0

اگر بهانه داری، لاغر نمی‌شی! پیش‌نیاز لاغری با ذهن فقط یک چیزه

بهانه برای لاغر نشدن
اندازه متن

بهانه برای لاغر نشدن؟ 😏 آره… همون موجودات کوچولوی بی‌رحمی که هی میان می‌شینن رو دوش آدم و می‌گن:

«الان وقتش نیست» ⏰ «سن تو گذشته» 👵🏻 «متابولیسمت کُنده» 🐌

«بچه داری، شوهر همکاری نمی‌کنه، مهمونی زیاده…» و هزار تا جمله‌ی قشنگ که تهش فقط یه معنی دارن: بی‌خیال لاغر شدن!

🎯 فرق افراد موفق با ناموفق چیه؟ یه کلمه: «بهانه!»

راستش رو بخوای، خود من یه زمانی دکترا داشتم تو بهونه آوردن! 😅

هر بار که رژیم رو ول می‌کردم، می‌رفتم سراغ یکی از بهونه‌هام و باهاش خودم رو توجیه می‌کردم:

«خوب معلومه که نشد، این هفته خیلی استرس داشتم!»

«مگه می‌شه با این همه مهمونی لاغر شد؟!»

«آخه ارثیه دیگه، مامانمم چاقه!»

ولی یه روز، یهو انگار یکی از توی ذهنم گفت:

تا کی می‌خوای بهونه بیاری؟ واقعاً دلت می‌خواد تغییر کنی یا فقط دوست داری درگیرِ چالش‌های فانتزی لاغر شدن باشی؟

و همون‌جا بود که فهمیدم…

💡 مشکل من رژیم یا ورزش یا حتی بدنم نبود؛ مشکل، ذهنی بود که بهونه رو انتخاب می‌کرد به‌جای حرکت!

تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ همین قضیه:

🌪️ شناسایی بهونه‌ها

🧠 بررسی ریشه‌های ذهنی‌شون

🔥 و پیدا کردن راهی برای خلاص شدن از دستشون

اگه تا الان کلی راه رفتی و لاغر نشدی، شاید وقتشه یه نگاهی به لیست بهونه‌هات بندازی

آماده‌ای با هم یکی‌یکی خط‌شون بزنیم؟ 😎✍️

❌ بهونه‌ی شماره یک: وقت ندارم!

این یکی رو که دیگه همه‌مون استادیم توش!

«وای من سر کارم»،

«بچه دارم»،

«صبح تا شب تو ترافیکم»

یا حتی:

«اصلاً وقت نمی‌کنم یه لیوان آب بخورم چه برسه به لاغر شدن!» 😫

ولی بذار یه سؤال بپرسم:

واقعاً وقت نداری یا اینکه لاغر شدن هنوز اون‌قدری برات مهم نشده که براش وقت بزاری؟

🕒 چون وقتی یه چیزی برات اولویت باشه، براش جا باز می‌کنی، نه اینکه بندازی‌ش ته لیست.

خودم یادمه روزی که تصمیم گرفتم ذهنم رو برای لاغری تنظیم کنم، هیچ اتفاق خاصی توی زندگیم نیفتاده بود، فقط یه چیز عوض شد:

نگاهم به خودم.

🧬 بهونه‌ی شماره دو: ژن‌مون اینجوریه!

آه… ژن عزیز!

چاقی ارثیه…

ما خانوادگی همینیم…

مامانمم لاغر نمی‌تونه بشه…

پدرم که همیشه یه شکم کوچولو داشت… 🤷‍♀️

درسته که ژنتیک یه تأثیر کوچولو داره، ولی نه اون‌قدری که بشه انداخت گردنش همه چی رو!

😏 اگه ژنتیک همه‌چیز بود، پس چطور بعضیا تو همون خانواده لاغرن؟

مشکل اصلی، عادت‌های فکری و رفتاریه که از خانواده منتقل می‌شه، نه فقط ژن!

یک مطالعه مهم که در مجله بررسی های طبیعت ژنتیک منتشر شده است، نشان می‌دهد که ژن‌های مختلفی با چاقی مرتبط هستند، اما تأثیر هر یک از آن‌ها بر وزن بدن انسان بسیار کوچک است. این مطالعه همچنین بیان می‌کند که بیشتر تأثیرات ژن‌ها را می توان از طریق اصلاح فرمول های پرخوری و اشتها در مغز خنثی کرد.

🍩 بهونه‌ی شماره سه: نمی‌تونم غذاهای خوشمزه رو کنار بذارم

بیاین با هم صادق باشیم…

قرمه‌سبزی مامان، فسنجون شب یلدا، پیتزای بوی‌دارِ داغ…

کی می‌تونه اینا رو بذاره کنار؟ 🤤

ولی واقعاً برای لاغری قراره همه‌ی خوشی‌های دنیا رو حذف کنیم؟

نه عزیز دل!

ما تو «تناسب فکری» یه شعار داریم:

🍽️ مهم اینه چی تو ذهنت می‌گذره، نه تو بشقابت!

وقتی ذهنت رو برای تعادل تربیت کنی، دیگه نیازی به حذف نیست.

تو یاد می‌گیری چطور بدون حرص، بدون عذاب وجدان، حتی از غذاهای خوشمزه هم لذت ببری و بازم وزن کم کنی.

جالبه نه؟ 😊

🧠 ته ماجرا: بهونه یعنی مقاومت ذهنی!

تمام این بهانه برای لاغر نشدن (و صد تای دیگه که نگفتیم)، یه پیام مشترک دارن:

ذهنم نمی‌خواد تغییر کنم.

چرا؟ چون تغییر یعنی خروج از منطقه امن. یعنی درد، تلاش، ابهام…

و ذهن ما عاشق امنیت و تکراره. واسه همینه که هی این بهونه‌ها رو می‌سازه تا ما رو همون‌جا که هستیم نگه داره.

🛑 ولی اگه هی هر بار تسلیمش بشی، هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنی.

✅ اگه بخوای لاغر شی، باید این مقاومت‌ها رو بشناسی و یکی‌یکی ازشون عبور کنی.

بهانه برای لاغر نشدن

🎯 پیش‌نیاز واقعی موفقیت در رهایی از چاقی: خداحافظی با بهانه‌ها

راستش اون روزها اصلاً نمی‌دونستم که یکی از مهم‌ترین قدم‌های لاغر شدن، شناختن دلایل چاقی و مهم‌تر از اون، رها کردن بهانه برای لاغر نشدنه!

قبلاً هرجا می‌رفتم برای لاغری، یه برنامه غذایی می‌دادن، یه رژیم سخت، یا یه جدول ورزش‌های عجیب‌غریب که باید مو به مو اجراش می‌کردم.

هیچ‌کسی ازم نپرسید:

«اصلاً چرا چاق شدی؟ پشت این چاقی چه چیزیه؟»

فقط می‌گفتن: «این برنامه‌س. انجامش بده و حرف نزن!»

اما وقتی کم‌کم با ذهنم آشتی کردم و شروع کردم به پیدا کردن دلیل‌های واقعی چاقیم، یه اتفاق عجیب افتاد…

احساسم نسبت به چاقی تغییر کرد.

دیگه از خودم متنفر نبودم، چون فهمیدم پشت این چاقی، یه عالمه دلیل نادیده گرفته‌شده هست.

تا قبل از اون، همیشه فکر می‌کردم خدا یا خانواده‌م باعث چاقی منن.

انگار یه سرنوشت اجباریه که به من تحمیل شده.

اما وقتی آگاهی‌م بیشتر شد، یه حقیقت تلخ ولی نجات‌بخش رو فهمیدم:

من خودم مسئول چاقی‌م هستم.

پذیرفتن این موضوع، آسون نبود. چون خب، ما آدما معمولاً از چیزی که ازش بدمون میاد، فرار می‌کنیم.

و چاقی چیزی بود که واقعاً ازش بدم می‌اومد. پس چطور مسئولیتشو بپذیرم؟

ولی خدا بهم لطف کرد…

قبل از اینکه بیاد و بگه «تو مقصری»، منو هدایت کرد که برم سراغ کشف علت‌ها.

و همین کشف‌ها، کم‌کم ترس‌هامو کم کرد، بهونه‌هامو نشوند، و باعث شد مسیر تغییر برام روشن‌تر بشه.

ماه‌ها گذشت.

من عمیق شدم تو یادگیری درباره ذهن، درباره فرمول‌های پنهان چاقی در ناخودآگاه.

تا اینکه حدود ۱۵ ماه بعد، بی‌اینکه رژیم بگیرم یا باشگاه برم، اولین تغییرات توی جسمم دیده شد.

کوچیک بودن، ولی واقعی بودن.

و اون نشونه‌ها بهم گفتن:

✅ «درست اومدی! راهت همینه!»

انگار تازه فهمیده بودم چرا از بچگی چاق بودم.

چرا از تحرک فراری بودم، چرا عاشق لم دادن بودم، چرا حتی بارها رژیم گرفته بودم ولی هیچ‌وقت موفق نشده بودم.

همه‌اش بخاطر این بود که یه عالمه بهانه برای لاغر نشدن داشتم که سال‌ها مثل سایه همراهم بودن.

اما حالا که خودم نتیجه گرفتم، می‌تونم با اطمینان بگم:

💥 اگه یه نفر بخواد، هیچ بهونه‌ای براش نمی‌مونه!

من؟

یه نمونه‌ی زنده‌م برای تمام بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که آدم‌ها میارن:

  • از بچگی چاق بودم.
  • بیش از ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم.
  • ۳۵ سال تموم، چاق موندم.
  • چربی‌هام قدیمی و سفت و لج‌باز بودن.
  • کارم پشت میزه.
  • اهل تحرک نیستم.
  • هیچ دارویی مصرف نکردم، هیچ جراحی نکردم.
  • غذام هم مثل همه‌ی آدم‌های چاق بود، هیچ غذای خاصی رو حذف نکردم.

ولی ذهنم رو تغییر دادم…

و بهونه‌ها رو کنار گذاشتم.

❗ هر کسی که هنوز می‌گه “من نمی‌تونم لاغر شم”، در واقع هنوز یه بهانه برای لاغر نشدن توی ذهنش داره.

و تا وقتی اون بهونه هست، هیچ روش و هیچ برنامه‌ای جواب نمی‌ده!

اما اگه بهونه‌هاتو بریزی دور، ذهن تو آماده می‌شه برای معجزه.

🌟 همه اونایی که الان عکس‌هاشون توی آلبوم «شگفتی‌سازان» سایت تناسب فکریه، یه روزی پر از بهونه بودن.

ولی از یه جایی به بعد، تصمیم گرفتن دیگه دنبال بهانه برای لاغر نشدن نباشن… فقط شروع کنن.

و توی همین مسیر، از فردی پر از تردید، شدن الگوی لاغری برای بقیه.


🧠 ذهن تو، قدرتمندتر از هر چربی قدیمی و هر سن و سالیه.

اگه نفس می‌کشی، یعنی می‌تونی لاغر بشی.

به شرط اینکه تصمیم بگیری، دیگه هیچگونه بهانه برای لاغر نشدن نداشته باشی…

✍️ تمرین آموزشی 📖

مهم‌ترین پیش‌نیاز موفقیت در لاغری با ذهن، شناسایی بهانه برای لاغر نشدن است.
این تمرین به شما کمک می‌کند تا با آگاهی از بهانه برای لاغر نشدن‌های خود، در مسیر ذهنی لاغری عملکرد بهتری داشته باشید.

🧩 قدم اول: بهانه برای لاغر نشدن‌هایی که در گذشته باعث شده‌اند برای رسیدن به اهداف‌تان اقدام نکنید، فهرست کنید.

🎭 بهانه‌ها دو نوع‌اند:

۱. احساسی: مثل «حوصله ندارم»، «فعلاً حسش نیست»، «باشه برای بعد» و…
۲. منطقی: مثل «بارها تلاش کردم و نشد»، «سنم بالا رفته»، «چربی‌هام قدیمیه» و…

✨ حالا بنویس:

  • کدوم بهانه برای لاغر نشدن مانع لاغر شدنت بودن؟ احساسی یا منطقی؟
  • برای هر بهانه برای لاغر نشدن، یک دلیل منطقی و قانع‌کننده برای مقابله باهاش بنویس.
  • احساست رو درباره زمانی که لاغر می‌شی توصیف کن.
  • تغییراتی که با لاغر شدن توی جسم و زندگی‌ت ایجاد می‌شه رو هم بنویس.

📝 این تمرین رو انجام بده و پاسخ‌ت رو در بخش نظرات همین مقاله بنویس.
این یه قدم مهمه برای اینکه بهانه برای لاغر نشدن دیگه جلو حرکت تو رو نگیرن.

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 301 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30924
235 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار رها یاری
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۸ ۰۸:۲۷
      مدت عضویت: 642 روز
      امتیاز کاربر: 5250 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 178 کلمه

      سلام و درود خدمت استاد عطار روشن

      بابت آموزشهایی که سخاوتمندانه در اختیار ما قرار میدهید بسیار سپاسگزارم

      دومین روز ۱۰۰ گام مسیر لاغری من

      بهانه بی بهانه

      یادمه به خاطر اینکه باهرها از روشهای مختلف برای لاغری استفاده کرده بودم و نتیجه کوتاه مدت داشت

      دنبال بهانه ای بودم که متقاعد بشم که چرا لاغر نمیشم

      مثلا اینکه شاید چاقی ژنتیکی دارم و  شاید به خاطر کم تحرک زیاد ندارم  و یا فکر می کردم شاید سوخت و سازم پایینه و شاید به خاطر سن  لاغر نمیشم 

      شاید به خاطر اینه که مجبورم آشپزی بکنم و در معرض غذا هستم 

      و دنبال دلایلی بودم که لاغر نشدنم را توجیه کنم

      فکر می کردم شاید تیروییدم کم کار هست علت لاغر نشدنمه

      یا طبعم سرد هست علت لاغر نشدنمه و …..

      حالا میگم بهانه بی بهانه  

      هیچکدام عامل لاغر نشدنم نیست 

      من هستم با اطلاعات اشتباه و باورهایی که حاصل اون اطلاعات بودند و در اثر رفتار هایی که آن باور ایجاد کرده و تکرار اون رفتار و عادتهای ساخته شده منو به این نتایج رسونده

      و هیچ عامل دیگری باعث لاغر نشدن من نیست

      بلکه تکرار رفتارهای چاق کننده عاملش بوده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۳ ۱۲:۰۵
      مدت عضویت: 407 روز
      امتیاز کاربر: 12410 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      بنام خداوندبخشنده مهربان 

      سلام به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز 

      من اصلا فکرشو نمیکردم ک لاغرشدن ب همین راحتی باشه و تمام بهانه های من برای اضافه وزن اینقدر درذهن کمرنگ و بی هویت بشن 

      من باورکرده بودم ک ازدواج باعث افزایش وزن میشه ک کاملا غلطه اصلا همسر من یک کیلو هم اضافه نکرده و هزاران نفر دیگه ک میشناسم هنوز هم متناسب هستن 

      من فکر میکردم ک چاقی من ارثیه ولی اینطور نبود من تا ۱۵ سالگی متناسب بودم و اگر ارثی یا ژنتیکی بود باید از ابتدای زندگیم می‌بود و من قابلیت تغییر اونو نداشتم اما من بارها لاغر شدم و دوباره افزایش وزن داشتم 

      من فکر میکردم چون فعالیت ندارم اضافه وزن داشتن طبیعیه ولی اینطور نیست من خودم سالها قبل ب دلیلی در بیمارستان بودم حدود دوماه اصلا راه نرفتم ولی بعدش هم متناسب بودم 

      من باور کرده بودم غذاها میتونن منو چاق کنن مخصوصا ماکارانی ولی اینطور نبود چون کل خانواده همون ماکارانی و نوشابه رو میخوردن و متناسب بودن 

      من باورکرده بودم در خانواده ما پهلو داشتن ارثیه ولی مواردی رو پیدا کردم ک کمر خیلی باریکی داشتن 

      من باور کرده بودم ک لاغری خیلی سخته ولی با دین شگفتی سازان و استاد روشن دیدم ک لاغری با ذهن آسونترین کار دنیاست و تغییرات جسم خودم هم این باور رو محکمتر میکنه 

      من ایمان دارم لاغری باذهن درسترین و بهترین و کوتاهترین راهی هست ک من متناسب میشم و متناسب میمونم 

      من ارزشمنده بدن من ارزشمنده من نباید با خوردن در زمانهایی ک سیرم و یا میل ندارم ب خودم آسیب بزنم و جسمم و روحم رو تخریب کنم 

      خدایا شکرت ک راه همیشگی رو پیدا کردم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۵ ۱۵:۳۹
      مدت عضویت: 925 روز
      امتیاز کاربر: 7805 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 284 کلمه

      بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید. 

      • براستی چه هدفهایی که بیخودوبیجهت با بهانه های واهی ازکنارآن گذشتیم وخیلی راحت اهداف کلا اززندگیمان محوشد بخشی از بهانه هاراهم افرادی که باآنها مشورت بیجا میکردیم دستمان میداوندومامیپذیرفتیم درزمینه فعالیتهای اقتصادی و هنری وهمه چیز 
      • بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.

      بهانه های لاغر نشدن به دو دسته تقسیم میشوند:

      ۱- بهانه های احساسی

      ۲- بهانه های منطقی

      حالا که خوب فکر میکنم من بیشتر دچاربهانه های منطقی بودم تا احساسی چون که مدام این نجواها که نمیشه ما ژنتیک چاقیم دست خودم نیست ۱۰ بار تصمیم گرفتیم ونشد ماکلا بعدازدواج چاق میشیم بالای ۱۵ کیلوکم کردم برگشت 

      ودرزمینه احساسی جمله ی مشهور من اراده ندارم نسبت به غذا حساسم خوردن ولذت غذا  اولویت اول زندگیمه ودر زمینه ورزش وتحرک کی حالشو داره صبح پاشه والی آخر….

      • بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید
      • .
      • دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید.

      خب دراین مسیر بودن حسنش اینست که ماهم می آموزییم وهم راهنما واستاد دارییم وهم  هم مسیران درجه یک 

      وشما درفایل بامثال اززندگی خودتان حجت را تمام کردید برای بهانه تراشیدن سن بالا وزن زیاد عدم تحرک و …….

      بهترین دلیل منطقی خودجنابعالی وبچه های شگفت انگیز 

      که باعث شوروشوق واشتیاق وانگیزه هستند واحساسی که به تو میگوید تو هم میتوانی پس شروع کن وبمان واطمینان وایمان داشته باش که با احساس خوب اینجا رسیدن به تناسب فقط جزیی از اهداف هست اینجا دنیای امن وکوچک ماست که درآن دور هم نوعی دیگر از زندگی راتجربه میکنیم وبه آرامش وهمه خواسته هایمان دست پیدا خواهیم کرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۱ ۲۱:۵۴
      مدت عضویت: 896 روز
      امتیاز کاربر: 2925 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 123 کلمه

      هوالرزاق 

      بهانه بی بهانه

      من برای اولین بارهست که دوره ۱۰۰گام روبرمیدارم بااینکه سری قبل متناسب شدم امااحساس کردم ذهنم دوباره داره رفتارهای قبل روتکرارمیکنه.هی بهانه میوردم که نه فکرمیکنی اینطورنیست .

      امایه دفعه که باهمسرجان حرف میزدیم .یهوگفتم من پذیرفتم که رفتارهام داره برمیگرده به قبل .پس بایدیه دوره شروع کنم تاتارهای عصبی ذهنم دوباره پهنتربشه

      بهانه های که درگذشته داشته ایدومانع حرکت شمابرای رسیدن به اهداف شده است؟

      احساسی..

      • ولش کن همینجوری خوبه کی حال داره لاغربشه

      من همینجوری ام خوبم.وقتی برای باراول رفتم تناسب .اصلا برای لاغری نبود

      لباسام چی میشه .همش وباید بریزم دور

      بالاغرشدن زشت میشم وپوستم شل میشه

      بهانه های منطقی

      من چندباررژیم گرفتم چه فایده دوباره برگشتم

      ورزش رفتم برگشتم…

      امافقط بادوره تناسب برنگشتم😊

      پس بهانه بی بهانه 

      من براحتی لاغرمیشم وبه سایز۴۲وزن ۶۲میرسم

      گرچه فکرمیکنم هستم اماذهنم قاطی کرده 

      بایدیکم باهم کارکنیم😅

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mohsenazizi13871027@gmail.com
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۱ ۱۶:۰۳
      مدت عضویت: 1735 روز
      امتیاز کاربر: 275 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 112 کلمه

      سلام  بهانه های من خیلی زیادن مثل کم کاری تیروئید که تازه تواینترنت سرج کردم که تیروئید میتونه کمی در  اضافه وزن تاثیر داشته باشه ولی در کل به چاقی و لاغری ربطی نداره یک باور اشتباه ویک بهانه .                                              بهانه بعدی زیاد خوابیدن که مامانم میگه تو زیاد میخوابی بخاطر اون چاقی ولی من دیدم که کسانی هستن که زیاد میخوابن ولی لاغر هستن و خواب هم ربطی به چاقی نداره.    من بهانه های زیادی دارم که بامنطق خودم رو دارم قانع میکنم و بهانه هارو رد میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار golestan2222
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۷ ۲۱:۵۰
      مدت عضویت: 2014 روز
      امتیاز کاربر: 21874 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,286 کلمه

      به نام خدا 

      بهانه بی بهانه 

      خیلی خوشحالم فرصتی شد تا بتونم ذهنم را قدم به قدم جلو ببرم . تا حالا این دوره را نرفته بودم واولین بارم هست . به دلم افتاد و گفتم این دوره هم قطعا اگاهی نابی در درون من می اندازدکه به صورت پیش فرض در تصمیم هایم که همسو بالاغری هست استفاده کنم . 

      این که من با شنیدن و دیدن چاق شدم درست است . من هم مثل استاد ، از زمانی که چشم باز کردم ، تذکر از سمت مادرم بابت اضافه وزنم به من داده میشد . نمیدونم چاقی از کجا شروع شد ولی میدانم از همان کودکی تصور چاقی از خودم داشتم و لقب هایی همچون تو زیاد میخوری ، تو کنترل خوردنت رو چرا نداری و من هم پذیرفتم که من مشکلی دارم و تبدیل به فرد چاقی شدم که ویژگی دوست داشتنی نیست و چون در جسم پدیدار میشد ، قابل پنهان کردن نبود و برروی اعتماد به نفس و پذیرش خودم تاثیر بد و منفی میگذاشت . 

      من پیشنیاز موفقیت در لاغر شدن را براساس گفته ها ،در سه ایتم نوشتم :

      • بهانه برای لاغر نشدن
      • کشف دلایل چاقی
      • مسئولیت چاقی
      • اطمینان به توانایی خودم و مسیر دوره

      فردی که از کودکی چاق بوده ، دلایل زیادی داشته که لاغر نشده و من دقیقا لاغر شدن را در سن ۱۸ سالگی با این حس از خشم که میمیرم یا لاغر میشم ، اقدام کردم و نتیجه داد . برای من اون تاریخ مهم است . درسته مثل همه ی روش ها ی دیگه موقت بود و من همیشه جنگ با افزایش وزن داشتم ، ولی فهمیدم که من چاق به دنیا نیومدم و اون باور ریشه ای که من محکوم به چاقی هستم مثل مجسمه ای جلو چشمانم فرو ریخت . 

      ممکنه دو انسانی از یک محل و یک زمان اموزش واحدی ببینند ولی نتایج متفاوتی کسب کنند . اون هم نگرش ماست . 

      افراد موفق ، افرادی هستند که از فرایند زندگیشون راضی اند و برای اقدام نکردن بهانه ندارند . 

      حالا افراد چاق ، افراد ناراضی اند چون علت چاقی را درک نکردند یا اگاه نبودند . حالا که اگاه شدیم ، تقاوته بین افرادی که میتونن لاغر بشن و افرادی که وقادار به چاق بودن هستند : 

      • افراد موفق چاق ، بهانه برای اقدام کردن ندارند و حرکت میکنند .
      • افراد ناموفق چاق ، بهانه های زیادی برای اقدام نکردن دارند و اسانترین کار ،انداختن گناه به دنیا و بقیه ست که دقیقا همین نکته ، عامل اصلی تفاوت  کسب نتیجه در بین دو فرد موفق و ناموفق میشود .

      من به طور کلی گفتم ، درواقع وقتی فردی مشکلات چاقی را درک کرد و فهمید رفتارهایی که به عنوان انسان انجام داده ، طبیعیه و مشکلاتش مشابه تمام افراد چاقه دیگه ست . متوجه میشه پس این یک مشکل فردی نیست و دقیقا درک مشکل ، راه حلی برای کم شدن تنفر و پذیرش مسئولیت برای لاغر شدن ما میشه . این به این برمیگرده که چقدر برای ما لاغر شدن مهمه . اگر مهم نیست و اقدامی نمیکنیم ، پس چه دلیلی داره ، ذهنمون و خودمون رو شکنجه بدیم ، انرژی مون رو هرز بدیم و ادامه بدیم ؟! خیلی جالب گفت : ما به درد و رنج هامون عادت میکنیم . من ادمهایی رو دیدم که ناخوداگاه جذب کسانی میشوند که باهاشون بد رفتاری میکنند  و …. این به این دلیل نیست که ما محکوم به این شرایط هستیم ، ما ناخوداگاه پذیرفتیم و خود را لایق اون شرایط میدانیم و برای ما طبیعیست و غیر ازان غیر طبیعیست ! پس ببینید که باورها و تصورات ما از خودمان و چیزهایی که در محیط دیدیم و شنیدیم و لمس کردیم و از همه مهمتر ، پذیرفتیم ! چطور ناخوداگاه همین شرایط را ایجاد میکنیم !

      چاقی هم بر اساس تصورات ما و باورما و چیزهایی که دیدیم و شنیدیم و از همه مهمتر پذیرفتیم ، همیشه ما را به سمتی میبره که بهش علاقه نداریم ولی با این حال ناراضی در چاق بودنمان تداوم میدیم . 

      مشکل اصلی باورها ، بهانه و تصورات ماست . حتی حس لذت بردن از خوردن چیزی هم روزی با دیدن اون حس لذت تداعی شده و ما ادامه دادیم ، اونقدر ادامه دادیم که ناخوداگاه انجام میدیم . پس علت اصلی ما ذهن ماست . نه مواد غذایی . مواد غذایی را برادر من هم میخوره ! حتی بدتر از من ! با کره ی حیوانی و بدون ترس از چاقی . چون براساس گفته ها و شنیده ها و دیدن و تفاوتی که همیشه در مقایسه بین من و برادرم میشد ، او پذیرفت لاغره و من پذیرفتم چاقم . همین عامل باعث شد من رفتارهایی رو بهش ناخوداگاه تمایل پیدا کنم که مرا به تصویرم ببره و او هم چون پیش فرضی از نارضایتی  وضعیت الانش نبود ، با پذیرفتن این که من کم میخورم ، غذا برام جنبه ی لذت نیست به زندگی ش ادامه داد ، گرچه تصوری از غذا نداره ، فقط زمانی که گرسنه هست واکنش میده و به معنای واقعی گرسنه هست و شاید در اون وعده ی غذایی زیاد بخورد ولی وقتی سیر هست لب به چیز دیگری نمیزند تا زمانی که شام میشه و گشنه ش میشه . ولی من هر دوساعت به هربهانه ای در دهنم چیزی میگذارم هرچند وعده ی اصلی غذاییم را از او کمتر بخورم . 

      پس چاق بودن من دلیل ذهنی دارد . 

      بهانه برای لاغر نشدن ، عاملی برای چاق ماندن است . 

      من در این مسیر قدرت ذهن خودم را درک میکنم و از همه مهمتر میتونم ازش استفاده و عمل کنم . همین عمل کردن ۹۰ % یاد میگیرم و مرا بهتر از زمانی که انجام ندادم میکند . 

      درویدیو بهانه های ما را در لاغر نشدن گفت که بیان میکنم : 

      • من ارثی چاق هستم
      • تحرکم کمه
      • زیاد میخوابم
      • اموزش هایی دیده که من ندیدم
      • سوخت و ساز بدنم کمه
      • داروی خاصی میخورم
      • مشکلات هورمونی دارم
      • سنم بالا رفته

      هر بهانه ای که علتی برای چاق بودنم باشه و من چشم بسته براساس گفته ها و شنیده ها بپذیرم ( همین باعث انتظار من از چاقی میشه ) ! من از کودکی تصویر چاقی از خودم داشتم همین تصویر ناخوداگاه تمایلات مرا برا ساختن  در ان شرایط فراهم ساخت . 

      چرا برای یک فرد متناسب نخوردن سخت نیست ، ولی برای یک فرد چاق سخته ؟ چون پذیرفتیم و اونقدر تکرار کردیم که عادت شده . 

      از این جمله خوشم امد :که دوست داریم ، فکر نکنیم و چشم بسته بپذیریم . بزرگترین ابزار بشر برای کنترل مردمه 

      تمام علت هایی که دوستان نوشتن برای اینکه چرا لاغر نیستند ، دقیقا مشابه همدیگه بود . چون ما اطلاعات زیادی در این خصوص دریافت کردیم . مثل این چون من برنج زیاد دوست دارم یا شیرینی زیاد میخورمو … کنترلی در مورد خوردنم ندارم . همه ی اینها دلایل مشابهی هستند که جامعه و افراد متخصص بارها گفته اند ولی این دلیل اصلی چاقی نیست و تمرکز مارا به عواملی میبره که خارج از حیطه ی اختیاره . من هم مثل فرد متناسب شیرینی میخورم ، پس چرا او چاق نیست و من هستم ؟ نگاه من و باور من در حین خوردن تصویری در من به وجود میاره که نتیجه ش رو در بدنمون حس میکنیم . ولی فرد لاغر میخوره وفکر نمیکنه . چون تصویری از چاقتر شدن از خودش نداره . همین ریشه باعث میشه اطلاعاتی که میتونه چاقش کنه بی تفاوت ازش رد بشه . دقیقا مثل من و برادرم که دقیقا در یک محیط بزرگ شدیم و نتایج متفاوتی رو در زندگی تجربه کردیم . 

      من یادمه زمانی که میخواستم تغییر رشته بدم ، اونم رشته ای که متقاضی زیاد داره ، ذهنم را از ورودی ها بستم و تمرکزم را برروی مسیر انجام دادم و چون وابسته به نتیجه نبودم و درعین حال عاشق رسیدن بهش بودم ، چیزی که اکثرا باور داشتند و اقدام به عمل نکردند ، من عمل کردم و همان ریشه باعث میشه که یکی اقدام کنه و دیگری اقدام نکنه . 

      این مسیر هم اینطوریه . برای کسانی که باور دارند و اقدام میکنند و یادمیگیرند و درکشون رو تبدیل به عمل میکنند . جدای از پیدا کردن یک مهارت قوی ، به خواسته شون میرسند . 

      پس مهم اینه چقدر خواسته مون رو میخوایم ! و موضوع رسالت که گفته شد ، من هم اعتقاد دارم . همه ی ما به یک نیتی به این دنیا امدیم و بایستی ان شرایط مهیا میشد تا ما ان مشکل را درک کنیم و درصدد حل ان بربیاییم . در یک فیلمی که یادم نیست جمله ی پر مفهومی گفته شد و ان جمله یادمه : با یک پیشگو حرف میزد و پیشگو به او یک شکلات تعارف کرد . ان فرد به پیشگو گفت که تو میدانی که من ان را انتخاب میکنم یا نه ! پس چه دلیلی داره که ان را بهم تعارف کنی ؟ او گفت  ما به این دنیا امدیم که دلیل انتخاب هایمان را در زندگی درک بکنیم . 

      اگر هر لحظه از زندگی وقتی ما را به چالش برد ، همین روند ما را به درکی از خود و جهان میرساند که شاید اگر در حاشیه ی امن بودیم و ان اتفاق نمی افتاد ما تلاشی نمیکردیم و در نتیجه درکی از خودمون و دنیا مثل الان پیدا نمیکردیم . 

      شاید چاقی هم یک مسیری جهت رشد معنوی و درک ما و بزرگ شدن ما در مسیر زندگی باشه . چون وقتی مردیم . چیزی با خود نمیبریم و تنها چیز انرژی و تکامل دید ما به دنیا، جهان و هستیه که انرژی هرگز از بین نمیره . به این میگن تکامل جهان و هرروحی یک بخشی از جهان هستی را درک و بیان میکنه و باعث تکامل میشه . شاید ما هم چاق شدیم که از طریق ان، قدرت خودمان و تاثیر بینش خودمان در زندگی را تجربه کنیم . اگر مشکل نبود ، هرگز اقدام به عمل نمیکردیم . 

      و اینکه گفته شد زندگی در لحظه ی حاله . من به گذشته که فکر میکنم ، گذشته ای وجود نداره و من با فکر و تصورم ان را در لحظه ی حال حس میکنم و اینده ای هم وجود نداره و تنها چیزی که وجود داره ، الانه . حتی یک ثانیه قبل از الان هم دیگه وجود نداره و فقط در خاطره ثبت میشه و مساله ی اصلی اینه که ما چقدر درزمان حال بودیم ؟! در گذشته و نخواسته هامون ، یا اینده و رویا و چیزی که الان وجود نداره .به نظرم تخیل جایی درسته که به من تصویری بده که بتونم الان درک و تجربه ش کنم . 

      من هم خیلی وقته تصمیم گرفتم که زندگیم رو تغییر بدم . برای هر جنبه ای که دوست داریم تغییراتی بشه ، اگر به جای تمرکز به دلیل و بهانه هایی که باعث میشه ما رو از انجام دادن منصرف کنه ، به جای ان اینطور مطرح کنیم که دلیلی برای اقدام ما بشه ، ذهن ما کلی موارد پیدا میکنه که انگیزه ی ما برای انجام دادن کاری یا اقدام برای رفتن در مسیری که ما را به ان شرایط میبره انجام بدیم . 

      پس 

      به موانع فکر نمیکنم و چیزی که الان در دسترسمه و در راستای رسیدن به هدفمه ، استفاده و انجامش میدهم . 

      تمرین : شناسایی بهانه های لاغر نشدن

      • بهانه هایی که در گذشته داشته اید و مانع حرکت شما برای رسیدن به اهداف شده است را شرح دهید.

      بهانه هایی که در من درونی بودند ، مثل این : من نمیتونم جلوی خوردنم را بگیرم . چون خوردن را دوست دارم چاق میشوم . اگر چیزهای شیرین بخورم ، لاغر نمیشوم و اگر زیاد بخورم چاق میشوم . اگر تحرکم کم باشد چاق میشوم . بیشترین عامل من برای حرکت نکردن ، رژیم گرفتن بود ! این مسیر ، مسیر لذتبخشی نیست و پر از محرومیت و حس بده و چون مسیر من = حس خوشایند و لذت نبود . دوحالت داشت : انگیزه برای انجام دوباره نداشتم – محدودیتهایی در مسیر داشتم که روزهای مرا کلافه و با زحمت جلو میرفتم . همین باعث میشد که همیشه نتونم زندگیم را در این مسیر تصور کنم . 

      • بهانه هایی که در گذشته مانع از اقدام شما برای لاغری شده اند را بنویسید.

      خب من خوردن را دوست داشتم و تصویر چاقی از خودم داشتم . همین تصویر و سختی در نخوردن و لذت نبردن در لحظه که کاملا ذهنیه ، من را از در مسیر بودن خارج میکرد. همین حس لذتی که از خوردن از مواد دارم درحالی که در حین خوردن اگاهانه بخورم ، ان حس واقعا نیست و تصور من از حس خوبی است که در حین خوردن به من میدهد نه خوردن واقعی ان و ان تصویر مرا ترغیب به خوردن میکند . 

      من باور داشتم که چاقم و پذیرفته بودم . همین پذیرفتن تا قبل از ۱۸ سالگی مرا ترغیب به انجام کاری نمیکرد . فقط از شرایط اون موقعم ناراضی بودم . 

      من تنها بهانه م واسه لاغر نشدن ، به خاطر تجربه ی منطقی که داشتم و لاغری را بارژیم تجربه کرده بودم ، همیشه فکر میکردم بودن من در چارچوب رژیم لاغرم کرده و همین بودن در چارچوب رژیم حس بد و محدودیت میده . و چون به خوردنم اعتماد نداشتم و اعتقاد داشتم که کنترلی در میزان خوردنم ندارم . دقیقا در لحظه همین را انجام میدادم که باعث افزایش حس بد من ، تداوم تصویر چاقتر شدن ازخودم حتی قبل از اینکه در جسمم بیاد و همه ی این عوامل مرا تبدیل به فرد چاقتر از الانم میکرد . 

      • بهانه های منطقی و بهانه های احساسی حرکت نکردن برای لاغر شدن یا رها کردن روش های لاغری را شرح دهید.

      طبیعتا روش ها  والگوهایی که سالها زندگیشون کردم و رفتار کردم ، خیلی راحتتر از ایجاد رفتار جدیده . همیشه عادت برای یک مسیر جدید اولین قدمش سخته . یادم میاد خیلی قهوه میخوردم . روز اول و دوم و سوم خیلی سخت بود . نه برای نخوردنش ، بلکه اون زمان هایی که طبق عادت میخوردم ، اون زمان ها بیشتر احساس نیاز میکردم و این دقیقا جای خالی نقشه ای بود که در ذهنم ایجاد کرده بودم و چون مثل قبل رفتار نکردم ،به من حس بدی میداد . رفته رفته احساس کردم که این نیاز در من کمتر میشودو من رفته رفته کمش کردم . در حالی که اگر کلا قطع میکردم که بارها کرده بودم ولی به شکست می انجامید . هر تغییری اولش سخته ، بعد که تکرار میشه ، تبدیل به عادت میشه . 

      بهانه های احساسی : وقتی شکمم پره حس میکنم چاق شدم و تصویر چاقی در ذهنم ایجاد میشه و وقتی شکمم خالیه حس میکنم دارم لاغر میشم و ناخوداگاه تصویر لاغری در من ایجاد میشه و چون خوردن را دوست دارم و همین طور افراط و تفریط جواب نمیده و تعادل مهمه ، باعث میشد که من نتیجه نگیرم و چون میخورم و اعتقاد به این داشتم که کنترلی در خوردنم ندارم یا در شرایط استرس زا یا تنهایی یا رنجش راهی برای فراموش کردن حس بد بود ، رفتارهای غلطی بودند که مرا به چاقتر شدن میبردند . نه خوردن غذا ! 

      بهانه های منطقی :  چون لاغری را با رژیم تجربه کردم ، همه ش فکر میکنم بودن در چارچوب غذایی لاغرم میکند . گرچه این تصویر اشتباه است و نشات از عدم اطمینان به خودم و باورم نشات میگرد و چیزی غیراز این باشد ناخودگاه فکر میکنم که نتیجه نمیگیرم . 

      دلایل منطقی و احساسی خود برای مقابله با بهانه ها را شرح دهید.

      خب من دوره ورود به سرزمین لاغرها را طی کردم و قطعا نگرش من خیلی با قدیمم فرق کرده . یک بخشی از مسیر اگاهیه و لی بخش مهمترش عمل به اون اگاهیه . مثلا ما میدونیم دروغ بده و عواقبی داره ولی تغییری نمیکنیم و با توجه به اینکه میدونیم دروغ بده ، دروغ را انجام میدیم . بخش اول تغییر درک چاقی هست بخش دوم تحلیل و شناسایی موانع و درکی که از درونم باید بیاد و بخش سوم که نتیجه را نشان میده و قطعا براساس بینش جدیدم تمایلات جدیدی در من ایجاد میشه ، تصمیماتی همسو با لاغر شدنم که مساوی بالذته میگیرم . این یک رونده و متفاوت از رژیمه . من باید به خودم زمان بدم که موانع چاقی را پاک کنم . همین که پاک بشن ، من متناسب میشم . چون پیش فرض همه ی انسان ها و گونه ها تناسبه . پس تصور خودم از خودم و توانایی هام و احساس لیاقتم و باورهای همه و همه در هم شکسته و بیرون بریزه . من متناسب میشم اگر تصمیم بگیرم با اگاهی جدیدم عمل کنم و در عمل به این اگاهی جدید باید استمرار داشته باشم و رفته رفته بخشی از ناخوداگاهم میشه . 

      منهر خوردنی به غیر از احساس سیری را شناسایی کردم و اگاهی یافتم ، هرخوردنی به غیر از این نیت = فرمول چاقیست . این اگاهی و درکه . پس من به غیر از این نیت بخوام بخورم ، دلیلش رو شناسایی میکنم و با بررسی کردن و جایگذاری رفتاری جدید که همسو با لاغریه ، میتونم عادتی همسو با لاغری ایجاد کنم . این محدودیت نیست . تربیت خودم و خیلی از واکنشهای ذهنمون درست نیست و میتونه خوردن که یک رفتار طبیعیه در جای درست خودش که همان احساس سیریه ، لذت در خوردن را نشان بده بدون محدودیت در خوردن چیزی . و من تجربه کردم چیزی که چرب وچیلیه یا مثلا یک میوه ، اون چیز چرب و چیلی شاید با دوقاشق سیرم کنه و میوه که حجم بزرگتریه با دو عدد میوه ! پس بدن ما هوشمنده و اطمینان به بدنمون که بخشی از ماست ، میتونه فرایند رو برای ما جذاب و اسون بکنه . 

      و من رفتارهایی را شناسایی کردم ، مثلا وقتی استراحت میکردم ، پاداش خوردنی به خودم میدادم یا وقتی عصبانی یا جس بد داشتم ،تند تند میخوردم یا فقط میخوردم که حالم بهتر شه . مثلا پیاده روی یا تکنیک تنفس را جایگذاری کردم . این به لذت خوردن مربوط نبود ،بلکه عادتی بودکه باعادت دیگر تغییرش دادم . همین تغییر در رفتارهای کوچک ، باعث ایجاد شرایط جسمی ما میشه . 

      من هم گهگاهی انرژی ندارم و ذهنم مرور میکنه به خاطراتی که همیشه در حس حسرت و ارزوی لاغری بودم و این انگیزه ی من در ادامه تاثیر میگذارد . من برای مقابله با خاطرات گذشته ، یک فایل رندم که سیو کردم و حالم را خوب میکند پلی میکنم و به راحتی در مسیر قرار میگیرم . 

      از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

      خب پاسخ به این سوالات خودش در جهت شناسایی این بهانه هاست که ما بعد از شناسایی تحلیلش میکنیم و توضیح منطقی در جهت رفع اون یا راه حلی براش ارئه میدیم و سعی میکنیم براساس نتیجه مون یا جایگذاری رفتار جدیدم وقتی در اون شرایط قرار گرفتم انجام بدم 

      مثلا بهانه ی ذهنی : من نمیتونم گرسنگی و سیری را تشخیص بدم . 

      توضیح منطقی : علتش اینه که چون ما همیشه در حال خوردنیم ، به طبع سیر هستیم و غذا بالای معده قرار داره و زمانی میخوریم که سیریم . درحالی که فرد لاغر زمانی که احساس خالی بودن و ضعف در معده داره و غذا پایین معده ست ، اقدام به خوردن میکنه . 

      راه حل : برای تجربه ی احساس سیری و گرسنگی ، لازمه که اجازه بدیم معده مون خالی بشه و از این به بعد اون سیگنال ضعف و خالی بودن را حس کردیم ، اقدام به خوردن کنیم نه برای اینکه چون الان وقت غذاست یا وووای ، شیرینیه مورد علاقمه . 

      مرحله ی اخر  : همین راه حل را عملی کنیم و سعی کنیم زندگیش کنیم . 

      به نظرم لیست بهانه ها مثلا روزی سه تا یا یکی یا هرچیری که به ذهن ما در مسیر میاد و این حس میاد به ما که نمیتونیم ، ثبتش کنیم و درمرحله ی دوم تحلیلش کنیم و در مرحله ی سوم بعد از درکش راه حل بدیم و در اخر اجراییش کنیم . پس بعد از شناسایی میتونیم هرروز یک تایمی جهت تحلیل یک بهانه و راه حلی جهت برطرف ان یا جایگزینی با باور درست و عمل براساس اون اقدام کنیم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه الی
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۲ ۱۹:۲۱
      مدت عضویت: 407 روز
      امتیاز کاربر: 12410 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 163 کلمه

      سلام بر استادروشن و همراهان مسیر لاغری 

      من قبلا با ۱۲ گام دوره لاغری ۹ کیلو کاهش وزن داشتم و خیلی خوشحال هستم و بودم تا زمانیکه من باردار شدم و درطول بارداری کلا همه چیز یادم رفت و ۱۰ کیلو اضافه شدم من لاغر نمی‌شدم و بعد زایمان همون عدد مونده بودم تا اینکه فهمیدم باور غلط باعث چاقی میشه من باور داشتم ک اگ کمتر غذا بخورم شیرم کم میشه اما ربطی نداشت و اینکه باور داشتم من ب مامانم رفتم چاقم یا چاقی ژنتیکی هست یا باور کم تحرکی باعث چاقیه یا غذا ها باعث چاقی میشن و….دلیل بهونه های زیاد   اما الان من ب وزن قبل بارداریم برگشتم و همش میگم من خود ب خود لاغر میشم لاغری و چاقی هردو راحته فقط باید خودمون بخواهیم تو همین مدت کوتاه ریزه خواری و پرخوری من از بین رفته ولی هنوزم باید رو خودم کار کنم تا و دنبال دلایلی برای لاغری هستم و میدونم ک طبیعت انسان متعادل بودنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمد فرح
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۲ ۱۰:۵۴
      مدت عضویت: 566 روز
      امتیاز کاربر: 5580 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 271 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان 

      سلام و درود بی‌پایان خدمت استاد عطارروشن عزیز و همه همراهان گرامی

      خدا رو سپاسگزارم بابت این دوره و این فایل عالی

      بهانه های من برای لاغر نشدن:

      ۱- موضوع ژنتیک و ارثی بودن 

      خوب این یک بهانه است و خیلی از افراد چاق هستند که خانواده های لاغر و متناسبی دارند.

      ۲- موضوع شغل و کار پشت میزی

      این هم یک بهانه بی اساس است و همین طور که شما گفتید، هم خود شما و هم خیلی افراد دیگر شغل آنها پشت میزی هست ولی لاغر و متناسب هستند.

      ۳- انجام کارهای اداری 

      خوب این هم یک بهانه بی‌مورد هست، چرا که معمولا اغلب افراد، بالاخره کاره اداری را به نوعی انجام می‌دهند؛ ولی چاق و دارای اضافه وزن نیستند.

      ۴- بحث سوخت و ساز بدن

      این موضوع هم کاملا بی پایه و اساس است چون اصلا من تستی در این زمینه ندادم و این موضوع ربطی به چاقی و لاغری ندارد.

      ۵- مقدار خواب و یا زمان خواب و بیداری

      این یک بهانه بسیار مهم ذهن افراد چاق و البته خود من هست.

      همان طور که فرمودید هم شما و هم بسیاری از افراد متناسب هستند که مقدار خواب و زمان بیداری متفاوتی دارند.

      پس مقدار خواب و زمان خواب و زمان بیدار شدن هم هیچ ارتباط به چاقی و یا لاغری جسم و بدن ما ندارد. 

      تمام بهانه های دیگر هم (ساعات غذا خوردن، نوع غذا و یا میزان تحرک و یا ورزش کردن) اصلا قابل قبول نیست. و من تعهد میدهم تمامی این بهانه ها رو کنار میگذارم و با شور و شوق و انگیزه بالا به سمت لاغری و تناسب اندام حرکت می‌کنم.

      باز هم از شما استاد گرامی بابت این فایل عالی تشکر و قدردانی می‌کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار خدیجه علیزاده
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۰ ۲۰:۳۴
      مدت عضویت: 487 روز
      امتیاز کاربر: 18490 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 290 کلمه

      با عرض سلام ادب و احترام  اولویت من در زندگی احساس خوب داشتن و ماندن در این احساس هست. 

      گام دوم از صد گام اول اینکه اعتراف میکنم که کار م اشتباه بود که بعد از ۶۷روز صد گام را شروع کردم ولی اشکال نداره باورهای من خیلی قوی شدن و خیلی تغییر کردن و استمرار بیشتری خواهم داشت در این راه

      بهانه های بسیار زیادی برای اضافه وزن خودم داشتم و شاید هنوز در لابلای ذهنم مخفی باشند که باید تغییر شون بدم بهانه هایی که داشتم را برای خودم مانع کرده بودم و اصلا نمیذاشت من به متناسب شدن فکر کنم. 

      کم کاری تیرویید خوردن قرص برای پا درد برای اعصاب کم تحرکی زایمان سوخت و ساز پایین چند نمونه از بهانه های منطقی من بودن و الان میفهمم که بسیار هم بی منطق بودن ما باید بخاطر اضافه وزن خودمان را محدود نکنیم کاری که خیلی ها انجام میدن باید حسمون خوب باشه حس خوب یک نمونه شکرگذاری هست . ذهن ما به چاقی عادت کرده است با باورها و رفتارهای نادرست ما باید ذهنمان را به شادی عادت بدیم تا همیشه شاد باشیم و حالمون خوب باشه خودمون رو درگیر گذشته و اینده نکنیم در لحظه حال زندگی کنیم. به اندازه ای که ما به این روش لاغری با کنترل ذهن اطمینان دارم جواب خواهیم گرفت هر چه مطمعن تر باشیم زودتر جواب می گیریم نباید هر چیزی را سریع بپذیریم انسان ها عادت کرده اند بدون تحقیق و دلیل منطقی هر چیزی را قبول کنند مثل قبول کردن بهانه های ما برای اضافه وزن خودمون و این بهانه ها شدن باور من در این مسیر ادامه خواهم داد با استمرار و تکرار و تمرین باور هایم را تغییر خواهم داد به امید روزهای شاد و پر از سرزندگی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۵ ۰۰:۲۴
      مدت عضویت: 573 روز
      امتیاز کاربر: 19725 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      سلام ادمهای چاق همیشه یک بهانه دارن که دنبال هدفشون نرن چاقی روبهانه میکنن که سرکارنرن یا کارهای مربوط به زندگیشونورهاکنن واززندگی لدت نمیبرن وهمیشع افکاردرگیراطرافیانه وهمین‌مانع پیشرفت میشه تمام افکارماازمغزشکل میگیره وهمین مغزدستورپرخوری رومیده ومابایدروافکارکارکنیم و نبایدبانبودامکانات کافی خودمونوازخیلی چیزامنع کرد ازهمون داشته ها بایدلذت برد وهمیشه فکرمیکردیم چاقی ما ازارث وژنتیک بوده ولی همه اینا افکاراشتباه بودچاقی برمیگرده به فرمول اشتباه مغزی یازیادخوابیدن رونبایدبگیم باعث چاقی میشه یاکم تحرکی وعادت کردن به چاقی درروش لاغری دهنی باید مغزروازچاقی پاک کردیاهمون فکرچاقی روپاک کرد یابگیم سوخت وسازبدن پایین این فکرکاملا اشتباهه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم