0

انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن! (گام ۷)

چرا لاغر نمیشم؟
اندازه متن

راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!

📍 این جلسه ادامه گام ۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅

نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامه‌ای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️

چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟

اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…

همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهن‌مون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره.

چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯

تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:

«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سال‌ها با این سوال درگیر بودم! 🌀

با رژیم‌های سخت، ورزش‌های طاقت‌فرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓

در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق می‌شدم!

چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی می‌دونست و لاغری براش عجیب بود.

🧠✨ پژوهش‌های روان‌شناسی نشون می‌دن که خیلی از باورها و رفتارهای ما از طریق ذهن ناخودآگاه کنترل می‌شن. ذهن ناخودآگاه اطلاعاتی مثل «من چاق هستم» یا «لاغر شدن برام سخته» رو ذخیره می‌کنه و بعد طبق همون اطلاعات، آینده ما رو پیش‌بینی می‌کنه 📉.

یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجه‌ای ماندگار نمی‌گیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃‍♂️🥗.

چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️

تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری می‌کنی لاغر نمی‌مونی؟!

چرا یه مدت رژیم می‌گیری، ورزش می‌کنی، کلی زحمت می‌کشی… اما بازم برمی‌گردی سر خونه اول؟! 😩

دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!

یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همون‌طور که طبیعت راه خودش رو می‌ره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه می‌ده.

نمی‌تونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامه‌ریزی کنی!

🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش می‌خوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون می‌جنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر می‌شه…

اگه واقعاً می‌خوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.

✋ هر بار که به بدنت نگاه می‌کنی، به جای اینکه بگی: “من همینه‌ام دیگه!”

باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقته‌ست!”

همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک می‌ده و آروم‌آروم انتظار چاقی رو ازش پاک می‌کنه. 🧽🧠

راز لاغر نشدن

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی

راستشو بخوای، همه‌ی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که می‌گن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…

اینا فقط یه نقابن 😶

چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، این‌همه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمی‌اومد.

🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه

وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راه‌های مختلف به ما هشدار می‌ده:

زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبه‌نفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…

یعنی داره فریاد می‌زنه: «این حالت طبیعی من نیست!»

اما مشکل کجاست؟ 🤔

مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!

یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قوی‌تر از ته ذهنمون می‌گه:

«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیه‌س، نه تو!»

و این‌جاست که افکار لاغری، مثل یه جرقه‌ی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش می‌شن 🔥💨

یه اعتراف مهم 😓

منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم می‌اومد یا از دیدن وزنم کلافه می‌شدم، تصمیم می‌گرفتم که دیگه تمومه!

می‌گفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمی‌خورم، همه چی تموم!»

ولی چند روز بیشتر دووم نمی‌آورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق می‌دید، قوی‌تر بود.

🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار می‌کرد:

«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانواده‌ت چاقن»، «سن‌ت بالاست»…

همه‌ی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!

حالا چی کار کنیم؟ 🌱

اگر واقعاً می‌خوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی

باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقته‌ست.

باید ذهنت رو قانع کنی که:

✅ لاغر شدن ممکنه

✅ من می‌تونم متفاوت باشم

✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

انتظار چاقی

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟

«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آینده‌ی جسممون رو چاق پیش‌بینی می‌کنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاق‌تر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاق‌تری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!

شاید بگی: «مگه من پیشگو‌ام؟!» 😅

ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی می‌کنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.

و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگویی‌ها ناخودآگاهیه!

😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیش‌بینی می‌کنه، نه لاغر؟!

دلیلش خیلی ساده‌ست:

چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقی‌مون به ذهنمون داده‌ایم.

مثلاً:

  • «چاقی من ارثیه»
  • «من چون کم‌تحرکم چاقم»
  • «بدنم سوخت‌وسازش پایینه»
  • «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
  • «من عین خاله‌م چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
  • «من عاشق شیرینی‌ام، نمی‌تونم لاغر شم»
  • «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…

📌 این جمله‌ها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آینده‌ی ما رو چاق پیش‌بینی می‌کنه!

🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!

حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته می‌شی و می‌گی: «دیگه بسه! می‌خوام لاغر شم!»

خیلی هم عالیه 👏

اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظه‌ایه.

در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سال‌ها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بی‌قدرت و ضعیفه 😕

💡 اگه می‌خوای این «انتظار چاقی» رو با یه برنامه کامل و تمرین‌های عملی از ذهنت پاک کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ جواب روشن این سؤال؛ در ادامه هم توی گام ۸ سراغ «چرا چاق می‌شویم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 269 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.89 از 179 رای

https://tanasobefekri.net/?p=9249

269 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

269 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار لیلا دمیرچلی
      ۱۴۰۴/۱۰/۲۵ ۲۳:۱۱
      مدت عضویت: 333 روز
      امتیاز کاربر: 19320 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 508 کلمه

      سلام و هزاران درود بر استاد عزیز 

      سلام همراهان

      سخن درباره منطق ذهن است

       چه کارهایی بکنیم تا لاغر بشیم.اگه پیش خودمون بگیم وای باید حالا رژیم بگیرم باید ورزش و تحرک داشته باشم بگیم چاقی من ارثی هست بگیم این چربی ها بدنم دیگه خیلی کهنه شدن 

      بگیم آخه راستش سنم زیاده 

      متابولیسم بدنم کم شده چون سنم رفته بالا 

      در این صورت خودمون رو چاق تصور می‌کنیم و لاغر شدن برامون محاله میشه .چون منطق ذهن ما چاقیه

       برای اینکه ما این موضوع رو بهتر بفهمیم استاد بسیار زیبا گفتن که خیلی از پدیده های جهان آفرینش منطقی و ذهن ما کاملا راحت می‌پذیرد مثل قانون نیوتن که درباره جاذبه زمین .

      اگه یه وسیله ای داشته باشیم رها کنیم به سمت زمین حرکت میکنه یعنی قانون جاذبه 

      ولی اگه بگیم من این ظرف رو می‌اندازم اما ظرف به سمت بالا حرکت میکنه این بسیار غیرمنطقی است.

       کلا  ذهن ما چیزهای منطقی رو راحت می‌پذیرد حالا اگه منطق ذهن ما چاقی باشه ما هرگز لاغر نمیشیم  چون ذهن ما پذیرفته که ما چاق بمونیم همین هم در واقعیت اتفاق می افته

      راستش وقتی این صحبت‌ها رو از استاد شنیدم ترسیدم  گفتم نکنه این قانون ذهن ما پایداره 

      اما بعداز این ماجرا استاد توضیح دادن که این قابل تغییر هست  چون خود استاد گفتن که خودشون هم ته ذهن شون همین بوده 

      حالا چکار باید کنیم از این فکرا بیاییم بیرون و کاملا برعکس فکر کنیم  

      طبق صحبت‌های  استاد ،گام قبلی این بود که ما باید خودمون رو لایق لاغری بدونیم با خودمون نگیم که لاغری مال ما نیست 

      یادمه وقتی این گام رو می‌آموختم بحث که به اینجا رسید استاد پیشنهاد دادن که گام‌های تغییر عادت (من اینو نخوردم)رو با دقت گام به گام ببینیم 

      ۱۷ گام بود واقعا یکی از یکی بهتر بود 

      در اونجا بود که استاد اکیدا توصیه کردن نمی تونیم یه دفعه همه چیز رو نفی کنیم همون باورهای بالا که در قبل توضیح دادم رو استاد به نام باورهای نادرست نامیدن 

      خب حالا دوستان ما که نمیتونیم با همه باورهای نادرست بجنگیم و با زور از ذهنم‌ن بندازیم بیرون 

      باید مسیرهای جدید درست کنیم مثل اینکه هرروز ۵دقیقه به این مطلب فکر کنیم :جسم خود رو در غالب لاغری ببینیم .

      ببینیم که چقدر لباس هامون در تن مون زیباتر هستن وقتی که لاغر شدیم 

      ببینیم سالم‌تر شدیم

      ببینیم دیگه کمتر از کمر درد و پا درد رنج می‌بریم

      اگه بتونیم این تصویر سازی ها رو در ذهنمون ایجاد کنیم  و تمامی این تصورات به باورهای نادرست مون غلبه کنه قطعا تونستیم گام بسیار بزرگی در جهت لاغری با ذهن برداریم.

      ببینید دوستان این تصورات خیلی خیلی راحت تر از اون رژیم‌هایی که هرکدوم ما بارها و بارها گرفتیم و با شکست مواجه شدیم .

       این روش بسیار راحت تر است و بسیار دست یافتنی 

      بیایید دوستان از این به بعد خودمون رو در غالب یک انسان متناسب ببینیم 

      چون ذهن ما قابلیت درک اینو نداره که بفهمه لاغری برای. ما خوبه یا چاقی 

      ذهن فقط چیزهایی که ما در ذهنمون ساختیم و همش داریم تکرار می‌کنیم توجه داره  و به عنوان باور میبینه

      پس دوستان بیایید مسیر ذهنمون رو از چاقی به سمت مسیر لاغری با ذهن هدایت کنیم

      با ارزوی پایداری و گام نهادن در مسیر لاغری باذهن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۴/۱۰/۰۷ ۰۸:۴۵
      مدت عضویت: 656 روز
      امتیاز کاربر: 14195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 483 کلمه

      بنام پرودگار جهانیان 💗 سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی 

      چرا تا حالا لاغر نشدی؟ 

      در تمام این سالها چون مسیر من اشتباه بود نتونستم لاغر بشم همه ی ورزش‌ها رژیم ها دمنوش ها رو انجام دادم اما توی ذهنم همیشه مطمئن بودم ک چاق میشم 

      و این لاغری موقت هست و همین هم شد 

      چون جهان آیینه باورهای ماست و ب ما ثابت میکنه ک باور ذهنی مون چیه و همون رو بهمون نشون میده 

      نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر می‌شی یا سخت؟ در روشهای قبلی همیشه میگفتم ک خیلی سخت لاغر میشم و همینم بود 

      اما در سایت تناسب فکری من باوردارم ک ب راحتی لاغر میشم و مطمئنم ک با ادامه مسیر حتما باید وزن دلخواهم رو تجربه خواهم کرد 

      چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟

      یادمه دختر خالم می گفت شبیه مامانتی چاق میشی و باور کردم و شدم ازدواج کنی خیلی چاق میشی زایمان کنی دیگه هرگز شکمت کوچیک نمیشه 

      با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره

      بله من بعد از زایمان دومم خیلی لاغر شدم و ب وزن دلخواهم رسیدم چون تمرکز من رو بچهام بود ک کوچیک بودن و دیگه افکار چاقی در من مرور نمیشد و خود ب خود لاغر شدم و حتی خودم متوجه نشدم تا اینکه دوستام گفتن 

      چند کیلو هم در موقع پیاده روی هام کم کردم ۶ کیلو 

      یه بارم با دمنوش ۵ کیلو  سال گذشته هم حدود ۱۰ کیلو با سایت تناسب فکری کم کردم ولی چون وزن نمیکنم کردم متوجه نبودم ولی سایز مشخص بود و شکر خدا چون ذهن من تغییر کرده بازگشت نداشته و من خودمم غافلگیر شدم و ب این مسیر ایمان کامل دارم و بزودی سرزمین لاغری رو تهیه میکنم تا تخصصی تر روی ذهنم کار بشه و نتایج عالی تری بگیرم 

      چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).

      من آشپزی رو اصلا بلد نبودم اما خیلی عالی یادگرفتم 

      من نقاشی روی تابلو با رنگ روغن رو یاد گرفتم و هنوزم بلدم من رانندگی رو یادگرفتم و هنوزم بلدم  من طراحی دکوراسیون رو یاد گرفتم و بلدم من کیک پختن و انواع شیرینی و نان رو یاد گرفتم و هنوزم بلدم تا حدودی زبان انگلیسی رو یاد گرفتم و بلدم من نوشتن رو یاد گرفتم و بلدم من قالی بافی رو یاد گرفتم و بلدم من قلاب بافی رو یادگرفتم و بلدم کاردستی درست کردن رو یاد گرفتم و بلدم من یادگرفتم ک چطور شکر گزار باشم و هستم من یاد گرفتم ک رنگ مو بزنم و هنوزم بلدم من یاد گرفتم ک خیاطی کنم و هنوزم بلدم من یاد گرفتم ک مو ها رو ببافم و هنوزم بلدم و…..

      با توجه به توانایی یادگیری‌ات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، می‌تونم برای همیشه لاغر بمونم.

      بله من میتونم لاغری رو یاد بگیرم و تا آخر عمر لاغر بمونم چون در ذهن من نگرش جدید ثبت میشه و طبق اونا رفتار میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۴/۱۰/۰۷ ۰۸:۱۰
      مدت عضویت: 656 روز
      امتیاز کاربر: 14195 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 351 کلمه

      بنام پرودگار جهانیان 💗 

      سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی 

      انتظار چاقی یا لاغری 

      هر چقدر هم ک ما تلاش فیزیکی کنیم تا وقتی انتظار ما از خودمون چاقی هست هیچ فایده ای نداره چون ما مطمئن هستیم ک چاق میشیم 

      در ذهن من قبلا لاغری طبیعی بوده اما الان چاقی طبیعیه و جای این دوتا عوض شده 

      تمام دلایل چاقی بی اعتبار و اشتباهه

      من قبلا فکر میکردم چاقی من ارثیه ولی معنی کلمه ارث یعنی چیزی ک از تولد با ما باشه و نتونیم تغییرش بدیم من بارها لاغر شدم و باز چاق شدم  پس ارثی نیست 

      من فکر میکردم ازدواج باعث چاقی میشه ولی همسر من همچنان لاغره دوستم همچنان لاغره 

      من فکر میکردم غذا خوردن باعث چاقی میشه ولی درست نیست تمام انسانها غذا میخورن و لاغرن مثل همسر خودم همه چیز هم میخوره پس فرقی نمیکنه چی بخوریم 

      من فکر میکردم چون تو خونه هستم و ورزش نمی کنم چاق میشم ولی دوستانی دارم ک خیلی کم تحرک تر هستن و لاغرن 

      من فکر میکردم ک بارداری باعث چاقی میشه ولی افرادی رو میشناسم که همچنان لاغرن 

      چاقی طبیعی نیست و بدن من خودش میتونه ب راحتی منو ب تناسب اندام برسونه 

       و طبیعت هر انسانی لاغریه بدون هیچ زحمتی هر انسانی باید لاغر باشه چون خداوند همه رو متناسب خلق کرده و در سیستم خداوند هیچ اشتباهی نیست 

      طبیعت من لاغریه چون من از اول لاغر بودم بدون هیچ زحمتی و راحت و سبک بودم اون اصل وجود منه 

      من برای لاغری لازم نیست هیچ کاری کنم فقط باید تمرینات رو انجام بدم و صبور باشم تا بدنم بتونه خودش رو ترمیم کنه 

      و وقتی بدنم رو میبینم بهش عشق میدم و میگم این طبیعت بدن من نیست بزودی خودش تغییر شکل میده و مثل قبل میشه 

      عجله معنا نداره چون هر چیزی باید زمان رو سپری کنه تا ب نتیجه برسه 

      مثلا من بخوام با ماشین برم مسافرت میدونم ک باید چندساعت صبر کنم تا ب مقصد برسم باید تداوم داشته باشم تا برسم 

      پس الان هم صبورانه در مسیر. زیبای تناسب فکری هستم و از مسیر و عوض شدن احساساتم لذت میبرم 

      لاغری آسونه و من میخام بازم تجربه کنم و با بدن لاغرم زندگی کنم و لذت ببرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۴/۰۹/۲۵ ۰۵:۰۵
      مدت عضویت: 2286 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,304 کلمه

      Zary.Ahmadi 

      با درود گام (۷) انتظار چاقی  دشمن پنهان لاغر شدن 

      طبیعت من لاغری و سبکی است این بدنم الان موقتی است من صبورم و منتظر تغییرات قشنگم هستم 

      چطور می شه فرمولهای ذهنی را تغییر داد؟ با گوش دادن بارها و بارها به فایل ها و خواندن مطالب قبل از فایل های صوتی و خواندن مطالب دوستان باعث می شه لایه جدیدی از ذهن باز بشه و یه تیکه از انتظار چاقی پاک بشه چون تغییر ذهنی مثل ریشه یک بذر گیاه است که احتیاج به صبر و رسیدگی و توجه داره تا کم کم از خاک بزنه بیرون و شکوفه بده و تمرین و تکرار باعث می شه جوانه رشد و شکوفا بشه 

      چرا تا حالا لاغر نشدی ؟لاغر نشدم چون باورهای اشتباه از طریق های مختلف وارد ذهن من شده و در آنجا برنامه ریزی شده برای آلانی  که در اضافه وزن هستم. یادم هست همیشه از اطرافیان و حانواده می شنیدم که خیلی لاغر هستم و این لاغری مورد تایید هیچ کس نیست من هم هر چی می خوردم اصلا وزن اضافه نمی کردم چون در آن مقطع ذهن لاغری داشتم گفتگوی اطرافیان مرا آزار می داد تا جایی که حس می کردم از بقیه جدام و اعتماد به نفسم را از دست داده بودم و اینقدر این موضوع تکرار و ادامه دار شده بود که هر دفعه مریض می شدم فکر می کردم از  پس لاغرم بدنم توانایی نداره و زود مریض می شم و  از همه می شنیدم که شاید وقتی ازدواج کردم یا بچه دارشدم تغییراتی بوجود بیاد و این باورها در ذهن من کاشته شده بود که بعد از تولد فرزند دومم اضافه وزنم شروع شد و از همان موقع هم رژیم و بعد ورزش و غیره.    تا اینکه اومدیم امریکا وقتی اوایل با دوستان دور هم جمع می شدیم تنها چیزی که مطرح می شد برای ماهایی که تازه وارد بودیم این بود که می گفتنند اینجا تنوع غذایی و مواد خوراکی خیلی خیلی زیاد است اگر مواظب نباشید و ورزش نکنید در فاصله خیلی کوتا بدجوری چاق می شی و با سند هم تعریف می کردند این باورهای اشتباه همه در ذهن من نهادینه می شد و ترس و نگرانی از چاقی را در من تشدید می کرد برای همین چاقی در ذهن من طبیعی شده بود خوردن غذاهای متنوع و ورزش نکردن =چاقی است تازه گفته می شد که این روتین باید ادامه داشته باشد وگرنه بی نتیجه خواهد بود 

      اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی چرا دوباره چاق شدی ؟ یادم هست چند سال پیش که مرتب در حال ورزش و رژیم بودم یک سفری که به ایران داشتم اتفاق جالبی افتاد یک روزی از اون روزها با دختر رفتیم خونه خاله ام و بقیه هم همه اومدن اونجا که دور هم باشیم وقتی رسیدیم اونجا من و دخترم رفیتم تو اتاق که لباس عوض کنیم تو این فاصله زن دایی ام اومد داخل اتاق و تا دید لباس عوض می کنم بر داشت گفت : چقدر آدم لاغر باشه که زشت است من و دخترم با تعجب به زن دایی نگاه کردیم و من در جواب کفتم برای این بدن باید کلی زحمت بکشید ساده نیست ! هیچی نگفت ! من هم خوشحال شدم و هم ناراحت هر دو در یک رمان تو ذهنم تصویر سازی می کرد خوشحال بودم که زحمت هایم بی نتیجه نبوده و ناراحت بودم چون راه سختی بود چون می دونستم هر کدوم را رها کنم وزنم اضافه می شه چون چاقی در ذهنم طبیعی شده بود 

      الان که این باورها مرور می شه می بینم که چقدر نادان بودم که باورهای اشتباه را در ذهنم ثبت می کردم باز هم خدا را شکر که به این آگاهی رسیدم که لاغری : ذهن لاغر می خواد. نه رژیم می خواد نه دمنوش می خواد نه ورزش می خواد نه جراحی می خواد نه دارو می خواد و غیره. فقط و فقط ذهن لاغر می تواند ماندگار باشد 

      نگرش تو در باره لاغر شدنت چیه ؟ راحت لاغر می شی یا سخت ؟ بر می گردم به قبل از وارد شدن در این مسیر .

      نگرش خیلی سختی داشتم همیشه شعارم  ابن بود که لاغر شدن ساده نیست باید پشتکار و اراده و انرژی داشته باشی که بتوانید لاغر بشی لاغر شدن در ذهنم خیلی خیلی سخت بود همراه با رژیم های سخت محدود و محروم کردن از غذاها و خیلی خوراکی‌های مفید  ورزش کردن تا جایی که باید سخت عرق کنید وو این روتین باید هر روز هم تکرار می شد چون می دانستم اگر یک روز کوتاهی کنم اضافه می کنم برای همین لاغری در ذهن من سخت بود هر کس هم می پرسید چکار می کنی می گفتم باید کلی کار کنید ساده نیست در حالی که الان دید  و نگرش من تغییر کرده لاغر شدن آسان‌ترین کار دیناست لاغر شدن آسان‌ترین کار ذهن است 

      چه دلایلی در باره چاق بودن خودت شنیدی ؟ من در باره چاق شدن چیزی نشنیدم چون همیشه در وزن متناسب بودم مخصوصا از نظر بقیه اما در مورد لاغری حدیت زیاد شنیدم مثل : چقدر لاغر مردنی هستی بیشتر بخور تا کمی توپر  بشی. لاغری باعث مز شه در مقابل مریضی ها ناتوانن باشی ورود از پا در می آیید. لاغری صورت زشت و تیره می شه ، من همیشه این جور می شنیدم و الان هم مقدار اضافی که دارم از نظر بقیه من متناسبم اما خودم دوست دارم در وزن ایده الی که قبلا بودم بر گردم و مطمعنم ابن اتفاق می افتد هر روز شاهد تغییرات قشنگم هستم 

      مرحله دوم 

      بدنم توانایی لاغر شدن و لاغر موندن را داره ؟ چون بارها و بارها و برای سالها بدنم لاغر شده و در تناسب بود اما موقت واما چون روتین ادامه داشته همیشه در تناسب بودم! درسته که موقتی بود ،اما توانایی این را داشتم ،که همیشه خودم را در تناسب نگه دارم و لی هیچوقت به اون تناسبی که می خواستم نرسیدم چون ذهنم با بدنم همسو نبوده و با جنگ و ستیز بوده ولی اکنون خبری از رژیم  ورزش دمنوش محروم و محدود کردن نیست بلکه در صلح و دوستی و آرامش داره تغییر می کند 

      چیزهایی که قبلا یاد گرفتی و هنوز یادت هست را بنویس ( مثل تعمیرات. موسیقی و نقاشی و.  ) ما انسان‌ها مدام در حال یادگیری هستیم در هر زمانی بادگیرها فرق می کند  مثلا : یادم هست تو سنین ۱۳ با ۱۴ سالگی علاقه زیادی به کارهای هنری داشتم مثل خیاطی نقاشی بافتنی  یادم هست با مقوا و پارچه کیف های خوشگلی درست می کردم هم برای خودم و هم برای خواهر هایم حتی یک بار با قلاب و نخ کانوا یک پیراهن برای خودم بافتم و قلاب بافی را از همسایه ام یاد گرفتم و کارهای خیاطی دوست داشتم انجام می دادم و از وقتی اومدم امریکا همین خیاطی که دوست دارم شروع کردم و بر اثر تمرین و تکرار جزو آدم‌های معرف در yelp هستم پس همانطور که در اثر تمرین  و تکرار مهارت در خیاطی پیدا کردم با تمرین و تکرار می شه در لاغری هم موفق شد 

      با توجه به توانایی یادگیری ات به خودت ثابت کن که اگر لاغر بشی می تونی برای همیشه لاغر بمونی 

      با این آموزش ها ذهنم یاد می گیرد و باور می کند که لاغری من می تواند ماندگار باشد همانطور که در یادگیری خیاطی بر اثر تمرین و استمرار حرفه ای شدم پس در لاغری هم می تونم موفق باشم این توانایی را دارم چون بارها ثابت کردم از همه مهمتر باور جدیدی که به رژیم و محدود و محروم کردن غذاها و خوراکی‌ها و خوردن دمنوش های مختلف نیاز ندارم فقط باید استمرار داشته باشم و صبوری کنم 

      تمرین من اینه 

       هر روز صبح تو اینه با خودم مشغول گفتگوهای مثبت و شکر گزاری از سالمتی و بدن زیبایی که دارم می شوم و بهش می گم منتظر تغییرات قشنگ هستم 

      قبل از خوردن اول فکر می کنم که مطمعن بشم نیاز دارم و طبق عادت قبلی نیست 

      شب ها سعی می کنم تصویر سازی در بدن ایده الم داشته باشم 

      استاد سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۷/۱۵ ۱۸:۳۸
      مدت عضویت: 725 روز
      امتیاز کاربر: 6800 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,581 کلمه

      تمرینات 

      مرحله اول: 

      ۱- چرا تا حالا لاغر نشدی؟

      وای، وقتی به این سؤال فکر می‌کنم، یه حس عجیب میاد سراغم. انگار همیشه یه صدای توی ذهنم بوده که می‌گفته: «تو نمی‌تونی، برات سخته، این کار به دردت نمی‌خوره.»

       و من بدون اینکه واقعاً بفهمم، گوش دادم. نه که نخوام لاغر بشم، نه! خیلی وقت‌ها تلاش کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، ولی همیشه یه جایی گیر می‌کردم. تازه بعدش می‌فهمم دلیل اصلی فقط همون باورای قدیمی ذهنم بوده. باورهایی که انگار از بچگی تو ذهنم نشسته بودن، مثل یه برنامه خودکار.

      مثلاً یادمه وقتی بچه بودم، بزرگ‌ترها به من می‌گفتن: «تو همیشه اینقدر چاق می‌مونی.» یا وقتی تو جمع غذا می‌خوردم، بعضی‌ها انگار با نگاهشون بهم می‌گفتن «تو زیادی خوردی، همیشه همین‌جوری می‌مونی.» این‌ها خیلی کوچیک بودم ولی تو ذهنم حک شده بودن، و من حتی نمی‌دونستم. بعد، هر بار که رژیم می‌گرفتم و یه چند کیلویی کم می‌کردم، ذهنم همون ترس‌ها و باورها رو دوباره فعال می‌کرد و من دوباره برمی‌گشتم به همون وزن قبلی.

      حس می‌کنم تا حالا لاغر نشدم چون ذهنم هنوز نمی‌خواست باور کنه که من می‌تونم. ذهنم باور کرده بود چاقی یه بخشی از هویتمه، و وقتی ذهن یه چیز رو باور کنه، بدن هم همون رو اجرا می‌کنه. من تمام تلاش‌ها رو کردم ولی با ذهن هماهنگ نبودم. تازه وقتی اینو فهمیدم، یه حس آرامش عجیبی پیدا کردم. یعنی دیگه خودم رو سرزنش نمی‌کنم، می‌فهمم که مشکل از باورهای ناخوداگاه ذهنم بوده که ازشون خبر نداشتم .

      —

      ۲ـ اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟

      آره، این یکی خیلی دردناکه… هر بار که چند کیلویی کم می‌کردم، یه حس غرور کوتاه داشتم و بعدش… دوباره برگشت. واقعیتش اینه که بدن من توانایی تغییر داشت، ولی ذهنم هنوز باور قدیم رو نگه می‌داشت. باور اینکه «تو نمی‌تونی لاغر بمونی» یا «لاغر شدن فقط موقتیه».

      حس می‌کنم هر بار رژیم یا ورزش می‌کردم، بدنم طبق برنامه عمل می‌کرد، ولی ذهنم یه جور مقاومت نامرئی می‌کرد. انگار سلول‌های بدنم از ذهنم دستور می‌گرفتن و ذهن می‌گفت: «نه، دوباره باید همون باشیم.» و من بدون اینکه بفهمم، دوباره چاق می‌شدم.

      یه چیز دیگه هم هست: همیشه تلاش‌هایم روی محدودیت و اجبار بود. یعنی بیشتر حس می‌کردم باید خودمو کنترل کنم، نباید بخورم، نباید لذت ببرم. ولی ذهنم این اجبار رو دوست نداشت. نتیجه‌ش این می‌شد که حتی وقتی لاغر می‌شدم، یه بخشی از وجودم هنوز مقاومت می‌کرد و دوباره برمی‌گشتم به عادت قدیمی.

      حالا که دارم مسیر ذهنی لاغری رو طی می‌کنم، می‌فهمم: مشکل فقط غذا یا ورزش نبود، مشکل باورهای ذهنی بود. من باید باور کنم بدنم توانایی داره لاغر بمونه و من شایسته این حس سبکی و راحتی هستم.

      —

      ۳ـ نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر می‌شی یا سخت؟

      اگه راستشو بخوای، همیشه فکر می‌کردم سخته. ذهنم یاد گرفته بود که لاغر شدن یه مسیر پر از محدودیت و دردسره. حتی وقتی چند کیلویی کم می‌کردم، ذهنم فوری یادآوری می‌کرد: «این موقتیه، دوباره برمی‌گرده.»

      ولی الان حس می‌کنم باید یه تغییر ریشه‌ای داشته باشم. لاغر شدن نباید سخت باشه، نباید جنگ و اجبار داشته باشه. باید حس سبکی و راحتی باشه، یه تجربه لذت‌بخش. وقتی ذهنم اینو باور کنه، بدنم هم خودش رو با این باور هماهنگ می‌کنه.

      حس می‌کنم نگرش واقعی من الان داره کم‌کم عوض می‌شه. دارم یاد می‌گیرم که لاغری یه فرآیند طبیعی و آرامه، نه یه کار سخت و اجباری. وقتی اینو حس کنم، دیگه نیازی به جنگ با خودم ندارم، همه چیز راحت‌تر پیش می‌ره.

      —

      4ـ چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟

      باید بگم، خیلی دلایل کوچیک ولی تاثیرگذار بودن. بعضی وقت‌ها خانواده می‌گفتن: «تو زیادی خوردی، باید کمتر بخوری.» یا دوستان نیشخند می‌زدن و می‌گفتن: «باز هم چاق شدی!» این‌ها شاید به نظر کم اهمیت باشن ولی تو ذهن من یه جایگاه پیدا کرده بودن.

      این دلایل باعث شدن من ناخودآگاه باور کنم چاقی یه قسمت جدانشدنی از منه. حتی وقتی خودم دوست داشتم تغییر کنم، ذهنم هنوز اون حرف‌ها رو به خاطر می‌آورد و مانع می‌شد.

      ولی الان دارم یاد می‌گیرم که این حرف‌ها فقط خاطره‌ن، واقعیت نیستن. من می‌تونم باور جدید بسازم و بدنم رو با این باور هماهنگ کنم.

      مرحله دوم:

      ۱ـ  با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره؟ 

      وای، وقتی به این فکر می‌کنم، یه حس عجیبی بهم دست می‌ده. یعنی واقعاً بدن من چند بار خودش رو ثابت کرده که می‌تونه لاغر بشه. حتی اگه دوباره برگردم به وزن قبلی، اما همین که تونستم کم کنم یعنی توانایی وجود داره. انگار بدنم همیشه آماده بوده، فقط ذهنم باید هماهنگ می‌شد.

      مثلاً یادمه وقتی اون چند کیلویی کم کردم، بدنم خودش واکنش نشون داد: لباس‌ها راحت‌تر شد، حرکتم روان‌تر شد، حس سبکی داشتم. این نشونه‌ها ثابت می‌کنن که بدنم واقعاً می‌تونه تغییر کنه. حتی وقتی دوباره برگشتم، این تجربه هنوز توی سلول‌هام باقیه. بدنم این توانایی رو فراموش نمی‌کنه، فقط ذهنم باید باور کنه که این بار ماندگار می‌شه.

      حس می‌کنم الآن وقتشه با خودم حرف بزنم و به ذهنم بگم: «ببین، بدن تو توانایی داره. بارها ثابت کرده‌ای، این فقط یه مسیر طبیعیه.» وقتی اینو باور کنم، بدنم خودش هماهنگ می‌شه و دیگه نیازی به اجبار و فشار نیست.

      —

      ۲ـ چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …)

      وقتی به این فکر می‌کنم، یه حس غرور پیدا می‌کنم. من قبلاً خیلی چیزا یاد گرفتم و هنوز یادمه: آشپزی، خیاطی، یه تیکه نقاشی، خطاطی، آرایشگری ، حتی یادگیری یه مهارت توی درس‌ها. همه این‌ها ثابت می‌کنن که من توانایی یادگیری و پیشرفت دارم. البته همه ی اینها در حد خودمه . حتی راه رفتن، حرف زدن ، گوش کردن ، درک کردن، زندگی کردن و … 

      البته همه ی اینها در حد برطرف کردن نیازهای خودمه نه در حد پیشرفته  مثلا راه رفتن بلدم ولی دونده نیستم یا خطم خوبه ولی خطاط ماهر که آموزش بده به دیگران نیستم یا مثلا حرف زدن بلدم اما فقط به زبان فارسی اونجور که چند تا زبان بلد باشم نه . یا خیاطی بلدم اما مثلا لباس عروس تا حالا ندوختم و …

      دقیقا لاغری هم برام در همین حده . یعنی من میخوام در حد نیاز خودم لاغر بشم که سبک بشم بتونم کارهامو راحتتر انجام بدم . یه جا مهمونی میرم ترس از صحبت دیگران در مورد اندامم نداشته باشم .  در حدی که گلیم خودمو از آب بکشم بیرون . 

      این خودش یه مدرک بزرگه برای ذهنم: اگه تونستم این مهارت‌ها رو یاد بگیرم، حتماً می‌تونم بدنم رو با وزن دلخواهم هماهنگ کنم و برای همیشه لاغر بمونم. ذهن من با دیدن شواهد گذشته متقاعد می‌شه که من توانایی تغییر دارم و اصلا هم نمیخوام خودمو اذیت کنم . 

      حس می‌کنم وقتی این مهارت‌ها رو به یاد میارم، یه انرژی درونی بهم دست می‌ده. انگار ذهنم می‌گه: «اگه می‌تونی یه هنر یاد بگیری یا یه نقاشی بکشی، می‌تونی خودت رو لاغر نگه داری.» این حس اعتماد به نفس، خیلی قویه و مسیر لاغری ذهنی رو برای من هموار می‌کنه.

      —

      ۳ـ  با توجه به توانایی یادگیری‌ات به خودت ثابت کن که اگر لاغر بشی، می‌تونی برای همیشه لاغر بمونی

      حالا می‌رسیم به بخش واقعاً مهم: ذهن من باید باور کنه که موندگاری لاغری ممکنه. وقتی به توانایی یادگیری خودم فکر می‌کنم، حس می‌کنم هیچ چیز غیرممکن نیست. من یاد گرفتم مهارت‌های جدید رو میذیرم، ممکنه اشتباه کنم، اما اصلاح می کنم و پیشرفت می کنم. پس چرا نتونم همین روند رو برای بدنم هم اجرا کنم؟

      حس می‌کنم وقتی اینو به خودم می‌گم، یه آرامش عجیب توی بدنم شکل می‌گیره. ذهنم کم‌کم می‌فهمه که لاغری فقط یه تجربه کوتاه نیست، یه مسیر پایدار و واقعی می‌تونه باشه. دیگه ترس از بازگشت وزن نیست، چون می‌دونم بدنم و ذهنم این توانایی رو دارن که هماهنگ باشن و من سبک بمونم.

      این باور جدید باعث می‌شه دیگه رژیم و فشار و اجبار برای من معنا نداشته باشه. فقط کافیه با خودم مهربون باشم، باورها رو تکرار کنم و تجربه کنم که بدنم واقعاً می‌تونه لاغر بمونه.

      تمرین من از ویدیوی «تغییر انتظار چاقی»

      بعد از دیدن این ویدیو، یه چیزی توی وجودم عوض شد. تا قبل از اون، همیشه فکر می‌کردم بدنم مشکل داره، یا باهام لج کرده که چرا تغییر نمی‌کنه. اما الان فهمیدم بدنم فقط داره به همون چیزی واکنش نشون می‌ده که من ازش انتظار دارم. اگه انتظار چاق بودن دارم، همونو برام می‌سازه. اگه انتظار سبک شدن داشته باشم، خودش رو با اون هماهنگ می‌کنه.

      خیلی برام جالب بود که تا حالا بیشتر از اینکه منتظر لاغر شدنم باشم، منتظر ثابت موندن چاقیم بودم. همیشه ته دلم یه جمله تکرار می‌شد که “من همیشه همین‌جوریم، وزنم تغییر نمی‌کنه”. و خب بدنم هم همون باور رو اجرا می‌کرد.

      اما حالا تصمیم گرفتم از همین لحظه، انتظارم رو تغییر بدم. دیگه انتظار چاق بودن ندارم. از این به بعد انتظارم سبکیه. انتظار دارم بدنم خودش رو تنظیم کنه، سبک‌تر بشه، راحت‌تر بشه، چون من دارم هر روز با خودم مهربون‌تر می‌شم.

      تمرین من اینه:

      ۱. هر صبح که بیدار می‌شم، جلوی آینه می‌ایستم و با لبخند به خودم می‌گم:«من دارم سبک می‌شم. بدنم داره به اندازه طبیعی خودش برمی‌گرده. من منتظر تغییرای قشنگم.»

      ۲. هر بار که می‌خوام چیزی بخورم، قبل از خوردن، به بدنم می‌گم:«مرسی که فقط به اندازه نیازت جذب می‌کنی. من بهت اعتماد دارم.»

      ۳. هر شب قبل از خواب، چشم‌هامو می‌بندم و تصور می‌کنم که دارم توی یه بدن سبک، راحت و متعادل نفس می‌کشم. با خودم می‌گم:«بدنم، من ازت انتظار سبکی دارم. چون تو همیشه به من گوش می‌دی.»

      این تمرین برای من یه شروع جدیده. چون از درون دارم شروع می‌کنم، از باورم، از انتظارم. احساس می‌کنم همین الان هم یه تغییری درونم شکل گرفته. دیگه با بدنم نمی‌جنگم، فقط باهاش هماهنگ می‌شم. حس می‌کنم هر روز یه قدم به سبک شدن نزدیک‌تر می‌شم، نه به خاطر رژیم یا اجبار، بلکه چون ذهن و بدنم دارن هم‌صدا می‌شن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۷/۱۵ ۱۸:۰۶
      مدت عضویت: 725 روز
      امتیاز کاربر: 6800 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,166 کلمه

      گام ۷

      گاهی که به خودم نگاه می‌کنم، یه حس عجیب دارم. حس می‌کنم ذهنم تا امروز با من یه جور بازی کرده. باورهای ناخودآگاهم، مثل یه برنامه قدیمی نصب‌شده، همیشه منو تو همون وزن و همون حالت نگه می‌داشتن. انگار ذهنم بهم می‌گفت: «تو لاغر نمی‌شی، واسه تو خیلی سخته، چاق بودن طبیعت توست .» و من بدون اینکه بفهمم، همه تلاشم برای لاغر شدن رو خراب می‌کردم.

      البته این برنامه ها و باورها رو خودم به ذهنم دادم و اون فقط پردازش می کرده . 

      اولین چیزی که تو گام هفتم فهمیدم این بود که ذهن و بدنم واقعاً همیشه آماده تغییره، ولی خودم   سد می‌شدم.  باور کرده بودم که چاقی یه بخشی از وجود منه، یه هویته انگار. هر بار که رژیم می‌گرفتم یا یه روش جدید کاهش وزن شروع می‌کردم، مقاومت درونیم رو حس می‌کردم. حالا می‌فهمم این مقاومت نه علیه من بود، نه اینکه من ضعیفم، فقط دفاع ذهنم از باورهای قدیمی بود که مدت‌ها جا خوش کرده بودن.

      حس می‌کنم این باورها مثل یه دیوار بودن که جلوی مسیر لاغری رو گرفته بودن، ولی من همیشه فکر می‌کردم مشکل از خودمه. فکر می‌کردم کم‌کاری کردم، اراده‌م ضعیفه. اما الان می‌فهمم مشکل از همون باورهای ذهنی بود که خودم پذیرفته بودم و حتی نمی‌دیدمشون. 

      باورهایی که از بچگی ساخته شدن، از حرفای کوچیک دیگران، جمله‌هایی مثل: «تو همیشه اینقدر چاق خواهی بود»، «لاغر شدن برات سخته»، «تو آدم خوش‌شانسی نیستی تو کاهش وزن» و من می پذیرفتم . 

      حالا که دارم این مسیر رو طی می‌کنم، حس می‌کنم دارم کم‌کم دیوارها رو می‌شکنم. قدم اول این بود که بپذیرم این باورها وجود دارن و خودم ، اون‌ها رو پذیرفته بودم. لازم نبود خودم رو سرزنش کنم. 

      فقط کافی بود بفهمم ذهنم داره یه نقشه قدیمی رو اجرا می‌کنه و من می‌تونم یه نقشه جدید بسازم.

      یکی از چیزایی که برام خیلی روشن شد این بود که برای چاق شدن لازم نیست کاری کنیم. بدن و ذهن راحت می‌تونن چاقی رو نگه دارن چون ذهن ما پیش‌بینی کرده و بدن هم اجرا می‌کنه. ولی واسه لاغر شدن، باید باورها تغییر کنن.

       باید ذهن یاد بگیره که لاغر شدن طبیعی و راحته و من می‌تونم. یعنی کاری فراتر از رژیم و ورزش، کاری که از درون شروع می‌شه و کل وجودم رو لمس می‌کنه.

      گاهی که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم همیشه با خودم جنگیده‌م. جنگی که اصلاً لازم نبود. به جای اینکه به بدنم گوش کنم و ذهنم رو هماهنگ کنم، خودم رو مجبور می‌کردم، تهدید می‌کردم، محدود می‌کردم. و البته ذهنم هم مقاومت می‌کرد. حالا می‌فهمم تغییر واقعی وقتی اتفاق می‌افته که ذهن و بدن هماهنگ باشن. وقتی ذهن باور کنه لاغر بودن طبیعیه، بدن هم بدون فشار شروع به هماهنگی می‌کنه.

      فهمیدم من وقتی به مسائل منفی در زندگیم توجه می کنم و  ارتعاش خودم رو در مدارهای منفی نگه میدارم مدار منفی برای من چیزی جز درد و وحشت و اضطراب و سیاهی و نومیدی نداره  . فکرم منفی احساسم منفی و چون غذا  ماده ای برای حیاته تمایل من برای مراقبت از من دائما روی مصرف  غذا بود تا از من در برابر این فضای منفی نگه داره . 

      اما وقتی  دیگه خوبیها رو ببینم به خودم و اصل وجودم توجه کنم خودمو دوست داشته باشم  فکر منفی نکنم حرف منفی نزنم برعکس حرف و فکرم رو مثبت نگهدارم تا جاییکه در توان دارم این فضای مثبت درونی ارتعاش خوب در من ایجاد می کنه . دنیای تاریک درونم روشن میشه . احساس خوبی پیدا می کنم زندگی رو خوب میبینم . شاکر میشم  و این فضا به بدنم انتقال پیدا می کنه بدنم از ترسها نجات پیدا می کنه خود به خود میل من به ذخیره انرژی کم میشه مدام در حال لذت بردن از زندگی هستم دیگه تنها لذتم غذا نیست . دیگه تنها پناهم غذا نیست . یه حس امنیت درونی پیدا می کنم که این حس بدنم رو لاغر میکنه و بدنم چون دیگه در ترس و اضطراب و دلهره نیست نیازش به ذخیره کردن انرژی کم و کمتر میشه . 

      تو این مسیر فهمیدم باید به ذهنم آرامش بدم. باید به خودم نشون بدم لاغر شدن نه تنها سخت نیست، بلکه می‌تونه لذت‌بخش باشه. وقتی باورهای قدیمی رو با شواهد جدید جایگزین می‌کنم، یه حس عجیبی تو بدنم شکل می‌گیره. یه حس سبکی، آزادی، انگار همه سلول‌هام می‌دونن من آماده‌م تغییر کنم.

      هر روز تمرین می‌کنم باورهای جدید رو تکرار کنم. جملاتی مثل: «من لاغر شدن رو دوست دارم»، «لاغر شدن برای من راحت و طبیعیه»، «من شایسته وزن دلخواهم هستم». وقتی این جملات رو می‌گم، حس می‌کنم ذهنم نور می‌گیره و تاریکی باورهای قدیمی کم‌کم ناپدید می‌شه.

      یکی از تمرینای باحالی که برام خیلی تاثیر داشت، دیدن خودم تو ذهنم به شکل لاغر و سبک بود. نه فقط دیدن، بلکه حس کردن. حس اینکه بدنم سبک و راحته، حرکتام روانه، نفس کشیدن آسونه و انرژی‌ام بیشتره. این تمرین ذهنی مثل یه جرقه کوچیک بود که کم‌کم شعله می‌کشه و همه باورهای منفی رو می‌سوزونه.

      همچنین فهمیدم مقاومت ذهن، نشونه اهمیت تغییره. هر بار حس می‌کنم ذهنم تو مقابل باورای جدید مقاومت می‌کنه، به جای عصبانیت، می‌نشینم و باهاش حرف می‌زنم. به ذهنم می‌گم: «می‌دونم برات جدیده، می‌دونم عادت داری به مسیر قدیمی، اما می‌تونیم با هم هماهنگ بشیم.» و وقتی این حرفو از درون می‌زنم، حس می‌کنم دیوارها کم‌کم ترک می‌خورن.

      یه بخش دیگه این گام، توجه به جزئیات کوچیک زندگیه. لحظه‌هایی که بدنم حس خوبی داره، وقتی غذایی می‌خورم و لذت می‌برم، وقتی حرکت می‌کنم و حس سبکی دارم. اینا شواهدیه که ذهن می‌تونه باور جدید رو تقویت کنه. ذهن با دیدن این شواهد می‌فهمه لاغر شدن نه تنها ممکنه، بلکه تجربه واقعی و ملموسه.

      حالا حس می‌کنم دیگه لازم نیست با جنگ و تلاش شدید مسیر رو طی کنم. دیگه لازم نیست خودم رو محدود کنم یا از خودم انتظار غیرواقعی داشته باشم. کافیه باورهای ذهنی‌ام رو با حس واقعی و عمیق هماهنگ کنم و بذارم بدن هم مطابق اون عمل کنه.

      کافیه فقط تغییر کنم . یه تغییر راحت . 

      گاهی تو تنهایی، وقتی به خودم نگاه می‌کنم، می‌گم: «من می‌تونم لاغر باشم. من شایسته این سبک زندگی‌ام. من سزاوار این حس راحتی و سبکی‌ام.» و این جملات، فقط تو ذهنم نمیمونن، تو بدنم هم حس می‌شن. انگار همه سلول‌ها از این باور جدید خوشحالن و آماده تغییرن.

      می‌دونم این مسیر یک شبه اتفاق نمی‌افته، ولی هر روز که با خودم مهربونم و باورای جدید رو تکرار می‌کنم، حس می‌کنم بدنم سبک‌تر می‌شه. هر بار که ذهنم مقاومت می‌کنه، بیشتر می‌فهمم این مقاومت فقط یه خاطره قدیمیه که دیگه قدرت قبل رو نداره.

      در نهایت، مهم‌ترین چیزی که از این گام یاد گرفتم، اینه که لاغری فقط یه موضوع جسمی نیست. لاغری یه تغییر درونیه، یه هماهنگی بین ذهن، بدن و احساساته. وقتی ذهنم باور داره و قلبم آماده‌ست، بدنم هم بدون هیچ فشار و سختی تغییر می‌کنه. و این حس، ارزش همه تلاش‌های قبلی و ناامیدی‌ها رو داره.

      با این درک، حالا می‌تونم هر روز با آرامش و اعتماد به نفس بیشتر، قدم تو مسیر لاغری بذارم. می‌تونم باور کنم که وزن دلخواهم نه یه هدف دور، بلکه یه واقعیت نزدیکه. و حس لذت، سبکی و آزادی که با این باورها تجربه می‌کنم، انگیزه‌م رو برای ادامه مسیر دوچندان می‌کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا فرزانه
      ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ ۰۸:۱۶
      مدت عضویت: 818 روز
      امتیاز کاربر: 61186 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 996 کلمه

      به نام خدا

      من چندین بار وزن خوبی کم کردم و همیشه هم به خودم اطمینان داشتم که میتونم لاغر باشم ولی ایمان داشتم که نمیتونم در وزن دلخواهم بمونم چون اعتقاد داشتم که من ارث چاقی دارم توی خانواده مادری و پدریم بیشترشون اضافه وزن داشتن و خانواده خودم هم ، همگی بعد از ازدواج چاق بودیم و چون بارها بعد از رژیم و کاهش وزن باز چاق شدم ، انتظار چاقی دوباره در من طبیعی بود و گاهی که نا امی میشدم ، میگفتم چرا منی که ارثی چاق میشم ، سوخت و ساز بدنم کمه و محکوم به چاقی هستم اینقدر برای لاغری دست و پا میزنم و از خودم نا امید میشدم و مدتی رو میگفتم بی خیال چاقی ، از خوردنت لذت ببر ، آخه چه لذتی بالاتر از خوردن در دنیا وجود داره ، چرا خودم رو از این لذتی که حقمه محروم کنم ، ولی طولی نمیکشید که با یه تلنگر باز تو فکر میرفتم و از خودم و از جسم چاقم متنفر میشدم و تصمیم دوباره برای لاغری میگرفتم.

      همیشه لاغر شدن برام خیلی سخت بود ولی به خودم اطمینان داشتم که من اراده بالایی دارم و مثل دفعات قبل که موفق بودم و لاغر میشم ، اینبار هم لاغر میشم و فکر میکنم چون اولین باری که برای لاغری اقدام کردم ، نتیجه خیلی خوبی گرفتم این موفقیت همیشه در ذهن من بود و به من امید میداد ولی اگه دفعه اول شکست میخوردم و هیچ کاهش وزنی نداشتم ، شاید دیگه هیچ وقت تلاشی نمیکردم ، بگذریم از اینکه این لاغریها پایدار نبود و دلیلش هم مسیر نادرستی بود که من میرفتم.

      همیشه از خواهرام میشنیدم که ما ژنتیکی چاقیم ، چرا خودت رو خسته میکنی ، چرا اینقد به خودت سختی میدی .  توی ذهن من رفته بود که برای لاغری باید حتما رژیم گرفت و ورزش کرد و من هم بیشترین تلاشم رو روی این دو مورد میزاشتم ولی یکی از خواهرام همیشه میگفت هر کی رژیم گرفته باز چاق شده و این منو ناراحت میکرد .بعضی وقتهام بهم میگفتن چرا تو با این همه پیاده روی تغییری نمیکنی و من با خودم فکر میکردم ، راست میگن حتما سوخت و ساز بدنم پایینه و بدنم در برابر این همه پیاده روی من هم مقاومت میکنه و اجازه کاهش وزن به من نمیده.

      با وارد شدن به مسیر لاغری با ذهن توانایی های گذشته من به من یادآوری شد ، همیشه توی درس خوندن خیلی خوب بودم و نمرات خوبی میگرفتم ، من در شرایط سخت تونسته بودم خیاطی رو یاد بگیرم و خیاط حرفه ای بشم و از این راه کسب درآمد کنم ، من تونسته بودم توی پخت نون و کیک مهارت پیدا کنم و همه از شیرینی و کیک هایی که میپزم تعریف میکنند ، روزی که ازدواج کردم با اینکه خیلی کم آشپزی کرده بودم ولی به خوبی همه جور غذایی میپختم ، از روزی که ازدواج کردم به خاطر شغل همسرم بیشتر کارهای خونه با منه و مدیریت خوبی داشتم ، توی تربیت بچه هام موفق بودم و خدا رو شکر بچه های خوبی تربیت کردم و ……..

      و توانایی دیگرم لاغر شدن بوده که بارها به خودم اثبات شده ، بارها اقدام به لاغری کردم و موفق بودم کاری که حتی خواهرم یک بار هم نتونست و تن به عمل اسلیو معده داد و الان شاهد نتایج این اشتباه بزرگ او هستم و خدا رو شکر میکنم که من این اشتباه رو مرتکب نشدم و تن به تیغ جراحی ندادم ، چون آرزوم بود و با خودم میگفتم من نمیتونم جلو خوردنم رو بگیرم و اگه عمل کنم عملا نمیتونم بخورم و دیگه راحت میشم و لازم نیست نگران باشم و به زور خودم رو مجبور به نخوردن کنم.

      در این مسیر به من یادآوری شد، که من  انسان توانمندی هستم که کارهای بزرگی رو تونستم انجام بدم و بارها هم به تناسب رسیدم یا نزدیکش شدم ولی مسیرم اشتباه بوده ، برای من چاقی طبیعی بود و برای همین همیشه بعد از هر بار لاغری انتظار چاق شدن رو داشتم .

      چند ماهه که پسرم باشگاه میره و میگه همه بهم میگن لاغر هستی ، دوست دارم کمی وزن بگیرم و عضله سازی کنم ، برای این کار چندین مکمل هم مصرف کرده ولی گاهی که روی ترازو میره میگه دو کیلو فقط اضاف کردم و میگه نمیدونم چکار کنم و من اون لحظه جواب سوالش رو داشتم و بهش گفتم چون تو فکر میکنی نمیتونی چاق بشی و فقط به همین جمله بسنده کردم ، چون میدونستم که حرفهام رو نمیفهمه ، ولی برای خودم این نمونه واضحی بود از اینکه اگه چیزی برای ما طبیعی باشه دیگه تغییر دادنش سخته.

      ولی من همیشه از خداوند میخواستم که راه درست رو به من نشون بده و به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم و اینجا بود که فهمیدم باید منطق خودم رو برای چاقی و لاغری عوض کنم ، قانون طبیعی برای من اینه که متناسب باشم ، اگه چاقی من ارثی بود چرا بعضی از دختر عموهام دختر خاله هام لاغرند و بعضی چاق ، چرا چاقی من به بچه هام نرسیده و پسرم هر چی تلاش میکنه چاق نمیشه ،  چرا بسیاری از افرادی که سوخت و ساز بدنشون رو پایین میدونستند و با لاغری با ذهن متناسب شدند و این سوخت و ساز پایین اونها رو دوباره چاق نکرد.

        من متناسب به دنیا اومدم و خداوند تناسب رو برای من قرار داده و این خودم بودم که با افکار و باورهای اشتباهی که در ذهنم بود چاقی رو برای خودم طبیعی کرده بودم و میگفتم من محکوم به چاقی هستم .

      امروز اطمینان دارم که مسیر لاغری با ذهن تنها راه و درست ترین راه لاغریه که منو به لاغری ماندگار میرسونه ، چون برای من با دلیل و برهان واضح شد که من محکوم به لاغری هستم ولاغری برای من یک حق طبیعیه و من باید لاغر بشم و در لاغری بمونم ، اینجا ریشه و منشا اضافه وزن من درمان میشه و وقتی مشکل من ریشه کن بشه اون مشکل دیگه برنمیگرده و من به لاغری پایدار دست پیدا میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه عباسی
      ۱۴۰۴/۰۷/۰۲ ۰۷:۳۴
      مدت عضویت: 446 روز
      امتیاز کاربر: 1680 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 317 کلمه

      بنام پرودگار جهانیان 💗 

      سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان ❤️‍🔥 

      چرا در ذهن من چاقی طبیعی شد ؟

      چون من باور کردم ک چاقی من ارثی هست 

      چون من فکر میکردم کسانی ک فعالیت ندارن طبیعیه چاق بشن 

      چون من فکر میکردم غذا خوردن منو چاق میکنه 

      من فکر میکردم ک ازدواج کنم چاق میشم 

      من هر لحظه در ذهنم مرور میکردم ک طبیعیه ک چاق باشم 

      طبیعی بود ک چاق بشم چون باور کرده بودم ک چاق شدن طبیعیه و مطمئن بودم ک چاق میشم و میمونم 🙃🤔

      اما طبیعت انسان لاغریه 🫡این قانون جهانه طبیعت جهانه ک من لاغر باشم سالم و شاد باشم 

      طبیعیه ک زیبا باشم پولدار باشم 🤑

      جای چاقی و لاغری عوض شده 

      چاقی من ارثی نیست معنی ارث یعنی اینکه چیزی از تولد با من باشه و من نتونم تغییر بدم 

      ولی من تا ۱۴ سالگی بینهایت لاغر بودم و کلی در طول زمان چاق و لاغر شدم پس ربطی نداره 😉

      من خیلی ها رو میشناسم که ازدواج کردن و همچنان لاغرن مثل حمیده زهرا مجتبی فاطمه و…

      پس ربطی نداره 

      خیلی ها هیچ فعالیتی ندارن و لاغرن مثل زینب زهرا محدثه و…پس هیچ ربطی نداره 

      همه انسان ها برای تامین انرژی بدن هر روز باید غذا بخورن و غذا ها هیچ قدرتی برای چاق کردن ندارن و ب راحتی هضم و دفع میشه 

      منطقی اینکه من لاغر باشم چون لاغر آفریده شدم و خداوند میخاد ک من متناسب باشم 🥰

      من میتونم لاغر بشم و بمونم چون فقط با تنظیم منطق میشه لاغر شد 

      و این کار راحت و آسونه فقط کمی صبر و استمرار میخاد 

      برای لاغر شدن احتیاج به هیچ کار خاصی نیست چون بدن من خودش بلده چجوری درست کار کنه و افکار من نمیذاشت ک لاغر باشم و حالت طبیعی داشته باشم 

      خداوند بدن هر انسانی رو جوری ساخته ک لاغری در اون جاری باشه تا بتونه کارهای زندگی رو ب راحتی انجامشون بده و من خودم با افکار و منطق نادرست خودم رو از حالت طبیعی در آوردم 

      لاغر شدن آسونترین کار دنیاست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۴/۰۵/۱۴ ۱۹:۱۰
      مدت عضویت: 683 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      • چرا تا حالا لاغر نشدی؟
      • اتفاقا من تا حالا بار‌ها و بار‌ها لاغر شدم باید از خودم بپرسم چرا تا حالا لاغر نموندم؟چون همیشه یه چیزی نه ذهنم می گفت تو نمی تونی تا ته این راه بری تو نمی تونی لاغر بمونی ولی کن بلاخره که چاق میشی دوباره
      •  
      • اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟
      • بازم همون صدایه همون باور نداشتند به خود همون باورهای اشتباه بنظرم ما در مسیر رژیم و ورزش فقط تقلید کننده بودیم از سر ترس و اجبار بخاطر همینم خسته می‌شدیم و رها می کردیم ولی اگر مسیر یاد می گرفتیم از سر اختیار و انتخاب هیچوقت چاق نمی‌شدم دوباره.
      •  
      • نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر می‌شی یا سخت؟
      • من نگرشم اینه به راحتی آب خوردن چاق و لاغر میشم اینو بارها و بارها بدنم بهم ثابت کرده.
      •  
      • چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟
      • سن ت بالا رفته، به عمه هات رفتی، سوخت و سازت پایین اومده
      •  
      • با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره.
      • من صددرصد مطمنم بدنم توانایی لاغر شدن داره چون من بارها بارها مسیر لاغری رفتم و بدنم در کوتاهترین زمان ممکن به لاغر شدن جواب داده و اصلا بدن من عاشق لاغر شدنه فقط من باید لاغر شدن یاد بگیرم و باورهای ذهنی مو تغییر بدم.
      •  
      • چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).
      • نسخه خوانی، بافتنی،آشپزی، خیاطی،قلاب بافی
      •  
      • با توجه به توانایی یادگیری‌ات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، می‌تونم برای همیشه لاغر بمونم.
      • راستش خواندن این سوال به لرزه به دلم اومد بازم یه صدایی بهم گفت لاغر میشی ولی لاغر نمیمونی برمیگرده ولی خوشحالم که این صدا مثل قبل قوی و پرزور نبود چون الان به این درک رسیدم که کافیه لاغری با ذهن خوب خوب درک کنم و یادش بگیرم دیگه مثل هر مهارت و توانایی دیگه فراموشش نمی کنم.
      • خدایا شکرت برای آگاهی ❤️💜🩷
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۴ ۲۳:۰۷
      مدت عضویت: 1374 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 612 کلمه
      •  و خدایی که در این نزدیکیست 
      • چرا تا حالا لاغر نشدی؟ چون من آموزشهای چاقیمو با خودم سالها حمل کردم و نتیجه فیزیکی شاید گرفته باشم ولی بعد از مدتی دوباره به اوضاع قبلی برگشتم و گاهی بدتر هم شدم.چون من از مواد غذایی ترس دارم.چون من فکر میکردم خودش اتفاق میوفته در حالی که هیچ آموزش اصولی رو دنبال نکردم.چون من باور به لاغری نداشتم و باور داشتم که من ذاتا چاقو و نمیشه کاری کرد.
      • اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟چون جسمم رو به زور و با تحت فشار گذاشتمش لاغر کردم من هیچ تلاشی ذهنی نکردم.من با ترس رژیم گرفتم.من با دلهره ورزش کردم.من خودمو دوست نداشتم.من خودمو محکوم به چاقیه مجدد می‌دیدم.من از آینه نگاه کردن ترس داشتم.من ظاهرمو لاغر کردم.من موقتی و برای عروسی و مهمونی و برای دیگران خودمو لاغر کردم.
      • نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر می‌شی یا سخت؟ همیشه با شروع ورزش و رژیم این باور رو داشتم که خیلی اولش خوب لاغر میشم ولی بعد از مدتی استپ میکردم.ولی در کل خیلی خوب و راحت میتونم وزن کم کنم.با چند روز مراقبت از خودم شکمم جمع میشه و بازوهای لاغر میشم.
      • چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟از طرف خونواده اینها رو باور کرده بودم.من استعداد چاقیو دارم.من سرسام چاق بودنه من چون ورزش نمیکنم چاقم.من به خاطر بی تحرک بودنم چاقم.من چون خیلی ها و هوله میخورم چاقم و بعد از ازدواج دلایلی که از همسرم می‌شنیدم این بود که چون غذاتو تند تند میخوری و درست نمیجوی چاقی.چون در طول روز مدام در حال خوردن خوراکی هستی چاقی.چون شبها نون و برنج میخوری چافی.چون کار پشت میزی داری چاقی.چون طبیعت چاقه.چون خونوادگی چاق هستید.تو نمیتونی لاغر بشی.بدنت سیستمش برای چاقی تعبیه شده و …

      مرحله دوم:

      • با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره. طی حدود سی سال از عمرم به فکر و تلاش لاغری بودم که در بیشتر مواقع هم موفق بودم.من وقتی اقدام و اراده به وزن کم کردن میکردم در روزها و هفته های اول بسیار راحت و با ممارست وزن کم میکردم.بدنم بسیار هوشمنده و هر چایی خواستم ازش که لاغر شو لاغر شده.بدنم بسیار انعطاف پذیری و به من گوش میده.بدنم می‌دونه که باید این وزنه های سنگین رو بذاره زمین و پرواز کنه و راحت شده از این وزنه ها و من باور دارم همین الآنم داره بهم کمک می‌کنه که خودشو به روز رسانی کنه و لاغر شده.
      • چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).حدود شش ماه کلاس دفی نوازی رفتم و خیلی خوب هم پیشرفت کردم و هنوز برخی از ملودی ها رو یادمه و گاهی مرور میکنم.کلاس خیاطی رفتم و بسیار لباس برای خودم و اطرافیانم وختم.کلاس زبان رفتم و خیلی خوب آموزش دیدم و هنوز بعد از چند سال خیلی راحت متوجه میشم و میتونم مکالمه کنم.تپی مدرسه درس عربی رو یاد گرفتم و هنوزم گاهی می‌شنوم متوجه میشم.چند ساله پیش گواهینامه رانندگی گرفتم و بسیار راحت میتونم رانندگی کنم یا من پارسال چند تا کیک خانگی آموزش گرفتم و هنوز گاهی کیک میپزم و راحت یادآوری میشه برام.چند سال پیش شمع سازی میکردم و هنوز یادمه طوری که دیروز یکی از دوستانم آموزش خواست خیلی راحت بهش آموزش دادم
      • با توجه به توانایی یادگیری‌ات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، می‌تونم برای همیشه لاغر بمونم.حالا که مرور آموزش هامو کردم متوجه شدم وقتی من در حال یادگیری و آموزش باشم و هر روز برخی آموزشها و یادآوری و تکرار کنم بعد از چند هفته یا ماه بسیار راحت ملکه ذهنم میشن اون آموزشها و بعد از مدتی خیلی راحت لاغر شدن و لاغر مون نی اتفاق میوفته.الهی شکر
      • یا حق
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم