0

گام ۱۴: می خورم چاق میشم، نمی خورم لاغر نمیشم!

می خورم چاق میشم
اندازه متن

در ذهن همه ما خوردن با چاق شدن ارتباط مستقیم دارد. همچنین نخوردن را عامل چاق تر نشدن می دانیم.

به همین دلیل متعجب هستیم که چرا می خورم چاق میشم، اما نمی خورم لاغر نمیشم؟!

نکته جالب اینکه در هر دو مورد تمرکز ما بر چاقی است.

عامل لاغر شدن را پیدا کنید

افراد چاق زیادی در جهان هستند که تصور می کنند برای لاغر شدن باید مقدار کمتری غذا بخورند یا از یه نوع خاص فقط بخورند و همچنین هر روز ورزش کنند تا لاغر شوند این در حالی است ک میلیارها انسان متناسب هر روز ورزش نمی کنند یا بر اساس دستور العمل های نوشته شده غذا نمی خورند.

بنابراین غذا و ورزش کردن عامل لاغر شدن نیست که البته همه ما این عقیده را هم داریم چون بارها رژیم گرفتیم و به اندازه کافی ورزش هم کرده ایم اما لاغر نشدیم یا اگر هم مقداری لاغر شدیم خیلی سریعتر از زمانی که صرف لاغر کردن کردیم دوباره چاق شدیم.

پس برای لاغر شدن باید به دنبال عامل و دلیل دیگری باشیم که تا کنون بهش توجه نکردیم. به عبارتی باید عامل لاغر شدن را کشف کنیم.

چه چیزی عامل لاغر شدن است؟

سال های زیادی از عمرم را درگیر اضافه وزن و تلاش برای لاغر شدن بودم. سابقه 35 ساله من در چاقی سبب شد تا تمام جنبه های زندگی من تحت تاثیر چاقی قرار بگیرد.

در آن سال ها بارها شنیده بودم که خوردن باعث چاقی می شود و بارها از اطرافیانم شنیده بودم که هرچی می خورم چاق میشم ولی وقتی نمی خورم لاغر نمیشم.

هربار که برای لاغر شدن اقدام می کردم اولین راهکاری که به نظرم می رسید رژیم گرفتن بود.

  • برای مدتی سعی می کردم غذای سرخ کردنی نخورم
  • مقدار نان را به حداقل می رساندم
  • برنج را حداکثر 8 تا 10 قاشق می خوردم
  • بیشتر سعی می کردم با خوردن سالاد و سبزیجات مقداری از وزن و سایز خودم را کم کنم.

هربار که توسط دیگران به خاطر چاقی مورد نصیحت قرار می گرفتم، اولین راهکار آنها این بود که کمتر غذا بخورم و راهکار دوم هر روز یک ساعت ورزش کنم.

کمتر خوردن و بیشتر فعالیت کردن نسخه ای است که بارها برای همه افراد چاق در جهان صادر شده است اما نتیجه ای از این نسخه تکراری به دست نیامده است.

متاسفانه متولیان لاغر شدن افراد چاق انسانهایی هستند که خودشان لاغر هستند و هیچ درک و شناختی از چاقی ندارند بنابراین تنها راهکاری که به نظرشان می رسد کنترل غذا خوردن یا تعیین مقدار و نوع مواد غذایی است.

به همین دلیل است که سالهای زیادی است انواع برنامه های رژیمی برای کمک به لاغر شدن افراد چاق ایجاد شده است که ماهیت همه آنها رژیم گرفتن است اما به شکل های بی نهایت متنوع این برنامه را ارئه می کنند.

نکته اصلی و مهم این است که فرد چاق با رژیم گرفتن نمی تواند لاغر شود چون حتی اگر غذایی که برای او تعیین شده است را بخورد اما در ذهنت تمایل و علاقه به خوردن غذایی دارد که دوست دارد بخورد اما اجازه خوردن ندارد.

از آنجا که ذهن ما اصل را از بدل تشخیص نمی دهد بنابراین فکر کردن به غذایی که حتی خورده نمی شود می تواند فرد را در معرض چاقی قرار دهد چون ذهن ما نمی فهمد که این فکری که در حال مرور کردن آن هستیم فقط یک فکر است و غذایی خورده نشده است.

چون در ذهن افراد چاق خوردن برابر با چاقی محسوب می شود وقتی به خوردن یک غذا فکر می کنید برای ذهن شما این افکار به منزله خوردن است و خوردن هم در ذهنتان برابر با چاقی است پس فرایند چاق تر شدن تنها با فکر می تواند انجام شود. به همین دلیل است که بسیاری از افراد چاق عقیده دارند چرا می خورم چاق میشم اما نمی خورم لاغر نمیشم؟!

اگر به روند گذشته خود فکر کنید این موضوع برای شما واضح می شود که چگونه با قدرت ذهنتان چاق شده اید.

همه افراد چاق این تجربه را دارند که در شرایطی که برنامه غذایی آنها تغییر نکرده است چاق تر می شدند یعنی برای من به این شکل نبود که به مرور غذا خوردن من بیشتر شده یا تنوع غذایی من گسترده تر شود بلکه با همان غذایی همیشگی به همان مقدار و تنوع من به مرور چاق تر می شدم. به همین دلیل من عقیده پیدا کرده بودم که آب می خورم چاق میشم.

چه چیزی باعث چاق تر شدن من می شد؟

من که نه مقدار غذایم را بیشتر کرده بودم و نه تنوع سفره غذای خانه ما بیشتر شده بود پس چرا هر سال چاق تر می شدم؟

قدرت ذهن و تمرکز بر چاقی و احساس ترس از چاق تر شدن و تنفر از چاقی و همه افکار مشابه باعث چاق تر شدن من می شد بدون اینکه مقدار یا تنوع غذایی من تغییر کنه.

تکرار تعدادی فکر برای مدت طولانی برای چاق تر شدن کافی است.

قدرت غذا یا قدرت ذهن
لاغری با ذهن

چرا غذا می خورم چاق میشم

بسیاری از افراد چاق عقیده دارند که غذاها عامل چاقی آنها هستند. من هم عقیده داشتم هر چی می خورم چاق میشم در صورتی که انسانهای متناسب زیادی از همین مواد غذایی می خورند اما لاغر هستند.

همیشه برایم سوال بود:

چرا غذایی که دیگران را چاق نمی کند به راحتی مرا چاق می کند؟

چرا من هرچی می خورم چاق می شم اما دیگران هرچی می خورن لاغر هستند؟!‌ از طرفی چرا نخوردن های من باعث لاغری من نمی شود! اما بارها از افراد متناسب شنیده بودم که بخاطر فقط دو سه روز بهم خوردن نظم غذا خوردنشان لاغر شده اند.

به این عبارت دقت کنید:

به همان سرعتی که من چاق تر می شدم افراد متناسب لاغر تر می شدند و به همان کندی که من لاغر می شدم آنها به وزن و سایز قبلی خود بر می گشتند.

واقعا چرا؟ چرا این همه تفاوت بین دو انسان باید وجود داشته باشد؟

معجزه لاغری

معجزه لاغری با ذهن

به لطف خدا با قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن به مرور پاسخ همه سوالات و ابهامات ذهنی ام درباره چاقی و لاغری را پیدا کردم و آن چیزی نبود جز قدرت ذهن.

تنها تفاوت من با افراد متناسب در محتویات ذهنی ام بود.

دیدگاه و نگرش من درباره چاقی با افراد متناسب تفاوت داشت و همین عامل کافی بود تا آنها از هر غذایی که دوست دارند می خوردند و همیشه متناسب بودند اما من بارها بخاطر فقط چند تکه خوردن پیتزا چاق تر شده بودم!

شاید شما هم مثل من بارها بخاطر خوردن فلان غذا احساس چاق تر شدن کرده اید.

  • بخاطر یک شب شام خوردن در مهمانی احساس چاق تر شدن کرده اید.
  • بخاطر خوردن یک بستنی یا چند برش پیتزا احساس خطر چاق تر شدن کرده باشید.

آنچه ما احساس می کنیم ارتباطی به ماده غذایی ندارد بلکه بخاطر نگرش و تعریفی است که از آن ماده غذایی در مغز ما ذخیره شده است.

توجه به این نکته بسیار مهم و تاثیرگذار است.

اطلاعات مربوط به مواد غذایی در مغز ما ذخیره شده اند.

هر بار که آن اطلاعات را مرور می کنید و به احساس چاق تر شدن می رسید در واقع تصویری مجازی در ذهن خود ایجاد می کنید که چاق تر شده اید.

همانگونه که یک نقاش با نگاه کردن به یک صحنه آن را روی بوم نقاشی می کند. مغز هم با توجه کردن به آنچه در ذهن نقش می بنند به شکل دادن جسم می پردازد.

به عبارت خیلی ساده تر، اطلاعات مغزی به صورت تصاویر مجازی در ذهن ایجاد می شوند، سپس مغز آن تصاویر را به واقعیت زندگی ما تبدیل می کند.

درک تفاوت بین ذهن و فکر سبب می شود تا در مسیر لاغری با ذهن نتیجه عالی کسب کنیم.

رفتارهای ما توسط مغز برنامه ریزی می شود اما مغز تحت تاثیر ذهن است.

به همین دلیل است که اگر ما تصمیم بگیریم تغییری در برنامه غذایی یا مقدار خوردن خود ایجاد کنیم آن تصمیم بعنوان دستوری در مغز ایجاد می شود و سپس به رفتار و عمل ما تبدیل می شود.

این تغییر که به صورت دستی توسط ما اعمال شده است تاثیری بر ذهن ما ندارد و باعث تغییر تصاویر مجازی ذهن ما نمی شود به همین دلیل است که رژیم گرفتن باعث لاغری همیشگی ما نمی شود.

اعصاب خوردی رژیم گرفتن
لاغری با ذهن

نتیجه رژیم گرفتن چیست

همه ما تجربه رژیم گرفتن را داریم. خیلی وقت ها در زمانی که در رژیم هستیم اما همچنان عقیده داریم که غذا می خورم چاق میشم چون در ذهن ما دیگر مقدار غذا اهمیت ندارد بلکه عمل خوردن مهم و چاق کننده شده است.

در مدت رژیم ما خیلی از مواد غذایی که قبلا می خوردیم را دیگر نمی خوریم اما به همان اندازه که خوردن آن مواد غذایی باعث چاقی ما می شود نخوردن آنها باعث لاغری ما نمی شود.

علت این تفاوت در عملکرد مواد غذایی در بدن ما به محتویات ذهنی ما درباره خوردن و نخوردن غذاها ارتباط دارد.

در ذهن همه افراد چاق خوردن یک غذا می تواند باعث چاق تر شدن آنها شود. همچنین آنها اعتقاد دارند که نخوردن یک غذا می تواند مانع چاق تر شدن آنها شود.

یعنی در هر دو حالت خوردن و نخوردن توجه و تمرکز روی چاق شدن و نشدن است.

در این بین هیچ ردپا یا اثری از لاغری مشاهده نمی شود.

شاید به ظاهر ما برخی مواد غذایی را نمی خوریم که لاغر شویم اما در واقع هدف ما از نخوردن، چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.

این موضوع را می توان با توجه کردن به دلیل نخوردن های خودمان به راحتی متوجه شویم.

اگر هربار که به هر دلیلی غذایی را نمی خوریم از خودمان سوال می کردیم چرا من این غذا را نمی خورم؟

به وضوح مشخص می شد که تقریبا در همه موارد دلیل ما برای نخوردن هر غذایی ترس از چاق تر شدن بوده است نه لاغر شدن.

فکر اصلی که در پس همه نخوردن های ما وجود دارد چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.

حتی شاید بارها شما تصمیم گرفته اید از طریق اجرای فلان برنامه رژیمی لاغر شوید و اتفاقا به خوبی آن برنامه را اجرا کرده باشید اما به این نکته توجه کنید:

  • دلیل اینکه لیستی از غذاها مجاز برای خوردن تنظیم می شود چیست؟
  • دلیل اینکه مقدار خوردن در هر وعده غذایی با قاشق یا ترازو تعیین می شود چیست؟

به وضوح مشخص است که دلیل اصلی این است که خوردن غذاهای دیگر یا مقدار بیشتر از آنچه تعیین شده است باعث چاق تر شدن ما می شود.

واضح است که در برنامه های رژیمی نیز تمرکز بر روی چاق تر نشدن است.

“دقت کنید”

درست است که برنامه رژیمی تنظیم شده به منظور لاغر شدن است اما از آنجایی که لیست غذاهای مجاز برای خوردن بسیار کمتر از غذاهای غیرمجاز است پس به این معناست که در ذهن ما یا فرد تنظیم کننده برنامه رژیمی احتمال چاق شدن افراد بسیار بیشتر از لاغر شدن آنان است چون تنوع غذاهای چاق کننده به مراتب بیشتر از غذاهای لاغر کننده هستند.

این طرز برخورد و تجربه هایی که ما از تلاش های خود برای لاغر شدن داریم واضح می کند که همواره تمرکز ما بر روی چاقی بوده است و به همین دلیل هیچوقت لاغر نشده ایم.

اهمیت درک تفاوت بین نگرش ما درباره چاقی و لاغری و عملکرد ما برای لاغر شدن سبب شد که تجربه خود در مسیر لاغری با ذهن را با دوستانم از طریق این فایل آموزشی به اشتراک بگذارم.

اطمینان دارم دیدن بارها این فایل آموزشی سبب تغییر در نگرش شما نسبت به موضوع چاقی و لاغری خواهد شد و نتیجه تغییر نگرش شما تغییر جسم شما خواهد بود. چه بخواهید چه نخواهید.

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای درک محتوایی آموزشی چرا می خورم چاق میشم اما نمی خورم لاغر نمیشم بعد از خواندن نوشته و تماشای ویدیوی آموزشی درک خود از آگاهی دریافت شده را به صورت شرح انشایی بنویسید و دقت کنید در نوشته خود به سوالات زیر پاسخ دهید.

  • تفاوت نگرش ترس از چاق تر نشدن و لاغر شدن را بنویسید.

اگر به تلاش های قبلی خود فکر کنید متوجه می شوید که در ابتدا هدف شما برای شروع به رژیم گرفتن یا ورزش کردن لاغر شدن بوده است اما نگرش و تفکر اصلی شما در هر روز از مدت رژیم یا برنامه ورزشی تلاش برای چاق تر نشدن بوده است.

چرا که اگر غذایی را نمی خوردید به این دلیل بود که اگر می خوردید لاغر نمی شدید یا چاق میشدید.

اگر ورزش می کردید به این دلیل بود که عقیده داشتید اگر ورزش نکنید لاغر نمیشی یا چاق میشی.

به همین دلیل به محض رها کردن رژیم یا ورزش نکردن دوباره چاق می شدیم چون دلیل و عامل چاق نشدن خود را رها کرده بودیم. با توجه به درکی که از این مطلب دارید بنویسید که:

  • تلاش های قبلی شما برای لاغر شدن با ذوق و شوق لاغر شدن بوده است یا ترس از چاق تر نشدن یا چاق ماندن؟

فکر کردن به متناسب بودن به ایجاد تصاویر جدید ذهنی لاغر شدن کمک میکند بنابراین سعی کنید تصور کنید شما در وضعیت متناسب هستید و با بودن در وضعیت متناسب به سوال زیر پاسخ دهید.

  • نگرش من درباره مواد غذایی در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
  • نگرش من درباره ورزش کردن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
  • نگرش من درباره قدرت چاقی غذاها در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
  • نگرش من درباره همیشه متناسب بودن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.07 from 57 votes

https://tanasobefekri.net/?p=23967
برچسب ها:
63 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زینب
      1402/08/12 20:15
      مدت عضویت: 335 روز
      امتیاز کاربر: 4795 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 809 کلمه

      به نام خدای مهربون سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی که با خوندن کامنت هاشون بهتر میتونم درک کنم 

      خوردن و نخوردن وقتی تو این مسیر قرار گرفتم از خیلی از دوستان میپرسم که علت چاقی و لاغری خودشون رو در چی میبینن و تقریبا میتونم بگم همه افراد چاق گفتن بخاطر خوردن و تحرک کمحتی اوناییکه میگن من والا زیاد نمی‌خورم باز هم ته ذهنشون خوردن رو عامل چاقی میدوننو منم خودم یکی از اون افراد  بودم و البته الآنم هنوز این نگرش در من هست ولی درجه اش کمتر شده و میدونم اگر ادامه بدم این درجه کم و کم تر میشه 

      اتفاقا امروز داشتم به این فکر میکردم من یه سری شرایط نادلخواه تو زندگیم دارم یه سری ناخواسته که برای جذب هیچ کدومشون هیچ دوره ی خاصی نگذروندم هیچ تمرین خاصی انجام ندادم چرا باید برای خواسته لاغری فایل گوش کنم ؟بله من بخاطر محاصره شدن با ورودی های چاقی و ترس از چاقی که بخاطر اون ورودی ها در من شکل گرفت خیلی راحت چاقی رو یاد گرفتم حالا من تو محیطی هستم که انگار چاقی رو خوب یاد میدن باید بیام تو محیطی که لاغری رو خوب یاد میده این مثال اومد تو ذهنم که فک کن من دارم تو یه آموزشگاه زبان انگلیسی آموزش زبان رو میبینم خوب معلومه اینجا انگلیسی یاد میدن و من اون آموزش ها رو به صورت مداوم و مستمر ببینم حتما یاد خواهم گرفت حالا میخام زبان فرانسه رو یاد بگیرم یا باید برم یه کلاس دیگه یا کلا آموزشگاه رو عوض کنم و این کار باید آگاهانه انجام بشه من صد سالم که سر کلاس زبان انگلیسی باشم زبان آلمانی یاد نخواهم گرفت من باید ورودی های خوب بدم به خودم و چه جایی بهتر از این سایت استاد وقتی میگفتید اونایی که باورشون اینه که با رژیم و ورزش باید لاغر کنن نمیتونن باور کنن که فقط با گوش کردن این فایل ها بدون رژیم و ورزش میتونن لاغر بشن و اون ذهنیت چون قوی تر هست میشه مانع براشون دقیقا خود من هستم با اینکه آشنایی من با قانون جذب از ازطریق لاغری با ذهن بود ولی با استادی که آشنا شدم میگفت هر روز باید یه تحرکی حالا ورزش یا رقص یا پیاده روی داشته باشید و این سوال در ذهن من شکل گرفته بود که مگه اینا نگفتن تو دوره من خبری از رژیم و ورزش نیست پس چرا همیشه تو تمرینات میگه ورزش رو داشته باشید و ایشون میگفتن که بخاطر حال خوب این کارو میکنیم ولی من با اون سطح آگاهی به این درک رسیده بودم درسته که میگن لاغری با ذهن ولی خب باید ورزشهم به صورت کمکی کنارش انجام بدیم و چون انجام دادن این کار برام سخت بود و نمیتونستم مداوم ورزش کنم لاغر هم نمی‌شدم نهایت خوشبختی من این بود چند سال خودمو تو یه وزن که اونم ایده آل ام نبود نگهدداشته بودم و از اون چاقتر نشده بودم  

      من وقتی رژیم میگرفتم و محدود میشدم و سالاد میخوردم که اونم با حس خیلی بدی بود چون بدون سس بود با دیدن دیگران که با خیال راحت سالاد با سس میخوردن فقط حسرت میخوردم توی برنامه رژیمی اینگه چه چیزی رو تو چه ساعتی بخورم نوشته بود و من سری اول خیلی خوب بهش عمل میکردم اما یادمه ماه دوم نمیتونستم طبق برنامه پیش برم 

      یا حتی اگرم پیش میرفتم کاهش وزن خیلی کمی رو تجربه میکردم که انگیزه ام برای ادامه مسیر خیلی کم میشد و در نهایت کنار گداشته میشد استاد راست میگید که گوش کردن این فایل ها و ادامه دادن این کار و تکرارش نگرش ما رو از ریشه عوص میکنه وقتی تو جمعی قرار دارم و صحبت از رزیم میکنن میخوام فریاد بزنم و بگم بخدا داستان چیز دیگه ای وقتی میگن ما ژنتیکی چاق هستیم میخوام بگم بخدا داستان چیز دیگه ای ولی ترجیح میدم نتیجه جای من حرف بزنه و سکوت میکنم ولی تو دلم میدونم که علت چیز دیگه ا هست دیشب تو یه مهمونی بودیم و دو نفر کنارم نشسته بودن یکیش لاعر و یکیش چاق اونی که چاق بود گفت خسته شدم از اینکه وزن کم نمیکنم باشگاه و رژیم هم میرم ول میکنم دوباره برمیگرده آدم هم که همیشه نمیتونه ادامه بدهو اون یکی گفت منم چاق نمیشم والا خوردنم هم زیاد استعداد چاقی ندارم من موقع شام به هردوشون دقت کردم هر دوشون غذا یه اندازه خوردن ولی اون فرد لاغر با خیال راحت و آرامش و لذت غذاشو خورد جتی خودش هم میگفت زیاد خوردم گفتم نگران چاق شدن نیستی گفت نه بابا من با این چیزا چاق نمیشم ولی اون فرد چاق مدام خودشو سرزنش می‌کرد که وای چقدر زیاد خوردم عجب اشتباهی کردم و آنقدر هول و تند غداش رو میخورد که مجبور میشد حین خوردن برای اینکه غذا گیر نکنه تو گلوش نوشابه بخوره 

      این خوردن و نخوردن ما نیست که نتیجه رو بوجود میاره این ذهنیت ماست که نتیجه رو شکل میده این افکار و باورهای ماست ما باید اینا رو تغییر بدیمو راه تغییر این نگرش استمرار تو دادن آگاهی های این سایت دادن ورودی های خوب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم