و بیشتر تجربه کنیم…و باز با احساسات عمیقتر و شدیدتر ما مواجه میشه و باز اونو بیشتر و بیشتر برای ما مهیا میکنه…

      تصویر ذهنی اینگونه ساخته میشه و واضح و پر رنگ میشه…

      و جالب اینجاست که ما در ساختن تصاویری که حال و احساسمون رو بد کنه خیییییلی مهارت داریم و برعکس در ساختن تصاویر با احساس خوب خیلی ضعیفیم

      خود من هر وقت حرف از تجسم و تصویر سازی ذهنی که یکی از مهمترین و موثرترین تمرینات قانون جذب هست لنگ میزنم و میدونم که اصلا خوب انجامش نمیدم

      ولی به طور نا خودآگاه و آموخته شده خیلی خوب و عالی میتونم یه فکر ساده منفی که مثلا درباره نگرانی در مورد یکی از عزیزانم هست رو قشنگ تا مراسم ختم و خاکسپاری و اتفاقات بعد از فوت اون جلو ببرم عین به فیلم سینمایی فول اچ دی پر از احساسات عمیق غم آلود….

      تنها کاری که تونستم این چند ساله انجام بدم این بوده که فکر نگران کننده رو تشخیص میدم و بالاخره یه جایی متوقف میکنم که بیشتر نشه به قول استادی سناریو دیگه کمتر میسازم

      ولی در مورد لاغر شدن و ثروتمند شدن اصلا تصویر سازی های خوبی انجام نمیدم که هیچ

      احساس ناامیدی که بارها و بارها با نتیجه نگرفتنها با وجود تمرینات سراغم میاد باعث میشه خیلی وقتها با خودم فکر کنم همه اینها الکیه و بی فایده است و من دارم پول و وقتم رو هدر میدم که اینهمه تمرین میکنم کتاب میخونم فایل صوتی و تصویری گوش میدم مراقبه میکنم شکر گزاری مینویسم و حال و احساسم رو سعی میکنم خوب نگه دارم…و درنهایت نشونه ای هم نمیبینم….

      ولی باز هم فردا صبحش که پا میشم دوباره تمرینهام رو مینویسم فایلم رو گوش میدم و کتاب میخونم و….این کارا….

      چون اصلا دیگه علایق قبلیم که فیلم دیدن و سریال دیدن و دورهمی رفتن و…هم بوده رو دیگه ندارم …پس از روی عادت هم هست و با وجود تمام اون نا امیدیها باز هم انجامش میدم…

      البته که میدونم گیر و ایرادم توجه به نافرمیها است هم در چاقی و هم در پیشرفت کاری و مالی…

      و همین کار به تنهایی باعث پیشرفت کند من به سمت نتیجه است….چون دارم با اینکار تصاویر قبلی رو واضح و واضحتر میکنم…باید تمام تلاشم رو بکنم که در عین حالی که نشونه ای نمیبینم حداقل توجهم رو به نافرمیها نبرم که تصاویر قبلی رو پر رنگتر نکنم تا کم کم تلاش ذهنیم برای لاغرشدن و ثروتمند شدن نتیجه بده….

      امید دارم که بالاخره در این مسیر به نتایجی که دوست دارم پله پله میرسم 👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Somayeh
      1400/05/04 21:25
      مدت عضویت: 1375 روز
      امتیاز کاربر: 6702 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      باسلام

       من هم که مدتی باشگاه میرفتم هرسری خودمو وزن میکردم و اگه یه بار به هردلیلی ترازو خراب بود حالم گرفته میشد.

      یا یه داروخانه بود تومسیر پیاده روی که هفته ای یکبار اونجا خودمو وزن میکردم و اگه چنانچه وزنم رو ثابت یا بیشتر نشون میداد بازم احساسم بد میشد .

      سایز لباسهام که از مدیوم به ایکس لارج رسید از ۳۶ الی ۴۸  .

      وهرسری که سایزم بالاتر میرفت بازم احساسم بدتر .

      خواهرم که هر سری به خونه مامیومد با اینکه خودش چاقه ولی همچین میگه مامان این چرا اینجوری شد با حرفاش یه ذره رمقی که برای پیاده روی هم داشتم ازم گرفته میشد .

      وتکه های دوستان هم از یه طرف بیشتر روی مخم بود .

      وقتی جشن دخترخالم بود و من به خیال اینکه یه پیراهن دارم که نوهست ویه باربیشتر نپوشیدمش لباس نخریدم تا اینکه روزجشن خاستم بپوشم باهزار بدبختی به زور پوشیدمش وکلی حالم بدشد🤕

      حالا بماند وقتی من و خواهرکوچیکترم رفتیم بازار خرید واون متناسبه وقتی گشنش شد سریع رفت شیرینی فروشی وکلی شیرینی خامه ای خرید و همشو خورد بی خیال از هر مقوله چاقی ولاغری. تازه کلی موز وخوراکی هم خرید برای خودش .

      منم به یاد روزهایی که متناسب بودم والان چاقم وکاری دستم برنمیاد ناراحت بودم . وآرزو داشتم لاغرشم .

      وهمش خودمو بی اراده میدیدم که نمیتونم به طور دایم ورزش کنم و خودمو به وزن دلخواهم برسونم .

      همه اینها بی آنکه من متوجه باشم تصویر چاقی رو در ذهنم پررنگ و پررنگ تر میکرد ومنم هر سری چاق تر وچاق تر .

      ولی یه چیز بهم خیلی انرژی میداد و اون اینکه وقتی یه برنامه کودک بود خانواده دکتر ارنس و به من میگفتند فلون هم کودکی توهستش و من با این جملشون قوت میگرفتم که یه نقطه روشن لاغری در رزومم دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      1400/04/12 18:00
      مدت عضویت: 1165 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 821 کلمه

      سلام بر صورت بی صورت معشوق😍

      همواره تصویر زیبای خدا باشید🕊

      ایجاد تصویر ذهنی لاغری در لاغر شدن مؤثره و این موضوع بسیااار مهمه🌟

      همه ی افرادی که اضافه وزن دارند به خوبی در ذهنشون تصویرچاقی را دارند و به مسیر چاقتر شدن خود کمک می کنند ولی همین افراد در روند لاغری قادر نیستند در ذهن خود تصویر لاغری ایجاد کنند و به دولیل یکی اینکه دسته ی اول  افرادی هستند که از کودکی اضافه وزن داشتند و هیچ وقت تصویر متناسبی از خود ندیده اند و دسته ی دوم افرادی هستند که تا چندسال قبل متناسب بودند ولی تصویر لاغری خود را فراموش کردند و این در حالی است که در هر روش لاغری که بودند و سعی داشتند که اضافه وزن خودرا کم کنند باز تصویر ذهنی چاق داشتند و هر بار این تصویر را پررنگ تر می کردند و در نتیجه از تلاشهای خود خسته می شدند و در نهایت ناامید و رویای لاغری خود را رها می کردند .

      احساس لاغری، در ذهن باعث ایجاد تصویر ذهنی لاغر می شود و احساااس چاقی ،در ذهن باعث تصویر ذهنی چاق می شود 🌟

      برای ذهن ما نتیجه مهم نیست که آیا ما رضایت داریم یا نه ؟! و فقط به احساس ما توجه می کند و هر چقدر درجه ی احساس ما چه خوب و چه بد بیشتر باشد خلق رویا سریعتر و بهتر روی می دهد .

      ذهن ما هرگز ما را قضاوت نمی کند چون اینکار با اصل خلقت و اراده و آزادی که به ما داده شده است در تضاد است و در نظر ذهن ما احساس ما علایق ما هستند و درخواستمون برای خلق شدنش ⁉️

      چگونگی ایجاد تصویر ذهنی 🤔⁉️

      هر بار که خودمون رو وزن می کنیم و با عدد روی ترازو مواجه میشیم احساسمون بد میشه یعنی ذهن ما اصلا براش ترازو و عدد معنی نداره ولی اون حسی که از عدد روی ترازو به دست میاد جز قوانین و دستورالعمل کارش هست و البته این عادت مخرب از پزشکان و کارشناسان تغذیه که خواستند وزن ما رو کنترل کنند به ما ارث رسیده و باید (از ارث گذشتگان بگذریم 😉😇)

      من خودم زمانی که اضافه وزن داشتم و از روش رژیم و تغذیه استفاده می کردم روزی چندبار خودمو وزن می کردم اصلا با ذوق یه ترازو خریدم گذاشتم کنار تختم خلاصه با هر تجربه ای از دیگران می رفتم روی ترازو …

      بعداز اجابت مزاج،صبح زود ،قبل از سیکل ماهیانه ،یک هفته بعد از سیکل ماهیانه،قبل از ورزش ،قبل از حمام ،قبل از غذا خوردن جالبه همیشه هم عدد در روز یکی بود با گرمهای متفاوت ‼️و هر بار وسواس من به عدد بیشتر می شد و الان چقدر آسوده ام که ۶ماهه روی ترازو نرفتم .سایز کردن لباسها گاهی روی شوق و گاهی روی حرص هم همون احساس بد رو به وجود میاره ،من همین چندروزه پیش لباسهای مجلسیمو تست کردم یکی اندازه بود کمی خوشحال شدم ولی منفی باف گفت باید بیشتر لاغر میشدی …یکی دوتا هم نه و همش تصویر چاق میومد تو ذهنم پشت سرش انقدر خورده بودم که از فشار معده نمی تونستم بخوابم اونم بعد از چند ماه این اتفاق افتاد احساس بد ،ناامیدی و شکست و تست کردن خود در آینه که این عادت هم متاسفانه دارم و با چشم نه!اما درونی خودم رو تست می کنم بدنمو جمع می کنم تا حس کنم چقدر لباسم چسبان یا آزاد شده …صحبت دیگران و نظراتشون در مورد چاقیمون که دیگه هیچ انگار مهر تأییده به شکست خوردن و این احساس بد باز با تکرار و مرور در ذهن بیشتر میشه تجربیات دیگران از مسیر چاقیشون یا پیشگویی اونها از وضعیت آینده چاقیشون که انتظار چاقی رو تقویت می کنه و فکر به اینکه چی بپوشم لاغرتر نشونم بده یا چه رنگی باشه ؟حساس شدن به نگاه دیگران که آیا اون فرد داره به اندام چاق من نگاه می کنه ؟الان چی میگه؟یه وقتهایی هم ادای قهرمانهارو در میاریم میریم جلوی آینه با دسته چربیهای اضافه شکم یا پهلو و بازو رو میگیریم و میگیم اینها باید آب بشند یا اگر نبودند چی می شد؟! مقایسه کردن اندام خودمون با دیگران مخصوصا در عکسهای دسته جمعی و یا به هنگام جشن ها و خلاصه هرفکری و رفتاری که ما را به تضاد با چاقی برسونه باعث احساسهای بدی در ما میشه با درجه ای بالا که مثل مداد سیاه دارند اون تصویر ذهنی چاق رو در ذهنمون پررنگ تر می کنند. 

      اولین و بهترین کار برای ایجاد تصویر لاغری در ذهن این هست که برای اوضاع به هم ریخته یک ستاد بحران تشکیل بدیم اول تخریبها رو ترمیم کنیم این که توجه به مواردی که گفته شد نداشته باشیم همین که احساسمون در مورد چاقی بد نشه یعنی احساسمون خوبه و خودبه خود تصویر لاغری که در ذهنمون وجود داره پدیدار میشه 🌟 

       می تونیم تصویر عکسهایی که متناسب بودیم رو ببینیم و در مورد لاغری با ذهن در سایت تناسب فکری مطالب را بخونیم ببینیم و بنویسیم و خدا را شاکر باشیم که در مسیر صحیح و پرنعمتی قرار گرفتیم .

      خدایا شکرت  عااشقتم ♥️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/03/25 17:25
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,037 کلمه

      همه ی افرادی که اضافه وزن دارن از تصویرسازی  ذهنی برای چاق شدن  استادانه استفاده میکنن اما در متناسب شدن این مهارت رو ندارن چرا ندارن چون مدتها دارن از این امکان فوق العاده برای چاق شدن استفاده میکنن و سمت متناسب شدن کمرنگ شده  .و از این توانایی در لاغر شدن استفاده نمیکنن .

      چاق شدن باعث ایجاد تصویر ذهنی در ذهن  ما  میشه هر وقت ما روی ترازو میریم و عدد وزنی خودمون  رو میبینیم  این تصویر ذهنی رو در ذهن ما  پر رنگ میکنه و با این کار  ما به وضوح تصویر ذهنی خودمون  کمک میکنیم

      اوضاعت رو با ترازو نمیشه تعیین کنی ؟اوضاع رو با ذهنت باید ببینی   وقتی  هنیشه  بری روی ترازو و وزنت رو  که هی کمی بالاتر نیره رو ببینی  به ذهنت  تصویر  واضح  میدی  و چون با  دیدن عدد روی ترازو  حال   ما بد میشه این اوضاع رو  برای ما خرابتر میکنه و درواقع اون ذهن اون  احساس رو به همراه شکل فرد  رو ذخیره میکنه .

      حالا ساختن تصویر ذهنی  طریقهای مختلف دیگه هم داره :

      فرد  در آینه هی خودش رو میبنه  و  داره به اندام  چاق خودش نگاه میکنه و داره تصویر ذهنی چاق ذخیره میکنه 

      بعضی ها  به حرفها و نگاه های دیگران عکس العمل نشون میدن که  میگن این به چاقی من نگاه میکنه  و روز ی صد بار چاقی رو به یاد خودشون میارن و این فوق العاده خطر ناکه 

      و یه کار دیگه که استاد میکرد از تکون خوردن شکمش حین رانندگی بدش میومد و حواسش رو میزاشت روی چاقی شکمش،و میدونست این کار خوبی نیست و تمام حواسش رو از لرزشها و نگاهش برداشت چون این کارها تصویر چاقتر در ذهنش  به وجود میاره .

      باید  بتونی تصویر های ذهنی متناسبتر داشته باشی  .

      هر کس به هر وسیله ای حال خودش رو بد میکنه باید اول جلوی خراب شدن اوضاع رو بگیری  و اوضاع رو کنترل کنی بعد شروع به ساخت و ساز و ترمیم  کنی پس اول باید  ستاد بحران  تشکیل بدی 

      حق نداری به حرف دیگران واکنش نشون بدی 

      حق نداری به چاقیهاتو نافرمی های خودت  نگاه کنی و تاسف بخوری 

      حق نداری اگه لباس میپوشی هی  اونها رو زیر و رو کنی که لباس رنگ تیره رو پیداکنی که   تو رو لاعر تر نشون بده 

      هر کاری هر فکری که چاقی رو به یاد  تو میا ره اون تصویر ذهنی تو رو پررنگتر میکنه و این گام مهمی هست و باید توجهی به علایم اضافه وزن نداشته باشی و بعد خود به خود باید تصاویر لاغری به وجود بیاری باید از درون احساس سبکتری پیدا کنی   و از اون موقع به بعد تصویر لاعری هم میتونی به وجود بیاری .

      برداشت من از فایل :

      هر کاری هر فکری که باعث میشه من چاقی خودم برام پررنگتر بشه رو حق ندارم انجام بدم مثلا  :

      رفتن روی ترازو  ممنوع 

      رفتن جلوی آیینه و توجه به چاقی اندام هاممنوع 

      پوشیدن لباسهای رنگ تیره و خاص برای لاعر تر نشون دادن ممنوع 

      از اینکه  فعالیت نکنم و جایی حاضر نشم از ترس حرف  مردم که  در مورد چاقی من حرف نزنن ممنوع 

       خوردن غداهای خاص برای اینکه چاقتر نشم ممنوع 

      خوردن غدا در زمانهای  خاص برای اینکه چاقتر نشم ممنوع 

      ورزش کردن برای اینکه چاقتتر نشم ممنوع 

      و اما هنوز من گه گاهی به چاقی خودم در آیینه و یا لباسها نگاه میکنم و حالم بد میشه اما سریع به خودم میام  (همین دیروز موقع  رفتن به مهمانی مانتو کوتاه پوشیدم و بعد زیرش جین آبی رنگ روشن پوشیدم و اما رفتم داخل آیینه خودم رو دیدم  خواستم سریع عوضش کنم چون از رانهای چاقم که پیدا بودن یکم جا خوردم    و اما  سریع به خودم گفتم که  کار خطر ناکی  و غلطی هست  باید خودم رو بپدیرم و دوست داشته باشم و به اندام های چاقم خیلی توجه نکنم  پس  گفتم من با همین مانتو وشلوار میرم مهمونی  و بسیار هم اندام خوبی دارم و اندام الان من  از گدشته ی خودم بسیار متناسبتر و عالی تر شده پس با همین لباسها میرم  و زودی حواسم رو به سمت اینکه الانم خوبم و عالیم و کلی کاهش وزن داشتم و سالم و سلامتم و … بردم و گفتم  من که الان  حالم خوبه و تا حدی هم متناسب تر شدم  و زندم و سلامت هم هستم و   هر روز در مسیر لاغری هم دارم  قدم برمیدارم پس هیچ عجله ای برای لاعر تر شدن  ندارم  و  من با حال خوب ادامه میدم و در نهایت چه بخوام چه نخوام لاعر تر میشم ) اما به هیچ عنوان خودم رو وزن نمیکنم   و خاطره ی خوبی از وزن کردن ندارم چون قبل از اشنایی من با دوره  کار من ورزش شدید و غذای رژیمی بد مزه بود و در نهایت عدد روی ترازو همیشه یکم بیشتر از دفعه ی  قبل بود  و من خیلی زجر  میکشیدم و ناراحت میشدم  و به همه میگفتم لا اقل ثابت بمونم هم گلایه ای ندارم ای کاش ثابت میموندم و لی نمیشه نمیدونم دیگه چی کار کنم اگر به رزیم و ورزش باشه که من دیگه ته این دو تا هستم  اخه باید چی کار کنم و همیشه ترازو  حال بد و ناراحتی بیشتر رو  به من هدیه میداد و وقتی وارد دوره شدم و از شر این هیولا رها شدم ارامش پیدا کردم و حال خوب پیدا کردم و دیگه استرس و نگرانی نداشتم  و هنوز  هم بعد گدشت ۱۸ ماه من هیچ وقت به روی ترازو نرفتم و نمیدونم دقیق چند کیلو هستم  و تمایلی هم به رفتن روی اون ندارم .

      و اما  من چون خیلی از وقتها در  حال رژیم گرفتن و کم کردن وزن بودم و  همیشه موفق هم شدم که بسیار  خوب وزن کم  کنم اما  هیچ وقت ماندگار نبوده و سریع برگشته برای همین خیلی تصویر و فیلم از گدشته ی نه چندان  دور  خودم دارم  که لاغر هستم  برام چیز محالی نیست که دوباره به اون  اندام برسم و بارها میگم من که  تا ۵ سال پیش در این وزن بودم و اما از دستش دادم و حالا دوباره میخوام از راه درست  به اون وزن ۵۹ کیلو  برسم و بارها به تصاویر لاعر خودم در گذشته  نگاه میکنم و لدت میبرم  حتی از صورت لاغرم هم لدت میبرم چون اون موقعها واقعا حالم از دیدن صورتم بد میشد و همیشه صورت لاغر و کشیده ی خودم رو  دوستش نداشتم و میگفتم خیلی لاعر شده و لی حالا بسیار لدت میبرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1400/02/28 19:28
      مدت عضویت: 1116 روز
      امتیاز کاربر: 9368 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 290 کلمه

      بنام خدا 

      سلام استاد عزیز و دوستان 

      این فایل دقیقا با تمام کارهایی که من قبل از شروع دوره میکردم مشابه یعنی مو نمیزنه .

      من هرروز ۳ بار خودم را وزن میکردم میگفتم باید وزن،خودمو کنترل کنم نزارم از این چاقتر بشم اما هرروز با یه عدد جدید مواجه میشدم که اعصاب منو بهم می ریخت و همش میگفتم من که چیزی نمیخورم .تو خونه حلقه میزدم و هر روز سایز میگرفتم ،جلو آینه میرفتم همش به قسمتهای چاق خودم توجه میکردم و خودم را سرزنش میکردم و میگفتم خدا یا چرا من اینقدر بد تیپ هستم فلانی ببین چقدر خوش تیپه خدایا مگه من با،اون چه فرقی دارم پیش شما چرا پارتی بازی میکنی و کلی از این گله ها به خدا به خودم وقتی خواستم برم بیرون چند تا مانتو عوض میکردم تا میرفتم همش غر میزدم وقتی کسی به من میگفت فلانی دوباره یکم چاق شدی محل نمیزاشتم اما از داخل داغون میشدم .

      اما من،الان ۶ ماهه تو دوره رایگان هستم تو این ۶ ماه فقط یه بار رو وزنه رفتم چون دلیلی نداره وقتی میبینم لباسهام گشاد شدن برام دو تا شلوار خریدم با ۵ سایز کمتر از اون موقع قبل،دوره پس دلیلی برای سایز گرفتن ندارم تو آینه لذت میبرم خودم را تشویق میکنم که،من میتونم لاغر،بشم ،حلقه زدن را کنار گذاشتم چون کمرم خودش لاغر شده دلیلی نداره حلقه بزنم ..من خیلی خوشحالم ،شادم و هرروز با عشق فایلها را برای چندمین بار گوش میکنم تمرینها را میخونم و از،دیگر فایلها نیز استفاده میکنم تا بتونم دوره،را خریداری کنم .

      از،شما هم بسیار ممنونم به خاطر این فایلها درسته زمان فایل ۱۰ دقیقه است اما خیلی اطلاعات درشون نهفته است که وقتی اصل موضوع را بگیریم خیلی کمک میکنه برای بهتر لاغر شدن .خسته نباشید استاد عزیز. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sudehfallah@gmail.com
      1399/12/07 18:24
      مدت عضویت: 1186 روز
      امتیاز کاربر: 2673 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      اول از همه ممنون از تلاش های بی منت استاد عزیز… وقتی به چاقی توجه میکنیم ،خودمون رو سرزنش میکنیم و با سرزنش کردن خود احساس ضعف و ناتوانی در ما شکل میگیره ،به چاقی قدرت میدیم و وقتی ذهن ما فکر کنه کاری قراره سخت انجام شه برای انجام آن تلاشی نمیکنه چون ما این رو باور کردیم که هرکاری هم بکنیم بازم چاق خواهیم بود پس دیگه چه نیازی هست خودمون رو اذیت کنیم ،،با تلاش برای اهمیت ندادن به چاقی و بزرگ کردن نتایج کوچکی که به دست آوردیم ،میتونیم لاغری خودمون رو در ذهن طبیعی جلوه بدیم و به این آگاهی برسیم که خداوند طبیعت مارا متناسب آفریده است و با مرور زمان بهش بفهمونیم چاقی اصلا قدرتی نداره و اون موقع ذهن هم با ما همکاری میکنه و برای رهایی از افکار منفی فقط کافیست خودمون ذهن رو در جهت مثبت هدایت کنیم ،ذهن مثل کودکی میمونه که اگر بهش راه رو نشون ندیم گم میشه پس خودمون مسیر رو بهش میدیم و اجازه و جایی برای افکار منفی نمیذاریم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ریحانه دوست محمدی
      1399/11/15 17:16
      مدت عضویت: 1167 روز
      امتیاز کاربر: 425 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      سلام…. دقیقا منم تمام این رفتار و عادت های غلط رو قبلا همیشه تکرار میکردم.. چون وزنه داشتم، موقع رژیمم، هرروز صبح ناشتا، روی ترازو بودم و مدام به عدد وزنم توجه میکردم بجای اینکه به هدفم تمرکز کنم..اما از وقتی که استارت زدم برای تغییر، همسرم با وزن کردن من مخالفت کرد و چون وزنه باطریش تموم شده بود، همون باعث شد نتونم خودمو وزن کنم. بااینکه باطری رو گزاشتم دم دست تاهمسرم تهیه کنه اما بعد چن روز و دیدن فایل ها، متوجه شدم نباید اصراری روی عدد وزنم داشته باشم و از روز استارت تا الان باکلی تغییر هنوز خبر ندارم وزنم چقده و همه براشون سواله که من چندکیلو شدم… اما سایز، چون لباسایی که موقع لاغری قبلم خریده بودم، قبلتر از اینکه استارت بزنم، تنم کرده بودم، میدونستم چقدر برام تنگ شده و باعث شد نصفه ی راه وسوسه بشم و خودمو سایز کنم. که خداروشکر لباسام اندازه شده بودو خیلی خشحال شدم ازاین بابت… اما بعد سایزکردن اون روز، دقیقا همین امروز قبل از دیدن این قسمت چالش، دوباره همون لباسارو تنم کردم و متوجه شدم که برام آزادتر شده. ولی بادیدن این قسمت چالش، متوجه شدم چقدر کارم اشتباه بوده. دلم میخواد این حساسیت رو نداشته باشم. وسوسه نشم برا دیدن تغییراتم.. نگاهم به هدفم باشه. اشتباه دیگه ای که دارم و بعد از تغییر جسمم خیلی انجامش دادم، نگاه کردن خودم به آینس. حتی روزاکه ورزش میکنم، آینه قدیمو میزارم و جلوی اون ورزش انجام میدم. بااینکه ذهنمو متمرکز کردم روی جسم لاغر، و ذهن و جسمم باهم ورزش میکنه، اما اینکارهم فکر میکنم برای ذهنم مخرب باشه.. و از امروز قول میدم به خودم و متعهد میشم که ورزش جلوی آینه انجام ندم، و مدام جسممو توی آینه چک نکنم و خودمو به هیچ وجه سایز نکنم مگه اینکه بخوام اون لباسو تنم کنم.. تا روند لاغری زودتر و راحت تر پیش بره… خدایا شکرت بخاطر این همه آگاهی که روزیِ من میکنی.. ممنونم استاد.. یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 401 کلمه

      به نام‌ خدا
      فکر میکمم تمام کسانی که در این دوره شرکت کرده اند به این نتیجه مهم رسیده اند که تنها راه لاغری ، لاغری با ذهن است و راههای دیگه ای که ما در اون جسم خودمون رو تحت فشار میزاشتیم کاملا بی فایده بود
      تو همه اون روشها من فقط در حال فرستادن پالس های منفی به ذهنم بودم
      ۱ وقتی که باشگاه میرفتم اولین کاری که انجام میدادم وزن کردن خودم بود و از اونجایی که همه باشگاهها آینه دارن تمام مدت در حال بررسی جسمم بودم
      ۲ هر وقتی رژیم میگرفتم از فردای اون روز ترازو رو آماده میکردم روزی دوبار خودم رو وزن میکردم و متر هم دم دستم بود که سایز بگیرم
      ۳ هر زمانی که زیاده روی میکردم و از سفر برمیگشتم اولین کاری که میکردم وزن کردن خودم بود
      ۴ هر وقتی از مهمونی یا تولد برمیگشتم دوباره خودم رو تو اینه بررسی نیکردم یا وزن‌میکردم
      ۵ روزهایی که پیاده روی میکردم هم با متر و ترازو درحال بررسی بودم
      ۶ هر وقتی که به روزهای خاص خانومها نزدیک میشدم هم کارم وزن کردن و سایز گرفتن بود
      ۷ بعد از صبحانه ناهار شام میان وعده و دیگه دچار وسواس فکری شده بودم
      دیگه به جایی رسیده بودم که دنبال هزارتا بهانه برای چاقتر شدنم بودم و دائم تصویر چاقتر از خودم رو به ذهنم میفرستادم
      جمله طلایی این فایل🏅🏅🏅🏅🏅🏅🏅
      تکرار هر احساس به معنای علاقه شما به آن احساس است🔑🔑🔑🔑🔑🔑
      وقت بزاریم روی این حقیت سهل ولی سخت احساس من اون موقع بد بود دایم داشتم میگفتم دارم چاقتر میشم دیگه از دستم در رفته پس نتیجه جی بود احساس من به ذهنم دستور میداد بیشترش کن چون قانون همینه اون نمیفهمه شما چی رو میخواید چی رو نمیخواید فقط داره زیادترش میکنه و گناهی نداره منبع تغذیه اش احساس ماست و اون احساس هم بد بود و در مسیر چاقی .
      حالا با کمک خدا و آموزه های دوره در قدم اول ترازو رو کنار گذاشتم دیگه خودم رو سایز نمیکنم و دیگه به بسته شدن دگمه شلوارم و احساس کشش در لباسهام توجهی نمی‌کنم چون من یک فکر متناسب دارم من قرار نیست احساس بد داشته باشم که ذهنم اون رو زیاد کنه به جاش توجهی میکنم ودر مسیر بالعکس قدم برمیدارم
      اگه خودم رو تو اینه دیدم به قسمتهای چاق توجه نمیکنم دنبال سایز کردن لباسهای قدیمی ام نیستم من فقط به احساس خوبم توجه میکنم و اون رو زیاد میکنم که کائنات هم جواب احساس خوبم رو بده🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار emangholi azade
      1399/10/12 18:16
      مدت عضویت: 1633 روز
      امتیاز کاربر: 1370 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 374 کلمه

      به نام خدا سلام
      خداروشکر الان بیشتر از یکساله که خودمو وزن نکردم وخیلی کمتر میرم سراغ لباسهام که ببینم گشاد شده یا اندازه ام شدن ودیگه اصلا حرف دیگران روم تاثیر نمیزاره ولی خوب تنهامشکلم اینکه زیاد به خودم نگاه میکنم ببینم خوب شدم یا نه وهمین مساله باعث میشه خانم فضول بیاد وبگه اونقدری تغییر نکردیا ولی خوب سعی میکنم بهش توجه نکنم ومیگم من عجله ندارم وبااحساس خوبی که دارم صبر میکنم تانتیجه مطلوبی بگیرم وخدارو شکر حالم بد نمیشه وخیلی اشتیاق دارم برای ادامه دادن این روزها طبق عادت که گوشی دستم میگیرم فقط دوست دارم بیام توسایت ومطالب جدیدتری یاد بگیرم ویجورایی عجله ام رو به اشتیاق تبدیل کردم واز بودن دراینجا وگوش دادن به فایلها ونوشتن تمرینات لذت میبرم واحساس وابستگی شدیدی به اینجا پیدا کردم ودوست دارم بیشتر وقتمو دراین مسیر امن وآرام بگذرونم تاکمتر افکار منفی سراغم بیاد.هرروز صبح که بیدار میشم صبحمو با صبح به خیر گفتن استاد شروع میکنم ونمیتونم بگم که چقدر تاآخر شب حالم خوبهومن عاشق این احساس خوب وانرژی عالی هستم وهیچ وقت این مسیر عالی رو ترک نمیکنم وتا زمانی که نفس در سینه دارم درهمین سرزمین میمانم 🥰
      درموردخاطرات استفاده از ترازو باید بگم که اصلا خاطرات خوبی ندارم یادمه باشگاه میرفتم وهر هفته وزن کشی داشتیم بعد از یک هفته ورزش باکلی رژیم غذایی وورزش سنگین وسختی کشیدن ونخوردن شیرینی وغذاهای سرخ وکردنی وچرب واینکه هرشب سوپ میخوردم وزنمو کشیدم وقتی عدد روی ترازو رو دیدم دنیا روی سرم خراب شد من کم که نکرده بودم ۷۰۰ گرم هم زیاد کردم داشتم دیوونه میشدم واز هما میپرسیدم آخه چرا یادمه اون روز اصلا نتونستم ورزش کنم وحالم خیلی بد بود وبعداینکه رفتم خونه از لجم تامرز خفگی ودل درد خوردم وبه خودم گفتم من که اینهمه رعایت کردم هیچی نشد پس دیگه ولش کن بزار هرچقدر دلم میخوادبخورم .البته این بدترینش بود خاطرات مشابه به این که ۱۰۰ گرم کم میکردم ۲۰۰ گرم زیاد وهرروز حالم بد بود توفکر عدد روترازو بودم تازه بعضی مواقع پیش بقیه روی ترازو جوری وایمیستادم که وزنم کمتر نشون بده که خجالت نکشم ولی خدارو شکر الان بیشتر از یکساله که این حال بد سراغم نیومده ومن از اینی که هستم خیلی راضیم وهرروز جهت بهتر شدنم تلاش میکنم
      خدایا شکرت 🤲🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/08/26 19:46
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      من حق ندارم روی ترازو برم
      من حق ندارم لباس های داخل کمد رو برگردم تا لباس رنگ تیره و لباسی که من رو لاغر میکنه رو پیدا کنم
      من حق ندارم به حرف و یا نگاه کسی در مورد جسم ام واکنش نشون بدم
      من حق ندارم داخل آیینه به چاقی خودم نگاه کنم
      من حق ندارم
      به نوع و مقدار غذام فکر کنم که چه تاثیری بر روی جسم من میزاره من باید فکر کنم میخورم که نیازم بر طرف بشه
      اگه انجام بدم حتما جلوی چاقی بیشتر رو میگیرم و به سمت لاغری حرکت میکنم و تصویر جدید از خودم در ذهنم میتونم ایجاد کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamabdollahi
      1399/08/22 13:33
      مدت عضویت: 1474 روز
      امتیاز کاربر: 5455 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 259 کلمه

      با سلام وعرض ادب🌺💐
      ضمن عرض سلام وخسته نباشيد خدمت استاد هميشه فعالم ودوستان همنوردم🙏🏻👌🏻❤️
      مبحث امروز هم جز جالش هاي من اين فكرونكردم محسوب ميشه مثل اين كه من متعهد شدم فكر( براي نهار چي بخورم از ابتداي روز) را نكنم ومثل متناسب ها فقط هنگام گرسنگي آن هم جهت رفع گرسنگي تا حد نياز جسمي ام بخورم صرفنظر از نوع ومقدار غذايي كه ميخورم👌🏻❤️
      در مورد فايل امروز من بايستي از تكرار افكار و باور غلط ذهني ام كه تصوير چاقي ام را هر لحظه با انديشدن به آن پررنگ تر ميكند، بپرهيزم وبا ايجاد شكافي در باور وافكار قبلي ام ( بدون انتظار ترك يك دفعه ايي جهت تصوير سازي لاغري از خودم در ذهنم) با تشكيل ستاد جلوگيري از اين اپيدمي فكري ابتدا جلوي تخريب وپيشرفت اين فكر مخرب( پررنك سازي چاقي) را بگيرم ودر نهايت وبا كمرنگ سازي آن ،گام موثر بعدي( تصوير سازي لاغري وپررنگ سازي) را آغاز كنم . 👌🏻❤️💃💃💃💃💯
      واما چگونه؟؟؟
      پس از امروز:
      ١-وزن كشي با ترازو ممنوع🚫
      ٢-نگاه كردن در آينه با تمركز بر روي برجستگي هاي هيكلم وسرزنش خودم ممنوع.⛔️
      ٣-سرچ كردن در كمد لباسي وزيروكردن لباس هاي قبلي وحسرت تنگ شدن به تنم ممنوع تا متناسب شدنم.⛔️
      ٣- پوشيدن صرفا لباس هاي رنگ تيره با فكر اينكه متناسب تر، بنظر بيام، ممنوع.⛔️
      ٤-توجه به آفت هاي ديگران ( كلامي ويا با نگاه ) مبني بر ياد آوري نامتناسبي هيكلم ممنوع.⛔️⛔️
      ٥-رفتن به مراكز خريد ودر خواست لباس سايز فعلي تا رسيدن به سايز دلخواه ( به جز موارد اضطراري) ممنوع. ⛔️
      ٥-تمركز روي انسان هاي نامتناسب وصحبت كردن در مورد آن ها وابراز همدردي ممنوع.⛔️⛔️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/08/04 14:38
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 200 کلمه

      من برای تصویر سازی دهنی برای خودم و موفقیت در تناسب اندام گفتم چند کار رو نباید انجام بدهی و چندتا رو باید انجام بدهی
      ۱:حسرت لاغری بقیه رو نخور
      ۲:واکنش لحطه ای به اتفاق و حرف های بقیه نشون نده در مورد چاقیت
      ۳:هیچ وقت توقع و انتطار از هیچ عامل بیرونی و هیچ چیزی برای اینکه لاعرت میکنه و یا چاقت میکنه نداشته باش
      ۴:هیچ وقت جسم کسی رو در مورد چاقی قصاوت نکن که بد بخت چقد چاقه و .. .
      ۵:و هیچ وقت دلسوزی و ترحم نکنم به هیچ فرد چاق با جسم نا متناسب
      ۶:عاشقانه خودم رو دوست داشته باشم و در آیننه با حال بد به نافرمی ها توجه نکنم انها رو بپدیرم و دوست داشته بام
      ۷:و هدفم
      رو که جسم لاعرم هست رو قشنگ در دهنم ترسیم
      کنم و واصح بخواهم که در چه وزنی باشم
      ۸:خودم رو لایق و ارزشمند و قدرتمند و شایسته برای داشتن جسم لاعر بدونم
      ۹:به هیچ عنوان از ترازو استفاده نکنم
      ۱۰دروغ نگم به هیچ کس در زمینه ی چاقی خودم که ..
      ۱۱ با خدای لاعری خودت گفت و گو کن و هر روز باهاش حرف بزن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zardouzi.h
      1399/07/30 11:39
      مدت عضویت: 1459 روز
      امتیاز کاربر: 1038 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      سلام به استاد محترم و همراهان عزیز
      از شنیدن فایل شماره 15 بسیار لذت بردم. دقیقا انگار روحیات خودم را داشت توصیف می کرد. وقتی جلو آینه می روم فکر می کنم ورم کردم و بخصوص شکمم بسیار ناامیدم می کنه. همونطوری استاد فرمودند من هرروز تصویر چاق تری از اندامم بخصوص دورکمر دارم می سازم.از امروز تصمیم گرفتم که میثاق نامه رو جلو آینه نخونم و با تمرکز بیشتری به مفهوم جملات آن را تکرار کنم.من زمانی متناسب بودم و سعی می کنم تصویر همان زمانها را در ذهنم بازسازی کنم.در اولین فرصت عکسی از آن دوران را پرینت گرفته و به دیوار نصب خواهم کرد.دیروز وقتی داشتم به فایل لایو استاد گوش می کردم که استاد به زیبایی و ببخشید با شیطنت کودکانه داشت می گفت من لاغری با ذهن را رها نمی کنم خنده ام گرفته بود و تصمیم بسیار جدی گرفتم که من هم لاغری با ذهن را رها نکنم حتی اگر نتایج فعلی خیلی مطابق میلم نباشد. آرام آرام ادامه خواهم داد تا از این روش نتیجه بگیرم.خوشبختانه وزن کردن با ترازو را انجام نمی دهم بجاش آینه اثر مخرب خودش رو گذاشته که من هم با تصویر سازی از اندام متناسب اثر آن را خنثی می کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1399/07/30 02:53
      مدت عضویت: 1646 روز
      امتیاز کاربر: 14285 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      وقت شما بخیر
      انگار من الان باید این فایل و گوش می کردم درست موقعی که لازم بود خدایا شکرت!
      منم چند وقتیه که نمی دونم چرا فکر می کنم هیچ تغییری نکردم ولی هر کی منو می بینه می گه لاغرتر شدم !
      این ترازو و من هنوز بعد این همه وقت نتونستم از یاد ببرم خیلی کمتر شده ولی هر از گاهی تلفات می دم ولی دوباره شروع می کنم این چند وقته هی بی خودی لباسهای قبلمو امتحان می کنم و خودم و سایز می کنم و توی آیین نگاه می کنم نمی دونم هی به یه جای خاصی از بدنم گیر می دم و توجه می کنم در صورتیکه قبلا این طور نبودم !
      حالا سعی می کنم از امروز دیگه توجه به چاقی نکنم ولی هر شب که می خوابم تجسم می کنم خودم و که متناسب شدم و همیشه هم تصویر های متفاوتی و از خودم می بینم که میاد با لباسهای مختلف و کارهای مختلف
      اتفاقا دیشب خواب دیدم رفتم جایی بعد بهم می گن چقدر لاغر شدی خیلی وزن کم کردی حالا برو روی ترازو رفتم و ۶۸ کیلو بودم می خواستن BMI هم اندازه بگیرن نمی دونم کجا بود اونجا خلاصه می گفتن خیلی خوب لاغر کردی از اونی که ما انتظار داشتیم سریع تر و بهتر بوده
      خیلی رو احساسم کار می کنم قبلا خوب زودتر شاد می شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nana
      1399/07/29 14:50
      مدت عضویت: 1623 روز
      امتیاز کاربر: 438 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      با سلام و درود فراوان به یاران همراه و استاد مح
      خیلی خوشحالم که در این مسیر هستم. چرا؟چونکه جاهای دیگر رو دوره کردم ولی در اون گل فروشی ها فقط گلهای مصنوعی می فروختند که نه بویی داشت و نه خاصیت. البته تنها خاصیتشان در جا زدن وفرو افتادن بود.
      در اینجا گلها بو دارند و خاصیتشان بعد از دم کردن آنها نما یان می شود .گلهای اینجا با طراوت عطرشان مشام آدم را باز میکنند و مسیر رسیدن به زیبایی را پر از عطر و شادابی می کنند.برای نوشتار این مطلب میخواستم از یک بزرگی نام ببرم.که بردم ولی انگار در فضای کوچک نوشتاری من گنجانده نمیشد.و پس از مدتی تایپ یهو همه ی صفحه پرید.و صفحه سفید شد و عدم اجازه صادر شد.
      در هر صورت این مسیر برای من حکم جادهای پر گل را دارد که در دو طرف جاده پر از گل های رنگارنگ و خوشبوست و بشدت لذت می برم.انقدر این گلها زیبا هستند که سرعت منو پایین آورده و گاها از این کندی رنج می برم چرا؟چونکه محو و مبهوت شدم.
      ولی همینکه الان در مسیرم سپاس. بودنم را سپاس . شوک فکری و تفکری ام را سپاس.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      1399/07/29 09:43
      مدت عضویت: 1537 روز
      امتیاز کاربر: 3426 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      سلام
      واقعا این قسمت از چالش مشکل خیلی از ماهاست من خودم بارها و بارها از تمام این روشها استفاده کردم غافل از اینکه تمام اونها مثل وزن کردن،سایز کردن،پوشیدن لباسهای مختلف که حدس میزدم برام کوچیکتر شدن،توجه به نظر دیگران درباره چاقیم حتی پیش بینی نظر دیگران قبل از شرکت در اون مهمانی یا عروسی،توجه به نافرمیهای بدن مثل بازو شکم و…جلوی آینه ،یا توی لباسهای مختلف و….انواع و اقسام تصویرهای چاقی که به ذهنم دادم که به خاطر اموزش غلط اطرافیانم ،پزشکان،مربی باشگاه و…‌ بوده
      و همه اینها چقدر حالم رو بد میکرد و هنوزم میکنه (هر چند خیلی کمتر از قبل شده)و همین احساس بد برای ذهن ناخودآگاه من توجه و علاقه بیشتر تفسیر میشده و چاقی بیشتر برای من می اورده
      به لطف خدا با آشنایی با سایت تناسب فکری توی این ۱۰ ماه من فقط ماه اول خودم رو وزن کردم که خیییلی حالم بد شد و دیگه بعد از اون عهد کردم که به حرف استاد گوش کنم و با اینکه اخیرا بهم کفته شده جمع و جورتر شدی یا همسرم گفت ۳،۴ کیلویی کم کردی برو روی ترازو ببین چقدر کم کردی و… من به عهدم وفادار بودم چون این موضوع رو درک کردم که تصویر چاقتر به ذهنم میدم با دیدن عدد ترازو یا دیدن عددی کمتر از چیزی که انتظار دارم و در نهایت باعث حس بد در من میشه،
      سپاسگزارم استاد از شما بابت چالش من اینو نخوردم که خییییلی رفتار منو در مواجهه با مواد غذایی تغییر داد و تونستم از آگاهیهایی که این مدت از سایت دریافت کرده بودم به شکل عملی استفاده کنم ،خیلی لذت میبرم از رفتارهای خوبی که پیدا کردم و همش به لطف اموزش ذهنی هست و خوندن نظرات دوستانی که در این مسیر با هم هستیم و به خاطر یه موضوع مشترک کنار هم هستیم ولی به جای توجه به چاقی روی تمرکز به لاغری صحبت میکنیم،ممنون از همگی❤❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ladanjebeli
      1399/07/28 21:12
      مدت عضویت: 1263 روز
      امتیاز کاربر: 3331 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 108 کلمه

      من در این چالش تصمیم گرفتم بعد از غدا دوباره سر قابلمه نرم یا یک تکه نان اضافه نخورم هر بار که یادم میرفت و این کار را میکردم حسابی از دست خودم عصبانی میشدم و فکر میکردم من لاغر نمیشم چون یادم نمیمونه این رفتار را کنار بزرم ولی با گوش کردن این فایل با رفتارم به صلح رسیدم خیلی حس خوبی دارم که با خودم و رفتارهای اشتباهم و چاقی ام به صلح رسیدم
      خوب که فکر میکنم یکی از لذتهایی چاقی این بود که فرزندم از چاقی من خیلی لذت میبره و هر بار من را محکم بغل میکنه و میگه مامان چقدر خوبه که توپولی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 92 کلمه

        سلام دوست عزیز
        به مورد مهم و ناثیرگذاری اشاره کردید:
        ” خوب که فکر میکنم یکی از لذتهایی چاقی این بود که فرزندم از چاقی من خیلی لذت میبره و هر بار من را محکم بغل میکنه و میگه مامان چقدر خوبه که توپولی”
        این باور به تنهایی میتونه مانع لاغر شدن شما بشه
        حتما روی تغییر این فکر به صورت منطقی کردن برای خودت که یک مادر متناسب به مراتب برای بودن در کنار فرزندش بهتر از یک مادر چاق می تونه عمل کنه کار کنید
        و گزارش رو جهت اطلاع رسانی به اشتراک بگذارید
        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      1399/07/28 21:02
      مدت عضویت: 1552 روز
      امتیاز کاربر: 22773 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 575 کلمه

      سلام وقت بخیر
      از مادرم شنیدم ،بدنیا اومدم ۴کیلو ونیم بودم،عکس ۷ روزگی خودمو که میبینم ،یه نوزاد تپلی بودم ،این وضعیت تا ۷ یا ۸ سالگی من ادامه داشت واز اون سن به بعد از تپلی به چاقی تبدیل شد ،مسلما حس وحال بسیار بدیو تجربه کردم که به کرات در کامنت هام نوشتم ،افراد چاق عوارض چاق بودنو میدونن ،مسائل لباس پوشیدن،احساس بی ارزشی،بیماری ها ووووو
      من از هیچ سنی تصویرمتناسب از خودم به یاد ندارم،بعد از ازدواجم با ورزش و رژیم های سخت لاغرتر میشدم ولی هیچ وقت یه مدت طولانی مثلا ۶۵ کیلو نبودم،فقط ۱بار با فشار قرص های لاغری و رژیم و ورزش تونستم به ۶۷ برسم که اونم فقط چند ماه طول کشید،بمحض رها کردن قرص ها و رژیم ،بسرعت هر چه تمامتر برگشت وزن داشتم ،زمان هایی هم که یکمی لاغرتر میشدم وزنم بین ۷۵ تا ۸۰ متغییر بود ،یادمه از صبح توی باشگاه تا ظهر چندین بار خودمو وزن میکردم ،که مبادا ۱۰۰ گرم زیاد نکرده باشم واضطراب دائمی همراه من بود،در اصل مزه واقعی زندگی طبیعیو نچشیدم
      ۷سال پیش که ورزش و رژیمو برای همیشه رها کردم وگفتم هر چه باداباد و بدلیل آسیب های ورزشی سنگین مجبور شدم ماه ها خونه نشین بشم ،خسته بودم از اونهمه کشمکش های طولانی،از بدنیا اومدن خودم متنفر بودم ،به خدا میگفتم میتونستی بهتر از من آفرینش کنی و از اون به بعد خودمو وزن نکردم،آخرین وزنم ۸۰ کیلو بود ،،پارسال دقیقا همین موقع ها که متوجه شدم وزنم بالاتر رفته مجبورن تن به رژیم داغونی دادم و متخصص تغذیه بهم گفت خودتو وزن کن و اونجا متوجه شدم ۹۴ کیلو شدم ،اشگم سرازیر شد ،دیگه قابل تحمل نبودم ،بلخره تن دادم به رژیم ،۲۰ روز ازش گذشت که با این سایت آشنا شدم ،بیدرنگ رژیمو رها کردم و وارد دوره ها شدم 😄به آرزوم رسیده بودم،متوجه شدم سالها چه بلایی سر خودم وبدنم و کودک درونم آوردم ،ذهنم بهم میگفت تو رژیمتو نگه دار ولی تمرینات این دوره رو هم انجام بده ولی من بسرعت رژیمو رها کردم و مشتاقانه سرگرم سایت شدم
      اینارو توضیح دادم که بگم من تصویر واضحی از تناسب اندام خودم ندارم ،بمن گفته بودن تو ارثی و ژنتیک چاقی ،یعنی تو ذات من تناسب تعبیه نشده ،خب معلومه در درون من تصویری وجود نداره
      امروز توی کلاس که بودم دوستانم بهم گفتن فریده تو داری همچنان زیر پوستی و آروم لاغر میشی ،چکار میکنی؟ رژیم داری؟ورزش سنگین داری؟ اتفاقا این دوستانم خیلی متناسب وخوش اندام هستن والگوهای من هستن که اوایل دوره ازشون تست هارو میپرسیدم
      بهشون در مورد کار سایت توضیح دادم عکسای خودمو نشونشون دادم وکلی تعجب کردن که مگه این روش ها وجود داره وخوششون اومد ،هر چند من خودم متوجه هستم بدنم داره ریز ریز میریزه ولی منفی بافم ۲ماهی میشه مرتب توی آینه منو ورانداز سایزی میکنه ودر هر تصویر به من یادآوری میکنه که تو که لاغر نمیشی ،انگار جدیدا ورم هم کردی و متوجه شدم حالم مرتب بد میشه،یا چند روز پیش بهم گفت اون شلواره که یکمی کیپت بودو بپوش ببین که مدتیه لاغر نشدی ،منم به حرفش گوش دادم وپوشیدم ،متوجه شدم هنوزم شلوار کیپه واسم ،منفی بافم خندید وگفت دیدی گفتم ۲ماهه هیچ تغییری نکردی و این صداهای منفورشو هر روز بمن تزریق میکنه ،تصمیم گرفتم دیگه تو آینه به کل بدنم نگاه نکنم و فقط به صورتم نگاه کنم که مرتب از بدنم ایراد نگیره
      از ترازو هم که به هیچ عنوان استفاده نمیکنم
      دیگه لباسامم امتحان نمیکنم ببینم گشادم شدن یا نه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار samane1368parnia
      1399/07/28 13:46
      مدت عضویت: 1244 روز
      امتیاز کاربر: 112 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      با سلام
      باز هم به موقع بود عجیییب به موقع میاد من دیشب خونه ی مامانم بودم و اتفاقا خواهرمو بعد مدتها دیدم همه ش تو ذهنم منتظر بودم که بگه لاغر شدی ولی چیزی نگفت تا اینکه یه لحظه دیدم داره به شکمم نگاه میکنه گفتم الان دیگه میگه چه لاغر شدی اما باز هم چیزی نگفت تو دلم گفتم چه نیازی داری که بگه مگه تو برا خواهرت داری لاغر میشی تو برای دل خودت داری لاغر میشی و سریع حواسمو پرت کردم منم وقتی میشینم شکممو با دستم میگیرم ببینم چقد اضافه دارم البته قابل ذکره که محشر شده الان من جدیدا فقط دارم شکم و کمرمو متناسب میکنم انگار دارم خدش تراش میشم و خییییلی ازین بابت خوشحالم چون توجهم رو از روی اندامهای بدنم برداشتم و کلی به خودم نگاه میکنم تو اینه اما هنوز تصویر سازی ذهنی از متناسب شدنمو نساختم فقط تجسم کردم دیروز که البته احساس عالی ای به همراه داشت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azita
      1399/07/28 12:42
      مدت عضویت: 1629 روز
      امتیاز کاربر: 5923 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 234 کلمه

      خدا رو شکر اوایل دوره که تعهد دادم از ترازو استفاده نکنم تا الان خیلی خوب تونستم به تعهدم پایبند بمونم البته درطی این یکسال یه دوبار هم وسوسه شدم و خودمو وزن کردم ولی نسبت به قبل از دوره که گاهی درطول روز دوبارهم خودمو وزن می کردم این برام یه پیشرفت فوق العاده ست. چند مدتی هم داشتم عادت می کردم به این که خودمو با لباسام سایز می کردم ولی درطی دوره از فایلای استاد فهمیدم این کار هم مثل همون وزن کردنه پس دیگه این کارم نکردم اما استاد بالاخره در طول روز چندین بار خودموتوآیینه می بینم و صبحها واسه خوندن میثاق نامه بازم این اتفاق میافته پس مهم اینه که تصویر خودمو با دید مثبت ببینم و به تغییرات مثبتم توجه کنم ولی چه کنم که گاهی اوقات هم توجهم میره سمت جاهایی که هنوز توذوقم میزنه ومنتطرم اوناهم تغییر کنن. اتفاقا امروز صبح از کمد لباسام یه تاپ پوشیدم که مال چند سال قبل بود و دوسش داشتم ولی خیلی زودبرام تنگ شده بودو دیگه نپوشیدمش وقتی تنم کردم خیلی عالی بود البته به نظرم یه کوچولو هنوز چسبون بوداول خواستم عوضش کنم ولی بعد گفتم نه بزارم تنم بمونه اینطوری به تغییرات خودم بیشتر امیدوار میشم والان خوشحالم که تصمیممو به خوبی گرفتم و ازتنم درش نیوردم.
      من میخوام تصویر مناسبی از خودم توی ذهنم جا بگیره پس بهتره به تعییراتم م با دید مثبت نگاه کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/07/28 12:41
      مدت عضویت: 1586 روز
      امتیاز کاربر: 26031 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,169 کلمه

      سلام
      من تا قبل از آشنایی با این دوره به روش رژیم و ورزش میخواستم و تلاش میکردم که لاغر بشم و به نظر خودم داشتم جلوی چاقی رو میگرفتم و تلاش میکردم ولی انگار هر چه بیشتر تلاش میکردم لاغری بدتر از من دور میشد و اما تلاشهام
      چی بخور یا چی نخورم
      چه موقع چه نوع غذایی رو بخورم
      توجه به نوع غذا ها داشته باشم و مقدار کالریشون
      توجه به میزان فعالیت بدنم که کم تحرک نباشم
      توجه به گشادی و یا تنگی لباسهام و کمر شلوارهام که این اواخر همه تنگ شده بودن
      توجه هر روز به وزنم با رفتن روی ترازو =حال بد
      رفتن داخل آییینه و تمرکز روی نقاطی که چاق بودن و میخواستم لاغر بشن
      فقط حرف و تحقبق در مورد رژیم و نحوه لاغری بقیه که داشتن موفق میشدن چه داخل باشگاه چه اطرافیان
      داخل جمع ها فقط حرفم در مورد چاقی خودم بود
      حسرت لاعری بقیه رو زیاد میخوردم
      سایز کردن دور شکم و باسن
      رفتن به دکتر تغذیه و داشتن رژیم
      طبق رزیم غذا خوردن
      و…..
      اگه بخواهم دقیق فکر کنم هنوزم یه کارایی بوده که الان یادم نیست همه رو انجام میدادم که لاغر بشم
      ولی خنده داره الان برام چقدر راهم غلط بوده دقیقا داشتم به چاقی توجه میکردم و خودم خبر نداشتم
      یادم اواخر دوران رژیم چون به شدت در حال افزایش وزن بودم هر دو سه ماهی از دکتر تغذیه کمک میخواستم که چرا اینجورم و ثابت نمیمونم اونم پیشنهاد داد هر هفته یا هفته ای دو بار روی ترازو برو اگه دیدی افزایش وزن داشتی فلان رژیم رو بگیر سریع وزنت میاد پایین و بماند که یه عالمه محدودیت به محدودیت های غذایی من اضافه میکرد و وای از روزی که من روی ترازو میرفتم و وزنم رو بی دلیل بدون اینکه زیاده روی کرده باشم حد اقل از خیلیا کمتر میخوردم در اطرافم و متناسب هم بودن و حتی اونا من رو عیب میکردن که تو طبق معمول مخالفی با خوردن و غذا نمیخوری و برنامه های بقیه رو هم بهم میزنی چون جرات خوردن در شب و رستوران و غذاهای معمولی رو نداشتم فقط غذاهای خاص رژیمی بد مزه رو میخوردم و اون وقت اون اوضاعم بود که روز به روز در حال افزایش سایز و وزن بودم و من خیلی ناراحت میشدم و حتی روزم هم خراب میشد و بقیه هم میدونستن که علت ناراحتیم چیه و خودم هم کلی حرف داشتم که من چیزی نمیخورم من که رژیم هستم ولی اوضاع جسم ام چرا اینطوز و دوباره برمیگشتم پیش دکتر و رژیم به عنوان های مختلف به من میدادو سفارش بیشتر از ترازو میکرد و نتیجه اش حال بد بیشتر برای خودم بود

      پس قشنگ میفههمم که تمام تلاشهای من تمام وزن کردنهای من همه توجه های من و خوردنهای من باعث شده من به سمت چاقی برم چرا ؟
      چون تصویر چاقی رو برای خودن روشنتر میکردم و به قول استاد حتی فول اچ دی میکردم کیفیت تصویر رو
      حتی یادم این اواخر یه آشنا داشتیم که کارشناس تغذیه بود و من خیلی اون رو نمیدیدم ولی چند برا که اون رو میدیدم میرفتم پیشش و تمام شرایطم رو که چه اوضاع سخت خوردنی دارم ولی چرا وزنم اینطور هست و میره سریع بالا رو میگفتم شاید که چاره ای برام بشه ولی متوجه نبودم دارم تصویر سازی ذهنی میکنم برا خودم با این حرفها چون با حساس ناراحتی همراه میشد برای ذهنم روشنتر میشد که بیشتر به سمت چاقی بره

      وای این اواخر با تنگی مانتو لباسهام یه حالی پیدا میکردم که اصلا به زبون اوردنش هم حالم رو بد میکنه همش نگاهم به این بود که چرا اینقد لباسهام تنگه چرا دکمه ها به زور بسته میشه بر عکس خواهر متناسبم که همه چیز میخورد و فقط چهار ماهی با من اومد ورزش و گفت دیگه نمیتونم و نیومد ولی چاقتر که نشد هیچ لاغر تر هم شد و من سالها با تعهد به باشگاه رفتنم ادامه میدادم با کلی رعایت غذایی روز به روزم چاقتر میشدم و خواهرم همیشه میگفت بس که حساسی و چون تو دارو میخوری و …و همیشه هم خواهرم میگفت باید لباسهام رو بدم خیاط تنگ کنه چون خیلی برام گشاد شدن و من یه حرصی میخوردم و با حسرت بهش میگفتم خوش به حالت که یه بار تو یه جمعی به این شکل به یه شخص متناسب دیگه گفتم و مسخرم کردن که چرا اینقد تو با حسرت میگی خوش به حالت

      خلاصه من تصویر سازی ذهنی چاقی رو خوب انجام دادم مطمعنم امیدوارم با این دورها و به کمک استاد و و خودم با تعهدم به این دورها تصویر سازی لاغری رو هم خوب یاد بگیریم و کلا از اون موقع هام میخواهم فاصله بگیرم و لاغری با آرامش میخوام لاغری با حال خوب میخواهم و من لاغری با آزادی در انتخابهام و خوردنم میخوام که دارم به دست میارم اگه که هیچ وقت از مسیر قشنگ لاغری با ذهن خارج نشم

      و من در مسیرم ولی بقیه چاقهای اطرافم که به همون حال قبلیه من که اول کامنت گفتم دارن خودشون رو لاغر میکنن و من میبینم از نزدیک که چه قدر دارن سختی میکشن امیدوارم وارد این مسیر رویایی بشن و واقعا خوشحالم که دیگه من جز اون دسته نیستم ولی خیلی وقتا دوست دارم بگم بهشون دوست دارم راه درست رو نشونشون بدم ولی چه فایده که در مدار شنیدن این آگاهی ها که نیستن هیچ تازه مسخره هم میکنن و نمیخوام هیچ حرفی در باره این راه قشنگ بشنوم که باورهام رو که تازه جونه زدن مبادا خراب بشن پس ترجیحا این اواخر سکوت میکنم و هیچی چیزی در این باره به هیچ شخص چاقی که داره از راه غلط تلاش میکنه نمیزنم ولی خدا شاهده دلم میخواد همه جا فریاد بزنم که چنین راهی هم هست ولی چون عکس العمل ها رو میتونم حدس بزنم انگیزه ای برای حرف زدن ندارم چون باور نمیکنن از من که این راه درسته
      و باید بگم من قبلی با من جدیدم هم در این مسیر هم در بقیه جوانب زندگی خیلی داره تغییر میکنه پس قطعا تصویر ذهنیم هم تا حالا کلی تغییر کرده مطمعنم چون هیچ کدوم از توجه و کارهای قبلی رو الان انجام نمیدم و از لباسهام تغییرات رو میتونم بفهمم و به هیچ عنوان من از ترازو استفاده نمیکنم و مدتهاس که داره خاک میخوره و همین یه کار کلی آرامش و حال خوب میاره و به دنبال این دو لاغری هم میاد چون با حال خوب میتونیم به هدف و موفقیتهامون برسیم و به محض اینکه ببینم چیزی مثل انگشتر یا ساعت یا لباسی برام گشاد شده هر چقدر هم که کم باشه اینقد خوشحال میشم و یاد گرفتم بهش توحه کنم تا با این کارها لاغری رو در جسمم گسترش
      بدم اینجوری تصویر ذهنی درست ایجاد میکنم دقیقا برعکس گذشته ام خیلی جالبه

      من عاشق لاغری با دهنم و با تعهد مسیرم رو ادامه میدهم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1399/07/28 00:59
      مدت عضویت: 1645 روز
      امتیاز کاربر: 20762 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 196 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوست داشتنی و همه دوستان خوب و متناسبم
      این فایل خیلی عالی و آموزنده بود من از تغییر اندامم راضی هستم و همیشه از ذهن هنرمندم که اینجور قشنگ برای من پیکرتراشی بدون درد و خرج کرده است تشکر میکنم و خدا را سپاسگزارم 🤲🤲
      تنها چیزی را که باید روی آن کار کنم توجه نکردن به شکمم است که به اندازه بقیه قسمت های بدنم تغییر نکرده است
      وقتیکه قسمتهای مختلف بدنم را ناز و نوازش میدهم به شکمم هم میگویم ترا دوست دارم اما اگر کوچک شوی بیشتر دوستت دارم نمیدانم آیا اینکار درست است یا نه و این هم یکجور توجه کردن به نامتناسب بودن شکمم است آیا بهتر است اصلا توجه ای به آن نکنم و هر بار که خودم را در آینه می بینم تمرکزم را فقط به قسمتهایی که از آنها راضی هستم بدهم
      میتونم بگم وقتیکه به شکمم نگاه میکنم حالم بد نمیشه فقط به خودم میگم عجله نکن زمان بیشتری بهش بده اونم هم کوچک میشه 🤔🤔
      خودم فکر میکنم اگر توجه ای بهش نداشته باشم نتیجه بهتری میگیرم
      ممنون میشم اگر در این مورد استاد عزیز و دوستانی که تجربه ای داشته اند مرا راهنمایی کنند 🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5956 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 84 کلمه

        سلام دوست عزیز
        نکته اول اینه که وقتی میگی به خودم توجه می کنم باید همه خودت رو بپذیری نه اینکه تفکیک کنی
        بگی خوب دستم چون متناسبه قبوله ولی شکم قبول نیست
        به صورت کلی خودت رو بپذیر و اگه از وضعیت شکم راضی نیستی اشکال نداره
        مسئولیت به این شکل شدنش رو به عهده بگیر
        اگه در بخش پذیرش مسئولیت وضعیت فعلی شکم خودت خوب عمل کنی مطمئن باش با اشتیاق دوره آموزشی رو ادامه میدی تا تمام وجود شما به حالت ایده آل برسه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار shahla mahmoudi
          1399/07/28 16:01
          مدت عضویت: 1645 روز
          امتیاز کاربر: 20762 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          محتوای دیدگاه: 77 کلمه

          سلام استاد عزیز ممنونم از پاسخ شما
          پس اگر من شکمم را به همین حالت که هست بپذیرم به این معنی نیست که میخواهم همینطور بماند 🤔🤔
          البته که من مسئولیت بزرگ شدن شکمم را می پذیرم و بارها از بدنم عذرخواهی کردم که او را به این شکل درآوردم و قول دادم که این خانه روحم را که جایگاه خداست ترمیم کنم و هنوز هم با شور و اشتیاق برنامه های آموزشی ام را ادامه میدهم 🙏🙏

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم