🔙 اگه هنوز جلسه اول: انتخاب تصویر ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول اونو کامل کنی تا این جلسه برات کاملتر جا بیفته.
تا حالا چند بار با شوق زیاد آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی، حس کردی سبک شدی، لاغر شدی، حتی ذوق داشتی لباسهای قدیمیت رو امتحان کنی… 👗✨
اما بعد از یه مدت همهچی سرد شد، اون حس قشنگ پر کشید… چرا؟
چون تصویر ذهنیات فقط توی ذهن خودآگاهت ساخته شده بود و هیچ انتقالی به ناخودآگاهت انجام نشده بود. 🧠🚫
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه همون مرحله طلاییه که اگه جا بمونه، همه اون احساسهای خوب اولیه، فقط یه تجربه گذرا میشن نه یه تغییر واقعی…
✨ چرا لاغر نمیشیم؟ چون تصویر ذهنی، مسیر درست رو نرفته…
تا حالا چند بار با کلی شوق و انگیزه، آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی؟
حس کردی سبک شدی، چهرهات تغییر کرده، لباسهات اندازهت شدن، حتی توی ذهنت جشن گرفتی! 🥳👗
این حس خوب واقعیه، چون ذهن خودآگاهت تازه تصویر لاغری ذهنی رو ساخته و باهاش حال میکنه…
اما چند هفته بعد چی میشه؟ چرا دیگه اون اشتیاق رو نداری؟ چرا انگار مسیر لاغریت یهو ایست میکنه؟ 😕
پاسخ در یک نکته ساده ولی کلیدیه:
تصویر ذهنی تو فقط در ذهن خودآگاهت مونده؛ و هنوز انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفتاده!
وقتی این انتقال انجام نشه، ذهن خودآگاه که با هیجان، تازگی و احساسات لحظهای کار میکنه، خسته میشه… و ذوق ادامه دادن کمکم محو میشه. 🔄🕯️
اما ذهن ناخودآگاه قانون متفاوتی داره:

ناخودآگاه فقط با تکرار قانع میشه! اون چیزی رو قبول میکنه که بارها دیده، بارها شنیده، و بارها تجسم شده باشه.
پس اگه تصویر لاغری ذهنی فقط یه حس موقتی باشه و انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفته، تغییری هم در بدنت ایجاد نمیشه.
اما زمانی که این انتقال بهدرستی انجام بشه، یعنی تصویر ذهنی به ناخودآگاه برسه، مسیر لاغری تو مثل یه قطار روی ریل میافته 🚆
بدون نیاز به فشار، بدون نیاز به انگیزه لحظهای… ذهن ناخودآگاه خودش همهچی رو پیش میبره، چون حالا برنامه جدید رو پذیرفته.
🧠 از اونجایی که ذهن انسان ویژگی فیزیکی نداره، نمیتونیم با رژیم یا ورزش تصویر ذهنی بسازیم یا انتقالش بدیم.
تنها راه انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه، از طریق تمرین ذهنی، تکرار و تصویرسازی درست انجام میشه. ✨
و دقیقاً برای همینه که آموزشهای لاغری ذهنی اگر بدون تمرکز روی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه انجام بشه، فقط یه تجربه هیجانی زودگذر میشن.
اما وقتی این تصویر به ناخودآگاه منتقل بشه، بدن هم خودش باهاش هماهنگ میشه… کمکم، بیصدا، ولی واقعی و موندگار 🌱

🧠 ذهن خودآگاه و ناخودآگاه؛ دوتا دنیا با دو زبان مختلف!
اگه بخوای انتقال تصویر ذهنی به ناخودأگاهت برای لاغری واقعاً توی وجودت جا بیفته، باید بدونی داری با کدوم بخش از ذهنت کار میکنی.
ذهن ما دو تا بخش داره:
یکی ذهن خودآگاه که باهاش فکر میکنی، تصمیم میگیری، انگیزه میگیری… و یکی ذهن ناخودآگاه که بیسروصدا همه رفتارهای ناخودآگاه ما رو میسازه! 🎯
ذهن خودآگاه مثل یه مدیر پرانرژیه که صبح تا شب تصمیم میگیره، ولی ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اجراییه که فقط به چیزهایی واکنش نشون میده که بارها تکرار شدن.
مثلاً اون لحظههایی که بیهوا سراغ یخچال میری یا ناگهانی وسوسه میشی چیزی بخوری 🍩… اینا تصمیمهای ناخودآگاهتن!
پس اگه فقط با انگیزه و شور و شوق اولیه تصویرسازی کنی، ذهنت ممکنه چند روزی همراهی کنه، اما به محض کم شدن هیجان، همهچی خاموش میشه…
💡 ولی وقتی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق بیفته، دیگه نیازی به انگیزه و انرژی لحظهای نداری؛ ذهن ناخودآگاه خودش همهچیز رو ادامه میده، چون وارد برنامه اصلیش شدهای!
انتقال تصویر لاغری ذهنی به ناخودآگاه:
👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه سوم: قدرت تخیل لاغری.
✅ ۷ قدم ساده و طلایی برای انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه
اگه بخوای لاغری برات تبدیل به یه مسیر ماندگار بشه، باید کاری کنی که ذهن ناخودآگاهت هم توی این سفر همراهت باشه. نه فقط برای چند روز، بلکه برای همیشه!
تو این قسمت قراره انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه رو قدمبهقدم یاد بگیریم که مثل یه پل، تصویر ذهنی تو رو از ذهن خودآگاه 🎨 به ذهن ناخودآگاه 🧠 منتقل میکنه. آمادهای؟ 😌

چند دقیقه قبل از خواب، بدن و ذهن در آرامترین حالت ممکن قرار دارن. این همون لحظه جادویی برای ارتباط با ناخودآگاهه ✨
پس هر شب قبل از خواب، چشمهات رو ببند، نفس عمیق بکش… و تصویر بدنی که عاشقشی رو توی ذهنت بیار. مثل فیلمی که داری با عشق تماشا میکنی 🎬
یه عکس از اندامی که دوستش داری انتخاب کن؛ نه برای مقایسه، بلکه برای جهتدهی به ذهن.
چند بار در روز نگاهش کن، بذار جزئیاتش بره توی حافظه تصویریت. هر چی شفافتر، بهتر!
تو تمرینهای قبلی، شرحی از اندام متناسبت نوشتی. الان وقتشه که اونا رو با دقت بخونی، حسشون کنی، انگار که همین الان داری اون بدن رو زندگی میکنی.
وقتی شب میخوابی و آماده تمرین میشی، نوشتههات و تصویر انتخابیت رو با هم ترکیب کن.
بدن جدیدت رو با همون حس و حالی که توی نوشتههات هست، تجسم کن. مثلاً تصور کن با اون اندام داری راه میری، لباس مورد علاقهتو پوشیدی، راحت نفس میکشی… 😍
شاید اولش تصویر شفاف نباشه یا تمرکزت کم باشه، ولی این کاملاً طبیعیه!
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه با تکرار شکل میگیره، نه با تلاش لحظهای. مثل بذری که کاشتی و نیاز به آفتاب و آب داره، فقط با استمرار رشد میکنه 🌱
کلید طلایی ورود به ناخودآگاه تکراره.
هر شب این تصویرسازی رو تکرار کن. حتی اگه حس نداری، حتی اگه خستهای. هر بار یه آجر کوچیک توی ذهن ناخودآگاهت میذاری… و بالاخره ساختمون کامل میشه 🧱🏛️
صبح بعد از تمرین، یه خط، فقط یه خط از حس شب قبلت رو بنویس.
این نوشتن مثل پین کردن تمرین شبانهته توی ذهن خودآگاهه و کمک میکنه مسیر ارتباط این دو بخش تقویت بشه ✍️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.47 از 130 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام به استاد عزیز وهمه دوستان سایت تناسب اندام
استاد واقعا لذت بردم از این قسمت خیلی به زبان ساده وقابل فهم توضیح دادید
من فهمیدم که ذهن ما دو قسمت داره خود آگاه ناخودآگاه
ذهن خود آگاه واکنش لحظه ای داره همانطور که استاد گفتند خود شیطان وقتی ما در مسیر لاغری هستیم مدام به ما میگه تو نمیتونی وتمام تلاشش را میکنه ما را نا امید و دلسرد کنه
ذهن ناخودآگاه (افکاری که زیاد مرور شده یا بهش فکر میکنیم اون فکر وارد ذهن ناخود آگاهمون میشه ودر زندگی ما به واقعیت تبدیل میشه)
تا الان در ذهن ناخود آگاهمون اطلاعات چاقی وارد کردیم برای همین است که هیچ وقت به لاغری دائمی نرسیدیم آلن وقتش رسیده که اطلاعات لاغری را به ذهن ناخود آگاهمون وارد کنیم تا بتونیم لاغری پایدار داشته باشیم همانطور که استاد گفتند تصویری که انتخاب کردیم 5دقیقه قبل از خواب بهش فکر کنیم استمرار در این کار باعث میشه تصاویر متناسب به ذهن ناخود آگاهمون بدیم همچنین مرور سوالهایی که در جلسه اول نوشتیم خواندن نطرات دوستان در روند سریع این کار به ما کمک میکند
من قبل از خواب با تصویری که انتخاب کرده بودم تصویر سازی کردم خیلی حس خوبی داشتم پر از انرژی وامید بودم من باور دارم که میتونم متناسب بشم
نشان های دریافت شده
دور روز هنگام تصویر سازی خوابم میبره و هیچی یادم نمیاداما امروز تو تصویر سازی خیلی بهتر تونستم تصویر سازی کنم واین تصویر سازی ها باعث شده ک این لباس جلو چشمم باشه وموقعی ک تصویر سازی رو مینویسم خیلی بهتر حسش میکنم تا اینک حسمو بندم وتصویر سازی کنم تصویر سازی امروز من مانتو سبزمو پوشیدم پیراهنمو گذاشتم زیرشلوارم شکم صاف وقتی تو اینه نگا میکنم غرق لذت میشم چقدرخوشتیپم خدایا چقدر ریزه میزه شدم خدایا قراره امروز برم مرند سوار ماشین شدم الان تو ماشینم دارم بیرون نگا میکنم من عاشق مسیر مرند هستم پر از سگفتی وزیبایی هس با لبخند روی لبم و احساس خوب دارم میرم با اعتماد بنفس با حس عالی رسیدم در رو زدیم پسرعموم اومد درو باز کنه سلام علیک کردم و گف اینک کیه و من خندیدم و گف خیلی عوض شدی نمیشه شناختت فریبا رفتیم با همه سلام علیک کردیم زنعمو گف ماشالله فریبا چقدر لاغر شدی لاغری خوبه خوب شد بعدش ک چایی ک میخوردم دیدم زن پسرعمومهام باهم حرف میزندد وبعد ب من گف ف یبا چیکارکردی خیلی خوب لاغر شدی خیلی قشنگ شدی گف چ رژیمی گرفتی منم گفتن رزیم نگرفتم و گف اهان قرص خور دی گفتم ن اصلا من ن رزیم ن ورزش ن دارو استفاده نکردم همینجوری لاغر شدم همه اینها ر ورها کردم لاغر شدم و گف خیلی خوب شدی هر راهی میری ادامه بده من عرق نشاط بودم از این ک ب این راحتی نشستم ک راحتم .اومدم خونه وعنیشه قبلا خسته میشدم از این لباسهای مجلسی ولی الان اونقدر راحتم توشون کراحساس نشاط میکنم
نشان های دریافت شده
سلام از مریمی که دو هفته است عضو سایته
باورم نمیشه که دیگه حریص نیستم توی مغازه از همه ی خوراکی ها ور نمیدارم هول نیستم چون میدونم نعمت خدا همیشه هست هروقت بخوام میتونم تهیه کنم به لطف خدا
دوره ورود به ذهن ناخودآگاه قسمت دوم🌻
سلام: در ادامه توضیحات قبلی مبنی بر چگونگی انتقال اطلاعات ذخیره شده از ذهن خودآگاه به ذهن ناخودآگاه
همانطور که از گفته های استاد عطارروشن آموختم، ذهن ناخودآگاه برمبنای ذوق و شوق و هیجان کار نمیکنه و فقط اطلاعات ثبت شده در ناخوداگاه رو تکرار میکنه.
ذهن ناخودآگاه که همون بخش الهی و خالق ماست، خوشبختانه به افکار لحظه ای و زودگذر ما واکنش نشون نمیده، وگرنه با این حجم از افکار منفی (بدردنخور) حتما تا حالا بلایی سرخودمون آورده بودیم،ذهن ناخودآگاه صبر میکنه. خوب و بد نمیکنه، خیروصلاح مارو در نظر نمیگیره، فقط وقتی افکار در طولانی مدت تکرار و تکرار بشه، انتظار شکل میگیره و دستور خلق صادر میشه و تبدیل میشه به واقعیت.
فکرهای چاق کننده ی همه ی ما خودبخود به وجود نیآمدن، به وسیله اطلاعاتی که از اطراف گرفتیم ایجاد شدن، اطلاعات وارد شده به خودآگاه و در اثر تکرار به انتظار و بعد زمین و زمان به هم رسیدن تا مارو به خواسته مون رسوندن😔
هر زمان دستور خلق صادر بشه و خداوند موجود شدن رو صلاح بدونه، موجود میشه.
بعداز سالها تکرار و ترس از چاقی وافکار چاق کننده و دیدن و لمس چاقی و احساس بد، وارد قسمت موجود شدن شده ذهن ناخودآگاه دستور داده و به حقیقت پیوسته و اضافه وزن بیشتر موجود شده.
حال میخواهیم لاغر شدن رو به ذهن ناخودآگاه وارد کنیم تا ذهن ناخودآگاه دستور موجود شدن بده، لاغری موجود بشه😊 اونوقته که لاغری در جسممون نمایان بشه و به لطف پرودگار هیچ چیزی نمیتونه جلوی لاغر شدنمون رو بگیره و به خواست قلبیمون خواهیم رسید🤍🕊✨️
بخش دوم از قسمت دوم دوره ورود به ذهن ناخودآگاه
سلام بر استاد گرامی
من دیشب قبل از خواب تا لحظه ای که خوابم برد بارها تمرینها رو تکرار کردم و شب هم که یهو بیدار میشدم و صبح ناخودآگاه باز تصویر میومد جلوی چشمم و این اتفاق حس خوبی بهم میداد انگار که واقعا من الان در چنین اندامی هستم
سلام به استاد عطارروشن و دوستان هم مسیرم.
قسمت دوم از دوره ورود به ذهن ناخودآگاه
ما با اموختن این دوره میخواهیم دروازه ذهن ناخودآگامون رو باز و بصورت دستی یکسری اطلاعات رو وارد ذهن ناخودآگاهمون کنیم.
تا بتونیم منطق لاغری رو ایجاد وپررنگ ،و منطق چاقی رو محو وکمرنگ کنیم.
ذهن ناخودآگاه اصل رو از بدل تشخیص نمیده. ما از طریق تصویر دلخواهی که انتخاب کردیم، و پاسخ به سوالهای مربوط به تصویر ذهنی از یک جسم متناسب و احساس رضایت از آن و باور کردن اینکه میتوانیم لاغر بشویم امید و احساس خوب ایجاد کردیم.
چطور؟
ذهنمون رو متقاعد میکنیم و با تداوم و تکرار باعث میشیم، این افکار وارد ذهن ناخودآگامون بشود و تبدیل به واقعیت زندگیمون شود. از اونجایی که ذهن ناخوداگاهمون زمان رو نمیفهمه و متوجه گذشته، حال و آینده نمیشه ، درک نمیکنه که ما در حال حاضر در شرایط دلخواهمون هستیم یا نیستیم.
دریافت هارو در زمان حال درک و پردازش میکنه.
حال باید منطق رو از اطلاعات ، احساسات و تصوراتمون حذف کنیم.
ما میخواهیم تصویر انتخابی رو به همراه شرح تصویر ذهنی به ذهن ناخودآگاه بفرستیم.
فقط کافیه مقداری ذهن خودآگاه و ناخودآگاه رو بشناسیم و اطلاعاتی راجع به عملکردشون داشته باشیم.
ذهن آگاه: ذهن منطقی ماست و میخواد به راحتترین شکل بقای ما رو حفظ کنه، همون صدائیست که همیشه در سر ما در حال نجواست (اینکارو بکن، اونکارو نکن و از تغییر و کار سخت خوشش نمیاد، مارو میترسونه و میخواد همینطور که هستیم باقی بمونیم) اطلاعاتش رو از پیرامون بدست میاره ،از راه شنیده ها، دیده ها و تجارب هرچند موفق یا ناموفق.
درمورد بیماریها، حوادث ، چاقی در ما ترس ایجاد کرده، در مورد خوراکیها هشدار داده، و …کلا تبحّر عجیبی در مورد سازِ مخالف زدن داره😃
ذهن ناخودآگاه: ذهن ناخودآگاه خالق و تعیین کننده ی سرنوشت ما ست!
اطلاعاتش رو از بخش خودآگاه و زمانی که افکار بارها و بارها و بارها تکرار میشن و به ذهن ناخودآگاه منتقل و قابل دسترسی میشن بدست میاره ، در این قسمت از ذهن ثبت شده و به عمل و واقعیت تبدیل میشن.
خوشبختانه ذهن ناخودآگاه خیلی سریع به اطلاعات وارد شده، واکنش نشون نمیده.
همزمان با انتقال افکار به این بخش قدرتمند ذهن ما هیچ نیرویی نمیتونه جلوی اون رو بگیره ناخودآگاه ذهن ما، صبر میکنه و افکار بصورت انتظار در می آن و بعداز بارها و بارها تکرار شدن، دستور خلق شدن صادر شده و به واقعیت تبدیل میشن و در جسم و زندگی ما نمود پیدا میکنه.
بخش اول از قسمت دوم✨️
نشان های دریافت شده
سلام بر سهیلای عزیز
خیلی خیلی ممنون از این کامنت جامع و کامل شما، انگار یک بار دیگه درس را گوش کردیم، برم قسمت دوم را بخوانم و استفاده کنم. 🥰
این بار آنقدر مطلب عمیق بود که من هنوز نتونستم کامنت جامع از دوره را بذارم. ولی شما معلومه مطلب را خیلی عمیق یاد گرفتین.
نشان های دریافت شده
با سلام
این وویس برای من خیلی آگاهی دهنده بود .
از میزان باور پذیری ما به خواسته گرفته تا ذهن صحبت کن که همیشه راهنمای من در خلق اطلاعاتی بوده که من اجازه ی ورود به ذهن ناخوداگاهم دادم . شیطان از نظر من عوامل بیرونی هستند . افرادی که از بی اطلاعی ما از قدرت ذهن افراد استفاده میکنند و سرنوشت یک کشور رقم میخوره . در هر وسعتی به این مساله میشه نگاه کرد و زمانی همه چیز تغییر میکنه که ما بدانیم هرلحظه خالق هستیم . چند درصد فکر ما مربوط به گذشته ست ؟ بچه بودیم چطور بود ؟ ما زمان حال را فراموش کردیم . یا در رویای اینده میخوابیم که هنوز فرمولهای آن را در ذهنمون ایجاد نکردیم . یا اطلاعاتی که که در ما درونی سازی شده و ما از قدرت خودمون جهت خلق خواسته های دیگران به کار میبریم . به نظرم زمان خوبیه که اینبار قدرت ذهنمون با اگاهی درک کنیم تا بتونیم از ذهن خودمون برای خلق زندگی بهتر بهره ببریم و چه خوبه که اول از لاغری استفاده کنیم . چون جسم ما خانه ی ماست و تجربیات ما را میسازه و ما خالقانی هستیم که از قدرت خودمون خبر نداریم واجازه دادیم اطلاعاتی در ذهن ما نهادینه بشه که خلق زندگی بهتر را از ما بگیرد و من دوست دارم تجربه کنم نه اینکه لاغر نمیشم یا لاغری امکان نداره . من روش های بیرونی رفتم و میدانم چطور وزن کم میکند ، ولی نمیدانم چطور نگه دارم ! پس لاغری وجود دارد و مانعی از درون مانع ایجاد تصویر ما به لاغری میشود . چون باورهای زیادی از جنس چاقی دریافت کردیم و پذیرفتیم و هرکدام مانعی برای میزان باورپذیری ما در بودن در ان وضعیت میشود .
لاغری همیشه اولین خواسته و ارزوی من بوده ولی بدون انکه بدانم چاقی در ذهن من نهادینه شده و تصویر ذهنیم رو انتخاب کردم . تصویر ذهنی من ، چیزی نیست که ذهن منطق من اون رو در دسترس تر میداند ، تصویری است که تمام وجود من انگار به ان تمایل دارد و هر تصویری با تصویر فرد دیگر متفاوت است و من احساس میکنم چیزهایی را دردرون میدانم که به واسطه ی ذهن خوداگاهم که محدود کننده ی خوبیست ، توجه نکردم . ایده ی تصویر هم از اون حسیه که تمایل دارد ولی ذهن خوداگاه من به واسطه ی اطلاعات ما که نهادینه شده ، محدود میشود ، چون ما تجربه کنندگان خوبی در مورد چاقی بودیم . اینکه چطوری از بدو تولد من چاقی را یاد گرفتم ، معلم و راهنمای خوبی برای دیدن مسیرم به لاغری داده است . مسیری که نیاز به تلاش اگاهانه من برای ماندن در ان وضعیت ندارد ! وجود دارد ولی فرمولهای من مانع ایجاد آن میشود . پس ایجاد تصویر و باور پذیری مهمترین و اولین قدم است ولی باورهایی هستند که در ذهن خوداگاه ما که به واسطه ی ما در گذشته نهادینه شده اند ، اینبار به دست ما هم باید کنار زده شوند . تنها راه لاغری و لاغر موندن بدون هیچ زحمتی همین است . خیلی راحت میتوانیم تفاوت این فرمول ها را درک کنیم . از یک فرد لاغر بپرسیم چه حسی به لاغری اسانترین کار دنیاست دارد ، به راحتی میگوید ، زحمتی ندارد و همیشه اینطور است ! ولی از ذهن من پرسیده شود ، به واسطه ی تجربیاتش در ماندن در ان وضعیت و باورهایی که به چاق ماندن قدرت داده باعث شده بگویم ، سختترین کار دنیاست ! همین پاسخ ساده از دو ادم با جسم متفاوت میتوان ، از پشت پرده ی احساس او نسبت به جسم لاغر دانست .
من استفاده از تصویر ذهنی برای رشته م ندانسته استفاده کردم و دقیقا همان دانشگاهی هم که تصور می کردم پذیرش گرفتم بدون انکه اگاهانه انتخاب کنم و اصلا رویای من فراموش شده بود، و تصویر ذهنیم که اگاهانه انجام میدادم رو فراموش کرده بودم ،حالا چطور به ذهن ناخوداگاهم نفوذ کرده بود ،منم نمیدانم ! , ولی میدانم به واسطه ی باورهایی که در نسبت به ان زمینه داشتم قطعا باورهای همسوی زیادی باتوجه به شرایط و الگوهایی که ناخوداگاه از شرایط زندگیم گرفته بودم که میزان باورپذیر بودن خواسته م برای ناخوداگاهم بالاتر بود .
برای مساله ی لاغری ،بمباران شدیم ! این قدر در معرض حرفها و باورهای رسانه ها و اطرافیان قرار گرفتیم که افراد متناسب هم کم کم به سمت اضافه وزن دارند حرکت میکنند و من در اطرافیانم دیدم و باور مهم که واکنش ما به هرماده ی غذایی به ان چسبیده شده و در ما احساس ایجاد میکنه . ما با لیبل ان چاق میکند ، شاید استفاده میکنیم ولی باوری که به ان دارم ،مغز دستور آن را برای این اتفاق رقم میزند نه ان مواد غذایی . چون بدن و ذهن به حد کافی هوشمند هستند که از هر مواد غذایی برای سیر شدن به چه مقدار نیاز دارند ،میداند و ما فکر میکنیم ،باید اگاهانه باور کنیم . البته ساخته شدن کلی باور و مانع های ذهنیمون به خاطر اشتیاق ما برای زندگی در جسم همیشه لاغر داشتیم و ندانسته به واسطه ی این اشتیاق اطلاعات متفاوت و از جنس چاقی در ذهن ناخوداگاه نفوذ کردیم .ولی همین مساله هم میشه تغییر داد ، به شرطی که بخوایم تغییر کنیم و اینبار مسیر درستی رو پیش بریم .
پس قدم اول من خلق تناسب اندامم از روش ذهنم است .
من در دوره ی ورود به سرزمین لاغرهاهستم و بودن و استمرار در آن برایم حائز اهمیت است ،تمرینات عملی این دوره هم اضافه کردم که هم درک بهتری در مسیر داشته باشم و هم بتوانم خلقت تناسب اندامم را اگاهانه ردپاشو تجربه کنم .
کار عملی ← 4-5 دقیقه قبل خواب حس و حال و هوایی که در آن جسم هستم را به خودم شرح میدهم تا خوابم ببرد و صبح به محض بیدار شدن 3-4 دقیقه صرف یاداوری تصویرم و شرح احساسی که الان دارم میکنم .
اگر تجربه ی متفاوتی داشتم در دفتر تمرینم بهش اشاره میکنم .
باسپاس از اگاهی و درک امروز …
به نام خدای بی همتا
با سلام خدمت استاد عزیزم
من تمرین رو دوشب هست انجام میدم الهی شکر خیلی حالم بهتر شده اصلا تصویر از جلوی چشمم نمیره مرتب توی ذهنم هست و شب رو با آرامش میخوابم و صبح اصلا یادم نیست که چی فکر کردم و لی حالم خوبه انرژی خوبی دارم خداروشکر که اینجا هستم و حالم خوبه
سلام من شب اول انجام دادم زیاد درک نکردم ولی دیشب آنجام دادم واقعا صبح به محض بیدار شدن افکار که دیشب مرور کردم امد توی ذهنم هر قدر خواستم مثل روزهاي قبل به خوابم فکر کنم ببينم امشب چی ديدم نشد آخرش مجبور شدم همون افکاررو دنبال کنم بلند شدم میثاق نامه رو خوندم تمرین های هرروز رو انجام دادم ///از صبح هم چندبار به عکس روی گوشیم نگاه کردم و از خودم سؤالات رو پرسیدم که چرا فکر میکنم من به اين اندام میرسم چون واقعا من با رژیم چند بار به این اندام رسیدم الان هم چندتا عکس از اون موقع ها دارم ودیگه اینکه خيلي از دیدن این عکس لذت میبرم هم از چهری اون خانم هم از طرزلباس پوشیدنش هم قدش هم قد من ديده میشه توی عکس// من هرروز این فایل میام گوش میکنم حس خوبي بهم میده جمله هایی تویی فايل اگه وقت کردم این بار یه کم از جمله هاشو مینویسم چون من بانوشتن زودتر ارتباط برقرار میکنم تا گوش دادن توی هر چيزی تویی خیاطی هم اون اوایل فقط جمله های مهم رو یاد داشت میکردم الانم که هر چیزو زود یاد نگیرم میام مینویسم و برای خودم توضیح میدم درمورد خیاطی درمورد متناسب شدنم هم همین کاررو میکنم
باسلام من دوباره خواستم نظرم رو بنویسم آخه من از روزی که انجام میدم صبح که بیدار میشم اون عکس میاد جلوی چشمم وانگاری چیزی توی وجودم میگه تو به اون میرسی ممنونم