0

جلسه چهارم: برنامه‌ریزی منطق ذهنی برای لاغری

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🔙 اگه هنوز جلسه سوم: قدرت تخیل لاغری رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول اونو کامل کنی.

🧠✨ منطق ذهنی برای لاغری گاهی مثل یه دوست منطقی اما ناامیدکننده در گوشمون زمزمه می‌کنه: “تو نمی‌تونی لاغر شی!” 😔

همون صدایی که موقع شروع رژیم یا برنامه لاغری، فوری لیستی از شکست‌های گذشته رو یادت میاره.

واقعیت اینه که منطق ذهنی با تمام قدرتش سعی می‌کنه ما رو در محدوده امن و آشنا نگه داره، حتی اگه اون محدوده، چاقی باشه! 😩

اما خبر خوب اینه که می‌شه این منطق رو تغییر داد… فقط کافیه شروع کنی به بازنویسیش.

تو این مقاله با هم یاد می‌گیریم چطور منطق ذهنی‌مون رو به جای مانع، تبدیل به موتور حرکت به سمت تناسب کنیم 🚀🌿

💭 منطق ذهنی برای لاغری

🧠 منطق ذهنی برای لاغری تو با منطق ذهنی من یا هر آدم دیگه‌ای فرق داره!

هرکسی توی مسیر زندگی خودش، بر اساس تجربه‌ها، حرف‌هایی که شنیده، ترس‌ها یا خاطراتش، یه مدل خاص از منطق ذهنی ساخته که توی تصمیم‌گیری‌هاش نقش داره.

🇮🇷 البته چون ما ایرانی هستیم، زبان و فرهنگ مشترک باعث شده بعضی از منطق‌های ذهنی برای لاغری توی ما شبیه هم باشه. ولی هنوز هم هرکسی نسخه‌ی خودش رو داره.

منطق ذهنی برای لاغری

مثلاً خیلی از آدم‌های چاق این باور مشترک رو دارن که لاغر شدن خیلی سخته و پر از زجره 😫 ولی چاق شدن؟ خب، خیلی راحت و بی‌دردسره! 🍩

👀 با این حال، در مورد بعضی چیزا مثل اینکه “آیا میوه‌ها چاق‌کننده‌ هستن یا نه؟” همه نظر یکسانی ندارن. چون منطق ذهنی برای لاغری در بعضی قسمت‌ها شخصیه و متفاوته.

⛔ اما چیزی که مشترکه اینه: توی ذهن خیلی‌ها صدایی هست که هی تکرار می‌کنه:

«تو لاغر نمی‌شی!»

«تو فرق داری!»

«اونا تونستن، ولی تو نمی‌تونی!»

همون صداهایی که اصلِ کارشون اینه که جلوی حرکت تو به سمت تناسب اندام رو بگیرن…

منطق ذهنی برای لاغری یعنی مجموعه باورها و افکاری که در ذهن ما درباره توانایی لاغر شدن شکل گرفته و رفتارهای ما را در مسیر کاهش وزن تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اگر این منطق ذهنی پر از شک و تردید، ترس یا باورهای منفی باشد، باعث می‌شود ما کمتر بتوانیم به هدف لاغری برسیم.

مطالعات علمی نشان داده‌اند که تغییر این منطق ذهنی با تمرین‌هایی مثل تصویرسازی ذهنی، تغییر باورهای منفی و استفاده از روش‌های روانشناسی شناختی می‌تواند کمک کند تا رفتارهای سالم‌تر و انگیزه بیشتر برای لاغری داشته باشیم.

پس بازنویسی و برنامه‌ریزی مجدد این منطق ذهنی، بخشی حیاتی و علمی در مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل است.

منطق ذهنی برای لاغری

🧠 چیزی که مدام توی ذهنمون درباره لاغر نشدن تکرار می‌شه، در واقع همون منطق ذهنی برای لاغریه؛

همون صدای آشنایی که یواشکی ولی پرقدرت، مانع ما برای رسیدن به تناسب اندام می‌شه 😶‍🌫️

نکته اینجاست که خیلی وقت‌ها اصلاً حواسمون بهش نیست و بی‌توجه از کنارش می‌گذریم.

✨ اگه می‌خوای واقعاً به اندام دلخواهت برسی، لازمه این موانع ذهنی رو بشناسی و آروم‌آروم بازنویسی‌شون کنی. چطور؟

با ساختن تصاویر ذهنی روشن از بدنی که می‌خوای داشته باشی، و همزمان با ایجاد فرمول‌های ذهنی لاغر شدن توی ذهن آگاهت.

✍️ اینجاست که دوباره نقش کلیدی منطق ذهنی برای لاغری ظاهر می‌شه. باید یاد بگیری چطور با تکرار پرسش‌های درست و هدفمند، منطق جدیدی در ذهنت بنویسی؛ منطقی که تو رو به سمت تناسب می‌بره، نه برعکس!.

برنامه‌ریزی منطق ذهنی

فایل صوتی را با دقت گوش کنید.

👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه پنجم: توجه ذهنی به لاغری.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 438 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.42 از 93 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45198

438 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

438 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۷:۰۴
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,458 کلمه

      به نام خدا و عرض سلام …..دوره ورود به صمیر ناخودآگاه  …جلسه چهارم ….برنامه ریزی منطق ذهنی …

                ،«««««««««««»»»»»»»»»»»

                     «« دیدگاه شماره یک »»

      یکی از بزرگترین موانع ذهنی که  نه تنها باعث  عدم موفقیت در  کاهش وزنه بلکه ترمز رسیدن  به هر هدف و آرزویی ،  منطق ذهنی  در ناخودآگاه  انسانهاست….

      منطق ذهنی چیست ؟  

      به فرمایش استاد موجودیتی است  به نام شیطان درون  که همیشه می خواد انسان رو از رسیدن به آرزوهاش و اهدافش منصرف کنه …

      منطق ذهنی بر اساس اطلاعاتیست که در زندگی روزمره  وارد ذهن میشن  و چون نحوه  این  اطلاعات  از نظر نوع و  تعدادشون خیلی متفاوتن  پس طبیعیه که منطق ذهنی افراد هم بسیار متفاوت  باشن …

      چیزی که حقیقت داره این هست : 

         

      آنچه درباره لاغر نشدن در ذهن ما همواره در حال مرور شدنه، همان منطق ذهنی است که در واقع مهمترین مانع لاغر شدنه … منطقی که همواره میگه :  

      تو‌ لاغر بشو نیستی! به این دلیل به اون دلیل تو نمی تونی لاغر بشی! به فلان دلیل تو با بقیه فرق داری و لاغر نمیشی

      .از دیگر منطق‌های ذهنی مشترک این هست که لاغر شدن سخت و رنج آوره و چاق شدن  راحته و  هیچ کاری نداره حتی با آب خوردن  میشه چاق و فربه شد .. اما همه چاقها  منطق ذهنی مشترک در مورد تاثیر میوه خوردن در چاقی یا لاغری ندارن…عده ای میگن  میوه هم چاق می کنه  عده دیگه ای میگن  لاغر می کنه  بعضیا میگن این میوه چاق کننده اس  اون میوه لاغر کننده اس  بعضی هم میگن اگر فلان میوه ارو  آخر شب بخوری  چاق میشی همین میوه ارو یه وقت دیگه مثلا صبح ناشتا بخوری لاغر میشی … خلاصه منطق ذهنی کاملا متفاوتی در فرهنگ لغت چاقی در مورد  میوه ها  وجود داره    همه یکسان فکر نمی کنن…

      برای اینکه موانع ذهنی رسیدن به اندام متناسب رو برطرف کنیم  لازم هست که علاوه بر ایجاد تصویر مناسب در  ذهن ناخوداگاه می بایست منطق ذهنی لاغر شدن راهم با ایجاد فرمولهای ذهنی در این ارتباط را  در ذهن خودآگاه هم ایجاد کنیم …

      یعنی  ابتدا  فرمولهای  منطقی در قسمت خوداگاه  ایجاد کرده و همزمان به تصویر سازی ذهنی هم ادامه بدیم و با استمرار در این  پروسه مشترک این دو عامل رو‌به ناخودآگاه ‌منتقل کنیم  و  کار انتقال بستگی داره به  استمرار در تصویر سازی و  ایجاد فرمولهای  ذهنی به شکل آگاهانه در قسمت ذهن خوداگاه ما   ….

      به منظور برنامه ریزی  منطقی ذهن به این سوالات پاسخ می دیم  :

      ۱ـ   متناسب بودن چه حسی داره؟

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      تمرین

      ۱- استاد  پیشنهاد دادن   ابتدای روز به سوالات مطرح شده در بخش نظرات پاسخ بدیم با وجود اینکه  انجام این تمرین در هر ساعتی از روز تاثیرگذاره…..

      ۲- برای سهولت در انجام کار سوالات را در بخش نظرات کپی کنید و سپس به هر سوال پاسخ دهید.

      ۳- می توانید در گوشی همراه خود سوالات را در بخش نوت گوشی ایجاد کرده و هر روز به آنها جواب دهید.

      ۴- برای ایجاد انگیزه و اشتیاق بیشتر هر روز که به سوالات جواب می دهید تعداد روزهایی که این کار را انجام داده اید ذکر کنید (روز ۱، روز ۲، روز ۳، …) و سعی کنید شمارش روزها را تا روز ۳۰ و سپس تا روز ۶۰ و به همین ترتیب ادامه دهید…..

      تمرین  :  پاسخ به سوالات :

      چه حسی از متناسب شدن دارم ؟حس رهایی از قید و بند خوراک …حس تجربه اعتماد بنفسحس تجربه عزت و قدرت و تسلط بر خود …حس رهایی از دام شیطان رجیم ….حس هوشمندی و زیرکی….حس شادی و نشاط از انتخاب آزاد  از نوع رنگ و مدل لباس و شلوار ….حس ازادی و رهایی …حس زیبای انسان بودن…حس خالق بودن و قدرت ….حس زیبای اندام متوازن و چشمنواز….حس رهایی از  چشمان بیمار تماشاچیان خیابانی….حس شروع یک زندگی دوباره ….حس رهایی از بیماری های خطرناک‌….حس رهایی اززانو درد وکمر درد….حس تجربه سلامتی و سبک شدن ….حس لذت از  بالا و‌پایین رفتن از پله کانها ….حس لذت بردن از دویدن …

      از کدام تغییرات در جسمم لذت می برم ؟

      از اینکه شکم گرد و قلمبه تبدیل به شکمی صاف و خوش فرم شده لذت می برم …

      از اینکه خودبخود غذام کم شده و‌مثل پرنسسها غذا میل می کنم لذت می برم …

      از اینکه با وجود جسم سبکبار می تونم صاف و بدون فشار روی صندلی و مبل بنشینم  لذت می برم از اینکه می تونم در کنار سفره روی زمین غذا بخورم  لذت  می برم …از اینکه صورتم شفاف وجوان شده و از برق چشمانم از این موفقیت حیرت انگیز لذت  می برم ….از نگاه متعجب  افراد خانواده ودوست و فامیل لذت می برم ..از اینکه دیگه مجبور نیستم برای لاغر شدن پول خرج کنم و‌تا ابد متناسب می مونم لذت می برم …

      از اینکه  تونستم بدون هزینه کردن مقدار زیادی پول برای جراحی زیبایی شکم به راز یک اندام  متناسب پی ببرم و‌به آسانی لاغر بشم و‌چربیهای شکمم بدون ساکشن وجراحی اینقدر صاف و قشنگ شده  لذت می برم …

      چه بازخوردی از اطرافیانم دریافت  کردم  ؟

      بنا را بر این میگذارم که دوستان فامیل و افراد خانواده ام  چند ماهه منو ندیدن حالا دارن می بینن :

      زن داداشم  :  وای ابجی چه خوب لاغر کردی  بالاخره به آرزوت رسیدی  تبریک میگم ..حالا بگو ببینم رژیم گرفتی باشگاه رفتی  پیاده روی کردی  یا از راه آموزه های سایتی که توش بودی و تمرین ذهنی می کردی  ؟

      من   : زن داداش  من لاغری رو یاد گرفتم و  وزنم اومدپایین بدون اینکه از اون کارهایی که گفتی انجام بدم  …

      داداشم  :   با خنده  بالاخره تو  لاغر شدی  تبریک میگم ..

      مامان :   با خوشحالی   چقدر  خوب و خوش فرم و جمع و جور  شدی … چکار کردی  به خاله فرشته ات هم یاد بده  ببین چطور از شدت چاقی شکمی افسرده  شده قرص اعصاب می خوره …

      پسرم مجید  :   وای مامان چقدر خوب لاغر کردی  . حالا دیگه هر چی بگی  از  قدرت ذهن برای  لاغر شدن می پذیرم و در مقابل حرفات  گارد  نمی گیرم  به الهامم بگو  چطور  به این خوبی دیگه شکم نداری و خوش اندام شدی .تبریک میگم  و یه جایزه خوب و گران قیمت  پیش من داری …

      دخترم لیلا  :   مامان عالی شدی   آفرین  …

      .

      دامادم  :   مادرعالی شدی تبریک میگم  کاش مامان خودمم بلد بود چطوری  به این راحتی وزنشو‌پایین بیاره  همیشه از پادرد کمر درد می ناله  زمینگیر  شده  مادر بیا یادش بده …

      مریم  دختر عموم   :  ای ناقلا  چقدر خوب لاغر کردی  چه شکم صاف و قشنگی پیدا کردی   کاش منم بدونم با خودت چه کردی …من که هر کاری کردم لاغرنشدم…تبریک میگم بهت …دیگه نمی تونم بهت بگم دختر عموی توپول گرد و قلمبه  بعدم قش قش می خنده  و‌منو به خنده میندازه  میگم  لاغر شدن با قدرت ذهن آسونتربن کار دنیاست ….می دونم با ناباوری بهم نگاه می کنه …و من  از خوشحالی نزدیکه قالب تهی کنم واز ته قلبم  میگم  خدایاااااااشکرت  

      چه تغییراتی در افکار و رفتار جدیدم مشاهده می کنم ؟

      از برچسب زدن به خوراکی ها و غذاها به عنوان خیلی خوشمزه اس من عاشقشم خودداری می کنم …..

      از اصرار کردن به حذف کامل عصرانه خودداری می کنم و تنظیم انرژی رو به ناخوداگاه می سپارم و‌با آسودگی خیال  در پاسخ به نیاز بدنم احساسمو  خوب نگه می‌دارم …..

      میرم خرید  هله هوله نمی خرم…..

      سعی می کنم از چاشنیها به شکل کاملا محدوددر وعده های غذایی استفاده کنم تا تشویق به زیاد خوری نشم…

      سعی می کنم در وعده شام غذاهای سبکتر میل کنم ….

      سعی می کنم مصرف اب مورد نیازبدنم رو‌‌کم کم افزایش بدم  نه به یکباره با مقدار زیاد ….

      از چاقی  لاغری  خودم و دیگران هیچ صحبتی وسط  نمیندازم و پیشنهاد نمی دم …

      سعی می کنم  با خیال راحت هر وقت دلم خواست در هنگام صبح چای شیرین میل کنم و‌از مصرف شکر  نترسم …

      سعی می کنم دوره هایی که از استاد خریدم و نیمه کاره گذاشتم رو دوباره شروع کنم و به شکل مرتب و با خط خوانا در دفتر های نو بنویسم و سپس     خلاصه اشو‌ در سایت  به عنوان دیدگاه  …

      سعی می کنم دیدگاهها ی خودم  در پاسخ به فایلهای آموزشی رو به pdf  تبدیل کرده بدم چاپ کنم و برای خودم جزوه لاغری با قدرت ذهن  شخصی بسازم …

      سعی می کنم گاهی پوشاک نو‌با دو سایزکوچکتر برای خودم بخرم  و نگهداری کنم و‌از بودنشون در  کمد لباسها انگیزه بگیرم برای ادامه  پر قدرت تصحیح  افکار و‌رفتارم …

      سعی می کنم هر شب تجسم شبانه اندام متناسب داشته باشم و بعد بخوابم و قبل خواب به چیزی جز این به هیچی دیگه فکر نکنم  

      سعی می کنم در تجسم شبانه مثل یک بازیگرسبنما هر شب در  فیلم کوتاه  اندام متناسب نقش بازی کرده  توصیفش کنم با تمام جزییات  تا به این وسیله تمرکز بیشتری بر اندام متناسب داشته باشم سعی می کنم بازی در این فیلم کوتاه سرشار از احساس عشق باشه به خودم واندام متناسبم

      پایان دیدگاه اول  با استفاده از متن آموزشی این جلسه …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۸:۵۱
        مدت عضویت: 802 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 102 کلمه

        وای وای عجب حرف درستی. حس رهایی از قید و بند خوراک، حس رهایی از قید و بند خوراک، حس رهایی از قید و بند خوراک.

        خیلی از تمرکزمون جایی که باید روی مسائل دیگه می بود روی خوراک بود و انگار داشتیم همش به اون خوراکیه فکر می کردیم.

        من حتی پیش اومده بود توی جلسه، حواسم به خوراکی بود در حالی که نه خوراکی خاصی بود و نه من می خواستم چیز خاصی ازش بخورم.

        حتی حواسم به بیسکوییت ها و شکلات هایی بود که نمی خواستم بخورمشون و هیچ وقت نمی خوردم، ولی خب ذهن من رو به خودشون درگیر کرده بودن.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۵:۰۲
        مدت عضویت: 1342 روز
        امتیاز کاربر: 13200 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام شهربانو جان چقدر خوب نوشتي

        از زبان اقوام و خانواده ات نوشتي ايده جالبي بود

        همچنين پاسخ به سوال آخر هم خيلي خلاقانه بود

        موفق باشي

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۷ ۱۲:۲۲
          مدت عضویت: 2300 روز
          امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 12 کلمه

          ممنون  فهیمه جان ….

          از احساس خوبت نسبت به این دیدگاه سپاسگزارم …

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۶:۲۰
      مدت عضویت: 794 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 890 کلمه

      امروز دومین باره که تمرین رو انجام میدم 

      و به جای اینکه سوالات را تک به تک جواب بدم در قالب یک سناریو که خدم  فوق العاده براش ذوق زده شدم جواب میدم.

      امروز پنجشنبه  سوم مهر۱۴۰۴ است و الان ساعت ۱۰ شبه. امروز که رفتم روی وزنه بعد از یک سال دیدم که تونستم از وزن ۸۲ کیلو برسم به وزن ۶۷ کیلو یعنی وزنی که یک زمانی واقعاً آرزوش رو داشتم. ۱۵ کیلو کاهش وزن توی یک سال به نظر من ار فوق العاده‌ای بود…امشب برای من شب خیلی خوبی بود.بذار از صبح شروع کنم! امروز از صبح کارهامو خیلی تند تند و فرز انجام دادم خونه رو تمیز کردم همه جا رو مرتب کردم دستمال کشیدم ناهار رو حاضر کردم. غذا خوردیم. از وقتی که وزنم کم شده خیلی سریع می‌تونم کارا رو انجام بدم دیگه مثل قبل خسته نمی‌شم یا مثلاً زود کسل نمی‌شم. برای همین هم به محض اینکه ناهار رو خوردیم فوری ظرف‌ها رو شستم چون می‌دونستم قراره که بعد از ظهر بریم بیرون. توی یک سال گذشته هر روز سعی کردم کمی نرمش انجام بدم بدنم نسبت به قبل خیلی قوی‌تر شده و دیگه انجام کار خونه و خرید رفتن برام عذاب آور نیست.امروز خیلی ذوق زده بودم چون قرار بود که بعد از ظهر همسرم زودتر بیاد دنبالم تا بریم برای پاییز مانتو و پالتو بخریم. 🌞🍁🍂🧣👖🧤مانتوها و پالتوهای قبلیم رو هنوز دارم ولی همشون بهم بزرگ شدن و گشاد شدن. می‌خوام بعضی هاشون رو تنگ کنم بعضی‌ها روهم می‌خوام ببخشم چون دیگه واقعاً قابل پوشیدن نیست. امشب من و همسرم و پسرم سه تایی با هم رفتیم خرید همون پاساژی که همیشه می‌رفتیم ولی با این تفاوت که قبلاً وقتی از پله بالا می‌رفتیم من زانوهام درد می‌گرفت و همیشه نفس نفس می‌افتادم تا دو تا مغازه می‌گشتیم می‌گفتم بشینیم پاهام درد می‌کنه…اما الان من از اون دوتا جلو زده بودم…😁من یه پالتو مشکی رنگ رو انتخاب کردم که اول گفتم خب چه پالتوی ساده‌ای و فقط ازش خوشم اومد 🧐اما وقتی که پوشیدم دیدم که توی تن من بسیار بسیار زیباست و وقتی که همسرم رو صدا کردم اومد در اتاق پرو از چشماش می‌دیدم که خیلی ذوق زده است بهم گفت که چقدر خوشگل شدی خوشگل بودی خوشگل‌تر شدی وای چقدر بهت میاد مریم حتماً همینو بخر.☺️پسر کوچولوی من می‌گفت وای مامان چقدر خوشگل شدی 🥹شوهرم یواش سرشو آورد جلو در گوشم گفت که خیلی جذاب شدم و اینکه خیلی بهم افتخار می‌کنه ☺️خیلی سریع رفتیم یه شال مناسب برای روش خریدیم و بعد گفتش که به نظرم یه مانتو هم بخریم رفتیم و من یه مانتوی سبز رنگ که سرآستینش طرح گل داشت و جلو سینه‌اش هم طرح گل بود رو انتخاب کردم .یه مانتوی بلند عباطوری بود که خیلی ازش خوشم اومده بود و از پارسال تا حالا گذاشته بودم زیر نظر ولی هیچ وقت اندازه‌م نمی‌شد یعنی به هیکل من نمی‌خورد ولی حالا الان انگار برای من دوخته بودنش 😍برای اون هم یه روسری خوشگل خریدم 😬بعدش همسرم پیشنهاد داد که شام رو بریم یه پیتزا فروشی همون نزدیکی که من عاشق غذاش بودم ولی قبلاً جرات نمی‌کردم برم 🫤چون همیشه رژیم بودم این بار اصلاً مثل قبل نبود 😁وقتی که پشت میز نشستیم تا شام بخوریم مثل قبلاً نبود که عذاب وجدان داشته باشم که چرا اومدم فست فودی

       اونقدری که دوست داشتم از غذا خوردم و بعد که احساس سیری کردم گفتم که من سیر شدم و از همسرم خواستم که به گارسون بگه یه جعبه بیاره تا ما بقیه غذامون رو برداریم .قبلاً وقتی که می‌رفتم فست فودی احساس عذاب وجدان می‌کردم که چرا اومدم اینجا و بعد می‌گفتم حالا که اومدم بذار زیاد بخورم چون دیگه حالا حالاها نمیام .اما الان خندیدم و گفتم که باز هم باید ما رو اینجا بیاری و همسرم هم گفت حتماً دوباره یه شب دیگه میایم شب که برگشتیم خونه همسرم گفت که دوست داره یک بار دیگه من رو توی اون لباس‌ها ببینه بنابراین رفتم توی اتاق لباسم رو عوض کردم و یه دور پالتو و یه دور اون مانتو رو پوشیدم و گفت که واقعاً خیلی خوش هیکل شدی خیلی زیبا شدی خیلی خوشحالم که همسر من هستی …بهم گفت که تو توی این یک سال خیلی تغییر کردی و تغییر جسمی کوچک‌ترین تغییر تو بوده .گفت که چقدر با اعتماد به نفس‌تر شدی…چقدر شمرده شمرده و آروم صحبت می‌کنی قبلاً با صدای بلند حرف می‌زدی تند تند حرف می‌زدی مضطرب بودی هیجان زده بودی زود از کوره در می‌رفتی … خیلی حساس بودی زود گریه می‌افتادی همش منتظر تایید شدن از سمت دیگران بودی…اما الان خیلی آروم شدی خیلی زنانه رفتار می‌کنی 😍به قول خودت لیدی وار رفتار می‌کنی 😁و اینکه گفتش که جدیداً که دقت می‌کنم اصلاً مثل قبل قوز نمی‌کنی یعنی اون روز داشتم نگات می‌کردم گفتم که چیکار کرده که قدش بلند شده و خودت گفتی که به خاطر اینه که دیگه قوز نمی‌زنم .من واقعاً بهت افتخار می‌کنم 🥰و بعد با شنیدن حرف‌های همسرم یاد این افتادم که جدیداً هم چند نفر از دوستان و آشنایان ازم پرسیدن که چه کار کردم که انقدر لاغر شدم از کسانی که توی محله می‌شناختم کسانی که توی مغازه می‌دیدم و با هم آشناییت داشتیم و می‌گفتند که وای اول اصلاً نشناختیمت 😬

      خدا را شکر هیچ چیز دیگه‌ای نیست که بخوام توی خودم تغییر بدم اما دنبال اینم که هر روز پیشرفت کنم و هر روز بهتر و بهتر بشم. دوست دوست دارم همین عادات خوبی رو که ایجاد کردم رو ادامه بدم … 👏🏻👏🏻👏🏻 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۹:۵۶
        مدت عضویت: 802 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 40 کلمه

        سلام مری خانم عزیز

        خوبید شما؟

        آفرین چه سناریو و داستان قشنگی نوشتید. واقعا سناریو نویسی و داستان گویی خیلی حال خوبی داره. هم نوشتنش و هم خوندنش. ممنون که ما رو هم توی خواندن و حال و هواش شریک می کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مری خانمی
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۱۴:۳۱
          مدت عضویت: 794 روز
          امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 46 کلمه

          سلام لیلا خانم عزیز نظر لطفتونه و خوشحالم که خوندید بله درست می فرمایید سناریو نویسی عالیه. 

          حالا که خدا توی زندگی قلم رو به دست ما داده که خودمون داستان زندگی خودمون را بنویسم چه خوبه که بهترین ها رو برای خودمون در نظر داشته باشیم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شهربانو باقری
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۲:۲۱
        مدت عضویت: 2300 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        آفرین  عالی نوشتی ….مرحبا   سناریوی تجسم رو‌ قشنگ نوشتی ….

        دوستدار شما   شهربانو 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۵:۲۱
      مدت عضویت: 2096 روز
      امتیاز کاربر: 11130 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 554 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 

      سلام 

      ورود به ضمیر ناخودآگاه جلسه‌ی چهارم  برنامه ریزی منطق ذهنی 

      تمرین آموزشی 

      سوالات مربوط به برنامه ریزی منطق ذهنی 

      1. متناسب بودن چه حسی داره ؟ حس آرامش وقتی که متناسب بشم به آرامش میرسم دیگه درگیر اینکه موقع خرید لباسای آزاد واسه اینکه اندام دیده نشه بخرم نیستم هر لباسی و با هر سایز و رنگ و مدلی که دوست داشته باشم میخرم و همه شون چون خوش اندام شدم بهم خیلی میان و من از دیدن خودم در آیینه لذت میبرم ،با بدنم و غذاها کاملا در صلح میشم و دیگه ترسی از خوردن اونا ندارم 
      2. از چه تغییراتی در جسم خودت لذت میبری ؟ از اینکه شکمم تخت و صاف شده ، کمرم باریک و بازوها و دست و ران و پاهام باریک و کشیده شدند ، انگشتانم کشیده شدند و انگشترام تو انگشتان باریکم خیلی قشنگ دیده میشن وقتی که کت و شلوار و یا پیراهن مجلسی میپوشم کمر باریک و اندام زیبام جلوه خاصی داره و من از دیدن این اندام زیبا لذت میبرم 
      3. چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی ؟ همسرم از دیدن اندام زیبای من شگفت زده شده و زمانی که من مشغول انجام کارام هستم زیر چشمی و با تعجب به من نگاه می‌کنه و هر روز به من میگه آفرین به تو ، تو واقعا فوق العاده هستی من از بودن در کنار تو به خودم افتخار میکنم ، دخترام و پسرم از دیدن اندام زیبای من خیلی خوشحال شدند و با دست زدن منو تشویق می‌کنند بهم میگن آفرین مامان تو خیلی توانمند هستی و من از شدت خوشحالی اشک شوق می‌ریزم دوست و فامیل و آشنا هرکس که بعد از یه مدت منو میبینی تعجب می‌کنه و میگه بازم که لاغرتر شدی این چه رژیمیه که بعد از چندین سال برگشت وزنی ندارد و تو چاق که نشدی هیچ برعکس لاغرتر شدی ومن فقط لبخند میزنم واین آرامش و این لبخند زیبا حق الهیه منه 
      4. چه تغییری در افکار و رفتار جدیدت مشاهده می کنی ؟ دیگه مثل گذشته مدام به غذاها و خوراکی ها فکر نمیکنم و برای خوردن اونا نقشه نمی‌کشم ، موقع غذا پختن به بهانه‌ی تست کردن مزه شون مدام به اونا ناخونک نمیزنم ، تا زمانیکه گرسنه نباشم چیزی نمی‌خورم و به محض سیر شدن به خوردن ادامه نمیدم حتی اگه یه لمه از غذام مونده باشه چون دیگه مثل قبل نمیتونم زیاد غذا بخورم و بلافاصله دلم درد میگیره و من اصلا از حالت دل درد به خاطر زیاده‌روی در خوردن خوشم نمیاد چون درد در ذهنم مساوی با رنج تعریف شده و من از رنج کشیدن خوشم نمیاد به همین دلیل همیشه و تا ابد فقط در حد نیاز بدنم غذا می‌خورم و این یعنی تا ابد متناسب و خوش اندام ماندن

      ۵ـچه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟ تا زمانی که زنده هستم در این مسیر زیبا هستم و از آموزش های مفید و کاربردی و ارزشمند اون استفاده می‌کنم و هر روز یک قدم برای متناسب شدن و بهتر زندگی کردن بر میدارم الان چند وقتیه که دارم به جای صبحانه میوه میخورم. علاقه ام به خوردن آب و میوه جات زیاد شده و سعی میکنم که این عادات درست مو نهادینه و ادامه بدم .                                

      با تشکر از زحمات بی دریغ شما استاد بزرگوار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۹:۵۸
        مدت عضویت: 802 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 44 کلمه

        سلام فاطمه عزیز

        جانا سخن از زبان ما می گویی. امان از این نقشه کشیدن برای خوراکی ها و غذاها. دقییییقا همین بود و من هم الان خیلی خیلی بهتر شدم و ذهنم آزاد شده. خدا رو شکر می کنم. و از استاد عزیز سپاسگزارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شهربانو باقری
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۲۲:۳۱
        مدت عضویت: 2300 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        آفرین  خیلی عالی نوشتی  …اون قسمت  که خیلی پراحساس نوشتی از شدت شوق گریه ات گرفته وقتی بچه هات تشویقت کردن…منم دلم خواست از گریه شوق شما منم گریه کنم …

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۴:۲۸
      مدت عضویت: 802 روز
      امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      سلام به همه

      یه خلاصه ای بگم

      قراره از همون راه که چاق شدیم لاغر بشیم.

      استاد مراحل چاق شدن رو اینطوری گفتن:

      شنیدن درباره چاقی = ایجاد فرمول های چاقی ذهن = ایجاد تصاویر ذهنی چاق = انتظار چاق شدن = چاق شدن

      برای لاغری هم به همین صورت است:

      شنیدن درباره لاغری، که خب فرد هنوز لاغر نشده و افراد اطرافش هم هنوز دارند از چاقی حرف می زنند، پس باید خودش محیط آزمایشگاهی ایجاد کنه؟ یعنی چی؟ یعنی همین کاری که ما داریم انجام می دیم. خودمون رو در معرض 5 سوال در مورد لاغری و احساس پس از اون قرار می دیم و هر روز تکرارا می کنیم. انگار که داریم از زبان دیگران می شنویم، و تاثیر خودش رو داره.

      ایجاد فرمول های لاغری: همین که فرمول های چاقی مثل چاقی ارثیه، چاقی بر اثر بی تحرکیه، چاقی بر اثر کمی سوخت و سازه و … را با منطق بی اثر کنیم، فرمول های لاغری خود به خود جایگزین می شه.

      ایجاد تصاویر ذهنی لاغر: این رو که هر شب داریم با تصویر سازی انجام می دیم و هر روز طی انجام همین تمرین با احساس عالی داریم بعد از لاغر شدنمون رو تصور می کنیم.

      لاغر شدن: این هم که دیگه نتیجه کارمونه. تازه استاد گفتن این نتیجه صد در صده. پس بدونید حتما متناسب می شیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بی همتا
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۴:۲۲
      مدت عضویت: 2447 روز
      امتیاز کاربر: 3193 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 185 کلمه

      روز دوم 

      ۱. متناسب بودن چه حسی داره؟

      متناسب بودن برای من حس آزادی در انتخاب لباس رو داره و من تعیین میکنم که دوست دارم لباس تنگ بپوشم یا آزاد و گشاد نه سایز من . و حس آزادی خودش شادی رو برای من به همراه داره و باعث میشه که اعتماد به نفس بیشتری هم داشته باشم.

      ۲.از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      از دیدن شکم صاف و پاهای خوش فرمی که دارم لذت میبرم. از اینکه باورم نمیشد ولی خیلی عالی لاغر شدم خیلی خوشحالم . اینکه مانتوم دکمه هاش دیگه در حال ترکیدن نیست و آزاد وایمیسته خوشحاااالممم.

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      بازخوردهای خیلیی خوبی گرفتم و همه از تغییرات من تعریف می کنند و از اندام جدید من متعجب می شوند‌

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      آرامش بیشتری دارم و برای غذا خوردن افکار مزاحمی ندارم و دیگه همه ی افکارم صرف چاقی نمیشه. 

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      پیوسته تر گام بردارم و هرروز کاری برای متناسب شدن انجام بدم که باعث بشه رضایت داشته باشم از خودم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسیه رفیعی
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۴:۱۲
      مدت عضویت: 2598 روز
      امتیاز کاربر: 46359 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,130 کلمه

      بنام خدای مهربان

      با سلام و درود و خدا قوت خدمت استاد گرانقدر و دوستان شگفتی ساز هم مسیرم 

      روز ۱۹ :

      ۱_ متناسب بودن چه حسی داره؟

      ۱. حس فوق العاده و بی نظیر سلامتی و آرامش و امید به زندگی شاد و پر طراوت و پر انرژی بهم میده 

      ۲. حس رضایت کامل و بهرمندی از تمام نعمت ها و بیشتر شدن حس قدرتمندی در انجام هر کاری رو برام داره 

      ۳. حس آزادی در انتخاب رنگ و مدل لباس وای من همیشه عاشق یقه ملوانی بودم ولی خواهرم که خیاطه میگه با یقه ملوانی هرکول میشی از این که میتونم هر مدلی خوشم میاد بدوزم و بپوشم کیف میکنم رنگهای شاد و متنوع لذت بردن از تمام غذاها و برچسب ترسناک نزدن به هر غذایی به اندازه نیاز مصرف کردن و تفریحات پر جنب و جوش جلوی آینه هر مدل رقصیدن و لذت بردن از اندام خوش تراشم رو برام داره    

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟

      ۱. از اینکه پاهام رو میتونم بندازم رو هم و خیلی جمع و جور و کوچک رو صندلی بشینم خیلی خیلی لذت میبرم وای دلم غش میرفت همیشه برای اونا که پاشونو راحت تو هم قفل میکردن خیلی شیکه رونهای لاغر که رو هم سوار میشن منم خیلی لذت میبرم که میتونم حالشو ببرم 

      ۲. از اینکه کمرم باریک شده و شکمم صاف و تخت شده که همیشه از دیدن شکم تخت کیف میکنم تو عکسا هم چشمام برق میزنه از شکم تخت ذوق میکنم شدیدا و چقدر خوبه که منم دارمش و سیر نمیشم از دیدنش 

      ۳. از اینکه باسن کوچک و خوش فرمی دارم و اصلا جلب توجه نمیکنه خیلی لذت میبرم و ساق پاهای باریک و خوش تراشم  

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟

      ۱. دوستم پری از دیدن اندام من در مهمونی به شدت هیجان زده شد و گفت دختر تو چیکار کردی هی میگفتی لاغری با ذهن باور نمیکردم فکر میکردم توهم زدی و چنین اندامی بتونی برای خودت بسازی و کلی تشویق و تحسینم کرد و کلی ذوق زده شدم   

      ۲. زنداییم منو که دید سفت منو بقل کرد و کلی اشک شوق ریخت و گفت مرحبا به تو که انقدر شجاع بودی و فقط به ذهن خودت اعتماد کردی چون دیگه همه میدونن من تو چه مسیری هستم و خیلی دلش میخاست منو سالم ببینه میبینه که روماتیسمم درمان کردم بی هیچ قرص و دارویی خودشم تصمیم گرفت وارد این مسیر شگفتی ساز بشه

      ۳.عکسم چه دلبری میکنه تو آلبوم شگفتی سازا هر روز کلی دوستان جدید هدایت شده منو میبینن و شگفت زده میشن و شاهد خوب به نفع من تثبیت میکنن اندام زیبام رو که غرق در زیبایی آفرینش ابتدایی خودم شدم و خودمو تونستم به راحتی به اصل وجودی خودم برسونم فقط با کمک استاد بی نظیرم و ذهن الهی خودم  

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      ۱. امروز صبح که برای صبحانه درست کردن رفتم آشغال تو پام فرو میرفت کف موکت  بعد از مدتها جارو برقی تونستم بکشم بدون اینکه فشارم بیفته یا خسته بشم اتاقمم برق افتاد یه جاروی سریع کشیدم بعد سریعم صبحانه درست کردم و کمک مامانم کردم خیلی چسبید دوست دارم تکرارش کنم واقعا لاغری عبادت است و لبخند خدا رو دیدم  

      ۲. باز هم کمی غر زدم به مامانم بخاطر بعضی از کارایی که قبلا شدیدا فریاد میزدم و عصبی میشدم ولی امروز خیلی سریع تر کنترل میکردم هنوز جای پیشرفت دارم و بهتر شدنمم خوشحالم کرد 

      ۳. در من خود به خود میل خوردن نوشابه و بستنی و این خوراکیها که خیلی دوست داشتم کم شده و واقعا بی میلم و هر چی پیشنهاد میدن میگم میل ندارم و خیلی دلچسبه که اصلا و ابدا همراه با حسرت نیس کاملا ناخودآگاه اون فرمول علاقه کم شده من که حتی بدمزه ترین بستنی ها رو میخوردم الان واقعا میلم نیس و خیلی رفتار متناسبانه دارم 

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      ۱. با حس و حال خوب و ایمان بیشتر مسیرم رو ادامه بدم و تکرار و استمرار لذت بخش داشته باشم چون من عاشق این مسیرم 

      ۲. از غر زدن و عصبانی شدنم کاملا بیشتر جلوگیری کنم چون فقط به ضرر خودم تموم میشه و برچسب بداخلاق میگیرم و اصلا راضی نیستم از این رفتار و کنترلشم راحته فقط باید بیشتر تمرین کنم تا مهارت بدست بیاد اختلاف سلیقه ها همیشه هست و کار دست آدم میده گاهی 

      باید رو خودم کار کنم تا اطرافیانمم همسو با من رفتار کنن چون دلم نمیخاد هیچ بی احترامی باشه مخصوصا مامانم که درگیری زیاد پیدا میکنیم  

      ۳. تمرکزم رو بیشتر روی روند درمانم بزارم چون تصمیم قاطع شفابخشی دارم و خیلی تغییرات بهبودی رو هم دارم مخصوصا که زمانی که دکتر میرفتم مدام بند بند انگشتام رو تست میکرد و میپرسید مفصلها خوبه و الان به محض خوابیدن مفصلهام خشک میشدن دیشب تو تمرکز تجسمی شبانه به بهبود سرعت ترمیمم کمک کردم با اینکه خوابم دیشب عمیق بود ولی درد مفصلهام کمتر بود و به ناخودآگاهم برنامه ریزی برای احساس خوشایند خوب شدن مفصلها دادم واقعا جواب داد و رد خور نداشت خیلی درد کمتر داشتم و خواب رفتگی دستهام کاملا برطرف شده اینم کم و کم و کمتر میشه فقط باید تجسم کنم سرعت ترمیم تمام بیماریهام رو که من قدرتمندترینم و شفا درون من است و حس عالی شفا بخشی رو تقویت کنم و باور بیماری رو کم رنگ تر چون واقعا داروها هیچ کمکی به من نمیکردن کبدم رو درگیر کرده بود که اونم خوب میشه فقط با قدرت تخلیل نامحدود ناخودآگاهم و از قدرت محدود علم نمیخام استفاده کنم اینهمه سال قرص خوردن و تغییر نکردن خسته کننده بوده با علم محدودی که راه من نیس 

       چون من نامحدودم و محدودیت به دردم نمیخوره من اشرف مخلوقاتم و هر چی بخام رو قطعا به موجود باش تبدیل میکنم من کن ف یکون میکنم با وعده الهی و با آموزشهای استاد بی نظیرم به شکوفایی و اوج رسیدم و تمام قدرت در دستان من است 

      خدایا شکرت که منو در مسیر آگاهی هدایت کردی و منو لایقش دونستی که هنرجوی یکی از قدرتمندترین دستان خدا بر روی زمین و  اساتید محترم دنیا باشم و با افتخار از طریق  آموزشهای واقعا بی نظیرش  خالق تمام آرزوهام باشم دمتون گرم استادم همیشه و در همه جا بدرخشید و خدا خیرتون بده تمام معجزات رو شما در من و دوستان شگفتی سازم متبلور کردین 

      و به جای دادن ماهی ماهیگیر بودن یادمون دادین با آسون ترین روش بهترین نتایج 

      در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و عامل رشد و پیشرفت حتی اتفاقات به ظاهر نامطلوب زندگیم

      و من لایق داشتن بهترینهام و من خیلی شجاع و توانمندم 

      و این حق همه ماست که شگفتی ساز باشیم چون خدا بعد از آفریدنمون به خودش احسنت گفت و باید تکامل خودمونو گام به گام با آرامش طی کنیم و به کمال و پیشرفت و مهارت برسیم

      این تمرین موثر تکراری شیرین و آسون ادامه دارد با کمال میل  …   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سحر
        ۱۴۰۳/۰۷/۱۵ ۱۸:۵۱
        مدت عضویت: 1167 روز
        امتیاز کاربر: 12566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 424 کلمه

        سلام دوست خوش احساس و عالی نویسم من همیشه لذت میبرم از قلم دلنشین و کامنت های فوق العاده زیبایت و ممنونم که برایمان مینویسی میدونی آسی جان دیشب توی تجسمات شبانه ام با هم همراه شدیم و من خیلی لذت بردم از همراهیت و با هم رفتیتم توی شهر گشتیم و کلی از تناسب انداممون و سبک را رفتنمون لذت بردیم بعد وارد یکی از خیابان‌های اصلی شهر شدیم که پُر بود از فروشگاه های لباس مجلسی چند تا مغازه رو که رد کردیم پشت شیشهٔ توی تن  یه مجسمه چشمم خورد به یک پیراهن ماکسی مجلسی با آستین پرنسسی از جنس تافته و به رنگ طلایی که یقهٔ آمریکایی ظریف و کشیده ای داشت که نوک پایین یقهٔ آن با یک گل سینهٔ بسیار زیبا و درخشان به شکل شکوفه های گیلاس تزئین شده بود و من با شوق زیاد ازت خواستم که آن را پرو کنی و وقتی توی اتاق پُرو تو را در آن لباس دیدم از زیبایی اندامت که با رنگ درخشان طلائی ادغام شده بود خیلی لذت بردم و بعد از توی ویترین وسایل زینتی مغازه یک گل سر زیبا به شکل تاج ظریف و بسیار درخشان را انتخاب کردم و بعد از جمع کردن موهایت و بستن آن به حالت پرنسسی تاج را جلوی موهایت قرار دادم و از زیبایی خیره کننده ات بسیار کیف کردم و  بعد گوشیم را از توی کیفم در آوردم و درحالی که تو از دیدن اندام فوق العاده متناسبت در رنگ مورد علاقه ات به وجد آمده بودی و مرتب جلوی آینهٔ اتاق پُرو با لبخند لاغری خودت را تحسین میکردی، چند تا عکس‌ خوش استایل ازت گرفتم  ازم پرسیدی برای چی عکس‌ گرفتی؟گفتم میخواهم بفرستم برای استاد تا در آلبوم شگفتی سازان ثبتش کند و تو با لبخند لاغری ایدهٔ مرا تایید کردی و من آن لباس را به عنوان هدیهٔ متناسب شدنت برایت خریدم و بعد از کلی گردش در فضاهای زیبای شهر و لذت بردن از احساس لاغری و اندام متناسب و سلامتی کامل مان با حس خوب  و با لبخند لاغری از هم خداحافظی کردیم و من با همان لبخند خوابم برد. صبح که بلند شدم تصمیم گرفتم در اولین فرصت این تجسم خاطره انگیز را برایت بنویسم و وقتی وارد سايت شدم دیدم استاد عزیزم دیدگاهت را در صفحهٔ اول سايت قرار داده و از این همزمانی خیلی لذت بردم و من این تجسم شبانه را با عشق و هزاران حس خوب تقدیم میکنم به زیباترین و خوش قلب ترین دوستم آسیه جانم و امیدوارم بزودی عکست را با لباس طلایی در آلبوم شگفتی سازان ببینم👸🌹💖

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار آسیه رفیعی
          ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۰۸
          مدت عضویت: 2598 روز
          امتیاز کاربر: 46359 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 255 کلمه

          سلام سحر قشنگم ای جانم شیرین‌ زبان چه کردی با من تمام وجودم اکلیلی شد قلبم پر از نور مرسی مرسی من غش و ضعف 

          صد بار خوندمش و هر بار برق امید بیشتری در وجودم سرازیر شد دمت گرم مهربونم نمیدونم واقعا وسط اینهمه نورافشانی چه کنم فقط سرتاسر وجودم پر از لبخند عمیقه و غرق در خوشبختیم 

          مرسی از کادوی قشنگت منم الهی بتونم تو رویاهام بهترین لباس با رنگ مورد علاقت رو بهت هدیه بدم و جبران کنم و کیف کنیم خیلی نشانه قشنگی بود و خیلی چسبید خیلی عشقی عجب سفر بی نظیری بود بر قوه نامحدود تخیلمون  

          الان هر کس از من عکس میگیره واقعا به وجد میام و خوشحال میشم عشقم 

          برعکس گذشته 

          مرسی که عکسای قشنگم رو ثبت کردی و اینهمه درخشش در من ایجاد کردی اصلا یه حالیم نگفتنی خیلی زیبا و عالی هم به تصویر کشیدی کاملا صحنه ها رو دیدم و حس کردم و هر روز پیام پر مهر و محبتت رو خواهم خوند 

          و انعکاس اینهمه انرژی رو برات میفرستم و در کائنات این ارتعاش به خودت برمیگرده وجودت طلاست مهربونم وصف العیش نصف العیش فوق العاده بود 

          خودمم هر بار اسممو تو صفحه اصلی میبینم خیلی خوشحال میشم و بی نهایت از لطف استاد ممنونم 

          ممنونم استاد از این سرزمین بهشتی که ساختین با وجود این همه نعمت دوستان عالی خدا قوت بهتون استاد گرانقدرمون خیلی کیف داد الهی که خدا خیر کثیر بهتون بده زبانم قاصره از تشکر واقعا اینهمه شور و اشتیاق رو با تجسم زندگی میکنیم همشونو مدیون زحمات بی دریغ شماییم 

          خدایا شکرت شکرت شکرت    

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار سحر
            ۱۴۰۳/۰۷/۱۶ ۲۰:۳۰
            مدت عضویت: 1167 روز
            امتیاز کاربر: 12566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 169 کلمه

            سلام به روی ماهت دوست قلب طلایی من. عاشقانه ازت تشکر میکنم ناز دلم بابت پاسخ زیبایت که پُر از عشق و مهربانی و انرژی فوق مثبت بود خیلی ازت ممنونم شیرین عسل من که به تجسم شبانه ام حال و صفای خاصی بخشیدی خودم که خیلی از همراهیت کیف کردم و لذت بردم و اون کادوی ناقابل هم در حد یه تبریک بود بخاطر شگفتی ساز شدنت ایندفعه برنامه چیدم با هم بریم یه طلا فروشی لوکس و سرویس‌های مورد علاقه مون رو بخریم و با لباسهای مجلسی فوق العاده خوشرنگ و سنگدوزی شده بریم یه مجلس عروسی خفن و با اندام ظریف و سبکمون کلی برقصیم و خوش بگذرونیم

            میدونی آسی جان من فکر میکنم استادعزیز و مهربونمون با عشق خاصی این دوره رو تهیه کردند که انجام تمریناتش اینقدر حس و حال مارو عالی و ملکوتی می‌کند و منم عاشقانه از محبت و زحماتشون تشکر و قدردانی میکنم واز ربناجانم میخواهم که وجود نازنین و پر ازبرکت و محبتشان را غرق عشق و نور و خوشبختی کند🙏❤️❤️❤️🙏

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۲:۳۷
      مدت عضویت: 880 روز
      امتیاز کاربر: 26040 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 277 کلمه

      به نام خدای خوبم.

      روز سوم.

      – متناسب بودن چه حسی داره؟حس آزادی، حس رهایی از افکار منفی و استرسهای بی جا سر خوردن.حس نزدیکتر شدن به خدای یکتا و خدا را بیشتر درک کردن. حس شادی بیشتر و سبک بالی

      ۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟از اینکه سینه هایم کوچک و خوش فرم شده،باسنم خوش فرم و برجسته شده.از اینکه شکم و پهلوهام تخت و صاف شده. از اینکه پاهام کشیده تر و شفاف تر شده.از اینکه پوستم شفاف تر شده،از اینکه خوشگلتر شدم.از اینکه جوانتر و خوشچهره تر شدم. خدایا شکرت.

      ۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟همه تشویقم میکنم.دایی هام همه میگن زهرا چقدر خوشگلتر شده.همه دوست دارن مثل من بشن.همسرم میگه ازت از جسم تو لذت میبرم وقتی اومدم کره همه میگن ایول بابا چه استایلی داری.از همه ما خوش هیکلتر هستی.به راحتی هرجا میرم.

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟افکارم:آرامش بیشتر دارم،به چیزهای مثبت بیشتری فکر میکنم.اعتماد به نفس بالاتر و عزت نفس بیشتر.مدت زمان بیشتری در احساس خوب به سر میبرم. رفتار:خانومانه طور رفتار میکنم همیشه صاف میشینم و با وقار طبیعتا اعتماد به نفس و عزت نفس بالا باعث شده رفتارهای بهتری را در خودم نشون بدم. مهربانتر با دیگران رفتار میکنم.راحتتر سر هر قضیه ای کنار میام.بیشتر خودمو دوست دارم و عشق بیشتری به خودم میورزم.باتمرکز بیشتری روی خودم کار میکنم.غذا را با تمرکز بیشتر میخورم.

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟میتونم درمورد چاقی صحبت نکنم.ناظر افکار خودم باشم.وقتی سیرم هی دنبال غذا نباشم.وقتی میخوام استراحت کنم دنبال خوردن نباشم لذتو به خوردن ربط ندم.عاشق خودم باشم.خودمو بپذیرم از دوره صدگام نهایت استفاده و بهره بری را ببرم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۱:۴۸
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 261 کلمه

      به نام خدا

      متناسب شدن یا بودن چه حسی داره؟

      متناسب بودن حس شادی وآرامش درونی برای من داره 

      متناسب شدن حس نزدیکی به خدا واصل وجودم رو برای من داره .

      متناسب بودن حس استقلال وبی نیازی در من داره .حس اینکه به کمک دیگران در انجام کارها نیاز نداشته باشی. خودت همه ی کارهات رو انجام بدی حس استقلال رو بهم میده 

      متناسب بودن حس زیبایی وجوانی بهم میده 

      متناسب بودن حس ارزشمندی بهم میده 

      متناسب بودن حس آزادی بهم میده 

      متناسب بودن حس زندگی رو بهم میده 

      متناسب بودن حس عاشقی رو بهم میده حس عشق به خود حس عشق به ديگران

      متناسب بودن حس آرامش ابدی بهم میده 

      متناسب شدن حس نزديکي به خدا رو بهم میده 

      متناسب شدن حس سلامتی وطول عمر رو بهم میده

       متناسب شدن حس شور وشوق واشتیاق جوانی بهم میده

      متناسب بودن حس بینظیر رهایی از افکار منفی رو بهم میده 

      متناسب شدن حس سبکی وفرزی وپرواز بهم میده 

      متناسب بودن حس و حال عاشقی بهم میده 

      متناسب بودن حس خالی شدن بهم میده 

      متناسب شدن حس غرور وافتخار بهم میده 

      متناسب شدن حس جوانی و نوجوانی بهم میده 

      متناسب شدن حس آرامش قلبی بهم میده

       متناسب شدن حس خوشبختی وسعادت بهم میده

       متناسب شدن حس بینظیر رهایی رو بهم میده 

      متناسب شدن حس یه پرنده ی سبکبال رو بهم میده

      متناسب شدن حس زیبایی وجذابیت  بهم میده 

      متناسب شدن حس اعتماد به نفس رو بهم میده 

      متناسب بودن حس طول عمر با عزت واحترام بهم میده 

      متناسب شدن حس شور وشوق زندکی بهم میده

      متناسب شدن شور وشوق رسیدن به اهداف دیکه رو بهم میده

       متناسب بودن حس در اوج بودن رو بهم میده

       متناسب شدن بهم حس معنویت رو بهم میده

       متناسب شد حس با شکوه بودن وبزرگی بهم میده

      ادامه دارد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۰:۲۷
      مدت عضویت: 1729 روز
      امتیاز کاربر: 27153 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      به نام خدا 

      سلام

      دیروز وقتی رفتم زیر دوش چشمام رو که بستم ، خیلی عجیب بود ، خودم رو کاملا متناسب دیدم و حسی که داشتم بسیار بسیار لذت بخش بود ،باورم نمیشد این حالت رو :)خیلی خوشحال شدم .

      من در دفترم همین سوالات و جوابشهاش رو هر روز یادداشت می کنم .

      می خواستم از استاد بپرسم آیا خوندش هر روز کافیه ، یا باید حتما دوباره یاداشت کنم ؟؟

      و اینکه در سایت هر روز کپی کنم و بگم مثلا روز سوم ، اشکالی نداره ؟؟

      باید جوابها تکراری باشه ؟ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۵ ۱۹:۵۴
        مدت عضویت: 2310 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام به شما

         اتفاقا منم امروز زیر دوش دیدم شکمم صاف شده خیلی احساس فوق الاده ای بود شکمم رو بدون تصویر انتخابیم تصور کردم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        سلام و درود
        من هر روز می نویسم
        ممکنه خیلی از روزها شبیه هم باشه ولی وقتی هر روز مینویسم برای ذهن من جدیده
        چون ذهن زمان و مکان نداره.
        حالا شما خود دانید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار نشمیل قادری آذر
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۴ ۰۹:۲۶
          مدت عضویت: 1729 روز
          امتیاز کاربر: 27153 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 24 کلمه

          استاد سپاسگذارم از پاسختون 

          مطمئنا من هم پاهام رو جای پای شما می گذارم ،

          هر روز می نویسم و مثل شما نتایج عالی خواهم گرفت.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۰۸:۵۰
      مدت عضویت: 802 روز
      امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

      سلام به استاد خوبم و دوستان گرامی

      یه تشکر ویژه از استاد که انقدر با بیانی ساده و روان مطالب رو بهمون می گن و راحت پشت پرده رو متوجه می شیم. من توی صد گام به رسیدم به فایل نکته طلایی 1 و خیلی روان و عالی توضیح دادین که حالا بازم باید گوش بدم.

      روز 3

      ۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده‌ میکنی؟

      سرعت عملم در خوردن بسیار بسیار کم شده، در یخچال را باز می کردم، کیک را دیدم، می دانستم چقدر خوشمزه است و چقدر دوستش دارم ولی اصلا عجله ای و تصمیمی بر برداشتنش نداشتم. به قدری با خیال راحت غذا می خورم که خدا می دونه، منع مصرف مواد غذایی ندارم، دیروز که صبحانه ساندویچ سوسیس بندری با سس و خیارشور نوش جان کردم و قبل و بعدش حالم عالی بود و هیچ گونه ترس و عذاب وجدانی نداشتم، این یعنی تغییر عالی. چون یکی از دوستان توی کامنت نوشته بود مواد غذایی خوبن و به ما انرژی می دن، پس بعد از خوردن انرژی ما بیشتر هم می شه، به راحتی بعد از غذا خوردن بلند شدم و سفره و وسایل را جمع کردم و بردم آشپزخانه.

      حرفها و نکته ها و گفته ها به راحتی در جان من داره می شینه. پشتکارم در ادامه دادن مسیر دوره و نوشتن کامنت و خواندن کامنت کاملا مشخصه و دارم ازش لذت می برم. و این یک باب جدید برام باز می کنه. دارم به آموزش از طریق ذهن مسلط می شوم و می خوام توی همه جنبه ها ازش استفاده کنم. احساسم عالیه احساسم عالیه و احساسم عالیه.

      ۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟

      ادامه دادن مسیر، انجام همین تمرین که بهترین حال و هوا و احساس رو بهم می ده، گوش کردن به فایل های دیگه استاد، مثل امروز که فایل 21 و نیم صد گام را گوش دادم به اسم: نکته طلایی1: از چاقتر شدن خوشحال باشید. این فایل پر از آگاهی عالی بود و انگار مثل کارتون های قدیم، یک لامپ روی کله م روشن شد. این فایل را چند بار دیگه گوش می دم. این فایل می گه چطوری این آگاهی ها می ره می شینه توی ذهن و ته نشین می شه. چطوری خاطره چاقی از توی سلول های بدن خارج می شه. 

      https://tanasobefekri.net/be-happy-that-you-are-getting-fatter/

      دیگه چه اصلاحاتی می تونم انجام بدم؟ من اصلاحی بهتر از ادامه دادن مسیر و در جریان این رودخانه بودن سراغ ندارم.

      ممنونم که خواندید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 45 از 9 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۵ ۱۹:۳۴
        مدت عضویت: 2310 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام به لیلا خانم

        سپاسگزارم از شما بابت اشاره و دیدن نکته طلایی 1

        من هنوز متن اون فایل رو خوندم چقدر به درک بیشتر این دوره کمک کرد. 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۰:۰۹
        مدت عضویت: 1342 روز
        امتیاز کاربر: 13200 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 68 کلمه

        سلام و درود ليلا جان

        من اين فايل نكات طلايي 1 رو دو بار گوش دادم با اينكه فايل نسبتا طولاني هست ولي انقدر مطالبش فوق العاده ست كه ارزش داره هر چند بار گوش بديم…ديدم شما هم بهش اشاره كردي گفتم نظر خودمم بگم كه بچه از كنار اين فايل ارزشمند به راحتي نگذرن …تمام فايل هاي استاد ارزشمند هستن من هر كدومو چند بار گوش ميدم

        موفق باشي

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم