0

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ راز پنهان ذهن در چاقی (گام ۱۴)

چرا نمی خورم لاغر نمیشم
اندازه متن

مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که می‌خواستید را ندیدید! 😳

📍 این جلسه ادامه گام ۱۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما می‌شود که: «چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟!»

ما همیشه فکر می‌کنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.

در این مقاله می‌خواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمی‌شویم و چطور قدرت ذهن می‌تواند ما را حتی در نبود غذا، چاق‌تر کند! 🌀

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟

تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمی‌خورم!» «شیرینی رو حذف می‌کنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت می‌رم ورزش!»

ولی با این‌که همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم

واقعاً چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلی‌هاست.

خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇

میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم می‌گیرن، نه ورزشکار حرفه‌ای‌ان، اما همیشه متناسب می‌مونن! 😮

پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر می‌کردیم!

شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشه‌ی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡

واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ 🤷‍♀️🍽️

سال‌ها با اضافه وزن دست و پنجه نرم می‌کردم… 😓

۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.

چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞

همه جا می‌شنیدم:

🔸 “خوردن باعث چاقیه!”

🔸 “هرچی می‌خورم چاق می‌شم!”

اما عجیب‌ترش این بود که خیلی‌ها، درست مثل من، می‌گفتن:

“چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم!” 🤯

هر بار که تصمیم می‌گرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسید رژیم گرفتن بود.

❌ سرخ‌کردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!

و البته که نصیحت‌ها هم همیشه آماده بودن:

“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃‍♀️ اما یه چیزی رو هیچ‌وقت نفهمیده بودم…

اگه این نسخه‌ی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب می‌داد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!

واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامه‌های لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچ‌وقت چاق نبودن! 🙃

و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.

🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق می‌افته.

وقتی با خودمون تکرار می‌کنیم: “اگه بخورم، چاق می‌شم!”

حتی فکر کردن به غذا خوردن هم می‌تونه ما رو در مسیر چاق‌تر شدن قرار بده!

چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمی‌فهمه! 🤯

با این آگاهی بهتر می‌شه درباره این ابهام ذهن که چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.

جوابش ساده‌ست: چون ما سال‌ها با ذهنمون برنامه‌ریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!

من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاق‌تر شدم!

همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگین‌تر می‌شد. تا جایی که باورم شده بود:

“آب هم بخورم چاق می‌شم!” 💧➡️⚖️

اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع می‌شه، مسیرم عوض شد… ✨

اگه تو هم هنوز نمی‌دونی چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیق‌تر به ذهن و باور‌هات بندازی. 🧠💫

چی باعث می‌شد من هی چاق‌تر بشم؟ 😟

با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر می‌خورم، نه سفره‌مون رنگین‌تر شده… پس چرا هر سال دارم چاق‌تر می‌شم؟! 🤔

جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار می‌شد! 🧠💭

  • ☁️ ترس از چاق‌تر شدن
  • ☁️ تنفر از اندامم
  • ☁️ نگرانی از عدد ترازو
  • ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”

اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش می‌شدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاق‌تر و سنگین‌تر می‌کردن! ⚖️

ذهنمون یه قدرت فوق‌العاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت می‌کنه. ✨

برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:

“چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟!”

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم

چرا غذا می‌خورم چاق می‌شم؟ 😩

یکی از فکرایی که سال‌ها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی می‌خورم، مستقیم میره می‌چسبه به پهلو و شکمم! 😅

در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو می‌دیدم که همون چیزایی رو می‌خورن که من می‌خورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوش‌اندامن! 🤷‍♀️

همیشه تو ذهنم می‌چرخید:

🔸 چرا غذایی که بقیه رو چاق نمی‌کنه، منو راحت چاق می‌کنه؟

🔸 چرا من هرچی می‌خورم چاق می‌شم ولی اونا هرچی می‌خورن، همون‌طور لاغر می‌مونن؟!

🔸 و بدتر از اون: چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 😩

شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بی‌نظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم می‌کنن.

در حالی که من با چند هفته سخت‌گیری و رژیم فقط یه ذره تکون می‌خوردم… اونم اگر خوش‌شانس بودم! 🙃

🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاق‌کننده‌ست، ولی برای اونا نه؟

واقعاً چرا من غذا می‌خورم چاق می‌شم، ولی اونا نه؟

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمی‌خورن لاغرتر میشن؟!!

جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

💡 اگه احساس می‌کنی با وجود کم‌خوری هم لاغر نمی‌شی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین فرمول ذهنی رو هدف می‌گیره.

✍️ حالا بریم سراغ این معجزه؛ در ادامه هم توی گام ۱۵ سراغ «اگر از خودت انتظار لاغر شدن داری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 121 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 109 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23967

121 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

121 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۵/۰۱/۰۶ ۱۶:۰۱
      مدت عضویت: 2037 روز
      امتیاز کاربر: 14650 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,181 کلمه

      سلام به خدایی که هدایت‌کننده است و همیشه بوده و هستش 

      سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری 

      مسیر لاغری من صدگام (گام ۱۴)

      تمام افراد چاق همیشه در حال فکر کردن به خوردن و نخوردن هستند و عذاب وجدان دارند و بعضی افراد لاغر هم همینگونه هستند چون بعضی هاشون همیشه می گویند که اگر من کنترل در خوردن نداشته باشم و خودم را کنترل نکنم و هر چیزی جلویم باشد بخورم چاق می شوم یعنی همیشه همه خوردن را =چاقی می دانند 

      من هر وقت صحبت از لاغری می کردم همیشه بهم می گفتند که کمتر بخورم و بیشتر فعالیت داشته باشم من همیشه به این فکر می کردم که اگر غذا بخورم چاق خواهم شد و اگر نخورم لاغر می شوم در واقع داشتم چاقیم را تقویت می کردم یعنی همیشه به چاقیم توجه می کردم و فکر می کردم که اگر بخورم چاق می شوم و اگر نمی خوردم باز چاق می شدم چون همیشه فکرم در مورد چاقیم بود نه لاغر شدنم 

      ما وقتی چیزی را که می خوردیم فکر می کردیم که چاقیمان می کند و مدتها ذهنمان درگیرش می شد حتی بعد از چند روز هم به اون فکر می کردیم که این را خوردیم چاق می شویم حالا اون مواد غذایی بعد از چند ساعت تجزیه شده ورفته بود اما فکرمان از اون چیزی که خورده بوديم خارج نمی شد و بعد از چند روز هم به آن فکر می کردیم 

      من از همان کودکی همیشه سعی کردم که کم بخورم، غذایم را تفکیک می کردم، حذف می کردم، بعضی مواقع اصلا نمی خوردم و فکر می کردم که اگر نخورم لاغر خواهم شد اما هیچوقت این اتفاق نیفتاد و این رفتارم تا آشنا شدنم با این سایت ادامه داشت 

      و همیشه تکرارش می کردم چون هیچ راهی و روشی را بلد نبودم 

      و همیشه در حال رفت و برگشت چاقی و لاغری بودم و مانند همه فکر می کردم که باید کم بخورم و بیشتر فعالیت انجام دهم اما هیچوقت به اون لاغری که مد نظرم بود نرسیده بودم چون همیشه ورزش کردن و رژیم گرفتن را بلد بودم من دیگر به لاغری فکر نمی کردم چون اصلا فایده ای نداشت و فکر می کردم که من هیچوقت لاغر نخواهم شد فقط سعی می کردم که خوردنم را کنترل کنم که چاق‌تر نشوم 

      من بخاطر لاغر شدنم خودم را به هر دری می زدم و هر چیزی در مورد لاغری می شنیدم دنبالش می رفتم خودسرانه رژیم می گرفتم به دکتر تغذیه مراجعه می کردم چون فکر می کردم که من بلد نیستم که چه وقت باید بخورم و چه چیزی بخورم و چه اندازه بخورم و می گفتم که دکتر برایم برنامه رژیمی تنظیم کند که بفهمم که چطوری باید بخورم و دکتر هم برایم برنامه می نوشت نان یک کف دست، برنج از ۱۰ الی ۱۲قاشق شروع می شد و هر ماه کمتر می شد، سرخ کردنی حذف وسالاد آزاد و……

      من همیشه در گوگل سرچ می کردم که چه موادی کالری کمی دارد چه غذاهایی لاغر کننده هستند تا بتوانم از آنها استفاده کنم که لاغر شوم آن هم جوابگو نبود چون فکر می کردم کالری ندارد پس هر چقدر بخورم اشکالی ندارد و آن هم باعث پرخوری می شد لاغر نمی شدم هیچ بدتر چاق‌تر می شدم 

      جالبه من وقتی که خام گیاه خواری می کردم اون موقع هم پرخوری می کردم چون فکر می کردم که غذا نیست که میوه و سبزیجات است و من هر چقدر بخورم اشکالی ندارد و کم کم دوباره در حالیکه خام گیاه خواری می کردم وزنم در حال برگشت بود و بعد از آن کاملا ناامید ومایوس شده بودم و هیچ راهی برایم نمانده بود که خدا منو به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایتم کرد 

      و امروز که چند سال است که در این مسیر زیبا هستم یاد گرفته ام که به هر چیزی که زیاد فکر کنیم به طرف آن سوق داده می شویم چون زمانی که به خوردن و نخوردن فکر کنیم در هر دو حالت ما داریم به چاقیمان فکر می کنیم و توجهمان به چاق‌تر نشدن هستش و همیشه در دو حالت انتظارمان چاق‌تر شدن بود 

      حالا ما در این مسیر زیبا یاد می گیریم که نگرشمان را نسبت به خوردن و نخوردن تغییر دهیم تا بتوانیم در مسیر لاغر شدن قرار بگیریم ما نباید به رفتارمان توجه کنیم باید خیلی زیاد به افکار و نگرشمان نسبت به خوردن مواد غذایی توجه کنیم 

      حالا تفاوت من چاق با یک فرد متناسب تنها در نگرشمان است که نسبت به مواد غذایی داریم که می تواند باعث چاقی و لاغریمان شود و حالا دارم متوجه می شوم که باید فکرم و نگرشم را از روی وزنم وسایزم بردارم و روی تغییر دادن نگرشم نسبت به مواد غذایی و ترس داشتن از خوردن تمرکز کنم 

      من خیلی‌ها را دیدم که حتی یک بار هم ورزش نکردند ولی همیشه متناسب بودند و حتی برای خوردنشان برنامه خاصی انجام نداده اند و همیشه خوش اندام بودند و هستند 

      بنابراین نه غذا خوردنمان و نه ورزش کردنمان در چاقی و لاغر شدنمان نمی تواند دخالتی داشته باشد و این برایمان ثابت شده که هممون همیشه در حال رژیم گرفتن و ورزش کردن بوديم و هیچوقت لاغر و متناسب نشده ایم و اگر هم لاغر شدیم مقطعی بود و دوباره به حالت قبلیمان برگشتیم 

      من همیشه در حال رژیم گرفتن بودم و غذای کمی می خوردم و بهم می گفتند که اون مقدار هم که می خوری برایت زیاد است و نباید بخوری حالا فکرش را بکنید که هر روز به اندازه یک بشقاب میوه خوری غذا بخوری آن هم برایت زیاد باشد 

      من همیشه سعی می کردم که غذا نخورم يا اگر می خوردم خیلی کم می خوردم فکر می کردم که اگر این کار را انجام دهم لاغر خواهم شد و همیشه درگیر خوردن و نخوردن بودم من همیشه جسمم را تحت فشار قرار داده بودم و با نخوردن و کم خوردن می خواستم از چاقی فرار کنم 

      من همیشه در حال رژیم گرفتن بودم و خیلی در خوردن محدودیت داشتم و از ترس اینکه اگر بخورم چاق می شوم چیزی نمی خوردم و بخاطر همین چشمم همیشه دنبال خوردن مواد غذایی بود من همیشه خوردن را مساوی با چاقی می دانستم و چون باورم شده بود همیشه راحت چاق می شدم و چون همیشه فکر می کردم که چاقیم ارثی هستش و من ژن چاقی دارم من هیچوقت لاغر نخواهم شد و لاغر بشو نیستم و همیشه سعی می کردم با رژیم گرفتن و ورزش کردن و کم خوردن و یا نخوردن خودم را لاغر نگه دارم فقط نمی خواستم که بیشتر چاق شوم لاقل در همون وزنی که هستم ثابت بمانم 

      و حالا شکر گزار خداوند متعال هستم که مرا به این مسیر زیبای لاغری با ذهن هدایتم کرد تا من هم بتوانم لاغر شوم مانند هزاران نفری که در اینجا هستند و لاغر شدند من هم لاغر می شوم و حالا من دراین مسیر بجای رژیم گرفتن و ورزش کردن  فقط با گوش کردن به فایلهای آموزشی و خواندن مطالب آموزنده و انجام دادن تمریناتم و استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن به رویای لاغریم میرسم و خواهم رسید ان شاءالله خدایا شکرت 

      استاد از شما هم ممنون هستم که آگاهی‌های زیادی در اختیارمان قرار می دهی خدا حفظتان کند یا حق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Susan behrad
      ۱۴۰۲/۰۹/۲۶ ۱۵:۳۹
      مدت عضویت: 2037 روز
      امتیاز کاربر: 14650 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,543 کلمه

      بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان 

      سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن 

      مسیر لاغری من صد گام:گام ۱۴

      می خورم چاق میشوم نمی خورم لاغر نمی شوم 

      همیشه این در ذهن‌مان حک شده که خوردن مساوی است با چاقی و ارتباط مستقیم با چاقی دارد و این را گفته بودند که اگه زیاد نخوریم چاق نمی شویم 

      به این دلیل بود که همیشه تعجب می کردیم که چرا وقتی می خوریم چاق میشیم و وقتی می خواستیم نخوریم لاغر هم نمی شدیم چون در هر دو حالت توجهمان بر روی چاقی بود 

      خیلی از آدمها در این جهان هستند که فکر می کنند اگر بخواهند لاغر شوند باید کمترغذابخوریم و بیشتر فعالیت بکنند یا از یک نوع مواد غذایی استفاده کنند یا کلا از بعضی مواد غذایی اجتناب کنند و دیگه اون موادغذایی رو نخورند و هر روز ورزش بکنند تا لاغر شوند ولی اون هایی که لاغر هستند هیچوقت نه کم خوردن نه غذا را تفکیک کردند و نه ورزش کردند 

      و خیلی ها هستندکه در طول عمرشان یک بار هم ورزش نکردند اما همیشه لاغر و متناسب ماندند و حتی با برنامه خاصی غذا نخوردن 

      پس نه غذا و نه ورزش کردن نمی تواند در لاغری وچاقی دخیل باشد و برای ما این ثابت شده که بارها رژيم گرفتیم و ورزش کردیم ولی لاغرومتناسب نشدیم و اگرهم لاغر شديم اون هم به مقدار کم دوباره خیلی سریع چاق شدیم 

      ما برای اینکه می خواستیم لاغر شویم اولین کاری که به نظرمان می رسید رژيم گرفتن وورزش کردن بود همیشه سعی کردیم که غذایمان را تفکیک کنیم مثل 

      هرچیزی که سرخ کردنی بود نخوریم

      همیشه نان را باید به اندازه کف دستمان استفاده می کردیم 

      برنج مان را از ۱۰تا۱۲قاشق شروع می کردیم و در آخر سر دیگه نمی‌توانستیم استفاده کنیم 

      همیشه گفته بودند که بیشتر از غذایمان از سالاد و سبزیجات استفاده کنیم 

      هر بار صحبت از چاقی می شد می گفتند که کمترغذابخوریم و بیشتر فعالیت داشته باشیم 

      من یادم است که مقدار کمی غذا می خوردم حتی می‌گفتند که همون مقدار کم هم برات زیاد است و نباید بخورم فکر کن هر روز به اندازه یک بشقاب میوه خوری غذا بخوری اون هم برات زیاد باشه 

      من هم همیشه در فکرم این بود که چی بخورم، چقدر بخورم، چطور بخورم، کی بخورم، شاید زمانی های بود که من حتی یک قاشق غذا نمی خوردم و به خیال خودم با نخوردن می خواستم خودم رو لاغر کنم و همیشه ذهنم درگیر خوردن و نخوردن بود 

      من همیشه با کم خوردن و نخوردن چقدر جسمم روتحت فشارقرار دادم ومیخواستم ازچاقی رهاشوم یه‌جورایی می‌خواستم ازچاقی فرارکنم بعضی مواقع  کمی لاغر می شدم ولی دیگه اون کم خوردن و نخوردن جواب گو نبود 

      خیلی از ما ها برای اینکه بتوانیم غذایمان را کنترل کنیم به دکتر تغذیه مراجعه می کردیم چون فکر می کردیم که ما بلدنیستیم و باید برایمان می گفتند که چه بخوریم، کی بخوریم، چه مقدار بخوریم، باید اون ها می گفتند و ما اجرا می کردیم 

      همیشه در برنامه غذایمان سالاد و سبزیجات برایمان آزاد بود حتی میوه را هم باید می گفتند که چطوری استفاده کنیم و همیشه ما را از خوردن خیلی چیزها منع می کردند و به همین خاطر بود که حرص و ولع خوردنمان بیشتر از همیشه می شد 

      من خودم هميشه چشمم دنبال خوردن موادغذای بود من سالاد کاهو رو اصلآ دوست نداشتم اون هم بدون سس مایونز و زیاد استفاده نمی کردم ولی بعضی مواقع با سرکه و آبلیمو مجبور بودم که کمی بخورم 

      بار ها شده بود که غذایی که می خوردم واحساس می کردم که زیاد از حد خوردم به خودم و دیگران می گفتم که چرا زیاد خوردم باز هم چاق میشوم کاشکی نمی خوردم و از بعضی غذا هم اجتناب می کردم و نمی خوردم چون فکرمیکردم اگه بخورم چاقتر میشوم درواقع اون غذاهایی را که دوست داشتم بخورم بهم میگفتندکه نخور چاق کننده است 

      من خودم وقتی غذایی را میخوردم فکر میکردم چاق میشوم ووقتی به غذایی فکر میکردم چاق کننده است نمی خوردم درهردوحالت توجه وتمرکزم برچاقی بود.به چاقی چاقترشدن فکر میکردم 

      من خودم هميشه درحال رژيم گرفتن بودم  خیلی درخوردن مواد غذایی محدودیت داشتم واز ترس اینکه اگه بخورم چاق میشوم نمیخواستم بخورم وهمیشه چشمم دنبال موادغذایی بود وبه همین خاطر بودکه لاغر نمی‌شدم واگر هم می شدم مقطعی ومدت زمان کوتاهی لاغر می‌شدم 

      من همیشه به این فکر میکردم که خوردن زیاد باعث چاقی میشه واین رو باور کرده بودم وخیلی راحت چاق میشدم وباورکرده بودم که زیاد خوردن وارثی بودن، و ژنتیکی باعث چاقی من است ومن فکر میکردم من دیگه لاغر بشو نیستم ولاغر نخواهم شد وبه این خاطر بود که همیشه با رژيم گرفتن ، کم خوردن، ویا نخوردن، خودم را لاغر نگه دارم اما هیچ وقت هم موفق نشدم چون بااون همه نخوردنها نتوانستم خودم را لاغر کنم 

      من زمانی که این مسیر وروش زیبا را پیدا کردم که دیگه بریده بودم وهیچ راهی برایم نمانده بود که به این مسیر هدایت شدم ومتوجه خیلی چیزهاشدم که در طول عمرم اصلآ به اونها اشاره هم نشده بود

      من خیلی وقتا بخاطر غذا نخوردنهایم جونی برایم نمانده بود همیشه رنگ پریده بودم ، ضعف داشتم وکم خونی شدیدی داشتم وخیلی به جسمم فشاروارد میکردم که چیزی نخورم وهمیشه درحال رژيم گرفتن ونخوردن بودم وقتی توی جمعی میرفتم همه به من میگفتن که توهم همیشه در حال رژيم گرفتن هستی بابا ول کن دیگه تو لاغر بشو نیستی می گفتند که سنت گذشته تو ژن چاقی داری و محال لاغر شوی 

      خیلی وقت ها به خودم میگفتم 

      آخه من که چیزی نمی خورم پس چرا هرروز چاقتر میشوم وهمیشه از خوردن ونوشیدن ترس داشتم 

      وامروزبودن دراین سایت به من ثابت شدکه من هم میتوانم لاغر ومتناسب شوم وبه اندام ایده آلم برسم ومیرسم چون در مسیر قرار گرفتم که هرروز اگاهیهاواطلاعات زیادی دریافت میکنم وآموزش میبینم تا به اون هدفی که دوست دارم برسم

      ما به همون نخوردنها که فکر می‌کنیم در واقع همون خوردن بدون فکرهستش چون ما هر کاری که انجام دهیم وفکرکنیم که ازچاقیمان جلوگیری میکنیم بدترچاق خواهیم شد 

      چون ما به هر چیزی که فکر کنیم همون رو جذب خواهیم کرد وبه هرچیزی باورداشته باشیم اون رو در زندگیمان گسترش خواهیم داد چون نتیجه اصلی همون فکرمان است چون ذهنمان اصلآ نمیفهمه که ما چه می‌گویم فقط به احساسمان کار دارد وجواب می‌دهد وهرچیزی درفکروباورمان باشد اون رو در زندگیمان گسترش می‌دهد  

      من حالا دیگه اینقدر تغییر کردم که چاقی خودم را به اشتها داشتن، ژنتیکی، بی‌تحرکی، و…..ربط نمی دهم در واقع ما باید فکر و رفتارهایمان را اصلاح کنیم چون ایراد از فکر و رفتارهایمان است 

      وقتی من در این مسیرزیباقرارگرفتم چقدر صحبت‌ها و حرفهای استاد گرامی به‌ دلم نشست و من به آرامش رسیدم چقدر در افکار و رفتارم تغییراتی صورت گرفت چقدر احساس خوبی پیدا کردم وقتی به حرفهای استاد گوش می کنم فکر می کنم که دارند من رو می گویند 

      من از وقتی در این مسیرزیباقرارگرفتم دور رژيم گرفتن را یک خط قرمز رنگ کشیدم ودیگر سراغ هیچ رژیمی نرفتم حتی اگر کسی در مورد رژيم گرفتن واین رو بخور و اون رو بخور حرف بزنند اصلآ گوش نمی کنم 

      ما با آگاهیهایی که در این مسیر پیدا کردیم داریم هر روز لاغرتر و متناسب تر می شویم وهیچ عامل بیرونی را برای لاغرشدن وچاقیمان نمی دانیم و احتیاج به هيچ چیزی نداریم نه رژیم، نه ورزش کردن، نه قرصهای چربی‌سوز و…..ما خودمان جسممان و زندگی ایده آلمان را خواهیم ساخت. چون هیچ عامل بیرونی مقصر چاقیمان نیست ما خودمان مقصر هستیم و با افکارهاو رفتارهای اشتباه باعث چاقیمان می‌شویم 

      ما یاد گرفتیم که غذاهابرای انرژی رساندن نیاز بدنمان هستند واگر هرچیزی را به اندازه نیازمان استفاده کنیم برایمان ضرر ندارد که هیچ بلکه فایده هم دارد

      فقط مانباید در خوردن افراط داشته باشیم اگرغذا را به اندازه نیازبدنمان استفاده کنیم همیشه سرحال خواهیم بود نباید زیادازحد بخوریم که درحال ترکیدن باشیم ونه اینقدر کم بخوریم که ضعف داشته باشیم هرچیزی به حد اعتدالش خوبه نه بیشتر نه کمتر  

      ماباید فکر ورفتارهایمان را در هماهنگی قرار دهیم تا به نتیجه مطلوب برسیم وقتی فکرمان درست کار کند رفتارهایمان هم در کنارش به درستی کار خواهد کرد و ما تغییر خواهیم کرد 

      ما باید هر چیزی را که می خوریم به اندازه نیاز بدنمان بخوریم و با عشق و علاقه بخوریم و حالا من هر چیزی را که دوست دارم به اندازه نیاز بدنم می خورم و با عشق و علاقه میخورم وهر جا احساس کردم که سیر شدم دست از خوردن برمی‌داریم 

      ما نباید از ترس اینکه چاق میشیم از بعضی غذاها صرف نظر کنیم واونها رو نخوریم که چاقتر نشیم ویا غذاها را تفکیک کنیم 

      نباید موقعی که مهمانی ودورهمی می رویم به خودمان بگویم که چه چیزی را بخورم يا چه چیزی را نخورم که چاق نشوم معلوم است که چاق خواهیم شد 

      تفاوت من با یک فرد لاغر در فکرمان است نه در عملکردمان.  

      پس باید فکرمان را اصلاح کنیم و تغییرش دهیم واون موقع است که تغییر خواهیم کرد و من موقعی تغییر خواهم کرد که مسیرم رو ادامه دهم و آموزش ببینیم و دنبال یادگیری باشم 

      من دنبال تغییرات در افکار و رفتار و نگرشم هستم و هرروز چند ساعتی در این سایت هستم و به فایل های آموزشی گوش می دهم و مطالب آموزنده رامطالعه میکنم و دیدگاه دوستان را میخونم وتمریناتم راانجام می‌دهم تا تغییر کنم و من این مسیر را ادامه می دهم و خواهم داد و من در کنار استادگرامی وهمراهان به آرامش درونی میرسم و من با ادامه دادن تکرارکردن و استمرار داشتن تغییرات اساسی در خودم بوجود خواهم آورد خدایا ازت ممنونم متشکرم وسپاسگزارم خدایا شکرت همیشه پایدار و سرفراز باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم