🔙 اگه هنوز جلسه اول: انتخاب تصویر ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول اونو کامل کنی تا این جلسه برات کاملتر جا بیفته.
تا حالا چند بار با شوق زیاد آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی، حس کردی سبک شدی، لاغر شدی، حتی ذوق داشتی لباسهای قدیمیت رو امتحان کنی… 👗✨
اما بعد از یه مدت همهچی سرد شد، اون حس قشنگ پر کشید… چرا؟
چون تصویر ذهنیات فقط توی ذهن خودآگاهت ساخته شده بود و هیچ انتقالی به ناخودآگاهت انجام نشده بود. 🧠🚫
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه همون مرحله طلاییه که اگه جا بمونه، همه اون احساسهای خوب اولیه، فقط یه تجربه گذرا میشن نه یه تغییر واقعی…
✨ چرا لاغر نمیشیم؟ چون تصویر ذهنی، مسیر درست رو نرفته…
تا حالا چند بار با کلی شوق و انگیزه، آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی؟
حس کردی سبک شدی، چهرهات تغییر کرده، لباسهات اندازهت شدن، حتی توی ذهنت جشن گرفتی! 🥳👗
این حس خوب واقعیه، چون ذهن خودآگاهت تازه تصویر لاغری ذهنی رو ساخته و باهاش حال میکنه…
اما چند هفته بعد چی میشه؟ چرا دیگه اون اشتیاق رو نداری؟ چرا انگار مسیر لاغریت یهو ایست میکنه؟ 😕
پاسخ در یک نکته ساده ولی کلیدیه:
تصویر ذهنی تو فقط در ذهن خودآگاهت مونده؛ و هنوز انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفتاده!
وقتی این انتقال انجام نشه، ذهن خودآگاه که با هیجان، تازگی و احساسات لحظهای کار میکنه، خسته میشه… و ذوق ادامه دادن کمکم محو میشه. 🔄🕯️
اما ذهن ناخودآگاه قانون متفاوتی داره:

ناخودآگاه فقط با تکرار قانع میشه! اون چیزی رو قبول میکنه که بارها دیده، بارها شنیده، و بارها تجسم شده باشه.
پس اگه تصویر لاغری ذهنی فقط یه حس موقتی باشه و انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفته، تغییری هم در بدنت ایجاد نمیشه.
اما زمانی که این انتقال بهدرستی انجام بشه، یعنی تصویر ذهنی به ناخودآگاه برسه، مسیر لاغری تو مثل یه قطار روی ریل میافته 🚆
بدون نیاز به فشار، بدون نیاز به انگیزه لحظهای… ذهن ناخودآگاه خودش همهچی رو پیش میبره، چون حالا برنامه جدید رو پذیرفته.
🧠 از اونجایی که ذهن انسان ویژگی فیزیکی نداره، نمیتونیم با رژیم یا ورزش تصویر ذهنی بسازیم یا انتقالش بدیم.
تنها راه انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه، از طریق تمرین ذهنی، تکرار و تصویرسازی درست انجام میشه. ✨
و دقیقاً برای همینه که آموزشهای لاغری ذهنی اگر بدون تمرکز روی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه انجام بشه، فقط یه تجربه هیجانی زودگذر میشن.
اما وقتی این تصویر به ناخودآگاه منتقل بشه، بدن هم خودش باهاش هماهنگ میشه… کمکم، بیصدا، ولی واقعی و موندگار 🌱

🧠 ذهن خودآگاه و ناخودآگاه؛ دوتا دنیا با دو زبان مختلف!
اگه بخوای انتقال تصویر ذهنی به ناخودأگاهت برای لاغری واقعاً توی وجودت جا بیفته، باید بدونی داری با کدوم بخش از ذهنت کار میکنی.
ذهن ما دو تا بخش داره:
یکی ذهن خودآگاه که باهاش فکر میکنی، تصمیم میگیری، انگیزه میگیری… و یکی ذهن ناخودآگاه که بیسروصدا همه رفتارهای ناخودآگاه ما رو میسازه! 🎯
ذهن خودآگاه مثل یه مدیر پرانرژیه که صبح تا شب تصمیم میگیره، ولی ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اجراییه که فقط به چیزهایی واکنش نشون میده که بارها تکرار شدن.
مثلاً اون لحظههایی که بیهوا سراغ یخچال میری یا ناگهانی وسوسه میشی چیزی بخوری 🍩… اینا تصمیمهای ناخودآگاهتن!
پس اگه فقط با انگیزه و شور و شوق اولیه تصویرسازی کنی، ذهنت ممکنه چند روزی همراهی کنه، اما به محض کم شدن هیجان، همهچی خاموش میشه…
💡 ولی وقتی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق بیفته، دیگه نیازی به انگیزه و انرژی لحظهای نداری؛ ذهن ناخودآگاه خودش همهچیز رو ادامه میده، چون وارد برنامه اصلیش شدهای!
انتقال تصویر لاغری ذهنی به ناخودآگاه:
👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه سوم: قدرت تخیل لاغری.
✅ ۷ قدم ساده و طلایی برای انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه
اگه بخوای لاغری برات تبدیل به یه مسیر ماندگار بشه، باید کاری کنی که ذهن ناخودآگاهت هم توی این سفر همراهت باشه. نه فقط برای چند روز، بلکه برای همیشه!
تو این قسمت قراره انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه رو قدمبهقدم یاد بگیریم که مثل یه پل، تصویر ذهنی تو رو از ذهن خودآگاه 🎨 به ذهن ناخودآگاه 🧠 منتقل میکنه. آمادهای؟ 😌

چند دقیقه قبل از خواب، بدن و ذهن در آرامترین حالت ممکن قرار دارن. این همون لحظه جادویی برای ارتباط با ناخودآگاهه ✨
پس هر شب قبل از خواب، چشمهات رو ببند، نفس عمیق بکش… و تصویر بدنی که عاشقشی رو توی ذهنت بیار. مثل فیلمی که داری با عشق تماشا میکنی 🎬
یه عکس از اندامی که دوستش داری انتخاب کن؛ نه برای مقایسه، بلکه برای جهتدهی به ذهن.
چند بار در روز نگاهش کن، بذار جزئیاتش بره توی حافظه تصویریت. هر چی شفافتر، بهتر!
تو تمرینهای قبلی، شرحی از اندام متناسبت نوشتی. الان وقتشه که اونا رو با دقت بخونی، حسشون کنی، انگار که همین الان داری اون بدن رو زندگی میکنی.
وقتی شب میخوابی و آماده تمرین میشی، نوشتههات و تصویر انتخابیت رو با هم ترکیب کن.
بدن جدیدت رو با همون حس و حالی که توی نوشتههات هست، تجسم کن. مثلاً تصور کن با اون اندام داری راه میری، لباس مورد علاقهتو پوشیدی، راحت نفس میکشی… 😍
شاید اولش تصویر شفاف نباشه یا تمرکزت کم باشه، ولی این کاملاً طبیعیه!
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه با تکرار شکل میگیره، نه با تلاش لحظهای. مثل بذری که کاشتی و نیاز به آفتاب و آب داره، فقط با استمرار رشد میکنه 🌱
کلید طلایی ورود به ناخودآگاه تکراره.
هر شب این تصویرسازی رو تکرار کن. حتی اگه حس نداری، حتی اگه خستهای. هر بار یه آجر کوچیک توی ذهن ناخودآگاهت میذاری… و بالاخره ساختمون کامل میشه 🧱🏛️
صبح بعد از تمرین، یه خط، فقط یه خط از حس شب قبلت رو بنویس.
این نوشتن مثل پین کردن تمرین شبانهته توی ذهن خودآگاهه و کمک میکنه مسیر ارتباط این دو بخش تقویت بشه ✍️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.47 از 130 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا و عرض سلام
جلسه دوم
از دوره ورود به ذهن ناخوداگاه
مصاحبه فرضی با استاد رضا عطار روشن درباره بارگزاری تصویر ذهنی متناسب …..
«««««»»»»»»»»
استاد سلام وقت بخیر … ممنون که وقت گذاشتید جهت پاسخ به چند سوال درباره تصویر ذهنی …
استاد : خواهش می کنم .ممنون که در جهت نشر آگاهی های تناسب فکری با من همکاری دارید .خوشحال میشم که به سوالاتی که مطرح می کنید پاسخ بدم …
استاد ممنون بفرمایید مهمترین دلیل لاغر نشدن افراد در استفاده از آموزشهای لاغری با ذهن چیست ؟؟
ببینید ایجاد نشدن یا انتقال پیدا نکردن تصویر لاغری ایجاد شده در ذهن خودآگاه به ذهن ناخودآگاه از مهمترین دلایل می تونه باشه ….
بارها در نوشته های دوستان به این موضوع اشاره شده که روزهای اول یا هفته های اول خیلی خوب تغییر کردم یا احساس لاغری داشتم ولی بعد از مدتی این احساس از بین رفت یا به اون شکل روند تغییرات من ادامه پیدا نکرد. حالا چرا این اتفاق میفته ؟
چون در هفته های اول به دلیل ایجاد شدن تصویر لاغری در ذهن خودآگاه، ذوق و شوق و انگیزه فرد افزایش پیدا می کنه و انتظار لاغری در وجود او شکل می گیره و به همین دلیل روند تغییرات خیلی زود شروع می شه اما از اونجا که نمی تونه تصویر ذهنی لاغری رو از ذهن خودآگاه به ناخودآگاه انتقال بده با عادی شدن آموزش های لاغری با ذهن برای ذهن خودآگاه یواش یواش ذوق و شوق و انگیزه ادامه دادن کم میشه و طبیعیه که روند تغییرات هم متوقف یا کند می شه ….
استاد چرا ؟ دلیل این توقف چیه ؟
چون ذهن ناخودآگاه بر مبنای ذوق و شوق و هیجان کار نمی کنه و فقط تکرار میکنه…. زمانی که شما تصویر لاغری ذهنی خودتون را به ناخودآگاه منتقل کنید روند متناسب شدن روی دور تکرار افتاده و به شکل عالی ادامه پیدا می کنه ناخودآگاه تحت تاثیر عوامل بیرونی و کاهش یا افزایش انگیزه و اشتیاق قرار نمی گیره …
استاد بفرمایید چرا برای بارگزای تصویر تناسب اندام ایده آل نمی تونیم از روش های فیزیکی مرسوم برای لاغری استفاده کنیم ؟؟
چون ذهن انسان شرایط و ویژگی های فیزیکی نداره برای همین خیلی مهمه که همزمان با استفاده از آموزشهای لاغری با ذهن نحوه ایجاداین تصویر متناسب ذهنی یاد بگیرید و همینطور نحوه انتقال این تصویر به ذهن ناخودآگاه رو بیاموزید در این مورد به سایت مراجعه کنید …
استاد ممنون از شما … اگر اجازه بفرمایید باز هم خدمت شما بیام چون این بحث جالب توجهی هست مایلم باز هم از شما وقت مصاحبه بگیرم …
استاد : خواهش می کنم مشکلی نیست …دراین جهت با پشتیبان هماهنگ کنید …
ممنونم …چشم …فعلا خدانگهدارتون …
استاد: خدانگهدار .
&&&&&&&&&&&&&&&&
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوست گرامی
واقعا خواندن متن و دیدگاهتون لذت بخش بود
آفرین بر شما
براتون بهترینها را آرزومندم
نشان های دریافت شده
سلام ممنونم از رهای عزیز از بازخوردهای مثبت شما انرژی میگیرم برای اینکه مصاحبههای بهتری رو ارائه بدم خدمت شما…. در درجه اول برای درک بیشتر از موضوعات آموزشی برای خودم این کارو انجام میدم و سپس دوستان عزیز و همچنین رضایت استاد گرامی….
مصاحبه دوم روهم بببنید … خیلی بهتر از مصاحبه قبلی شد…
ارادتمند شما شهربانو
نشان های دریافت شده
سلام و عشق به شهربانوی عزیزم خیلی خوشحالم که سلامتی و با حال و احساس خوب بازم برامون مینویسی شما استعداد خوبی در مصاحبه کردن دارید و همین مصاحبهٔ خیالی شما با استاد خودش یک تجسم و رویاپردازی در جهت نتاسب اندام است و خیلی ازت ممنونم که نوشته های زیبا و برداشتهای مفیدت را با ما به اشتراک میگذاری امیدوارم همیشه در نهایت سلامتی باشی و براحتی تناسب اندام ایده آلت را تجربه کنی🌹❤️🌹
نشان های دریافت شده
عزیزم سلام خیلی متشکرم از نگاه زیبای شما به دیدگاه بنده ….
هر ازگاه این فکر مصاحبه کردن به من یک انرژی میده برای نوشتن چون قبلاً بارها در باره فایلهای آموزشی استاد عزیز این کارو انجام دادم و بازخورد خوبی داشته خیلی خوشحالم که این مصاحبه هم برای شما جالب توجه بوده
مصاحبه دیگری در مورد درک بیشتر از تجسم شبانه تهیه کردم که امیدوارم دوست داشته باشید و براتون مفید باشه برای خودم که خیلی خوب بود و احساس خیلی خوبی انجام اون دست داد….
سلام خدای مهربونم
خدایا یاریم کن تا نعمت هایی که برایم به ودیعه گذاشتی دست یابم و از انها در جهت رسیدن به اهدافم استفاده کنم
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
ذهن ناخوداگاه بر اساس ذوق وشوق من کار نمیکنه و فقط تکرار میکنه پس وقتی من تصویر لاغری خودم رو به نا خود اگاه منتقل کنم روند متناسب شدن روی دور تکرار میوفته و به شکل عال ادامه پیدا میکنه چون ناخوداگاه تحت تاثیر عوامل بیرونی یا افزایش انگیزه و اشتیاق قرار نمیگیره
نکته مهم اینه که من باور کنم و ایمان داشته باشم که به این اندام میرسم بعد اون فرایند تغییر جسم شروع میشه همونطور که قبلا چاقی برام باور پذیر شده بود که من بعد از بلوغ چاق میشم و بعد از ازدواج چاق میشم و باور کرده بودم بارداری وپشت میزی نشینی و کم تحرکی و خوردن قرص منو چاق میکنه و این روند با شنیدن ودیدن و تکرار در ناخوداگاه من شکل گرفت و بدنم به شکل عالی این کار رو انجام داد
و باور این که من لاغر بشو نیستم و باید با کلی سختی و محدودیت خودم رو لاغر نگه دارم و همینطور هم بود
ذهن زمان نداره وقتی باور کنم در همون لحظه باور میکنه و قبل و بعد نمیشناسه
من باید بتونم منطق خودم رو حذف کنم و هر چی این کار رو بتونم بهتر انجام بدم راحت تر میتونم لاغر بشم
منطق جسم رو میبینه و میگه برو بابا این همه چربی رو تو با تخیل میخوای چجوری اب کنی ولی من اگه اونو حذف کنم وبهش توجه نکنم و باور کنم که میتونم و این باور رو تکرار کنم و از اونجایی که ذهن نا خوداگاه زمان رو نمیدونه و نمیدونه که من برای الان میگم یا اینده و در لحظه درک میکنه پس به من جواب مثبت میده و منو به سمت متناسب شدن هدایت میکنه و این کار رو برام انجام میده
این تصویر سازی برای ذهن ناخوداگاه ساده است ولی نیاز به استمرار داره و این استمرار میتونه ذهن خود اگاه یا شیطان درون رو بی اثر کنه
ذهن خود اگاه اطلاعاتشو از دنیای پیرامونم میگیره من خودم رو تو اینه میبینم یا لباس میپوشم وسایز میکنم
ولی ذهن ناخوداگاه رو به راحتی نمیشه روش اثر گذاشت و این ذهن ناخوداگاه هست که سرنوشت مارو تغییر میده ولی وقتی ذهن ناخوداگه که از خداست باور کنه وقبول کنه هیچ چیز نمیتونه جلوی وقوع اون رو بگیره
یادمه که خواهرم در مدت زمان زیادی همش استرس از دست دادن دختراش رو داشت و همیشه موقعی که خواب بودن میرفت بالاسرشون و ایت الکرسی میخوند و همش از خدا میخواست که خدا اونا رو ازش نگیره و این استرس که طولانی و مستمر بود باعث شد روزی دختر بزرگش در دریاغرق بشه و همیشه گله داشت از خدا که خدایا چرا من که همش از تو میخواستم اونا رو از من نگیری چرا با من لج کردی و حالا میفهمم که خدا با اون لج نبود بلکه این تکرار باعث شد این ترس به ذهن ناخوداگاهش بره و وقتی به ناخوداگاه نفوذ کرد این اتفاق که همیشه ازش ترس داشت براش افتاد
پس برای رفتن یک چیز به ناخود اگاه باید به اندازه کافی مرور بشه حالا ما که یاد داریم که منفی ها رو مرور کنیم پس این دفه باید اگاهانه مثبت هارو مرور کنم و تصویر لاغریم رو مرور کنم تا به ناخوداگاه راه پیدا کنه و بعد کولاک کنه چون ذهن ناخوداگاه کارش خلق کردنه و میتونه اندامم رو زندگیم رو سرنوشتم رو خلق کنه و همونی خلق میکنه که من با تکرار وارد ناخود اگاه کردم
ذهن ناخود اگاه عجول نیست و صبر داره وافکار پر تکرار رو به واقعیت تبدیل میکنه وقتی افکار تکرار میشن این تکرار در ذهن انتظار ایجاد میکنه و ذهن این انتظار رو به واقعیت تبدیل میکنه
و شرایطی برامون ایجاد میکنه که ما به اون هدف برسیم پس باید در بررسی افکارم دقت کنم بیشتر به مثبت ها فکر کنم به هدفهام و ارزوهام فکر کنم و افکار منفی رو تکرار نکنم
همیشه قبلا توجهم به چاقی بوده و این افکار پر تکرار به ذهن ناخود اگاه نفوذ کرده و انتظار چاقی ایجاد کرده و این انتظار توسط ذهن ناخوداگاه به واقعیت تبدیل شده و من چاق شدم
خب حال این روال رو برای لاغری باید انجام بدم در مورد چاقی افراد زیادی هستن که این افکار رو برای ما یاداوری کنن ولی برای لاغری هیچ کس نیست و من لشکر یک نفره خودم هستم
پس باید خودم این سوالات و پاسخ ها رو تکرار کنم تا به ذهن ناخوداگاه من نفوذ کنه و به انتظارو بعد واقعیت زندگی من تبدیل بشه
قبل از خواب شب بهترین فرصت برای این است که ذهن ناخود اگاه اطلاعات رو دریافت کنه
قبلا همش قبل خواب بیشتر اتفاقات بد روز رو به یاد میاوردم ولی ازوقتی در دوره پیشرفته هستم فایلهای شبانگاهی بسیار عالی هستن و با افکار مثبت و یاد خدا میخوابم و خیلی عالی است روز بعدم و حالا که این سوالات و تصویر لاغریم رو بعد از این فایل انجام میدم حس عالی دارم موقع خواب و ایمانم به لاغر شدن و رسیدن به ارزوهایم چندین برابر شده
این کار خیلی به من حس خوبی میده این که من تصویر لاغریمو ببینم و این سوال و جوابهارو مرور میکنم
خدایا برای این حال خوبم و استمرار و هدایت و حمایتت از من بینهایت سپاس
در پناه خدا باشید
نشان های دریافت شده
سلام طاهره جان….. آفرین بهت میگم بابت این دیدگاه عالی….
زمانی که استاد فایل آموزشی این جلسه رو گذاشتن من با مشکل سرگیجه مواجه شدم و مدتی وقتم رو گرفت و دنبال درمان بودم و وقت نکردم که بیام دیدگاه این جلسه رو بنویسم اما خوشبختانه دو روزه که این مشکل تا حدود زیادی برطرف شده دارم دارو میخورم و به ذهنم رسید برای ایجاد انگیزه در جهت شروع دوباره نوشتن دیدگاه از از روش مصاحبه فرضی استفاده کنم لطفاً این مصاحبه رو ببین و نظرتو برام بفرست….
ارادتمند شما شهربانو
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوست گرامی
عالی بود دیدگاهتون خیلی از خواندن لذت بردم با آرزوی بهترینها برای شما
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان همراهم
خاطرات تلخ متناسب شدن
وقتی داشتم خاطرات گذشته ام رو مرور میکردم یاد خاطره تلخی از متناسب شدنم افتادم .
یادم اومد من یه روزی حالم خوب نبود و رفتم بیمارستان . قبلش رفتم تریاژ . که یه فرمی هست که باید پربشه .
وهمون اطلاعات مربوط به میزان فشار و …. هست .
و تریاژ خلوت بود یهو چشمم به ترازو افتاد در گوشه اتاق بود .
از مسولش درخواست کردم میتونم خودم رو وزن کنم .
اونم بااحترام گفتش آره .
رفتم بالای ترازو وزن کردم دیدم وزنم خوبه . خوشحال بودم .
تا اومدم پایین . چشم خورد به اون خانم مسول . دیدم سرش رو انداخته پایین . اون خانومه چاق بود .
یهو دیدم حسم خیلی بد شد . و از خدا طلب بخشش کردم که منو ببخشه عجب کار زشتی کردم من . واحساس گناه کردم
طرف چاقه و من پیشش وزن کردم و احتمالا وزن منو هم دید . طرف خیلی خجالت کشید واحساس حقارت کرد .
واز اون روز به بعد به خودم قول دادم دیگه پیش آدمهای چاق وزن نکنم و انسانیتم زیر سوال نره .
و یا یک سری خانمه افتادم که هرسری میبینم که دارن هر روز برای لاغرشدن پیاده روی میکنند و گاها خیلی عرق کرده هستند وچند ساله که اونها رو می بینم .
اخیرا وقتی یکی از اونها رو میبینم احساس میکنم منو میبینه خجالت میکشنه وازنگاهش این حس بهم منتقل میشه چون سالهاست داره این کار روانجام میده و انگار نه انگار همانطوری هست که هست .
و نمیدونم چی جوریه هر وقت بیرون میرم اونها رو میبینم .
و این تو ناخودآگاهم ضبط شد که متناسب بودن و مادیات چقدر غیراخلاقیه و کوفته و دلشکستن داره .
نگاه چقدر پیامبرای ما ساده زیست بودند چون نمیخاستن دلی بشکونند و…
درسته باچاقی زجر میکشی و زندگیت سخته . اما اون دنیا خدا بهت پاداش میده
میگم تو ناخودآگاهم این حرفها مرور میشه و من بعد اینهمه مدت که تو سایت هستم و تو زمینه های موفقیت کارمیکنم به لطف الهی تونستم شناساییش کنم .
خاطرات زیبای بیداری فکری
الانا که خیلی فکر میکنم میبینم من یک سری باورهایی شیطانی رو تو ذهنم ساختم و اسمش رو گذاشتم معنویت وخدایی . و مثل آب خوردن دارم خودم رو از دریافت نعمات الهی محروم میکنم .
البته موضوع فقط به متناسب شدن ختم نمیشه در سایر جنبه های زندگیم هم علیرغم تلاشهای خیلی زیاد داره اثرات منفی خودش رو نشون میده .
نمیدونم واقعا استاد عزیز و دوستان متناسبم هم این چالش منو تجربه کردند وچطوری تونستند از این حربه شیطانی وبازی ذهنی رد بشوند و همیشه لذت متناسب بودن رو بدون حس گناه و عداب وحدان داشته باشند ..بالاخره تو مهمانی میری و دلمون هرچی خاست میخوریم . و افراد چاق ولاغر باهم هستیم . ومثالهای اینچنینی .
و اینها هم برمیگرده به محیطی که درش بزرگ شدم وفرهنگ جامعه . البته خیلی ها رو میبینم که خوب میپوشن . خوب میخورن . تناسب اندام عالی دارن . مسافرتهای آنچنانی دارند وخیلی انسانهای درست و خوبی هستند .
و برای خودم اینطوری منطقیش میکنم که چرا احساس گناه میکنم ؟ حتما باید یه ریشه قرآنی داشته باشه دیگه ؟
احادیث ها که هر بنی بشری برای سرپوش گذاشتن بی لیاقتی خودش دستکاریش کرده و تحریف شده است . واین باور مخرب حس گناه و عذاب وجدان هم نجوای ذهنی هست که قبلا تصاویرش در ذهنم توسط یه سری انسانهای به اصطلاح مذهبی جهت کج فهمی از دین که من تقلید کورکورانه ازشون کردم بارگذاری شده .
اتفاقا متناسب شدنم وپوشیدن لباسهای شاد و …حتی اگر باعث رنجش موقت افراد بشه بزار بشه تا اونها هم تکونی به خودشان بدهند و بدونن میشه متناسب شد میشه تغییر کرد واز من الگو برداری بکنند .
مثل خودم که باخجالت کشیدنم و طعنه وتمسخر اطرافیانم که باعث رنجشم شد درخواست کمک از خدا کردم وبه این مسیر هدایت شوم.
پس اون روز من نه تنها اون خانوم مسول رو از لحاظ روحی نرجوندم بلکه ممکنه حتی باعث انگیزش شدم که حرکت کنه به سمت خواسته اش .
درثانی
اگر من مشکلی داشته باشم و ببینم اصلا راه حلی نداره حالم خوبه یا ببینم نه راه حل داره و خیلی ها تو شرایط من تونستن نتیجه بگیرن .
پس من نه تنها با متناسب شدنم به خودم کمک میکنم که احساس بهتری داشته باشم هم میتونم برای خیلی ها الگویی باشم که ببینند این بیماری غیر قابل علاج نیست بلکه راه حل داره و اونها هم اگر هم بخواهند مثل من هدایت میشن و نتیجه میگیرند وحالشون واحساسشون عالی میشه .
پس من با متناسب شدنم به جهان هستی کمک میکنم که خیلی ها طعم احساس خوب متناسب شدن رو بچشند . مثل استاد عزیز و دوستان متناسبم .
حالا باخیال راحت میتونم تجسم کنم اندام رویاییم رو باحس وحال خوب دوچندان( . نه با ترس های شیطانی .) وتصویرهای عالی در ذهنم بسازم .
یک خانوم جوان و متناسب اندام با جسمی صاف و زیبا وبا لبخند زیبا و حس نشاط و سرزنده گی با لباسهای زیبا و سایز مدیوم که فرز وچایک با لذت به کاراش میرسه .
حسی سراسر شور وشوق برای شروع یه زندگی زیبا با اندام جدیدی که با الهامات الهی برای خودش ساخته و راحت میره ابراز وحود میکنه .
و برای خیلی ها الگوی زیبا و به یاد ماندنی میشه . و بااین رشد روحی وجسمی به خدای درونش نزدیکتر میشه .
خانمی که برای متناسب شدنش پله های زیادی رو آرام آرام بالارفت . ترس بود وتکانهای ریز و درشت نامیدی بود .
اما محکم وباقاطعیت ادامه داد .
میدونست خبرهای خوبی منتظرش هست چون خیلی ها رو دیده بود که به بالای پله رسیده بودند واز خوشحالی فریاد میزدند ودست تکون میدادند و انگیزه میدادند که بیا بیا بالا تو میتونی . یه کم مونده بیا .
خدایا شکرت .
والان ذوق وشوقش وصف ناپذیره .
دیگه وعده های شیطانی گولش نمیزنه چون دیگه این وعده ها براش دروغ محضه .
بخورید وبیاشامید و در قوانین الهی زیاده روی نکنید .
دیگه من یادگرفتم چشم وگوش بسته به حرف کسی اعتماد نکنم که اینطوری سالها سرگردان پیداکردن الماس درونم باشم .
استاد واقعا ازتون بی نهایت سپاسگذارم که به الهامات درونتون عمل کردید و هم خودتان متناسب شدید وهم درس زندگی رو بهمون آموختید .
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایاشکرت
نشان های دریافت شده
خانم متناسب شاد سلام دیدگاهتون عالی بود …
در پایان به یاد ترجمه ای از ایات قران کریم افتادم
که میگه بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید…
اسراف یعنی چی؟ یعنی زیادهروی…. این آیه خط بطلان میکشه به همه رژیمهای غذایی که دیگران برای ما نوشتند و گفتند اینو بخورید اونو نخورید اینو کم بخورید اونو اصلاً نخورید و از این فرمایشات بی پایه و اساس…
ما انسانیم و آزادیم که از هر چیزی که میل داریم مصرف کنیم اما به شرط اینکه اسراف و زیادهروی نکنیم…
لاغرهای طبیعی با رفتار درست ادمهایی هستند که خدا دوستشون داره چون در خوردن اسراف نمیکنند .. و الگوی ما همینها هستند…..
سپاسگزارم از دیدگاه خوب شما
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوست گرامی
چقدر دیدگاهتون عالی بود
خیلی لذت بردم از خوندن نوشته هاتون
آفرین بر شما و نگرشتون
براتون بهترینها را آرزو می کنم
سلام استاد عزیز ممنونم از مطالب خوبتون حرفاتون بی نظیرتون
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام
(۶)روز ششم از تمرین ورود به ذهن ناخوداگاه
میخواستم اول در مورد دیشب بگم که خونه ی مامانم دعوت بودیم .خیلی جالب بود برام دیدن صحنه ی این همه خوردن افراد ، جالب تر از این اینه که منم قبلا مثل اونها بودم !و بسیار بسیار در اون لحظات تغییراتم برام معلوم و واضح شد.من وقتی رسیدم مامانم با یه قوری چای گفت برات چای بریزم ، گفتم نه ممنونم ، میل ندارم ،سر میز هم شکلات و ویفر گذاشته بودن که نخوردم ،بعد مدتی میوه آورد ، خربزه ، انگور ، گلابی ،من فقط یکم از خربزه خوردم و اصلا از دو تا میوه ی دیگه نخوردم .اما بقیه منظورم اون ۴ نفر از نزدیکانم هست که ذهنیت کاملا چاقی دارند، از همه ی میوه ها خوردن!!! ،بعد شاید یه نیم ساعت در یخچال رو باز کردن ، در حالی که من و مامان داشتیم شام رو آماده می کردیم، تا حدی آماده بود ، پنیر محلی با نون در آوردن و هر کدوم چند لقمه خوردن !!!، اصلا نخوردم ،در حد یه بار شیطونه گفت ازش بچش ببین پنیرشون خوبه ،با خودم گفتم الان غذا آماده میشه و دوست ندارم این همه چیزهای مختلف رو داخل معده م قاطی کنم .بعد آش رو که دیدن گفتن چرا این رو زودتر نیاوردین ، آش بخوریم بعد شام !!!آش رو خوردن و کلی هم غذای شام.ولی من دیشب بسیار از خودم راضی بودم ،با اینکه غذای مورد علاقه م بود ولی اصلا اضافه نخوردم ، یه جورایی از این تغییر خودم لذت می بردم و نمی خواستم مثل اونهذ رفتار کنم ، یعنی قبلا با اینکه در دوره بودم اما در چنین مواقعی،در جمع خانواده که با هم مثلا خونه ی مامانم بودیم ، جو گیر می شدم و تا حدی مثل اونها رفتار می کردم ،ولی دیشب عالی بودم ، خدا رو شکر .بعد شام هم فقط یه چایی خوردم ، خواستم از اون ویفر بخورم ببینم چه طعمی داره اما نخوردم و لذت بردم از نخوردنم .
✓ خداوندا سپاسگذارم برای این تغییرات عالیم و رفتارهای صحیح غذاییم ✓
۱ـ شب قبل خواب گفتم چرا من می تونم به اون اندام زیبا ، لاغر و ۶۵ کیلویی برسم ؟چون من در مسیر تناسب فکری هستم ،کلی آگاهی درست و لاغرکننده وارد ذهنم شده و هر روز بیشتر میشه ،فرمولهای غلط و چاق کننده ی قبلی کم رنگ و کم رنگ تر شدن و دارن محو میشن .افکار منفی ذهنم خیلی کمتر شده و مثبت اندیش و پرانرژی شدم .تغییرات زیادی در احساس ، درون و رفتار من ایجاد شده ،پس انتظارم از خودم لاغریست و مطمئنم بن اون اندام ایده آل خواهم رسید .من به قدرت ذهنم و این مسیر باور و ایمان دارم .
۲ـ الان که در این اندام کاملا متناسب هستم چه حسی دارم .بهترین لحظات زندگیم ام رو دارم سپری می کنم .خداوند رو سپاسگذارم برای تمام نعمت هایش و حس و حال خوبی که برای این تناسب اندام بهم داده .احساس میکنم خیلی باکلاسم که تونستم تا این حد پیشرفت کنم.وقتی به آینه نگاه می کنم به اوج شادی میرسم و لذت میبرم از این توانمندی،قدرت،اراده ،جذابیت و تناسب اندامم که خودم بدست آوردمش .اعتماد بنفسم خیلی بالا رفته و همین باعث شده خیلی شادتر باشم .از وقتی لاغر شدن دردی در پاهام احساس نمی کنم و همه ی کارهام رو در زمان کمتری انجام میدم .من ارزشمندم .من لیقت بهترین زندگی رو داشتم و بهش رسیدم .
۳ـ بازخورد دیگران ؟همسرم بسیار شوکه شد و گفت چقدر جالبه آدم با قدرت ذهن میتونه این همه پیشرفت کنه و گفت لاغری خیلی بهت میاد ،جذاب تر شدی،مبارکت باشه .مادرم اشک شوق ریخت و گفت خدا رو شکر به سلامتی به تناسب اندام رسیدی ، خوشحالم آرزوی دیرینه ام برآورده شد .دوستم زینب گفت عالی شدی نشمیل چقدر خوبه که این همه وزن و سایز کم کردی ، من همیشه به قدرت ذهن باور داشتم ، تبریک میگم بهت .
✓ من باورهای جدیدی دارم و خوشحالم ازشون ✓
« استاد گرامیم سپاسگذارم»
نشان های دریافت شده
آفرین دوست عزیزم دیدگاهت عالی بود…
عالی هم رفتار کردی….افرین تو لیاقت متناسب شدن رو داری ….
نشان های دریافت شده
سلام هم مسیر گرامیم ، شهربانو خانم
لطف دارید ، ممنونم
همه ما لیاقت متناسب شدن رو داریم
با آرزوی تناسب اندام همه ی شما دوستان خوبم .
نشان های دریافت شده
چه موقع میتوانم مطمئن شوم که دارم با لاغری با ذهن میکنم و نه یک فکر لاغری که یک سری جملات لقلقه زبانم باشد؟
زمانی که یاد گرفتم توی یک جمع مدام فکر این نباشم که این را بخورم یا نخورم زمانی که هنگام خوردن دائماً در حال شمردن لقمههایم نباشم (نمونهاش اینکه چند شب پیش بعد از قرنها 😬 رفتیم پارک نشستیم. مشغول صحبت بودیم و خوش و بش و خندیدن. اما من ظاهراً لبخند میزدم. باطنا داشتم حساب میکردم که چندمین دانه تخمه را توی دهنم گذاشتهام! بوی برنج دودی پیچیده بود و من هم گرسنه بودم
اما الکی کلاس گذاشتم و گفتم من برنج نمیخورم 😬) پس من ظاهراً به لاغری با ذهن ایمان آوردهام اما باطناً هنوز همان عادات سمی خودم را با خودم به یدک میکشم
زمانی که با خوشرویی توی محلهمان خرید کنم بدون اینکه فکر کنم دیگران دارند به من نگاه میکنند و چاقی من را قضاوت میکنند
زمانی که تحت تاثیر حرفهای دیگران در مورد ورزش کردن و رژیم گرفتن قرار نگیرم حالا میخواد این باشه که به شک بیفتم و به حرفشون گوش بدم یا اینکه حتی گارد بگیرم و عصبانی بشم . (چون من فکر میکنم عصبانی شدن خودش یک جور انکار است و از ذهنیتی میآید که نگران است مبادا راه درستی را انتخاب نکردم )
زمانی میتوانی بگویی دارم لاغری با ذهن میکنم که بشنوی و بگذری.
گوش نکنی
ببینی و بگذری
نگاه نکنی.
سلام استاد.در این جلسه بیشتر با ذهن خود آگاه و ذهن ناخودآگاهم آشنا شدم.مهمترین دلیل لاغر نشدن افراد در استفاده از آموزشهای لاغری با ذهن ایجاد نشدن یا انتقال پیدا نکردن تصویر ایجاد شده در ذهن خودآگاه به ذهن ناخودآگاه هست.باید تصویر انتخاب شده را بارها و بارها تکرار کنیم تا به ناخودآگاه ما انتقال پیدا کند ضمیر ناخودآگاه اصل را از بدل تشخیص نمیدهد یعنی ما هر تصویری را داشته باشیم در حال حاضر میپذیرد
ذهن خودآگاه ما هم منطق ما هست دائم در مورد وقایع با ما حرف میزند.ذهن ناخودآگاه به شدت ذهن خودآگاه واکنش نشان نمیدهد…
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
چقدر عالی که توی سایت میتونیم ۱۰۰ تا هم نظر و کامنت بنویسیم.هرچقدر این فایل رو گوش کنی بازم متوجه میشی هنوز خوب درکش نکردم خیلی جای کار داره و این اتفاقی نیست که هنوز فایل بعدی آپلود نشده چون این فایل درک عمیقی میخواد و بلید چندین مرتبه و هر روز گوش داده بشه تا به عمق جهان هستی پی برد و اینکه الان چرا ما توی این نقطه هستیم از کجا نشآت گرفته،هرآنچه که به واسطه ی اطلاعات به ذهنمون سپردیم و طی ماهها و سالها مرورش کردیم به وسیله ی اطرافیان و شبکه های مجازی و رسانه ها،الانه ما رو ساخته.امیدوارم بتونیم که جایگزین خوبی برای باورهای غلطمون بسازیم .یا حق
نشان های دریافت شده
سلام
من الان یک بار دیگه فایل این جلسه رو گوش کردم
و دارم به این فکر میکنم که وقتی تونستم افکار جدید رو روی ذهن ناخودآگاهم بارگزاری کنم و نتایج رو دیدم (که اطمینان دارم حتما میبینم) چقدر پیشرفت بزرگی کردم، چون غیر از بحث تناسب، بارگزاری روی ضمیر ناخودآگاه را یاد گرفتم و یک تجربه مثبت هم دارم.
وای فکرش رو بکن، طرز کارش رو یاد گرفتم و حالا میخوام در زمینه های دیگه زندگی ازش استفاده کنم. فکر کن زندگی چقدر خوب و رویایی میشه. خدایا فکرش هم همین الان کلی حالم رو خوب کرده، یه شعف خیلی خیلی بزرگ دارم توی قلبم حس میکنم. طوری که اصلا انگار داره به قلبم فشار میاد. خدایا شکرت. همین الان حالم و احساسم عالیه. حتی از فکر کردن بهش و تصور کردنش.
خدایا شکرت که با یاد گرفتن این مهم ترین مهارت، کلید بقیه درها هم دستمونه. انگار کلید سازی رو داریم یاد میگیریم. خدایا شکرت خدایا شکرت و خدایا شکرت.
من دوره های زیادی رو در این زمینه دیدم و کلی فایل توی یوتیوب دیده بودم درباره ذهن ناخودآگاه. ولی الان توی این دوره دارم تازه میفهمم پشت صحنه چیه. خیلی خیلی برام جالبه و امیدوارم خدا بهم کمک کنه که با پشتکار به آموزش و تمرین و ممارست ادامه بدم.
خدایا به امید تو
نشان های دریافت شده
در گام شانزدهم از صدگام برای لاغری استاد برای ما راجع به تفاوت بین ذهن و فکر صحبت کردند و این باعث شد تا من به اهمیت انجام تمارین مربوط به ضمیر ناخودآگاه و علت اینکه استاد روی ضمیر ناخودآگاه تاکید میکنند پی ببرم.شاید ما بتوانیم به ظاهر با گفتن چند عبارت تاکیدی و مثبت و یا نوشتن آن فکر خود را تغییر دهیم اما در واقع چیزی که دست نخورده باقی میماند ذهن ما است همانطور که در زمانهای قبل با گرفتن رژیمهای لاغری متعدد و انجام ورزشهای گوناگون قصد داشتیم تا وزن خود را کم کنیم در فکر خود این پندار را داشتیم که من لاغر میشوم .اما ذهنیت واقعی و حقیقی ما این بود که من ورزش کنم تا از این چاقتر نشوم من هر کاری هم بکنم لاغر نمیشوم پس مجبورم کمتر بخورم و بیشتر ورزش کنم.ما با ضمیر ناخودآگاه میتوانیم این باور را در خود ایجاد کنیمکه : من میتوانم روز به روز لاغر و لاغرتر بشوم، همانطوری که قبلاً به این فکر میکردیم که من روز به روز چاق و چاقتر میشوم،